رهایی از اسارت (یک)

برگ ۳ از ۵

کوشا #۱۰۱
undead_knight

بنابراین منطقی یا اخلاقی به معنای طبیعی نیست.

این یعنی تناقض

undead_knight

ما برای داشتن منطق و اخلاق نیازی به خدا نداریم،برای نمونه برای اصل عدم تناقض نیازی نیست که کسی به خدا باور داشته باشه یا نه،اینکه مایع،جامد نیست ربطی به جن و پری و الله نداره:))

بدون وجود خدا
همه کارهایی که ما انجام می دهیم یک نوع سرگرمی برای گذراندن زمان است و هیچ ارزش دیگری ندارد
ارزش کارهای ما با ارزش کارهایی که در لانه مورچه ها و کندوی زنبورها می شود کاملا مساوی است و هیچ رجحانی بر آنها ندارد.
همین کل کل کردن های ما در اینجا مسخره ترین کاری است که دو دسته از انسانها می توانند انجام دهند

!

کوشا #۱۰۲
undead_knight

مطالعه کنید جانم:)
اینو میگم چون کافیه فقط یک سرچ بکنید تا تنوع سیستم های فلسفی و اخلاقی که سنجه هایی جهان شمول ارائه میدند باعث گیج رفتن سرتون بشه:))

چنین چیزی محال است هر کس هر حرفی زده از دیدگاه خودش بر اساس پیش فرضهای قبلی گفته و الا این همه اختلاف و جنگ و کشت و کشتار معنا نداشت.
شاید در همه سیستم های فلسفی و اخلاقی مثلا دروغ گفتن را بد دانسته باشند و همه بر بد بودن آن اتفاق داشته باشند اما
در مرحله عمل هر مکتب و هر شخصی دروغ را به گونه ای تفسیر خواهد کرد که به نفع او باشد.

کوشا #۱۰۳
Anarchy

خب بر این اساس که تیشه به ریشه دیدگاه خودتون میزنید...

شما ظاهرا از وسط بحث موضوع را دیده اید
بحث این است با نفی خدا و ملاک قرار دادن طبیعت
هر چیزی تنها موجود است و

......

مزدك بامداد #۱۰۴
کوشا

بگذارید با زبان خودتان صحبت کنم
بر اساس باور شما هر آنچه در هستی وجود دارد حاصل عملکرد فرگشت است

یکی از این چیزها اندیشه وجود خداست، اگر این اندیشه درست و در راستای حفظ و بقای نسل انسان باشد ناباوران
عملا در راه مبارزه با این اندیشه راه به جایی نخواهند برد

و اگر مضر برای این هدف باشد نیازی به تلاش ناباوران نخواهد بود؛ خود فرگشت به مرور زمان این عامل مضر را نابود خواهد کرد.
پس در هر صورت این مبارزه شما بر علیه خدا معنایی نداشته و غیر قابل توجیه بر اساس مبانی خودتان است.

بیجاست،
خود ما هم بخشی از طبیعت و یکی از پراسنج های گزینش طبیعی هستیم.
زمانی این روندم توتم پرستی و آفتاب پرستی را پدید آورد که چون یک چسب،
یک گروه و قبیله را به هم پیوند میداد و انها را بر دشمن پیروز میکرد و سپس
چند خدایی و سپس تک خدایی و یا الله برای انیکه راهزنان عرب بتوانند با
شمشیر به جهان چیره شوند ولی امروز از برخورد همه ی اینها و از آموزش
از گذشته، دیگر چیزی بنام حقوق بشر و آزادی خواهی و دادگری و خردورزی
و دانش و .. پدید آمده و آهسته آهسته زیر پی باور های کهنه و نادرست را
میزند و گرچه گالیله در پیشگاه کلیسا زانو زده و به به پشیمانی روی اورد ولی
سرانجام این کلیسا بود که از او پوزش خواست و به آشغالدانی رفت!


پارسیگر

Anarchy #۱۰۵
کوشا

این یعنی تناقض

شما اصلا متوجه هستید مغلطه توسل به طبیعت چی میگه ؟

N is natural.Therefore, N is good or right.U is unnatural.Therefore, U is bad or wrong.

یعنی هر آنچه در طبیعت هست ، درست نیست...

کوشا

بدون وجود خدا
همه کارهایی که ما انجام می دهیم یک نوع سرگرمی برای گذراندن زمان است و هیچ ارزش دیگری ندارد
ارزش کارهای ما با ارزش کارهایی که در لانه مورچه ها و کندوی زنبورها می شود کاملا مساوی است و هیچ رجحانی بر آنها ندارد.
همین کل کل کردن های ما در اینجا مسخره ترین کاری است که دو دسته از انسانها می توانند انجام دهند !

خب این تنها یکی از مکاتب اخلاقی هست که میگه هر کاری که خدا بگه خوبه ، اخلاقی هست... که خروجی اون هم احکامی نظیر بریدن سر افراد تحت نام مرتد و محارب ، بریدن دست و پای آنها بر خلاف هم ، شلاق ، سنگسار و ...

یعنی در چنین مکتب اخلاقی ، به راحتی هر کاری با برچسب دستور خدا ، اخلاقی میشه...

Anarchy #۱۰۶
کوشا

چنین چیزی محال است هر کس هر حرفی زده از دیدگاه خودش بر اساس پیش فرضهای قبلی گفته و الا این همه اختلاف و جنگ و کشت و کشتار معنا نداشت.
شاید در همه سیستم های فلسفی و اخلاقی مثلا دروغ گفتن را بد دانسته باشند و همه بر بد بودن آن اتفاق داشته باشند اما
در مرحله عمل هر مکتب و هر شخصی دروغ را به گونه ای تفسیر خواهد کرد که به نفع او باشد.

1)اینکه شما باور رو نقد کنید نه باورمند رو
2) اینکه هر مکتب و شخص شامل خداباوری و خداباوران هم میشه یا نه ؟

کوشا

شما ظاهرا از وسط بحث موضوع را دیده اید
بحث این است با نفی خدا و ملاک قرار دادن طبیعت
هر چیزی تنها موجود است و ......

نه از ابتدای بحث بودم... دوستان اشاره به مغلطه رجوع به طبیعت داشتن که هر چیزی در طبیعت موجود است ( طبیعیست ) ، لزوما خوب نیست !! ایراد شما به چه چیزی هست دقیقا ؟

کوشا #۱۰۷
Anarchy

1)
نه از ابتدای بحث بودم... دوستان اشاره به مغلطه رجوع به طبیعت داشتن که هر چیزی در طبیعت موجود است ( طبیعیست ) ، لزوما خوب نیست !! ایراد شما به چه چیزی هست دقیقا ؟

من هم همین را گفتم
بدون خدا هر چیزی تنها موجود است
اما اینکه خوب است یا بد است

بستگی به منفعت شخص یا گروهی است که با آن برخورد می کند.

ایراد این است که با در نظر نگرفتن خدا هیچ چاره ای جز پذیرش نسبیت در همه چیز به خصوص در اخلاق نیست.

هست؟؟

Anarchy #۱۰۸
کوشا

من هم همین را گفتم
بدون خدا هر چیزی تنها موجود است
اما اینکه خوب است یا بد است

بستگی به منفعت شخص یا گروهی است که با آن برخورد می کند.

ایراد این است که با در نظر نگرفتن خدا هیچ چاره ای جز پذیرش نسبیت در همه چیز به خصوص در اخلاق نیست.

هست؟؟

شما اول بفرمایید ببینیم اطلاع دارید ما به طور کلی چند مکتب اخلاقی داریم ؟؟

بعد یعنی شما میفرمایید این خدا هست که به خوبی و بدی ارزش ذاتی بخشیده ؟

undead_knight #۱۰۹
کوشا

این یعنی تناقض

بدون وجود خدا
همه کارهایی که ما انجام می دهیم یک نوع سرگرمی برای گذراندن زمان است و هیچ ارزش دیگری ندارد
ارزش کارهای ما با ارزش کارهایی که در لانه مورچه ها و کندوی زنبورها می شود کاملا مساوی است و هیچ رجحانی بر آنها ندارد.
همین کل کل کردن های ما در اینجا مسخره ترین کاری است که دو دسته از انسانها می توانند انجام دهند !

من فکر میکنم معیار گفتگو بین انسان ها منطق هست،اگر شما اصول منطقی رو نمیپذیرید نمیتونید با هیچ کسی به توافق برسید!
اگر شما معنای اخلاقی یا منطقی رو میخواید بزور مساوی طبیعی بدونید دارید سر معنای واژه ها رو هم نفی میکنید.

"ارزش" یک چیز ربطی به "منطقی" بودنش نداره،شاید حتی من با شما موافق باشم که این بحث ها ارزش خاصی نداره ولی نمیشه به حکم اینکه چیزی "بی ارزش" هست اون رو "غیر منطقی" خوند.
مثلا 1=1 شاید چیز بدیهی یا بی ارزشی به نظر بیاد ولی چیزی غیر منطقی نیست.

کوشا

چنین چیزی محال است هر کس هر حرفی زده از دیدگاه خودش بر اساس پیش فرضهای قبلی گفته و الا این همه اختلاف و جنگ و کشت و کشتار معنا نداشت.
شاید در همه سیستم های فلسفی و اخلاقی مثلا دروغ گفتن را بد دانسته باشند و همه بر بد بودن آن اتفاق داشته باشند اما
در مرحله عمل هر مکتب و هر شخصی دروغ را به گونه ای تفسیر خواهد کرد که به نفع او باشد.

