در این جستار به آموزش و مطالعهی مفاهیم و مبانی بازی میپردازیم. من این تاپیک را برخلاف میل باطنی و تنها بدلیل گسترش این کارآمدترین ابزار موجود برای ارتقاء سطح زندگی مردان به راه انداختم چراکه گمان میکنم آغاز گفتگو پیرامون بازی در غالب نقد آن باعث بدبینی و خصومتی میان کاربران انجمن و این ابزار شده که هرگز پسندیده نیست. پس با آنکه در پایان روز همچنان خود را منتقد بازی در مقام راهکاری برای برونرفت از مشکلات جنسیتی در جامعه میدانم، آموختن آنرا برای هر مردی ضروریترین اقدام متصور تلقی میکنم. لطفا هرگونه نقدی به مسائل مطروحه در این جستار داشتید در همان تاپیک بازی : نقدبازی : نقدبازی : نقد پست بکنید و این تاپیک را منحصرا برای آموزش/یادگیری بازی بگشایید، طبیعتا بدلیل ذات ترولگیر این مباحث، هرگونه نقد مستقیم یا غیرمستقیمی به همان جستار منتقل خواهد شد.
دلیل بازگشایی یک جستار تازه و عدم تداوم آن در «راههای دلبری و مخ زدن» آنست که بازی برخلاف دروغ بافیها و تحریفهای فمینیستی، بسیار پیچیدهتر، مهمتر و گستردهتر از «مخزنی» و «خانم بازی»ست، چنانکه دانستن آن برای مردان متاهل ضروریتر از مردان مجرد است!
گهتست یکی از آن مفاهیمیست که کشف و مطالعهی آن میتواند زندگی عاطفی، جنسی و اجتماعی مردان را یکسره دگرگون کرده تحت تاثیر خود قرار بدهد. در چند قرار اول و آغاز رابطه، شاید ۹۰٪ آنچه از دهان زن بیرون میآید گهتست خالص است، و سربلند بیرون آمدن از آنها مایهی ظفرمندی و کامیابی چنان چشمگیری خواهد شد که شما را شگفتزده میکند. من اغلب به دوستان میگویم که اگر تنها یک تکنیک بازی شایستهی مطالعهای همه جانبه باشد، و اگر بنا بود تنها یکی از ابزارهای بی شماری که این دستگاه فکری برای ارائه دارد را اتخاذ بکنید، آن یکی بیشک باید نحوهی غلبه بر گهتست باشد چراکه با فقط همین عمل، جایگاه شما در نظر زن ارتقایی برجسته خواهد داشت.
از آنجاکه برخلاف مردان که یکی دو معیار(همچون زیبایی ظاهری و جوانی و ...)برای زوج یابی بیشتر ندارند، زنها لیستی با دقیقا ۵۹۳ معیار از قبل مشخص و بسیار دقیق و کلمه به کلمه از قبل تنظیم شده دارند که مردان را برای میزان تطابق با آنها چک میکنند. گهتست خودآگاه روشیست برای تطابق زیرجلی شما با این معیارها. اما فقط معیارهای آگاهانهای که زن به صورت فعال درپی آنهاست بر انتخاب او تاثیرگذار نیست، چنانکه هر بازیکن خبرهای میداند، زنان بسیاری معیارها دارند که شهامت یا خودآگاهی بسنده برای ابراز یا حتی پذیرفتن آنها نزد خودشان را هم ندارند، معیارهایی همچون Thedarktriad که زنان شیفتهی آنها هستند، گهتست ناخودآگاه زن روشیست برای سنجش میزان تطابق شما با این معیارها. پس عملا گهتست چیزی نیست بجز همان fitness test.
برخلاف آنچه مردان بتا گمان میکنند گهتست بد نیست، بالعکس زنی که شما را گهتست میکند یعنی علاقمند است و میخواهد بیشتر شما را بسنجد و دربارهتان بداند. پس گهتست دوست شماست، درپی آن باشید. من انواع مختلف گهتست را از منظر ساختار و شدت به سه گونه تقسیم کردهام:
۱. گهتست مقدماتی: آنهایی که در یک ماه اول رابطه، از آغاز مخزنی تا قرار، بوسه و سکس اول به سوی مرد پرتاب میشوند. با سربلندی رد کردن اینها بسیار مهم است زیرا هفتههای نخست رابطه برای زنان زمانیست که میزان تطابق شما را با ۶۲۸ معیار مطروحه میسنجند.
- دختر: تنهایی اومدی دختر بازی؟(پس از گشایش و مدت کوتاهی مخزنی) - مرد بتا(دستپاچه، احتمالاً در حال رنگ عوض کردن): من اصلاً اهل دختر بازی نیستم به خدا.. از شما خیلی خوشم اومد.. گفتم بهتون که چقدر زیبا هستید؟ - دختر🙁در حالی که لبهای کُسش به هم میچسبند) آره شش بار..
- دختر: تنهایی اومدی دختر بازی؟ - بازیکن: نه، سه تا از دوستام رو هم آوردم(در حالی که کیرش را در دست گرفته و حواله میدهد) - دختر: وای چقدر بیادب.. - بازیکن: ممنون که توجه کردی، بگو ببینم، بیشتر از هرچی عاشق چه چیز مردهای بیادب هستی..؟
۲. گهتست متوسطه : آنهایی که ناخودآگاه هستند، رفوزگی در اینها از همه بدتر است زیرا بیآنکه خود زن بداند از شما بیزار می شود. شناسایی و پاسخگویی به آنها هم از همه دشوارتر است.
- دختر: یه دقیقه کیفم رو نگه میداری من برم دستشویی؟ - مرد بتا: البته عزیزم. (و بعد ده دقیقه همچون یک تکه چوب خشک شده بیرون مستراح اینپا-آنپا میکند و مایهی ننگ هرچه مرد در جهان است را فراهم میآورد)
-دختر: یه دقیقه کیفم رو نگه میداری من برم دستشویی؟ -بازیکن🙁پس از ده ثانیه نگاه خیره، با ابروهای بالا رفته که حسابی دختر را در موقعیت طبیعی او-مفعول و فرمانبردار-قرار میدهد)برو بابا.
۳. اَبَر گهتست آنجهانی: از نامش پیداست، اثری که بر رابطه خواهد داشت سرنوشت ساز و تعیینکننده است.
-دختر: به نظرت رابطهی ما به چه سمتی داره حرکت میکنه؟ تمام دوستهامون ازدواج کردن، چرا تو اینقدر از تعهد میترسی؟ - مرد بتا🙁در حالی که نفسهایش به شماره افتاده)عزیزم حق با توئه.. میدونی که وضع کاریم اصلاً مناسب نیست.. اما تو رو خدا ناراحت نباش، از داییم پول قرض میکنم برای عروسی.. بعدش هم خدا بزرگه..
- دختر: به نظرت رابطهی ما به چه سمتی داره حرکت میکنه؟ تمام دوستهامون ازدواج کردن، چرا تو اینقدر از تعهد میترسی؟ - بازیکن🙁اشاره میکند به آلت تناسلی خود)ببین، از بس حرف زدی داره میخوابه. بیا، بیا با اون دهنت یه کار مفید بکن(موهای او را گرفته و به سمت میان پاهای خود رهنمود میشود)
مثالهای بالا به شما یک ایده برای برخورد درست با گهتست را میدهند، اما بهترین روش ممکن برای برخورد با گهتست نادیده گرفتن آنست، هیچ چیز خواستنیتر از مرد بیتفاوتی که منیت او تحت هیچ شرایطی از پیرامون خدشه نمیپذیرد نیست. اما روش دوم، که ما در اینجا به آن خواهیم پرداخت حاضرجوابیست. بدانید و آگاه باشید که فلان آلفای حاضرجوابی که برای هر گهتست زنان پاسخی دارد و لحظهای کم نمیآورد چنان است چراکه پیشتر بارها با آن روبرو شده، و طی همان پنج ثانیه آنرا نیافریده. زنان مجموعهای متناهی و محدود از گهتست دارند که شما با شناخت آنها، چه از طریق تجربه و یا چه از طریق مطالعهی تجربهی دیگران به اندازهی همان مردان حاضرجواب خواهید شد. من در اینجا به مرور گهتستهایی را که با آنها روبرو شدهام، با بهترین جوابهایی که به آنها شنیدهام یا خود دریافتهام خواهم آورد، اما شما بهتر است بدانید که در بازی مهمترین فاکتور روش است نه متن، قوانین را بیاموزید و سپس پاسخهای ارجینال خودتان را که به شخصیتتان میخورد و با احوالتان سازگاری دارد طراحی کنید.
- دختر: به نظرت رابطهی ما به چه سمتی داره حرکت میکنه؟ تمام دوستهامون ازدواج کردن، چرا تو اینقدر از تعهد میترسی؟ - بازیکن🙁اشاره میکند به آلت تناسلی خود)ببین، از بس حرف زدی داره میخوابه. بیا، بیا با اون دهنت یه کار مفید بکن(موهای او را گرفته و به سمت میان پاهای خود رهنمود میشود)
1. اگه دختر گفت: "نه بی شوخی میگم تکلیف رابطه ما چی میشه" و به رغم تلاش های بازیکن روی پاسخی که میخواهد بگیرد اصرار داشت بازیکن چه باید بکند؟ فرض کنیم دختر هنوز در حال "گه تست" باشه.
2. کلا از کجا میتونیم مطمئن بشیم دختر در حال "گه تست" هست؟
1. اگه دختر گفت: "نه بی شوخی میگم تکلیف رابطه ما چی میشه" و به رغم تلاش های بازیکن روی پاسخی که میخواهد بگیرد اصرار داشت بازیکن چه باید بکند؟ فرض کنیم دختر هنوز در حال "گه تست" باشه.
بگویید «منم بیشوخی میگم، سرنوشت زندگیت در گرو ده دقیقهی آیندهست». ☺️ اما چنین اتفاقی نمیافتد، اگر از آغاز رفتاری درست داشته باشید، و او را جدی نگرفته باشید میداند که همین واکنش بهترین پاسخی خواهد بود که از شما دریافت میکند و پافشاری بیشتر به بیحوصلگیتان خواهد انجامید. اما اگر رفتارتان در باقی مواقع بتاست، و مثلا چه میدانم پیشتر به او قول تعهد دادهاید و ... قطعا اتخاذ رفتار آلفا از سوی شما به درگیری و مشاجره خواهد انجامید. از میانهی رابطه اگر میخواهید بازی را شروع بکنید باید آرام و آرام ارزش خود را در نظر او بالا ببرید.
2. کلا از کجا میتونیم مطمئن بشیم دختر در حال "گه تست" هست؟
احساس بدی که پیدا میکنید، انگار شما را بین دو دیوار گذاشتهاند و دارند فشار میدهند. من اینجا به مرور مثالهای کافی میآورم و شما با تم زیربنایی گهتست آشنا میشوید،
ولی مسئله اینست که جای نگرانی بابت اشتباه گرفتن «سوال جدی» و «گهتست» وجود ندارد، چون اساسا یکی دیگر از اصول بازی اینست که زنان را هرگز نمیباید جدی گرفت، هر آنچه او میگوید «بامزه» است، هر آنچه میکند «تودل برو»ست، و پاسخ هر آنچه میگوید شوخی و مزاح و مسخرهبازیست. کلا کلام زن تنها زمانی جدیست که شما آنرا جدی میگیرید.
پرسشهای بسیار خوبی مطرح کردهاید که من در ادامه در چند پیام به پاسخگویی به آنها همت خواهم ورزید. قصد من آن بود که از تکنیک شروع بکنم و به تئوری برسم، ولی اینهم بد نیست و حالا که پرسش پیش آمده پاسخ را قرار دادن تصمیم درستی میتواند باشد.
مگر قیافه و تیپ خوب ویژگی هر آلفایی نیست؟
به هیچ عنوان!
زن و مرد هر دو علایق و سلایق منحصر به جنس خود را به دیگران فرافکنی میکنند. زیبایی ظاهر برای مردان مهمترین و بنیادیترین فاکتور متصور است، برخی حتی میگویند تنها فاکتور حائز اهمیت است و بی شمار مردانی که شیفته و شیدای زنان زیباروی اما بسیار بد رفتار، دبنگ، بیسواد و ... میشوند گواهی هستند بر این مدعی. دلیل این امر آنست که مرد تنها به ژنهای زن نیازمند است، در نتیجه مستقیمترین گواه سلامت ژنتیکی، یعنی زیبایی ظاهری را محور قرار میدهد.
زنان اما در پهنهی تاریخ نیازمند دریافت خدماتی گوناگون از مردان، و در نتیجه انتخاب ایشان بر مبنای تمام این فاکتورها بودهاند: آیا پس از حامله کردن من میماند، آیا توان مراقبت از فرزندانمان را خواهد داشت، آیا ژنهای خوبی دارد، آیا میتواند برود شکار، آیا میتواند از من در برابر مردان مهاجم مراقبت بکند و ... هرچه تمدن ما پیشرفته، آزمودن این خصایل برای زنان دشوارتر و دشوارتر شده،
پس به ترتیب اهمییت، آنچه شما را برای زنان خواستنی میکند:
۱. شهرت: نماد pre-selection ، زنان بیش از هر چیز مردی را میخواهند که زنان دیگر او را میخواهند، زیرا گواه آنست که دیگران از تطابق او با آن ۵۳۹ فاکتور مذکور اطمینان کسب کردهاند و او به نوعی «ثابت شده» است. هر نوعی از شهرت، حتی بدنامی شما را در نظر زن خواستنی میکند. مردی که به معنای واقعی کلمه هیچ چیز بجز شهرت ندارد از تمام آنهای دیگر موفقتر خواهد بود، اما حتی او هم بی بازی امکان برقرار کردن روابط بلند مدت موفق با زنان را نخواهد داشت.
پیشگزینش همان رانهای است که وقتی دارید با دختری زیبا در خیابان قدم میزنید آماری که زنان به شما میدهند صد چندان میشود، همان رانهای است که وقتی حلقه به دست میکنید برای زنان مرئیتر از زمانی میشوید که انگشتتان خالی بود و ... اکنون شهرت حد نهایت متصور این رانه است: دختر زیبایی که زیر بغل شما را گرفته، ضرب در صد و پنجاه میلیون!
۲. بازی: بازشناسی روانشناسی زن و روشهای فشردن دکمههای درست، در زمان درست را بازی میگویند. بازی روشی برای نمایش بزرگنمایی شدهی دیگر ویژگیهاست، و من به تجربه میدانم که برای این کار هیچ محدودیتی وجود ندارد، یعنی شما میتوانید واقعیت را، هر قدر هم محقر باشد از طریق اتخاذ تکنیکهای خام و یا دریافتن ساز و کار و دلایل کار کردن آن تکنیکها برجسته بنمایید. در ارتباط با زنان همه چیز در ذهن او رخ میدهد، نه جهان عینی. شما میتوانید در واقعیت موادفروش انگل و بیسوادی باشید که یک موتور گازی میراند، اما در نظر زن از دندانپزشک شریفی که لحظهای لبخند از لبانش محو نمیشود موفقتر باشید. اگر فقط قرار بود یکی از این ویژگیها را داشته باشید، آن میباید که بازی میبود.
۳. دارایی: مجموعهی آنچه شما از نظر اقتصادی دارید، خانه، ماشین، شغل، ثروت خانوادگی و ... توضیح بیشتری نیاز ندارد!
۴. جایگاه: موقعیت شما در هرم قدرت اجتماعی، در تناسب با دیگر مردان. «زنان شیفتهی رهبر مردان میشوند»، جملهی میستری بزرگ است. روش سنتی آلفا شدن مردان پیشرفت در هرم اجتماعی قدرت از طریق اثبات خود در دنیای مردان بود. اگر شما صاحب بار، رئیس شرکت، نخست وزیر یا به هر نحوی دارای جایگاهی مهم و ارزشمند برای مردان هستید که عدهای «گروپی» دور شما حلقه میزنند و چاپلوسی شما را میکنند در نظر زن آلفا خواهید بود.
القاب اجتماعی همچون «دکتر»، «مهندس»، «رئیس»، «پرفسور» و ... قدرت خود را از همان اشارهی ضمنی و خفیفی که به جایگاه شما در هرم قدرت دارند بدست میآورند. ۵. ظاهر: ظاهر کماهمییتترین بخش ماجراست، و اهمییت آنهم از جنس اهمییتی که برای مردان دارد نیست: زنان نخست به بدون شما نگاه میکنند، سپس به صورتتان، در مردان معکوس است، و اگر بدن زن به نحوی چندشآور از قاعده بیرون نباشد، مردان نخست به صورت اهمییت میدهند سپس به بدن. زنان به «مردانه» بودن چهره، یا نشانگان بالا بودن تستسترون در آن همچون فک تیغکشیده و چانهی قدرتمند اهمییت میدهند، مردان به تناسب ترکیب چهره و گونههای برجسته و لبهای پر. آنچه صورت زن را زیبا میکند، صورت مرد را چندش آور خواهد کرد و بالعکس.
مردان بی اطلاع از بازی اغلب دو رویکرد گوناگون در اینباره اتخاذ میکنند، یا بدلیل تجربیات ناگوار شخصی همه چیز را در توان مالی آنهم به مستقیمترین شکل ممکن میبینند و «زنا فقط به پول اهمیت میدن» ورد زبانشان است، یا بدلیل مشاهدات محدود و فرافکنی امیال شخصی به روی زنان همه چیز را محدود و معطوف به ظاهر میکنند و از این طریق عدم موفقیت خود با زنان را توجیه میکنند که «من زشتم، زنا مرد خوشگل دوست دارن». هیچکدام از اینها حقیقت ندارد، بدیهیست که اگر شما هر یک از این موارد را در بهترین و بالاترین شکل خود داشته باشید، آنها به تنهایی برای «آغاز رابطه» و «به رخت خواب کشیدن» زنان کافی خواهند بود، اما هیچکدام به تنهایی(حتی بازی)، قادر نیست زن را در رابطه نگاه بدارد.
اگر شما ظاهری چنان زیبا دارید که در میان ده درصد بالای جامعهی مردان قرار بگیرید، برای جلب زن نیازی به بازی یا پول یا جایگاه ندارید، خودشان میآیند و ذهنشان به نحوی بتا بودن شما را توجیه میکند. من اینرا به چشم دیدهام که زنی پسر بسیار زیبایی را گهتست میکند، او گهتست را مفتضحانه شکست میخورد و با وجود این زن پس از مدتی مکث لاسیدن با او را ادامه میدهد زیرا خوب بودن ژنها آنقدر مهم است که بتا بودن را میشود موقتا نادیده گرفت. به همین شکل اگر شما بازیکنی برجسته باشید نیازی به ظاهر زیبا نخواهید داشت زیرا جای دیگری آنرا جبران کردهاید. و ... در مورد برخی از اینها کاری از دست شما برنمیآید، در مورد برخی دیگر میتوانید و میباید تغییراتی اعمال بکنید.
چنانکه گفتم بازی مهمترین اینهاست: در نبود آن شما میتوانید شبیه اورلاندو بلوم باشید، به اندازهی او معروف و محبوب باشید، به اندازهی او هم ثروتمند باشید، اما بدون بازی، زنتان با دو بچه طلاق بگیرد و برود!
اگر دو تا یا بیشتر از اینها را، به اندازهی ده درصد بالای جامعهی مردان داشته باشید آلفا هستید، اگر فقط یکی را داشته باشید(بجز بازی)میشوید بتا، اگر هیچکدام را هیچ مقدار قابل اعتنا برای زنان نداشته باشید می شوید امگا، اگر فقط بازی داشته باشید، ولو آنکه تمام موارد دیگر را هم دارا باشید میشوید بازیکن.
Tl, dr: مردان میتوانند صورت زشت خود را با زبان چرب و نرم، ثروت و یا جایگاه رفیع اجتماعی جبران بکنند، اما زنان نه!
Tl, dr: مردان میتوانند صورت زشت خود را با زبان چرب و نرم، ثروت و یا جایگاه رفیع اجتماعی جبران بکنند، اما زنان نه!
توضیح تصویری، با کمی مبالغهی سخیف 😜
این زن را بنگرید:
او ممکن است دیپلم هم نداشته باشد، اسم خودش را هم شاید نتواند بنویسد، شاید هر آنچه از دهان او بیرون میآید دری وری باشد، شاید بویی از آدمیت نبرده باشد، شاید هر شب ده بچه گربهی مظلوم را خفه میکند و شاید به راستی جانوری خبیث و رذل باشد. با اینهمه، من حاضرم تا چهل کیلومتر روی شیشهخردههای تیز سینهخیز بروم، سپس با تنی زخمی به دریاچهای انباشته از نمک و ماهیهای گوشت خوار وارد بشوم، و در آخر هزار ضربه تازیانه بخورم، مشروط بر آنکه در مقصد به عنوان جایزه، تنها سی ثانیه شورت او را به من بدهند تا آنرا اندکی بو بکشم!
