حدود 2 سال هست که در فروم askdin.com (که بزرگترین تالار گفتگوی دینی هست) با چند id متفاوت (چون هر چند وقت یک بار به بهانه های مختلف بنم میکنند) فعالیت کرده ام و تاکنون شاید بیش از 100 تاپیک و 1000 پست داده ام که قبل از اینکه هر تاپیکی را ایجاد کنم به واکنش های مختلفش فکر کرده ام و قبل از اینکه هر پستی را جواب بدهم بخوبی استدلالاتم را آماده کرده ام و شاید بیشترین تاثیری که در دادن پستها از کسی پذیرفته باشم از سازنده سایت زندیق گرفته ام یعنی با دلایلی محکم جواب داده ام اما بعید میدانم که تاکنون کسی را مرتد کرده باشم و در هر تاپیکی که میزنم بعضا کسانی که کنار من هستند قبلا مرتد شده اند و کسانی که مقابلم هستند نمیدانم چرا اصلا قانع نمیشوند و واقعا مانده ام با وجود این همه ایراداتی که از اسلام گرفته ام چرا هنوز مثل احمقها طرف اسلام را میگیرند و بر موضع خویش تاکید دارند!
کاری به کارشناسان فروم ندارم که خودشان آخوند هستند و برای قانع نشدن پول میگیرند اما کاربران دیگر همگی انگار مخشان را تعطیل کرده اند و هرچه میگویم نمیفهمند!
بنده خودم هم مسلمان بودم اما خیلی زود با خواندن سایت زندیق (با آنکه به قول خود سایت لحنش چندان مناسب نیست) از نظر اصلیم که انسانی بودن اسلام بود برگشتم. واقعا نمیدانستم پیامبرم دختری 7-6 ساله را عقد کرده و بچه بازی در دینم حلال است! واقعا نمیدانستم که برده داری از نظر دینم تایید شده! واقعا نمیدانستم یک نظام اسلامی چقدر نظامی غیر انسانی هست و جمهوری اسلامی و آخوندهایش را از اسلام واقعی جدا کرده بودم اما نمیدانستم که اسلام واقعی اگر برپا شود حتی وضعیت از همین جمهوری اسلامی هم بدتر میشود! و خیلی نمیدانستم های دیگر ....
اما وقتی که دانستم به قول زندیق "آنچه نمیخواهند شما بدانید" را دیگر تصمیمی گرفتم که از نظر اسلام جزایش مرگ بود یعنی ابراز علنی اعتقاداتم به عنوان یک مرتد. در این سایت بارها بن شدم و پست هایم پاک شد اما دست از ادامه کار نکشیدم. وقتی که در این سایت به ولایت مطلقه فقیه از این نظر که اسلامی نیست حمله کردم بعضا دیدم که برخی از نظراتشان دارند برمیگردند که همین باعث شد تاپیکم قفل شود و خود مدیر سایت شخصا با پیام خصوصی با من وارد بحث شد و در نهایت اولین حساب کاربریم را برای همیشه بن کرد که همین باعث شد بفهمم که مطرح کردن این موضوع واقعا نتیجه ای داشته که انقدر مدیر سایت را آشفته کرده اما باور کنید وقتی که پیکان حملاتم را به سمت ریشه همه این بدبختیها که اسلام هست گرفتم نتیجه ای نگرفتم!
حالا هم دلیلی برای ادامه فعالیتم نمیبینم وقتی که میبینم مردم انقدر احمق هستند و حرفهایم را نمیفهمند! هرچه هم فکر میکنم به اشکالی در کارم نمیرسم. واقعا اشکال کارم در کجاست؟!
ادیان که تاکنون به میزان زیادی در هم شکسته اند.
تا آن حد که مانده است خب یک ته مانده ای و طبیعی است. مثل ویروس مقاومی که کنترل میشود اما هیچوقت کاملا ریشه کن نمیشود. همواره آدمهای مخ تعطیل هستند که بهرحال از این ویروس ذهنی-روانی استقبال کنند.
همانطور که فرضا خرافات و شبه علم و تئوری های توطئه هم هنوز طرفداران زیادی دارند. ولی در واقعیت اینها و در نزد خواص و آدمهای فرهیخته چندان اقبالی ندارند و در عمل تاثیر عملی زیادی در دنیا بنظر نمیرسد که داشته باشند.
بعدهم خب مسئلهء ادیان آنقدرها هم ساده و روشن نیست. حتی درمورد اسلام. حتی این ایرادهایی که شما میگویید میتوان نظریاتی برای دلایل دیگری برای آنها داشت. احتمالاتی هست بهرحال. رد کرد کل ادیان بطور مطلق کار نشدنی است بنظرم. بنده خود بارها گفته ام که به اصول بنیادین معنویت و مشترکات میان ادیان فکر میکنم بعنوان موارد معقول محتمل از روی احتیاط هم که شده باید سعی کرد که پایبند بود. من خود نمیتوانم با اطمینان حتی درمورد اسلام با آن همه چرندیات و تناقضهایش بگویم که %100 مطمئن هستم که دروغ و باطل است! درمورد خیلی مسائل میتوان تفسیرها و تئوریهایی را مطرح کرد یا منطقا شک کرد که از ابتدا اصلا جزء واقعی آن دین بوده اند. شما میگویید تاریخ، من میگویم حتی امروز هم به آنچه که در خانهء همسایه گذشته است نمیتوان باور 100% داشت، چه برسد به یک تاریخ و روایت هایی که از زمان و مکانی دور آمده است.
من میگویم دلیل منطقی کافی برای قبول دربست ادیان و باور خدایشان به همان صورتی که تعریف شده است ندارم، و نه اینکه بتوانم ناحق بودن آنها را بطور مطلق ثابت کنم که خود هم براستی مطمئن نیستم! ضمنا آنچه در ادیان آمده میتواند فراخور سطح فکر و نیاز و مصلحت مردم دوران بوده باشد که بعلاوهء تحریف ها و مفقودشدگی ها در طول تاریخ و تفسیرهای غلط منجر به این فاجعه شده باشد، و شاید واقعا پشت همهء اینها یک حقیقت متعالی تری وجود داشته باشد. اما بهرحال ما بر اساس عقل و خرد خویش عمل میکنیم و در این زمینه مجوز و اثبات کافی وجود دارد که فکر میکنم ثابت کردن آن خیلی ساده تر از ثابت کردن دروغ بودن ادیان و خدایشان از اساس باشد. البته همین را هم خیلی ها، همان مخ تعطیل ها، به سادگی قبول نمیکنند، ولی حداقلش اینست که وارد بازیهای فکری مسخره شان هم نمیشوی و آنها هم نمیتوانند در برابر تو کار زیادی از پیش ببرند.
هرکار بکنی این نادان ها و لجبازها هستند. پس خودت را زیاد اذیت نکن. من در وبلاگم اخیرا بحثها و مطالبی داشته ام که شاید برایتان جالب و آموزنده باشد؛ بطور مثال:
علم خوره علم خوره به کامنت های بعضی از آن مطالب اگر توجه کنید با افرادی بحثهایی در این خصوص داشته ام.
یک آدمهایی که میایند به اینطور فرومها هنوز در مرحلهء مذهبی بودن هستند. اکثرا. حال شاید بعضی کمتر مخشان تعطیل بوده و قابلیت تغییر داشته باشند، اما خیلی ها هم خیر. در این جهان آنهایی که استعداد بیشتری داشتند تاحالا خودشان فهمیده اند که این داستانها از اساس مشکلات جدی دارند. من خیلی آدمها در اطرافم میبینم که اینطور هستند. آدمهایی که حتی تعجب میکنی چقدر بی اعتقاد هستند یا اعتقادات بی باکانه ای دارند. تعداد این آدمها خیلی زیاد است. درواقع تعدادشان از مذهبی ها بیشتر است. اما خب شما اینها را اکثرا نمیبینی که بیایند در آن فرومهای کذایی و بخواهند در این موارد با شما یا دیگران بحث کنند. به دلایل مختلف! پس فکر نکن چون در آنطور جاها و بحث ها آنها را نمیبینی وجود ندارند. بعضی ها اصلا این مباحث را آنقدر جدی نمیگیرند که بصورت مفصل و جدی بخواهند براحتی با کسی حتی رو در رو بحث کنن. یکی از همکاران بنده که سید هم هست و وکیل است همینطور است. بعضی ها اصولا تمام این مسائل و خیلی بخشهای دیگر زندگی را آنقدر جدی نمیگیرند که بخواهند سرش سر خودشان را درد بیاورند. البته همین طرف تعریف میکرد که با بعضی بستگان و دوست و آشنایان مذهبی اش وارد مجادله های نسبتا سخت و جدی شده است و ظاهرا در برگرداندن اعتقاد عده ای اقبال هم داشته است! اصلا کارش در اینترنت و حتی در وایبر و اینها هم یک بخش همین است بقول خودش و انسانهای صفر کیلومتر و ساده لوح در این زمینه را ارشاد میکند!! من آنقدر به او شک کرده بودم که از او پرسیدم اصلا به خدا اعتقادی دارد یا نه!! او هم بقول خودش به خدا اعتقاد دارد، اما نه آن خدا و با آن دینی که تبلیغ میشود! حالا شما رفته ای با یک مشت جوجه و نوجوان و آدمهای ساده لوح و آیکیو پایین بحث کرده ای و میخواهی با استدلال و بینش خودت آنها را ارشاد کنی، خب تجربه نشان میدهد که نباید زیاد هم برای این موجودات ضعیف وقت و انرژی صرف کرد. یعنی اینکه اینقدر مستقیم و سریع بخواهی عمل کنی فکر میکنم برایشان بیش از حد سنگین باشد چنین انتظاری! اصلا چنین توانی دارند؟ شرایط و اقتضای سنشان آیا اجازه میدهد؟ آیا قدرت ذهن و دانش و سواد و آگاهی و تجربه و ثبات شخصیتی کافی دارند؟
شما نگاه کنید اصلا مذهب به کنار. خیلی افراد در دنیا هستند که اصولا مذهب و خدایی بدان شکل ندارند، اما به خرافات، جادو، گیر رمال افتادن، گول کلاهبردارها و شارلاتان ها را خوردن، شبه علم و تئوری های توطئه را باور کردن دچار میشوند.
همواره!
این دیگر ضعف و ساده لوحی و ناقص بودن خود انسانهاست.
حال یک وقت سوژه دین است و یک وقت چیزهای دیگر که بطور مثال اشاره کردم.
شما نمیتوانید در هیچ زمانی همهء مردم دنیا را به سطح فکری و اعتقاد خودتان بکشانید، حتی اگر مطلقا درست باشد.
هنوز هم باوجود این همه علم هستند کسانی که دنبال خرافات و افسانه های قرون وسطی ای روان میشوند! حال دین و خدا که اساسا مبحث پیچیده تر و گسترده تر و دشوارتری است و هزاران سال بصورت گسترده به خورد بشریت داده شده است و هنوز هم بخصوص در جوامع مذهبی کودکان را از کودکی با آن بار میاورند و بهشان تلقین میکنن.
این تلاش شما بوده است که بیهوده بوده است! سعی کرده اید آب در هاون بکوبید! در تلاش برای رسیدن به هدفی ناممکن بوده اید.
البته بنده هم خیلی وقتها بحث میکنم و در گذشته بخصوص زیاد درگیر اینطور بحثها میشدم، و هنوز هم وقتی یک فردی بیاید و مثلا در وبلاگم کامنت بگذارد میبینید که با او سر این مسائل تاحدی هم که شده درگیر میشوم و جوابش را میدهم، ولی مشاهده میکنید که بارها در همان کامنت ها طرف درخواست ارائه دلیل و سند و بحث جدی کرده است که من از آن عذر خواسته ام و البته دلایل منطقی خود را نیز ذکر کرده ام (اینکه در گذشته بقدر کافی وقت و انرژی و عمرم را روی این بحثها صرف کرده ام و قرار نیست تا آخر عمرم دوباره و دوباره و از نو این کارها را تکرار کنم و این همه وقت و فرصتهای خویش را بدین شکل هدر بدهم). بهرحال در نبرد با مذاهب یاوه گو یا هر نوع خرافات و شارلاتانیزم دیگر توقف نیست و تولید این مطالب و آدمهای صفر کیلومتر و ساده لوح همواره ادامه دارد و این نبرد نیز بنابراین کم و بیش ادامه دارد، اما میبینید که به مرور این عقل و خرد و علم بوده که بر این خرافات و یاوه گویی ها غلبه یافته و سهم خیلی بیشتری در دنیای امروز دارد (از نظر قدرت و کاربرد عملی و تعداد پیروان واقعی و جدی).
بروید دنبال یک کار مفیدتری در مکان مناسب تری. خودتان بیخودی خودتان را خسته کرده اید.
حالا هم دلیلی برای ادامه فعالیتم نمیبینم وقتی که میبینم مردم انقدر احمق هستند و حرفهایم را نمیفهمند! هرچه هم فکر میکنم به اشکالی در کارم نمیرسم. واقعا اشکال کارم در کجاست؟!
در این باره به چند نکته باید اشاره کنم.
۱- مردم از لحاظ ژنتیکی و سواد و سلامت روان و اموزش و پرورش یکسان نیستند.
۲- بخش عظیمی از مردم از لحاظ ژنتیکی از کشتار و توحش بدشان نمی اید بلکه خمیره آنها توحش پرستی است در نتیجه هرچقدر از کشتار و قتل و دزدی و تجاوز که توسط امامان و پیامبر اسلام و یارانشان بگویی آنها عاشق اسلام میشوند. انصار حزب الله مشتی از خروار هستند.
۳- برخی دیگر سودطلب هستند آنها می دانند قتل و کشتار و دزدی و تجاوز بد هستند اما اسلام برایشان ابزاری است برای با وجدان راحت کلاهبرداری و دزدی کردن. شما این را در تجار و بازاریان می بینید. بخشی از این گروه خصیصه گروه مورد ۲ را هم دارند مثل جنایتکاری مثل اسدالله لاجوردی دژخیم .
۴- برخی بر اثر نشستن پای تبلیغات و سخنرانی ملایان و روضه از کودکی تحت تلقینات مزخرفات اسلام بوده اند.
۵- برخی اصلا اسلام را نمیشناسند و ترجمه قران را نخوانده اند (البته حتی ترجمه ها هم ماله کشی هستند). آنها یک اصل ملکه ذهنشان است. اسلام بهترین و کاملترین دین است. پس هرچه خوبی میبینند آن را اسلامی و حاصل اسلام می دانند. مثلا آنها اسلام را دینی مثل مسیحیت می دانند. یا هرچه بگویی محمد فلان جنایت را کرده باور نمی کنند.
۶-برخی ترسو هستند. می ترسند سوسک بشن یا دینداران مزاحم شوند یا شرارت کنند.
۷- برخی میدانند اسلام گوه است برای مصلحت آن را تایید و برای کاهش گند و توحش اسلام با ترفندهایی می خواهند آن را تغییر دهند.
۸- برخی ترکیبی از گروه بندی فوق هستند.
لازم است بگویم نکته های ۴و۵و۶ حاصل تبلیغ و تلقین مکرر دین است.
حدود 2 سال هست که در فروم askdin.com (که بزرگترین تالار گفتگوی دینی هست) با چند id متفاوت (چون هر چند وقت یک بار به بهانه های مختلف بنم میکنند) فعالیت کرده ام و تاکنون شاید بیش از 100 تاپیک و 1000 پست داده ام که قبل از اینکه هر تاپیکی را ایجاد کنم به واکنش های مختلفش فکر کرده ام و قبل از اینکه هر پستی را جواب بدهم بخوبی استدلالاتم را آماده کرده ام و شاید بیشترین تاثیری که در دادن پستها از کسی پذیرفته باشم از سازنده سایت زندیق گرفته ام یعنی با دلایلی محکم جواب داده ام اما بعید میدانم که تاکنون کسی را مرتد کرده باشم و در هر تاپیکی که میزنم بعضا کسانی که کنار من هستند قبلا مرتد شده اند و کسانی که مقابلم هستند نمیدانم چرا اصلا قانع نمیشوند و واقعا مانده ام با وجود این همه ایراداتی که از اسلام گرفته ام چرا هنوز مثل احمقها طرف اسلام را میگیرند و بر موضع خویش تاکید دارند!
کاری به کارشناسان فروم ندارم که خودشان آخوند هستند و برای قانع نشدن پول میگیرند اما کاربران دیگر همگی انگار مخشان را تعطیل کرده اند و هرچه میگویم نمیفهمند!
