آیا این گفته قرآن معجزه است؟

m@hdi

در صفحه "قرآن و علم" در ویکیپدیا آمده است که قرآن 14 قرن پیش گفته اعماق دریا تاریک است در حالی که در آن زمان کسی از تاریکی اعماق دریا اطلاعی نداشته:

قرآن و علم - ویکی‌پدیا

آیا این صحیح است که در آن زمان کسی نمیدانسته اعماق دریا تاریک هست؟ آیا این سخن قرآن یک معجزه علمی هست؟

Theodor Herzl

دوید هیوم می‌گوید هیچ شهادتی برای اثبات یک معجزه کافی‌ نیست ، مگر اینکه دروغ بودن آن شهادت از خود معجزه ، معجزه انگیز تر باشد. یعنی‌ اینکه آیا امکان این هست که به روی شانس قرآن یک حرفی‌ زده؟ یا اینکه چند متر به زیر آب بروید تاریک تر میشود ، پس می‌توان نتیجه گرفت که هرچه پایین تر بروید تاریک تر خواهد بود!

اینجا پس میبینیم که ادعا از خود معجزه ، معجزه انگیز تر نیست!

cool

أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَكَدْ یَرَاهَا وَمَن لَّمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ(سوره نور ایه 40)

فولادوند: یا [كارهایشان] مانند تاریكیهایى است كه در دریایى ژرف است كه موجى آن را مى‏پوشاند [و] روى آن موجى [دیگر] است [و] بالاى آن ابرى است تاریكیهایى است كه بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است هر گاه [غرقه] دستش را بیرون آورد به زحمت آن را مى‏بیند و خدا به هر كس نورى نداده باشد او را هیچ نورى نخواهد بود

مکارم: یا همچون ظلماتی است در یك دریای پهناور، كه موج آن را پوشانیده، و بر فراز آن موج دیگری است، و بر فراز آن ابری تاریك، ظلمتهائی است یكی بر فراز دیگر آنچنان كه هر گاه دست خود را خارج كند ممكن نیست آن را ببیند! و كسی كه خدا نوری برای او قرار نداده، نوری برای او نیست!

خرمشاهی: یا [اعمالشان‏] همچون تاریكیهایى است در دریایى ژرف كه آن را موجى فرو پوشانده و برفراز آن موجى دیگر است كه برفراز آن ابرى است تاریكیهایى تو بر تو، چون دستش را برآورد، چه بسا نبیندش، و هر كس كه خداوند برایش نورى مقرر نداشته باشد، نورى ندارد

اگر به این ایه دقت کنید معلوم میشود سخن از تاریکی عمق در یا نیست!چرا که ایه میگوید برفراز ان ابری است و وجود ابر در دریا معنی ندارد(:
کلا این ایه چرت و پرت میگوید.بر فراز موج ابری تاریک است یعنی چی؟😖

یه نفر
cool

كَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ

ظلمات = تاریکی
فی = در
بحر = دریا
تاریکی در دریا است

cool

یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ

موجی از آب بر روی موجی دیگر پوشیده شده است

cool

مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ

بر روی آن، ابر تاریکی هست که بعضی هاشون روی بعضی های دیگر هستند

همه اینها قابل تامل هستند

cool
یه نفر

ظلمات = تاریکی
فی = در
بحر = دریا
تاریکی در دریا است

دیگه اینقدر بی سواد نیستم که معنی چند کلمه عربی رو ندونم.لازم به زحمت شما نبود سه ترجمه برای ایه اورده بودم(:

یه نفر

موجی از آب بر روی موجی دیگر پوشیده شده است

لابد توی اعماق دریا؟

یه نفر

بر روی آن، ابر تاریکی هست که بعضی هاشون روی بعضی های دیگر هستند

عایا اینجا کسی هست که ابر تاریکی بر روی موج دریا دیده باشد؟مثل اینکه حضرت الله قرصاشو به موقع نخوره بوده:))

یه نفر

همه اینها قابل تامل هستند

داستان شنگول و منگول هم قابل تامل است!چه نتیجه ای میخواهید بگیرید؟!

مزدك بامداد

باید دانست که نشانه ها و نماد هایی که در قران هست، برای کسانی بوده که از این نشانه ها آگاهی داشته اند.
نمیشود برای کسی نمونه ای اورد که ندانسته باشد. برای نمونه اگر بگویند "بهمان کس مانند روباه فریبکار است"،
این را در انجمنی میگویند که به این ویژگی روباه آشنا باشد و نه به اسکیموهای قطب شمال که روباه ندیده اند.
پس اگر در "ایه" ای گفتند که بهمان جا مانند تاریکی در دریاهاست که ابری تیره هم آنرا گرفته، صحنه ای است که
عرب با ان آشنا بوده . عرب دریانوردان خوبی هم بوده اند و گاهی هم در توفانهایی که دریا از ابر پوشیده و تاریک
بوده و امواج تیره از هم بالا میرفته اند گیر میکرده است. پس از بیخ، هرگز هیچ معجزه ای در اینگونه آیه ها نیست.

