درود دوستان من یه دشواری ای دارم که دوست دارم نگر شما را بدونم. من نمی دانم چرا انقدر عشق فرنگ دارم! از کودکی همینجوری بوده ام. در ویرم اینگونه نهادینه شده که آدم فقط اگر به کشورهای بیگانه(خارجی) برود می تواند خوشبخت باشد!!! در حالیکه میبینم بسیاری از در ایران بودن خرسند هستند. نگر شما چیه؟ آیا آدم می تونه در ایران باشد و کامروا و خرسند باشد؟؟؟ یا کسی چوم من باید میهن را پدرود گوید؟
من که زبان فارسی را دوست دارم و شاهنامه می خوانم چرا فرنگ را دوست دارم؟؟؟؟
کلاً منش و شخصیت سنتی ای دارم. زیاد هم اهل باده و می و دختربازی و دیسکو نیستم، ولی...! مهر ورزیده و بگویید که در ایران هم اگر بمانی می توان شاد و پدرام(خوشحال) بود! پارسیگر
نه، در تهران زندگی کردن فرق می کند با قم یا مشهد شاید ایرانیانی که اروپا زندگی میکنند ،تهران را ترجیح دهند بستگی به شرایط روحی و اخلاقی هر فرد دارد
حالا چه شد که قم را با مشهد یکی دانستید؟
من به سبب شغلم در هردوی این شهرها زندگی کرده ام .آن خراب شده قم کجا و مشهد کجا. باور کنید پارتی هایی که در مشهد رفته ام در خود تهران هم نظیر اش را تاکنون ندیده ام.
من به سبب شغلم در هردوی این شهرها زندگی کرده ام .آن خراب شده قم کجا و مشهد کجا. باور کنید پارتی هایی که در مشهد رفته ام در خود تهران هم نظیر اش را تاکنون ندیده ام.
یکی ندانستم جز از نظر مذهبی بودنشان البته مشخص ست که مشهد مثل سابق نیست،و زیارتی بودنش در حاشیه قرار گرفته.
نه، در تهران زندگی کردن فرق می کند با قم یا مشهد شاید ایرانیانی که اروپا زندگی میکنند ،تهران را ترجیح دهند بستگی به شرایط روحی و اخلاقی هر فرد دارد
تهران بدترین شهریست که من در آن بودهام! بوی گند و لجن از سر و رویش میبارد. گورستانیست برای خودش! هر گاه از این شهر خارج شدهام، آرزو کردهام که بار دیگر به آن بازنگردم ولی زهی خیالِ باطل که بازگشت همه به سوی اوست!
تهران بدترین شهریست که من در آن بودهام! بوی گند و لجن از سر و رویش میبارد. گورستانیست برای خودش! هر گاه از این شهر خارج شدهام، آرزو کردهام که بار دیگر به آن بازنگردم ولی زهی خیالِ باطل که بازگشت همه به سوی اوست!
تهران بدترین شهریست که من در آن بودهام! بوی گند و لجن از سر و رویش میبارد. گورستانیست برای خودش! هر گاه از این شهر خارج شدهام، آرزو کردهام که بار دیگر به آن بازنگردم ولی زهی خیالِ باطل که بازگشت همه به سوی اوست!
من خیابان های اصفهان را بسیار دوست می دارم.یادش به خیر چند سال پیش که وضع هوای تهران وحشتناک شده بود،یک مسافرتی به اصفهان(که آن هم بسیار آلوده است اما به پای تهران نمی رسد) داشتم که در بازگشت در ایستگاه راه آهن تهران براستی خلقم تنگ شد.در آن لحظه آرزویم بود که به جای تهران در اصفهان زندگی می کردم.
نه ، بیربط است! آزادی در جهنمستانی چون تهران، هیچ نمیارزد! جایی که همهی آدمهایش بطور پیشفرض دزد و کلاهبردار و شرور و جیببر و خبیث هستند مگر اینکه غیرش اثبات شود در وسعتی 13 میلیونی، بیشک جهنمیست که الله هم بدترین بندهاش را برای تبعید بدانجا نخواهد فرستاد!
نه ، بیربط است! آزادی در جهنمستانی چون تهران، هیچ نمیارزد! جایی که همهی آدمهایش بطور پیشفرض دزد و کلاهبردار و شرور و جیببر و خبیث هستند مگر اینکه غیرش اثبات شود در وسعتی 13 میلیونی، بیشک جهنمیست که الله هم بدترین بندهاش را برای تبعید بدانجا نخواهد فرستاد!