بنده خودم هم مسلمان بودم اما خیلی زود با خواندن سایت زندیق (با آنکه به قول خود سایت لحنش چندان مناسب نیست) از نظر اصلیم که انسانی بودن اسلام بود برگشتم. واقعا نمیدانستم پیامبرم دختری 7-6 ساله را عقد کرده و بچه بازی در دینم حلال است! واقعا نمیدانستم که برده داری از نظر دینم تایید شده! واقعا نمیدانستم یک نظام اسلامی چقدر نظامی غیر انسانی هست و جمهوری اسلامی و آخوندهایش را از اسلام واقعی جدا کرده بودم اما نمیدانستم که اسلام واقعی اگر برپا شود حتی وضعیت از همین جمهوری اسلامی هم بدتر میشود! و خیلی نمیدانستم های دیگر ....
اما وقتی که دانستم به قول زندیق "آنچه نمیخواهند شما بدانید" را دیگر تصمیمی گرفتم که از نظر اسلام جزایش مرگ بود یعنی ابراز علنی اعتقاداتم به عنوان یک مرتد. در این سایت بارها بن شدم و پست هایم پاک شد اما دست از ادامه کار نکشیدم. وقتی که در این سایت به ولایت مطلقه فقیه از این نظر که اسلامی نیست حمله کردم بعضا دیدم که برخی از نظراتشان دارند برمیگردند که همین باعث شد تاپیکم قفل شود و خود مدیر سایت شخصا با پیام خصوصی با من وارد بحث شد و در نهایت اولین حساب کاربریم را برای همیشه بن کرد که همین باعث شد بفهمم که مطرح کردن این موضوع واقعا نتیجه ای داشته که انقدر مدیر سایت را آشفته کرده اما باور کنید وقتی که پیکان حملاتم را به سمت ریشه همه این بدبختیها که اسلام هست گرفتم نتیجه ای نگرفتم!
حالا هم دلیلی برای ادامه فعالیتم نمیبینم وقتی که میبینم مردم انقدر احمق هستند و حرفهایم را نمیفهمند! هرچه هم فکر میکنم به اشکالی در کارم نمیرسم. واقعا اشکال کارم در کجاست؟!
از راهش وارد نشده اید! شما اگر بروید به کسی بگویید من ریدم به اعتقاداتت به جای اینکه به حرف شما گوش کند جلوی شما گارد میگیرد! اولین شرط برای وارد شدن به بحثهای دینی به خصوص با دیندار جماعت حفظ احترام و عدم توهین به آنچه آنان مقدسات میخونند هست. البته این عدم توهین نباید باعث بشه شما بخوای خایه مالی ممد و تقی و نقی رو بکنی مثل خودشون! مثلن من یک دوست مسلمانی داشتم! الان کافر شده :))) (یکی از نمونه های موفق من هستش) هیچ وقت جلوش نگفتم ممد! یا محدبن عبدالله و ... همیشه میگفتم پیامبر! کم کم که پختمش پیامبر شد محمد ابن عبد الله! کمتر تر شد محمد! بعد شد ممد! الان شده ممد چوپون!!! مسلمونها با مسیحی ها و یهودی ها و باقی دینداران!!!! فرق دارند! خیلی هم فرق دارند. مسیحی،یهودی،بودایی و ... خیلی خیلی نرم تر و ملایم تر هستند دلیلش هم اینه که آگاهی بیشتری دارند ولی مسلمون حتا اگر بگی پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محد (ص) بعد از بردن نامش هم 12 تا صلوات بفرستی! با دختر 7 ساله ازدواج کرده بوده و از منابع اسلامی هم براش منبع بیاری! گردنت رو میزنه!!! البته تا 10-20 سال پیش گردن نمیزد چون اون موقع این کار رو خوب میدونستند! الان که بد میدونند (چون همه بد میدونند) یک دفعه ای تاریخشون عوض شده و عایشه 7 ساله شده 18 ساله و حتا بیشتر!!!! از راهش وارد بشید نتیجه میده. زندیق و پندیق و ... مال زمانیه که طرف یک اندازه ای پخته شده باشه! یک ضرب نوشتار زندیق رو بکوبید توی سرش سنگکوب میکنه! من 3-4 سال پیش به این نتیجه رسیدم و برای همین دیگه تازینامه رو آپدیت نکردم و شده قبرستون. در ضمن کار کردن روی کسی که با اسلام کاسبی میکنه اصلن نتیجه نمیده!
هرچه هم فکر میکنم به اشکالی در کارم نمیرسم. واقعا اشکال کارم در کجاست؟!
اولا با این پیش فرض وارد بحث شده ای که کاملا بر حق هستی و طرف مقابل باطل محض است در حالیکه هیچ دلیلی تاکید می کنم هیچ دلیلی بر حقانیت خودت نداری و تنها با توسل به یکسری توهمات انتظار داری طرف همه داشته هایی که پشتوانه عقلی و منطقی دارند رو رها کنه و بچسبه به توهمات تو
ثانیا مرجع تحول فکر خودت رو نوشته های زندیق ذکر کردی، زندیق نوشته ها یا مطالب جمع آوری شده توسط آرش بیخدا در سنین نوجوانی و دبیرستان است و تنها ممکنه روی افرادی با همین سن و سال اثری داشته باشد
مطالب زندیق بسیار سست و بی اساس و در یک کلام یک سری جفنگیاتی است که سرهم بندی شده و طرف چون سن و سالش کم بوده فکر کرده فیل هوا کرده
لذا اصلا مورد اقبال قرار نگرفت و الآن هم تبدیل به یک قبرستان متروکه شده که حتی سازنده و سازندگان اصلی اون هم رغبت نمی کنند یه سر به اونجا بزنند.
ثالثا از تلاشی که کردی و قبل از تو هم خیلی ها کردند و الآن هم عده ای مشغول به اون هستند من جمله همین تالار مخروبه و نتیجه نگرفتی و نگرفتند و نخواهند گرفت معلوم می شه دلیل فطرت بر وجود خدا دلیل محکم و استواری است لذا لازمه یکبار دیگه این دلیل رو مورد بررسی قرار بدی.
و در آخر یکبار دیگه این مدعای خودم به عنوان یک مسلمون شش موتوره مبنی بر کنار گذاشتن اسلام و خداباوری
به شرط ارائه یک جای پای محکم در بیخدایی از طرف بیخدایان رو تکرار می کنم؛ فرض کنید که معارف اسلام دارای نقائصی است اما آیا مبانی خداناباوری از استحکام لازم و کافی برخوردار است که دست از آن شسته و به دامن این پناه بیاوریم؟
هه هه! باز این کوشا اومد یه مشت چرندیات خودش رو لای زرورق پیچید! تو خودت نمونه ای از موجودی هستی که به سمت مذهب کشیده میشه یا موجودی که مذهب پرورش میده! یه سری چیزهایی میگی کم و بیش منطقی و یک مقدمه نسبتا خوب و معقولی، ولی بعدش لابلاش هر چرندی رو میچپونی. مذهب هم دقیقا همینه، از عقل و منطق و علم تنها برای مقدمه و مفروضات تاحدی که میتونه استفاده میکنه، بعضی وقتا هم لابلا برای استفادهء درونی خودش، و بقیه هیچی! دیگه هرجا نقص و تناقض منطقی باشه بیخیال میشه و درموردش براحتی مغلطه و سفسطه و حتی دروغگویی و فریب میکنه.
الان مثلا از کجا میدونی سایت زندیق بازدید چقدر داره و چقدر افراد ازش استفاده میکنن و تاثیر میگیرن؟ و سوال همیشگی که اگر اینقدر پیش پا افتاده و کم تاثیره پس چرا فیلترش کردن؟ تازه سایتش بنظرم اخیرا از نظر ظاهر و دسته بندی و اینها بروز شده. بعدم این طرف آرش بیخدا که میگی در سنین نوجوانی و اینها اینا رو نوشته و جمع آوری کرده پس هوش خوبی داشته چون مطالبش هنوزم قابل توجه است و پاسخی برای خیلی هاش تاحالا ابدا ندیدم (مثلا اون مقاله که شخصیت و رفتار خود پیامبر رو با سند و دلیل نقد میکنه و میگه تروریسم از ابتدا در اسلام بوده و خودم پیامبر هم اون رو ایجاد کرده). و اینکه میبینیم انسانهای زیرک و باهوش اکثرا نسبت به مذهب بی اعتقاد میشن و حتی منتقد و مخالف اون. و اینکه این ادیان چقدر سطحی و بی سر و ته و کودکانه هستن که اینقدر راحت میشه اینقدر ایراد از توشون درآورد و اینقدر چالش درست کرد براشون. واقعا چقدر مستحکم و روشن و خورشید حق هستن!!
ضمنا هرکس توی همین جامعه ایران باشه گستردگی و شدت بی اعتقادی رو میبینه و اینکه اعتقاد و پایبندی مردم به مراتب و به سرعت کمتر شده و این روند همچنان هم کم و بیش ادامه داره. کار به جایی رسیده که خیلی ها دیگه علنا ابزار بی اعتقادی و حتی توهین میکنن به بالاترین مقدسات اسلام و ترس زیادی از این کار ندارن. اینا که میگم تقریبا تجربیات روزمره خود من در محیط کار و همکاران و غیره هست و کاملا عینی و واقعی. تاجاییکه خیلی وقتا فکر میکنم کاش آدم هرچی میدید و میشنید بطور خودکار ضبط میشد که بعدا میشد برای هرکس که این مسائل رو انکار میکنه پخش کنی، از رسانه ها و اینترنت پخش کنی، و خلاصه سندی باشه و مشتی بر دهان یاوه گویانی که میگن اینطور نیست و مردم ما هنوز اعتقاد درست و حسابی دارن. نه عزیزم، فقط عدهء بسیار کمی هستن که ایمان قوی دارن و واقعا هرچی مذهب میگه رو قبول دارن. ضمنا خیلی از همین مواردی که اشاره شد و توسط افراد و منابع منتقد و مخالف ادیان و اسلام و خداشون تولید/نشر شده رو من بارها از زبان همین افراد ولو به شکلهای مختلف شنیدم، که این نشون میده این مطالب در جامعه به گردش درآمده و توسط عدهء زیادی پذیرفته شده و تاثیر خودشون رو کم و بیش گذاشتن. مثلا همین مسئله که پیامبر دختربچه رو به همسری گرفته و چند همسری و غلام و کنیز داشتن پیامبر/امامان رو خیلی از مردم بصورت کنایه داری یا برای توجیه هوس ها و اعمال خودشون بارها دیدم که بهش اشاره کردن. همینطور یکسری مسائل دیگر مثل اینکه اسلام با زور شمشیر به مردم ایران تحمیل شد و ظلم ها و تجاوزهایی که عربها به ایرانیها کردن و غیره. بله همهء اینا رو دیگه امروز همهء مردم از طرق مختلف شنیدن و روی خیلی از اونا هم تاثیر گذاشته. اینقدر که اینها مثل جک های تکراری شده و دیگه نیازی به انتشار اونا نیست (هرچند گاهی بعضی موارد مثلا در نرم افزارهای چت موبایل هم منتشر میشن - مثلا تازگی تصویری که فروش زنان ایرانی در صدر اسلام توسط عربها رو به تصویر کشیده بود در وایبر دیدم).
خلاصه خشتک اسلام تاحالا بقدر کافی پایین کشیده شده! حالا تو دلت رو خوش کردی به اون عدهء معدود و قلیل که اکثرا هم شواهد و دلایل داره که مخ تعطیل و قاطی و آیکیو پایین و کم سواد هستن و یکسری افراد سانسورچی و جیره خور و مزدور و کلاهبردارها و سوء استفاده چی هایی که منافع و امنیتشون در اینطور چیزهاست، که بله ببینید اینها رو هرکاری بکنی دست از اسلام برنمیدارن و این نشانهء فطرت است و این چرندیات!!
نه عزیزم اون اتفاقا نشانهء فطرت نیست. من میتونم بگم چیزی که در وجود منه و این نیمچه اعتقاد و احتیاط و اصول بنیادین درونی که نسبت به معنویت و خدای واقعی برای خودم دارم خیلی بیشتر میتونه نشانهء فطرت واقعی باشه تا اون چیزهای مسخره در وجود آدمهای مسخره ای که تو نشانهء فطرت میدونی!
فرض کنید که معارف اسلام دارای نقائصی است اما آیا مبانی خداناباوری از استحکام لازم و کافی برخوردار است که دست از آن شسته و به دامن این پناه بیاوریم؟
سوال مقداری مبهم و مغلطه آمیز بنظر می آید. فکر کنم باید براش باید تاپیک جداگانه بزنی که بشه درست روش بحث کرد. البته من خودم یک خداناباور قطعی نیستم و در این باب بیشتر ندانم گرا هستم و در باب اصول بنیادین و قابل درک معنویت و انسانیت و مشترکات معقول میان ادیان سعی میکنم احتیاط کنم. یکسری چیزهایی خودم به تجربهء زندگی بهشون رسیدم. ولی ادیان و این بازیهای مذهبیت و این حرفا یک چیز خیلی گسترده تر و پیچیده تر و پرهزینه تری هست به مراتب که اتفاقا فکر میکنم باید سوال رو برعکس بکنیم و بپرسیم واقعا چرا باید این همه چرندیات و آیین عریض و طویل و پرهزینه رو براحتی باور کنیم بعنوان یگانه راه رستگاری و نجات و این همه هزینه بابتش بپردازیم و عمری خودمون رو درگیر پیچیدگی های بیشمار و حل تناقضات و مشکلات و پاسخگویی در باب اونا بکنیم که دلمون خوش باشه آره حالا حتما درسته و خداشون اون دنیا بابتش بهمون جایزه های بزرگ میده و شکنجمون نمیکنه! بنظر من ادیان واضحا خیلی سطحی و کودکانه هستن و بیش از حد گسترده و پیچیده و پرهزینه و پر از ظواهر و تبلیغات، که من یکی شخصا هیچ دلیل کافی ندارم که بخوام وارد بازی های واضحا مسخرهء اونا بشم!
نه عزیزم اون اتفاقا نشانهء فطرت نیست. من میتونم بگم چیزی که در وجود منه و این نیمچه اعتقاد و احتیاط و اصول بنیادین درونی که نسبت به معنویت و خدای واقعی برای خودم دارم خیلی بیشتر میتونه نشانهء فطرت واقعی باشه تا اون چیزهای مسخره در وجود آدمهای مسخره ای که تو نشانهء فطرت میدونی!
معلوم می شه دلیل فطرت بر وجود خدا دلیل محکم و استواری است لذا لازمه یکبار دیگه این دلیل رو مورد بررسی قرار بدی.
فطرت حاصل تلقینات است. یعنی مسلمانان از کودکی تلقین می شوند و بعد در بزرگسالی فکر می کنند مسلمانی و اعتقاد به خدا در خون و فطرتشان بوده! این موارد که قبلا گفتم در جامعه بگردی تجربه می کنی: [COPY]در این باره به چند نکته باید اشاره کنم. ۱- مردم از لحاظ ژنتیکی و سواد و سلامت روان و اموزش و پرورش یکسان نیستند. ۲- بخش عظیمی از مردم از لحاظ ژنتیکی از کشتار و توحش بدشان نمی اید بلکه خمیره آنها توحش پرستی است در نتیجه هرچقدر از کشتار و قتل و دزدی و تجاوز که توسط امامان و پیامبر اسلام و یارانشان بگویی آنها عاشق اسلام میشوند. انصار حزب الله مشتی از خروار هستند.
۳- برخی دیگر سودطلب هستند آنها می دانند قتل و کشتار و دزدی و تجاوز بد هستند اما اسلام برایشان ابزاری است برای با وجدان راحت کلاهبرداری و دزدی کردن. شما این را در تجار و بازاریان می بینید. بخشی از این گروه خصیصه گروه مورد ۲ را هم دارند مثل جنایتکاری مثل اسدالله لاجوردی دژخیم .
۴- برخی بر اثر نشستن پای تبلیغات و سخنرانی ملایان و روضه از کودکی تحت تلقینات مزخرفات اسلام بوده اند.
۵- برخی اصلا اسلام را نمیشناسند و ترجمه قران را نخوانده اند (البته حتی ترجمه ها هم ماله کشی هستند). آنها یک اصل ملکه ذهنشان است. اسلام بهترین و کاملترین دین است. پس هرچه خوبی میبینند آن را اسلامی و حاصل اسلام می دانند. مثلا آنها اسلام را دینی مثل مسیحیت می دانند. یا هرچه بگویی محمد فلان جنایت را کرده باور نمی کنند.
۶-برخی ترسو هستند. می ترسند سوسک بشن یا دینداران مزاحم شوند یا شرارت کنند.
۷- برخی میدانند اسلام گوه است برای مصلحت آن را تایید و برای کاهش گند و توحش اسلام با ترفندهایی می خواهند آن را تغییر دهند.
ثالثا از تلاشی که کردی و قبل از تو هم خیلی ها کردند و الآن هم عده ای مشغول به اون هستند من جمله همین تالار مخروبه و نتیجه نگرفتی و نگرفتند و نخواهند گرفت
برایتان دلایل و مثال آوردم که این تلاشها تاثیر مشهودی و حتی میتوان گفت زیادی در جامعه گذاشته است!