دیگر اینکه در این جور جاها، اگر بازگردان و سفرنگ (تفسیر) المیزان را بخوانیم، ناچار از گمانه زنی نخواهیم بود و
در دام بازگردان نادرست و ناکارشناسانه فریبکارانی مانند سایت قران شناسی نمی افتیم.
ترجمه و تفسیر قرآن

در این آیه های بالا هم سنجش روشنی با تاریکی که گویا الله و اسلام روشنی و باور های قریش، تاریکی و
گمراهی هستند ، در میان بوده و برای عرب، صحنه ای را مینگارد که برای انها آشنا بوده و آن همان تاریکی دریای
توفانی و نا امیدی از رهایی و بوختن(نجات) از چنین جایی، آنگاه که نور راهنمایی ( چراغ دریایی یا ماه و ستارگان و ..)
نباشد و هیچ چیز دیگر یا معجزه ای هم در آن نیست و نبوده ! و به ژرفای دریا هم کاری نداشته و تنها گفته:
تاریکی در دریا ، نه تاریکی در ژرفای دریا

کوشا
cool

أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَكَدْ یَرَاهَا وَمَن لَّمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ(سوره نور ایه 40)

ملوانی غربی مدعی شده بود که با دیدن این آیه مسلمان شده است با این استدلال که تا کسی طوفان ندیده باشد نمی تواند به این زیبایی شرایط طوفانی دریا را به تصویر کشد
و محمد هرگز سفر دریایی نرفته و طوفان ندیده بود.

sonixax
کوشا

ملوانی غربی مدعی شده بود که با دیدن این آیه مسلمان شده است با این استدلال که تا کسی طوفان ندیده باشد نمی تواند به این زیبایی شرایط طوفانی دریا را به تصویر کشد
و محمد هرگز سفر دریایی نرفته و طوفان ندیده بود.

من تا به حال مریخ نرفتم ! ولی میتوانم خیلی زیبا آن را برای شما به تصویر بکشم !
به بهشت هم نرفتم ! همان را هم میتوانم قشنگ تر از محمد به تصویر بکشم

.

یه نفر
sonixax

به بهشت هم نرفتم ! همان را هم میتوانم قشنگ تر از محمد به تصویر بکشم .

میشه یه کم از بهشت برام بگی؟ ببینم چجوری میتونی بهتر از اسلام بگی..

شاید در دین جدیدم ازش استفاده کردم.. حق تالیف هم فراموش نمیکنم.. خیالت راحت :-)

sonixax #۱۰
یه نفر

میشه یه کم از بهشت برام بگی؟ ببینم چجوری میتونی بهتر از اسلام بگی..

بهشت جاییست که شما را درش راه نمیدهند

😜

m@hdi #۱۱
یه نفر

میشه یه کم از بهشت برام بگی؟ ببینم چجوری میتونی بهتر از اسلام بگی..

بهشت جاییست که شما و بقیه بانوان یک همسر بیشتر ندارید اما ما آقایون بی نهایت همسر داریم! حالا باز هم اسلام رو دوست داری؟!

مزدك بامداد #۱۲
کوشا

ملوانی غربی مدعی شده بود که با دیدن این آیه مسلمان شده است با این استدلال که تا کسی طوفان ندیده باشد نمی تواند به این زیبایی شرایط طوفانی دریا را به تصویر کشد
و محمد هرگز سفر دریایی نرفته و طوفان ندیده بود.

آنچه فراوان در جهان است، کودن است، این ملوان هم پیشکش شما.

کوشا #۱۳
sonixax

من تا به حال مریخ نرفتم ! ولی میتوانم خیلی زیبا آن را برای شما به تصویر بکشم !
به بهشت هم نرفتم ! همان را هم میتوانم قشنگ تر از محمد به تصویر بکشم .

بله با یه سرچ ساده کارهای بزرگتر از این هم میشه انجام داد!

sonixax #۱۴
کوشا

بله با یه سرچ ساده کارهای بزرگتر از این هم میشه انجام داد!

پس دیگه بدتر

!

sonixax #۱۶
کوشا

؟؟؟!

محمد هر چه را میدانسته از سلمان فارسی آموخته ! پس اینجا سلمان معجزه کرده نه محمد ! (توی سلمان فارسی سرچ ساده کرده)

یه نفر #۱۷
sonixax

بهشت جاییست که شما را درش راه نمیدهند

جایی که من نباشم اصلا قشنگ نیست.. :-)

زیبایی محیط با حضور من تکمیل میشه..

با این وجود من گفتم این ها قابل تامل هستند.

نگفتم ابر روی موج دریاست! از کجا معلوم شاید نکته ای درونش باشه..

m@hdi #۱۸
یه نفر

با این وجود من گفتم این ها قابل تامل هستند.

بنده کاری به این ندارم که قرآن نوشته محمده یا سلمان فارسی یا هر کس یا کسان دیگر اما اگر نبوغی پشت سر این کتاب باشه باز هم دلیل نمیشه که ما نتیجه بگیریم حرف های گفته شده در قرآن صحیح هستند. قرآن قابل تامل هست اما تامل در آن نتیجه با ارزشی نداره.

