خودکشی

milad0511

نظرتون راجع به خودکشی و کسایی که خودکشی می کن چیه ؟
شما اونها رو شجاع میدونید یا اشخاصی ترسو که جرات ایستادن در برابر زندگی رو نداشته اند ؟
جهت پاسخ دادن به سوال همه گونه اشخاصی رو که دست به این کار میزنن در نظر بگیرید مثلا من آشنایی دارم که به بیماری صعب العلاجی مبتلا هست نیمی از بدنش فلج شده و زجر عجیبی میکشه فعلا هم درمونی برای بیماریش وجود نداره حالا این شخص به چه امیدی زنده بمونه ؟؟؟

سید ابوبکر
milad0511

نظرتون راجع به خودکشی و کسایی که خودکشی می کن چیه ؟
شما اونها رو شجاع میدونید یا اشخاصی ترسو که جرات ایستادن در برابر زندگی رو نداشته اند ؟
جهت پاسخ دادن به سوال همه گونه اشخاصی رو که دست به این کار میزنن در نظر بگیرید مثلا من آشنایی دارم که به بیماری صعب العلاجی مبتلا هست نیمی از بدنش فلج شده و زجر عجیبی میکشه فعلا هم درمونی برای بیماریش وجود نداره حالا این شخص به چه امیدی زنده بمونه ؟؟؟

خیلی سخته در موردش نظر داد... واقعا نمیشه چیزی گفت...

sonixax
milad0511

نظرتون راجع به خودکشی و کسایی که خودکشی می کن چیه ؟
شما اونها رو شجاع میدونید یا اشخاصی ترسو که جرات ایستادن در برابر زندگی رو نداشته اند ؟
جهت پاسخ دادن به سوال همه گونه اشخاصی رو که دست به این کار میزنن در نظر بگیرید مثلا من آشنایی دارم که به بیماری صعب العلاجی مبتلا هست نیمی از بدنش فلج شده و زجر عجیبی میکشه فعلا هم درمونی برای بیماریش وجود نداره حالا این شخص به چه امیدی زنده بمونه ؟؟؟

به نظر من کسانی که خودکشی میکنند یا افرادی هستند که میخواهند خودنمایی کنند و جلب توجه ! یا دیگه بد جوری داغ کردند و توان مقابله با مشکلات رو ندارند

.

البته در مورد افراد عاقل میگم نه این خل و چل های انتحاری !

milad0511

به نظر خودم به چنین شخصی که ادامه حیاتش با زجر و عذاب همراه هست حق خودکشی رو میدم اما اون عده دیگه که از زندگی سیر شدن (مثل خودم ) و میخوان از شر زندگی راحت بشن در صورتی که مرگشون موجب ضرر به شخص یا اشخاصی نشه مساله ای نداره ... به عنوان مثال خودم تا حالا این کار رو نکردم فقط به خاطر پدر و مادرم چون با رفتنم اونا خیلی زجر می کشن چون به من خیلی امید دارن اما این هم دلیل خوبی نیست برای زنده موندن من نمی تونم زندگی غیرقابل تحملم رو تحمل کنم چون اونا ناراحت نشن پس خودم چی ؟؟؟
سپاس از پاسخ دوستان

سید ابوبکر
milad0511

به نظر خودم به چنین شخصی که ادامه حیاتش با زجر و عذاب همراه هست حق خودکشی رو میدم اما اون عده دیگه که از زندگی سیر شدن (مثل خودم ) و میخوان از شر زندگی راحت بشن در صورتی که مرگشون موجب ضرر به شخص یا اشخاصی نشه مساله ای نداره ... به عنوان مثال خودم تا حالا این کار رو نکردم فقط به خاطر پدر و مادرم چون با رفتنم اونا خیلی زجر می کشن چون به من خیلی امید دارن

دلیلش چیه که از زندگی سیر شدی؟

milad0511
سید ابوبکر

دلیلش چیه که از زندگی سیر شدی؟

دقیقا نمی تونم دلیلش رو اینجا بگم ولی یکی از دلایلش اینه که حدود 5 -6 سال هست به بیماری اعصاب دچارم هر راهی رو هم که دکترا پیشنهاد دادن امتحان کردم اما جواب نداده خودم هم به کل از درمان ناامیدم البته این فقط یکی از دلایل بود مثلا یکی دیگه اش اینه که من با مطالعه کتابهای ضددین و ... از اسلام کامل برگشته ام و به خدا دقیق اطمینان ندارم که وجود داشته باشه یا نباشه اما مشکل من اینجاس که من تو یه خونواده مذهبی و محیطی به شدت مذهبی هستم دختری رو که خیلی می خواستم و اونم منو خیلی می خواست وقتی گفتم من دیگه مسلمون نیستم با هام قطع رابطه کرد دوستام هم وضع بهتری ندارن الان که دارم اینا رو تایپ می کنم تا چند دقیقه دیگه دوستام میان دنبالم که همراشون برم مسجد محل واسه نماز و بعد هم هیئت و از این حرفا ... خسته شدم از این همه ریا .... البته اینایی که گفتم هرچند می دونم از نظر شما خیلی ساده و کودکانه اس و به من خواهید خندید اما اینها فقط یه قسمت کوچیکی بود از مشکلاتی که دارم و ....
سپاس از پاسخ دوستان