من خیابان های اصفهان را بسیار دوست می دارم.یادش به خیر چند سال پیش که وضع هوای تهران وحشتناک شده بود،یک مسافرتی به اصفهان(که آن هم بسیار آلوده است اما به پای تهران نمی رسد) داشتم که در بازگشت در ایستگاه راه آهن تهران براستی خلقم تنگ شد.در آن لحظه آرزویم بود که به جای تهران در اصفهان زندگی می کردم.
اصفهان شهر خوبیست شهریار جان. مردمی بیآزار و نسبتا بافرهنگ دارد که کاری به کاری کسی ندارند. بارها شده که ساعتهای 2 و 3 بامداد در خیابانهای اصفهان آزادنه گشتهایم (گاهی با دختری در کنارم) اما هرگز کسی کاری به کارم نداشته. در شیراز که بودم، پس از ساعت 10 شب باید شهامت به خرج میدادم برای بیرون رفتن. در دیگر شهرها هم همینطور بود تقریبا.
اما اگر هوای صاف و خالص و شهری آرام با مردمی بافرهنگ همراه با طبیعیتی زیبا و روحبخش میخواهید رشت و کلا استان گیلان را از دست ندهید. دختران و والدینشان هم بسیار اوپنمایند هستند! برای دوستانی که از شهرهایی چون کرمانشاه و مشهد میآمدند اصلا قابل باور نبود که خیلی راحت به عنوان دوست پسر، با برادران و خانوادهی دختر در ارتباط باشند و روی سفرهشان بنشینند! من بیشک اگر نتوانم از ایران خارج شوم، تنها شهری که رغبت زیستن در آن را خواهم داشت، رشت خواهد بود!
خیر به هیچ وجه بیانصافی نیست! یک حقیقت است که هر روز با آن از خانه خارج میشویم ولی شهامت پذیرفتناش را نداریم. نه؟ فردا که رفتید بیرون، داخل مترو و اتوبوس یا هرجای پرازدحام که شدید، اصلا به جیب و کیف و دیگر وسایل همراهتان فکر نکنید. یا بینگرانی سوئیچ ماشین خود را درون ماشین پارک شده کنار خیابانِ آزادی جابگذارید. میتوانید؟
خیر به هیچ وجه بیانصافی نیست! یک حقیقت است که هر روز با آن از خانه خارج میشویم ولی شهامت پذیرفتناش را نداریم. نه؟ فردا که رفتید بیرون، داخل مترو و اتوبوس یا هرجای پرازدحام که شدید، اصلا به جیب و کیف و دیگر وسایل همراهتان فکر نکنید. یا بینگرانی سوئیچ ماشین خود را درون ماشین پارک شده کنار خیابانِ آزادی جابگذارید. میتوانید؟
سفر به تهران زیاد داشته ام ولی آنجا زندگی نکردم،پس نمیتوانم راحت تائید کنم یا رد... چند سال پیش عموی بزرگم تهران را ترک کرد ولی هر موقع حرف می شود پشیمان ست از این جدایی او تهران را بیشتر دوست داشت و دارد و همچنین چند نفر دگر که نقل مکان کردند و بعد از چند ماه ناراضی از این تصمیم... پس عمومیت ندارد این کلی گویی شما... البته به نگر من تهران و قم فرقی نمیکند، هر شهری غباری غم و مردگی بر چهره دارد حال کمتر و بیشتر
...
+ مختص به تهران و آزادی اش نیست
،شما کجا می توانید بینگرانی سوئیچ ماشین خود را درون ماشین پارک شده جابگذارید؟ میتوانید؟
سفر به تهران زیاد داشته ام ولی آنجا زندگی نکردم،پس نمیتوانم راحت تائید کنم یا رد... چند سال پیش عموی بزرگم تهران را ترک کرد ولی هر موقع حرف می شود پشیمان ست از این جدایی او تهران را بیشتر دوست داشت و دارد و همچنین چند نفر دگر که نقل مکان کردند و بعد از چند ماه ناراضی از این تصمیم... پس عمومیت ندارد این کلی گویی شما... البته به نگر من تهران و قم فرقی نمیکند، هر شهری غباری غم و مردگی بر چهره دارد حال کمتر و بیشتر ...
