باز هم بیجاست! فشار آوردن به کمونیستها کجا! کشتار و به بردگی گرفتن و زندانی کردن رفقای کمونیست در بلاد کمونیستی کجا! شما گویا خودتان هم متوجه نیستید چه میگویید!!! اگر هوش نمیکنید من برایتان میگویم : شما : ما چوب در ما تحت رفقا و هموطنان خود کردیم چون فشار از خارج بود! من : بی ربط است ، در بسیاری از کشورها فشار از بیرون بود ولی چوب در ماتحت رفقا و دوستان خود نمیکردند . شما : آمریکا کمونیستها (که دوست نیستند) را تحت فشار گذاشته بود!!!!!
ما دلتنگ کسی نشده ایم ،اعدام شدنش هم به چپ و راستمان نیست! ما تنها به روش اعدام وحشیانه و سپس انتقام گیری از اقوام و آشنایان در بلاد کمونیستی اشاره کردیم. چنین شیوه وحشیانه اعدامی در یک کشور سرمایه داری اتفاق افتاده بود رفقای کمونیست روزی صد بار خودشان را جر میدادند به خاطرش!!!!!
بیجاست،
سرمایه داران روس نیز هم میهن لنین بودند و همانگونه که آنها، هم میهنان خود را میچاپیدند، همانگونه نیز بدست هم میهنان شان تیر باران شدند!
پس هم میهنی ( هم وطنی) کوچه ی یکسویه نیست.
همچنانکه گفتیم، در هر کشوری که زیر فشار بیرونی است، هم به ناسازگاران (اپوزیسیون) فشار میاید. ( همه شان هم هم میهن ! هستند!!)
. در میان انها کسانی هم یافت میشود که پیشتر همراه بودند و سپس اپوزیسیون شدند، مانند بنی صدر یا موسوی در جمهوری اسلامی. پس در اینجا همراه بودن (رفیق) بودن ، در گذشته بوده و دیرتر ناهمراه شده اند که سرکوب شده اند یا زیر فشار رفته اند، پس در اینجا سخن گفتن از "دوستان و رفقا" بیجا بود و شما سر از روند های سیاسی در نمی آورید! ----
از زیر پرسش ما دررفتید که کجا نوشته است که کسی تنها " به جرم خویشاوندی" که نوشتید اعدام شده است؟ چرا اینهارا از شکم خود در میاورید؟
+ بجای پاسخ به این، امروز سخن خود را دگرگون کرده و از اعدام "وحشیانه" سخن میگویید. گویا گزارش روزنامه ی هنگ کنگی "ون وی پو" را که بنمایه ی برخی برگه های دوزاری اینترنتی ایرانی/باختری هم شده است را باور کرده اید؟ ( سگ خور شدن شوهر عمه!!?) . روش اعدام در آنجا و کمابیش همه ی کشور های کمونیستی برای ایراختگان سیاسی کمابیش همواره تیرباران بوده است که روشی ارجمندانه برای ارتشتاران است. روزنامه ی واشنگتن پست، نادرستی این نیوه را پایور نموده است:
روزنامه واشنگتن پست در ادامه پنج دلیل اصلی را برای صحت نداشتن این خبر ذکر کرده است که در اینجا با توضیحات خبر به ده عنوان به شرح ذیل بسط یافته است 1- انتشار این خبربصورت فراگیر در روز پنج شنبه دوم ژانویه درجهان صورت گرفت در حالی که اصل ماجرا در روز 12 دسامبر 2103 منتشر شده است . یعنی یک ماه از انتشار آن میگذرد و هرگز مورد تأیید واقع نشده است. جالب است هیچ منبعی هم برای این خبر در این روزنامه ذکر نشده است. اما رسانه های غربی روزپنج شنبه دوم ژانویه بصورت وسیع آن را منتشر می کنند . 2- منبع این خبرساختگی ، روزنامه هنگ کنگی "ون وی پو" است که در بین رسانه ها معروف به رعایت نکردن اصل صحت خبراست. رسانههای هنگکنگی، به استثنای دو آژانس خبری، به انتشار خبرهای مبتنی بر احساس که معمولاً هم درست نیستند، شهرت دارند. روزنامه "ونویپو" حتی طبق استانداردهای خود هنگکنگ هم رسانهای کاملاً غیرموثق قلمداد میشود. این روزنامه در یک تحقیق جدید در بین ۲۱ روزنامه هنگکنگی، از لحاظ قابلیت اعتبار، رده نوزدهم را به خود اختصاص داده است. 3- مورد دیگری که در این میان تردید جدی در باره صحت این خبر ایجاد می کند این است که هیچ خبرگزاریی در چین که ارتباط مستقیمی با اهالی کره شمالی دارند، این خبر را منتشر نکرده است. این موضوع را درنظر بگیرید که هیچ یک از دیگر رسانههای چینیزبان، بعد از گذشت یک ماه از اعدام شوهرعمه رهبر کره شمالی به آن نپرداختهاند. 