ه من به سرمایه ای که میذارید احترام میذارم سرمایه اولیه شما که حق مسلم شماست
سرمایه ی همه سرمایه داران، از بهره کشی خودشان یا نیاکانشان پدید آمده و در بیخ، از آنِ بهرهدهان بوده و باید به انها پس داده شود، مهاد فرامنشی هم میگوید که بهزیستی ۹۹% نباید پایمال بهزیستی و دارایی غول آسای ١% جهانیان ، که دزد هم بوده اند، بشود.
البته قبلن هم گفتم شما 20 هزار تا بیاورید اینجا بقالی باز کنید من میشوم کارگرتان سرمایه اولیه تان + 30% اضافه تر که برگشت شما را به خیر و من را به سلامت . (به هیچ عنوان نگران بهره کشی از من هم نباشید، خودم دارم پیشنهاد میدم)
اگر دولت نماینده همه ی مردم ( و شما) باشد، هیچ گرفتاری ندارد اینکار! تا کنون ولی چون دولت های سرمایه داری، نماینده و نگهبان سرمایه داران بوده اند و پلیس و ارتش آن سگهای مزدور آنان بوده، نام "دولت" از دید تاریخی بد در رفته، بگونه ای که گروهی آنارشیست هم شده اند که ما از بیخ چیزی بنام و با کارکرد" دولت" نمیخواهیم. درست مانند اینکه بگوییم که ما جرثقیل نمیخواهیم چون با آن تا کنون مردم را دار زده اند!
چرا دارد . من هرگز دولتی که اجازه نمیدهد در حد برپا کردن یک بقالی سرمایه برای خودم جمع کنم را نماینده خودم نمیدانم بلکه دزدان سر گردنه میدانم که تنها هدفشان فقیر نگاه داشتن من و چپاول بقیه است. نام دولت هم تنها به خاطر سرمایه داران نیست که بد در رفته بلکه به خاطر دولتهای کره شمالی و شوروی و کوبا و ... که اتفاقن کمونیستی هم هستند/بودند و پدر ملتشان را درآوردند هم بد درفته .
تمرکز قدرت در دست یک ارگان به نام دولت و تسلط بر تمام منابع مالی و نظامی و ... خواه نا خواه منجر به کثافت کاری میشود.
سرمایه ی همه سرمایه داران، از بهره کشی خودشان یا نیاکانشان پدید آمده و در بیخ، از آنِ بهرهدهان بوده و باید به انها پس داده شود، مهاد[١] فرامنشی[٢] هم میگوید که بهزیستی[٣] ۹۹% نباید پایمال بهزیستی و دارایی غول آسای ١% جهانیان ، که دزد هم بوده اند، بشود.
از شما بعیده این حرف!!! من دارم در مورد سرمایه ای اندک برای راه انداختن یک بقالی حرف میزنم! نه برپایی مایکروسافت!!!!!! اگر در نظام مورد نظر شما در همین حد هم نمیشود پول جمع کرد که به روشنی سخن ما مبنی بر فقیر بودن تک تک اعضای آن جامعه به خودی خود ثابت میشود که!!!! به هر حال اگر واقعن به آنچه میگویید اعتقاد دارید و گفته هایتان فقط شعارهای دوزاری نیستند! بسم السپاغتی.
پ.ن : تورو سر جد بزرگوارتان پاسخهای من را در هزار تا پست جداگانه کوت نگیرید!! آدم میبینه اون بالا 11 تا کوت گرفته شده دارد میگرخد!
تمرکز قدرت در دست یک ارگان به نام دولت و تسلط بر تمام منابع مالی و نظامی و ... خواه نا خواه منجر به کثافت کاری میشود.
همه چیز از آگاهی مردم و آمادگی انها برای پدآفند از سزامندی خود سرچشمه میگیرد و هیچ گارانتی برای هیچ گونه سامانه ی فرمانروایی ، جز این که گفتم در دست نیست. به زبان دیگر اگر سامانه ی انارشیستی هم باشد، گرفتاری های بخور بخور و گروه های مافیایی، تا زمانی که اندیشه ی مردم بهبود نیافته، از میان نخواهد رفت بساکه بدتر خواهد شد و ما بجای اینکه با یک غول بجنگیم، بایستی با شیطانک های بیشمار سروکله بزنیم و از سویی دیگر، برای کشیدن یک خیابان از تک تک مورچه ها نیز پروانه ی ساختمان بگیریم
همه چیز از آگاهی مردم و آمادگی انها برای پدآفند[١] از سزامندی[٢] خود سرچشمه میگیرد و هیچ گارانتی برای هیچ گونه سامانه[٣] ی فرمانروایی ، جز این که گفتم در دست نیست. به زبان دیگر اگر سامانه ی انارشیستی هم باشد، گرفتاری های بخور بخور و گروه های مافیایی، تا زمانی که اندیشه ی مردم بهبود نیافته، از میان نخواهد رفت بساکه[٤] بدتر خواهد شد و ما بجای اینکه با یک غول بجنگیم، بایستی با شیطانک های بیشمار سروکله بزنیم و از سویی دیگر، برای کشیدن یک خیابان از تک تک مورچه ها نیز پروانه[٥] ی ساختمان بگیریم !
مادامی که همه چیز در دست یک عده است هر چه قدر هم که آگاه باشید از پس آنها بر نمی آیید. دورانی که میشد با دست خالی و سنگ و شمشیر رفت حکومت پایین کشید خیلی وقت است که به سر آمده. همچنین من معتقد به سامانه آنارشیستی نیستم بلکه معتقدم که قدرت و ثروت نباید متمرکز باشد و تمرکز اینها موحب فساد میشود. به همین دلیل یک نظام کمونیستی هم یک نظام مردوده چون تمام قدرت و ثروت رو قبضه میکنه و نتیجه ای هم بهتر از کره شمالی تحویل نمیدهد که محکوم را میندازند جلوی سگهای گرسنه تا زنده زنده خورده شود و بقیه بنشینند نگاه کنند!!!!
مادامی که همه چیز در دست یک عده است هر چه قدر هم که آگاه باشید از پس آنها بر نمی آیید. دورانی که میشد با دست خالی و سنگ و شمشیر رفت حکومت پایین کشید خیلی وقت است که به سر آمده. همچنین من معتقد به سامانه آنارشیستی نیستم بلکه معتقدم که قدرت و ثروت نباید متمرکز باشد و تمرکز اینها موحب فساد میشود. به همین دلیل یک نظام کمونیستی هم یک نظام مردوده چون تمام قدرت و ثروت رو قبضه میکنه و نتیجه ای هم بهتر از کره شمالی تحویل نمیدهد که محکوم را میندازند جلوی سگهای گرسنه تا زنده زنده خورده شود و بقیه بنشینند نگاه کنند!!!!
سنجش بیجایی است. دولت هم از مردم درست شده و از ماه نیامده، کره شمالی را هم یورش آمریکا به کره به چنین روزی انداخته است.
سنجش بیجایی است. دولت هم از مردم درست شده و از ماه نیامده، کره شمالی را هم یورش آمریکا به کره به چنین روزی انداخته است.
درست شدن دولت از مردم به تنهایی کافی نیست! دزدها ، تروریستها ، آدمکش ها همه و همه از مردم هستند و از کره ماه نیامده اند.
دولتی که تمام ثروت و قدرت را در دست دارد چیز بیخودیست که پتانسیل این را دارد که هر کسی را به فساد و جنایت بکشاند از همین رو در تمام دنیای متمدن دنبال کوچکتر کردن دولتها هستند نه اینکه کل قدرت و ثروت را جملگی بدهند به دولت که هر کاری که دلش میخواهد بکند کسی هم توان مقابله با آن را نداشته باشد. در مورد کره ها :
اگر یورش آمریکا و دفاع از جنوبی ها نبود امروزه تمام آن سرزمین به بلایی که شمالی ها گرفتارش هستند گرفتار شده بودند! و ما میبینیم هر جایی که کمونیسم پا گذاشته فقر ، دیکتاتوری ، جنایت ، کشتار ، بدبختی ، فلاکت ، نقض فاحش حقوق بشر و ... را به همراه داشته و نه شما و نه هیچ رفیق کمونیست دیگری نمیتوانید کشوری را نشان دهید که به آنچه بالاتر نوشتم ختم نشده باشد و کمونیستی هم باشد!!!
