۱- شما ۱۰۰ دلار دارید ، یک نفر به خانه شما میآید و به زور اسلحه آن ۱۰۰ دلار را از شما میگیرد و میرود!
۲- شما ۱۰۰ دلار دارید و با ۸۰ دلار آن ۱۰۰ دلار ۲۰ کیلو سیب میخرید و ۲۰ دلار را به کسی میدهید که بجای شما کار کند ، آن شخص آن ۲۰ کیلو سیب را میفروشد و ۸۰ دلار اولیه شما را ۲ برابر میکند و این چرخه همینطور ادامه پیدا میکند و هر روز شما با کار دیگری پولدار تر میشوید چون ۱۰۰ دلار اولیه را داشتید.
در مورد اول شما زحمت شخصی را بخاطر داشتن قدرت بیشتر میدزدید و در مورد دوم شما زحمت شخصی را بخاطر داشتن سرمایه اولیه میدزدید.
آیا سرمایه اولیه به خودی خود ۲ برابر میشود؟ آیا شما پول خود را روی میز بگذارید و ۱ هفته به آن نگاه کنید چیزی به آن اضافه میشود؟ خیر! تمامی سرمایه و ثروت به وسیله کار تولید میشود!
گزینه 2 اسمش میشه سرمایه گذاری و خریدِنیروی کار. یعنی شخص A در قبال کاری مشخص و به شکل توافقی نیروی کار شخص B (تنها کالایی که میتواند ارایه کند) را میخرد.
شخص B هم میتونه پس از چند بار سیب فروشی برای شخص A برود 100 دلار سیب بخرد و خودش برای خودش بفروشد یا همان 80 دلارش را در قبال خرید سیب بدهد و 20 دلارش را در قبال خرید نیروی کار شخص C.
منتها در صورتی که تمام سرمایه اش را بدهد و سیب بخرد و هرگز نیروی کار شخص C که به جز آن چیزی برای فروش ندارد را نخرد، شخص C هرگز از طریق شخص B سیب فروش نمیشود
😉
زمانی این مدل مشکل دار میشه که شخص A شرایطی رو توسط قوانین یا هر چیز دیگه ای بوجود بیاره که شخص B و در نتیجه اش شخص C هرگز نتونند سیب فروش بشوند.
گزینه 2 اسمش میشه سرمایه گذاری و خریدِ نیروی کار. یعنی شخص A در قبال کاری مشخص و به شکل توافقی نیروی کار شخص B (تنها کالایی که میتواند ارایه کند) را میخرد.
خیر همچین توافقی هم نیست! شخص B بین گرسنگی و فروش کار خود از روی اجبار کمتر از آن چیزی که حق او هست را میگیرد ، چون بدون او سرمایه اولیه سرمایه جدید تولید نمیکند ، برای همین هست که در کشورهای دمکرات کارگران قانونا حق اعتصاب کردن دارند که کار را انجام ندهند!یک برده هم بین گرسنگی کشیدن و کار کردن بدون حقوق و برای محل خواب و غذا باید یکی را انتخاب کند ، آیا این نیز توافقی است؟ این یکی از دروغهای کاپیتالیسم است که میگوید همه چیز توافقی است! بله توافقی به این صورت که شما انتخاب دیگری ندارید
منتها در صورتی که تمام سرمایه اش را بدهد و سیب بخرد و هرگز نیروی کار شخص C که به جز آن چیزی برای فروش ندارد را نخرد، شخص C هرگز از طریق شخص B سیب فروش نمیشود
همین خرید نیروی کار نیز بخشی از مشکل است ، برای سیب فروش اولیه ، کارگر بخشی از صاحب سود نیست بلکه بخشی از خرج اولیه است ، یعنی سیب فروش اول تلاش میکند خرج اولیه را تا اندازه ممکن پایین بیاورد در صورتی که اگر معامله عادلانه بود کارگر باید بخاطر تولید ثروتی که کرده از سود سهم برد نه اینکه کار خود را بفروشد!
راستش از نظر من دزدی نیست،بیشتر میشه روی عنوان "بردگی" کار کرد. اگر شرایط اقتصادی شخص رو مجبور میکنه برای زنده موندن یا داشتن شرایط حداقلی به هر کاری تن بده اون وقت دلیل افزایش سرمایه بیگاری کشیده شدن از کارگره.
راستش از نظر من دزدی نیست،بیشتر میشه روی عنوان "بردگی" کار کرد. اگر شرایط اقتصادی شخص رو مجبور میکنه برای زنده موندن یا داشتن شرایط حداقلی به هر کاری تن بده اون وقت دلیل افزایش سرمایه بیگاری کشیده شدن از کارگره.
فرقی ندارد، کلاهبرداری، دزدی، بردهداری، معنا و ماهیت یکیست: چیزی که برای شماست از شما گرفته میشود(مهم نیست که چیست که گرفته میشود، نیروی بدنیای که به بیگاری کشیده میشود، شرایط را به آنجا کشاندن که کارگر مجبور شود و راضی به اینکه یک دهمِ بهای زحمتِ خویش را به عنوانِ دستمزد دریافت کند، سواستفاده از ناآگاهی و نادانی جامعه و شرایط اقتصادی و اجتماعی و... همگی در یک سطح از لحاظ نادرست بودن و غیراخلاقی بودن قرار دارند).
خیر همچین توافقی هم نیست! شخص B بین گرسنگی و فروش کار خود از روی اجبار کمتر از آن چیزی که حق او هست را میگیرد ، چون بدون او سرمایه اولیه سرمایه جدید تولید نمیکند ، برای همین هست که در کشورهای دمکرات کارگران قانونا حق اعتصاب کردن دارند که کار را انجام ندهند!یک برده هم بین گرسنگی کشیدن و کار کردن بدون حقوق و برای محل خواب و غذا باید یکی را انتخاب کند ، آیا این نیز توافقی است؟ این یکی از دروغهای کاپیتالیسم است که میگوید همه چیز توافقی است! بله توافقی به این صورت که شما انتخاب دیگری ندارید
گناه اینکه شخص B به جز نیروی کارش چیز دیگه ای برای فروش نداره گردن شخص A نیست
. این 1 . دو اینکه مدلی که شما دادید یک پنجم کل سرمایه رو داره به عنوان مزد به کارگر میده!!!!!
همچنین کارگر متخصص همواره جای چانه زدن و لنگ گذاشتن کار سرمایه گذار رو داره برای همین کارگر متخصص همواره حقوقهای بالاتر از کارگر غیر متخصص میگیره.
همین خرید نیروی کار نیز بخشی از مشکل است ، برای سیب فروش اولیه ، کارگر بخشی از صاحب سود نیست بلکه بخشی از خرج اولیه است ، یعنی سیب فروش اول تلاش میکند خرج اولیه را تا اندازه ممکن پایین بیاورد در صورتی که اگر معامله عادلانه بود کارگر باید بخاطر تولید ثروتی که کرده از سود سهم برد نه اینکه کار خود را بفروشد!
