اینه که من در یک وضعیت دوگانگی و تردید قرار دارم. مثل ری اکتور عزیز خیلی خوشبین به آینده سیاسی نظام نیستم ولی در مورد اقتصادی بسیار خوشبینم. روحانی باید نشون بده که میتونه از دستاوردهای اقتصادی این توافق نگهداری کنه و این فرصت تاریخی رو بعد از سال ها غنیمت بدونه.
اقتصاد که به هر حال اوضاع بهتری پیدا خواهد کرد! دست کم کشور بر میگردد به شرایط 14-15 سال پیشش و قبل از اعمال تحریمهای هسته ای که با اینکه حرکت رو به عقب هست ولی با در نظر گرفتن شرایط فعلی پیشرفت محسوب میشه!
چیزی که ریکتور گفت و من همونجا باهاش مخالفت کردم این بود که استدلال کرد که بهبود شرایط اقتصادی قدرت چانه زنی مردم با حکومت رو بالا میبره و از طریق این راه میشه ج.ا رو اصلاح کرد و جامعه رو به خواستهاش رسوند!
ایران در دوران رسمنجانی شرایط اقتصادی بدی نداشت! در دوران خاتمی هم به فلاکت امروز نیوفتاده بود!
ولی قدرت چانه زنی مردم از امروزشون خیلی خیلی کمتر بود! آزادیهای اجتماعی که مردم داشتند به شدت محدود تر بود. داشتن ورق بازی جرم بود و کسی جرات نمیکرد این مساله رو علنی کنه! پا میشدیم میرفتیم با ترس و لرز یک ویدئو بتامکس اجراه میکردیم میشستیم توی خونه با ترس و لرز ممل آمریکایی میدیدیم! بعدش که ماهواره اومد تا اون موقعی که همه آسیا ست و ترکیه و ... رو با رسیور های وینرست درپیتی نگاه میکردند با ترس مضاعف! همون موقعها بود که یک دفعه ای ویدئو آزاد شد ماهواره شد جرم که هنوزم هست!!! خلاصه اینکه شرایط اقتصادی بهتر در مورد ایران و جامعه ایرانی بر خلاف مثلهای قدیمی و عامیانه (عرب رو سیر نگه دار عجم رو گشنه تا صداش در نیاد) دقیقن برعکس عمل میکنه. فشار اقتصادی و شکم گشنه مردم بود که حکومت رو پای میز مذاکره کشوند و باعث امتیاز دهی شد نه شکم سیر مردم و وضعیت خوب اقتصادی!!!
این یک حقیقته که جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست! کلی نهادهای مختلف زور میزنند و 1-2% شرایط رو بهتر میکنند! بعدش با یک حرکت سیستم 50% اوضاع خراب تر میشه. تمام دستاوردهای مدنی دوران خاتمی (اگر بشه اسمشون رو دستاورد گذاشت) توی همون 3-4 ماه اول دوران احمدینژاد دود شد رفت هوا! و زمانی که به آخرای دور اولش رسیده بود که همه میگفتند صد رحمت به رسمنجانی و نخست وزیر عَمام و کروبی و ... یعنی به قدری اوضاع یکدفعه ای خراب میشه که دوران خمینی میشه طلایی و نخست وزیرش میشه ناجی ملت!!! احتمالن اگر خلخالی زنده مونده بود یک دخیلی هم به پای اون میبستند و ازش تقاضای نجات از دست مموتی میکردند.
من فکر میکنم ریکتور جوون تر از اونی باشه که بتامکس و پاک کردن لاک دست دختران و زنان با سنگ پا و کیسه سوسک و اینها یادش باشه برای همین این طوری استدلال میکنه بهبود شرایط اقتصادی منجر به بیشتر شدن قدرت چانه زنی و وضعیت مدنی کشور میشه. به نظر من جمهوری اسلامی امروز ده ها برابر از جمهوری اسلامی اون دوران هار تر هم شده! به خاطر اینکه نسبت به اون زمان بیشتر طعم قدرت رو چشیده و همزمان بیشتر احساس خطر میکنه.
ایران در دوران رسمنجانی شرایط اقتصادی بدی نداشت! در دوران خاتمی هم به فلاکت امروز نیوفتاده بود!
در دوره رفسنجانی چقدر آدم از کار بیکار شدند. ایشان معتقد بود باید عده ای (قشر ضعیف) برای رشد صنعتی کشور قربانی بشوند!!!!! به اصطلاح خودشان زیر چرخدنده های صنعتی شدن ایران له بشوند. بخاطر همین است که مردم از رفسنجانی بیزار شدند. دوران خاتمی هرچی بود خیلی از دوران رفسنجانی بهتر بود و شاید بدون هیچ اغراقی بهترین دوران بعد از انقلاب برای مردم بود.
در دوره رفسنجانی چقدر آدم از کار بیکار شدند. ایشان معتقد بود باید عده ای (قشر ضعیف) برای رشد صنعتی کشور قربانی بشوند!!!!! به اصطلاح خودشان زیر چرخدنده های صنعتی شدن ایران له بشوند. بخاطر همین است که مردم از رفسنجانی بیزار شدند. دوران خاتمی هرچی بود خیلی از دوران رفسنجانی بهتر بود و شاید بدون هیچ اغراقی بهترین دوران بعد از انقلاب برای مردم بود.
رفسنجانی به قدری اوضاع اقتصادی ایران رو بهبود داد که معروف شد به سردار سازندگی! (ارواح عمه جونش) مهم نیست چه مقداری کارگر بیکار شدند! مهم اینه که شرایط کلی اقتصاد کشور خیلی خیلی قابل قبول تر از امروز بود. همون کارگرهای بیکار شده باز هم تونستند از پس هزینه هاشون بر بیاند ولی در دوران مموتی خیلیهاشون رفتند بر خیابون چادر زدند یا پناه بردند به خانه های کلنگی و ویران شده ی غیر قابل سکونت! ولی نکته اصلی این نیست که رسمنجانی اومده مموتی رفت و ... نکته اصلی اینه که اینها اصولن پُخی نیستند که بخواند تاثیر شگرفی در سیاستهای اصلی نظام داشته باشند! امروز هم رسمنجانی شده فرشته!
رفسنجانی به قدری اوضاع اقتصادی ایران رو بهبود داد که معروف شد به سردار سازندگی! (ارواح عمه جونش) مهم نیست چه مقداری کارگر بیکار شدند! مهم اینه که شرایط کلی اقتصاد کشور خیلی خیلی قابل قبول تر از امروز بود. همون کارگرهای بیکار شده باز هم تونستند از پس هزینه هاشون بر بیاند ولی در دوران مموتی خیلیهاشون رفتند بر خیابون چادر زدند یا پناه بردند به خانه های کلنگی و ویران شده ی غیر قابل سکونت! ولی نکته اصلی این نیست که رسمنجانی اومده مموتی رفت و ... نکته اصلی اینه که اینها اصولن پُخی نیستند که بخواند تاثیر شگرفی در سیاستهای اصلی نظام داشته باشند! امروز هم رسمنجانی شده فرشته!
اصلا مقایسه ی درستی نمی کنید! دوران احمدی نژاد را فقط و فقط باید با دورانی که مغول به ایران حمله کرد مقایسه کرد و بس. چون همه دوران ها بسیار بهتر از دوران محمود کبیر بوده.
اینا موقعی که مجبور بشن عقل و خردشون خوب کار میکنه کار رو میدن دست کاردان. منتها دقیقهء 90 و وقتی کلا دارن به فاک میرن!
مثلا درمورد جنگ ایران و عراق هم همینطور شد وقتی دیگه شرایط بحرانی شده بود آدم و سلاح دچار کمبود شده بود عراق حملهء شیمیایی میکرد حتی خطر حمله شیمیایی گسترده به شهرها و غیرنظامیان بود وقتی ایران در افکار عمومی در جامعهء جهانی تاحد زیادی از مدافع به متجاوز تبدیل شده بود (چون رفته بود توی خاک عراق و میخواست صدام رو سرنگون کنه کل عراق رو بقول خودشون آزاد کنن) وقتی قدرتهای دنیا حمایت همه جانبه و قوی از عراق کردن که ایران هیچ شانسی برای پیروز شدن نداشته باشه (بنظرم رئیس جمهور وقت آمریکا گفته بود پیروزی ایران غیرقابل قبوله!)، اونوقت دیپلماسی و کار سیاسی و سازمان ملل رفتن رو شروع کردن و خوب هم کار رو پیش بردن عراق هم مجبور شد قطعنامه رو بپذیره و بعنوان متجاوز هم شناخته شد.
استعداد خوبی در این کارها دارن، هوش خوبی دارن، ولی ببین چرندیات مذهبی چطور این مغزها رو فلج میکنه بعد زمانی که میبینن عملا دارن به فاک میرن تازه دکمهء فعال سازی عقل و خرد رو میزنن!
بنظر من اگر عقل و شعور درست و حسابی داشتن باید همون اوایل جنگ که کشورهای عربی هم میخواستن خسارت بدن، جنگ رو خاتمه میدادن. ولی ادامه دادن کسخل ها با یک مشت باور و شعار و تفکر مذهبی آزادسازی قدس و کربلا و این حرفا. جوگیرهای احمق!