کوشا #۱۹
مزدك بامداد

آنچه فراوان در جهان است، کودن است، این ملوان هم پیشکش شما.

کودنی هم برای خود عالمی دارد؛ مهم این است که در هر صورت طوری زندگی کنی که برایت لذت بخش است.

کوشا #۲۰
sonixax

محمد هر چه را میدانسته از سلمان فارسی آموخته ! پس اینجا سلمان معجزه کرده نه محمد ! (توی سلمان فارسی سرچ ساده کرده)

سند و مدرک این گفتار کجاست؟

کوشا #۲۱
m@hdi

بنده کاری به این ندارم که قرآن نوشته محمده یا سلمان فارسی یا هر کس یا کسان دیگر اما اگر نبوغی پشت سر این کتاب باشه باز هم دلیل نمیشه که ما نتیجه بگیریم حرف های گفته شده در قرآن صحیح هستند. قرآن قابل تامل هست اما تامل در آن نتیجه با ارزشی نداره.

قرآن نگاه خاص خود به هستی را دارد و به نظر می رسد از این منظر قابل تامل و ارزش باشد.

Anarchy #۲۲
کوشا

سند و مدرک این گفتار کجاست؟

البته گویا این گمانه زنی از زمان خود محمد هم وجود داشته...

سوره نحل آیات 101-103 ( به آیه 103 و اشاره به فرد عجمی و توجیه خنده دار الله دقت کنید )

وَإِذَا بَدَّلْنَا آیَةً مَّكَانَ آیَةٍ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا یُنَزِّلُ قَالُواْ إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ ﴿۱۰۱﴾

فولادوند: و چون حكمى را به جاى حكم دیگر بیاوریم و خدا به آنچه به تدریج نازل مى‏كند داناتر است مى‏گویند جز این نیست كه تو دروغ‏بافى [نه] بلكه بیشتر آنان نمى‏دانند

مکارم: و هنگامی كه آیه‏ای را به آیه دیگر تبدیل كنیم (حكمی را نسخ نمائیم) - و خدا بهتر می‏داند چه حكمی را نازل كند - آنها می‏گویند تو افترا می‏بندی اما اكثر آنها (حقیقت) را نمی‏دانند.

خرمشاهی: و چون آیه‏اى را به جاى آیه دیگر آوریم -و خداوند به آنچه نازل كرده است، آگاه‏تر استگویند تو فقط افترازنى، چنین نیست بلكه بیشترینه‏شان در نمى‏یابند

قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذِینَ آمَنُواْ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِینَ ﴿۱۰۲﴾

فولادوند: بگو آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده تا كسانى را كه ایمان آورده‏اند استوار گرداند و براى مسلمانان هدایت و بشارتى است

مکارم: بگو، آنرا روح القدس از جانب پروردگارت به حق نازل كرده است، تا افراد با ایمان را ثابت قدم گرداند، و هدایت و بشارتی است برای عموم مسلمین.

خرمشاهی: بگو آن را روح‏القدس [جبرئیل‏] به راستى و درستى از سوى پروردگارت نازل كرده است، تا مؤمنان را ثابت‏قدم بدارد و براى مسلمانان رهنمود و بشارتى باشد

وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّمَا یُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِی یُلْحِدُونَ إِلَیْهِ أَعْجَمِیٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِیٌّ مُّبِینٌ ﴿۱۰۳﴾

فولادوند: و نیك مى‏دانیم كه آنان مى‏گویند جز این نیست كه بشرى به او مى‏آموزد [نه چنین نیست زیرا] زبان كسى كه [این] نسبت را به او مى‏دهند غیر عربى است و این [قرآن] به زبان عربى روشن است

مکارم: ما میدانیم آنها می‏گویند این آیات را بشری به او تعلیم می‏دهد، در حالی كه زبان كسی كه اینها را به او نسبت می‏دهند عجمی است ولی این (قرآن) زبان عربی آشكار است.

خرمشاهی: و به خوبى مى‏دانیم كه ایشان مى‏گویند همانا بشرى او را آموزش مى‏دهد [حاشا، چرا كه‏] زبان كسى كه اینان كژاندیشانه ادعا مى‏كنند، گنگ و بیگانه است و این زبان [زبان قرآن‏] عربى [شیوا و] روشن است‏

کوشا #۲۴
Anarchy

و به خوبى مى‏دانیم كه ایشان مى‏گویند همانا بشرى او را آموزش مى‏دهد [حاشا، چرا كه‏] زبان كسى كه اینان كژاندیشانه ادعا مى‏كنند، گنگ و بیگانه است و این زبان [زبان قرآن‏] عربى [شیوا و] روشن است‏

اینها همان تکرار ادعای شما در گذشته است.
دلیل؟

Theodor Herzl #۲۵

بحث در مورد اینکه آیا این گفته قرآن معجزه هست بی‌ ربط است ، یعنی‌ اینکه قبول داریم که اصلا چیزی به نام معجزه وجود دارد ، پس در ابتدا باید بحث کنید که

آیا اصلا امکان وجود معجزه هست یا نه؟

کوشا #۲۶
Theodor Herzl

آیا اصلا امکان وجود معجزه هست یا نه؟

حداقل این است که در نقل های تاریخی آمده که معجزه واقع شده و مهمترین دلیل بر امکان چیزی واقع شدن آن است.