خب همین هم هست،
شما نباید انتظار داشته باشید کسی که همهی عمرش (مثلا بیش از 20 سال) را در تهران گذرانده باشد، دلتنگش نشود.
مولانا حکایتی دارد که میگوید روزی شخصی چاه بازکن گذرش به بازار عطرفروشها افتاد و ناگهان از هوش رفت. کسان در پی چاره بودند که شخصی آشنا مشتی فضله گرفت زیر دماغش و و او ناگهان جان گرفت. گفتند حکمتش چه بود، گفت که این چاه باز کن آنقدر که در ته چاهِ مستراح بوده، بوی گوه به مشامش بسیار دلنشین است اما رایحهی گل و گیاه به او هیچ نمیسازد!
شما کجا می توانید بینگرانی سوئیچ ماشین خود را درون ماشین پارک شده جابگذارید؟ میتوانید؟
هیچ جا به اندازهی تهران با نگرانی اینکار را نمیکنم. شما باید بدانید که در اینجا در روز روشن از شما زورگیری میکنند و همگان هم تماشا میکنند. من یکبار از روی پله برقی متروی تجریش افتادم و تمام بدنم خورد و خونآلود شد. کسی مرا پشم خود هم حساب نکرد! اصلا انگار هیچ اتفاقی نیافتاده. درون قطار هم با اینکه از درد به خود میپیچیدم، کسی صندلیاش را به من تعارف نکرد. من چند سالی در تهران بودهام. همه جایش هم بودهام. از بالا تا پائینش جملگی گند و گوه است.
شما نباید انتظار داشته باشید کسی که همهی عمرش (مثلا بیش از 20 سال) را در تهران گذرانده باشد، دلتنگش نشود.
از من میتوانید داشته باشید داریوش جان! چیزی که در مورد مترو نوشتید کوچکترین بخش از فاجعه ای به نام تهران است. البته خود تهران به خودی خود چیز بدی نیست مردمانش هستند که بدش کرده اند. خود تهران یک شهر مدرن است با مردمانی غیر مدرن و به شدت عقب مانده از نظر فرهنگی و نمایش دادن هر چه بیشتر این عقب ماندگی نه تنها ایرادی ندارد بلکه ارزش هم هست.
هیچ جا به اندازهی تهران با نگرانی اینکار را نمیکنم. شما باید بدانید که در اینجا در روز روشن از شما زورگیری میکنند و همگان هم تماشا میکنند. من یکبار از روی پله برقی متروی تجریش افتادم و تمام بدنم خورد و خونآلود شد. کسی مرا پشم خود هم حساب نکرد! اصلا انگار هیچ اتفاقی نیافتاده. درون قطار هم با اینکه از درد به خود میپیچیدم، کسی صندلیاش را به من تعارف نکرد. من چند سالی در تهران بودهام. همه جایش هم بودهام. از بالا تا پائینش جملگی گند و گوه است.
وقتی این بلا سر یک زن بیاید هم چنین بی تفاوت هستند؟
وقتی این بلا سر یک زن بیاید هم چنین بی تفاوت هستند؟
اگر مرد باشید که اصلا نباید انتظار داشته باشید در میان جمعیت کسی به شما کمکی بکند. زن اگر باشد اندک شانسی هست. اینها را تنها زمانی درمییابید که چند سالی رد تهران زندگی کرده باشید.
اگر مرد باشید که اصلا نباید انتظار داشته باشید در میان جمعیت کسی به شما کمکی بکند. زن اگر باشد اندک شانسی هست. اینها را تنها زمانی درمییابید که چند سالی رد تهران زندگی کرده باشید.