(البته همان طوری که در جای دیگر به شما گفتم یکی هست اگر بشه اسمش رو نمونه موفق و کمونیستی گذاشت)
نهایتن یورش آمریکا میتواند خرابی و فقر را توجیه کند که همین را هم نمیتواند چون درست در کنارش کره جنوبی هست نه دیکتاتوری سنگینی که بر آن کشور حاکم است را!!!
درست شدن دولت از مردم به تنهایی کافی نیست! دزدها ، تروریستها ، آدمکش ها همه و همه از مردم هستند و از کره ماه نیامده اند.
آفرین, ولی این نکتهیِ ریز را جاانداختید که شمار آدمهایِ نیک و درستکار همواره بیشتر (بسیار بیشتر) از پست و تبهکار است; درست از
همینرو نیز همبستگی مردم زیر پرچم دولت آژگاهیگ و کمونیستی بیشترین سود را برای توده دارد و بیشترین زیان را برای کمینگان بهرهکش (> ١٠%).
نبود دولت توانمند در جاییکه بهرهکشان سالاری میکنند = بدبختیِ توده, خوشبختیِ بهرهکش
آفرین, ولی این نکتهیِ ریز را جاانداختید که شمار آدمهایِ نیک و درستکار همواره بیشتر (بسیار بیشتر) از پست و تبهکار است; درست از همینرو نیز همبستگی مردم زیر پرچم دولت آژگاهیگ[١] و کمونیستی بیشترین سود را برای توده دارد و بیشترین زیان را برای کمینگان[٢] بهرهکش (> ١٠%).
نبود دولت توانمند در جاییکه بهرهکشان سالاری میکنند = بدبختیِ توده, خوشبختیِ بهرهکش
خوب مشکل همینجاست! تمرکز قدرت و ثروت میتواند نیک ترین انسانها را به تباهی و فساد بکشاند به همین روی قدرت نباید ساختار متمرکز داشته باشد. دقیقن به همین دلیله که حکومتهای کمونیستی جملگی فاسد و دیکتاتور بوده اند (تا کنون) .
هایتن یورش آمریکا میتواند خرابی و فقر را توجیه کند که همین را هم نمیتواند چون درست در کنارش کره جنوبی هست نه دیکتاتوری سنگینی که بر آن کشور حاکم است را!!!
این هم بیجاست، چرا که با پای گرفتن آمریکا در کره ی جنوبی، سرمایه های امپریالستی هم بدانجا سرازیر شدند. یا اینکه شما ساده اندیش هستید و گمان میکنید که سامسونگ با کار خود مردم کره ی جنوبی که پس از جنگ و پس از رهایی از یوغ و تاراج ژاپن، چمن میخوردند درست شده ؟
ما میبینیم هر جایی که کمونیسم پا گذاشته فقر ، دیکتاتوری ، جنایت ، کشتار ، بدبختی ، فلاکت ، نقض فاحش حقوق بشر و ... را به همراه داشته و
بیجاست، چون به جا کمونیسم پا نهاده آمریکا و نوکران امپریالیسم به سراغش رفته اند، از ویتنام گرفته تا کره و هتّا ایران که در زمان مصدق، به بهانه ی ترس از کمونیسم ولی برای بالا کشیدن نفت، سازمان دوست داشتنی شما، CIA کودتا کرد. شما یکجا را به ما نسان بدهید که آمریکا به گزینش مردم ارج نهاده و انگشت خود را بیرون کشیده باشد. با اینهمه ، پیشرفت کشور کمونیستی که از هیچ آغازیده بودند، با همه ی نداری شان، و با همه ی کارشکنی ها و بمب های ناپالم امپریالیستی، چشمگیر بوده!
اگر یورش آمریکا و دفاع از جنوبی ها نبود امروزه تمام آن سرزمین به بلایی که شمالی ها گرفتارش هستند گرفتار شده بودند! و ما میبینیم هر جایی که کمونیسم پا گذاشته فقر ، دیکتاتوری ، جنایت ، کشتار ، بدبختی ، فلاکت ، نقض فاحش حقوق بشر و ... را به همراه داشته و نه شما و نه هیچ رفیق کمونیست دیگری نمیتوانید کشوری را نشان دهید که به آنچه بالاتر نوشتم ختم نشده باشد و کمونیستی هم باشد!!!
کشتار و بدبختی از انگشت کردن آمریکا و مزدورانش بوده. ملتی و رژیمی که از بیرون بیمداد و آزار نشود، دچار ترس و ناچار از کنترل و سخت گیری بیش از اندازه نمیشود.
نمونه ی کوبا را هم برای شما گفتیم، یا نمونه ویتنام که در سنجش با همان تایلند که روسپی خانه ی امپریالیسم است، مردمی خوشبخت تر و سامانه ای دادگرانه تر دارد.
ببینید از نظر من باید سیستم کاپیتالیستی نابود بشه! و سرمایه عمومی بشه ، یعنی این چیزی که شما میگویید رو من در اصل اخلاقی نمیدونم ، حالا شما میپرسید که به فرض در یک سیستم کاپیتالیستی چه چیزی اینجا از نظر من انسانی میشه؟ از نظر من مقدار سرمایه در تقسیم سود بی تاثیر هست ، سود از مقدار کار مشخص میشه یعنی شما ۷۰ درصد سرمایه بذاری طرف مقابل ۳۰ درصد ولی شما کار نکنی و اون شخص کار کنه ، شما هیچ حقی در سود نداری ! این از principle من که من ترجیح میدهام سیستم اینگونه باشد! ولی حالا مثلا در آمریکا یا کانادا که همچین چیزی امکان ندارد چگونه سیستم را انسانی تر کنیم؟ مثلا ۲ نفر باشند یکی ۶۰ و دیگری ۴۰ از سرمایه گذاشته ، باید یک فرمولی ترسیم شود که برای هر ساعت کار که در تولید سود رفته چقدر از سرمایه اولیه تولید شده ، آن شخصی که کار میکند باید سرمایه آن شخصی که کار نمیکند را بزند ، چون در ذهن من نمیگنجد که کسی که کار نمیکند چگونه میتواند در سود نقش برد؟ لطفا شما توضیح بدهید!
من هی میخوام پله پله برم جلو ولی نمیدونم شما چرا به جای اینکار هی کار خودتونو میکنید. پس بذارید من حرف آخرمو بزنم.
شما اگر کار برابر بیارید ولی سرمایه نابرابر، به نظرتون انسانی هست که سود به طور مساوی تقسیم بشه. ولی اگر کار نابرابر بیارید و سرمایه برابر/نابرابر این تقسیم سود مساوی براتون غیرانسانی میشه. اینو یه کم برامون تشریح کنید که چطور ممکنه؟
البته اگر اشاره کنید به اینکه ارزش اضافه از کار ایجاد میشه، خب همونطور که توضیح دادم ارزش نهایی کالا چیزی جز ارزش افزوده هم هست دیگه! یعنی روی یک کالای نیمه تمام یه کاری انجام میشه و باعث میشه حالا گرونتر بفروشنش. این ارزش افزوده همواره بخشی از ارزش نهایی کالاست. و این یعنی بخشی از سود عایدی هست. پس بقیش چیه؟ سرمایه اولیه. خود اون کالای نیمه ساخته هم نیاز به خرید داره. یعنی سرمایه میخواد. اگر سرمایه بیشتر باشه، خری بیشتره و در نتیجه کار بیشتره و در نتیجه سود بیشتره. خب حالا اینجا اگه یه کم انصاف داشته باشید متوجه میشید که جز کار، سرمایه هم در تعیین سود نقش داره.
پس حالا شاید بتونید بهتر توضیح بدید و پرسشمو پاسخ بدید.
خیر! federal reserve آمریکا وام با سود نزدیک به صفر میده به بانکها و شرکت ها!