طبیعی هست که هر کس از دیدگاه خودش و پیش فرض های خودش حرف بزنه!قرار نیست که همه بهشون وحی بشه:))
معیاری که برای همه در این وسط مشترکه و شما هم ناچارا دارید ازش استفاده میکنید منطقه،ما چاره جز استفاده از منطق نداریم.
قسمت بولد شده هم یک سفسطه "توسل به پیامدها" هست.

اینکه در عمل چه اتفاقی میافته هم نوعی سفسطه "کارکردگرایانه"هست،اینکه یک سری باور چه کارکردهایی دارند به معنای درست یا غلط بودنشون نیست.

کوشا #۱۱۰
Anarchy

شما اول بفرمایید ببینیم اطلاع دارید ما به طور کلی چند مکتب اخلاقی داریم ؟؟

بعد یعنی شما میفرمایید این خدا هست که به خوبی و بدی ارزش ذاتی بخشیده ؟

فرض کنید بی نهایت مکتب اخلاقی داشته باشیم
اما مهم این است که به قول معروف بی مایه فطیره

تنها ذات قابل فرض در هستی خداست و تکیه بر این ذات تنها موجب و سبب ارزشمند شدن است.
بدون این ذات همه هستی با همه بزرگی که دارد

هیچ مطلق است.

Anarchy #۱۱۱
کوشا

فرض کنید بی نهایت مکتب اخلاقی داشته باشیم
اما مهم این است که به قول معروف بی مایه فطیره

بله مایه شما که منجر به بریدن سر و دست و شلاق و سنگسار و در آوردن چشم میشه ، اصلا فطیر نیست

!!

کوشا

تنها ذات قابل فرض در هستی خداست و تکیه بر این ذات تنها موجب و سبب ارزشمند شدن است.
بدون این ذات همه هستی با همه بزرگی که دارد

هیچ مطلق است.

برادر اینها که باز روضه های درون دینی شماست و اینجا ارزشی نداره !! کمتر مصادره به مطلوب بفرمایید به جایی بر نمیخوره...

پس شما میفرمایید یک عمل خوب است چون دستور/نظر/اراده خدا این بوده ؟

کوشا #۱۱۲
Anarchy

بله مایه شما که منجر به بریدن سر و دست و شلاق و سنگسار و در آوردن چشم میشه ، اصلا فطیر نیست !!

فطیر نیست چون مستند به تنها منشاء قابل فرض است.

Anarchy

برادر اینها که باز روضه های درون دینی شماست و اینجا ارزشی نداره !! کمتر مصادره به مطلوب بفرمایید به جایی بر نمیخوره...

پس شما میفرمایید یک عمل خوب است چون دستور/نظر/اراده خدا این بوده ؟

شما روضه بهتری بخوانید تا پای منبر شما گریه کنیم !

از همین الآن تا هر وقت که مایل باشید به شما و بقیه کسانی که ادعایی در این زمینه دارند
فرصت داده می شود یک دلیل منطقی و عقلانی بر لزوم زنده بودن و زندگی کردن به جز عبادت و پرستش ارائه کنید
اگر توانستید
شک نکنید من لحظه ای در ترک عقاید خود درنگ نخواهم کرد و تمام حق را یکجا به شما خواهم داد.
بسم الله...

Anarchy #۱۱۳
کوشا

فطیر نیست چون مستند به تنها منشاء قابل فرض است.

این منشا قابل فرض شما که مزین به تمامی رذائل اخلاقیست استاد...

کوشا

شما روضه بهتری بخوانید تا پای منبر شما گریه کنیم !

از همین الآن تا هر وقت که مایل باشید به شما و بقیه کسانی که ادعایی در این زمینه دارند
فرصت داده می شود یک دلیل منطقی و عقلانی بر لزوم زنده بودن و زندگی کردن به جز عبادت و پرستش ارائه کنید
اگر توانستید
شک نکنید من لحظه ای در ترک عقاید خود درنگ نخواهم کرد و تمام حق را یکجا به شما خواهم داد.
بسم الله...

شما برای ما مشخص کنید هدف خدا از تعیین لزوم عبادت و پرستشش چی بوده ؟؟

یعنی بفرمایید انقدر در دلیل یابی به عقب برید تا ببینیم قادر به تحلیل ذهنیت خدای فرضی خود هستید یا به اونجا که میرسید لال مونی میگیرید...

کوشا #۱۱۴
Anarchy

شما برای ما مشخص کنید هدف خدا از تعیین لزوم عبادت و پرستشش چی بوده ؟؟

فرض کنید هیچ هدفی در کار نبوده
خدا بوده، قدرتش رو داشته دلش خواسته و چنین هدفی رو قرار داده !

شما راه انتخابی خود را مستدل و عقلانیت آن را نشان دهید تا کسی مثل من با تکیه بر این عقلانیت با خیال راحت، بی خیال خدا و هدف و .... شود.

Anarchy #۱۱۵
کوشا

فرض کنید هیچ هدفی در کار نبوده
خدا بوده، قدرتش رو داشته دلش خواسته و چنین هدفی رو قرار داده !

شما راه انتخابی خود را مستدل و عقلانیت آن را نشان دهید تا کسی مثل من با تکیه بر این عقلانیت با خیال راحت، بی خیال خدا و هدف و .... شود.

خیر استاد اینجوری نمیشه که ما فرض کنیم !! ظاهرا شما ارتباط نزدیکی با خدا دارید ، باید جواب سوال های ما رو بدونید. شما جواب بدید در نهایت هدف چی بوده که من و شما تا ابد مشغول پرستش و عبادت خدا باشیم !! ببینیم در نهایت حرف شما چقدر معقول و منطقی هست...

کوشا #۱۱۶
Anarchy

خیر استاد اینجوری نمیشه که ما فرض کنیم !! ظاهرا شما ارتباط نزدیکی با خدا دارید ، باید جواب سوال های ما رو بدونید. شما جواب بدید در نهایت هدف چی بوده که من و شما تا ابد مشغول پرستش و عبادت خدا باشیم !! ببینیم در نهایت حرف شما چقدر معقول و منطقی هست...

من هیچ ارتباط نزدیکی با خدا ندارم یه آدم کاملا معمولی
راهی که من و امثال من انتخاب کرده ایم یک راه کاملا محافظه کارانه و مبنی بر احتیاط است و هیچ نیازی به استدلال محکم و بدون درز ندارد
چون خونه آخرش اینه که ما اشتباه کرده ایم و در نهایت هنگام مرگ
دقیقا مثل یک لامپ سوخته و تمام/

اما اگر اشتباه نکرده باشیم
این لامپ سوخته جاش با یک تلسکوپ با مقیاسی میلیادرها میلیارد برابر بزرگترین تلسکوپ های موجود، عوض میشه و
افقی به وسعت همه وجود در برابر این تلسکوپ و بقیه ماجرا...

در مورد فلسفه عبادت می توانید به دو لینک زیر رجوع کنید:
چرا باید عبادت كنیم؟

چرا باید خدا را عبادت کنیم؟

نظر شخصی من:
هیچ چیزی برای انسان لذت بخش تر از حیرت کردن نیست از مشاهده یک گل زیبا گرفته تا ریزه کاریی هایی که در وجود خود یا هستی پیرامون خصوصا ستارگان و کهکشانها و .... می بیند.
عبادت برای رسیدن به حیرتی بی نهایت است حال بعضی معدود در همین دنیا به چنین حیرتی می رسند و ندای سبحانی سبحانی ما اعظم شأنی سر می دهند
و عده بی شمار دیگر در جهان دیگر.

حالا شما بفرمایید یه استدلال نیم بند بر درستی راهی که می روید بیان کنید.

Anarchy #۱۱۷
کوشا

من هیچ ارتباط نزدیکی با خدا ندارم یه آدم کاملا معمولی
راهی که من و امثال من انتخاب کرده ایم یک راه کاملا محافظه کارانه و مبنی بر احتیاط است و هیچ نیازی به استدلال محکم و بدون درز ندارد
چون خونه آخرش اینه که ما اشتباه کرده ایم و در نهایت هنگام مرگ
دقیقا مثل یک لامپ سوخته و تمام/

اما اگر اشتباه نکرده باشیم
این لامپ سوخته جاش با یک تلسکوپ با مقیاسی میلیادرها میلیارد برابر بزرگترین تلسکوپ های موجود، عوض میشه و
افقی به وسعت همه وجود در برابر این تلسکوپ و بقیه ماجرا...

برادر کوشا ، یه چیزی شنیدی اما درست نشنیدی !! این حرف شما همون قمار پاسکال هست که قبلا پنبه اش رو زدیم !! خواستید تشریف بیارید در تاپیک خودش :

«قُمار پاسکال» Pascal's Wager

کوشا

در مورد فلسفه عبادت می توانید به دو لینک زیر رجوع کنید:
چرا باید عبادت كنیم؟

چرا باید خدا را عبادت کنیم؟

لینک به درد من نمیخوره !! اگر چیزی از خودتون دارید بفرمایید... سوال هم این بود که هدف از خلق انسان که نهایتا به عبادت خدا منجر بشه چی هست و به قول معروف آخرش که چی ؟

کوشا

نظر شخصی من:
هیچ چیزی برای انسان لذت بخش تر از حیرت کردن نیست از مشاهده یک گل زیبا گرفته تا ریزه کاریی هایی که در وجود خود یا هستی پیرامون خصوصا ستارگان و کهکشانها و .... می بیند.
عبادت برای رسیدن به حیرتی بی نهایت است حال بعضی معدود در همین دنیا به چنین حیرتی می رسند و ندای سبحانی سبحانی ما اعظم شأنی سر می دهند
و عده بی شمار دیگر در جهان دیگر.

