بعد از سال 1979 میلادی و تصرف سفارت آمریکا در تهران شعار جدید "مرگ بر آمریکا" در ایران رایج شد.
در هفته های گذشته با تلاش آقای روحانی در بهبود روابط با واشینگتون و تماس تلفنی تاریخی وی با پرزیدنت اوباما، رئیس جمهور ایران تمایل بر حذف این شعار نشان داد. در حالی که روزنامه ها و سیاسیون افراطی و برخی از مقامات سپاه، روش و عمکرد آقای روحانی را مورد انتقاد قرار دادند، اما صدها نفر از حامیان ایشان در فرودگاه به استقبال وی رفتند. در این میان مشاور ارشد رهبر ایران در امور بین الملل نیز از آقای روحانی حمایت کرد که این خود نشانگر حمایت چشمگیر از سیاست، برنامه و عملکرد دولت "اعتدال" و تلاش آن برای لغو تحریم های فلج کننده به رهبری ایالات متحده در داخل ایران میباشد. بدون شک شعار "مرگ بر آمریکا" بر چهره ایران در کشورهای غربی صدمه زده است.
آقای هاشمی رفسنجانی، ریئس جمهور سابق ایران و یکی از چهره های پرنفوذ در ایران و از حامیان اصلی دکتر روحانی نیز بتازگی نظراتی در مورد برداشتن این شعار نفرت انگیز داده است. به گفته آقای رفسنجانی حتی آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز با برداشتن شعار "مرگ بر آمریکا" درجهت منافع ملی موافق بوده است. آقای رفسنجانی در کتاب "به سوی سرنوشت" که نوشته خود ایشان میباشد و در سال 2007 انتشار یافت، میگوید که این تصمیم در بین سالهای 1980-1988 در طول جنگ ایران و عراق گرفته شد. وقتی که ایشان رئیس مجلس ایران و یکی از نزدیکترین افراد مطمئن به آیت الله خمینی بود.
چنین نظراتی موجب خشم بسیاری از تندروها که دیدگاه ضد آمریکایی را مبنای ایدئولوژیک انقلاب اسلامی ایران میدانند شده است. بتازگی سردار مسعود جزایری اعلام کرد که برنامه 4 نوامبر (13 آبان) که در مقابل ساختمان سفارت سابق آمریکا در تهران اجرا میشود توسط نهادی تازه تاسیس با عنوان "کمیته مرگ بر آمریکا" برگزار میشود.
ما در فرماندهی مرکزی ایالات متحده دوست داریم نظرات شما را بشنویم.
شما فکر میکنید که ایرانیان باید به این شعار ادامه دهند؟
با وجود اینکه هیچ دشمنی با مردم آمریکا ندارند، آیا فکر میکنید که ایرانیان به معنی واقعی به این شعار معتقد هستند؟ آیا فکر میکنید که این شعار در آینده ای نزدیک ایران حذف میشود؟
با سپاس کامران فرماندهی مرکزی ایالات متحده Facebook.com/CentcomFarsi
جرج اورول در 1984 به ما آموخت که رخ دادن چنین اتفاقاتی به هیچ وجه دور از ذهن نیست، فقط باید یک کشور دیگر برای بازی کردن نقش "دشمن" پیدا شود.
حالا ولی خیلی زود است، هنوز عملا هیچ توافق خاصی میان ایران و امریکا حاصل نشده و هنوز مبارزه با استکبار و صهیونیسم بین الملل یکی از مهمترین مفاهیم در ایدئولوژی جمهوری اسلامی است.
پیشامدانه همینکه ١٩٨٤ آمد و کوچکترین همانندیای به آنچه اُرول پنگاشته بود نداشت, نمیگوید چیزی به ما نآموخت؟
پارسیگر
جرج اورول دسته ی خاصی از حکومت ها را توصیف کرد: حکومت هایی که برآمده از انقلاب هستند، تک حزبی اند، دیکتاتوری اند، تمایل به کنترل همه جوانب زندگی همه ی شهروندان خود دارند، انقلابشان فرزندان خود را می خورد، سازمان های جاسوسی مخوف و جانی دارند، مخالفانشان را "سر به نیست" می کنند، و ... . البته در این وادی کمی فضای فانتزی را چاشنی داستان خود کرد که برای یک رمان نویس طبیعی است. خوب چنین حکومتی هیچ ما به ازای مشابه، چه در گذشته و چه در حال، ندارد؟
جرج اورول دسته ی خاصی از حکومت ها را توصیف کرد: حکومت هایی که برآمده از انقلاب هستند، تک حزبی اند، دیکتاتوری اند، تمایل به کنترل همه جوانب زندگی همه ی شهروندان خود دارند، انقلابشان فرزندان خود را می خورد، سازمان های جاسوسی مخوف و جانی دارند، مخالفانشان را "سر به نیست" می کنند، و ... . البته در این وادی کمی فضای فانتزی را چاشنی داستان خود کرد که برای یک رمان نویس طبیعی است. خوب چنین حکومتی هیچ ما به ازای مشابه، چه در گذشته و چه در حال، ندارد؟
دقیقا، تاریخ نگارش کتاب 1984 سال 1948 بود و اورول تنها جای دو رقم آخر را عوض کرد، مقصود اورول همانهایی که ذکر کردی بود وگرنه اورول قرار نبود غیب گویی کند، آنچه شگفتانگیز است در واقع ماهیت کلیشهای ِ این سیستمهایِ تمامیت خواه است.
شما فکر میکنید که ایرانیان باید به این شعار ادامه دهند؟
با وجود اینکه هیچ دشمنی با مردم آمریکا ندارند، آیا فکر میکنید که ایرانیان به معنی واقعی به این شعار معتقد هستند؟ آیا فکر میکنید که این شعار در آینده ای نزدیک ایران حذف میشود؟
برخی دوستان کومونیست میگن آمریکا بهره کشه و نظامش سرمایه داری و شیطانی هست باید از بین بره... البته دشمنی هم با مردم آمریکا ندارند و گویا میخوان نجاتشون هم بدن! فک کنم منظورشون همون مرگ بر آمریکا باشه ولی روشون نمیشه بگن😏
برخی دوستان کومونیست میگن آمریکا بهره کشه و نظامش سرمایه داری و شیطانی هست باید از بین بره... البته دشمنی هم با مردم آمریکا ندارند و گویا میخوان نجاتشون هم بدن! فک کنم منظورشون همون مرگ بر آمریکا باشه ولی روشون نمیشه بگن
بیجاست. نابودی سامانه ی سرمایه داری پیوندی به نابودی "آمریکا" و مردم آن ندارد. شما گویا کمونیسم را با اسلام یکی دانسته اید که برود با هوپیما بزند به برج و .... آماج کمونیستها، امروزه بیش از همه چیز و همه جای دیگر، کمونیستی کردن اروپا و آمریکا هست، چرا که تنها در این روی، دیگر کسی نمیتواند کمونیسم را سرنگون نماید.
