سامان ارجمند, من به شما دوباره اطمینان میدهم, ایشان نمیتوانند از جایگاه گردانندگی خود در گفتگوها کوچکترین سوء استفادهای کنند.
نه تنها ایشان که هیچکس دیگری نمیتواند; من هم اگر سخن نادرستی بگویم یا بیخود کسی را سانسور کنم, دیگر گردانندگان مانند راسل, آنارشی یا میلاد یِا ... مرا توبیخ خواهند کرد.
یا نمونه, من هم در گفتگویی که در آن روی سخن و طرف گفتگو هستم نمیتوانم پستی را گردانندگی کنم, یک گرداننددهیِ دیگر رسیدگی خواهد کرد.
البته این حرف شما برای ما سند که هرگز چنین نخواهد شد!
ولی یکبار هم شما به ما گفتید که اینجا هیچ پیام خصوصی کاربری خونده نمیشه از طرف مدیریت ولی کاربر شیلا که با یک آی دی جدید و یک آی پی جدید (کاربر جنتلمن) به من پیام خصوصی داد و گفت که شیلا هست رو هم دقیقن بعد از 5 دقیقه بن کردید... البته اون حرفتون برای ما سنده و نمیگیم پیام رو خوندید، ولی لا اقل به ما بگید علم غیب از کجا آموخته اید که درجا شیلا را شناسایی کردید؟
خوب این دیگر بحثی جداست، شما اینجا یا هرجای دیگر بحث و جدل میکنید که هر طور شده حرفتان را به کرسی بنشانید یا در پی حقیقت هستید؟
دقت نکردید چه شد، گفتم شکستن سد دفاعی و تاثیر گذاری سخن. اینجا چند نوع جستار داریم.برخی جستار ها صرفا برای یافتن حقیقت و افزایش آگاهی است وبرخی هم محل بحث و جدل.چراکه شما به طور مثال وقتی به عنوان هوادار کمونیسم وارد بحث می شوید مطمئنا اطلاعاتی در این زمینه دارید که گمان می کنید نگرتان درست است و مطمئنا طرف مقابل تان هم همینگونه است.اینجا است که اگر قرار باشد سخن منطقی یک سوی بحث بر دیگری اثر بگذارد لحن کوبنده به کار می آید.البته استدلال چندانی پشت این هواداری من از این نوع سخن گفتن نیست،صرفا نتیجه ای است تجربی.و البته مطمئنا هیچ یک از طرفین بحث در طول بحث اذعان به نادرست بودن باورهایشان نمی کنند اما دیرتر که با خود می اندیشند و یا نمودهای عینی سخنان طرف مقابل شان را می بینند می فهمند که باورشان نادرست بوده.بطور مثال وقتی شما تصمیم میگیری نیچه بخوانی باید آماده ی هرگونه توهینی به باورهایت
باشی.در اینجا هم همینگونه است،باورها هیچ ارزشی ندارند وتنها خط قرمز هم تا جایی که من می دانم توهین و دشنام شخصی است.
سامان ارجمند, من به شما دوباره اطمینان میدهم, ایشان نمیتوانند از جایگاه گردانندگی خود در گفتگوها کوچکترین سوء استفادهای کنند.
نه تنها ایشان که هیچکس دیگری نمیتواند; من هم اگر سخن نادرستی بگویم یا بیخود کسی را سانسور کنم, دیگر گردانندگان مانند راسل, آنارشی یا میلاد یِا ... مرا توبیخ خواهند کرد.
یا نمونه, من هم در گفتگویی که در آن روی سخن و طرف گفتگو هستم نمیتوانم پستی را گردانندگی کنم, یک گرداننددهیِ دیگر رسیدگی خواهد کرد.
مهربد گرامی، من توضیح شما را در همان بار اول پذیرفتم و قانع کننده دانستم. ولی شما هم میدانید که قضیه تنها با دو بند قانون حل شدنی نیست. انسان است و هزار جور تحت تاثیر قرار گیری. هم مدیری که بد مینویسد و هم مدیر دیگری که بر او نظاره میکند و هم هر کاربر عادی بدون شک در معرض پیش قضاوتها، دوستیها و ... قرار دارند. من اصلا قصدم این نیست تا مدیران این سایت را متهم به برخورد جانبدارانه بکنم. ضمن اینکه من اصلا معتقدم مدیر کل این سایت یا هر سایت دیگری میبایست گوشه ی چشمی هم به همکارانش داشته باشد وگرنه در جایی که پرداخت پولی در کار نیست، طرف مریض نیست که اعصابش را خورد کند و درگیر مدیریت شود. ولی این را هم نمیتوان کتمان کرد که همواره از نظر روانی در بحث بین یک مدیر و یک کاربر عادی، کاربر عادی این احساس را داشته باشد که بسیار محتاطانه تر بنویسد.