خب بعد از حیرت کردن چی ؟ که چی بشه و به کجا برسه این حیرت ؟

این همه رنج و سختی و آزمایش و شرور بر سر ما تا به حیرت برسیم... در اینجا لقب سادیست برازنده چه موجودیست به نظر شما ؟

کوشا

حالا شما بفرمایید یه استدلال نیم بند بر درستی راهی که می روید بیان کنید.

ما زنده هستیم و زندگی میکنیم. راه ما تنها همین هست

!!

Alice #۱۱۸
کوشا

هیچ چیزی برای انسان لذت بخش تر از حیرت کردن نیست از مشاهده یک گل زیبا گرفته تا ریزه کاریی هایی که در وجود خود یا هستی پیرامون خصوصا ستارگان و کهکشانها و .... می بیند.

فارغ از بحث وجود یا عدم وجود خدا:
از این جمله خوشم آمد. من هم از ریزنگاری‌های یک شاخه گل خوشبو لذت می‌برم و
یا زمانیکه در پارکی قدم می‌زنم از بوی سبزه، بوی چمن و علف سرمست می‌شوم.

ولی خب اگر در یک شب کویری به آسمان سیاه و ستاره‌های درشت و پُررنگ می نگرم
برعکس، حیرت توام با درد می‌برم. بدنم سست می‌شود و احساس پوچی و بیچارگی
می‌کنم.

البته همه چیز به دیدگاه آدم بستگی دارد؛ برای شما فکر می‌کنم رصد آسمان
و کهکشان جلوه‌ی حق و عظمت و ید قدرت باری تعالی را نمایان می‌کند.
---
این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم
خورشید چراغدان و عالم فانوس
ما چون صوریم کاندر او گردانیم

کوشا #۱۱۹
Anarchy

برادر کوشا ، یه چیزی شنیدی اما درست نشنیدی !! این حرف شما همون قمار پاسکال هست که قبلا پنبه اش رو زدیم !! خواستید تشریف بیارید در تاپیک خودش :

«قُمار پاسکال» Pascal's Wager

پنبه؟ !!!
برهان دفع ضرر محتمل یک برهان اسکاتی است و هیچ راه فراری از آن وجود ندارد.

Anarchy

خب بعد از حیرت کردن چی ؟ که چی بشه و به کجا برسه این حیرت ؟

این حیرت تمامی ندارد و متصل به ابدیت است؛ یک ابدیت نوش بدون نیش

Anarchy

این همه رنج و سختی و آزمایش و شرور بر سر ما تا به حیرت برسیم... در اینجا لقب سادیست برازنده چه موجودیست به نظر شما ؟

بستگی دارد از کدام زاویه به موضوع نگاه کنیم
برای به دست آوردن هر چیزی باید بهای آن را پرداخت و آنچه قرار است ما بپردازیم به هیچ وجه قابل قیاس با آنچه قرار است به دست آوریم نیست؛
دمی به قول شما رنج در مقابل یک ابدیت آرامش مطلق
معامله پر سودی است نیست؟

Anarchy

ما زنده هستیم و زندگی میکنیم. راه ما تنها همین هست !!

شتر و گاو و پلنگ هم همین کار را می کنند
بدون نیاز به افزایش قابل توجه وزن مغزشان و زور زیادی فرگشت
با این حساب شما که هنوز خود را از طراز حیوانات جدا نکرده اید و خود را همسنگ آنها می دانید بهتر نیست سکوت کنید و ایرادهای بنی اسرائیلی به استدلال و برهان دیگران نگیرید؟

مزدك بامداد #۱۲۰
کوشا

رای به دست آوردن هر چیزی باید بهای آن را پرداخت

بیجاست،
ستیز بر سر همین است که جهان میتوانست
جوری باشد که برای چیز ها بهایی پرداخت نشود!

کوشا #۱۲۱
Alice

ولی خب اگر در یک شب کویری به آسمان سیاه و ستاره‌های درشت و پُررنگ می نگرم
برعکس، حیرت توام با درد می‌برم. بدنم سست می‌شود و احساس پوچی و بیچارگی
می‌کنم.

حس درستی دارید

بدون وجود خدا ما موجوداتی مفلوک و بیچاره ایم،

محصور بین دو عدم

بی هیچ نشان و آدرسی
در ناکجا آباد هستی!

کوشا #۱۲۲
مزدك بامداد

بیجاست،
ستیز بر سر همین است که جهان میتوانست
جوری باشد که برای چیز ها بهایی پرداخت نشود!

بر اساس چه منطق و چه مبنایی؟؟

مزدك بامداد #۱۲۳
کوشا

محصور بین دو عدم

بیجاست، نیستی نداریم.
همه ی ریزگانی که مارا ساخته اند، پیش از ما هم بوده اند
و پس از ما هم خواهند بود. ما تنها چینشی ویژه از این
ریزگان هستیم

کوشا

بدون وجود خدا ما موجوداتی مفلوک و بیچاره ایم،

اینهم بیجاست، به وارونه، با باور به باشنده ای پندارین
و همه کاره شمردن او، ما بیچاره و "فلک" زده ایم !
با دست برداشتن از این باور نادرست. خود میتوانیم
سرنوشت خود را بدست بگیریم، از بدآمد های آسمانی
نترسیم و آذرخش های خدایان را زندانی کنیم

!

مزدك بامداد #۱۲۴
کوشا

بر اساس چه منطق و چه مبنایی؟؟

گفتیم که اگر خدای شما آزارگر نبود، میتوانست جهانی بیافریند
که در آن نیاز نباشد که در آن برای رسیدن به چیزی توی سر
همدیگر زده و کاروانهای قریش را بدزدیم

!

folaani #۱۲۵

کوشا دیدی آخرش توی داستان خدامراد حرفی از دین و مذهب و نماز و روزه نبود؟ 😃
اسمی از پیامبر و امام هم نیامد. حتی کوچکترین اشاره ای بهش نبود.

البته من با همین نوع عرفان حال میکنم! چون با عقل من بیشتر تطابق داره.

بنظر من راههای زیادی برای پیشرفت در بعد معنوی و وارد شدن به سطوح برتر هست.

ولی نزد عموم تصور اینه که فقط دین و مذهب باید داشته باشی و اگر نداشته باشی وضعت اونور خرابه.
اما من اینطور فکر نمیکنم.

هرچند کسی چه میدونه شاید خدامراد هم در اون سطح گیر کرده بود و ناشناختنی براش یک چیز دست نیافتنی و ناشناختنی بنظر میامد بخاطر همین. شاید بخاطر همین غمگین بود و فکر آرزوهای دیگرش.
آخه آدم به هرجا هم برسه خب دوست داره بیشتر پیش بره به جای برتری برسه. چون فکر میکنه ممکنه شدنی باشه. چون حتما این پتانسیل رو میبینه که دلش میخواد. اینکه دلمون میخواد، شاید یعنی اینکه واقعا هم ظرفیتش رو داریم و جایی که هستیم حد آخر ما نیست!

بهرحال کسی چه میداند.

همه چیز پیچیده و قابل تردید است.

اما من فکر میکنم بهرحال گریزی از این نیست که هرکس بر اساس خود واقعیش پیش بره.
برای من این راه و زندگی اجتناب ناپذیر بود. این تفکر.

و فکر میکنم اینطوری سرعت پیشرفتم حداکثری شده. حداکثر ممکن برای من در حال حاضر!

بهرحال مهم نیست.

باید مثل خدامراد بود.

زیاد سخت نگرفت به خود.

ما تلاش خودمون رو میکنیم در جهتی و تاحدی که براش انگیزه و دلیل و توان کافی داریم.

دیگه نباید که خودمون رو بخاطر چیزهای نامعلوم شکنجه کنیم و آزار بدیم.

آدم باید اول در حق خودش مروت و مهربانی و عدالت رو روا بکنه.

و برای این من به حرف این و اون و منابع دینی مراجعه یا اکتفا نمیکنم، چون بهرصورت قانعم نکردن.

Anarchy #۱۲۶
کوشا

پنبه؟ !!!
برهان دفع ضرر محتمل یک برهان اسکاتی است و هیچ راه فراری از آن وجود ندارد.

اسکات جان ، شما هم که فقط خالی بندی بلدی !! خب برو تو همون تاپیک جواب بده اگه حرفی داری...

کوشا

این حیرت تمامی ندارد و متصل به ابدیت است؛ یک ابدیت نوش بدون نیش

کوشا

بستگی دارد از کدام زاویه به موضوع نگاه کنیم
برای به دست آوردن هر چیزی باید بهای آن را پرداخت و آنچه قرار است ما بپردازیم به هیچ وجه قابل قیاس با آنچه قرار است به دست آوریم نیست؛
دمی به قول شما رنج در مقابل یک ابدیت آرامش مطلق
معامله پر سودی است نیست؟

اول اینکه درد و رنج بسیار و احتمال خطا هم بسیار آن هم در یک باری که با رضایت ما طراحی نشده منطیقه ؟ دوم چه چیزی نصیب خدا میشه و هدف خدا از این گل بازی و حیرت افکنی به روح و جان ما چی بوده ؟

کوشا

شتر و گاو و پلنگ هم همین کار را می کنند
بدون نیاز به افزایش قابل توجه وزن مغزشان و زور زیادی فرگشت
با این حساب شما که هنوز خود را از طراز حیوانات جدا نکرده اید و خود را همسنگ آنها می دانید بهتر نیست سکوت کنید و ایرادهای بنی اسرائیلی به استدلال و برهان دیگران نگیرید؟

از کی تا حالا حزعبلات شما اسمش شده برهان !! برهان کوشا لابد...