kourosh_bikhoda
milad0511

دقیقا نمی تونم دلیلش رو اینجا بگم ولی یکی از دلایلش اینه که حدود 5 -6 سال هست به بیماری اعصاب دچارم هر راهی رو هم که دکترا پیشنهاد دادن امتحان کردم اما جواب نداده خودم هم به کل از درمان ناامیدم البته این فقط یکی از دلایل بود مثلا یکی دیگه اش اینه که من با مطالعه کتابهای ضددین و ... از اسلام کامل برگشته ام و به خدا دقیق اطمینان ندارم که وجود داشته باشه یا نباشه اما مشکل من اینجاس که من تو یه خونواده مذهبی و محیطی به شدت مذهبی هستم دختری رو که خیلی می خواستم و اونم منو خیلی می خواست وقتی گفتم من دیگه مسلمون نیستم با هام قطع رابطه کرد دوستام هم وضع بهتری ندارن الان که دارم اینا رو تایپ می کنم تا چند دقیقه دیگه دوستام میان دنبالم که همراشون برم مسجد محل واسه نماز و بعد هم هیئت و از این حرفا ... خسته شدم از این همه ریا .... البته اینایی که گفتم هرچند می دونم از نظر شما خیلی ساده و کودکانه اس و به من خواهید خندید اما اینها فقط یه قسمت کوچیکی بود از مشکلاتی که دارم و ....
سپاس از پاسخ دوستان

دوستان جدید پیدا کنید. اوقات بیکاری برید جاهای جدید و مثلن در پارک هایی که تابحال نرفتید. معمولن عده ای همیشه در پارکی مشغول ورزش یا بازی هستند. بشینید به بهانه شطرنج یا تخته نرد یا والیبال با اونها هم کلام بشید و سعی کنید دایره آشناهاتون رو بیشتر کنید. به هر طریقی در دسترس دوستان قدیمی و مسجد برو نباشید تا اینجوری عذاب نکشید.

Russell
milad0511

دقیقا نمی تونم دلیلش رو اینجا بگم ولی یکی از دلایلش اینه که حدود 5 -6 سال هست به بیماری اعصاب دچارم هر راهی رو هم که دکترا پیشنهاد دادن امتحان کردم اما جواب نداده خودم هم به کل از درمان ناامیدم البته این فقط یکی از دلایل بود مثلا یکی دیگه اش اینه که من با مطالعه کتابهای ضددین و ... از اسلام کامل برگشته ام و به خدا دقیق اطمینان ندارم که وجود داشته باشه یا نباشه اما مشکل من اینجاس که من تو یه خونواده مذهبی و محیطی به شدت مذهبی هستم دختری رو که خیلی می خواستم و اونم منو خیلی می خواست وقتی گفتم من دیگه مسلمون نیستم با هام قطع رابطه کرد دوستام هم وضع بهتری ندارن الان که دارم اینا رو تایپ می کنم تا چند دقیقه دیگه دوستام میان دنبالم که همراشون برم مسجد محل واسه نماز و بعد هم هیئت و از این حرفا ... خسته شدم از این همه ریا .... البته اینایی که گفتم هرچند می دونم از نظر شما خیلی ساده و کودکانه اس و به من خواهید خندید اما اینها فقط یه قسمت کوچیکی بود از مشکلاتی که دارم و ....
سپاس از پاسخ دوستان

دوست عزیز مطمئن باش کسی به مشکلات شما نمیخنده.
این مشکل واکنش نامتناسب اطرافیان به بیخدایان متاسفانه عمومیه،فقط کم و زیاد داره.

Anarchy #۱۰

حدس میزنم اینشون یکی از دوستانمون در گفتگو باشن ...اونجا هم تقریبا همین مطلب رو ذکر کردن!!به نظر من برای درمان خودت تلاش کن و نا امید نباش... اگه یه کم واضح تر مشکل و ناراحتی عصبیت رو مطرح کنی شاید بتونم راهنماییت کنم...

shirin #۱۱

اگه از زنده بودن بیزاری و زندگی کردن برات هیچ جذابیتی که نداره باعث زجر کشیدنت هست و کلا هیچ نوع شرایط ایده الی فکر میکنی برای زندگی کردن وجود نداره. و این حالاتت موقتی نیست و هیچ نوع دارویی هم باعث نمیشه که بهتر بشی بهتره خودتو بکشی. ولی اگه شرایطی ایده آل برای زندگی کردن تو ذهنت هست و فکر میکنی اگه اون شرایط رو داشتی چه زندگی شیرین بود بهتره تلاش کنی تا اون شرایط رو برای خودت محیا کنی.

shoqad #۱۴
shirin

اگه از زنده بودن بیزاری و زندگی کردن برات هیچ جذابیتی که نداره باعث زجر کشیدنت هست و کلا هیچ نوع شرایط ایده الی فکر میکنی برای زندگی کردن وجود نداره. و این حالاتت موقتی نیست و هیچ نوع دارویی هم باعث نمیشه که بهتر بشی بهتره خودتو بکشی. ولی اگه شرایطی ایده آل برای زندگی کردن تو ذهنت هست و فکر میکنی اگه اون شرایط رو داشتی چه زندگی شیرین بود بهتره تلاش کنی تا اون شرایط رو برای خودت محیا کنی.

واقعا چه توصیه شیرینی بود!🤭
تا اونجایی که من میدونم فکر خودکشی در همه آدمها وجود داره حتی بعضی به صورت آنی مرتکب اینکار میشن ولی وقتی بصورت مشکل در میاد که به صورت وسواس و فکر مداوم در شما بروز میکنه و به نظر من در شرایط عادی اصلا یک مسئله فلسفی نیست و بیشتر یک state روانی هست..معمولا بعضی خداباورها این قضیه رو القاء میکنند که یارو وقتی به پوچی میرسه خودشو میکشه که اینطور هم نیست معمولا پوچی فلسفی به نیهیلیسم و هدونیسم یا زندگی در حال یا carpe diem منجر میشه و نه خودکشی ..زندگی و آگاهی فرصتیه که طبیعت به صورت تصادفی در اختیار انسان قرار داده و من به عنوان یک ناباور به زندگی بعد از مرگ هیچ مشکلی در این زمینه نداشتم با اینکه اعتراف میکنم فکر خودکشی به عنوان یک انتخاب بعضی وقتها به ذهنم رسیده اما هیچ وقت جدی نبوده و اصولا من ترجیح میدم زندگی کنم کلا امیدوارم علم پیشرفت کنه من یک دور دیگه بدنیا بیام و زندگی کنم چون حساب کردم کلی چیز هست که من باید بدونم و یاد بگیرم و ببینم اما عمر فعلیم کفاف نمیده 😁...

