بازی : آموزش

برگ ۲ از ۴

Dariush #۵۱

خب خوب است، من این شانس را داشته‌ام که در عینِ بازیکن نبودن، با زنانِ نسبتا پرشماری رابطه داشته باشم( تعدادِ رابطه‌های بلند مدتم، کمتر از انگشتانِ یک دست است البته) اما هرگز آنطور که باید زنان را نشناختم تا اینکه امیر در پاسخ به آن پرسشی که در همین جستار از او پرسیدم حقیقتی را با من در میان گذاشت که درک و باورش برایم بسیار دشوار بود. این بود که در این مدت کوشیدم بیشتر و بیشتر با بازی آشنا شوم، این بود که زوایای پنهانِ بس هیجان‌انگیزی از طبیعتِ زنان بر من آشنا گشت که در صورتِ ناآشنا ماندن با زنان تا ابد برایم کشف نشده باقی می‌ماندند. من احتمالا هرگز بازیکن نخواهم شد، ولی بازی را بسیار کاربردی و شامخ همیشه در نگر خواهم داشت.

راست‌اش در بیرون بازیکنانی که من دیده‌ام تماما با شما و امیر متفاوت بوده‌اند چنانکه تحمل‌شان بیش از چند دقیقه برایم براستی دشوار بود،

خوشحالم که دوستی چون شما را اینجا برای هم‌صحبتی در این مورد می‌یابم. امیر چند روزی اینجا در این مورد نوشت اما بعد با رفتن‌اش (که احتمالا چند ماهی طول خواهد کشید) پرسش‌های بی‌پاسخِ پرشماری را برایمان به ارث گذاشت، شاید هم برای شما کارزایی کرده😜.

Crusader #۵۲
Dariush

راست‌اش در بیرون بازیکنانی که من دیده‌ام تماما با شما و امیر متفاوت بوده‌اند چنانکه تحمل‌شان بیش از چند دقیقه برایم براستی دشوار بود

دلیل احتمالا آنجاست که دستگاه فکری شما با بازیکنان تفاوت ماهوی دارد. من قبلا هم گفتم بازیکن در تعریف ساده و ابتدایی یعنی کسی که تمام ستون‌های زندگی خویش را بر اساس «کُس» می‌چیند. بازیکن نه کاری به اگزیستانسیالیسم و سارتر و ... دارد و نه مایل است پیرامون آنها بداند، محور زندگی او پیرامون کُس کار میکند و در تمام عرصه‌های اجتماعی خط محور را حفظ میکند. بیشتر بازیکنانی هم که من دیده‌ام تجربی کار میکنند و گرچه مفهوم نگ را اصولی و تئوریک نمیدانند اما با آن آشنایی کامل دارند. اما اینها تعریف هستند و همانطور که گفتم بیشتر مردان طیفی از خصایل بتا، آلفا و بازیگری را دارند، باید ببینیم کفه‌ی ترازو به سمت کدام تعریف سنگینی میکند. من مرد بتایی را دیده‌ام که یکی چند ویژگی بازی را چنان خوب و تجربی اجرا میکرد که اشتیاق دختران جمع را به خود جذب میکرد. اما برای «نگاه» داشتن دختر، همچنانکه اعتراف کردید بازی استلزام ضروری برای شما دارد. فکر میکنید چرا بعد از ازدواج حرارت داغ رابطه‌ به سرعت سرد میشود و مرد آلفای خواستنی برای دختر تبدیل به مرد خیکی دور انداختنی میشود؟! بله، برای اینکه مرد در رابطه‌ی بلندمدت سرمایه‌گذاری اشتباهی کرده بود، همین که «تمام» زندگی خود را با همسرش شریک میشود و دختر او را «فتح» میکند یعنی کارکتر مرد آلفا کاملا فتح شد و دیگر هیچ چیز «مرموز» و کمترین میزانی از جذابیت را ندارد. یکی از اصول بازی همینست که شما بُعد مرموز زندگی خود را هرچه بیشتر تقویت میکنید و «ذهن» دختر از آن بُعد مخفی و پنهان همچنان سیگنال آلفای پیش‌بینی‌ناپذیر را دریافت میکند. بعد از ازدواج اما مردان نمیدانند و فکر میکنند اگر تمام زندگی خود را با دختر سهیم شوند لابد دختر به آن‌ها اعتماد و اشتیاق بیشتری پیدا میکنند. پس بهوش باشید که همیشه خط قرمز را حفظ کنید، برای خود حریم شخصی و مرموزی داشته باشید که دختر هرگز اجازه‌ی ورود به آن را ندارد و همیشه آن بُعد از شخصیت شما برای او جای سوال باشد. این یعنی پیش‌بینی‌ناپذیری و آلفابودگی. فاتح شدن دختر به شما اما یعنی بتابودگی. پس بتاهای کُس‌لیس بعد از ازدواج بدانند که تمام شخصیت خود را برای دختر رو نکنند، امروزه ما به سبک سنتی زندگی نمیکنیم، هجمه‌ی فرهنگی «مرد خوب» را از ذهنتان بریزید به توالت، ما در دوران مدرنیته زندگی میکنیم و همانطور که دوست عزیزی فرمودند آلفاپرستی مجددا حاکم شده است. دخترها میروند سراغ پسر پیش‌بینی‌ناپذیر شرور، نه بتای کُس‌لیس پیش‌بینی‌پذیر و منظم.
پس بازی را بیاموزید و برای هرنوع ارتباطی از آن با دخترها استفاده کنید، لازم نیست خودتان را «بازیکن» بخوانید و سقف وزین زندگی خود را بر اساس جلب تمایل کُس‌ها بسازید، همین که اصول مهم بازی را بدانید برای شما کفایت میکند.

Crusader #۵۳

Pre Selection

می‌خواهم کمی درمورد این رانه‌ی پرقدرت که می‌تواند رابطه‌ی جنسی و عاطفی شما یا دختران را تماما تحت تاثیر قرار می‌دهد بگویم: Pre Selection
پیش از آن باید این ویدئو از میستری بزرگ را ببینید تا به تاثیر محیرالعقول آن پی ببرید، بی‌شک برای ما بازیکنان کلاس زندگی خواهد بود.

https://www.youtube.com/watch?v=RfYspQaxPp0

بله، هیچ چیزی به اندازه‌ی pre selection یا پیش‌گزینی در روابط جنسی شما سایه نمیاندازد، شما باید و می‌باید به هر نحو ممکن، چه بطور ذهنی و چه عینی «وانمود» بکنید که توسط دختران دیگر «پذیرفته» شده‌اید و در لفافه مدام از دوست‌دخترهای قبلی خود خاطرات کذایی بلغور کنید. امگاهای باکره که خود را برای دختران تنگ و کُس‌ندیده جلوه می‌دهند هرگز کمترین میزانی از جذابیت را برای زنان ندارند، نخواهند داشت. در عوض مردی که شمار روابط عاطفی بالاتری داشته باشد برای زنان «اثبات‌شده» به نظر می‌رسد، یادتان باشد پیش‌گزینی یعنی شما توسط زنان تایید شده‌اید.
شما می‌توایند به چند طریق با این رانه در ذهن دختر بازی کنید. اولین متودی که من هم در آن پاسخ به شدت مثبت گرفتم لاس زدن با دخترهای دیگر در برابر چشمان دوست‌دخترتان است، نه لاس زدن مفعولی و تلاش برای کُس‌لیسی، بلکه لاسیدن فاعلی و مقتدر. (ویدئو میستری را در این باره ببینید)
در این روش شما با دوستان خود برای تفریح و گشت و گذار بیرون رفته‌اید و نیز دوست‌دخترتان همراه شماست، آن‌گاه برای دخترک دیگری که مجردی آمده رفتاری سراسر آلفا مابانه نشان می‌دهید و دخترک مدام در برابر چشمان دوست‌دخترتان جلوی شما پلاس می‌شود، اینجاست که دوست‌دخترتان می‌بیند شما توسط دختر دیگری هم «تثبیت» شده‌اید و احساس «خطر» می‌کند! خیلی راحت بگویم با این روش تداوم رابطه‌تان را ده برابر کرده‌اید و سیگنال‌های آلفای مقتدر را به سرعت در مغز او تکثیر می‌کنید. اما نه فقط در این مورد، شما باید بتوانید در خیابان، پاتوق، دوستان و یا هر نوعی از روابط اجتماعی دیگر با دخترها رفتاری مقتدر و آلفا داشته باشید، این را فراموش نکنید که این روش باید در برابر چشمان دوست‌دخترتان اتفاق بیفتد.
پس هیچ چیز به اندازه‌ی پیش‌گزینی برای زنان جذابیت ندارد. علاوه بر این شما باید از خاطرات خود با دخترهای قبلی کُس‌وشعر بگویید و تظاهر کنید «قبلی‌ها» همواره عاشق شما بوده‌ و هستند.
اما اگر روش قبلی برایتان مقدور نبود، متود دیگری که من آزمودم و در آن پاسخ مثبت گرفتم را با شما در میان می‌گذارم تا یک ایده به شما در این مورد بدهد، در این روش شما نیاز به شخص ثالثی ندارید و باید دروغ بگویید:
بطور دروغی تظاهر می‌کنید که برایتان موقعیتی پیش آمده و چند روزی‌ست که با دختری دوست شده‌اید، این کار را در میانه‌ی رابطه انجام بدهید تاثیر شگفت‌آورتری می‌گذارد! روش کار من به این ترتیب بود که یکبار برای بازی کردن با پیش‌گزینی و حسادت دخترانه ماجرای دروغینی را با شرح جزئیات برای دوست‌دخترم توضیح دادم. در این تئوری دقت کنید که نباید ناگهانی برگردید و بگویید من با کس دیگری دوست شده‌ام، باید خود دختر شما را سوال‌پیچ کند که کجا بودی؟ داشتی چکار می‌کردی چرا جوابم را نمی‌دادی چرا اشغال بودی و ... سپس شما برای بیان «صداقت» خود ماجرای کذایی را تشریح می‌کنید. دختری که من روی او این روش را آزموده بودم علنا زمین را گاز می‌گرفت و دو ساعت تمام در حال گریه و زاری بود، پس این روش هم صد امتیاز مثبت برای من به ارمغان آورد! 1. قانون «یک پا بیرون در» را رعایت کردم 2. رانه‌ی پیش‌گزینی دختر را به بهترین شکل ممکن قلقلک دادم.

این دو روش به شما دوستان یک نمونه می‌دهد که چطور با «پیش‌گزینی» بازی کنید و خودتان را تثبیت شده بنمایانید. پس یادتان باشد، اولین قانونی که در دختربازی باید رعایت کنید چیزی جز پیش‌گزینی نمی‌باشد، و شما همانطور که در عینیت (روش اول) پیش‌گزینی می‌کنید ذهنیت این رانه را هم (روش دوم) باید مد نظر داشته باشید. من اقسام پیش‌گزینی را در گشایش‌های خودم نیز بارها آزمودم و جواب مثبت گرفتم. اما در آن افراط نکنید که افراط در بازی در هر روشی برایتان ریسک بزرگی به شمار میاید.

Crusader #۵۴

کلید موفقیت در بازی : اعتماد به نفس

بازیکنان تازه‌کار باید بدانند که بازی‌های برنگرا به سبک میستری موفقیت‌های خود را از طریق افزایش «پیشنهادهای دوستی» بدست میاورند. شما ممکن برای ده دختر آستین بالا بزنید و در هر ده مورد به طرز مفتضحانه شکست بخورید. به هیچ عنوان نباید نگران شوید، یکی از اصول مهم بازی‌های برونگرا «اعتماد به نفس» شماست. زمانی که اعتماد به نفس خودتان را از دست بدهید یعنی همه چیزتان را باخته‌اید، و باید بازی را هم کنار بگذارید. پس یادتان باشد، افزایش موفقیت تنها با افزایش پیشنهادها و گشایش‌ها همراه است. من در آینده برای گشایش و باز کردن سر صحبت با دختران چندین ایده‌ی تجربی به شما می‌دهم تا با یاری سبک بازی خودتان و به انعطاف شرایط آنها را بکار بگیرید. ولی باز هم تکرار می‌کنم، در هر ده گشایش قریب به یقین شما نیمی از آنان را شکست می‌خورید، و پیروزی و فاتح آمدن در نیمه‌ی دیگر به بازی شما بستگی دارد. افزایش گشایش‌ها منجر به افزایش پیروزی‌هایتان می‌شود. کسی که به دختری پیشنهاد می‌دهد و یا گشایش خیابانی می‌کند و ... اما توسط دختر به بدترین شکل ممکن داغ می‌شود و بعد سرخورده و غمین، یکی از اصول مهم بازی را زیر پا می‌گذارد: هرگز نباید دخترها را جدی بگیرید، همیشه رفتارهای دختران «بامزه» و «خنده‌دار» است! پس بازیکنی شجاع باشید که «نه» گفتن دخترها به پشم کیر او هم نیست و سریعا می‌رود سراغ دختر بعدی.

