باشه هر جور راحتید! توهین ها و تحقیرها و انگهایتان قرار نیست هیچوقت تمام شود نه؟! باشد برایم فیلم بسازید :)) بنده هم بلدم مسخره و توهین و تحقیر کنم مثلا بگویم با دیدن این فیلم می توان چنین نتیجه گرفت که همه ی کسانی که بی خدا شده اند بچه های سر راهی بوده اند؟!ولی بنده دنبال بحث جدی ام کاملا برعکس شما! بگذارید خیلی صریح بگویم که شما از بغض معاویه بی خدا شده اید نه از سر منطق و استدلال علمی. شما اینقدر کینه ی اسلام را داشتید که از آن به بی خدایی رسیدید. نمی دانم چرا و چطور می توان همچین کینه ی شدیدی از یک آیین و معتقدین به آن را داشت؟و اینکه شما اینقدر کینه از اسلام و مسلمین دارید واقعا عجیب است. هر چند بنظرم شما از همان ابتدا با کینه و نفرت از اسلام بزرگ شده اید و گمان نمی کنم در طول عمرتان حتی برای یک لحظه هم مسلمان بوده باشید و یا حتی دو رکعت نماز خوانده باشید.
از برخوردهایی که با افراد بی خدا داشته ام چه در دنیای مجازی و چه در دنیای بیرون ،دانستم بی خدایان هر کشور و سرزمینی فرهنگ خاص خودشان را
دارندمثلا بی خدایان آمریکایی آدمهای لیبرالی هستند و به اعتقادات دیگران احترام می گذارند و اهل توهین و آزار و انگ زدن نیستند.
بیشترشان هم انسانهای فرهیخته و با فرهنگ و مودبی هستند. اما در مقابل بی خدایان ایرانی فقط و فقط به دنبال توهین و تحقیر خدا باوران و انگ زدن به آنها هستند و دوز خودپرستیشان بسیار بالاست که فکر می کنم همه ی اینها بخاطر کینه ی شدیدی است که از اسلام دارند!! در همین اسلام آمده است که تهمت زدن و انگ زدن و مسخره کردن از گناهان کبیره است و در قرآن کسانی که دیگران مورد تمسخر قرار می دهند حقیر خوانده شده اند.
با سلام
قرار بود دیگر به این فروم سر نزنم ولی این روزها از بس از این دنیای مادی دارم خوبی می بینم که ناخودآگاه این عجوزه ی کریه برایم تبدیل به یک عروس زیبا شده است و این فروم می شود گفت از معدود جاهایی است که می توان چهره ی واقعی دنیا و اهلش را دید. بخاطر همین بازهم به اینجا آمدم و دوباره مطالب تکراری و تهمت ها و انگهای تکراری....... آن جناب مستور هم میهن بنده نیستم. اگر بخواهید می توانم اثبات هم کنم! ایشان از هم دانشکده ای هایم در ایران بودند و الان هم در ایران نیستند. ایشان بر طبق احوالات خودشان بر روی بنده حساسیت های دارند که بخودشان مربوط می شود نه به بنده. البته بنده ایشان را به اینجا دعوت کرده بودم همانطور که ایشان مرا به انجمن شیعی دعوت کرده بودند و بعد به هم میهن. بنده در این فروم از ابتدای ورودم دشنام و ناسزا زیاد شنیدم آنهم به پیامبر و اهل بیت و....... ولی آیا واکنش نشان دادم؟ ایشان همین اواخر گویا پای ثابت این فروم شده بودند و حتی در کنفرانسی که ایشان را ملاقات کردم گفتند از اینجا بیایم بیرون که آدمی را اینجور جاها فاسد می کند و........ منهم وقتی اینجا اعلام کردم که می خواهم بیایم بیرون و.. ایشان هم در فروم هم میهن عضو شد و آن تاپیک کذایی را باز کرد و مرا هم دعوت کرد ....... می خواهید باور کنید یا نه ولی بنده می توانم براحتی اثبات کنم که آن شخص من نیستم با دادن پسورد ایمیلم تا شما بروید ببینید که ایشان برایم ایمیل دعوت به هم میهن و دیدن لینک تاپیکشان را فرستادند . ولی به یک شرط ! بعد از آن باید در همه جا بابت این توهینی که به مسلمانی و منش مسلمانی کرده اید عذر خواهی کنید!
فقط می توانم بگویم واقعا برایتان متاسفم که اینقدر زود تهمت و انگ و توهین روا می دارید عجب مرامی دارید! خب شد که سر از این فروم در آوردم چون دوستان اتیستم در دنیای بیرون اصلا و ابدا شبیه شما نیستند و رفتارشان بقدری خوب است که هیچ مسلمانی هم با آنان برابری نمی کند ولی خوب شد آمدم اینجا ... چرا که دانستم در آیینی که به آن اعتقاد دارم خوش بینی و حسن نیت به دیگران یک اصل اساسی است.
بنده اگر می خواستم دست به افشا بزنم که اول از همه هویت آن دوست یهودی صهیونیستتان را فاش می کردم که هم نام و نام خانوادگی اش را می دانم هم خانواده اش را هم تا حدودی می شناسم و هم عکسش را هم دیده ام . شما که پست های پیشینم را مدام می کشیدید بیرون برای تحلیل یا بهتر است بگویم تحقیر شخصیتم(!) احتمالا همه ی پستهایم را خوانده اید پس حتما این را هم می دانید که مادربزرگم یهودی می باشد. اینکه یهودی ها تعدادشان آنقدر اندک است که کافی است نام کوچکشان را بدانی و آن را به یکی از خودشان بگویی و سپس شجره نامه اش را تحویل بگیری نباید مورد چندان عجیبی باشد!! آگر بخواهید اسم دوستتان را هم بطور کامل برای شما یا برای جناب sonixax خصوصی بفرستم !! نکته ی جالب ماجرا اینجاست که در ابتدای ورودم در این فروم هرچه گفتم کسی باور نکرد!! یکی از همان گفته هایم این بود که مادربزرگم یهودی است !! حالا فکر کنم مجبور شوید که باور کنید!! هر چند دیوار حاشا همچنان برای شما بلند است :)
دیگر اینکه علاوه بر دانستن نام واقعی تئودور هرتزلِ شما، نام واقعی دو سه نفر دیگر را هم می دانم . بهتر است بعضی از پستهایتان را ویرایش کنید و یک بازنگری داشته باشید چون بعضی ها بدجوری هویت اصلی خودشان را فاش کردند نمونه اش خودِ جناب sonixax! ;
بنده اگر قصد افشاگری داشتم می آمدم هویت آن چند نفری را که اینجا می شناختم فاش می کردم!!! نه اینقدر کلی و آنهم فقط آخرین پستهایم را.... :))
در هر حال بنده هنوز بر سر قولم هستم که پسورد آن ایمیلی که ایشان برایم ایمیل فرستادند را به شما بدهم و در عوض شما هم در اینجا و هم در هم میهن بابت تمام توهین هایی که به مسلمانان کرده اید عذر خواهی کنید!
اینقدر عالم معنا و احوالات دراویش را به سخره گرفتید که همچین مرامی از خود بروز دهید:)) بنده لایق آن نیستم که مسلمان خوانده شوم ولی از مریدان عرفای مسلمانی چون ابوالحسن خرقانی هستم که فرمود:
هر کس به این سرای در آید
او را نان دهید و از ایمانش مپرسید
چرا که آنکس که در سرای ما به نان ارزد
در بارگاه خدا به جان ارزد
بنده هماره تمام سعیم بر این بوده است که این سخن را در تمام زندگی ایم بکار ببندم درست برعکس شما!
بنده رشته ی دومم ادبیات هست و grad student هم در آن هستم می توانم جوابتان را با سند و مدرک بدهم ولی چه فایده وقتی خود شما به بنده فرمودید که تو در برابر من یک بنده هستی و اگر از بالا به تو نگاه می کنم نباید اعتراضی داشته باشی چرا که تو در حد من و همتای من نیستی و در حقیقت همتای بنده و برده ی من هستی و خاک پایم هم نیستی ...... خب چگونه می توانم با شما وارد بحث شوم؟؟!!
فقط یک چیز را عرض می کنم حداقل شما که اینقدر عربیک می دانید باید این را هم بدانید که ارباب جمع رب است یعنی خداوندان پس چرا بر آن خرده نگرفتید؟ و دیگر اینکه شما که اصرار بر پارسی نوشتن دارید تشدید را چرا دیگر استفاده می کنید بگویید هتا نه هتّا!!!
هر چند این حرفها اصلا فایده ای ندارد چرا که بنده در برابر شما همچنان یک بنده هستم و در حدی نیستم که شما بنده را جدی بگیرید.
من هنوز انگیزه بسنده برای خواندن جُستار نامبردهیِ هممیهن را نداشتم و ندارم. نوشتههایِ شما در راستای اینکه بنده و .. خوانده شدهاید هم
داستان خسته کنندهای شدهاند, تنها یک نیم نگاهی به نوشتههایِ خودتان بیاندازید میبینید دیگران پیوسته از شما میخواهند که آنان را "قربان", "ارباب" و ...
صدا نکنید, ولی گوشتان بدهکار نیست. روشنگری مرا هم در جُستار دیگر روشنه نخواندهاید و بازگویی آن در اینجا تنها بازگویی بازگفتهها خواهد بود.
در این میان اینکه دیگر چرا شما به من ارباب میگویید و من چرا به شما گوشزد نکردهام ارباب درست نیست هم شوخی تلخندآوری بود,
من نه تنها لغزشهایِ نوشتاری شما را برمیتابم بساکه نوشتههای خودم را نیز به لغزش میآلایم تا برای خواننده آسانتر خوانده شوند.
در زبان پارسیگ (پهلوی میان) و هم در دیگر زبانهایِ هندواروپائین, مانند انگلیسی, و بویژه ایتالیایی بازوات (= تشدید) را داریم و این
هم یکی دیگر از لغزشهایِ فراگیر است که بازوات (تشدید) از زبان عربیک میاید. ازینرو هتّا که گفته میشود در اوستا به چهرهیِ هاتا
آمده امروز درست است. نمونههایِ دیگر: کلّه, پلّه, دَرّیدن, چلّه. در انگلیسی نمونهوار Terrible, یا در ایتالیایی Bellissima.
یک واژهیِ دیگر که امروز بازوات آن پُرگاه میافتد همان «پُرّ» است, برای نمونه در پارسیک بمانند انگلیسی, به ماه شب چهارده میگفتهاند پُــرّماه = fullmoon.
من هنوز انگیزه بسنده برای خواندن جُستار نامبردهیِ هممیهن را نداشتم و ندارم. نوشتههایِ شما در راستای اینکه بنده و .. خوانده شدهاید هم داستان خسته کنندهای شدهاند, تنها یک نیم نگاهی به نوشتههایِ خودتان بیاندازید میبینید دیگران پیوسته از شما میخواهند که آنان را "قربان", "ارباب" و ... صدا نکنید, ولی گوشتان بدهکار نیست. روشنگری مرا هم در جُستار دیگر روشنه نخواندهاید و بازگویی آن در اینجا تنها بازگویی بازگفتهها خواهد بود.
در این میان اینکه دیگر چرا شما به من ارباب میگویید و من چرا به شما گوشزد نکردهام ارباب درست نیست هم شوخی تلخندآوری بود, من نه تنها لغزشهایِ نوشتاری شما را برمیتابم بساکه نوشتههای خودم را نیز به لغزش میآلایم تا برای خواننده آسانتر خوانده شوند.
در زبان پارسیگ (پهلوی میان) و هم در دیگر زبانهایِ هندواروپائین, مانند انگلیسی, و بویژه ایتالیایی بازوات (= تشدید) را داریم و این هم یکی دیگر از لغزشهایِ فراگیر است که بازوات (تشدید) از زبان عربیک میاید. ازینرو هتّا که گفته میشود در اوستا به چهرهیِ هاتا آمده امروز درست است. نمونههایِ دیگر: کلّه, پلّه, دَرّیدن, چلّه. در انگلیسی نمونهوار Terrible, یا در ایتالیایی Bellissima.
یک واژهیِ دیگر که امروز بازوات آن پُرگاه میافتد همان «پُرّ» است, برای نمونه در پارسیک بمانند انگلیسی, به ماه شب چهارده میگفتهاند پُــرّماه = fullmoon.