😃
این یکی زن را بنگرید:
او رهبر یکی از پیشرفتهترین کشورهای جهان است، احتمالا بسیار تحصیلکرده و اندیشمند و خوشزبان است. صدها کارمند زیردست دارد، و به رفیعترین قلل پیشرفت اجتماعی رسیده است. سالها در دانشگاه درس خوانده، در محل کار زحمت کشیده و خلاصه به حداکثر متصور موفقیت از منظر فمینیستی «ارزشمند» رسیده. اگر من و او واپسین بازمندگان بشر بر زمین باشیم و سرنوشت گونهی انسان به ما وابسته باشد، اگر ابلیس مرا بر فراز کوهی بلند ببرد و همهی جهان را نشانم بدهد و بگوید «اینها همه از ان تست، اگر فقط یک لب از آنجلا بگیری»، حاضرم با انبری سرخ و گداخته آلت خود را از بنیان برکنده، بر زخم آن روغن مذاب بریزم، اما به او دست نزنم! 😞
و تازه من از ۹۰٪ مردانی که میشناسم و تا به حال دیدهام بیشتر به «زیبایی درونی» اهمیت میدهم!
اکنون این مرد را بنگرید:
این فرتوریست از جین سیمونز، خوانندهی گروه کیس، که تاکنون با بیش از چهار هزار زن همبستر شده است. چهار.هزار.زن.. ده دقیقهای صبر بکنید تا اثر خودش را بگذارد! بیتردید خداوندگاری در میان خدایان، نشسته بر فراز المپ، که ما بندگان حقیر باید به درگاه او سجده بکنیم..! با آنکه مدفوع دیروز صبح من در مستراح از او زیباتر بود...! بروید در لیست قبلی بگردید و ببینید دقیقا چه ویژگیهایی داشته که او را تبدیل به ابرآلفایی همردیف چنگیز خان کرده.
یکی از مفاهیم بسیار مهم بازی «کینو» است، که تعریف سادهی آن عبارت است از ارتباط جسمانی ِ غیرجنسی و جنسی در مراحل قبل از سکس، از آغاز مخزنی، تا قرارهای اول ِ منتهی به رختخواب. شما سر صحبت را با یک دختر در پارتی باز میکنید، دست بالا دو دقیقه میانهی گفتگو به آرامی، و بسیار زیرجلی و درحالی که ارتباط چشمی دائم با او برقرار کردهاید، خیلی آهسته آرنج او را لمس میکنید. عملی به همین سادگی میتواند میزان موفقیت شما را به نحوی شگفت انگیز دگرگون بکند. تماس جسمانی میان انسانها یکی از مهمترین ارکان اعتمادسازی روانی و تنشزدایی از رابطه است. سه چهار دقیقه بعد از این، و یکی دو دقیقه قبل از اقدام برای رد و بدل کردن شماره، اینبار کمی بالاتر، مثلا بازوی او را، برای مدتی بیشتر لمس میکنید. موفق خداحافظی، اگر کار خیلی خوب پیش رفته برای بوس کوچکی از لبان او جلو میروید، و اگر بجز آن یک بغل به ظاهر بیغل و غش از او میگیرید. در قرار اول بلافاصله ارتباط جسمانی را ادامه میدهید، به نحوی که تمام مدت باید به سمت تشدید میزان و خودمانی بودن این تماسها حرکت بکنید. یک بازیکن خوب در پایان قرار اول، در حال مالیدن و بوسیدن و لیسیدن دختر خواه بود.
تساعد کینو یکی از مهمترین اجزای بازی خوب است، اینکه بدانید چه لحظه، چه مقدار و به چه شکل با زن ارتباط جسمانی برقرار بکنید. سردرگمی، دستپاچگی و ناشیگری در این بخش از بازی به اندازهی سقوط در گهتستهای متوسطه خطرناک است زیرا زن بیآنکه بداند در خود احساس بسیار بدی نسبت به شما پیدا خواهد کرد. خودمانی بودن زود هنگام یا زیادی شما را در نظر او تبدیل به مردی بی «هیچ» پایبندی به حریم جنسی خودش میکند(۱)، خودمانی نشدن و زیاد عقبنگاه داشتن شما را تبدیل به بتای فمینیست ِ بزدلی که جایگاه خود در مقام یک موجود جنسی را از دست خواهد داد. به ترتیب اثر مخرب: کینوی بد(دست پا چلفتی بودن در هنگام تماس جسمی=مرد امگای بیتجربه) > کینوی کم(زیادی مراقب رفتار خود بودن= مرد بتای بزدل که «عواطف» زن برایش مهمتر از عواطف خودش است) > کینوی زیاد یا زود(دست به پستانهای او مالیدن در آغاز قرار اول مثلا=مرد بازیکن ِ بکندر رو که هیچ امیدی به پایبند کردن او نیست).
یک نمونهی بسیار خوب از کینوی مرد امگا پدیدهی «دست معلق» است!
😂
مرد امگا به معنای واقعی کلمه نمیداند دست خود را کجای کمر دختر باید بگذارد، اینست که آنرا در هوا معلق نگه میدارد به امید دختر خود را در آن بدهد و کار را برای او آسان بکند. وضع بتاها به این وخامت نیست، مشکل آنها بیشتر در فقدان جرئت کافی برای انجام کار درست در موقع درست است، نه نادانی از اینکه چه باید کرد. اینست که بتای بسیار سطح بالا، در قرار اول حداکثر برای یک بوسهی خشک و خالی (بدون تف و زبان!) اقدام میکنند و در صورت گرفتن آن احساس پیروزی میکند، رقت انگیز! شما همواره اهداف خود را پیش ببرید و بازی خود را به چالش بکشید: برای سکس در همان قرار اول خیز بردارید، پس از آن برای سکس دهانی در قرارهای اول تلاش بکنید، پس از این از دختران در همان شب اول سکس مقعدی بطلبید .. اما دورترین راهها با همان اولین قدم شروع میشوند، و اولین گام برای فتح طریق مقدس و سفر روحانی به دبر زن همان دستان ِ به روی ساعد لحظهی آشناییست.
۱) بله زنان شیفتهی مردی هستند که به «ارزشها» و «معیارها» و «عواطف» و ... او بیاعتناست و چنان جایگاه رفیعی در جامعه دارد که میتواند از دست دادن او را ریسک بکند، اما چیزی هم هست به نام «افراط در بازی»، همهی زنان از لاشی تلقی شدن میهراسند و بعد از پیر شدن، شاید بزرگترین ترس ایشان باشد(با دلیل موجه، بجز مرد امگا کسی تعهد خود را به پای زن لاشی هدر نمیکند)، و از لاشی تلقی شدن در نظر شما بیزارند. پس هرگز طوری رفتار نکنید که انگار «او دلش میخواهد»، در فیلمهای مضحک هالیوودی اغلب دیدهاید که بتا یا امگایی که قصد تعرض یا تجاوز به زن را دارد به او میگوید «وانمود نکن، دلت میخواهد»، هرگز طوری کینو نکنید که گویی رفتار او باعث تشویق و تهییج شما شده، طوری رفتار بکنید که انگار این بیاعتنایی به قوانین طبیعت ذاتی شماست و اگر او میخواهد از حضور ثقیل و آلفای شما مفتخر بشود باید بند کرست را باز بکند، اگرنه همان دم میروید با دختر میز کناری که دارد چشمانش را در میآورد و لحظهای از خیره شدن به شما و لیسیدن لبهایش غافل نیست!
مرز احساس لاشی تلقی شدن در دختران متفاوت است، برای یکی تلاش من جهت چپاندن تخمهایم در دهانش آن لحظه که دارد کیرم را میلیسید پا را از مرز فراتر گذاشتن است، برای دیگری دستش را زودتر از آنچه باید گرفتن. آنرا بیابید و تا جایی که میتوانید از آن فاصله بگیرید.
Tl, dr: مردان میتوانند صورت زشت خود را با زبان چرب و نرم، ثروت و یا جایگاه رفیع اجتماعی جبران بکنند، اما زنان نه!
چیزی هست دربارهی ظاهر مرد که برای زنان از زیبایی صورت، سایز کیر، حجم عضلانی بدن و ... بسیار مهمتر است و حتی با ثروت هم جبران نمیشود و تنها برجستگی جایگاه در عالیترین سطوح، شهرت در وسیعترین حالات و بازی در ماهرانهترین شکل آن میتواند ضعف در آن را جبران بکند... چیست این معیار کذایی؟ قد!
چیزی در نظر زنان (از دیدگاه ظاهری) چندشآورتر از مرد کوتوله نیست. مرد کوتوله پیش از گشودن دهان توسط زن ضعیف و بتا تشخیص داده میشود. زندگی مردی که پنج سانتیمتر بلندتر از متوسط قد در کشور خود است، با زندگی مردی که پنج سانتیمتر کوتاهتر است چنان از بنیان متفاوت است که حتی تصور شرایطی که میان ایشان «برابری» حاکم باشد را مضحک و بیآبرو میکند. مرد کوتوله اگر هم به خود جرئت نزدیک شدن به زنان را بدهد با چنان گهتستها و اراجیفی روبرو میشود که تصور شنیدن آنها برای مردان معمولی باورکردنی نیست. اما هراسی نداشته باشید، زیرا بازی حتی میتواند این بازندگان قرعهی طبیعت را نیز چنان خواستنی بکند که دختران معمولی یا «زیبا با آرایش» او را بخواهند. راز کار در داشتن ذهنیتی آهنین و غیرقابل نفوذ، بعلاوهی خودشیفتگی دیوانهواری ست که زن را به این فکر میاندازد «این یارو کوتوله چی داره که اینطوری با من رفتار میکنه؟ گورزاد رو آدمش میکنم، بذار گهتستش بکنم، بهش نشون میدم» و پس از این، افسانه است... گهتست:
زن: هههه، نصف دیگت کجاست؟ زیر زمین؟ مرد: (با پوزخند آلفا، و سرخوشانه) نصف دیگهاش تو شلوارمه!
پس بنگرید که حتی مردان کوتوله هم شانس برای به رختخواب کشاندن دختران معمولی و نه چندان بد را در شمارگان رکورد دارند و همچنان شانسی خواهند داشت... و اوضاع ایشان در صورت آموختن بازی و تلاش برای بهتر شدن، بهتر از مردان فمینیست است! بله، مردان فمینیست، حتی گورزادان نیموجبی از شما نوکران بیمواجب و بیسکس ِ گفتمان زنمحور بیشتر سکس میکنند...
من دلنگرانم که با پرسشهایم حوصله دوستانی را که تشنه خواندن مطالب جناب امیرند سر ببرم. از این رو از ایشان میخواهم که درج مطالب خود و پاسخ به پرسش ها را با هم پیش ببرند که همه راضی باشند.
ولی مسئله اینست که جای نگرانی بابت اشتباه گرفتن «سوال جدی» و «گهتست» وجود ندارد، چون اساسا یکی دیگر از اصول بازی اینست که زنان را هرگز نمیباید جدی گرفت، هر آنچه او میگوید «بامزه» است، هر آنچه میکند «تودل برو»ست، و پاسخ هر آنچه میگوید شوخی و مزاح و مسخرهبازیست. کلا کلام زن تنها زمانی جدیست که شما آنرا جدی میگیرید.
ولی از نگاه انسانی و اخلاقی، برای من بسیار مهم است که بدانم دوست دخترم درحال گه تست هست یا نیست، ببینید زنان و دختران موجودات فضایی نیستند، بلکه بیش از اینکه با مردان تفاوت داشته باشند، از نظر احساسات و نوع فهمِ مسائل به آنها شباهت دارند. آنها هم در زندگی مشکلاتی (خانوادگی، مالی، عاطفی و ...) دارند، انتظاراتی از دوست پسر خود دارند و مثل هر انسانی دوست دارند با آنها مثل انسان برخورد شود. فرض کنید دوست دختر من امروز پس از سرکوفت ها و تحقیرهای پدر و مادرش، آمده تا زمانی را در کنار من بگذراند و از این ناراحتی بیرون بیاید، و من هم از این موضوع اطلاع ندارم. در میانه های هم نشینی و هم صحبتی ناگهان لازم میشود برود دستشویی وگرنه تا لحظاتی دیگر خود را خیس می کند، از من درخواست میکند کیفش را بگیرم، حالا اگر من نگاش کنم بعد بگم برو بابا، آن بیچاره را به مرز دیوانگی نمی رسانم؟ حتی اگر چنین حرفی موجب وابستگی بیشتر او به من بشود، من اخلاقا نباید مطمئن شوم که دارد مرا تست می کند یا نه؟
۱. موافقت و تشدید: شما با «اتهامی» که دختر زده موافقت کرده، آنرا تشدید میکنید. - دختر: به نظر خیلی دخترباز میای.. - پسر: پس چی؟ دخترا فقط به درد بازی میخورن.
اقدام دختر به قرار دادن شما در موضع دفاعی و انکار آنچه در حقیقت ارزش شما را در نظر او بالا خواهد برد. دختران زمانی که میشنوند یک مرد خیلی دخترباز است نمیاندیشند که «اوهاوه چطور فرار کنم»، بلکه دربارهی او کنجکاوتر میشوند. کنجکاوی هم در میان کم دستاندازترین راهها برای رسیدن به کُس است.
۲. نادیده گرفتن: شما کاملا گهتست را نادیده میگیرید و بحث را عوض میکنید. - دختر: همیشه اینقدر الافی؟ - پسر: اون دختره رو میبینی، یه جور بدی بهت نگاه میکنه.. به نظرم بهت حسودیش میشه..
شما مرد آلفایی هستید که موقعیت ذهنی غیرقابل نفوذی دارید و در جایی چنان مرتفع سیر میکنید که گهتستهای سخیف او دستشان به شما نمیرسد. این روش نیازمند اعصابی از آهن است که ۹۹٪ مردان ندارند، داوری زنان برای مرد آنقدر مهم است که اینجا در اینترنت هم به رفتار ما تاثیر میگذارد چه برسد به ان بیرون، در کنار دختری زیبا که همین چند لحظه پیش کل کیستی شما را به چالش کشیده.
۳. حاضرجوابی: شما آنقدر تجربه کسب کردهاید که تمام گهتستها را پیش از مطرح شدن بازشناسی میکنید و آنها را تشخیص میدهید و چندین پاسخ کوتاه، هوشمندانه و همیشه بامزه برایشان در چنته دارید. - میشه اینقدر نزدیک وای نسی؟ برو اونورتر. - چرا؟ چسیدی؟
اغلب مردان بتا آرزومند رسیدن به چنین موقعیتی هستند و فکر میکنند معجزهای یا ژنی یا چیزی به حاضرجوابی مردان بازیکن کمک میکند. اولا، تمام مردان حاضرجواب بازیکن هستند، یعنی حاضرجوابی خود را از طریق تجربهی زیاد در موقعیتهای اجتماعی بدست آوردهاند، ثانیا، بیشتر این مردان چندان باهوش نیستند، و دلیل آنکه همیشه حرف هوشمندانهای مرتبط با موضوع بحث دارند اینست که برخلاف بتایگان ِ باهوش، میتوانند خیلی آسان مغز خود را خاموش بکنند و به آنچه زن دارد میگوید گوش بکنند.
۴. جنگ روانی: چند حملهی تند و تیز برپاد عمیقترین فروخوردگیهای روانی زن در جیب میگذارید و به هنگام گهتست بر سر او میکوبید.
- دختر(این هفتهی پیش برای من اتفاق افتاد!): الان دیگه وقت استراحتت تموم شده، باید بری توالتا رو بشوری. - (پس از مکثی چند ثانیهای و نگاهی غمگین)، چی شد که اینجوری شدی؟ همیشه همینطور بودی؟
موثر است چون واکنشیست یکسره برخلاف انتظار دختر، یعنی عقدهای شدن یا درهم شکستن و بلافاصله او را در موقعیت دفاعی قرار میدهد. من با همین لاین «چی شد که اینطور شدی؟» بدترین، قبیحترین و ناجورترین گهتستها را پاسخ دادهام و بازخورد مثبت گرفتهام.
۵. پدافند موشکی: لاسیدن با دختران درپی یک گهتست عظیم را میگویند. انجام موفقیت آمیز آن بسیار دشوار است.
- پسر : سلام، ببخشید.. - دختر : اه برو اونور .. گمشو. - پسر : (با نگاه متعجب)، ببخشید، فقط میخواستم بپرسم دوستتون مجرده یا نه. (خطاب به دوست کذایی)، خانم مثل اینکه حالش خوب نیست؟
و ....
اکنون شما هرکدام از این روشها را که «اخلاقی» تلقی میکنید مورد استفاده قرار بدهید. به ترتیب موثر بودن اگر میخواستم آنها را تقسیمبندی بکنم : حاضرجوابی > موافقت و تشدید > نادیده گرفتن > جنگروانی > پدافند موشکی و
...
در مواجهه با گهتست بهتر آنست که راه اطمینان پیشه کنید، شوخی گرفتن ِ حرف جدی بیشتر به سود شماست(هیچ آسیبی به کسی نمیرساند)تا جدی گرفتن حرف شوخی، یا گهتست. شما میتوانید با دست باز بازی بکنید و کاکاُلد بشوید، یا اگر همسرتان هم متقابلا همانقدر «اخلاقمدار» بود طلاق داده بشوید، یا انکه میتوانید آنچه زن به راستی میخواهد، یعنی مردی والامقام، مستقل و قدرتمند را به او بدهید آنچه شما میخواهید، یعنی شیفتگی و سکس را از او در مقابل بگیرید. بازی دربارهی شرایط موجود و نجات یافتن تحت آن است، نه شرایط چنانکه باید باشند، یا شما امیدوارید که باشند.
همانطورکه پیشتر هم گفتم، حرف یک زن همانقدر جدیست که شما آنرا جدی میگیرید.
لنگراندازی یکی از موثرترین تکنیکهای بازی برای روابط بلند مدت است.
این عمل عبارتست از انداختن تلههای کوچک ذهنی برای آینده، که به هنگام میتوان از آنها برای زنده کردن رابطهای رو به سردی یا اخاذی جنسی/عاطفی از زن بهره برد. این تکنیک دو مدل دارد، لنگراندازی مثبت و منفی. مدل منفی آن زمانیست که شما احساسی منفی، اغلب احساس خطر را در زن زنده میکنید. ترس از دست دادن شما قدرتمندترین عاطفه و محرکیست که میتوانید در زنان بیابید. کمتر مردی به اندازهی آنکه همیشه یک پای خود را از در بیرون دارد خواستنیست. لنگراندازی منفی کلکیست که شما در آن به این ترس آویزان میشوید و جانی دوباره به رختخواب سرد رابطهی بلند مدت خود میبخشید. برای مثال در هفتهی نخست رابطه، چنین خاطرهای برای دختر تعریف میکنید:
- این پسره امیر واقعا خانمبازه.. این هفته یه پارتی راه انداخته بود... فقط دخترایی که میشناخت رو دعوت کرده بود.. فکر کن ۳۰-۴۰ تا دختر، ۴-۵ تا پسر... هههههه... همشه از این کارا میکنه. حتما باید ببینیش.
اکنون شش ماه از آغاز رابطهی شما میگذرد و دختر با اطمینان از اینکه جای خاصی نمیروید و فتح شدهاید و دیگر خطری رابطه را تهدید نمیکند، هرچه کمتر و کمتر حاضر به قرار گرفتن در موقعیت طبیعی خود، یعنی زانو زده جلوی یک مرد میشود. این هنگامیست که شما بمب نهایی را میاندازید و میوههای این درخت را میچینید:
- امیر زنگ زد، این پنجشنبه یه میهمونی خودمونی گرفته.. فقط آقایون.. هههه... گفت تو هم بیا، گفتم ببینم چی میشه.
بوم! همه هراس از دست دادن شما یکجا برمیگردد و چشماندازی تاریکتر از دوزخ پیش چشمان او نمایان میشود. «امیر» در ذهن او برابر شده با احتمال خیانت، اشتیاق زنان دیگر، گزینههای متعدد برای انتخاب، پارتیهای شبیه به سودوم و همه آنچه زنان دربارهی مردان دوست دارند. او با تمام وجود برای نگاه داشتن و زنده کردن آتش عشق و جلوگیری از دور شدنتان شروع به تلاش میکند. نتیجه: سکس مقعدی و دهانی هر قدر که میخواهید، برای دو ماه!
دو گرایش اصلی از نظر ساختاری در بازی وجود دارد که اغلب در تقسیمبندیهای بازی نادیده گرفته میشود. به نظر من شناخت این دو روش، و اتخاذ آن که با شخصیت و کارکتر شما سازگاری بهتری دارد میتواند در برخی موارد حتی سالها شما را جلو بیاندازد.