ای بابا. گفتم که ورشکستگی یک بانک، کل سیاست های پولی یک کشور رو تحت تاثیر قرار میده. اصلن بانک ها مهمترین رکن بازار پولی هستند. بازار پولی ها، نه بازار سرمایه (money market). ورشکستگی یک بانک میتونه حتا به ورشکستگی اقتصاد منجر بشه. ممکنه چندین شرکت بیمه ورشکست بشن، پول های مشتریان از بین بره. اصلن دولت ها بیشتر "سیاست های پولی" خودشونو از طریق همین بانک ها اعمال میکنند. چرا؟ چون بازار پول هدفش پول و دارایی های جانشینی با سررسید کمتر از یک سال هست. این یعنی مقدار زیادی از نقدینگی رایج در کشور. اصلن اگر بانک ها نباشند بخش بزرگی از نقدینگی سرگردان میتونه اقتصادو فلج کنه. مثلن هر روز به یه سمتی متمایل بشه، یه روز ارز، یه روز طلا، یه روز ماشین یه روز ملک. از طرفی هم همین بانک ها عامل درآمدزایی برای دولت هستند. بانک ها یکی از بزرگترین سرمایه گذارن در اقتصاد هستند. یک بانکی که میاد برای یک بخش کشور جاده سازی میکنه یا سد سازی میکنه از طرفی هم از دولت انتظار کمک داره. خب مشخصه که ورشکستگی بانکی برای یک دولت خیلی دارای اهمیته و سعی میکنه جلوش رو بگیره.
دو دو تا چارتای اینکه یکی ٦٠% سرمایه و ٤٠% کار, دیگری ٦٠% کار و ٤٠% سرمایه گذاشته, چه پیوندی به دادگری[٢] فرایند دارند؟
اگر این دو تن خود در سامانهیِ[٣] کمونیستی نباشند باز میشود همان بهرهکشی از جای دیگر. تنها زمانی بهرهکشی رخنمیدهد که سود و زیان همگان هر دو
یک کاسه شده باشند, که در چنین جایی سرمایه (= پولِ در گردش برای کار) نمیتواند چند درسد دست این و چند درسد دست آن باشد, بجای آن هر
کس بفراخور و اندازهیِ کاری که در جایِ سرمایهگذاشته (براه دولت و بمیانجی بگوییم رایزنگاهها[٤]) میانجامد بهرهیِ آنرا نیز میبرد,
ولی آنهم نه آنجوریکه یکی ١ میلیارد دلار درآمد سالانه داشته باشد, یکی ٢٠ هزار دلار!!
اوه اوه. ببخشید قربان. چیستان البته ممکنه برای سوسیالیست ها باشه بله 😄
این حرفها چیه میزنید.
سود و زیان همگان یک کاشه باشد چیه؟ ماهیت کارهای مختلف با هم فرق میکنه. حتا کارهای مشابه هم وابسته به تصمیمات سرمایه گذار هست برای سود و زیان دیدن. به چه حقی و با چه استدلال اخلاقی میشه سود ها و زیان های بنگاه های گوناگون اقتصادی رو یک کاسه کرد و تازه به قول مزدک هومنی هم بود؟
سود و زیان همگان یک کاشه باشد چیه؟ ماهیت کارهای مختلف با هم فرق میکنه. حتا کارهای مشابه هم وابسته به تصمیمات سرمایه گذار هست برای سود و زیان دیدن. به چه حقی و با چه استدلال اخلاقی میشه سود ها و زیان های بنگاه های گوناگون اقتصادی رو یک کاسه کرد و تازه به قول مزدک هومنی هم بود؟
😃
یک کشور و یک ملت یک کاسه بیشتر نیست و سرنوشت ملت در دست همین سرمایه دارانی هست که توی سر و کله هم میزنند و برای یک مشت دلار بیشتر، از هر گونه هومنی چشم پوشیده و ادمهارا مانند الاغ به گاری میبندند که هیچ، به همدیگر هم بخشایشی روا نمیدارند. تازگیها هم که زیان هایشان را با گروگان گرفتن ملت، از کیسه ی همگانی راست و ریست میکنند( مانند بیمه ها و بانکهای ورشکسته ی امریکا و اروپا 2009 ) . پس باید سرانجام، همه انیها را ریخت بیرون و سرمایه و کارخانه هایشان را براستی یک کاسه کرد و به این تئاتر مفت خوری پایان بخشید تا سرنوشت ملت و کشور باردیگر در دست بیشینگان باشد و نه کمینگان گرگ منش و ناهومنی. مهاد فرامنشی هم همین است که بهزیستی ۹۹% بالاتر و ارزشمند تر از بهزیستی انگلی ١% مفت خوران است! مگر اینکه شما دلبستگی ویژه ای به پاریس هیلتون داشته باشید!
ای بابا. گفتم که ورشکستگی یک بانک، کل سیاست های پولی یک کشور رو تحت تاثیر قرار میده. اصلن بانک ها مهمترین رکن بازار پولی هستند. بازار پولی ها، نه بازار سرمایه (money market). ورشکستگی یک بانک میتونه حتا به ورشکستگی اقتصاد منجر بشه. ممکنه چندین شرکت بیمه ورشکست بشن، پول های مشتریان از بین بره. اصلن دولت ها بیشتر "سیاست های پولی" خودشونو از طریق همین بانک ها اعمال میکنند. چرا؟ چون بازار پول هدفش پول و دارایی های جانشینی با سررسید کمتر از یک سال هست. این یعنی مقدار زیادی از نقدینگی رایج در کشور. اصلن اگر بانک ها نباشند بخش بزرگی از نقدینگی سرگردان میتونه اقتصادو فلج کنه. مثلن هر روز به یه سمتی متمایل بشه، یه روز ارز، یه روز طلا، یه روز ماشین یه روز ملک. از طرفی هم همین بانک ها عامل درآمدزایی برای دولت هستند. بانک ها یکی از بزرگترین سرمایه گذارن در اقتصاد هستند. یک بانکی که میاد برای یک بخش کشور جاده سازی میکنه یا سد سازی میکنه از طرفی هم از دولت انتظار کمک داره. خب مشخصه که ورشکستگی بانکی برای یک دولت خیلی دارای اهمیته و سعی میکنه جلوش رو بگیره.
پس دست پنهان بازار که adam smith از آن صحبت میکند و میگوید که دخالت دولت به سرمایه ضربه میزند فقط برای رفتن در ماتحت مردم است؟ حداقل این هست که در آمریکا کسانی که از نظر ایدئولوژیک واقعا کاپیتالیست هستند یعنی libertarianها مخالف کمک دولت به بانکها بودند ، این credit را میشود حداقل به آنها داد ، ولی یک عده دیگر مثل نئو کانها که فقط سگ زنجیری سرمایه دار هستند از این سوسیالیسم برای سرمایه دار و کاپیتالیسم برای مردم حمایت میکنند!
این هم بیجاست، چرا که با پای گرفتن آمریکا در کره ی جنوبی، سرمایه های امپریالستی هم بدانجا سرازیر شدند. یا اینکه شما ساده اندیش[١] هستید و گمان میکنید که سامسونگ با کار خود مردم کره ی جنوبی که پس از جنگ و پس از رهایی از یوغ[٢] و تاراج ژاپن، چمن میخوردند درست شده ؟
البته سامسونگ قبل از جنگ دوم جهانی و ورود آمریکا و سرمایه هاش به اون کشور بوده 😉 Samsung - WiKi
سوای اینها باز هم همینکه
سرمایه های سرمایه داران به آنجا سرازیر شده
و از آنجا به راستی یک ابر کشور ساخته نشان از برتری سرمایه داری نسبت به کمونیسم دارد.
بیجاست، چون به جا کمونیسم پا نهاده آمریکا و نوکران امپریالیسم به سراغش رفته اند، از ویتنام گرفته تا کره و هتّا ایران که در زمان مصدق، به بهانه ی ترس از کمونیسم ولی برای بالا کشیدن نفت، سازمان دوست داشتنی شما، CIA کودتا کرد. شما یکجا را به ما نسان بدهید که آمریکا به گزینش مردم ارج نهاده و انگشت خود را بیرون کشیده باشد. با اینهمه ، پیشرفت کشور کمونیستی که از هیچ آغازیده[١] بودند، با همه ی نداری شان، و با همه ی کارشکنی ها و بمب های ناپالم امپریالیستی، چشمگیر بوده!