بله حق با شماست که نخوانده اید ولی بهم انگ را زدید و آن را ناشی از منش مسلمانی و مسلمانی ام دانستید. راستش را بخواهید اصلا برایم مهم نیست که قبول کنید ولی از اینکه پیش خودتان رسوایتان کنم چرا ! اینکه براحتی مرا با نه یک کاربر و نه در این فروم بلکه با کاربر دیگری در فروم دیگر یکی دانستید و بنای توهین و تحقیر و انگ زدن گذاشتید اصلا برایم مهم نیست چون بنده سایه ی هیچ هم نیستم ولی اینکه آن را به منش مسلمانی و مسلمانی ربط دادید چرا. و از آنجا که بنده در هر جا که عضو بشوم معمولا نام کوچکم یا در نام کاربری و یا در پروفایلم هست و اینکه ادبیات خودم را دارم که همانا آورن شعر و غزل و دوبیتی است. این را حتی یک بچه 1 ساله ام می تواند بفهمد:)
بحث با شما سر هر چیزی بی فایده است حتی سر دانشی که حداقل مشغول جستجو در دنیای آن هستم یعنی ادبیات. براستی که هر چه بگویم قبول نیست چرا ؟ چون مسلمانم ! چون باید هر چه انگ و توهین و تحقیر در چنته دارید بر سرم خراب کنید و لذت ببرید. کی دیگران از من خواستند که آنها را ارباب یا قربان صدا نزنم؟ فکر می کنم فقط جناب راستین بودند همین! پس لطفا جمع نبندید و در پی آن نباشید که مرا یک شخص مازوخیستی و submissive معرفی کنید. ولی باشد بنده پست هایم را مرور می کنم ولی شما هم حداقل آن پست هایی را که در خطاب مسلمین نوشتید را یک مرور سطحی بکنید . آنگاه درخواهید یافت که با چه خشم و نفرتی آنان را مورد خطاب قرار دادید و هر چه آنها برای شما استدلال علمی و دلیل منطقی آوردند را براحتی و به هیچ دلیلی رد کردید! براستی چه دلیلی بالاتر از مسلمانی! واقعا متاسفم بابت مرامتان. حتی آنقدر شجاع نیستید که از حرف خودتان دفاع کنید و یا قبول کنید که اشتباه کرده اید و ناجوانمرادانه انگ و تهمت زدید.
بله حق با شماست که نخوانده اید ولی بهم انگ را زدید و آن را ناشی از منش مسلمانی و مسلمانی ام دانستید. راستش را بخواهید اصلا برایم مهم نیست که قبول کنید ولی از اینکه پیش خودتان رسوایتان کنم چرا ! اینکه براحتی مرا با نه یک کاربر و نه در این فروم بلکه با کاربر دیگری در فروم دیگر یکی دانستید و بنای توهین و تحقیر و انگ زدن گذاشتید اصلا برایم مهم نیست چون بنده سایه ی هیچ هم نیستم ولی اینکه آن را به منش مسلمانی و مسلمانی ربط دادید چرا. و از آنجا که بنده در هر جا که عضو بشوم معمولا نام کوچکم یا در نام کاربری و یا در پروفایلم هست و اینکه ادبیات خودم را دارم که همانا آورن شعر و غزل و دوبیتی است. این را حتی یک بچه 1 ساله ام می تواند بفهمد:)
بحث با شما سر هر چیزی بی فایده است حتی سر دانشی که حداقل مشغول جستجو در دنیای آن هستم یعنی ادبیات. براستی که هر چه بگویم قبول نیست چرا ؟ چون مسلمانم ! چون باید هر چه انگ و توهین و تحقیر در چنته دارید بر سرم خراب کنید و لذت ببرید.
کی دیگران از من خواستند که آنها را ارباب یا قربان صدا نزنم؟ فکر می کنم فقط جناب راستین بودند همین! پس لطفا جمع نبندید و در پی آن نباشید که مرا یک شخص مازوخیستی و submissive معرفی کنید. ولی باشد بنده پست هایم را مرور می کنم ولی شما هم حداقل آن پست هایی را که در خطاب مسلمین نوشتید را یک مرور سطحی بکنید . آنگاه درخواهید یافت که با چه خشم و نفرتی آنان را مورد خطاب قرار دادید و هر چه آنها برای شما استدلال علمی و دلیل منطقی آوردند را براحتی و به هیچ دلیلی رد کردید! براستی چه دلیلی بالاتر از مسلمانی!
واقعا متاسفم بابت مرامتان. حتی آنقدر شجاع نیستید که از حرف خودتان دفاع کنید و یا قبول کنید که اشتباه کرده اید و ناجوانمرادانه انگ و تهمت زدید.
حافظهیِ شما هم بیمانند به خواندنتان نیست: زمخت.
کس دیگری شما را با کس دیگری جابجا گرفته, آنرا انگ از سوی من میبینید.
خندهآوری کار اینجاست که من که در آن گفتگو هیچکاره بودهام و تنها خواننده میدانم کس دیگر میلاد (@sonixax) بوده که شما را با
کس دیگر — سرکار @folaani پیشین, که با نام کوروش اینجا فعالّیت میکرد — جابجا گرفته است, ولی خود شما گویا هنوز نمیدانید که چه به شما گفته است.
پ.ن.
اگر این اندازه براستی کنجکاوید که چرا چیزهاییکه میگویید برای من پذیرفته نیست, بسادگی برای این که چیزهاییکه میگویید
در خود اندیشه و باریکبینی بسنده را پُرگاه ندارند و این پیوندی به مسلمان بودن و نبودن شما ندارد.
هر آینه, همبستگی (correlationship) میان مسلمانی و کمتوجهی به چشم میخورد.
پ.ن٢.
جای دیگر هم به یاد دارم از من خواسته بودید از دشنامهایی؟ که به مسلمانان در هممیهن داده بودم پوزش بخواهم اگر بهمان و بیسار
شود, جدا از این بخش اگر بهمان و بیسار, شما نبایستی نگران این باشید چون تارگردانان هممیهن هرگز از همچو نوشتههایی نمیگذرند.
این یکی را نمونهوار داشته باشید که چه اندازه با سرکار @Russell سر آن خندیده بودیم:
Mehrbod
گفته شما مرا سراسر متقاعد کرد.
از همینرو بر آن شدم با نگرش بر اینکه این سخنان توهین نیست
همگی را وارونه کرده و بنویسیم (چراکه نه، ناسزا که نیستند، هستند؟)
دگراندیش خود بهتر مىداند چه كسى از راه او منحرف شده و [هم] او به راه یافتگان داناتر است (۷)
پس از دروغزنان فرمان مبر (۸)
دوست دارند كه نرمى كنى تا نرمى نمایند (۹)
و از هر قسم خورنده فرو مایهاى فرمان مبر (۱۰)
[كه] عیبجوست و براى خبرچینى گام برمىدارد (۱۱)
مانع خیر متجاوز گناه پیشه (۱۲)
[مسلمان] گستاخ [و] گذشته از آن زنازاده است (۱۳)
روشن است که در پاسخ نه تنها این پست من که تنها جابجایی دگراندیش با "مسلمان" بود را زدودند, بساکه یک کارت زرد (فوتبال!) هم به من دادند و دنبالهیِ ماستمالی را میتوان اینجا خواند: سانسورهای سایبری دولت
یکی از ماست مالیهایِ خندهآورتر که باز در دنباله به کارت زرد و قرمز انجامید:
Mehrbod
در دلهایشان مرضی است و الله بر مرضشان افزود (بقره - 10) ->
مسلمانان در دلهایشان مرضی است و طبیعت بر مرضشان افزود
کس دیگری شما را با کس دیگری جابجا گرفته, آنرا انگ از سوی من میبینید.
خندهآوری کار اینجاست که من که در آن گفتگو هیچکاره بودهام و تنها خواننده میدانم کس دیگر میلاد (@sonixax) بوده که شما را با کس دیگر — سرکار @@folaani پیشین, که با نام کوروش اینجا فعالّیت میکرد — جابجا گرفته است, ولی خود شما گویا هنوز نمیدانید که چه به شما گفته است.
پ.ن. اگر این اندازه براستی کنجکاوید که چرا چیزهاییکه میگویید برای من پذیرفته نیست, بسادگی برای این که چیزهاییکه میگویید در خود اندیشه و باریکبینی بسنده را پُرگاه ندارند و این پیوندی به مسلمان بودن و نبودن شما ندارد. هر آینه, همبستگی (correlationship) میان مسلمانی و کمتوجهی به چشم میخورد.
پ.ن٢. جای دیگر هم به یاد دارم از من خواسته بودید از دشنامهایی؟ که به مسلمانان در هممیهن داده بودم پوزش بخواهم اگر بهمان و بیسار شود, جدا از این بخش اگر بهمان و بیسار, شما نبایستی نگران این باشید چون تارگردانان هممیهن هرگز از همچو نوشتههایی نمیگذرند.
این یکی را نمونهوار داشته باشید که چه اندازه با سرکار @@Russell سر آن خندیده بودیم:
روشن است که در پاسخ نه تنها این پست من که تنها جابجایی دگراندیش با "مسلمان" بود را زدودند, بساکه یک کارت زرد (فوتبال!) هم به من دادند و دنبالهیِ ماستمالی را میتوان اینجا خواند: سانسورهای سایبری دولت
یکی از ماست مالیهایِ خندهآورتر که باز در دنباله به کارت زرد و قرمز انجامید:
یک بام و دو هوا, برآمدهیِ خشکاندیشی.
قربان می دانم که بحث با شما هیچ فایده ای ندارد اما شما دیگر تحقیر و توهین به مسلمانی را از حد گذرانده ایدکاش چرایش را می دانستم. اما آیا این حرف شما نیست جناب باریک نگر:
شما بیگمان درست میگویید, نگرش من بیشتر این بود که رفتار این کاربر هیچ دور از باور یا پیشبینی نبوده است. چنانکه نگاه من را میدانید, با مسلمان نمیتوانید دوستی کنید زیرا کسیکه مسلمان است یا باورهای او کار دست آدم میدهند, یا منش او که به مسلمانی او را گرایانده جای دیگر کار دست آدم میدهد.
این کاربر یعنی بنده نه؟ . یا این حرف خود شما نیست؟
خب این یعنی چه در عربی عمله جمع عامل هست و در فارسی به معنی کارگر و مزدبگیر یعنی در فارسی به معنای مفرد بکار می رود حضرت آقا! می دانم حرفم قابل قبول نیست نیازی نیست بحث کنید چه خوب مسلمانان هم میهن در مورد شما قضاوت کرده اند که نگاهتان به مسلمانان از قله به ته دره است. به خود بنده هم صریحا گفتیتد که تو همتای من نیستی و نمی توانم تو را جدی بگیرم. حتما این را هم از روی زمخت اندیشی و نگری اشتباه می کنم نه؟
بگذریم هر چند برایم خنده دار است یا شاید گریه دار که این نژاد پاک آریایی مسلمان و غیر مسلمانش خدا باور و نا خدا باورش رفتاری یکسان و همسان دارند :)) شما مرا به جرم خدا باوری بدار کشیده اید و مدام انگ و تهمت بهم می زنید شیعیان مرا سنی می خوانند و سنی ها هم مرا عارف مسلک رافضی غالی صفت و از میان اینها تنها گروه خدا ناباوران هستند که بنده را مسلمان می دانند:)شما که پست هایم را بقصد تحقیر کردنم از بر شده اید بهتر است سری هم به این فروم بزنید تا بیشتر بتوانید تحقیرم کنید : نمایش مشخصات: sarah - انجمن گفتگوی شیعی بروید آن جستار "چرا تشیع را قبول دارید ؟" را بخوانید . شیعیان غیور ایرانی مرا به صلیب کشیدند و وهابی خواندند و سنی دو آتیشه و چقدر که در پیامهای خصوصی حرفهای خوب شنیدم چقدر در پیام های عمومیشان به بنده لطف داشتند. راستش را بخواهید رفتارشان درست عین شما بود. براستی چه فرقی بین شما و آنان هست؟ هر دویتان اهل انگ زدن و تحقیر کردن و توهین کردن هستید و دنبال بحث کردن و رسیدن به حقیقت نیستید فقط دوست دارید در مقابلتان بگویم بله قربان چشم قربان حق با شماست قربان . از اهل سنت هم که چه بگویم مرا عارف مسلک نادان خطاب می کنند و کافر می خواندند و.....
درویشی هم جز ملامت خلق در دنیا چیزی به همراه ندارد و چه خوب که از خلق رانده شوم تا به حق برسم.