بازی زنانه: گرایش اصلی در بازیست، که عبارتست از برگرداندن ورق به روی زنان، و استفاده از کلکهایی که ایشان سوار میکنند برپاد خودشان. عشوه، گهتست، دنبال نکردن، چانه زدن، وانمود کردن به اینکه او دارد دنبال شما میدود و ... این روش بازی مبتنی بر درک و شناخت همه جانبهی روان و رفتار زن است و اینکه در واقع چه چیزی باعث کار افتادنشان میشود. شما با اتخاذ این روش به نظر زن مردی با جذابیت بالا خواهید آمد که همه چیز را دقیقا چنان که باید انجام میدهد و او را «میفهمد».
در این مدل از بازی همه چیز زمانبندی شده و دقیق و برنامهریزی شده است. این روش در ذات خود واکنشیست یعنی شما رفتار خود را بر مبنی حالات، رفتارها و سیگنالهایی که زن میفرستد تنظیم میکنید و بازی متناسب را برای حداکثری کردن موفقیت اتخاذ میکنید. تمرکز در این مدل بیشتر معطوف به نگهای آخرالزمانی، متلکپرانی، روتینهای مایهدار و روند حرکت «با دست پیش بکش، با پا پس بزن» است.
این بازی همچنین مناسب افراد پرانرژی، شلوغ، پر رو و «برونگرا»ست. شما دائم در حال لاس زدن با زنان، دست انداختن آنها و ... هستید. حاضرجوابی، صدای بلند، حلقههای اجتماعی بزرگ، راحتی در جمع و عددبازی، یعنی افزودن به کل آمار موفقیت از طریق بالا بردن تعداد پیشنهادهای دوستی که میدهید به جای تلاش برای بالا بردن درصد موفقیت آنها از ارکان ضروری این مدل بازی هستند.
بهترین بازیکنی که این مدل را برمیگزیند: Mystery
البته ۹۰٪ دیگر بازیکنان نیز مدل مشابهی را انتخاب میکنند، چراکه درصد موفقیت آن بسیار بالاتر و برای اغلب مردان در فضای کنونی جهان انجام آن پذیرفتنیتر/آسانتر است. میستری بازی خود را در میان زیباترین زنان آمریکا(مدلهای میلیون دلاری)پیریزی کرد، آیندگان بیگمان او را بزرگترین فیلسوف قرن بیست و یکم تلقی خواهند کرد. سبک او مناسب کسیست که دخترهای بسیار زیبا، دافهای بسیار لاشی یا نوع خاصی از زنان بدخلق و آلفاندیده را به بازی میگیرد.
این روش بازی مزایای بسیار زیادی دارد، اما دو ایراد بزرگ آن یکی مناسب نبودنش برای روابط بلند مدت و دیگری بهای سنگینیست که باید از منظر اجتماعی بپردازید. مردی که بازی زنانه دارد اغلب همهی جوانب زندگی اجتماعی و فردی خود را نیز باید حول محور همین دینامیک تنظیم بکند.
بازی مردانه: گرایش فرعی و جوانتری در بازیست که هرچند بیشینهی آنچه بازیکنان مکتب قبلی دربارهی روانشناسی زن کشف کرده یا مورد بهرهبرداری قرار دادهاند را از واجبات موفقیت میداند، تمرکز آن بیشتر به روی بازی درونی، زبان بدن و ارائه کردن تصویری مبتنی بر مردانهترین مرد متصور. جدیت، غرور، سکوتهای باردار، نگاه خیره به هزار کیلومتر دورتر، زبان بدن ِ آلفا و منش سنتی.
روند حرکت در این مدل «حرکت دائما به جلو» است، شما مردی هستید بیهیچ پشیمانی و عذرخواهی، که هرچه میخواهد را میگیرد، یا میرود سراغ دختر میز کناری که دارد چشمان شما را درمیآورد. گهتستها در این مدل به جای حاضرجوابی با بیتفاوتی یا بیحوصلگی پاسخ داده میشوند.
این بازیکن خشونتی ضمنی، گلدرشتی عامدانه و زمختی خودآگاهی را اتخاذ میکند که به نظر زنها «خطرناک» اما «دوست داشتنی» میآید. این مردان به هنگام صحبت کردن، راه رفتن و نگاه کردن گویی در حالت اسلوموشن به سر میبرند، با هیچ مرد دیگری ارتباط چشمی برقرار نمیکنند و هنگام صحبت کردن با زیباترین زنان هم ملال خود را پنهان نمیکنند. برخلاف مدل قبلی، هیچکدام از رفتارهای این شخص بهنگام به نظر زن نمیآیند و او نمیتواند حتی لحظهای در حضور این مرد احساس آرامش و راحتی بکند، به جای آن احساس اینکه هر لحظه ممکن است این مرد را از دست بدهد یا اینکه دائم یک حرف نامربوط، یک حرکت نابجا و یا یک اشتباه کوچک با بلند شدن او فاصله دارد مزاحم همیشگی ذهن زن در حضور این مردان است.
کسی این مردان را در حال لبخند زدن نمیبیند، هرچند حاضرجواب و شوخطبع باشند، یک ویژگی تاریک و خبیثانهای در شوخطبعی آنها مشهود است که زنان را همزمان میترساند و تر میکند! این مردان به جای نگ از کنایه استفاده میکنند که اثر مشابهی به روی زنها دارد اما در ساختار متفاوت است و تصویر متفاوتی به جا میگذارد. نگ تصویر مردی معتمد به نفس و دارای جایگاه اجتماعی بالاتر را ارائه میکند، کنایه تصویر مردی خودپرست و بیتفاوت. این مدل برای روابط بلندمدت بهتر است زیرا هزینهای که در رابطه میکنید بسیار کمتر و نوع ارزشی که از خود نشان میدهید قابل شرطی کردن و آرامآرام خرج کردن است. در مدل اول همهی آنچه در چنته دارید، تمام داستانها، روتینها، فالگیری، ورق بازی، شعبده بازی و ... تا قرار هفتم هشتم از دست میرود و بعد از آن باید استراتژی خود را به مدلی از همین بازی مردانه دگرگون بکنید اگرنه به عنوان مرد بچهصفتی که حاضر نیست رابطهای جدی را بپذیرد و «بالغ» بشود توسط آن زن رها خواهید شد. اما در این مدل شما از همان آغاز برجستهترین، قابل اتکاترین، مستقلترین و از نظر شخصیتی قدرتمندترین مردی هستید که آن زن تاکنون دیده، و نگاه داشتن شما حتی برای دقیقهای برای زن موفقیت به حساب میاید.
از یک نظر، بازیکن نوع اول بچه سگ بامزه و بازیگوشیست که به نوعی رانهی مادری زن را هدف میگیرد و زن برای «عوض کردن» و «برنده شدن» با او وارد رابطه میشود، به نظر زنان «این مردها همه چیزشان خوب است، فقط یک کم...»، در واقع زن نمیدانم همان یک کمی که میخواهد تغییر بدهد تمام منبع جذابیت آن مرد است و اگر از میان برود جذابیت هم با آن میرود. مدل دوم اما بازیکن شیر شرژهی خطرناکیست که زن همه چیز خود را ریسک میکند و برخلاف ندای درون، پیش میرود و دستی به سر و گوش او میکشد.
بهترین بازیکنی که این مدل را برمیگزیند: Paul Janka
پس کدام مدل بهتر است؟ بستگی به هدف و شخصیت شما دارد. اگر هدفتان تنوع جنسی کمتر از رکورد شکستن است، اگر شخصیتی درونگرا دارید، اگر یاد گرفتن زبان بدن و فرستادن سیگنالهای ناخودآگاه برایتان آسانتر از حفظ کردن تکنیکها و روتینهای از پیش مشخص است، و اگر در کل آدم آرامی هستید بازی مردانه بیاموزید. اگر به دنبال «عدد»، هر شب یک نفر و تنوع بسیار زیاد هستید، و اگر شخصیتی برونگرا، پر جنب و جوش، اهل لاسیدن با زنها و در کل پر انرژی دارید، بروید خرید برای یک کلاه پشمالو..
😄
پ.ن: از خود زنان اگر بپرسید که کدام روش بهتر است بدون استثنا میگویند روش دوم، اما قانون اول بازی را فراموش نکنید:
به آنچه زنان میگویند گوش ندهید، به آنچه میکنند بنگرید.
شاید این کمی اغراقشده است ولی با اندکی تخفیف میتوان آنرا پذیرفت. جالبترین واکنشی که من اغلب از مردان کمتجربه دریافت میکنم اینست: این نمیتواند دقیق باشد، در یک طبقهبندی ده شمارهای، شمارهی پنج نمیتواند اینقدر زشت باشد! پاسخ من به این مردان: سر خود را از ماتحتتان بیرون بکشید. فقط به این خاطر که شما آنها را نمیبینید به این معنی نیست که آنها وجود ندارند. همانطورکه زنان نیمهی بازندهی مردان را نمیبینند و فقط مردان دارای «مزایا» برایشان مرئی هستند، نیمهی پائینی جمعیت زنان از منظر زیبایی هم به روی ما ناپیدا هستند.
سختترین دختران این جدول برخلاف تصور مردان کمتجربه نقاط بالایی قلهی زیبایی نیست، بلکه دختران ۶ و ۷ هستند، زیرا اینها بیش از تمام آنهای دیگر طرفدار دارند و توجه مردان را به خود جلب میکنند: آنقدر زیبا که جذاب باشند، آنقدر نازیبا که بدست آمدنی باشند. بازیکن و غیربازیکن، آلفا و بتا اعتماد به نفس بالاتر رفتن از ۷ را به ندرت پیدا میکنند، و اگر هم چنان خودباوری پیدا بکنند، باز بر اثر قرار گرفتن در مجاورت کمال زیبایی زنانه حتی بازیکنان کارکشته نیز خود را متمایل به بتاشدن مییابند. اگرنه در جهان واقعی شما به اندازهی زنی که کنارتان ایستاده ارزشمند بودهاید، و اگر توان دوستی با یک ۹ را دارید یعنی لابد نمود عینی آن توان هم در شما وجود داشته. مردی که به یک زن ۵ پیشنهاد میدهد در حد همان زن ۵ است، این تصور که برخی بتاچههای سطح پائین دارند مبنی بر «من اگر بروم با پائینتر از خودم آن زن قدر مرا خواهد دانست و با من مثل همسر سابق هفت از دهم مرا رها نمیکند» توهمی بیش نیست زیرا آن زن و باقی جامعه شما را در حد خودش یا پائینتر خواهد دید، چون رفتهاید سراغ او.
دیگر آنکه، ما امروز از نظر علمی میدانیم که قرار گرفتن در مقابل زنان زیبا باعث از کار افتادن موقت مغز مرد میشود(اینست قدرتی که برخی زنان به روی مردان دارند!)، بازی دو راه گوناگون برای برخورد با این پدیده دارد. راه اول تصور کردن آن زن زیبا در حال انجام کاری چندشآور، مثل فرو کردن انگشت در بینی و بلعیدن آنچه با انگشت بیرون میاید، استفراغ کردن، گوزیدن، ریدن و ... است. این باعث میشود شما بلافاصله به موقعیت پیشین خود برگردید و اثری که زیبایی او بر شما گذاشته برطرف میشود. راه دیگر آنست که بلافاصله به دنبال ایرادی در چهره/ظاهر او بگردید، فارغ از اینکه چقدر یک زن زیباست قطعا ایرادی آنجا هست، «هههه، دماغت تکون میخوره وقتی حرف میزنی»، «تو خانوادتون همه آرنجهاشون اینقدر تیزه؟»... اگر دختر به نظرتان بینقص میآید یک ایراد کاذب برای او بسازید. خود عمل گشتن به دنبال یک ایراد باعث میشود موتور ذهنتان دوباره روشن بشود و در جهت درستی قرار بگیرد.
بازی بهتر از همه به روی دختران ۷ به بالا جواب میدهد چراکه از هر ده هزار مرد، فقط یکی چنان معتمد به نفس است که توان تحویل نگرفتن و دست انداختن و بیاعتنایی به زیبایی آنها را داشته باشد، و آنها هرگز به دیدن چنین مردی عادت ندارند و با خود میاندیشند که چه مرتبهای باید داشته باشد که مرا آدم حساب نمیکند. دختران زیر ۷ اعتماد بنفس نگ خوردن، متلک و کلفت شنیدن را ندارند و باید با آنها بتابازی بکنید زیرا خودشان تردید ِ به اندازهی کافی خوب نبودن را دارند و نگ شما ممکن است روی نقطهی حساسی بنشیند. اینست که اگر قصد زبالهگردی و ارتباط با تفالههای حاشیهنشین جامعهی زنان را دارید بازی به درد شما نخواهد خورد.
پس از مدتها هنوز نتوانستهام از عهدهی تحلیلِ و درکِ آن برآیم!
همچنین نمیدانم این را دقیقا باید کجا بپرسم، همینجا میپرسم شاید جای درست باشد. آخرین دوست دختر من که مدتی دراز با او بودم و جدیترین و صمیمیترین رابطه را با او داشتم، از خانوادهای بود بسیار مرفه و فرهنگی، دختری شدیدا نازوپرورده و خودش از لحاظ مالی مستقل و بسیار موفق بود. جایگاهِ من با او اصلا قابل مقایسه نبود، چنانکه از لحاظ مالی من در مقابل او همچون درویشی یک لا قبا بودم در برابر پادشاه! هماکنون او در یکی از کشورهای پیشرفتهی غربی به موفقیتهای خویش ادامه میدهد و من در این منجلاب همچنان دست و پا میزنم. پرسش نخست که پرسش فرعیست این است که چگونه میتوان چنین وجود رابطهای را توجیه کرد؟!
پرسش اصلی اما این است که یکبار او اعترافی کرد نزد من که هنوز هم مرا به شگفتی وامیدارد! من گاهی بسیار کلهخر میشوم و قید همهچیز را میزنم. نقل واژه به واژه: -داریوش یه چیزی بگم، مطمئنم فکر میکنی خلم ولی میگیم. -بگو؛ حق خل فرض کردنِ تو هم همچنان محفوظه واسم! -من از اینکه تو بعضی وقتا عصبانی میشی و سرم داد میکشی یا با تحکم باهام حرف میزنی، مثلا وقتی که میگی" همینی که گفتم، نمیخام یه کلمهی دیگه در این مورد بشنوم" خیلی خوشم میاد!
این اعترافی بود بسیار شگفتآور برایم، چرا که من همیشه از بابت تندیهای گاه و بیگاهِ خودم نسبت به او شرمگین بودم و از او معذرت میخواستم، وانگهی او دختری بود بسیار با صلابت که مثلا در محیط کارش جذبهای داشت در حد زئوس که کسی جرئت کمترین نگاه چپ به او را نداشت و کمترین رفتار خارج از نزاکت، عقوبتی گران از طرف او میداشت! من هم در دختربازی بسیار کسدست هستم و هیچی نمیفهمم، هرچه هم تاکنون برایم پیش آمده شانس بوده! پس بعد از اینکه به وضع مسخرهی من خندیدید، درکم کنید😔😄
داریوش گرامی اگر جستار را بخوانید، و پیامهای بعدی مرا، من جسته و گریخته به این موضوع پرداختهام که جذابیت مرد در نظر زن عملکردی یکسره ذهنی دارد و عینیت کسی که شما هستید و چیزهایی که دارید و ... چندان نقشی ایفا نمیکنند. اینست که یک مرد فقیر، بیسواد، بی شعور، زشت، چاق، کوتوله و بازنده میرود با دختری ثروتمند، تحصیلکرده، زیبا، باشعور و برنده و همه انگشت به دهان میماند که آن مرد چه داشته. خب آن مرد «بازی» داشته، شاید نه بازی تئوریک ِ مکتوب که ما اینجا آموزش میدهیم، اما دستکم نوعی از آن را. آن دختر هم به دلیلی شما را الفا دیده بوده، بله همینست حتی بتاترین مرد هم ممکن است در نظر زن آلفا بیاید زیرا زن به تمام شخصیت و کارکتر شما در یک زمان دسترسی ندارد و نمی تواند همه چیز را آنالیز بکند، یک حرکت ناخودآگاه، مثلا برگرداندن پشتتان به زن وقتی دارد صحبت میکند میتواند باعث آلفا تلقی شدن شما بشود.
دربارهی بخش دوم پیام شما، دیگر این دختر بیچاره چه سیگنالی از این قدرتمندتر میتوانسته بفرستد برای تشویق و تقویت رفتاری که او، و تمام زنان دیگر در مردان میپسندند؟ زن میخواهد مرد ارزشمندی که بدست آوردن و در دست نگاه داشتن او چالشی مداوم است را همچون کوهی قابل اتکا در زندگی داشته باشد نه «مرد» امگای فمینیست ِ چاپلوسی که نه ذرهای ارزش و احترام برای خود قائل است و نه هیچ استفادهای میتواند برای زن داشته باشد را. برخی بازیفروشان حرفهای و تئوریسینهای ردپیل معمولا میگویند زنان دربارهی آنچه میخواهند دروغ میگویند، درستتر آنست که بگوییم همهی حقیقت را نمیگویند. وقتی زنی میگوید مرد لبخندزن را دوست دارد، مرد مهربان، باوفا، از خودگذشته و صمیمی را میپسندد و ... دروغ نمیگوید، منظورش آنست که این ویژگیها را در مردی دوست دارد که به نظرش جذاب میآید. مرد بتای ناتوانی که نمیتواند تنبان خود را بالا نگه دارد هرچه میخواهد احترام بگذارد، گل بخرد، لبخند بزند و از حقوق زنان طرفداری بکند، باز هم زنی او را نخواهد پسندید. اما مردی که زن او را جذاب مییابد، یعنی مرد مستقل، خودرای، زورمند، مغرور، پرجذبه، خوشتیپ و از نظر اجتماعی پرتوان که دل هر زنی را به لرزه می اندازد، بهترین مرد دنیا میبود اگر گاهی لبخند میزد، به اندازه و به ارادهی خودش گل میخرید، گاهی هم در میان چشمهای خمار ِ خیره به دوردستها و نگاههای سنگین طولانی جملهای بکر و رمانتیک بر زبان میآورد و ...
پس بله، زن میخواهد زن باشد، و بیبار سنگین مسئولیت و احساس گناه و پشیمانی زندگی بکند. هیچ جای شوک و شگفتی و انگشت بر دهان ماندن هم ندارد. ولی خب زنان که نمیتوانند نقشهی همه چیز را برای شما ترسیم بکنند، آنها میخواهند «خودتان بفهمید»، و در این راه بسیار هم به مردان کمک میکنند، هر گهتستی که میکنند، هر بهانهای که میگیرند، هر غری که میزنند و هر سیگنال آشکار و پنهانی که میفرستند به نوعی دارد به شما میگوید به اندازهی کافی در رابطه جنم نشان نمیدهید، به اندازهی کافی اراده ندارید، به اندازهی کافی پناهگاه امنی برای او نیستید و اگر راه جدیدی انتخاب نکنید او به رغم میل باطنش مجبور به طرد شما میشود. من زن دیدهام که سالها با شوهر شل و ول ِ بتای چندشآور خود که مایهی ننگ عنوان مرد است ساخته و به هر دری زده نتوانسته ذرهای مردانگی را در وجود او بیدار بکند. بالعکس، هرچه زن پیش رفته، مردک پستر نشسته، هرچه زن گفته، مرد شنیده و هرچه زن زده او خورده، به این امید که چالش را نادیده بگیرد و مشکل را تشدید نکند. بتاچههای نرمپستان ِ صدانازک از این نظر به دیوانگان میمانند، و راهی هزار بار رفته و به سیاهچاله افتاده را برای بار هزار و یکم به امید جواب گرفتن با شدت و حدت بیشتری امتحان میکنند. «اگه فقط بدونه چقدر من حامی تصمیمهاش هستم، اگه فقط بدونه چقدر دوستش دارم، اگه فقط بدونه چقدر به زنا احترام میذارم». او میخواهد بداند که شما «قادر» به حمایت کردن از او هستید، میخواهد توسط کسی دوست داشته بشود که خودش را شایستهی دوست داشته شدن میداند، میخواهد احترام کسی را داشته باشد که احترم گذاشتن او بیقید و شرط و روشی برای گدایی کس نیست.
