در پستی در اسکدین در حالی که عصبانی بودن به خیال خودم پته خمینی رو ریختم رو آب و انتظار داشتم ملت یا از نظرشون برگردن یا پست من حذف و شایدم حساب کاربریم مسدود بشه اما نه ملت از نظرشون برگشتن نه پست من حذف شد و نه حساب کاربریم مسدود! حالا این پست این بود:
تحریر الوسیله - باب نکاح - جلد سوم صفحه 430 و 431 مساله 12:
کسیکه زوجه ای کمتر از نه سال دارد وطی او برای وی جایز نیست چه اینکه زوجه دائمی باشد، و چه منقطع ، و اما سایر کام گیریها از قبیل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخیذ اشکال ندارد هر چند شیرخواره باشد.
امامتان کثیف ترین کارها با یک نوزاد را هم اشکال نمیبیند!
خمینی داره میگه میتونی دختر 6 ماهه رو بعد توافق با پدرش باهاش ازدواج کنی و آلتت رو بکنی لای پاهاش (تفخیذ) و حال کنی!!!!!!!!!!
آخه ایهاالناس کثیفتر از این کار هم کاری هست؟!!!!!!!!!!
آخه خمینی چی تو این مسلمین دیده که علنا در کتابش چنین عمل کثیفی را در موردش صحبت کرده؟!!!!!!!!!!
باور کنید من این رو همون 2 سال پیش وقتی خوندم در حالی که از اسلام هم برگشته بودم با خودم گفتم مطمئنا جعلیه اما حقیقی بود اما در آن زمان فکر نکردم که خمینی چجور انسانی هست که مجوز چنین عمل فوق العاده کثیفی را داده و مسلمینی که این را میخوانند چرا از اسلام برنمیگردند؟!
حال سوال من این است که چرا کاربران اسکدین خیلی راحت از کنار این پست من رد شدند؟!
باور کنید من هم مذهبی بودم مسجد میرفتم حسینیه میرفتم اما در زمانی که مذهبی بودم اینجور کارها برای من عادی نبود که برای اینا عادیه! باور کنید که اینها مذهبی نیستند مریض هستند! مریض جنسی هستند که اینجور کارا براشون عادیه!
من که در شک هستم و راه خاصی را طی نمیکنم اما مطمئنم که اسلام ایراد دارد علت اینکه این تاپیک را زدم بحث بر سر ایراد داشتن یا نداشتن اسلام نیست بلکه بر سر این است که چرا با وجود ایرادات واضح در اسلام مسلمین دست از ایمانشان نمیکشند پس شما که نظرت اینه که اسلام ایرادی نداره حرف هایتان برای من بی معنی هست و من به اندازه کافی تحقیق کرده ام و میدانم که اسلام ایراد دارد.
شک و اطمینان با هم تناقض است اگر شک دارید باید به دنبال رفع شک باشید نه انتقال شک
شما تنها فرض را بر ایراد داشتن اسلام گذاشته اید آن هم با خواندن یکی دو مقاله آبکی، اصلا همین که به سرعت به این نتیجه رسیده اید نشان از اشتباه صدرصد شماست
نگاه از یک زاویه بسیار تنگ و تاریک به بعضی از موضوعات که اتفاقا فرعی هم هستند منشاء این اشتباه بزرگ شده است اگر کمی اوج بگیرید و با دید باز نگاه کنید قطعا مشکلتان حل خواهد شد، خواستید توضیح می دهم.
در پستی در اسکدین در حالی که عصبانی بودن به خیال خودم پته خمینی رو ریختم رو آب و انتظار داشتم ملت یا از نظرشون برگردن یا پست من حذف و شایدم حساب کاربریم مسدود بشه اما نه ملت از نظرشون برگشتن نه پست من حذف شد و نه حساب کاربریم مسدود! حالا این پست این بود:
خمینی داره میگه میتونی دختر 6 ماهه رو بعد توافق با پدرش باهاش ازدواج کنی و آلتت رو بکنی لای پاهاش (تفخیذ) و حال کنی!!!!!!!!!!
آخه ایهاالناس کثیفتر از این کار هم کاری هست؟!!!!!!!!!!
آخه خمینی چی تو این مسلمین دیده که علنا در کتابش چنین عمل کثیفی را در موردش صحبت کرده؟!!!!!!!!!!
باور کنید من این رو همون 2 سال پیش وقتی خوندم در حالی که از اسلام هم برگشته بودم با خودم گفتم مطمئنا جعلیه اما حقیقی بود اما در آن زمان فکر نکردم که خمینی چجور انسانی هست که مجوز چنین عمل فوق العاده کثیفی را داده و مسلمینی که این را میخوانند چرا از اسلام برنمیگردند؟!
حال سوال من این است که چرا کاربران اسکدین خیلی راحت از کنار این پست من رد شدند؟!
باور کنید من هم مذهبی بودم مسجد میرفتم حسینیه میرفتم اما در زمانی که مذهبی بودم اینجور کارها برای من عادی نبود که برای اینا عادیه! باور کنید که اینها مذهبی نیستند مریض هستند! مریض جنسی هستند که اینجور کارا براشون عادیه!
منشاء اشتباه شما نگاه احساسی به موضوع است بر اساس ولایتی که والدین بر فرزندان خود دارند اگر به مصلحت کودک باشد می توانند قبل از بالغ شدن دختر یا پسر او را به عقد دیگری درآورند وقتی صیغه عقد خوانده شد دختر و پسر در هر سن و سالی باشند محرم یکدیگر می شوند و می توانند از یکدیگر لذت ببرند تنها در صورتی که دختر بالغ نشده باشد حق دخول ندارند
پس از نظر مبنایی هیچ موضوع غیر قابل فهمی اتفاق نیفتاده است نهایت چیزی که قابل تصور است عدم هضم چنین موضوعی نسبت به کودک است که لازم است دلیل معتبری غیر از احساس بر این عدم هضم بیان شود
علاوه بر این، این احتمال هم هست که مستند این فتوا دلیل ضعیفی بوده و حضرت امام رحمت الله علیه در صدور این فتوا اشتباه کرده باشد و یک اشتباه دلیل حکم کردن به باطل بودن یک کلیت نمی شود و از منظر عقلا امری نکوهیده است.
مطمئن باش وقتی به مرز حدود پنجاه سالگی برسی به این قضاوت خود خواهی خندید.
شما تنها فرض را بر ایراد داشتن اسلام گذاشته اید آن هم با خواندن یکی دو مقاله آبکی، اصلا همین که به سرعت به این نتیجه رسیده اید نشان از اشتباه صدرصد شماست
یکی دو مقاله نبوده و از نظر شما آبکی هست از نظر من کاملا منطقی هست. من که دیگه در اون اسکدین فعالیت نمیکنم به این دلیل که میخ آهنی در سنگ فرو نمیرود اما آنجا هم نهایت تلاش کاربرانش این است که با توهین و تحقیر طرف مقابل را مسخره کنند تا اینکه جواب شبهه را بدهند چون جوابی ندارند که بدهند و شما هم ظاهرا همین رویه را میروید ولی من همانطور که با توهین ها و تحقیر های آنان از همان 2 سال پیش تاکنون شکسته نشدم و به فعالیتم ادامه دادم در اینجا هم مطمئن باشید که با توهین و تحقیر به جایی نمیرسید.
بر اساس ولایتی که والدین بر فرزندان خود دارند اگر به مصلحت کودک باشد می توانند قبل از بالغ شدن دختر یا پسر او را به عقد دیگری درآورند
چه مصلحتی بالاتر از نظر خود دختر هست؟! مگه دختر بچه وقتی به دنیا آمد جزو مایملک پدرش هست که اگر مصلحت دید به کسی دیگر واگذار کند؟! اون هم واگذاریی که اجازه انجام اعمال چنین شنیعی را به واگذار شده میدهد!
وقتی صیغه عقد خوانده شد دختر و پسر در هر سن و سالی باشند محرم یکدیگر می شوند و می توانند از یکدیگر لذت ببرند تنها در صورتی که دختر بالغ نشده باشد حق دخول ندارند
خونه ما جلوی یک دبستان دخترانه هست و دخترانی که از آن دبستان بیرون میایند یک متر هم نیستند متوسط سنشون هم میشه همون 9 سالی که پیامبرتان گفته حالا شما میخواید با این بچه دخول کنید؟!!!!!!!!!!