من در آینده گشایش‌ها را طبقه‌بندی می‌کنم و برای هر کدام به شما نمونه می‌دهم. اما اساسا یکی از چیزهایی که دختران را صدبرابر شیفته‌ی شما می‌کند صدا و نوع بیان شماست که با ضریب اعتماد به نفستان رابطه‌ی مستقیم دارد. این مهم در تمامی گشایش‌ها فاکتور حائز اهمیتی به شمار می‌رود، شما اگر تته پته کنید و برای پیشنهاد دادن عرق شرم بر پیشانی بریزید هرگز هیچ‌جایی کیر خر هم بهتان نمی‌دهند! دخترها به صدای مردانه، نوع بیان جذاب و فریبنده که برآمده از اعتماد به نفس شماست تمایل دارند. ویدئوی زیر را در این باره ببینید، به نظر من درست به نظر می‌رسد و بارها نمود عینی «ذهن‌پردازی» آن را به طرز عجیبی آزموده‌ام. ببینید و به جادوی صدای مردانه پی ببرید! بنابراین اگر شما تیپ و قیافه‌ی چندشی هم داشتید باید روی صدا و نوع بیان خودتان در هر موقعیتی حساب ویژه‌ای باز کنید و اگر بازیکن خبره‌ای باشید براحتی با جادوی بیان و زبان چربتان دختران را عاشق و شیدا خواهید کرد:

دکتر انوشه و تاثیر صدای مردان روی دخترها

Dariush #۵۵

ضمیمه‌‌ای که در این پست می‌آید بی‌هیچ تبصره‌ای باید تبدیل به انجیلِ هر مردی، به ویژه بازیکن‌ها شود. از نگاهِ من Rollo Tomassi شایسته‌ترین کس برای لقبِ ابرمرد است! این کتاب حدود 300 صفحه است و وقتی آن را به پایان می‌رسانید نمی‌توانید خود را برای بازخوانی‌اش کنترل کنید. گاهی چنان حقایقی در آن می‌بینید که تا پیش از این هرگز برایتان قابلِ تصور نبود. در این کتاب شما درباره‌ی هر چیزی که به مباحثی زنامرد مربوط باشد خواهید خواند با این تفاوت که اینبار اینها را از زبانِ یک نویسنده‌ی بازیکنِ قهارِ روانشناسِ آنتی‌فمنیست می‌شنوید. او حرفهای نابی دارد که احتمالا هرگز آنها را از جانبِ کسانی چون میستری و استایل نخواهید یافت. پس بی‌هیچ وقت‌تلف‌کردنی این کتاب را دانلود کرده و بخوانید.

آپدیت: این اثر مشمولِ قانونِ کپی‌رایت است، به همین خاطر من نتوانستم آن را آپلود کنم. دوستانِ ایرانی با اندکی سرچ در اینترنت می‌توانند (احتمالا) آن را به راحتی پیدا کنند.

Russell #۵۶
Dariush

ضمیمه‌‌ای که در این پست می‌آید بی‌هیچ تبصره‌ای باید تبدیل به انجیلِ هر مردی، به ویژه بازیکن‌ها شود. از نگاهِ من Rollo Tomassi شایسته‌ترین کس برای لقبِ ابرمرد است! این کتاب حدود 300 صفحه است و وقتی آن را به پایان می‌رسانید نمی‌توانید خود را برای بازخوانی‌اش کنترل کنید. گاهی چنان حقایقی در آن می‌بینید که تا پیش از این هرگز برایتان قابلِ تصور نبود. در این کتاب شما درباره‌ی هر چیزی که به مباحثی زنامرد مربوط باشد خواهید خواند با این تفاوت که اینبار اینها را از زبانِ یک نویسنده‌ی بازیکنِ قهارِ روانشناسِ آنتی‌فمنیست می‌شنوید. او حرفهای نابی دارد که احتمالا هرگز آنها را از جانبِ کسانی چون میستری و استایل نخواهید یافت. پس بی‌هیچ وقت‌تلف‌کردنی این کتاب را دانلود کرده و بخوانید.

آپدیت: این اثر مشمولِ قانونِ کپی‌رایت است، به همین خاطر من نتوانستم آن را آپلود کنم. دوستانِ ایرانی با اندکی سرچ در اینترنت می‌توانند (احتمالا) آن را به راحتی پیدا کنند.

دقیقا 👍
من تنها اضافه کنم که مطالب کتابش همان پست‌هایِ مهمتر وبلاگش است که بصورت کتاب (برای سهولت و ارائه‌یِ راحتتر) درآمده.

داریوش جان از بازیکنان دیگر هم کتاب‌داری قرار بده، یا حداقل برای من پ.خ کن.

Philo #۵۷
Ouroboros

افراط در بازی!
آدمهای تازه‌کار و ناشی اغلب از یک فرمولی که جواب می‌دهد زیادی و نابجا استفاده می‌کنند. برای اینکه در برابر بدترین نوع متصور اشتباهات مقاوم بشوید این قانون را رعایت بکنید «سه تا از دست چپ بده، یکی از دست راست»، در برابر هر سه نگی که می‌زنید یک تعریف بکنید، در برابر هر سه شوخی یک حرف جدی هم بزنید و ... حواستان باشد که تصویر کنونی شما در ذهن او طی مدتی طولانی شکل گرفته و تغییر آن باید آهسته و پیوسته باشد. الان احتمالا تصور کرده اتفاق خاصی افتاده، در حالی که او «متوجه» هیچ چیز نباید بشود و تغییر باید آنقدر آرام‌آرام اتفاق بیافتد که آنرا حس نکند. پس برگردید به همان شرایط قبلی، فقط هر بار او را دیدید یک نگ بزنید، هربار گه‌تست کرد به آرامی آنرا رد بکنید(جوابهای آن‌چنانی نمی‌خواهد، یک موافقت و تشدید ساده کافی‌ست)، از هر سه درخواست او یکی را مسخره بکنید و به ان نه بگویید و ... خلاصه آرام آقا جان، چه خبر است!؟ رسیدن از بتا به آلفا باید سه ماه طول بکشد نه سه روز. اگر می‌خواستید رابطه‌ی جدیدی را شروع بکنید به شما می‌گفتم که همه‌ی توان خود را یکجا بکار بگیرید، اما این دختر اکنون از شما یک برداشت و تصوری دارد که یک شبه آنرا برهم زدن چندان مناسب نیست. حداقل اگر حفظ او برایتان مهم است؟ اگر مایل به قمار هستید و باکی نیست، همین روال کنونی را ادامه بدهید، اما اگر زیاد سرمایه‌گذاری کرده‌اید و برایتان مهم است آرام‌آرام تغییر بکنید نه طوفنده و ناگهانی!

بله، همین کارا رو کردم، تا حدی جواب داد. اما حس خوبی ندارم. من آدم خوبی بودم، الان دیگه نیستم.

Nevermore گرامی، نه حدست اشتباه بود.

Mehrbod #۵۸
Philo

بله، همین کارا رو کردم، تا حدی جواب داد. اما حس خوبی ندارم. من آدم خوبی بودم، الان دیگه نیستم.

وژداندرد شما نابجاست, دختران برای هزاره‌ها از این ترفند‌ها و بدتر اش زده‌اند و میزنند بی اینکه یک جو وژداندرد بگیرند.

هر رفتاری را باید بفراخور و بسزای همان پاسخ داد.

undead_knight #۵۹
Mehrbod

وژداندرد شما نابجاست, دختران برای هزاره‌ها از این ترفند‌ها و بدتر اش زده‌اند و میزنند بی اینکه یک جو وژداندرد بگیرند.

هر رفتاری را باید بفراخور و بسزای همان پاسخ داد.

والا من کاری به اخلاقی بودن یا نبودن کار شما ندارم ولی اگر فکر میکنید این کار "ذاتا" نادرسته ولی در مقابله به مثل "درست" میشه دچار سفسطه شدی:
Fallacy: Two Wrongs Make a Right

Mehrbod #۶۰
undead_knight

والا من کاری به اخلاقی بودن یا نبودن کار شما ندارم ولی اگر فکر میکنید این کار "ذاتا" نادرسته ولی در مقابله به مثل "درست" میشه دچار سفسطه شدی:
Fallacy: Two Wrongs Make a Right

اگر کسی میخواست ما را بکشد, بر پایه‌یِ سخن تو ما نباید او را در پدافند از خود بکشیم, اگرنه دچار سفسته‌یِ نامبرده میشویم!

در همینباره سه باری پاسخ ات را داده‌ام, ولی هیچبار نخوانده‌ای و همینجور توتی‌وار سخن ات را میزنی: بنگاه سفسته یابی - برگ 32

دو تا - هم رفتار را درست و همان + میکنند. در روانشناسی زیستیک سازوکار negative reinforcement از پایه همین است, با دادن - به رفتار -, برآیند + خواهیم گرفت:

Crusader #۶۱
Philo

بله، همین کارا رو کردم، تا حدی جواب داد. اما حس خوبی ندارم. من آدم خوبی بودم، الان دیگه نیستم.

کسی باید حس خوبی نداشته باشد که مثل انگل به مردان می‌چسبد و تمام حقوق و دارایی ایشان را تا ذره‌ی آخر به نام خود می‌کند و سال‌ها از دست‌رنج شوهر مفت مفت نشخوار می‌کند. بعد از چهار سال هم مهریه‌ی میلیونی می‌گیرد و می‌رود با مرد دیگری لاس می‌زند!

Russell #۶۲
Philo

بله، همین کارا رو کردم، تا حدی جواب داد. اما حس خوبی ندارم. من آدم خوبی بودم، الان دیگه نیستم.

The Second Set of Books |

Ouroboros #۶۳

چگونه دوجنسه‌ها را تشخیص بدهیم؟

برای هر بازیکنی در هر مقطعی، توانایی تشخیص مردان بیمار و منحرفی که تصمیم گرفته‌اند برای دسترسی به مزایای بی‌شمار زنی و خلاصی از مسئولیت‌های بی‌شمار مردی خود را مجروح کرده‌اند در میان مهمترین قابلیت‌هاست. خوشبختانه شخص دیگری در بازگشت پادشاهان این زحمت را برعهده گرفته و مقاله‌ای بسیار خوب برای این موضوع نوشته بنام «۸ راه شناسایی یک ترنس‌سکشوال». آنرا بخوانید و بکار بگیرید زیرا برخلاف آنچه اکنون گمان می‌کنید، تشخیص اینها اصلا کار آسانی نیست و شمارشان در ایران بسیار بیش از آنست که گمان می‌کنید:

یا :

دشواری ما ایرانیان دو صد چندان هم هست زیرا «داف» و «دوجنسه» هر دو می‌روند پیش یک جراح پلاستیک و قیافه‌های ایشان به یک اندازه مصنوعی و تقلبی و تخمی‌ست:


گروهی «داف شاخ» یا «دوجنسه‌ی شاخدار»؟ 😄

من بر هشت مورد آمده در مقاله‌ی بالا، دو نکته برای افزودن دارم که «تجربه‌ی شخصی» خودم است:

۱. او زیادی خوش‌رفتار است: در چنین مواقعی خودشیفتگی ِ امگاوار بر ضد شما عمل خواهد کرد. دختری چنین تقلبی، چنین عملی و چنین لاشی در جهان واقعی، اخته‌سازی مردان را به مرحله‌ی روحانی رسانده و از آن یک سبک هنری جدید اختراع کرده. در شرایط عادی او شما را به صلیب می‌کشد، آهن داغ می‌گذارد و پیش از آنکه آرام بگیرد و بند تنبان را بگشاید و خود را وا بدهد، دستکم ده ابرگه‌تست ِ آن جهانی به سر شما خواهد رید! پس اگر این داف لاشی به جای تحقیر، تمسخر، دست انداختن، ریشخند، توهین و تودهنی پشت سر هم، آن سوی میز آرام و محجوب و مؤقر نشسته انگار ماری آنتوانت، بدانید یک جای کار می‌لنگد. با احتیاط تردد بکنید که میدان مین است!