شما هم یک جا را به ما نشان بدهید که شوروی توانسته باشد انگشت کند و انگشت نکرده باشد!!! همان طور که پیشتر هم گفتم من جلوگیری آمریکا و جهان سرمایه داری رو از ایجاد کشورهای کمونیستی که به روشنی شعار کشتار مخالف را میدهند و میخواهند چوب در آستین سرمایه دار فرو کنند را اخلاقی و درست میدانم. در مورد داستان مصدق و کودتا و اینها هم همان بهتر که کودتا شد و شاه برگشت و انقلاب شد و آخوندها آمدند ولی مملکت قلفتی دست کمونیستها نیوفتاد.
کشتار و بدبختی از انگشت کردن آمریکا و مزدورانش بوده. ملتی و رژیمی که از بیرون بیمداد[٢] و آزار نشود، دچار ترس و ناچار از کنترل و سخت گیری بیش از اندازه نمیشود.
نمونه ی کوبا را هم برای شما گفتیم، یا نمونه ویتنام که در سنجش[٣] با همان تایلند که روسپی خانه ی امپریالیسم است، مردمی خوشبخت تر و سامانه[٤] ای دادگرانه[٥] تر دارد.
این کشتار نه از طرف ملت (انقدر از ملت مایه نگذارید) بلکه از طرف حکومتهای دیکتاتوری کمونیستی بوده و هستند که نه بر سر بیگانه!!!! بلکه بر سر همان ملتی که ازشان مایه میگذارید خراب شده!!!! خوشبختی مردم کوبا و ویتنام را هم میشود از میزان آبادی و ثروت کشور و البته آزادی بیانی که درش جاریست دید 😉 ایران هم آزاد ترین کشور دنیاست و مردمش خوشبخت ترین مردم دنیا (پرزیدنت احمدی نژاد)
شما هم یک جا را به ما نشان بدهید که شوروی توانسته باشد انگشت کند و انگشت نکرده باشد!!! همان طور که پیشتر هم گفتم من جلوگیری آمریکا و جهان سرمایه داری رو از ایجاد کشورهای کمونیستی که به روشنی شعار کشتار مخالف را میدهند و میخواهند چوب در آستین سرمایه دار فرو کنند را اخلاقی و درست میدانم. در مورد داستان مصدق و کودتا و اینها هم همان بهتر که کودتا شد و شاه برگشت و انقلاب شد و آخوندها آمدند ولی مملکت قلفتی دست کمونیستها نیوفتاد.
👎 بیجاست!
شوروی آماج انگشت کردن و چاپیدن مردم کشور های دیگر نداشته چرا که بر پاد جهان بینی اش بوده است.
همواره هم در جایگاه واکنشی بوده: آمریکا به کره یورش برد، شوروی ( و سپس چین) یاریشان کرد. آمریکا به کوبا یورش برد، شوروی یاری کرد. آمریکا به ویتنام که تازه از یوغ چپاولگران فرانسوی رها شده بود، یورش برد، شوروی یاری شان کرد. شوروی به مردم آنگولا و موزامبیک و افغانستان و مغولستان و چین و لائوس و .. یاری کرد که زندگانی بهتری داشته باشند. هتّا به ایران هم که دوستان امپریالیست شما ، ساختاوری آهنگدازی (ذوب آهن ) را نمیدادند، این کارخانه هارا به ارزانترین بها فروخت که مردم ایران بی نیاز تر شوند. همین که شما، آخوند واپسگرای هومن ستیز را به کمونیست ها,[ که دستکم در همان باور شما، به مستراح رفتن شما کاری نداشتند]، برتر میگزینید، نشانگر دید نا دانشیک و فربود ستیز شماست که بهره کشی را در هر چهره ی آن ( از لیبرالیسم امریکایی یا توتالیتاریسم آخوندی) از دادگری همبودین بهتر میدانید.
اینهم که ملت ها میخواهند از یوغ بهره کشی دربیایند، خودبخود همان چوب کردن در آستین امپریالیسم به شمار میرود که در دید شما و کاپیتالیستها یک گناه است و مردم جهان باید یوغ های خود را کشیده و دم بر نیاورند که نکند پاریس هیلتون مبادا چوب توی استینش فرو برود!! • پارسیگر
یک کشور و یک ملت یک کاسه بیشتر نیست و سرنوشت ملت در دست همین سرمایه دارانی هست که توی سر و کله هم میزنند و برای یک مشت دلار بیشتر، از هر گونه هومنی[١] چشم پوشیده و ادمهارا مانند الاغ به گاری میبندند که هیچ، به همدیگر هم بخشایشی[٢] روا نمیدارند. تازگیها هم که زیان هایشان را با گروگان گرفتن ملت، از کیسه ی همگانی راست و ریست میکنند( مانند بیمه ها و بانکهای ورشکسته ی امریکا و اروپا 2009 ) . پس باید سرانجام، همه انیها را ریخت بیرون و سرمایه و کارخانه هایشان را براستی یک کاسه کرد و به این تئاتر مفت خوری پایان بخشید تا سرنوشت ملت و کشور باردیگر در دست بیشینگان[٣] باشد و نه کمینگان[٤] گرگ منش[٥] و ناهومنی[١]. مهاد[٦] فرامنشی[٧] هم همین است که بهزیستی[٨] ۹۹% بالاتر و ارزشمند تر از بهزیستی انگلی ١% مفت خوران[٩] است! مگر اینکه شما دلبستگی ویژه ای به پاریس هیلتون داشته باشید!
حالا شما دلتون برای جناب پاریس نمیلرزه شاید دلایل فیزیولوژیکی داشته باشه 😄 در این یه مورد زیاد ما رو با خودتون مقایسه نکنید انصافن.
بقیه حرفهاتونم در زمینه اجتماع و فرد، برمیگرده به فایده گرایی که البته چیز زیاد مناسبی نیست و بیشتر چرند هست
شوروی آماج[١] انگشت کردن و چاپیدن مردم کشور های دیگر نداشته چرا که بر پاد جهان بینی اش بوده است. شوروی آماج[١] انگشت کردن و چاپیدن مردم کشور های دیگر نداشته چرا که بر پاد جهان بینی اش بوده است. همواره هم در جایگاه واکنشی بوده: آمریکا به کره یورش برد، شوروی ( و سپس چین) یاریشان کرد. آمریکا به کوبا یورش برد، شوروی یاری کرد. آمریکا به ویتنام که تازه از یوغ[٢] چپاولگران فرانسوی رها شده بود، یورش برد، شوروی یاری شان کرد. شوروی به مردم آنگولا و موزامبیک و افغانستان و مغولستان و چین و لائوس و .. یاری کرد که زندگانی بهتری داشته باشند. هتّا به ایران هم که دوستان امپریالیست شما ، ساختاوری[٣] آهنگدازی (ذوب آهن ) را نمیدادند، این کارخانه هارا به ارزانترین بها فروخت که مردم ایران بی نیاز تر شوند. همین که شما، آخوند واپسگرای هومن[٤] ستیز را به کمونیست ها,[ که دستکم در همان باور شما، به مستراح رفتن شما کاری نداشتند]، برتر میگزینید، نشانگر دید نا دانشیک[٥] و فربود[٦] ستیز شماست که بهره کشی را در هر چهره ی آن ( از لیبرالیسم امریکایی یا توتالیتاریسم آخوندی) از دادگری[٧] همبودین[٨] بهتر میدانید.
اینهم که ملت ها میخواهند از یوغ بهره کشی دربیایند، خودبخود همان چوب کردن در آستین امپریالیسم به شمار میرود که در دید شما و کاپیتالیستها یک گناه است و مردم جهان باید یوغ های خود را کشیده و دم بر نیاورند که نکند پاریس هیلتون مبادا چوب توی استینش فرو برود!!
مهم نیست شما چه ادعایی میکنید به خصوص که پیشتر بارها و بارها نشان دادیم شما دست به تحریف هم میزنید که سخن خود را گفته باشید! همچنین ادعای جایگاه واکنشی هم درست به همان قدری چرند است که ادعای دفاعی بودن جنگهای ممد!!!! شوروی برای چه به افغانستان حمله کرد ؟! اگر بنا به استدلال های آبکی شما برای دفاع از کمونیستهای افغان بوده! پس آمریکا هم درست همین حق را داشته که برای دفاع از کاپیتالیستها به جایی که مافع کاپیتالیستها در خطر باشد حمله کند!!!! و از آنجایی که کمونیستها که هر جا پا گذاشته اند ورودشان منجر به جنایت و کشتار و برپایی دیکتاتوری و فقر و هزار کوفت دیگر شده باید پس زده شوند.