لابد منظورت از اینکه نتیجه نگرفتند مثلا اثر نکردن (ظاهرا) روی یکی دو نفر مثل خودت است 😄
این مطالب و تلاشها اثر خودشان را روی جامعه و مردم گذاشته اند، حتی خیلی ها که مستقیما در اینترنت و بخصوص فرومها و بحثهای مفصل و جدی تقریبا حضوری نداشته و ندارند، اما این مطالب به شکلهای مختلف و از کانالهای مختلف و توسط افراد مختلف منجمله همان تاثیرپذیرفته ها در همه جا منتشر شده و به آنها هم رسیده است.
حال تو اینقدر کور و ابلهی که فکر میکنی اینطور نیست، یا فقط اینطور ادعا میکنی و خودت هم میدانی که اینطور نیست، زهی خیال باطل! ما خودمان در جامعه به وضوح انتشار و اثر و پذیرش خیلی از این انتقادها و تقابل ها را مشاهده کرده و میکنیم! حال کو تلاش و اثر مدافعان و خورشید روشن حقانیت مذهبیون؟ مثل اینکه روند و برد با آنها نبوده است! البته که فساد گسترده موجود در جامعه ایران هم لابد کاملا اسلامی میباشد!! البته من خودم طرفدار این مسائل و مثلا بی بند و باری جنسی گسترده ای که در جامعه باب شده است نیستم، اما این هم بهرحال دلیل دیگری بر سست مایه بودن هرچه بیشتر ایمان و اسلام واقعی در جامعهء ایران است. بعلاوهء دزدی و رشوه و مسائل دیگر.
این فروم هم درست است که کاربران فعال معدودی دارد ولی تاجاییکه شخصا دیده ام بیشتر آنها افرادی خاص و دارای سواد و هوش و تجربیات و توانایی ها و بینش قابل توجهی در طیف گسترده و بعضا اساسی ی از مسائل هستند که بنده در مطالب و بحثهای آنها کاملا این برجستگی ها را مشاهده میکنم و شخصا چیزهای مفیدی ازشان یاد گرفته ام. خودتان در بحثها میبینید. بطور مثال در بحث پیرامون کمونیسم و سرمایه داری و اینها که شخصا برای بنده بسیار آموزنده بود و مشاهده میکنید که اینها مثل آن دوتا افراد مذهبی که دایرهء سواد و بینش آنها فقط در کتب مذهبی و شبه علم و تئوری های توطئه و عقل و منطق و علم درون دینی میگردد نیستند و از سواد خواندن مطالب انگلیسی بگیر تا تجربیات و اطلاعات خوب از شرایط و سیستم کشورهای خارجی و مسائل تاریخی و ارائه منابع و مستندات دقیق و معتبر و علمی، توانایی های برجسته ای دارند که شما نزد مذهبیون به ندرت در این حد پیدا میکنید.
در ضمن اینکه کاربران فعال اینجا کم هستند علل دیگری هم دارد. بطور مثال خیلی ها اصولا بخاطر ترس از مذهبیون و حکومت مذهبی ایران و ارتش سایبری و این حرفها شاید دلشان بخواهد اما جرات نمیکنند که در این فروم ثبت نام کنند و پست بزنند و حرفی خلاف اسلام و ج.ا. بزنند. به همین دلیل بعضی افراد صرفا ناظر و خواننده هستند (در آمار بازدیدها گاهی مشاهده میشود)، گذشته از کسانی که حتی از باز کردن و حضور مکرر و طولانی در اینطور سایتها هراس دارند. دلیل دیگر اینکه خود فیلتر شدن طبیعتا باعث دشواری و کاهش دسترسی میشود هم بطور مستقیم و هم بطور غیرمستقیم. بطور مستقیمش که معلوم است، اما بطور غیرمستقیم مثلا بخاطر اینکه درج لینک و تبلیغ این فروم هم در جاها و سایتهای دیگر اکثرا ممکن نیست چون خطرناک است میترسند یا منجر به فیتلر شدن آن سایتها میشود یا توسط مدیران آن سایتها یا فرومهای دیگر سانسور میشود. بنده خودم جرات نمیکنم لینک اینجا را مستقیم در وبلاگم درج کنم چون علاوه بر خطر امنیتی افزوده ای که برایم دارد ممکن است منجر به فیلتر شدن وبلاگم بشود؛ فقط یکی دو مورد در بخش کامنت ها در پاسخ دیگران به این فروم اشاره کرده ام و آنهم لینک مستقیم نداده و برای جلوگیری از تشخیص خودکار اینطور نوشته ام: daftarche دات کام.
این شما و نظام و ایدئولوژی مسخره تان هستید که مخروبه و قراضه هستید، وگرنه که وضعتان اینطور نبود و اینقدر بقایتان در سانسور نبود.
راستی خودت در این فروم مخروبه چه میکنی؟ چرا حضور داری و بحث میکنی؟
اجازه دهید شروع کننده جستار اگر حرفی برای گفتن دارد ارائه کند.
من که هنوز به اعتقاداتی که دارم باور دارم چرا که مثل دینم آن را از خانواده و دوستان و جامعه و مدرسه و مسجد و غیره نگرفته ام بلکه با تحقیق به این نتیجه رسیدم که دینم ایراد داره و کنار گذاشتمش اما به دلیل برخی اتفاقاتی که در زندگیم رخ داده و برخی باورهای ظاهرا مسخره ای که دارم (که نمیتونم بیانش کنم) هنوز نمیتونم رک و پوست کنده بگویم که یک بی دین و بیخدا هستم چرا که هنوز برخی مسائل برای من حل نشده است و بعضا فکرم به سمت این میرود که خدایی هست البته به فطرت اعتقادی ندارم. چیزی که دینداران فطرت میدانند من اثر محیطی (که جناب Agnostic بخوبی راجع به آن توضیح دادند) و ضعف انسان مینامم که انسان به نظر من بیشتر از اینکه بخاطر مثلا فطرت بگوید خدا هست بیشتر بخاطر این میگوید خدا هست که دوست دارد آخرتی هم باشد و جاودانه باشد و برای اینکه بتواند به جاودانگی برسد باید خدایی باشد که بهشت را برای وی خلق کند و این چیزی که میگویم روی افراد کم اطلاع یا بی اطلاع بسیار تاثیرگذار است.
این هم که میگویید اینجا و زندیق متروکه است به نظر من صحیح است چرا که نسل فعلی حال و حوصله خوندن هیچ چیز بلندی را ندارد و این از آمار بسیار پایین مطالعه و انتشار کتاب در ایران مشخص است. نسل فعلی به دنبال فیسبوک و وایبر و اینستاگرام و این جور چیزهاست و اگر به این 3 جا سر بزنید میبینید که بی دینان و بیخدایان فعال هستند و مطالب ضد اسلامی فراوانی در این 3 جا رد و بدل میشود و یک نمونه مثلا در فیسبوک صفحه بی خدایان و مشکوکان به وجود خدا بیش از 100 هزار طرفدار دارد اما هیچوقت انتظار نداشته باشید که مثلا دفترچه و زندیق به اندازه شهوانی بازدید کننده داشته باشد!
در مورد وضعیت و جایگاه فعلی دین در جامعه ایران باید بگویم که الان به قول خود منابع دولتی اکثر مردم ماهواره دارند و فیلترینگ را دور میزنند یعنی حکومت اسلامی ایران جایگاه ضعیفی در بین عموم ایرانیان دارد و البته جایگاهی قوی در بین اقلیت! اقلیتی که حاضرند در راه حکومت اسلامی حتی جانشان را فدا کنند اما متاسفانه در اکثریت این روحیه برای سرنگونی حکومت اسلامی وجود ندارد و همه منتظرند یکی دیگه پاشه و انقلاب کنه و این رمز ماندگاری حکومت اسلامی است! نمونه ای از عزم اقلیت 9 دی 88 بود که حکومت اسلامی با به وسط کشیدن توهین به عاشورا همگی را به میدان آورد که هرچند عده شان با توجه به جمعیت 75 میلیونی ایران در اقلیت بود اما نشان داد که اگر روزی انقلابی داخلی بخواهد شکل بگیرد مطمئنا جنگی داخلی شکل خواهد گرفت چرا که برخلاف گفته های بسیاری از مخالفان، حکومت اسلامی طرفدارانش فقط شامل جیره خورانش نیست بلکه در اقشار پایین دست جامعه طرفداران فراوانی دارد.
چیزی که الان در جامعه ایران در جریان است ارتداد نیست بلکه دین گریزی هست و در مقابل سرعت بالای دین گریزی، ارتداد سرعت بسیار کمتری دارد. مردم در ظاهر میگویند مسلمانند اما اسلام واقعی را نمیشناسند و مسلمان واقعی نیستند. من که پای ثابت منبر مسجد محلمان بودم و هر سال در تاسوعا و عاشورا زنجیر زنی میکردم حالا وقتی که از دوستان مسلمانم وضعیت را میپرسم با اینکه جمعیت زیادتر شده اما مساجد خالی تر شده اند و دسته های عزاداری هم تعدادشان کمتر شده و هم کسانی که به این دسته ها میروند کمتر شده اند.
اما اینکه شما جناب "کوشا" میگویید طرف مقابل من داشته هایی با پشتوانه قوی دارد و به استدلالات من میگویید اوهام سوال دارم که مثلا پشت بچه بازی محمد که رفته عایشه 7-6 ساله را عقد خودش کرده و در روایتی به قول خود عایشه در همان روز اول ازدواج محمد متحیرش کرده! (که نمیدانم چجوری!) و با آن دختر بچه در 9 سالگی جماع کرده چه استدلالی خوابیده؟!
پشت تایید برده داری توسط محمد چه استدلالی خوابیده؟!
پشت این اعتقاد که مسلمان حق دارد دینش را تبلیغ کند و نامسلمان نه چه استدلالی خوابیده؟!
پشت قصاص که میگوید چشم در مقابل چشم چه استدلالی خوابیده؟!
پشت سنگسار کردن که باید در نهایت توحش یک نفر را انقدر سنگ زد تا بمیرد چه استدلالی خوابیده؟!
پشت اینکه خدا انسان را ختنه شده نیافریده چه استدلالی خوابیده؟!
پشت اینکه خدا شرک رو هرگز نمیبخشه چه استدلالی خوابیده؟!
پشت اینکه خدا براساس یک زندگی محدود تصمیم به حبس کردن نامحدود برخی انسانها در جهنم میگیره چه استدلالی خوابیده؟!
پشت اینکه دزد باید در نهایت توحش دستش قطع بشه چه استدلالی خوابیده؟!
پشت اینکه خدا قبلا بخاطر گناهان عذاب الهی نازل میکرد اما الان در چند سال پیش وقتی که 3 میلیون همجنس گرا در برزیل به خیابان آمدند و فستیوال برگذار کردند عذاب الهی نازل نکرد چه استدلالی خوابیده؟!
من که هنوز به اعتقاداتی که دارم باور دارم چرا که مثل دینم آن را از خانواده و دوستان و جامعه و مدرسه و مسجد و غیره نگرفته ام بلکه با تحقیق به این نتیجه رسیدم که دینم ایراد داره و کنار گذاشتمش اما به دلیل برخی اتفاقاتی که در زندگیم رخ داده و برخی باورهای ظاهرا مسخره ای که دارم (که نمیتونم بیانش کنم) هنوز نمیتونم رک و پوست کنده بگویم که یک بی دین و بیخدا هستم چرا که هنوز برخی مسائل برای من حل نشده است و بعضا فکرم به سمت این میرود که خدایی هست البته به فطرت اعتقادی ندارم. چیزی که دینداران فطرت میدانند من اثر محیطی (که جناب Agnostic بخوبی راجع به آن توضیح دادند) و ضعف انسان مینامم که انسان به نظر من بیشتر از اینکه بخاطر مثلا فطرت بگوید خدا هست بیشتر بخاطر این میگوید خدا هست که دوست دارد آخرتی هم باشد و جاودانه باشد و برای اینکه بتواند به جاودانگی برسد باید خدایی باشد که بهشت را برای وی خلق کند و این چیزی که میگویم روی افراد کم اطلاع یا بی اطلاع بسیار تاثیرگذار است.
هر اسمی که مایلید روی این موضوع بگذارید محیط منهای انسان معنا ندارد، این انسانها بوده اند که محیط را به وجود آورده اند و تمام اندیشه ها از جمله اندیشه وجود خدا را در آن جاری کرده اند اعتقاد به ماوراء (با شدت و ضعفی که در آن وجود دارد) حتی در جوامع بدوی که متاثر از پیرامون نبوده اند وجود داشته و دارد.
این هم که میگویید اینجا و زندیق متروکه است به نظر من صحیح است چرا که نسل فعلی حال و حوصله خوندن هیچ چیز بلندی را ندارد و این از آمار بسیار پایین مطالعه و انتشار کتاب در ایران مشخص است. نسل فعلی به دنبال فیسبوک و وایبر و اینستاگرام و این جور چیزهاست و اگر به این 3 جا سر بزنید میبینید که بی دینان و بیخدایان فعال هستند و مطالب ضد اسلامی فراوانی در این 3 جا رد و بدل میشود و یک نمونه مثلا در فیسبوک صفحه بی خدایان و مشکوکان به وجود خدا بیش از 100 هزار طرفدار دارد اما هیچوقت انتظار نداشته باشید که مثلا دفترچه و زندیق به اندازه شهوانی بازدید کننده داشته باشد!
منظور من کلیت اندیشه مبارزه با خداست و این سایت و زندیق از باب نمونه ذکر شد و آن صد هزار نفر اولا در مقابل میلیونها نفر معتقد به خدا عددی نیستند ثانیا همین تعداد هم وقتی به سن پختگی و میانسالی می رسند 98 درصدشان ریزش کرده و از گذشته خود پشیمان می شوند و در صدد جبران گذشته بر می آیند.
در مورد وضعیت و جایگاه فعلی دین در جامعه ایران باید بگویم که الان به قول خود منابع دولتی اکثر مردم ماهواره دارند و فیلترینگ را دور میزنند یعنی حکومت اسلامی ایران جایگاه ضعیفی در بین عموم ایرانیان دارد و البته جایگاهی قوی در بین اقلیت! اقلیتی که حاضرند در راه حکومت اسلامی حتی جانشان را فدا کنند اما متاسفانه در اکثریت این روحیه برای سرنگونی حکومت اسلامی وجود ندارد و همه منتظرند یکی دیگه پاشه و انقلاب کنه و این رمز ماندگاری حکومت اسلامی است! نمونه ای از عزم اقلیت 9 دی 88 بود که حکومت اسلامی با به وسط کشیدن توهین به عاشورا همگی را به میدان آورد که هرچند عده شان با توجه به جمعیت 75 میلیونی ایران در اقلیت بود اما نشان داد که اگر روزی انقلابی داخلی بخواهد شکل بگیرد مطمئنا جنگی داخلی شکل خواهد گرفت چرا که برخلاف گفته های بسیاری از مخالفان، حکومت اسلامی طرفدارانش فقط شامل جیره خورانش نیست بلکه در اقشار پایین دست جامعه طرفداران فراوانی دارد.
خیلی دلتان را به تحلیل های ماهواره ای و اونور آبی خوش نکنید و مردم را از این جهت به اقلیت و اکثریت تقسیم نکنید بخواهید یا نخواهید اکثریت مردم این محب اهل بیت علیهم السلام هستند، ماهواره داشتن و انجام کارهایی که مطلوب حکومت و دین نیست دلیل بی دینی مردم نیست هر دو برادر خود من و تعداد زیادی از افراد فامیل ماهواره دارند و دلخوری خود را از حکومت به گونه ای اعلام می کنند اما تقریبا همه آنها از شرکت کنندگان پر و پا جفت در مراسم عزاداری و حتی برگزار کننده آن هستند و اگر کسی جلوی اونها کوچکترین اهانتی به اهل بیت علیهم السلام بکنه از وسط دو نصفش می کنند.
چیزی که الان در جامعه ایران در جریان است ارتداد نیست بلکه دین گریزی هست و در مقابل سرعت بالای دین گریزی، ارتداد سرعت بسیار کمتری دارد. مردم در ظاهر میگویند مسلمانند اما اسلام واقعی را نمیشناسند و مسلمان واقعی نیستند. من که پای ثابت منبر مسجد محلمان بودم و هر سال در تاسوعا و عاشورا زنجیر زنی میکردم حالا وقتی که از دوستان مسلمانم وضعیت را میپرسم با اینکه جمعیت زیادتر شده اما مساجد خالی تر شده اند و دسته های عزاداری هم تعدادشان کمتر شده و هم کسانی که به این دسته ها میروند کمتر شده اند.
این موضوع کلیت ندارد و ممکن است در بعضی از مناطق اینگونه باشد و با توجه به گسترش وسایل ارتباطی و هجمه ای بر معنویات وارد می شود تا حدی طبیعی است البته عکس این موضوع نیز صادق است و این گسترش یک طرفه عمل نکرده و اگر بیشتر به نفع خدا و دین و ... نبوده کمتر نیز نبوده است امروز عمق اعتقاد مومنان قابل قیاس با گذشته نیست و این یکی از دلائل عدم موفقیت کسانی مثل شماست.