شما هنوز نتونستید جز مشتی توهمات بی سر و ته دلیلی برای این خلقت خدا و این رنج و عذاب و آزمایش و بعد هم حیرت ابدی خودتون پیدا کنید !! من ابتدا میخوام خزعبل بودن هدف شما از زندگی رو نشون بدم ، بعد در مورد اینکه به راستی زندگی به خودی خود معنا و هدفی داره یا نه بحث میکنیم

!!

folaani #۱۲۷

من آدم مذهبی تاحالا ندیدم که توی بحث از این کس شعرها نگه.
اصولا هم یک منشاء اش همون تفکر و القای دینی و حرف زدن و طرز استدلالهای خود دینه!

یکیش بخاطر همین من دیگه دفاع و پیروی از دین و مذهب رو رها کردم.

هیچ انسان خردمند و آزاد و قوی واقعی نمیتونه برای همیشه این همه اراجیف و تفکر و گفتار و رفتار غیر منطقی رو تحمل کنه.
واقعا که نوبره!

آخه اسم این هم شد حق و حقیقت؟

folaani #۱۲۸

تف به این دین و تفکر.
تف به این مسخرگی که بجای حق و حقیقت و عقل و منطق به خوردمون دادن.
واسه ما همه چیز رو هر طور خواستن خودشون تعریف کردن. عقل، حق، منطق، حقیقت، برهان، رنج، لذت، خوشبختی، ...
ولی بالاخره آخرش که چی؟
شاید بعضیا با همین باورهای کور و از روی ترس و امیدهای روان ضعیف خودشون تا آخر عمر همینطور دوام بیارن و بمیرن، اما امثال من چی؟
یک عمر فکر و تن خودمون رو در زنجیر محدود این تعصبات و باورهای کور نگه داریم و رنج بدیم، که چی بشه؟
بعدشم مسخرس که دلمون خوش باشه که بله اگر خدا و آخرتی بود وضعمون خوبه چون اینطور فکر و رفتار کردیم!!
میگم واقعا چقدر کودکانه نیست، چقدر ابلهانه نیست، چقدر بدیهی و قابل اطمینانه ها 😄

جالبه خدایی که خودش منو آفریده و این عقل و شناخت درونی رو بهم داده ازم انتظار داره این نیروها رو به امید و ترس از خودش زیرپا بذارم و همینطور کورکورانه امیدوار باشم.

واقعا دلقک های دنیا هستن این مذهبیون کپک زده.
فقط مذهبیون دلقک نیستن، ولی مذهبیون هم هستن.

folaani #۱۲۹

ببخشید کوشا دیگه با تو نیستما!
عقده گشایی و بد و بیراه میخوام بدم به این مذاهب و مدعیانش که اینقدر اراجیف به خوردمون دادن و سرمون رو کلاه گذاشتن. در بعضی موارد نادانسته و در بعضی موارد هم بنظرم دانسته! حتی اونی هم که نادانسته این کار رو میکنه بالاخره اغلب یه تعصبی و غروری چیزی داره و بخاطر همین به منافع شخصی خودش ربط داره، وگرنه کس شعر به دیگران نمیخورونه!

این بحث خدا و آخرت و دین از بچگی به همین شکل به خورد ما داده شد.
از پدر و مادرم گله ندارم، چون اونا خودشون هم قربانی بودن، خودشون هم در همون حد بودن، و مثلا کدوم مادری بد فرزندش رو میخواد؟ پس قصد و نیت بدی نداشتن اکثرا و دنبال منافع شخصی نبودن. هرچند اینم نمیشه مطلق فرض کرد و 100% مطمئن بود؛ یه مسئلهء نسبی است.

ولی دیگران، این همه جنجال و ادعا، واقعا این همه اراجیف صدمن یک غاز که به خوردمون دادن لابلا، میگم لابلا، نمیگم همش اراجیف و بدردنخور بوده، و همین نشون میده آدم منصف و دقیقی هستم، اما اراجیف همین بود که مثلا میگفتن دین یک راهکار روشن و همه جانبه زندگی و تنها نوع درسته که همهء جوابها و چیزها رو باید توی اون جستجو کنید و دیگه به چیزی خارج از دین نیازی نیست.
اما من دین رو خیلی ناقص تر و ضعیف تر و پر از تناقض و چیزهای غیرمنطقی یافتم که بخواد در این حد مطمئن و کارا و تردیدناپذیر باشه.
اگر فقط به دین بود، من هیچوقت ماهیت و راه و روش و اهمیت قدرتهای اصیل و درونی رو درنمی یافتم و اینقدر قوی و خوشبخت نمیشدم. چون دین در این باره حرف زیادی نزده بودم. هیچوقت نزد و نزده است. انگار که این چیزها اصلا وجود نداره، یا زیادم مهم نیست؛ اما در عمل من اینها رو خیلی مهم یافتم! چرا دین در این مورد صحبتی نکرده بود؟ چرا طوری صحبت و رفتار میکرد انگار که ما سوپرمن هستیم یا اینکه از راه و روش و دیدگاه خودش میشه آدم خوشبختی شد؛ حتی از همون بعد صرف معنویش هم بخوای درنظر بگیری.

من گله دارم.
من خودم رو برحق میبینم که به حکم تجربه و دریافتهای مستقیم خودم اعتراض کنم و طغیان کنم بر این تفکر و ادعاهای بی پایه و اثبات نشده که به اسم مسلمات به خوردمون دادن.

من خدامراد رو خوندم. مشکل زیادی باهاش ندارم. ممکنه واقعیت داشته، ممکنه هم نداشته. بعضی چیزهاش مشکوک میزنه منطقا. و البته در خیلی چیزها باهاش مشترک هستم. اما هیچ دلیلی هم ندیدم و نمی بینم که این ربطی به اون خدا و دین مدعیانش داشته باشه. بلکه بعکس میتونم اون رو اگر نه مخالف، ولی حداقل متفاوت از این قضایا، ببینم.

مذاهب حرف مفت میزنن، زور میگن، چرت میگن، خودشون ناروا میکنن؛ بعد میخوان به ما درس حق و حقیقت بدن؟
میخوان کون ما رو پاره کنن با یک مشت شیره سرمالی!

مدعیان مذاهب باید ببینن و قبول کنن که دیگه دوران اونها گذشته.
و شاید بجای اینکه کمکی به پیشرفت بشریت بکنن، دارن حتی جلوی پیشرفتش رو هم میگیرن.

در حقیقت بنظر من الان دوران معنویته. نه دین و مذهب!
هرچند هنوز انبوهی از توده ها و عوام درپیت دنبال این دکان های مخروبه هستند!
دین شاید یه زمانی حرفی برای گفتن داشته و مفید بوده، اما الان خیلی وقتا حکایت همون دکان خرابه ها شده که عده ای کلاهبردار یا احمق درشون جای گرفتن.

و این حماقت بی پایان همچنان ادامه دارد.
چراکه نادان ها هیچوقت به پایان نمیرسند!
من اصل و اساس دین رو زیر سوال نمیبرم، یعنی مطمئن نیستم، ولی در اینکه نمیتونم و نباید دربست پیرو این حجره داران فعلی بود شکی ندارم.
دین چیزی مخدوش و ثابت نشده است.
نه تاریخ مستندش و نه چیز دیگه حقانیت اون خدا و دین توده ها رو ثابت میکنه.
همین و بس.
مسئله ایست نامعلوم.
و ما درحال حاضر منابع معتبرتر و کاراتری در اختیار داریم. مثل نیروهای وجودی خودمان.
چرا باید هر اراجیفی را که به نام دین و خدا تحویل بشریت شده است همینطور، ما انسانهای این عصر آزادی و اطلاعات و هوش و علم، آنهم ما خردمندان، بپذیریم و پیروی کنیم؟
با این کار ما در قدم اول حقیقت و حق لحظهء جاری و دریافت وجودی خودمان را زیر پا گذاشته ایم.
چرا که این چیزهای زورچپانی آشکارا کالبدی پوسیده و متعفن بنظر می آیند!

کوشا #۱۳۰
مزدك بامداد

بیجاست، نیستی نداریم.
همه ی ریزگانی که مارا ساخته اند، پیش از ما هم بوده اند
و پس از ما هم خواهند بود. ما تنها چینشی ویژه از این
ریزگان هستیم

تو، مزدک چند دهه قبل نبودی و چندی دیگر نیز نخواهی بود
یعنی مطلبی به این سادگی را هم نمی فهمی؟

مزدك بامداد

اینهم بیجاست، به وارونه، با باور به باشنده ای پندارین
و همه کاره شمردن او، ما بیچاره و "فلک" زده ایم !
با دست برداشتن از این باور نادرست. خود میتوانیم
سرنوشت خود را بدست بگیریم، از بدآمد های آسمانی
نترسیم و آذرخش های خدایان را زندانی کنیم !