4- برخی به این دلیل این داستان را معتبر میدانند که این روزنامه هنگکنگی نزدیک به دولت چین قلمداد میشود. اگر قرار بود کسی از آنچه در پیونگیانگ می گذرد با خبر باشد، دولت چین است. با این حال، این روزنامه به هیچ عنوان مانند خبرگزاری شینهوا یا روزنامه چاینا دیلی به منابع قدرت در چین نزدیک نیست. درحالی که سایر رسانههای چینی ماجرا را اینطور بازتاب دادهاند که شوهر عمه رهبر کره شمالی با مسلسل یا تفنگهای ضد هوایی اعدام شده است. چین اخیراً آشکارا از اقدامات کره شمالی انتقاد کرده است، اما اینکه روزنامه ون وی پو در روایت "خورده شدن توسط سگ های گرسنه" تنها بوده، تردیدهای جدی برای مخاطبان ایجاد می کند. 5- هیچ رسانه ای در کره جنوبی هم که تمام اتفاقات همسایه شمالی اش را به دقت زیر نظر دارد و برای بد جلوه دادن رژیم کره شمالی از کوچکترین خبر ها هم نمی گذرد به این مورد اشاره نکرده اند و چنین خبری را جدی نگرفته اند. 6- این واقعیت که رسانههای غربی داستانی را قبول کردهاند که اگر مربوط به هر کشور دیگری بود آن را رد میکردند چیزهای زیادی درباره نحوه پوشش خبری اخبار کره شمالی و اینکه چطور درباره این کشور سوء برداشت میشود، به مخاطبان کنجکاو منتقل می کند . 7- روایت دقیقتراز سوی منابع موثق تر و متعددی درباره نحوه اعدام شوهر عمه قدرتمند رهبر کره شمالی وجود دارد. رسانههای خبری معتبرتر که به منابع معتبرتری دسترسی داشتهاند و به کره شمالی هم نزدیک ترهستند،همواره گفتهاند که وی تیرباران شده است. این روش، با آنچه تا کنون درکره شمالی روالاعدام بوده است ، همخوانی بیشتری دارد. 8- پیش تر خبرهایی مبنی بر اینکه کیم همسر سابقش را به خاطر یک فیلم پورنو اعدام کرده است هم به بیرون مخابره شده بود که این خبر هم صحت نداشت. 9- کره شمالی به علت قطع ارتباط با سایر کشورهای دنیا در انزوا قرار گرفته و تصمیم های عجیب و غریبی هم که کیم این اواخر گرفته به شایعاتی مبنی بر قساوت این رهبر افزوده است. 10- خبرهای منفی در باره کشورهای دیکتاتور زده هرچند هم دروغ باشند به خوبی مورد استقبال افکار عمومی قرار می گیرند. ازجمله خبرنگار روزنامه واشنگتن پست در پی رد این شایعه بازتاب چنین وقایعی را این طور توضیح داد: « یکی از دوستانم که سال ها است خبرهای کره شمالی را پوشش می دهد برایم ماجرایی تعریف کرد که خیلی سرگرم کننده است. او به من گفت به عنوان خبرنگار آمریکایی هرچیزی که بخواهیم در مورد کره شمالی بنویسیم را بقیه به راحتی باور می کنند. » شاید بشود دهها دلیل دیگر نیز در باره صحت نداشتن این خبر ارائه کرد : ازجمله آنکه اصولا می شود 120 سگ را به مدت پنج روز گرسنه تحت کنترل نگه داشت بدون آنکه همدیگر را بخورند؟ گردهم آوری 300 تن از رهبران کره شمالی که نزدیک تعداد اعضای کمیته مرکزی حزب کار این کشور هستند برای نگاه کردن به خورده شدن شش نفر از همکاران سابق خود چقدر به وفاداری آنها به رهبر 28 ساله کره شمالی کمک می کند ؟ اما بجای ادامه دادن این فهرست بی نتیجه باید دید که چگونه ی در غرب برای خراب کردن چهره رهبریک کشور یک خبر ساخته می شود و چقدر براحتی در همان غرب این خبر را نقد و رد می کنند!! به باورمن کسانی می توانند ازاین نوع آفت های خبری خود را ایمن سازند که به ده نکته ذیل توجه کنند : 1- در باره صحت یا نادرستی یک خبر زود قضاوت نکنند 2- با روش تحلیل خبر آشنا باشند 3- به منابع گوناگون خبر دسترسی داشته باشند تا ببینید آیا این خبر را چند منبع خبری منتشر کرده و یا همه خبر را از یک منبع نقل کرده اند. 4- منبع و منشاء انتشار خبر و منافع آنها را از انتشار این خبر بخوبی مورد توجه قرار گیرد . 5- منافع کسانی را که این خبر را منتشر کردند بویژه اولین منتشرکنندگان را خوب بشناسند و در قضاوت خود در نظر بگیرند . 6- اطلاعات خوب و مستندی در باره مکان وقوع خبر و زمان آن داشته باشند. 7- از گذشته موضوع خبر به اندازه کافی مطلع باشند 8-عوامل ایجاد کننده و عناصر تشکیل دهنده خبر را خوب از یکدیگر تفکیک و تجزیه کنند. 9- دارای هوش و نکته سنجی تحلیلی باشند 10- به قوانین علت و معلول و احتمالات و استدلال صحیح احاطه کافی و لازم داشته باشند.
در ضمن مگر چند تا سرمایه داری که مردم را چاپیده باشند در روسیه وجود داشته که شمار کشته ها و اعدامی ها و ترورها به ده ها میلیون تن رسیده ؟ سوای اینها! برای بار چندم میگویم انقدر به روش اسلامی از بقیه مایه نگذارید! مسئول مستقیم آن کشتار و مرگ و میرهای حکومت کمونیستی (لنین ، استالین و باقی اراذل کمونیست در قدرت) هستند نه مردم کمونیست زده.
و پیشتر نشان دادیم که این سخن مهمل است! تکرارش دردی را دوا نمیکند.
جایی نشان ندادید، از زیرش دررفتید! به وارونه، ما هتّا از تاریخ آمریکا ( مککارتیسم) نمونه آوردیم! اگر فرنود تازه ای ندارید، بگذارید خوانندگان داوری کنند و دیگر سخن بیهوده نسرایید!