یک روز مجبور شدم از ایستگاه قلهک بروم
سمت شوش(گمانم همین بود اسمش)
اگر ناخوداگاه چشم در چشم کسی میشدی درسته قورتت میدادند مخصوصا ایستگاه شوش😓
+ ولی تا بحال چنین تلخ نشنیده بودم از نزدیکانم که آنجا ساکن هستند
عجب جهنمی ترسیم کردید از تهران ، زین پس هر گاه تهران بروم بی شک سخنان شما باعث می شود فقط بدنبال ربط دادن هر چیز به فساد(از هر نوعش) باشم
خب البته لازم نیست بترسید، در روز میلیونها انسان در این شهر به کارشان میرسند و اتفاقی هم برایشان نمیافتد. اما باید به خاطر باشید که در این شهر به راستی چیزی به نام اخلاق و انسانیت یافت نمیشود. مردم در این شهر آنقدر پلیدی و پلشتی و زشتی دیدهاند که کاملا به آن خو کردهاند. بدی در این جا دیگر هیچ درجهای از قباحت را به همراه ندارد. اینکه کسی با دروغ سر شما را کلاه میگذارد، گناهِ او نیست، تقصیر نازرنگ بودنِ خودتان است. آدمهای خوبِ این شهر کسانی هستند که به شما کاری ندارند و مرگتان جلوی چشمشان هیچ واکنشی را در آنها برنمیانگیزاند. آدمهای نه خوب و نه بدش کسانی هستند که وقتی در حال جان دادن هستید، جیبهایتان را خالی میکنند و کار دیگری با شما ندارند. بدها آنها هستند که در همان موقع لگدی هم بهتان میزنند. بدترینها اما کسانی هستند که کلیههایتان را برای فروختن میدزدند.
شوش و مولوی و راهآهن و آذری و ... هم براستی جاهای خطرناکی هستند در تهران. اگر یکبار بروید متوجه منظورم میشوید.
کاملن هم درست است! بر خلاف بسیاری از ایرانیها که فکر میکنند اگر یک ایرانی دیگر به اینجا بیاید و جا برای وی تنگ میشود من همیشه به همه میگویم
اینجا هزاران بار بهتر از ایران است و در صورتی که تمایل دارید یا فکرش را در سر دارید اصلن صبر نکنید و بیایید. مشکلات یک مهاجر در اینجا خلاصه میشوند به یادگیری قوانین و فرهنگ و زبان و آماده شدن برای ورود به بازار کار!
در اینجا اگر امروز شما تصمیم بگیرید که میخواهید یک BMW سری 7 آخرین مدل سوار شوید یک سال که بروید کار کنید سال دیگر سوار آن ماشین هستید. در ایران اگر شما امروز تصمیم بگیرید همان کار را بکنید شاید با کلی دزدی و پارتی بازی و ... بتوانید 10 سال دیگر یک دست دومش آن هم به تاریخ امروز نه 10 سال بعد بخرید. از بابت مسایل غیر اقتصادی هم که از هر نظری بگید ایران کمبود داره هر چی که فکرش رو بکنید! فرهنگ درست در بین مردم نیست ، تفریح درست و حسابی نیست ، آزادی بیان نیست ، آزادی اندیشه نیست . هیچی نیست.
ولی آنگونه که میاندیشید[٢] نیست پس از چندی خوشی آن میرود
روسیه را نمیدانم ولی آلمان را مشروط بر اینکه به یک زندگی آرام و همیشه یکنواخت رضایت بدهید گارانتی میکنم که خوشی هایش نمیرود! به من نگاه نکنید! من از روز نخست هم از آلمان و قوانینش خوشم نمی آمد هنوز هم نمی آید و به محض اینکه این جبری که بالای سرم هست گورش رو گم کنه از اینجا میروم .
اصفهان شهر خوبیست شهریار جان. مردمی بیآزار و نسبتا بافرهنگ دارد که کاری به کاری کسی ندارند. بارها شده که ساعتهای 2 و 3 بامداد در خیابانهای اصفهان آزادنه گشتهایم (گاهی با دختری در کنارم) اما هرگز کسی کاری به کارم نداشته. در شیراز که بودم، پس از ساعت 10 شب باید شهامت به خرج میدادم برای بیرون رفتن. در دیگر شهرها هم همینطور بود تقریبا.
اما اگر هوای صاف و خالص و شهری آرام با مردمی بافرهنگ همراه با طبیعیتی زیبا و روحبخش میخواهید رشت و کلا استان گیلان را از دست ندهید. دختران و والدینشان هم بسیار اوپنمایند هستند! برای دوستانی که از شهرهایی چون کرمانشاه و مشهد میآمدند اصلا قابل باور نبود که خیلی راحت به عنوان دوست پسر، با برادران و خانوادهی دختر در ارتباط باشند و روی سفرهشان بنشینند! من بیشک اگر نتوانم از ایران خارج شوم، تنها شهری که رغبت زیستن در آن را خواهم داشت، رشت خواهد بود!