milad0511

قیقا نمی تونم دلیلش رو اینجا بگم ولی یکی از دلایلش اینه که حدود 5 -6 سال هست به بیماری اعصاب دچارم هر راهی رو هم که دکترا پیشنهاد دادن امتحان کردم اما جواب نداده خودم هم به کل از درمان ناامیدم البته این فقط یکی از دلایل بود مثلا یکی دیگه اش اینه که من با مطالعه کتابهای ضددین و ... از اسلام کامل برگشته ام و به خدا دقیق اطمینان ندارم که وجود داشته باشه یا نباشه اما مشکل من اینجاس که من تو یه خونواده مذهبی و محیطی به شدت مذهبی هستم دختری رو که خیلی می خواستم و اونم منو خیلی می خواست وقتی گفتم من دیگه مسلمون نیستم با هام قطع رابطه کرد دوستام هم وضع بهتری ندارن الان که دارم اینا رو تایپ می کنم تا چند دقیقه دیگه دوستام میان دنبالم که همراشون برم مسجد محل واسه نماز و بعد هم هیئت و از این حرفا ... خسته شدم از این همه ریا .... البته اینایی که گفتم هرچند می دونم از نظر شما خیلی ساده و کودکانه اس و به من خواهید خندید اما اینها فقط یه قسمت کوچیکی بود از مشکلاتی که دارم و .... سپاس از پاسخ دوستان

بجای گوش کردن به حرفهای شیرین این خانم شیرین بهتره با یک مشاور و آدم خبره در این مورد صحبت کنید...هیچ چیز غیر ممکن نیست سعی کنید مشکلاتتون رو کوچیک کنید(exaggerate نکنید) توصیه های کوروش و راسل هم به عنوان انتخاب در نظر داشته باشید سعی کنید در خودتون حس رقابت ایجاد کنید (رقابت یکی از خصوصیات زندگیه و تو همه هست) هم بصورت انفرادی و هم جمعی ترجیحا جمعی چون این اطرافیان ما هستند که مستقیم و غیر مستقیم به ما انرژی مثبت میدن و شما در برخورد با دیگران یک بده بستان عاطفی میکنید که روحیه بخشه مهم تر از همه از محیطی که باعث فشار روحی و دپرس شدن شما میشه دوری کنید .....توی گفتگو هم یک کاربری بود که همین مشکل رو داشت بعدا اومد گفت که مشکلش حل شده امیدوارم شما ایشون نباشید..

milad0511 #۱۵
sonixax

به نظر من کسانی که خودکشی میکنند یا افرادی هستند که میخواهند خودنمایی کنند و جلب توجه ! یا دیگه بد جوری داغ کردند و توان مقابله با مشکلات رو ندارند .

به نظرم جزء دسته دوم هستم کار ما از خودنمایی گذشته 😟
--------------------------------------------------------------------------
بیشترین هدفم از ایجاد این تاپیک این بود که این مساله رو از نظر اخلاقی ارزیابی کنیم ؟
پاسخ خودم رو گفتم کسی که با خودکشی منجر به ضرر به شخص یا اشخاصی نشه این حق رو داره اما اگه با رفتنش عده ای متضرر میشن درست نیست که این کار رو بکنه مثل پدری که هنوز سرپرست خونواده ای هست و ...
خوشحال میشم نظر دوستان رو از این بابت بدونم .

havadar_e_democracy

حدس میزنم اینشون یکی از دوستانمون در گفتگو باشن ...اونجا هم تقریبا همین مطلب رو ذکر کردن!!به نظر من برای درمان خودت تلاش کن و نا امید نباش... اگه یه کم واضح تر مشکل و ناراحتی عصبیت رو مطرح کنی شاید بتونم راهنماییت کنم...

من یه مدت توی گفتگو اومدم یه پست گذاشتم که دیگه نتونستم ادامه بدم چون خورد به کنکور و از این حرفا اما اون کاربری که مد نظر شماست من نبودم
ناراحتی عصبی هم افسردگی شدیدی هست که به تشخیص چند تا روانپزشک مبتلا هستم البته الان خیلی بهتر هستم هر راهی هم برای درمان امتحان کردم حتی الکتروشوک اما مشکل من از جایی دیگه هست من معنی زندگی رو نمی فهمم و هیچ چیزی زیبایی نمی بینم که بخوام برای رسیدن بهش تلاش کنم چند تا زیبایی بود که از دستم رفت مسائل جانبی هم هست مثلا روز به روز حافظه ام داره ضعیف تر میشه اما دکتر میگه از عوارض شوک و داروهاس بعد از چند ماهی خوب میشه دکترای دیگ هم تست گرفتن میگن مشکل خاصی نیست و ...

shirin

اگه از زنده بودن بیزاری و زندگی کردن برات هیچ جذابیتی که نداره باعث زجر کشیدنت هست و کلا هیچ نوع شرایط ایده الی فکر میکنی برای زندگی کردن وجود نداره. و این حالاتت موقتی نیست و هیچ نوع دارویی هم باعث نمیشه که بهتر بشی بهتره خودتو بکشی. ولی اگه شرایطی ایده آل برای زندگی کردن تو ذهنت هست و فکر میکنی اگه اون شرایط رو داشتی چه زندگی شیرین بود بهتره تلاش کنی تا اون شرایط رو برای خودت محیا کنی.