پس از نظر مبنایی هیچ موضوع غیر قابل فهمی اتفاق نیفتاده است نهایت چیزی که قابل تصور است عدم هضم چنین موضوعی نسبت به کودک است که لازم است دلیل معتبری غیر از احساس بر این عدم هضم بیان شود
فقط احساس؟! یعنی به حکم عقل شما کردن آلت در لای پاهای دختر شیرخواره ایرادی ندارد؟!!!!!!!!!!
اینطور که به نظر میرسد شما هم یک مریض جنسی هستید که ایراد این کارها را نمیفهمید. از نظر شما مسلمین بچه بازی ایرادی ندارد؟! اگر دارد مگه بچه بازی غیر از انجام این کارهای کثیف با کودکان هست؟! این ایرادات واضح را فقط کسی میتواند رد کند که مریض جنسی هست.
این موضوع در نتیجه بحث ما اثری ندارد چون آلت تناسلی به این شکل تنها در پستانداران وجود دارد و سایر رسته های جانوری سیستم تناسلیشان متفاوت از پستانداران است و در میان پستانداران تنها انسان است که غلاف آلتش به این شکل است و این موضوع به شدت قصه تکامل را زیر سوال می برد.
حرف مفت موقوف اون هم برای کسی که تا پست قبل نمیدونست پریمات یعنی چی !! گفتیم انسان و سایر پریمات ها ، میلیون ها سال هست که آلتشون غلاف داره ... کجای این تکامل رو زیر سوال میبره ؟ آخه تو اصلا میدونی تکامل چی هست و اصولش چیه ؟ اگه چیزی حالیته تو خط برای ما توضیح بده تکامل چی میگه ...
تو اگه بتونی به این راحتی تکامل رو زیر سوال ببری ، سریع یه مقاله تهیه کن و برای مجامع آکادمیک ارسال کن ... هم به نون و نوایی میرسی هم اسمت در تاریخ علم و دین ثبت میشه !!
خدا خواسته و کرده، فاصله بین موی سر تا موی ابرو و مژه چند سانتیمتر بیشتر نیست؛ رشد موی سر محدودیتی ندارد اما موی ابرو و مژه از حد خاصی بیشتر رشد نمی کنند. رشد موهای اطراف آلت و مقعد نامحدود است اما موی روی پوست اطراف آن و سایر پوستهای بدن رشد محدودی دارند؛ آیا می توانید دلیل فرگشتی این ظرافت در خلقت را بیان کنید؟
نه برادر ... قرار نشد دیگه دروغ بگی !! خدا اگر میخواست و میکرد ، باید کلیه موهای بدن رو در اندازه ای که لازم بود از اول قرار میداد نه که لازم باشه موی سر و ابرو رو کوتاه کنیم هر از چند گاهی !!
بقیه نوشته شما که نشان دهنده بی سوادی شما هست نیاز به این داره که مطالعه کنید ... البه بعید میدونم اهل این حرفا باشید !! شما فکر کردین در بدن انسان فقط یک نوع مو وجود داره ؟ شما اول نشون بدین این ظرافت ها چه تناقضی با فرگشت داره ، بعد دنبال علتش باشید ...
این لینک رو هم اگه وقتی سواد انگلیسیتون بالا رفت بخونید ، جای دوری نمیره :
خیر نمی شود، خداباوران از این جهت دغدغه و نگرانی ندارند، نگرانی آنها از جهات دیگری است؛ بیخدایی که با قطع و یقین خدا را نفی کند وجود ندارد اگر هم وجود داشته باشد در میان اقلیت بیخدایان در اقلیت هستند پس ولو به احتمال ضعیف ممکن است خدا وجود داشته باشد لذا لازم است عده ای را با خود همراه کنند تا اگر این احتمال ضعیف محقق شد تنها نباشند و تحمل عذاب برایشان (البته به زعم خودشان) راحت تر باشد؛ مرگ دسته جمعی عروسیه !
شما اول بفرمایید نگرانی از چه جهات دیگه ای هست ؟
اصولا وجود و عدم وجود خدا بر پایه احتمالات هست . یعنی نه 100% میشه گفت خدا هست نه میشه گفت خدا نیست . بحث باورمندی هست که شمای نوعی میتونی به چیزی باورمند باشی که اجتمالش رو نزدیک به صفر میدونی !!
شما هم لازم نکرده از طرف خداناباور ها تز بدی که به چه دلیل به دنبال اثبات نظراتشون هستن ... تحمل عذاب فردی و گروهی ، تفاوتی نداره !! اما خوبی این بحث این بود که غیر مستقیم گفتی از ترس عذاب هست که شما و امثال شما خدا باور شدین و به ما هم همین توصیه رو میکنید ظاهرا
خونه ما جلوی یک دبستان دخترانه هست و دخترانی که از آن دبستان بیرون میایند یک متر هم نیستند متوسط سنشون هم میشه همون 9 سالی که پیامبرتان گفته حالا شما میخواید با این بچه دخول کنید؟!!!!!!!!!!
روضه خواندن دردی از این نوع بحث ها دوا نمی کند
دلیل علمی آوردم که جنس ماده نوع انسان در نه سالگی بالغ می شود و از نظر طبیعی اگر جنس نر با او درآمیزد حامله می شود
هر حیوان ماده ای که بالغ می شود طبیعت حتی یک لحظه هم به او اجازه تاخیر باروری را نمی دهد و بلافاصله تولید نسل را شروع می کند، حال به چه دلیل علمی ادعا می کنید که انسان باید از این قاعده استثنا باشد؟
اگر جواب منطقی به این سوال دادید مشخص می شود واقعا انسانی هستید که درد فهم دارید در غیر این صورت مریضی بیش نیستید که نیاز به درمان جدی دارید.
شما تنها فرض را بر ایراد داشتن اسلام گذاشته اید آن هم با خواندن یکی دو مقاله آبکی، اصلا همین که به سرعت به این نتیجه رسیده اید نشان از اشتباه صدرصد شماست
جالبه وقتی بخوای وارد اسلام شی ، سرعت که هیچی با اذان تو گوشت تو نوزادی وارد میشی ... اما به محض اینکه بگی اسلام رو گذاشتم کنار میگن به این سرعت غلطه !! نشستی در مورد همه چیزش تحقیق کنی ؟!
نیازی به تحقیق در موردش همه چیزش نیست ... تنها یکی از ادعاهاش در مورد کتابش یا پیامبرش زیر سوال بره ، کلش زیر سواله !!
پس از نظر مبنایی هیچ موضوع غیر قابل فهمی اتفاق نیفتاده است نهایت چیزی که قابل تصور است عدم هضم چنین موضوعی نسبت به کودک است که لازم است دلیل معتبری غیر از احساس بر این عدم هضم بیان شود
واقعا درک نمیکنی فرد خودش باید برای رابطه جنسی و غیر جنسیش با یه فرد دیگه تصمیم بگیره ... اونم بعد از اینکه به بلوغ عقلی و جسمی رسید ، نه اینکه پدر بچه شیرخواره رو در اختیار بقیه بذاره !!
حرف مفت موقوف اون هم برای کسی که تا پست قبل نمیدونست پریمات یعنی چی !! گفتیم انسان و سایر پریمات ها ، میلیون ها سال هست که آلتشون غلاف داره ... کجای این تکامل رو زیر سوال میبره ؟ آخه تو اصلا میدونی تکامل چی هست و اصولش چیه ؟ اگه چیزی حالیته تو خط برای ما توضیح بده تکامل چی میگه ...
تو اگه بتونی به این راحتی تکامل رو زیر سوال ببری ، سریع یه مقاله تهیه کن و برای مجامع آکادمیک ارسال کن ... هم به نون و نوایی میرسی هم اسمت در تاریخ علم و دین ثبت میشه !!
نه برادر ... قرار نشد دیگه دروغ بگی !! خدا اگر میخواست و میکرد ، باید کلیه موهای بدن رو در اندازه ای که لازم بود از اول قرار میداد نه که لازم باشه موی سر و ابرو رو کوتاه کنیم هر از چند گاهی !!