خوب عزیزم شما نابینایید که دیگر مشکل من نیست! من همانجا لینک هم گذاشتم! برگردید میبینید! با این حال :
جهان - BBC فارسی - نزدیکان شوهر عمه رهبر کره شمالی 'اعدام شدند' gooya news :: politics : بستگان شوهر عمه رهبر کره شمالی اعدام شدند Entire family of Kim Jong-un's uncle also executed in North Korea: reports | News.com.au AfghanIrca Agency | همه خویشاوندان شوهرعمه رهبر کره شمالی اعدام شدهاند
بی بی سی نوشته نزدیکان: سفیر کره در کوبا و مالزی . اینها پس دارای پست های کشوری بودند و در سیاست کاره ای بودند نه اینکه تنها خویشاوند باشند و به گناه خویشاوندی اعدام شده باشند
خوب از آنجایی که گفته های این سایت را گویا معتبر میدانید این را هم ضمیمه بفرمایید :
خویشاوندان نزدیک شوهرعمه هم اعدام شدند
بیجاست! این سایت از "واشنگتن پست" گفتاورد نموده و باور پذیری آن به خود این سایت نیست ، به خردپذیر بودن فرنود هایی است که واشنگتن پست آورده !
در این لینک هم نهادید، بازهم بنمایه از همین نیوهگزاری یونهوپ هست که پیشتر گفتیم، بزبان دیگر همه ی این ۳ یا ۴ لینک ، یکی بیشتر نیستند و بیخ انهم این است که : یکی که میخواست گمنام بماند"! = پوف
الان شرکتهای آمریکایی به شرق آسیا میروند تا کمترین حقوق را بدهند و سود بیشتری تولید کنند. حالا اگر برده داری قانونی میبود و همین حقوق ناچیز هم نباید داده میشد ، چرا یک شرکت سود بیشتر تولید نکند و از برده استفاده نکند! در یک سیستمی که profit motive چرخ گرداننده آن است ، کرامت انسانی اگر قانوناً زیر پا گذاشته شود برای تولید سود بیشتر چه ایرادی دارد؟
چه حرفهای مزخرفی شما جدیدن میزنید کسرا! چه اتفاقی افتاده که انقدر بی ربط میگید جدیدن؟
خب اگه برده داری قانونی باشه، کسایی که میتونند برده میخرند دیگه! چه سوال مسخره ای میکنید شما.
مهمتر از اون، مگه برده داری جزء ویژگیهای کاپیتالیسمه؟ منم میتونم همین سوالو از شما درباره برده داری در شوروی بپرسم. اگه برده داری آزاد باشه چرا دولت نباید برده های بدون حقوق استخدام کنه؟ تازه مگه نکرد؟ اردوگاه های کار اجباری رو عمه ی من تاسیس کرده بود؟
گولاگ - WiKi
گذشته از این، کمپانی های غربی که کار یدی رو به شرقی ها میسپرند، قطعن به فکر خودشونند. این دولت های شرقی هستند که باید به فکر کارگرهاشون باشند نه کمپانی های غربی! مشخص هم نیست که دستمزدی که برای کار از طرف اون غربی ها به این شرقی ها داده میشه، آیا در جامعه شرقی عادلانست یا نه. ممکنه اون دستمزد در محل کمپانی غربی خیلی خیلی پایین باشه ولی لزومن در جامعه شرقی اینطور نیست و شاید خیلی هم عادلانه باشه. در اینصورت اشکال شما چیه؟
شما اگه اینو درک نکنید مشخصه که اصلن درک درستی از کار اقتصادی و outsource ندارید. تازه بزرگترین بهره ده کنونی در دنیا چین کمونیستیه. ولی گویا شما از پاپ هم کاتولیکترید.
خب اگه برده داری قانونی باشه، کسایی که میتونند برده میخرند دیگه! چه سوال مسخره ای میکنید شما.
پس اصولا هیچ قید و بند اخلاقی به بد بودن برده داری نیست و تا آنجا که قانونی باشد ( همانطور که در آمریکا بود) ایرادی نیست که کسی از برده استفاده کند ، مرسی برای روشن کردن موضوع
گذشته از این، کمپانی های غربی که کار یدی رو به شرقی ها میسپرند، قطعن به فکر خودشونند. این دولت های شرقی هستند که باید به فکر کارگرهاشون باشند نه کمپانی های غربی! مشخص هم نیست که دستمزدی که برای کار از طرف اون غربی ها به این شرقی ها داده میشه، آیا در جامعه شرقی عادلانست یا نه. ممکنه اون دستمزد در محل کمپانی غربی خیلی خیلی پایین باشه ولی لزومن در جامعه شرقی اینطور نیست و شاید خیلی هم عادلانه باشه. در اینصورت اشکال شما چیه؟
شما اگه اینو درک نکنید مشخصه که اصلن درک درستی از کار اقتصادی و outsource ندارید. تازه بزرگترین بهره ده کنونی در دنیا چین کمونیستیه. ولی گویا شما از پاپ هم کاتولیکترید.
کشوری که عقاید کمونیستی را اجرا نکند کمونیستی نیست ، کشوری که باند بازی و مالکیت خصوصی ابزار تولید در آن باشد نمیشود نام کمونیستی بر آن گذاشت ، این در مورد چین، اما در مورد کارخانهها بسیاری از آنها در شرایط برده داری کار میکنند روزی ۱۶ ساعت کار برای چندین دلار در روز! در کارخانه اپل حتی در اطراف کارخانه تورهای ضدّ خود کشی نصب کردند. حالا من میدونم شما باز میایید میگویید که چین فلان و بهمان! خوب من هم از آن طرف میگویم که آمریکا هم به اندازه کافی جنایت کرده است ، پس بحث رو ایدئولوژیک نگاه دارید!