۲. بازی به روی او جواب نمی‌دهد، اما یک ورژنی از ضدبازی چرا!: این‌ها هرچند با هورمن‌درمانی به ارزش میلیونها تومان وجوهات بیولوژیکی ِ «برساخته‌ی اجتماعی» و «مفهوم فرهنگی» خود را عوض کرده‌اند و در ظاهر بسیار زن‌نما شده‌اند، هنوز در کنش و منش مردانی امگا هستند که به تمام اوهام آن مردان درباره‌ی رمنس و عشق و ... پایبند مانده‌اند. تصور بکنید سر قرار با دختری ۹ از ۱۰ نشسته‌اید که هرچه بیشتر بازی دسته اول خود را رو می‌کنید بیشتر در خود فرو می‌رود، چگونه چنین چیزی ممکن است؟ و از کجا می‌توان تشخیص داد که آیا بازی شما ول‌مطعل است و ناخودآگاه سوتی داده‌اید یا او «زن» نیست؟ یک راه ساده: بتابازی در بیاورید، اگر «دختر» بیشتر در خود فرو رفت، یعنی بازی شما ایراد داشته، اگر پاسخ او به بتابازی مثبت بود یعنی با یک فقره دوجنسه‌ی فرد اعلی روبرو هستید، عذر مستراح رفتن بطلبید و دعا بکنید که توالت پنجره داشته باشد!

Ouroboros #۶۴

روشنگری پیرامون یک انحراف

زنان هیچ علاقه‌ای به «تسلیم» مردان شدن ندارند!
بله، تعجب کردید؟ حقیقت است. برخلاف تصور سنت‌گرایان زن هیچ علاقه‌ای ندارد که تسلیم یک مرد بشود، آنچه زن می‌خواهد، این است که توسط مردی شایسته «فتح» بشود. میان ایندو تفاوتی ظریف، اما بسیار مهم و تعیین کننده هست. در‌واقع تفاوت میان عشق و سلطه، «عشق‌بازی» و «تجاوز جنسی» همینجاست، آن لحظه‌ای که زن به انگیزش محرکی بیرونی ناگزیر به تسلیم می‌شود(محرک بیرونی از قبیل «خدا گفته»، یا نیاز مالی، یا نیاز به سرپناه و ...)، یا در‌واقع مُدلی از تسلیم که مرد بتا دریافت می‌کرده(ازدواج=سکس در برابر خدمات)، بدترین احساس ممکن را دارد و لحظه به لحظه‌ی آن زندگی برایش شکنجه‌ای مداوم است(رجوع بکنید به نوشته‌های فمینیستی!).

آنچه زن می‌خواهد جایزه‌ی زندگی، «ثمره»ی تلاشهای آن مرد در غلبه به دیگر مردان بودن است. زن می‌خواهد مردی برازنده به شکار او بیاید، از تله‌ها و دامها و «گه‌تست»هایی که بی‌شمار مردان دیگر در آن جان داده‌اند بگریزد، و تنها زمانی که دیگر هیچ مانعی باقی نمانده، و زن از ارزشمندی آن مرد و شایستگی او برای رهبری زندگی مشترکشان اطمینان پیدا کرده است که پرچم صلح بالا می‌رود و عفریته‌ی زهرآگین ِ خبیث پنج دقیقه پیش می‌شود دختربچه‌ی معصوم و مظلوم کنونی(رجوع بکنید به تمام رمان‌های عاشقانه‌ی نوشته‌ی زنان).

تسلیم شدن در‌واقع نتیجه‌ی فتح شدن است، فرمان‌برداری منتج از شکست است در اثبات عدم شایستگی ِ شما، و دریافت عشق زن پاداش این پیروزی. پس این توهم در میان برخی بازی‌آموزان و بتاچه‌هایی که تازه با مفاهیم بازی آشنا شده‌اند مبنی بر اینکه زن گویا علاقه دارد تسلیم و فرمان‌بردار مرد باشد جا برای بدفهمی زیاد دارد و روشی بسیار ناجور جهت بیان مفهومی پیچیده است. بدانید که تسلیمی در کار نخواهد بود مگر تنها پس از آنکه همه‌ی سدهای دفاعی، گه‌تستهای بی‌شمار، تلاشهای پی‌درپی جهت به زانو در آوردن و فریبکاری‌های بسیار پیچیده‌ی زنان را پشت سر گذاشته‌اید و ظفرمند از کارزار نبرد با آن‌ها بیرون جهیده‌اید، و تازه آن زمان نیز تداوم و تثبیت این سلطه مشروط و متزلزل به سربلندی شما در گه‌تستهای ِ فصلی اوست. زن در قدم به قدم این «تسلیم» با شما مبارزه خواهد کرد و در برابر آن مقاومت نشان خواهد داد.

افزون بر این، نیز بدانید که هیچ روشی برای از دست دادن اشتیاق زن موثرتر از «توقع تسلیم» از او داشتن در طول دوره‌ی مخ‌زنی نیست، اینکه از لحظه‌ی اول توقع فرمان‌برداری داشته باشید تمام آلارمهای دفاعی او را بی‌موقع و زودتر از هنگام به صدا در می‌آورد، یعنی او شما را می‌بیند و آگاهانه از چنگتان می‌پرد. ما می‌خواهیم زیر رادار پرواز بکنیم، و آرام‌آرام، دانه‌دانه و زیرجُلی آن‌ها را از کار بیاندازیم چنان که زن نفهمد چه شد. اقدام مستقیم به سلطه‌ورزی در بهترین شرایط با مقاومتی صدچندان شدیدتر که بازی‌آموز تازه‌کار هرگز قادر به برآمدن از عهده‌ی آن نیست، و در نتیجه کاهش جذابیت همراه خواهد بود و در شرایط بدتر سیلی و اردنگی در انتظار شماست!
پس با کلاه و شمشیر پولادین به نبرد زنان نروید. از تست‌های فرمان‌برداری کوچک و ناخودآگاهی استفاده بکنید که زن چاره‌ای بجز فرمان‌برداری ندارد، «شیشه رو بده بالا»، «یه دقیقه ساکت، من یه زنگ بزنم»، «بشین»، «یه دقیقه اینو نگه دار»، «برو/بیا» و ... سایز تست مهم نیست اثر آن ناخودآگاه و پنهانی‌ست، نفس اینکه شما دستور داده‌اید و او پیروی کرده، ارزش شما را در نظر وی به نحوی ناخودآگاه ارتقاء خواهد داد. عکاسان ِ مدلینگ بی‌شمار کُس مرغوب می‌کنند زیرا دستورهای ضمنی و «معصومانه»ای که به مدلها می‌دهند جایگاه ایشان را در نظر زنان صد برابر، هزار برابر ارتقاء می‌دهد. «اینجوری وای نستا»، «یه کم به چپ»، «سرتو برگردون اینور»، «کمتر لبخند بزن» و … همین است، دستورات کوچک و معصومانه و ظاهراً بی‌منظور، هرچه بیشتر بهتر + بازی برجسته = فرمان‌برداری.

tl,dr : زنان نمی‌خواهند تسلیم بشوند، دوست دارند فتح بشوند. توقع تسلیم از ایشان نداشته باشید و آمادگی روبرو شدن با مقاومت سنگین در هر مرحله از دلبری را داشته باشید.

Ouroboros #۶۵

یک مورد از تجربیات شخصی من در زندگی که بدرد هر دو جنس می‌خورد:

هرگز به دختری که عقده‌ی الکترا و پسری که عقده‌ی اودیپ ندارد اعتماد نکنید! وجود ایشان پر است از کثافات جورواجور و رنگارنگی که برخورد با آنها بازی شما را ویران خواهد کرد. زنانی که از پدر خود به هر نحوی بدگویی می‌کنند را بلافاصله دور بیاندازید و پسری که عاشق مادر خود نیست را به دوستی نگیرید.

مردی که عاشق مادر خود نیست = اُمگا
زنی که عاشق پدر خود نیست = ابرلاشی

هر دوی اینها بازنده‌های اجتماعی هستند و راهی برای ارتباط عاطفی و جنسی سالم با جنس مخالف نمی‌شناسند. لاشی به زیر مردان افتادن را تنها راه جلب توجه ایشان دریافته و امگا در انزوای جنسی یا سطل زباله بسر می‌برد. هر دوی اینها آرامش زندگی و سلامت روانی شما را تهدید خواهند کرد. عینیت هم هیچ توجیهی نیست، خود من هیچ مادر استثنایی نداشته‌ام اما با این وجود او را دوست می‌دارم و بی‌نهایت برایش احترام قائلم، چنانکه اگر یک تلفن بزند که «به تو نیاز دارم» من از هزاران کیلومتر آنسوتر خودم را به او می‌رسانم. «پدرم خیلی مرد بدی بود» و نمی‌دانم «معتاد بود» و «کتکمان می‌زد» و ... این چرندیات یعنی ابرلاشی ِ عقده‌ای ِ بیمار که لاشی‌گری و عقده‌ای بودن و بیماری خود را می‌خواهد از طریق انتقال گناه به پدری احتمالا زیادی بتا توجیه بکند. با هر آنچه در توان دارید بگریزید!

Ouroboros #۶۶

من با الهام از شتو یک جدولی برای نمره دادن به مردان هم بنویسم که دوستان بتوانند درکی عینی‌تر از جایگاه فعلی خودشان در هرم قدرت اجتماعی مردان بدست بیاورند:

۱.
در آمد زیر ۱ میلیون : -۲
در آمد بین ۱ تا ۳ میلیون: -۱
درآمد ۳ تا ۵ میلیون: ۰
درآمد ۵ تا ۱۵ میلیون: +۱
> در آمد بیش از ۱۵ میلیون: +۲

۲.
قد زیر ۱۷۵: -۲
قد بین ۱۷۵ تا ۱۸۰: ۰
قد بین ۱۸۰ تا ۱۸۸: +۱
قد بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ : +۲
قد بالاتر از ۱۹۵: -۲

۳.
خانه‌ی مستقل جنوب شهر: ۰
خانه‌ی مستقل وسط یا شرق شهر : +۱
خانه‌ی پدری: -۱
خانه‌ی مستقل شمال یا غرب شهر: +۲

۴.
ماشین زیر ۵۰ میلیون: -۱
بی‌ماشین!: ۰
ماشین بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون: ۰
ماشین بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلیون: +۱
ماشین بین ۳۰۰ تا ۸۰۰ میلیون: +۲
ماشین گران‌تر از ۸۰۰ میلیون: -۱ (دارید کمبود چیزی را جبران می‌کنید)
موتور بالاتر از ۱۰۰ میلیون: +۲

۵.
قیافه‌ی معمولی : ۰
قیافه‌ی زشت: -۱
قیافه‌ی کیری: -۲
قیافه‌ی مردانه: +۲
قیافه‌ی «خوشگل»: +۱

۶.
بدن چاق: -۱
بدن معمولی: ۰
بدن لاغز: -۲ (بله، لاغر در نظر زنان زشت‌تر است از چاق!)
بدن ورزیده: +۱
بدنسازی + ۵ سال : +۲

۷.
تعداد شریک جنسی زیر ۳ = -۲
تعداد شریک جنسی ۳-۸ = -۱
تعداد شریک جنسی ۸-۲۰ = ۰
تعداد شریک جنسی +۲۰ = +۱
تعداد شریک جنسی ۲۰-۱۰۰ = +۲
تعداد شریک جنسی سه رقمی یا بیشتر = -۱ (می‌ترسند از بکن‌-در-رو)

۸.
زیر دیپلم: -۲
دیپلم: ۰
لیسانس: +۱
فوق‌لیسانس: +۲
دکتری: -۲
(پزشکی: -۳! مُهر بتایی‌ست بر پیشانی شما! باید با کُلی بازی آنرا جبران بکنید اگرنه هیچ دختری شما را بجز «کیس ازدواج» نخواهد دید)

۹.
تعداد دوستان مذکر زیر ۳ = -۲
تعدا دوستان مذکر ۳-۵ = -۱
تعداد دوستان مذکر ۵-۱۰ = ۰
تعداد دوستان مذکر ۱۰-۲۰ = +۱
تعداد دوستان مذکر ۲۰-۵۰ = +۲
تعداد دوستان مذکر +۵۰ = -۲ (لش!)

۱۰.

بتای بی‌بازی: -۱
بازی‌آموز تازه‌کار: ۰
بازیکن باتجربه: +۲
بازیکن حرفه‌ای: +۴
منکر بازی: -۱ 😌
«مرد فمینیست»: -۱۰

😝

Dariush #۶۷

بد نیست بدونِ ذکر جزئیات، نمره‌ی خود را بگوییم. من : 6.5 ! ولی آن نمره‌ی منفی ماشین زیر 50 میلیون بی‌انصافی‌ست واقعا...