دربارهی دوستدخترتان: زن هرچه صلابت و جذبه و غرور بیشتری داشته باشد، یعنی بیشتر محتاج مرد آلفاییست که از او پر صلابتتر، پرجذبهتر و مغرورتر باشد و آنچه که میخواهد را به او بدهد. ولی بدلیل «منطقی» بودن بتاچهها عکس این ماجرا اتفاق میافتد: همه به موسموس کردن در حضور او میافتند و جرئت نمیکنند به او نگ بزنند و گهتستهای او را با گردن کج نظاره میکنند. زن بیچاره هم دائم در عذاب است که چرا یک مرد حسابی باقی نمانده تا بتواند در برابر دو متلک ساده از خودش دفاع بکند و من وقتی به او بد و بیراه میگویم چرا مثل احمقها لبخند میزند؟ ماجرای غمانگیزیست داریوش، و من دریافتهام که زنان به اندازهی ما یا حتی بیش از ما قربانی آن هستند. من دیشب در تاپیکی بودم در فورچن که در آن گاهی جمع میشویم و به زنها میخندیم، کسی فرتوری پست کرد از پروفایل دوستیابی یک زنی در اوکیکیوپید، من به جای خنده به راستی اندوهگین شدم، به نوعی حتی شبم خراب شد و دلم برای زنی هزاران کیلومتر آنسوتر در دنیا که هرگز هم ندیدهام به درد آمد. ببینید افسردگی و فلاکت و احساس اضطرار از این پروفایل میچکد:
من ماهها بود چیزی تا این حد غم انگیز نخوانده بودم!
ساعت بدن او به لحظهی زنگ پایان نزدیک میشود و چشمانداز آنچه او میخواهد در افق نمایان نیست. زنی که به دیوار نزدیک میشود، تمام آنچه «خواهری مقدس» به او گفته دروغ بوده و تازه فهمیده که در بر پاشنهی دیگری میچرخد. من هرچه پیامهای از این دست میبینم، بیشتر به اثر نجاتبخش بازی هم برای زنان و هم برای مردان ایمان میآورم، چراکه مرد خودباختهی ضعیفالنفسی که گمان میکند «فمینست شدن» استراتژی جنسیست، محکوم است به در تنهایی جلق زدن، و زنی هم که گمان میکند مردان به مدرک تحصیلی او یا به شغل او اهمیتی میدهند محکوم است به در سی سالگی به سر به دیوار خوردن، و تا پایان عمر در غم و عقده زندگی کردن. این جستار را دنبال بکنید من تکنیکها، تئوریها و روشهای گوناگونی برای بهتر بدل شدن به مردی که میتواند گلیم خود را از آب بکشد در اختیار شما خواهم گذاشت. اما اگر ذرهای حرف من برای شما ارزشمند است، این را به عنوان حقیقتی از من بپذیرید که بازی، ارزشمندترین چیزیست که یک مرد در جهان امروز قادر به آموختن آن است. ارزشمندتر از توان خواندن و نوشتن، و ارزشمندتر از سوی چشم!
من توقع زیادی هم ندارم: آسان بیاغازید، با یک مفوم ساده مثل نگ شروع بکنید. از آن در برخوردهای روزمرهی خود با زنان یا دوستدختران استفاده بکنید، اگر جواب مثبت بود، به آموختن بازی ادامه بدهید، اگرنه، آن را کنار بگذارید.
امیر جان نگرت دربارهیِ تاثیرات N-count چیست؟ مخصوصا دربرابر آلفاندیده یا Alpha Widow ؟
فاکتور بسیار مهمیست، ما میدانیم که هربار زنی تپانده/رها میشود، هربار گیر یکی از این «بکن در روها» میافتد، هربار بدن خود را در اختیار مردی آلفا میگذارد و نمیتواند او را وادار به تعهد (هر میزانی از آن) بکند بخشی از معصومیت، نجابت، مهربانی و خوشبینی خود به جهان را از دست میدهد. طبق تجربیات من یک دختر معمولی دقیقا ۱۲ مرد آلفا تا «همهی مردا خرابن» فاصله دارد. همانطورکه جای دیگر هم گفتم زن برخلاف مرد سکس خشک و خالی را بسنده نمیداند، و اگر آن سکس به استخراج میزان مشخصی از تعهد، ولو در حد «روز بعد تلفن کردن» از آن مرد نیانجامد زن احساس کم بودن، کاستی داشتن و افسردگی میکند. زنی که نتوانسته با در اختیار گذاشتن ارزشمندترین داشتهی خود به پیروزی، ولو در مقادیر اندک و مشخص شده برسد زنیست انباشته از کینه و عقده. حتی امگای بازنده نیز در عوالم «فمینیستی» خود، با اوهامی در حد «زنها به اندازهی مردا سکس میخوان» و «میل جنسی زن از مرد بیشتره» و ... هم میداند که سکس خشک و خالی، سکس فقط بخاطر سکس در نظر زن «بکن در رو» و مذموم و ناپسند است. شما باید یک مازاد عاطفی پرداخت بکنید اگرنه زن را جریحهدار و زخمی رها میکنید.
بیوهی آلفا مفهومی بسیار جالب است که برطبق آن ما میدانیم که پنج دقیقه از سکس کثیف و خشن با مرد آلفا برای زنان برابر با پنجاه سال تعهد عاشقانهی مرد بتاست، و اگر یکبار در آغوش مردی مستقل، مغرور و کاردان آرمید دیگر تا پایان عمر به معنای واقعی و تحتالفظی کلمه «فاسد» شده، هر مردی را با او مقایسه خواهد کرد و قد و قواره ی ایشان را با خطکش او خواهد سنجید، خطکشی که برطبق آن تمام مردان بتا کم میآورند و کوتوله هستند. بسته به میزان آلفا دیدن شما، زن این مقایسه را ذهنی و در خفا و پنهانی، یا با صدای بلند و در حضور شما انجام میدهد. «امیر این کارو میکرد»، «امیر هیچوقت از این کارا نمیکرد»... باز بسته به میزان آلفا/بتا دیدن شما، شدت سخیفی این قیاس متفاوت است، اگر دختر مثلا گفت «امیر خیلی کمرش سفت بود، نیم ساعت طول میداد» یا «امیر خیلی خوب بلد بود» یعنی شما را مردی دیده همردیف سیب زمینی. گاهی هم زن این گهتست را به نحوی هوشمندانه میپیچاند و طوری وانمود میکند که دارد از شما تعریف میکند، مثلا «امیر اصلا وقت شناس نبود»، در اینجا بتاچهی مفلوک به گمان اینکه وقت شناسی ویژگی خوبیست و زن دارد از او تعریف میکند بالا پائین میپرد و دم تکان میدهد، غافل از اینکه «وقتنشناسی» ذاتا آلفاست و زن ترجیح میدهد یک ربع منتظر مردی آنقدر پرگزینه بنشیند که توان منتظر گذاشتن دختر زیبا را دارد تا مرد «با شعوری» که یک ربع زودتر خودش را به محل قرار رسانده و مثل چوب خشک این پا آن پا می شود یا سه تا قهوه سفارش داده. او دارد از «امیر» تعریف میکند نه از شما، اگر کمی دقت بیشتری به خرج بدهید حسرت و دلتنگی را در صدای او خواهید شنید.
اما اگر حتی زنی شما را با صدای بلند و آشکار با دوستپسر آلفای سابق مقایسه نکرد، شک نداشته باشید که بطور ذهنی دارد آن کار را میکند و اینکه چیزی نمیگوید احتمالا نشانهی خوبیست، یعنی شما را برابر یا برتر از او میداند.
قهر یعنی شما به اندازهی کافی اعتبار ندارید و زن از بابت ماندنی بودن شما مطمئن است. مردی که قانون «همواره یک پای خود را از در بیرون نگاه بدارید» را به انجام رسانده و همچنین لاسیدن و دلبری از زنان دیگر را متوقف نکرده هیچوقت به حال خود رها نمیشود، چون ترس از خیانت/رفتن او آنقدر زیاد است که رها کردنش به حال خود ریسکی پذیرفتنی نیست. قهر یعنی جواز خوابیدن با زنان دیگر. پس خود قهر کردن یعنی زیادی بتا بودهاید، و باید هرچه زودتر برای بازسازی تصویر خود دست به کار بشوید.
مردان به عنوان آچارفرانسههای طبیعت، تصور میکنند که تلاش برای رفع مشکل و آرام کردن شرایط راه درست است، چراکه خودشان از چالش و تنش بیزارند و در واقع هرآنچه میکنند برای حل مشکل و یا جلوگیری از رخ دادن آنست. ذهن زن در روابط عاطفی اینطور عمل نمیکند، رابطهی بیدست انداز ِ آسان و آرام یعنی مرداب راکد و مرده، یعنی مرد بتای ملالآور و «بله قربانگو» که امیدوار است با حرفشنوی و عمل به آنچه زن میگوید مشکلات آینده را نادیده بگیرد/پیش بینی بکند/حل بکند.
یک قانون یک خطی دیگر : «هرگز حلال مشکلات نباشید، بلکه مشکل آفرین باشید». بر همین مبنی، اگر رفتار نادرست دختر را با توجه، عنایت و محبت پاسخ بدهید دختر آن رفتار را در آینده برای اخذ توجه، عنایت و محبت بیشتر تکرار میکند و کار به جایی میرسد که دیگر شما هیچ قدرتی در آن رابطه برای فدا کردن ندارید، و کاملا فتح شدهاید، و در نتیجه جذابیتی هم برای زن نخواهید داشت. نرمش و «کوتاه آمدن» و تلاش برای رفع و رجوع مشکل تنها یک سیگنال به ذهن زن ارسال میکند : ضعف. شما به او «نیاز» دارید، و مردی که محتاج یک زن است در ذهن او شایستگیاش را ندارد.
پس به جای موسموس، منتکشی و کسلیسی بیجا، همهی ارتباط خود را با او قطع بکنید. هرگز تلاش نکنید که به او زنگ بزنید، او را ببینید و یا خود را به نحوی سر راه قرار بدهید. به جای این بروید با زنان دیگر. الزاما نه ارتباط جنسی یا عاطفی جدید(اگر آنرا چه میدانم، «اخلاقی» نمیدانید)، بلکه لاسخشکه و گفتگو و گپ معمولی با دختران برای فراموش کردن درد دوری و تسلیم شدن به وسوسهی ندای بتای درون و به ورطهی کُسلیسی افتادن. هیچ توهمی در اینباره نداشته باشید، اینجا میدان نبرد است و هر قدم که پس بنشینید مقداری از قدرت و ارزش خود را از دست دادهاید. اگر کوتاه آمدن درست است و نمیدانم «اخلاقی»ست و تسلیم قدرتی لازم ندارد بگذارید زن آنرا انجام بدهد.
اگر زنگ زد، که اگر هنوز ذرهای به شما علاقه داشته باشد میزند، با سردی و بیزاری و جملات دو کلمهای با او سخن بگویید. حتی وانمود بکنید که از دوباره تماس گرفتن او متعجب شدهاید و دعوای اخیر به نظرتان پایان رابطه بوده. با بیمیلی و آرامآرام عذرخواهی او را بپذیرید و به او بفهمانید که با مقادیر بسیار زیادی از سکس مقعدی باید اعمال خود را جبران بکند! پس بدانید هر بار که زنی با شما قهر میکند و او را با منتکشی، کسلیسی و عذرخواهی نا به جا باز میگردانید یک قدم به زندگی مشترک ِ بی سکس، تبدیل شدن به موجودی غیرجنسی و «دوست افلاطونی» نزدیکتر میشوید. اما هربار که گهتست قهر کردن را با سربلندی و در آغوش زنان دیگر سپری میکنید، یک گام به سوی تخت و تاج «سلطنت» برداشتهاید.
این گهتست و همهی فرزندان آن را(«اون مرده خوش تیپه؟»، «من عاشق فلان بازیگر/بازیکن/خواننده هستم، خیلی خوشگله/جذابه/...» و ... کلا هر گهتستی که در آن مردی حاضر یا غایب بدلیلی مورد تعریف و تمجید و ستایش زن قرار میگیرد) من در میان گهتستهای متوسطه قرار میدهم.
همانطورکه میدانید مرد بتا در برابر فریبندگیها و بازیهای روانشناختی زن تماما بیدفاع است، و در واکنش به این گهتست اغلب دو راه را انتخاب میکند: یا با حقارت سکوت اختیار کرده، به خودخوری میپردازد و برای جلوگیری از مشکلساز شدن چیزی نمیگوید. یا بدلیل تضاد این رفتار زن با تصویر ذهنی او از الههی مقدس و معصوم، عصبانی میشود و مرافعه به راه میاندازد. روش اول از ارزش او میکاهد چراکه وی را بدل به موجودی فاقد فردیت و حریم میکند که هرکس میتواند روی عواطف و احساسات او قدم بزند. روش دوم از ارزش او میکاهد چراکه عصبانی شدن یعنی گهتست را «حقیقی» دانسته و از «زیبایی» آن مرد احساس تهدید کرده و اکنون دارد پاچهگیری میکند.
عصبانیت فقط زمانی آلفاست که بیدلیل و غیرقابل پیشبینی باشد، زن درپی گهتست انتظار دارد که شما «عقده»ای بشوید و دعوا به راه بیاندازید. پس روش دوم هرچند به مراتب درجات بهتر از روش اول است، باز هم بتاست. راه درست برخورد با این گه تست؟ موافقت و تشدید:
- آره واقعا زیباست، ببین چه لبهایی داره.. جوون.. ! - اینجور مواقع آدم آرزو میکنه زن بود.. واییی، ببین مادرش چی ساخته. - به نظرت زیباست؟ برم پیشنهاد سه راهه بدم؟ به نظرت قبول میکنه؟ - میخوای شمارت رو بدم بهش؟(با لحن شوخی، نه عقدهای)، ولی بعید میدونم به تو زنگ بزنه. - میخوای اشناتون کنم؟ - آره خداییش، از تو که دختری خوشگلتره(با خنده). - بدن خوبی هم داره. ای کاش گی بودم! و ....
با این عمل نشان میدهید که ۱. نظر او دربارهی مردان دیگر برایتان مهم نیست(بازی بیتفاوتی)، ۲. از زیبایی و خوشتیپی و ... مردان دیگر احساس خطر نمی کنید زیرا خودتان را از آنها زیباتر و خوشتیپتر و ... میدانید(بازی اعتماد بنفس) و ۳. فریم آهنینی دارید که این مزخرفات توان نفوذ به آنرا ندارد.
اقای امیر من جلوی یه دختری خیلی بتابازی دراودم. دیگه امیدی بهش نیست؟؟؟؟؟ من نمی تونم توی سایت وارد بشم پراکسیم خرابه ولی مطالبتون رو دنبال میکنم. اینا از نون شبم واجبتره واسه جوونای ما🌹
اقای امیر من جلوی یه دختری خیلی بتابازی دراودم. دیگه امیدی بهش نیست؟؟؟؟؟ من نمی تونم توی سایت وارد بشم پراکسیم خرابه ولی مطالبتون رو دنبال میکنم. اینا از نون شبم واجبتره واسه جوونای ما🌹
شما احیانا از برادران اسلامیست نبودین قبلا ؟ برای شما از نان شب واجب تر فکر کنم چیزای دیگه ای بودا ...
مدتیست گمانههایی پیرامون موضوع «غیرت» در ذهن من وجود دارند که طرح آنها در اینجا برای بازشناسی و نقد این مفهوم و اثر آن به بازی به نحوی درست و همه جانبه ضروری به نظر میرسد. برای مرد خودآگاه از موقعیت جنسی خود در جامعه شکی وجود ندارد که غیرت تنها برای مرد بتا عیب است. این انتظار در این مردان که میخواهد زنی که تمام انرژی، استعداد، توانایی، درآمد و ثروت خود را صرف مراقبت از او کرده از نظر جنسی فقط متعلق به خودش باشد و بچههای حلالزاده تحویلش بدهد در تضاد با استراتژی جنسی دو وجهی زن، «آلفا کُس میکند، بتا خرج» قرار میگیرد و به عنوان ابزاری برای سرکوب سکسوالیتهی زنان دیونمایی میشود. این مرد میبیند که زنان با ذرهذرهی وجود خود آرزو میکنند که مردی ارزشمند به رویشان غیرت داشته باشد و کسی که در رابطهای ابژهی تمنای طرف مقابل خود بوده میداند که زن از ابراز غیرت مردی که متقابلا او را (از نظر جنسی) جذاب مییابد چه مایه ذوقمرگ و هیجانزده میشود. میزان مشخصی از غیرت همیشه آلفاست، خصوصا اگر نوک پیکان آن متوجه دیگر مردان و نه خود زن باشد. یعنی شما به زن نگویید «روسریت رو بکش جلو»، به مردی که به او خیره شده بگویید «چیزی میخوای؟».
این آرزومندی زنان بیش از هر جای دیگری در این حقیقت نمایان و متجلیست که این همواره زنان هستند که مردان را با برچسب «بیغیرت» شرم میدهند، و در عمل این هم یکی دیگر از متعدد قلادههاییست که به گردن مرد خود میبندند. مرد بازیکن میداند که ماهی یک بار نمایش غیرتمندی، اشتیاق به کنترل و تلاش برای محدود کردن زن (در صورت داشتن بازی برجسته البته)، تضمینی عینی و بلادرنگ است برای تشدید علاقه در او. بازی خوب + نمایش فصلی غیرت = سکس مقعدی، بلا انقطاع برای تمام طول شب!
ثانیا: به قیصرهای کُسلیس مفلوکی که ایراد اخلاقی به غیرت میگیرند، باید یادآوری کرد که صد برابر توقعات رقتانگیز مرد بتا را، زنان متقابلا از ایشان دارند، و گاهی حتی نگاهشان را هم پاسداری میکنند مبادا دسترسی خود به منابع اقتصادی و دسترنج ایشان را از دست بدهند. من با چشمان خود دیدهام که زنی با همسر بتای مفلوک خود بر سر اینکه «چرا داشتی فلان زن را نگاه میکردی» تا سرحد مرگ گهتست کرده. آنجا اما خبری از «احترام به حریم خصوصی همسر» و «خشونت خانگی» و … نبود ولی.
غیرت زن مثل بچهبازی و انحراف جنسی و تجاوز او، ماستمالی و لاپوشانی و توجیه میشود که «عشق است» و «خدا را شکر کن که اینقدر دوستت دارد» و «لیاقت عشق و مَحبت نداری که روزی بیست بار زنگ زدن او را قدر نمیشناسی» و …. اما غیرت مرد برای حصول اطمینان از اینکه خرج تخم و ترکهی فلان لات بیسر و پای آلفا که این هفته مهبل خانم را تر کرده نمیدهد، تجسد شر مطلق از عمیقترین چالههای دوزخ است.آیا تا به حال تلاش کردهاید برای فمینیستی که مغز خود را لوبوتومی کرده مفهوم Mate guarding را توضیح بدهید؟ نصیحت من: نفس خود را هدر ندهید. اینکه مرد نمیخواهد کاکالد بشود شوکآور و باورنکردنی و «برساختهی فرهنگی»ست.
جالبتر از تمام اینها ولی: مردان امگای مفلوکی هستند که گمان میکنند بیغیرتی به جذابیت ایشان میافزاید و مثلاً اگر تبدیل به پیادهای در بازی جنسی/جنسیتی برای زنان بشوند و در جهت تسهیل استراتژی «آلفا کُس میکند، بتا خرج» بکوشند، زنان بالاخره پی میبرند که ایشان چه مایه روشنفکر و چه مایه برابریطلب هستند و سرانجام موفق میشوند بکارت خود را در بیست و چهار سالگی به دختری ببازند. این «مرد»ها احساس ترحم و تهوع را توأماً در زنان برمیانگیزند، و برای اولین بار، من و زنان راجع به یک موضوع نظر مشابهی داریم!
در صورتی که مایل به ارتباط عاطفی، جنسی و یا زناشویی با زن جماعت هستید، نیازمند ارائه حداقل تصویری غیرتمند هستید. من مایلم دو نکته را اینجا اضافه بکنم. نخست آنکه غیرت مرد بتا یک ویژگی منحصربفردی دارد و آن اینست که هرگز خود زن را مسئول رفتارش تلقی نمیکند. زنان گهتستی دارند که طی آن به مرد دیگری در حضور شما آمار میدهند، و سعی میکنند که شما را به جان هم بیاندازند. چیزی برای زن خواستنیتر از بدل شدن به «جایزه»ی دو مرد آلفا که با یکدیگر به طور فیزیکی و خونین برای او به نبرد پرداختهاند وجود ندارد، و تکتک رمانهایی که زنان برای زنان دیگر نوشتهاند تمی مشابه این را میتوان در آن یافت(مثلا twilight). این یک گهتست است، با آن به مثابهی یک گهتست رفتار بکنید، بهترین روش هم خواندن دست زن و اطلاع دادن به اوست که از بازی که میکند خبر دارید:
- چرا اینجوری میکنی؟ فکر کردی نمیدونم داری چیکار میکنی؟ - بس کن این لاشی بازیها رو. - میخوای برم باهاشون دعوا کنم؟ - خودتو جمع و جور کن.