دقیقا نتیجه ای هست که خودم بهش رسیدم منتها چیزی که باعث شده این کار رو تا الان بصورت جدی پیگیری نکنم همون ارزیابی اخلاقی ار این کار هست که قبلا ذکر کردم

shirin #۱۶

اگه افسردگی داری بهتره خودکشی نکنی، چون افسردگی یه بیماری هست که در اثر کمبود سرتونین به وجود میاد. و قابل درمان هست.
خودکشی بد نیست اتفاقا راه حل خیلی خوبی هست برای کسانی که به معنای واقعی به بن بست رسیدن. خیلیا هستن که هیچ راهی براشون نیست یعنی اگه هم باشه در دسترس اونا نیست و زندگیشون در سراسر عمرشون به بدبختی میگذره و خودشون رو هم نمیکشن و به زندگی سراسر نکبتشون ادامه میدن. من به چنین اشخاصی شدیدا توصیه میکنم خودشون رو بکشن چون این زندگی اگه قرار باشه همش بدبختی باشه و یا بدبختیش بیشتر از خوشبختی و آرامشش باشه همون بهتر که زودتر از شرش راحت بشیم. زندگی اونقدرا هم ارزش موندن نداره. یعنی به هر قیمتی

shirin #۱۷

در ضمن از نظر اخلاقی هم هیچ اشکالی نداره. فقط باعث ناراحتی کسانی هست که مرگ اون شخص دلتنگشون میکنه (البته اگه از نظر مالی وابستگی شدید کسی بهش نداشته باشه).ولی اونم بعد از مدتی براشون عادی میشه.

kourosh_bikhoda #۱۸
shirin

ولی اونم بعد از مدتی براشون عادی میشه.

برای والدین، هیچ چیز در دنیا سخت تر و دشوار تر از مرگ فرزند نیست. اونطور که خاقانی میگه:

راه نفسم بسته شد از آه جگر تاب ...... کو همنفسی تا نفسی رانم ازین باب

milad0511 #۱۹
shirin

در ضمن از نظر اخلاقی هم هیچ اشکالی نداره. فقط باعث ناراحتی کسانی هست که مرگ اون شخص دلتنگشون میکنه (البته اگه از نظر مالی وابستگی شدید کسی بهش نداشته باشه).ولی اونم بعد از مدتی براشون عادی میشه.

فکر نکنم به این سادگی باشه که شما میگی ... من در زندگیم فرض رو بر این گذاشتم که بعد از مرگ خدایی وجود داره و بر اساس عدل و عدالت به رفتار ما قبل از مرگ رسیدگی میشه (البت فرض رو بر این گذاشتم تا بیخدایی یه موقع منجر به بی اخلاقی من نشه در حقیقت خدا و جهان پس از مرگ و جهنم و بهشت و ... رو پشم هم حساب نمی کنم) با این اوصاف اگه شما جای او خدای منظور باشید چه قضاوتی در باره رفتاری که من انجام دادم با اوصافی که رفت خواهید داشت به این سوال ترجیحا جواب بدید تا به ادامه بحث بپردازیم
ممنون از همه دوستان 🌹

Mehrbod #۲۰
kourosh_bikhoda

برای والدین، هیچ چیز در دنیا سخت تر و دشوار تر از مرگ فرزند نیست. اونطور که خاقانی میگه:

راه نفسم بسته شد از آه جگر تاب ...... کو همنفسی تا نفسی رانم ازین باب

خانواده‌ای که نتوانسته باشد فرزندش را درست بزرگ کند، بایستی اینگونه رنج هم ببرد.

milad0511 #۲۱
مهربد

خانواده‌ای که نتوانسته باشد فرزندش را درست بزرگ کند، بایستی اینگونه رنج هم ببرد.

چه ربطی داره به خانواده ، عواملی دیگه باعث می شن که شخص دست به خودکشی بزنه اونوقت ما یقه خونواده رو بگیرییم ؟
شاید خونواده هم تا حدودی مقصر باشن اما دیگه مجازاتشون در این حد نیست

sonixax #۲۲
مهربد

خانواده‌ای که نتوانسته باشد فرزندش را درست بزرگ کند، بایستی اینگونه رنج هم ببرد.

خیلی خانواده ها فرزندشان را درست بزرگ میکنند و دست آخر فرزندشان خودکشی هم میکند ، آنها چی ؟
مشکلات روانی که منجر به خودکشی میشود همیشه در نتیجه تربیت خانوادگی فرد نیست ، بلکه اغلب اوقات در نتیجه ی رفتار جامعه و محیط زندگی فرد و هزار و یک دلیل دیگر به وجود میاند

.

shirin #۲۳
milad0511

فکر نکنم به این سادگی باشه که شما میگی ... من در زندگیم فرض رو بر این گذاشتم که بعد از مرگ خدایی وجود داره و بر اساس عدل و عدالت به رفتار ما قبل از مرگ رسیدگی میشه (البت فرض رو بر این گذاشتم تا بیخدایی یه موقع منجر به بی اخلاقی من نشه در حقیقت خدا و جهان پس از مرگ و جهنم و بهشت و ... رو پشم هم حساب نمی کنم) با این اوصاف اگه شما جای او خدای منظور باشید چه قضاوتی در باره رفتاری که من انجام دادم با اوصافی که رفت خواهید داشت به این سوال ترجیحا جواب بدید تا به ادامه بحث بپردازیم
ممنون از همه دوستان 🌹

من اگه جاي اون خدا باشم کلي شرمنده ميشم که چرا وقتي کسي رو آفريدم توجهي بهش نداشتم طوريکه اون فرد از ناراحتي خودکشي ميکنه. خودمو سرزنش ميکنم و سعي ميکنم حداقل تو اون دنيا بهترين امکانات رو براش مهيا کنم تا تلافي کرده باشم سختيهايي که اون کشيده رو. 🙂

Mehrbod #۲۴
milad0511

چه ربطی داره به خانواده ، عواملی دیگه باعث می شن که شخص دست به خودکشی بزنه اونوقت ما یقه خونواده رو بگیرییم ؟
شاید خونواده هم تا حدودی مقصر باشن اما دیگه مجازاتشون در این حد نیست

من با شما هم‌نگر نیستم. خانواده و پدر و مادر وظیفه دارند که فرزندان
خودشان را برای رودرویی با دشواری‌های پیش‌بینی ناپذیر زندگی آماده کنند.