پ.ن. خنده آور آنجاست که شما می گویید بنده تراز خودآگاهی ام بالاست و هرچه که می گویم اینطور نیست قبول نمی کنید :))) چرا چون مسلمانم نه؟ براستی بنده خودم را بهتر می شناسم یا شما ؟ این بدیهی است که هرکسی بیشتر از دیگران در مورد خودش معرفت و شناخت پیدا می کند. اما بنده وقتی می گویم خودآگاهی پایینی دارم شما فقط و فقط برای اینکه طبق روال همیشگیتان حرفم را رد کنید در این مورد هم لجاجت بخرج داده و حرفم را نمی پذیرید و انگی چون "خود خوار داشت"و.. از این حرف ها را به بنده می زنید. واقعا اظهر من الشمس است که شما مسلمانان را بجرم مسلمانیشان چنین تحقیر می کنید و هیچ کدام از حرفهایشان را نمی پذیرید.
کاش شما که در غرب زندگی می کنید کمی تحت تاثیر فرهنگ غربی در دمکرات بودن و قضاوت نکردن و پذیرفتن سخن حق از هر کسی ،قرار بگیرید.در جستاری که عینا آن را در این فروم باز کرده بودم و در مورد ارتباط موسیقی و معماری بود در یکی از همین فروم های غربی از کاربرهای غربی همچین چیزهایی شنیدم که واقعا به تحیر رسیدم!!
I don't have any reference but I can tell you to see the thesis "Architecture & music " written by Hesam Aldin Seraj.
As I know, his final project was about this topic, and he got an excellent point for his MS diploma, too
بخدا که می توانستم جواب تمام حرفهایتان را در مورد زبان پارسی و واژه های پارسی بدهم ولی می دانم که سودی ندارد تا بیایم جواب بدهم انگ، دشنام و تحقیر را روانه ام کرده اید و هرگز قبول نمی کنید.
شما که عربی را تحقیر می کنید فقط این را بدانید که خداوندگار شعر و ادب پارسی دکتر کدکنی دارای دکترای زبان و ادبیات عرب هستند. بنده ام می خواهم رشته ام از ادبیات پارسی به ادبیات عرب تغییر دهم چرا که ...
باشه هر جور راحتید! توهین ها و تحقیرها و انگهایتان قرار نیست هیچوقت تمام شود نه؟! باشد برایم فیلم بسازید :)) بنده هم بلدم مسخره و توهین و تحقیر کنم مثلا بگویم با دیدن این فیلم می توان چنین نتیجه گرفت که همه ی کسانی که بی خدا شده اند بچه های سر راهی بوده اند؟!ولی بنده دنبال بحث جدی ام کاملا برعکس شما! بگذارید خیلی صریح بگویم که شما از بغض معاویه بی خدا شده اید نه از سر منطق و استدلال علمی. شما اینقدر کینه ی اسلام را داشتید که از آن به بی خدایی رسیدید. نمی دانم چرا و چطور می توان همچین کینه ی شدیدی از یک آیین و معتقدین به آن را داشت؟و اینکه شما اینقدر کینه از اسلام و مسلمین دارید واقعا عجیب است. هر چند بنظرم شما از همان ابتدا با کینه و نفرت از اسلام بزرگ شده اید و گمان نمی کنم در طول عمرتان حتی برای یک لحظه هم مسلمان بوده باشید و یا حتی دو رکعت نماز خوانده باشید.
کدام توهین فاطی خانم ؟! فیلم را هم من نسختام! خودِ خودِ خدا ساخته :))) در مورد احساس بیخدایی گفته و شخصیت داستانش اسمش سارا هست! شاید این مساله اتفاقی بوده شاید هم این بحث رو دیده!!! به هر حال بروید ببینید به دردتان میخورد. پس به جای اینکه مهملات به هم ببافید اول فیلم را ببینید!
خب این یعنی چه در عربی عمله جمع عامل هست و در فارسی به معنی کارگر و مزدبگیر یعنی در فارسی به معنای مفرد بکار می رود حضرت آقا! می دانم حرفم قابل قبول نیست نیازی نیست بحث کنید چه خوب مسلمانان هم میهن در مورد شما قضاوت کرده اند که نگاهتان به مسلمانان از قله به ته دره است. به خود بنده هم صریحا گفتیتد که تو همتای من نیستی و نمی توانم تو را جدی بگیرم. حتما این را هم از روی زمخت اندیشی و نگری اشتباه می کنم نه؟
انگیختار (علّت) اینکه زبان پارسیک آلوده به عربیک شده همین اسلام است و این گندکاریها که اسلامگراهای بیسواد از دیرباز
کردهاند, مانند همین "عمله" که بجای "کارگر" جازدهاند دو چیزیاند که با هم میایند (اسلام و عربیک), ازینرو ما به آنها همین «عملهیِ جهل» میگوییم ولی به چم درست آن (= کارگزاران نادانی) است, ولی گندکاری و عشق اسلام ریشهمندانهیِ
آنها به زبان عربیک مایهیِ این میشود که چیز دیگری برداشت کنند و نزد خودشان بشود دشنام (= یک تیر و دو نشان).
پ.ن. خنده آور آنجاست که شما می گویید بنده تراز خودآگاهی ام بالاست و هرچه که می گویم اینطور نیست قبول نمی کنید :))) چرا چون مسلمانم نه؟ براستی بنده خودم را بهتر می شناسم یا شما ؟ این بدیهی است که هرکسی بیشتر از دیگران در مورد خودش معرفت و شناخت پیدا می کند. اما بنده وقتی می گویم خودآگاهی پایینی دارم شما فقط و فقط برای اینکه طبق روال همیشگیتان حرفم را رد کنید در این مورد هم لجاجت بخرج داده و حرفم را نمی پذیرید و انگی چون "خود خوار داشت"و.. از این حرف ها را به بنده می زنید. واقعا اظهر من الشمس است که شما مسلمانان را بجرم مسلمانیشان چنین تحقیر می کنید و هیچ کدام از حرفهایشان را نمی پذیرید.
دربارهیِ اینکه تراز خودآگاهی شما براستی چند بالاست سخن بسیار میتواند
برود, ولی در اینکه تراز زمختنگری شما بسیار بالاست هیچ سخنی نمیرود.
گفتهیِ من در جُستار دیگر نیز این بوده "در شما نشانههایِ بالا بودن خودآگاهی دیده میشود. این گفتهیِ بسیار ساده ولی
تا اینجا به دهها گونه هرکدام زمختتر و نادرستتر از هم خوانده شده, از «نشانهها (signs)» به «تعریف (definition)» برداشت شده, از «نشانههایِ
خوبی دیده میشود» به «شما گفتی خودآگاهی من بالاست شما از کجا منو از خودم بهتر میشناسی نه نیست نیست نیست» رسیده و تاپا.
کاش شما که در غرب زندگی می کنید کمی تحت تاثیر فرهنگ غربی در دمکرات بودن و قضاوت نکردن و پذیرفتن سخن حق از هر کسی ،قرار بگیرید.در جستاری که عینا آن را در این فروم باز کرده بودم و در مورد ارتباط موسیقی و معماری بود در یکی از همین فروم های غربی از کاربرهای غربی همچین چیزهایی شنیدم که واقعا به تحیر رسیدم!!
به یاوههایِ غربی, مانند همین political correctness نیز جای دیگر پرداختهایم.
بخدا که می توانستم جواب تمام حرفهایتان را در مورد زبان پارسی و واژه های پارسی بدهم ولی می دانم که سودی ندارد تا بیایم جواب بدهم انگ، دشنام و تحقیر را روانه ام کرده اید و هرگز قبول نمی کنید.
سفستهیِ محمدّین: به محمد گفتند اگر راست میگویی پیغمبری پس فرجود (معجزه) بیاور, گفت نمیاورم چون اگر بیاورم هم باور نکنید
دربارهیِ اینکه تراز خودآگاهی شما براستی چند بالاست سخن بسیار میتواند برود, ولی در اینکه تراز زمختنگری شما بسیار بالاست هیچ سخنی نمیرود.
ای بابا ! شمام مظلوم گیر اوردی هی میکوبیش. والا من پستهاشو خوندم خیلیم ظریف نگر بود :-) حالا شما که زمخت نگر نیستی و شوالیه خوبی هم هستی (شمام گویا نشستی پستاشو دونه دونه خوندیا :-) ) اگه تونستی این جملشو رمز گشایی کنی:
دیگر تمام شد از این فروم می روم :) دعوتنامه از یک فروم خوب دارم;) فروم برای نوازندگان سارهای زهی!! آخ جون می روم آنجا و تا دلم می خواهد از تنبور و تار و سه تار می نویسم و از خواننده ی محبوبم همو که در وداعش گریست ، جام الست را سرکشید ،با مسیحا نفسی تازه کرد و این روزها با "بی من نرو " دلم را برده است !!
اگه گفتی منظورش از این جمله سبز رنگ کیه؟😜
+
بابا شماها چقدر به این بدبخت انگ زدین ک تو این هستی و اون هستی! بالاخره لینک تاپیکی که گفته بودین این سارا باز کرده تو هم میهن را پیداش کردم و رفتم خوندم عجب تاپیک باحالی بود:-) یه سوال برام پیش اومده شاید شما جوابشو بدونی این مطهری مگه اندیشه هایی هم داشت که حالا کسی بخواد پیروش هم باشه؟😭 بابا شماها که ادعای باریک بینی و ظریف بینی و خودآگاهی بالا و .. گوش فلک رو کر کرده نفهمیدین این یارو کجا اون سارا کجا😂 خوبه یک تاپیک هم در مورد شخصیت شناسی از روی نگارش رو هم دارین اینجا ولی بازم همچین اشتباه خنده داری کردین😬 بابا این یارو از اون بسیجیهای خفنه دو آتیشه اس ادبیاتش هم بیشتر شبیه احمد خاتمی هس تا سارا! این سارا که همش شعر وسط حرفاش درمیکنه و ادبی می نویسه . دیگه من که شما میگی زمخت نگرم اینو گرفتم یه فکری به حال نگرتون کنین حتی زمختم نیس😂 پ.ن. فهمیدم سارا کدومشون بود;-)
بابا شماها که ادعای باریک بینی و ظریف بینی و خودآگاهی بالا و .. گوش فلک رو کر کرده نفهمیدین این یارو کجا اون سارا کجا خوبه یک تاپیک هم در مورد شخصیت شناسی از روی نگارش رو هم دارین اینجا ولی بازم همچین اشتباه خنده داری کردین بابا این یارو از اون بسیجیهای خفنه دو آتیشه اس ادبیاتش هم بیشتر شبیه احمد خاتمی هس تا سارا! این سارا که همش شعر وسط حرفاش درمیکنه و ادبی می نویسه . دیگه من که شما میگی زمخت نگرم اینو گرفتم یه فکری به حال نگرتون کنین حتی زمختم نیس
..
پ.ن. فهمیدم سارا کدومشون بود;-)
شوربختانه هنوز هم درست و رسا نگرفتهاید:
١- کاربر نامبرده احتمال بالا میرود همان سارا باشد, نه اینکه سارا باشد: احتمال ≠ قطعیت!
٢- هنوز یکی دو گام واپس ماندهاید و نگرفتهاید stalker در سخن من چه کسی بوده است.
٣- اینکه چه کسی چه کسی را جابجا گرفته, درست نگرفتهاید.
٤- ...
شوربختانه هنوز هم درست و رسا نگرفتهاید: ١- کاربر نامبرده احتمال بالا میرود همان سارا باشد, نه اینکه سارا باشد: احتمال ≠ قطعیت! ٢- هنوز یکی دو گام واپس ماندهاید و نگرفتهاید stalker در سخن من چه کسی بوده است. ٣- اینکه چه کسی چه کسی را جابجا گرفته, درست نگرفتهاید. ٤- ...
یعنی زمخت نگر تر از خودت خودتی عزیز من😬 شما هیچ به اسم کاربریش تو هم میهن دقت کردی؟ خوبه تو همین فاروم چن بار برات از اون بابا جمله و اینا برات گذاشت.
سارا
با سلام
اینقدر عالم معنا و احوالات دراویش را به سخره گرفتید که همچین مرامی از خود بروز دهید:)) بنده لایق آن نیستم که مسلمان خوانده شوم ولی از مریدان عرفای مسلمانی چون ابوالحسن خرقانی هستم که فرمود: هر کس به این سرای در آید او را نان دهید و از ایمانش مپرسید چرا که آنکس که در سرای ما به نان ارزد در بارگاه خدا به جان ارزد
بنده هماره تمام سعیم بر این بوده است که این سخن را در تمام زندگی ایم بکار ببندم درست برعکس شما!