Theodor Herzl #۲۷
کوشا

حداقل این است که در نقل های تاریخی آمده که معجزه واقع شده و مهمترین دلیل بر امکان چیزی واقع شدن آن است.

هیچ نقل قولی‌ برای اثبات وجود معجزه کافی‌ نیست ، شما از کجا می‌دانید که آن نقل قول‌ها صحیح است؟

kourosh_bikhoda #۲۸
کوشا

حداقل این است که در نقل های تاریخی آمده که معجزه واقع شده و مهمترین دلیل بر امکان چیزی واقع شدن آن است.

کدوم تاریخ؟ کتب دینی منبع تاریخی حساب نمیشند گرامی. منابع تاریخی باید ویژگی هایی از قبیل بی طرفی تاریخ نویس، ارتباط منطقی قضایا به هم، خردناستیزی وقایع و غیره رو داشته باشند تا تاریخ به حساب بیان.

Mehrbod #۲۹
کوشا

کودنی هم برای خود عالمی دارد؛ مهم این است که در هر صورت طوری زندگی کنی که برایت لذت بخش است.

یعنی برای نمونه, این کسانیکه از خودآزاری‌هایِ روانی و فیزیکی مانند

تیغ کشیدن
به سر و روی خود لذت میبرند هم نباید دنبال راهکار باشند و بهتره به کارشان دنباله بدهند؟

یا اینکه, اگر بیشتر مردم میخواستند خودفریبی نموده و به خدایی مهربان و بخشاینده و ... بباورند و به اینکه
پس از مرگ نیست نمیشوند که هیچ, بجایش میروند بهشت و ٤٠ حوری, خوب این مایه‌یِ این نمیشود بجای کوشش و
اندیشه در همین جهان برای درمانیابی بیماری‌ها و دستیابی به پردیسی زمینی (نه بهشتی آسمانی), در خودفریبی و پنداره‌هایِ شیرین زندگی اشان را دور بریزند؟

بگفت زنده یاد صادغ هدایت, «بهشت بزرگترین فریب برای جهنم کردن دنیا است».

sonixax #۳۰
کوشا

حداقل این است که در نقل های تاریخی آمده که معجزه واقع شده و مهمترین دلیل بر امکان چیزی واقع شدن آن است.

هیچ کجای تاریخ سخنی از معجزه به میان نیامده

!

کوشا #۳۱
Theodor Herzl

هیچ نقل قولی‌ برای اثبات وجود معجزه کافی‌ نیست ، شما از کجا می‌دانید که آن نقل قول‌ها صحیح است؟

بسیاری از مخالفت ها با دین بر اساس همین نقل قول هاست اگر صحیح نیست مستند مخالفت نیز نمی تواند قرار گیرد.

کوشا #۳۲
kourosh_bikhoda

کدوم تاریخ؟ کتب دینی منبع تاریخی حساب نمیشند گرامی. منابع تاریخی باید ویژگی هایی از قبیل بی طرفی تاریخ نویس، ارتباط منطقی قضایا به هم، خردناستیزی وقایع و غیره رو داشته باشند تا تاریخ به حساب بیان.

منظور منابع تاریخی موجود است نه کتابهای دینی.

کوشا #۳۳
Mehrbod

یعنی برای نمونه, این کسانیکه از خودآزاری‌هایِ روانی و فیزیکی تیغ کشیدن
به سر و روی خود لذت میبرند هم نباید دنبال راهکار باشند و بهتره به کارشان دنباله بدهند؟

می شود استاندارد هایی را تعریف کرد مثلا ضرر وارد نکردن به بدن خود و دیگری.

Mehrbod

یا اینکه, اگر بیشتر مردم میخواستند خودفریبی نموده و به خدایی مهربان و بخشاینده و ... بباورند و به اینکه
پس از مرگ نیست نمیشوند که هیچ, بجایش میروند بهشت و ٤٠ حوری, خوب این مایه‌یِ این نمیشود بجای کوشش و
اندیشه در همین جهان برای درمانیابی بیماری‌ها و دستیابی به پردیسی زمینی (نه بهشتی آسمانی), در خودفریبی و پنداره‌هایِ شیرین زندگی اشان را دور بریزند؟

اشکال کار کجاست، همین قدر که شما بدون دلیل اعتقاد داری بعد از مرگ نیست می شوی اجازه بدهید دیگری هم بدون دلیل اعتقاد داشته باشد که زندگی دیگری در راه است و با این اعتقاد خود خوش باشد.