Russell #۶۸
Ouroboros

بی‌ماشین!: ۰
ماشین بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون: ۰

این رو شوخی می‌کنی؟!!

Ouroboros #۶۹
Dariush

بد نیست بدونِ ذکر جزئیات، نمره‌ی خود را بگوییم. من : 6.5 ! ولی آن نمره‌ی منفی ماشین زیر 50 میلیون بی‌انصافی‌ست واقعا...

انصاف؟ در این جهان؟؟ برای مرد؟؟؟

Russell

این رو شوخی می‌کنی؟!!

Nope
ارزش شما در تناسب با دیگر مردان مشخص می‌شود، و در خیابانی که ماشین یک میلیارد و هشتصد میلیون تومانی تردد می‌کند ماشین صد میلیونی به خودی‌خود ارزشی نخواهد داشت.

Dariush #۷۰
Ouroboros

انصاف؟ در این جهان؟؟ برای مرد؟؟؟ Nope ارزش شما در تناسب با دیگر مردان مشخص می‌شود، و در خیابانی که ماشین یک میلیارد و هشتصد میلیون تومانی تردد می‌کند ماشین صد میلیونی به خودی‌خود ارزشی نخواهد داشت.

شما در موردِ ایران سخن می‌گویید؟ ماشین هشتصد میلیونی و یک میلیارد تومانی چند درصد از ماشین‌های ایران را در بر می‌گیرد؟

Russell #۷۱
Ouroboros

Nope
ارزش شما در تناسب با دیگر مردان مشخص می‌شود، و در خیابانی که ماشین یک میلیارد و هشتصد میلیون تومانی تردد می‌کند ماشین صد میلیونی به خودی‌خود ارزشی نخواهد داشت.

راستی وضعیت موتور زیر 100 میلیونی چیست؟

Ouroboros #۷۲
Dariush

شما در موردِ ایران سخن می‌گویید؟ ماشین هشتصد میلیونی و یک میلیارد تومانی چند درصد از ماشین‌های ایران را در بر می‌گیرد؟

اصلا مهم نیست، مهم اینست که هر دختر +۸ با یک پراید قرضی می‌تواند پنجشنبه شب برود نیاوران یا اندرزگو و از یک پسر Z4 سوار شماره بگیرد. بنابراین تویوتای شما، بطور «مستقل» از باقی چیزها، باید با آن Z4 رقابت بکند. البته که همه چیز به محیط پیرامون بستگی دارد ولی الان اگر شما می‌خواهید با دخترهای +۸ بطور رندم آشنا بشوید در همین بازار باید وارد رقابت بشوید.

Dariush #۷۳

دارم کم کم ناامید می‌شوم!😓 اینطور که کلاس‌مان به کلی تعطیل است! اگر قرار باشد با آن 5 درصد بالایی مقایسه بشوم که هرگز هیچ دختر بالای 8 گیرم نخواهد آمد!

Ouroboros #۷۴
Dariush

دارم کم کم ناامید می‌شوم! اینطور که کلاس‌مان به کلی تعطیل است! اگر قرار باشد با آن 5 درصد بالایی مقایسه بشوم که هرگز هیچ دختر بالای 8 گیرم نخواهد آمد!

نه اینگونه هم نیست، بستگی به محیط هم دارد. بسیاری دختران +۸ هستند که هرگز اعتماد بنفس ارتباط با پسران +۸ یا «آلفاهای کلاسیک» را ندارند، اینست که یک مانتوی خوش‌نویسی شده می‌خرند و یک تار دست می‌گیرند و می روند با این «آلفا در محیط»های هیپستر ِ تیریپ «هنری» و ... در انقلاب پر است از این دختران!

Ouroboros #۷۵
Russell

راستی وضعیت موتور زیر 100 میلیونی چیست؟

راستش نمی‌دانم موتور در ایران بسیار «خز» شده، من در اینجا تجربه‌ی موتورسواری ندارم و نمی‌دانم «پاخور» آن چگونه است ولی خب مدلهای تزئینی/مسابقه‌ای آن می‌شود سواری آلفا، مدلهای«کاری» آن می شود امگا. این مدلهای بینابین مثل پولس و .. هم می‌شوند بتا! 😌

Crusader #۷۶
Dariush

دارم کم کم ناامید می‌شوم!😓 اینطور که کلاس‌مان به کلی تعطیل است! اگر قرار باشد با آن 5 درصد بالایی مقایسه بشوم که هرگز هیچ دختر بالای 8 گیرم نخواهد آمد!

آیا جز اینست که جایگاه شما در هرم قدرت تنها در تناسب با زنان برایتان اهمیت دارد؟ بازی یعنی همین که جایگاه خود را در هرم قدرت بطور کاذب ارتقا دهید، پس جای نگرانی وجود ندارد.

Ouroboros #۷۷
Dariush

او حرفهای نابی دارد که احتمالا هرگز آنها را از جانبِ کسانی چون میستری و استایل نخواهید یافت.

«استایل» که زباله است و کتاب او احتمالا بدترین اتفاقی‌ست که برای جامعه‌ی بازیکنان افتاده، میستری را ولی امروز شما بی‌اهمیت تلقی می‌کنید درست به مثابه‌ی دانشجویان اقتصاد که مارکس به نظرشان بی‌اهمیت می‌آید زیرا «حرف جدیدی» ندارد. آنها در نظر نمی‌گیرند که مارکس نخستین کسی بود که راجع به این موضوعات صحبت کرد و به آنچه وجود داشت اسم داد و شروع کرد به طراحی کردن فرمولی برای بازشناسی و حتی تغییر آن. میستری هم اهمیتی دقیقا از همان جنس دارد. مطالعه‌ی او امروز شاید به اندازه‌ی پانزده سال پیش مفید به نظر نرسد ولی فراموش نباید کرد که این مرد یک تنه پیچیده‌ترین و درهم‌تنیده‌ترین بخش‌های روابط بشری را کاوید و آنها را به نحوی قابل اجرا بازنویسی کرد.

رولو توماسی شخصی بسیار باهوش و برجسته است، اما مطالعه‌ی آثار او هیچ کمکی به بازی شما نمی‌کند. خواندن چیستی و چگونگی روابط زن و مرد توقع بهتر شدن از این مطالعه داشتن مثل آنست که شما ده کتاب گرامر بخوانید و توقع داشته باشید فردا صبح که از خواب بیدار شدید شروع به صحبت به آن زبان بکنید. که هرگز اتفاق نخواهد افتاد. من اکنون کتب Nicck Savoy را پیشنهاد می‌کنم که بسیار مناسب هستند. چه Magic bullets و چه روتین‌های او.

Russell #۷۸

راستی امیر جان یادم انداختی که ازت بخواهم درباره‌یِ تفاوت قائل شدن بین بازی روزانه و شبانه و تشابه و تفاوت آن با ایران که نایت‌کلاب و ... بطور علنی ندارد قدری بنویسی. کلا یک مقایسه‌ای بین غرب و ایران بکنی سپاسگزار خواهم شد.

Ouroboros #۷۹

ولی خب مهمتر از هر کتابی اجرای آنچه خوانده‌اید است! پیشنهاد من این است که شما یک سبک را بیاموزید، چند ماه اجرا بکنید و سپس اگر خواستید بروید به یک سبک دیگر. اکنون بهترین بازی‌آموزان به باور من اینها هستند:
Nick Savoy : یک بازی بسیار اصولی و مبتنی بر مفاهیم کلاسیک اما در عین حال با دینامیک بالا و قابل اجرا برای بیشتری را توضیح می‌دهد.
Roosh: من اگر دو کتاب اصلی او را ده سال پیش داشتم شاید نیم دهه جلو می‌افتادم! اما بدبختی روش «غیرمستقیم» او اینست که در ایران، و کشورهای دیگری که عادت همصحبتی غریبه‌ها با هم وجود ندارد به سختی جواب می‌دهد. باقی بازی او ولی بسیار ساده و سر راست است. برای آدمهای بی‌حوصله روش او بسیار خوب است.
Robert Greene : تمام کتابهای او بسیار ارزشمند هستند! بجز بازی هم برای زندگی بهتر بکار شما خواهند آمد. ولی بیشتر حالت تئوریک دارند.
KrauserPUA : این یکی جانوری‌ست بی‌مانند. روش او چیزی‌ست مابین روش و سووی، و از همه برای ایران مناسب‌تر است. کتاب اول او تورنت شده اما کتاب دوم او فقط بطور فیزیکی قابل خریداری‌ست ۱۰۰ دلار هم قیمت دارد، من آنرا نخوانده‌ام اما کتاب اول واقعا اثر ارزشمند و خوبی‌ست. برای کسانی که دوست دارند چیزها را تکه‌تکه بکنند و به خاطر بسپرند روش او از همه بهتر است.

Ouroboros #۸۰
Russell

راستی امیر جان یادم انداختی که ازت بخواهم درباره‌یِ تفاوت قائل شدن بین بازی روزانه و شبانه و تشابه و تفاوت آن با ایران که نایت‌کلاب و ... بطور علنی ندارد قدری بنویسی. کلا یک مقایسه‌ای بین غرب و ایران بکنی سپاسگزار خواهم شد.

اصول اصلی سر جایشان هستند، تفاوت ماجرا در کالبیر لاشی بودن دخترانی‌ست که بهشان پیشنهاد می‌دهید، بازی شبانه را می‌توانید عینا در پارتی‌ها اجرا بکنید اما با یک نگ شروع کردن صحبت وسط خیابان احتمالا جواب نخواهد داد. بستگی به خودتان هم البته دارد. من قصد داشتم یک مطلبی درباره‌ی انواع مختللف بازی از منظر ساختارشناختی بنویسم که اگر فرصت کردم حتما آنرا انجام می‌دهم. پس از آن دقیقتر می‌توان توصیف کرد که دقیقا چه سبکی مناسب چه شخص و موقعیتی‌ست.

Crusader #۸۱

شما مرجع غنی‌العلومی به نظر می‌رسید گرامی! مایه‌ی افتخار است هم‌صحبتی با شما. سوال: به نظرتان صورت شش تیغ از جذابیت جنسی مرد نمی‌کاهد؟ به زعم من چنین فیسی از ویژگی مردانه‌ی پایین‌تری برخوردار است و بدرد «بچه خوشگل‌ها» می‌خورد. شما هم با من هم‌نظر هستید که ته‌ریش صورت مردان را مردانه‌تر می‌کند یا نه؟

kourosh_bikhoda #۸۲

+1

نتیجه ای که از این امتیاز دهی بیرون میاد رو ننوشتید امیرجان.

Ouroboros #۸۳
kourosh_bikhoda

+1

نتیجه ای که از این امتیاز دهی بیرون میاد رو ننوشتید امیرجان.

بازی : گفتگو - برگ 11

Crusader

شما مرجع غنی‌العلومی به نظر می‌رسید گرامی! مایه‌ی افتخار است هم‌صحبتی با شما. سوال: به نظرتان صورت شش تیغ از جذابیت جنسی مرد نمی‌کاهد؟ به زعم من چنین فیسی از ویژگی مردانه‌ی پایین‌تری برخوردار است و بدرد «بچه خوشگل‌ها» می‌خورد. شما هم با من هم‌نظر هستید که ته‌ریش صورت مردان را مردانه‌تر می‌کند یا نه؟

لطف دارید دوست گرامی.
درباره‌ی ریش من پیشتر یک جستار مفصل به راه انداختم و آنجا به این تحقیق علمی اشاره کردم که نشان داده بود

زنان مردان دارای ته‌ریش سنگین را از همه جذاب‌تر می‌بینند، ریش بلند را «پدرانه» تلقی می‌کنند و صورت سه تیغ را آخر از همه قرار می‌دهند. در ایران ریش یک بدی دارد آنست که بلندش به ترتیب اینها تلقی می‌شود : بسیجی مزدور، آخوند، درویش، «هنرمند»، هیپستر... ریش مردانه‌ی بلند و حسابی نمی‌شود گذاشت! اینست که من به همان ته‌ریش ۴ میلیمتری قناعت می‌کنم و از همه‌ی انواع دیگر بهتر نتیجه می‌گیرم.