من فکر میکنم میبینم رفتار اینها حتی با خود اسلام هم جور درنمیاد، چون اسلام خون ریزی غیرضروری رو روا نمیدونه میگه اگر طرف مقابل دست کشید شما هم دست بکشید، حالا درسته صدام بد بود پلید بود ولی این وسط آدمهای بی گناه یا معمولی اونم مسلمان از دو طرف داشتن کشته و ناقص میشدن و رنج میکشیدن.
بنظرم جوگیری خود انقلاب اسلامی هم بهش اضافه شده بود اصلا یه چیزی اضافه تر از اسلام هم بود!!
اصلا اینها دیوانه ان به خدا! من نمیدونم چه جونورهایی هستن. یک مشت احمقن!
البته نمیشه منکر شد که در طول سالها خیلی پیشرفت کرد. کلا نه تنها اینها، بلکه اکثر افراطیون وقتی بقدر کافی زمان و تجربه براشون باشه تاحد زیادی میتونن متعادل و اصلاح بشن، مثلا حکومت کمونیستی چین که نسبت به اوایلش خیلی تغییر رویه داد هرچند هنوزم شاید مشکلاتی داشته باشه که البته خود آمریکا هم مشکلاتی داره هم خودش و هم مشکل و فشار برای بقیهء کشورها ایجاد میکنه.
بنظر من اینهم نیست که بگیم احمدی نژاد و اون دوران سیاست حساب شده بود میخواستن مثلا صنعت هسته ای و غنی سازی رو سریع پیش ببرن که بعدا دست بالا در مذاکرات بگیرن. چون همون دوران هم بنظرم میشد با حرفهای افراطی و خشن نزدن با توی آب نمک خواباندن دنیا جامعهء جهانی و مذاکرات و سرکار گذاشتن زمان خریدن از اون همه تحریم و قطعنامه که سریع و راحت وضع شدن جلوگیری کرد از اینکه اینقدر شرایط سخت و بحرانی بشه به سرعت از کنترل خارج بشه به بن بست برسه جلوگیری کرد.
اینا میخواستن اون رویه رو ادامه بدن، بدون اینکه این بینش رو داشته باشن جدی بگیرن احتیاط کنن در باب تبعاتش. بعد که دیدن کنترل اوضاع از دستشون خارج شد از چیزی که فکر میکردن خوشبین بودن خیلی بدتر شد دیدن تمام مملکت بقای حکومت داره به لرزه درمیاد، اونوقت بود که یه رئیس جمهور متعادل فرصت پیدا کرد روی کار بیاد و اجازه و اختیارات لازم بهش داده شد فضای کار به میانه رو ها داده شد.
بله اگر شما بتونی کارت رو پیش ببری عالم و آدم به تخمت نباشه که خوبه، ولی در واقعیت خیلی وقتا نمیشه و عقل و خرد هم میگه که همیشه احتیاط کن محکم کاری کن تا میتونی.
اصلا تندروها، مذهبی های متعصب، احمدی نژادی ها، عقل و خرد درست و حسابی هم دارن؟ اگر داشتن که تندرو نمیشدن!
اینا خطرناک هستن!
البته درمقابل بعضیا هم از طرف دیگه پشت بام میفتن بقیه رو هم میخوان هل بدن از ساده لوحی و خودباختگی یا تقابل و فرار از سمت مقابل.
چیزی که ریکتور گفت و من همونجا باهاش مخالفت کردم این بود که استدلال کرد که بهبود شرایط اقتصادی قدرت چانه زنی مردم با حکومت رو بالا میبره و از طریق این راه میشه ج.ا رو اصلاح کرد و جامعه رو به خواستهاش رسوند!
اتفاقن من با این هم موافقم. کیه که اگه شرایط کاری درستی نداشته باشه و ترس پاس نشدن چک های روزهای آیندش رو داشته باشه فرصت و مجال یقه گیری داشته باشه؟ هتا به همین 20-30 سال اخیر هم نگاه کنیم این تئوری قابل پذیرش تره. سال 1378 هم اوضاع مردم بدک نبود. سال 88 هم همینطور. در مقایسه با امروز خیلی بهتر بود. از 90-91 که تحریم ها اوج گرفت و قیمت ها به شدت بالا رفت و ارزش ریال افت شدید کرد ما چه حرکتی دیدیم؟ حرکت که هیچ هتا خواست و اراده هم ندیدیم. این اصلن با هرم مازلو هم مطابقت داره. اول نیازهای اولیه جامعه باید برآورده بشه تا خواست های جامعه به تراز بالاتر صعود کنه.
این یک حقیقته که جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست! کلی نهادهای مختلف زور میزنند و 1-2% شرایط رو بهتر میکنند! بعدش با یک حرکت سیستم 50% اوضاع خراب تر میشه. تمام دستاوردهای مدنی دوران خاتمی (اگر بشه اسمشون رو دستاورد گذاشت) توی همون 3-4 ماه اول دوران احمدینژاد دود شد رفت هوا! و زمانی که به آخرای دور اولش رسیده بود که همه میگفتند صد رحمت به رسمنجانی و نخست وزیر عَمام و کروبی و ... یعنی به قدری اوضاع یکدفعه ای خراب میشه که دوران خمینی میشه طلایی و نخست وزیرش میشه ناجی ملت!!! احتمالن اگر خلخالی زنده مونده بود یک دخیلی هم به پای اون میبستند و ازش تقاضای نجات از دست مموتی میکردند.
من خیلی با این قضیه موافق نیستم. همین ج.ا الان با ج.ا 36 سال قبل فرق کرده. اوائل انقلاب کی جرات داشت توی خیابون جوراب سفید بپوشه. کدوم آخوند جرات داشت خط ریش برداره؟ در همین 10-15 سال گذشته وضعیت مردم در خیابان ها تغییر کرده. مثلن در زمان خاتمی بگیر و ببند دختر پسر در خیابان خیلی زیاد بود. مگه میشد با دختر راه بری؟ ولی امروز هتا بسیجی هم جرات نمیکنه همچین غلطی بکنه.
هر سیستمی خواه ناخواه در حال فرگشته. هتا جمهوری اسلامی. ولی ماهیت جمهوری اسلامی به دلیل ایدئولوگ بودنش با بسیاری تغییراتی که ما مایلیم تضاد داره. مثلن همین توافق جامع. این توافق تا دو سال پیش آرزوی ایرانیان بود. واقعن چه کسی فکر میکرد با امریکا توافق جامعی انجام بشه که همه چیز صفر بشه؟ هتا مجتمع اراک قراره از اول طراحی بشه! واقعن خیلی نرمش بزرگی از طرف ج.ا اتفاق افتاده. پس هیچ بعید نیست اظهار کنیم که ج.ا دچار فرگشت شده. فقط کافیه چندتا کله خر هی خواست های جدید و تابو مانند رو فقط زمزمه کنند. همین که تابو شکنی بشه و در گوش جامعه خونده بشه کم کم قبح قضیه فرو میریزه. مثل همین هسته ای. کافیه یکی دو تا دولتی مثل روحانی و دو سه تا تحلیلگر مثل زیباکلام هر هفته صحبت از عادی شدن روابط بکنند. این تابو شکنی در کنار نیازهای اقتصادی کارش رو خواهد کرد. از نظر من مهمترین دلیل برای هر تابوشکنی میتونه اقتصاد باشه. ایجاد روابط گسترده اقتصادی با غرب کم کم همین نتیجه رو هم در پیش خواهد داشت انشاءالاسپاگتی.
فعلا که اوباما یه حرفایی زده و اینا هم بررسی کردن دیدن بله در توافقنامه حفره هایی برای برگشت خودکار تحریم ها وجود داره. تلویزیون از دیروز اینا داره میگه!
خلاصه معلوم نیست سرانجام کار به کجا بکشه.
فقط بگم اگر زمان مموتی درایت و احتیاط بیشتری بود احتمالا ما الان گیر این بن بست ها و تحلیل های پیچیده و طولانی نیافتاده بودیم.
مث اینکه شما با ماشین به شکل کله خر با سرعت اینقدر بری لب دره که دو تا چرخش روی هوا بره اونوقت ترمز بزنی تازه بخوای دنده عقب بگیری.
خب مرد حسابی آروم آروم با احتیاط برو ببین میتونی رد شی یا نه و اینقدر خطر نکن که بعدش گیر کنی کلی زور بزنی درحالیکه نیمه معلق شدی!
اتفاقن من با این هم موافقم. کیه که اگه شرایط کاری درستی نداشته باشه و ترس پاس نشدن چک های روزهای آیندش رو داشته باشه فرصت و مجال یقه گیری داشته باشه؟ هتا به همین 20-30 سال اخیر هم نگاه کنیم این تئوری قابل پذیرش تره. سال 1378 هم اوضاع مردم بدک نبود. سال 88 هم همینطور. در مقایسه با امروز خیلی بهتر بود. از 90-91 که تحریم ها اوج گرفت و قیمت ها به شدت بالا رفت و ارزش ریال افت شدید کرد ما چه حرکتی دیدیم؟ حرکت که هیچ هتا خواست و اراده هم ندیدیم. این اصلن با هرم مازلو هم مطابقت داره. اول نیازهای اولیه جامعه باید برآورده بشه تا خواست های جامعه به تراز بالاتر صعود کنه.