اما اینکه شما جناب "کوشا" میگویید طرف مقابل من داشته هایی با پشتوانه قوی دارد و به استدلالات من میگویید اوهام سوال دارم که مثلا پشت بچه بازی محمد که رفته عایشه 7-6 ساله را عقد خودش کرده و در روایتی به قول خود عایشه در همان روز اول ازدواج محمد متحیرش کرده! (که نمیدانم چجوری!) و با آن دختر بچه در 9 سالگی جماع کرده چه استدلالی خوابیده؟!
موضوعاتی از این قبیل تنها می تواند بهانه ای برای دین گریزی باشد چرا که یک موضوع تاریخی است و اثبات جزئیات آن تقریبا ناممکن است یک منکر دین انگشت خود را روی بدترین فرضیات و منقولات گذشته و بر طرف مقابل خود می تازد که چه و چه از طرف مقابل هم ممکن است توجیهاتی ارائه شود که چندان دلچسب نباشد اما در مجموع موضوعی نیست که با آن بتوان کلیت یک جهانبینی را متزلزل کرد.
اگر قبول کنیم که عایشه در نه سالگی عروس شده است از نظر طبیعی و علمی اتفاق ناگواری نیفتاده است؛ در طبیعت هر جنس ماده ای که به سن بلوغ برسد طبیعت هیچ فرصت و فرجه ای جهت حامله شدن به او نمی دهد، اگر ما بخواهیم انسان را از این قاعده و قانون طبیعی استنثا کنیم نیازمند دلیلی محکم و متقن هستیم.
پشت تایید برده داری توسط محمد چه استدلالی خوابیده؟!
جواب این اشکال را حتما خودتان بهتر از می دانید، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم انقلاب نکرد که با روش انقلابی ناهنجاری های اجتماع را از بین ببرد، حرکت پیامبرانه همیشه نوعی حرکت اصلاح گرایانه با ایجاد کمترین تنش در جامعه است، لذا رفع این نوع ناهنجاری ها نیز تدریجی است و آینده نشان داد که روش موفقی بوده و برای همیشه ریشه برده داری را از بین برد.
پشت اینکه خدا انسان را ختنه شده نیافریده چه استدلالی خوابیده؟!
این یکی را باید بیخدایان جواب دهند که اگر انسان از میمون به وجود آمده چرا میمون ها ختنه شده اند اما انسانها نه؟ اگر خدا وجود نداشت انسان هم باید مانند سایر حیوانات ختنه شده به دنیا می آمد. البته جواب حلی نیز داده شده است.
پشت اینکه خدا براساس یک زندگی محدود تصمیم به حبس کردن نامحدود برخی انسانها در جهنم میگیره چه استدلالی خوابیده؟!
همان قبلی، کسی که از روی عناد بر خلاف حکم عقل خویش عمل می کند سخیتی با حضور در بهشت ندارد و جنس او از آتش است و تنها لیاقت آتش را دارد؛ هیزم تنها به درد سوزانده شدن می خورد.
پشت اینکه خدا قبلا بخاطر گناهان عذاب الهی نازل میکرد اما الان در چند سال پیش وقتی که 3 میلیون همجنس گرا در برزیل به خیابان آمدند و فستیوال برگذار کردند عذاب الهی نازل نکرد چه استدلالی خوابیده؟
برای این که امت پیامبر آخر الزمان امت مرحومه هستند و عذاب نمی شوند زیرا آنگونه که حجت برای امت های گذشته تمام می شد برای این امت تمام نشده است.
اعتقاد به ماوراء (با شدت و ضعفی که در آن وجود دارد) حتی در جوامع بدوی که متاثر از پیرامون نبوده اند وجود داشته و دارد.
خب که چی؟ چطوری چی رو ثابت میکنه؟ میشه براش دلایل متعددی آورد که اصلا ربطی هم به وجود داشتن واقعی ماوراء ندارن! مثلا ضعف و ترس و نقصهای روانی خود انسان.
خیلی عقاید اشتباه و خرافات و شبه علم در تاریخ بوجود آمدن و هنوز هم طرفدار دارن که البته در عمل هم تقریبا همیشه بطلان اونا و بیهوده بودنشون ثابت شده.
مثلا طرف یک چیزی تصادفی انجام شده چون اون موقع اینقدر علم و روش علمی و دانش نداشتن واسه خودش یه تفسیر کرده یه خرافات و تصور غلط به این شکل ایجاد شده! به همین سادگی!
خیلی چیزها صرفا تصادف بوده و هستن که مردم اونا رو به نیروهای ناشناخته ربط دادن و از خودشون داستان ساختن.
بخاطر همینه که خیلی ها به مواردی از این دست اعتقاد دارن. حالا همیشه اون تصادف برای بعضی رخ میده و میگن ایناهاش دیدی درست بود!! و واسه خیلی های دیگه یا اکثریت هم رخ نمیده! حالا بعضیا متوجه این تصادفی بودن و بیهوده بودن میشن و بعضیا هم باز جور دیگه توجیه و حتی خرافات و تخیلات جدیدی در این باب تولید میکنن!
منظور من کلیت اندیشه مبارزه با خداست و این سایت و زندیق از باب نمونه ذکر شد و آن صد هزار نفر اولا در مقابل میلیونها نفر معتقد به خدا عددی نیستند
اون صدهزار نفر طبیعتا عملا کسر کوچکی از کل بی اعتقادهای دنیا هستن. شما که فکر نمیکنید همهء اونا اومدن توی فیسبوک و اون صفحه رو لایک یا follow کردن؟ مثلا خود من اصلا با فیسبوک میانه ای ندارم. تازه خیلی از کسانی هم که در فیسبوک فعال هستن لزوما از وجود چنین صفحاتی اطلاع ندارن (مثلا من خودم صفحه فیسبوک رئیسم رو مدیریت میکنم ولی تاحالا به این صفحاتی که میگن برخورد نکردم).
ضمنا خیلی ها به دلایل دیگر لزوما خودشون رو هر جایی ثبت نمیکنن و شما از وجودشون مطلع نمیشید طبیعتا. مثلا خود من اکیدا خداناباور نیستم و بنابراین نمیام خودم رو تحت این عنوان به ثبت برسونم. من یک اگنوستیک هستم. یا شده بعضی وقتا خواستم پای پستهای مزدک یا دیگران thanks بزنم چون با مطالبش خیلی حال کردم و حتی با 90% اش موافق بودم ولی بخاطر 10% که باهاش موافق نبودم و بنظرم مشکل داشته و مثلا افراط و اغراق یا دروغ بوده thanks نزدم. پس خیلی وقتا ممکنه آدم 90% هم به یه طرف نزدیک باشه ولی باز این رو بروز نده.
از آن سو هم اگر واقعا تحلیل و بررسی و آمار واقعی کنیم که این میلیون ها نفر معتقد به خدا که شما میگی واقعا چی فکر میکنن و چرا و چطوری به چه خدایی اعتقاد دارن فکر کنم واقعا خنده دار بشه! واقعا کدوم ابلهی هست که امروز ندونه بین اعتقاد دربست به خدا از نوع خدایی که ادیان کلاسیک تعریف میکنن و اعتقاد و تصورات درونی که خیلی از انسانها واسه خودشون دارن تفاوتهای فاحشی هست، خیلی ها اصلا تعریف کامل و دقیق خدای ادیان رو نمیدونن، خیلی ها همینطور از بچگی و خانوادگی بوده با تلقین و سنت صرف که به اسم خدایی دارن و هیچوقت بقدر کافی علمی و کامل و دقیق و جدی اصلا روش تحقیق و نظر شخصی نداشتن و بهش نپرداختن و بنظرشون اهمیتی نداره حالا بگن با خدا هستن میگن خب چه اشکالی داره مگه خدا چیز بدیه!! خلاصه خیلی بحث و واقعیت ها هست در این موارد.
تازه شما خودت میبینی که مجبور شدی به آخرین سنگرها که همون صرف اعتقاد به یه چیزی به اسم خدا باشه عقب نشینی کنی و دیگه حرف دین و مذهب و خدای مشخص خاصی نیاوردی. پس خودت میدونی که چقدر مشکل و تردید و تعارض هست در اون زمینه های دیگر.
ثانیا همین تعداد هم وقتی به سن پختگی و میانسالی می رسند 98 درصدشان ریزش کرده و از گذشته خود پشیمان می شوند و در صدد جبران گذشته بر می آیند.
خب که چی؟ چطوری چی رو ثابت میکنه؟ من میگم شاید این باشه که انسان وقتی ضعیف و ترسو میشه و با سرنوشت محتوم خودش روبرو میبینه از روی ترس و ضعف و اینکه دیگه در فکر کردن هم فایده ای نمیبینه به باور و تخیل و فرافکنی و ترفندهای روانی روی میاره. بنظرت چنین رویکری نشانهء فطرت و یک خدای درست و حسابیه؟
خیلی دلتان را به تحلیل های ماهواره ای و اونور آبی خوش نکنید و مردم را از این جهت به اقلیت و اکثریت تقسیم نکنید
بخواهید یا نخواهید اکثریت مردم این محب اهل بیت علیهم السلام هستند، ماهواره داشتن و انجام کارهایی که مطلوب حکومت و دین نیست دلیل بی دینی مردم نیست هر دو برادر خود من و تعداد زیادی از افراد فامیل ماهواره دارند و دلخوری خود را از حکومت به گونه ای اعلام می کنند اما تقریبا همه آنها از شرکت کنندگان پر و پا جفت در مراسم عزاداری و حتی برگزار کننده آن هستند و اگر کسی جلوی اونها کوچکترین اهانتی به اهل بیت علیهم السلام بکنه از وسط دو نصفش می کنند.
lol
اتفاقا شما هم خیلی دلت رو به این تصورات خودت خوش نکن، چون میشه خلاف این هم دلایل و شواهد آورد و من خودم روندی که اطرافم در جامعه دیدم خلاف این بوده! اعتقاد و تعصب روی این چیزها هم تا جاییکه من دیدم بیشتر تحت تاثیر محیط و تلقین و تبلیغ و تابوسازی ها هست و در جاهاییکه این عوامل تاحد زیادی از بین رفتن میبینیم که به مرور این اعتقادات و تعصب ها هم تحلیل رفتن. ضمنا عزاداری حسینی که این روزها دیگه بیشتر یه تفریح و سرگرمی و واسه خودنمایی و غذا و شربت مفتی و مثل کارناوال شده و خیلی ها هم واسه کارهای دیگه میان توش. تعدادشون هم کم شده. حالا شما شاید توی یه محیط و محله و خانواده بیشتر مذهبی هستی شاید این تغییرات کمتر بوده باشه یا حتی به دلایلی موقتا برعکس شده باشه، فکر نکن همه جا و در کل همونطوره!
من یه مدت توی دفتر املاک کار میکردم، این محرم و صفر که کار املاک خوابید، قبلش حداقل یه باریکه ای بود با اینکه بازم رکود بود (بخصوص توی خرید و فروش) و بازار خوبی نبود، یکی از بچه های املاک جلوی همه چند بار میگفت که ببخشید البته ها، «امام حسین بهمون کیر زد»! کسی هم چندان برخوردی باهاش نکرد. درواقع فقط مدیر املاک که اونم خانوادش مذهبی هستن بهش گیر داد (جالب اینکه یه وقتا با هم عرق میخورن!).
این موضوع کلیت ندارد و ممکن است در بعضی از مناطق اینگونه باشد و با توجه به گسترش وسایل ارتباطی و هجمه ای بر معنویات وارد می شود تا حدی طبیعی است البته عکس این موضوع نیز صادق است و این گسترش یک طرفه عمل نکرده و اگر بیشتر به نفع خدا و دین و ... نبوده کمتر نیز نبوده است
امروز عمق اعتقاد مومنان قابل قیاس با گذشته نیست و این یکی از دلائل عدم موفقیت کسانی مثل شماست.
کل بشریت از زمان رنسانس و انقلاب علمی از دین و اعتقادات ماورایی دور شده و این روند با وجود شاید مقداری فراز و نشیب و تند و کند شدن اما فکر نمیکنم حتی برای مدت کوتاهی در کل معکوس یا حتی متوقف شده باشه. در کل بشریت به سمت بی دینی و بی اعتقادی رفته و همینطور هم داره میره و فعلا دلیلی نداره که این روند تغییر بکنه. حالا در بعضی نقاط محدود در دنیا بصورت موقت هم که شده شاید روند به ظاهر معکوسی دیده بشه، اما علاوه بر اینکه در برایند کلی تقریبا ناچیزه ناپایدار هم هست و نمیتونه در برابر جریان و جهت اصلی رودخانه در طولانی مدت و در یک جهانی که هر روز بازتر و نزدیکتر میشه مقاومت کنه (مگر اینکه کشورش مثل کرهء شمالی به زور بسته باشه). کشور ما هم تاجاییکه دیدیم از این امر مستثنی نبوده و نیست (فقط یه مدت اوایل انقلاب و قبلش شاید این روند معکوس شد بخاطر هیجان و اعتقاد انقلابی مردم و فساد و فشار و خشونت حکومت شاهنشاهی و کاریزمای افرادی مثل خمینی).
درسته مثلا تعداد مسلمان ها نسبت به گذشته از نظر تعداد و درصد (نسبت به ادیان دیگر) زیاد شده طبیعتا بخاطر افزایش جمعیت و عوامل دیگر، ولی در کل بی دینی و بی اعتقادی رسمی و غیررسمی بیشتر شده و الان اکثریت اگر نگیم بی اعتقاد ولی مسلما دین دار و مذهبی هم نیستن.
حالا هم دلیلی برای ادامه فعالیتم نمیبینم وقتی که میبینم مردم انقدر احمق هستند و حرفهایم را نمیفهمند! هرچه هم فکر میکنم به اشکالی در کارم نمیرسم. واقعا اشکال کارم در کجاست؟!
اشکالی در کار شما نیست مهدی عزیز ... اصولا دست شستن از باوری که سال ها در تمام ارکان زندگی هر فردی حضور داشته ، به مقدار زیادی دقت ، شهامت و ریز بینی نیاز داره !! همیشه بر خلاف جریان آب شنا کردن هزینه داشته و مساوی با از دست دادن بسیاری از امتیازان بوده !!! بسیاری از مردم از این هزینه گریزان هستن ... انتظار تغییر در کوتاه مدت نداشته باشین ، بلکه نگاه تاریخی به این قضیه داشته باشید و بدونید ما نتیجه تلاش گذشتگان هستیم و این راه ادامه داره ...
ثالثا از تلاشی که کردی و قبل از تو هم خیلی ها کردند و الآن هم عده ای مشغول به اون هستند من جمله همین تالار مخروبه و نتیجه نگرفتی و نگرفتند و نخواهند گرفت معلوم می شه دلیل فطرت بر وجود خدا دلیل محکم و استواری است لذا لازمه یکبار دیگه این دلیل رو مورد بررسی قرار بدی.
جفنگ نگید لطفا برادر کوشا ... شما بفرمایید ترس از محیط آزاد و فیلتر کردن چنین سایت هایی به چه دلیل هست ؟ مگه نمیگید فطرت خدا جو هست ... خب بذارید همه حرفشونو آزادانه بزنن ، ببینیم نتیجه چی میشه !!
در یک رقابت نا برابر ، همینی هم که هست خیلی خوبه ... بودجه های چند صد میلیاردی برای تبلیغ دین کجا و چند سایت فیلتر شده کجا ...
به شرط ارائه یک جای پای محکم در بیخدایی از طرف بیخدایان رو تکرار می کنم؛ فرض کنید که معارف اسلام دارای نقائصی است اما آیا مبانی خداناباوری از استحکام لازم و کافی برخوردار است که دست از آن شسته و به دامن این پناه بیاوریم؟
اول اینکه به فرض درستی حرف شما ، این میشه مغلطه "تو هم بدی" !! دوم اینکه جواب سوال شما تا حدی در این نوشتار زندیق اومده : جایگزین شما برای اسلام چیست؟ | زندیق
فطرت حاصل تلقینات است. یعنی مسلمانان از کودکی تلقین می شوند و بعد در بزرگسالی فکر می کنند مسلمانی و اعتقاد به خدا در خون و فطرتشان بوده!
این موارد که قبلا گفتم در جامعه بگردی تجربه می کنی:
[COPY]در این باره به چند نکته باید اشاره کنم.
۱- مردم از لحاظ ژنتیکی و سواد و سلامت روان و اموزش و پرورش یکسان نیستند.
۲- بخش عظیمی از مردم از لحاظ ژنتیکی از کشتار و توحش بدشان نمی اید بلکه خمیره آنها توحش پرستی است در نتیجه هرچقدر از کشتار و قتل و دزدی و تجاوز که توسط امامان و پیامبر اسلام و یارانشان بگویی آنها عاشق اسلام میشوند. انصار حزب الله مشتی از خروار هستند.