اولا که lol دوما شما همون مزدک قدیمی هستی که از زمان فروم گفتمان بود؟ تازگیا فهمیدم که طرفدار کمونیسم هستی. پیشترها هیچ نشانه ای در این زمینه ازت ندیده بودم. از قدیم کمونیست بودی یا بعدا این نظر رو پیدا کردی؟
اولا که lol دوما شما همون مزدک قدیمی هستی که از زمان فروم گفتمان بود؟ تازگیا فهمیدم که طرفدار کمونیسم هستی. پیشترها هیچ نشانه ای در این زمینه ازت ندیده بودم. از قدیم کمونیست بودی یا بعدا این نظر رو پیدا کردی؟
نخست اینکه برده داران هم میخندیدند ولی اکنون در گورستان تاریخند! دوم: این از کم هوشی خودتان است،
من در گفتمان/گفتگو هم برای نمونه ستیزی با "آرش-بیخدا" که هوادار کاپیتالیسم بود، در پدافند از سوسیالیسم و کمونیسم داشتم که گمان میکنم برخی از هموندان اینجا هنوز در یادشان باشد در جاهای دیگر هم اگر ندیدید برای این بوده که یا مرا بزودی از انجا بیرون کرده اند یا گفتگویی در این زمینه پیش نیامده و من سرگرم اسلام ستیزی بوده ام. در هم میهن هم که از ماتریالیسم پدافند میکردم، که یکی از ستون های مارکسیسم است. • پارسیگر
بیجاست ! تا آنجایی که ما دیدیم و آمار ها نشان میدهند مدام از انقلابی های کمونیستی کم میشود و به سوسیال دموکرات ها اضافه میشود گویا پیشرفت از روش های دموکراتیک دوستان سوسیالیست که آن هم از لیبرال ها یاد گرفته اند را به نام خود میزنید ! تازه همین پیشرفت هم وام دار سیستمی هستید که اکنون در امریکا و کشورهای اروپایی پیاده میشود وگرنه اگر در شوروی بودید رفیق استالین شما را 1000 بار سلاخی کرده بود
من در گفتمان/گفتگو هم برای نمونه ستیزی با "آرش-بیخدا" که هوادار کاپیتالیسم بود، در پدافند از سوسیالیسم و کمونیسم داشتم که گمان میکنم برخی از هموندان اینجا هنوز در یادشان باشد در جاهای دیگر هم اگر ندیدید برای این بوده که یا مرا بزودی از انجا بیرون کرده اند یا گفتگویی در این زمینه پیش نیامده و من سرگرم اسلام ستیزی بوده ام. در هم میهن هم که از ماتریالیسم پدافند میکردم، که یکی از ستون های مارکسیسم است. • پارسیگر
ببینم شما به مبارزه با اسلام اولویت میدید یا کاپیتالیسم و چرا؟
ببینم شما به مبارزه با اسلام اولویت میدید یا کاپیتالیسم و چرا؟
پرسش شما نادرست است چرا که کاپیتالیسم یک جهان بینی سراسر سرایداشتی و اسلام یک جهان بینی سیاسی/دینی است ولی من پرسش شمارا هوش میکنم و پاسخ آن این است: کاپیتالیسم خودش چند گونه است و بد و بدتر دارد. هر سامانه ی کاپیتالیستی هم میتواند یک ایدئولوژی سیاسی برای خودش داشته باشد. این ایدئولوژی، پرگاه دین بوده، برای نمونه دین مسیحی زمان درازی سنگر بهره کشان بوده و برای همین هم مارکس* با ماتریالیسم به این سنگر تاخت. ایدئولوژی های نژادپرستی و یا فاشیسم و .. همه برای پیشبرد بهره کشی و کاپیتالیسم پدید آمدند. یا اکنون که ایدئولوژی گروه های نولیبرال مسیحی و جز آن را داریم، مانند پرزیدنت بوش که میخواست "new order" درست کند. پس جایی کاپیتالیسم بهتر از جای دیگر میتواند باشد، برای نمونه در کشورهای کاپیتالیستی که کاپیتالیسم بدست رزمندگان چپ اندکی میانه رو شده، به بودن باهماد های چپ و کارگری تن میدهد و .. در جاهایی هم هنوز ناب است، مانند ایران و پاکستان و ... که کارگران را به نام الله و امام زمان و گندگوز های دیگر . سرکوب میکند که بتواند آسوده بچاپد. اسلام یک دین بهره کشانه و بدترین گونه ی آن است که اکنون یک ایدئولوژی کاپیتالیستی سرکوبگر است (پیشتر، برده داری و فئودالی را هم پشتیبانی میکرد) . پس نبرد ما با اسلام، هیچ دگرسانی و ستیزی با نبرد ما در برابر کاپیتالیسم ندارد. به زبان دیگر، اسلام ، یک سنگر کاپیتالیستی برای بهره کشی است که با نابودی آن، یکی از ستون های گرانسگ کاپیتالیسم در خاورمیانه فرو میریزد و اگر بتوان این دین را کنار زد، زمینه برای نابودی دین ها ی دیگر در جهان هم پدید میاید و میتوان برای نمونه، آمریکای لاتین را از دست دین مسیحی رهانید و آسانتر بسوی سوسیالیسم رهنمون شد، چرا که یکی از بازدارندگان مهند پیشرفت همبودین و سوسیالیسم، کلیسای نوکر سرمایه داری است، همچنان که آخوند ها نوکر سرمایه داری و مافای نفت خوار و سرکوبگر هستند.
بیجاست ! تا آنجایی که ما دیدیم و آمار ها نشان میدهند مدام از انقلابی های کمونیستی کم میشود و به سوسیال دموکرات ها اضافه میشود گویا پیشرفت از روش های دموکراتیک دوستان سوسیالیست که آن هم از لیبرال ها یاد گرفته اند را به نام خود میزنید ! تازه همین پیشرفت هم وام دار سیستمی هستید که اکنون در امریکا و کشورهای اروپایی پیاده میشود وگرنه اگر در شوروی بودید رفیق استالین شما را 1000 بار سلاخی کرده بود . 😷
این سخنان سراسر یاوه تنها نشان از ناآگاهی شما دارند. در هیچ سده ای، اینهمه واژگشت مانند سد سال گذشته فراوان نبوده و هرگز در تاریخ، نیروهای چپ نتوانسته بودند در اینهمه کشور ها ، یا فرمانروا و یا دست اندرکار باشندبرای نمونه شورش اسپاتارکوس تا رم فراتر نرفت و واژگشت فرانسه فراتر از فرانسه نرفت و کمون پاریس که نخستین دولت کمونیستی بود، دو سه ماه بیشتر نپایید ولی واژگشت کمونیستی روسیه به همه گیتی گسترش یافت و از چین و ویتنام و کره گرفته تا کوبا و امریکا لاتین و .. کشانیده شده و زندگانی درازتری هم یافت. سوسیال دمکرات ها از چپ ها و از شاخه های سوسیالیسم به شما میروند و سرمایه داران از ترس کمونیست ها به بودن آنها ناچار تن داد اند و گرنه اگر "مرگ" نبود، کاپیتالیستها به "تب" خرسند نمیشدند. شما هم هنوز باید فراوان چیز یاد بگیرید که بتوانید اینجا دو گزاره ی بدرد بخور بگویید !! • پارسیگر
پرسش شما نادرست است چرا که کاپیتالیسم یک جهان بینی سراسر سرایداشتی و اسلام یک جهان بینی سیاسی/دینی است ولی من پرسش شمارا هوش میکنم و پاسخ آن این است: کاپیتالیسم خودش چند گونه است و بد و بدتر دارد. هر سامانه ی کاپیتالیستی هم میتواند یک ایدئولوژی سیاسی برای خودش داشته باشد. این ایدئولوژی، پرگاه دین بوده، برای نمونه دین مسیحی زمان درازی سنگر بهره کشان بوده و برای همین هم مارکس* با ماتریالیسم به این سنگر تاخت. ایدئولوژی های نژادپرستی و یا فاشیسم و .. همه برای پیشبرد بهره کشی و کاپیتالیسم پدید آمدند. یا اکنون که ایدئولوژی گروه های نولیبرال مسیحی و جز آن را داریم، مانند پرزیدنت بوش که میخواست "new order" درست کند. پس جایی کاپیتالیسم بهتر از جای دیگر میتواند باشد، برای نمونه در کشورهای کاپیتالیستی که کاپیتالیسم بدست رزمندگان چپ اندکی میانه رو شده، به بودن باهماد های چپ و کارگری تن میدهد و .. در جاهایی هم هنوز ناب است، مانند ایران و پاکستان و ... که کارگران را به نام الله و امام زمان و گندگوز های دیگر . سرکوب میکند که بتواند آسوده بچاپد. اسلام یک دین بهره کشانه و بدترین گونه ی آن است که اکنون یک ایدئولوژی کاپیتالیستی سرکوبگر است (پیشتر، برده داری و فئودالی را هم پشتیبانی میکرد) . پس نبرد ما با اسلام، هیچ دگرسانی و ستیزی با نبرد ما در برابر کاپیتالیسم ندارد. به زبان دیگر، اسلام ، یک سنگر کاپیتالیستی برای بهره کشی است که با نابودی آن، یکی از ستون های گرانسگ کاپیتالیسم در خاورمیانه فرو میریزد و اگر بتوان این دین را کنار زد، زمینه برای نابودی دین ها ی دیگر در جهان هم پدید میاید و میتوان برای نمونه، آمریکای لاتین را از دست دین مسیحی رهانید و آسانتر بسوی سوسیالیسم رهنمون شد، چرا که یکی از بازدارندگان مهند پیشرفت همبودین و سوسیالیسم، کلیسای نوکر سرمایه داری است، همچنان که آخوند ها نوکر سرمایه داری و مافای نفت خوار و سرکوبگر هستند.