شما دارید از چیزی حرف میزنید که نه خودتون نه هیچ کمونیست و سوسیالیست دیگه ای بهش اعتقاد نداره! بعد از سرمایه دار توقع دارید که بهش اعتقاد داشته باشه!!!! کمترین چیزی که باید به صاحب سرمایه برگرده سرمایه اولیه اش هست . حالا خود شما حاضری سرمایه تو به کار بندازی و بعد تمام سود یا بخش عمده سود رو بدی به کارگری که برات کار کرده و البته ریسک از دست رفتن سرمایه و ورشکستگی رو هم به جون بخری ؟
فراموش نکنید که تنها چیزی که کارگر از دست میده خریداره و میره میگرده یک سیب فروش دیگه پیدا میکنه ولی صاحب سرمایه تمام سرمایه اش رو ممکنه از دست بده . اگر شما حاضری چنین کاری بکنی من با کمال میل حاضرم برای شما کارگری کنم تازه همه ی سود رو هم نمیخوام شما 70% اش رو هم بهم بدی قبوله 👍 نه تنها شما هر کدام دیگه از دوستان کمونیست این انجمن اگر حاضرند چنین مدل کمونیستی کوچکی به راه بیندازند و سرمایه اولیه و خطر از دست رفتن سرمایه مال اونها باشه و اکثریت سود مال کارگر من با کمال میل حاضرم براشون کار کنم!!!!!
فرقی ندارد، کلاهبرداری، دزدی، بردهداری، معنا و ماهیت یکیست: چیزی که برای شماست از شما گرفته میشود(مهم نیست که چیست که گرفته میشود، نیروی بدنیای که به بیگاری کشیده میشود، شرایط را به آنجا کشاندن که کارگر مجبور شود و راضی به اینکه یک دهمِ بهای زحمتِ خویش را به عنوانِ دستمزد دریافت کند، سواستفاده از ناآگاهی و نادانی جامعه و شرایط اقتصادی و اجتماعی و... همگی در یک سطح از لحاظ نادرست بودن و غیراخلاقی بودن قرار دارند).
راستش هدف من تبرئه کردن نیست به چون آزادی برای من مهمترین ارزشه بردگی اقتصادی حتی از دزدی بدتره.
با این ?%?s?H8?ل من به بخش فنی واژه ها بیشتر توجه دارم،چیزی که از واژه دزدی معمولا به ذهن میرسه با چیزی که از بیگاری به ذهن میرسه متفاوته،بنابراین اینکه همون اول مطمئن بشیم داریم در مورد چی صحبت میکنیم برام مهمه.
+من یاد داستان بادبادک باز افتادم"بابا گفت: خب، هرچی ملا داده ول کن، فقط یک گناه وجود دارد والسلام، آن هم دزدی است، هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است."
راستش هدف من تبرئه کردن نیست به چون آزادی برای من مهمترین ارزشه بردگی اقتصادی حتی از دزدی بدتره. با این �%�s�H8�ل من به بخش فنی واژه ها بیشتر توجه دارم،چیزی که از واژه دزدی معمولا به ذهن میرسه با چیزی که از بیگاری به ذهن میرسه متفاوته،بنابراین اینکه همون اول مطمئن بشیم داریم در مورد چی صحبت میکنیم برام مهمه.
+من یاد داستان بادبادک باز افتادم"بابا گفت: خب، هرچی ملا داده ول کن، فقط یک گناه وجود دارد والسلام، آن هم دزدی است، هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است." :))
خیر، کلاهبرداری و بیگاری و بردهداری، همگی نوعی دزدی هستند، چرا که چیزی مادی که باید از آنِ شما باشد و شما سودش را ببرید ازتان گرفته میشود. جرائم با هم اشتراکاتی دارند. اگر قبول ندارید دزدی را تعریف کنید.
همچنین کارگر متخصص همواره جای چانه زدن و لنگ گذاشتن کار سرمایه گذار رو داره برای همین کارگر متخصص همواره حقوقهای بالاتر از کارگر غیر متخصص میگیره.
خیر اینگونه هم نیست! تا زمانی که سرمایه دار پول بیشتر دارد ، راحت میتواند دولت را بزند و قوانین را به سود خود عوض کند! مثل قوانین Right to work در آمریکا که برای نابودی اتحادیههای کارگری است
شما هی میگویید که کارگر هم میتواند سرمایه دار بشود ، من هم گفتم در یک گروه تبهکاری یک شخص دون پایه نیز روزی میتواند رئیس بشود ، ولی این قبح اصل قضیه را پاک نمیکند! تبهکاری و سرمایه داری در وجود خود یک سیستم خراب است.
شما دارید از چیزی حرف میزنید که نه خودتون نه هیچ کمونیست و سوسیالیست دیگه ای بهش اعتقاد نداره! بعد از سرمایه دار توقع دارید که بهش اعتقاد داشته باشه!!!! کمترین چیزی که باید به صاحب سرمایه برگرده سرمایه اولیه اش هست . حالا خود شما حاضری سرمایه تو به کار بندازی و بعد تمام سود یا بخش عمده سود رو بدی به کارگری که برات کار کرده و البته ریسک از دست رفتن سرمایه و ورشکستگی رو هم به جون بخری ؟
مشکل این هست که کسی اصلا نباید از ابتدا آنقدر سرمایه داشته باشد که بتواند این کار را بکند ، ابزار تولید را به دست بگیرد و دزدی کند. اگر بر فرض اینکه سرمایه داری چیز خوبی است پیش برویم خوب آن چیزی که شما میگویید صحیح است
خیر اینگونه هم نیست! تا زمانی که سرمایه دار پول بیشتر دارد ، راحت میتواند دولت را بزند و قوانین را به سود خود عوض کند! مثل قوانین Right to work در آمریکا که برای نابودی اتحادیههای کارگری است
سرمایه دار هر چه قدر هم که پول داشته باشد وقتی کارگر ماهر حاضر نشود برایش کار کند هیچ غلطی نمیتواند بکند! هیچ قانونی هم در هیچ کجای دنیا افراد رو مجبور به انجام کاری که دوست ندارند انجام بدند نمیکنه . برای همین کارگر ماهر همیشه ی خدا زورش به سرمایه دار و ... میرسه.
شما هی میگویید که کارگر هم میتواند سرمایه دار بشود ، من هم گفتم در یک گروه تبهکاری یک شخص دون پایه نیز روزی میتواند رئیس بشود ، ولی این قبح اصل قضیه را پاک نمیکند! تبهکاری و سرمایه داری در وجود خود یک سیستم خراب است.
من هم گفتم مثالتان بی ربط است! سرمایه داری نه چیز بدیست! نه جرم است و نه مشکل اخلاقی دارد . اینکه یک سرمایه دار از موقعیتش سوء استفاده میکند با اینکه خود سرمایه داری بد است زمین تا آسمان فرق دارد. حکومت کمونیستی هم یک حکومت سرمایه داری دولتیست! اگر شما بروید یک بقالی باز کنید برای خودتان کار کنید هم یک سرمایه دار خرد هستید. همان کارخانه ها و شرکتهای شراکتی که پیشتر مثال زده بودید هم نوعی از سرمایه داریست با این تفاوت که سرمایه اولیه نه تنها توسط یک نفر بلکه توسط تک تک اعضا و کارگران تهیه شده. پس سرمایه داری به خودی خود چیز بدی نیست ، سوء استفاده کردن از در اختیار داشتن سرمایه هستش که چیز بدیه.