بچه‌ای که یاد گرفته باشد چگونه با دشواری‌ها و سختی‌های
زندگی روبرو شده و خود را نبازد، هرگز دست به خودکشی نخواهد زد.

sonixax

خیلی خانواده ها فرزندشان را درست بزرگ میکنند و دست آخر فرزندشان خودکشی هم میکند ، آنها چی ؟
مشکلات روانی که منجر به خودکشی میشود همیشه در نتیجه تربیت خانوادگی فرد نیست ، بلکه اغلب اوقات در نتیجه ی رفتار جامعه و محیط زندگی فرد و هزار و یک دلیل دیگر به وجود میاند .

این دوباره برمی‌گردد به اینکه شما درست بزرگ کردن را چه بدانید.
به هر روی، نبایستی از روی آنکه خانواده کسی ممکن است ناراحت شود خودکشی را نااخلاقی بدانیم.

خودکشی و گزینش میان زندگی و مرگ بایستی حق هر آدمی باشد.

sonixax #۲۵
مهربد

این دوباره برمی‌گردد به اینکه شما درست بزرگ کردن را چه بدانید. به هر روی، نبایستی از روی آنکه خانواده کسی ممکن است ناراحت شود خودکشی را نااخلاقی بدانیم. خودکشی و گزینش میان زندگی و مرگ بایستی حق هر آدمی باشد.

من بحثی در مورد اینکه چون یکی دیگه ناراحت میشه پس اخلاقی نیست ندارم ، بلکه در مورد سخن شما که گفته اید نتیجه تربین اشتباه در خانواده است بحث دارم .

یعنی شما معتقیدید همه خود کشی ها بر میگردد به تربیت اشتباه در خانواده !؟

shirin #۲۶

خانواده يا همون پدر مادر خودشون محصول شرايطي که در اون بزرگ شدن هستن، مطمئنن هيچ پدر يا مادري دلش نميخواد فرزندش ناموفق باشه ولي خب چون تربيت خودشون درست نبوده و آگاهيشون و سوادشون هم کم و يا نادرست هست و اطلاع درستي از تربيت درست ندارن پس نميتونن يک فرزند موفق هم تربيت کنند. (داشتن مدارک دانشگاهي دليل بر آگاه و با سواد بودن اشخاص نيست) آيا به نظر شما اين پدر و مادر چه گناهي دارند؟ اونا که خودشون فکر ميکنند در حد توانشون براي فرزندانشون مضايقه نکردند. در هر صورت انسانها به صورت رقت باري محصول و فرآورده شرايطشون هستن و هيچ راه گريزي نيست.

Mehrbod #۲۷
sonixax

من بحثی در مورد اینکه چون یکی دیگه ناراحت میشه پس اخلاقی نیست ندارم ، بلکه در مورد سخن شما که گفته اید نتیجه تربین اشتباه در خانواده است بحث دارم .

یعنی شما معتقیدید همه خود کشی ها بر میگردد به تربیت اشتباه در خانواده !؟

آری، برای خودکشی نکردن تنها نیاز به دانستن چند اصل ساده داریم:

  • همه چیز همواره همینگونه نخواهد ماند.
  • همه دشواری‌ها را می‌توان با فکر و اندیشه درست از میان برداشت.

اکنون به جز چند استثنا، مانند کسانی که با بیماری‌ای کشنده و دردناک درگیر هستند و یا کسانی که در
زندگی هیچ امید دیگری ندارند (نمونه محکوم به مرگ)، این خودکشی برمی‌گردد به نداشتن آموزش بایای گفته شده.

در این میان، اگر خانواده همه نقش در خودکشی کس را نداشته
باشد، بیشترین و مهمترین نقش را دست‌کم خواهد داشت.

shirin

خانواده يا همون پدر مادر خودشون محصول شرايطي که در اون بزرگ شدن هستن، مطمئنن هيچ پدر يا مادري دلش نميخواد فرزندش ناموفق باشه ولي خب چون تربيت خودشون درست نبوده و آگاهيشون و سوادشون هم کم و يا نادرست هست و اطلاع درستي از تربيت درست ندارن پس نميتونن يک فرزند موفق هم تربيت کنند. (داشتن مدارک دانشگاهي دليل بر آگاه و با سواد بودن اشخاص نيست) آيا به نظر شما اين پدر و مادر چه گناهي دارند؟ اونا که خودشون فکر ميکنند در حد توانشون براي فرزندانشون مضايقه نکردند. در هر صورت انسانها به صورت رقت باري محصول و فرآورده شرايطشون هستن و هيچ راه گريزي نيست.

در اینباره حق با شما است و این پدر و مادر گناهی هم ندارند، ولی جهان هم هیچگاه قرار نبوده منصفانه باشد!