پیمان #۸۴
Ouroboros

من با الهام از شتو یک جدولی برای نمره دادن به مردان هم بنویسم که دوستان بتوانند درکی عینی‌تر از جایگاه فعلی خودشان در هرم قدرت اجتماعی مردان بدست بیاورند:

۱.
در آمد زیر ۱ میلیون : -۲
در آمد بین ۱ تا ۳ میلیون: -۱
درآمد ۳ تا ۵ میلیون: ۰
درآمد ۵ تا ۱۵ میلیون: +۱
> در آمد بیش از ۱۵ میلیون: +۲

۲.
قد زیر ۱۷۵: -۲
قد بین ۱۷۵ تا ۱۸۰: ۰
قد بین ۱۸۰ تا ۱۸۸: +۱
قد بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ : +۲
قد بالاتر از ۱۹۵: -۲

۳.
خانه‌ی مستقل جنوب شهر: ۰
خانه‌ی مستقل وسط یا شرق شهر : +۱
خانه‌ی پدری: -۱
خانه‌ی مستقل شمال یا غرب شهر: +۲

۴.
ماشین زیر ۵۰ میلیون: -۱
بی‌ماشین!: ۰
ماشین بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون: ۰
ماشین بین ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلیون: +۱
ماشین بین ۳۰۰ تا ۸۰۰ میلیون: +۲
ماشین گران‌تر از ۸۰۰ میلیون: -۱ (دارید کمبود چیزی را جبران می‌کنید)
موتور بالاتر از ۱۰۰ میلیون: +۲

۵.
قیافه‌ی معمولی : ۰
قیافه‌ی زشت: -۱
قیافه‌ی کیری: -۲
قیافه‌ی مردانه: +۲
قیافه‌ی «خوشگل»: +۱

۶.
بدن چاق: -۱
بدن معمولی: ۰
بدن لاغز: -۲ (بله، لاغر در نظر زنان زشت‌تر است از چاق!)
بدن ورزیده: +۱
بدنسازی + ۵ سال : +۲

۷.
تعداد شریک جنسی زیر ۳ = -۲
تعداد شریک جنسی ۳-۸ = -۱
تعداد شریک جنسی ۸-۲۰ = ۰
تعداد شریک جنسی +۲۰ = +۱
تعداد شریک جنسی ۲۰-۱۰۰ = +۲
تعداد شریک جنسی سه رقمی یا بیشتر = -۱ (می‌ترسند از بکن‌-در-رو)

۸.
زیر دیپلم: -۲
دیپلم: ۰
لیسانس: +۱
فوق‌لیسانس: +۲
دکتری: -۲
(پزشکی: -۳! مُهر بتایی‌ست بر پیشانی شما! باید با کُلی بازی آنرا جبران بکنید اگرنه هیچ دختری شما را بجز «کیس ازدواج» نخواهد دید)

۹.
تعداد دوستان مذکر زیر ۳ = -۲
تعدا دوستان مذکر ۳-۵ = -۱
تعداد دوستان مذکر ۵-۱۰ = ۰
تعداد دوستان مذکر ۱۰-۲۰ = +۱
تعداد دوستان مذکر ۲۰-۵۰ = +۲
تعداد دوستان مذکر +۵۰ = -۲ (لش!)

۱۰.

بتای بی‌بازی: -۱
بازی‌آموز تازه‌کار: ۰
بازیکن باتجربه: +۲
بازیکن حرفه‌ای: +۴
منکر بازی: -۱ 😌
«مرد فمینیست»: -۱۰ 😝

رفرنس؟ با تشکر

پیمان #۸۶
Ouroboros

تجربیات و مشاهدات شخصی.

خیلی ممنون دیگه داشتم به خودکشی فکر میکردم که با دیدن این پست شما دوباره به زندگی برگشتم😄
ولی هنوز هم برای من چندتا چیز عجیبه
چرا در این تقسیم بندی که شما کردید ماشین ۹۹ میلیونی و بی ماشینی رو در یک ردیف قرار دادید؟!!
فوق لیسانس+۲ و پزشکیـ۳ ؟!!
و البته این را هم در نظر داشته باشید که اینجا ایرانست خیل عظیم جوانان بیکار که به لطف حکومت اسلامی و دزدان این مملکت اسلام زده محتاج کاری ۵۰۰ هزار تومانی(در ماه!) هستند و همین هم بسادگی گیر نمیاد! مگر اینکه بگوییم هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و آقازادهای دزدشان در این تقسیم بندی شما شرکت کنند!
من فکر می کنم بیل گیتس هم با این معیارها و تقسیم بندی بالاتر از ۶/۷۵ نخواهد رفت!

Ouroboros #۸۷
پیمان

خیلی ممنون دیگه داشتم به خودکشی فکر میکردم که با دیدن این پست شما دوباره به زندگی برگشتم
ولی هنوز هم برای من چندتا چیز عجیبه
چرا در این تقسیم بندی که شما کردید ماشین ۹۹ میلیونی و بی ماشینی رو در یک ردیف قرار دادید؟!!
فوق لیسانس+۲ و پزشکیـ۳ ؟!!
و البته این را هم در نظر داشته باشید که اینجا ایرانست خیل عظیم جوانان بیکار که به لطف حکومت اسلامی و دزدان این مملکت اسلام زده محتاج کاری ۵۰۰ هزار تومانی(در ماه!) هستند و همین هم بسادگی گیر نمیاد! مگر اینکه بگوییم هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و آقازادهای دزدشان در این تقسیم بندی شما شرکت کنند!
من فکر می کنم بیل گیتس هم با این معیارها و تقسیم بندی بالاتر از ۶/۷۵ نخواهد رفت!

نگاه بکنید به:

Ouroboros

شما اگر می‌خواهید جایگاه خودتان میان مردان را بیابید باید یک مرد ۱۰ از ۱۰ را «ببینید» و سپس یک مرد ۰ از ۱۰ را «ببینید»، آنگاه جایگاه خودتان میان ایشان را محسابه بکنید. مردی سی ساله‌ی خوش‌قیافه‌ی خوش‌اندام را تصور بکنید که مدیرعامل یک شرکت بین‌المللی‌ست، برای آخر هفته یک بنز اس‌ال، برای سر کار رفتن یک بنز اس و برای میهمانی‌های رسمی‌تر یک بی‌ام‌و ۷۵۰ دارد. یک پنت‌هاوس در فرمانیه، یک ویلای تریبلکس در امیردشت و یک ویلای دیگر هم در اسپانیا دارد. سر کار یک رولکس ۵۰ میلیونی و سر قرار یک امگای ۴۰ میلیونی دست می‌کند. کت‌شلواری که امروز انتخاب کرده را ۷ میلیون خریداری کرده. کلید آن کافی‌شاپی که شما پُز «آشنا» بودن در آنرا می‌دهید را هفته‌ی قبل در قمار از رفیقش، پسر فلان وکیل و وزیر برده و …. شما باید این مرد را در همین ده پله، کنار آن مردی قرار بدهید که سر چهار راه دارد سی‌دی فروشی می‌کند.

به خاطر داشته باشید که از صفت «دیدن» استفاده کردم نه از صفت «تصور» کردن، این آدمها وجود دارند، چه شما دیدن آن‌ها را انتخاب بکنید چه نادیده گرفتن آن‌ها را، و برای بدست آوردن «بهترین» زنان شما باید با «بهترین» مردان رقابت بکنید.

همه‌ی ما در یک قایق نشسته‌ایم، زن شما را حتی با بازیگران و خوانندگان تلویزیون هم مقایسه می‌کند چه برسد به مردان ِ حاضر در بازار جنسی/جنسیتی.

من می‌فهمم که چرا این جدول تا این اندازه مقاومت برانگیخته.

😔

«خیل عظیم جوانان» مثلا از منظر جنسی بسیار موفق هستند و هر شب یک دختر ۸ از ۱۰ را به رخت‌خواب می‌کشانند که بخواهیم آنها را الگو قرار بدهیم؟ داریم «میانگین» و «حد متوسط» تعیین می‌کنیم که به آنها توجهی بکنیم؟ خیر. هایپرگمی زنان هم به سمت «بهتر» نشانه نمی‌رود، به سمت «بهترین» نشانه می‌رود. مهم نیست که شما از ۹۰٪ «خیل عظیم جوانان» وضع بهتری دارید ، زن جوان و زیبا ترجیح می‌دهد مجرد باشد و برود درپی «درس» و «کار» به این امید که گزینه‌های بهتری گیرش خواهد آمد تا آنکه رضا بدهد به آنچه گیرش می‌آید.

جستار را از آغاز بخوانید پاسخ‌ دو پرسش دیگر شما داده شده.

Russell #۸۸

یک جمله‌ای بود بگمانم روش گفته بود:
پرسش:راه موفقیت «مرد معمولی» در بازار جنسی چیست؟
پاسخ:«مرد معمولی» هرگز نمی‌تواند موفق باشد!
🔞

پیمان #۸۹
Ouroboros

من می‌فهمم که چرا این جدول تا این اندازه مقاومت برانگیخته.

نه دوست عزیز بقیه را نمیدونم اما در مورد شخص من هیچ مقاومتی در کار نیست فقط این معیارهای شما کمی که چه عرض کنم خیلی برایم عجیب بود بخاطر همین می خواستم ببینم اینها مطالب علمی و ثابت شده هستند که خودتان فرمودید «تجربیات و مشاهدات شخصی» هستند همین.

Ouroboros #۹۰
پیمان

نه دوست عزیز بقیه را نمیدونم اما در مورد شخص من هیچ مقاومتی در کار نیست فقط این معیارهای شما کمی که چه عرض کنم خیلی برایم عجیب بود بخاطر همین می خواستم ببینم اینها مطالب علمی و ثابت شده هستند که خودتان فرمودید «تجربیات و مشاهدات شخصی» هستند همین.

فعلاً آنرا فرستاده‌ام برای Peer Review، هر وقت برگشت خبرتان می‌کنم.

Ouroboros #۹۱

«اصالت بازی»

مرد بی‌بازی در اوهام منزوی خود و از گوشه‌ی امن زیرزمین گمان می‌کند «گشایش» مهمترین بخش بازی و درصد موفقیت در آن لابد بهترین سنجه‌ی اصالت بازی‌ست. هیچ چیز بیش از تاکید روانی به گشایش، گواه بی‌تجربی در دلبری از زنان نیست. بازیکن نیک می‌داند که «آسان‌ترین» بخش بازی همانا گشایش است و گرفتن شماره شاید ۵٪ کار باشد، از شماره تا سکس جایی‌ست که بازی حقیقتا اتفاق می‌افتد. دشوارترین بخش رابطه با زن هم قرار اول است که در آن کیستی شما را سر فرصت و با کنجکاوی محک می‌زند نه شماره گیری!

قیافه‌ی من معمولی‌ست، و تنها به دختران زیبا(+۷) پیشنهاد دوستی می‌دهم، اینست که درصد موفقیت من در شماره گیری هرگز بالاتر از ۴۰٪ نرفته و نخواهد رفت. بطور پیشفرض و طبق همان قانون «احتمال»، حداقل ۵۰٪ زنانی که در خیابان می‌بینید همیشه در دسترس نیستند، ممکن است پریود باشند، ممکن است بی‌حوصله باشند، ممکن است خسته باشند، ممکن است حالشان از سر و وضع شما بهم بخورد، ممکن است لزبین باشند، ممکن است با آلفایی بسیار برجسته‌تر از شما دوست باشند و ... هزار «احتمال» دیگر وجود دارد.

از آنهایی که در دسترس هستند، یعنی به شما «امکان» ارائه‌ی بازی را می‌دهند و در دم در ذهنشان شما را رد نمی‌کنند، بازیکن خوب می‌تواند ۹۰٪ را «به رخت‌خواب» بکشاند، اما تنها راه دریافتن گشوده یا بسته بودن درهای قلب و جای دیگر یک زن اقدام به گشودن آنست و به در بسته خوردن در حداقل نیمی از مواقع بخشی‌ست که هرگز نمی‌توان بر آن فائق آمد. وقتی به سمت دختری می‌روید و او سرهای خود را میان دستانش می‌گیرد و با تاسف تکان می‌دهد هیچ راهی وجود ندارد که بخواهید او را «راضی» بکنید، راهتان را می‌کشید و می‌روید سراغ بعدی.