مشکل این هست که کسی اصلا نباید از ابتدا آنقدر سرمایه داشته باشد که بتواند این کار را بکند ، ابزار تولید را به دست بگیرد و دزدی کند. اگر بر فرض اینکه سرمایه داری چیز خوبی است پیش برویم خوب آن چیزی که شما میگویید صحیح است
تمام این دفتر و دستک شرکتهای چند ملیتی و ... (به غیر از اونهایی که از ابتدا با پول مالیات مردم و دولت شروع به کار کرده اند مانند کارخانه های اسلحه سازی) از اول اونقدر سرمایه نداشتند و از یک سیستم خیلی کوچک و با سرمایه های بسیار اندک شروع به کار کرده اند. در دنیای امروز که شما میتوانید با مطالعه یک کتاب و یاد گرفتن زبان برنامه نویسی مثلن Objective C به راحتی و تنها با 90 دلار سرمایه شروع به کار کنید و دفتر دست خودتان را راه بیندازید و پولهای میلیونی (در صورتی که اندکی خلاقیت داشته باشید) در بیاورید! مثل همین کمپانی ROVIO . سوای اینها صاحب یک مغازه کوچک، یک کیوسک روزنامه فروشی ، یک پیتزا فروشی ، طلا فروشی ، راننده تاکسی ، صاحب فیس بوک ، بیل گیتس و ... همگی سرمایه دار هستند فقط اندازه هاشون با هم فرق میکنه . پس وقتی میگویید کسی نباید آن قدری سرمایه داشته باشد که یک کسب و کار را آغاز کند و سرمایه دار شود! در حقیقت دارید میگید تمام جامعه را باید در فقر مطلق نگاه داشت تا هیچ وقت کسی نتواند 10-20 هزار دلار پول جمع کند یک سوپرمارکت باز کند مثلن!!!! خوب این ایده از همون اول بسم السپاغتیش محکوم و غیر اخلاقیه.
در ضمن من کماکان بر روی پیشنهادی که دادم ایستاده ام. 20 هزار دلار بیاورید یک مغازه باز کنید من هم برایتان تمام کارهای مغازه را میکنم سرمایه اولیه تان + 30% سود که بهتان برگشت خداحافظ باقیش همه مال من است 👍 تازه من کارگر خوبی هستم 100% سود را نمیخواهم 30% اش را هم دارم میدهم به شما نگران بهره کشی از من هم نباشید با کمال میل برایتان کار میکنم.
آیا سرمایه اولیه به خودی خود ۲ برابر میشود؟ آیا شما پول خود را روی میز بگذارید و ۱ هفته به آن نگاه کنید چیزی به آن اضافه میشود؟ خیر! تمامی سرمایه و ثروت به وسیله کار تولید میشود!
چه پرسش مسخره ای! اگر شما کار رو روی میز بگذارید به خودی خود دو برابر میشه؟
ضمنن این چه اسمیه برای این جستار؟ من فرنامش رو که دیدم فکر کردم در مورد تعریف حقوقی دزدی دارید بحث میکنید. اتفاقن چند روز پیش داشتم قانون مجازات اسلامی رو میخوندم که ماده 197 در مورد سرقت هم هست. حالا بد نیست بگم که دزدی یعنی ربودن مال دیگران به صورت پنهانی. بهتر بود مثلن بگی کدامیک کلاهبرداری است؟ یا غیراخلاقی است؟ یا ناجوانمردانه است.
مفاهیم برساخته اجتماعی (مثل دزدی) ذات ندارند که ما بنشینیم تعریفشان کنیم و تعریفی بیابیم که همگان جامع و مانع بودن آن و مطابقتش با واقع را بسنجند و بعد بپذیرند یا نپذیرند.
اصطلاح دزدی نیروی کار از آنجا می آید که عده ای بخشی از ارزشی را که کارگر آفریده، به صرف اینکه مالک ابزار تولید بوده اند، برای خود برمی دارند. اگر مثل مارکس نیروی کار را هم "کالا"یی به شمار آوریم که کارگر "صاحب" آن است، سرمایه داران در واقع کالایی را از کارگران "می دزدند"، چون بهای آن را پرداخت نمی کنند.
مهم نیست که برخی دوست ندارند این کار را دزدی بنامند، مهم غیر اخلاقی/ناعادلانه بودن این کار است، مهم ناعادلانه بودن سیستمی است که کارگران را مجبور به تولید همه ثروت جامعه کرده است، در حالی که خود صاحب درصد ناچیزی از این ثروت هستند، و مابقی در اختیار کسانی است که نقشی در تولید ثروت نداشته اند.
مفاهیم برساخته اجتماعی (مثل دزدی) ذات ندارند که ما بنشینیم تعریفشان کنیم و تعریفی بیابیم که همگان جامع و مانع بودن آن و مطابقتش با واقع را بسنجند و بعد بپذیرند یا نپذیرند.
اصطلاح دزدی نیروی کار از آنجا می آید که عده ای بخشی از ارزشی را که کارگر آفریده، به صرف اینکه مالک ابزار تولید بوده اند، برای خود برمی دارند. اگر مثل مارکس نیروی کار را هم "کالا"یی به شمار آوریم که کارگر "صاحب" آن است، سرمایه داران در واقع کالایی را از کارگران "می دزدند"، چون بهای آن را پرداخت نمی کنند.
مهم نیست که برخی دوست ندارند این کار را دزدی بنامند، مهم غیر اخلاقی/ناعادلانه بودن این کار است، مهم ناعادلانه بودن سیستمی است که کارگران را مجبور به تولید همه ثروت جامعه کرده است، در حالی که خود صاحب درصد ناچیزی از این ثروت هستند، و مابقی در اختیار کسانی است که نقشی در تولید ثروت نداشته اند.
در ضمن من کماکان بر روی پیشنهادی که دادم ایستاده ام. 20 هزار دلار بیاورید یک مغازه باز کنید من هم برایتان تمام کارهای مغازه را میکنم سرمایه اولیه تان + 30% سود که بهتان برگشت خداحافظ باقیش همه مال من است تازه من کارگر خوبی هستم 100% سود را نمیخواهم 30% اش را هم دارم میدهم به شما نگران بهره کشی از من هم نباشید با کمال میل برایتان کار میکنم.
ایشان میگوید دزدی کار بدی است، شما میگویید بریم باهم دزدی، مزه میده!
نه خیر من همچین حرفی نزدم! مگه شما نمیگید ثروت تولیدی توسط کارگر باید به خودش برگردانده شود و اینکه از اون ثروت تولیدی سود کمی میبره بهره کشیه ؟! نکنه مرگ خوبه ولی فقط برای همسایه ؟ من هم میگم اگر شماها واقعن به چنین چیزی اعتقاد دارید از ثروت خودتون سرمایه بذارید من هم میشم کارگرتون شما هم فقط بشینید نگاه کنید . سرمایه اولیه تون مال خودتون سودش همه مال منِ کارگر که اون ثروت رو تولید کردم!!!!! تازه 30% هم از چیزی که طبق گفته خودتون متعلق به من هستش رو میدم به خودتون با کمال میل و از این بابت نگران بهره کشی از من نباشید. رابطه هم یک به یکه - یعنی فقط من کارگر و فقط شما سرمایه گذار!!!!! حاضرید به چنین چیزی تن بدید بسم الاسپاغتیا
کسرا جان من دو سه تا پرسش دارم از شما که باید مرحله به مرحله بریم جلو.