انگلیسی همین که بلدش کردم چی میشه ؟ افتاد؟😂
بعدش اینم داشته باشین
Mehrbod
گفتآورد نوشته اصلی از سوی Dariush نمایش پست ها این را نمی دانم؛ خیلی از کسان هستند مخصوصا در جهان امروز که از زیر سوال رفتن عقاید این اندازه ناراحت نمیشوند، هتا بیمارانی هستند که به دکتر اتاق عمل خودشان مهر میورزند. اما تقریبا همه توافق دارند که این کاری که این دختر کرده و رفته در آن سایت هم میهن هر چه فحش و توهین بوده به من و مدیران و کاربران نثار کرده و بعد دوباره بازگشته اینجا فعالیت میکند، کاملا وقیحانه، بیشرمانه و زشت است. حالا باز شما میخواهید او را توجیه بکنید، بفرمائید:
هتا این اندازه شعور ندارد که آن سایت، سایتی ست امنیتی و ممکن است برای این کاربران این سایت، مخصوصا کاربرانی که در هر دو سایت فعال هستند مشکل ایجاد شود واقعا.
Mehrbod
گفتآورد نوشته اصلی از سوی Dariush نمایش پست ها این را نمی دانم؛ خیلی از کسان هستند مخصوصا در جهان امروز که از زیر سوال رفتن عقاید این اندازه ناراحت نمیشوند، هتا بیمارانی هستند که به دکتر اتاق عمل خودشان مهر میورزند. اما تقریبا همه توافق دارند که این کاری که این دختر کرده و رفته در آن سایت هم میهن هر چه فحش و توهین بوده به من و مدیران و کاربران نثار کرده و بعد دوباره بازگشته اینجا فعالیت میکند، کاملا وقیحانه، بیشرمانه و زشت است. حالا باز شما میخواهید او را توجیه بکنید، بفرمائید:
هتا این اندازه شعور ندارد که آن سایت، سایتی ست امنیتی و ممکن است برای این کاربران این سایت، مخصوصا کاربرانی که در هر دو سایت فعال هستند مشکل ایجاد شود واقعا. این پیک از چشم من دور افتاده بود.
شما بیگمان درست میگویید,نگرش من بیشتر این بود که رفتار این کاربر هیچ دور از باور یا پیشبینی نبوده است. چنانکه نگاه من را میدانید, با مسلمان نمیتوانید دوستی کنید زیرا کسیکه مسلمان است یا باورهای او کار دست آدم میدهند, یا منش او که به مسلمانی او را گرایانده جای دیگر کار دست آدم میدهد.
حالا چی داری بگی ؟ من خودم تو عمرم یک رکعت نمازم نخوندم و از اسلام و کلن دین بیزارم ولی دلیلی هم نمی بینم که کسی رو صرفن واسه اینکه عقیدش مخالف منه و یا عقاید پوسیده یاسلامی داره اینطور بکوبم.
یعنی زمخت نگر تر از خودت خودتی عزیز من😬 شما هیچ به اسم کاربریش تو هم میهن دقت کردی؟ خوبه تو همین فاروم چن بار برات از اون بابا جمله و اینا برات گذاشت.
انگلیسی همین که بلدش کردم چی میشه ؟ افتاد؟😂
بعدش اینم داشته باشین
حالا چی داری بگی ؟
من خودم تو عمرم یک رکعت نمازم نخوندم و از اسلام و کلن دین بیزارم ولی دلیلی هم نمی بینم که کسی رو صرفن واسه اینکه عقیدش مخالف منه و یا عقاید پوسیده یاسلامی داره اینطور بکوبم.
و اینها چه پیوندی به سخن آمده دارند؟
قطعیت بسنده را روشن است ندارید, مگر تا زمانیکه کاربر @سارا خودش بگوید آری این نام کاربری اوست. در سوی دیگر شما پس از این همه
کند و کاو به همان سخن من رسیده بودید که آری, به احتمال بسیار بالا این کاربر همان است, اکنون چه, به احتمال بسیار بالا هست یا نه؟
نکتهیِ دوم را هم باز نگرفتید, نخست آنکه درست گفتآورد / quote نکردهاید
و نوشتهیِ کاربر داریوش را با من یکی شده آوردید, دوم اینکه در سخن آوردهیِ از من هیچ درزی نمیرود, زیرا:
١- کاربر سارا با آغازگر جُستار [به احتمال بسیار بالا] نامبرده همراهی کرده است —> فرومنشی.
٢- سخن آمده دربرگیرندهیِ منش کلی مسلمانان است و اینکه این چُنین رفتارهایی نبایستی جای شگفتی داشته باشند.
و چرا نباید جای شگفتی داشته باشند؟ زیرا مغز مسلمان یک باور بسیار نامنطقی را پذیرفته است و پس نشان میدهد "بسنده منطقی" نیست.
برای دریافت سادهتر, اگر کسی امروز بیاید به شما بگوید نه زمین صاف است و اگر به سمت شرق بروید به نقطهای
میرسید که زمین تمام میشود, نزد خودتان میگویید مغزش تاب دارد, بهمین سان میتوانید ببینید کسیکه میپندارد
جهان در ٦ روز آفریده شده و نمیدانم نوح کشتی ساخته و .., بهمین اندازه و بساکه بیشتر, مغزش گیر و نادرستی دارد.
من خودم تو عمرم یک رکعت نمازم نخوندم و از اسلام و کلن دین بیزارم ولی دلیلی هم نمی بینم که کسی رو صرفن واسه اینکه عقیدش مخالف منه و یا عقاید پوسیده یاسلامی داره اینطور بکوبم.
این سفستهیِ "مرد پوشالین" بیشتر نیست: در نوشتهیِ شما این پیش انگاشت شده که
کاربر نامبرده از روی باورمندی اش کوبیده شده, هنگامیکه در واقعیت تنها به باورهای او پرداختهاند.
راستی من هنوز منظر حل اون چیستان هستما:-) همون جمله سبز رنگ شما که ادعای باریک بینیت میشه باید بتونی جواب بدی:-)
این هم پیوندی به باریکبینی (وارونهیِ زمختنگری!) ندارد, بساکه به پژوهش و جستجو مینیازد ¹.
زمختنگری میشود اینکه نوشته را درست نخوانند یا چیزیکه آنجا نیامده را آنجا ببینند. برای نمونه در همین
نوشتهیِ خودتان یک واژهیِ "زمختنگری" را اینجا و آنجا دیدهاید و پنداشتهاید میشود در هر بافتاری (context) به
کار بُرد و ازینرو, زمختنگرانه, چیزیکه با پژوهش سر و کار دارد را بجای چیزیکه با نگرش و آهسته خوانی, جابجا گرفتهاید.
قطعیت بسنده را روشن است ندارید, مگر تا زمانیکه کاربر @@سارا خودش بگوید آری این نام کاربری اوست. در سوی دیگر شما پس از این همه کند و کاو به همان سخن من رسیده بودید که آری, به احتمال بسیار بالا این کاربر همان است, اکنون چه, به احتمال بسیار بالا هست یا نه؟
وای که چه اعتماد به نفسی داری شما:-) بیچاره سارا عجب صبری داشته! پ واقعن یه درویش بوده شما برو یه سر هم میهن خب! بعد برو تو پروفایل همین کاربر بعد ببین چیا نوشته! همین جمله ی خرقانی رو هم توی پروفایلش نوشته :-) دیگه تو روز روشن بگو شبه :-)
نکتهیِ دوم را هم باز نگرفتید, نخست آنکه درست گفتآورد / quote نکردهاید و نوشتهیِ کاربر داریوش را با من یکی شده آوردید, دوم اینکه در سخن آوردهیِ از من هیچ درزی نمیرود, زیرا: ١- کاربر سارا با آغازگر جُستار [به احتمال بسیار بالا] نامبرده همراهی کرده است —> فرومنشی. ٢- سخن آمده دربرگیرندهیِ منش کلی مسلمانان است و اینکه این چُنین رفتارهایی نبایستی جای شگفتی داشته باشند.
و چرا نباید جای شگفتی داشته باشند؟ زیرا مغز مسلمان یک باور بسیار نامنطقی را پذیرفته است و پس نشان میدهد "بسنده منطقی" نیست. برای دریافت سادهتر, اگر کسی امروز بیاید به شما بگوید نه زمین صاف است و اگر به سمت شرق بروید به نقطهای میرسید که زمین تمام میشود, نزد خودتان میگویید مغزش تاب دارد, بهمین سان میتوانید ببینید کسیکه میپندارد جهان در ٦ روز آفریده شده و نمیدانم نوح کشتی ساخته و .., بهمین اندازه و بساکه بیشتر, مغزش گیر و نادرستی دارد.
اونی که نگرفته خود شمایی جانم! خود سارا هم بیچاره در دفاع از خودش گفته بود که همون یارویی که استارتر اون تاپیک بود رو به این فاروم دعوت کرده بود: quote=سارا;82495]البته من این فروم را به آنها نیز معرفی کرده بودم و بهشان گفته بودم بجای اینکه اینقدر دور همی گل بگویید و گل بشنوید بیایید در این فروم هم فعالیت کنید و از دینی که اینقدر بر روی آن تعصب دارید دفاع کنید که یکیشان (همان mastoor هم میهن) قبول کرد و آمد ولی عضو اینجا نشد تنها بعنوان میهمان می آمد وبیشتر پستهای مرا (چون مرا یک سنی می بینند ایشان) رصد می کردند . و خب هرچه دعوتشان کردم برای عضویت در اینجا نپذریفتند چون شرایط اینجا را برای بحث عادلانه نمی دیدند! البته در همان فروم خودشان هم در مورد فروم شما و اینکه ماهیت صهیونیستی دارند مطلب گذاشته اند ولی خب حال که دیدند من دیگر تمایلی به حضور در این فروم را ندارم و البته از آنجایی که در فروم خودشان هم بعلت محیط بسیار بسته ای که دارد و جبهه گیری های عجیبشان نسبت به عرفان و طریقت آنجا فعالیت نمی کردم به من پیام دادن که بیا عضو هم میهن شویم و با هم راجع به دین و عرفان بحث کنیم بعد دیدم که همچین مطالبی را گذاشته است البته اولش خیلی دلم خنک شد ولی بعدش نه!! چون آمدم خودم هم یک جستار در مورد موسیقی سماعی و سید خلیل باز کنم اما تاییدش نکردند و هرچه به مدیر آن تالار پیام دادم که چرا؟ دلایل بی ربطی را آورد و گفت شاید تاپیکتان تکراری است و....از هم میهن هم زده شدم
🙁 در ضمن آوتارش هم تو هم میهن عکسه همین سید خلیله:-)
این سفستهیِ "مرد پوشالین" بیشتر نیست: در نوشتهیِ شما این پیش انگاشت شده که کاربر نامبرده از روی باورمندی اش کوبیده شده, هنگامیکه در واقعیت تنها به باورهای او پرداختهاند.
بذار خیلی رک بهت بگم تا الان من هرچی از این دختر توی پستاش دیدم صداقت و معصومیت بوده یعنی دقیقا برعکس شما! خودتم خوب میدونی این دختر چجور دختریه پ نیازی به توضیح من نیس. ولی واقعن از این رفتارتون خوشم نیومد اینکه داری می بینی طرفت یه آدم مظلوم و پاکه و اهل جواب دادن و کل کل نیس ولی هی مدام میکوبیش مسخرش می کنی چه می دونم دعواش می کنی . ازتم می پرسم می گین انگیزه ندارم جواب بدم :-) چون خودتون هم خوب میدونین چرا اینقدر اذیتش کردی!
این هم پیوندی به باریکبینی (وارونهیِ زمختنگری!) ندارد, بساکه به پژوهش و جستجو مینیازد ¹.
زمختنگری میشود اینکه نوشته را درست نخوانند یا چیزیکه آنجا نیامده را آنجا ببینند. برای نمونه در همین نوشتهیِ خودتان یک واژهیِ "زمختنگری" را اینجا و آنجا دیدهاید و پنداشتهاید میشود در هر بافتاری (context) به کار بُرد و ازینرو, زمختنگرانه, چیزیکه با پژوهش سر و کار دارد را بجای چیزیکه با نگرش و آهسته خوانی, جابجا گرفتهاید.
¹ که انگیزهیِ آن نیست.