۸۵ نفر ثروتمند اول جهان از نصف کرهٔ زمین یعنی ۳.۵ میلیارد نفر بیشتر ثروت دارند! یعنی میخواهید بگویید ۳.۵ میلیارد نفر همگی کون گشاد و بی عرضه هستند و ارزش ۸۵ نفر بیشتر است؟ به غیر از دزدی از چه راهی میشود اینهمه پول جمع کرد؟
پس اصولا هیچ قید و بند اخلاقی به بد بودن برده داری نیست و تا آنجا که قانونی باشد ( همانطور که در آمریکا بود) ایرادی نیست که کسی از برده استفاده کند ، مرسی برای روشن کردن موضوع
میگن کسی که خواب باشه رو میشه بیدار کرد ولی کسی که خودشو به خواب زده خیر.
در یک لیبرال دموکراسی علاوه بر اینکه حق مالکیت خصوصی برای همه به رسمیت شناخته میشود حق آزادی هر فرد (ممنوعیت بردهداری) هم برسمیت شناخته میشود.
من اینها رو در مناظره ای که خودت هم میزبانش بودی مطرح کردم. حالا چرا مرده ها رو از قبر میکشی بیرون نمیدونم من که نمیدونم.
اخیرن در جبهه چپ این انجمن خیلی مسائل تکراری و آبگوشتی مثل همین سوال مسخره شما زیاد دیده میشه. ما انتظار نداریم به صفر برسونیدش ولی دستکم میتونید کمش کنید که
۸۵ نفر ثروتمند اول جهان از نصف کرهٔ زمین یعنی ۳.۵ میلیارد نفر بیشتر ثروت دارند! یعنی میخواهید بگویید ۳.۵ میلیارد نفر همگی کون گشاد و بی عرضه هستند و ارزش ۸۵ نفر بیشتر است؟ به غیر از دزدی از چه راهی میشود اینهمه پول جمع کرد؟
نه ما اینو نگفتیم. ولی گفتیم که اون عده ای که به دنبال پول یامفت و بخور بخواب و کار کم و عایدی زیاد هستند=کمونیستها
کون گشادند. تازه مایی وجود نداره. این گفته منه. کس دیگه رو نمیدونم.
من اینها رو در مناظره ای که خودت هم میزبانش بودی مطرح کردم. حالا چرا مرده ها رو از قبر میکشی بیرون نمیدونم من که نمیدونم.
اخیرن در جبهه چپ این انجمن خیلی مسائل تکراری و آبگوشتی مثل همین سوال مسخره شما زیاد دیده میشه. ما انتظار نداریم به صفر برسونیدش ولی دستکم میتونید کمش کنید که
مشکل اینه که شما دادن۲% حق یکی رو برده داری نمیدونی ، در همین آمریکا هم این جنبش کارگری بوده است که قانون حداقل حقوق را گذاشته است که دیگر کسی نمیتواند از آن کمتر حقوق بدهد ، اگر بنا به دزدها بود که کارگران همین را هم نداشتند! همین الان هم این تبهکارها میخواهند این حقوق حداقل را نیز بردارند و از این نیز کمتر بدهند! لیبرال دموکراسی هم my ass! این آزادی که شما از آن دم میزنید به قول برتنارد راسل فقط برای این هست که ثروتمندان آزاد باشند تا خون مردم را بمکند نه چیز دیگری!
بی بی سی نوشته نزدیکان: سفیر کره در کوبا و مالزی . اینها پس دارای پست های کشوری بودند و در سیاست کاره ای بودند نه اینکه تنها خویشاوند باشند و به گناه خویشاوندی اعدام شده باشند
بنمایه مهادین بنمایه های دیگرتان را هم رفتیم تا ته نگاه کردیم Entire family of Kim Jong-un's uncle also executed in North Korea: reports | News.com.au نوشته بود: ( همه بر میگردد به خبرگزاری یونهاپ کره ی جنوبی) --> All relatives of Jang executed too: sources آنهم نوشته بود: one source said on condition of anonymity
بیجاست! این سایت از "واشنگتن پست" گفتاورد نموده و باور پذیری آن به خود این سایت نیست ، به خردپذیر بودن فرنود[١] هایی است که واشنگتن پست آورده !
در این لینک هم نهادید، بازهم بنمایه[٢] از همین نیوهگزاری[٣] یونهوپ هست که پیشتر گفتیم، بزبان دیگر همه ی این ۳ یا ۴ لینک ، یکی بیشتر نیستند و بیخ انهم این است که : یکی که میخواست گمنام بماند"! = پوف !
آها پس روشن شد که اگر کسی چیزی بگوید که به نفع شما نباشد چرند است :)))))) استالین چه طوره ؟ حالش خوبه ؟
انگشت کردن به دشمنی که همه دنیا را میدان جنگ فرض کرده اوجب واجبات است جانم! فقط یادتان باشد با جای دیگر سرمایه داری در نیوفتید! وقتی انگشتش به این حال و روز انداخته شما را
انگشت کردن به دشمنی که همه دنیا را میدان جنگ فرض کرده اوجب واجبات است جانم! فقط یادتان باشد با جای دیگر سرمایه داری در نیوفتید! وقتی انگشتش به این حال و روز انداخته شما را :)))
همه جهان میدان بهره کشی است و برای همین ، جنگ ناگزیر میباشد و انگشت و دست امپریالیسم نیز فروبریده خواهد شد! نگران نباشید!
همه جهان میدان بهره کشی است و برای همین ، جنگ ناگزیر میباشد و انگشت و دست امپریالیسم نیز فروبریده خواهد شد! نگران نباشید!