بحث شما روی "شراکت در سود" که نیست. چون هرجو حساب کنید سرمایه گذار بالاخره از روی سود دستمزد میده دیگه. بحث شما روی مقدار این شراکت هست. به نظر شما این میزان چقدر باید باشه؟ پنجاه - پنجاه؟
بحث شما روی "شراکت در سود" که نیست. چون هرجو حساب کنید سرمایه گذار بالاخره از روی سود دستمزد میده دیگه. بحث شما روی مقدار این شراکت هست. به نظر شما این میزان چقدر باید باشه؟ پنجاه - پنجاه؟
در princple من اعتقاد دارم که باید سرمایه ایجاد یک کارخانه عمومی باشد و از ابتدا یک سرمایه گذار نباشد و افراد داخل کارخانه به میزان کاری که میکنند از سود بهره ببرند ، یعنی اینکه یک نفر که پاره وقت کار میکند نصف سهم یک شخصی که تمام وقت کار میکند بگیرد یا کسی که مهندس است و درس خونده سهم بیشتری نسبت به تقسیم سود برد. میزان و مقدار تفاوف میان سهم بردن از سود بسته به تعداد افرادی که در یک کارخانه کار میکنند و میزان کار آنها دارد ، ولی همه افراد کارخانه باید سرمایه مساوی در تشکیل کارخانه داشته باشند ، یعنی اینکه یک نفر نمیتواند سهام بیشتری از کارخانه را نسبت به بقیه بخرد. به عنوان یک نظام کلی نیز تفاوت حقوق نباید بیش از ۵۰ درصد باشد. در ضمن یک نفر نمیتواند سرمایه خود را بدهد ولی کار نکند ، چون کار تولید سود میکند و نه سرمایه ، پس شرط بر این هست که اگر خواهان سهم داشتن هستید باید خودتان نیز آنجا کار کنید.
در princple من اعتقاد دارم که باید سرمایه ایجاد یک کارخانه عمومی باشد و از ابتدا یک سرمایه گذار نباشد و افراد داخل کارخانه به میزان کاری که میکنند از سود بهره ببرند ، یعنی اینکه یک نفر که پاره وقت کار میکند نصف سهم یک شخصی که تمام وقت کار میکند بگیرد یا کسی که مهندس است و درس خونده سهم بیشتری نسبت به تقسیم سود برد. میزان و مقدار تفاوف میان سهم بردن از سود بسته به تعداد افرادی که در یک کارخانه کار میکنند و میزان کار آنها دارد ، ولی همه افراد کارخانه باید سرمایه مساوی در تشکیل کارخانه داشته باشند ، یعنی اینکه یک نفر نمیتواند سهام بیشتری از کارخانه را نسبت به بقیه بخرد. به عنوان یک نظام کلی نیز تفاوت حقوق نباید بیش از ۵۰ درصد باشد. در ضمن یک نفر نمیتواند سرمایه خود را بدهد ولی کار نکند ، چون کار تولید سود میکند و نه سرمایه ، پس شرط بر این هست که اگر خواهان سهم داشتن هستید باید خودتان نیز آنجا کار کنید.
خب در همین مثال خودتون اینو برای من توضیح بدید. مثال مربوط به سیب فروشی. یک مثال ذهنیه دیگه. اینو طبق پرینسیپل خودتون توضیح بدید.
خب در همین مثال خودتون اینو برای من توضیح بدید. مثال مربوط به سیب فروشی. یک مثال ذهنیه دیگه. اینو طبق پرینسیپل خودتون توضیح بدید.
۵ نفر نفری ۲۰ دلار پول دارند ، تصمیم میگیرند این ۱۰۰ دلار را در خرید و فروش سیب سرمایه گذاری کنند ، ۸۰ دلار از ۱۰۰ دلار را سیب میخرند و ۲۰ دلار را خرج حمل و نقل و فروش آن ۸۰ دلار سیب میکنند ، در پایان به علاوه ۱۰۰ دلار اولیه ۱۰۰ دلار نیز سود اضافه تولید شده است که هر نفر ۲۰ دلار سهم میبرد به علاوه سرمایه اولیه که گذاشته👌
۵ نفر نفری ۲۰ دلار پول دارند ، تصمیم میگیرند این ۱۰۰ دلار را در خرید و فروش سیب سرمایه گذاری کنند ، ۸۰ دلار از ۱۰۰ دلار را سیب میخرند و ۲۰ دلار را خرج حمل و نقل و فروش آن ۸۰ دلار سیب میکنند ، در پایان به علاوه ۱۰۰ دلار اولیه ۱۰۰ دلار نیز سود اضافه تولید شده است که هر نفر ۲۰ دلار سهم میبرد به علاوه سرمایه اولیه که گذاشته
نه این که نشد. این که مثال خودت نیست. مثال خودت این بود که یکی سیب میخره یکی دیگه فروشش رو انجام میده. همه که سرمایه ندارن به گردش دربیارند. بعضی ها فقط نیروی کار و توان اجرایی دارند. اون مثال خودتو توضیح بده لطفن.
نه خیر من همچین حرفی نزدم! مگه شما نمیگید ثروت تولیدی توسط کارگر باید به خودش برگردانده شود و اینکه از اون ثروت تولیدی سود کمی میبره بهره کشیه ؟! نکنه مرگ خوبه ولی فقط برای همسایه ؟ من هم میگم اگر شماها واقعن به چنین چیزی اعتقاد دارید از ثروت خودتون سرمایه بذارید من هم میشم کارگرتون شما هم فقط بشینید نگاه کنید . سرمایه اولیه تون مال خودتون سودش همه مال منِ کارگر که اون ثروت رو تولید کردم!!!!! تازه 30% هم از چیزی که طبق گفته خودتون متعلق به من هستش رو میدم به خودتون با کمال میل و از این بابت نگران بهره کشی از من نباشید. رابطه هم یک به یکه - یعنی فقط من کارگر و فقط شما سرمایه گذار!!!!! حاضرید به چنین چیزی تن بدید بسم الاسپاغتیا .
بسیار خوب، من حاضرم. دلیلی ندارد که با این موضوع مشکلی داشته باشم، شما با ابزار تولیدی که فرضا من دارم کار کنید، همه سود را برای خود بردارید. این حق شماست. در ضمن من آماده هستم که ابزار تولید خود را همگانی کنم، بیایید همه با هم با آن تولید کنیم و ارزش افزوده حاصل را عادلانه میان خود تقسیم کنیم.
نه این که نشد. این که مثال خودت نیست. مثال خودت این بود که یکی سیب میخره یکی دیگه فروشش رو انجام میده. همه که سرمایه ندارن به گردش دربیارند. بعضی ها فقط نیروی کار و توان اجرایی دارند. اون مثال خودتو توضیح بده لطفن.
مثالی که من در زدم مثالی از یک جامه سوسیالیستی ایدهآل است. در مثال اولیه جستار یک جامعه کاپیتالیستی در نظر گرفته شده است که یکی دیگر به جای شما سیب میفروشد! در این جامعه انتخاب اول انقلاب سوسیالیستی است ، انتخاب دوم اینکه هرچه یک مو از خرس بکنید غنیمت است! با سیستم collective bargaining تا جایی که قانون حاضر کشور کاپیتالیستی و زور کارگران اجازه میدهد باید سود بیشتری را به سمت کارگر برد!
در جواب میلاد گرامی نیز اگر به فرض من سرمایهای داشتم ، با آن یک سیستم کیبوتز درست میکنم تا همه از آن بهره ببرند ، من هم به اندازه بقیه!
بزرگترین سرمایه هر آدمی خودشه به شرطی که بلد باشه درست ازش استفاده کنه. پول رو همیشه میشه به دست آورد ما بقی اینکه میگویند بیل گیتس این طوری اون یکی اون طوری همه حرفه . بیل گیتس و امثالهم هم نهایتن میمیرند ثروتشون میوفته دست بچه هاشون اونها هم همه رو به گا میدند.
مثالی که من در زدم مثالی از یک جامه سوسیالیستی ایدهآل است. در مثال اولیه جستار یک جامعه کاپیتالیستی در نظر گرفته شده است که یکی دیگر به جای شما سیب میفروشد! در این جامعه انتخاب اول انقلاب سوسیالیستی است ، انتخاب دوم اینکه هرچه یک مو از خرس بکنید غنیمت است! با سیستم collective bargaining تا جایی که قانون حاضر کشور کاپیتالیستی و زور کارگران اجازه میدهد باید سود بیشتری را به سمت کارگر برد!