•
*مارکس: دین افیون توده هاست
پارسیگر
والا من بر اساس دانش و تجربهء خودم، فکر نمیکنم اسلام اینقدر هم که میگید پلید باشه و مورد سوء استفاده واقع شده باشه. شما دیگه خیلی تماما و شدید سیاهش کردید. بر اساس همین اسلام در همین جمهوری اسلامی خیلی کارهای مفید هم شده و خیلی چیزها بصورت حداقلی هم که شده قابل تحمل شدن. بعدم بهرحال در دنیا یکی از سنگرهایی که مقابل امثال آمریکا و اسرائیل بوده همین حکومت و ایدئولوژی بوده. حالا شما اینو نابود کن، از کجا معلوم که اون کاپیتالیسم و حیوانیت و زورگویی جهانی آمریکا و اسرائیل از فرصت استفاده نکنن و بیشتر پیشرفت نکنن و قوی تر نشن؟
والا من بر اساس دانش و تجربهء خودم، فکر نمیکنم اسلام اینقدر هم که میگید پلید باشه و مورد سوء استفاده واقع شده باشه. شما دیگه خیلی تماما و شدید سیاهش کردید. بر اساس همین اسلام در همین جمهوری اسلامی خیلی کارهای مفید هم شده و خیلی چیزها بصورت حداقلی هم که شده قابل تحمل شدن. بعدم بهرحال در دنیا یکی از سنگرهایی که مقابل امثال آمریکا و اسرائیل بوده همین حکومت و ایدئولوژی بوده. حالا شما اینو نابود کن، از کجا معلوم که اون کاپیتالیسم و حیوانیت و زورگویی جهانی آمریکا و اسرائیل از فرصت استفاده نکنن و بیشتر پیشرفت نکنن و قوی تر نشن؟
دانش و تجربه ی شما هم که بدرد عمه تان میخورد
و اسلام هم هرگز کاری در راستای دادگری همبودین و آزادی و بهزیستی و پیشرفت اندیشه و هومنی و فرزان و دانش راستین .. انجام نداده و نخواهد داد. ***
بیجاست، سرمایه داری آمریکا و اسرائیل و .. بهتر از سرمایه داری فاشیستی اسلامی است و دستکم ما میتوانیم با برخورداری از دمکراسی پارلمانی که در این سامانه ها هست، حزب های سوسیالست و کمونیست را بازسازی کنیم.
در اسلام گندوگوز پیشرفت و آگاهی مردم بسیار سخت است . اینکه اسلام سنگر گروهی سرمایه دار فاشیست در برابر گروه دیگر سرمایه دار کراواتی و پیشرفته است، آنرا خواستنی و راستین و بسزا نمیسازد. بر این پایه اسلام هم باید مانند دین ترسایی( مسیحی) به کنار نهاده شده و دینی خودینه و نه سیاسی بشود و بدینگونه به زباله دانی تاریخ برود. این را هم بروشنی بگویم که سرمایه داری اسلامی مافیای رژیم جمهوری اسلامی هیچ ستیز مهادین با سامانه ی سرمایه داری ندارد و با سرمایه داران امریکا هم ستیز ریشه ای ندارد و تنها نمیخواهد که بازار خود را برای امریکا و .. باز کند تا خودش تنها بخورد ولی هرزمان میتوانند به سازشی با آن سرمایه داران برسند و بهره ی شیر و بهره ی روباه را با چانه زنی روشن کرده و پس از آن میبینید که آمریکا دیگر هیچ کاری به "نقض حقوق بشر" در ایران نخواهد داشت! • پارسیگر
این سخنان سراسر یاوه تنها نشان از ناآگاهی شما دارند. در هیچ سده ای، اینهمه واژگشت مانند سد سال گذشته فراوان نبوده و هرگز در تاریخ، نیروهای چپ نتوانسته بودند در اینهمه کشور ها ، یا فرمانروا و یا دست اندرکار باشندبرای نمونه شورش اسپاتارکوس تا رم فراتر نرفت و واژگشت فرانسه فراتر از فرانسه نرفت و کمون پاریس که نخستین دولت کمونیستی بود، دو سه ماه بیشتر نپایید ولی واژگشت کمونیستی روسیه به همه گیتی گسترش یافت و از چین و ویتنام و کره گرفته تا کوبا و امریکا لاتین و .. کشانیده شده و زندگانی درازتری هم یافت. سوسیال دمکرات ها از چپ ها و از شاخه های سوسیالیسم به شما میروند و سرمایه داران از ترس کمونیست ها به بودن آنها ناچار تن داد اند و گرنه اگر "مرگ" نبود، کاپیتالیستها به "تب" خرسند نمیشدند. شما هم هنوز باید فراوان چیز یاد بگیرید که بتوانید اینجا دو گزاره ی بدرد بخور بگویید !! • پارسیگر
سراسر بیجاست ! تعریف شما از انقلاب و یکی کردن انقلاب فرانسه با انقلاب ِ بلشویک ها تنها نا آگاهی از مفهوم انقلاب را تداعی میکند .
واژگشت در تحلیل مارکسیستی یک رویداد نادر است که حاصل غلبه آگاهی اجتماعی بر هستی مادی آنهاست و این پدیده در یک قرن کمتر از تعداد انگشتان دست روی میدهد از همین روی انقلاب را بایستی عده ای نخبه و الیت انجام دهند . این در حالی است که انقلاب فرانسه که تا بطن جامعه پیش رفته بود و تاریخ مدرن جهان را تحت تاثیر قرار داد یک انقلاب سترگ بوده و با انقلاب حزب بلشویک در هیچ رده و ترازی قابل مقایسه نیست
.