۳- برخی دیگر سودطلب هستند آنها می دانند قتل و کشتار و دزدی و تجاوز بد هستند اما اسلام برایشان ابزاری است برای با وجدان راحت کلاهبرداری و دزدی کردن. شما این را در تجار و بازاریان می بینید. بخشی از این گروه خصیصه گروه مورد ۲ را هم دارند مثل جنایتکاری مثل اسدالله لاجوردی دژخیم .
۴- برخی بر اثر نشستن پای تبلیغات و سخنرانی ملایان و روضه از کودکی تحت تلقینات مزخرفات اسلام بوده اند.
۵- برخی اصلا اسلام را نمیشناسند و ترجمه قران را نخوانده اند (البته حتی ترجمه ها هم ماله کشی هستند). آنها یک اصل ملکه ذهنشان است. اسلام بهترین و کاملترین دین است. پس هرچه خوبی میبینند آن را اسلامی و حاصل اسلام می دانند. مثلا آنها اسلام را دینی مثل مسیحیت می دانند. یا هرچه بگویی محمد فلان جنایت را کرده باور نمی کنند.
۶-برخی ترسو هستند. می ترسند سوسک بشن یا دینداران مزاحم شوند یا شرارت کنند.
۷- برخی میدانند اسلام گوه است برای مصلحت آن را تایید و برای کاهش گند و توحش اسلام با ترفندهایی می خواهند آن را تغییر دهند.
۸- برخی ترکیبی از گروه بندی فوق هستند.[/COPY]
درود به شما
گرامی من میپندارم شما با من در این زمینه هم راستا
هستید که بیشترینه مردمان جهان گونه ای گرایش به پرستیدن چیزی برتر از خود دارند
اینک پرسش من از شما این است که اگر چنین کاری را نکوهیده و تباه میدانید چه چاله ای درون روان ادمی مایه
ان شده که او به سوی پرستیدن گراییده شود
ایا چنین رفتاری برخاسته از ناتوانی او در برابر سرشت است؟
ایا برخاسته از نااگاهی است؟
پارسیگر
هر اسمی که مایلید روی این موضوع بگذارید محیط منهای انسان معنا ندارد، این انسانها بوده اند که محیط را به وجود آورده اند و تمام اندیشه ها از جمله اندیشه وجود خدا را در آن جاری کرده اند اعتقاد به ماوراء (با شدت و ضعفی که در آن وجود دارد) حتی در جوامع بدوی که متاثر از پیرامون نبوده اند وجود داشته و دارد.
محیط منهای انسان معنا نداره 😄 ؟ انسان ، محیط رو به وجود آورده 😂 ؟ آها شما فکر کردی خدا دنیا رو برای انسان آفریده ... بله بله 😬 !! البته اعتراف جالبی کردی ... اندیشه وجود خدا رو خود انسان در واقع ابداع کرده !!
منظور من کلیت اندیشه مبارزه با خداست و این سایت و زندیق از باب نمونه ذکر شد و آن صد هزار نفر اولا در مقابل میلیونها نفر معتقد به خدا عددی نیستند ثانیا همین تعداد هم وقتی به سن پختگی و میانسالی می رسند 98 درصدشان ریزش کرده و از گذشته خود پشیمان می شوند و در صدد جبران گذشته بر می آیند.
استاد گویا از دنیا بی خبرید ... اول که به قول محمد بن عبدالله :الناس علی دین ملوکهم دوم اینکه آمار بر خلاف سخن شما رو نشون میدن : Demographics of atheism - WiKi
اما اینکه باور به خدا ، ریشه در ترس انسان از نابودی و مرگ داره رو موافقم .
هر دو برادر خود من و تعداد زیادی از افراد فامیل ماهواره دارند و دلخوری خود را از حکومت به گونه ای اعلام می کنند اما تقریبا همه آنها از شرکت کنندگان پر و پا جفت در مراسم عزاداری و حتی برگزار کننده آن هستند و اگر کسی جلوی اونها کوچکترین اهانتی به اهل بیت علیهم السلام بکنه از وسط دو نصفش می کنند.
چشممان روشن 😄 !! اعزامشون کنید به بلاد عراق و شام ... حالا یا تو جبهه این وری یا تو جبهه اون وری 😬 !! استعدادشو دارن ، فقط باید شکوفا بشن ... خب البته این تناقضات فکری و رفتاری در جامعه ایران دقیقا مسیر حرکت به سمت کمرنگ شدن دین رو نشون میده !!
امروز عمق اعتقاد مومنان قابل قیاس با گذشته نیست و این یکی از دلائل عدم موفقیت کسانی مثل شماست.
حرف های بدون سند شما هیچ ارزشی ندارن ... حضور در جامعه نشون میده ، دین هر روز داره نقشش کمرنگ تر میشه !! بودجه های چند صد میلیاردی رو کافیه برای یه سال قطع کنن ، بعد نتیجه دیدنی میشه ...
اگر قبول کنیم که عایشه در نه سالگی عروس شده است از نظر طبیعی و علمی اتفاق ناگواری نیفتاده است؛ در طبیعت هر جنس ماده ای که به سن بلوغ برسد طبیعت هیچ فرصت و فرجه ای جهت حامله شدن به او نمی دهد، اگر ما بخواهیم انسان را از این قاعده و قانون طبیعی استنثا کنیم نیازمند دلیلی محکم و متقن هستیم.
آخی ... چقدر شیک و تمیز توجیه کردی !! فقط موندم اگه همه چی به این خوبیه که شما میگی ، چطور شده برادران همفکر شما سعی کردن در چند سال اخیر با آسمون ریسمون بافتن بگن عایشه زمان ازدواج 18 سالش بوده !! مگه نه ساله بودن ایرادی داره ؟
جواب این اشکال را حتما خودتان بهتر از می دانید، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم انقلاب نکرد که با روش انقلابی ناهنجاری های اجتماع را از بین ببرد، حرکت پیامبرانه همیشه نوعی حرکت اصلاح گرایانه با ایجاد کمترین تنش در جامعه است، لذا رفع این نوع ناهنجاری ها نیز تدریجی است و آینده نشان داد که روش موفقی بوده و برای همیشه ریشه برده داری را از بین برد.
کدوم آینده ؟ هیچ جای اسلام گفته نشده برده داری بده یا اون رو ملغی کرده باشن و همین امروز هم وجود داره در اسلام .. کمتر دروغ بگید برادر کوشا !!
این استدلال که هر کس خربزه می خورد باید پای لرز آن هم بنشیند. پشت اینکه همیشه طرف مجرم را گرفته و به او امتیاز دهیم چه استدلالی خوابیده است؟
البته انتظاری نیست از ذهن دین زده شما ، که این مطلب رو درک کنه ... کسی اینجا طرف مجرم رو نگرفته !! فقط مساله اینه که راه های انسانی تری برای مجازات هست تا انتقام گیری خشونت آمیز ...
این استدلال کسی هوس نکند برای رسیدن به خواهش دل خود، گند به یک نسل زده و بنیان آن را لجن مال کند.
چنین روش خشونت آمیزی چقدر قابلیت بازدارندگی داشته ؟ آیا بعد از اجرای اون کسی دیگه هوس نکرده ؟ راه حل انسانی تری وجود نداره ؟ آیا با این انتقام گیری ، گندی که به قول شما به یک نسل زده شده ، برطرف میشه ؟ یا فقط دل ما خنک میشه با این کار ؟
این یکی را باید بیخدایان جواب دهند که اگر انسان از میمون به وجود آمده چرا میمون ها ختنه شده اند اما انسانها نه؟ اگر خدا وجود نداشت انسان هم باید مانند سایر حیوانات ختنه شده به دنیا می آمد. البته جواب حلی نیز داده شده است.
اول اینکه سوال رو با سوال جواب نمیدن... وقتی جوابی ندارید سکوت کنید !!
دوم اینکه به قول مزدک ، مسلمان دوزاری بی سوادی هستید ... کی گفته انسان از میمون به وجود آمده بی سواد ( شما هنوز از درک مقدمات فرگشت هم عاجزید ) ؟ بعد هم کی گفته میمون ختنه شده و انسان نشده بی سواد ؟ حداقل میگفتی میمون foreskin نداره ( که داره ) نه که ختنه شده بی سواد 😂 !!
In primates, the foreskin is present in the genitalia of both sexes and likely has been present for millions of years of evolution.[45] The evolution of complex penile morphologies like the foreskin may have been influenced by females.[46][47][48] The foreskin is also suggested to aid in the absorption of vaginal secretions, which contain hormones like vasopressin, that helps induce pair bonding and protective behaviors in the male.[49]
این استدلال که موجودی به نام انسان با دست خود خود را از دایره انسانیت خارج کرده و عملا تبدیل به حیوانی پست شده است.
اول اینکه حیوان اونم پستش چه ایرادی داره ؟ مگه مخلوق خدا نیست از نظر شما ؟ دوم اینکه نکته اینه که چرا هرگز نمیبخشه ؟ یعنی چون انسان به خدا شرک ورزیده ، خدا کینه شخصی به دل گرفته ؟
همان قبلی، کسی که از روی عناد بر خلاف حکم عقل خویش عمل می کند سخیتی با حضور در بهشت ندارد و جنس او از آتش است و تنها لیاقت آتش را دارد؛ هیزم تنها به درد سوزانده شدن می خورد.
همون قبلی !!
باز هم نگرفتید ... برای گناه و اثر گناه محدود ، چرا عذاب نامحدود ؟
باز هم نگرفتن موضوع ... هر انسانی حتی دزد و قاتل هم حق و حقوقی داره !! گناه دزد ، دزدی هست ... دلایل دزد شدنش هم مفصل که شاید من و شما هم در شکل گیری اون نقش داشته باشیم ... اما این دزد باید برای همیشه از جامعه طرد بشه ؟ بعد از قطع شدن دستش ، میتونه زندگی نرمالی داشته باشه ، حتی اگه واقعا پیشمون شده باشه و بخواد زندگی خوبی داشته باشه ؟ واقعا راه انسانی تری برای مجازات دزد وجود نداره ؟
برای این که امت پیامبر آخر الزمان امت مرحومه هستند و عذاب نمی شوند زیرا آنگونه که حجت برای امت های گذشته تمام می شد برای این امت تمام نشده است.
😄😄😄
این جوابت دیگه شاهکار بود برادر کوشا !! عجب سوتی ای دادی ... یعنی اون 3 میلیون همجنس گرا ، امت پیامبر آخر الزمان هستن 😂 ؟
بی سواد ... امت مرحومه ، امت اسلامی هست نه همجنس گرایان برزیل !! فکر کنم اینجا خط رو خط شده اومدی یه چیزی بگی ، مغزت قاتی کرد و گند بالا آوردی 😂 !! جواب سوالا رو اشتباهی حفظ کردی برادر 😄😄😄...
حالا غیر از این سوتی جناب عالی ، این خدای باری تعالی هدفش از این جداسازی و تبعیض قائل شدن برای امت اسلامی چی بوده ؟ چرا برای بقیه به قول شما حجت رو تموم کرده و برای امت اسلامی نکرده ؟
درود به شما
گرامی من میپندارم شما با من در این زمینه هم راستا
هستید که بیشترینه مردمان جهان گونه ای گرایش به پرستیدن چیزی برتر از خود دارند
اینک پرسش من از شما این است که اگر چنین کاری را نکوهیده و تباه میدانید چه چاله ای درون روان ادمی مایه
ان شده که او به سوی پرستیدن گراییده شود
ایا چنین رفتاری برخاسته از ناتوانی او در برابر سرشت است؟
ایا برخاسته از نااگاهی است؟
پارسیگر
قبلا در این مورد صحبتی کرده بودم و اشاره به بعضی فرضیه ها یا درواقع مقدماتی که ریچارد داوکینز در «توهم خدا» مطرح کرده است.
فرایند تکامل بی نقص نیست و اساسا هوش و هدفی در آن در کار نیست. از این رو از نظر بقای بهینه جاندار لزوما بدون ضعف و نقص و خطاهای فاحش نیست. ریچارد داوکینز پیشنهاد میکند که این خصایص را بعنوان یک سایدافکت یا اشتباه کارکردی یک سیستم و مکانیزم تکاملی دیگر که میتواند برای بقا مفید بوده باشد در نظر بگیریم، نه بعنوان یک گرایش و سیستم اصلی و مستقل، و از این راه شاید به نتایج بهتری برسیم.
بطور مثال ایشان قضیه کشیده شدن شب پره ها به سمت نورهای مصنوعی ساخته دست انسان مثل شمع و لامپ را بعنوان یک خطای طبیعی در یک سیستم تکاملی که اساسا در جهت بقای این حشرات ایجاد شده و تا عصر معاصر در کل کارکرد مناسب و مفید برای این حشرات داشته است مطرح میکند.
چرا شب پره ها به سمت این نورها کشیده میشوند؟ آیا یک سیستم تکاملی (یا یک چیز دیگر مثل همان فطرت الهی که مذهبیون مدعی آن هستند) اختصاصا برای این گرایش عجیب که نفعی برای بقای این حشرات ندارد بلکه آنها را دچار خطا و نابودی میکند در آنها وجود دارد؟ پاسخ روشن این است که خیر و اینگونه نیست و این رفتار درواقع حاصل خطای یک سیستم جهت یابی تکامل یافته در وجود این جانوران در طی میلیون ها سال است.
همینطور گرایش به باورهای ماورایی و ادیان و مذاهب و به دام آنها گرفتار شدن هم میتواند ناشی از یک سیستم تکاملی خاصی باشد که در طی میلیون ها سال در وجود انسانها شکل گرفته است و برای بقای آنها در کل مفید بوده است، اما دچار خطا و انحراف شده است.
البته اینها همه تئوری و فرضیه است و من خودم چندان اطمینانی در این باب ندارم، اما بهرحال ایدهء درخشان و هوشمندانه قابل توجهی است که ممکن است ادامهء بیشتر این مسیر را بگشاید 😜
بهرحال این ایده نشان میدهد که چنین مسائلی میتوانند ممکن باشند. ولی برخلاف نظریه داروین فکر نمیکنم تاحالا شواهد عملی قابل توجهی برای آن پیدا شده باشد.
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان "وَأَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِیَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ 19 مریم" "هم بترسانشان روزی دریغ خورردن آنگدار که پایان بسته شد دستور هم آنها در کناره ای هم آنها نباشد باور می کنند 19 مریم" خداوندا مرا از ناباورانی که به بن بست رسیدند مگذار هم مرا از خوشنودها در درگاهت بگذار زمانی که کسی به واپسین باور ندارد مانند فرزند نوح چاره ای جز جدا شدن ازشان نیست پناه بر خداوند یگانه
یکی از ثمرات حداقلی دین جلوگیری از تبدیل شدن انسان به دلقک است.
مرور اجمالی آنچه مثلا به عنوان جواب به مطالب من داده شده است، شاهد این مدعاست با کنار گذاشتن دین شخص رسما اعلام می کند که خود را دیگر انسان نمی داند چرا که اصلا انسان منهای خدا معنا ندارد و تنها حیوانی در عرض سایر حیوانات است با حجم بزرگتری از مغز
یکی از دلایلی که دین برخورد جدی با ریشه های بی دینی می کند ریشه در همین موضوع دارد.
مرور اجمالی آنچه مثلا به عنوان جواب به مطالب من داده شده است، شاهد این مدعاست با کنار گذاشتن دین شخص رسما اعلام می کند که خود را دیگر انسان نمی داند چرا که اصلا انسان منهای خدا معنا ندارد و تنها حیوانی در عرض سایر حیوانات است با حجم بزرگتری از مغز
حرف شما پر از مغلطه هست ... اول اینکه جواب هایی که به شما داده شده ، نشون دهنده بی سوادی و مسلمان دوزاری بودن شماست که بعد از این همه یاسین خوندن تو گوشتون ، نفهمیدین فرگشت نمیگه انسان از نسل میمونه ... میگه
انسان و میمون نیای مشترک دارن
!! انقدر بی سوادی که نمیدونی امت مرحومه ، امت اسلامی هست نه همجنسگراهایی که تو برزیل راه پیمایی کردن و جواب سوالا رو اشتباهی حفظ کرده بودی 😄 ... انقدر دوزاری هستی که فکر میکردی میمون به صورت مادر زادی ، ختنه شده میاد بیرون ...
نگفتی حیوان مگه مخلوق الله شما نیست ؟ اینکه به عنوان فحش و تحقیر ازش استفاده میکنی نشون دهنده چیه ؟ ببخشید یادم نبود شما پیرو الله هستید :
یکی از دلایلی که دین برخورد جدی با ریشه های بی دینی می کند ریشه در همین موضوع دارد.