Mehrbod

بگفت زنده یاد صادغ هدایت, «بهشت بزرگترین فریب برای جهنم کردن دنیا است».

ایشون یه چیزی گفته در ظاهر تفاوت معنا داری بین زندگی دو گروه دیده نمی شود اگر نگوییم مومنان زندگی سالم تری داشته و لذت بیشتری می برند به خصوص از میان سالی به بعد.

کوشا #۳۴
sonixax

هیچ کجای تاریخ سخنی از معجزه به میان نیامده !

قال الواقدى: قتل شیرویه أباه كسرى لیله الثلاثاء لعشر لیال مضین من جمادى الاولى من سنه سبع لست ساعات مضت منها- رجع الحدیث الى حدیث محمد بن إسحاق، عن یزید بن ابى حبیب.
فدعاهما فأخبرهما، فقالا: هل تدرى ما تقول! انا قد نقمنا علیك ما هو ایسر من هذا، ا فنكتب هذا عنك، و نخبره الملك! قال: نعم، اخبراه ذلك عنى، و قولا له: ان دینی و سلطانی سیبلغ ما بلغ ملك كسرى، و ینتهى الى منتهى الخف و الحافر، و قولا له: انك ان اسلمت اعطیتك ما تحت یدیك، و ملكتك على قومك من الأبناء، ثم اعطى خرخسره منطقه فیها ذهب و فضه، كان أهداها له بعض الملوك.
فخرجا من عنده حتى قدما على باذان، فأخبراه الخبر، فقال: و الله ما هذا بكلام ملك، و انى لأرى الرجل نبیا كما یقول، و لننظرن ما قد قال، فلئن كان هذا حقا ما فیه كلام، انه لنبی مرسل، و ان لم یكن فسنرى فیه رأینا.
فلم ینشب باذان ان قدم علیه كتاب شیرویه، اما بعد فانى قد قتلت كسرى، و لم اقتله الا غضبا لفارس لما كان استحل من قتل اشرافهم و تجمیرهم فی ثغورهم، فإذا جاءك كتابی هذا فخذ لی الطاعة ممن قبلك، و انظر الرجل الذى كان كسرى كتب فیه إلیك فلا تهجه حتى یأتیك امرى فیه.
فلما انتهى كتاب شیرویه الى باذان قال: ان هذا الرجل لرسول فاسلم و اسلمت الأبناء معه من فارس من كان منهم بالیمن، فكانت حمیر تقول سنه 6 لخرخسره: ذو المعجزه، للمنطقه التی اعطاه إیاها رسول الله ص- و المنطقه بلسان حمیر المعجزه- فبنوه الیوم ینسبون إلیها خرخسره ذو المعجزه.
تاریخ‏ طبری،ج‏2،ص:657
خلاصه قصه اینکه فرستادگان کسری جهت کشتن پیامبر، توسط پیامبر از قتل کسری توسط شیرویه مطلع می شوند و این را نشانه (معجزه) پیامبری او دانسته و ایمان می آورند.

Anarchy #۳۵
کوشا

اینها همان تکرار ادعای شما در گذشته است.
دلیل؟

اگر دقت میکردید ، نوشته بودم گمانه زنی !! به هر حال مطلب مهمی بوده که در محمد در قرآنش بهش اشاره کرده 😬 !!

اما خنده دار تر توجیه مسخره ای بود که برای رد این مطلب نوشته شده در قرآن... یعنی چون زبان اون فرد عربی نیست ، دیگه نمیتونه چیزی به محمد یاد بده 😳؟

کوشا

قال الواقدى: قتل شیرویه أباه كسرى لیله الثلاثاء لعشر لیال مضین من جمادى الاولى من سنه سبع لست ساعات مضت منها- رجع الحدیث الى حدیث محمد بن إسحاق، عن یزید بن ابى حبیب.
فدعاهما فأخبرهما، فقالا: هل تدرى ما تقول! انا قد نقمنا علیك ما هو ایسر من هذا، ا فنكتب هذا عنك، و نخبره الملك! قال: نعم، اخبراه ذلك عنى، و قولا له: ان دینی و سلطانی سیبلغ ما بلغ ملك كسرى، و ینتهى الى منتهى الخف و الحافر، و قولا له: انك ان اسلمت اعطیتك ما تحت یدیك، و ملكتك على قومك من الأبناء، ثم اعطى خرخسره منطقه فیها ذهب و فضه، كان أهداها له بعض الملوك.
فخرجا من عنده حتى قدما على باذان، فأخبراه الخبر، فقال: و الله ما هذا بكلام ملك، و انى لأرى الرجل نبیا كما یقول، و لننظرن ما قد قال، فلئن كان هذا حقا ما فیه كلام، انه لنبی مرسل، و ان لم یكن فسنرى فیه رأینا.
فلم ینشب باذان ان قدم علیه كتاب شیرویه، اما بعد فانى قد قتلت كسرى، و لم اقتله الا غضبا لفارس لما كان استحل من قتل اشرافهم و تجمیرهم فی ثغورهم، فإذا جاءك كتابی هذا فخذ لی الطاعة ممن قبلك، و انظر الرجل الذى كان كسرى كتب فیه إلیك فلا تهجه حتى یأتیك امرى فیه.
فلما انتهى كتاب شیرویه الى باذان قال: ان هذا الرجل لرسول فاسلم و اسلمت الأبناء معه من فارس من كان منهم بالیمن، فكانت حمیر تقول سنه 6 لخرخسره: ذو المعجزه، للمنطقه التی اعطاه إیاها رسول الله ص- و المنطقه بلسان حمیر المعجزه- فبنوه الیوم ینسبون إلیها خرخسره ذو المعجزه.
تاریخ‏ طبری،ج‏2،ص:657
خلاصه قصه اینکه فرستادگان کسری جهت کشتن پیامبر، توسط پیامبر از قتل کسری توسط شیرویه مطلع می شوند و این را نشانه (معجزه) پیامبری او دانسته و ایمان می آورند.