دیگر اینکه این انقلاب ها قرار بود بر پاد سرمایه داری باشند و آن را ساقط کنند اما همه انقلابهای کمونیستی که صورت پذیرفت همه به شکست انجامید و سرمایه داری از آنها پیروز بیرون آمد پس اینکه این انقلاب ها شرق را فرا گرفت و به شکست انجامید تنها یک پوان بزرگ برای سرمایه داران و لیبرال ها میباشد که اگر شما از آن اگاهی داشتید مدام آن را نمیگفتید
.
نکته دیگر اینکه انقلاب هایی که در بلوک شرق اتفاق افتاد حاصل آگاهی طبقاتی نبود بلکه حاصل ِ تئوری دومینو بود که با تحلیل مارکسیستی بسیار متفاوت میباشد .
بار دیگر تاکید میکنم من به ژرفایی معتقد هستم شما مفاهیم پایه ای کمونیسم و سوسیالیسم و سرمایه داری را نمیدانید و سخنان غیر آکادمیک به زبان می آورید . برای مثال سوسیال دموکرات ها در پی ایجاد رفاه اجتماعی بیشتر در جامعه هستند که با کمونیسم بسیار متفاوت است سوسیالیسم بر خلاف تصور شما برای جوامع سرمایه داری هیچ خطری ندارد آن خطر کمونیسم بود که یوغ رحمت را سر کشید . سیستم ولفیر در سوئد یک نمونه خوب از سازگاری سرمایه داری با انواع سیستم های سوسیالیستی میباشد . از این جهت سوسیال دموکرات های امروزی در مقابل تز هایی که شما میدهید همواره می ایستند و آامر ها نشان میدهد تعداد ان ها رو به افزایش میباشد
.
نکته دیگر اینکه خود اعتراف میکنید امتیازی که بورژازی و سرمایه داران در قرن اخیر به سوسیالیست ها دادند از ترس گزینه های انقلابی بوده پس این هیچ افتخار و نازشی برای شما به همراه ندارد بلکه ما میگوییم در دوران مدرن هستیم و باید انسان ها از راه های دموکراتیک وارد عمل شوند .
کاری هم که از روی ترس انجام گیرد میتواند عواقب سنگینی داشته باشد برای مثال پذیرفتن آراء کینز در نیمه قرن بیستم حاصل همین ترس بوده که عواقب آن امروز در حمایت دولت امریکا از کارتل ها و شرکت های چند ملیتی بزرگ دیده میشود که عملآ امریکا را به یک مونپولی اقتصادی کشانده است که همه طرفداران بازار آزاد با آن مخالف بوده اند و هستند .
واژگشت در تحلیل مارکسیستی یک رویداد نادر است که حاصل غلبه آگاهی اجتماعی بر هستی مادی آنهاست و این پدیده در یک قرن کمتر از تعداد انگشتان دست روی میدهد از همین روی انقلاب را بایستی عده ای نخبه و الیت انجام دهند . این در حالی است که انقلاب فرانسه که تا بطن جامعه پیش رفته بود و تاریخ مدرن جهان را تحت تاثیر قرار داد یک انقلاب سترگ بوده و با انقلاب حزب بلشویک در هیچ رده و ترازی قابل مقایسه نیست .
لطفا برای نشان دادن ارتباط بین "حاصل آگاهی اجتماعی بر هستی مادی بودن انقلاب"، "ضرورتِ کمتر بودن تعداد انقلاب های مارکسیستی از تعداد انگشتان دست"، و لزوم "رخ دادن انقلاب توسط الیت" یک نیمچه تلاشی بکنید، و گوشه چشمی هم داشته باشید که انقلابهای کمونیستی همه توسط کارگران و کشاورزان و سایر زحمت کشان اتفاق افتاده اند و پرواضح است که این ها همه شان لزوما الیت نیستند.
دیگر اینکه این انقلاب ها قرار بود بر پاد سرمایه داری باشند و آن را ساقط کنند اما همه انقلابهای کمونیستی که صورت پذیرفت همه به شکست انجامید و سرمایه داری از آنها پیروز بیرون آمد پس اینکه این انقلاب ها شرق را فرا گرفت و به شکست انجامید تنها یک پوان بزرگ برای سرمایه داران و لیبرال ها میباشد که اگر شما از آن اگاهی داشتید مدام آن را نمیگفتید .
از جمله دستاورد های این انقلاب ها افزایش اعتماد به نفس و آگاهی زحمت کشان و همانطور که گفته شد راضی کردن سرمایه داری به "تب" و تا حدی رام کردن سرمایه داری، چه در ابعاد جهانی (نمونه عینی اش حق وتوی چین و شوروی/روسیه که اجازه نمی دهد آمریکا هر غلطی می خواهد در جهان بکند، همچنین این حق وتو، که خود نتیجه توازن قوای شکل گرفته میان شوروی و چین و غرب بود، تا به حال اجازه نداده که جنگ جهانی دیگری به راه بیفتد) و چه در ابعاد ملی در بسیاری از کشورها بوده (بیمه و بازنشستگی و مالیات و حداکثر ساعت کار و ...).
بار دیگر تاکید میکنم من به ژرفایی معتقد هستم شما مفاهیم پایه ای کمونیسم و سوسیالیسم و سرمایه داری را نمیدانید و سخنان غیر آکادمیک به زبان می آورید . برای مثال سوسیال دموکرات ها در پی ایجاد رفاه اجتماعی بیشتر در جامعه هستند که با کمونیسم بسیار متفاوت است سوسیالیسم بر خلاف تصور شما برای جوامع سرمایه داری هیچ خطری ندارد آن خطر کمونیسم بود که یوغ رحمت را سر کشید . سیستم ولفیر در سوئد یک نمونه خوب از سازگاری سرمایه داری با انواع سیستم های سوسیالیستی میباشد . از این جهت سوسیال دموکرات های امروزی در مقابل تز هایی که شما میدهید همواره می ایستند و آامر ها نشان میدهد تعداد ان ها رو به افزایش میباشد .
کسی نگفته سوسیال دموکراسی=کمونیسم! گرایش به سوسیال دموکراسی هم حاصل پروپاگاندای امپریالیسم و ترساندن هر روزه مردم از شوروی و چین و ویتنام و ...، و برداشت نادرست برخی از سقوط شوروی است، در ضمن هیچ آماری هم نشان ندادید که کمونیست ها دارند کم می شوند و در مقابل سوسیال دموکرات ها زیاد و فقط ادعای آن را داشته اید.
لطفا برای نشان دادن ارتباط بین "حاصل آگاهی اجتماعی بر هستی مادی بودن انقلاب"، "ضرورتِ کمتر بودن تعداد انقلاب های مارکسیستی از تعداد انگشتان دست"، و لزوم "رخ دادن انقلاب توسط الیت" یک نیمچه تلاشی بکنید، و گوشه چشمی هم داشته باشید که انقلابهای کمونیستی همه توسط کارگران و کشاورزان و سایر زحمت کشان اتفاق افتاده اند و پرواضح است که این ها همه شان لزوما الیت نیستند.