خب قانون که منعی نداره شما سودتون رو با کارگرتون شریک بشید. پس بگید ببینیم اگر شما سرمایه داشته باشید و تصمیم به سیب فروشی بگیرید، چند درصد از سود رو به اون کارگر میدید؟
خب قانون که منعی نداره شما سودتون رو با کارگرتون شریک بشید. پس بگید ببینیم اگر شما سرمایه داشته باشید و تصمیم به سیب فروشی بگیرید، چند درصد از سود رو به اون کارگر میدید؟
من خودم هم کار میکنم و اگر مثلا یک کارگر داشته باشم سود را ۵۰-۵۰ تقسیم میکنم!
یک مثال دیگر دزدی سیستم کاپیتالیستی بانک داری آن هست! الان اگر شما یک حساب جاری ساده در بانک باز کنید ، هر ماه یک پولی از شما میگیرند ، پول بین حسابها واریز کنید یک پولی میگیرند ، هر بار که از پول خودتان بخواهید یک پولی خرج کنید یک fee اضافه میگیرند! از ATM استفاده کنید باز یک پول دیگر میگیرند!
مثال مربوط به سیب فروشی. یک مثال ذهنیه دیگه. اینو طبق پرینسیپل خودتون توضیح بدید.
پاسخ به این پرسش این است که در یک سامانه سیاه، شما نمیتوانید به تنهایی سپید باشید برای همین کمونیسم، یک سامانه ی همگانی است، همه ی سرمایه ها و ابزار فراورش همگان در یک دیگ گرد میاید و همه نیز در گردانندگی آن دیگ هنباز و دست اندرکارند. داد و ستدی میان من تک و شمای تک نیست و نمیتواند باشد!
یک مثال دیگر دزدی سیستم کاپیتالیستی بانک داری آن هست! الان اگر شما یک حساب جاری ساده در بانک باز کنید ، هر ماه یک پولی از شما میگیرند ، پول بین حسابها واریز کنید یک پولی میگیرند ، هر بار که از پول خودتان بخواهید یک پولی خرج کنید یک fee اضافه میگیرند! از ATM استفاده کنید باز یک پول دیگر میگیرند!
مگه قراره خدماتی که بانک میده رایگان باشه ؟ اون ATM ، نقل و انتقال پول ، نگهداری پول شما در بانک همه و همه هزینه بر هستند و برای بانک مجانی در نمیاد که در قبالش از شما هزینه نگیره و باید هزینه هایشان پرداخت شود. اون دستگاه های ATM هزینه نگهداری دارند ، مهندسی که قراره اونها رو همیشه آماده به کار نگه داره حقوق میگیره ، تک به تک کارمندان بانک حقوق میگیرند ، امن نگاه داشتن بانک یعنی خرید کلی تجهیزات و استخدام کلی آدم ، نقل و انتقال پول خودش کلی هزینه داره. کجای اینکه در قبال سرویسی که به شما میدند پول بگیرند اسمش دزدیه ؟ شما میتونید پولتون رو توی بانک نذارید و توی خونه ازش نگهداری کنید در مقابل پول شما امنیت نداره ولی به جاش هزینه ای هم براش نمیدید. اگر اسم این سیستم دریافت پول در قبال خدمات دزدیه پس مالیاتهای سنگین حکومتهای کمونیستی و سوسیالیستی که دیگه رسمن غارته!!!
من نمیگم خدمات بانکها مجانی باشه ، ولی اینها کلی hidden fee دارند! ، مثلا کردیت کارد منو ۱۸۰$ چند ماه پیش شارژ کرده بودند چون خود به خود سرویس منو عوض کرده بودند هر خرید ۲ دلار شارژ میکردند! یکی حواسش نباشه کلی میکنند توی پاچه آدم این بانک ها! یه وام خونه میگیری باید ۳ برابر پول اصلی رو پس بدی!
من نمیگم خدمات بانکها مجانی باشه ، ولی اینها کلی hidden fee دارند! ، مثلا کردیت کارد منو ۱۸۰$ چند ماه پیش شارژ کرده بودند چون خود به خود سرویس منو عوض کرده بودند هر خرید ۲ دلار شارژ میکردند! یکی حواسش نباشه کلی میکنند توی پاچه آدم این بانک ها! یه وام خونه میگیری باید ۳ برابر پول اصلی رو پس بدی!
اینجا شمایید که وظیفه دارید مدارم Terms of use ها را بخوانید و در متن قرارداد همه ی اینها نوشته شده. همچنین همیشه در صورتی که شرایط استفاده تغییر کند با نامه یا ایمیل یا SMS به شما خبر میدهند. کردیت هم همون طوری که از اسمش پیداست در حقیقت نوعی وامه! یعنی در شرایطی که شما پول ندارید به شما پول میدهند و بعدش شما باید سودش را به آنها برگردانید ولی همه ی اینها بستگی دارد از چه کسی و از کجا کارت میگیرید! خود من وقتی میخواستم از دویچه بانک کردیت کارت بگیرم کلی شرایط و بهره بالا و ... داشت تازه بهم یک کارت معمولی میدادند! خوب نتیجتن خیلی راحت رفتم از یک باند خارج از آلمان (سوئیس) کارت گرفتم و این طوری به جای 5% بهره همش 1% بهره میدم تازه اون هم به شرطی که بازپرداخت پولی که گرفتم بیشتر از 7 ماه طول بکشه کارتم هم GOLD هستش یک پلاتینش رو هم دارم که ازش استفاده نمیکنم بسکه این Amex مزخرفه و اینجا به جز یکی دو فروشگاه هیچ کسی طرفش نمیره من هم خر شدم گرفتم چیز به درد نخوره در کل. وظیفه تحقیق در مورد بانک و خدمات بانکی به عهده شماست. خیلی راحت میتونید هنگام باز کردن حساب از کارمند بانک بخواید که تمام هزینه ها رو براتون توضیح بدند و در صورتی که گفت Hidden Fee در کار نیست ازش بخواید این رو به صورت کتبی با مهر و امضا بانک به شما بده. قواعد بازی رو بلد باشید هرگز 2 دلار در قبال هر خرید پول پرداخت نمیکنید و تازه این در شرایطی هستش که اون هزینه (اغلب 3% از مبلغی که خرید میکنید) رو باید طرف فروشنده متقبل بشه و در حقیقت از اون شارژ میکنند نه شما - یعنی وقتی شما از این داستان بیخبر باشید هم دارید 3% ای که احتمالن فروشنده ی کالا کشیده روی جنس رو پرداخت میکنید و هم دارید از این طرف بابت خرید کردن پول اضافی میدید. همه ی اینها به کنار شما به راحتی آب خوردن میتونید پوست بانک رو بکنید به خصوص در اروپا و آلمان! کاری که خیلی ها اینجا میکنند و به نظر من بسیار زشت و غیر اخلاقیه . طرف میره وام میگیره پولش رو میبره توی یک کشوری مثل ایران خونه میخره بعدش میاد میگه ندارم پس بدم !!!! تنها اتفاق بدی که براش میوفته اینه که برای 3 تا 6 سال براش شوفای منفی نوشته میشه و توی این مدت نمیتونه چیزی قسطی بخره یا قراردادهای مالی ببنده یا وام تازه بگیره. البته گویا در آمریکا این کار زندان داره .