بقیه نوشته شما که نشان دهنده بی سوادی شما هست نیاز به این داره که مطالعه کنید ... البه بعید میدونم اهل این حرفا باشید !! شما فکر کردین در بدن انسان فقط یک نوع مو وجود داره ؟ شما اول نشون بدین این ظرافت ها چه تناقضی با فرگشت داره ، بعد دنبال علتش باشید ...
این لینک رو هم اگه وقتی سواد انگلیسیتون بالا رفت بخونید ، جای دوری نمیره :
اصولا وجود و عدم وجود خدا بر پایه احتمالات هست . یعنی نه 100% میشه گفت خدا هست نه میشه گفت خدا نیست . بحث باورمندی هست که شمای نوعی میتونی به چیزی باورمند باشی که اجتمالش رو نزدیک به صفر میدونی !!
شما هم لازم نکرده از طرف خداناباور ها تز بدی که به چه دلیل به دنبال اثبات نظراتشون هستن ... تحمل عذاب فردی و گروهی ، تفاوتی نداره !! اما خوبی این بحث این بود که غیر مستقیم گفتی از ترس عذاب هست که شما و امثال شما خدا باور شدین و به ما هم همین توصیه رو میکنید ظاهرا !!
دلیل علمی آوردم که جنس ماده نوع انسان در نه سالگی بالغ می شود و از نظر طبیعی اگر جنس نر با او درآمیزد حامله می شود
هر حیوان ماده ای که بالغ می شود طبیعت حتی یک لحظه هم به او اجازه تاخیر باروری را نمی دهد و بلافاصله تولید نسل را شروع می کند، حال به چه دلیل علمی ادعا می کنید که انسان باید از این قاعده استثنا باشد؟
چه جالب قبل از این برای تحقیر خداناباوران و بعضی رفتارهاشون ، از حیوانات و پستی اونها مثال میاوردید ... اینجا برای موجه سازی بچه بازی ، حیوانات شدن الگوی شما !! رد ادعای شما به این شکل هست که مغلطه "توسل به طبیعت" کردین ... یعنی میگید هر چیزی که طبیعی بود یعنی خوبه ...
در این صورت در طبیعت هم موجود قوی تر ، موجود ضعیف رو تکه پاره میکنه ... چطوره چنین بلایی به سر شما بیاریم ؟
یا در مورد تجاوز .... اون هم در طبیعت هست . چطوره به خانواده شما تجاوز کنن ؟ آیا خانواده شما باید از این قاعده مستثنی باشن ؟
چه جالب قبل از این برای تحقیر خداناباوران و بعضی رفتارهاشون ، از حیوانات و پستی اونها مثال میاوردید ... اینجا برای موجه سازی بچه بازی ، حیوانات شدن الگوی شما !! رد ادعای شما به این شکل هست که مغلطه "توسل به طبیعت" کردین ... یعنی میگید هر چیزی که طبیعی بود یعنی خوبه ... در این صورت در طبیعت هم موجود قوی تر ، موجود ضعیف رو تکه پاره میکنه ... چطوره چنین بلایی به سر شما بیاریم ؟ یا در مورد تجاوز .... اون هم در طبیعت هست . چطوره به خانواده شما تجاوز کنن ؟ آیا خانواده شما باید از این قاعده مستثنی باشن ؟ واقعا اگر نگذارید خانواده شما رو تکه پاره کنن یا بهشون تجاوز کنن ، نشون میدین که مریضی بیش نیستین که نیاز به درمان جدی دارین ...
منهای وجود خدا و قانون شرع من مانعی در این کار نمی بینم
جنگل قانون خود را دارد ! در نظام طبیعت ضعیف پامال است.
در ضمن در بحث دیگران دخالت نکنید، من می دانم که شما لال نیستید
منهای وجود خدا و قانون شرع من مانعی در این کار نمی بینم
جنگل قانون خود را دارد ! در نظام طبیعت ضعیف پامال است.
در ضمن در بحث دیگران دخالت نکنید، من می دانم که شما لال نیستید !
زرنگی موقوف ... خدا و شرع رو چرا وارد بحث کردید ؟ شما برای توجیه یک حکم شرعی ، به قانون طبیعت استناد کردید ... گفتم این مغلطه توسل به طبیعت هست !! پس مخالفتی هم با قتل و تجاوز هم نباید داشته باشید ...
اگر بنا به شرع و خدا بود ، دیگه چرا به طبیعت آویزون شدید ؟ میگفتید چون حکم خداست پس درسته
...
بحث هم مال شما و دیگران نیست ... فورم برای بحث هست و محیط شخصی نیست . هدف من اینه که استدلال های آبکی شما رو یکی یکی رد کنم تا خیلی دور بر ندارید !!
البته با این اعتراف های صادقانه ای که میکنید ، واقعا باید به فکر درمان جدی خودتون باشید ...
زرنگی موقوف ... خدا و شرع رو چرا وارد بحث کردید ؟ شما برای توجیه یک حکم شرعی ، به قانون طبیعت استناد کردید ... گفتم این مغلطه توسل به طبیعت هست !! پس مخالفتی هم با قتل و تجاوز هم نباید داشته باشید ...
شما که از درک موضوع به این راحتی عاجز هستید چرا به خود اجازه می دهید در هر بحثی دخالت کنید؟ من انسانیت انسان را به متشرع بودن او می دانم و اصلا موجودی به نام انسان منهای خدا و شرع برایم معنا و مفهومی ندارد اما کسی که مقابل من ایستاده علم گراست از نظر علمی هیچ منعی برای بارور شدن ماده بالغ نیست اگر این قانون و قاعده علمی را قبول دارد حق اعتراض به رفتاری که بر اساس این قاعده صورت گرفته را ندارد مگر اینکه با قاعده و قانونی محکمتر آن را رد کند.
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان " ومن آیاته اللیل والنهار والشمس والقمر لا تسجدوا للشمس ولا للقمر واسجدوا لله الذی خلقهن إن كنتم إیاه تعبدون ( 37 ) فإن استكبروا فالذین عند ربك یسبحون له باللیل والنهار وهم لا یسأمون ( 38 ) ومن آیاته أنك ترى الأرض خاشعة فإذا أنزلنا علیها الماء اهتزت وربت إن الذی أحیاها لمحیی الموتى إنه على كل شیء قدیر ( 39 )" "هم از نشانه هایش شب هم روز هم آفتاب هم ماه نباشد پیشانی بخاک گذارید برای آفتاب هم نباشد ماه هم پیشانی بخاک گذارید برای خداوند کسی که آفریدشان اگر بودید آره ای او را بندگی می کردید 37باز اگر بخواهید بزرگ بکار برید باز کسانی نزد پروردگارت هستند پاکی گویی می گردند تا او را به شب هم روز هم آنها نباشد خسته می شوند 38 هم از نشانه هایش که می بینی زمین را آرام خشکی باز آنگدار فرود آوریم برش آب تکان خورد هم رویید چون کسی زنده کردش تا زنده کننده گر مرده است چون او بر هر چیزی خیلی تواناییست39"
اگر بتونی هدفی معقول تر از آنچه قرآن برای وجود انسان ذکر کرده (عبادت کردن برای رسیدن به رستگاری) به من معرفی کنی من همینجا کافر شدن خودم را علنا بیان می کنم و دست از تمام عقایدم می کشم.
هدف معقول؟ عبادت => رستگاری؟
خب اینکه میگی برای من از نظر عقلانی و نیز از نظر تجربی و عملی زیاد قابل درک نیست.
یعنی شاید عبادت چنین خاصیتی داشته باشه، ولی من فکر نمیکنم تنها راه رستگاری این باشه و فکر نمیکنم خدا اینقدر اصرار داشته باشه که بهش ایمان بیاریم و کونمون پاره بشه تا ما رو جهنم نندازه و حتی بهشت ببره.
بنظر من معقول تر اینه که بگیم
همون نیک بودن و انصاف داشتن و راست و مردانه زندگی کردن و فهم و شعور در این حد که خیرخواه همهء موجودات باشیم و به دیگران بدی نکنیم (آنچه بر خود روا میداریم بر دیگران هم روا بداریم و آنچه بر خود روا نمیداریم بر دیگران نیز روا نداریم)، با وجود فشارها و سختی های زندگی، اونم نه بصورت مطلق که عملا بنظر من برای اکثریت انسانها امکان نداره چون هیچکس اونقدر کامل و قوی و سوپرمن نیست، به مرور موجب رشد و تعالی روحانی انسان میشه و رستگاری و خوشبختی ابدی از این راه هم قابل حصوله.