از جمله دستاورد های این انقلاب ها افزایش اعتماد به نفس و آگاهی زحمت کشان و همانطور که گفته شد راضی کردن سرمایه داری به "تب" و تا حدی رام کردن سرمایه داری، چه در ابعاد جهانی (نمونه عینی اش حق وتوی چین و شوروی/روسیه که اجازه نمی دهد آمریکا هر غلطی می خواهد در جهان بکند، همچنین این حق وتو، که خود نتیجه توازن قوای شکل گرفته میان شوروی و چین و غرب بود، تا به حال اجازه نداده که جنگ جهانی دیگری به راه بیفتد) و چه در ابعاد ملی در بسیاری از کشورها بوده (بیمه و بازنشستگی و مالیات و حداکثر ساعت کار و ...).
کسی نگفته سوسیال دموکراسی=کمونیسم! گرایش به سوسیال دموکراسی هم حاصل پروپاگاندای امپریالیسم و ترساندن هر روزه مردم از شوروی و چین و ویتنام و ...، و برداشت نادرست برخی از سقوط شوروی است، در ضمن هیچ آماری هم نشان ندادید که کمونیست ها دارند کم می شوند و در مقابل سوسیال دموکرات ها زیاد و فقط ادعای آن را داشته اید.
رفیق ما شرمنده ایم که در این انجمن بارها همه به دوش شما انداخته شده. سرمایه داری وحشی ایران امان ما را بریده، عمرمان را دادیم فقط برای اینکه سرمایه دار بیشتر و بهتر تولید کند، تا به حال داشتیم برای سرمایه دار درس "چطور بردگی کنیم"می خواندیم، حالا وقتش شده که برایش در حد توان بردگی کنیم. باز خوب است یک مو از خرس کندیم و یک حق بازنشستگی از این سیستم برای شما گرفتیم، وگرنه حال شما هم مثل ما، و سنگرها خالی بود.
رفیق ما شرمنده ایم که در این انجمن بارها همه به دوش شما انداخته شده. سرمایه داری وحشی ایران امان ما را بریده، عمرمان را دادیم فقط برای اینکه سرمایه دار بیشتر و بهتر تولید کند، تا به حال داشتیم برای سرمایه دار درس "چطور بردگی کنیم"می خواندیم، حالا وقتش شده که برایش در حد توان بردگی کنیم. باز خوب است یک مو از خرس کندیم و یک حق بازنشستگی از این سیستم برای شما گرفتیم، وگرنه حال شما هم مثل ما، و سنگرها خالی بود.
🌺
سپاس از شما، آری زندگانی را دادیم ولی باز آخوند قرائتی گفته است که هر خانواده بایستی یک فرزندش را وقف امام زمان بنماید! نمیدانم چرا یاد ضحاک ماردوش افتادم!
رفیق ما شرمنده ایم که در این انجمن بارها همه به دوش شما انداخته شده. سرمایه داری وحشی ایران امان ما را بریده، عمرمان را دادیم فقط برای اینکه سرمایه دار بیشتر و بهتر تولید کند، تا به حال داشتیم برای سرمایه دار درس "چطور بردگی کنیم"می خواندیم، حالا وقتش شده که برایش در حد توان بردگی کنیم. باز خوب است یک مو از خرس کندیم و یک حق بازنشستگی از این سیستم برای شما گرفتیم، وگرنه حال شما هم مثل ما، و سنگرها خالی بود.
خوب بروید ونزوئلا یا لائوس که سرمایه داری نیست و کمونیستیست و ویزا هم نمیخواهد و بردگی نکنید .
مطمئن باشید اگر روزی بفهمم که رنج سفر و تحمل دوری عزیزان و پشت سر گذاشتن خاطره ها و دلبستگی ها به بردگی دراینجا می چربد، فورا به ونزوئلا کوچ می کنم، اما دست از سر سرمایه داری که مرا مجبور به چنین انتخابی کرده برنخواهم داشت!
مطمئن باشید اگر روزی بفهمم که رنج سفر و تحمل دوری عزیزان و پشت سر گذاشتن خاطره ها و دلبستگی ها به بردگی دراینجا می چربد، فورا به ونزوئلا کوچ می کنم، اما دست از سر سرمایه داری که مرا مجبور به چنین انتخابی کرده برنخواهم داشت!
مطمئن باشید اگر روزی بفهمم که رنج سفر و تحمل دوری عزیزان و پشت سر گذاشتن خاطره ها و دلبستگی ها به بردگی دراینجا می چربد، فورا به ونزوئلا کوچ می کنم
من از شما واقعن سپاسگزارم که از اون دسته سوسیالیست های شجاع هستید که دستکم روی کاغذ اعتراف کردید که حاضرید به یک کشور در پیت کمونیستی/سوسیالیستی سفر کنید. این یک پدیده ی نادر هست.🌺
من از شما واقعن سپاسگزارم که از اون دسته سوسیالیست های شجاع هستید که دستکم روی کاغذ اعتراف کردید که حاضرید به یک کشور در پیت کمونیستی/سوسیالیستی سفر کنید. این یک پدیده ی نادر هست.🌺
آری بیشتر مردم یا به بردگی تن میدهند یا میخواهند از بهره کشان بشوند!
آری بیشتر مردم یا به بردگی تن میدهند یا میخواهند از بهره کشان بشوند! •
باز هم که خود زنی کردید . همین نشان میدهد سرشت و نهاد انسان ها اینگونه است و باید به دنبال سیستمی باشیم که انسان ها را به همین شکل بپذیرد که تنها تضمین کننده آن تا کنون کپیتالیسم و لیبرالیسم اقتصادی و سیاسی بوده است
لطفا برای نشان دادن ارتباط بین "حاصل آگاهی اجتماعی بر هستی مادی بودن انقلاب"، "ضرورتِ کمتر بودن تعداد انقلاب های مارکسیستی از تعداد انگشتان دست"، و لزوم "رخ دادن انقلاب توسط الیت" یک نیمچه تلاشی بکنید،
همه ارتباط ها را که نباید نشان دهند پس IQ برای چیست ؟
و گوشه چشمی هم داشته باشید که انقلابهای کمونیستی همه توسط کارگران و کشاورزان و سایر زحمت کشان اتفاق افتاده اند و پرواضح است که این ها همه شان لزوما الیت نیستند.
انقلاب بلشویک ها انقلاب میلیونی کشاورزان بوده است ؟ عجب ! شما هم بهتر است بروید کمی تاریخ بخوانید ...... اتفاقا بیشترین قربانیان کمونیسم در شوروی از همین کشاورزان و زحمت کشان بوده است که نمیخواستند محصول خود را مفت بدهند . اصلآ انقلاب کمونیستی هم قرار نبود در شوروی روی دهد قرار بود در کشور های صنعتی و اروپا روی دهد و شبح کمونیسم در اروپا چرخ میزند اما نفهمیدیم چطور شد در روسیه ظاهر شد
از جمله دستاورد های این انقلاب ها افزایش اعتماد به نفس و آگاهی زحمت کشان و همانطور که گفته شد راضی کردن سرمایه داری به "تب" و تا حدی رام کردن سرمایه داری، چه در ابعاد جهانی (نمونه عینی اش حق وتوی چین و شوروی/روسیه که اجازه نمی دهد آمریکا هر غلطی می خواهد در جهان بکند، همچنین این حق وتو، که خود نتیجه توازن قوای شکل گرفته میان شوروی و چین و غرب بود، تا به حال اجازه نداده که جنگ جهانی دیگری به راه بیفتد) و چه در ابعاد ملی در بسیاری از کشورها بوده (بیمه و بازنشستگی و مالیات و حداکثر ساعت کار و ...).