راستش را بخواهید داریوش جان؛من دیگر اهمیت چندانی به اوپن مایند بودن دخترها و آسان بودن دختربازی و اینها نمی دهم.اما بدون شک اگر روزگاری بتوانم از شر کار خلاص شوم،انتخاب اول و آخرم شمال ایران خواهد بود.مخصوصا گیلان.
در مورد شیراز و نا امنی آن هم بسیار شنیده ام.آنجا فامیل بسیار دارم و گویا تگزاسی است برای خودش.
همنژاد ؟! میشه بپرسم نژاد دقیقن چه برتری ایجاد میکنه ؟ اون چیزی که بین دو انسان نزدیکی ایجاد میکنه فرهنگ نزدیک و عقاید مشابه هستش نه نژاد!
برتری نداره نژاد ولی من روانم بهم میخورد اگر نژادهای آفریکایی با نژاد سپید ببینم یا چینی خر با اسپ میخوابه با گورخر هم میخوابه ولی با پیل یا سگ که دیگه نمیشه! برای من چیز خوبی نیست همان کبوتر با کبوتر باز با باز! آلمانیها هم همینگونه بودند که تازگیها ریده اند! ترک و عرب و نیگر ریخته تو کشورشون باربری و نرکی اشان را میکنند! نون باز ترک یه چیزی! خاک بر سر اشان! توی همین روسیه اگر از شهر های بالای ایران مانند تبریز و مشهد و گیلان باشید یا از بلوچستان دید اشان خیلی دگرسان است! هرکسی باید با چیزی مانند خودش باشد!
هرچند جهان دارد این را فراموش میکند و ریده است!
هر روز پسرفت بخور و بخواب و برین! زن ها هرروز پررو تر و خواهان دارایی برابر ولی خواهان سرپرستی و پاسخگویی کمتر! آری اگر دنبال این بخور و بخواب و این چرت و پرت ها باشید فرنگ جای خوبی هست. هرچند باید مانند خر کار هم بکنید!
یه چیز دیگر هم ایکه زندگی خوب در همه ی کشور های اروپایی نیست! کمتر کسی به بلاروس و لهستان و بلغارستان میرود! استرالیا هم من شنیده ام مردم بدی دارد.
زندگی در اروپا و آمریکا برای پولدارهای که زیاد میهن خود را دوست ندارند و وابسته به آن نیستند و فرهنگ اروپا را خوب درمیابند خوب است. اگرنه اینگونه نیست. میشناسم خیلی ها که در منهتن آمریکا زندگی میکنند و مانند سگ پشیمان هستند!
اینجا هزاران بار بهتر از ایران است و در صورتی که تمایل دارید یا فکرش را در سر دارید اصلن صبر نکنید و بیایید. مشکلات یک مهاجر در اینجا خلاصه میشوند به یادگیری قوانین و فرهنگ و زبان و آماده شدن برای ورود به بازار کار!
درود سپاس که در راستای جستار سخن گفتی. من کلاً یک کمی آدم کمرویی هستم و آن زرنگیهایی که باید آدم در بازار کار ایران را داشته باشد را ندارم. البته کار می کنم. ولی همیشه تماشاگر جلوزدن دیگرانی هستم که هیچ چیز بهتر از من ندارند به جز زبان درازتر و کاراکتر بازاری تر. می خوام بدانم برای یکی همچون من ایران بهتر است یا آلمان و .. . یعنی اگر من بیایم آنجا راحتتر کار می کنم؟؟؟ یا آنجا هم مثل ایران زبان-دراز-پرور است؟ ممنون
درود
سپاس که در راستای جستار سخن گفتی.
من کلاً یک کمی آدم کمرویی هستم و آن زرنگیهایی که باید آدم در بازار کار ایران را داشته باشد را ندارم. البته کار می کنم. ولی همیشه تماشاگر جلوزدن دیگرانی هستم که هیچ چیز بهتر از من ندارند به جز زبان درازتر و کاراکتر بازاری تر.
می خوام بدانم برای یکی همچون من ایران بهتر است یا آلمان و .. . یعنی اگر من بیایم آنجا راحتتر کار می کنم؟؟؟
یا آنجا هم مثل ایران زبان-دراز-پرور است؟
ممنون
اگر کارشناسی یا زبردستی والا در کاری دارید, هر کجا بهرهکش بود بیگمان از شما بخوبی کار خواهند کشید, نگران نباشید!