حرف مفت !! شما برید یه فکری به حال خودتون بکنید که بعد از 14 قرن ، محصولاتتون از بوکوحرام و داعش و القاعده فراتر نرفته ... کارخانه دلقک سازی شما که 24 ساعته فعاله !!
حدود 2 سال هست که در فروم askdin.com (که بزرگترین تالار گفتگوی دینی هست) با چند id متفاوت (چون هر چند وقت یک بار به بهانه های مختلف بنم میکنند) فعالیت کرده ام و تاکنون شاید بیش از 100 تاپیک و 1000 پست داده ام که قبل از اینکه هر تاپیکی را ایجاد کنم به واکنش های مختلفش فکر کرده ام و قبل از اینکه هر پستی را جواب بدهم بخوبی استدلالاتم را آماده کرده ام و شاید بیشترین تاثیری که در دادن پستها از کسی پذیرفته باشم از سازنده سایت زندیق گرفته ام یعنی با دلایلی محکم جواب داده ام اما بعید میدانم که تاکنون کسی را مرتد کرده باشم و در هر تاپیکی که میزنم بعضا کسانی که کنار من هستند قبلا مرتد شده اند و کسانی که مقابلم هستند نمیدانم چرا اصلا قانع نمیشوند و واقعا مانده ام با وجود این همه ایراداتی که از اسلام گرفته ام چرا هنوز مثل احمقها طرف اسلام را میگیرند و بر موضع خویش تاکید دارند!
کاری به کارشناسان فروم ندارم که خودشان آخوند هستند و برای قانع نشدن پول میگیرند اما کاربران دیگر همگی انگار مخشان را تعطیل کرده اند و هرچه میگویم نمیفهمند!
بنده خودم هم مسلمان بودم اما خیلی زود با خواندن سایت زندیق (با آنکه به قول خود سایت لحنش چندان مناسب نیست) از نظر اصلیم که انسانی بودن اسلام بود برگشتم. واقعا نمیدانستم پیامبرم دختری 7-6 ساله را عقد کرده و بچه بازی در دینم حلال است! واقعا نمیدانستم که برده داری از نظر دینم تایید شده! واقعا نمیدانستم یک نظام اسلامی چقدر نظامی غیر انسانی هست و جمهوری اسلامی و آخوندهایش را از اسلام واقعی جدا کرده بودم اما نمیدانستم که اسلام واقعی اگر برپا شود حتی وضعیت از همین جمهوری اسلامی هم بدتر میشود! و خیلی نمیدانستم های دیگر ....
اما وقتی که دانستم به قول زندیق "آنچه نمیخواهند شما بدانید" را دیگر تصمیمی گرفتم که از نظر اسلام جزایش مرگ بود یعنی ابراز علنی اعتقاداتم به عنوان یک مرتد. در این سایت بارها بن شدم و پست هایم پاک شد اما دست از ادامه کار نکشیدم. وقتی که در این سایت به ولایت مطلقه فقیه از این نظر که اسلامی نیست حمله کردم بعضا دیدم که برخی از نظراتشان دارند برمیگردند که همین باعث شد تاپیکم قفل شود و خود مدیر سایت شخصا با پیام خصوصی با من وارد بحث شد و در نهایت اولین حساب کاربریم را برای همیشه بن کرد که همین باعث شد بفهمم که مطرح کردن این موضوع واقعا نتیجه ای داشته که انقدر مدیر سایت را آشفته کرده اما باور کنید وقتی که پیکان حملاتم را به سمت ریشه همه این بدبختیها که اسلام هست گرفتم نتیجه ای نگرفتم!
حالا هم دلیلی برای ادامه فعالیتم نمیبینم وقتی که میبینم مردم انقدر احمق هستند و حرفهایم را نمیفهمند! هرچه هم فکر میکنم به اشکالی در کارم نمیرسم. واقعا اشکال کارم در کجاست؟!
بحث رو در رو چه در دنیای واقعی و چه در دنیای مجازی تاثیری کمتری دارد. بهترین حالت این است که فردی که دنبال پرسش است مقالات نقد اسلام را بخواند و به دنبال پاسخ آن برود و در تنهایی خود به آنها فکر کند. اما اگر بخواهد بحث کند قصدش پیروزی در بحث میشود و نه کشف حقیقت. من خودم تجربه زیادی در بیدین کردن افراد دارم و کمتر بحث کرده ام.
مسئله دیگر این است که سایتهایی مثل زندیق کار خود را کرده اند و هنوز هم میکنند ، هر کس این فضا را با فضای سال 2006 مقایسه کند میفهمد که چقدر نشر افکار ضد دین موثر بوده و رشد داشته است.
دیگر اینکه شما اگر هدفتان بیدین کردن افراد است مکان مناسبی را انتخاب نکردید. چه کسانی در سایتی مثل اسکدین عضو هستند؟ آدمهای به شدت مذهبی و ولایتمدار! بهتر نیست مثلا در فیسبوک یا گوگل پلاس سرمایه گذاری کنید؟
حوصله کل کل کردن با آدمی که بلد نیست عین بچه آدم دو کلمه حرف بزنه ندارم اما دوست دارم توضیح بدی چرا پسر عموت بدون غلاف آلت به دنیا میاد اما تو غلاف داری؟
بابا اینا اکثرا انگلیسی هم بلدن نیستن و میان از توی چندتا سایت دوزاری مذهبی و اینا از روی نوشته های فارسی اشتباه و شبه علمی و دروغ یه چیزی رو تکرار میکنن جالب اینکه لینک منابعی هم که میدن حالا اونایی که دوزاری و بدون اعتبار هستن به کنار، گاهی توی همون منبع واضحا چیزی خلاف یا متفاوت با اون چیزی که ادعا و تفسیر میکنن گفته.
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان " نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَیْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن یَخَافُ وَعِیدِ ﴿۴۵﴾ ""ما داناتریم به چه می گویند هم چه تو برایشان به وادارگری هستی باز زبان آور به سخن گشته کسی می ترسد پیش پیمان گشته ها را" کنون رفتید به ختنه که منهم یکجا توی قرآن نخواندم این کار وادار گشته است تازه یکجا دیدید پزشکی آب مروارید درآورد از چشمی که نشد زیرپرسش ببرید خداوند را که خداوند اینها را برای نون خوردن گروهی آورد آدم با اندیشه بهره مندی ها یک جایی رسید همانندتان کنون با 4 تا اینگلیسی خواندن تنها بلدید پوسخند بزنید من اگر اینگلیسی ام خوب بود دنبال این می رفتم 4 تا را فرمانبردار مسلمان کنم نه خودبزگ بین شوم خداوندا تو را پاس برای هم این کم
حالا شما جواب مذهبی اون سوال رو بده که اگه قراره غلاف برداشته بشه بعد از تولد ، خدای "حکیم" و "علیم" شما اصلا چرا خلقش کرد ؟
شخصى از امام صادق پرسید: آیا جائز است که به کارهاى خدایى و در خلقت او دست ببریم؟ حضرت فرمود: نه. گفت: پس چرا ختنه مى کنید و پوستى را که خدا خلق کرده، جدا مى نمایید؟ آیا خدا این پوست را اضافه و بر اساس غیر حکمت آفریده است؟ امام صادق (ع) فرمود: خلقت آن پوست بر اساس حکمتى است. ازاله آن بر اساس حکمتى بالاتر است. همان طورى که وقتى بچه به دنیا مى آید، ناف او به مادرش وصل است، این هم مخلوق خدا است و خدا این طور قرار داده، ولى براى نجات فرزند و مادر، خداوند حکیم دستور داده آن را قطع کنیم. همین طور ناخن هاى انسان را خدا خلق کرده و بلند شدن آن ها بر اساس قانون خدا است. خدا مى توانست از اول ناخن ها را طورى بیافریند که همیشه به اندازه خاصى باشد، ولى با این حال چون بزرگ مى شود، به ما دستور داده که آن ها را کوتاه کنیم.
موهاى بدن نیز همین طور، یا در مورد گاوهاى نر اگر آن ها را اخته کنیم، براى انسان نافع تر خواهد بود. این گونه دخالت ها در خلقت، منافاتى با حکمت الهى ندارد. بر اساس مصلحتى بالاتر صورت مى گیرد.
بحث رو در رو چه در دنیای واقعی و چه در دنیای مجازی تاثیری کمتری دارد. بهترین حالت این است که فردی که دنبال پرسش است مقالات نقد اسلام را بخواند و به دنبال پاسخ آن برود و در تنهایی خود به آنها فکر کند. اما اگر بخواهد بحث کند قصدش پیروزی در بحث میشود و نه کشف حقیقت. من خودم تجربه زیادی در بیدین کردن افراد دارم و کمتر بحث کرده ام.
منم هیچوقت در دنیای واقعی در مورد این موارد بحث رو در رو نمیکنم چون هرکس به نوبه خودش خیال میکند که دیدگاهش بهتره و اگر هم دلیلی در بر ضد دیدگاهش را نتواند پاسخ دهد با خودش فکر میکند که مثلا اون کسی که مرجعش برای سخنانش هست اگر بود میتوانست آن را جواب دهد پس قانع نمیشود.
مسئله دیگر این است که سایتهایی مثل زندیق کار خود را کرده اند و هنوز هم میکنند ، هر کس این فضا را با فضای سال 2006 مقایسه کند میفهمد که چقدر نشر افکار ضد دین موثر بوده و رشد داشته است.
حقیقت این است که هم این فروم هم سایت زندیق متروکه هستند! این سایت که حتی روزهای تعطیل تعداد کاربران آنلاینش در لحظه به 10 نفر هم نمیرسد در حالی که
مثلا در فروم askdin.com در روزهای عادی در اکثر موارد تعداد افراد آنلاین بیش از 50 نفر است.
سایت زندیق هم اگر از سایت الکسا آمار بگیرید میفهمید که میزان بازدیدهایش بسیار کم هست.
دیگر اینکه شما اگر هدفتان بیدین کردن افراد است مکان مناسبی را انتخاب نکردید. چه کسانی در سایتی مثل اسکدین عضو هستند؟ آدمهای به شدت مذهبی و ولایتمدار! بهتر نیست مثلا در فیسبوک یا گوگل پلاس سرمایه گذاری کنید؟
بابا من خودم عضو بسیج بودم ولایتمدار بودم حافظ جزء 30 قرآن بودم مسجد میرفتم راهپیمایی میرفتم اما وقتی که برخی حقایق را راجع به دینم و پیامبرم فهمیدم بلافاصله با اسلام خداحافظی کردم! آخه وقتی به شما بگویند فلانی از طریق بچه بازی خودشو ارضای جنسی میکنه اگه بهترین دید رو نسبت به اون فرد داشته اما مطمئن شوید این حرفا راسته دیدتون 180 درجه عوض نمیشه؟! من محمد را بهترین انسانها از همه لحاظ میدانستم با توجه به چیزهایی که به من در مدرسه و مسجد و صدا و سیمای جمهوری اسلامی یاد داده بودند اما وقتی مطمئن شدم محمد بچه باز بوده کلا با اسلام خداحافظی کردم اما در همین فروم اسکدین من تلاش زیادی نکردم برای فهماندن این مطلب به مخاطبان سایت اما در نهایت ناباوری فهمیدم که آنجا همگی این چیزا رو میدانند اما هنوز مسلمان هستند!!!
این چیزی هست که مرا گیج کرده! بهت زده کرده! خسته ام کرده! دیگه دلیلی بر ادامه فعالیتم نمیبینم چون میبینم هرچقدر که ایراد از اسلام و قرآن و محمد بیرون میکشم طرف مقابلم باز محکم پای عقایدش ایستاده و عین احمق ها با اینکه میداند عقیده اش تا چه اندازه غلط است باز هم ابراز مسلمانی کرده و من را لجوج و معاند مینامد! تا همین چند ماه پیش هم بعضا افرادی بودند که در بحث هایم به کمکم میامدند و چیزی میگفتند (که البته هیچکدام از آنها در این سایت نامسلمان نشدند و قبلا نامسلمان شده بودند) اما الان تک و تنها مقابل لشگری از احمق ها قرار دارم که هرچقدر استدلال میکنم باز هم نمیفهمند یا با اینکه میفهمند دینشان ایراد دارد و پیامبرشان آدم عوضیی بوده باز هم از عقیده شان برنمیگردند!
بابا من خودم عضو بسیج بودم ولایتمدار بودم حافظ جزء 30 قرآن بودم مسجد میرفتم راهپیمایی میرفتم اما وقتی که برخی حقایق را راجع به دینم و پیامبرم فهمیدم بلافاصله با اسلام خداحافظی کردم! آخه وقتی به شما بگویند فلانی از طریق بچه بازی خودشو ارضای جنسی میکنه اگه بهترین دید رو نسبت به اون فرد داشته اما مطمئن شوید این حرفا راسته دیدتون 180 درجه عوض نمیشه؟! من محمد را بهترین انسانها از همه لحاظ میدانستم با توجه به چیزهایی که به من در مدرسه و مسجد و صدا و سیمای جمهوری اسلامی یاد داده بودند اما وقتی مطمئن شدم محمد بچه باز بوده کلا با اسلام خداحافظی کردم اما در همین فروم اسکدین من تلاش زیادی نکردم برای فهماندن این مطلب به مخاطبان سایت اما در نهایت ناباوری فهمیدم که آنجا همگی این چیزا رو میدانند اما هنوز مسلمان هستند!!!
این چیزی هست که مرا گیج کرده! بهت زده کرده! خسته ام کرده! دیگه دلیلی بر ادامه فعالیتم نمیبینم چون میبینم هرچقدر که ایراد از اسلام و قرآن و محمد بیرون میکشم طرف مقابلم باز محکم پای عقایدش ایستاده و عین احمق ها با اینکه میداند عقیده اش تا چه اندازه غلط است باز هم ابراز مسلمانی کرده و من را لجوج و معاند مینامد! تا همین چند ماه پیش هم بعضا افرادی بودند که در بحث هایم به کمکم میامدند و چیزی میگفتند (که البته هیچکدام از آنها در این سایت نامسلمان نشدند و قبلا نامسلمان شده بودند) اما الان تک و تنها مقابل لشگری از احمق ها قرار دارم که هرچقدر استدلال میکنم باز هم نمیفهمند یا با اینکه میفهمند دینشان ایراد دارد و پیامبرشان آدم عوضیی بوده باز هم از عقیده شان برنمیگردند!
شیعیان یک نکته مثبت نسبت به اهل سنت دارند و اون اینه که حداقل در تئوری فکر میکنند عقایدشون عقلانی هست. پس من حرفم رو اصلاح میکنم به این شکل که ممکن است یک فرد مسلمان مقیدی هم باشد ولی همین اعتقاد به عقلانی بودن باورش به او کمک کند. نکته دیگر این است که شما باید پارامترهای دیگر رو هم در نظر بگیرید. مثل فرض کنید دختری از نظر اعتقادی به این نتیجه برسد که حجاب ضرورتی ندارد و بخواهد بیحجاب باشد ، که دولت اسلامی مانع او است. حتی اگر این دولت هم نباشد خانواده و جامعه اسلامی مانع او هستند که شاید قدرتشان بیشتر از حکومت هم باشد در این زمینه.
مهم ترین مشکل فرومی مثل askdin.com این است که اکثریت مسلمان هستند و شاید هم روحیه و اعتماد به نفس بیشتری به آنها در ثابت قدم بودن در اعتقاداتشان میدهد و در طرف مقابل شما هستید که به صورت تک نفره باید با همه آنها بحث کنید و همین کافی است که شما را خسته کند.
بهترین کار به نظر من این است که در یک سایتی که وب2 باشد به صورت بخش - بخش به هر سفسطه جدید مسلمانان پاسخ داد و در بحثهای آنلاین فقط این افراد را به پاسخها ارجاع داد و یا پاسخها را برایشان کپی کرد. ادامه حیات سایتی مثل زندیق یا تازینامه هم به چنین شکلی ممکن است.
نوشته اصلی از سوی ارتابان نمایش پست ها
درود به شما
گرامی من میپندارم شما با من در این زمینه هم راستا
هستید که بیشترینه مردمان جهان گونه ای گرایش به پرستیدن چیزی برتر از خود دارند
اینک پرسش من از شما این است که اگر چنین کاری را نکوهیده و تباه میدانید چه چاله ای درون روان ادمی مایه
ان شده که او به سوی پرستیدن گراییده شود
ایا چنین رفتاری برخاسته از ناتوانی او در برابر سرشت است؟
ایا برخاسته از نااگاهی است؟
پارسیگر
بنظرم بنظرم باید عوامل متعددی نقش داشته باشد. مهمترین عامل همان تبلیغ و تلقین است. ببینید یک شیعه از حضرت عباس کمک می خواهد که بر اساس فرضیه یکتاپرستی یک نوع بت پرستی است و می گوید از حضرت عباس هرچه خواستم داده سنی ها به ریش این شیعه می خندند دستشان برسد سرش را می برند.
این سنی اصلا احساسی نسبت به حضرت عباس ندارد اما فطرت! شیعه عباس پرست است.