افراد داخل کارخانه به میزان کاری که میکنند از سود بهره ببرند ، یعنی اینکه یک نفر که پاره وقت کار میکند نصف سهم یک شخصی که تمام وقت کار میکند بگیرد یا کسی که مهندس است و درس خونده سهم بیشتری نسبت به تقسیم سود برد. میزان و مقدار تفاوف میان سهم بردن از سود بسته به تعداد افرادی که در یک کارخانه کار میکنند و میزان کار آنها دارد ، ولی همه افراد کارخانه باید سرمایه مساوی در تشکیل کارخانه داشته باشند ، یعنی اینکه یک نفر نمیتواند سهام بیشتری از کارخانه را نسبت به بقیه بخرد. به عنوان یک نظام کلی نیز تفاوت حقوق نباید بیش از ۵۰ درصد باشد.
این یعنی شما معترف هستید که میزان سود بهره برداری شده وابسته به تنها فاکتور "دخالت در امر تولید" نیست و فاکتورهای دیگه ای هم دخیل هستند. حالا پرسش های بعدی من:
1. چطور شما هم سرمایه بیارید و هم کار کنید به اندازه همون کارگری که در مقایسه شما یک قلم جنس کم داره سود میبرید؟ این چطور اخلاقیه ولی همین فرمول در مدب کاپیتالیسم غیراخلاقی و "دزدی" میشه؟
2. اگر فرض کنیم فرمول مورد علاقه شما مبنی بر کارخانه های اشتراکی یا تعاونی ها عملی بشن و این شرط که همه باید سهام برابر در شرکت داشته باشند، تکلیف کسی که پولی برای سرمایه گذاری نداره، یا پولش برای سرمایه گذاری کافی نیست چی میشه؟ در این صورت این فرد از دایره بیرون میمونه و اونهایی که پول دارند دخیل در تولید و در نتیحه سود میشن. این چه فرقی با کاپیتالیسم داره؟
فعلن این دو مورد رو برام لطفن روشن کنید تا برسیم به اشکالات بعدی.
1. چطور شما هم سرمایه بیارید و هم کار کنید به اندازه همون کارگری که در مقایسه شما یک قلم جنس کم داره سود میبرید؟ این چطور اخلاقیه ولی همین فرمول در مدب کاپیتالیسم غیراخلاقی و "دزدی" میشه؟
ارزش اضافه با کار تولید میشه ، سرمایه فرضی من به خودی خود تولید سرمایه جدید نمیکنه ، کارگری که با اون سرمایه کار میکنه حق استفاده از سود اضافه رو داره ، اگر من نخواهم سود اضافه رو کارگر ببره باید تنها کار کنم ، ولی اگر شخص دیگری کار کرد این رو میپذیرم که سود باید به صورت برابر با اون تقسیم بشه.
در یک سیستم تعاونی سرمایه یک شخص هیچ وقت کافی نیست که یک کارخونه بسازه! برای همین ۱۰۰ نفر باید مثلا جمع بشوند! اگر سرمایه من یک نفر برای یک شرکت کافی باشد ، به احتمال زیاد من یک جایی حق یکی دیگر را خوردهام و اصولاً آن سرمایه اولیه حق من نیست! پس تقسیم نصف نصف آن با کارگر نیز بی عدالتی نیست!
2. اگر فرض کنیم فرمول مورد علاقه شما مبنی بر کارخانه های اشتراکی یا تعاونی ها عملی بشن و این شرط که همه باید سهام برابر در شرکت داشته باشند، تکلیف کسی که پولی برای سرمایه گذاری نداره، یا پولش برای سرمایه گذاری کافی نیست چی میشه؟ در این صورت این فرد از دایره بیرون میمونه و اونهایی که پول دارند دخیل در تولید و در نتیحه سود میشن. این چه فرقی با کاپیتالیسم داره؟
در اینجا دولت در یک سیستم سوسیالیستی به آن شخص وام میده که بتونه سهم بخره و در تولید سود شرکت کنه و با قسط بدون بهره وام رو به دولت پس بده! یا اینکه شرکتها خودشون میتوانند وام اولیه رو به شخص جدید بدهند و یک درصدی از حقوق او بردارند تا وام تمام بشود و بعد از آن شخص حقوق کامل میگیرد!
ارزش اضافه با کار تولید میشه ، سرمایه فرضی من به خودی خود تولید سرمایه جدید نمیکنه ، کارگری که با اون سرمایه کار میکنه حق استفاده از سود اضافه رو داره ، اگر من نخواهم سود اضافه رو کارگر ببره باید تنها کار کنم ، ولی اگر شخص دیگری کار کرد این رو میپذیرم که سود باید به صورت برابر با اون تقسیم بشه.
بسیار خب. ارزش افزوده با کار تولید میشه. کسی منکرش نیست.
ولی یک پرسشی ازت کردم که پاسخ ندادی. آیا اگر کار رو بذاری روی میز دوبرابر میشه؟ یعنی کار به خودی خود ارزش افزوده ایجاد میکنه؟ مشخصه که کار باید روی یک محصول یا خدمت نیمه تمام انجام بشه تا چرخه تولید رو تکمیل تر کنه تا اونچه که بهش میگن ارزش افزوده تولید بشه. مشخصه که اینجا پای سرمایه میاد وسط که خود این به تنهایی پای سرمایه رو نیز در این معادله باز میکنه.
بنابر این خیلی مسائل دیگه میاد وسط.
از جمله علاقه و تصمیم صاحب سرمایه به سرمایه گذاری روی کدام محصول. اینجاست که روشن میشه که مثلن تصمیم سرمایه گذار به سرمایه گذاری روی مونتاژ تویوتای ژاپنی یا ام وی ام چینی روی سودآوری کارگری که در شرکتش مشغول شده اثر میگذاره. متوجه شدید؟ یعنی همه شرایط یکسان اگر باشه، دو محصول متفاوت میتونند نرخ بازگشت سرمایه و نهایتن سودآوری متفاوتی ایجاد کنند که این مساله تنها و تنها به تصمیم سازی برمیگرده.
اشکال شما چپی ها اینه که فقط ارزش رو در کار میبینید. به همین خاطره که دولت های چپی غالبن هرچه زور میزنند ارزش افزوده و رشد اقتصادی بالایی ایجاد نمیکنند.
در اینجا دولت در یک سیستم سوسیالیستی به آن شخص وام میده که بتونه سهم بخره و در تولید سود شرکت کنه و با قسط بدون بهره وام رو به دولت پس بده! یا اینکه شرکتها خودشون میتوانند وام اولیه رو به شخص جدید بدهند و یک درصدی از حقوق او بردارند تا وام تمام بشود و بعد از آن شخص حقوق کامل میگیرد!
عجب! دولت رو شما با بانک خصوصیتون اشتباه گرفتید؟ چرا دولت باید بیاد همچین کاری برای مردم بکنه؟ همون شرکت چطور باید این کار رو بکنه؟ برای چه کسانی میکنه؟ قطعن تقاضای دریافت چنین وام هایی از عرضه شون بالاتر میره. اینجا چه سیاستی رو دولت در پیش میگیره؟ سهمیه بندی؟ نوبت؟ رانت؟
گذشته از این، اینچنین مبالغی رو که حتمن با توجه به جمعیت یک کشور خیلی زیاد میشند دولت از کجا تامین میکنه؟ آیا دستور چاپ اسکناس میده؟ بالاخره این سرمایه باید به صورت فیزیکی برای اون بنگاه اقتصادی تولید بشه دیگه. میتونه از طریق اعطای تسهیلات به اون بنگاه در عوض واگذاری سهام باشه. میتونه از طریق تخفیف مالیاتی باشه. یا تخفیف های گمرکی و غیره. در اینصورت منابع تامینی دولت از بین میرند. این حجم عظیم بی سر و سامانی و تصمیم های دومینویی که برای راست و ریس کردن یک تصمیم غلط اولیه ناچارن ایجاد میشن رو شما چطور توجیح میکنید؟ نکنه شما هم از فرمول اقتصاد مال خر است استفاده میکنید؟
ولی یک پرسشی ازت کردم که پاسخ ندادی. آیا اگر کار رو بذاری روی میز دوبرابر میشه؟ یعنی کار به خودی خود ارزش افزوده ایجاد میکنه؟ مشخصه که کار باید روی یک محصول یا خدمت نیمه تمام انجام بشه تا چرخه تولید رو تکمیل تر کنه تا اونچه که بهش میگن ارزش افزوده تولید بشه. مشخصه که اینجا پای سرمایه میاد وسط که خود این به تنهایی پای سرمایه رو نیز در این معادله باز میکنه.