بنظر من طبیعی است و انتظار و گمان نیک از خدای قادر مطلق خیرخواه هم جز این نیست که میخواد به هر نحوی شده اون خوشبختی و لذت ابدی رو به تمام مخلوقاتش بده. منتها اینکه چرا این خوشبختی رو باید بصورت تدریجی و با رنج و زحمت و تحمل محرومیت در این مدت بدست آورد خب جواب خاصی براش ندارم اما میشه تا این حد بپذیرفت که بالاخره عقل و ظرفیت ما گنجایش نداره و لزومی نداره جواب همهء سوالات رو بدونیم تا در این باب احتیاط کنیم. اما اینکه بگی کسی بخاطر اینکه اسلام رو باور نکرده، به وجود خدا شک منطقی داشته (بر اساس هردوی عقل و تجربه)، نماز نخونده، روزه نگرفته، و خلاصه بخاطر صرف بی ایمانی و اینکه یک دین و مناسک خاص و گسترده و پیچیده و پرهزینه ای رو طبیعتا پیروی نکرده مجازات شدید میکنه و جهنم میبره و از خوشبختی نهایی و ابدی برای همیشه باز میمونه، با وجدان و عقل و تجربهء من جور در نمیاد و برام باور پذیر نیست.
من تا اون حدی که عقل و وجدان خودم میرسه میگم اگر خودم جای خدا بودم، یعنی موجودی که خودش کاملا خوشبخته و چیزی خوشبختیش رو تهدید نمیکنه، و قدرت مطلق و صفات نیک مطلق هم دارم، مهربان و خیرخواه هستم، و اونم تازه چیزی رو که بدست خودم خلق میکنم، مطمئنا هدفم جز محبت کردن و عشق ورزیدن و لذت و بهره مندی دادن به اون موجود نیست و برای رسیدن به اون هدف هیچ مانع و محدودیت و شرطی نمی شناسم! دلیلی نداره که مانع و محدودیت و شرط سختی در کار باشه! مسلما چیزی هم که خلق میکنم چون عالم و قادر مطلق هستم و از آینده هم خبر دارم، اگر قرار بود که تا ابد بدبخت باشه هرگز خلقش نمیکردم! چون این قدرت رو داشتم که خوشبختی اون موجود رو تضمین کنم، و هدفم از خلقتش برآورده بشه، خلقش کردم!
به بیان ساده، من اگر بتونم، به همه حال میدم! این ذات منه. این خوبی محضه. چیزی از این بالاتر؟ چیزی از این روشنتر؟ چیزی از این بدیهی تر؟ از بابتش هم چیزی از کسی نمیخوام که اگر میخواستم که دیگه چه ذات بخشنده و مهربان و نیکی محضی میشد؟ برای چی باید از بابتش چیزی از کسی بخوام؟
بنظر من هدف خداوند هم جز حال دادن چیزی نبوده! البته به زبان عامیانه/خودمانی. چیزی جز این هم نمیتونه باشه.
حال میگیم بالاترین درجهء این حال با تکامل تدریجی و با دخالت ارادهء خود یک موجود مختار میتونه حاصل بشه (بخاطر بدست آوردن فهم و شعور و ظرفیت اون). این نظریه ای هست که وجود داره (و البته دلیل و اثباتی هم براش سراغ ندارم، ولی بهرحال چون در واقعیت ما وجود داریم و تحت این شرایط و محدودیت و فشار و رنج هستیم، اون رو مفروض میگیرم برای بحث درمورد هدف و روش خدا). ولی این نظریه باید در عمل عملی باشه. نه اینکه اونقدر ایدئالیست و دشوار/مطلق گرا و با پافشاری محض بر روی روش «همه چیز یا هیچ چیز» باشه که اکثریت انسانها نتونن از پسش بربیان یا ازش ناامید بشن یا بهش شک کنن. عقل بنده بر اساس تجربه و وجدان شخص بنده میگه که مثلا حتی یک فردی مثل من باوجود تمام شک و اینکه دین مشخصی ندارم و نماز نمیخونم و روزه نمیگیرم و غیره، و حتی بد و بیراه و انتقادهایی که نثار دین و حتی خدا میکنم، اما چون صادق هستم و از روی غرور و خباثت نیست، و چون ذاتا آدم خوبی هستم و سعی میکنم خوب باشم و خوبتر بشم، و به دیگران ظلم و آزارم نمیرسه (تاحدی که واقعا در اراده و توان خودم بوده سعی خودم رو کردم و اکثر اطرافیان هم از من خیلی راضی هستن)، نه تنها دلیلی برای مجازات و جهنم رفتنش وجود نداره، بلکه خدا اساسا باید منو مقبول بدونه حالا بصورت حداقلی هم که شده، و پایین ترین درجات بهشت رو حداقل بهم بده، اگر هم که باز نیاز هست مراحل تکامل و رشد روحانی بیشتری رو طی کنم فرضا بخاطر اینکه هدف نهایی انسان و چیزی که خدا براش میخواد اینه که بقول معروف به درجهء کمال عرفانی برسه، پس خدا باید به من فرصت این رو بده، نه اینکه بگه نه همون یه دفه همون چند سال عمر و فرصت و شرایط همون یکی بود و دیگه تموم شد و مقدور نیست! به همین دلیل من شخصا به نظام زندگیهای چندگانه اعتقاد دارم؛ یعنی میگم اگر خدا و ماوراء و بقای پس از مرگ و بهشت و جهنم و کمال واقعی باشه، پس نظام زندگیهای چندگانه هم معقول و لازمه. من دیگه درمورد خودم که میتونم قضاوت کنم درمورد توان و صداقت و وجدان خودم آیا میتونم قضاوت کنم یا نه؟ خب من میگم برای من با این شرایط همین حد از باور/اعتقاد/ایمان/احتیاط و تلاش و تعالی مقدور بوده و نه بیشتر. بیشتر حتی اگر بشه و من تنبلی کرده باشم بازم ذاتا میبینم آدم بدی نیستم و قصد بدی نداشتم و دلیلی برای پلیدی ندارم، و به هیچ وجه انصاف نمی بینم که به جهنم برم و مجازات سختی بشم؛ چه برسه به جهنم و مجازات و بدبختی ابدی و محروم ماندن ابدی از خوشبختی!
این چیزی که شما میگی «عبادت کردن برای رسیدن به رستگاری» و اون رو هدفی معقول برای وجود انسان میدونی، خب واسه چی فکر میکنی که تنها راه رستگاریه؟ البته باید پرسید منظور شما از رستگاری هم دقیقا چیه؟ جهنم نرفتن؟ رسیدن به درجات حداقلی بهشت؟ درجات بالاش؟ رسیدن به بالاترین درجات و کمال؟
من فکر میکنم که چون دلایلی منطقی برای تردید در تمامی این مسائل منجمله اصل وجود خدا و ماهیتش هست، بنابراین با فرض وجود خدایی که این شرایط رو خودش خلق کرده و میدونسته و از این دلایل تردید منطقی و ضعف توان انسانها اطلاع داشته، عبادت، حداقل به شکل خاص و انحصاری ادیان یا هر طوری که مد نظر شماست، لزوما تنها راه رستگاری برای همه کس نیست.
شاید شما بگی چنین دلایلی وجود ندارن، اما عقل و تجربه و وجدان من خلافش رو میگن. فکر نمیکنم که هیچ طرفی هم بتونه دیدگاه خودش رو به دیگری ثابت کنه. موضوع اینه که این فقط یک امر تئوریک و تفکر مجرد عقلانی نیست، بلکه تجربه و وجدان شخصی هم هست که لزوما قابل انتقال/اثبات به دیگران نیست؛ یعنی مثلا من خودم میدونم که توان و ظرفیتم چقدر بوده واقعا میتونستم کاری رو انجام بدم یا نه، یا واقعا میتونستم نسبت به چه چیزهایی تا چه حدی باور داشته باشم؛ شما که درون من در شرایط من نبودی اطلاع نداری نمیتونی قضاوت مطلق یا معتبرتری از من نسبت به خودم داشته باشی!