(:
جدای آن, برای زندگی رویهمرفته همهیِ کشورها از ایران بهتر هستند, آلمان هم جایِ خوبیست و کاریابی هم در آن
آسان است. بهترین ویژگی اروپای غربی, بویژه آلمان و هلند در زینهار بالا است. من از همهیِ زمانیکه اروپا
بودهام تاکنون هتّا یکبار! با کسی برخورد و درگیریِ فیزیکی نداشتهام, ولی در ایران هر چند هفته یکباری درگیر
بودم: با بسیج, با پیر, با جوان, با راهنمایی رانندگی, با راننده تاکسی, با سپاه, با گشت ارشاد, با ...
دوست عزیز در غرب شما ظرف بشورید از یک مهندس داخل ایران درامد چندین برابر بیشتر دارید ،
بروید روی صندلی وسط خیابان به خدا ، محمد علی ، رئیس جمهور کشور پادشاه اینها هرچه میخواهید بگویید کسی با شما کاری ندارد ، کافی است مزه آزادی را چشیده باشید که دیگر هرگز پا در ایران نمیگذارید
خیر ، اکنون ایران هم آنچنان هزینه زندگی با غرب فرق نمیکند ، قیمتها یا برابر یا بیشتر از غرب است ، حداقل در غرب این است که پول شما کافی است و دخل و خرج میخواند
دوست عزیز در غرب شما ظرف بشورید از یک مهندس داخل ایران درامد چندین برابر بیشتر دارید ،
سپاس از شرکت شما در این جستار لیک یکی از دوستان میگفت فامیلشان رفته در فرانسه ، بعد از ده سال دوباره به ایران بازگشته و گفته که در ایران آسانتر می توان پولدار شد. البته منظورش پولدارشدن بدون کار کردن بود.
گویا در اروپا نمی گذارند مردم از یک اندازه ای بیشتر پولدار شوند و ساو(مالیات) زیاد میگیرند.
من می گویم به همین دلیل اروپا خوب است. چون هرکس اهل کار و کوشش باشد به رنجش گنج می دهند. نه مانند ایران که دنیا به کام زباندرازان می گردد.
البته گمان می کنم در آمریکای سرمایه داری مثل ایران باشد.
گویا در اروپا نمی گذارند مردم از یک اندازه ای بیشتر پولدار شوند و ساو(مالیات) زیاد میگیرند.
درسته, ولی همچنان سرمایهداری هست و برخی باز با دزدی
و بهرهکشی پولهای آنچنانی درمیاورند و اینجور نیست مفتخور بیکار نبینید.
اروپا تنها تراز بهزیستیِ بسیار بالاتری در همسنجی با ایران دارد, آنهم از همینرو که پاژ بالایی
— باز در همسنجی با ایران, یا آمریکا — از همین بهرهکشان میگیرد و به خود مردم برمیگرداند.
من می گویم به همین دلیل اروپا خوب است. چون هرکس اهل کار و کوشش باشد به رنجش گنج می دهند.
نه مانند ایران که دنیا به کام زباندرازان می گردد.
👍
در نگاه نخست شاید اینگونه بسَهد, ولی در فرهود این هزینهها را بهرهکشان باهوشترِ آنجا میکنند تا زینهار و آسایش خودشان براه باشد (شهر ما خانهیِ ما).
اگرنه نیک بنگرید, همهیِ جهان نمیتوانند مانند آلمان باشند, دهها کشور با نیروی کار ارزان و یامفت مانند چین و ... باید آنجا باشند تا تاوان یک آلمان را بدهند.
خب البته لازم نیست بترسید، در روز میلیونها انسان در این شهر به کارشان میرسند و اتفاقی هم برایشان نمیافتد. اما باید به خاطر باشید که در این شهر به راستی چیزی به نام اخلاق و انسانیت یافت نمیشود. مردم در این شهر آنقدر پلیدی و پلشتی و زشتی دیدهاند که کاملا به آن خو کردهاند. بدی در این جا دیگر هیچ درجهای از قباحت را به همراه ندارد. اینکه کسی با دروغ سر شما را کلاه میگذارد، گناهِ او نیست، تقصیر نازرنگ بودنِ خودتان است. آدمهای خوبِ این شهر کسانی هستند که به شما کاری ندارند و مرگتان جلوی چشمشان هیچ واکنشی را در آنها برنمیانگیزاند. آدمهای نه خوب و نه بدش کسانی هستند که وقتی در حال جان دادن هستید، جیبهایتان را خالی میکنند و کار دیگری با شما ندارند. بدها آنها هستند که در همان موقع لگدی هم بهتان میزنند. بدترینها اما کسانی هستند که کلیههایتان را برای فروختن میدزدند.