بدبخت بیچاره تا کی؟

کوشا #۱۳۱
مزدك بامداد

گفتیم که اگر خدای شما آزارگر نبود، میتوانست جهانی بیافریند
که در آن نیاز نباشد که در آن برای رسیدن به چیزی توی سر
همدیگر زده و کاروانهای قریش را بدزدیم !

پس شما هم از مفت خوری ! چندان بدتان نمی آید؟

Anarchy #۱۳۲
کوشا

پس شما هم از مفت خوری ! چندان بدتان نمی آید؟

به نظر میرسه خدای شما دنبال کارگر و شاگرد مفت برای بازی های طراحی شده توسط خودش و

بدون کسب رضایت از ما

بوده در واقع !!

کوشا #۱۳۳
Anarchy

اسکات جان ، شما هم که فقط خالی بندی بلدی !! خب برو تو همون تاپیک جواب بده اگه حرفی داری...

حوصله خوندن چرندیات رو ندارم، لب مطلب رو تو چند خط بگو تا جوابش رو بدم.

Anarchy

اول اینکه درد و رنج بسیار و احتمال خطا هم بسیار آن هم در یک باری که با رضایت ما طراحی نشده منطیقه ؟ دوم چه چیزی نصیب خدا میشه و هدف خدا از این گل بازی و حیرت افکنی به روح و جان ما چی بوده ؟

رضایت ما؟؟؟
ببخشید ما کیلو چنده؟
در مورد هدف خدا هم مایل بودی می تونی به لینک هایی که دادم مراجعه کنی، در یک کلام هدف در فعل است نه در فاعل.

Anarchy

از کی تا حالا حزعبلات شما اسمش شده برهان !! برهان کوشا لابد...

عاقلان دانند.

Anarchy

شما هنوز نتونستید جز مشتی توهمات بی سر و ته دلیلی برای این خلقت خدا و این رنج و عذاب و آزمایش و بعد هم حیرت ابدی خودتون پیدا کنید !! من ابتدا میخوام خزعبل بودن هدف شما از زندگی رو نشون بدم ، بعد در مورد اینکه به راستی زندگی به خودی خود معنا و هدفی داره یا نه بحث میکنیم !!

شما هرگز توانایی این کار را نخواهید داشت
دست شما به هیچ چیز و هیچ جایی بند نیست؛ محصور بین دو عدم

!

کوشا #۱۳۴
Anarchy

بدون کسب رضایت از ما

جدی جدی باورتون شده کسی یا چیزی هستید؟!!!؟؟؟

کوشا #۱۳۵
folaani

کوشا دیدی آخرش توی داستان خدامراد حرفی از دین و مذهب و نماز و روزه نبود؟ 😃
اسمی از پیامبر و امام هم نیامد. حتی کوچکترین اشاره ای بهش نبود.

خب این چه چیزی رو ثابت می کنه؟

folaani

البته من با همین نوع عرفان حال میکنم! چون با عقل من بیشتر تطابق داره.

این تطابق با عقل من چه نوع استدلال و برهانی است؟

folaani

بنظر من راههای زیادی برای پیشرفت در بعد معنوی و وارد شدن به سطوح برتر هست.

چه دلیلی بر صحت و درستی این راهها وجود دارد؟

folaani

ولی نزد عموم تصور اینه که فقط دین و مذهب باید داشته باشی و اگر نداشته باشی وضعت اونور خرابه.
اما من اینطور فکر نمیکنم.

عموم استدلال مخصوص به خودشون رو دارن، شما چی؟

folaani

همه چیز پیچیده و قابل تردید است.

چرا؟
دلیلتان بر این مدعا چیست؟

folaani

اما من فکر میکنم بهرحال گریزی از این نیست که هرکس بر اساس خود واقعیش پیش بره.
برای من این راه و زندگی اجتناب ناپذیر بود. این تفکر.

به چه دلیل؟

folaani

و فکر میکنم اینطوری سرعت پیشرفتم حداکثری شده. حداکثر ممکن برای من در حال حاضر!

چرا باید به سرعت حداکثری رسید؟

folaani

بهرحال مهم نیست.

چرا مهم نیست؟

folaani

باید مثل خدامراد بود.

به چه دلیلی؟

folaani

زیاد سخت نگرفت به خود.

باز هم چرا؟

folaani

ما تلاش خودمون رو میکنیم در جهتی و تاحدی که براش انگیزه و دلیل و توان کافی داریم.

در کدام جهت و تا چه حد و مقدار، چرا کمتر نه و چرا بیشتر نه؟

folaani

دیگه نباید که خودمون رو بخاطر چیزهای نامعلوم شکنجه کنیم و آزار بدیم.

شکنجه یعنی چه و چرا نباید خود را شکنجه دهیم؟

folaani

آدم باید اول در حق خودش مروت و مهربانی و عدالت رو روا بکنه.

پایه این استدلال چیست؟

folaani

و برای این من به حرف این و اون و منابع دینی مراجعه یا اکتفا نمیکنم، چون بهرصورت قانعم نکردن.

نخواستید قانع شوید و یا واقعا قانع کننده نبودند؟

کوشا #۱۳۶
folaani

هیچ انسان خردمند و آزاد و قوی واقعی نمیتونه برای همیشه این همه اراجیف و تفکر و گفتار و رفتار غیر منطقی رو تحمل کنه.
واقعا که نوبره!

میشه یه مقدار بیشتر از خودتون تعریف کنید؟

کوشا #۱۳۷
folaani

<br>
تف به این دین و تفکر.<br>
تف به این مسخرگی که بجای حق و حقیقت و عقل و منطق به خوردمون دادن.<br>
واسه ما همه چیز رو هر طور خواستن خودشون تعریف کردن. عقل، حق، منطق، حقیقت، برهان، رنج، لذت، خوشبختی، ...<br>
ولی بالاخره آخرش که چی؟<br>
شاید بعضیا با همین باورهای کور و از روی ترس و امیدهای روان ضعیف خودشون تا آخر عمر همینطور دوام بیارن و بمیرن، اما امثال من چی؟<br>
یک عمر فکر و تن خودمون رو در زنجیر محدود این تعصبات و باورهای کور نگه داریم و رنج بدیم، که چی بشه؟<br>
بعدشم مسخرس که دلمون خوش باشه که بله اگر خدا و آخرتی بود وضعمون خوبه چون اینطور فکر و رفتار کردیم!!<br>
میگم واقعا چقدر کودکانه نیست، چقدر ابلهانه نیست، چقدر بدیهی و قابل اطمینانه ها
جالبه خدایی که خودش منو آفریده و این عقل و شناخت درونی رو بهم داده ازم انتظار داره این نیروها رو به امید و ترس از خودش زیرپا بذارم و همینطور کورکورانه امیدوار باشم.<br>
<br>
واقعا دلقک های دنیا هستن این مذهبیون کپک زده.<br>
فقط مذهبیون دلقک نیستن، ولی مذهبیون هم هستن.ببخشید کوشا دیگه با تو نیستما!<br>
عقده گشایی و بد و بیراه میخوام بدم به این مذاهب و مدعیانش که اینقدر اراجیف به خوردمون دادن و سرمون رو کلاه گذاشتن. در بعضی موارد نادانسته و در بعضی موارد هم بنظرم دانسته! حتی اونی هم که نادانسته این کار رو میکنه بالاخره اغلب یه تعصبی و غروری چیزی داره و بخاطر همین به منافع شخصی خودش ربط داره، وگرنه کس شعر به دیگران نمیخورونه!<br>
<br>
این بحث خدا و آخرت و دین از بچگی به همین شکل به خورد ما داده شد.<br>
از پدر و مادرم گله ندارم، چون اونا خودشون هم قربانی بودن، خودشون هم در همون حد بودن، و مثلا کدوم مادری بد فرزندش رو میخواد؟ پس قصد و نیت بدی نداشتن اکثرا و دنبال منافع شخصی نبودن. هرچند اینم نمیشه مطلق فرض کرد و 100% مطمئن بود؛ یه مسئلهء نسبی است.<br>
<br>
ولی دیگران، این همه جنجال و ادعا، واقعا این همه اراجیف صدمن یک غاز که به خوردمون دادن لابلا، میگم لابلا، نمیگم همش اراجیف و بدردنخور بوده، و همین نشون میده آدم منصف و دقیقی هستم، اما اراجیف همین بود که مثلا میگفتن دین یک راهکار روشن و همه جانبه زندگی و تنها نوع درسته که همهء جوابها و چیزها رو باید توی اون جستجو کنید و دیگه به چیزی خارج از دین نیازی نیست.<br>
اما من دین رو خیلی ناقص تر و ضعیف تر و پر از تناقض و چیزهای غیرمنطقی یافتم که بخواد در این حد مطمئن و کارا و تردیدناپذیر باشه.<br>
اگر فقط به دین بود، من هیچوقت ماهیت و راه و روش و اهمیت قدرتهای اصیل و درونی رو درنمی یافتم و اینقدر قوی و خوشبخت نمیشدم. چون دین در این باره حرف زیادی نزده بودم. هیچوقت نزد و نزده است. انگار که این چیزها اصلا وجود نداره، یا زیادم مهم نیست؛ اما در عمل من اینها رو خیلی مهم یافتم! چرا دین در این مورد صحبتی نکرده بود؟ چرا طوری صحبت و رفتار میکرد انگار که ما سوپرمن هستیم یا اینکه از راه و روش و دیدگاه خودش میشه آدم خوشبختی شد؛ حتی از همون بعد صرف معنویش هم بخوای درنظر بگیری.<br>
<br>
من گله دارم.<br>
من خودم رو برحق میبینم که به حکم تجربه و دریافتهای مستقیم خودم اعتراض کنم و طغیان کنم بر این تفکر و ادعاهای بی پایه و اثبات نشده که به اسم مسلمات به خوردمون دادن.<br>
<br>
من خدامراد رو خوندم. مشکل زیادی باهاش ندارم. ممکنه واقعیت داشته، ممکنه هم نداشته. بعضی چیزهاش مشکوک میزنه منطقا. و البته در خیلی چیزها باهاش مشترک هستم. اما هیچ دلیلی هم ندیدم و نمی بینم که این ربطی به اون خدا و دین مدعیانش داشته باشه. بلکه بعکس میتونم اون رو اگر نه مخالف، ولی حداقل متفاوت از این قضایا، ببینم.<br>
<br>
مذاهب حرف مفت میزنن، زور میگن، چرت میگن، خودشون ناروا میکنن؛ بعد میخوان به ما درس حق و حقیقت بدن؟<br>
میخوان کون ما رو پاره کنن با یک مشت شیره سرمالی!<br>
<br>
مدعیان مذاهب باید ببینن و قبول کنن که دیگه دوران اونها گذشته.<br>
و شاید بجای اینکه کمکی به پیشرفت بشریت بکنن، دارن حتی جلوی پیشرفتش رو هم میگیرن.<br>
<br>
در حقیقت بنظر من الان دوران معنویته. نه دین و مذهب!<br>
هرچند هنوز انبوهی از توده ها و عوام درپیت دنبال این دکان های مخروبه هستند!<br>
دین شاید یه زمانی حرفی برای گفتن داشته و مفید بوده، اما الان خیلی وقتا حکایت همون دکان خرابه ها شده که عده ای کلاهبردار یا احمق درشون جای گرفتن.<br>
<br>
و این حماقت بی پایان همچنان ادامه دارد.<br>
چراکه نادان ها هیچوقت به پایان نمیرسند!<br>
من اصل و اساس دین رو زیر سوال نمیبرم، یعنی مطمئن نیستم، ولی در اینکه نمیتونم و نباید دربست پیرو این حجره داران فعلی بود شکی ندارم.<br>
دین چیزی مخدوش و ثابت نشده است.<br>
نه تاریخ مستندش و نه چیز دیگه حقانیت اون خدا و دین توده ها رو ثابت میکنه.<br>
همین و بس.<br>
مسئله ایست نامعلوم.<br>
و ما درحال حاضر منابع معتبرتر و کاراتری در اختیار داریم. مثل نیروهای وجودی خودمان.<br>
چرا باید هر اراجیفی را که به نام دین و خدا تحویل بشریت شده است همینطور، ما انسانهای این عصر آزادی و اطلاعات و هوش و علم، آنهم ما خردمندان، بپذیریم و پیروی کنیم؟<br>
با این کار ما در قدم اول حقیقت و حق لحظهء جاری و دریافت وجودی خودمان را زیر پا گذاشته ایم.<br>
چرا که این چیزهای زورچپانی آشکارا کالبدی پوسیده و متعفن بنظر می آیند!