اوه راستی یه چیزی هم یادم رفت قبلا بگم. خود عبادت چطور باعث رستگاری میشه یعنی چی چرا؟ خدا که نیاز به عبادت ما نداره. بنظر من عبادت پس با همون بالا بردن ظرفیت روحانی ما و رشد روح باعث میشه که ظرفیت کسب حال بزرگی رو که خدا میخواد بهمون بده پیدا کنیم. یعنی میخوام بگم در اصل حالا چه بگی عبادتهای کلیشه ای ادیان با ظواهر خاص خودشون چه فکر و تشکر ذهنی و درونی و توجه شخصی به خدا چه انسان ماندن و نیک بودن در زندگی نسبت به دیگران با وجود فشار و سختی (حتی برای آدمی که در اصل وجود خدا هم تردید داره)، همه وسیله ای هستن برای رشد روحانی و بالا بردن ظرفیت کسب رحمت بی حد خدا. یعنی هدف خدا جز همون حال دادن چیزی نیست، که طبیعتا هدف دیگری هم بنظر من معنایی نداره برای موجودی مثل خدا (خدا میخواد که ما هم مثل خودش بی حد و حصر خوشبخت باشیم و لذت ببریم)، و عبادت و اینها فقط وسیله ای هستن که ما بتونیم ظرفیت کسب اون حال عظیم رو پیدا کنیم. وگرنه در صرف عبادت کردن که نیاز خدا نیست. حالا میگی خود عبادت لذت داره بحثی نیست شاید اینطور باشه شاید برای شما اینطور باشه شاید برای منم بتونه باشه، ولی فعلا تجربه و توان و تشخیص من اولویت رو بر چیزهای دیگری میده. اون زمان هم که آدم کامل بشه دیگه اساسا وجودش متصل دائم به خداست مثل خود خداست عین وجودش عین افکار و خیرخواهی و درک و حضورش عبادته! به این معنا عبادت دیگه شکل خاصی و ظاهری نداره.
شما که از درک موضوع به این راحتی عاجز هستید چرا به خود اجازه می دهید در هر بحثی دخالت کنید؟ من انسانیت انسان را به متشرع بودن او می دانم و اصلا موجودی به نام انسان منهای خدا و شرع برایم معنا و مفهومی ندارد اما کسی که مقابل من ایستاده علم گراست از نظر علمی هیچ منعی برای بارور شدن ماده بالغ نیست اگر این قانون و قاعده علمی را قبول دارد حق اعتراض به رفتاری که بر اساس این قاعده صورت گرفته را ندارد مگر اینکه با قاعده و قانونی محکمتر آن را رد کند.
امیدوارم بفهمید اما بعید می دانم.
به جای ناله کردن ، بدونید در هر حالتی شما مرتکب مغلطه توسل به طبیعت شدید : Appeal to nature - WiKi
طرف مقابل هم اگر علم گرا ( که اینجا اعلام نکرده ) باشه ، منافاتی با این حرف من نداره ... علم گرایی در حوزه شناخت هست ، اما بحث ما اینجا اخلاقی بودن و نبودن یه عمل هست !!
ضمنا ما بحثمون ماده بالغ نیست ، بلکه نوزاد شیرخواره بود ... تازه همه هم در یک سن به بلوغ جسمی نمیرسن !! به فرض هم که به بلوغ جسمی رسیده باشه ، اینکه کس دیگه ای بدون رضایت اون فرد بخواد اونو به کس دیگه واگذار کنه تا بارورش کنه فکر کنم کمی غیر اخلاقی باشه ...
اما در مورد خدا و شرع شما ، اتفاقا دستوراتی که صادر شده به راحتی احکام اخلاقی جهانشمول رو زیر پا گذاشته ...
هر حیوان ماده ای که بالغ می شود طبیعت حتی یک لحظه هم به او اجازه تاخیر باروری را نمی دهد و بلافاصله تولید نسل را شروع می کند، حال به چه دلیل علمی ادعا می کنید که انسان باید از این قاعده استثنا باشد؟
اگر واقعا شما فرقی بین انسان و حیوان نمیبینید پس چرا باورمند به اسلام هستید؟! قانون جنگل یعنی بی قانونی و بی قانونی یعنی هرکی هر کاری خواست میتونه بکنه و به نسبت زوری که داره زندگی بهتری داره خب پس اینجا چه نیازی به اسلام هست اگر انسان با حیوان فرقی نداره؟! انسان خودش میتونه بفهمه که مثلا دختر شما وقتی به بلوغ رسید شما رهایش می کنید و گاییدن دختر شما توسط یک انسان دیگر و حامله کردن او منعی نداره و از شما هم اجازه ای نمیخواد! چنین دنیایی مدینه فاضله شما مسلمین است؟!
البته شما مسلمین از حیوان هم کمترید چون حیوانات ملاکشان بلوغ است
اما انسان های پست تر از حیوان مثل خمینی (رحمت الله علیه!) ور رفتن با دختری که به بلوغ هم نرسیده را به اذن پدرش بدون اشکال میدانند!
اگر جواب منطقی به این سوال دادید مشخص می شود واقعا انسانی هستید که درد فهم دارید در غیر این صورت مریضی بیش نیستید که نیاز به درمان جدی دارید.
جواب منطقی به شما به اندازه کافی داده شده و کسی مریض است که میاد بچه بازی را تایید میکنه مثل پیامبر بچه بازتان!
ویرایش=یاد مختارنامه افتادم که در اون میگفت وقتی سپاه شام به مدینه رسید مردان را کشت و به زنانشان تجاوز کرد و حامله شان کرد که به همین طریق چند هزار بچه پدید آمدند. خب اگر ملاک طبیعت باشه این کار سپاه شام چه ایرادی داره؟! منتظر جوابتان هستم جناب کوشا.
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان "فأما من أوتی كتابه بیمینه فیقول هاؤم اقرءوا كتابیه ( 19 ) إنی ظننت أنی ملاق حسابیه ( 20 ) فهو فی عیشة راضیة ( 21 ) فی جنة عالیة ( 22 ) قطوفها دانیة ( 23 ) كلوا واشربوا هنیئا بما أسلفتم فی الأیام الخالیة ( 24 )" "باز یا چه کسی گیرد نوشتارش به راستش باز می گوید آگاهیتان این بخوانید نوشتارم است 19 چون من گمان کردم که من روبرو گشته رسیدگی ام هستم 20 باز او در شادمانی خوشنود است 21در باغی بالاتر است 22 میوه هایش دسترس است23 بخورید هم بنوشید پاکیزه ای به چه گذاشتید در دوران بجاگذاری24"
این چیزی که شما میگی «عبادت کردن برای رسیدن به رستگاری» و اون رو هدفی معقول برای وجود انسان میدونی، خب واسه چی فکر میکنی که تنها راه رستگاریه؟ البته باید پرسید منظور شما از رستگاری هم دقیقا چیه؟ جهنم نرفتن؟ رسیدن به درجات حداقلی بهشت؟ درجات بالاش؟ رسیدن به بالاترین درجات و کمال؟
رفتارتان که با خداوند اینجور است با بنده هایش چه جور خواهد بود بریدن پیوند با خداوند سخت تر از بریدن با آفریده هاست خداوندا مرا از پشت پازنندگان به خودت هم فرستاده هایت هم سپرده هایی که به من می دهی نگذار که مزد خیلی بزرگ نزد توست که افسانه سرایان خودشانند که هدفم همین است جهنم نروم بهشت بروم هم خوشنودی تو هم خوشنودی من
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان "وابتلوا الیتامى حتى إذا بلغوا النكاح فإن آنستم منهم رشدا فادفعوا إلیهم أموالهم ولا تأكلوها إسرافا وبدارا أن یكبروا ومن كان غنیا فلیستعفف ومن كان فقیرا فلیأكل بالمعروف فإذا دفعتم إلیهم أموالهم فأشهدوا علیهم وكفى بالله حسیبا " "هم بیازمایید بی پدران را تا زمانی گداری رسیدند آمیزش کردن را باز اگر دانستید ازشان پیشرفتی باز کنارگذارید سویشان دارایی هاشان را هم نباشد می خوریدش فزون کاری هم زودزود که بزرگ می شوند هم کسی بود بی نیاز باز خویشتن داری کند هم کسی بود نیازمند باز تا می خورد به شناخته گشته باز گداری کنار گذاشتید سویشان دارایی هاشان را باز گواه گیرید برشان هم بس است به خداوند رسیدگی گری "
البته شما مسلمین از حیوان هم کمترید چون حیوانات ملاکشان بلوغ است
من خیلی دانش در داستان های پیشین ندارم همین است که خداوند گفت آمیزش گری زمانی دارد کنون هدفتان نمی دانم پرخاش است یا راستی جویی خداوندا مرا از پرخاشجویان مگذار
و به همان بهانه اصلا سراغ حرف مخالفین نمیروند و همین کار را هم در مورد استدلالات من میکنند و به من انگ های قرآنی مثل غرض و مرض و عناد و لجاجت و اینها میزنند و به حرف هایم توجهی نمیکنند.