درباره اینکه آدم‌ها فرآورده پیرامون خود هستند با شما اندکی مخالفم، اصولا تنها ویژگی که ما را از دیگر جانداران
متمایز می‌کند، توانایی گسترده در دست‌کاری پیرامون خود و سود بردن از این دگرگونی درست شده است.

shirin #۲۸

درسته که انسانها با استفاده از نيروي تفکر ميتونن شرايط محيطي رو به نفع خودشون تغيير بدن ولي همين تفکر نيز تا حدود زيادي متاثر از شرايط بيروني يک شخص مي باشد. شرايط بيروني مثل شرايط جغرافيايي و نحوه تغذيه و اينکه منايع تا چه حد در دسترس داشته باشد. اگر غير از اين هست چرا در نقطه اي از زمين انسانها هنوز به صورت بدوي زندگي ميکنند و در جايي ديگر با استفاده از هوش و نيروي تفکر توانسته اند شرايط زندگي را طبق ميل خودشان تغيير دهند؟

Mehrbod #۲۹
shirin

درسته که انسانها با استفاده از نيروي تفکر ميتونن شرايط محيطي رو به نفع خودشون تغيير بدن ولي همين تفکر نيز تا حدود زيادي متاثر از شرايط بيروني يک شخص مي باشد. شرايط بيروني مثل شرايط جغرافيايي و نحوه تغذيه و اينکه منايع تا چه حد در دسترس داشته باشد. اگر غير از اين هست چرا در نقطه اي از زمين انسانها هنوز به صورت بدوي زندگي ميکنند و در جايي ديگر با استفاده از هوش و نيروي تفکر توانسته اند شرايط زندگي را طبق ميل خودشان تغيير دهند؟

خورد و بازخورد؟

shirin #۳۰

نه خورد و بازخورد نيست، محيط و شرايط اثر غالبي دارن.

Jooyandeh #۳۱

از دیدگاه متریالیسم، من هیچ‌چیز غیراخلاقی‌یی مطلقاً در خودکشی نمی‌بینم. حتّی، از این دیدگاه، نیاز نیست آدم از زندگیش سیر شده باشد یا به بد مشکلی برخورد کرده باشد. هر لحظه که یک متریالیست هوس خودکشی کرد (به هر دلیلی)، به‌شرطی که بتواند خودْ را موفقیت‌آمیز بکشد، می‌تواند خود را بکشد؛ و هیچ کار غیرعقلانی‌یی انجام نداده است.

کسانی که مخالفند، فقط یک دلیل پاد این سخن بیاورند.

Anarchy #۳۲
Jooyandeh

از دیدگاه متریالیسم، من هیچ‌چیز غیراخلاقی‌یی مطلقاً در خودکشی نمی‌بینم. حتّی، از این دیدگاه، نیاز نیست آدم از زندگیش سیر شده باشد یا به بد مشکلی برخورد کرده باشد. هر لحظه که یک متریالیست هوس خودکشی کرد (به هر دلیلی)، به‌شرطی که بتواند خودْ را موفقیت‌آمیز بکشد، می‌تواند خود را بکشد؛ و هیچ کار غیرعقلانی‌یی انجام نداده است.

کسانی که مخالفند، فقط یک دلیل پاد این سخن بیاورند.

حالا اصلا به نظر شما خودکشی اخلاقی هست یا غیر اخلاقی؟!

sonixax #۳۳
Havadar_e_Democracy

حالا اصلا به نظر شما خودکشی اخلاقی هست یا غیر اخلاقی؟!

بحث خود کشی به نظر من یک بحث اخلاقی نیست ، نه اخلاقی هست و نه اخلاقی نیست چون اصلن به این موضوع به نظر من ربطی نداره .

Jooyandeh #۳۴
Havadar_e_Democracy

حالا اصلا به نظر شما خودکشی اخلاقی هست یا غیر اخلاقی؟!

من شخصاً، نمی‌دانم.

امّا، به نظرم، در هر حال، تلاش در نیکو بودن، از خود-نابود-ساختن انسانی‌تر است. من شخصاً با پولس رسول موافق که می‌گوید: «خدا به کسانی که با پایداری در انجام اعمال نیکو، در پی جلال و حرمت و بقایند، حیات جاویدان خواهد بخشید.» (رومیان ۲ : ۷)

Ouroboros #۳۵
Jooyandeh

از دیدگاه متریالیسم، من هیچ‌چیز غیراخلاقی‌یی مطلقاً در خودکشی نمی‌بینم. حتّی، از این دیدگاه، نیاز نیست آدم از زندگیش سیر شده باشد یا به بد مشکلی برخورد کرده باشد. هر لحظه که یک متریالیست هوس خودکشی کرد (به هر دلیلی)، به‌شرطی که بتواند خودْ را موفقیت‌آمیز بکشد، می‌تواند خود را بکشد؛ و هیچ کار غیرعقلانی‌یی انجام نداده است.

کسانی که مخالفند، فقط یک دلیل پاد این سخن بیاورند.

دلیل پاد این سخن: شخصی که خودکشی می کند سرمایه ی ِ ژنتیکی خود را نابود می کند + هدف ِ تکاملی ما انتقال ِ این سرمایه و حفاظت از آنست > خودکشی نادرست است.

Jooyandeh #۳۶
Ouroboros

دلیل پاد این سخن: شخصی که خودکشی می کند سرمایه ی ِ ژنتیکی خود را نابود می کند + هدف ِ تکاملی ما انتقال ِ این سرمایه و حفاظت از آنست > خودکشی نادرست است.

بی‌خود است.

هر شخص از انسان‌ها، برطبق متریالیسم، پس از خودکشی موفق، دیگر نابود است. کسی که نابود می‌شود، دیگر نیست که مسأله‌یِ ژنتیک برایش موردی داشته باشد. در این‌صورت، خودکشی حداکثر برای دیگر ناظران صحنه‌ای به‌ظاهر غیراخلاقی می‌تواند باشد. امّا، برای خود شخص هیچ غیراخلاقی نبایستی باشد.