آفرین! دست شما درد نکند 👍 خودتان پاسخ خودتان را دادید که آمریکا در ویتنام و کوبا و ... چه میکند! دارد جلوی کسانی را میگیرد که همه دنیا را میدان جنگ فرض کرده اند و به دروغ میگویند ما بحث ایدئولوژیک داریم
آفرین! دست شما درد نکند خودتان پاسخ خودتان را دادید که آمریکا در ویتنام و کوبا و ... چه میکند! دارد جلوی کسانی را میگیرد که همه دنیا را میدان جنگ فرض کرده اند و به دروغ میگویند ما بحث ایدئولوژیک داریم
بیجاست، جنگ چهره های گوناگون دارد، از راهپیمایی گرفته تا جنگ گرم. هنوز این دوزاری نیفتاد؟
چرا ۹۰% پستهای شما کوروش شکلک در آوردن و دلقک بازی شده؟
من قبلن خیلی خشک و معمولی مینوشتم. جدیدن فکر میکنم با این شکلک ها میتونم خشک نبودن نوشته هام رو نشون بدم. ضمنن برای بیان احساسم در اون لحظه خیلی کاربرد داره.
نه واقعن. چون شما از گذشته های دور دلخک بازی رو میپسندیدید و دستی هم بر آتش دارید. لذا مطابق قاعده با هر کس که سزای اوست و از این حرفها، ما هم بد ندیدیم مثل شما لودگی کنیم:
نه واقعن. چون شما از گذشته های دور دلخک بازی رو میپسندیدید و دستی هم بر آتش دارید. لذا مطابق قاعده با هر کس که سزای اوست و از این حرفها، ما هم بد ندیدیم مثل شما لودگی کنیم:
بیجاست، سخن ما لودگی نیست، شما هوش نکردید که ایشان چه گفت که این را شنید ! ولی چون پاپاجون هستید ناگزیر باید یک جوری ماست مالی نمایید!
از نظر دوستان کاپیتالیست ، میزان حقوق انسانی و خوب برای کارگر در مثال زیر چقدر است؟
یک کارخانه اتومبیل سازی هست که ۲۰۰ کارگر دارد ، سهام کارخانه خصوصی است و بین ۴ نفر تقسیم شده. سود سالیانه این کارخانه چیزی حدود ۱ بیلیون دلار در سال است. از این مقدار سود حاصله ساعتی ۳۰ دلار برای ۴۰ ساعت کار در هفته به کارگران میرسد یعنی چیزی حدود ۱۱ میلیون و ۵۲۰ هزار دلار به کارگران میرسد که چیزی حدود ۵.۷۶ % کلّ سود خالص است. حالا تیم مدیریتی نیز چیزی حدود ۱۰ نفر هستند که این ۱۰ نفر معادل برابر تمامی ۲۰۰ کارگر حقوق میگیرند ، یعنی ۵.۷۶ % دیگر از سود و بقیه ۸۸.۴۸% سود به ۴ نفر سرمایه دار میرسد!
لطفا اگر این سیستم عادلانه است ، استدلال کنید که چرا پول اولیه این لیاقت را به سرمایه دار میدهد که اکثریت مطلق سود را صاحب بشود! ما هر ۲ معتقد هستیم که سرمایه دار و کارگر به یکدیگر در اوضاع کنونی برای تولید سود احتیاج دارند ، اگر اینگونه است آیا فکر نمیکنید کارگر باید سود بیشتری در این مثال ببرد؟ یعنی حداقل ۵۰ - ۵۰ تقسیم بشود؟
از نظر دوستان کاپیتالیست ، میزان حقوق انسانی و خوب برای کارگر در مثال زیر چقدر است؟
کسرا میدونستی ایرادهایی که تو میگیری به نسبت مزدک و مهربد بی مایه تر هست؟ آخه این چه مثالیه؟ یک مثال per case مگه میتونه جوابگوی کلی و اساسی به ایراداتی که به کاپیتالیسم داری باشه؟
فرض کن این مثال ایرادش برطرف شد. مثال بعدی چی؟ ولی حالا همینو پاسخ میدم.
ساعتی 30 دلار فکر میکنم دستمزد بسیار خوبی باشه! در سیستم حقوق و دستمزد این رقم خیلی خوبه. ولی موضوع شما، سود کلی هست که ناشی از کار ایجاد میشه. در این مورد باید بگم که ملاک خوب بودن حقوق کارمندان، معیارهایی مانند متوسط درآمد و دستمزد پایه و اینهاست. بنابر این من فکر میکنم کارمندان مثال شما دستمزد خوبی میگیرند. ولی در مورد اینکه چرا سرمایه دار اجازه داره اونهمه سود ببره قبلن بارها توضیح دادم، به خصوص در مناظره. اینجا یکبار دیگه توضیح میدم.
ببینید، کارمندان درآمدشون در طول مدت استخدام از ابتدای کار کمپانی تا زمان انحلالش تضمین شدست. یعنی فرقی نمیکنه شرکت ضرر کرده باشه یا سود. به هر حال کارمند سود میکنه، یعنی دستمزد میگیره. علت اینکه دستمزدش پایین هست هم همینه، چرا که در صورت به سود نرسیدن چیزیو از دست نمیده.