شوش و مولوی و راهآهن و آذری و ... هم براستی جاهای خطرناکی هستند در تهران. اگر یکبار بروید متوجه منظورم میشوید.
آری زینهار تهران براستی نزدیک به صفر است, ولی خب هر کس کجا زاده میشود یکجورهایی
به همانجا دلمیبنند, من هنوز هم تهران پرهیاهو و سرزنده و بزرگ را دوست دارم و گاه دلتنگ
پاتوقهایِ فراوان از شهرک غرب و .. که میشناختم و میپلاسیدیم میشوم. هتّا همین گویش تهرانی را
هم میپرستم, واژهها آسان و بی تاکید (stress) چندان به زبان میایند و یک جور سهش لختی و آسانگیری میدهند.
رویهم شهر زیبایی است و همهیِ مردم هم آن اندازه که آوردید بد
نیستند تازه کجا همچو راننده تاکسیهایِ فرهیختهای هرگز پیدا میکنید؟ (;
خب البته لازم نیست بترسید، در روز میلیونها انسان در این شهر به کارشان میرسند و اتفاقی هم برایشان نمیافتد. اما باید به خاطر باشید که در این شهر به راستی چیزی به نام اخلاق و انسانیت یافت نمیشود. مردم در این شهر آنقدر پلیدی و پلشتی و زشتی دیدهاند که کاملا به آن خو کردهاند. بدی در این جا دیگر هیچ درجهای از قباحت را به همراه ندارد. اینکه کسی با دروغ سر شما را کلاه میگذارد، گناهِ او نیست، تقصیر نازرنگ بودنِ خودتان است. آدمهای خوبِ این شهر کسانی هستند که به شما کاری ندارند و مرگتان جلوی چشمشان هیچ واکنشی را در آنها برنمیانگیزاند. آدمهای نه خوب و نه بدش کسانی هستند که وقتی در حال جان دادن هستید، جیبهایتان را خالی میکنند و کار دیگری با شما ندارند. بدها آنها هستند که در همان موقع لگدی هم بهتان میزنند. بدترینها اما کسانی هستند که کلیههایتان را برای فروختن میدزدند.
شوش و مولوی و راهآهن و آذری و ... هم براستی جاهای خطرناکی هستند در تهران. اگر یکبار بروید متوجه منظورم میشوید.
دوستان شمالی که با شمال آشنایی دارند گفتند رشت و اینها مردمی خونگرم و مهربان و اوپنی دارد، بقیه جاها چطور است، کجاها بد است؟(جهت آشنایی و اطلاعات عمومی)
هر شهری هم خوب دارد هم بد. نمی توان قضاوت کرد. این تازی ها هستند که خود را از همه برتر می دانند.ما اریایی ها چنین منشی نداریم.همه انسان هستند و ارجمند.البته به جز تازی های بربر صفت.
دوستان شمالی که با شمال آشنایی دارند گفتند رشت و اینها مردمی خونگرم و مهربان و اوپنی دارد، بقیه جاها چطور است، کجاها بد است؟(جهت آشنایی و اطلاعات عمومی)
اوپن بودن اکثر شهرهای شمال به مراتب بیشتر از خونگرمی آنهاست ولی تبریزیها مردمان خونگرمی دارد
در ضمن مشهدی ها ی اصیل فرق میکنند با خاوریهایی که نصف مشهد را پر کرده اند😘
هر شهری هم خوب دارد هم بد. نمی توان قضاوت کرد. این تازی ها هستند که خود را از همه برتر می دانند.ما اریایی ها چنین منشی نداریم.همه انسان هستند و ارجمند.البته به جز تازی های بربر صفت.
مقصود من بطور نسبی بود، همانطور که طبیعت شمال همه جا یکسان نیست خلق مردمش هم متنوع است.