مزدك بامداد
😃👍
پس نتیجه میگیریم سرمایه داری کماکان بهتر است! 20 هزار یورویی که من پیشنهاد داده بودم به کجا رسید ؟! 😉
مهم نیست شما چه ادعایی میکنید به خصوص که پیشتر بارها و بارها نشان دادیم شما دست به تحریف هم میزنید که سخن خود را گفته باشید! همچنین ادعای جایگاه واکنشی هم درست به همان قدری چرند است که ادعای دفاعی بودن جنگهای ممد!!!! شوروی برای چه به افغانستان حمله کرد ؟! اگر بنا به استدلال های آبکی شما برای دفاع از کمونیستهای افغان بوده! پس آمریکا هم درست همین حق را داشته که برای دفاع از کاپیتالیستها به جایی که مافع کاپیتالیستها در خطر باشد حمله کند!!!! و از آنجایی که کمونیستها که هر جا پا گذاشته اند ورودشان منجر به جنایت و کشتار و برپایی دیکتاتوری و فقر و هزار کوفت دیگر شده باید پس زده شوند.
مانند همواره بیجاست.
تاریخ را که نمیتوانید دگرگون کنید. جنگهای ممد آفندی بود که جای گمانی نیست و جای گمان هم نیست که آمریکا نخست به ویتنام و کوبا و کره و .. تاخت، برای واپسگرایان نیکاراگوئه گرفته تا دیکتاتور هایی مانند پینوشه، که در برابر دولت سوسیالیست و دمکراتیک که با رآی مردم سرکار آمده بود ، کودتا کرده بود، یاری و پول ... فرستاد. در افغانستان هم پیش از امدن شوروی، دولت کمونیستی سرکار امده بود که نخست, دوستان آمریکا مانند پاکستان به فرستادن نیرو و جنگ افزار دست زدند وگام کمونیستها آنجا نیز پدافندی و واکنشی بود که از شوروی یاری خوستند. اکنون هم میبینیم که آمریکا از خود در آنجا چه گندی بجا نهاده و سرانجام اسلامیست ها ( بدتین گونه ی بهره کشان) فرمانروا شده اند !! ( شما با آمریکای دلبندتان شادمانی نمایید!) ----- انگیزه نداری کشور هایی کمونیستی هم این بوده که پیش از واژگشت، شیره ی جانشانرا مکیده بودند و پس از واژگشت، دچار فروبند ها و کارشکنی ها و یورشهای امپریالیسم سدند. مانند ویتنام که نخست کولونی فرانسه بود و آنها میچاپیدند و سپس که با جانفشانی، مردم ویتنام خود را آزاد کردند ( جنگ دیه ن بیه ن فو) ، امپریالیسم آمریکا از آنسوی اَبَردریا ها به آن ملت کوچک یورش برده و ناپالم و گاز شیمیایی بر سرشان ریخت. اکنون شما بیایید و این تباهکاری های امپریالیستی را برای خرسواری پاریس هیلتون ماست مالی کنید و بیندازید به گردن آزادی خواهان
اریخ را که نمیتوانید دگرگون کنید. جنگهای ممد آفندی[١] بود که جای گمانی نیست و جای گمان هم نیست که آمریکا نخست به ویتنام و کوبا و کره و .. تاخت، برای واپسگرایان نیکاراگوئه گرفته تا دیکتاتور هایی مانند پینوشه، که در برابر دولت سوسیالیست و دمکراتیک که با رآی مردم سرکار آمده بود ، کودتا کرده بود، یاری و پول ... فرستاد. در افغانستان هم پیش از امدن شوروی، دولت کمونیستی سرکار امده بود که نخست, دوستان آمریکا مانند پاکستان به فرستادن نیرو و جنگ افزار دست زدند وگام کمونیستها آنجا نیز پدافندی[٢] و واکنشی بود که از شوروی یاری خوستند. اکنون هم میبینیم که آمریکا از خود در آنجا چه گندی بجا نهاده و سرانجام اسلامیست ها ( بدتین گونه ی بهره کشان) فرمانروا شده اند !! ( شما با آمریکای دلبندتان شادمانی نمایید!) ----- انگیزه نداری کشور هایی کمونیستی هم این بوده که پیش از واژگشت[٣]، شیره ی جانشانرا مکیده بودند و پس از واژگشت، دچار فروبند[٤] ها و کارشکنی ها و یورشهای امپریالیسم سدند. مانند ویتنام که نخست کولونی فرانسه بود و آنها میچاپیدند و سپس که با جانفشانی، مردم ویتنام خود را آزاد کردند ( جنگ دیه ن بیه ن فو) ، امپریالیسم آمریکا از آنسوی اَبَردریا[٥] ها به آن ملت کوچک یورش برده و ناپالم و گاز شیمیایی بر سرشان ریخت. اکنون شما بیایید و این تباهکاری های امپریالیستی را برای خرسواری پاریس هیلتون ماست مالی کنید و بیندازید به گردن آزادی خواهان !!
باز هم بهانه و ننه من غریبم بازی در آوردن که قبلن انگشتمان کردند برای همین بعدن نتوانستیم!!!!! همچنان که گفتیم این بهانه های شما ماکسیمم میتواند مشکلات اقتصادی را آن هم به کودکانه ترین شیوه ممکن ماست مالی کند و به هیچ عنوان توجیه کننده خفقان و دیکتاتوریهایی که از طرف کمونیستها بر سر مردم خراب شده نمیباشند . همچنین همان طور که شوروی به خود اجازه داد در کار یک کشور دیگر دخالت کند و کمونیسم را در آنجا سبز کند آمریکای عزیز هم به خود این اجازه را داد تا پاد کمونیسم که پاد بشریت و انسانیت هم هست و این را به خوبی میشود از جنایاتی که کمونیستها مرتکب شده اند متوجه شد اقدام کند. همچنین چنانچه پیشتر گفته شد ما نمونه کره ها را داریم که یکی روی آورد به سرمایه داری و دیگری به کمونیسم! و در آنی که کمونیسم آدم Cannibalism هم آمد😉
باز هم بهانه و ننه من غریبم بازی در آوردن که قبلن انگشتمان کردند برای همین بعدن نتوانستیم!!!!! همچنان که گفتیم این بهانه های شما ماکسیمم میتواند مشکلات اقتصادی را آن هم به کودکانه ترین شیوه ممکن ماست مالی کند و به هیچ عنوان توجیه کننده خفقان و دیکتاتوریهایی که از طرف کمونیستها بر سر مردم خراب شده نمیباشند . همچنین همان طور که شوروی به خود اجازه داد در کار یک کشور دیگر دخالت کند و کمونیسم را در آنجا سبز کند آمریکای عزیز هم به خود این اجازه را داد تا پاد کمونیسم که پاد بشریت و انسانیت هم هست و این را به خوبی میشود از جنایاتی که کمونیستها مرتکب شده اند متوجه شد اقدام کند. همچنین چنانچه پیشتر گفته شد ما نمونه کره ها را داریم که یکی روی آورد به سرمایه داری و دیگری به کمونیسم! و در آنی که کمونیسم آدم Cannibalism هم آمد
بیجاست.
بهانه به چیزی میگویند که روی نداده باشد ولی تاریخ چیز دیگری میگوید و هزینه های جنگ سرد و بمب های ناپالم روی ویتنام چیزی نیست که بتوان ماست مالی نمود و بهانه نام داد!
کمونیسم هم از سوی خود مردم هر کشور جوشیده است و شوروی آنرا جایی سبز نکرده. برای نمونه در کوبا، خود مردم دیکتاتور را بیرون کردند و پس از اینکه آمریکا دست به تازش زد، از شوروی یاری خواستند. در کشور های دیگر هم همین بود و کمونیستهای گوناگون که گاه هم با شوروی همساز نبودند، در کار و کنش بودند.
اینهم که کمونیسم بر پاد هومنی است، نگر شما و کسانی است که برای پاریس هیلتون دستمال گرفته اند و همین جستار و گفتمان برای این است که روشن شود که چه کسی مردم ستیز است که اینرا تاریخ سرمایه داری و بهره کشی و بمب های ناپالم بروشنی نشان داده است!