<br>
خلاصه حرفهای شما:
من چون یقین به معارف بیان شده از طرف دین ندارم حق دارم بر اساس شک و ظنی که دارم هر نوع توهین و تمسخر و اتهامی که مایل باشم نثار مذهبی ها کنم !
چرا؟
چون مذهب و دین آن چیزی که من انتظار دارم نیست ! خصوصا که گاهی جلوی خواسته های من می ایستد !

اگر هم کسی به من اشکال وارد کنه که این چیزهایی که سر هم کردی یک سری اراجیف مفت و بی پایه و اساس است
جواب خواهم داد که
اصلا مهم نیست، دلیل و برهان کیلویی چنده؟
مهم این است که من اینطور می خواهم.

Anarchy #۱۳۸
کوشا

حوصله خوندن چرندیات رو ندارم، لب مطلب رو تو چند خط بگو تا جوابش رو بدم.

البته این گشاد شدگی عمدی شما برای پاسخ ندادن ، قابل پیشبینی بود 😄 ، اما لب مطلب در این پست هست :

«قُمار پاسکال» Pascal's Wager

کوشا

رضایت ما؟؟؟
ببخشید ما کیلو چنده؟
در مورد هدف خدا هم مایل بودی می تونی به لینک هایی که دادم مراجعه کنی، در یک کلام هدف در فعل است نه در فاعل.

برادر کوشا ، بخش مورد نظر شما که دقیقا بیان هدف خدا از خلقت هست رو بذار ببینیم چی تو چنته داری !! ضمنا وقتی قرار هست امتحانی گرفته بشه کسی رو به زور و بدون اعلام قبلی برنمیدارن بیارن سر امتحان...

کوشا

عاقلان دانند.

عاقلان میدانند 😉 !!

کوشا

شما هرگز توانایی این کار را نخواهید داشت
دست شما به هیچ چیز و هیچ جایی بند نیست؛ محصور بین دو عدم !

عدمی در کار نبوده و نیست و دقیقا به همین دلیل سخن از خدا و خلقت بی معنی هست !! چون خدای شما یک سرش باید به عدم وصل شه تا داستان خلقت جور در بیاد... ما هم به کوری چشم شما بدون پیروی از باور های رایج در حال زندگی و به گوشه راندن خدا هستیم...

حالا جواب پرسش رو بدید :

هدف خدا از خلقت چی بوده ؟

کوشا

جدی جدی باورتون شده کسی یا چیزی هستید؟!!!؟؟؟

بله که هستیم !! خدای شما هم زیر ضربات ما در حال جان دادن هست...

کوشا #۱۳۹
Anarchy

عدمی در کار نبوده و نیست و دقیقا به همین دلیل سخن از خدا و خلقت بی معنی هست !! چون خدای شما یک سرش باید به عدم وصل شه تا داستان خلقت جور در بیاد... ما هم به کوری چشم شما بدون پیروی از باور های رایج در حال زندگی و به گوشه راندن خدا هستیم...

از این نمد کلاهی برای بیخدا دوخته نمی شود
این که عدمی در کار نبوده هر چند حرف درست و حقی است اما هیچ ربطی به اینکه طبق باور بیخدایی
"تو" زمانی نبودی و بزودی نیز نیست خواهی شد ندارد

Anarchy

حالا جواب پرسش رو بدید :

هدف خدا از خلقت چی بوده ؟

گفته شد که هدف در فعل است نه در فاعل

Anarchy

بله که هستیم !! خدای شما هم زیر ضربات ما در حال جان دادن هست...

آروز بر جوانان عیب نیست
و البته
شتر در خواب بیند پنبه دانه

Anarchy #۱۴۰
کوشا

از این نمد کلاهی برای بیخدا دوخته نمی شود
این که عدمی در کار نبوده هر چند حرف درست و حقی است اما هیچ ربطی به اینکه طبق باور بیخدایی
"تو" زمانی نبودی و بزودی نیز نیست خواهی شد ندارد

اینکه عدمی در کار نبوده خود به خود خدای خالق رو به نابودی خواهد کشاند !! کلیت هستی ، همیشه هست فقط اجزا در حال جا به جایی هستن...

کوشا

گفته شد که هدف در فعل است نه در فاعل

پرسش این بود که "هدف خدا" از "خلقت" چی بوده... مگر اینکه بگویید خدا در خلقت نقشی نداشته یا خدا بی هدف بوده !! پس دردسر خودتون رو بیشتر نکنید. یا مزخرف نگید یا بگید نمیدونم یا در حد دانش انسان نیست و این گونه خزعبلات پا منبری که یاد گرفتید همیشه در وقت کم آوردن بگید

😏 !!

کوشا

آروز بر جوانان عیب نیست
و البته
شتر در خواب بیند پنبه دانه

همین که زحمت دقاع از خدا بر دوش شما افتاده و خودش ناتوانه ظاهرا ، گویای همه چیز هست

!!

کوشا #۱۴۱
Anarchy

اینکه عدمی در کار نبوده خود به خود خدای خالق رو به نابودی خواهد کشاند !! کلیت هستی ، همیشه هست فقط اجزا در حال جا به جایی هستن...

اگر اینقدر سواد داشتی که معنای کلمه خلق و خالق را بهفمی نیازی نبود اینقدر مانند بچه ها ورجه وورجه کنی و تو جواب دادن به جای منطق
بالا پایین بپری و شکلک دربیاری

!

Anarchy

پرسش این بود که "هدف خدا" از "خلقت" چی بوده... مگر اینکه بگویید خدا در خلقت نقشی نداشته یا خدا بی هدف بوده !! پس دردسر خودتون رو بیشتر نکنید. یا مزخرف نگید یا بگید نمیدونم یا در حد دانش انسان نیست و این گونه خزعبلات پا منبری که یاد گرفتید همیشه در وقت کم آوردن بگید 😏 !!

خب جواب رو نفهمیدی عین بچه آدم بگو نفهمیدم برام توضیح بده

!

Anarchy

همین که زحمت دقاع از خدا بر دوش شما افتاده و خودش ناتوانه ظاهرا ، گویای همه چیز هست !!

اگر یقین داشتی خدا وجود نداره
با خیال راحت می رفتی دنبال چریدن بیشتر و لذت بردن
(د لایف ایز شورت)
وقت خودت رو اینجا تلف نکن برو تا میتونی زندگی را لیس بزن تا ناکام از دنیا نری

!