اصلاً، اخلاقاً چرا من باید نگرانِ سرنوشتِ ژنتیک پس از نابودی‌ام باشم؟!

Anarchy #۳۷
Jooyandeh

بی‌خود است.

هر شخص از انسان‌ها، برطبق متریالیسم، پس از خودکشی موفق، دیگر نابود است. کسی که نابود می‌شود، دیگر نیست که مسأله‌یِ ژنتیک برایش موردی داشته باشد. در این‌صورت، خودکشی حداکثر برای دیگر ناظران صحنه‌ای به‌ظاهر غیراخلاقی می‌تواند باشد. امّا، برای خود شخص هیچ غیراخلاقی نبایستی باشد.

اصلاً، اخلاقاً چرا من باید نگرانِ سرنوشتِ ژنتیک پس از نابودی‌ام باشم؟!

در بحث اخلاقیات هم دوستان همین مشکل رو با شما داشتند که به خوبی از فرگشت یا تکامل آگاهی ندارید...در فرگشت مساله خود فرد نیست گرامی!!!

Jooyandeh #۳۸
Havadar_e_Democracy

در بحث اخلاقیات هم دوستان همین مشکل رو با شما داشتند که به خوبی از فرگشت یا تکامل آگاهی ندارید...در فرگشت مساله خود فرد نیست گرامی!!!

به عبارتِ دیگر، «و أنتم لا تفهمون!» 🤭

(خُب، دوستان از این سخنان نمی‌راندند، چه پاسخی داشتند که بدهند؟!)

Anarchy #۳۹
Jooyandeh

به عبارتِ دیگر، «و أنتم لا تفهمون!» 🤭

(خُب، دوستان از این سخنان نمی‌راندند، چه پاسخی داشتند که بدهند؟!)

آگاهی نداشتن شما مشکل بقیه نیست!! حداقل وقت بذارید چیزی که دوستان بارها گفتن رو مطالعه کنید!! حالا رد یا پذیرشش مهم نیست...

Jooyandeh #۴۰
Havadar_e_Democracy

آگاهی نداشتن شما مشکل بقیه نیست!! حداقل وقت بذارید چیزی که دوستان بارها گفتن رو مطالعه کنید!! حالا رد یا پذیرشش مهم نیست...

بی‌خود است. مفروضات پوچ شما نیز، مشکل بنده نیست.

(برای من هم تکلیف معلوم ننمایید. من از ۱۰ سالگی مطالعه می‌کردم.)

Russell #۴۱
Havadar_e_Democracy

آگاهی نداشتن شما مشکل بقیه نیست!! حداقل وقت بذارید چیزی که دوستان بارها گفتن رو مطالعه کنید!! حالا رد یا پذیرشش مهم نیست...

دقیقاً همون مشکل هست.چون وقتی ایشون مدعی هستند ماتریالیستها پایه ای برای اخلاقیات ندارند(بخوانید بدون پایه سوپرنچرال نمیتوان اخلاقی بنا کرد) دیگه در همه اعمال اونها اخلاق هم باید بیمعنی باشه که خودکشی هم یکی از اونهاست.

Anarchy #۴۲
Jooyandeh

بی‌خود است. مفروضات پوچ شما نیز، مشکل بنده نیست.

(برای من هم تکلیف معلوم ننمایید. من از ۱۰ سالگی مطالعه می‌کردم.)

قصد جسارتی نبود...هر جور که خودتون میدونید!!!

Ouroboros #۴۳
Russell

دقیقاً همون مشکل هست.چون وقتی ایشون مدعی هستند ماتریالیستها پایه ای برای اخلاقیات ندارند(بخوانید بدون پایه سوپرنچرال نمیتوان اخلاقی بنا کرد) دیگه در همه اعمال اونها اخلاق هم باید بیمعنی باشه که خودکشی هم یکی از اونهاست.

بینگو !
مشکل ایشان همینست. جناب ِ جوینده در امکانپذیر بودن یا نبودن ِ بناکردن اخلاقیات برمبنای علم/تعقل/منطق تردید نمی کند، از ما می پرسد "وقتی «لولو خُرخُره»(عذاب اخروی؟)نیست، چه لزومی دارد از اخلاقیات پیروی بکنیم"؟ ایوان کارامازوف هم اگر خاطرتان باشد می گفت «اگر خدا نباشد، همه چیز مجاز خواهد بود».. اینست که به باور ِ دوست ِ خشمگین ِ ما، برای بناکردن ِ هر دستگاه ِ اخلاقی باید اول به مارهای سخنگو و آفرینش ِ شش روزه و زایش ِ باکره(و مزخرفاتی از این قبیل)باور بیاوریم!

درحالی که هیچکس «تضمینی» برای ِ اخلاقیات ندارد(نه مذهب، نه هیچ چیز). تضمین ِ اخلاقیات «قانون» است، که به زور ِ نیروی ِ نظامی و انتظامی شهروندان یک جامعه را وادار به پیروی از اخلاقیات می کند.

Jooyandeh #۴۴
Ouroboros

بینگو !
مشکل ایشان همینست. جناب ِ جوینده در امکانپذیر بودن یا نبودن ِ بناکردن اخلاقیات برمبنای علم/تعقل/منطق تردید نمی کند، از ما می پرسد "وقتی «لولو خُرخُره»(عذاب اخروی؟)نیست، چه لزومی دارد از اخلاقیات پیروی بکنیم"؟ ایوان کارامازوف هم اگر خاطرتان باشد می گفت «اگر خدا نباشد، همه چیز مجاز خواهد بود».. اینست که به باور ِ دوست ِ خشمگین ِ ما، برای بناکردن ِ هر دستگاه ِ اخلاقی باید اول به مارهای سخنگو و آفرینش ِ شش روزه و زایش ِ باکره(و مزخرفاتی از این قبیل)باور بیاوریم!