بهانه به چیزی میگویند که روی نداده باشد ولی تاریخ چیز دیگری میگوید و هزینه های جنگ سرد و بمب های ناپالم روی ویتنام چیزی نیست که بتوان ماست مالی نمود و بهانه نام داد!
کماکان بهانه است! همچنان که پیشتر گفته ایم بمب ناپالم و انگشت کلفت آمریکا و سوراخ تنگ کمونیستها نهایتن میتوان شرایط بد اقتصادی را توجیه کند نه جو خفقان و سرکوب و دیکتاتوری را
اینهم که کمونیسم بر پاد هومنی[٢] است، نگر شما و کسانی است که برای پاریس هیلتون دستمال گرفته اند و همین جستار و گفتمان برای این است که روشن شود که چه کسی مردم ستیز است که اینرا تاریخ سرمایه داری و بهره کشی و بمب های ناپالم بروشنی نشان داده است!
همچنان که پیشتر گفتیم دستمال گرفتن برای پاریس هیلتون به سینه زدن برای رفیق استالین که دستش به خون میلیونها نفر آلوده است صد شرف دارد.
کمونیسم هم از سوی خود مردم هر کشور جوشیده[١] است و شوروی آنرا جایی سبز نکرده. برای نمونه در کوبا، خود مردم دیکتاتور را بیرون کردند و پس از اینکه آمریکا دست به تازش زد، از شوروی یاری خواستند. در کشور های دیگر هم همین بود و کمونیستهای گوناگون که گاه هم با شوروی همساز نبودند، در کار و کنش بودند.
پس برای خواست مردم بوده که به چکسلواکی حمله کرده اند این رفقای کمونیست:))) چه قدر انسانی و هومن دوستانه 💨
کماکان بهانه است! همچنان که پیشتر گفته ایم بمب ناپالم و انگشت کلفت آمریکا و سوراخ تنگ کمونیستها نهایتن میتوان شرایط بد اقتصادی را توجیه کند نه جو خفقان و سرکوب و دیکتاتوری را .
اینهم بیجاست. زیر فشار جنگی (سرد یا گرم) نهادن کشور ها ، پرودن کنترا ها با پول CIA یا همانند آن میتواند بدگمانی و هیستری و فشار و سخت گیری درونی را افزایش دهد، بگونه که گاهی شاید نیز سرکوب هایی نادادوند پدید بیاید.
برای نمونه در خود آمریکا، یورش های تروریستی و ترس از نبود زینهار، مایه ی پدید آمدن قانون هایی شد که آزادی های تکینه را بسته تر نمودند. آیا این کاهش آزادی ها گناه تروریست هاست یا کاستی و گناه سران آمریکا ؟
پس میبینم که در انیجا هم فشار امپریالیستی و شمشیری که از بالای سر مردم و ملت های ازادیخواه آویزان میکند، رفتار نورمال را دگرگون میسازد.
اینهم بیجاست. زیر فشار جنگی (سرد یا گرم) نهادن کشور ها ، پرودن کنترا ها با پول CIA یا همانند آن میتواند بدگمانی و هیستری و فشار و سخت گیری درونی را افزایش دهد، بگونه که گاهی شاید نیز سرکوب هایی نادادوند[١] پدید بیاید.
برای نمونه در خود آمریکا، یورش های تروریستی و ترس از نبود زینهار[٢]، مایه[٣] ی پدید آمدن قانون هایی شد که آزادی های تکینه[٤] را بسته تر نمودند. آیا این کاهش آزادی ها گناه تروریست هاست یا کاستی و گناه سران آمریکا ؟
پس میبینم که در انیجا هم فشار امپریالیستی و شمشیری که از بالای سر مردم و ملت های ازادیخواه آویزان میکند، رفتار نورمال را دگرگون میسازد.
پس همه مجرمند مگر اینکه خلافش ثابت شود :))) چه قدر انسانی . مثلن آزادی مطبوعات باعث میشود فلان جا منفجر شود :))))) صد رحمت به آخوندها
همچنان که پیشتر گفتیم دستمال گرفتن برای پاریس هیلتون به سینه زدن برای رفیق استالین که دستش به خون میلیونها نفر آلوده است صد شرف دارد
👏
من که گفتم همچنان برای پاریس هیلتون دستمال بگیرید! زیر چهره ی خوشگل (؟) پارسی هیلتون ها، سده ها تبهکاری و بهره کشی و بدبختی و سرکوب پنهان است و هتّا پدید امدن استالین هم از همین هیلتون است!
من که گفتم همچنان برای پاریس هیلتون دستمال بگیرید! زیر چهره ی خوشگل (؟) پارسی هیلتون ها، سده ها تبهکاری و بهره کشی و بدبختی و سرکوب پنهان است و هتّا پدید امدن استالین هم از همین هیلتون است!
دیگه بدجوری گویا کفگیر به ته دیگ خوردکه شاعر ما پدید آمدن استالین را مربوط به پاریس هیلتون میداند :))))) 😄😂
نه از شما میپرسم که میفرمایید خفقان و سرکوب مطبوعات و ... خوب است به خاطر اینکه آمریکا از ما خوشش نمی آید 😂 وقتی میگم فوتوکپی آخوندها هستید ناراحت میشید.
دیگه بدجوری گویا کفگیر به ته دیگ خوردکه شاعر ما پدید آمدن استالین را مربوط به پاریس هیلتون میداند :))))) 😄😂
نه از شما میپرسم که میفرمایید خفقان و سرکوب مطبوعات و ... خوب است به خاطر اینکه آمریکا از ما خوشش نمی آید 😂 وقتی میگم فوتوکپی آخوندها هستید ناراحت میشید.
بیجاست ---
هنوز هوش نکردید که ما پاریس هیلتون" را در جایگاه نماد سرمایه داری و بهره کشی بکار میبریم و این سامانه بهره کشی است که شورش ها و رهبران واژگشت مانند لنین و استالین را پدید میاورد: اگر بار خار است ، خود کـِشته ای و گرپرنیان است، خود رشته ای!! فردوسی
-----
هوش نکردید که گفتیم که در زیر سامه های جنگی، ترس از زینهار، میتواند به سختگیری و کاهش آزادی ها بینجامد، همانگونه که در آمریکا پس از یازده سپتامبر، روی داد. پس گناه این سختگیری ها در کشور های کمونیستی هم بدوش امپریالیسم است که جنگ سرد و گرم و کودتا و .. را به شانه ی این کشور ها نهاده و آنهارا از یک رویش درونی درست و آزاد بازداشتند.
هنوز هوش نکردید که ما پاریس هیلتون" را در جایگاه نماد سرمایه داری و بهره کشی بکار میبریم و این سامانه[١] بهره کشی است که شورش ها و رهبران واژگشت[٢] مانند لنین و استالین را پدید میاورد: اگر بار خار است ، خود کـِشته ای و گرپرنیان است، خود رشته ای!! فردوسی
خوب شما خیلی بیخود پاریس هیلتون را نماد سرمایه داری میدانید!!!! آن هم در شرایطی که زمانی که استالین گور به گور شده پاریس هیلتون هنوز توی موز هم نبوده :))) که البته پیشتر ما گفته بودیم وقتی کفگیر به ته دیگ میخورد به جز پاریس هیلتون دستاویز دیگری ندارید!!!
هوش نکردید که گفتیم که در زیر سامه[٣] های جنگی، ترس از زینهار[٤]، میتواند به سختگیری و کاهش آزادی ها بینجامد، همانگونه که در آمریکا پس از یازده سپتامبر، روی داد. پس گناه این سختگیری ها در کشور های کمونیستی هم بدوش امپریالیسم است که جنگ سرد و گرم و کودتا و .. را به شانه ی این کشور ها نهاده و آنهارا از یک رویش درونی درست و آزاد بازداشتند[٥].