گاهی وقتها هزینهای که روی رابطه کردهاید بسیار کم است، مثلا در قرار اول دختر روبروی شما نشسته و ناگهان شروع به آمار دادن به مردی دیگر میکند. اینجور مواقع نصیحت من اینست که بدون بر زبان آوردن جمله، بلند بشوید و محل قرار را ترک بکنید. من تا به حال سه بار این کار را کردهام و هر سه بار دختر درپی من دویده و با قیافهی «معصومانه» پرسیده که چی شد، کجا رفتی، چرا رفتی و ... اگر هم دنبالتان نیامد مهم نیست، خوشبخت بشوند با هم، اولین دختر زیبایی که دیدید را مخ بزنید!
«هرگز از زن بازی نخورید». آنها فعالانه تلاش میکنند که شما را با مردان دیگر دعوا بیاندازند تا میزان بتا بودنتان را بسنجند، روشیست برای محک زدن اینکه «چقدر برای شما مهم هستند». بیاعتنایی و گیسخند این اقدام سیگنال درست را میفرستد «نه آنقدر که فریب ارجاع به غیرتم را بخورم». پس بار دیگری که دختر الکی گفت «چقدر اون پسره نگام میکنه» بگویید «خب تو نگاش نکن، جنده خانم». در این لحظه غیرت بتاست، و بیغیرتی آلفا.
نکتهی دومی هم اما وجود دارد، زمانی که دختر خودش هیچ اقدامی برای جلب توجه مردان نکرده و اتفاقا تلاش میکند آنرا با بیاعتنایی و جمعتر کردن خودش قطع بکند. زمانی که مردی دارد وارد حریم او و شما میشود. در این لحظه غیرت آلفاست، و بیغیرتی امگا. در چنان موقعیتی شما با بیکنشی همهی اشتیاق و مهر آن زن را از دست خواهید داد. اگر روزی در این شرایط قرار گرفتید، یعنی مرد آلفا یا بتای سطح بالای دیگری بیاعتنا به حضور شما شروع به تعرض به پارتنرتان را کرد، باید وارد عمل بشوید و آمادهی درگیری فیزیکی خونین باشید.
یک سناریو را تصور بکنید: در یک میهمانی حضور دارید که برای چند دقیقه میروید دستشویی، یا جای دیگری برای صحبت کردن با دیگران. پسری در پارتی روی دوستدختران خیمه زده و دستش را گذاشته پشت صندلی او، در شرایطی که دوستدخترتان خودش را جمع و جور کرده و تا سرحد امکان از او فاصله گرفته، در اینجا ناتوانی شما برای ورود به صحنه با از دست رفتن تمام مهر و علاقهی دختر و نقش بر آب شدن تمام بازی تا آن لحظه همراه خواهد شد. راه اصولی برخورد با این وضعیت آنست که خودتان را به صحنه برسانید، مچ دست پسر را با تمام قدرت بگیرید و با صدای بلندی که چند نفر اطرافتان هم بشنوند بگویید «دست خر کوتاه»، «چخه، مامانت داره صدات میکنه» و ... و آماده باشید که کار بیخ پیدا بکند.
منش شما در چنین موقعیتی باید چنان باشد که کمی دیوانه و «آماده به هر کاری» به نظر برسید، از آنجاکه ۹۵٪ مردان جامعهی امروز ایران پسرهای بچهننه و بزدلی هستند که توسط زنان بزرگ شدهاند و امنیت و سلامت خود را مهمتر از هر چیز دیگری میداند، جا میزنند. هر از گاهی اما، گیر آلفای دیگری میافتید که حاضر نیست یک قدم هم پس بنشیند، جای نگرانی نیست یک نبرد جسمانی با مردی دیگر برای روحیهی شما مفید است. اما باید بدانید که وقتی با خصومت به بدن مرد دیگری دست میزنید، باید حداقل و در بهترین شرایط آمادهی رفتن به بیمارستان یا بازداشتگاه را داشته باشید. اگر کسی به حریم من وارد بشود، با تمام توان در برابر او مقاومت خواهم کرد، شما هم بهتر است چنان بکنید اگر ده سال دیگر یک روز از خواب بیدار میشوید و از خودتان میپرسید «این بچه چرا هر روز بیشتر شبیه امیر میشود؟»!
یک خبر خوب برای شما: اگر به خاطر زن دعوا بکنید، کتک بخورید یا بزنید تفاوتی ندارد و به یک اندازه در او ایجاد غلغلک میکند. نفس آمادگی شما برای خون ریختن و خون دادن برای کس کافیست، تفاوتی نمیکند که این خون در صورت شما باشد یا روی مشتهایتان. بله، ما هنوز در پس تمام این پوستهی تمدن حیواناتی هستیم سرگردان در دشتهای آفریقا. و بله، جهان عادلانه نیست، شما مرد هستید و دور انداختنی، یا با آن کنار بیایید، یا اگر از قواعد بازی خوشتان نمیآید بروید به راه خود، چراکه ارتباط با زنان بهایی دارد که سنگینترین آن مراقبت از ایشان به هنگام لزوم است.
اقای امیر من جلوی یه دختری خیلی بتابازی دراودم. دیگه امیدی بهش نیست؟؟؟؟؟ من نمی تونم توی سایت وارد بشم پراکسیم خرابه ولی مطالبتون رو دنبال میکنم. اینا از نون شبم واجبتره واسه جوونای ما
درود. بستگی به موقعیت کنونی شما در رابطه دارد. اگر در آغاز کار هستید بله امیدواری هست، اصلا یکی از انواع بازی همینست که شما تا لحظهی سکس بتابازی در میآورید، اما به محض آنکه سکس دریافت کردید(هر قدر که طول کشید)۱۸۰ درجه گردش میکنید و تبدیل به یک مرد سرد ِ بیاعتنای گریزان میشوید. بعضی تئوریسینها معتقدند که این چه بسی حتی قدرتمندترین روش بازیست، زیرا زن را دچار دهشت میکند که «چه شد؟» و چرا مردی که این چنین فتح شده بود ناگهان سرد شد و پس از آن تمام تلاش ممکن برای بازگشتن به موقعیت پیشین را بکار میگیرد. خصوصا اینکه «آن» چهرهی بتای شما را دیده و میداند که جایی زیر این پوستهی سرد و خشک مردی خوابیده که میتوان او را دوباره به زانو درآورد. ویژگی بسیار مثبت این متد آنست که زن برای تغییر دلیل شما مدتها خیالپردازی میکند و به احتمال قوی نتیجه میگیرد که از سکس با او لذت نبردهاید، و دائم تلاش خواهد کرد که سکس بهتری به شما بدهد: موقعیت ایدهآل. ولی حقیقت آنست که من شخصا تجربهای با این روش ندارم، نظریه پردازان توانا و هوشمندی را دیدهام که اینرا تبلیغ کردهاند و خط استدلالی هم درست و منطقیست. پس اگر در شروع کار هستید و کفگیرتان به ته دیگ خورده و میخواهید دختر را نگاه بدارید بد نیست اینرا امتحان بکنید، و اگر کردید نتیجه را اینجا گزارش بدهید.
اما اگر در میانهی رابطه هستید، یعنی دختر از بتابازی شما دلزده شده و گریخته راه دیگر بازسازی دوبارهی تصویرتان در نظر او بهرهبرداری از نوع خاصی از بازی مبتنی بر ترکیب پیشگزینی و حسادت است: بازی «بتا فقط برای او». چنانکه شما برای مثال خود را به یک میهمانی/محیطی... که میدانید او حضور خواهد داشت دعوت میکنید، و دختری از او زیباتر با خودتان میبرید و نسبت به آن دختر زیبا که با خود بردهاید رفتاری بسیار آلفا نشان میدهید. دختر با مشاهدهی این رفتار به چند نتیجه میرسد: ۱. در ارزشیابی شما دچار خطا شده، زیرا برای زنان زیبا خواستنی هستید. ۲. ذاتا مردی آلفا هستید که تنها برای او بتا شدهاید، زنان نیز آن مقداری از بتا را که میخواهند، میپسندند که مرد «بتای خودشان» باشد، چنانکه ما میخواهیم زن «لاشی خودمان» باشد هرچه میخواهیم برایمان در رخت خواب بکند اما با دیگران نجیب باشد، زن با خود میگوید لابد کار درستی کرده که این آلفای بیتفاوت را بی زحمت به دام کشیده و به آغوش شما باز میگردد.
برای دوستان دیگر لحظهای توضیح بدهم که عکس این نیز صادق است و مردی که زیادی خود را آلفا نماینده میتواند با «بتای دیگران» بودن کمی خطر افراط در بازی را کاهش بدهد و به زن موقعیتی را بنمایاند که در آن فتحپذیر است: - چرا اینهمه عکس از دوستدختر سابقت داری؟ ببینم دوستش داری؟ باهاش هنوز در ارتباطی؟ - دوستش دارم؟ هه.. اگه با انگشت کوچیکش فقط یه اشاره بکنه چهار دست و پا برمیگردم پیشش..
دو امتیاز مثبت : نخست گهتست او را با «موافقت و تشدید» پاسخ دادهاید و از سر گذراندهاید، و سپس خود را به حداقل متصور بتابودگی برای «یک دختر دیگر» کشاندهاید، دختر مدتها با خود خواهد اندیشید که چرا پس او تا به حال موفق به بیدار کردن این سوی فرمانبردار و توسریخور و «فمینیست» در شما نشده، و شدت و شمار گهتستهای خود را افزایش خواهد داد بلکه شما را به موضع دفاعی بیندازد، که خود برای شما فرصتیست جهت بازسازی و نوسازی چهرهتان در نظر او(گهتست یک فرصت است نه یک دشواری). پس چند ماهی درون رابطه، یکی دو عکس از دوست سابق را برای «اتفاقی پیدا کردن» او گوشه و کنار خانه بگذارید و دعوایی قلابی براه بیاندازید.
پس «بتا برای دیگر زنان» و «آلفا برای دیگر زنان» هر دو کارکرد خودشان را در بازی دارند.
در بازگشت به مشکل شما، گاهی اوقات نیز بیاعتنایی خشک و خالی هم موثر است، خاصه اگر قصد او از «قهر» کردن واداشتن شما به تعهد بوده باشد، در اینصورت هنگامی تماس مجدد برقرار کرد بیتفاوت و دور و متعجب رفتار بکنید. برخلاف همیشه علاقهای نشان ندهید، توضیحی ندهید، عذرخواهی نکنید و عذرخواهی او را نپذیرید.
نوع دیگر لنگراندازی برای آینده وصل کردن آن به چیزی بصورت خودآگاه برای دختر با یک خاطرهی خوش است، نوع اول اگر احساس هراس و از دست دادن مهر شما را یادآور میشد، این مدل احساس عشق و میل به نگاه داشتن شما را زنده میکند. این ویدیو از میستری را ببینید:
این تکنیکیست بسیار بسیار پیشرفته و قدرتمند. دختری که شما با او از این تکنیک استفاده بکنید ماهها، حتی سالها بعد آن «یادگاری» را حفظ میکند و با خوشی و لذت و شادمانی به آن نگاه میکند، حال آنکه سرویسهای طلای همسر بتاچه در اولین فرصت به پول نزدیک میشود و گلهای او خیلی پیش از پژمردن اثر خود را از دست میدهند و در بهترین شرایط جز لحظهای نوازش منیت زن هیچ فایدهای به حال شما ندارند. زمانی که یک بازیکن هدیه میدهد اما، هدیهی او «معنا»دار است، نمادیست از رابطهای که با دختر داشته، در کانتکست قرار میگیرد، «خاص» و «منحصربفرد» است و چنانکه میدانیم شاید فقط یکی دو چیز در این جهان برای زنان لذتبخشتر از «خاص بودن» برای و «یکییکدانه» بودن مردی ارزشمند باشد.
یکی از اسرار اثربخشی بازی، و دلیل آنکه هیچ زنی نمیتواند این اثربخشی را با صدای بلند بپذیرید، شما در او احساس خاص بودن بوجود میآورید ولو آنکه همین کلک را به صد دختر دیگر هم زدهاید و پنج دقیقه پیش داشتهاید همین روتین را در پارک سر چهار راه روی دختری دقیقا مثل او اجرا میکردهاید! در نظر زنان این عملیست بسیار رذیلانه و سخیف. وقتی ما به شما میگوییم که آنرا انجام بدهید خونشان به جوش میآید و ترجیح میدهند که
به انکار اثربخشی آن در هر شکل و قالبی بپردازند. قابل درک، اما بی فایده است.
من مدتی پیش این تکنیک را با دختری بسیار زیبا که یکی دو ماه بود هم را میشناختیم به اجرا گذاشتم تا اثربخشی آنرا بیازمایم. این درواقع «پایان پرشکوه» من به قراری رویایی بود: آتش، رقص، کباب، شادنوشی و عیش کنار رودخانه با آدمهایی که دوستشان دارید. نه رستوران آن چنانی، نه کافیشاپ لوکس و نه شمع و موسیقی کلاسیک و این چرندیات. این قرار یک تجربهی معنادار و لذتبخش و خودمانی بود که بیبرنامه ریزی قبلی پیش آمده بود، «بریم جاجرود؟ بریم». پیشبینی ناپذیری و انفجاری بودن یک ویژگی جذاب دیگر برای مردان است. اینست که موقعیت را برای اجرا کردن تکنیک ایدهآل میکرد زیرا لحظهای که میخواهید آنرا «جاودانه» بکنید باید بسیار زیبا و آرامشبخش و رمانتیک و از همه مهمتر، خودانگیخته باشد. اینست که من ناگهان تصمیم گرفتم که این کلک را اجرا بکنم، پس دختر را صدا زدم و تکنیک بالا را با کمی تغییر اجرا کردم! در مورد من به جای شیشه، ابژه سنگ بود و به جای «خیابان»، تجربیات آن شب را مرور میکردم.
یک زن و یا مرد به این ویدیو مینگرد، و آنچه میبیند شاید چندان برایش خارقالعاده نباشد، حتی چه بسی مضحک به نظر برسد. اما تصور بکنید زنی را، مردی که دوستش میدارد و جذاب میبیند و مدتی هم با او سپری کرده و اکنون یکی از بهترین شبهای دوران روابطشان را سپری میکنند در میان بازوان خود گرفته، و با صدایی آرام در گوش او زمزمه میکند که « تا ابد وقتی به این سنگ دست میزنی، یاد این لحظه بیوفتی.. که چقدر تو این دقیقه احساس خوبی داشتیم.. چقدر عاشقم بودی و عاشقت بودم...» و ... گمان میکند آن زن شانسی خواهد داشت؟ میستری دربارهی شرایطی که دارد، اتفاقاتی که افتاده و احساسی که میکند حرف میزند، این باعث میشود عواطف زن به جهتی که میخواهید متمرکز بشود و «هدیه» نهایی نمایندهی احساسات و حالات بیشتری باشد. یادآوری کردن خوشگذرانیها یا خاطرهی خوبی که میخواهید «هدیه» کذایی زنده نگه دارد بسیار مهم است چرا که تاکید به تشدید میانجامد.
میستری چندین بار میگوید «هیچوقت نمیدانی چه اتفاقی ممکن است بیافتد»، این برای تحریک و تشدید احساس محدود بودن دسترسی زن به شما و پایانپذیری رابطه است، زن احساس بسیار خوبی در آن لحظه دارد و نمیخواهد که این احساس خوب به پایان برسد، شما به طور تلویحی یادآوری میکنید که این احساس رفتنیست و باید چیزی داشت تا آنرا برای همیشه زنده نگاه داشت. میستری همینطور به دختر میگوید که خودش شیشه را بردارد، این یک «تست فرمانبرداری» کلاسیک است، از زن بخواهید که یک کاری برایتان بکند، هر کاری، و اگر پیروی کرد یعنی در موقعیت روانی مناسبی برای اجرای تکنیک است. میستری اما به دختر دست نمیزند، من اینجا متفاوت عمل کردم و تا جایی که میتوانستم ارتباط جسمی برقرار کردم.
با این اوصاف باید بتوانید حدس بزنید نتیجهای که من گرفتم چه بود: تکنیک جواب داد، مثل باقلوا! دختر حتی سه چهار قطره اشک شوق ریخت! اکنون که مدتها از ماجرا گذشته هم گاهی به من پیام میدهد که «دارم سنگتو نگاه میکنم عشقم، بهم زنگ بزن»، «با سنگمون خوابیدم»، «یاد اونشب نمیذاره بخوابم...دلم میخواد کنارت باشم».. گمان میکنید بتاچهای در زندگی هرگز از زنی شنیده «با سرویس پنج میلیون تومانیات خوابیدم عشقم»!؟ نه به جای ن میشنود که «برو پوشک عوض کن بعد دستت را بشور سبزی را که میخواهی پاک بکنی کثیف نشود»!
لنگراندازی مثبت قدرتمند است. خیلی قدرتمند. شاید حتی بیش از اندازه! اگر این تکنیک را درست و اصولی اجرا کنید، باید راههایی برای جلوگیری از «وبال» شدن دختر بیاموزید. پس در صورتی که قصد ارتباط بلند مدت، یعنی بیش از شش ماه را با یک زن ندارید از این تکنیک استفاده نکنید. در «ماه عسل» رابطه نیازی به تکنیکهای بلندمدتی مثل لنگراندازی نیست، این کارها متعلق به زمانیست که شور و شوق رابطه فروکش کرده و دختر تصمیمات خود را بازنگری و بازاندیشی میکند، یا هیجان رابطه کم شده و دختر از خودش میپرسد که از اول کار در شما چه دیده بود، آن زمان لنگرها به کار میآیند، یعنی لنگرها متعلق به زمانی هستند که کشتی رابطه وارد هوای طوفانی ِ «عادت کردن» و «عادی شدن» و «روزمرگی» میشود، این تکنیکی برای ایجاد جذابیت نیست، برای بخشیدن دوام به آنست.
یکی از اسرار اثربخشی بازی، و دلیل آنکه هیچ زنی نمیتواند این اثربخشی را با صدای بلند بپذیرید، شما در او احساس خاص بودن بوجود میآورید ولو آنکه همین کلک را به صد دختر دیگر هم زدهاید و پنج دقیقه پیش داشتهاید همین روتین را در پارک سر چهار راه روی دختری دقیقا مثل او اجرا میکردهاید! در نظر زنان این عملیست بسیار رذیلانه و سخیف. وقتی ما به شما میگوییم که آنرا انجام بدهید خونشان به جوش میآید و ترجیح میدهند که
بتاچههای علمدوست و باکرگان ِ دانشپسند لحظهای کفدستی نروید و آنچه درپی میآید را بخوانید که علم، یکی پس از دیگری مفاهیم بازی را با سربلندی آزمایش میکند. در نمونهای اخیر از این آزمایشات، دانشمندان و محققان مفهوم کینو را به چالش کشیدند :
During a conversation, a light touch can impart a subliminal sense of caring and connection, leading to more successful social interactions and even better teamwork. Over the course of that day, three young and handsome French men [participating in a study] randomly approached 240 young women they spotted walking alone and propositioned each and every one of them. To each, they would utter exactly the same words: “Hello. My name’s Antoine. I just want to say that I think you’re really pretty. I have to go to work this afternoon but I wonder if you would give me your phone number. I’ll phone you later and we can have a drink together someplace.” If the woman refused, they’d say, “Too bad. It’s not my day. Have a nice afternoon.” And then they’d look for another young woman to approach. If the woman handed over her number, they’d tell her the proposition was all in the name of science, at which time, according to the scientists, most of the women laughed. The key to the experiment was this: with half the women they propositioned, the young men added a light one-second touch to the woman’s forearm. The other half received no touch.
The researchers were interested in whether the men would be more successful when they touched the women than when they didn’t. How important is touch as a social cue? Over the course of the day, the young men collected three dozen phone numbers. When they didn’t touch the women, they had a success rate of 10 percent; when they touched them, their success rate was 20 percent. That light one-second touch doubled their popularity. Why were the touched women twice as likely to agree to a date? Were they thinking, This Antoine is a good toucher—it’d probably be fun to knock down a bottle of Bordeaux with him some night at Bar de l’Océan? Probably not. But on the unconscious level, touch seems to impart a subliminal sense of caring and connection.