همانگونه که در پیک پیشین نیز گفتم، تا زمانی که در کسی انگیزه ی دگرگونی درون ویری یا برون ویری نباشد، دگرگونی را نمی پذیرد. این در فیزیک هم هست که یک پیکره هیچگاه راستا و تندای خودش را دگرگون نمیکند، مگر اینکه داد و ستد انرژی با بیرون از خود داشته باشد. پس کسانی که شکمشان با سیب زمینی سپاه پاسداران پر شده و کله شان با پروپاگاند سازمان تبلیغات اسلامی و سازمان اهل بیت و کوفت و زهرمار دیگر، و تراز هوشی شان هم جوری نیست که بتوانند از این چاه ویل بیرون بیایند، به این زودی انگیزه ای برای گمان و دگرگونی در اندیشه و رفتار خود نخواهند دید. ولی آروین به من نشان داده است که کسانی هم هستند که با اینکه دین دارند، ولی یک جور هایی هوش میکنند که یک چیزهایی ناجور است ولی درست نمیدانند چه چیزهایی. ما در این جا برای گونه کسان باید بگوییم که چه چیزهایی با ان چهره ای که سازمان تبلیغات اسلامی نمایش میدهد، جور نیستند و خردپذیر نیستند. برای ما برگشتن آدمهای هوشمند تر، از دین گند اسلام، مهند است و این کله ها هستند که روند فرهنگی همبود را سرانجام دگرگون می سازند و کودن های دیگر، تنها دنباله رو میباشند و تا کنون هم چنین بوده که کودن ها، هر دینی را که زورمندان به میان اورده اند، پذیرفته اند و اگر فردا بگویند گاو را بپرست، میپرستند. سرنوشت همبود را ولی روشن اندیشان، در واپسین نگاه، برپا میکنند. • پارسیگر
فاصله بین موی سر تا موی ابرو و مژه چند سانتیمتر بیشتر نیست؛ رشد موی سر محدودیتی ندارد اما موی ابرو و مژه از حد خاصی بیشتر رشد نمی کنند. رشد موهای اطراف آلت و مقعد نامحدود است اما موی روی پوست اطراف آن و سایر پوستهای بدن رشد محدودی دارند؛ آیا می توانید دلیل فرگشتی این ظرافت در خلقت را بیان کنید؟
😃 میان چشم و دماغ هم دو سانت است،ولی کارشان با یهم یکی نیست! این هیچ پیوندی به ظرافت در خلقت ندارد و برای این است که در ماهی ها هم همین بوده! در پیشانی که میان ابرو و سر است هم هیچ مویی نمیروید! ، در گوریل ها ولی میروید، اکنون سود آدمی از انیکه نمیروید چه بود که خدا این ظرافت را پدید اورده؟ اگر ما بجای دو چشم، ۴ تا هم چشم داشتیم، باز گروهی خل و چل دینی مانند شما میگفتند که این اوج خلقت خدا بوده !! پس ما هیچ جهان و گیتی دیگری نداریم که بتوانیم بسنجیم و بگوییم که این خلقت ظریف و کامل بوده! به وارونه، با دیدن کسانی مانند شما و تبهکاری ها و ترور ها و بدبختی ها و بیکاری و رشوه و تریاک کشی و ... ، پی میبریم که این جهان بسیار آکمند و کاستی مند هم میباشد!
بر اساس ولایتی که والدین بر فرزندان خود دارند اگر به مصلحت کودک باشد می توانند قبل از بالغ شدن دختر یا پسر او را به عقد دیگری درآورند
این با برده داری و خرید و فروش کودک هیچ دگرسانی ندارد! اگر خواست خود یک تن را ارزشمند بدانیم، زمانی این خواست راستین است که به برنایی (بلوغ) رسیده باشد و گرنه میشود خرید و فروش کودک برای کژبهره جنسی که در کشور پیشرفته، دارای گوشمالی قانونی است! •
پس از نظر شما چنین انسانی با حیوانات قابل مقایسه نیست،درسته؟ پس چرا بر مبنای صحبت های خود شما و دینتان با دختران مثل حیوانات با هم هنگام رسیدن به بلوغ جسمی که شما و دینتان آن را 9 سال میدانید میشود مجامعت کرد؟! چرا بلوغ فکری برای تصمیم مهمی مثل ازدواج از نظر دینتان ملاک نیست تا نظر دختر هم پرسیده شود؟! اصلا چرا ازدواج با دختری که به بلوغ نرسیده هم از نظر دینتان قانونی است؟! این نگاه پست تر از حیوان فقط از مریضی جنسی میتواند سر بزند که پیامبرتان محمد مصداق عملی آن و امامتان خمینی مصداق نظری آن هستند! واقعا شما انقدر احمقید که بد بودن فرو کردن آلت در لاپای دختر شیرخواره را هنوز نفهمیده اید یا مثل پیامبرتان محمد و امامتان خمینی مریض جنسی هستید که بدتان نمی آید با دختر بچه ای چنین کاری کنید؟!
پس این نگاه دین شماست که حیوانی است وگرنه در کشورهای سکولار اجازه ازدواج به کودکان چه از طریق پدرشان چه از طریق خودشان را نمیدهند و این مساله از نظر اخلاقی و عقلانی انقدر بدیهی است که وقتی سازمان ملل قطعنامه ای در مورد منع ازدواج کودکان صادر کرد حتی کشورهای غیر سکولار و اسلامی که بعضا عملا در کشورشان چنین ازدواج هایی رخ میدهد اما قانون برخوردی نمیکند هم پذیرفتند که ازدواج برای کودکان ممنوع باشد و فقط این وسط 2 کشور مخالفت کردند که یکیشان سودان بود و دیگری ایران که نشان میدهد طرز فکر حکام ایران حتی از حکام عربستان سعودی هم عقب مانده تر هست! بروید این را به لیست افتخارات جمهوری اسلامی اضافه کنید که در قرن 21 هنوز بد بودن ازدواج کودکان را نفهمیده.
ویرایش=در اسکدین وقتی که درخواست توضیح کردم از مسلمین در مورد احکامی که خمینی در مورد ازدواج با کودک زیر 9 سال و کارهایی که تا قبل از 9 سالگی میشود با او کرد مسلمانی گفت حرف های خمینی برای عوام نوشته نشده! پس بهتر است ما عوام در این رابطه اظهارنظر نکنیم و بگذاریم که خواص
پس از نظر شما چنین انسانی با حیوانات قابل مقایسه نیست،درسته؟ پس چرا بر مبنای صحبت های خود شما و دینتان با دختران مثل حیوانات با هم هنگام رسیدن به بلوغ جسمی که شما و دینتان آن را 9 سال میدانید میشود مجامعت کرد؟! چرا بلوغ فکری برای تصمیم مهمی مثل ازدواج از نظر دینتان ملاک نیست تا نظر دختر هم پرسیده شود؟! اصلا چرا ازدواج با دختری که به بلوغ نرسیده هم از نظر دینتان قانونی است؟! این نگاه پست تر از حیوان فقط از مریضی جنسی میتواند سر بزند که پیامبرتان محمد مصداق عملی آن و امامتان خمینی مصداق نظری آن هستند! واقعا شما انقدر احمقید که بد بودن فرو کردن آلت در لاپای دختر شیرخواره را هنوز نفهمیده اید یا مثل پیامبرتان محمد و امامتان خمینی مریض جنسی هستید که بدتان نمی آید با دختر بچه ای چنین کاری کنید؟!