خب کجای این معجزه هست ؟؟ شاید از جای دیگه ای مطلع شده باشه...

ضمنا کتب تاریخی هم به طور مطلق قابل استناد نیستن... بفرمایید واقدی چند سال با محمد فاصله داشته از نظر زمانی ؟

یه نفر #۳۶
Anarchy

ضمنا کتب تاریخی هم به طور مطلق قابل استناد نیستن...

😆

یه نفر #۳۷

یه روزی همین کوروش مومن گفت: تاریخ قبول داری؟؟؟ دارم از تاریخ حرف میزنم! کتاب تاریخی! نه چرت و پرت های وبلاگ ها و ویکیپدیا!

یه روز همین sonixax گفت من ویکیپدیا رو قبول دارم. معتبرترین منبع هست :-)

حالا هروقت منافع خودشون در خطر بیوفته، میزنن زیر همه چی. از کتب تاریخی تا ویکیپدیا و تحقیق و ..

دوستان عزیزم، پرچم اسلام بالاست :-)

به ما نمیخوری حالا حالا هااااا

این جمله ام خیلی رو مخ بود. نه؟

:-)

Russell #۳۸
کوشا

بسیاری از مخالفت ها با دین بر اساس همین نقل قول هاست اگر صحیح نیست مستند مخالفت نیز نمی تواند قرار گیرد.

من تا جایی که خاطرم هست این دینداران و مسلمین هستند که ادعاهای بسیار دارند، از جمله:
1-فردی بنام محمد ابن عبدالله وجود داشته.
2-او با خدا در ارتباط بوده
3-تمام اعمال او مطلقا خوب بوده (معصوم بوده)
4-او معجزه میکرده.
5-قرآن سخنان محمد است که از طریق وحی به او الهام میشده.

برخلاف ادعای شما، نامسلمانان لازم نیست ادعایی ایجابی کنند، تنها اینکه نشان دهند هیچ دلیلی برای باور به گزاره‌هایِ بالا وجود ندارد کفایت میکند.

مثلا در مورد معصوم بودن محمد، من تنها میتوانم به وجود چیزی بنام معصومیت شک کنم، مخصوصا کسی که بنا بر کتب نوشته شده توسط خود مسلمانان از برده فروشی تا آدم کشی تا سرقت کاروان و... را انجام داده.نیازی نیست من ادعای مضحکی در حد ادعای مسلمین کنم مبنی بر اینکه "تمام اعمال محمد بد بوده".

برای من حقیقتا جالب خواهد بود اگر کسی رویکرد شکاکانه پیش بگیرد و مثلا وجود محمد را منکر شود و ادعای مسلمانی کند.میبینیم که با توجه به ادعاهای گزاف دینداران، سخنرانی آنها درباره‌یِ شکاکیت را چیزی نمیتوان معنی کرد جز خدعه‌ای مذبوحانه برای دفاع از اسلام و نیاز به دادن ظاهر خردگرایانه و احساس خطر در شرایط امروز.

شما که بدرستی سخن از استناد تاریخی آوردید بد نیست تعدادی از گزاره‌هایِ بالا را (منهی اولی) به ما به شیوه‌یِ تاریخی (و نه بر اساس صغری و کبری چیدن به شیوه‌یِ اسکولاستیک و فلسفه‌یِ اسلامی و اینها) ثابت کنید یا حداقل نشان دهید که احتمال درستی آنها بیشتر از احتمال درستی نقیضشان است.بلکه ما هم به راه راست هدایت شویم !!

Russell #۳۹
یه نفر

دوستان عزیزم، پرچم اسلام بالاست :-)

دین کافه تریای پس چه شد، خدعه بود؟ 😜

یه نفر #۴۰

کافه تریایی نبود. سالادی بود..

نه خیر. هنوز در پی جمع آوری مستندات و تحقیق درباره دینم هستم..
به زودی شما رو به دینم دعوت میکنم.. :-)
میدونم که قبولش نمیکنید.. ولی من دعوتت میکنم

:))

Russell #۴۱
یه نفر

کافه تریایی نبود. سالادی بود..

