پارادوکس آزمون ناشو

برگ ۲ از ۲

thought #۵۱
cool

نداریم چنین چیزی.گویا این از اختراعات خودتان است

اینکه سوادِ شما نمی کشد دلیل نمی شود که منکر وجود چنین تابعی شویم!
expectation function

cool

این که بد تر شد!شما خود گفتی که :
وقتی می گویم به سمت صفر میل می کند یعنی به سمت صفر میل می کند ولی به خود صفر که نمیرسد!

خب این تعریف شما با تعریف غافلگیری در پست دوم شما تناقض دارد.به سمت صفر میل کند یعنی انتظار اینکه رخ بدهد وجود دارد و انتظار نداشتن؟

واقعا حیف سارا که بخواهد با همچنین بی سوادی بحث کند! یعنی اینقدر دریافت این جمله ی ساده برایتان سخت است که مدام وقت بانو را با چنین حرفهایی می گیرید؟!!

سارا

اگر بخواهمی غافلگیری را از دیدگاه ریاضیات در نظر بگیریم:
غافلگیری = احتمال وقوع صفر باشد یا به سمت صفر میل کند!
ما زمانی از امری غافلگیر می شویم که احتمال وقوع آن امر را صفر در نظر گرفته باشیم و یا در دیدگاه خردمندانه تر احتمال وقوع آن امر به سمت صفر میل کند! چون در مورد هیچ چیزی در عالم نمی توان با قطعیت نظر داد بر اساس همان عدم قطعیت و از اینرو احتمال وقوع هیچ امری صفر نیست (پس احتمال عدم وجود خدا هم صفر نیست!)

@Mehrbod بیایید به این رفیق نابغه اتان این نوشته را معنی کنید که بسیار نابغه و باسواد تشریف دارد:)

cool

یه تعریف من در اوردی البته!
وگرنه یه منبع نشان دهید که در ان در ریاضیات توابع انتظار و غافلگیری دقیقا به همین شکلی که گفتید وجود داشته باشد

بهتر نیست بجای اصرار بر روی بی سوادی خویش کمی از همان ایت الله گوگل مدضله الاعلی یاری بگیرید که بعد اینگونه در نزد دیگران ضایع نگردید؟!

cool

اوکی حد لگاریتم ها به سمت صفر میل میکنند ما نی خلاصه نمودیم استاد

چند کلاس سواد دارید؟ اصلا لگاریتم چیه نکند خوردنی است؟!! آخر حتی یک بچه ی اول دبستانی هم می داند که حد را چه موقع تعریف می کنند و اینکه اگر برای یک لگاریتم مجبور به استفاده از حد گردیم می تواند مقادیر مختلفی را در بربگیرد و حتما به سمت صفر هم میل نکند !!!! یعنی با این حد سواد آمده ای اینجا و داری با بانو بحث می کنی؟ اعتماد به سقف!!

cool

تعریف شما یک تعریف کلی بود بنابراین باید برای هر نوع گزاره ای صدق کند

بعید می دانم یک کلمه از نوشته های بانو را فهمیده باشی ولی با اینحال اعتماد به سقف خوبی داری:))

cool

ما اینقدر به تعریف ریاضی جولان نمیدهیم تا ضایع نشویم!تعریف من همینیه که هست

خب معلوم است چرا؟ چون اصلا سواد ریاضیاتی ندارید وقتی می آیید و می گویید لگاریتم به سمت صفر میل می کند و بانو مچت را می گیرد که این حد است که به سمت چیزی میل می کند نه لگاریتم بازهم پر روتر از قبل آمده و می گویید منظورتان حد لگاریتم بوده خب معلوم است که سواد ریاضیتان در حد اول ابتدایی هم نیست!! بهتر است بیش از این هم کش ندهید که بی سوادیتان فقط اسباب خنده است و بس:))

cool

شما تو پست شماره سه گفته بودی:
غافلگیری = احتمال وقوع صفر باشد یا به سمت صفر میل کند!
همچنین گفته بودی:حتمال وقوع هیچ امری صفر نیست

اگر احتمال وقوع هیچ امری صفر نیست بنا به گفته خودتان پس چگونه در تعریف غافلگیری در پست شماره سه نوشته بودی احتمال وقوع صفر باشد در حالی که در ادامه گفتی که احتمال وقوع صفر نباشد؟این تناقض است؟تناقض شاخ و دم ندارد!

بله تناقض که شاخ و دم ندارد همانطور که پخمگی و خنگیت شاخ و دم ندارد !! ولی یعنی حتی فهم و درک چنین جمله ای هم برای شما سخت است؟ براستی چند کلاس سواد دارید؟ از ریاضی که هیچی نمی دانید یعنی در خواندن هم آنهم به زبان فارسی مشکل دارید؟!!

سارا

اگر بخواهمی غافلگیری را از دیدگاه ریاضیات در نظر بگیریم:
غافلگیری = احتمال وقوع صفر باشد یا به سمت صفر میل کند!
ما زمانی از امری غافلگیر می شویم که احتمال وقوع آن امر را صفر در نظر گرفته باشیم و یا در دیدگاه خردمندانه تر احتمال وقوع آن امر به سمت صفر میل کند! چون در مورد هیچ چیزی در عالم نمی توان با قطعیت نظر داد بر اساس همان عدم قطعیت و از اینرو احتمال وقوع هیچ امری صفر نیست (پس احتمال عدم وجود خدا هم صفر نیست!)

cool

به ایت الله گوگل مدضله الاعلی مراجعه فرمایید

صحیح

@Mehrbod
آیا پستهای این فرد مصداق بارز اسپم نیست؟

Transcendence #۵۲

فکر کنم اینجا پیش از اینکه بحث علمی باشه دعوای ناموسی هستش😂😂
چند نکته کوتاه ...

برای استفاده از تابع احتمال و محاسبه امید ریاضی ،در ابتدا لازم است که شما فضای نمونه ای را مشخص کنید

سپس متغییر تصادفی را.

X:S→R

متغیر تصادفی ،تابعی می باشد از فضای نمونه به مجموعه اعداد حقیقی.

در این مسئله ،S که همان مجموعه همه برآمدهای ممکن است یا همان فضای نمونه ،تهی می باشد بنابراین تابع

بالا موجود نیست.

بنابراین صحبت کردن راجع به تابع احتمال و امید ریاضی بی معنا می باشد.

خارج از مطالب بالا غالبا پارادوکس ها را به دو دسته تقسیم می کنند،

پارادوکس های معنایی ( the scementical paradoxes) و

پارادوکس های صوری یا ریاضی( the syntactic and mathematical paradoxes)

به نظر می آید که این پارادوکس هم ، در همین راستا باشد و راه حلی معنایی یا صوری داشته باشد .