پس چرا در دورانی که اوضاع اقتصادی ایران خیلی خیلی بهتر بود خواستهای جامعه به تراز بالاتری نرفت ؟!
چرا یکدفعه ای جامعه علیه حکومت پیشین با شعارهایی مشخصن ارتجاعی شورش میکنه و اون رو سرنگون میکنه! چه طور میشه که سطح مطالبات مردم به جای اینکه بالاتر بره یک دفعه میاد پایین؟!
مساله اصلی در مورد هر انسانی اینه که وقتی شرایط از یک حدی حاد تر بشه برای بقا و ... میزنه به سیم آخر و هر کاری میکنه تا بتونه شرایط رو بهتر کنه. جنبش سبزی که در ایران به راه افتاد موید حرف منه! چرا که درست در شرایطی اتفاق افتاد که اوضاع اقتصادی داشت روز به روز بدتر میشد! بساط سهمیه بندی به تازگی راه افتاده بود عمرش شاید به 2 سال رسیده بود به زور! و خلاصه اینکه فشار اقتصادی و البته مدنی به جامعه خیلی خیلی زیاد شده بود که منجر به اون تخلیه شد در اون دوران.
اگر مردم از شرایط اقتصادی راضی باشند خیلی دنبال پیگیری خواستهای مدنی نمیرند! اگر هم برند خیلی جدی نیست.
من خیلی با این قضیه موافق نیستم. همین ج.ا الان با ج.ا 36 سال قبل فرق کرده. اوائل انقلاب کی جرات داشت توی خیابون جوراب سفید بپوشه. کدوم آخوند جرات داشت خط ریش برداره؟ در همین 10-15 سال گذشته وضعیت مردم در خیابان ها تغییر کرده. مثلن در زمان خاتمی بگیر و ببند دختر پسر در خیابان خیلی زیاد بود. مگه میشد با دختر راه بری؟ ولی امروز هتا بسیجی هم جرات نمیکنه همچین غلطی بکنه.
هر حکومتی دچار دگردیسی میشه به خاطر تغییر نسل! اینکه امروز اندکی و تنها اندکی آزادیهای مدنی نسبت به اوایل انقلاب بیشتره! چیزیه که مشابهش در تمام دنیا اتفاق افتاده! حکومتی مثل جمهوری اسلامی هم نمیاد انرژی خودش رو روی چنین چیزهایی تخلیه کنه برای همینه که شما تغییرات جزئی این طوری میبینید! چیزهایی که درست قبل از جمهوری اسلامی و حتا یکی دو سال اولش میدیدید! تا یکی دو سال اول عمر جمهوری اسلامی حتا حجاب اجباری نبود! یعنی درست اوایل عمرش خیلی خیلی خیلی ملایم تر بوده حتا نسبت به همین امروزش. این تغییرات اسمش اصلاح نیست اینها یک سری نُرمهای اجتماعی در اکثریت مطلق کشورهای جهانه به جز یک سری کشور اسلامزده ی بدبخت تر از ایران! چیزی که مهمه اینه که جمهوری اسلامی هیچ تغییر ملموسی نداشته که هیچ! فساد و سرکوب و ... خیلی سیستماتیک تر و بیشتر هم شده.
هر سیستمی خواه ناخواه در حال فرگشته. هتا جمهوری اسلامی. ولی ماهیت جمهوری اسلامی به دلیل ایدئولوگ بودنش با بسیاری تغییراتی که ما مایلیم تضاد داره. مثلن همین توافق جامع. این توافق تا دو سال پیش آرزوی ایرانیان بود. واقعن چه کسی فکر میکرد با امریکا توافق جامعی انجام بشه که همه چیز صفر بشه؟ هتا مجتمع اراک قراره از اول طراحی بشه! واقعن خیلی نرمش بزرگی از طرف ج.ا اتفاق افتاده. پس هیچ بعید نیست اظهار کنیم که ج.ا دچار فرگشت شده. فقط کافیه چندتا کله خر هی خواست های جدید و تابو مانند رو فقط زمزمه کنند. همین که تابو شکنی بشه و در گوش جامعه خونده بشه کم کم قبح قضیه فرو میریزه. مثل همین هسته ای. کافیه یکی دو تا دولتی مثل روحانی و دو سه تا تحلیلگر مثل زیباکلام هر هفته صحبت از عادی شدن روابط بکنند. این تابو شکنی در کنار نیازهای اقتصادی کارش رو خواهد کرد. از نظر من مهمترین دلیل برای هر تابوشکنی میتونه اقتصاد باشه. ایجاد روابط گسترده اقتصادی با غرب کم کم همین نتیجه رو هم در پیش خواهد داشت انشاءالاسپاگتی.
من خیلی با این مساله موافق نیستم! بله هر سیستمی در حال فرگشته ولی اون فرگشت باید در جهت بقاش باشه! پایه های ایدولوژیک جمهوری اسلامی مبانی هستند که اگر به شکلی در تضاد با ماهیت امروزیشون در بیاند خواه نا خواه منجر به فروپاشی سیستم میشه و اون موقع ما اساسن دیگه چیزی به نام جمهوری اسلامی ندارید که بعدش بخوایم اصلاحش کنیم! بله امکانش هست که جمهوری اسلامی به سمت فروپاشی خود به خودی پیش بره! ولی به نظر من این خیلی خیلی خیلی خوشبینانه هست و یا دست کم در کوتاه مدت اتفاق نخواهد افتاد. توی این مدت آسیبهایی به تمام زیرساختهای کشور وارد خواهد شد که جبرانش شاید صدها سال طول بکشه. همین الانش با تداوم سیاستهای فعلی و حماقتهای آقایون تخمین زده شده ایران طی 50 سال آینده به یک کویر بزرگ تبدیل خواهد شد!!! چنین خسارتی رو چه طوری میخوایم ترمیم کنیم؟ پس چیزی که روشنه ما 30 سال یا 50 سال دیگه وقت نداریم برای درست کردن اوضاع! جمهوری اسلامی بعد از گذشت بیش از 30 سال تازه شده اینی که داریم میبینیم!!!! این همه هزینه ای که بابت ساخت نیروگاه با تکنولوژی تیرکمون وزوزک روسیه پرداخت شد اگر بر روی آبادانی کشور و حفاظ از منابع طبیعی و تاریخی و صنعت توریسم و انرژیهای پاک و ... سرمایه گذاری شده بود احتمالن ایران الان ثروتمند ترین کشور نفت خیز جهان بود که درآمدش از راهی هایی به جز فروش نفت تامین میشه!
تمام این دستاوردهایی که داره ازش صحبت میشه (که البته دستاورد نیست! درست کردن گند قبلیهاست) در جمهوری اسلامی میتونه تنها و تنها طی یک شب از بین بره! کما اینکه ما دیدیم در دوران مموتی چه شد! جالبترش اینه که با تغییر دولت خیلی از اون گندها قابل ترمیم نیستند! چون اصولن این دولت نیست که کنترل امور رو در دست داره. برای همینه که من میگم اگر جلیلی هم رئیس جمهور میشد با اوباما تلفنی صحبت میکرد!!!
جمهوری خواهان از مسیحیان پروتستان هستند که خیلی هم با یهود مشکل دارند. تندروی های احمقانه ی ایران بود که باعث شده جمهوری خواهان تا این حد خودشون رو به تامین امنیت اسرائیل پایبند نشون بدن و به اسرائیل نزدیک بشن
در آمریکا چندین هزار لابی داریم. هر شرکتی در دولت آمریکا لابی داره. هر گروه و دسته و حتی شخصی که فعالیت اقتصادی داره, بسته به قدرتش, یک یا چند لابی داره یا بهشون وصله آیپک هم یکی از چندین هزار لابی موجود در آمریکاست
اسرائیل هیچ قدرت فرابشری ندارد فقط با آمریکا, عقلانی رفتار میکند
رویه ی اسرائیل در برابر ایران مثل داستان روباه مکار, و پینوکیو ست. یک پینوکیو ی مغز چوبی گیر آوردن که دوست داره آدم بشه اما این ها دوست ندارن که پینوکیو آدم بشه. دوست دارن که حالا حالاها این پینوکیوی مغز چوبی رو بدوشن. دوست ندارن که پینوکیو آدم بشه چون اگر آدم بشه دیگه مغزش چوبی نیست و نمیشه خَرِش کرد که بره با همه دعوا کنه و این ها ماهیگیری کنن
ما به غلط داریم قضیه ی اسرائیل رو برای آمریکا به شکل یک مسئله ی ناموسی و تعصبی برای خودمون ترجمه میکنیم
در پست های قبلی خصوصیات سناتورهای این حزب رو توضیح دادم مطالعه کنید این ها همیشه دنبال پول هستند
ایران داره با حکم همین آقا با آمریکا در سوریه و عراق و هرجایی که دستش برسه همکاری میکنه
چرا آمریکا میخواد تحریم تسلیحاتی ایران رو تا 5 سال دیگه لغو کنه؟
غیر از اینه که ایران داره با آمریکا همکاری و حتی همکاری نظامی میکنه؟
قبلا هم گفتم.. بعد از توافق هم این سخنرانی ها و شعارها تا مدت زمانی ادامه داره
نمیشه بعد از 36 سال دشمنی و قطع رابطه به یکباره فردا سفارت آمریکا رو بازگشایی کنن
بهرحال نمیشه که یکهو فُرو کرد... اول باید چَربِش کرد
ایران فقط با یک توافق بسیاری از تحریم هارو لغو کرد! مگه اوباما و جو بایدن و اون تیم همراهش دیوانه اند که این همه تحریمی که خودشون گذاشتند رو یک هو لغو کنند؟
اون هم توافقی که یک خط در میان, ایران موظفه با آمریکا به n شکل مختلف در ارتباط و تماس مستقیم باشه!! مگه میشه با آمریکا مثل قدیم دشمن بود و هر روز همکاری کرد و گزارش رد و بدل کرد؟
مگه خامنه ای بچه ست و این ها رو نمیدونه؟
چیزی که جلوی دوربین میبینید رو باور نکنید.پشت پرده یک خبر دیگه ست...