پس این نگاه دین شماست که حیوانی است وگرنه در کشورهای سکولار اجازه ازدواج به کودکان چه از طریق پدرشان چه از طریق خودشان را نمیدهند و این مساله از نظر اخلاقی و عقلانی انقدر بدیهی است که وقتی سازمان ملل قطعنامه ای در مورد منع ازدواج کودکان صادر کرد حتی کشورهای غیر سکولار و اسلامی که بعضا عملا در کشورشان چنین ازدواج هایی رخ میدهد اما قانون برخوردی نمیکند هم پذیرفتند که ازدواج برای کودکان ممنوع باشد و فقط این وسط 2 کشور مخالفت کردند که یکیشان سودان بود و دیگری ایران که نشان میدهد طرز فکر حکام ایران حتی از حکام عربستان سعودی هم عقب مانده تر هست! بروید این را به لیست افتخارات جمهوری اسلامی اضافه کنید که در قرن 21 هنوز بد بودن ازدواج کودکان را نفهمیده.
ویرایش=در اسکدین وقتی که درخواست توضیح کردم از مسلمین در مورد احکامی که خمینی در مورد ازدواج با کودک زیر 9 سال و کارهایی که تا قبل از 9 سالگی میشود با او کرد مسلمانی گفت حرف های خمینی برای عوام نوشته نشده! پس بهتر است ما عوام در این رابطه اظهارنظر نکنیم و بگذاریم که علما به بچه بازیهایشان بپردازند!
یه بار از شما خواستم منبر نری و روضه نخوانی، ما خودمون این کاره ایم
همه این روضه ها وقتی اثر داره که بتونی قبلش وجود موجودی به نام انسان را منهای دین و خدا ثابت کنی و نه تنها تو و کسانی که در این جا مدعی علم و کمالات هستند، بلکه احدی از اولین و آخرین توانایی اثبات چنین چیزی رو نداره
هزار و اندی سال پیش مردی با دختری به نام عایشه ازدواج کرده و هیچ سند تاریخی مبنی بر اینکه عایشه از این ازدواج ناراضی بوده به دست نیامده حالا عده ای ناراضی هستند، اصلا مهم نیست، مهم این است که آن دو راضی بوده اند تمام/
این هم فتوای آیت الله مکارم مدظله در مورد رابطه بلوغ و انواع رشد در انسان که جلوی هر گونه بهانه جویی را می گیرد:
با توجه به اینکه ازلحاظ منطقی مسوولیت کیفری واعمال مجازات برمبنای قوه تشخیص فرد می باشد وصرف رسیدن به یک سن خاص ویا بلوغ جنسی وجسمی که در اکثر موارد ممکن است با رشد عقلی وقدرت تشخیص مسایل همراه نباشد نمی تواند مبنای مسوولیت فرد قرار گیرد نظر شما در مورد پذیرش مفهومی به نام"رشد کیفری"- به معنای رسیدن به آن اندازه از رشد عقلی که فرد قادر به درک صحیح امر ونهی شارعیاقانونگذارباشد- به جای مفهوم بلوغ چیست؟
از نظر ما بلوغ مراحل مختلفی دارد کسی ممکن است در سن و سال معینی بلوغ برای انجام وظائف عبادات و مانند آن داشته باشد ولی بلوغ جهت ازدواج ندارد ، یا هر دو را دارد ولی بلوغ در جهت اقتصادی ندارد یا هر سه را دارد ولی بلوغ کیفری ندارد، این جهات قابل تفکیک هستند ولی روی حساب.
نظر من و شما تا وقتی که نتونیم برهان بر اون اقامه کنیم هیچ ارزشی نداره
بقیه حرفهاتون هم تعیین تکلیف کردن از طرف یک موجود محدود برای موجودی نامحدود است، به جای یک کوه حرف زدن بی دلیل سعی کنید یک نیم خط استدلال بیاورید.
قبلا هم فکر کنم اشاره کردم که خدا به وظایف خدایی خود کاملا آشناست و جای نگرانی نیست، آنچه جای نگرانی دارد انجام تکلیف از طرف ماست.
خودت گفتی «اگر بتونی هدفی معقول تر از آنچه قرآن برای وجود انسان ذکر کرده (عبادت کردن برای رسیدن به رستگاری) به من معرفی کنی من همینجا کافر شدن خودم را علنا بیان می کنم و دست از تمام عقایدم می کشم». یعنی قضاوت و عقل خودت رو معیار قرار دادی! اگر تو درک نمیکنی خدا چی میگه و برای چی، و فقط از روی ایمان اون رو باور میکنی و از روی وظیفه انجام میدی، پس دیگه این حرفا چیه که گفتی؟
بعدهم نظر ما، عقل و وجدان ما، اتفاقا ارزش داره. برهانش همون عقل و وجدانه. چیزی که بطور مستقیم و درونی درک میکنیم و عقلمون هم تایید میکنه.
مغلطهء شما در اینجاست که وجود و حقانیت و کمال مطلق و نیکی خدا، اون خدای خاص ادیان رو، مفروض گرفتید! خب اگر منم چنین فرضی داشتم، اگر همه داشتن، اگر واقعا بصورت تردیدناپذیری ثابت شده بود، که بقول شما بحثی نبود و نمیشد روی حرفش حرف زد، اما وقتی ثابت نشده، وقتی خدایان کم و بیش متفاوتی هست، و وقتی حتی میشه خدای واقعی رو خود تصور و استنباط کرد، البته خدای احتمالی رو درصورت وجود، اونوقت مسئله همینه که چرا باید خدای غیرمنطقی و غیرقابل درک ادیان، بطور مثال اسلام، رو باور کنیم و چرا خدایان دیگه یا خدای شخصی خودمون رو باور نکنیم و معقول تر و بنابراین وجودش رو محتمل تر ندونیم؟
بنظر من کاملا طبیعیه که آدم خدایی رو که درکش میکنه و بیشتر با عقل و وجدان خودش هم جور درمیاد باور کنه و بطور معقولی ترجیح بده.
بسمه تعالی
کفار مرا تبعید کرده بودند و من اکنون به رزمگاه بازگشته با قلم زدن در اینجا مشت محکمی بر دهان آنان می زنم.
در این مبحث مشاهده کردم برادر کوشا با توانمندی و قدرت با منطق به جنگ شیاطین آمده و به ایشان تبریک عرض می کنم.
درباره ختنه در این مبحث کفار شبهه افکنی کرده اند که چرا خداوند منان و حکیم انسان را ختنه شده بدنیا نمی آورد.
من با عالمی صحبت کردم و دو دلیل بین آوردند:
اولا خداوند حکیم برای تشخیص اولیای خدا نشانه هایی در هنگام تولد ظاهر می کند تا آنان شناخته شوند. برای مثال مقام معظم رهبری هنگام تولد یا علی گفتند و سخن گفتن ایشان در بدو تولد حاکی از اولیا الله بودن ایشان است.
خدا خواسته اولیا الله ختنه شده بدنیا بیایند و رسول الله ختنه شده بدنیا آمدند. در همین قم پسری ختنه شده بدنیا آمد که احتمال میرود از سرداران آقا امام زمان باشند.
ثانیا خداوند حق تعالی به واسطه حکمت خود تدابیری برای سنجش کاربرد در احکام اتخاذ نموده که ختنه گاه از آنجمله است. ختنه علاوه بر بهداشت محل سنجش است.مثلا در بعضی احکام جماع در رمضان سنجش دخول تا ختنه گاه مهم است.
یک نمونه دیگر از حکمتهای خداوند تبارک و تعالی همین خلقت ماه است که به هدف زمانسنجی برای مسلمانان آن را خلق کرده تا حساب ایام مذهبی را داشته باشند و در قرآن کریم به این امر اشاره شده است
یک نمونه دیگر از حکمتهای خداوند تبارک و تعالی همین خلقت ماه است که به هدف زمانسنجی برای مسلمانان آن را خلق کرده تا حساب ایام مذهبی را داشته باشند و در قرآن کریم به این امر اشاره شده است
تعیین زمان بر اساس حرکت خورشید یک موضوع اعتباری است یعنی هر لحظه و هر آن سال در حال تحویل شدن است و این انسان است که می تواند انتخاب کند کدامیک را مبنای تاریخ خود قرار دهد به خلاف حرکت ماه که مثلا روز پانزدهم ماه فقط روز پانزدهم است و نمی توان آن را لحظه ای عقب و جلو کرد.