بازی اما در گشایش هم به شما این امکان را می‌دهد که میزان ِ جواب رد را به حداقل متصور برسانید، زیرا بازیکن تمام عوامل منفور برای زن را (که امکان تغییرشان را دارد) شناسایی و حذف می‌کند:

- موقع حرف زدن صدایش نمی‌لرزد.
- آرام و خجالتی و به دور از انظار و تندتند مشتی چرندیات سرهم نمی‌کند.
- زبان بدن، تن صدا و نوع رفتار خود را به نحوی تنظیم می‌کند که زن حالش از او برهم نخورد.
- زن را خیلی زود با یک انتخاب بر مبنی داده‌های اندک روبرو نمی‌کند و با صحبت کردن درباره‌ی موضوعات جالب، به او فرصت می‌دهد تا بخشی از او را انتخاب بکند که بازی بر آن موثر است، «به زن فرصت انتخاب می‌دهد». - ارتباط چشمی، کلامی و جسمی متناسب، به موقع و به جا برقرار می‌کند.
- با دوستان و همراهان دختر نیز صحبت می‌کند و به او اجازه می‌دهد تا او را در حال مشارکت در یک فعالیت اجتماعی نظاره بکند و از عقب‌مانده نبودن(=فمینیست نبودن)او اطمینان حاصل بکند.
ـ برای برطرف کردن هیجان، خجالت‌زدگی و دستپاچگی خودش بیش از حد لبخند نمی‌زند، دائم وول نمی‌خورد و حرکات ناشایست و بی‌جا مرتکب نمی‌شود.
- از اشتباهات مردان بتا به هنگام پیشنهاد دوستی دادن مثل تعریف کردن، دنبال کردن، التماس کردن، خواهش کردن، سریش شدن و عقده‌ای شدن پرهیز می‌کند.
- زن را به امید برقرار شدن یک ارتباط عاطفی و دریافتن زمین مشترک دائم سوال‌پیچ نمی‌کند، «کجا می‌رفتی»، «چی خوردی»، «چند سالته»..
- به آنچه زن می‌گوید گوش می‌دهد و می‌تواند یکی دو دقیقه گفتگوی مرتبط با آنرا طراحی و رهبری بکند.
- بامزه و شوخ است اما دلقک‌بازی در نمی‌آورد.
- رفتار او این پیغام را مخابره می‌کند که بجز این دختر، دختران دیگری هم در این جهان هستند و زندگی او به سرانجام این رابطه وابسته نیست؛ «محتاج» نیست.
و ...

با رعایت تمام نکات بالا، من ادعا می‌کنم که درصد موفقیت یک بتای بی‌بازی ِ از نظر ظاهر معمولی که «بازی رقم‌بالا» اتخاذ می‌کند و به روزی صد دختر می‌گوید «شماره بدم؟»، تا بازیکن ِاز نظر ظاهر معمولی که موارد بالا را در کل پروسه‌ی آشنایی رعایت می‌کند بسیار کمتر است. شما یا می‌توانید صحت این ادعا را شخصا بیازمایید، یا از گوشه‌ی زندان انزوای جنسی و عاطفی خود زوزه‌های حقارت را ادامه بدهید و سر به دیوار بکوبید که «کو آزمایش دابل بلایند؟» و «کجاست پییر رویو»!

اما آیا «گشایش» اساسا معیار درستی برای سنجش اصالت بازی‌ست؟ قطعا خیر. کُل فرصت شما برای نمایش توانایی‌ها و اساسا آنچه «بازی» تلقی می‌شود چند ثانیه است، اگر دختر از تیپ و ظاهر شما خوشش نیامده باشد حتی از اینهم کمتر! شما گروهی دختر در دسترس، یعنی دخترانی که درپی یافتن مرد ارزشمند هستند به من بدهید و درصد موفقیت من با ایشان ۱۰۰٪ خواهد بود، اما دختران در حال قدم زدن در خیابان در دسترس نیستند(چنانکه بالاتر گفته شد).

خصوصا اینکه در ایران حالت پیشفرض موقعیت ذهنی همه‌ی زنان جواب منفی‌ست! یعنی زن بطور پیشفرض به همه می‌گوید «نه»، مگر زمانی که آمده تا پا بدهد. شما اگر در روز بروید به صد زن پیشنهاد مستقیم ِ بتاوار بدهید احتمالا ۹۰ تا به شما نه خواهند گفت، زیرا از لاشی‌تلقی شدن می‌ترسند، در خیابان اغلب فقط عمله‌های درب و داغان با ایشان صحبت می‌کنند، اسم دوستی‌های خیابانی بد در رفته و ... اینست که در آغاز اگر جلو بروید و مثلا بگویید «ببینم راه رفتن تو اون کفشها سخت نیست؟» ۹۰٪ دختران اصلا جوابتان را نمی‌دهند و وانمود می‌کنند که حرفتان را نشنیده‌اند، یا اگر بگویید «خانم عذر می‌خوام می‌تونم بیشتر باهاتون آشنا بشم» باز وضع همینست، یا خیلی بدتر، بلافاصله دست رد به سینه‌ی شما می‌زنند. اینست که باید در واقع جایگاه خود را از موقعیت «دست رد خورده» بالا بکشید، چنانکه باید خود را بطور پیشفرض دست رد خورده حساب بکنید و اکنون درپی یافتن راهی برای تغییر نظر زن باشید.

بازیکن بر این دشواری از طریق صحبت کردن با زن قبل از دادن پیشنهاد دوستی فائق می‌آید و از این طریق از باقی بتاچه‌ها جلو می‌افتد. شما با صحبت کردن بدون توقع جواب شنیدن به زن فرصت بیشتری می‌دهید تا درباره‌ی شما تصمیم بگیرد، نرم بشود، احساس آشنایی بکند و ... پس اساسا موفقیت در گشایش هیچ نمی‌تواند معیار خوبی برای سنجش اصالت بازی باشد، معیارهای بهتر برای سنجش اصالت بازی:

> دوره‌های خشکسالی چه مدت طول می‌کشند؟
آلفا: ندارد!
بازیکن: چند روز/یکی دو هفته
بتا: چند هفته/چند ماه
امگا: «ارزش انسان در گرو سکس نیست»/«سکس بردگی‌ست!»

> از آشنایی تا سکس چقدر طول می‌کشد؟
آلفا: هر مقدار که او بخواهد.
بازیکن: کمتر از یک هفته.
بتا: بیش از یک هفته.
امگا: «هر وقت زن احساس آرامش و راحتی کرد»/«زن‌ها چندش‌آورند!»

> از آشنایی تا ابراز عشق دختر چقدر طول می‌کشد؟
آلفا: قرار اول/بلافاصله پس از سکس اول.
بازیکن: کمتر از یک ماه.
بتا : خود او اول ابراز عشق می‌کند.
امگا: «یک ساعت»/«عشق وجود ندارد، زنها همه پولکی هستند»!

> کالیبر زیبایی دخترانی که به رخت‌خواب می‌برد چند است؟
آلفا: +۸
بازیکن: +۷ !
بتا: ۵-۷
امگا: «زیبایی نسبی‌ست»!/«زنها همه در درون زشت هستند»

> میانگین وزن دخترانی که او به رخت‌خواب می‌برد چقدر است؟
آلفا: ۵۰ کیلو
بازیکن: ۵۰-۶۰ کیلو
بتا: +۶۵- ۸۵ کیلو
امگا: «نگاه ابزاری به زن منفور است»!/«تمام زنها چاق و زشتند»

> میانگین شرکای جنسی زندگی او در سرتاسر زندگی چندتاست؟
آلفا: +۲۰ تا
بازیکن: + ۱۰۰ تا
بتا: زیر ۱۰-۱۵
امگا: «کیفیت مهمه نه کمیت»!/«من اجازه نمی‌دهم کیرم ارزشم را مشخص بکند».

> میانگین سنی زنانی که به رخت‌خواب می‌برد چقدر است؟
آلفا: ۱۶ سال!
بازیکن: ۲۵ سال
بتا: هرچه گیرش بیاید!
امگا: «زنان با تجربه جذاب‌تر هستند»! / «زنهای پیر قابل تحمل‌ترند»

> مقبولیت اجتماعی او در میان هم‌گروه‌هایش در چه حدی‌ست؟ چند دوست مذکر دارد؟
آلفا : +۲۰ تا
بازیکن: ۲۰-۵۰ تا
بتا : زیر ۱۰ تا
امگا: «من دوستی با زنان رو ترجیح می‌دم!»/«دوستی وجود نداره»!

> به چند زن پیشنهاد دوستی داده؟
آلفا: زیر ۱۰۰ تا
بازیکن: + ۱۰۰۰ تا
بتا: زیر ۵۰ تا
امگا : «پیشنهاد دادن به زنان و دنبال کُس راه افتادن بتاست!»/«زن‌ها همه خرابن!»

> با چند زن دوست «افلاطونی» بوده؟
آلفا: +۳۰ (دختران را فرندزون می‌کند)
بازیکن: +۵۰ (دختران را قلاب می‌کند)
بتا: -۱۰ (با دختران واقعا دوست می‌شود!)
امگا: +۳۰ (همه او را فرندزون می‌کنند)!

👻

Ouroboros #۹۲

گمانه‌ای درباره‌ی «ماهیت» نگ

«نگ قدرتمندترین ابزار دلبری در دستان مرد است».

اما نگ دقیقا چیست؟
زمانی که میستری مفهوم نگ را کشف و نام‌گذاری کرد تعریفی که برای آن ارائه داد عبارت بود از «گفتاری که اعتماد بنفس دختر را موقتا پائین می‌آورد». نیک سووی، به نوعی با «بدعت‌گذاری» ایده‌ای نوین پیش کشید و آنرا راهی برای «سلب اعتبار» از خودتان در مقام کسی که قصد دارد مخ دختر را بزند تعریف کرد. نیک معتقد بود که زنان ذاتا مقدار اندکی از بیزاری نسبت به مردی که به ایشان علاقه نشان می‌دهد احساس می‌کنند و نگ شما را از جایگاه مردی که دارد از او دلبری می‌کند بالا می‌کشد به جایگاه کسی که «هنوز نظر قطعی خود را پیدا نکرده». من شخصا با تعریف میستری موافقم. اما در کل چندان مهم نیست، آنچه اهمیت دارد توانایی پیاده سازی درست یک نگ کارآمد در معنی اصیل آنست. شامورتی بازی سووی پیرامون این مفهوم برآمده از آن بود که وقتی مرد بتا با زنی صحبت می‌کند و آنچه می‌گوید چیزی‌ست بجز «چقدر شما زیبایی» برای خودش پیشرفت محسوب می‌شود. اما بازیکن حرفه‌ای‌تر باید بتواند میان «نگ» و آنچه بسیار شبیه آنست اما «دقیقا» خود آن نیست تفکیک قائل بشود.

> بد و بیراه: «اون فکه یا سلاح کشتار جمعی؟!»
چیزی که مردان تازه‌کار و بتاچه‌ها اغلب با نگ اشتباه می‌گیرند، توهین و بد وبیراه بار زن کردن است. آنچه زن را در حالت تدافعی قرار می‌دهد نگ نیست. بد و بیراه کارکرد خودش را دارد، زمانی که دختر شروع به سرکشی کرده، فرمان‌برداری نمی‌کند، در حال تحریک اعصاب شما با هدف برانگیختن «آلفای درون» از طریق خشمگین کردنتان است، زمانی که در جمع به شما بی‌احترامی می‌کند.. بد و بیراه ِ طنزآلود روشی‌ست برای ساکت کردن زن بدون «عقده‌ای» شدن. زمان ِ آنهم یا درون رابطه‌ی بلندمدت است، یا با دختران بسیار وقیح و ناجور است که در واقع شما اهمیتی به سرنوشت رابطه نمی‌دهید. در مراحل آغازین رابطه بد و بیراه اگر با تحریک دختر بوده باشد «عقده» و اگر بی‌تحریک او باشد خشم خطرناک بتای سرخورده تلقی می‌شود.

> دست‌انداختن: « قیافت منو یاد زیزی‌گولو می‌اندازه، نمی‌دونم گوشای گنده‌اته یا چشمهای ریزت؟».
این یک تکنیک دیگری‌ست که اغلب با نگ اشتباه گرفته می‌شود. دست‌انداختن دختر عملی‌ست بسیار خوب و شایسته، او را در موقعیت روانی کاملا مناسبی قرار می‌دهد و در میان جذاب‌ترین ویژگی‌های یک مرد است. اما، این همچنان یک نگ نیست! دست‌انداختن دختر در او احساس نزدیک شدن به مردی برجسته و ارزشمند را پدید می‌آورد، که خوب است، وانگهی کارکرد نگ را ندارد زیرا نگ سلاحی‌ست برای خفه کردن پرنسس درون زن و «نشاندن او به جای خودش» نه ابزاری برای دلبری مستقیم. زنان در شرایط عادی به شما این فرصت را نمی‌دهند که شروع به دلبری از ایشان بکنید، شما نیازمند موشکی هستید که برجک گه‌تست و ... او را هدف بگیرد و برای لحظه‌ای موقعیت خروج از موضع دفاعی را به شما بدهد. پس دست‌انداختن دختر هم نگ نیست.