:-)
چطور انگیزه ی اذیت کردن سارا رو داشتین؟ پستاشو می کشیدی بیرون از سارا می پرسیدی سارای بدبخت و بیچاره یا سارای کوچولو کدومشونی تو ؟ درسته من بیشتر پستای سارا رو خوندم ولی به نیت آگاهی بیشتر از عالم دوریشی و معنا ولی شما هم مث اینکه پستای ایشون رو خوندی چون چن باری سارا بهتون گف اما فک کنم فقط به قصد اذیت کردن می رفتی پستای قبلیشو می خوندی . خب این یه رمز گشایی سادس و نیاز به پژوهش نداره آقای باریک نگر:-) فقط نباید زمخت نگر بود
وای که چه اعتماد به نفسی داری شما:-) بیچاره سارا عجب صبری داشته! پ واقعن یه درویش بوده
شما برو یه سر هم میهن خب! بعد برو تو پروفایل همین کاربر بعد ببین چیا نوشته! همین جمله ی خرقانی رو هم توی پروفایلش نوشته :-) دیگه تو روز روشن بگو شبه :-)
اونی که نگرفته خود شمایی جانم! خود سارا هم بیچاره در دفاع از خودش گفته بود که همون یارویی که استارتر اون تاپیک بود رو به این فاروم دعوت کرده بود:
quote=سارا;82495]البته من این فروم را به آنها نیز معرفی کرده بودم و بهشان گفته بودم بجای اینکه اینقدر دور همی گل بگویید و گل بشنوید بیایید در این فروم هم فعالیت کنید و از دینی که اینقدر بر روی آن تعصب دارید دفاع کنید که یکیشان (همان mastoor هم میهن) قبول کرد و آمد ولی عضو اینجا نشد تنها بعنوان میهمان می آمد وبیشتر پستهای مرا (چون مرا یک سنی می بینند ایشان) رصد می کردند . و خب هرچه دعوتشان کردم برای عضویت در اینجا نپذریفتند چون شرایط اینجا را برای بحث عادلانه نمی دیدند! البته در همان فروم خودشان هم در مورد فروم شما و اینکه ماهیت صهیونیستی دارند مطلب گذاشته اند ولی خب حال که دیدند من دیگر تمایلی به حضور در این فروم را ندارم و البته از آنجایی که در فروم خودشان هم بعلت محیط بسیار بسته ای که دارد و جبهه گیری های عجیبشان نسبت به عرفان و طریقت آنجا فعالیت نمی کردم به من پیام دادن که بیا عضو هم میهن شویم و با هم راجع به دین و عرفان بحث کنیم بعد دیدم که همچین مطالبی را گذاشته است البته اولش خیلی دلم خنک شد ولی بعدش نه!! چون آمدم خودم هم یک جستار در مورد موسیقی سماعی و سید خلیل باز کنم اما تاییدش نکردند و هرچه به مدیر آن تالار پیام دادم که چرا؟ دلایل بی ربطی را آورد و گفت شاید تاپیکتان تکراری است و....از هم میهن هم زده شدم 🙁
در ضمن آوتارش هم تو هم میهن عکسه همین سید خلیله:-)
هنوز نگرفتهاید stalker کیست, ازینرو بخش بالا از بیخ اَبیراهیده (= بیراههرفته) است.
بذار خیلی رک بهت بگم تا الان من هرچی از این دختر توی پستاش دیدم صداقت و معصومیت بوده یعنی دقیقا برعکس شما! خودتم خوب میدونی این دختر چجور دختریه پ نیازی به توضیح من نیس. ولی واقعن از این رفتارتون خوشم نیومد اینکه داری می بینی طرفت یه آدم مظلوم و پاکه و اهل جواب دادن و کل کل نیس ولی هی مدام میکوبیش مسخرش می کنی چه می دونم دعواش می کنی . ازتم می پرسم می گین انگیزه ندارم جواب بدم :-) چون خودتون هم خوب میدونین چرا اینقدر اذیتش کردی!
این اندازه که شما دربارهیِ این کاربر اینجا دارید مینویسید, بیشترین برداشت را میدهد که خود
او باشید از سر کنجکاوی آمده باشید پاسخ همان پرسشهایی که با نام @سارا کرده بودید را بگیرید.
انگیزهیِ من از گفتگو با @سارا بیشتر از همه در این کوتاه میشد:
من شما را دارم برمیانگیزانم تا کمی از خشکاندیشی
در بیایید و افکران (افق) دیدتان گستردهتر شود (بساکه از آن عالم معنا به عالم واقعیت و خاکی ما هم نیمنگاهی بیاندازید).
:-) چطور انگیزه ی اذیت کردن سارا رو داشتین؟ پستاشو می کشیدی بیرون از سارا می پرسیدی سارای بدبخت و بیچاره یا سارای کوچولو کدومشونی تو ؟ درسته من بیشتر پستای سارا رو خوندم ولی به نیت آگاهی بیشتر از عالم دوریشی و معنا ولی شما هم مث اینکه پستای ایشون رو خوندی چون چن باری سارا بهتون گف اما فک کنم فقط به قصد اذیت کردن می رفتی پستای قبلیشو می خوندی .
خب این یه رمز گشایی سادس و نیاز به پژوهش نداره آقای باریک نگر:-) فقط نباید زمخت نگر بود !
چُنان که گفتم, نوشتهها را درست نخوانیدهاید — و نمیخوانید — و گرچه تا اینجا دو بار روشنگری نمودم, باز هم باور نمیکنید
که گفته بوده باشیم که آری, «میدانیم» عالم معنا چیست, ولی نیز «میدانیم» پیوندی به یاوههایِ خدا و اجنه ندارد:
این اندازه که شما دربارهیِ این کاربر اینجا دارید مینویسید, بیشترین برداشت را میدهد که خود او باشید از سر کنجکاوی آمده باشید پاسخ همان پرسشهایی که با نام @@سارا کرده بودید را بگیرید.
انگیزهیِ من از گفتگو با @@سارا بیشتر از همه در این کوتاه میشد:
😃😂😭 وای که چقد شما با نمکی! به منم انگ می زنی که تو سارایی. کلن پ سیستم اینجا اینجوریاس پ بگو چقده سوت و کوره اینجا:-) آره زیاد راجب این دختر می پرسم چون اینروزا همش یاد اون رفیق درویشم هستم و اینکه آمارشو گرفتم رفته حوزه و شاگر آملی شده ! میخوام بدونم جدی جدی این عالم چی داره که اینا رو اینجوری میکنه تو دنیای بیرون که دستم از درویش کوتاس اما اینجا برام جالب بود که یه درویش دیدم که حرفاش عین رفیق ما بود چه می دونم توی این عالم چه خبره که حرفاشون و اینا مث هم میشه!
پ.ن اگه میگفتی سارا رفیق ماست بیشتر می خورد تا من:-) بابا درس انگ بزنین جوری که بطرف بیاد😭
چُنان که گفتم, نوشتهها را درست نخوانیدهاید — و نمیخوانید — و گرچه تا اینجا دو بار روشنگری نمودم, باز هم باور نمیکنید
شما معلومه خیلی درست می خونی که اینجور بامزه انگ می زنی:-) حتمن بعدش هم که معلوم شه من منم و سارا سارا میگی نه من این را نگفتم و شما زمخت نگری و این حرفا😭
ای بابا عزیز من چرا عصبانی میشی داریم بحث می کنیم جنگ که نمی کنیم یه لیوان آب سرد خوبه برات 😂
اینو داشته باشین
😂
در نوشته این "عالم معنا" از دیدگاه درویش خداپرست خودفریب اندر نگرش بوده, اگرنه چُنانکه در همان
جُستار آمده — و از روی نداشتن باریکبینی بسنده ندیدهاید — گیری در بودن خود این "جهان چـَمین" نداشتهایم:
...
آیا یک احساس گرم و خوب دربارهیِ اینکه آفریدگار کیست و چیست و به راز پیدایش کهکشان و جهان هستی راه یافتهاید؟
اگر این, خب همین احساس را بسیاری با نوشیدن مسکالین هم پیدا میکنند.
پرسش همواره این است: سنجهیِ اینکه ببینیم یک چیزی درست است یا نه, چیست؟
سنجهیِ شهود همیشه به کار نمیاید, چون شهود لغزشمند است. سنجهیِ احساس همیشه به
کار نمیاید, چون احساس لغزشمند است. تنها سنجهیِ معتبر و ارزی که در دست هست, همان منطق است.
همهیِ شهود و احساس (عالم معنا) میگوید که A همرنگ B است, ولی منطق میگوید نه:
پیوست در دسترس نمیباشد
چُنانکه در نگارهیِ گیرای quote شده میبینید, "عالم معنا" راه به هپروت هم میبرد و خداپرستِ اجنهباور نیز ازینرو, در بخش ِ "هپروتسان" میزید.
الانم دارم پستای هم میهنش رو می خونم . شما که علامه دهری بگو اینا منبع و رفرنسشون چیه که حرفاشون عین هم درمیاد . این سارا اگه اهل شعر نبود میگفتم حتمی رفیق ماست چون اون شاعر نبود . کلافه شدم اگه حرف اینا درس باشه و جدی جدی یه خبرایی باشه چه می دونم فقط کلافم. شما به جا انگ زدن یه کمکی به ما کن! نمی دونم چجور باهاش تماس بگیرم بگم چی نیومده بگم سلام من کاظم پول لازم! تو پروفایلش هم دس زیاد شده براش شعر درویشی اینا پسرا میذارن . ای بابا شانس ماست هرجا میریم عروسی به ختمش می رسیم😝
در نوشته این "عالم معنا" از دیدگاه درویش خداپرست خودفریب اندر نگرش بوده, اگرنه چُنانکه در همان جُستار آمده — و از روی نداشتن باریکبینی بسنده ندیدهاید — گیری در بودن خود این "جهان چـَمین" نداشتهایم:
و اینکه چرا این "عالم معنا" [از دیدگاه درویش] ریشخندآمیز و دروغ است:
چُنانکه در نگارهیِ گیرای quote شده میبینید, "عالم معنا" راه به هپروت هم میبرد و خداپرستِ اجنهباور نیز ازینرو, در بخش ِ "هپروتسان" میزید.
پ.ن. ==>
(:
= زیستن در واقعیت
شما درویش نیستی خب عالم معنا رو هر کی میتونه یه تعریف ازش بکنه ولی من می خوا م بدونم این عالم معنای درویش چیه! چیه که رفیق ما امریکا رو ول کرده اومده شاگرد آملی شده حوزه قم!!!!!!!! حالا بازم هس نمی دونم جویا جهانبخش رو می شناسین یا نه الان داره حافظ پژوهی می کنه و قران پژوه و دیروز تو انقلاب هم کلی کتاب ازش دیدم برا خودش یه پا ادیب و مجتهدی شده این بابا از بچه های مدرسه ما بود البت یه دهه قبل ما فک کنم :-) بعد نفر اول کنکور ریاضی هم شد بعد رف برق سر یه سال نشد انصراف داد رف حوزه . خب این عالم معنا واقعن اگه هپروت باشه پ چرا نخبه ها را جذب می کنه . همون جابز هم تو یه دوره ای از زندگیش بدجوری به دنبال این عالم می گشته حتی میره هند و اینا . نمی دونم چرا ذهنم درگیره این عالم شده. شاید بخاطر تغییر محیطه خوابم بهم ریخته الان ساعت یه ربع چهار هس ولی من هنو بیدارم😢
شما معلومه خیلی درست می خونی که اینجور بامزه انگ می زنی:-) حتمن بعدش هم که معلوم شه من منم و سارا سارا میگی نه من این را نگفتم و شما زمخت نگری و این حرفا😭
نیازی بدان نیست, زمختنگری شما همینجا خودش را نشان میدهد:
این اندازه که شما دربارهیِ این کاربر اینجا دارید مینویسید, بیشترین برداشت را میدهد که خود
او باشید از سر کنجکاوی آمده باشید پاسخ همان پرسشهایی که با نام @سارا کرده بودید را بگیرید.
برداشت دادن ≠ شما سارا یید.
زمختنگری میشود یکسان انگاشتن این دو, باریکنگری میشود هوشیدن این
نکته که "برداشت دادن" یک چیز است و "تو خودت سارایی" یک چیز دیگر.