و در همان آمریکا هرگز روزنامه نگاران را نگرفتند بیندازند زندان آن هم در ابعادی که کشور بشود بزرگترین زندان روزنامه نگاران! هرگز اینترنت را به خاطر 11 سپتامبر بر مردم ممنوع نکردند و هرگز آزادی بیان را از کسی نگرفتند! پس این ننه من غریبم بازی آی ما انگشت شدیم پس دیکتاتور شدیم سراسر بیجاست. جمهوری اسلامی هم درست با توجیهاتی مثل همین مهملات شما زندگی را بر ایرانیان جهنم کرده
یک سوال! اگر برده داری قانونی باشد و یک سرمایه دار بتواند با استفاده از کارگر مجانی سود بیشتری تولید کند ، در یک سیستم کاپیتالیستی چرا این کار را نباید بکند؟
خوب شما خیلی بیخود پاریس هیلتون را نماد سرمایه داری میدانید!!!! آن هم در شرایطی که زمانی که استالین گور به گور شده پاریس هیلتون هنوز توی موز هم نبوده :))) که البته پیشتر ما گفته بودیم وقتی کفگیر به ته دیگ میخورد به جز پاریس هیلتون دستاویز دیگری ندارید!!!
بیجاست،
شما گویا فرایافت "نماد" را هوش نمیکنید. مهند نیست که پریس هیلتون کی زاده شده! ( سرمایه داری و بهره کشی کهن تر است!) مهند این است که سامانه سرمایه داری با همه نما های بیرونی اش، مانند گسارش-گرایی بی مرز و بها ندادن به روزگار رنجبران، خوشی خوک وار به بهای رنج دیگران، و ... همه و همه میتوانند در این نماد نشان داده شوند.
از بیخ، ستیز ما بر سر همین هیلتون است دیگر! = همین بخور بخور و بهره کشی هومن از هومن!
و در همان آمریکا هرگز روزنامه نگاران را نگرفتند بیندازند زندان آن هم در ابعادی که کشور بشود بزرگترین زندان روزنامه نگاران! هرگز اینترنت را به خاطر 11 سپتامبر بر مردم ممنوع نکردند و هرگز آزادی بیان را از کسی نگرفتند! پس این ننه من غریبم بازی آی ما انگشت شدیم پس دیکتاتور شدیم سراسر بیجاست. جمهوری اسلامی هم درست با توجیهاتی مثل همین مهملات شما زندگی را بر ایرانیان جهنم کرده .
برای اینکه فشار بیرونی هنوز چندان بالا نبوده. ولی برای نمونه در سالهای ۵۰-۶۰، که ترس بیشتری از کمونیسم داشتند، "مککارتیسم" را راه انداخته و دادگاه های باورپرسی ( تفتیش عقاید) راه انداخته و کمونیست هارا از کار و زندگی بی بهره مینمودند.
در جمهوری اسلامی هم فشار ها در زمان جنگ بالاتر از فشار ها در زمان های پس از ان بود.
پس میبینید که فشار از بیرون میتواند به فشار درونی بینجامد ( بیجا و یا بجا) ، همچنان که نشان دادیم.
یک سوال! اگر برده داری قانونی باشد و یک سرمایه دار بتواند با استفاده از کارگر مجانی سود بیشتری تولید کند ، در یک سیستم کاپیتالیستی چرا این کار را نباید بکند؟
شما گویا فرایافت[١] "نماد" را هوش نمیکنید. مهند[٢] نیست که پریس هیلتون کی زاده شده! ( سرمایه داری و بهره کشی کهن تر است!) مهند این است که سامانه[٣] سرمایه داری با همه نما های بیرونی اش، مانند گسارش-گرایی بی مرز و بها ندادن به روزگار رنجبران، خوشی خوک وار به بهای رنج دیگران، و ... همه و همه میتوانند در این نماد نشان داده شوند.
از بیخ، ستیز ما بر سر همین هیلتون است دیگر! = همین بخور بخور و بهره کشی هومن[٤] از هومن!
دلیل پدید آمدن هیتلر کیم جونگ اون هستش! به جان شما منظور نماده (تازه من اینجا گفتم نماده!!! شما همان را هم نگفتید 😄)
برای اینکه فشار بیرونی هنوز چندان بالا نبوده. ولی برای نمونه در سالهای ۵۰-۶۰، که ترس بیشتری از کمونیسم داشتند، "مککارتیسم" را راه انداخته و دادگاه های باورپرسی ( تفتیش عقاید) راه انداخته و کمونیست هارا از کار و زندگی بی بهره مینمودند.
همچنان که خودتان گفتید کمونیستها را!!! نه همه ی مردم را!!! امروز در اخبار میخواندم که تمام خویشاوندان و دوستان نزدیک شوهر عمه کره شمالی به جرم آشنایی و خویشاوندی با وی اعدام شدند!!!! این هومن دوستی کمونیستها من را بدجوری شیفته خود کرده 👎 جهان - BBC فارسی - نزدیکان شوهر عمه رهبر کره شمالی 'اعدام شدند'
دلیل پدید آمدن هیتلر کیم جونگ اون هستش! به جان شما منظور نماده (تازه من اینجا گفتم نماده!!! شما همان را هم نگفتید 😄)
همچنان که خودتان گفتید کمونیستها را!!! نه همه ی مردم را!!! امروز در اخبار میخواندم که تمام خویشاوندان و دوستان نزدیک شوهر عمه کره شمالی به جرم آشنایی و خویشاوندی با وی اعدام شدند!!!! این هومن دوستی کمونیستها من را بدجوری شیفته خود کرده 👎 جهان - BBC فارسی - نزدیکان شوهر عمه رهبر کره شمالی 'اعدام شدند'
و همچنان که خودتان اعتراف کردید فشار بر قشری بوده که به نوعی وابستگی مسقیم داشته اند با دشمن خارجی نه بر همگان و دوستان و آشنایان!!!!
بیجاست. با تلخکی نمیتوانید به جایی برسید. --- از کرامات شیخ ما چه عجب مشت را وا کرد و گفت : وجب! روشن است که در آمریکا به کمونیستها فشار اوردند . در هر کشوری به ناسازگاران فشار می اید، نه به همسازان!
----
نمیدانم چرا شما یهو دلسوز شوهر عمه ی کیم جونگ؟ شدید و ایشان را از بیگناهانی دانستید که به ناروا کشته شده؟! خویشاوندان را کجا نوشته؟ "نزدیکان" هم همان دار و دسته چم میدهد. و کجا نوشته به جرم آشنایی و خویشاوندی ؟ یه خورده فلفلش را بیشتر کنید برای پاریس هیلتون مزه بدهد! بی بی سی: او در یک دادگاه به جرم تلاش برای براندازی حکومت خائن شناخته شده و پس از آن حکم اعدام او به اجرا گذاشته شد
شما بروید تاریخ جنگهای داخلی آمریکا را بخونید! ۱۱ ایالات جدا شدند چون اقتصادشون بر اساس برده داری بود و نمیخواستند کارگر مجانی رو از دست بدند!. یک رئیس جمهور با خایه به اونها اعلان جنگ کرد و ۶۰۰ هزار نفر کشته شدند تا برده داری کاپیتالیستی در آمریکا ور افتاد! نمیدونم متوجه سوال من شدید یا نه ، ولی دوباره اعلان میکنم.
الان شرکتهای آمریکایی به شرق آسیا میروند تا کمترین حقوق را بدهند و سود بیشتری تولید کنند. حالا اگر برده داری قانونی میبود و همین حقوق ناچیز هم نباید داده میشد ، چرا یک شرکت سود بیشتر تولید نکند و از برده استفاده نکند! در یک سیستمی که profit motive چرخ گرداننده آن است ، کرامت انسانی اگر قانوناً زیر پا گذاشته شود برای تولید سود بیشتر چه ایرادی دارد؟
یک سوال! اگر برده داری قانونی باشد و یک سرمایه دار بتواند با استفاده از کارگر مجانی سود بیشتری تولید کند ، در یک سیستم کاپیتالیستی چرا این کار را نباید بکند؟
در یک لیبرال دموکراسی علاوه بر اینکه حق مالکیت خصوصی برای همه به رسمیت شناخته میشود حق آزادی هر فرد (ممنوعیت بردهداری) هم برسمیت شناخته میشود.
اگر قرار است "همه" این حقوق در نظر گرفته شود تناقض در گفتار برده داران بوده و نه مبارزان بردهداری، ولو سود بردهداری به لغو آن برای سفیدپوستان جنوب میچربیده.