> نگ: پس چیست این سلاح کشتارجمعی؟! ابزاری برای قرار دادن زن بطور زیرجُلی و به دور از رادارهای آماده به سلاخی او برای خنثی کردن این رادارها. برای منحرف کردن توجه از شما، به او. برای پدید آوردن احساس نقصان موقت و گذری در او به جهت اخذ فرصت برای انجام «جادو». ویژگی‌های اصلی آن عبارتند از اینکه: دختر متوجه نگ خوردن نمی‌شود، اثر آن کاهش اعتماد بنفس او بطور لحظه‌ای است، او را خودآگاه می‌کند، او را در تناسب با شما در موقعیت فروتری قرار می‌دهد و بدون آنکه او را در موقعیت دفاعی قرار بدهد شما را از موضع منفعل بیرون می‌کشد. بسیار خب، یک مثال ایده‌آل برای فهمیدن آنکه نگ خوب چگونه باید باشد:

(بازیکن با لحنی صادقانه و چهره‌ای حقیقتا دلنگران): «گُلم، چرا صورتت اینقدر خسته به نظر می‌رسه؟ زیر چشمات گود افتاده. آخه یکم مراقب خودت باش»

از هر ده بار، نُه بار دختر حرف شما را تائید می‌کند، خودش را جمع و جور می‌کند و می‌کوشد دلیل خسته بودنش را توضیح بدهد حتی اگر پنج دقیقه پیش از خوابی ده ساعته برخاسته باشد! این یک نگ ایده‌آل است که من از آن بارها با موفقیت ۱۰۰٪ استفاده کرده‌ام. از آن الهام بگیرید و نگ‌های تخصصی خودتان را بر مبنی آن اختراع بکنید. ☺️

Ouroboros #۹۳

«لبخند بتا» یا «پوزخند آلفا»

ابتدا بخوانید: ۱. لبخند زدن با جایگاه نازل اجتماعی مرتبط است و ۲.بازی : سندیت.

زن چاق و پیر هنگامی که می‌کوشد به مردان درس «خانم بازی» بدهد، چشمش را هم کور می‌کند: «زنان عاشق مردانی هستند که همیشه لبخندی بر لب دارند». لبخند عملی‌ست منحصرا انسانی، در باقی حیات وحش نمایش دندانها روشی‌ست برای اعلام هشدار به مهاجم. در انسان ولی این مثل بالا بردن کف دست‌ها که نشان دهنده‌ی خالی بودن آنها از سلاح است، تبدیل به روشی شده برای نشان دادن حُسن‌نیت و «فرمان‌برداری». اینست که لبخند زدن احتمالا بدترین عمل متصور است. جالب است که مردان بتا وقتی می‌خواهند با کُس‌لیسی خود را بیش از همیشه تحقیر بکنند یا وقتی مظطرب هستند و می‌خواهند با یک دختر غریبه‌ی زیبا حرف بزنند بیش از همیشه لبخند می‌زنند تا سیگنال «بی‌خطر» بودن ارسال بکنند! ما اما می‌دانیم که کمتر چیزی در جهان سکسی‌تر است از خطرناکی!

اما زنان درباره‌ی شیفتگی نسبت به یک چیزی «شبیه» لبخند دروغ نمی‌گویند، طبق معمول تنها اشاره‌ای گنگ و مبهم به آنچه می‌خواهند می‌کنند و توقع دارند که مرد باقی را خودش بفهمد. آنچه ایشان جذاب می‌یابند نه «لبخند»، که «پوزخند» تمسخرآمیز و مشکوک است. تفاوت میان ایندو، زمین تا آسمان است. پوزخند آلفا:

شعبان بی‌مخ در حال نمایش پوزخند ابرآلفای خود. چشمانی سراسر ریشخند، گردن افراشته، لبان کجکی، غبغب بادشده..

لبخند بتا:


گردن کج، نیش ِ باز، پولیور پرفسوری... عینک! اگر بیل گیتس نیستید، اما این شکلی هستید، بهتر است همین حالا بروید سکه‌های مهریه را خریداری بکنید..!

تفاوت را بشناسید و اعمال بکنید..

Ouroboros #۹۴

انواع بازی از منظر ساختاری :
عوضی بامزه

انرژی بالا، شلوغ، تکه‌پران، متلک‌پران، دارای ظاهر «همه‌ دنیا به تخم من است»، دائم در حال دست انداختن دختران و چپ و راست نگ زدن به ایشان. عوضی بامزه برای زنان خواستنی‌ست چراکه با تمسخر ایشان نشان می‌دهد که نظر و عواطف و دیدگاه‌های ایشان چندان برایش جدی و مهم نیست، زن او را بسیار بالاتر از آن می‌بیند که بخواهد خود را با مسائلی چنان پست و حقیر درگیر بکند.

اگر بازی «عوضی بامزه» با طبع شما سازگارست و آنرا اتخاذ کرده‌اید، دو اشتباه بسیار مهلک و بسیار رایج هست که اغلب بازی‌آموزان در مسیر آن مرتکب می‌شوند(خود من سالها مرتکب می‌شدم)و شما با پرهیز از آنها بسیار جلوتر خواهید بود:

1. تبدیل شدن به «میمون رقاص». مردی که سرگرم‌کننده، بسیار جالب و دلنشین است اما هیچ جاذبه‌ی جنسی ندارد. اینها مردانی هستند که بجز مزه ریختن، جوک گفتن، دست انداختن و متلک پراندن چیز دیگری برای ارائه ندارند. مزه‌ریزی در مقام عنصری برای جذب زنان اما، کنترل‌شده و محدود است، و مکمل ِ منش ِ مردانه و جذاب او نه محور شکل‌گیری آن. اگر بخواهیم رفتار این بازیکن را تقسیم بکنیم، یک سوم عوضی‌بازی‌ست، یک سوم مسخره‌بازی و یک سوم جدیت.

مردی که فقط مسخره‌بازی و عوضی‌بازی دارد بی‌هیچ جدیتی، صرفا یک کمدین خوب است، هم‌نشینی با او لذت‌بخش است اما سکسی تلقی نخواهد شد. مردی که فقط مسخره‌بازی دارد و در عوضی‌بازی و جدیت کم می‌گذارد یک دلقک است، نه همنشین جذابی‌ست و نه سوژه‌ی جنسی مناسبی. مردی که میان این سه تناسب درست برقرار کرده، پروردگاری‌ست میان مردان که زن برای دسترسی به قضیب او برای خودش جفت‌پا می‌گیرد!

2. کُشتن ِ جوک. این برای مبتدی‌ها بیشتر اتفاق می‌افتد، و یادآور روزگار بتایی اوست. که طی آن مزه‌ای که پرانده شده و خنده‌ای که در آن لحظه آفریده را تا مرز لوث شدن تکرار و یادآوری و بازگو می‌کنند. فقدان خودباوری و اعتماد بنفس او راه خود را به کنش و منش می‌یابد. بتاچه، باور نمی‌کند که توانسته زنی را بخنداند و به امید تکرار مجدد آن، دائم به همان جوکی که کار کرده باز می‌گردد و از این طریق آنرا تهوع برانگیز می‌کند.

بازیکن برجسته یک لطیفه می‌گوید، زن خندان را با یک تکه‌ی آبدار درباره‌ی لرزیدن سینه‌هایش هنگام خندیدن سورپرایز می‌کند، یک لطیفه‌ی حتی بامزه‌تر می‌گوید، سپس بلافاصله پیرامون‌ «غذای لای دندان» به زن نگ می‌زند و در آخر وقتی او را حسابی خیس و خراب کرده بود، جدی می‌شود و شروع به بازگفتن ماجرای عجیبی که هفته‌ی پیش برای او اتفاق افتاده می‌کند. این مشکل دومی پس یکی دو ماه تا یکی دو سال، بسته به میزان «بتا» بودن شما در روزگار پیش از بازی خود به خود برطرف می‌شود ولی اگر بتوانید آگاهانه از همین حالا جلوی آنرا بگیرید بازی شما بسیار موثرتر خواهد بود.

مایحتاج: حاضرجوابی، انرژی بالا، روابط عمومی بالا، سخن‌دانی، آشنایی کامل با روانشناسی زن، آشنایی مقدماتی با تکنیک‌های AMOG، اطلاعات عمومی بالا، شخصیت ذاتا دینامیک..
انرژی مورد نیاز: بالا
شخصیت: برون‌گرا
میزان اثربخشی: بسیار بالا

Ouroboros #۹۵


مغرور بی‌تفاوت

این احتمالا موثرترین، قدرتمندترین و دشوارترین نوع بازی از نظر ساختاری‌ست، تمام انواع دیگر بازی کار می‌کنند زیرا در بطن خود به نوعی همین پیام «بی‌تفاوتی» را به مغز زن ارسال می‌کنند. اما انجام آن در قالب مدل سوار و غالب ِ ذهنی و رفتاری برای مردی که حقیقتا اهمییت می‌دهد بسیار بسیار دشوار، شما می‌توانید وانمود بکنید که عوضی هستید، بدوی هستید، بتا هستید و ... اما هرگز نمی‌توانید اهمییتی ندادن را تقلید بکنید. زمانی که دختری ۸ از ۱۰ شما را گه‌تست می‌کند، شما را دست می‌اندازد، یا از اینها بسیار بدتر، به شما ابراز علاقه می‌کند بی‌تفاوت ماندن عملا غیرممکن می‌شود. ۹۹.۹٪ مردان به این چالشها و محرکهای بیرونی توسط زنان واکنش نشان می‌دهند، اما آن یک در هزاری که نسبت به تمام زشتی‌ها و زیبایی‌های زنان بی‌تفاوت است ایشان را شیفته و شیدا می‌کند.

بیشتر بتاچه‌ها وقتی این مدل را اتخاذ می‌کنند آن را با سگ‌محلی و تحویل‌ نگرفتن زنان و ... اشتباه می‌گیرند، سگ‌محلی خشک و خالی یعنی من امگایی درخودمانده هستم که نمی‌داند چطور با دختران صحبت بکند، مسئله «بی‌اعتنایی فعال» است، یعنی شما با دختر حرف می‌زنید، اما به حرف او اهمیتی نمی‌دهید، با دختر می‌روید سر قرار، اما تمام مدت دختران دیگر را دید می‌زنید و ... متوجه ماجرا هستید؟ بی‌تفاوتی و بی‌اعتنایی فعال، نه منفعل. یک نمونه‌ی خوب «مرد پوکردوست» است، که میان حلقه‌های بازیکنان تبدیل به اسطوره‌ای شده و آیندگان احتمالا او را با تحسین و شگفتی به خاطر خواهند سپرد:

این مردان اغلب ارتباط تنگاتنگی با ارزشهای بطور کلاسیک مردانه دارند، بیشتر ساکت هستند، قبل از هر سوال چند لحظه سکوت می‌کنند و طرف را برانداز می‌کنند سپس پاسخ می‌دهند، همه چیز آنها سیگنال «بی‌تفاوتی» را ارسال می‌کند، از راه رفتنشان، تا واکنش نشان دادنشان... مثلا اگر یک بمب آنطرف خیابان منفجر بشود اخرین کسی که سر خود را برمی‌گرداند اوست! هر جمله‌ای را از دهان اینها باید با سلام و صلوات بیرون کشید.. منش او اوقاتی که درحال مخابره‌ی بی‌تفاوتی نیست، جدیت را در خود دارد. من پیشتر در زندگی چند باری توسط این مردان AMOG شده‌ام، اینست که می‌دانم دقیقا چه اندازه توانا هستند..