Anarchy #۱۴۲
کوشا

اگر اینقدر سواد داشتی که معنای کلمه خلق و خالق را بهفمی نیازی نبود اینقدر مانند بچه ها ورجه وورجه کنی و تو جواب دادن به جای منطق
بالا پایین بپری و شکلک دربیاری !

معنی کلمه رو از شما بهتر میدونم و با همفکران شما هم قبلا بحث کردم...خدای شما در بهترین حالت ، "صانع" هست نه " خالق"

!!

کوشا

خب جواب رو نفهمیدی عین بچه آدم بگو نفهمیدم برام توضیح بده !

حرف مفت نزنید و اگر جواب ندارید برای این سوال که "هدف خدا از خلقت" چی بوده ، سوال من رو طبق دلخواه خودتون تغییر ندید

!!

کوشا

اگر یقین داشتی خدا وجود نداره
با خیال راحت می رفتی دنبال چریدن بیشتر و لذت بردن
(د لایف ایز شورت)
وقت خودت رو اینجا تلف نکن برو تا میتونی زندگی را لیس بزن تا ناکام از دنیا نری !

البته چریدن و لذت بردن به خودی خود نه ایرادی داره و نه الله شما ردش کرده !! تمام وعده های آخرت شما هم ، همین چریدن دنیایی ما هست... منتها ممکنه شما اون دنیا که بری ، جای لذات و چراهای وعده داده شده ، با یک بیلاخ بزرگ مشابه 👍 مواجه بشید 🍿🍿

!!

folaani #۱۴۳

خدای اینها خود شیطان است!

کوشا #۱۴۴
Anarchy

معنی کلمه رو از شما بهتر میدونم و با همفکران شما هم قبلا بحث کردم...خدای شما در بهترین حالت ، "صانع" هست نه " خالق" !!

نه نفهمیدید !

Anarchy

حرف مفت نزنید و اگر جواب ندارید برای این سوال که "هدف خدا از خلقت" چی بوده ، سوال من رو طبق دلخواه خودتون تغییر ندید !!

هدف در فعل است نه در فاعل
به همون لینک های که دادم رجوع کن تا معنی این جمله رو بفهمی

Anarchy

البته چریدن و لذت بردن به خودی خود نه ایرادی داره و نه الله شما ردش کرده !! تمام وعده های آخرت شما هم ، همین چریدن دنیایی ما هست... منتها ممکنه شما اون دنیا که بری ، جای لذات و چراهای وعده داده شده ، با یک بیلاخ بزرگ مشابه 👍 مواجه بشید 🍿🍿 !!

من نهایت تلاش خود را کرده ایم نتیجه هر چه بادا باد:

ماجرای تشرف دوباره علامه حسن‌زاده آملی به دین اسلام
خداوند استاد علامه حسن‌زاده آملی را که از بزرگان و عرفا و متفکران عالم اسلام است، حفظ کند. ایشان می‌‌فرمود: «من زمانی به ذهنم آمد نکند آنچه را که من تا به حال از عقاید و اندیشه‌‌ها و افکار پذیرفته‌‌ام به تقلید از پدر و مادر و قوم و قبیله و مردم بوده باشد و همین طور تحت تأثیر قرار گرفته باشم. لذا تمام عقاید خودم را و همه آنچه را که از پدر و مادر و قوم و خویش و مردم گرفته بودم، بوسیدم و کنار گذاشتم.
تصمیم گرفتم به عنوان یک انسان عاقل در میان این غوغا و فضای فعلی خودم حق و باطل را بفهمم. تمام کتاب‌هایی را که در مباحث ادیان غرب و شرق قبل از اسلام و بعد از اسلام بود، از آیین بودا تا مسیحیت و یهود و آتش‌پرست‌ها و سرخ‌پوست‌های آمریکایی و ... جمع‌‌آوری کردم. شروع به مطالعه و بررسی و بحث نمودم و مدت زیادی را به این مطالعه فراگیر اختصاص دادم.
پس از زمان بسیار زیادی که مطالعاتم پیرامون این افکار و اندیشه‌‌ها انجام شد، آنها را کنار قرآن و روایات اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و تعالیم اسلامی قرار دادم. بدون تعارف و هیچ مبالغه‌‌ای دیدم آنچه را به طور پراکنده از حرف‌های خوب و عقاید صحیح از دیگر کتب بررسی کرده‌‌ام، بسیار بهتر و کاملترش در قرآن وجود دارد.
صرف نظر از این، آنچه را که از اوهام و خیالات و امور غیر منطقی و غیر برهانی در بقیه کتب و مرام‌ها و مسلک‌ها است، در قرآن و سیره نبوی و تعالیم ائمه معصومین (ع) وجود ندارد.
آنگاه من دوباره به دین مبین اسلام مشرف شدم و از بین فرق و مذاهبی که در دین مبین اسلام هست و هم چنین فرقه‌های گوناگون تشیع، دیدم تنها مذهب و تنها دینی که صاحب و ناموس دارد و می‌شود به آن اتکا کرد مذهب شیعه 12
امامی است. ما می‌توانیم بگوییم کسی که انسان کامل است و در زمان فعلی هست و پشتوانه ماست، حضرت ولی عصر(عج) است.

بقیه فرق و ادیان نه نبوتشان به پر رنگی نبوت اسلام است و نه انسان کامل حاضر موجود در زمان ما در میان آنها و در تفکراتشان هست. لذا من دوباره به دین مبین اسلام و مذهب تشیع نوع اثنی عشری مشرف شدم و همانطور که در وجود خورشید شک نمی‌‌کنم، در حقانیت دین خودم ذره‌‌ای تردید ندارم».

Anarchy #۱۴۵
کوشا

نه نفهمیدید !

شما هم هر زمان جواب نداشتید دو کلمه شکمی میپرونید و فلنگ رو میبندید !!! مثل آدم بفرمایید بگید

خدا هستی رو از عدم خلق کرده یا نه ؟؟

بزرگان شما که زیر پاسخ به این پرسش زاییدن ، ببینیم شما چیکار میکنی !!

کوشا

هدف در فعل است نه در فاعل
به همون لینک های که دادم رجوع کن تا معنی این جمله رو بفهمی

زیر پاسخ زاییدی میفرستی دنبال نخود سیاه !!

پرسش آنارشی (ع) : هدف خدا از خلقت چی بوده ؟
پاسخ کوشا : هدف در فعل است نه فاعل !!

برادر خب زاییدی دیگه... چرا خرعبل میگی؟؟

کوشا

من نهایت تلاش خود را کرده ایم نتیجه هر چه بادا باد:

پس شما هم دنبال همون چرا و لذات هستی دیگه !! حوری و قلمان و نهر های پر از مشروب... فقط بپا بیلاخ نصیبت نشه !!!

کوشا

تصمیم گرفتم به عنوان یک انسان عاقل در میان این غوغا و فضای فعلی خودم حق و باطل را بفهمم. تمام کتاب‌هایی را که در مباحث ادیان غرب و شرق قبل از اسلام و بعد از اسلام بود، از آیین بودا تا مسیحیت و یهود و آتش‌پرست‌ها و سرخ‌پوست‌های آمریکایی و ... جمع‌‌آوری کردم. شروع به مطالعه و بررسی و بحث نمودم و مدت زیادی را به این مطالعه فراگیر اختصاص دادم.

علامه خالی بستن !! شما فقط حساب کنید چند تا کتاب و چند صفحه میشه !! تا آخر عمرشم وقت میذاشته نمیرسیده همه رو بخونه 😭

کوشا #۱۴۶
Anarchy

خدا هستی رو از عدم خلق کرده یا نه ؟؟

نه
معنای واقعی کلمه خلق، نمود است یعنی چیزی که وجود واقعی ندارد و تنها وجود نماست
خلق از عدم محال است، وجود شدن عدم تناقض است.
تمام آنچه آن را مخلوق یا موجود می گوییم تنها تجلی وجود جل جلاله و عظم شأنه است.

توضیح بیشتر در اینجا

Anarchy #۱۴۷
کوشا

نه
معنای واقعی کلمه خلق، نمود است یعنی چیزی که وجود واقعی ندارد و تنها وجود نماست
خلق از عدم محال است، وجود شدن عدم تناقض است.
تمام آنچه آن را مخلوق یا موجود می گوییم تنها تجلی وجود جل جلاله و عظم شأنه است.

توضیح بیشتر باشه برای خودتون چون همه رو قبلا خوندم !!

خب اگر عدمی نبوده به دنبالش هستی خلق شه ، یعنی هستی خودش همواره بوده !! اگر بوده پس خدا این وسط چیکاره هست ؟

کوشا #۱۴۸
Anarchy

توضیح بیشتر باشه برای خودتون چون همه رو قبلا خوندم !!

خب اگر عدمی نبوده به دنبالش هستی خلق شه ، یعنی هستی خودش همواره بوده !! اگر بوده پس خدا این وسط چیکاره هست ؟

مشخص شد که نخوندی
برو بخون
نترس چیزی از دست نمی دی !
در ضمن حرف من رو هم نفهمیدی.

Anarchy #۱۴۹
کوشا

مشخص شد که نخوندی
برو بخون
نترس چیزی از دست نمی دی !
در ضمن حرف من رو هم نفهمیدی.