من در فرانسه محل انجام این آزمایش زندگی کردهام، مردان فرانسوی، به اندازهی باقی مردان اروپایی آندروژن، چندشآور و ضعیفالنفس هستند و حتی از بازندهترین مردان ایرانی هم در موقعیت پائینتری هستند. فرهنگ «رمنس» فرانسوی که اینقدر در مدیای کشورهای آنگولاساکسون در بوق و کرنا میرود چیزی بجز مراسم و مناسک نمادین کُسپرستی نیست و مردان آن کشور چنان اخته شدهاند که در صحنهی جنسی-اجتماعی بازی را به مهاجران ِ «زنستیز» عرب و آفریقایی میبازند و از سایهها به تماشای دختر فرانسوی و مرد مسلمانی مینشینند که دارند بازو به بازو در پیادهروها قدم میزنند. فرض بکنید روزی فرا برسد که زن ایرانی تا قبل از سی سالگی به شما محل گربه هم نگذارد و به جای آن با پسران جوان افغانی برود دیسکو، در حالی که شما تنها به خانه میروید تا جلق بزنید. جایگاه مرد آلفا میباید که در خانه پُر باشد، اگرنه مرد آلفای دیگر از در وارد میشود. بگذریم، منظور اینکه اگر این بتای بیبازی ِ بازنده همینطور با مستقیمترین روش ممکن، و با زیر پا گذاشتن بسیاری اصول ابتدایی بازی(مثل تعریف نکردن از زیبایی زنان زیبا در دستکم ده قرار اول، درخواست شماره نکردن از او قبل از حداقل پنج دقیقه صحبت کردن..)، توانسته موفقیت خود را دو برابر بکند، شما باید بسیار خوشبین باشید...
اکنون میشنوید؟ صدای زوزههای دردناک هزاران بتای فمینیست ِ محافظ «حریم» و «فضای» امن زنان است که تا قرار پنجم به بدن او دست نمیزنند مبادا احساس خطر بکند.. صدای هراسانگیزیست که فضای شب را پر کرده!
تقریبا هر حرف او، چه عاشقانه چه آچمزکننده را جدی نگرفتم و کار را به مسخره بازی کشاندم، دوز حرف های عاشقانه خودم را بسیار کاهش دادم، تقریبا هیچ حرف جدی نزدم، بارها از اصطلاح "برو بابا" (به حال شوخی) برای پاسخ به درخواست های گه گاه جدی و مهم او استفاده کردم. میزان خشونت را بالا بردم، برخی درخواست ها را حتی با نیشگون و سیلی های آرام جواب دادم. کلا رفته ام توی نقش و به این راحتیا هم در نمیام انگار!
تقریبا هر حرف او، چه عاشقانه چه آچمزکننده را جدی نگرفتم و کار را به مسخره بازی کشاندم، دوز حرف های عاشقانه خودم را بسیار کاهش دادم، تقریبا هیچ حرف جدی نزدم، بارها از اصطلاح "برو بابا" (به حال شوخی) برای پاسخ به درخواست های گه گاه جدی و مهم او استفاده کردم. میزان خشونت را بالا بردم، برخی درخواست ها را حتی با نیشگون و سیلی های آرام جواب دادم. کلا رفته ام توی نقش و به این راحتیا هم در نمیام انگار!
من هم یک سوال بپرسم، پیشتر اینطور غیرضمنی، از شما مانند چنین سوالی کرده بود؟
تقریبا هر حرف او، چه عاشقانه چه آچمزکننده را جدی نگرفتم و کار را به مسخره بازی کشاندم، دوز حرف های عاشقانه خودم را بسیار کاهش دادم، تقریبا هیچ حرف جدی نزدم، بارها از اصطلاح "برو بابا" (به حال شوخی) برای پاسخ به درخواست های گه گاه جدی و مهم او استفاده کردم. میزان خشونت را بالا بردم، برخی درخواست ها را حتی با نیشگون و سیلی های آرام جواب دادم. کلا رفته ام توی نقش و به این راحتیا هم در نمیام انگار!
افراط در بازی! آدمهای تازهکار و ناشی اغلب از یک فرمولی که جواب میدهد زیادی و نابجا استفاده میکنند. برای اینکه در برابر بدترین نوع متصور اشتباهات مقاوم بشوید این قانون را رعایت بکنید «سه تا از دست چپ بده، یکی از دست راست»، در برابر هر سه نگی که میزنید یک تعریف بکنید، در برابر هر سه شوخی یک حرف جدی هم بزنید و ... حواستان باشد که تصویر کنونی شما در ذهن او طی مدتی طولانی شکل گرفته و تغییر آن باید آهسته و پیوسته باشد. الان احتمالا تصور کرده اتفاق خاصی افتاده، در حالی که او «متوجه» هیچ چیز نباید بشود و تغییر باید آنقدر آرامآرام اتفاق بیافتد که آنرا حس نکند. پس برگردید به همان شرایط قبلی، فقط هر بار او را دیدید یک نگ بزنید، هربار گهتست کرد به آرامی آنرا رد بکنید(جوابهای آنچنانی نمیخواهد، یک موافقت و تشدید ساده کافیست)، از هر سه درخواست او یکی را مسخره بکنید و به ان نه بگویید و ... خلاصه آرام آقا جان، چه خبر است!؟ رسیدن از بتا به آلفا باید سه ماه طول بکشد نه سه روز. اگر میخواستید رابطهی جدیدی را شروع بکنید به شما میگفتم که همهی توان خود را یکجا بکار بگیرید، اما این دختر اکنون از شما یک برداشت و تصوری دارد که یک شبه آنرا برهم زدن چندان مناسب نیست. حداقل اگر حفظ او برایتان مهم است؟ اگر مایل به قمار هستید و باکی نیست، همین روال کنونی را ادامه بدهید، اما اگر زیاد سرمایهگذاری کردهاید و برایتان مهم است آرامآرام تغییر بکنید نه طوفنده و ناگهانی!
خیر،من گمان می کنم احتمالا مشکل جناب فیلو گیر کردن در فرند زون باشد،چنین وضعیتی برای من پیش آمده،در چنین وضعیتی چاره ای نیست جز اینکه شما ذهنیت طرف را عوض کنید.اگر در فرند زون باشید به نگر من راهی ندارید جز آنکه قمار کنید،اگر نخواست با شما باشد به درک،بروید سراغ نفر بعدی.اما اگر ایشان شریک جنسی شما است قضیه فرق می کند.
خیر،من گمان می کنم احتمالا مشکل جناب فیلو گیر کردن در فرند زون باشد،چنین وضعیتی برای من پیش آمده،در چنین وضعیتی چاره ای نیست جز اینکه شما ذهنیت طرف را عوض کنید.اگر در فرند زون باشید به نگر من راهی ندارید جز آنکه قمار کنید،اگر نخواست با شما باشد به درک،بروید سراغ نفر بعدی.اما اگر ایشان شریک جنسی شما است قضیه فرق می کند.
ما این احتمال را نادیده گرفته بودیم، و گمان کردیم که ایشان دربارهی شریک عاطفی/جنسی خود صحبت میکند. اگر فرندزون باشد حق با شماست، حداکثر بازی متصور، یا رومی روم، یا زنگی زنگ. اما اگر دوستدخترشان هستند همان که من گفتم درست است!
زنان ِ زشت ِ فمینیست و نرهسگان دستاموز ایشان پیرامون پراکندن این یاوه که بازیکنان همه «دروغگو» هستند و برای «فریب» زنان و «تجاوز» به ایشان از دروغ بهره میبرند تا خود را چیزی بجز آنکه هستند جلوه بدهند اشتیاق زیادی نشان میدهند. اغلب تصویر کمیکی که از بازیکن در رسانههای کُسمحور غربی ارائه میشود مردیست دروغباف و دغلکار که لحظهای از داستانبافی پیرامون دستاوردها و داشتههای خود غافل نمیشود و زن را با قول و قرار دروغین نرم میکند. بازیکن واقعی میداند سکوت ِ معنادار با نگاه بازیگوش و پوزخند تمسخرآمیز از هر دروغی موثرتر است و دروغ بازی مرد بتاست، که برآمده از بیاطلاعی از امیال زنان و دینامیک جنسیست:
«دوستت دارم» برای لخت کردن دختر بدترین استراتژی ممکن است. «میگیرمت» برای نگاه داشتن زن هیچ خوب نیست زیرا تنها با شما مانده تا تعهدتان را استخراج بکند، پول خرج کردن پای دختر اشتباه است زیرا شما را دست بالا فراهمکنندهی خوبی جا میزند که بدرد شوهر میخورد و «بهتر است فعلا به او سکس ندهم میپرد». و ... تحریف وقیح دیو چهرهگان فمینیست و سگان نر دست آموز ایشان است که بازی دروغبافی و مشتی تکنیک خام و دنبال کردن زنان با یک دسته فلشکارت است.. کاریکاتوری که از مرد بازیکن تصویر می شود...
او برای کس نقش بازی میکند، کتک میخورد، خرج میکند، دلقک بازی در میآورد، کلک میزند و مهمتر از همه، دائم دروغ میگوید. دروغ اما، بازی مرد بتاست. ما هدفمان تغییر دینامیک به نحویست که دیگر نیازی به اثبات خودمان از طریق دروغ نداشته باشیم. مرد بتا مینشیند پیرامون بخشیدن تعهد خود به شما(زیرا ارزشمندترین داشتهی مرد است)، داشتههای خود(زیرا او شیء اقتصادی و میانگین همهی دارایی خود است)و جایگاهی که ممکن است داشته باشد دروغپردازی میکند تا خود را «بتا»ی بهتری بنمایاند، بتایی که رفتگر است اما خود را دندانپزشک جا میزند تنها دربارهی سطح بتا بودن خود دروغ گفته، نه اصل آن. هدف ما تغییر دینامیک به نحویست که دختر بکوشد خود را به شما اثبات بکند و چک کردن میزان تطابق شما با آن ۵۸۹ معیار ذهنی که برای مرد ایدهآل خیالی تصویر کرده را فراموش بکند، نه آنکه خود را مطابقتر با آن لیست کذایی بنماییم.
با اینهمه اما همچنان دروغ ابزاریست بسیار کارمد که باید از آن به اندازه و به درستی، و برای پنهان کردن نقاط ضعف عینی و برجستهتر کردن نقاط قوت حقیقی بهرهبرداری بکنید. در ادامه لیستی میآورم از مهمترین موضوعاتی که بهتر است پیرامون آنها به جای حقیقت، ورژنی وارانه از حقیقت یا یکسر دروغ را ارائه بکنید.
بازیکن بودن:
واقعیت اینست که زنان هرگز آگاهانه یک «بازیکن» نمیخواهند! بله درست شنیدید، زنان اگر بفهمند که شما «بازیکن» در مفهومی که ما در اینجا بکار بردهایم، یا هر مفهوم دیگر آن هستید، ممکن است سیستم پدافند هوایی «ضدلاشی تلقی شدن» در آنها فعال بشود و مخزنی به دستانداز بیافتد. تپانده و رها شدن تجربهای بسیار ناگوار برای زنان است. شما باید بدانید، هر بار که زنی توسط یک پسربد سکسی گاییده میشود و دیگر هرگز صدای زنگ تلفن او را نمیشنود، پارهای از روح خود را از دست میدهد. در اساطیر آمده که زن پس از گاییده/رها شدن با پای پیاده به سفری روحانی-زیارتی در دل کوهستانهای بلند البرز میکند و در آنجا به معبدی وارد میشود و در برابر تندیش «مهبل مقدس» زانو زده، ۹۹ بار تکرار میکند «هرگز با پسر خطرناک سکسی بیرون نرو»!
اثرات این سفر روحانی هرچند بسیار زودگذر است، و دست بالا طی سه ماه زن صدباره درد تپانده/رها شدن را فراموش میکند، اما ممکن است بر اثر بارها داغ شدن به موقعیت «بیوهی آلفا» برسد و بطور خودآگاه و فعال، بکوشد مردانی که ممکن است او را رها بکنند را شناسایی بکند. در نتیجه به سود ماست که زیر رادار پرواز بکنیم و تصویر یک بازیکن دخترباز خبره را، هرچند برای بیشتر زنان مقاومتناپذیر است ارائه ندهیم. واقعیت اینست که هر اندازه هم که زن دستان زورمند مرد آلفا را بر گلوی خود بپسندد، و آرزوی با چشمانی در حال سیاهی رفتن به اندام تنومند او در حال تلنبه زدن خیره شدن را داشته باشد، باز درد ِ رها شدن پس از سکس آنقدر زیاد است که اگر زن ۱۰۰٪ اطمینان کسب بکند که شما قطعا او را رها میکنید قادر نیست خود را برای همبستر شدن با شما بفریبد.
پس همیشه یک جایی برای خودفریبی زن باز بگذارید، پروسهی کار در ذهن زنان اینگونه است: «نه این مثل اونای دیگه نیست»، «ببین چه قشنگ نگام میکنه، اونا هیچکدوم اینجوری نبودن»، «وای خدا وقتی حرف میزنه نفسم بند میاد، کی گفته همه مردا بدن»، «درسته که شب اول دارم میرم خونش، اما این مرد فهمیدهایه، درک میکنه که زن هم نیاز جنسی داره، فکر نمیکنه من لاشیام و با همه شب اول میرم خونه»، «وایی، آییی، آششش».... «چی شد که اینجوری شد»؟ «چرا زنگ نزد»؟ «امشب زنگ میزنه»... «سلام، کجایی، خبری ازت نیست»... «ن.ن.ن..نـه»... «نـــــــــــه، چیشد که اینجوری شد»... «همه مردا مثل همن»... «همه مردا خرابن»...
شما در هر مرحله از این پروسهی ذهنی که قبل از سکس رخ میدهد باید آگاه و همراه باشید و زن را برای پریدن از روی موانع راهنمایی بکنید. یکی از روشهایی که زنان برای برسی شاخص بازیکن بودن مرد از آن بهره میگیرند گهتست مشهور «چندتا دوست داری»ست، این گهتست انواع مختلفی دارد و بسیار پرکاربرد است، یک بازیکن امکان ندارد که در قرار با یک دختر به آن برنخورد. من اصل گهتست را به شما معرفی میکنم، و بعد کمی دربارهی روش مقابله با آن و مدلی که به بهترین شکل برای من جواب داده نظریه پردازی میکنم. تنها به خاطر داشته باشید که هرچند پیشگزینی مهمترین عنصر جذابیتساز برای مرد است، افراط در آن شما را بدست نیامدنی میکند و باعث میشود دختر قبل از آنکه او را رها کنید برای پیشدستی و حفظ منیت خود شما را زودتر رد بکند. اکنون:
گهتست : چندتا دوست دختر داری؟ / شرط میبندم خیلی دختربازی/ معلومه صدتا دوست دختر داری/ تو از اون پسرایی هستی که همه دخترا رو برای یه شب میخوان/ تا حالا با چندتا دختر خوابیدی/ الان چند نفر تو زندگیت هستن؟ و ....
جواب مردان بتا/امگا به سوالات بالا پاسخیست اغلب توام با دستپاچگی و در دو سوی خطکش ابلهانه، آنها یا دروغ میگویند به این خیال که «عدد» مندرآوردی آنها برای زن معنادار است و ارزش او را بالا میبرد(پاسخ مطلوب مردان بتا)، یا عدد را پائین میآورند زیرا تصور میکنند که «نجابت» و پخمگی و بیتجربگی برای مرد هم ارزش است(پاسخ مرد امگا). من به چشم خود دیدهام که مردی قسم و آیه میآورده برای دختر که باکره است!
دربارهی جانور نوع دوم که اصلا سخنی نمیگوییم، اما روش مرد بتا غلط است چراکه زنان هیچ ایدهای از اینکه بدست آوردن سکس برای مرد واقعا چقدر دشوار است ندارند، خودشان کافیست بروند تا سر کوچه و کس و ناکس برای رابطهی جنسی با ایشان متقاضی میشوند. اینست که مثلا دروغ ِ مبالغهآمیز شما که مثلا «من با ۳۸ دختر خوابیدم» برای مردان دیگر ممکن است خارقالعاده و حتی باورناپذیر باشد، اما برای زن مضحک است و روی ارزش شما یک عدد بسیار دقیق میگذارد. «هیچ عددی در نظر زنان برجسته نیست، تا لحظهای که عجیب و غریب می شود». یعنی عدد شما هرقدر هم که بالا باشد، یا در نظر زن پائین است، یا «زیادی بالا»، هیچ مفهومی به عنوان «به اندازهی کافی بالا» وجود ندارد که ما بتوانیم آنرا انتخاب بکنیم و مورد استفاده قرار بدهیم، به نظر یک زن ۱۵ نفر افراط و اعتیاد به سکس و «نشانهی بدست نیامدنی بودن» مرد خواهد بود، برای یک زن دیگر ۱۵۰ نفر هم کم است و مرد واقعی باید هزار زن را به رختخواب کشیده باشد. پس یک عدد بالا را بر زبان آوردن روش خوبی نیست.
اما ما که از ماهیت این گهتست مطلع هستیم و میدانیم که چه کارکردی دارد چه باید بکنیم؟ تئوری در اینباره با تجربهی شخصی من در تضاد قرار میگیرد. میستری، جان سین، دلراک، وکس و ... دیگر بازیکنانی که من اثارشان را خواندهام برای مقابله با این گهتست همان روش «موافقت و تشدید» را پیشنهاد میکنند:
- چندتا دوست دختر داری؟ - در قالب اعداد نمیگنحه!
- شرط میبندم خیلی دختربازی - خوشم میاد باهوشی، میدونی رو چی شرط ببندی که ببری.
- تو معلومه صدتا دوست دختر درای - صدتا؟ منظورت فقط تو این ماهه؟
- تو دخترا را فقط برا یه شب میخوای - یه شب؟ نه بابا، مگه کمرم از آهنه؟ یک ساعت فوقش.. و ...
من این روش را با موفقیت امتحان کردهام، و جواب خوبی هم میدهد. اما یک حفرهی بزرگ دارد و تصویر «بازیکن» ما را زیادی از حد قابل تفکیک و تشخیص میکند. اگر زن در همان دورهی روحانی سه ماهه باشد، ممکن است رادار بازیکنیاب او شروع به آژیر کشیدن بکند. من سه چهار مورد پیش آمده که دختری را بر سر این حاضرجوابیهای مبتنی بر تائید و تاکید از دست دادهام در حالی که تا آن لحظه دختر تماما هوش و حواس و اشتیاق، محو وجنات من بوده. درپی این شکستهای خفتآور، من روشی موثرتر برای مقابله با این گهتستها پی ریختهام که اکنون آنرا با شما درمیان میگذارم: طفره روی!
که طی آن شما از دادن هرگونه پاسخی به سوال طفره میروید. مزایای این روش نخست آنکه طفره رفتن شما، انعطافپذیری بیشتری دارد و بر دل دختر، فارغ از امیال و سلایق شخصی او مینشیند. اگر او دختریست که آگاهانه درپی یافتن بازیکنان نیست، و پیشگزینی او مجازات نشده تاکنون بر همسریابی او موثر بوده، شما را در آغوش صدها، بلکه هزاران زن دیگر تصور میکند! هیچ دروغی نمیتواند با آنچه زن خود در خلوت خیالش میآفریند رقابت بکند. او مردی را که میپسندد در نقش سلطان حرمسرایی نامتناهی تصور میکند که زنان شیفتهی اوامر شاهانهی او هستند و برای بوسیدن جای پایش با یکدیگر رقابت میکنند. طفره رفتن شما تنها این تصویر را در ذهن او تشدید میکند، «ببین چندتا بوده که چیزی نمیگه...». اگر هم لاشی ِ فراخ ِ بازیکنیاب باشد هم این روش موثر است زیر بدون آنکه جایگاه شما را از مقام مردی مورد پسند و علاقهی دیگر زنان به مردی باکره یا کمتجربه یا نالایق تخفیف بدهد، به او این امکان را میدهد تا پیرامون مقاصد و علایق شما خودفریبی بکند و خود را بیهیچ دلنگرانی در اختیارتان بگذارد.
مزیت دوم این روش آنست که چهرهی «رازآلود» شما را در نزد تقویت میکند. کل بازی شما باید مبنی بر سکوت دربارهی خودتان و صحبت دربارهی او باشد. شما میخواهید کمترین میزان اطلاعات را دربارهی خودتان به او بدهید زیرا قوهی تخیل زن بهترین دوست شماست، و عینیت کیستی شما هرقدر هم که برجسته و خارقالعاده باشد باز به گرد پای رویاهای او نمیرسد(قابل توجه مردان امگای بازیستیز ِ پستان نرم ِ کوچکقضیب که گمان میکنند مرد «واقعا» برنده نیازی به بازی ندارد!)، و شما میخواهید همان مرد رویایی باشید نه مرد واقعی قابل اندازهگیری، پس یکی از مهمترین پیمانه های اندازهگیری قد و قوارهی مردان در اختیار زن را از او گرفتن از این منظر نیز به سود شماست.
- چندتا دوستدختر داری؟ - همم.. میشه راجع به آدمهایی که نیستن صحبت نکنیم؟ من الان میخوام فقط از تو بشنوم.