چون چیزی از اول نذاشته. وگرنه نه تنها نباید دستمزدی میگرفت، بلکه باید چیزی هم از جیب میگذاشت تا ضرر و زیان رو جبران کنه. در مثالی که شما زدید سود 1 بیلیون دلاری احتمالن در گرو سرمایه گذاری 10 بیلیون دلاری (یا همچین رقم هایی) ایجاد شده بعلاوه چندین سال ضرر دهی. به این معنی که نقطه سر به سر سود مثلن در سال 6ام تولید دست یافتنی شده، تا اون سال هر چه سود بوده، جبران سرمایه گذاری اولیه رو کرده. یعنی تازه اصلِ پول برگشته، نه سودش. عین اینکه شما از یکی 10 دلار پول قرض بگیرید و باهاش کار کنید، و قرار بگذارید که مالی مثلن 1 دلار بهش پس بدید. حالا شما اگه ماهی 1.1 دلار درآمد کسب کردید، 1 دلارش میره برای بازپرداخت اصل پول و 0.1 دلارش میره برای هزینه دستمزد خودتون. بنابر این اگر چنین چیزی باشه، بدون احتساب نرخ تورم یا سود بانکی، میشه گفت تازه 10 بیلیون جبران شده که شما اون مبلغ 1 بیلیونی رو جزء سود حساب کردید. تازه اگر بخواهید تورم رو 10 درصد حساب کنید، مقدار خواب سرمایه میشه حدود 17.7 در پایان سال 6ام. میبینید که سرمایه گذار در ازای سودی که شما مثال زدید، چه مبلغی رو خوابونده و معطل کرده تا به سوددهی برسونتش.
خب این وسط کارمند چه کاری انجام داده؟ فکر میکنید این 210 نفر حقوق بگیر ارزشی معادل 17.7 بیلیون در پایان سال ششم ایجاد کردند؟ اگر بله این همون اشتباهی بوده که مارکس هم انجام داده. یعنی ارزش افزوده رو تنها وابسته به کار فیزیکی روی کالا/خدمات محاسبه کرده. در صورتی که اینطور نیست.
همونطور که قبلن هم گفتم خود فرآیند «سرمایه گذاری» یک فرآیند مدیریتی و یک «تصمیم» استراتژیک هست. به این معنی که این تصمیم ممکنه منجر به نابودی سرمایه یک نفر و ورشکستگیش بیانجامه. بنابر این «سرمایه گذاری» که در ورای خودش انتخاب محصول/خدمت، انتخاب محل تاسیس، انتخاب کارمند، انتخاب استراتژی های مختلفی اعم از استراتژی تولید، بازاریابی، فروش، پشتیبانی، پس از فروش، مدیریت زنجیره تامین و ده ها مورد ریز و درشت دیگه رو می طلبه، کاریه که ارزش آفرینی کارِ کارمند وابسته به تصمیم های درست در این فرآیند هست. به این معنی که ارزش افزوده زمانی توسط کار کارمند تولید میشه که تمام این فرآیندهای مدیریتی درست و صحیح انتخاب و برنامه ریزی شده باشند. وگرنه ممکنه در پایان سال ششم شرکت برخلاف پیش بینی اولیه به ضرردهی برسه که احتمال ورشکستیش هم بره حتا، که در اونصورت نه تنها اون 17.7 بیلیون بازگشت نداشته، بلکه کمترم بازگشت داشته.
گواه این ادعا هم تغییرات مدیریتی شرکت ها در زمان افت اقتصادی و ضرردهی هست. روشنه که با تغییر مدیریت، چیزیکه تغییر میکنه «تصمیمات مدیریتی» هست که منجر به ادامه حیات کمپانی میشه. اخیرن هم آقای Jorma Ollila - WiKi مدیر سابق نوکیا در خاطرات خودش به بعضی از اشتباهات استراتژیک نوکیا که منجر به تنزل جایگاهش شد اشاره کرده.
بنابر این نمیشه همینجوری شکمی و از روی احساس حکم داد که چون کارمند داره کار میکنه و این کار ارزش افزوده میاره، پس باید سودش بین اون و سرمایه گذار تقسیم بشه. سرمایه گذار مدت ها، مبلغی زیادی رو معطل میکنه که به سود برسه. گذشته از این معمولن سرمایه گذارها هم خودشون که بیکار نمیشینند و در تصمیم های کلان نقش ایفا میکنند. حداقلش اینه که در انتخاب مدیر عامل نقش دارند که مدیر عامل هم رهبر و راهنمای یک سازمان هست و در شرایط سود و زیان باید پاسخگوی سرمایه گذار باشه. پس چه فرقی هست بین کار کارمند و کار سرمایه گذار؟ هر دو دارند با کارشون ارزش افزوده ایجاد میکنند. اینجا تازه یکی هم به نفع سرمایه گذار هست که ضمنن مبلغ هنگفتی رو برای این سیستم قرار داده.
کسرا میدونستی ایرادهایی که تو میگیری به نسبت مزدک و مهربد بی مایه تر هست؟ آخه این چه مثالیه؟ یک مثال per case مگه میتونه جوابگوی کلی و اساسی به ایراداتی که به کاپیتالیسم داری باشه؟
یک مثال عینی میتونه نمونهای از ایراد اساسی باشه ، این مثالی که زدم تقریبا اوضاع واقعی ۹۹% کارخونهها هست در غرب!
ببینید، کارمندان درآمدشون در طول مدت استخدام از ابتدای کار کمپانی تا زمان انحلالش تضمین شدست. یعنی فرقی نمیکنه شرکت ضرر کرده باشه یا سود. به هر حال کارمند سود میکنه، یعنی دستمزد میگیره. علت اینکه دستمزدش پایین هست هم همینه، چرا که در صورت به سود نرسیدن چیزیو از دست نمیده.
کی همچین حرفی زده؟ بسیاری از کارخونهها ۶ ماه ۶ ماه حقوق نمیدن یا کارگر رو مجبور میکنند که pay cut رو قبول کنه یا اخراج بشه! این یعنی به مرگ گرفتن و به تب راضی شدن!