برادر کوشا ، خود برادران مسلمان هم در پاسخ به این سوال موندن !! بر مبنای آیات قرآن :

خلق

1- از دیدگاه دینی كلامی؛ خَلْق، از این دیدگاه در معنای آفریدن و ایجاد كردن به كار می‌رود و آن دارای دو معنای مطلق و نسبی است:
الف) خلق مطلق: و آن عبارت است از صِرف الایجاد یا خلق از عدم (= آفرینش از هیچ) كه صفتی است خداوندی و كرداری است ویژۀ حق تعالی. خلق در این معنا همان ابداع، یعنی آفرینش موجودات مجرد است، یعنی موجوداتی كه نه در ماده‌اند و نه در زمان و به اصطلاح فلاسفه مسبوق به ماده و مدت (=زمان) نیستند ابداع از دیدگاه متكلمان به پدید آوردن شیء بدون استفاده از اصل یعنی بدون استفاده از چیزی دیگر به عنوان اساس و بنیاد و نیز بدون تقلید كردن از یك نمونه (الگو) تعبیر می‌شود و چنان‌كه

« خَلَقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ »[1]

به دلیل

« بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ »[2]

به معنی اِبداع زمین و آسمان از سوی خداست. نیز آیۀ شریفۀ

« أَفَمَن یَخْلُقُ كَمَن لاَّ یَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ »[3]

تأییدی بر كاربرد خلق است در معنای ابداع، چرا كه تنها خدا قادر به ابداع است و ماسوی الله چنین قدرتی ندارند.
ب)خلق نسبی: و آن عبارت است از ایجاد شیء ازشیء، یعنی پدید آوردن چیزی از چیزهای دیگر كه به منزلۀ‌ مواد و مصالح به شمار می‌آیند. چنان كه مراد از خلق در آیۀ

« خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ »[4]

«خدا انسان را از نطفه آفرید»

یا

« خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ »[5]

«خدا انسان را از چكیدۀ گِل آفرید»

بیانگر ایجاد شیء (=انسان) از شیء دیگر (=نطفه یا چكیدۀ گل) است.
این گونه خلق كه در زمان و مكان صورت می‌گیرد و به اصطلاح مسبوق است به ماده و مادت (=زمان) همان است كه چون از سوی خداوند صورت پذیرد، در اصطلاح فیلسوفان از آن به احداث و از آفریده‌های مسبوق به ماده و مدت (= موجودات مادی) به محدثات تعبیر می‌شود، چنان‌كه چون از آفرینش موجودات مسبوق به ماده و نه مسبوق به زمان (=مدت) سخن برود- یعنی از خلق افلاك- از آن به تكوین یا اختراع تعبیر می‌گردد.
از آن‌جا كه متكلمان برخلاف فلاسفه آفرینش هر قسم از موجودات را با اصطلاح خاص بیان نمی‌كنند و اصطلاحاتِ بیانگر آفرینش، مثل ابداع و تكوین و احداث و اختراع و همانند آن‌ها را – به صورت مترادف و در مفهوم خلق و ایجاد به كار می‌برند، طبیعی و بدیهی است كه خلق از دیدگاه آنان در دو معنای خاص (=مطلق= ابداع) و عام (=نسبی= احداث و تكوین یا اختراع) به كار رود و آفرینش تمام حوزه‌های هستی، یعنی حوزۀ مجردات، حوزۀ افلاك و حوزۀ موجودات مادی را بیان كند.

پس بر خلاف حرف شما ، ظاهرا خدا از عدم هم قادر به خلق بوده !! اما این آیات دشواری فلسفی ایجاد میکنه و ظاهرا الله حواسش نبوده!! پس نیاز به ماله کشی هست :

3- از دیدگاه فلسفی؛ در فلسفۀ اسلامی ایجاد شیئی از شیئی دیگر و با ایجاد مسبوق به ماده و مدت، «خلق» نام دارد و هر امر ممكن الوجودی جز خداوند، فعل و معلول او به شمار می‌رود و بی‌واسطه یا باواسطه یا با چند واسطه به او مرتبط می‌شود. نخستین صادر از خدا یك عقل است. این عقل به خودی خود ممكن و به وسیله مبداء نخستین واجب است. این صدور یا فیض، نخستین انگیزۀ صدور بقیۀ موجودات است و پس از وجود او مخلوقات دارای انقساماتی از قبیل مادی مجرد و مجرد عقلی و مثالی می‌گردند. موجودات و مخلوقات جهان از حیث فلسفی، «ممكن‌»‌اند، یعنی دارای وجودی كه از ناحیۀ ذات، مستقل و قائم به خود نیست بلكه وجودش به غیر است از این رو هرگاه نظر به ذات، آن باشد، وجودش مستقل است، نیز وجودش، مساوق با وحدت است ولی اگر با توجه به غیری كه وجودش از او است در نظر گرفته شود، ایجاد است نه وجود، و آن غیر، موجود او خواهد بود. همین وجود به اعتبارات گرفته دیگر مخلوق و مظهر رحمت الهی نیز هست، پس هستی و نیستی( وجود و عدم) دو امر زاید بر موجود و معدوم نیستند بلكه خود موجود و معدوم‌اند؛ اما وهمِ انسان چنین می‌پندارند كه هستی و نیستی دو صفت راجع به موجود و معدوم هستند. [6]

حالا پیدا کنید پرتقال فروش را 😄 !!

ببینید خودشون هم دچار درگیری و اختلاف برای ماله کشی شدن :

آیا ممکن است که از نیستی، چیزی بوجود بیاید؟ - گنجینه پاسخ‌ها - اسلام کوئست - مرجعی برای پاسخگویی به سوالات دینی، اعتقادی و شرعی

مسئله خلقت از نیستی، یکی از مباحث مهم کلامی، فلسفی و روایی است. نخست تذکر این نکته ضروری است که این بحث یکی از شاخه‌های بحث دیگری با عنوان حدوث و قدم عالم است. اندیشمندان اسلامی همگی اتفاق نظر دارند که عالم، قدیمِ ذاتی نیست، بلکه حدوث ذاتی دارد؛ زیرا قدیم ذاتی بودن عالم، با بینش توحیدی سازگار نیست. متفکران اسلامی در عین اتفاق بر حدوث ذاتی عالم و قدیم ذاتی نبودن آن، در حدوث زمانی عالم اختلاف نظر دارند: اکثر متکلمان اسلامی عالم را حادث زمانی می‌دانند؛ اما بیشتر فیلسوفان مسلمان حدوث زمانی را در مورد عالم بی‌معنا می دانند؛ زیرا زمان یکی از ابعاد عالم ماده است؛ بنابر این معنا ندارد که زمانی بدون ماده داشته باشیم. البته پس از بحث حدوث و قدم در مورد کل عالم(ماسوی الله) در مورد عالم ماده نیز این سؤال مطرح می‌شود.

فیلسوفان مسلمان به همان دلیل که حدوث زمانی را در مورد عالم بی‌معنا می‌دانند، در مورد عالم ماده نیز حدوث زمانی را بی‌معنا می‌دانند. البته برخی از فیلسوفانی که حدوث زمانی عالم ماده را نمی‌پذیرند، در مورد ازلیت عالم ماده حکم قطعی نمی‌دهند، بلکه به صورت یکی از دو احتمال بیان می‌کنند. بعضی از فیلسوفان مسلمان با توجه به ضرورت دوام فیض الهی، عالم ماده را نیز ازلی می‌دانند.در هر صورت همه اندیشمندان اسلامی، پس از پرداختن به مسئله قبلی باید به این پرسش مهم پاسخ دهند که آغاز خلقت چگونه است؟ آیا خلقت از نیستی آغاز شده است یا از هستی؟

این سؤال یکی از پرسش‌های دشواری است که پاسخ به هر دو طرف آن با بن بست روبرو می‌شود؛ زیرا اگر گفته شود عالم از هستی خلق شده، مشکل این است چیزی که وجود دارد، چگونه دوباره به‌وجود می‌آید و اگر از نیستی به وجود آمده است؛ نیستی و عدم چگونه می‌تواند منشأ هستی شود؟! این مسئله زمانی جدی می‌شود که روایات متعددی مسئله خلق از عدم را مطرح کرده‌اند. بنابر این تمام اندیشمندان اسلامی با اختلاف نظرهایی که دارند، باید به این پرسش پاسخ دهند؛ یعنی هم اندیشمندانی که عالم را حادث زمانی می‌دانند باید به این پرسش پاسخ دهند که خلقت ابتدایی از هستی بوده، یا از نیستی؟ و هم اندیشمندانی که عالم را حادث زمانی نمی‌دانند باید به این مشکل پاسخ دهند.

کوشا #۱۵۰
Anarchy

برادر کوشا ، خود برادران مسلمان هم در پاسخ به این سوال موندن !! بر مبنای آیات قرآن :

خلق
پس بر خلاف حرف شما ، ظاهرا خدا از عدم هم قادر به خلق بوده !! اما این آیات دشواری فلسفی ایجاد میکنه و ظاهرا الله حواسش نبوده!! پس نیاز به ماله کشی هست :

حالا پیدا کنید پرتقال فروش را 😄 !!

ببینید خودشون هم دچار درگیری و اختلاف برای ماله کشی شدن :

آیا ممکن است که از نیستی، چیزی بوجود بیاید؟ - گنجینه پاسخ‌ها - اسلام کوئست - مرجعی برای پاسخگویی به سوالات دینی، اعتقادی و شرعی

نکنه انتظار داشتی بحث خلقت و درک چیستی آن همسنگ طرز تهیه شیربرنج و درک چیستی قورمه سبزی باشد؟
همون لینک که دادم بخون
سرراست تر از چیزهایی که نقل کردی.