- تو معلومه صدتا دوست دختر داری - یه مرد باشعور هیچوقت راجع به خانمهایی که باهاشون رابطه داشته حرف نمیزنه.
- تو دخترا رو فقط برا یه شب میخوای؟ - هم.. ببینم از این جور مردها زیاد تو زندگیت وارد شدن؟ .. و...
توجه بکنید که در هیچکدام از مثالهای بالا شما جواب سوال دختر را نمیدهید، یا آنرا مشروط به اطلاعات بیشتر میکنید، یا کلا بحث را عوض میکنید، یا یک جواب بیمعنی و تاویلپذیر به آن میدهید و ... طفرهروی برای من موثرتر و پربارتر از «موافقت و تشدید» بوده، و تا به حال کسی را به خاطر آن از دست ندادهام. اما باز شما همان استایلی را انتخاب بکنید که بیشتر با سبک و سیاق بازی شما هماهنگی دارد. به قولی، دروغ باید در دهان دروغگو بچرخد!
ثروت:
شما باید دربارهی ثروت خود دروغ بگویید، و وانمود بکنید که فقیر هستید! ما میخواهیم هرگونه تصویری که شما را بدل به «شوهر مناسب» میکند را از میان برداریم و تصویر «معشوق مناسب» را پدید بیاوریم. ثروت زیاد، یا اساسا ثروت، هر نوعی از آن، در بهترین شرایط متصور چشمانداز بهرهمندی از یک شوهر فراهمآورندهی دست و دلباز را در نظر تصویر میکند، و در بدترین شرایط بتای مفلوک تیغخور ِ دست به جیب که مفت و مجانی بخاطر هفتهای یکبار کُس خشک و خالی میرود خرید برای دختر و ... شما هیچکدام از این دو تصویر را نمیخواهید، و برای بالا بردن جایگاه اجتماعی خود در نظر زن بازی را دارید که شما را از «ثروت» بینیاز میکند.
دختر اگر شما را بخواهد با دوچرخه هم بیرون میآید، دروغ زن ستیزانهی بتاهای عقدهای را که «زن فقط پول میخواهد» باور نکنید، به لشگریان مردان طلاق داده شدهی ثروتمند بنگرید که پولشان هم برای نگاه داشتن زن بسنده نبود، و به سپاهیان عظیم مردان لات و بی سر و پای بیچیز که زیباترین دختران به زیرزمین خانه میبرند. پس تا جایی که میتوانید ثروت، درآمد و دارایی خود را پنهان کنید. اگر خانهی بزرگی دارید، بگویید قرضیست، اگر ماشین مدل بالا دارید، با آن سر قرار نروید، یک ماشین دم دستی داشته باشید برای دختربازی. لباسهایتان زیبا و مرغوب ولی بیمارک و قیمتشان غیرقابل تشخیص باشد و گاهی از بیپولی و ورشکستگی خود بنالید، «امشب اینو با هم نصف میکنیم ها، پول ندارم»، «چه خبره هر شب رستوران، امشب کتلک درست کن بیار!»، « تو این منو نوشته اسپرسو ۱۲ تومن، شما قرار حساب کنی دیگه؟»، یا از همه بهتر: «یه دو تومن داری کرایه ماشین؟»...
هیچ چیز بیش از «خست» آلفا نیست! مردی که حضور خود را به تنهایی برای زن ارزشمند میداند و برای خریدن اشتیاق، محبت و وفاداری او نیازمند نمایش ثروت و یا خرج کردن نیست.
تحصیلات:
چارهای نیست، تحصیلات آکادمیک مثل مهر بتابودگی بر پیشانی شما هستند، و باید آنها را پنهان کرد. دختر با دختر فرق میکند، اما یک مرزی هست که از آن فراتر در ذات خود بتاست و باید از چشمان زن پنهان کرد، طبق مشاهدات شخصی من در رشتههای انسانی بالاتر از فوق لیسانس، در رشتههای بجز آن بالاتر از لیسانس شما را در نظر زن «شوهر آینده» میکند و پاهای او بسته شده، تقویم گشوده، و تاریخ خواستگاری مقرر میشود! این امگاهایی که گمان میکنند هوششان برای زنان جذاب است و در قرار اول شروع به صحبت دربارهی مسائل پیچیده و تخصصی احمقانه میکنند اغلب برای باکره ماندن خود تا ۲۰ سالگی به دنبال دلیل هستند، خب چه دلیلی بهتر؟
امگای باهوش و بتای محصل بدانند، تنها مدلی از هوش که برای زنان جذاب است نمودی سطحی، مبتذل و روبنایی از آن مثل حاضرجوابی یا کنایهگویی یا متلکپرانیست. هوش ِ اندازهگیری شدهی طبقهبندی شدهی عینی برای زن احتمالا ملالآورترین چیز دنیاست. البته حرجی هم بر ایشان نیست، دختر زیبا و دلنواز میخواهد از ماجراهای هیجان انگیز زندگی مرد آلفا بشنود و نظر او را دربارهی موضوعات جذاب و جالب روز بداند، نه خیالپردازیهای مرد امگا، و اینکه کانت و نیچه و هایزنبرگ و نمیدانم ویلسون که هستند و چه شکری خوردهاند. هیچ شرمی هم در این نیست و این از نشانگان «سطحی» بودن زنان نیست، حتی باهوشترین زنان هم از «فال کف دست» گرفتن من لذت بیشتری بردهاند تا صحبت دربارهی موضوعات پیچیده. برای هر کار جا و مکانی هست، قرار رمانتیک مال بحث فلسفی و دینی و سیاسی نیست و شما اگر هر پنج دقیقه موضوع را عوض نمیکنید یک جای کار میلنگد.
برگردیم به بحث، دکتری در این میان مثل طناب دار تصویر ذهنی شماست، من تا به حال حتی یک آلفای طبیعی ندیدهام که دکتری گرفته باشد، حتی در ایران در پیت که با تیراژ روزنامه مدرک چاپ میکنند هنوز «دکتری» در انحصار مطلق بتایگان مفلوک است که با آنهمه هوش و درایت، زیر بار دلبری زاییدهاند. دکتری را همچون جذام، همچون سفلیس عفونی از زن پنهان بکنید. چیزی در این جهان بدتر از دکتری برای بازیکن نیست، دشمن و آفت ِ جان شما، و کُسپرانترین چیز عالم است. اگر آنقدر جوان هستید که میتوانید، هرگز حماقت نکنید و به جای اتلاف وقت در آکادمیا زودتر بروید بازار که حمالی در پامنار بهتر از استادی در دانشگاه تهران است. اما اگر بدشانس بودهاید و دیگر کار از کار گذشته، دستکم آن را تا ده قرار اول و شکل گیری کامل تصویر شما به عنوان مردی حسابی در ذهن زن، پنهان بکنید.
و یک چیز دیگر: کلمات گرانتر از صد تومان را از دایرهی زبانی خود حذف بکنید. کافیست لغتی در حد «سفسطه» یا «مترادف» از دهانتان خارج بشود تا کس برای همیشه بخشکد!
روابط اجتماعی با آدمهای ناجور
مرد آلفا دوستان برجسته و مفید و حسابی دارد، چهار رفیق کور و کچل زمان دانشجویی و چه میدانم بچه محل سابق و رفیق باشگاه و باقی اراذل در پیت را باید کبریت سوخته بیاندازید دور و به جای آن مردان بتای بسیار سطح بالا را به عنوان دوست برای خود دست و پا بکنید. اگر اما هنوز در عوالم وهمآلود «مرام» و «معرفت» و این چرندیات هستید و نمیخواهید فلان رفیق بدردنخور قدیمی را دک بکنید، آنها را مثل بچهی عقبماندهی فامیل در پستو پنهان بکنید. دوستان شما معرف شخصیت شما هستند، فلان ادیب ِ لاغرمردنی ِ عینکی که در هر جمله دو تا نقل از حافظ میکند و سه تا گریز به مولانا میزند مایهی آبرو ریزیست، رفیق مایه دار ِ پورشسوار و یا آدم با نفوذ قدرتمند را به عنوان دوست نمایش بدهید که دختر در عجب بماند، که این پسر چگونه با این مردمان مایهدار و سطح بالا دوست است و تازه منت هم بر ایشان میگذارد.
آتهایسم!
یکی دیگر از نمودهای هوش که برای زنان بیارزش است. بله، بیخدایی بتا، چه بسی حتی امگاست! زنان مردانی با کد اخلاقی قدرتمند و محکم میخواهند، آتهایسم با رواداری و بیبند و باری اخلاقی تداعی شده(درست یا نادرست)، همینطور عاقبت نوجوانان بازنده و تنهاییست که ساعات بی شماری از روزهای بیپایان خود را به مطالعه پرداختهاند، در شرایطی که همسالانشان مشغول خوشگذرانی بودهاند. افزون بر این در این وانفسای بیدینی و بیخدایی و ... مرد مسلمان جانور درندهی روبه انقراض ِ زمخت و کلکسیونی محسوب میشود که اگر دینش مثل عربهاست لابد چیز دیگرش هم به آنها رفته. من بارها در پاسخ به «مذهبی که نیستی» دختران گفتهام «البته که هستم..»، و دیدهام که گل از گلش شکفته. مرد مسلمان سیگنال بتای سنتی را به دختر میفرستد و خیلی بهتر از مرد بیخداست که سیگنال بتای مچنازک ِ فمینیست و یا امگای باکرهی کسلیس را صادر میکند. من هر سال محرم سه شب آخر و ظهر عاشورا میروم زیر علم، و هر شب حداقل ده شماره از دختران بالای ۷ میگیرم، اینکه فکر میکنید عزاداری حسینی چیزی بجز مناسکی برای کسبازی/پسربازیست اشتباه است، راهیست آسان برای رفیق پیدا کردن زنان شوهردار و مخ زدن پسران.
اینها مهمترین مواردی هستند که برای دروغبافی به نظرم میرسند. پس اگر خواستید دروغی بگویید، بدانید که چرا و چگونه باید آن را گفت.
انتقاد من به بازی، چندوجهیست که اکنون نه امکان و نه حوصلهی نگارش آن را دارم، اما من تحلیلی سرسری از تعلق خاطر شما به این سیستم دارم، امیداورم آنرا قضاوت سلیقههای شخصی و ... نبینید. گمان من این است که شما از خود بازی بیشتر از نتایجِ آن لذت میبرید؛ یعنی سکس، لاسیدن با زنان و... که اقسام گُلهای بازی باشند، بس کمتر از خود بازی روانی و ذهنی بازی و آن بدهبستانهایی که در بازی جنبهی قدرت میگیرند که در آن شما میکوشید خود را هرچه بیشتر به موضع کیش و مات کردن طرف مقابل قرار داده و در نهایت از پیروزی در بازیای که نمودی بارز از جنبههای همهجاحاضرِ رقابتِ جنسیست ، برایتان اهمیت و اولویت دارند. دستِ کم در میان اکثر دوستانِ بازیگری که من میشناسم در چنین وضعی هستند، چنانکه من کسی میشناسم که به اعتراف خودش شده زنی را تور کرده و به خانه آورده، اما نکرده! نظر خودتان چیست؟ این را بگویید تا من آن پست طولانی را بخوانم و نظرم را بگویم...
اینکه کدام بخش از ارتباط عاطفی میان زن و مرد برای شما «راحتترین» و «مطلوبترین» است، یعنی بخشی از رابطه که به باور شما نقطهی اوج آنست، میتواند راهی برای دریافتن یا سنجیدن موقعیت و جایگاه شما در هرم قدرت اجتماعی، موقعیت روانی و ارزشتان در بازار جنسی/جنسیتی باشد. پیش از رخ دادن سوء تفاهم احتمالی: من معتقدم که تمام مردان مذکور در این نوشته در آخر روز در پی سکس هستند، اما روشهای گوناگونی برای رسیدن به آن را اتخاذ میکنند و پس از مدتی این روشها جای خود چیز مینشیند، یا به عبارت بهتر: در ذهن او تنها راه ممکن برای رسیدن به آن میشود.
مردان آلفا: سکس!
اگر مردی هستید که آگاهانه زنان را تنها برای ارتباط جنسی میخواهد و در دنیای او زن چیزی بجز حفرهای جنسی نیست و اغلب بلافاصله پس از سکس علاقهی خود به دختر را از دست میدهید، شما یک مرد آلفا هستید. این مردان کمابیش تحمل بسیار اندکی برای گهتستها و حرکات زنان دارند، دربارهی آنچه میخواهند بیعذرخواهی و ملاحظه وارد میدان میشوند و زنان اغلب پیش از ورود به رابطه هیچ امیدی بجز سکس خشک و خالی از ایشان ندارند و این «پسران بد» غیرقابل تحمل را عاشقانه و شیفتهوار دوست میدارند.
روش شناسایی برای زنان: مرد آلفا زمختتر و درونتهیتر از آنست که بتواند میل خود را در هیچ پوششی پنهان یا نمادین یا والایش بکند، رمانتیکترین واژهای که از دهان او خواهید شنید «بکش پائین» یا «برگرد بینم» است. یا اصلاً تلفن نمیداند چیست ماهی یکبار با کفترهایش برایتان پیغام میفرستد، یا فقط در زمانهای مقرر اجازه دارد که از تلفن زندان استفاده بکند. اگر به راستی عاشق بشود(بسیار بعید است)، احتمالاً لقب خود را به روی کمر یا پستانتان با چاقو حکاکی میکند! اگر دختر خوبی باشید شما را ترک موتورش اینطرفآنطرف میبرد. مرد آلفا با شما همچون یک بردهی جنسی برخورد میکند.
مردان بتا: رُمنس!
کل سبکبازیهای چندشآور و مناسک مدرن زنپرستی که تحت عنوان رمنس شناخته میشود، از غذا در دهان هم گذاشتن در رستورانی آنچنانی که با نور شمع روشن شده، تا دوستپسر/دوستدختری و کارهای رقتانگیز مشابه. این مردان به مانند هر مرد دیگری میخواهند که ابژهی تمنای زن باشند، و در نظر ایشان تنها راه اطمینان از این مورد اشتیاق واقع شدن کارآمدیست، یعنی مرد بتا زمانی که به کار یک زن خورده خود را حقیقتاً تائیدشده مییابد. این است که این عجایب خلقت به راستی با ذوقزدگی تمام کاپشن خود را در هوای پائیزی به دختری که میگوید «سردمه» میدهند و وقتی دختری به ایشان میگوید «منو بگیر» اینرا نشانهای از علاقهی زیاد دختر به خودشان تعبیر میکنند... رمنس ایشان هرچند تکراری و پراحتیاط و پیروی کورکورانه از نسخهای منسوخ که دهها سال است دیگر جواب مطلوب را نمیدهد است، اما به دید خودشان چیزی از آن جالبتر وجود ندارد.
روش شناسایی برای زنان:
تا قرار سوم حرفی از سکس نمیزند، شنوندهی خوبیست، جزئیات عجیب و غریب و بیاهمیت دربارهی شما به ذهنش میماند(مثل روز تولدتان، یا چه میدانم، اسم فامیلتان)و اگر به تماشای فیلمی رفتید به شما اجارهی انتخاب آنرا میدهد، حتی ممکن است بعد از پایان فیلم بگوید «عزیزم خیلی انتخاب خوبی بود»... ترحم برانگیز! حداقل روزی یک بار زنگ میزند و بطور میانگین هر بیست دقیقه یک اساماس میفرستد. بلا انقطاع لبخند میزند و اگر زنگ زدید و جواب نداد جدیجدی عذرخواهی میکند و دلیل میآورد!
مرد بتا با شما همچون اثر هنری زیبایی رفتار میکند که برای چشمنوازی و دلنوازی آفریده شده.
مردان بازیکن: مخزنی!
آنجاکه مردان دیگر به دست و پا میافتند و از ترس آن تن به ارتباط بلندمدت با زنان معمولی، یا حتی بندگی قانونی ازدواج در میدهند، مرد بازیکن نعرههای شادمانی پیروزمندی سرمیدهد! اگر فقط برای مخزنی بیرون میروید، اگر روزانه دهها اقدام میکنید و چندین شماره میگیرید که هرگز به آنها زنگ نمیزنید، اگر تعداد قرار اولهایی که با زنان داشتهاید بیشتر از پانصدتاست و اگر هیجانانگیزترین بخش از رابطه برای شما لحظهای است که اولین جملهی گشایش را بر زبان میآورید آنگاه شما قطعاً یک بازیکن هستید.
روش شناسایی برای زنان:
تا به حال شما را دستکم به سه اسم مختلف صدا زده، در قرار اول برخورد فیزیکی را آغاز میکند، شما پیشنهاد سکس با او را مطرح میکنید و اگر روز بعد اتفاقاتی که طی قرارتان افتاده و حرفهایی که زده را به خاطر میآورید و با صدای بلند میخندید، میتوانید مطمئن باشید گیر یک بازیکن افتادهاید. او هفتهای دو بار بیشتر زنگ نمیزند. سکس بسیار خوب، اما یکسر متفاوت با همان مرد آلفا دارد. اگر سکس با مرد آلفا لذتبخش است زیرا او آنچه میخواهد را میگیرد بیهیچ ملاحظهای نسبت به آنچه شما میخواهید، سکس با مرد بازیکن لذتبخش است زیرا او ماجراجو و راحت و هرزه است، چنانکه گویی آناتومی میداند و جاهایی از بدنتان را کشف میکند که خودتان پیشتر خبر نداشتید.
مرد بازیکن با شما همچون یک فاحشه رفتار میکند.
مردان امگا: حرافی!
این بیچارگان به راستی گمان میکنند هوشمندی و دانشمندی ایشان برای زنان جذاب و ارزشمند است، این است که میکوشند نظر مساعد آنها را از طریق حرافی و سخنرانی و طرح مباحث پیچیده و ثقیل و عجیبغریب دربارهی موضوعات انتزاعی و مغزسپوز جلب بکنند، اما آنچه در جهان واقعی رخ میدهد آنست که دخترک معصوم که از روی ترحم و یا کنجکاوی حاضر به بیرون رفتن با او شده از فرط ملال دیوانه میشود و در وسط کار بیخداحافظی بیرون میرود! این مردان تمام دروغبافیهای زنان دربارهی آنچه میخواهند را باور کردهاند، و پس از بدست آوردن تمام آنچه زنان میگویند میخواهند، هنوز ناخواسته باقی ماندهاند و حیران و سرگردان درپی دلیلی برای توضیح ناتوانی خود میگردند.
روش شناسایی برای زنان:
داستان آن مرد مسافرکشی را شنیدهاید که یک بار خواسته بود میانبُر بزند و مسافر خود را از مسیر کوتاهتری زودتر برساند، اما زن با شیشهی آبلیمو بر سر او کوبیده بود؟ آن مرد احتمالاً امگا بوده است. مردان امگا برای زنان نامرئی هستند، و تنها خطر مورد تجاوز قرار گرفتن از سوی ایشان است که میتواند آنها را مرئی بکند. سکس با مرد امگا احتمالا تجاوز جنسیست!
مرد امگا، اگر زنی گیرش بیاید، او را همچون الههای آسمانی مورد پرستش قرار خواهد داد.
اول از همه برای من اینکه نوشتی کداخلاقی آلفاست بسیار عحیب آمد. پیرامون پز دادن آزاداندیشی و ... اما میشود گفت موافقم، ولی برای نمونه شما اگر خود را مذهبی که چهمیدانم دنبال صیغه خواندن است و لب به الکل نمیزند و... نشان دهید حتی در ایران هم فکر نکنم چندان موفق باشد و نهایتا بسته به شخصیت شاید بتواند متفاوت باشد، ولی باز هم موافقم که شرکت در حسین پارتی بسیار میتواند موثر و موفق باشد !! یک جنبهیِ دیگر ماجرا هم عرفانی بازی و... است، چیزی که بسیار باب هم هست ولی بنظر من اتفاقا بیشتر از هر چیزی همان مشخصهیِ رومنس و بازی بتاست و نهایتا در دز کم بتواند موثر باشئ . درک من اینگونه است که اینرا هم اگر مانند تعداد دوست دخترها جواب کلی و مرموز بدهیم شاید موثرتر باشد.