خب این وسط کارمند چه کاری انجام داده؟ فکر میکنید این 210 نفر حقوق بگیر ارزشی معادل 17.7 بیلیون در پایان سال ششم ایجاد کردند؟ اگر بله این همون اشتباهی بوده که مارکس هم انجام داده. یعنی ارزش افزوده رو تنها وابسته به کار فیزیکی روی کالا/خدمات محاسبه کرده. در صورتی که اینطور نیست.
خوب به نظر شما چند درصد سود نهایی بخاطر سرمایه هست و چند درصد بخاطر کارگر؟ من اینجا در مورد سیستم سوسیالیستی که ابزار تولید عمومی هست صحبت نمیکنم ، بحث در درون کاپیتالیسم هست! هرچقدر هم که یک نفر ریسک بکنه و مدیریت بکنه چرا باید ۹۰ به ۱۰ سود رو ببره در حالی که بدون کارگر سرمایه اون پشم هم تولید نمیکنه! و کارگر هم بدون سرمایه شغل نداره!
کی همچین حرفی زده؟ بسیاری از کارخونهها ۶ ماه ۶ ماه حقوق نمیدن یا کارگر رو مجبور میکنند که pay cut رو قبول کنه یا اخراج بشه! این یعنی به مرگ گرفتن و به تب راضی شدن!
اینه که میگم ایرادایی که میگیری آبگوشتیه. مثل اینه که ما میگیم خودکشی کارگران در چین کمونیستی به خاطر شرایط بد زندگی و دستمزد کم هست ولی شما میگید این ربطی به کمونیسم نداره. خب منم میگم اونی که شما گفتی ربطی به من و کاپیتالیسم نداره.
خوب به نظر شما چند درصد سود نهایی بخاطر سرمایه هست و چند درصد بخاطر کارگر؟ من اینجا در مورد سیستم سوسیالیستی که ابزار تولید عمومی هست صحبت نمیکنم ، بحث در درون کاپیتالیسم هست! هرچقدر هم که یک نفر ریسک بکنه و مدیریت بکنه چرا باید ۹۰ به ۱۰ سود رو ببره در حالی که بدون کارگر سرمایه اون پشم هم تولید نمیکنه! و کارگر هم بدون سرمایه شغل نداره!
در مورد اینکه چند درصدش حق کارگر یا کارفرما هست من مشکلی با درصد ندارم! درصد یک عدد خشک و خالی و بی کیفیت هست. چرا که ممکنه این درصدی که ازش صحبت میکنیم، سودِ منفی (زیان) باشه، بالاخره همیشه که سود اتفاق نمیفته. پس با درصد کاری ندارم من. البته من موافق راهکارهایی عملی و واقعی برای ایجاد زندگی بهتر در کارمندان هستم ولی نه به صورتیکه شما میگید. بدون اون راهکارها به نظر من دستمزد متوسط جامعه برای کارمندان باید وجود داشته باشه نه بیشتر.
در مورد بخش آخر هم که بولد کردم باید بگم راه حل این جمله این نیست که ابزار تولید عمومی بشه. راهش اینه که ساز و کار خوبی برای زندگی آسوده کارگران ایجاد بشه. حالا سرمایه گذار میخواد 10 برابر سود ببره یا یک دهم. بالاخره هر کسی هرچقدر گذاشته میبره دیگه. نمیشه که هم سرمایه گذار کار کنه و هم کارگر، اونوقت سرمایه گذار پول هم بذار وسط ولی سود نصف نصف!
اینه که میگم ایرادایی که میگیری آبگوشتیه. مثل اینه که ما میگیم خودکشی کارگران در چین کمونیستی به خاطر شرایط بد زندگی و دستمزد کم هست ولی شما میگید این ربطی به کمونیسم نداره. خب منم میگم اونی که شما گفتی ربطی به من و کاپیتالیسم نداره.
اتفاقا این به کاپیتالیسم ربط داره! profit motive متر حرکت یک سیستم کاپیتالیستی هست ، و اگر یک سرمایه در بتواند کارگران را مجبور کند که پول کمتری بگیرند ، چرا این کار را نکند؟
در مورد اینکه چند درصدش حق کارگر یا کارفرما هست من مشکلی با درصد ندارم! درصد یک عدد خشک و خالی و بی کیفیت هست. چرا که ممکنه این درصدی که ازش صحبت میکنیم، سودِ منفی (زیان) باشه، بالاخره همیشه که سود اتفاق نمیفته. پس با درصد کاری ندارم من. البته من موافق راهکارهایی عملی و واقعی برای ایجاد زندگی بهتر در کارمندان هستم ولی نه به صورتیکه شما میگید. بدون اون راهکارها به نظر من دستمزد متوسط جامعه برای کارمندان باید وجود داشته باشه نه بیشتر.
آری ، اگر هم کارخانه ضرر کنه کارگرها پولی نمیگیرند ، من که نگفتم مخالف این هستم!
در مورد بخش آخر هم که بولد کردم باید بگم راه حل این جمله این نیست که ابزار تولید عمومی بشه. راهش اینه که ساز و کار خوبی برای زندگی آسوده کارگران ایجاد بشه. حالا سرمایه گذار میخواد 10 برابر سود ببره یا یک دهم. بالاخره هر کسی هرچقدر گذاشته میبره دیگه. نمیشه که هم سرمایه گذار کار کنه و هم کارگر، اونوقت سرمایه گذار پول هم بذار وسط ولی سود نصف نصف!
شما اصلا نقش کار در تولید سود رو نمیبینی ، خوب سرمایه در برود تمام کارخانه خود را ربوتیک کند و ۱۰۰% سود را نگاه دارد! تا زمانی که انسانها را استفاده میکند ، باید یک فرقی بین انسان و ربات باشد!