خب نفر اول نیستی که از این کارها میکنی، قبلا نامش گذاشته شده !!

Make-your-own religion � The Berkeley Blog

مساله این است که دیگر نمیشود هم پرچم دین خودت را دست بگیری هم پرچم اسلام را که، مگر اینکه دینت شعبه‌ای بشود از اسلام !!

یه نفر

نه خیر. هنوز در پی جمع آوری مستندات و تحقیق درباره دینم هستم..
به زودی شما رو به دینم دعوت میکنم.. :-)
میدونم که قبولش نمیکنید.. ولی من دعوتت میکنم :))

آری خب احتمالا قبول نمیکنم، چون بعید است از این باخالتر بشود !!

kourosh_bikhoda #۴۲
کوشا

منظور منابع تاریخی موجود است نه کتابهای دینی.

ببینید تاریخ یک علم هست و بررسی تاریخ در چارچوب بررسی علمی قرار میگیره. بنابر این باید ویژگی های عمومی ادعاهای علمی رو داشته باشه تا مطرح بشه. همونطور که گفتم یکیش خرد ناستیز بودنشونه. تاریخ برای خودش اسلوب، روش شناسی، چارچوب و این قبیل فلسفه ها داره.

یه نفر #۴۳

حتی اگر دینم زن ستیز و فمنیست ستیز و مردگرایانه باشه؟؟
حتی اگر به پیروان دینم پول بدهم؟؟:-)
اگر دینم رو قبول کنی ماهانه 1000 یورو + پورسانت برای جذب هر نفر به دینم بهت میدم..

قبول میکنی؟؟

Russell #۴۴
یه نفر

حتی اگر دینم زن ستیز و فمنیست ستیز و مردگرایانه باشه؟؟
حتی اگر به پیروان دینم پول بدهم؟؟:-)
اگر دینم رو قبول کنی ماهانه 1000 یورو + پورسانت برای جذب هر نفر به دینم بهت میدم..

قبول میکنی؟؟

ماهیانه 1000 یِورو؟
گنجی چیزی پیدا کردید؟
برای گرداندن دین باید بفکر جمع کردن خمس و زکات باشید.اینجوری که ورشکسته میشه همون روز اول.
بعد وعده‌یِ پاستای اخروی رو با پول مقایسه میکنی؟ 😊

کوشا #۴۵
Anarchy

خب کجای این معجزه هست ؟؟ شاید از جای دیگه ای مطلع شده باشه...

ضمنا کتب تاریخی هم به طور مطلق قابل استناد نیستن... بفرمایید واقدی چند سال با محمد فاصله داشته از نظر زمانی ؟

شاید
اما پیامبر قبل از آمدن پیک خبر از قتل کسری داد و آن زمان هنوز از موبایل و اینترنت و اینها خبری نبود.
بیان این قطعه از تاریخ در جواب حرفی بود که گفته شد در هیچ کتاب تاریخی صحبت از معجزه نشده است؛ در این جستار در صدد اثبات چیزی نیستم تنها اشکالات حرف دوستان را بیان کردم.

یه نفر #۴۶

دین باید پیروانش رو به سمت خوبی ها و هنجار ها سوق بده. نه به سمت زشتی ها و کژی ها
دین باید طوری رفتار کنه که افرادی که پیرو این دین نیستند حسد بورزند. تلاش کنن عضو این دین بشوند..
دین باید اینقدر خوب باشه که امتحان ورودی داشته باشه
دین باید جوری رفتار کنه که همه پشت درش صف ببندند..
دین باید خیلی با کلاس و روشن فکرانه باشه تا همه رو جذب کنه
دین باید روش هایی برای کم کردن تعصب متعصبین داشته باشه..
دین باید به نحوی عمل کنه که مخالفانش قصد ستیز با اونو نداشته باشن

پیشنهاد من به شما:

دین باید « Amisa Tin » باشه..
نام دین جدیدم هست 😊

کوشا #۴۷
Russell

من تا جایی که خاطرم هست این دینداران و مسلمین هستند که ادعاهای بسیار دارند، از جمله:
1-فردی بنام محمد ابن عبدالله وجود داشته.
2-او با خدا در ارتباط بوده
3-تمام اعمال او مطلقا خوب بوده (معصوم بوده)
4-او معجزه میکرده.
5-قرآن سخنان محمد است که از طریق وحی به او الهام میشده.

برخلاف ادعای شما، نامسلمانان لازم نیست ادعایی ایجابی کنند، تنها اینکه نشان دهند هیچ دلیلی برای باور به گزاره‌هایِ بالا وجود ندارد کفایت میکند.