درود سپاس که در راستای جستار سخن گفتی. من کلاً یک کمی آدم کمرویی هستم و آن زرنگیهایی که باید آدم در بازار کار ایران را داشته باشد را ندارم. البته کار می کنم. ولی همیشه تماشاگر جلوزدن دیگرانی هستم که هیچ چیز بهتر از من ندارند به جز زبان درازتر و کاراکتر بازاری تر. می خوام بدانم برای یکی همچون من ایران بهتر است یا آلمان و .. . یعنی اگر من بیایم آنجا راحتتر کار می کنم؟؟؟ یا آنجا هم مثل ایران زبان-دراز-پرور است؟ ممنون
زبان دراز اینجا بیشتر به کارتان می آید تا ایران! اینجا از خود دفاع نکنید حقتان را میخورند یک لیوان آب هم روش و اعتراض کنی میگویند قانون است!!! در صورتی که قانون نیست. به طور کلی آلمان برای کسانی خوب است که یک زندگی سگی میخواهند - زندگی سگی از نظر من یعنی زندگی که شخص همینکه نیازهای اولیه زندگیش مانند مسکن ، خوراک ، پوشاک ، بهداشت و درمان فراهم باشد کافیش است. برای چنین زندگی آلمان خیلی هم خوب است . ولی اگر میخواهید پیشرفت کنید و یک دولت مزخرف با وضع مالیاتهای سنگین بیش از نیمی از درآمدتان را بگیرد که هم جلوی پیشرفت شما را گرفته باشد و هم آن مالیات را بدهد یک مشت مفت خور کوفت کنند وجود نداشته باشد دور آلمان را خط بکشید. پس انداز کردن در آلمان یک جورهایی بیشتر شبیه جوک میماند! البته غیر ممکن نیست ولی اسم اون چیزی که توی Spar-Konto ات میریزی هم پس انداز نیست! البته مزیت های خودش را هم دارد مثل اینکه اعصابتان راحت است و تقریبن هیچ فشار عصبی رویتان نیست. خیلی ها همین را میخواهند. به طور کلی اگر از دیدن اینکه کار کنید مالیات بدهید و ببینید مالیات شما دارد خرج یک مشت کون گشاد که نمیخواهند کار کنند آزارده میشوید دور کشورهای سوسیالی را خط بکشید.
جهانی که نژادپرستی را دارد کنار میگذارد ریده ؟ :))
فیلم the hunger games را دیده ای؟ در گروه یک نژادپرستی نبود ولی دیده چگونه بودند؟ من آن را میگویم! 30 سال پیش در آمریکا دختر و پسری از هم خوششان میامد با هم کمی در پارک خش و بش میکردند امروزه دختر 12 ساله از پسر 8 ساله بچه دار میشود.پسر به پدرش تجاوز میکند! زنان برای پول با خر و خوک سگ و شغال و کفتار و خرس و شیر و اسب میخوابند! زنان در خیابان سینه لخت راه میروند و میگویند سینه ی زنان چیز بدی نیست که دیده شوند مردم هم میاندیشند دین جلوی این چیزهارا گرفته و هرچه دین میگویید وارانه اش درست است! بازهم جهان نریده؟ آیا زمان آرما گدون نزدیک نیست؟
دوستان شمالی که با شمال آشنایی دارند گفتند رشت و اینها مردمی خونگرم و مهربان و اوپنی دارد، بقیه جاها چطور است، کجاها بد است؟(جهت آشنایی و اطلاعات عمومی)
من در اینجاها بودهام: شیراز اصفهان رشت کردستان تهران یزد با اهالی تقریبا تمام شهرهای ایران اما در ارتباط بودهام. در این میان، شهرهای زیبا اینها هستند: اصفهان-شیراز(شیراز اصلا محیط زیبایی ندارد، اما بسیار جای دیدنی دارد) -رشت و کردستان شهرهایی که بهترین مردمان را از منظر من دارند: کردستان( خونگرمترین مردمان ایران هستند براستی اما دچار بسی دگمهای سنتی و مذهبی!) اهواز(اینان نیز بسیار خونگرم هستند اما باز دچار همان دگمها هستند) اصفهان (مردمی سرد،بیآزار، نسبتا فرهیخته و روشن و صد البته هنرمند) رشت را هم که پیش از این توصیف کردهام! لرها هم انسانهای بسیار پایهای هستند! میتوانید همهجوره رویشان حساب کنید. بهترین ترکها را هم میتوانید در تبریز بیابید. تبریز یگانه کلانشهریست که فرهنگ و اخلاقِ مردمش بگا نرفته است!