ببینید ، سوسیالیسم با اصل سرمایه و سرمایه گذاری مخالف نیست!
خوب چشم بسته غیب گفتید که سرمایه هم لازم است! ایراد سوسیالیسم به دادن کنترل چرخه تولید به فرد یا افرادی خارج از محدوده کارگران است!
از جمله علاقه و تصمیم صاحب سرمایه به سرمایه گذاری روی کدام محصول. اینجاست که روشن میشه که مثلن تصمیم سرمایه گذار به سرمایه گذاری روی مونتاژ تویوتای ژاپنی یا ام وی ام چینی روی سودآوری کارگری که در شرکتش مشغول شده اثر میگذاره. متوجه شدید؟ یعنی همه شرایط یکسان اگر باشه، دو محصول متفاوت میتونند نرخ بازگشت سرمایه و نهایتن سودآوری متفاوتی ایجاد کنند که این مساله تنها و تنها به تصمیم سازی برمیگرده.
کدام سرمایه گذار؟ در یک سیستم سوسیالیستی یک سرمایه گذار نیست ، ابزار تولید عمومی است و کارخانهها تعاونی! دیگر یک شخص میلیونر تصمیم نمیگیرد که کجا کارخانه بسازد که کمترین خرج را بکند!
عجب! دولت رو شما با بانک خصوصیتون اشتباه گرفتید؟ چرا دولت باید بیاد همچین کاری برای مردم بکنه؟ همون شرکت چطور باید این کار رو بکنه؟ برای چه کسانی میکنه؟ قطعن تقاضای دریافت چنین وام هایی از عرضه شون بالاتر میره. اینجا چه سیاستی رو دولت در پیش میگیره؟ سهمیه بندی؟ نوبت؟ رانت؟
چطور دولت مثلا بانکها رو bail out میکنه صدای شما کاپیتالیستها در نمیاد؟ وقتی نوبت کمک به مردم میرسه آخ شد همچی؟ در همین آمریکا هم دولت به شرکتهای خصوصی و افراد وام میده از پول مالیاتی که جمع کرده!
خوب چشم بسته غیب گفتید که سرمایه هم لازم است! ایراد سوسیالیسم به دادن کنترل چرخه تولید به فرد یا افرادی خارج از محدوده کارگران است!
خب پس سرمایه هم لازم است. حالا اگر روند پرسش های منو با اون چیزهایی که به نظرت چارچوب های اخلاقیِ سوسیالیسم هستند خراب نکنی و پاسخ روشن بدی به اینجا هم میرسم.
پس اگر حالا حرف های خنده داری مثل اینکه اگر سرمایتون کاقی باشه حتمن حق کسیو خوردین بذاریم کنار، به این میرسیم که اگر قرار باشه شما با کسی شریک بشید و سرمایه نابرابر ولی کار برابر بگذارید وسط، سود رو چطور تقسیم میکنید؟ بالاخره نمیشه همه جا همیشه سرمایه برابر بذاریم که. شاید کسی مایل نباشه با شما شراکت برابر کنه، شاید به مقداری به هر دلیلی راضی باشه. فرض کنید دوستتون 40 واحد میاره شما 60 واحد. کارتون هم برابره. سود چطور تقسیم میشه؟
کدام سرمایه گذار؟ در یک سیستم سوسیالیستی یک سرمایه گذار نیست ، ابزار تولید عمومی است و کارخانهها تعاونی! دیگر یک شخص میلیونر تصمیم نمیگیرد که کجا کارخانه بسازد که کمترین خرج را بکند!
کدوم سیستم سوسیالیستی؟ کیس ما در غالب کاپیتالیسم و در زمینه سیب فروشی بود دیگه. ابزار تولید عمومی وجود نداره اصن.
چطور دولت مثلا بانکها رو bail out میکنه صدای شما کاپیتالیستها در نمیاد؟ وقتی نوبت کمک به مردم میرسه آخ شد همچی؟ در همین آمریکا هم دولت به شرکتهای خصوصی و افراد وام میده از پول مالیاتی که جمع کرده!
دولت اگر وام میده اون وامو چندبرابر پس میگیره.
اگر وام بلاعوض میده این موضوع براش منافعی داره. مثلن در صورت ورشکستگی اون سازمان یا بنگاه بازاری رو از دست میده و با این کار حتا اگر وام بلاعوض باشه، ضرر و زیانش رو کمتر میکنه. در مورد بانک های امریکا اگر بانکی در هر سیستم بانکی و در هر کشوری ورشکست بشه ممکنه این ورشکستگی بازار پولی کشور رو جابجا کنه و شیفت بده. ورشکستگی یک بانک یعنی میلیاردها دلار پول سرگردان.
ولی چه دلیلی داره دولت بیاد به هر نفر که میخواد سرمایه گذاری کنه وام بده؟ اونم بدون طرح توجیهی و فایده/هزینه؟
پس اگر حالا حرف های خنده داری مثل اینکه اگر سرمایتون کاقی باشه حتمن حق کسیو خوردین بذاریم کنار، به این میرسیم که اگر قرار باشه شما با کسی شریک بشید و سرمایه نابرابر ولی کار برابر بگذارید وسط، سود رو چطور تقسیم میکنید؟ بالاخره نمیشه همه جا همیشه سرمایه برابر بذاریم که. شاید کسی مایل نباشه با شما شراکت برابر کنه، شاید به مقداری به هر دلیلی راضی باشه. فرض کنید دوستتون 40 واحد میاره شما 60 واحد. کارتون هم برابره. سود چطور تقسیم میشه؟
ببینید از نظر من باید سیستم کاپیتالیستی نابود بشه! و سرمایه عمومی بشه ، یعنی این چیزی که شما میگویید رو من در اصل اخلاقی نمیدونم ، حالا شما میپرسید که به فرض در یک سیستم کاپیتالیستی چه چیزی اینجا از نظر من انسانی میشه؟ از نظر من مقدار سرمایه در تقسیم سود بی تاثیر هست ، سود از مقدار کار مشخص میشه یعنی شما ۷۰ درصد سرمایه بذاری طرف مقابل ۳۰ درصد ولی شما کار نکنی و اون شخص کار کنه ، شما هیچ حقی در سود نداری ! این از principle من که من ترجیح میدهام سیستم اینگونه باشد! ولی حالا مثلا در آمریکا یا کانادا که همچین چیزی امکان ندارد چگونه سیستم را انسانی تر کنیم؟ مثلا ۲ نفر باشند یکی ۶۰ و دیگری ۴۰ از سرمایه گذاشته ، باید یک فرمولی ترسیم شود که برای هر ساعت کار که در تولید سود رفته چقدر از سرمایه اولیه تولید شده ، آن شخصی که کار میکند باید سرمایه آن شخصی که کار نمیکند را بزند ، چون در ذهن من نمیگنجد که کسی که کار نمیکند چگونه میتواند در سود نقش برد؟ لطفا شما توضیح بدهید!