برای اینکه ببینیم بهبود وضعیت اقتصادی قدرت چانه زنی مردم رو بالا میبره کافیه یک نگاه به چین و ژاپن و ترکیه و بقیه کشورها بندازیم و زیاد فسفر مغزمون رو نسوزونیم و خودمون رو
درگیر پیشگویی های پیچ و تاب دار نوسترآداموسی نکنیم.
حتی آزادی های اجتماعی و فردی که در امارات هست رو اصلا نمیشه با امارات 20 سال پیش مقایسه کرد.
قانون دنیا رو طبیعت مشخص میکنه نه من و شما و بقیه آدم ها
این قانون طبیعته که پولدار شدن همیشه آدم رو قدرتمند میکنه
وقتی مردم پولدار بشن زورشون مقابل حکومت بیشتر میشه. یک رابطه ی خیلی مستقیمه که درکش هم خیلی ساده ست👍
اسامی اعضای هیات اقتصادی-تجاری آلمانی که وارد کشورمان شدند
- معاون شرکت دایملر - رییس بخش تولید خودروهای سنگین و اتوبوس شرکت مرسدس بنز - مدیر روابط بین الملل شرکت فولکس واگن - مدیر عامل BASF بزرگترین شرکت صنایع شیمیایی جهان ، - رییس اتحادیه تولید کنندگان ماشین الات صنعتی و تاسیسات المان - رییس انجمن خاورمیانه و افریقا و مدیر عامل گروه بزرگ اقتصادی لینده - مدیر عامل و عضو هیئت مدیره شرکت بزرگ GIZ - رییس کنفدراسیون صنایع المان - مدیر عامل بزرگترین شرکت تونل سازی و تولید تجهیزات مربوطه المان - معاون اجرایی شرکت زیمنس - رییس کنفدراسیون های صنایع و معادن المان - عضو هیئت مدیره شرکت بزرگ فولاد سازی Krupp - مدیر کل روابط بین الملل شرکت دایملر - رییس شرکت حمل و نقل ریلی بمباردیر - معاون شرکت فولاد سازی Mannesmann
اعضای این هیات همراه وزیر اقتصاد المان هستند
این نخستین هیئت اقتصادی اروپایی است که پس از اعلام جمع بندی گفتگوهای هسته ای در وین به تهران می آید
[h=1]بیعلاقگی کره شمالی به انجام مذاکرات هستهای مشابه ایران[/h]کره شمالی اعلام کرد که تمایلی به انجام گفتوگوهای هستهای "بهسبک مذاکرات اتمی ایران" ندارد. به گفتهی مقامات کره شمالی وضعیت این کشور با ایران غیر قابل مقایسه است و کره برنامه اتمی خود را یکجانبه متوقف نخواهد کرد
به احتمال زیاد رای می آورد. اگر منافع حزب جمهوریخواه حکم کند ممکن است عوامل حزب جمهوریخواه که پاسداران دلواپس هستند در اجرای مفاد قرارداد کارشکنی کنند وبهانه جور شود خود آمریکا زیر قراردادش نمی زند که بی اعتبارش می کند. اول انقلاب تحویل تانکها و هواپیماهای شکاری و آواکس به حکومت تندروی مذهبی زیر سوال بود که خود حکومت مذهبی وقت قرارداد را ملغی کرد که اصلا کل پول پیش آمریکا ماند.
قبلا گفته بودم که آمریکایی ها خودشون میدونن که راندمان اعراب در مقایسه ی با ایران خیلی پایین هست. این همه متحدان آمریکا در خاورمیانه با انواع پشتیبانی تسلیحاتی از طرف آمریکا و بودجه ی هنگفت نظامی هنوز نتونستن از پس امنیت منطقه ی خودشون بر بیان. ولی ایران با وجود تحریم و مشکلات اقتصادی شده مرکز ثقل خاورمیانه!
خوب نصف همین حالی رو که به اون بی عرضه ها میدن اگر بدن به ایران که داعش و بوکوحرام رو در قعر آفریقا از خایه آویزون میکنه😬
قبلا گفته بودم که آمریکایی ها خودشون میدونن که راندمان اعراب در مقایسه ی با ایران خیلی پایین هست. این همه متحدان آمریکا در خاورمیانه با انواع پشتیبانی تسلیحاتی از طرف آمریکا و بودجه ی هنگفت نظامی هنوز نتونستن از پس امنیت منطقه ی خودشون بر بیان. ولی ایران با وجود تحریم و مشکلات اقتصادی شده مرکز ثقل خاورمیانه!
خوب نصف همین حالی رو که به اون بی عرضه ها میدن اگر بدن به ایران که داعش و بوکوحرام رو در قعر آفریقا از خایه آویزون میکنه
البته گفته همشون روی هم! اگر ده تا کشور هم باشند! منطق ریاضی میگه که هر کدومشون اندازه ایران بودجه دارند ولی یک فرق بزرگ بین ایران و اعراب هست! ایران هر چند آت و آشغال تولید میکنه! اعراب خرید!!!
پس چرا در دورانی که اوضاع اقتصادی ایران خیلی خیلی بهتر بود خواستهای جامعه به تراز بالاتری نرفت ؟!
چرا نرفت؟ یادت نیست 15 سال پیش جرات نمیکردی از کنار دختری رد بشی؟ من بچه که بودم برادرهام که میخواستن برن نامزد بازی مجبور بودند ما رو هم با خودشون ببرند از ترس. الان ما دست دوست دخترمونو میگیریم از جلو کلانتری و ایست بازرسی رد میشیم. در پارک های تهران دختر پسرها راحت میشینند. همه اینها در درانی اتفاق افتاد که وضع اقتصادی رو به بهبود گذاشت. کم کم خواست ها و نرم های جدید اجتماعی به حکومت تحمیل شد. یواش یواش.
چرا نرفت؟ یادت نیست 15 سال پیش جرات نمیکردی از کنار دختری رد بشی؟ من بچه که بودم برادرهام که میخواستن برن نامزد بازی مجبور بودند ما رو هم با خودشون ببرند از ترس. الان ما دست دوست دخترمونو میگیریم از جلو کلانتری و ایست بازرسی رد میشیم. در پارک های تهران دختر پسرها راحت میشینند. همه اینها در درانی اتفاق افتاد که وضع اقتصادی رو به بهبود گذاشت. کم کم خواست ها و نرم های جدید اجتماعی به حکومت تحمیل شد. یواش یواش.
این رو نمیشه به پای بهبود وضعیت اقتصادی مردم نوشت! یعنی کوچکترین ربطی نداره از نظر من. اقتصاد ایران تا قبل از شروع تحریمها همه جانبه و در همون اوایل دوران احمدینژاد در بهترین وضعیت خودش بود ولی به جاش خفقان حاکم بر جامعه هم بیشتر شد همزمان! برعکسش در اواخر سلطنت شاه که وضع اقتصادی مردم خیلی خیلی از امروزشون بهتر بود یک دفعه ای سطح مطالبات مردم رو برد به قرون وسطا!! یعنی اصلن این مساله رو نمیشه این طوری تفسیر کرد چون دست کم در سه یا چهار دوره درست برعکس تفسیرهای یاد شده کار کرده!