ابن هم بیجاست و تنها نشان از نا آگاهی شما دارد ! زیرا همه انقلاب ها به شکست انجامیده و چیزی که به شکست می انجاد دیگر نمیتواند اعتماد به نفس بیاورد بلکه تنها میتواند گستاخی بیارود که آن راه را دوباره ادامه دهند . شما هم بهتر است بروید با دیگر دوستان مارکس ِ اصیل را بخوانید تا بفهمید مارکس چه پیش بینی کرده بود و چه شد تا دیگر حرف انقلاب نزنید . بیمه بیکاری و بازنشستگی و حداقل دستمزد و ..... هم از قضا حاصل تلاش خود کارگران در جوامع کپیتالیستی بوده که نشان میدهد که در چنین جامعه ای مبارزه برای خواسته های گوناگون افراد وجود دارد و نیازی نیست الیت مونولوگ وار برای آنها تصمیم بگیرند
کسی نگفته سوسیال دموکراسی=کمونیسم! گرایش به سوسیال دموکراسی هم حاصل پروپاگاندای امپریالیسم و ترساندن هر روزه مردم از شوروی و چین و ویتنام و ...، و برداشت نادرست برخی از سقوط شوروی است، در ضمن هیچ آماری هم نشان ندادید که کمونیست ها دارند کم می شوند و در مقابل سوسیال دموکرات ها زیاد و فقط ادعای آن را داشته اید.
این هم بیجاست ! گرایش به سوسیال دموکراسی حاصل شکست انقلاب ها و عدم توانایی طبقه کارگر در ایجاد انقلابی دیگر و درس گرفتن چپ جدید از اشتباهات گذشته و حاکم شدن نئو لیبرالیسم بر کلیه اقتصاد ها و ساختار های سیاسی اروپا و امریکا بوده است
باز هم که خود زنی کردید .
همین نشان میدهد سرشت و نهاد انسان ها اینگونه است و باید به دنبال سیستمی باشیم که انسان ها را به
همین شکل بپذیرد که تنها تضمین کننده آن تا کنون کپیتالیسم و لیبرالیسم اقتصادی و سیاسی بوده است .
بردهداران هم میگفتند در سرشت هومنی بردهداری و بردگی هست, ولی دیرتر روشن شد یاوه میگفتند!
بهرهکشی از بیل و کلنگ و هتّا اسپ و شتر یا روبات که برای ما مهند[1] نیستند, بهرهکشی هومن[2] از هومن است که گرفتاری دارد.
دستآویز[3] به سرشت هومنی[4] "بهرهده دوسته" هم در همان تراز[5] سرشت هومنی "برده دوسته" میرود و به یک اندازه یاوه و ژاژهاند.
پس لطف بفرمایید ابزار تولید را برابر برده قرار ندهید ! و انقدر این قیاس معالفارق رنگ باخته را مثل این عروسکهایی که هر بار یک صدا ازشان در میاید پخش نکنید
پس لطف بفرمایید ابزار تولید را برابر برده قرار ندهید ! و انقدر این قیاس معالفارق رنگ باخته را مثل این عروسکهایی که هر بار یک صدا ازشان در میاید پخش نکنید !
ما هم برابر ندیدیم:
ابزار فرآورش ≠ بهرهده ≠ برده
بهرهده ولی همان بردهیِ دیروز است, که تنها اندکی هوداد زندگی اش بالا رفته, آنهم نه همهجا:
بهتر نیست یکبار بیاموزید که بهرهکشی چیست و این اندازه ناآگاه نمانید؟
بهرهده ولی همان بردهیِ دیروز است, که تنها اندکی هوداد[2] زندگی اش بالا رفته, آنهم نه همهجا:
بله بله و ما در نظام گَند و گُه کمونیستی دیدیم که چه قدر کارگران زحمتکش زندگی خوب و راحتی داشتند و سیستم برای اینکه ملت ازش فراری نشوند میدان مین و دیوار و تک تیر انداز کشیده بود دور مردم بدبختِ کمونیست زده :)) شما علی الحساب بروید یک فکری به حال آدمخواری در کره شمالی و در دل کمونیسم بکنید اصلاح جامعه سرمایه داری پیشکش
بله بله و ما در نظام گَند و گُه کمونیستی دیدیم که چه قدر کارگران زحمتکش زندگی خوب و راحتی داشتند و سیستم برای اینکه ملت ازش فراری نشوند میدان مین و دیوار و تک تیر انداز کشیده بود دور مردم بدبختِ کمونیست زده :))
شما علی الحساب بروید یک فکری به حال آدمخواری در کره شمالی و در دل کمونیسم بکنید اصلاح جامعه سرمایه داری پیشکش :))
درسته, نمیشود که شما و سرمایهداران نخست چوب لای چرخ دیگران بکنید, سپس که کارشان خراب شد برای خودتان دست بزنید و بگویید دیدید کار نکرد, دیدید کار نکرد؟
تازه بماند که اینها چیزی بیشتر از سفستهیِ "تو هم بدی" نیست و با بد بودن "کمونیستها", سرمایهداری خوب نمیشود!
درسته, نمیشود که شما و سرمایهداران نخست چوب لای چرخ دیگران بکنید, سپس که کارشان خراب شد برای خودتان دست بزنید و بگویید دیدید کار نکرد, دیدید کار نکرد؟
آها پس لابد توقع دارید همین طوری بشینیم غارت اموالمان را توسط شماها شاهد باشیم ؟ :)))) اینطوری که شماها کاریکاتور دُژمن هم نمیشوید که
تازه بماند که اینها چیزی بیشتر از سفستهیِ "تو هم بدی" نیست و با بد بودن "کمونیستها", سرمایهداری خوب نمیشود!
قطعن با بد بودن کمونیستها سرمایه داری خوب نمیشود ! ولی همینکه در نظامهای سرمایه داری شماها انقدر آزادید که حزب کمونیستی درست کنید و آزادانه سخن بگویید و نظامهای شماها اگر کسی حتا فکر سرمایه داری هم به ذهنش رسید کشته میشود نشان از بهتر بودن نظام سرمایه داری نسبت به کمونیسم دارد .
ما داریم میگوییم سرمایه داری بهتر از کمونیسم است ! نمیگوییم ایده آل و پرفکت است . این بهتر بودن را هم میشود از هر جنبه ای نسبت به نظامهای کمونیستی را در بیشتر بودن مُزد (که کمتر بودنش در نظامهای کمونیستی منجر به فرار مردم و چُس ناله های پیشین شده) ، تا برتری تکنولوژیکی و آزادیهای فردی و ... دید
باید اینرا از کسی که هنوز نمیداند "بهرهکشی" چیست و بهرهده را همان ابزار فرآورش[1]! میبیند بپذیرم؟ (:
این شمایید که هر وقت سخن از اخلاقی بودن مالکیت ابزار فروش میشود فوری آن را با برده داری مقایسه میکنید نه من. دست کم میخواهید نمک بریزید یک مقداری قبلش فکر کنید که زیادی شور نشود :))
آها پس لابد توقع دارید همین طوری بشینیم غارت اموالمان را توسط شماها شاهد باشیم ؟ :))))
اینطوری که شماها کاریکاتور دُژمن هم نمیشوید که :)))
خب بردهداران هم بردهها را از اموال شخصی اشان میدانستند, ولی هومنی بدرستی از دستاشان درآورد.