ولی چه دلیلی داره دولت بیاد به هر نفر که میخواد سرمایه گذاری کنه وام بده؟ اونم بدون طرح توجیهی و فایده/هزینه؟
یک نفر به تنهایی وام نمیگیرد ، ۱۰ نفر با همدیگر جمع میشوند و برنامه میدهند که ما با این پول این کار را میخواهیم برای یک کاری که میخواهیم انجام بدهیم ، کارشناس بررسی میکند که اگر از نظر اقتصادی درست بود به آنها وام میدهند ، برای یک نفر هم این شخص به یک کارخانه که already وجود دارد میپیوندد ! یا اینکه یک نظریهای دارد که واقعا extraordinary است و یک کارخانه تعاونی از صندوق مشترک یا دولت ارزشی در آن میبیند که سرمایه گذاری کند!
پس اگر حالا حرف های خنده داری مثل اینکه اگر سرمایتون کاقی باشه حتمن حق کسیو خوردین بذاریم کنار، به این میرسیم که اگر قرار باشه شما با کسی شریک بشید و سرمایه نابرابر ولی کار برابر بگذارید وسط، سود رو چطور تقسیم میکنید؟ بالاخره نمیشه همه جا همیشه سرمایه برابر بذاریم که. شاید کسی مایل نباشه با شما شراکت برابر کنه، شاید به مقداری به هر دلیلی راضی باشه. فرض کنید دوستتون 40 واحد میاره شما 60 واحد. کارتون هم برابره. سود چطور تقسیم میشه؟
چیستان مزدائیک درآوردهاید؟ ((:
دو دو تا چارتای اینکه یکی ٦٠% سرمایه و ٤٠% کار, دیگری ٦٠% کار و ٤٠% سرمایه گذاشته, چه پیوندی به دادگری فرایند دارند؟
اگر این دو تن خود در سامانهیِ کمونیستی نباشند باز میشود همان بهرهکشی از جای دیگر. تنها زمانی بهرهکشی رخنمیدهد که سود و زیان همگان هر دو
یک کاسه شده باشند, که در چنین جایی سرمایه (= پولِ در گردش برای کار) نمیتواند چند درسد دست این و چند درسد دست آن باشد, بجای آن هر
کس بفراخور و اندازهیِ کاری که در جایِ سرمایهگذاشته (براه دولت و بمیانجی بگوییم رایزنگاهها) میانجامد بهرهیِ آنرا نیز میبرد,
ولی آنهم نه آنجوریکه یکی ١ میلیارد دلار درآمد سالانه داشته باشد, یکی ٢٠ هزار دلار!!
چطور دولت مثلا بانکها رو bail out میکنه صدای شما کاپیتالیستها در نمیاد؟ وقتی نوبت کمک به مردم میرسه آخ شد همچی؟ در همین آمریکا هم دولت به شرکتهای خصوصی و افراد وام میده از پول مالیاتی که جمع کرده!
👍
این از ترفندهایِ بهرهکشان است که سود را میان خودشان میهنبازند, زیان را میان مردم: Lemon socialism - WiKi
مشکل این هست که کسی اصلا نباید از ابتدا آنقدر سرمایه داشته باشد که بتواند این کار را بکند
حالا نمیدونم منظورش هر شکلی از سرمایه بود (که شما یک بقالی هم باز کنید سرمایه دار هستید) یا منظورش سرمایه های گنده گنده بود. اگر منظورش هر شکل و مقداری از سرمایه بود مشخصن جامعه ای که نشه درش 20 هزار دلار پول پس انداز کرد به درد جرز لای دیوار هم نمیخورد. شخصی ناراحتِ بهره کشی هستش کارگر استخدام نکنه خودش برای خودش با سرمایه خودش کار کنه یا استخدام کارگر رو توسط اشخاص ممنوع کنند، این همه مغازه داریم که طرف تک و تنها داره کار میکنه
حالا نمیدونم منظورش هر شکلی از سرمایه بود (که شما یک بقالی هم باز کنید سرمایه دار هستید) یا منظورش سرمایه های گنده گنده بود. اگر منظورش هر شکل و مقداری از سرمایه بود مشخصن جامعه ای که نشه درش 20 هزار دلار پول پس انداز کرد به درد جرز لای دیوار هم نمیخورد. شخصی ناراحتِ بهره کشی هستش کارگر استخدام نکنه خودش برای خودش با سرمایه خودش کار کنه یا استخدام کارگر رو توسط اشخاص ممنوع کنند، این همه مغازه داریم که طرف تک و تنها داره کار میکنه .
باز توضیح میدهم ، ایراد اینجا اصل داشتن سرمایه نیست! ایراد بهره کشی است! فرض کنیم شما از سهم مساوی خود کمتر از شخص دیگری خرج میکنید و طی سالها یک پولی اندوخته میشود ، این پول از بهره کشی از شخص دیگری به دست نیامده و حق شما هست!
حالا اگر شما با این پول یک بقالی باز کنید و مثلا ماهی ۲۰۰ دلار سود ببرید و از این ۲۰۰ دلار ۵ دلار به یکی که در مغازه کار میکند بدهید ، شما دارید بهره کشی میکنید و سرمایه جدید تولید شده از بقالی حق شما نیست!
حالا اگر شما با این پول یک بقالی باز کنید و مثلا ماهی ۲۰۰ دلار سود ببرید و از این ۲۰۰ دلار ۵ دلار به یکی که در مغازه کار میکند بدهید ، شما دارید بهره کشی میکنید و سرمایه جدید تولید شده از بقالی حق شما نیست!
اون وقت تکلیف اون کسی که آه در بساط نداره چیه ؟ نمیشه که سرمایه اولیه از یک شخص باشه و شخصی که هیچ سرمایه ای نذاشته تمام سود رو جارو کنه ببره!!!
البته قبلن هم گفتم شما 20 هزار تا بیاورید اینجا بقالی باز کنید من میشوم کارگرتان سرمایه اولیه تان + 30% اضافه تر که برگشت شما را به خیر و من را به سلامت . (به هیچ عنوان نگران بهره کشی از من هم نباشید، خودم دارم پیشنهاد میدم)
البته قبلن هم گفتم شما 20 هزار تا بیاورید اینجا بقالی باز کنید من میشوم کارگرتان سرمایه اولیه تان + 30% اضافه تر که برگشت شما را به خیر و من را به سلامت . (به هیچ عنوان نگران بهره کشی از من هم نباشید، خودم دارم پیشنهاد میدم)
من هم که حرفی نزدم! شما کار میکنید و این حق شما هست که پول را نگاه دارید! تازه این ۳۰% نیز حق من نیست اگر من خودم کار نکنم!👍
اگر دولت نماینده همه ی مردم ( و شما) باشد، هیچ گرفتاری ندارد اینکار! تا کنون ولی چون دولت های سرمایه داری، نماینده و نگهبان سرمایه داران بوده اند و پلیس و ارتش آن سگهای مزدور آنان بوده، نام "دولت" از دید تاریخی بد در رفته، بگونه ای که گروهی آنارشیست هم شده اند که ما از بیخ چیزی بنام و با کارکرد" دولت" نمیخواهیم. درست مانند اینکه بگوییم که ما جرثقیل نمیخواهیم چون با آن تا کنون مردم را دار زده اند!