شما درویش نیستی خب عالم معنا رو هر کی میتونه یه تعریف ازش بکنه ولی من می خوا م بدونم این عالم معنای درویش چیه! چیه که رفیق ما امریکا رو ول کرده اومده شاگرد آملی شده حوزه قم!!!!!!!! حالا بازم هس نمی دونم جویا جهانبخش رو می شناسین یا نه الان داره حافظ پژوهی می کنه و قران پژوه و دیروز تو انقلاب هم کلی کتاب ازش دیدم برا خودش یه پا ادیب و مجتهدی شده این بابا از بچه های مدرسه ما بود البت یه دهه قبل ما فک کنم :-) بعد نفر اول کنکور ریاضی هم شد بعد رف برق سر یه سال نشد انصراف داد رف حوزه . خب این عالم معنا واقعن اگه هپروت باشه پ چرا نخبه ها را جذب می کنه . همون جابز هم تو یه دوره ای از زندگیش بدجوری به دنبال این عالم می گشته حتی میره هند و اینا . نمی دونم چرا ذهنم درگیره این عالم شده. شاید بخاطر تغییر محیطه خوابم بهم ریخته الان ساعت یه ربع چهار هس ولی من هنو بیدارم😢
"عالم معنا"یِ درویش همان افیون روانیست و مغزیکه به افیون, خواه فیزیکی خواه روانی خو بگیرد
و کژخو ( = معتاد) شود برای گرفتن دوز بیشتر از چیزهای بزرگتر از دانشگاه هم خواهد گذشت, پس این
ول کردن نمونهوار دانشگاه یا بهمان و بیسار چیز به معنی برتری "افیون" نیست, تنها از نیرومندی آن میگوید.
بنده که اعتراضی ندارم فقط مانده ام چگونه سروری چون شما وقتش را با بنده ی حقیری چون من تلف می کند واقعا برایم جای سوال است. بنده همتای شما نیستم خودم خوب می دانم بروید با همتاینتان هم کلام شوید بنده ام دیگر کاری اینجا ندارم فقط بخاطر دوستی که اینجا در زمینه ی ریاضی و شعر تحقیق می کند مانده ام چون خودم هم در همین زمینه ها علاقه مندی دارم بعد که آن جستارها تمام شدند من هم تمام می شوم چون دیگر حرفی نیست که بخواهم بگویم مگر یک بنده حرفی هم می تواند داشته باشد. باشد شما سرور و ارباب بنده اعتراضی ندارم ولی مانده ام یک سرور و ارباب چطور با یک بنده همکلام می شود!!بقول حضرت مولانا:
بس کن که بیخودم من گرتو هنرفزایی تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا کن
باشد بنده نادان و کودن و گدا حالا که اعتراف کردم دیگر ملامتم نکنید و کاری به کارم هم نداشته باشید.
بله در آن پستی که گذاشتم برایتان از کلمه "بنده " استفاده نکردم که عمدی بود و اینکه پستم کمی گستاخانه و جسورانه بود.
بله آنها که به مهر از شما یاد کردند همان دوستان دفترچه ایتان بودند و همفکران و یاران غارتان! بنده براساس تجربه ای که از گفتگو با شما را داشتم نظر مسلمانان را درست می دانم اینجا دوستان شما یک خط پست می گذارند آنهم با رکیک ترین کلمات و وقیحانه ترین واژگان و عبارات اما شما پای پستشان تشکر می کنید . اما اگر کسی بجای فحش و دشنام شعر و آیه بگذارد باید اخراج شود و یا محکوم به بی منطقی!!! بخدا خنده ام می گیرد اگر منطق در پست دوستانِ شماست ترجیح می دهم همچنان بی منطق بمانم:))
شما چه می دانید که در بندگی او چه عظمتی نهفته است حضرت مولانا جواب شما را داده است که :
از گدایانِ درش منصبِ شاهانه طلب
ارباب اگر ممکن است این را کمی توضیح دهید برایم جالب است که شما مرا زا خودم بهتر می شناسید:))
این شما که به بنده مربوط نمی شود نه؟ چون همانطور که فرمودید بنده همتای شما نیستم و بی منطق و کودن و عقب مانده می باشم. ولی بنده در این فروم کسی که واقعا اهل اندیشه و تفکر باشد و واقعا با سواد و مطلع باشد کم دیدم فکر کنم سه یا چهار نفر که یکیشون هم خودِشمایید و دو نفر دیگه اشان هم اهل فلسفه و منطق هستند البته یکیشون اسلامی و دیگری غربی ولی هر دویشان معلوم است که اهل مطالعه اند و تحقیق و بدنبال دانش اندوزی .
خدا را شکر پس بروید با مسلمانان آنجا که تعداشان هم زیاد است بحث کنید و تحقیرشان کنید تا می توانید مسخره اشان کنید مرا که شما از اینجا فراری دادید:))
یعنی بنده ی شما هستم؟
--
یکی از همین برادران خود فریب که از عالم معنا سخن گفت اقلاطون بود و بعد از او دیوژن و ...... تا به ابن سینا رسید و بعد از او عین القضات همدانی و شهاب الدین سهروردی و ابن عربی و در اشعار عرفا هم از این عالم بسیار سخن گفته شده است. شما آن شعر را عجب زیبا معنی کردید:)) چه بگویم نمی دانم اصلا چرا با من بحث می کنید رهایم کنید من نه هوش دارم نه خرد چگونه سخن شما را دریابم ؟ "من سخت کند و کودنم"
خب چرا دس از سرش بر نداشتین بدبخت دیگه به خود زنی رسیده بود 😭
"عالم معنا"یِ درویش همان افیون روانیست و مغزیکه به افیون, خواه فیزیکی خواه روانی خو بگیرد و کژخو ( = معتاد) شود برای گرفتن دوز بیشتر از چیزهای بزرگتر از دانشگاه هم خواهد گذشت, پس این ول کردن نمونهوار دانشگاه یا بهمان و بیسار چیز به معنی برتری "افیون" نیست, تنها از نیرومندی آن میگوید.
شما خودت اند زمخت نگرایی! اگه این افیون روانی باشه پ چرا حرفای اینا توجه کنین حرفاشون و رفتارشون عین هم میشه پ چرا به یه برداشت از دنیا و چه میدونم هستی و خدا می رسن؟
راستی یه چیزی الان غیر من شما یه کاربر مهمان هم داره اینجا رو میحونه نکنه این سارا باشه😰 اینقدر این بابا رو منشن نکن. بذار ما تو هم میهن به کارمون برسیم😜
شما خودت اند زمخت نگرایی! اگه این افیون روانی باشه پ چرا حرفای اینا توجه کنین حرفاشون و رفتارشون عین هم میشه پ چرا به یه برداشت از دنیا و چه میدونم هستی و خدا می رسن؟
شما خودت اند زمخت نگرایی! اگه این افیون روانی باشه پ چرا حرفای اینا توجه کنین حرفاشون و رفتارشون عین هم میشه پ چرا به یه برداشت از دنیا و چه میدونم هستی و خدا می رسن؟
کمی از مغزتان کار بکشید, جای دیگر نشان دادید هوش خوبی دادید پس اینجا هم میتوانید پاسخ اینها را در بیاورید.
چند نکتهیِ راهنما:
١- مغز یکسان, اِرنگ یکسان / same brain, same error: به نگارهیِ پیک پیشین دوباره بنگرید, مغز همهیِ ما A و B را ارنگانه (erroneously) یکرنگ میبیند, بی اینکه در واقعیت
یک رنگ باشند.
٢- قانونهایِ آمایشیکان / combinatorics: همهیِ راهها به روم (= هپروتسان) میرسند.
٣- هموارگری: بنگرید که پیشتر چندخداپرستی باور چیره بود, امروز تکخداپرستی. در هر دوی اینها, بنیادگذاران و آغازگران راه را میهموارند و برای پسینیان خودفریبی را آسان میکنند.
...
کمی از مغزتان کار بکشید, جای دیگر نشان دادید هوش خوبی دادید پس اینجا هم میتوانید پاسخ اینها را در بیاورید.
چند نکتهیِ راهنما: ١- مغز یکسان, اِرنگ یکسان / same brain, same error: به نگارهیِ پیک پیشین دوباره بنگرید, مغز همهیِ ما A و B را ارنگانه (erroneously) یکرنگ میبینید, بی اینکه در واقعیت یک رنگ باشند. ٢- قانونهایِ آمایشیکان / combinatorics: همهیِ راهها به روم (= هپروتسان) میرسند. ٣- هموارگری: بنگرید که پیشتر چندخداپرستی باور چیره بود, امروز تکخداپرستی. در هر دوی اینها, بنیادگذاران و آغازگران راه را میهموارند و برای پسینیان خودفریبی را میآسانند. ...
اولن این شمایی که مغز رو گذاشتی تو استندبای و جواب معمای ساده منو ندادی:-)
بعدش کجا نشون دادم که هوش خوبی دارم آقای باریک نگر ؟
پ دیگه مطمئن شدی که سارا نیستم نه؟ چون اون بدبخت رو کودن و عقب مونده و اینا بهش می گفتی
😂
نه برادر من اینچیزایی رو که میگی می دونم.
اما در مورد اینایی که میرن دنبال تصوف و چه میدونم عرفان واقعن یه چی دیگس قضیه. شما تا حالا تو عمرت از نزدیک با یه عارف و صوفی و برخورد داشتی ؟ ببین مثلا رفیق ما هم همش مث این دختره میگف همه جیزهای عالم در عین بی ربطی به هم مربوطن و ........ شما تاپیک موسیقی و معماری این دختر رو خوندین؟ همش یاد رفیقم میفتادم ولی سارا از یه راه دیگه ای به حرفای دوست ما رسیده دوست ما اصلا اهل شعر و مر نبود همش کتب فلسفه اسلامی و کتاب این آخوندا دستش بود ولی این سارا همش تو شعره و مولانا و چه میدونم همون خرقانی و ایناس. ولی outcome یکی شده . خدا وکیلی شما مغز ما پسرا رو با دخترا یکی میدونی:-)
بهتون گفته بودم که تو انجمن شیعی هم رفتم پستاشو خوندم برین یه سر اونجا البته باید با وضو رف و تا پاتو اونجا گذاشتین باس صلوات بفرستین 😭 آداب ورود به انجمن شیعی! این دختر همش از تصوف و عرفان و اینا فک میزنه حتی برا محرم رفته یه تاپیک باز کرده به این نام "سلطان عشق"😝
...
بهتون گفته بودم که تو انجمن شیعی هم رفتم پستاشو خوندم برین یه سر اونجا البته باید با وضو رف و تا پاتو اونجا گذاشتین باس صلوات بفرستین 😭 آداب ورود به انجمن شیعی!
این دختر همش از تصوف و عرفان و اینا فک میزنه حتی برا محرم رفته یه تاپیک باز کرده به این نام "سلطان عشق"😝
نمونه:
من دوستی داشتم که بسیار باهوش بود ولی به "کوکایین" علاقه داشت و سرانجام اینقدر کوک زد که دیگر درس و دانشگاه را ول کرد, با اینکه نزدیک بود جایزهیِ نوبل فیزیک را هم بگیرد.
--
اکنون در کدام بخش از نمونه گیر میشود کرد, اینکه چرا دوست من به کوک این همه علاقه داشت یا اینکه چرا دانشگاه را سر آن ول کرد؟
این مانند این میماند که گفته شود: «من میدانم ماست سپیده, ولی چرا شما میگویید ماست سپیده؟».
نمونه: من دوستی داشتم که بسیار باهوش بود ولی به "کوکایین" علاقه داشت و سرانجام اینقدر کوک زد که دیگر درس و دانشگاه را ول کرد, با اینکه نزدیک بود جایزهیِ نوبل فیزیک را هم بگیرد. --
اکنون در کدام بخش از نمونه گیر میشود کرد, اینکه چرا دوست من به کوک این همه علاقه داشت یا اینکه چرا دانشگاه را سر آن ول کرد؟
= زمختنگری
برداشت را زمانی میکنند که "مطمئن" نیستند.
واقعن این چه ربطی به پست من داشت هان؟ نکنه مست کردی :-) آخه این چه ربطی به پست من داشت برو یه بار دیگه پستو بخون قاط زدی عزیز من😭
یه بار دیگه هم برو پستم بخون و اینقدر زمخت نگر نباش! دارم میگم با دوتا آدم درویش یکی زن و یکی مرد طرف هستیم که از دو طریق متفاوت یکی از طریق چه میدونم ذوقش و دیگری از طریق خردش به یه نتیجه و برداشت از هستی رسیدن. ای بابا میگم اند زمخت نگرایی بعد ناراحت میشی.
یه بار دیگه هم برو پستم بخون و اینقدر زمخت نگر نباش! دارم میگم با دوتا آدم درویش یکی زن و یکی مرد طرف هستیم که از دو طریق متفاوت یکی از طریق چه میدونم ذوقش و دیگری از طریق خردش به یه نتیجه و برداشت از هستی رسیدن. ای بابا میگم اند زمخت نگرایی بعد ناراحت میشی.
به این فرتور بنگرید:
پیوست در دسترس نمیباشد
با ٧ میلیارد آدم, زن, مرد, کودک, خردسال, بزرگسال طرف هستیم که از هزاران چشم
و مغز مختلف به یک نتیجه و برداشت از واقعیت رسیدهاند, که نادرست است.