برای بهرهکشان هم زمان بهرهکشی و مفتخوری به سر رسیده, گرچه خودشان این را نهوشند و خودفریبند!
ما داریم میگوییم سرمایه داری بهتر از کمونیسم است ! نمیگوییم ایده آل و پرفکت است .
این بهتر بودن را هم میشود از هر جنبه ای نسبت به نظامهای کمونیستی را در بیشتر بودن مُزد (که کمتر بودنش در نظامهای کمونیستی منجر به فرار مردم و چُس ناله های پیشین شده) ، تا برتری تکنولوژیکی و آزادیهای فردی و ... دید .
خیر, شما دارید میگویید کمونیستها بد هستند, پس کمونیسم بد است, پس سرمایهداری بهتر است.
این چیزی بیشتر از سفسته نیست, نخست اینکه سرمایهداری تنها آمریکا نیست, زیرا ایران هم گفتیم سرمایهداری است و شما نباید تنها کشورهای خوب سرمایهداری را به شمار آورید.
سپس اینکه رفتار کمونیستها ببایست پیوندی به کمونیسم ندارد, مگر آنکه پیوند آنرا بنمایانید.
سرانجام اینکه گفتیم همین کمونیستها هم در کارشان تا توانستهاند سنگ انداختهاند
و نمیشود شما نخست چوب لای چرخ کسی بکنید, سپس که کارش خراب شد بگویید, "دیدی؟ من که گفتم کار نمیکند!", مگر آنکه هر آینه آماج پنهان در سر داشته باشید!
خب بردهداران هم بردهها را از اموال شخصی اشان میدانستند, ولی هومنی[1] بدرستی از دستاشان درآورد. برای بهرهکشان هم زمان بهرهکشی و مفتخوری به سر رسیده, گرچه خودشان این را نهوشند[2] و خودفریبند!
باز هم که سوزنتان روی این قیاس مسخره گیر کرد ! شما لطف بفرمایی به ما بیل و کلنگی نشان دهید که نخود لوبیا بخورد و بعد از یک سکس و خواب حسابی برود یک دل سیر بریند !
خیر, شما دارید میگویید کمونیستها بد هستند, پس کمونیسم بد است, پس سرمایهداری بهتر است.
نه خیر ! ما میگوییم کمونیسم بد است پس برای همین کمونیستها هم بد هستند و همگی چاچول باز و مشتی غارتگر هستند . سرمایه داری هم در قیاس با کمونیسم بهتر است چون از هر نظر شرایط بهتری را فراهم میکند .
این چیزی بیشتر از سفسته نیست, نخست اینکه سرمایهداری تنها آمریکا نیست, زیرا ایران هم گفتیم سرمایهداری است و شما نباید تنها کشورهای خوب سرمایهداری را به شمار آورید.
ایران را که پیشتر نشان داده ایم نظام گندیده کمونیستی اسلامیست و با تکرار یک دروغ هم آن دروغ حقیقت نمیشود . به فرض هم که ایران سرمایه داری باشد و یک نمونه نا موفق ! در کنارش ما دست کم چند نمونه موفق سرمایه داری داریم ! کمونیسم که حتا یک نمونه خوب و موفق هم ندارد ! بروید یک خوبش را درست کنید دست کم یک چیزی داشته باشید رویش مانور دهید .
سرانجام اینکه گفتیم همین کمونیستها هم در کارشان تا توانستهاند سنگ انداختهاند و نمیشود شما نخست چوب لای چرخ کسی بکنید, سپس که کارش خراب شد بگویید, "دیدی؟ من که گفتم کار نمیکند!", مگر آنکه هر آینه آماج[3] پنهان در سر داشته باشید!
سر انجام هم گفته ایم با دسته گُل و شربت و شیرینی به استقبال دشمن نمیروند 👻
بردهداران هم میگفتند در سرشت هومنی بردهداری و بردگی هست, ولی دیرتر روشن شد یاوه میگفتند!
موقع تولد نه کسی برده دار به دنیا میاد نه برده.
ولی موقع تولد همه با آز و میل به داشتن و greedy به دنیا میان.
پس یا باید این حس رو قبول کرد و در کنارش کنترلش کرد یا با چوب کمونیسم و حکومت پلیسی حذفش کرد.
بدرد خودم میخوره حداقل. بعدم شما باید واقعگرا و پرگمتیست باشید و بدونید که بهرحال هرکس بر اساس دانش و تجربهء شخصی خودش هم عمل میکنه. هرکس از دریچهء چشم خودش دنیا رو میبینه و تفسیر میکنه. پس برای کارهای بزرگ اجتماعی، نیاز هست که مردم به یک دیدگاه و انگیزهء مشترک بقدر کافی قوی و پایدار برسن. ولی درمورد کمونیسم کذایی شما، فکر نمیکنم این امر نزدیک باشه، اصولا اگر شدنی باشه.
بیجاست، سرمایه داری آمریکا و اسرائیل و .. بهتر از سرمایه داری فاشیستی اسلامی است و دستکم ما میتوانیم با برخورداری از دمکراسی پارلمانی که در این سامانه ها هست، حزب های سوسیالست و کمونیست را بازسازی کنیم.
اینها در درون خودشون بله بد نیستن. ولی از منظر برونی و خشونت و زورگویی و نظامی گری خارجی چی؟ آیا واقعا تاحالا بیشتر به دنیا صدمه زدن یا فایده داشتن؟ حالا منتظر باشیم شما بیاید از داخل اونا رو درست کنید. فکر کنم زیادی خوش خیالی باشه. تا اون موقع که شاید شما بتونید به جایی برسید، اینا دنیا رو به گند کشیدن.
بیجاست. زمانی که بردگان زاد و زای میکردند، بچه شان خودبخود برده زاییده میشد.
به اینگونه بردگان که بوارون بردگان زادمان نخست که از سرزمین های دیگر دزدیده شده بودند، در خانه ی ارباب زاده میشدند، غلام یا کنیز "خانه زاد" میگفتند. پس اینجا هم آگاهی تان بسنده نبود! • پارسیگر
باز هم که خود زنی کردید . همین نشان میدهد سرشت و نهاد انسان ها اینگونه است و باید به دنبال سیستمی باشیم که انسان ها را به همین شکل بپذیرد که تنها تضمین کننده آن تا کنون کپیتالیسم و لیبرالیسم اقتصادی و سیاسی بوده است .