دانلد ترامپ نابغه نارنجی جمهوریخواه آمریکایی دیروز درباره مسائل مهم آمریکا و رقابت های انتخابات آمریکا سخن گفت، فرازهایی از نظرات دونالد ترامپ را می خوانیم: چین: « ما چین را درست کردیم، ولی حالا هر جا می رویم، چینی ها وجود دارند، نه فقط در چین.» مگین کلی: « همه زنها خوک های چاق، سگ، آدمهای کثیف و حیوانات نفرت انگیز نیستند، فقط رزی دانل اینطوری است.» موهای نارنجی: « قسم می خورم موهایم طبیعی است، اگر کسی شک دارد من نمی توانم چیزی را ثابت کنم، بخصوص وقتی نمی خواهم.» توافق با ایران: « این توافق احمقانه بد بد بد است، به زیان آمریکایی ها و اسرائیلی هاست، بدترین توافقی است که من دیدم، البته من توافق دیگری ندیدم، ولی باید همین طور باشد.» دبیرستان: « درست است که من وقتی سیزده ساله بودم، از دبیرستانم اخراج شده بودم، ولی پدرم در این مورد چیزی به من نگفت، پس بهتر است به این حرفها گوش نکنید.» زمین گلف: « اوباما بهتر است از ریاست جمهوری کنار بکشد، در عوض اجازه دارد تا آخر عمرش در زمین های گلف بازی کند» رهبران آمریکا: « رهبران آمریکا یک مشت کودن هستند، من می خواهم این را به مردم نشان بدهم. خب، من محبوبیت دارم و می توانم جزو رهبران آمریکا باشم.» داعش: « من به داعش حمله زمینی خواهم کرد، مثل پرل هاربور و آنها را یکی یکی از بین خواهم برد، البته ممکن است طول بکشند، چون یکی یکی از بین بردن زمان می برد، ولی ما زمان کافی در اختیار خواهیم داشت، چون غنی سازی ایران هم متوقف خواهد شد.» جنگ با ایران: « ما باید یک ارتش قوی داشته باشیم، چون اگر ایران بر خاورمیانه مسلط می شود، نیاز به ارتش قوی تری خواهد بود، پس بهتر است به فکر یک ارتش قوی تر باشیم.» بمب هسته ای: « ایرانی ها قسمت هایی از دنیا را خواهند گرفت که هیچکس فکرش را هم نمی تواند بکند، من هم همینطور، و آنها از بمب های هسته ای شان برای هولوکاست هسته ای استفاده خواهند کرد، ولی اسرائیل خودش قربانی هولوکاست بوده، اگرچه بمب هسته ای داشته باشد، رهبران احمق آمریکا فرق این دو تا را نمی فهمند، ولی من فرق می کنم.» جیسون رضائیان: « این توافق یک چیز فاجعه بار و ناقص است، ما هیچ چیزی در این توافق به دست نیاوردیم، حتی چهار نفر از آمریکایی ها را هم پس نگرفتیم، در عوض آنها دانشمند هسته ای شان را از ما پس گرفتند و زندانی کردند، مثل گداهایی که یک روز دستشان را دراز می کنند و هیچ خبرنگاری را توی دستشان نمی گذارند، در حالی که من یک میلیارد پول برای انتخابات از جیب خودم خرج می کنم و دستم را دراز نمی کنم. می گذارم توی جیبم، این فرق من و آنهاست.» قاسم سلیمانی: « مجری سی ان ان به من گفت سلیمانی مجری سپاه قدس است، من زنش را دیدم، همان هایی هستند که کردها را با گاز شیمیایی کشتند و قبل از انقلاب ایران هم مستشاران ما را در ایران ترور کردند، ما این همه به آنها کمک کردیم. » بهترین رئیس جمهور: « من بهترین رئیس جمهوری خواهم بود که خدا تاکنون آفریده است. همانطوری که بهترین مشاور مایک تایسون بودم که خدا آفریده بود.» همسران سابق: « من از ایوانا همسر اولم که چک بود و مارلا که آمریکایی بود جدا شدم و با ملانیا که اهل اسلوونی بود ازدواج کردم، پس مشکلی با خاورمیانه ندارم، ولی چطور می شود که با زنی زندگی کرد که دائم می خواهد با شوهرش رقابت کند؟ من از آن دو تا جدا شدم، آنها با دو نفر دیگر ازدواج کردند که حالا با آن دو نفر رقابت می کنند، حالا هم هر کاری دوست داشته باشم می کنم، من خیلی دوست دارم کاری که می خواهم انجام بدهم، نه کاری که زنم دوست دارد.» مذهب: « من یک مسیحی پروتستان هستم، هم من ارتباط خوبی با کلیسا دارم، هم کلیسا ارتباط خوبی با من دارد، به نظر من دین چیز شگفت انگیزی است، مثل سیاست است، سی سال هم بگذرد هیچ چیز از آن نمی فهمید، و من عاشق همین هستم، دخترم هم رفت و یهودی شد، مثل خیلی از دخترهای یهودی که به نظر من این دخترها خیلی با کیم کارداشیان فرق دارند.» سقط جنین: « یک ارتش قوی خیلی بهتر از سقط جنین است، به نظر من آمریکای آینده به این موضوع نیاز دارد، حتی اگر وضع خاورمیانه خیلی هم بدتر از این باشد.» زندانیان آمریکایی در ایران: « اگر رئیس جمهور آمریکا شوم، قبل از اینکه وارد کاخ سفید بشوم، حتما این زندانیان آمریکایی را آزاد خواهم کرد، چون ایرانی ها من را می شناسند، آنها سالها رئیس جمهوری به نام احمدی نژاد داشتند که می توانند با آن تجربه بفهمند من چه بلایی سرشان خواهم آورد، پس خودشان آن زندانیان را آزاد خواهند کرد، اگر هم آزادشان نکردند، من می توانم دم در کاخ سفید منتظر بمانم. این آن چیزی است که لازم است بدانید، حالا چه فرقی می کند موهای من نارنجی باشد، یا بلوند.»
سیاست خارجی: « لازم نیست به کسی ثابت کنم که سیاست خارجی آمریکا را چه خواهم کرد، در مورد خاورمیانه هم مهم نیست چند کشور در آنجا باشد، من همه را خواهم شناخت، حالا ممکن است تا آن موقع بعضی کشورها از بین رفته باشد، یا کشورهای جدیدی ایجاد شده باشد، مثل این می ماند که شما قبل از رفتن به رستوران غذایت را انتخاب کنی، چه فایده ای دارد، وقتش که برسد، همه می فهمند من چه خواهم کرد.»
نمی دانم چرا بعضی ها تعجب می کنند که در فرانسه یک نشریه معمولی عامه پسند فلان وزیر زن سیاهپوست این کشور را به میمون تشبیه کرده و محکوم شده به پرداخت ده هزار یورو جریمه. طرف هم می گوید: « واقعا توی فرانسه از این اتفاقات هم می افتد؟» انگار یادشان رفته که اصولا اگر این سه چهار تا کشور اسپانیا و پرتقال و فرانسه و آلمان نبودند، اصلا مسئله نژادپرستی موضوعیت نداشت. اصلا نسل کشی و نژاد کشی موضوعی کاملا اروپایی است. فقط اروپایی ها آنقدر خشونت داشتند که دو نژاد سیاه و سرخ را از بین ببرند و الآن چرا یک کشور فسقلی مثل اسپانیا باعث می شود که بخش اعظم آمریکای لاتین همه اسپانیولی حرف بزنند. یا کشوری مثل فرانسه تا همین دهه شصت تمام آفریقا زیر بلیتش بود و آخرین کشوری است که هنوز هم جریان های رسمی مهمی در این کشور با جدیت حامی نژاد پرستی است. اصلا بنیادهای یهودکشی یک سنت فرانسوی است. همین الآن هم تنها کشوری که نژادپرست های جبهه ملی اش بیست درصد رای دارند، فرانسه است. وحشیگری، آدم کشی، نسل کشی، شکار کردن آدمها و حیوان پنداشتن آدمها یک سنت اولا اروپایی و ثانیا فرانسوی بود و هنوز هم هست. آشغال ترین و بی شعور ترین روشننفکران جهان هم همین روشنفکران فرانسوی بودند. فقط از مکتب فرانسوی برمی آید که روشنفکرانش مهم ترین گروه روشنفکری جهان باشد که وقتی استالین داشت روشنفکران روسیه را قتل عام می کرد، آنها عکس استالین را در پاریس بالای سرشان نگه داشته بودند. کمتر دیکتاتور بزرگی در جهان وجود دارد که تحصیلاتش را در پاریس نگذرانده باشد، یا از آنجا الهام نگرفته باشد. هیچ وقت نباید از حضور یا بزرگنمایی اندیشه های تروریستی، انقلابیگری، نژادپرستی، نسل کشی و دشمنی با آزادی در پاریس تعجب کرد. بدبختی این است که فرانسوی ها هم مثل اغلب نژادپرستهای فاشیست ضدامپریالیست هستند و آخرش همه کثافتکاری ها را خودشان می کنند، ولی می اندازند گردن انگلیسی ها و آمریکایی ها. فقط بخاطر حسادت بی پایانی که به این دو تا دارند.
خوب همونطور که پیش بینی کرده بودم توافق هسته ای تموم شد و خطر نابودی کشور توسط آمریکا از بین رفت توافق هسته ای یک نقطه ی شروع برای بازیابی عظمت از دست رفته ی ایران عزیزه. تا الان بسیار خوب از این توافق در جهت منافع ملی بهره برداری شده و از ته قلبم امیدوارم از این به بعد بیشتر هم بشه.
بحث داغ این روزها انتخابات مجلس و خبرگان هست. در محافل آکادمیک و تحلیلی آمریکا این اتفاق رو تعیین کننده ی خط روند جهت کشور تا سال 2050 میدونن. بحث بر سر تقلب یا عدم تقلب جناح اصولگرا و درگیری و اغتشاش و ... نیست. بلکه بحث بر سر این موضوع هست که آیا خفقان و سرکوب تونسته مردم رو از رسیدن به خواسته هاشون نا امید کنه یا خیر؟
عقلای اینجا میگن قاعدتا احقاق حقوق مردم از حکومت با مقاومت حکومت مواجه میشه و کسی اختیاراتش رو دودستی به کسی نمیده و این اصلا چیز عجیبی نیست که شماها اینقدر گنده اش
میکنین. مخصوصا اگر حکومت ایدئولوژیک و دینی باشه. این اتفاق همه جای دنیا بوده و در کشور شما هم اتفاق افتاده. اما چیزی که برای دموکراسی خواهی ایران مهمه از بین نرفتن "امید" هست. امید به بهبود شرایط میتونه خواب رو برای دیکتاتور پیر و رو به مرگ و نابودی, جهنم بکنه.