ادبسار مزدک اینجا هیچ سنجه نیست, ما قانونهایِ این انجمن را داریم که بدست همهیِ گردانندگان و با تائید تک تک کاربران نوشته شدهاند.
پ.ن. دربارهیِ مزدک گرامی هم باید بدانید که ایشان دیگران را نه به پیروی از کس و آموزهای, که به کاربرد خرد و دانشِ خویش همواره فرامیخوانند.
و من توجه کرده ام که نحوه ی نوشتار جناب مزدک نسبت به مثلا دو سال پیش ضمن اینکه به همان استواری است، به نوعی نرمخویانه تر و کمتر حاوی توهین و حملات شخصی شده است.
البته این حرف شما برای ما سند که هرگز چنین نخواهد شد!
ولی یکبار هم شما به ما گفتید که اینجا هیچ پیام خصوصی کاربری خونده نمیشه از طرف مدیریت
ولی کاربر شیلا که با یک آی دی جدید و یک آی پی جدید (کاربر جنتلمن)
به من پیام خصوصی داد و گفت که شیلا هست رو هم دقیقن بعد از 5 دقیقه بن کردید...
البته اون حرفتون برای ما سنده و نمیگیم پیام رو خوندید،
ولی لا اقل به ما بگید علم غیب از کجا آموخته اید که درجا شیلا را شناسایی کردید؟
از هوچیگری خودداری کنید.
اینجا پیغام کسی خوانده نشده و نمیشود (چنین ابزاری از بیخ نرمافزار انجمن ندارد).
اینکه چگونه شناسایی شدند هم به شما پیوندی ندارد و از خویشکاریهایِ گروه گردانندگی است, اگر بیش از اندازه هم میترسید بروید
در یاهو! گفتگو کنید, کسی از ما دنبال شناسایی شخص شما یا اینکه به دیگران چه میگویید اینجا نیست, ولی کسی از ج.ا. میتواند باشد که آنهم اینجا پیشتر روشنگری شده: نکتههای «امنیتی» استفاده از انجمن دفترچه
در اینجا هم همینگونه است،باورها هیچ ارزشی ندارند وتنها خط قرمز هم تا جایی که من می دانم توهین و دشنام شخصی است.
اتفاقن خوب شد گفتید یادم نبود! کاربر مهربد به عنوان مدیر یکبار به یکی از هموندان گفت "انگل"! این توهین نیست پس چیست؟ بعد هم که اعتراض کردیم آنقدر پیچاند و پیچاند که مثلن من منظورم به خود کاربر ایرانبانو نبود و چه و چه ... که مبادا یک عذر خواهی خشک و خالی از ایشان بکند!
خطاب به مهربد هم گفتم که سخن گفتن شما از این نظر مهم است که شما در این سایت جزو مدیران هستید و چنانچه به تعبیر ایشان ناارجمندانه با کسی سخن بگویید، خود بخود برای مخاطبتان احساس نابرابری در بحث بوجود میاید. ضمن اینکه نحوه ی سخن گفتن افراد برای من تا زمانی که من مخاطبشان نباشم چندان اهمیتی برایم ندارد. ولی چون برای شخصیت (حتی مجازی) خودم ارزش قائلم نحوه ی مخاطب قرار گرفتنم هم برایم مهم میشود. در بحث رضاشاه هم جناب داریوش و جناب شوالیه ی نمرده هم به وفور به من لطف داشتند و مرا مورد تمسخر قرار دادند ولی من اصلا ناراحت نشدم چون آنها را هم مثل خودم کاربری عادی میدیدم. ولی اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی ...
خب آن مسالهیِ دیگریست، یکی از چیزهایی که من در فرهنگ موجود ایران بسیار بدم میاید همین سخن گفتن از وظیفهیِ رفتار کردن مطابق هنجارهای تعریف شده برای مدیران و ورزشکاران و... است.من انتخاب محتوا و منش بیانم را (در چهرچوب قوانین) حق خودم میدانم.طبیعتا اینجا قوانینش طوریست که مدیریت آن به باور آنچه دربارهیِ طرز گفتگو گفتم نیازمند است و چنین افرادی در همینچا انگشت شمارند.حالا شما میگوییذ مدیر نباید در بحث وارد شود و صراحت بیان داشته باشد چرا که در بیطرفی او در نگاه دیگران خدشه وارد میشود.شاید شما درست بگویید ولی خواست کناره گیری از بحث برای مدیران آن هم برای جایی با تعداد کاربر و مدیر اینجا ناممکن بظر میرسد.