درحالی که هیچکس «تضمینی» برای ِ اخلاقیات ندارد(نه مذهب، نه هیچ چیز). تضمین ِ اخلاقیات «قانون» است، که به زور ِ نیروی ِ نظامی و انتظامی شهروندان یک جامعه را وادار به پیروی از اخلاقیات می کند.

بی‌خود است. چیزی جز حملاتِ شخصی و حملات به مرد پوشالین نمی‌بینم.

سخن ما ساده بود. گفتیم یک دلیل بر پادِ سخن ما بیاورید که نتوانستید. حال، با حرف در دهان من گذاشتن و «دوستِ خشمگین ما» خواندن من، دردی دوا نمی‌شود.

kourosh_bikhoda #۴۵
Jooyandeh

(برای من هم تکلیف معلوم ننمایید. من از ۱۰ سالگی مطالعه می‌کردم.)

یاد آیت الله بهجت افتادم!

milad0511 #۴۶
مهربد

خودکشی و گزینش میان زندگی و مرگ بایستی حق هر آدمی باشد.

ممنون از این جمله ای که گفتی برام خیلی جالب بود کاش همه طرز فکر شما را داشتن ! اطرافیان من جوری فکر می کنن انگاری هر شخصی به جبر نوعی بدهی به اطرافیونش داره بنام زندگی که باید اون رو پرداخت کنه
ممنون از همه دوستانی که تو بحث شرکت کردن من چون از فیلتر شکن استفاده می کنم دکمه سپاس برام کار نمی کنه

Anarchy #۴۷
milad0511

ممنون از این جمله ای که گفتی برام خیلی جالب بود کاش همه طرز فکر شما را داشتن ! اطرافیان من جوری فکر می کنن انگاری هر شخصی به جبر نوعی بدهی به اطرافیونش داره بنام زندگی که باید اون رو پرداخت کنه
ممنون از همه دوستانی که تو بحث شرکت کردن من چون از فیلتر شکن استفاده می کنم دکمه سپاس برام کار نمی کنه

گرامی امیدوارم بتونی شرایطت رو عوض کنی و زندگی خیلی خوبی داشته باشی..

Jooyandeh #۴۸
kourosh_bikhoda

یاد آیت الله بهجت افتادم!

پس، در نتیحه، خودکشی غیراخلاقی است! 🤭

milad0511 #۴۹

دوستان درگیر مساله ای هستم که خواهشا اگه کسی توانا هست ساده راهنمایی ام کنه من زیاد درگیر واژه هایی مثل ماتریالیسم و اخلاقی و غیر اخلاقی و ... نیستم ...

فرض می کنم دنیایی دیگه ای در کار نباشه و دنیا همینی که هست ... باید ما تو همین دنیا تلاشمون رو برای بقای عدالت و برقراری اون داشته باشیم حالا هر شخصی به نحوی

... خیلی چیزها هم هستند که نمی شود برای اونها دادگاهی تشکیل داد چون اساسا به عنوان جرم تعریف نشدند و این وجدان درونی ما هست که اونها رو به عنوان جرم تلقی می کنه

فرض بگیرید پسری ازدوران نوجوانی با دختری رابطه ی عاشقانه پیدا می کند و با هزار امید اون رو به دنبال خودشون می کشونه و دختر هم از فرصت هایی زیادی بخاطر اون پسر می گذره اما روزی هم میرسه که پسر زیر همه حرفها میزنه و منکر اون میشه حالا اولا که این از دیدگاه قانون جرم محسوب نمیشه یعنی هیچکی نمیاد اون پسر رو به زندون یا شلاق محاکمه کنه که چرا به وعده هایت به دختر عمل نکردی ؟ اما وجدان ما اگر شاهد ماجرا باشد پسر رو مستحق مجازات و سرزنش میدونه

به دلیل مثلا زدن ضربه های روحی به دختر(که کمتر از ضربه های جسمی نیست) با در نظر گرفتن این مثال شخصی رو در نظر بگیرید که خانواده و پدر ومادر هیچ کوتاهی در حق صحیح بزرگ کردن اون نکردن بالعکس نسبت به دیگران در تربیت او پیشرو هم بوده اند حال پس از مدتی پسر تصمیم به خودکشی داره ، در اینجور جایی به نظر شما چنین کاری درست هست همونطوری که در مثالی که قبلا زدم ما اون پسر رو لایق مجازات می دونیم به دلایلی مانند اینکه باعث افسرده شدن و حتی منجر به مرگ دختر شده در مورد مثال خودکشی هم با خودکشی کردن اون شخص ضررهای جبران ناپذیری به طور نامحسوس به اشخاص وارد میشه (از نوع همان ضربه هایی که پسر مذکور در مثالم با زدن زیر وعده هایش به دختر وارد می کنه) این از یه طرفه مساله از طرفی دیگه هم این مساله مطرح هست شخصی که میخواد به زندگی خود خاتمه بده (به دلیل مثلا یه بیماری صعب العلاج ) نمیتونه به خاط دیگرون خودش تا آخر عمر متحمل رنج و ضرر باشه(البته این جنبه زیاد مهم نیست مهم همون قسمت اول مساله اس) این وسط نظر شما چیه ؟؟؟ 🌹

Jooyandeh #۵۰
milad0511

فرض می کنم دنیایی دیگه ای در کار نباشه و دنیا همینی که هست ... باید ما تو همین دنیا تلاشمون رو برای بقای عدالت و برقراری اون داشته باشیم حالا هر شخصی به نحوی

عزیزم، در این حالت، هیچ "بایدی" وجود ندارد. چرا شما باید در اجرای عدالت کوشا باشید؟