همه جای دنیا امید به بهبود شرایط بوده که عاقبت ختم به بهبود شرایط شده. تا وقتی که مردم برده بودن رو نپذیرفتن و بدنبال وصول حقوق خودشون بودن میتونیم به تغییر شرایط کشور امیدوار باشیم.
نمودار رشد اقتصادی در دوران محمد خاتمی رو با محمود احمدی نژاد مقایسه کنید:
اگر با همین رشد ادامه داده بودیم الان اقتصادمون از ترکیه بزرگتر بود. احمدی نژاد در 8 سال ریاست جمهوری برای یک کشور 80 میلیون نفری فقط 112هزار شغل تولید کرد که بیشترشون هم مشاغل کاذب بودند ولی روحانی از وقتی رئیس جمهور شده هر ماه
20 هزار شغل تولید کرده.
رشد توسعه مناسبات بین المللی ایران بیسابقه بوده.
مگر غیر این است که وظیفه یک دولت در اشتغالزایی و توسعه ی رابطه ی بین المللی خلاصه میشه؟
فسادهای عجیب و غریب اصول گرایان هم که روشن و عیان هست .
این دولت واقعا خوب کار کرده. کاملا حس میشه که مجلس پیوسته سنگ جلوی پای دولت می اندازه که باید مجلس با دولت همسو بشه و این به نفع مردم و کشوره. در مورد مجلس خبرگان رهبری هم تلاش های بسیار خوبی برای شورایی کردن و شکستن اختیارات رهبری صورت گرفته که حرف هاش داره زده میشه و باید حمایت بشه.
علم بر دو قسمته علم تجربی و علم تئوری علم تجربی بالاتر از علم تئوریک هست چون از پردازش ذهن و خیال عبور کرده و در دنیای واقعی امتحانش رو پس داده.
شرکت نکردن مردم در انتخابات هم نتیجه ی خودش رو پس داده و کاملا مشخصه که با عدم حضور مردم, چه بلایی قراره سرشون بیاد. پس دیگه پافشاری روی برگ سوخته ی تحریم انتخابات که قبلن امتحانش رو پس داده بیمورده.
باید در انتخابات شرکت کرد و برای بهبود شرایط تلاش کرد. تاریخ و تجربه هم میگه وقتی مردم از اصلاح طلبان حمایت کردند شرایط بهبود پیدا کرده و به سمت مثبت میل کرده.
چیزی که سد پیشرفت ایران و مردم ایران قرار گرفته وجود رهبر مقتدر در راس کشور و نهادهای نظامی فعال در اقتصاد در پایه های رهبری هست.
حالا اگر اقتدار رهبر شکسته بشه و اموال نهادهای نظامی فعال در اقتصاد به شکلی ضبط بشه, رهبر و نهادهای حامی رهبر, قدرت رو از دست میدن.
برای شکستن انحصار اولی شورای رهبری پیشنهاد شده و برای شکست انحصار دومی گرفتن مالیات از نهادهای نظامی مثل سپاه و نهادهای مذهبی مثل آستان قدس.
این اتفاق اگر بیوفته سپاه و آستان قدس و بسیج و ... مثل بادکنک خالی میشن.
این اتفاق افتاده و اخذ مالیات از نهادهای نظامی و مذهبی فعال در اقتصاد در لایحه ی بودجه سال 1395 که امسال دولت به مجلس داده نوشته شده و مجلس باید تصویب کنه که از سال جدید
از نهادهای نظامی و مذهبی مالیات اخذ بشه اما چون مجلس حامی سپاه و رهبری هست تا الان دست نگه داشته.
روحانی داره با ایجاد بسیاری مناطق آزاد در کشور, تا جایی که ممکنه دست سپاه رو از اقتصاد کوتاه میکنه و با قراردادهای سنگینی که با کشورهای مختلف منعقد میکنه, خارجی هارو بعنوان
سرمایه گذار و حامی کشور درست روبه روی سپاه و رهبری قرار میده.
به همین دلیله که رهبر تا این اندازه نسبت به نفوذ حساسه و تمایل داره اقتصاد کشور رو بسته نگه داره و پیوسته اقتصاد مقاومتی کمونیستی رو به روحانی گوشزد میکنه در حالیکه روحانی در حرف, اقتصاد مقاومتی کمونیستی رهبری رو قبول داره اما در عمل و اجرای سیاست های اقتصادی, گرایش شدیدی به لیبرال کاپیتالیسم داره.
الان حتی شرکت های بزرگ آمریکایی هم برای ساخت پتروشیمی و پالایشگاه به ایران چراغ سبز نشان دادند و بوئینگ اجازه داره بعد از نزدیک به 40 سال به ایران هواپیما بفروشه و این خواب
رو بر اصول گرایان سخت کرده.
اگر این موارد حل بشه رتبه ی فساد اداری در ایران به شکل حیرت آوری پایین میاد و رشد اقتصادی جهش واری رو کشور تجربه میکنه.
نمودار رشد اقتصادی در دوران محمد خاتمی رو با محمود احمدی نژاد مقایسه کنید:
اگر با همین رشد ادامه داده بودیم الان اقتصادمون از ترکیه بزرگتر بود. احمدی نژاد در 8 سال ریاست جمهوری برای یک کشور 80 میلیون نفری فقط 112هزار شغل تولید کرد که بیشترشون هم مشاغل کاذب بودند ولی روحانی از وقتی رئیس جمهور شده هر ماه
20 هزار شغل تولید کرده.
رشد توسعه مناسبات بین المللی ایران بیسابقه بوده.
مگر غیر این است که وظیفه یک دولت در اشتغالزایی و توسعه ی رابطه ی بین المللی خلاصه میشه؟
فسادهای عجیب و غریب اصول گرایان هم که روشن و عیان هست .
این دولت واقعا خوب کار کرده. کاملا حس میشه که مجلس پیوسته سنگ جلوی پای دولت می اندازه که باید مجلس با دولت همسو بشه و این به نفع مردم و کشوره. در مورد مجلس خبرگان رهبری هم تلاش های بسیار خوبی برای شورایی کردن و شکستن اختیارات رهبری صورت گرفته که حرف هاش داره زده میشه و باید حمایت بشه.
طرفداران روحانی و خاتمی را شناختیم. یک مشت بی خدا لائیک
طرفداران روحانی و خاتمی را شناختیم. یک مشت بی خدا لائیک !!!!!!
بله قاعدتا این ها تکنوکرات و تحصیلکرده هستند و میل به مدرنیزه درشون زیاده. ولی یک مشت آدم نیستند. حمایت مردمی پشت سرشونه. در منافع حزبی با مردم و کشور و ملیت, اشتراکات زیادی دارند. مردم ایران و قدرت های دنیا علاقمند هستند باهاشون تعامل کنند. در حالیکه اصول گرایان, غارتگر , فاسد, بیسواد, دشمن مردم و دشمن کشور و دشمن ملیت ایرانی و در ابعاد بزرگتر دشمن امنیت جهانی هستند.
خامنهای با چه تقلبهایی میتواند جنتی و یزدی و مصباح را نجات دهد؟ اکبر گنجی
با مشارکت اعتراضی بالای ۶۵ درصدی مردم، حذف “مثلث جیم“- آیت الله جنتی، محمد یزدی، مصباح-، “مثلث خراسان“- آیت الله شاهرودی، علم الهدی، سعیدی-، صادق لاریجانی از مازندران، احمد خاتمی از کرمان، علی فلاحیان از خوزستان، محسن شبستری از آذربایجان شرقی، یوسف نمازی از اصفهان، و… امکان پذیر شده و ترس شدیدی در خامنهای و نظامیان و اصول گرایان ایجاد کرده است (رجوع شود به مقاله “چرا خامنهای و نزدیکان او نگران نتایج انتخاباتاند و ترسیدهاند؟ “).
آنها تبلیغات وسیعی به رهبری آیت الله خامنهای به راه انداختهاند که حذف “مثلث جیم”، “مثلث خراسان” و صادق لاریجانی و…پروژهای انگلیسی/ آمریکایی است. سردار نقدی، در ۲ اسفند گفته است :
“پیروزیها و موفقیت هایمان در مبارزه با آمریکا حاصل شده است نه تعامل با آن و اگر مجلسی با فکر تعامل با آمریکا روی کار بیاید ناکارآمدی و افت کشور به کجا خواهد رسید؟ انگلیس الان در انتخابات ما دخالت کرده و میگوید به چه کسانی رای ندهیم و به چه کسی رای دهیم. انگلیس به فکر تشکیل مجلسی است که از طریق آن بتواند قراردادهای استعماری نفتی با ایران امضا کند؛ مجلسی که مفت فروشی گاز ما را امضا کند؛ مجلسی که سردار قاسم سلیمانی را در تهران زمینگیر و حضور او و دفاع حرم حضرت زینب را تعطیل کند.”
سردار اسماعیل کوثری در همین روز می گوید: آمریکا و انگلیس “امروز به صورت مستقیم میگویند شما به فلان شخص مثل آقای هاشمی رأی دهید و به فلان شخص مانند آقایان جنتی و مصباح رأی ندهید”.