اتفاقن خوب شد گفتید یادم نبود! کاربر مهربد به عنوان مدیر یکبار به یکی از هموندان گفت "انگل"! این توهین نیست پس چیست؟ بعد هم که اعتراض کردیم آنقدر پیچاند و پیچاند که مثلن من منظورم به خود کاربر ایرانبانو نبود و چه و چه ... که مبادا یک عذر خواهی خشک و خالی از ایشان بکند!
من در جریان این موضوع نبوده ام و نمی توانم قضاوت کنم.من هم اینجا مدیر نیستم که شکایت تان را پیش من می آورید.
اتفاقن خوب شد گفتید یادم نبود!
کاربر مهربد به عنوان مدیر یکبار به یکی از هموندان گفت "انگل"!
این توهین نیست پس چیست؟
بعد هم که اعتراض کردیم آنقدر پیچاند و پیچاند که مثلن من منظورم به خود کاربر ایرانبانو نبود و چه و چه ...
که مبادا یک عذر خواهی خشک و خالی از ایشان بکند!
خیر, این را هم پیشتر برای شما روشنگری کرده (و خود ایرانبانو بامزه است به شما گفتند که ناسزایی نبوده), ولی به روی خودتان نیاوردید:
انگل = ناسزا
انگلوار = رفتار انگلگونه
یکمی به روشنی ناسزا است, دومی به رفتاری که همسانی با انگل داشته باشد اشاره میکند.
من هم نگفتم نیست, مگر باید نگر کس دیگری را بجای خودم بیاورم؟ به نگر من و بدرستی رفتار شما بر پایهیِ سخن خود
شما "انگلوار" است و رفتار انگلوار هم برای من بی ارزش است و نیازی به ارجنهادن افزوده و تره خورد کردن هم به آن نمیدهم.
پس باز هم دارید اینجا هوچیگری میکنید و با شناختی که همگی از شما داریم (هر چند ماه
یکبار اینجا آمده و بکوشید با هوچیگری و سر و سدا جلب توجه کنید) رفتار عجیبی نیست.
با این همه من با نیکخواهی مانند همیشه اینجا پاسخگو هستم!
(:
پ.ن.
در پی پست بالا هموند @Fox آزرده شدند و از انجمن رفتند, شما هم میتوانید همین رویکرد را در پیش بگیرید (;
و من توجه کرده ام که نحوه ی نوشتار جناب مزدک نسبت به مثلا دو سال پیش ضمن اینکه به همان استواری است، به نوعی نرمخویانه تر و کمتر حاوی توهین و حملات شخصی شده است.
ایشان اینجا چنانکه خودشان گفتهاند دشمن راستینی ندارند, ولی اگر گذرشان به
سخنگاههایِ دیگر بخورد ادبسار همیشگی اشان را بیگمان خواهیم داشت! (:
خب آن مسالهیِ دیگریست، یکی از چیزهایی که من در فرهنگ موجود ایران بسیار بدم میاید همین سخن گفتن از وظیفهیِ رفتار کردن مطابق هنجارهای تعریف شده برای مدیران و ورزشکاران و... است.من انتخاب محتوا و منش بیانم را (در چهرچوب قوانین) حق خودم میدانم.طبیعتا اینجا قوانینش طوریست که مدیریت آن به باور آنچه دربارهیِ طرز گفتگو گفتم نیازمند است و چنین افرادی در همینچا انگشت شمارند.حالا شما میگوییذ مدیر نباید در بحث وارد شود و صراحت بیان داشته باشد چرا که در بیطرفی او در نگاه دیگران خدشه وارد میشود.شاید شما درست بگویید ولی خواست کناره گیری از بحث برای مدیران آن هم برای جایی با تعداد کاربر و مدیر اینجا ناممکن بظر میرسد.
کسی نگفت که مدیران در بحث شرکت نکنند. ولی اگر مدیری در بحثی به کسی بگوید دروغگو، انتظار میرود که یکی از افرادی که در بحث با آن مدیر هم نظر است هم احتمالا از الفاظ نامناسبتری برای حمله به آن فرد استفاده کند. من ترجیح میدهم وقتی بحث به این مرحله میرسد کنار بکشم. شما هم ممکن است بخواهید بر همین منوال پیش بروید. در این حالت توافقی نخواهیم داشت. اصراری هم بر اینکه شما طریقه تان را تغییر بدهید ندارم.