مایجتاح: بی‌تفاوتی ذاتی و اصیل، آرامش، هوشمندی، آشنایی مقدماتی با روانشناسی زن.
انرژی مورد نیاز: پآئین
شخصیت: درون‌گرا
اثربخشی: بالاترین

Ouroboros #۹۶

بازی مرد غارنشین:

مرد زمخت ِ نه چندان باهوش ِ به شدت مذکر ِ بدوی. «قدرت» بن‌مایه‌ی درونی و بیرونی جذابیت مرد است و این مردان ظاهر، منش، کنش و کلامشان همگی سیگنال قدرت به حداکثر میزان متصور و به بدوی‌ترین شکل ممکن را صادر می‌کند. یک عکس از هر توصیفی گویاتر است:

مایحتاج: قد بالای ۱۸۵، صدای کلفت، گردن کلفت‌تر، حدافل دو برابر وزن بدن پرس‌سینه، آشنایی با هرم قدرت مردان و تکنیک‌های AMOG کردن، یک درک مبتنی بر احساس تصاحب و تعلق نسبت به همه چیز و همه کس.
انرژی مورد نیاز: نسبی
اثربخشی: بالا

Ouroboros #۹۷

بازی کنتر بالا

که طی آن شما هیچ تکنیک پیشرفته‌ای اتخاذ نمی‌کنید، خود را اصلا تغییر نمی‌دهید و به جای آن تعداد پیشنهادهای دوستی که به دختران می‌دهید و قرارهای اول خود را افزایش می‌دهید. من همیشه به دنبال ارتقاء کیفی بازی و رساندن آن به تعالی مطلق بوده‌ام، بالا بردن درصد موفقیت و ... اما با این وجود کسی را می‌شناختم که در طی هشت سال بیش از ده هزار پیشنهاد دوستی به دختران داده بود، ده هزار! و هم شمارگان و هم کالیبر کُس‌هایی که می‌کرد از من بسیار بالاتر بود. هیچ بازی خاصی هم نداشت، یک بار که من با او بیرون رفتم یک لاینی شبیه به این را: «خانم من واقعا دختر به این باسلیقگی ندیدم، چه کیف قشنگی، از کجا خریدی یکی برای دوست‌دخترم بخرم؟»، به حداقل سی دختر گفت و از هشت تای ایشان شماره گرفت.

شمارگان بالا باعث می‌شود بازی درونی شما نیز تقویت بشود، ذهنیت شما اینست که اگر این نشد بعدی، و این دقیقا ذهنیت درست در برخورد با زنان است، آنها بطور ناخودآگاه این بی‌اعتنایی شما را حس می‌کنند، و آنرا به ارزش بالا تعبیر می‌کنند(هرچند به من پیشنهاد دوستی داده ولی آنقدر براش مهم نیستم که موس‌موس کنه). این بازی برای کسانی مناسب است که هیچ ترسی از پیشنهاد دادن ندارند، یک گروهی مردان عجیب و غریب هستند که این بخش از رابطه ( که برای مرد و زن معمولی دشوارترین آن است ) را به آسانی و بی‌هیچ دلنگرانی به انجام می‌رسانند. «نه»ی زن برای ایشان هیچ معنا و مفهومی ندارد و ذره‌ای بر آنها اثر منفی نمی‌گذارد، اینست که بازی رقم بالا برای آنها بسیار بهتر از تلاش برای بهبود وضعیت است.

بعضی‌ها هستند که بطور ذاتی از پیشنهاد دوستی به زنان دادن هیچ احساس شرم، ناراحتی یا اضطرابی نمی‌کنند. کنتر بالا بهترین سبک بازی برای اینهاست. یکسری ها هم هستند که به کلی با تغییر هر جنبه‌ای از شخصیت خود برای جذاب‌تر شدن در نظر زنان مشکل دارند، و شخصیت خودشان هم هیچ جذابیتی ندارد. بازی شمارگان بالا برای این مردان بهترین و شاید تنها گزینه است.

مایحتاج: زمان زیاد و یک میزان مشخصی از «بی‌رگی»
انرژی مورد نیاز: بسیار بسیار بالا
اثربخشی: بسیار پائین
شخصیت: برون/درون‌گرا. بجز بخش پیشنهاد دادن کار دیگری نمی‌خواهد بکنید!

Ouroboros #۹۸

بازی مرد بتا!

که در واقع عدم وجود بازی‌‌ست، و در ایران به گمانم تنها مدل رایج از آن و بدنام‌ترین شکل آن! شما تا لحظه‌ی سکس ادای مرد بتای دلباخته‌ی مشتاق به تعهد ِ صادق و مهربان را در می‌آورید، بلافاصله پس از آن سوئیچ می‌کنید به «عوضی بامزه» یا «آلفای بی‌اعتنا» یا اصلا غیبتان می‌زند! دختر این را شکست جنسی خود تلقی می‌کند که «چرا اینجوری شد؟» و این پرسش او را به جنون هورمنی/جنسی می‌کشاند، او گمان می‌کند که لابد از منظر جنسی عملی یا ویژگی بسیار ناخواستنی داشته که باعث بیزاری شما شده، و برای جبران آن با توانی چند صد برابر می‌کوشد.

این روش بازی برای روابط بلندمدت خوب است چراکه تمرکز آن به روی جذاب شدن پس از رابطه‌ی جنسی‌ست نه پیش از آن، در حالی که هدف من و بیشتر بازیکنان جذاب شدن برای رسیدن به رخت‌خواب است. زن سوی بتای شما را دیده پس برای باز زنده کردن آن و فتح مجدد شما اگر بشود تا ابد نیز تلاش می‌کند، شما نیز تا ابد آن را پنهان می‌کنید، و هر از چند گاهی ذره‌ای بتابازی در می‌آورید تا مبادا کُس خسته بشود و از دست برود، اما بجز آن کارکتر بی‌تفاوتی و یا عوضی خود را حفظ می‌کنید. واقعیت اینست که زن به اطمینان‌بخشی‌ها، آرامش روانی منتج از تعریف شنیدن و قابلیت اتکای مردان بتا هم نیاز دارد، دلیل بی‌ارزشی امروز آنچه بتا برای ارائه دارد فراوانی بی‌پایان آن در قیاس با کالای مرد آلفاست، اگرنه برای مثال دخترانی که به «معبد» فرستاده شده‌اند، امکان ندارد در دوره‌ی پس از معبد(بین شش ماه تا یک سال)برای یک «بازیکن» یا مرد «آلفا» تره هم خرد بکنند.

مشکل این بازی آنست که شما از گله‌ی باقی مردان بتا قابل تمایز نیستید، و باز باید به نوعی از بازی «کنتر بالا» رو بیاورید تا جواب بسنده بگیرید. یک مشکل اخلاقی هم دارد که بر مبنی دروغ‌گویی و فریب‌کاری شکل گرفته.. بعضی‌ها گویا با این کار مشکل دارند 👽.

یک اشتباه بسیار مهم اینست که شما هرگز نباید «اشتباهات» مردان بتای معمولی را مرتکب بشوید، بلکه فقط شخصیت مرد بتا را، نکات مثبت شخصیت او را بازتولید بکنید و حواستان باشد که سیگنال متضاد ارسال نکنید که شاخک‌های دروغ‌یاب دختر آنها را شناسایی بکنند(مثلا لبخند محجوب بزنید و همزمان جوک پائین‌تنه‌ای تعریف بکنید!). شاید کسی اعتراض بکند که اشتباهات مرد بتا دقیقا همان نکات مثبت شخصیت اوست، اعتراض کاملا بجایی‌ست و همینست که این سبک از بازی را از جذابیت ساقط می‌کند!٬

مایحتاج: آشنایی دانشنامه‌ای با تئوری بازی، قوه‌ی فریبکاری، عدم وجود وجدان، طبع ذاتا بتا، پایمردی ...
انرژی مورد نیاز: کم
اثربخشی: بسیار بسیار پائین
شخصیت: درون/برون‌گرا.

نکته: اگر آدم بی‌وجدانی هستید(آفرین!)، و همت بالایی هم دارید، دختران فوق‌العاده زیبایی را از این طریق می‌توانید به رخت‌خواب بکشید.

Ouroboros #۹۹

نابغه‌ی شکنجه‌شده

این هنرمندان ِ معتاد ِ خودپرست ِ قطع ارتباط با واقعیت را دیده‌اید؟ یک چنان تصویری. من سالها از این روش بهره می‌بردم. در خارجه یک ویلن سل دست می‌گرفتم، گوشه‌ی خیابان می‌نشستم و شروع به نواختن قطعه‌ای پر سوز و گداز می‌کردم و کسهای ۹ از ۱۰ می‌ایستادند و با چشمان خیس مرا تماشا می‌کردند، بعد که تمام می‌شد من بلند می‌شدم و زیباترین زن حاضر را با لحنی جدی و نگاهی عمیق خطاب می‌کردم که « چشمهات چقدر به نظرم آشنا میان.. انگار تو یه رویای نیمه فراموش شده دیده باشمشون.. منو یاد این قطعه می‌اندازن»، و یک کس‌شعر کوتاهی می‌نواختم و به شما می‌گویم، وقتی سر بلند می‌کردم کُس گویی هیپنوتیزم شده بود!(بله، تکه را از داستایوفسکی ربوده بودم!)..

نابغه‌ی شکنجه شدن نیاز به نمود عینی دارد، نه نمودی برجسته و حقیقتاً نبوغ‌آمیز، اما حداقل یک نمود عینی قابل نمایش لازم است. پس اگر قابلیت بی‌ارزش و انتزاعی و مضحکی مثل همین توانایی‌های «هنری» یا «فلسفه‌دانی»، یا هر «استعداد» دیگری که نمی‌توان هرگز آنرا به پول تبدیل کرد دارید، با اتخاذ یک رهیافت «همه دنیا نفهم هستند» و «مرا هیچکس درک نمی‌کند» و «مُردم از اینهمه بلاهت» زنان را شیفته و شیدای خود می‌کنید. اصلا هم نیازی نیست در آن توانایی برجسته یا حتی خوب باشید، زنان نه تنها خود از نبوغ در عالی‌ترین شکل آن بی‌بهره‌اند، بلکه توان بازشناسی آن در دیگران را نیز ندارند و نوازندگی منی که اگر نبود اشتیاق مادرم به قرار دادن پسر خود در ویترین و نمایش «استعدادهای» او در میهمانی‌های شبانه و پز دادن از طریق او هرگز دست به ساز نمی‌زدم، با همان امگای بدبختی که از سه سالگی روزی شانزده ساعت تمرین کرده یکسان، چه بسی حتی برتر تلقی می‌شود.

نزد زنان، نبوغ ۹۰٪ نمایش است و ۱۰٪ استعداد. سند: کل هنر مدرن!

شخصیت اصلی مرد این فیلم نمونه‌ی خوبی از این مدل بازی محسوب می‌شود.

مایحتاج: یک استعداد خاص، میزان زیادی خودباوری کاذب، اندکی ریاکاری، مقدار دیگری فریبکاری، آشنایی کامل با رواشناسی زن..
انرژی مورد نیاز: نسبتا بالا
اثربخشی: بسیار بالا!
شخصیت: درون/برونگرا

Ouroboros #۱۰۰

آلفا میان مردان

این مبتنی بر اصل «تضاد» است، و طی آن شما مردی هستید در میان مردان آلفا، اما در برخورد با زنان بتا. من دوستی داشتم که در لژیونرهای خارجی خدمت کرده بود، دو سه جنگ را به چشم دیده بود، یک جای گلوله در بدن داشت، قد او بسیار بلند، شانه‌های او بسیار پهن و صدایش به کلفتی و خش‌داری غرش پلنگ بود. به هر جمعی که وارد می‌شد بلادرنگ تمام مردان تحت تاثیر ابهت و عظمت ظاهری و رفتاری او قرار می‌گرفتند، و حتی نحوه‌ی ایستادن و قدم زدن او شهامت و بی‌باکی و عظمت روح و روان را می‌نمایاند. او کوهی از تجربیات بی‌نظیر و صدها برگ خاطرات هیجان‌انگیز با خود داشت که در هر محفلی، با صدای بلند شروع به تعریف آنها می‌کرد و حسرت مردان، و شیفتگی زنان را برمی‌انگیخت.

این مرد برجسته و والا ولی، یک زن بسیار معمولی داشت که مثل سگ از او می‌ترسید! «برم خونه قبل از اینکه خانم عصبانی بشه»، «اوه‌اوه خانم دو تا میسدکال انداخته»، «امشب خدا به دادم برسه»، «چشم خانم»... رفتار او همچون بتایی بازنده و سطح پائین، بلکه حتی یک امگا بود، اما با این وجود توانسته بود آن زن کذایی را با او نگاه بدارد چراکه وقتی از خانه بیرون می‌آمدند و زنان دیگر با اشتیاق به شوهرش می‌نگریستند، رفتار امگای او خنثی می‌شد. این تضاد در ذات خود جذابیت‌برانگیز است، اما شاید در بلندمدت چالش‌برانگیز بشود خاصه آنکه بله قربان گفتن به یک زن روح مرد را می‌کشد و او را بدل به موجودی پست و حقیر می‌کند که نه فقط زنان از او چندششان می‌شود، بلکه مردان نیز ذره‌ای از احترام برایش قائل نیستند. درجه و شاخص آلفابودگی یک مرد باید بسیار بسیار بالا باشد تا بتواند موس‌موس کردنش برای زنان را خنثی بکند.

مایحتاج: جایگاه اجتماعی استثنایی، خودباختگی ذاتی در برابر زنان، یک کارکتر جالب
انرژی مورد نیاز: بالا
اثربخشی: متوسط
شخصیت: برون‌گرا