در یک لیبرال دموکراسی ....حق مالکیت خصوصی .... حق آزادی هر فرد
آفرین پس میبینم که سزامندی ازادی هومن، بالاتر از سزامندی دارندگی اوست. هومن پس از هزاره ها دریافت که "داشتن" اَوَست و هماگیر نیست. اکنون هم اگر هومن بهوشد که داشتن چیزهای ویژه ای، به نبود آزادی ، در رخکرد و در کنش ( هر چند توی نسک قانون هم نباشد) می انجامد و زنجیرهای بردگان نباید بیگمان از اهن باشند، باید اینگونه داشتن ها هم ناروا شمرده شوند، پس چیزی که کمونیست ها میخواهند، انجام همین لیبرال دمکراسی تا پایان آن است و نه تا جاییکه بهره کشان میپسندند!
آفرین پس میبینم که سزامندی[١] ازادی هومن[٢]، بالاتر از سزامندی دارندگی اوست[٣]. هومن پس از هزاره ها دریافت که "داشتن" اَوَست و هماگیر نیست. اکنون هم اگر هومن بهوشد[٤] که داشتن چیزهای ویژه ای، به نبود آزادی ، در رخکرد[٥] و در کنش ( هر چند توی نسک[٦] قانون هم نباشد) می انجامد و زنجیرهای بردگان نباید بیگمان از اهن باشند، باید اینگونه داشتن ها هم ناروا شمرده شوند[٧]، پس چیزی که کمونیست ها میخواهند، انجام همین لیبرال دمکراسی تا پایان آن است و نه تا جاییکه بهره کشان میپسندند!
من دیدگاه و توجیه را در خود سیستم مورد نظر گفتم نه لزوما بعنوان یک لیبرال دموکرات. اینکه مالکیت خصوصی میتواند بطور عیرمستقیم باعث سلب آزادی شود درست است
ولی میدانیم که کمونیستها جدا از اینکه در عمل بسیاری آزادیها را حاظرند برای هدف بالاتر که همان برقراری جامعهیِ بدون طبقه باشد فدا کنند
با خیلی آزادیها هم مثل آزادی تشکیل حزب برای دیگران و آزادی بیان مخالفان و... هم بی رودربایسی و در خود تئوری مخالفند.کسی که بدنبال دولت است بگمان من بداند یا نداند بدنبال آزادی تا سر کوچه هم نیست، چه برسد به پایان راه!
من دیدگاه و توجیه را در خود سیستم مورد نظر گفتم نه لزوما بعنوان یک لیبرال دموکرات. اینکه مالکیت خصوصی میتواند بطور عیرمستقیم باعث سلب آزادی شود درست است..!
👍
Russell
م... ولی میدانیم که کمونیستها جدا از اینکه در عمل بسیاری آزادیها را حاظرند برای هدف بالاتر که همان برقراری جامعهیِ بدون طبقه باشد فدا کنند با خیلی آزادیها هم مثل آزادی تشکیل حزب برای دیگران و آزادی بیان مخالفان و... هم بی رودربایسی و در خود تئوری مخالفند.کسی که بدنبال دولت است بگمان من بداند یا نداند بدنبال آزادی تا سر کوچه هم نیست، چه برسد به پایان راه!
نه نمیدانید! اینها خودشان نیازمند گفتگو هستند که در جاهای دیگر هم کرده ایم. •
ولی میدانیم که کمونیستها جدا از اینکه در عمل بسیاری آزادیها را حاظرند برای هدف بالاتر که همان برقراری جامعهیِ بدون طبقه باشد فدا کنند
تروتسکی یک سخن جالبی در این مورد گفته است! او گفت که فکر کنید در یک اتومبیل هستید و شما پشت فرمان ، در یکجا باید ترمز بزنید وگرنه همه خواهید مرد ، حالا اینجا شما از بقیه افراد داخل ماشین رای گیری میکنید که آیا باید ترمز گرفت یا نگرفت؟ خیر! کاپیتالیسم نیز یک سیستم تبهکاری است و اصولاً نظر عمومی و اکثریت مهم نیست در این مورد! همینطور که نظر اکثریت در مورد برده داری مهم نیست! اکثریت هم موافق برده داری باشند یک دولت نباید سیستم برده داری را قانونی کند!
برتنارد راسل هم یک سخن جالبی گفته است در مورد اینکه کاپیتالیستها هی در مورد آزادی صحبت میکنند! او گفت که :
Advocates of capitalism are very apt to appeal to the sacred principles of liberty, which are embodied in one maxim: The fortunate must not be restrained in the exercise of tyranny over the unfortunate.
آزادی که بهره کشان هی از آن دم میزنند این هست که ثروتمندان نباید در ظلم کردن به فقرا محدودیت داشته باشند ، نه چیز دیگری!
تروتسکی یک سخن جالبی در این مورد گفته است! او گفت که فکر کنید در یک اتومبیل هستید و شما پشت فرمان ، در یکجا باید ترمز بزنید وگرنه همه خواهید مرد ، حالا اینجا شما از بقیه افراد داخل ماشین رای گیری میکنید که آیا باید ترمز گرفت یا نگرفت؟ خیر! کاپیتالیسم نیز یک سیستم تبهکاری است و اصولاً نظر عمومی و اکثریت مهم نیست در این مورد! همینطور که نظر اکثریت در مورد برده داری مهم نیست! اکثریت هم موافق برده داری باشند یک دولت نباید سیستم برده داری را قانونی کند!
برتنارد راسل هم یک سخن جالبی گفته است در مورد اینکه کاپیتالیستها هی در مورد آزادی صحبت میکنند! او گفت که :
آزادی که بهره کشان هی از آن دم میزنند این هست که ثروتمندان نباید در ظلم کردن به فقرا محدودیت داشته باشند ، نه چیز دیگری!
جناب مزدک گفتند ما میخواهیم تا آخر راه آزادی برویم، من هم گفتم این هم نمونهای از محدودیتهایِ شما برای آزادی، یک بحث این است که کدام سیستم بیشتر آزادی میدهد، یک بحث دیگر این است که کدام اخلاقیتر است، کدام آزادی درست است و کدام نادرست و آیا آزادی اصلا ارزش هست یا نیست.
بیجاست. با تلخکی نمیتوانید به جایی برسید. --- از کرامات شیخ ما چه عجب مشت را وا کرد و گفت : وجب! روشن است که در آمریکا به کمونیستها فشار اوردند . در هر کشوری به ناسازگاران فشار می اید، نه به همسازان!
باز هم بیجاست! فشار آوردن به کمونیستها کجا! کشتار و به بردگی گرفتن و زندانی کردن رفقای کمونیست در بلاد کمونیستی کجا! شما گویا خودتان هم متوجه نیستید چه میگویید!!! اگر هوش نمیکنید من برایتان میگویم : شما : ما چوب در ما تحت رفقا و هموطنان خود کردیم چون فشار از خارج بود! من : بی ربط است ، در بسیاری از کشورها فشار از بیرون بود ولی چوب در ماتحت رفقا و دوستان خود نمیکردند . شما : آمریکا کمونیستها (که دوست نیستند) را تحت فشار گذاشته بود!!!!!
نمیدانم چرا شما یهو دلسوز شوهر عمه ی کیم جونگ؟ شدید و ایشان را از بیگناهانی دانستید که به ناروا کشته شده؟! خویشاوندان را کجا نوشته؟ "نزدیکان" هم همان دار و دسته چم[١] میدهد. و کجا نوشته به جرم آشنایی و خویشاوندی ؟ یه خورده فلفلش را بیشتر کنید برای پاریس هیلتون مزه بدهد! بی بی سی: او در یک دادگاه به جرم تلاش برای براندازی حکومت خائن شناخته شده و پس از آن حکم اعدام او به اجرا گذاشته شد
ما دلتنگ کسی نشده ایم ،اعدام شدنش هم به چپ و راستمان نیست! ما تنها به روش اعدام وحشیانه و سپس انتقام گیری از اقوام و آشنایان در بلاد کمونیستی اشاره کردیم. چنین شیوه وحشیانه اعدامی در یک کشور سرمایه داری اتفاق افتاده بود رفقای کمونیست روزی صد بار خودشان را جر میدادند به خاطرش!!!!!