کسی نگفت که مدیران در بحث شرکت نکنند. ولی اگر مدیری در بحثی به کسی بگوید دروغگو، انتظار میرود که یکی از افرادی که در بحث با آن مدیر هم نظر است هم احتمالا از الفاظ نامناسبتری برای حمله به آن فرد استفاده کند.
من ترجیح میدهم وقتی بحث به این مرحله میرسد کنار بکشم. شما هم ممکن است بخواهید بر همین منوال پیش بروید. در این حالت توافقی نخواهیم داشت. اصراری هم بر اینکه شما طریقه تان را تغییر بدهید ندارم.
دوست گرامی, اینجا دفترچه است و ادبیات پاستوریزه ندارد. ما تنها ناسزاهای سخت را سانسور میکنیم و هتا گاهی زیرسبیلی هم رد میکنیم, نمونه
در همین جستار:
ما این را در دستهیِ شوخی گرفتهایم و بردبارانه چشمپوشیدهایم, ولی میتوانستیم هم نگیریم و آنرا ناسزا ببینیم, این مرز باریک
را گردانندهها تشخیص میدهند. اگر کسی در گفتگوی جدی ولی بیاید بگوید: تو یک خری, پس احتمال بسیار بالا گوشزد خواهد شد.
پس بردباری یا tolerance ادبیات اینجا بالاترین است و ما این را یکی از ویژگیهایِ انجمن میدانیم و به آن پایبندیم.
کسی نگفت که مدیران در بحث شرکت نکنند. ولی اگر مدیری در بحثی به کسی بگوید دروغگو، انتظار میرود که یکی از افرادی که در بحث با آن مدیر هم نظر است هم احتمالا از الفاظ نامناسبتری برای حمله به آن فرد استفاده کند. من ترجیح میدهم وقتی بحث به این مرحله میرسد کنار بکشم. شما هم ممکن است بخواهید بر همین منوال پیش بروید. در این حالت توافقی نخواهیم داشت. اصراری هم بر اینکه شما طریقه تان را تغییر بدهید ندارم.
دروغگو فحش نیست، اگر چه من هم کاربرد بدون اثبات آنرا اندکی زیاده روی و بدور از ادب (در قضاوت شخصی خودم) میدانم ولی آنرا قانونی میدانم، رفتار درست هم همین است که به کاربر حق تصمیم گیری در انتخاب طرف بحث را بدهیم تا محدود کردن بقیه اعضا.
به این ترتیب همونجور که کاربر سامان هم گفت، ایرانبانو مجبور شد که خفه بشه و حرفی نزنه. و توهینی که بهش شده بود رو قبول کنه درسته که شاید اون زمان خوشحال بودید که مثلن ایرانبانو رو گول زدید، ولی در نهایت این دفترچه بود که یک کاربر از دست داد.
دیوث=آدم حقه باز و ریا کار(البته در قدم معنای دیگری داشته)
شما الان دارید حقه میزنید و فریب میدید!
پس چنان که گفتید نمیتونیم بهتون بگیم حقه باز یا دیوث ولی میشه گفت رفتارتون دیوث وار هست.
در اینجا میرسیم به همان مشکلی که از ابتدا مطرح شد:
بله! گردانندگان کیا بودن؟ خودتون+راسل+...
به این ترتیب همونجور که کاربر سامان هم گفت،
ایرانبانو مجبور شد که خفه بشه و حرفی نزنه. و توهینی که بهش شده بود رو قبول کنه
درسته که شاید اون زمان خوشحال بودید که مثلن ایرانبانو رو گول زدید،
ولی در نهایت این دفترچه بود که یک کاربر از دست داد.
ما هم وظیفه خودمون میدونیم که گوشزد کنیم.
روشنگری بسنده شد, قانون این است, برخورد آن.
ما هم اینجا هیچ پافشاریای نداریم, کسی نخواست برود, خواست بماند.
به من هم پولی برای گردانندگی نمیدهند, چون از داشتن سخنگاهی آزاد و خوب خوشی
میبرم اینجا را با رنج افزوده گردانندگی میکنم و در برابر کسانی مانند تو هم ناچار از پاسخ هستم.
نه, دیوث از بیخ ناسزا است, ولی انگل یک جاندار است.