نمونهیِ کمی پیچیدهتر, هماکنون انجمنی روی اینترنت هست برای کسانیکه میباورند زمین صاف است: The Flat Earth Society
برخی از اینها با خردشان, برخی با احساس و برخی با هوششان به این رسیده نتیجهیِ یکسان رسیدهاند که زمین صاف است; اکنون چه کنیم؟
با ٧ میلیارد آدم, زن, مرد, کودک, خردسال, بزرگسال طرف هستیم که از هزاران چشم و مغز مختلف به یک نتیجه و برداشت از واقعیت رسیدهاند, که نادرست است.
نمونهیِ کمی پیچیدهتر, هماکنون انجمنی روی اینترنت هست برای کسانیکه میباورند زمین صاف است: The Flat Earth Society
برخی از اینها با خردشان, برخی با احساس و برخی با هوششان به این رسیده نتیجهیِ یکسان رسیدهاند که زمین صاف است; اکنون چه کنیم؟
اینکه قیاس مع الفارقه میدونی چرا ؟ واس اینکه در همه ی مثال های شما ما با یه جسم مادی طرف هستم که با کمک حواسمون و هوشمون و ... و کلن تمام استعدادهامون که برای دنیای مادی هست اونو درک می کنیم. اما عالم معنا اینطور نیس . بذار اینجور واست بگم تا اونجایی که من تا الان مطالعه کردم عالم معنا مث یه دنیای نامرئی هس . حالا شما تصور کن یه خونه ای نا مرئی باشه خوب؟ و هیچ کسی نتونه این خونه را ببینه ولی یه دو سه نفری بشینین رو خودشون کار کنند تا چشمشون رو قویتر کنن (دروایش) بعد خب اینا میتونن این خونه را ببینین و اطلاعاتی هم که از اون خونه به ما میگن یکیه اینکه در خونه سبز رنگه اینکه چنتا اتاق داره همه و همه یکسانه. یعنی همین برام عجیبه ما تو عالم مادی می بینی ما چقدر سر چیزای محسوس با هم دعوا داریم مثل رنگ اجسام یکی آبی می بینه یکی سبز می بینه ولی در عالم معنا همه و همه سر همه چی با هم اتفاق نظر دارن!
+
شما میگی این دروایش ادمای خودفریب شارلاتانی هستن درسته ؟
@@Mehrbod من نمی دونم شما چجور بی خدا شدین اما در مورد خودم شاید بگم از همون اولم برام خدایی نبود چون پدرم یه بی خدا بود و هس. یادمه وقتی خیلی کوچیک بودم هیچ وقت یادم نمیره که یه نفری از آشناهای دورمون یه بیماری لا علاج گرفته بود و توی یه مجلسی پدرم و دوستاش داشتند راجب اون حرف می زدند پدرم برگشت گف اگه خدایی بود اونم چنین رحیم و شفا دهنده که دکون من یکی تخته میشد (پدرم پزشکه) این تو ذهن من که فقط 6 یا 7 سال داشتم موند تا الان . هیچ وقتم نتونستم یه خداباور باشم. این رفیق درویشمون هم از بچگی با هم همکلاس بودیم یعنی از دوران ابتدایی تا دانشگاه . پدرامون هم با هم رفیق و همکار بودن خلاصه خیلی با هم عیاق بودیم خونواده اونم مث خونواده من بود غیر مذهبی. اما این رفیق ما تو دوران راهنمایی خیلی اهل مذهب شده بود نماز می خوند و روزه میگرف یادمه اول دبیرستان که بودیم رفته بود از باباش خواسته بود بفرستدش حوزه 😂 باباش هم نگذاشت و نه برداشت یکی خوابونده بود تو گوشش که بعد از اینکه راهی قبرستون شدی میتونی هرجا که بخوای بری:-) فک کن باباش رو نمی تونستی بدون دستمال گردن تصور کنی بعد پسرش می خواست بره حوزه عمامه ببنده :-) تک فرزند هم بود و پدرش روش خیلی حساس بود بدبخت رو اسیر کرده بود مسجد و اینا اجازه نمی داد بره . الان که اینجام و محرم شده یادش افتادم چون توی محرم همش میرف نمازخونه و ها های گریه می کرد😳 یه بار یادمه به من گف از خدا آروزیی ندارم جز اینکه یا منو بکشه یا از دست بابام نجاتم بده. ببین من موندم چی میشه که آدم اینجوری میشه . شما میگی این عالم افیونه خب درست میگی اینا خودفریب و شارلاتان خوب درست اما دیگه برای یه بچه 13 یا 14 ساله این صدق می کنه ؟ کلافه شدم شاید رفتم یه سر قم دنبال رفیقم. نمی دونم به نظرت یه پیام به دوریش این فاروم تو هم میهن بدم جوابم رو بده؟ چی بنویسم؟ دلم میخواد با یه درویش راجب این عالم حرف بزنم شما میگی اینا شارلاتانن خب بزار یه راستی آزمایی کنیم :-)
دریافت آورده از هوش بیش از اندازه ساده است, هنگامیکه پرسمان هوش دستکم بیست زمینه و بیشتر دارد: طبیعت انسان
دینداری بیشترین ستیز را با بخش "فرنودسار (= منطق)" در گفتمان هوش دارد, که یکی از بخشهایِ کلیدین نیز میباشد, ولی نه حیاتی.
برای نمونه چه شمار کسانی پیدا میشوند که هوش اجتماعی بسیار بالایی دارند و میتوانند با یکی دو سخن بجا و یک نگاه انداختن به چشم کسی خواستهیِ
خودشان را پیش ببرند, یا در معاملهها سود آنچنانی بکنند و همهیِ اینها را بی آنکه یک جو از ریاضی سر در بیاورند یا هتّا آن اندازه مغز منطقیای داشته باشند.
پس باری دیگر, این نگرشی برآمده از زمختنگری میباشد که «هوش» که یک فرایافت پیچیده و پر شاخ و برگ و همتافت (complex) میباشد
را فرا-اندازه ساده و زمخت در نگر گرفته و بپنداریم هرکس که میتوانست چهار تا چامه را از بر کند یا در امتحان! نمرهیِ بالا بیاورد بباید باهوش است.
هر چه مغز بیشتر برزیده شود تا فرایافتها باریک را بهتر و درستتر از هم بازشکافد, کمتر چنین لغزشهایی پیش خواهند آمد. درسته, در
گپ و گفتگوهایِ روزانه واژهیِ "هوش" برای هزار و یک چیز دور و نزدیک به کار میرود, ولی هنگامیکه سخن از «بازشناسی انگیزه»و روانشناسی
میرسد, بنمونه اینکه چرا بهمان کس با اینکه آدم بسیار باهوشیست ولی میخواهد آخوند شود, دیگر نمیشود از همان روش عام و روزانه برای شناخت و
واکاوی بهره گرفت و نیاز به واژهسار (vocabulary) باریک و اندیشهیِ موشکافانه به میان میاید, که زبان پارسی¹ در این زمینه کارآمد (effective) است.
¹ در پاسخ به اینکه چرا به «پارسی ِ سره» مینویسیم, بیشتر از همه از همینرو که کارآمد است.
دریافت آورده از هوش بیش از اندازه ساده است, هنگامیکه پرسمان هوش دستکم بیست زمینه و بیشتر دارد: طبیعت انسان
دینداری بیشترین ستیز را با بخش "فرنودسار (= منطق)" در گفتمان هوش دارد, که یکی از بخشهایِ کلیدین نیز میباشد, ولی نه حیاتی.
برای نمونه چه شمار کسانی پیدا میشوند که هوش اجتماعی بسیار بالایی دارند و میتوانند با یکی دو سخن بجا و یک نگاه به چشم کسی انداختن خواستهیِ
خودشان را پیش ببرند, یا در معاملهها سود آنچنانی بکنند و همهیِ اینها را بی آنکه یک جو از ریاضی سر در بیاورند یا هتّا آن اندازه مغز منطقیای داشته باشند.
پس باری دیگر, این نگرشی برآمده از زمختنگری میباشد که «هوش» که یک فرایافت پیچیده و پر شاخ و برگ و همتافت (complex) میباشد
را فرا-اندازه ساده و زمخت در نگر گرفته و پنداشته شود هرکس که میتوانست چهار تا چامه را از بر کند یا در امتحان! نمرهیِ بالا بیاورد بباید باهوش است.
هر چه مغز بیشتر برزیده شود تا فرایافتها باریک را بهتر و درستتر از هم بازشکافد, کمتر چنین لغزشهایی پیش خواهند آمد. درسته, در
گپ و گفتگوهایِ روزانه واژهیِ "هوش" برای هزار و یک چیز دور و نزدیک به کار میرود, ولی هنگامیکه سخن از «بازشناسی انگیزه» و روانشناسی
میرسد, بنمونه اینکه چرا بهمان کس با اینکه آدم بسیار باهوشیست ولی میخواهد آخوند شود, دیگر نمیشود از همان روش عام و روزانه برای شناخت و
واکاوی پرسمان بهره گرفت و نیاز به واژهسار (vocabulary) باریک و اندیشهیِ موشکافانه به میان میاید, که زبان پارسی¹ در این زمینه کارآمد (effective) است.
¹ در پاسخ به اینکه چرا به «پارسی ِ سره» مینویسیم, بیشتر از همه از همینرو که کارآمد است.
دریافت آورده از هوش بیش از اندازه ساده است, هنگامیکه پرسمان هوش دستکم بیست زمینه و بیشتر دارد: طبیعت انسان
دینداری بیشترین ستیز را با بخش "فرنودسار (= منطق)" در گفتمان هوش دارد, که یکی از بخشهایِ کلیدین نیز میباشد, ولی نه حیاتی.
برای نمونه چه شمار کسانی پیدا میشوند که هوش اجتماعی بسیار بالایی دارند و میتوانند با یکی دو سخن بجا و یک نگاه به چشم کسی انداختن خواستهیِ خودشان را پیش ببرند, یا در معاملهها سود آنچنانی بکنند و همهیِ اینها را بی آنکه یک جو از ریاضی سر در بیاورند یا هتّا آن اندازه مغز منطقیای داشته باشند.
پس باری دیگر, این نگرشی برآمده از زمختنگری میباشد که «هوش» که یک فرایافت پیچیده و پر شاخ و برگ و همتافت (complex) میباشد را فرا-اندازه ساده و زمخت در نگر گرفته و پنداشته شود هرکس که میتوانست چهار تا چامه را از بر کند یا در امتحان! نمرهیِ بالا بیاورد بباید باهوش است.
هر چه مغز بیشتر برزیده شود تا فرایافتها باریک را بهتر و درستتر از هم بازشکافد, کمتر چنین لغزشهایی پیش خواهند آمد. درسته, در گپ و گفتگوهایِ روزانه واژهیِ "هوش" برای هزار و یک چیز دور و نزدیک به کار میرود, ولی هنگامیکه سخن از «بازشناسی انگیزه» و روانشناسی میرسد, بنمونه اینکه چرا بهمان کس با اینکه آدم بسیار باهوشیست ولی میخواهد آخوند شود, دیگر نمیشود از همان روش عام و روزانه برای شناخت و واکاوی پرسمان بهره گرفت و نیاز به واژهسار (vocabulary) باریک و اندیشهیِ موشکافانه به میان میاید, که زبان پارسی¹ در این زمینه کارآمد (effective) است.
¹ در پاسخ به اینکه چرا به «پارسی ِ سره» مینویسیم, بیشتر از همه از همینرو که کارآمد است.
این الان جواب حرف من بود؟! عجب هوشی بخرج دادی بابا! ببینین من چی گفتم و شما در جواب چی گفتین:-)
اما من بر خلاف شما جواب حرفتون رو میدم. خب این رفیق ما نرفته قم آخوند بشه رفته بدنبال چه میدونم عرفان و گفتم دنبال این حسن زاده آملی و اینا که میگن عارف هستن رفته. تا درسش تو امریکا تموم شد نموند اومد ایران و یراست رفت قم. خودش هم میگف فقط بخاطر پدرش درس میخونه و مجبوره مطیع باشه و چاره دیگه ای نیس. همه میدونن که معمولا کیا میرن آخوند میشن در این حرفی نیس اما بعضیا بخاطر این عالم معنا و اینا انگار باید درس حوزه هم بخونن.