حسین شریعتمداری هم در همین روز گفته است: “حمایت دولت انگلیس از این لیست انتخاباتی[لیست اصلاح طلبان و اعتدالیون] فقط تأسفآور نیست بلکه هشداردهنده نیز هست و یادآور دیگ پلوی سفارت انگلیس در دوران مشروطیت است. تاکید دولت انگلیس که به فلان لیست رأی بدهید و مخصوصا از رأی دادن به آقایان جنتی، یزدی و مصباح خودداری کنید، حاکی از آن است که برآیند لیست انتخاباتی این جریان سیاسی را با منافع خود همسو و همخوان”.
آیت الله موحدی کرمانی هم گفته است که مخالفت انگلیس و آمریکا با جنتی و یزدی و مصباح به این خاطر است که :”مهمترین ویژگی هر سه حمایت از ولایت فقیه است و دشمن با حمله به آنها در حقیقت قصد حمله به مقام معظم رهبری را دارد…یکی از دعوت کنندگان به آنچه خودشان «رأی سلبی» نامیده اند؛ کسی[اکبر گنجی] است که علیه آقای هاشمی مقالات بسیار تندی نوشت و تهمتهای بسیاری به ایشان و دیگر اعضای فهرست خبرگان زد. حال در آمریکا نشسته است و دعوت به رأی به همین افراد میکند. قطعا این دعوت او دلسوزانه نیست. بلکه هر مقدار توفیق در اختلاف افکنی میان علمای خبرگان برای او نتیجه مطلوبی برای سکو شدن آن در اختلاف افکنیهای بعدی خواهد بود.”
احمد خاتمی هم در همین روز گفته وقتی آمریکاییها و انگلیسیها میگویند: “جنتی، یزدی، خاتمی و علمالهدی، نه و شما هم میگویید نه پس چه فرقی بین شما وجود دارد…انگلیس حق دارد علیه احمد خاتمی موضع بگیرد، زیرا خاتمی بیچارهشان کرده است…سفیر انگلیس هلهل میزند برای ملاقات با خاتمی، اما خاتمی توی دهنش میزند، حالا میخواهید رادیو انگلیس بگوید به لیستی که نام خاتمی در آن است، رای دهید…مردم ما خوب میدانند، قصه جنتی، مصباح و خاتمی نیست، بلکه قصه، قصه ولایت است و میخواهند ولایت را بزنند، اما این آرزو را به گور میبرند”. افشای طرح تقلب
اما در میان سخنان احمد خاتمی نکته مهمی وجود دارد که از طرح خامنه ای، نظامیان و شورای نگهبان برای تلقب خبر میدهد. میگوید:
“یقین دارم، لیست جامعه مدرسین رای میآورد، اما لیست اینها رای نمیآورد…به کوری چشم اینها همین افرادی که گفتهاند به آنها رای ندهید در صدر لیست قرار میگیرند…فکر کردهاید رها میکنیم، بجنگ تا بجنگیم، رسوا هستید و به فضل خدا بعد از انتخابات چه رای بیاورم چه رای نیاورم، رسواتر میشوید.”
یقین احمد خاتمی به پیروزی لیست جامعه مدرسین از کجا آمده است؟ یقین او به این که جنتی، محمد یزدی، مصباح و…در صدر لیست انتخاب شدگان انتخابات هفتم اسفند قرار میگیرند چگونه حاصل شده است؟ مگر احمد خاتمی خداست و دارای علم مطلق و آگاه از آینده- بگذریم از این که به نظر برخی از فیلسوفان دین و متلکمان خداوند علم به جزئیات ندارد- که از پیروزی یقینی و صدر نشینی نمادهای “فقه داعشی” خبر میدهد؟
در واقع او گاف بزرگی داده و اعتراف کرده که آیت الله خامنه ای، شورای نگهبان و نظامیان طرح تقلب را آماده کردهاند. تقلب فقط در مورد مجلس خبرگان نخواهد بود، بلکه مجلس شورای اسلامی را هم در بر میگیرد. چون برای خامنهای پیروزی امثال حداد عادل بسیار مهم است. حداد عادل هم در اول اسفند اعلام خطر کرده و گفته :
“اکنون ما صدای پای مجلس ششم را از تبلیغات فعلی کاندیداها میشنویم که بهجای پرداختن به مشکلات اقتصادی، رفع حصر سران فتنه[مهندس موسوی، زهرا رهنور، مهدی کروبی] را طلب میکنند.” راههای تقلب خامنهای و نظامیان
یکم- حکم حکومتی تقلب: تقلب در پای صندوقها همیشه بوده و خواهد بود. اما با توجه به گستردگی صندوقها و حضور افراد متفاوت، تقلب گسترده معنادار در پای صندوقها امکان ندارد. اولاً: چنین امری به راحتی افشا خواهد شد. ثانیاً: نیازمند نظم آهنین یک پارچه نظامی است که تمامی صندوقها را در دست داشته باشد.ثالثاً: سپاه هم نهادی یکپارچه نبوده و نیست و حداقل در بدنه آن نیروهایی وجود دارد که از اصلاح طلبان و اعتدالیون دفاع میکنند. با توجه رقابت دولتیها با اصول گرایان و حضور ناظران نمایندگان در سر صندوق ها، این راه پاسخگوی تلقب مورد نیاز خامنهای برای بالا کشیدن نیروهایش نیست.
در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، وزارت کشور و ستاد انتخابات کل کشور در دست جبهه پایداریها و نظامیان بود. آنان نیازی به شمارش آرای صندوقها نداشتند. از بالا تصمیم گرفتند که احمدی نژاد را با آرای نزدیک به ۲۵ میلیون پیروز انتخابات اعلام کنند.
اما اینک وزارت کشور در دست نیروهای لاریجانی است. اعتدالیون هم در آن حضور دارند. قرار است اسحاق جهانگیری هم در وزارت کشور حداقل بر شمارش آرای تهران نظارت کند.
سادهترین راه برای خامنهای “حکم حکومتی مخفیانه” است. باید به حسن روحانی/اسحاق جهانیگری- یا مستقیماً به وزیر کشور و یکی دو تن دیگر در ستاد کل انتخابات کشور بگوید که حضور این افراد (آیت الله جنتی، محمد یزدی، مصباح، صادق لاریجانی، علم الهدی، هاشمی شاهرودی، سعیدی، فلاحیان، و…) در لیست پیروز شدگان برای حفظ نظام و شکست آمریکا و انگلیس، واجب شرعی است.
روال جمهوری اسلامی نه تنها پذیرش حکم حکومتی ولی فقیه بوده، بلکه تقریباً همه دولتهای قبلی از حکم حکومتی آیت الله خمینی و آیت الله خامنهای استفاده کردهاند. آیا حسن روحانی میتواند در برابر حکم حکومتی تلقب بایستد؟ آری. ولی به هزینه جنگ و سقوط دولتش.
روحانی میتواند به خامنهای بگوید که این دروغ و تهمت بزرگی است که آمریکا و انگلیس به این افراد رأی نداده اند، شما با این ادعا میلیونها تن از مردم ایران را به مزدوران آمریکا و انگلیس تبدیل میکنید، اما از سوی دیگر ادعا دارید که مردم ایران ضد آمریکایی و ضد “انگلیس خبیث” هستند. مردم را دعوت به مشارکت در انتخابات کرده و به آنها میگوئید رأی شما “حق الناس” است و تغییر آن حرام، ولی اینک حکم حکومتی مخفیانه صادر میکنید تا با تقلب افراد مورد نظرتان را جایگزین رأی مردم سازید.
دوم- ابطال صندوقها: شورای نگهبان میتواند مانند انتخابات مجلس ششم با ابطال صندوقها افراد شکست خورده را جایگزین افراد پیروز سازد. در انتخابات مجلس ششم علیرضا رجایی را شورای نگهبان حذف کرد و حداد عادل را جایگزین او ساخت. مصطفی تاج زاده که به خاطر این تقلب انتخاباتی از آیت الله جنتی شکایت کرد، زندانی شد تا آیت الله جنتی به تقلب خود ادامه دهد. شورای نگهبان بارها دست به این عمل متقلبانه زده است.
در انتخابات پیش رو نیز این خطر وجود دارد که شورای نگهبان با این روش تقلب را پیش برد. منتها مسئله فقط و فقط مجلس شورای اسلامی نیست، موضوع مجلس خبرگان رهبری هم مطرح است که اعضای شورای نگهبان اصلیترین مصادیق رأی سلبی مشارکت اعتراضی هستند. یعنی آنان باید به نفع شخص خودشان این بار تقلب کنند.
شورای نگهبان وقتی صندوقها را ابطال میکرد تا اصول گرایان افراطی همفکر خود را در مجلس شورای اسلامی بر سر کار آورد، یک امر بود، اما وقتی صندوقها را ابطال کند تا فقیهان عضو شورای نگهبان را پیروز سازد، امر دیگری است. هر دو تقلب است. اولی تقلب به سود همفکران، دومی تقلب به سود خود.