ضعف و ناتوانی هم موثر است مثلا بچه دار نمیشود و یا فلان مرض را دارد از حضرت عباس و امام رضا.. که بتهای شیعه هستند کمک می خواهد.
گربه و خرگوش و جوجه و مرغ هم وقتی می ترسند به انسانی که نگهداریشان می کند پناه می برند. حالا انسانی که کسی را ندارد به او تکیه کند به خدا تکیه می کند. یکی خدا را اختراع کرده و بقیه به آن اتکا می کنند.
البته همیشه ترس خالق خدا نیست و سودجویی هم خالق خداست. خدا برای مخترعانش که پیامبران هستند مزایا و حقوق مادی و معنوی انحصاری هم اختصاص داده. ببینید زنان متعدد، حکمرانی و مقام اول حکومت شدن، و یک پنجم غنیمت جنگ مزایای مادی بودند که محمد از جانب خدای خود ساخته اش برای خودش تخصیص داده. حالا ادعایی که در کتب دینی هست که محمد گفته من از شما پول نخواستم و هدف مادی از پیامبری ندارم و.. چقدر خنده داره؟
در حقیقت علاوه بر اینکه یک فرد برای ترسهایش خدا را از لحاظ روانی نیاز دارد حکومت هم استفاده ابزاری از خدا می کند تا جامعه را برای اهداف خوب و بد کنترل کند پس خدا را تبلیغ می کند.
مثلا در فروم askdin.com در روزهای عادی در اکثر موارد تعداد افراد آنلاین بیش از 50 نفر است.
آمار بازدید به خودی خودش ارزش زیادی نداره.
بقول خودت اون همه احمق و حزب اللهی خب جذب همین چیزها میشن میان اونجا به خیال خودشون مشتی بر دهان استکبار جهانی زده باشن 😄
تازه شاید بشه گفت یه عده چون به کون سوزی افتادن از حرفها و ایرادهای منتقدان اصرار دارن بیان و ببینن چی میشه یا جواب بدن.
یه عده هم هنوز نیمه استرلیزه هستن ولی به شک افتادن.
خلاصه این آمارها رو جور دیگر هم میشه تفسیر کرد.
این همه هم طلبه و این موجودات بی خاصیت که تولید شدن خب کار و زندگیشون همین چیزاست دیگه!!
به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان "وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا* وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا* وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاَّهَا* وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا* وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا* وَالأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا* وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا* فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا*قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا * كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا * إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا * فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْیَاهَا * فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا * وَلَا یَخَافُ عُقْبَاهَا""هم آفتاب هم تابش اش هم ماه گداری بازمی تاباندش هم روز گداری روشن می کندش هم شب گداری می پوشاندش هم آسمان هم چه ساخته اش هم زمین هم چه پهناوری اش هم تن هم چه یکسره گی اش باز راهنمایی درونی کردش سرکشی اش هم بیمناکی اش را پیشتر رستگار شود کسی پاکیزه کندش هم پیشتر از دست دهدش کسی ویرانش کند دروغ پنداشت ثمود به گمراهیش گداری انگیخته شد شکافداشته ترینش باز گفت برایشان فرستاده ء خداوند شتر خداوند هم بنوشانیدش باز دروغ پنداشتندش باز سلاخی اش کردند باز خشم گرفت برایشان پروردگارشان به گناهشان باز یکسره کردشان هم نباشد می ترسد دنباله ء شان"
ضعف و ناتوانی هم موثر است مثلا بچه دار نمیشود و یا فلان مرض را دارد از حضرت عباس و امام رضا.. که بتهای شیعه هستند کمک می خواهد. گربه و خرگوش و جوجه و مرغ هم وقتی می ترسند به انسانی که نگهداریشان می کند پناه می برند. حالا انسانی که کسی را ندارد به او تکیه کند به خدا تکیه می کند. یکی خدا را اختراع کرده و بقیه به آن اتکا می کنند.
این ها کمبود درنگرش است نه ناباوری در خداوند مانند تو که رویگردان به خداوند شدی که انگیزه ء سست سازی دیگر ناباورانی کسی خداوند را کشف نکرد نه آره خداوند من هم تورا کشف کرد از راه پدر مادر غذا دم بازدم که بخوریم بریزیم بزرگ شویم پیر شویم ببینیم بشنویم ببوییم بخوابیم بیدار شویم کار کنیم خستگی در کنیم تا بمیریم که پسش برپایی دوباره در روزی نامگذاشته شویم برای بازخواست که درباره اش جز خداوند کسی آگاه نیست که کی باشد همانجور که نمی دانستیم کی دنیا خواهیم آمد کی خواهیم مرد کجا می میریم چگونه می میریم خداوندا تو را پاس به این بینشی که به من دادی هم مرا در این راه برجا دار
حالا هم دلیلی برای ادامه فعالیتم نمیبینم وقتی که میبینم مردم انقدر احمق هستند و حرفهایم را نمیفهمند! هرچه هم فکر میکنم به اشکالی در کارم نمیرسم. واقعا اشکال کارم در کجاست؟!
برای دگرگونی نیاز به دو فاکتور می باشد: انگیزه ی درون ویری ( ذهنی) انگیزه ی برون ویری ( عینی) شما برای انیکه سخنتان میان مردم جای بیشتری باز کند باید
١- به نابرابری ها، بهره کشی ها، بیداد ها و ستم های همبودین بیشتر بپردازید و سپس انرا به دین پیوند بزنید، نمونه بسیار ساده شده: آخوند ها و اقازاده ها هرروز فربه تر میشوند و مردم بینوا تر! این چه دینی است؟!
٢- بیشتر از اینکه به خرد مردم برگشت کنید، روی سهش ها (احساسات) انها انگشت بگذارید، چرا که مردم ما بیش از آبکه خردمند باشند، سهشمند میباشند! برای نمونه بدبختی های خودویژه ی مردم فرودست را برشمارید که خواننده با وی همدردی نماید، مانند بیماری کودکشان که نذر و دعا هم هیچ اثری نکرده و پدر خانواده بیکار شده مدیران مؤمن کارخانه حقوقش را ندداند و ... چرا؟
چون این مهند نیست که خدا هست یانه، دین داریم یا نداریم، مهند این است که آیا این باور ها به بهزیستی ما کمکی میکنند یانه؟ اگر بتوانید نشان دهید که این باور، بر پاد بهروزی و خوشبختی و سرافزاری ملت است، سخن شما به دل مینشیند و گوش می یابد. پس نبرد مهادین، بر سر دادگری همبودین و جنگ با مفت خوری و بهره کشی باید باشد وگرنه تنها تازش به دین و خداباوری هیچ سودی ندارد، چون دو فاکتور بالا را که انگیزه ی دگرگونی رفتار هومن هستند ، در نگر نمیگیرد.
١- به نابرابری ها، بهره کشی ها، بیداد ها و ستم های همبودین[٢] بیشتر بپردازید و سپس انرا به دین پیوند بزنید، نمونه بسیار ساده شده: آخوند ها و اقازاده ها هرروز فربه تر میشوند و مردم بینوا تر! این چه دینی است؟!
عزیز این نیاز به اثبات دارد که این کسانی که روز به روز وضعشان بهتر میشود در حالی که عموم مردم وضعشان بدتر میشود آخوندها و آقازاده ها هستند و منابعی که برای اثبات این مسائل هست همگی فیلترند و گردانندگان آن سایت ها همگی از نظر کاربران اسکدین (که به قول جناب razi به شدت مذهبی و ولایتمدار هستند که راست هم میگویند) بی دین و ایمان هستند و به قول خودشون خدا و پیغمبر حالیشون نمیشه و حرف های آنها را اصلا نمیخوانند چه برسه به اینکه باور کنند! نکته دیگر هم اینجاست که اگه من حرفی از این بزنم که آخوندها و آقازاده ها روز به روز فربه تر میشوند شک نکنید حساب کاربریم را مسدود میکنند و من بعد از 2 سال فعالیت در آن سایت با چند حساب کاربری مختلف این را بخوبی فهمیده ام.
به عنوان مثال من کتاب نقد قرآن دکتر سها را آن هم 200 صفحه اولش (فصل 1 و 2) را وقتی بهشون پیشنهاد دادم بخونند
برای اینکه نظر مخالف را هم بشنوند (که البته دکتر سها مثل جناب آرش بیخدا لحن توهین آمیزی ندارند) در حالی که آنها خودشان من را به منابع اسلامی ارجاع میدانند قبول نکردند و میگفتند اینها فلانند و بمانند و بهانه میاوردند
و به همان بهانه اصلا سراغ حرف مخالفین نمیروند و همین کار را هم در مورد استدلالات من میکنند و به من انگ های قرآنی مثل غرض و مرض و عناد و لجاجت و اینها میزنند و به حرف هایم توجهی نمیکنند.
خلاصه خیلی متعصب تر از اونی هستند که فکرش را بکنید و از این نظر تنها فرقی که با وهابیون دارند این است که جلیقه انفجاری تنشون نمیکنند!
٢- بیشتر از اینکه به خرد مردم برگشت کنید، روی سهش[٣] ها (احساسات) انها انگشت بگذارید، چرا که مردم ما بیش از آبکه خردمند باشند، سهشمند میباشند! برای نمونه بدبختی های خودویژه[٤] ی مردم فرودست را برشمارید که خواننده با وی همدردی نماید، مانند بیماری کودکشان که نذر و دعا هم هیچ اثری نکرده و پدر خانواده بیکار شده مدیران مؤمن کارخانه حقوقش را ندداند و ... چرا؟
برای آن کودک که میگویند تقدیرش این بوده یا باید بیشتر نذر و نیاز کنند و تقوا پیشه کنند و در مورد پدر خانواده هم میگویند مدیر کارخانه اش مومن نیست و لائیکه! من واکنش هایشان را بخوبی میتوانم حدس بزنم.
چون این مهند[٥] نیست که خدا هست یانه[٦]، دین داریم یا نداریم، مهند این است که آیا این باور ها به بهزیستی[٧] ما کمکی میکنند یانه؟ اگر بتوانید نشان دهید که این باور، بر پاد بهروزی[٨] و خوشبختی و سرافزاری ملت است، سخن شما به دل مینشیند و گوش می یابد. پس نبرد مهادین[٩]، بر سر دادگری[١٠] همبودین و جنگ با مفت خوری و بهره کشی باید باشد وگرنه تنها تازش به دین و خداباوری هیچ سودی ندارد، چون دو فاکتور بالا را که انگیزه ی دگرگونی رفتار هومن[١١] هستند ، در نگر نمیگیرد.
در این که حکومت اسلامی و مسئولینش بر گرده مردم نشسته اند و دارند و حق مردم را میخورند شکی نیست و حکومت اسلامی از بی اطلاعی عده ای از مردم سوء استفاده کرده که توانسته خودش را سرپا نگه دارد اما وقتی که منابع کاربران اسکدین آخوندها هستند که خودشان عضوی از این سیستم هستند من چگونه میتوانم به آنها نشان دهم که دینشان ایراد دارد؟! شما نمیدانید چون با این افراد سر و کله نزده اید بنده 2 سال پیش وقتی کارم را شروع کردم وقتی چند تا ایراد واضح از قرآن گرفتم با خود گفتم الان عده زیادی از دینشان برمیگردند اما بعد از 2 سال و ارسال بیش از 1000 پست فهمیده ام که این خودشان هستند که بخوبی مصداق بارز غرض و مرض و عناد و لجاجت و اینها هستند!
مشاهدات شما مهم نیست چون در این زمینه تخصصی ندارین و احتمالا فکر کردین غلاف آلت بقیه پریمات ها عینا مثل مال خودتونه ... اما منابع آکادمیک چیز دیگه ای میگن :
In primates, the foreskin is present in the genitalia of both sexes and likely has been present for millions of years of evolution
Martin, Robert D. (1990). Primate Origins and Evolution: A Phylogenetic Reconstruction. New Jersey: Princeton University Press. ISBN978-0-691-08565-4.
همان طورى که وقتى بچه به دنیا مى آید، ناف او به مادرش وصل است، این هم مخلوق خدا است و خدا این طور قرار داده، ولى براى نجات فرزند و مادر، خداوند حکیم دستور داده آن را قطع کنیم. همین طور ناخن هاى انسان را خدا خلق کرده و بلند شدن آن ها بر اساس قانون خدا است. خدا مى توانست از اول ناخن ها را طورى بیافریند که همیشه به اندازه خاصى باشد، ولى با این حال چون بزرگ مى شود، به ما دستور داده که آن ها را کوتاه کنیم.
اول که اینها قیاس مع الفارق هست دوم هم اینکه واقعا خدا اگر میتونست اونجوری خلق کنه که نیاز به کوتاه کردن ناخن نباشه ، چرا نکرد ؟ دست پیش گرفته که پس نیوفته 😄 ؟؟
میبینم که مغلطه اسلامیون از 1400 سال پیش تا حالا پیشرفتی نکرده 😉 ...
این چیزی هست که مرا گیج کرده! بهت زده کرده! خسته ام کرده! دیگه دلیلی بر ادامه فعالیتم نمیبینم چون میبینم هرچقدر که ایراد از اسلام و قرآن و محمد بیرون میکشم طرف مقابلم باز محکم پای عقایدش ایستاده و عین احمق ها با اینکه میداند عقیده اش تا چه اندازه غلط است باز هم ابراز مسلمانی کرده و من را لجوج و معاند مینامد!
دوست عزیز چرا فکر کرده بودی که راحت میتونی نظر عده ای رو تغییر بدی ؟ چرا فکر کردی عوام الناس اصولا اهل فکر و تغییر نظر و عقیده هستن ؟ به نظر من قرن ها زمان میبره تا تغییرات گسترده ایجاد بشه ...
جناب مزدک خودشون 10-11 سال هست در فورم های مختلف فعالیت کردن و اتفاقا خیلی بهتر اسلام گراها رو میشناسن ... حتی تاثیر خیلی زیادی روی کاربران همین دفترچه داشتن ( البته در فورم گفتمان ) !!
مشاهدات شما مهم نیست چون در این زمینه تخصصی ندارین و احتمالا فکر کردین غلاف آلت بقیه پریمات ها عینا مثل مال خودتونه ... اما منابع آکادمیک چیز دیگه ای میگن :
In primates, the foreskin is present in the genitalia of both sexes and likely has been present for millions of years of evolution
Martin, Robert D. (1990). Primate Origins and Evolution: A Phylogenetic Reconstruction. New Jersey: Princeton University Press. ISBN978-0-691-08565-4.
گوگل عبارت فوق را اینگونه ترجمه می کند : در پستانداران، پوست ختنه گاه در حال حاضر در دستگاه تناسلی از هر دو جنس است و به احتمال زیاد برای میلیون ها سال تکامل بوده است.
تا قبل از ارسال این پست که الاغ ها جزء پستانداران بودند از این به بعد را نمی دانم احتمالا تغییر موضع داده و از گذشته خود پشیمان شده باشند !
اول که اینها قیاس مع الفارق هست دوم هم اینکه واقعا خدا اگر میتونست اونجوری خلق کنه که نیاز به کوتاه کردن ناخن نباشه ، چرا نکرد ؟ دست پیش گرفته که پس نیوفته 😄 ؟؟
اینطوری دنیا خیلی خسته کننده می شد و کسانی مثل شما بهانه ای نداشتند راه به راه نیششون رو تا بناگوش باز کنند و از غصه دق می کردند می مردند !
در این که حکومت اسلامی و مسئولینش بر گرده مردم نشسته اند و دارند و حق مردم را میخورند شکی نیست و حکومت اسلامی از بی اطلاعی عده ای از مردم سوء استفاده کرده که توانسته خودش را سرپا نگه دارد اما وقتی که منابع کاربران اسکدین آخوندها هستند که خودشان عضوی از این سیستم هستند من چگونه میتوانم به آنها نشان دهم که دینشان ایراد دارد؟! شما نمیدانید چون با این افراد سر و کله نزده اید بنده 2 سال پیش وقتی کارم را شروع کردم وقتی چند تا ایراد واضح از قرآن گرفتم با خود گفتم الان عده زیادی از دینشان برمیگردند اما بعد از 2 سال و ارسال بیش از 1000 پست فهمیده ام که این خودشان هستند که بخوبی مصداق بارز غرض و مرض و عناد و لجاجت و اینها هستند!
آدم نمی دونه به حال این درجه از حماقت بخنده یا به این بی نهایت سادگی و بلاهت بشینه گریه کنه !
شما قاچ زین بچسب سواری پیشکش ! اول ببین می تونی یه گزاره منطقی و عقلانی بر درستی راهی که در حال طی کردن اون هستی اقامه کنی بعد دنبال خرکش کردن بقیه و کشوندن اونها به این راه باش !