👍 درست میگویید مذهبی خشکاندیش مضحکه است و در بازار جنسی کاملا فاقد موضوعیت، من اینها را دیگر فراموش میکنم که تدقیق بکنم. یک مذهب ظاهری ِ سطحی در حد همان علمکشی و ... عرفانبازی هم به شدت بتاست. جواب مرموز را من امتحان نکردهام ولی از «پس چی؟ جلوی من یه موقع فحش محش ندیها، قاطی میکنم» نتیجهی بسیار خوبی گرفتهام. دختر معمولا مرا «تودل بروتر» و «جالبتر» از قبل دیده و با من رفتار کرده. کورش بیخدا یک پستی در وبلاگش زده بود که چرا این «ابنهایها» محرم که میشود حسینحسین میکنند و با قیافههای آن چنانی مدعی عزاداری برای سیدالشهدا میشوند، خب جناب کورش، به خاطر کُس! منهم دقیقا منظورم یک تعلق مذهبی از همان جنس است. شما بیخدای فیلسوفماب یا دانشمند نیستید، خداپرست دگم ِ دهاتی هم طبیعتا نیستید. مثل مردم عادی بیست سال پیش یک اعتقادات کاذب و سطحی و دورادوری دارید که سالی ده روز مهم میشود، باقی همه کشک است. اما «مسلمان» جواب احتمالا ده برابر بهتریست از «بیخدا»، و «آتهایست» و ...
دربارهی کد اخلاقی هم که دیگر شکی وجود ندارد و میان بازیکنان همدلی هست، تا جایی که میتوانید پایبندی خود به اخلاقیات سنتی را منهای لاشیستیزی(که به ضد شما کار میکند)جلوه بدهید، اما به هیچ چیز بجز منافع مبتذل دمدستی خودتان پایبند نباشید.
بوی تعفن اجتماع گه مغزها همه جا پخش شده! 👌 اگر بنا بر سوزاندن باشد، شما هستی که بدجور سوخته ای و واسه خودت اینجا خاطراتت رو مینویسی که چطور سوخته ای.. مرد آلفا، زندگی شخصی توست مرد آلفا، آرزو هایت .... ای کاش هایت...
[WARN] مراقب باشید که در حال نزدیک شدن به مرز توهین به مخاطب هستید و این بار به همین تذکر بسنده میکنم . ضمنا جای این قبیل حرف ها در این تاپیک نیست ![/WARN]
تئوریهایی که در این جستار مطرح شدهاند دست اول، تجربی و اورجینال هستند و آموختن آنها از تکالیف واجب هر بازیکن آماتوری میباشد. اما زیرشاخههای بازی وسیعتر از آنست که در قالب این جستار بگنجد، بازیکن حرفهای در مواجهه با هر «شرایطی» باید هوش آنالیزور قدرتمندی داشته باشد و هر لحظه ترفندهای تیز و نابی را از آستین برون بیاورد. برای مثال من تجربهی چند روز پیشم را برای شما بازمیگویم که چطور بازی در «بهترین» وجه ممکن پاسخ مثبت نداد و کُس برای همیشه خشکید. این ماجرا را برایتان شرح میدهم چون فکر میکنم احتمال بالایی دارد که روابط آتی شما را هم تحت تاثیر بگذارد. در مواجهه با هر کُسی «گشایش» حرف اول را میزند، «بازی» حرف آخر را. گشایش یعنی همان زمانی که با تیپ رقتآور یا هر نوعی از «توجه اجتماعی» چشمان دختر را به سوی خود جذب میکنید. میستری بزرگ از طرفند آندروژنی استفاده میکند، وقتی دختر چنین مرد رقتآوری را میبیند با طعنه به او میگوید "هه... چه کلاه مزخرفی داری" و اولین «فرصت» برای میستری ایجاد شده، پس چنین «گشایش» میکند: کلاه؟! چرم اصل گاوه، نمیدونی عجب ماجراهای هیجانانگیزی داشتیم تا توی جنگل برهوت گاوه رو شکار کنیم... و دختر با خود میاندیشد این مرد عجب زندگی هیجانانگیزی دارد، در مرحلهی بعدی کنجکاو میشود و گهتستهای آغازین را شروع میکند. (اگر گهتستهای اولیه را موفق شوید گشایش گردهاید و بعد با خیال راحت بازی میکنید) بنابراین همیشه باید بهوش باشید که چگونه گشایش اولیه را بر زبان جاری کنید. گشایش حرف اول را میزند، اگر در این مرحله بمانید دختر به شما کنجکاو نمیشود و شمارا گهتست نمیکند. خوب اما ماجرایی که برای من رخ داد و استراتژی آلفانمایی پاسخ مثبت نداد: چندی پیش با دختر کمسن و سالی آشنا شدم که علاوه بر گشایش در بهترین شکل ممکن، در بالاترین سطوح متصور «بازی» کردم و از قدرتمندترین رانهی بازی یعنی Pre Selection نهایت بهره را بردم. بارها دختر به من گفت که ناجور شیفتهی من شده است و میخواهد از زندگی هیجانانگیز من بیشتر و بیشتر بداند. (در مورد زندگیتان فقط باید با اصول بازی کُس و شعر بگویید) چند هفته بعد روزی دختر به من گفت اگر مرا اذیت نکنی همیشه باتو میمانم و عاشقت شده ام... ! من هم علاوه براینکه قلبم در شورتم میفتاد خودم را بیتفاوت نشان میدادم و کُس و شعر میگفتم. یعنی کاملا مطئمن شده بودم چنین دختر خوشگلی را کاملا «فتح» کردهام و تا مدتها نیازی به مخ زدن ندارم. اما چند روز بعد از این دیالوگ دختر ناگه از زیر دستم سُر خورد و پرید. چگونه؟ دوست پسر سابق خانم که یک سال باهم رابطه داشتند دوباره به دختر زنگ زده و ابراز پشیمانی کرده است. من تیرهای آخر را هم در تاریکی رها کردم و حتی شروع به تخریب دوست پسر کذایی در لفافه کردم، اما جواب مثبت نداد... مدتها باخودم میاندیشیدم که چرا و چطور بازی در بالاترین سطح ممکن جواب مثبت نداد و چنین کُس تر تمیزی از زیر دستم سُر خورد؟!!! استراتژی قوی اما با اینحال غلطی که من اتخاذ کرده بودم. دخترها همیشه آلترناتیوهای بیشماری برای دوستی دارند، کار شما زمانی دشوار است که دختر در گذشته دوست پسری داشته باشد که با او رابطهی جنسی برقرار کرده و او اکنون نیست. هر لحظه احتمال دارد دوست پسر پیشین (که طبیعتا اولویت دارد، چون دختر را کرده و رفته) بازگردد و سقف طلایی و وزینی که ساختهاید بر سرتان فروبریزد.( دقت کنید که با مفهوم بیوهی آلفا تفاوتهای ظریفی دارد) در این مرحله من به ذهنم نرسید که بازی استراتژیهای گوناگونی دارد، و به اشتباه از تکنیک آلفای سخت بدستآمدنی سود برده بودم. در حالی که دختر با خودش میاندیشد که این آلفای ثقیل را من نمیتوانم نگاه بدارم و از طرفی به دوست پسر اسبق خود کُس دادهام و او اولویت دارد، پس باید رفت! زمانی که هنوز سایهی سیاه دوست پسر سابق در روابط آغازین شما حضور دارد شما باید از استراتژی آلفای بدستنیامدنی برای دیگران، بتای بدستآمدنی برای دختر استفاده کنید. در اینصورت دختر شما را کاملا بدستآمدنی و آلفا مییابد و دوست پسر کذایی را چخه میکند. اما تمام اینها یعنی بازی انعطاف بالایی دارد، فرمولهای روتین و کلیشهای بازی اگرچه مهم و از اهم واجبات هستند اما همیشه جواب نمیدهند، باید منعطف بازی کنید. پس بیایید اینجا و از روابطتان بگوید تا اطلاعات دختربازی یکدیگر را باهم شریک کنیم و یک در دنیا صد در آخرت نصیبتان شود دوستان ارجمند! من این تجربه را گفتم چون علاوه براینکه کمی اعصابم تخمی بود و انرژی و سرمایهگذاری تقریبا یکماههام به گا رفته است شما به چنین منجلاب محتملی که من سقوط کردم نیفتید.
امید عزیز من از منتقدان تئوری های بازی هستم ولی به طور کلی اشتباه شما فوق العاده محرز هست!شما در بازی زیاده روی کردید. در بازی باید به همراه چد آلفا نمایی دست به بتانمایی هم بزنید تا دختر شما رو یک حیوان یا روبات نبینه و بتونه بهتون اطمینان پیدا بکنه،برای دختر موردنظر کسی که حداقل کمی از ابراز احساساتش رو پاسخ میده دلپذیرتر از کسی هست که خودش رو زیادی دست نایافتنی نشون میده.
بله دوست ارجمند یادم رفت بگویم که من حتی از خطر افراط در بازی هم جلوگیری کردم. یعنی همان چیزی که از فروم شما آموخته بودم «قانون سه به یک» را رعایت کردم و هر سه باری که خودم را آلفا مینمایاندم یک حرکت کُسلیسی مرد بتا را انجام میدادم و مثلا نگ نمیزدم، تعریف میکردم. علاوه بر اینکه تصویر من در ذهن او مخلوطی از آلفای ثقیل و بتایی دوست داشتنی بود با رفتارم سیگنالهایی را به ذهن دختر متبادر میکردم که «من فتح میشوم، اما با تلاش و کوشش» اما بدبختانه هیچکدام جواب نداد و دوست پسر بیپدر مادر از راه رسید.. به هر صورت این تنها تزی بود که در مورد اشتباه اخیر به نظرم آمد، باید از استراتژی بتا برای دختر، آلفا برای دیگران استفاده میکردم، شاید پاسخ مثبت میگرفتم
بله دوست ارجمند یادم رفت بگویم که من حتی از خطر افراط در بازی هم جلوگیری کردم. یعنی همان چیزی که از فروم شما آموخته بودم «قانون سه به یک» را رعایت کردم و هر سه باری که خودم را آلفا مینمایاندم یک حرکت کُسلیسی مرد بتا را انجام میدادم و مثلا نگ نمیزدم، تعریف میکردم. علاوه بر اینکه تصویر من در ذهن او مخلوطی از آلفای ثقیل و بتایی دوست داشتنی بود با رفتارم سیگنالهایی را به ذهن دختر متبادر میکردم که «من فتح میشوم، اما با تلاش و کوشش» اما بدبختانه هیچکدام جواب نداد و دوست پسر بیپدر مادر از راه رسید.. به هر صورت این تنها تزی بود که در مورد اشتباه اخیر به نظرم آمد، باید از استراتژی بتا برای دختر، آلفا برای دیگران استفاده میکردم، شاید پاسخ مثبت میگرفتم
البته درسته که برای هر کسی یک نسخه از پیش تعیین شده وجود نداره ولی پیشنهاد من متفاوت تر بود. 1-اولا با دختر از لحاظ جنسی چقدر جلو رفتید؟(بوسه رو من مرحله اول در نظر میگیرم) 2-به دختر ابراز علاقه صریح کردید؟!منظورم احساس شدید نیست،صرفا ابراز علاقه. 3-دختر چند ساله بود؟
بعد از قرارهای اول پشت تلفن موضوع را سکسی کردم و دیدم تمایل زیادی به سکس با من نشان میدهد، همین باعث شد من او را فتح شده ببینم. در قرار بعدی (بعد از سکس تلفنی) میخواستم با لب شروع کنم و در قرارهای بعدی به سرعت دوز ارتباط جنسی را افزایش بدهم. (چون میگفت از مردهای بکن دررو متنفر است، من باید تا حد ممکن خودم را «بازیکن» نشان نمیدادم) بله به او ابراز علاقه کردم، اما نه زیاد. جملاتی مشابه خیلی ازت خوشم میاد و سینه هات از سینه های دخترهای دیگه خوشگل تر بودن و ... بود. تمایل شدیدی هم داشت که یکی سینه های او را بلسید و یکی از کُسلیسیهای من برای فرار از افراط در بازی همین بود که به خوردن سینههای او تمایل افراطی نشان میدادم. (البته در واقعیت هم مثل سگی
که آب از زبان درازش جاری باشد برای آن سینهها له له میزدم) دختر کذایی هم بسیار بسیار جوان و 17 ساله بود. با دوست پسر بی پدر مادر هم به مدت یک سال رابطه داشته است. اینها را که میگویم کلهام داغ میشود... کُسکش بیپدر مادر. اگر دوست پسرش دست من میفتاد تکه پارهاش میکردم، حقیقتا حاضر بودم برای رسیدن به آن دختر خون براه بیاندازم.
بعد از قرارهای اول پشت تلفن موضوع را سکسی کردم و دیدم تمایل زیادی به سکس با من نشان میدهد، همین باعث شد من او را فتح شده ببینم. در قرار بعدی (بعد از سکس تلفنی) میخواستم با لب شروع کنم و در قرارهای بعدی به سرعت دوز ارتباط جنسی را افزایش بدهم. (چون میگفت از مردهای بکن دررو متنفر است، من باید تا حد ممکن خودم را «بازیکن» نشان نمیدادم) بله به او ابراز علاقه کردم، اما نه زیاد. جملاتی مشابه خیلی ازت خوشم میاد و سینه هات از سینه های دخترهای دیگه خوشگل تر بودن و ... بود. تمایل شدیدی هم داشت که یکی سینه های او را بلسید و یکی از کُسلیسیهای من برای فرار از افراط در بازی همین بود که به خوردن سینههای او تمایل افراطی نشان میدادم. (البته در واقعیت هم مثل سگ برای آن سینهها له له میزدم) دختر کذایی هم بسیار بسیار جوان و 17 ساله بود. با دوست پسر بی پدر مادر هم به مدت یک سال رابطه داشته است. اینها را که میگویم کلهام داغ میشود... کُسکش بیپدر مادر. اگر دوست پسرش دست من میفتاد تکه پارهاش میکردم، حقیقتا حاضر بودم برای رسیدن به آن دختر خون براه بیاندازم.
من فکر میکنم بتا بازی که دختر رو علاقه مند بکنه ابراز علاقی"رمانتیک" تر هست،یعنی اگر به خود دختر، شخصیتش و از این جور چیزها ابراز علاقه بکنید خیلی بتابازی موثر تر و موفق تری هست تا اینکه صرفا از یک سری از ویژگی هاش(مخصوصا جنسی) تعریف بکنید. دختری که فکر بکنه واقعا دوسش دارید خیلی راحت تر وارد فاز بدنی-جنسی با شما میشه،در صورتی که هر کسی ممکنه از ویژگی های جنسیش خوش بیاد ولی هرکسی برای خودش ازش خوشش نمیاد(اینها لزوما به این معنا نیست که واقعا چنین جسی در شما باید موجود باشه،وانمود کردنشه م کفایت میکنه)
متشکرم دوست گرامی. من مطمئنم استراتژی قوی و کارایی را به کار برده بودم که روی دخترهای دیگر احتمالا پاسخ مثبت میگرفتم. اما فکر نمیکردم دوست پسر لعنتی از راه برسد و کُس از زیر دستانم سُر بخورد. حق با شماست باید بیشتر از افکار و شخصیت او تعریف میکردم (هرچند تا حدودی در این مورد نگ میزدم) تا ویژگی های جنسی اش. اما شکی ندارم که استراتژی بتای حقیر برای دختر، آلفا برای دختران دیگر برای از پیش رو برداشتن دوست پسر کذایی جواب مثبت میداد.
به به، خوشآمد به امید گرامی، در نبودِ امیر ارجمندمان، حضور بازیکنِ قابلی چون شما غنیمت است. من گرچه از هر جهت یک منتقدِ جدیِ بازی هستم اما کاملا با امیر موافقم که بازی مهمترین و ارزشمندترین فنیست که هر مردی باید آن را بداند! بله، هر مرد! درکاش دشوار خواهد بود، اما من معتقدم که بازی حداقل در حدِ دانستن برای هر مردی بایسته است، به ویژه که بازی بهترین راهکار برای شناختِ زنان است. اما خب من یک پرسشی از شما دارم، خودتان بازی را در مجموع چطور میبینید؟ آیا به آن انتقادی هم دارید؟
درود بر شما دوست ارجمند به عنوان مقدمه باید عرض کنم وقتی که با یکی از دوستانم دربارهی دختربازی بحثی شکل گرفت و او به من گفت در فلان فضای مجازی فارسیزبان قوانین بازی را بطور تئوریک و علمی آموزش میدهند باور نکردم، فکر میکردم مثل سایتهای چسکی سکسی چرت و پرتهای روتین را تحویل جوانان ملت میدهند. ولی با زیر و رو کردن تالار زنامرد اینجا شوقزده شدم که بالاخره با زبان فارسی میتوانم با بازیکنان هموطن مراوده کنم، چنین مباحث ضروری و به معنای واقعی «مهم» در فضای مجازی فارسی زبانان موجود نیست، یا دست پایین من ندیدهام. اما آموختن «بازی» را چناچه شما گفتید بر هر مردی از اهم واجبات است. خیلی رک و پوست کنده به شما عرض کنم شما در جهان پستمدرن امروزی سه راه بیشتر ندارید. یک، از طریق پلکان سنتی جایگاهتان را در هرم قدرت مردان ارتقا بدهید و انرژی فوقالعاده سرسام آوری را که در آن «شانس» رول اول را بازی میکند خرج کنید، یا به افسردگی و انزوای جنسی دچار شوید و معتاد بشوید و سرخورده و etc، یا خیلی راحت «بازی» کنید و دختران را چه برای ازدواج، چه رابطهی کوتاهمدت یا بلندمدت و هر نوع رابطهی دیگری فتح بکنید. بازی از تمام اینها آلترناتیو بهتری به نظر میرسد و هزینهی اجتماعی و اقتصادی پایینی نسبت به آنها دارد. من مدتها چوب بتا بودن و صداقت خود را خوردهام، هربار که اشتیاقم را به دخترها مشروط نمیکردم و صادقانه قلبم را در گرو دختر قرار میدادم به بدترین نحو ممکن مجازات میشدم. این بود که افسردگی خودم را با تریاک و مواد مخدره و بنگ و ... پنهان میکردم تا کمی آرام بگیرم و شاید در آینده «دختر رویاهایم» را که من را به خاطر «من» بخواهد هرچه زودتر پیدا کنم. تمام اینها اما اتفاق نیفتاد و من از طریق آزمون و تجربه و عشرت با دوستان دست بالاتر دریافتم که
باید دروغ بگویم، «بازی» در یک کلمه یعنی «دروغ». شما ویژگیهایتان را بینهایت بزرگنمایی میکنید و ضعفهایتان را از چشمان دختر پنهان. تمام اصول بازی بر اساس فریب و دروغ تعریف میشود و این تنها آلترناتیو ممکن برای هر مردی در دنیای امروز میباشد.
بازی من و بیشتر بازیکنان تجربی که اصول تئوریک آن را مطالعه و نقد نکردهاند برونگراست، و شباهت بالایی به بازی میستری بزرگ دارد.
من در گذشته آدم آرام، کم حرف و اهل علمی بودم که سرم در کتب هاوکینگ و دستاوردهای کیهانی و... بود، اما کم کم متوجه شدم که راهم به ترکستان است. مثلا «آرامش» بتاست و برای ارتباط با دختران شما نیازمند به زبان چربی هستید که باید در وقت بزنگاه دو من روغن از آن بچکد. این بود که شروع کردم به «حرافی». این نکته را هم درون پرانتز باز کنم که حرافی داریم تا «حرافی». نوعی از حرافی که منحصر به مردان بتاست را کاری به آن نداریم، بتای دبنگی که برای دختر از کوانتوم و سازوکار ذرات بنیادین میگوید عاقبتی بهتر از ابطال وقت در دانشگاه های طراز اول دولتی را ندارد. حرافی آلفا نوعی از حرافیست که شما را بذلهگو و خندهدار نشان میدهد.
با هر تیکهی مرد آلفا کل جمع باید برود روی هوا و همگی برای او کف بزنند، مرد آلفا انقدر اعتبار دارد که همیشه گروهی دور او هستند و او را رئیس و سرور گروه میدانند. (کاری که آلفاهای طبیعی از طریق پلکان سنتی و قدرت اجتماعی بدست آورده اند) شما بازی کنید چون باید شخصیتی وارونه از آنچه که هستید را نشان بدهید. همانطور که جایی در پستهای اوروبوروس ارجمند خواندم تمام پروسهی بازی در «ذهن» دختر رخ میدهد و عینیت ندارد، همه چیز. انتقادهای من به بازی اما زیاد است، چه در درون بازی و چه در بیرون. در درون بازی با تئوریهای بسیاری مخالفم و چه بسا آنها را مضر میدانم، در خارج از بازی به چارچوب کلی بازی ایرادهای فراوانی دارم که اگر وقت کنم رفته رفته آنها را جستار بازی:نقد مکتوب میکنم. من دوست دارم در این جستار اصول اولیه و دست اول را مکتوب کنیم، و تجربههای خودمان یا آنالیز شرایط در روابط جاری با دختران را در جستار دیگری مطرح و پیرامون آن بحث کنیم، اگر آنجا به تکنیکهای مهمی دست یافتیم آن را به شکل «قانون» یا «اصل» در این جستار ارائه بدهیم.