نگفتم در ادعای ایجابی تکیه بر نقل قول می کنند، بلکه پایه انکار خود را بعضا بر همین نقل قول ها قرار می دهند.
2- برای یک نفر مثل من محمد ص حکم انسان ایستاده بالای چاه با طنابی در دست را دارد که من چاره ای جز گرفتن طناب او ندارم و الا ته چاه خواهم مرد.
3- با توجه به اینکه اخلاق از دید شما نسبی است راهی برای اثبات و نفی معصومیت ایشان وجود ندارد.
4- اینکه معجزه می کرده یا نمی کرده برای من مهم نیست همانطور که گفتم من مجبورم با استناد به صرف ادعای او (که عقل نافی آن نیست) حرفش را بپذیرم.
5- ظاهرا در اینکه قرآن سخنان محمد ص است شکی نیست آنچه مشکوک است استناد سخنان او به خداست.

Russell

مثلا در مورد معصوم بودن محمد، من تنها میتوانم به وجود چیزی بنام معصومیت شک کنم، مخصوصا کسی که بنا بر کتب نوشته شده توسط خود مسلمانان از برده فروشی تا آدم کشی تا سرقت کاروان و... را انجام داده.نیازی نیست من ادعای مضحکی در حد ادعای مسلمین کنم مبنی بر اینکه "تمام اعمال محمد بد بوده".

مهم این است مستند شما نقل قول است که اگر از گلچین کردن این نقل قول ها پرهیز کنیم برآیند آن اثبات نبوت محمد ص است.

Russell

برای من حقیقتا جالب خواهد بود اگر کسی رویکرد شکاکانه پیش بگیرد و مثلا وجود محمد را منکر شود و ادعای مسلمانی کند.میبینیم که با توجه به ادعاهای گزاف دینداران، سخنرانی آنها درباره‌یِ شکاکیت را چیزی نمیتوان معنی کرد جز خدعه‌ای مذبوحانه برای دفاع از اسلام و نیاز به دادن ظاهر خردگرایانه و احساس خطر در شرایط امروز.

متوجه نشدم چطور می شود مدعی مسلمانی منکر وجود محمد ص شود.
چه احساس خطری در شرایط امروز می شود؟

کوشا #۴۸
kourosh_bikhoda

ببینید تاریخ یک علم هست و بررسی تاریخ در چارچوب بررسی علمی قرار میگیره. بنابر این باید ویژگی های عمومی ادعاهای علمی رو داشته باشه تا مطرح بشه. همونطور که گفتم یکیش خرد ناستیز بودنشونه. تاریخ برای خودش اسلوب، روش شناسی، چارچوب و این قبیل فلسفه ها داره.

خرد یک مفهوم عام است که صاحب هر فکر و عقیده ای کیش خود را مستند به آن می کند

اگر یک فهم واحد جهانی از خرد وجود داشت ناظر این همه اختلاف نبودیم.
در هر حال این اسلوب و روش شناسی و ... اگر کارگشاست برای هر دو طرف باید باشد نه تنها برای منکران.

Anarchy #۴۹
یه نفر

😆

یه نفر

یه روزی همین کوروش مومن گفت: تاریخ قبول داری؟؟؟ دارم از تاریخ حرف میزنم! کتاب تاریخی! نه چرت و پرت های وبلاگ ها و ویکیپدیا!

یه روز همین sonixax گفت من ویکیپدیا رو قبول دارم. معتبرترین منبع هست :-)

حالا هروقت منافع خودشون در خطر بیوفته، میزنن زیر همه چی. از کتب تاریخی تا ویکیپدیا و تحقیق و ..

دوستان عزیزم، پرچم اسلام بالاست :-)

به ما نمیخوری حالا حالا هااااا

این جمله ام خیلی رو مخ بود. نه؟ :-)

من حداقل یک سالی میشه در مورد مباحث تاریخی مطالعه زیادی داشتم و کتب تاریخی مختلفی رو چه در مورد تاریخ اسلام و چه در مورد تاریخ جهان مطالعه کردم...

بله قطع به یقین هر آنچه هم در کتب تاریخی اومده قابل قبول نیست بالاتر از همه اونها ، معیار ما منطق و خرد هست برای بررسی ... چه کتاب تواریخ هردوت باشه چه تاریخ طبری چه واقدی !!

من هم در پاسخ به دوستمون گفتم اینکه محمد چیزی رو حدس زده باشه که نشون دهنده معجزه نیست ، ممکنه از هر جایی بهش خبری رسیده باشه... اگر همچین توانی داشت ، در جنگ احد زخمی نمیشد و شایعه مرگش نمیپیچید در سپاه اسلام !!

معیار اینکه معجزه اصولا شدنی هست یا نه ، کتب مذهبی یا تاریخ نیست ...

Anarchy #۵۰
کوشا

شاید
اما پیامبر قبل از آمدن پیک خبر از قتل کسری داد و آن زمان هنوز از موبایل و اینترنت و اینها خبری نبود.
بیان این قطعه از تاریخ در جواب حرفی بود که گفته شد در هیچ کتاب تاریخی صحبت از معجزه نشده است؛ در این جستار در صدد اثبات چیزی نیستم تنها اشکالات حرف دوستان را بیان کردم.

1) واقدی چند سال با محمد فاصله زمانی داشته ؟
2) کجای این داستان یعنی معجزه ؟
3) معیار بررسی صحت روایات تاریخی چی هست ؟