اتفاقا این به کاپیتالیسم ربط داره! profit motive متر حرکت یک سیستم کاپیتالیستی هست ، و اگر یک سرمایه در بتواند کارگران را مجبور کند که پول کمتری بگیرند ، چرا این کار را نکند؟
اینو هم در مناظره پاسخ دادم! طبیعیه که یک سیستم به دنبال سود خودش هست. همونطور که کارگر هم به دنبال کار کمتره. من یک کار تحقیقی در زمان دانشجویی داشتم که باید میرفتم در کارخانه ها و بالای سر کارگران شروع میکردم به ثبت و بررسی چند فاکتور در حین انجام کار. جالبه بدونید که شاید 90 درصدشون فکر میکردند من بازرس هستم و اومدم برای زمان سنجی کار. در زمان سنجی به دنبال این هستند که بیشترین زمان ممکن رو برای کارهای مختلف اختصاص بدند و بر اون اساس برنامه تولید بنویسند که مثلن روزی 100 قطعه باید تولید بشه یا 105 قطعه. از تکنیک های مهندسی صنایع هست. خب خیلیاشون وقتی من مشغول ثبت فاکتورها و عکسبرداری بودم کندتر عمل میکردند. بعدها فهمیدم این در تمام کارخانه ها و حتا خارج از کشور هم همینطوره. این خاصیت کارمنده که میخواد کمترین زحمت رو بکشه. جالبش اینجاست که حتا در شرکت هایی که کارگران سهامدار هستند هم همین وضعیته! کافیه یک سری به این شرکت ها بزنید. طرف مثلن 100 سهم از شرکت رو داره و انتهای سال مالی سود محاسبه شده به حسابش واریز میشه ها، ولی به دنبال سودآوری بیشتر نیست. پس میبینید که این تضاد بین کارگر و کارفرما دوسویه هست.
ولی راه حلی که در مناظره اشاره کردم بهش، سیستم دولته. درست به خاطر همین دولت هست که الان چین کمونیستی شده حیاط خلوت شرکت های گردن کلفت. از هر برندی بگید در چین یک سایت تولیدی هست. سونی و سامسونگ و شارپ و اپل هم نداره. پس همون دولتی که قراره حافظ منافع کارگر باشه در کمونیسم، حافظ منافع کارگر در کاپیتالیسم هم هست.
آری ، اگر هم کارخانه ضرر کنه کارگرها پولی نمیگیرند ، من که نگفتم مخالف این هستم!
در اونصورت نصف ایده های اولیه برای تولید اصلن واقعی نمیشند. کارگر تا استخدام نشه و در مورد حقوقش صحبت نکنه و بیمه نشه سر کار نمیاد. چه برسه به اینکه بخواد در سود و زیان هم شریک بشه!
شما اصلا نقش کار در تولید سود رو نمیبینی ، خوب سرمایه در برود تمام کارخانه خود را ربوتیک کند و ۱۰۰% سود را نگاه دارد! تا زمانی که انسانها را استفاده میکند ، باید یک فرقی بین انسان و ربات باشد!
اتفاقن من در مورد تولید سود توسط کارگر هم حرف زدم. ولی نه به شدتی که شما میگید. از نظر من نقش کارگر در تولید سود برابر هست با یک حقوق ثابت + پورسانتی از سود خالص. راه حل دوم در کنار راه حل اول سیستم دولت اینه که کارگر ماهر باشه. معمولن کمپانی ها در برابر از دست دادن کارگر مقاومت میکنند. چون کارگرها ماهر هستند حتا برای کار ساده ای مثل چسب زدن کارتن. از طرفی هم کلی آموزش دیدند در اون کمپانی و با سیستم آشنا شدند. بنابر این بهتره بدونید که در سیستم مدیریتی امروزی که داره هی بیشتر و بیشتر گسترده میشه، حفظ کارمند و بقاء مدیریتی حرف اول رو میزنه. پس به عنوان یک راه حل اگر کارگر ماهر یا آموزش دیده باشه، میتونه در صورت اخراج هم برای استخدام همچنان فرصت های خوبی بدست بیاره.
یک گواه این ادعا اینه که مثلن در کمپانی هایی که نوع خاصی از استانداردهای مدیریتی رو پیاده کردند، هر چند سال تجربه کاری یک کارگر معادل یک مدرک تحصیلی قلمداد میشه. مثلن کارگر دبپلمه با 5 سال سابقه کار در رنگ ریزی بدنه اتومبیل، جایگاه کارگر فوق دیپلم رشته مرتبط با صفر سال سابقه کار در موقعیت مشابه رو داره.
یک گواه این ادعا اینه که مثلن در کمپانی هایی که نوع خاصی از استانداردهای مدیریتی رو پیاده کردند، هر چند سال تجربه کاری یک کارگر معادل یک مدرک تحصیلی قلمداد میشه. مثلن کارگر دبپلمه با 5 سال سابقه کار در رنگ ریزی بدنه اتومبیل، جایگاه کارگر فوق دیپلم رشته مرتبط با صفر سال سابقه کار در موقعیت مشابه رو داره.
در آلمان هم این سیستم هست . 3 سال کار در زمینه ای مشخص برابر Abitur در نظر گرفته بشه و شخص میتونه برای ادامه تحصیل در اون رشته به دانشگاه بره. در صورتی که بقیه یا باید Abitur (دیپلم دبیرستان) داشته باشند آن هم با معدل بالا یا بروند Ausbildung (کار آموزی) به مدت سه سال یا مدرکی که با Abitur آلمان هم ارزش ارزشیابی بشه داشته باشند.