علت اینهمه تلاش برای از راه به در کردن دیگران ترس بسیار زیادی است که همه وجودت را پر کرده می ترسی راهی که انتخاب کردی اشتباه باشه لذا دنبال همراه کردن یک عده دیگه هستی که یه موقع تنها نمونی و الا لزومی به اینهمه تلاش نیست
من جای تو بودم می رفتم به یکی از بهترین نقاط دنیا و تا اونجایی که ممکن بود لذت می بردم و حال می کردم فلان لق بقیه !
گوگل عبارت فوق را اینگونه ترجمه می کند : در پستانداران، پوست ختنه گاه در حال حاضر در دستگاه تناسلی از هر دو جنس است و به احتمال زیاد برای میلیون ها سال تکامل بوده است.
تا قبل از ارسال این پست که الاغ ها جزء پستانداران بودند از این به بعد را نمی دانم احتمالا تغییر موضع داده و از گذشته خود پشیمان شده باشند !
عزیزم ... زحمت بکش روی لینک فارسی کلیک کن تا مجبور نشی به ترجمه آبکی گوگل ترنسلیت متوسل شی که primate رو برات ترجمه میکنه پستاندار !! به نقل از لینک نخونده :
پریماتها(نخستی ها) در صفحه ی ۵۳ زیست سال سوم در بحث مقایسه ی مغز مهره داران اسمی از پریمات ها برده شده و در زیر نویس نام لمور ذکر گردیده و دانش آموزان که با توجه به نقص کتاب های زیست ، رده بندی را نخوانده اند سردرگم می شوند.آنان خواستار توضیحات بیش تری راجع به پریمات ها و این که لمور چگونه موجودی است می شوند.آنچه به اختصار در ذیل می آید به منظور روشن شدن بحث است. در اولین سطح رده بندی موجودات زنده را به ۵ گروه تقسیم می کنند.به موجب قرارداد نام اولین سطح رده بندی را فرمانرو یا سلسله می گویند.براین اساس موجودات زنده در اولین سطح رده بندی به فرمانروی باکتری ها ، آغازیان ، قارچ ها ، گیاهان و جانوران رده بندی می شوند.اگر هر یک از این گروه های بزرگ را به گروه های کوچکتر تقسیم کنیم به دومین سطح رده بندی می رسیم که نام آن شاخه است. سومین سطح رده بندی را رده ، چهارمین را راسته و سطوح بعدی را به ترتیب تیره ، جنس(سرده) و گونه می گویند. حال جایگاه انسان در سطوح رده بندی چنین است: فرمانرو جانوران – شاخه مهره داران – رده پستانداران – راسته نخستیان(پریمات ها) – تیره انسان نماها – جنس یا سرده انسان ها(Homo) – گونه بخرد(sapiens) پریمات ها را به سه دسته تقسیم می کنند که عبارتند از لمورها ، میمون ها و آدمیان لمورها ابتدایی ترین نخستی ها هستند.آنها جانورانی کوچک و ترسو بوده و دم درازی دارند.لکورها مانند میمون ها همه چیز خوارند و بر روی درختان در جنگل های ماداگاسکار زندگی می کنند. میمون ها خود به دو دسته ی کوچکتر دم دار و بی دم تقسیم می شوند.میمون های دم دار از نظر طرز زندگی پیشرفته تر از لمورها هستند. بوزینه و میمون عنکبوتی نمونه هایی از این گروه هستند.در میمون های بی دم دست ها درازتر از پاهاست ولی پاها برای گرفتن اشیا مناسب است.ژیبون ، اورانگوتان ، شمپانزه و گوریل از میمون های بی دم هستند. آدمیان به خاطر توانایی یادگیری فوق العاده ، هوشمندی ، قدرت تفکر ، داشتن بدن راست موقع حرکت ، پیشانی راست ، قابلیت سخن گویی ، داشتن مخ بزرگ و بسیار چین خورده از دیگر پستانداران متمایز هستند
همچنین
:
در جلد دوم کتاب بیولوژی کمپبل ، در مورد تکامل انسان می خوانیم:
« انسان ها عضو یک راسته از پستانداران به نام پریمات ها هستند که برای اولین بار در حدود 65 میلیون سال قبل ظاهر شدند. اولین پریمات ها روی درخت زندگی می کردند و ما برخی از خصوصیات آن ها به ارث برده ایم.
مفاصل تا شونده ، دست های حساس و چنگ زننده ، پوزه ی کوتاه و چشم های رو به جلو که درک بالایی از عمق دید دارند.
دو گروه از پریمات های زنده وجود دارند : پروسیمیان ها (مانند لمورها ) و آنتروپوئیدها ( مانند میمون ها ، ایپ ها و انسان)
انسان ها قرابت زیادی به ایپ ها دارند. ایپ ها ، پریمات هایی هستند که فاقد دم بوده و دست هایشان بلندتر از پاهایشان می باشد. ایپ ها شامل گوریل ها ، شامپانزه ها ، اورانگوتان ها و... غیره هستند.
ما در 97 درصد ژن ها با شامپانزه ها ، که نزدیک ترین خویشانوند زنده ی ما هستند مشترک هستیم و رفتارهایمان نیز تشابهاتی دارند... »
یعنی یافته ی علمی نشان می دهد که ما از نسل پریمات ها هستیم.
و در بخش های دیگری از کتاب هم می خوانیم که در آغاز حیات ابتدا تک سلولی ها و جاندارانی با ساختار بسیار ابتدایی پدید آمدند و در گذر زمان پیچیده تر شدند.
علت اینهمه تلاش برای از راه به در کردن دیگران ترس بسیار زیادی است که همه وجودت را پر کرده می ترسی راهی که انتخاب کردی اشتباه باشه لذا دنبال همراه کردن یک عده دیگه هستی که یه موقع تنها نمونی و الا لزومی به اینهمه تلاش نیست
همین حرفی که میزنی مگه شامل حال خداباور ها نمیشه ؟ بودجه های میلیاردی در همین مملکت خودمون برای چی صرف میشه ؟ پس حرف شما مغلطه هست ... هر کس برای اثبات باورش تلاش کرد ، لزوما دلیلش اینی که شما میگی نیست
علت اینهمه تلاش برای از راه به در کردن دیگران ترس بسیار زیادی است که همه وجودت را پر کرده می ترسی راهی که انتخاب کردی اشتباه باشه لذا دنبال همراه کردن یک عده دیگه هستی که یه موقع تنها نمونی و الا لزومی به اینهمه تلاش نیست
وظیفهء هر دانشمند و خردمندیست که دانش خود را انتشار دهد و جامعه را از خرافات و تفکرات اشتباه و خطرناک آگاه سازد. بهرحال این در مدت طولانی تر به نفع خودش هم خواهد بود.
بعدهم بهرحال خیلی دلایل دیگر برای علت بحث با دیگران میشه آورد.
البته بعضی ها شاید بقول شما خیلی افراطی و مشکوک با این قضیه برخورد میکنن که شاید ادعای شما درمورد اونا تاحدی صادق باشه، ولی همه که اینطور نیستن! مثلا من بیشتر از باب تجربه و نظر شخصی صحبت میکنم و از خودم دفاع میکنم، و بحث با دیگران هم به روشن تر شدن و آپدیت بودن من و محک زدن بیشتر و بیشتر تفکرات و استنباط هام در طول زمان کمک میکنه. بهرحال اینا مسائل قطعی و تموم شده ای نیست که بگیم خب نتیجه مطلقا و برای همیشه برامون مشخص شد و دیگه مطلقا نیازی به بحث و تحقیق و پاسخگویی/محک بیشتری نداریم.
مذهبیون هر روز در پی آوردن دروغها و فریب ها و استدلال ها و اسناد جدیدی هستن و این حتی من رو با این همه تجربه و اطمینان گاهی تاحد کمی هم که شده به شک میندازه. ولی پیگیری که میشم میبینم طبق معمول چیزی که نتیجه رو عوض بکنه ارائه نکردن و اکثرا مغلطه ها و دروغها و اشتباهات مشابهی درشون پیدا میشه.
خلاصه خیلی مسائل ظریف هست. ما همیشه آمادهء پاسخگویی و محک زدن صحت و استحکام تفکرات خودمون و از اون طرف رسوا کردن تفکرات و تبلیغات اشتباه/دروغ و فریب ها هستیم.
ضمنا بنده قبلا در بحث با شما به نتیجه و جمع بندی رسیده بودم که دیگه اون بحث رو مسکوت گذاشتید و نگفتید که اشکالش چیه! (همون بحث که آخراش گفتید که خدای شما منشاء اثر نیست و از این حرفا).
البته من این روزها دیگه زیاد وقت و اولویت بحثهای طولانی رو ندارم، ولی همین گذری بعضی وقتا وقت میکنیم بحث میکنیم. اصل راه رو قبلا طی کردم و سالها دیدم که مذهبیون چند مرده حلاجن و چی در چنته دارن و مخالفان چی! باید بگم روز به روز هم مطمئن تر شدم که باورهای مذهبی و ادیان و خداشون ایراد دارن.
"بسم الله الرحمن الرحیم وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آَتَیْنَاهُ آَیَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِینَ (175) وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ یَلْهَثْ ذَلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآَیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ (176)" "به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان هم دنبال رو بر ایشان آگاهی از کسی دادیمش نشانه ها مان را باز برید ازش باز پی اش رفت سرکش باز بود از گمراهان 175 هم گر خواسته بودیم تا بالاتر می بردیمش باهاش هم نه تا گذاشتش پیوسته در زمین هم پیروی کرد خواهش هایش را باز نمونه اش جور نمونه سگ اگر نزنی برش لهو می کند یا رهایش کنی لهو می کند این نمونه خویشان کسانی دروغ پنداشتند به نشانه ها مان باز داستان کن داستانها را تا انگیزد آنها یاد آوری کنند176"
ه عنوان مثال من کتاب نقد قرآن دکتر سها را آن هم 200 صفحه اولش (فصل 1 و 2) را وقتی بهشون پیشنهاد دادم بخونند
نا دکتر سها من خیلی جاها را خواندم خیلی اندیشه پایین دارد که خداوند را پذیرا نیست نمونه ء گفته اش که چرا خداوند به انجیر سوگند خورد از آدمهایی چنین کوته بین چیزی برنمی آید خود من زمانی به این میوه هم طرز رسیدنش هم مزه اش هم طرز چینش ساختمانی درونی انجیر جوری تازه دل هم شگفت از کار خداوند می آیم که اگر نخورمش باز هم کار خداوند را می پسندم همان بهتر که این روزی ها را ازتان بردارند ارزششان را بدانید تازه هرچی بدگویی دارید داشته باشید اگر پیامبر با دختر تازه رسیده به همسری درآمد هیچم بد نیست اگر روشش درست بود که آن زمان سن پایینتر همسر می شدند آنجا هم که قرآن گفت همسر پسرخوانده اش که ازش جدا شد باهاش همسر شد کجایش بد است شماها هم برگردان درست خیلی واژه ها را نمیدانید نمونه "ملکت ایمان" را کنیز می گویید "امة" "عبد" نمی دانم چه هدفی را دنبال می کنید؟ پناه بر خداوند یگانه
عزیزم ... زحمت بکش روی لینک فارسی کلیک کن تا مجبور نشی به ترجمه آبکی گوگل ترنسلیت متوسل شی که primate رو برات ترجمه میکنه پستاندار !! به نقل از لینک نخونده :
همچنین :
این موضوع در نتیجه بحث ما اثری ندارد چون آلت تناسلی به این شکل تنها در پستانداران وجود دارد و سایر رسته های جانوری سیستم تناسلیشان متفاوت از پستانداران است و در میان پستانداران تنها انسان است که غلاف آلتش به این شکل است و این موضوع به شدت قصه تکامل را زیر سوال می برد.
خیلی بده وقتی جوابی برای چنین ادعاهایی آبکی وجود نداشته باشه ... حالا واقعا خدا اگه میتوست چرا نکرد ؟ آها یادم نبود ، میخواست ما رو وادار به فکر کنه 😄 ...
خدا خواسته و کرده، فاصله بین موی سر تا موی ابرو و مژه چند سانتیمتر بیشتر نیست؛ رشد موی سر محدودیتی ندارد اما موی ابرو و مژه از حد خاصی بیشتر رشد نمی کنند. رشد موهای اطراف آلت و مقعد نامحدود است اما موی روی پوست اطراف آن و سایر پوستهای بدن رشد محدودی دارند؛ آیا می توانید دلیل فرگشتی این ظرافت در خلقت را بیان کنید؟
همین حرفی که میزنی مگه شامل حال خداباور ها نمیشه ؟ بودجه های میلیاردی در همین مملکت خودمون برای چی صرف میشه ؟ پس حرف شما مغلطه هست ... هر کس برای اثبات باورش تلاش کرد ، لزوما دلیلش اینی که شما میگی نیست !!
خیر نمی شود، خداباوران از این جهت دغدغه و نگرانی ندارند، نگرانی آنها از جهات دیگری است؛ بیخدایی که با قطع و یقین خدا را نفی کند وجود ندارد اگر هم وجود داشته باشد در میان اقلیت بیخدایان در اقلیت هستند پس ولو به احتمال ضعیف ممکن است خدا وجود داشته باشد لذا لازم است عده ای را با خود همراه کنند تا اگر این احتمال ضعیف محقق شد تنها نباشند و تحمل عذاب برایشان (البته به زعم خودشان) راحت تر باشد؛ مرگ دسته جمعی عروسیه !
وظیفهء هر دانشمند و خردمندیست که دانش خود را انتشار دهد و جامعه را از خرافات و تفکرات اشتباه و خطرناک آگاه سازد. بهرحال این در مدت طولانی تر به نفع خودش هم خواهد بود. بعدهم بهرحال خیلی دلایل دیگر برای علت بحث با دیگران میشه آورد. البته بعضی ها شاید بقول شما خیلی افراطی و مشکوک با این قضیه برخورد میکنن که شاید ادعای شما درمورد اونا تاحدی صادق باشه، ولی همه که اینطور نیستن! مثلا من بیشتر از باب تجربه و نظر شخصی صحبت میکنم و از خودم دفاع میکنم، و بحث با دیگران هم به روشن تر شدن و آپدیت بودن من و محک زدن بیشتر و بیشتر تفکرات و استنباط هام در طول زمان کمک میکنه. بهرحال اینا مسائل قطعی و تموم شده ای نیست که بگیم خب نتیجه مطلقا و برای همیشه برامون مشخص شد و دیگه مطلقا نیازی به بحث و تحقیق و پاسخگویی/محک بیشتری نداریم. مذهبیون هر روز در پی آوردن دروغها و فریب ها و استدلال ها و اسناد جدیدی هستن و این حتی من رو با این همه تجربه و اطمینان گاهی تاحد کمی هم که شده به شک میندازه. ولی پیگیری که میشم میبینم طبق معمول چیزی که نتیجه رو عوض بکنه ارائه نکردن و اکثرا مغلطه ها و دروغها و اشتباهات مشابهی درشون پیدا میشه. خلاصه خیلی مسائل ظریف هست. ما همیشه آمادهء پاسخگویی و محک زدن صحت و استحکام تفکرات خودمون و از اون طرف رسوا کردن تفکرات و تبلیغات اشتباه/دروغ و فریب ها هستیم. ضمنا بنده قبلا در بحث با شما به نتیجه و جمع بندی رسیده بودم که دیگه اون بحث رو مسکوت گذاشتید و نگفتید که اشکالش چیه! (همون بحث که آخراش گفتید که خدای شما منشاء اثر نیست و از این حرفا). البته من این روزها دیگه زیاد وقت و اولویت بحثهای طولانی رو ندارم، ولی همین گذری بعضی وقتا وقت میکنیم بحث میکنیم. اصل راه رو قبلا طی کردم و سالها دیدم که مذهبیون چند مرده حلاجن و چی در چنته دارن و مخالفان چی! باید بگم روز به روز هم مطمئن تر شدم که باورهای مذهبی و ادیان و خداشون ایراد دارن.
اگر بتونی هدفی معقول تر از آنچه قرآن برای وجود انسان ذکر کرده (عبادت کردن برای رسیدن به رستگاری) به من معرفی کنی من همینجا کافر شدن خودم را علنا بیان می کنم و دست از تمام عقایدم می کشم.
اول ببین می تونی یه گزاره منطقی و عقلانی بر درستی راهی که در حال طی کردن اون هستی اقامه کنی بعد دنبال خرکش کردن بقیه و کشوندن اونها به این راه باش !
من که در شک هستم و راه خاصی را طی نمیکنم اما مطمئنم که اسلام ایراد دارد علت اینکه این تاپیک را زدم بحث بر سر ایراد داشتن یا نداشتن اسلام نیست بلکه بر سر این است که چرا با وجود ایرادات واضح در اسلام مسلمین دست از ایمانشان نمیکشند پس شما که نظرت اینه که اسلام ایرادی نداره حرف هایتان برای من بی معنی هست و من به اندازه کافی تحقیق کرده ام و میدانم که اسلام ایراد دارد.