پس باری دیگر, این نگرشی برآمده از زمختنگری میباشد که «هوش» که یک فرایافت پیچیده و پر شاخ و برگ و همتافت (complex) میباشد را فرا-اندازه ساده و زمخت در نگر گرفته و پنداشته شود هرکس که میتوانست چهار تا چامه را از بر کند یا در امتحان! نمرهیِ بالا بیاورد بباید باهوش است.
چقدر بابا با اون کاربر شما بدی آخه:-) خوبه حسابی هم کوبیدیش و کتکش زدی بازم بهش کنایه بزن! دلم براش میسوزه نمی دونم چرا ؟ خیلی مظلومه . بهت گفتم که اون فاروم شیعه رو رفتم خوندم چپ و راست بهش گیر میدن فک می کنن این سنیه! اینم میگه نه بخدا و اینا ولی اونا بازم باهاش سر جنگ دارن و وسط بحث باهاش دعوا می کنن اونم هی عذرخواهی و اینا. برین همین فارومه تا بفهمین مسلمون به کی میگن . نمی دونی عجب فاروم جکیه میری توش یه تاپیک هس که میگه وقتی وارد شدین به فاروم صلوات بفرستین یعنی پست کنین:-) وضو و غسل هم که حتمی باید داشته باشیم. رفتم پستاشون رو خوندم باورم نمیشه اینا دیگه کین ! یعنی اصلا چیزی بنام هوش در اینا وجود داره! کمپلت تعطیلن! واقعن مخلص (مخ less ) هستن. بعد این کاربر رفته وسط اینا داره طرح مسئله میکنه😂 براشون ثابت میکنه موسیقی حلاله !دین رو نباید اینطور یبرداشت کرد و این حرفا😃
در کل منم قبول دارم کلن مذهب و دین باعث عقب ماندگی آدم میشه. چون هوش قابل افزایشه اگه باهاش کار بشه اما در خونواده مذهبی خب موسیقی حرامه فیلم خارجی هم نمیشه دید و ..... یعنی فرزند در این جور خونواده ها فرصت نمیکنه از مغزش استفاده کنه و هوشش رو بیشتر کنه معمولن بچه های اینجور خونواده ها زبان بلد نیستن اگه هم بلد باشن همون تازی هس تازه اونم قرانیش از موسیقی و هنر و اینام که بی خیال. ولی خب دوست ما گفتم یه خونواده کاملن غیر مذهبی داشت و هوشش رو خب ارتقا داده بودند:-)
یه سوال بپرسم؟ یجورایی تست زمخت نگری هس:-) فک کردی این کاربر از چجور خونواده ای باشه ؟ و اینکه چرا همش در مقابلت کوتاه اومده یه نگاه به جوابایی که به شما داده بنداز و با بقیه مقایسه کن! فک نکنم خودتون هم تا الان متوجه شده باشین خیلی خیلی نکته ظریفی هس اما خب من استا انالیز شخصیت ادمام حتی از ور پستاشون و واقعن از انالیز کردن آدما لذت می برم بخصوص آدمایی که خاصند مثل دراویش!! پ.ن شما رو هم اگه بخواین آنالیز می کنم:-)
این دو, کسیکه باهوش است ولی میخواهد آخوند شود یا کسیکه چند چامه از بر است و نابجا باهوش
خوانده میشود, هر دو نمونهیِ انگارین (= فرضی) میباشند و برای روشنگری آمدهاند, نه برای خوارداشت.
نکتهیِ سخن این بود که سنجش هوش پرسمان گسترده و همتافتی (complex) میباشد و کسیکه نمونهوار همهیِ ترانههایِ خیام را از بر است, گرچه باهوش
به دید آدم بیاید, ولی این هوشمندی که در نگاه عام همان "باهوشی" دیده و خوانده میشود با آن نمرهیِ هوشی که از راه سنجش موشکافانهیِ همهیِ جنبههایِ هوش بدست میاید یکی نیست.
پس نمونههایِ آورده که چرا بهمان کس که آدم بیسار جور و بسیار باهوشی است ولی میخواهد آخوند/X/Y (یا هر پیشهیِ کودنانه دیگر) بشود پاسخ میگیرد:
کس در یک [یا چند] زمینه باهوش است, در زمینههایِ دیگر نه.
--
نکتهیِ دوم, میتوان با قطعیت گفت مغز یک مسلمان گیر و لغزش دارد, زیرا پذیرای چیزهایکیه بروشنی خردستیز میباشند, بوده است:
آفریدگار جهان را در ٧ روز آفریده (قرآن)
آفریدگار جهان را در ٦ روز آفریده (انجیل)
آفریدگار آدمی را آفریده, به او خواست آزاد (اراده) داده, سپس او را از روی ارادهیِ آزاد به دوزخ و بهشت میفرست (؟)
آفریدگار هستی و جهان آیه فرستاده که 'پیقمبرش' استثنائا بیشتر زن بگیرد (؟؟)
آفریدگار هستی و جهان در محاسبات ریاضیاتی قرانش اشتباه کرده چون از اعدادی اعشاری درست سر در نمیاورده (؟؟؟)
...
بایستی اینجا افزود, نمیتوان از روی این نکته زمختنگرانه افزود که مغز بیخدا پس گیر منطقی ندارد.
یه سوال بپرسم؟ یجورایی تست زمخت نگری هس:-) فک کردی این کاربر از چجور خونواده ای باشه ؟ و اینکه چرا همش در مقابلت کوتاه اومده یه نگاه به جوابایی که به شما داده بنداز و با بقیه مقایسه کن! فک نکنم خودتون هم تا الان متوجه شده باشین خیلی خیلی نکته ظریفی هس اما خب من استا انالیز شخصیت ادمام حتی از ور پستاشون و واقعن از انالیز کردن آدما لذت می برم بخصوص آدمایی که خاصند مثل دراویش!! پ.ن شما رو هم اگه بخواین آنالیز می کنم:-)
من مطمئنم که خودت هم نگرفتی چون باید خیلی تیز بود:-)
شما انگار هوش خوبی دارید سخن را میگیرد, گیر خود من تنها همان کپی پیست کردن بی پیوند آنهم با نوشتهیِ شکسته و بی سر و ته بود, چون کم و بیش همیشه اینجا را میخوانم و نوشتههایِ این کاربر تنها noise به شمار میرفتند.
این جمله سرکار خطاب به اون کاربر بود البته در ابتدای آشناییتون که هنو نمی دونستی طرفت یه مسلمون اونم از نوع درویشش هس! اما بعد از فهمیدن این مهم دیگه امونش ندادی😬
من نمیدونم چرا باید ما ایرانیا همیشه همه چی رو با هم قاطی می کنیم یه دین که هزار جور درد و کوفت داره درسته که پیروی ازش احمقانس اما خب دلیل نمیشه که ب خون پیروانش تشنه باشیم شماها خودتون مگه فامیل و خویش و قوم مسلمون ندارین؟ پ با این حساب با اونا چه رفتاری دارین؟ یه دین یه اعتقاد میتونه چرت باشه ولی پیروش یه آدمه یه انسانه مثل ما و حق و حقوقی داره دلیل نمیشه چون پیرو این دینه پ خنگه عقب موندس یا تروریسته ! باید تو این فاروم یه سری ورک شاپ راه انداخته بشه جهت قضاوت نکردن آدما بر اساس دین و نژاد و فرهنگشون!
آیا اینکه آدما رو بر اساس دینشون و اعتقاداتشون مورد قضاوت قرار میدن! آیا این کار درستیه؟ الان یکسری ورک شاپ هایی در غرب برگزار میشه که در اونا با فیلم و داستان و ... میگن از روی ظاهر آدما کسی رو قضاوت نکنین مثلن اگر کسی ریش بلندی داشت و لباس بلند عربی تنش بود و یه چهره ی داعشی داشت فک نکنین یه تروریسته و... من خودم بشخصه معتقدم انسان خیلی فراتر از دین و نژاد ایناس در واقع همه ی این چیزها ساخته خود بشر هس و انسان آفریننده اینها بوده . پ قضاوت کردن آدما بر اساس دین یا نژاد و فرهنگشون خیلی خیلی باید مضحک باشه.
این جمله سرکار خطاب به اون کاربر بود البته در ابتدای آشناییتون که هنو نمی دونستی طرفت یه مسلمون اونم از نوع درویشش هس! اما بعد از فهمیدن این مهم دیگه امونش ندادی😬
من نمیدونم چرا باید ما ایرانیا همیشه همه چی رو با هم قاطی می کنیم یه دین که هزار جور درد و کوفت داره درسته که پیروی ازش احمقانس اما خب دلیل نمیشه که ب خون پیروانش تشنه باشیم شماها خودتون مگه فامیل و خویش و قوم مسلمون ندارین؟ پ با این حساب با اونا چه رفتاری دارین؟ یه دین یه اعتقاد میتونه چرت باشه ولی پیروش یه آدمه یه انسانه مثل ما و حق و حقوقی داره دلیل نمیشه چون پیرو این دینه پ خنگه عقب موندس یا تروریسته ! باید تو این فاروم یه سری ورک شاپ راه انداخته بشه جهت قضاوت نکردن آدما بر اساس دین و نژاد و فرهنگشون!
نکتهیِ بالا را یک بار دیگر بخوبی بخوانید: هوش در یک زمینه به معنی هوش در زمینههای دیگر نیست. ازینرو مسلمان باهوش — در
یک یا چند زمینه — هم پیدا میشود, ولی این در این سخن پیشین که مغز همهیِ دینداران گیر منطقی دارد — که پذیرای نامنطق بوده است — ستیزی نمیدهد.
برای دریافت اینها میتوان از نگرهیِ گردآیهها (set theory) بهره گرفت:
همهیِ کلاغها پرندهاند, ولی همهیِ پرندگان کلاغ نیستند.
همهیِ دینداران مغزشان گیر نامنطقی دارد, ولی همهیِ دینداران کمهوش نیستند.
دامن سمیرا لکه دارد, ولی این از بیلکّگیِ پیراهن سُهیل نمیگوید: لکه = گیر منطقی; سمیرا, سُهیل = خداباور, ناخداباور.
هرکس از فیزیک کوانتوم سردربیاورد باهوش است, ولی همهیِ آدمهای باهوش از فیزیک کوانتوم سردرنمیاورند.
...
etc.
etc.
پ.ن.
کیستی و چیستی این کاربر @سارا پیوندی به این گفتگوها ندارد. اگر این اندازه دوست دارید میتوانید برای وی یک
جُستار در تالار چهرهها بگشایید.
آیا اینکه آدما رو بر اساس دینشون و اعتقاداتشون مورد قضاوت قرار میدن! آیا این کار درستیه؟ الان یکسری ورک شاپ هایی در غرب برگزار میشه که در اونا با فیلم و داستان و ... میگن از روی ظاهر آدما کسی رو قضاوت نکنین مثلن اگر کسی ریش بلندی داشت و لباس بلند عربی تنش بود و یه چهره ی داعشی داشت فک نکنین یه تروریسته و...
من خودم بشخصه معتقدم انسان خیلی فراتر از دین و نژاد ایناس در واقع همه ی این چیزها ساخته خود بشر هس و انسان آفریننده اینها بوده . پ قضاوت کردن آدما بر اساس دین یا نژاد و فرهنگشون خیلی خیلی باید مضحک باشه.
به این کار در سیاست میگویند political correctness و آماج (هدف) و چیستی این رویکرد
سیاسی نه در رسیدن به حقیقت, بساکه در کاهش ستیز و تنش و افزایش امنیت و آرامش در تراز اجتماعی میباشد.
برای نمونه, و ما اینجا داریم میانگاریم, اگر این در جایگاه یک رُخکرد دانشیک (scientific fact) پژوهسته و دریافته شود که به
میانگین سیاهپوستان هوشبهر کمتری از سپیدپوستان دارند, رویکرد political correct دیکته میکند که این رُخکرد باید سر پوشانیده
و هتّا یاوه و دروغ و نژادپرستی خوانده شود, زیرا امنیت و آرامش اجتماعی ارزش و بهای بسیار بالاتری دارد, گرچه آری, نکته حقیقت داشته باشد.
به زبان دیگر, political correctness یک رویکرد پیشبُردگرا (pragmatic) میباشد زیرا در
واقعیت حقایق همیشه سودبخش نیستند و میتوانند گاه دستمایه و آغازگر تنش و آشوبهای اجتماعی نیز باشند.
پس در هرکجا بایستی برنگریست آماج چیست: آیا آماج رسیدن به حقیقت و پردهبرداری از واقعیتهاست,
اگرچه تلخ و هتّا زیانرسان باشند; یا آنکه آماج رسیدن به آشتی, آرامش و دوریجویی از آشوب و جداییافکنیست؟