سوم- کناره گیری سلطانی : فرض کنیم آیت الله جنتی و یزدی و مصباح در تهران هفدهم و هجدهم و نوزدهم شوند. یک راه برای خامنهای این است که به سه تن از پیروز شدگان پیام دهد که انصرف دهند تا این سه به جای آنان بالا بیایند. یعنی آیت الله خامنهای که با حذف صدها تن مجلس خبرگان سلطانی را تضمین کرده، با اعلام انصراف برخی نامزدهای تأیید شده امکان پیروزی نفرات اصلی خود را تضمین کرده، باز هم راه دیگری برای بالا کشیدن نفرات حذف شده خود دارد. اما آبرو ریزی این راه بسیار زیاد است و شکست انتخاباتی را به پیروزی تبدیل نمیسازد. قبول شکست و تلافی پس از انتخابات
آیت الله خامنهای راه کم هزینه تری هم در پیش رو دارد. او میتواند مانند دوم خرداد ۷۶ و مجلس ششم، “نه” بزرگ مردم به خود را بپذیرد و بعد تمامی نهادهای انتصابی را علیه دولت و اصلاح طلبان بسیج کند. همه به یاد دارند که در دوران اصلاحات او دست به این عمل زد.
او همانند دوم خرداد ۷۶ و بقیه انتخاباتی که مردم به او “نه” گفتند، پاسخ منفی مردم را رأی به نظام قلمداد خواهد کرد. انتخابات هر نتیجهای که داشته باشد، او چنین خواهد کرد. اما مهم این است که همه از قبل گفتهاند که مشارکت آنان در انتخابات مشارکت اعتراضی به افراطی گری و تندرویان- یعنی خامنهای و مریدانش- است.
خامنهای پس از شکست انتخاباتی، نه تنها نهادهای انتصابی را علیه نهادهای انتخابی بسیج خواهد کرد، بلکه مانند گذشته سرکوب را هم تقویت خواهد کرد.
اما اگر شاهد مشارکت بالای مردم، لیستی رأی دادن آنان و نظارت دقیق دولت و نمایندگان نامزدها بر انتخابات باشیم، احتمال وقوع رویدادی شگفتی آور بسیار بالا میرود. مخالفان با رأی اعتراضی شان به خامنهای نشان خواهند داد که با هیچ ترفند و حیله شرعی ای نمیتواند آنان را حذف کند. پایگاه اجتماعی از آن مخالفان دموکراسی خواه است و زندانی کردن رهبران جنبش سبز و اعضای آن نتوانسته است روح دموکراسی خواهی و آزادیخواهی را مدفون سازد. جمهوری اسلامی نظامی دیکتاتوری و ناقض حقوق بشر است و رأی اعتراضی هم برای آشکار کردن همین امر و شکست تمامیت خواهی است.
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
" ﻓَﺈِﺫﺍ ﺟﺎﺀَﺕِ ﺍﻟﻄَّﺎﻣَّﺔُ ﺍﻟْﮑُﺒْﺮﻱ 34
ﻳَﻮْﻡَ ﻳَﺘَﺬَﮐَّﺮُ ﺍﻟْﺈِﻧْﺴﺎﻥُ ﻣﺎ ﺳَﻌﻲ 35
ﻭَ ﺑُﺮِّﺯَﺕِ ﺍﻟْﺠَﺤﻴﻢُ ﻟِﻤَﻦْ ﻳَﺮﻱ 36
ﻓَﺄَﻣَّﺎ ﻣَﻦْ ﻃَﻐﻲ 37
ﻭَ ﺁﺛَﺮَ ﺍﻟْﺤَﻴﺎﺓَ ﺍﻟﺪُّﻧْﻴﺎ 38
ﻓَﺈِﻥَّ ﺍﻟْﺠَﺤﻴﻢَ ﻫِﻲَ ﺍﻟْﻤَﺄْﻭﻱ 39 "
" باز گُداری آمد دچارشدنِ بزرگ شده 34
زمانیست بازگو چند می شود آدمها چه کوشید 35
هم آشکار می شود سوزنده برای کسی می بیند 36
باز یا چه کسی سرکِشی کرد 37
هم پِی گرفت زندگیِ نزدیک 38
باز اگرِ سوزنده او را آغوش 39 "
بله
قاعدتا این ها تکنوکرات و تحصیلکرده هستند و میل به مدرنیزه درشون زیاده.
ولی یک مشت آدم نیستند.
حمایت مردمی پشت سرشونه.
در منافع حزبی با مردم و کشور و ملیت, اشتراکات زیادی دارند.
مردم ایران و قدرت های دنیا علاقمند هستند باهاشون تعامل کنند.
در حالیکه اصول گرایان, غارتگر , فاسد, بیسواد, دشمن مردم و دشمن کشور و دشمن ملیت ایرانی و در ابعاد بزرگتر دشمن امنیت جهانی هستند.
یک که هدف آیین کنار زدن کمبود هم سهم دهیست
دو که هدف آیین تنها سرمایه دارایی پولی نیست
هم سرمایه ماندگار بندگی خداوند است چه در کمبود هم چه در بِِهبود ،
سرمایه داری که سرمایه اش او را از یاد خداوند کنار گذاشت ندار است ، چه در تنگنا چه در گشایش بایستی بنده خداوند باشیم .خداوندا ما باورمندها را بنده جز خودت مدار هم نمازخوانمان دار
چیزی که سد پیشرفت ایران و مردم ایران قرار گرفته وجود رهبر مقتدر در راس کشور و نهادهای نظامی فعال در اقتصاد در پایه های رهبری هست.
حالا اگر اقتدار رهبر شکسته بشه و اموال نهادهای نظامی فعال در اقتصاد به شکلی ضبط بشه, رهبر و نهادهای حامی رهبر, قدرت رو از دست میدن.
برای شکستن انحصار اولی شورای رهبری پیشنهاد شده و برای شکست انحصار دومی گرفتن مالیات از نهادهای نظامی مثل سپاه و نهادهای مذهبی مثل آستان قدس.
این اتفاق اگر بیوفته سپاه و آستان قدس و بسیج و ... مثل بادکنک خالی میشن.
این اتفاق افتاده و اخذ مالیات از نهادهای نظامی و مذهبی فعال در اقتصاد در لایحه ی بودجه سال 1395 که امسال دولت به مجلس داده نوشته شده و مجلس باید تصویب کنه که از سال جدید
از نهادهای نظامی و مذهبی مالیات اخذ بشه اما چون مجلس حامی سپاه و رهبری هست تا الان دست نگه داشته.
روحانی داره با ایجاد بسیاری مناطق آزاد در کشور, تا جایی که ممکنه دست سپاه رو از اقتصاد کوتاه میکنه و با قراردادهای سنگینی که با کشورهای مختلف منعقد میکنه, خارجی هارو بعنوان
سرمایه گذار و حامی کشور درست روبه روی سپاه و رهبری قرار میده.
به همین دلیله که رهبر تا این اندازه نسبت به نفوذ حساسه و تمایل داره اقتصاد کشور رو بسته نگه داره و پیوسته اقتصاد مقاومتی کمونیستی رو به روحانی گوشزد میکنه در حالیکه روحانی در حرف, اقتصاد مقاومتی کمونیستی رهبری رو قبول داره اما در عمل و اجرای سیاست های اقتصادی, گرایش شدیدی به لیبرال کاپیتالیسم داره.
الان حتی شرکت های بزرگ آمریکایی هم برای ساخت پتروشیمی و پالایشگاه به ایران چراغ سبز نشان دادند و بوئینگ اجازه داره بعد از نزدیک به 40 سال به ایران هواپیما بفروشه و این خواب
رو بر اصول گرایان سخت کرده.
اگر این موارد حل بشه رتبه ی فساد اداری در ایران به شکل حیرت آوری پایین میاد و رشد اقتصادی جهش واری رو کشور تجربه میکنه.
اوضاع اقتصادی مردم بهتر بشه ، این به تقویت نظام هم کمک میکنه، خوب چرا فکر میکنی یک گروه درون رژیم خواهان تقابل همیشگی با غرب هستند حتی اگه به تضعیف نظام منجر بشه؟
اوضاع اقتصادی مردم بهتر بشه ، این به تقویت نظام هم کمک میکنه، خوب چرا فکر میکنی یک گروه درون رژیم خواهان تقابل همیشگی با غرب هستند حتی اگه به تضعیف نظام منجر بشه؟
تحریم های آمریکا اجازه نمیده به هیچ شرکت خارجی که با شرکت های وابسته به سپاه تجارت و بده بستان اقتصادی داشته باشه. مثلا تحریم های بانکی برداشته شده اما هنوز بانک انصار و بانک مهر اقتصاد در تحریمه.
پروژه هایی که سرمایه داران خارجی رو جذب کرده پروژه های صفر کیلومتر هست و قراره احداث بشه و سرمایه گذاری سپاه درش نیست. دولت حتی پروژه هایی رو که در زمان دولت قبلی به قرارگاه خاتم سپرده شده بوده رو از دست این ها گرفته و به مناقصه سرمایه گذاران خارجی گذاشته.
با آمدن سرمایه خارجی, خارجی ها در اقتصاد سهم پیدا میکنن و به همون نسبت که سهم خارجی ها بیشتر میشه, سهم نهادهای نظامی کمتر میشه. همه ی این ها رو به الزام پرداخت مالیات این نهادها اضافه کنید. این ها با پول کشور هارت و پورت میکنن. هرچقدر پول توجیبی شون کمتر بشه کمتر پاچه میگیرن تا جایی که دیگه پولی براشون نمیمونه تا بخوان آدم بخرن و از بین میرن.