تعیین زمان بر اساس حرکت خورشید یک موضوع اعتباری است یعنی هر لحظه و هر آن سال در حال تحویل شدن است و این انسان است که می تواند انتخاب کند کدامیک را مبنای تاریخ خود قرار دهد به خلاف حرکت ماه که مثلا روز پانزدهم ماه فقط روز پانزدهم است و نمی توان آن را لحظه ای عقب و جلو کرد.
و برای همین است که تقویم قمری همیشه عقب جلو میشه یک بار 10 عاشور وسط زمستانه یک بار وسط تابستان :))) خسته نباشید واقعن!
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان " {فالق الإصباح وجعل اللیل سكنا والشمس والقمر حسبانا ذلك تقدیر العزیز العلیم} [الأنعام: 96]""باز کننده سپده دمان هم گذاشت شب را آرام گزینی هم آفتاب هم ماه شماره گشته ای این اندازه گذاری ِخیلی شکست ناپذیر خیلی داناست 96جانوران سراسر بخشش"
تعیین زمان بر اساس حرکت خورشید یک موضوع اعتباری است یعنی هر لحظه و هر آن سال در حال تحویل شدن است و این انسان است که می تواند انتخاب کند کدامیک را مبنای تاریخ خود قرار دهد به خلاف حرکت ماه که مثلا روز پانزدهم ماه فقط روز پانزدهم است و نمی توان آن را لحظه ای عقب و جلو کرد.
خداوند هم آفتاب هم ماه را برای شمارش گذاشت برپایه کاربردی که ازشان می بریم یکی را می گزینیم نمونه اش کاری کشاورزی از آفتاب که چرخیدن خمش هم دوری اش به میانه آسمان کمتر بیشتر شود تابستان زمستان هم ماه که به نازک دیده شدن یا یکسو سراسر دیده شدن هم شمار اینها برای انجام آیین تلاش خانه خداوند حج کاربرد دارد اگر یک زمانی انجام گردش دور خانه در تابستان یا زمستان افتد خواست خداوند است یا همینجور ماه خوداری از خوردن روزه گیری شاید بالا آمدن آب دریا یا فروکش کردنش به ماه پیوند پایه برای آدمیان داشته باشد خداوندا تو را برای همه ء کارهایت که بجاست هم جای اندیشیدن دارد پاس
تعیین زمان بر اساس حرکت خورشید یک موضوع اعتباری است یعنی هر لحظه و هر آن سال در حال تحویل شدن است و این انسان است که می تواند انتخاب کند کدامیک را مبنای تاریخ خود قرار دهد به خلاف حرکت ماه که مثلا روز پانزدهم ماه فقط روز پانزدهم است و نمی توان آن را لحظه ای عقب و جلو کرد.
بیجاست! در ماه هم میتوان برای نمونه روز نخست را در نیمه هلال نهاد و پیمان بست.
همه چیز اینجا هم پیمانی است. تازه، هر سال گردار ماه دگرگون میشود و ماه ۴ سانت از زمین دورتر. پس نمیشود گفت که این جاودانه باریکسنج (دقیق) است. از سوی دیگر،
در گردش زمین برد خورشید، دو زمان بسیار باریک داریم که بدان ترازمندی ( اعتدال) میگویند که آنجا، شب و روز درست و ١۰۰% برابر هم میباشند که یکی همان نوروز )اعتدال ربیعی) و دیگری همان مهرگان است. از اینرو این نوروز بگونه ی طبیعی ، آغازگاه روزشماری سالانه شده است.
گاهشمار عربی به اندازه ای ناجور است که گاه ماه "جمادی" (= زمستان) به تابستان میافتد!!=
یک نمونه دیگر از حکمتهای خداوند تبارک و تعالی همین خلقت ماه است که به هدف زمانسنجی برای مسلمانان آن را خلق کرده تا حساب ایام مذهبی را داشته باشند و در قرآن کریم به این امر اشاره شده است
سفسته:
ایام مذهبی از روی ماه پدید آمده اند! نه وارونه:
چیزی که شما میگویید این است که اگر اسلام نبود، ماه هم نبود! گرچه میدانیم که گویال بهرام ( سیاره ی مریخ) هم دو تا ماه دارد ولی هیچ مسلمان گوهی در ان زندگی نمیکند! آنهارا الله احمق برای چه آفرید؟ 😄 • پارسیگر
آدم نادان دیگری هر چند آفریننده اش را نادان می داند مانند کسی که راننده نباشد نشیند پشت فرمان بگوید
جاده کج شد برای فرمان نه که بگوید فرمان گذاشته شد برای راننده که در جاده های خم راه برود خداوند هیچ کارش بیهوده نیست هر چند انگلی در انگلدان بیافریند بالا گفتم خداوند گذاشتشان هر کدام را بگزینیم برای کاری ویژه بجاست نه که بی جا کنارشان بگذاریم آنهم شتا وصیف زمستان تابستان در شمارسال آفتابی است نه ماهی جدای همند خداوندا مرا خودخواه از نشانه هایت مگذار
بیجاست! در ماه هم میتوان برای نمونه روز نخست را در نیمه هلال نهاد و پیمان[١] بست.
آن وقت زمانی که ماه به محاق می رود باید منتظر بمانیم که مثلا فردا شانزدهم است یا هفدهم ! و به جای اینکه بگوییم ماه تمام است یا بیست و نه روزه باید بگوییم ماه شانزدهم دارد یا ندارد، اگر اینگونه کنیم آسمان به زمین نمی آید و اتفاق خاصی نمی افتد اما حتما قبول دارید کمی تا قسمتی احمقانه است.
درست است که دنیای ما سراسر اعتبار است اما این قدرها هم کشکی نیست.
عقب و جلو نمی شود سیری یکنواخت دارد اول ماه، وسط ماه و آخر ماه بر اساس حرکت ماه ثابت است.
در عالم ماده یک لحظه از زمان هرگز دو بار تکرار نمی شود.
دوتا سخن بیجا گفتید! ١- اینکه کجارا ارا آغاز ماه بگیریم و کجا را میان ماه و اینها، پیمانی است (قراردادی) برای نمونه میشد ماه شب ١۴ را یکم ماه گرفت و آنگاه پایان ماه میشد ١۴-هم آن
!! درست مانند مزدائیک ( ریاضیات) که هر کجارا میتوان برای شمارگری، آغازگاه همارا ( مبدا مختصات) گرفت و بر پایه ان پیش رفت. روشن است که آدم جایی را میگیرد که کمی پررنگ تر و آسانتر باشد ولی چنین نیست که تنها و تنها یک گزینه باشد! ٢- ما هم نگفتیم که یک دم از زمان باز میگردد، ( بیرون از فرهشت)، گفتیم که جنبش ماه و زمین و انیها، چون گرداری است، ناوسان periodic و بازآینده هم هست، هر سال بهار و زمستان داریم و هر ماه ، ماه شب چارده و .. هم داریم. این بدان چم نیست که زمان باز میگردد! به این میگویند جنبش ناوسانی یا گرداری ( پریودیک) و ما باشمردن این گونه جنبش های بازآیند، زمان را میشماریم ! و گفتیم که از انجا که این جنبش ماه وزمین و اینها هر سال اندکی دگرگون میشود، نمیتواند "نظم الهی" برای گاهشماری بشمار اورده شود!
پس اینجا هم باز بیسوادی دین یاران ( بویژه اسلامیست ها که در ته چاه بیسوادی اند) رو شد! • پارسیگر
سخن یاوه این است که بگوییم که خداوند قطب شمال را برای خرس برفی آفرید!
چرا باشتاب راه روم خرس برفی را هم برای قطب آفرید قطب را هم برای خرس برفی چون من گمان داشتم اگر خرس برفی مویش سیاه بود شاید گرمای بیشتری از آفتاب به دست می آورد که خداوند جور دیگر کردش خداوندا برای همه سرزمینهایت از دونوک سرماخیز هم میانشان گرما خیز هم بیابانهایت هم جاهای دیگر که طراز است پاس تو