بیجاست. هومن این ویژگی و برجستگی را دارد که بتواند سرشت "طبیعی" و جانوری خود را بهبود بخشد شما ها ولی میگویید که بگذراید هومنی با همان شیوه ی جانوری و درندگی که از زمان گوریلی! برایش ماند به پیش برود و سپس شگفت زده میشوید که چرا اینهمه ستم و کشتار و چپاول هست و برای آزادی و دادگری و .. ناله کرده و گله زادی میکنید! پس یک بام و دو هوا نمیشود و باید برای نمونه، جمهوری اسلامی را هم همینگونه که هست بپذیرید چون سرشت "طبیعی" ماست!؟
بردهداران هم میگفتند در سرشت هومنی بردهداری و بردگی هست, ولی دیرتر روشن شد یاوه میگفتند! 😉
این هم بیجاست ! آنها هم مثل شما در انسان شناسی خودشان دچار کژفهمی بوده اند که چپه شدند . زیرا انسان ها در نهادشان آزادی و آزادگی وجود دارد که توجه به این مورد از ابتدا از پایه های لیبرالیسم اقتصادی و سیاسی بوده است
بیجاست. هومن این ویژگی و برجستگی را دارد که بتواند سرشت "طبیعی" و جانوری خود را بهبود بخشد شما ها ولی میگویید که بگذراید هومنی با همان شیوه ی جانوری و درندگی که از زمان گوریلی! برایش ماند به پیش برود و سپس شگفت زده میشوید که چرا اینهمه ستم و کشتار و چپاول هست و برای آزادی و دادگری و .. ناله کرده و گله زادی میکنید! پس یک بام و دو هوا نمیشود و باید برای نمونه، جمهوری اسلامی را هم همینگونه که هست بپذیرید چون سرشت "طبیعی" ماست!؟
• پارسیگر
این هم بیجاست ! ما همچه چیزهایی نگفتیم گویا یک بار هم مبانی لیبرالیسم را مطالعه نفرمودید . ما میگوییم هر جا معه ای برای داشتن دینامیسم و پیشرفت نیاز به قانون و سلسه مراتب دارد اما این قوانین و سلسله مراتب نباید سرشت و نهاد انسان ها را مورد هدف قرار دهد . برای مثال احترام به حقوق و آزادی های فردی و ایجاد بستری برای اعمال اراده فرد در جامعه نمونه ای از این موارد است زمانی که فرد بتواند در جاعه اعمال اراده فرماید مشخص میشود آیا جامعه در برابر آن همگرایی دارد یا خیر و راه تاریخی یک جامعه اینگونه باز میشود نه با زور و دستورات مونولوگ وار الیت .تنها سیستمی که امتحان خودش را پس داده و از این آزمون های دشوار سربلند بیرون آمده همان کپیتالیسم و لیبرالیسم بوده است . در مورد جمهوری اسلامی هم مقایسه نا به جا فرمودید زیرا در چنین سیستم هایی دولت و الیت به دنیال یک امت اسلامی میگردند واز این رو آزادی های فردی که در سرشت هر انسانی وجود دارد را زیر پرسش میبرند و این به عقاید کمونیستی بیشتر شبیه میباشد و باز هم کمونیسم گند تطهیر نمیشود
این هم بیجاست ! ما همچه چیزهایی نگفتیم گویا یک بار هم مبانی لیبرالیسم را مطالعه نفرمودید . ما میگوییم هر جا معه ای برای داشتن دینامیسم و پیشرفت نیاز به قانون و سلسه مراتب دارد اما این قوانین و سلسله مراتب نباید سرشت و نهاد انسان ها را مورد هدف قرار دهد . برای مثال احترام به حقوق و آزادی های فردی و ایجاد بستری برای اعمال اراده فرد در جامعه نمونه ای از این موارد است زمانی که فرد بتواند در جاعه اعمال اراده فرماید مشخص میشود آیا جامعه در برابر آن همگرایی دارد یا خیر و راه تاریخی یک جامعه اینگونه باز میشود نه با زور و دستورات مونولوگ وار الیت .تنها سیستمی که امتحان خودش را پس داده و از این آزمون های دشوار سربلند بیرون آمده همان کپیتالیسم و لیبرالیسم بوده است . در مورد جمهوری اسلامی هم مقایسه نا به جا فرمودید زیرا در چنین سیستم هایی دولت و الیت به دنیال یک امت اسلامی میگردند واز این رو آزادی های فردی که در سرشت هر انسانی وجود دارد را زیر پرسش میبرند و این به عقاید کمونیستی بیشتر شبیه میباشد و باز هم کمونیسم گند تطهیر نمیشود .
😃
بیجاست! ستیز بر سر همین است که کدام قانون هومنی است. پیشتر ها برده داری هم قانونی بود!
همینگونه است این زنجیره ی تراز ها ( سلسله مراتب) که باید دید چه کسی و با چه سزامندی باید آن بالا باشد و این جایگاه "بالا" از بیخ چی هست و چرا باید باشد. در برده داری هم همین رده بندی بود و هرچه ستمگر تر و برده دار تر بودید، بالاتر بودید. در زمان کنونی هم هرچه بیشتر پدرسوخته تر و بهره کش تر باشید بالا ترید
!
و اندک سرمایه داران چاق و گنده دارند سرنوشت همه ی جهانیان را از ان بالا ، به بهانه همین "آزادی" و لیبرالیسم ! ، که در فربود همان آزادی چپاول و بهره کشی است، کنترل میکنند و جهان را به بیدادگری و بدبختی ودرگیری ها جنگ ها فروانداخته!
+++
سنجش شما با جمهوری اسلامی هم سفسته ی ناب است، چرا که سخن بر سر این است که از کدام آزادی تکینه (فردی) سخن در میان است، ما میگوییم ازادی چپاول و بهره کشی نباید باشد چرا که این ازادی به وارون دید شما تکینه و خودینه نیست،
بساکه همبودین است و به دیگر تک تک مردم هم پیوند دارد و ازادی کار و سود آنهارا به بیم میافکند، جمهوری اسلامی ولی به آزادی حجاب و کوتاه و بلندی جوراب و آزادی زیر پرسش بردن بهره کشی فاشیستی اسلامی ( که چهره ی دیگر و ناب تر همان سرمایه دارای پسندین شما هست) ، گیر داده و بر این پایه این سخن تان یاوه ی پاک و کژفرنود سنجش نابرابر بیش نبود و نشان از ناآگاهی سخت خود شما دارد! • پارسیگر
این هم بیجاست ! آنها هم مثل شما در انسان شناسی خودشان دچار کژفهمی بوده اند که چپه شدند . زیرا انسان ها در نهادشان آزادی و آزادگی وجود دارد که توجه به این مورد از ابتدا از پایه های لیبرالیسم اقتصادی و سیاسی بوده است .
اینهم بیجاست، سرشت کهن هومنی همان جانوری چند میلیارد ساله است و فرایافت نوین آزادی و برابری و برادری و حقوق بشر و دادگری همبودین ... دیری نیست که پدید امده و با ان "آزادی" که جانور گونه بوده، که من آزادم که هر جا بخواهم برینم و هرچه خواستم بکنم، یکی نیست.
فرجام این لیبرالیسم سیاسی و سرایداشتی همین بود که بانکهایتان ورشکست و زیان انهارا از جیب مردم بدبخت پرداختند! همین "آزادی" های بود که به واژگشت ها شورش ها و گرسنگی ها .. انجامید و گرنه کسی تنش نمیخارید که برود شورش کند و خود را جلوی تفنگ و گلوله ی شما لیبرال های نازنین و خوشبو و مدروز بیندازد!
برای همین هم ما با بهرهکشی که همان بردهداری در جامهیِ نوین باشد میستیزیم!
به عکس این یک حکومت کمونیستیست که افراد را مایملک خود میداند
و برای همین هم به خود این اجازه را میدهد در مورد سرنوشت و شیوه زندگیشان تصمیم بگیرد و دورشان دیوار بکشد و فراریان از این طاعون سرخ را به اردوگاه های کار اجباری بفرستد یا بکشد و نیست و نابود کند . یعنی برده داری بر خلاف یاوه ی شما در نظامهای کمونیستی جاریست نه کاپیتالیسم عزیز .