قضیه (میلاد خیلی خری) را چکونه ماست مالی میکنید؟؟؟ پست منو رو ویرایش کردید و توپید که این یه نفر خیلی ..... است. خر یک جاندار است! میلاد هم جاندار است! تشبیه 2 جاندار هم رفتار زشتی نیست و ناسزا نیست. از کجا معلوم میلاد فرگشت خر نباشد؟
ما این را در دستهیِ شوخی گرفتهایم و بردبارانه چشمپوشیدهایم, ولی میتوانستیم هم نگیریم و آنرا ناسزا ببینیم, این مرز باریک را گردانندهها تشخیص میدهند. اگر کسی در گفتگوی جدی ولی بیاید بگوید: تو یک خری, پس احتمال بسیار بالا گوشزد خواهد شد.
به جرات میگم دروغ میگی مهربد. اصلا همین تاپیک اعتراضات یه نفر به خاطر همین رفتار شما و همین نادیده گرفتن مرز شوخی و ناسزا درست شد..
نوشته اصلی از سوی Mehrbod دیوثوار: کسی که مانند دیوثها رفتار میکند (بار ناسزاآمیز دارد) دیوث=آدم حقه باز و ریا کار(البته در قدم معنای دیگری داشته)
نوشته اصلی از سوی Mehrbod همانگونه کسی نمیتواند به دیگری بگوید «نادان», ولی میتواند بگوید «سخن شما از روی نادانی» است. شما الان دارید حقه میزنید و فریب میدید! پس چنان که گفتید نمیتونیم بهتون بگیم حقه باز یا دیوث ولی میشه گفت رفتارتون دیوث وار هست.
نوشته اصلی از سوی Mehrbod پس رویهمرفته مرز اینها را هم اگر بیش از اندازه گنگ بود, گردانندگان اینجا تشخیص میدهند در اینجا میرسیم به همان مشکلی که از ابتدا مطرح شد:
نوشته اصلی از سوی Mehrbod گردانندگان اینجا سخن مرا ناسزاآمیز ندیدهاند بله! گردانندگان کیا بودن؟ خودتون+راسل+... نوشته اصلی از سوی Mehrbod (چنانکه خود ایرانبانو ندیدند) به این ترتیب همونجور که کاربر سامان هم گفت، ایرانبانو مجبور شد که خفه بشه و حرفی نزنه. و توهینی که بهش شده بود رو قبول کنه درسته که شاید اون زمان خوشحال بودید که مثلن ایرانبانو رو گول زدید، ولی در نهایت این دفترچه بود که یک کاربر از دست داد. نوشته اصلی از سوی Mehrbod ولی شما برای پیشبرد هوچیگری خود انگار دیدهاید! (: ما هم وظیفه خودمون میدونیم که گوشزد کنیم.
عاشقتم samking کاملا منطقی صحبت کردی.. میتوان کم آوردن سلطان ادعا را در این کامنت دید..
ما هم اینجا هیچ پافشاریای نداریم, کسی نخواست برود, خواست بماند.
به من هم پولی برای گردانندگی نمیدهند, چون از داشتن سخنگاهی آزاد و خوب خوشی میبرم اینجا را با رنج افزوده گردانندگی میکنم و در برابر کسانی مانند تو هم ناچار از پاسخ هستم.
یعنی مطمئنم الان مهربد رفته 2 لیتر الکل بخوره! دیوونه شده هاااا :-)
همیشه دوس داشتم مهربد کم بیاره.. احسنت سامکینگ جان.. درود بر تو
الانم مهربد و میلاد و .. میان و پست منو ویرایش و جابجا و حذف میکنند به بهونه توهین به کاربران و یه کارت دیگه میدهند!
سلاح کاربرانی که مدیر می شوند همین است! البته ریشه در سواتشون هم داره هاااا بی سواتن!
سپاس از شهریار و مهربد گرامی و پیش از آنها آندد، سپاس و پسند من مشکل پیدا کرده از چند پست سامان گرامی هم میخواستم تشکر کنم نشد. بسیار جالب بود باقی عزیزان (سمکینگ، آلیس،یه نفر) اول من را تهدید به ایگنور کردند (گویی برای من مهم است اینها پست منرا میخوانند یا نه) بعد آمدند خودشان به خودشان گفتند که نه، گناه دارد و بیایید ببخشیمش، خلاصه با یاد آوری میزان نشاطی که از خواندن سخنان عزیزان نصیب من میشود، من خودم را میدانم که هیچ یک از اینها را ایگنور نخواهم کرد و از این میزان خنده خودم را بی نصیب نخواهم کرد
سپاس از شهریار و مهربد گرامی و پیش از آنها آندد، سپاس و پسند من مشکل پیدا کرده از چند پست سامان گرامی هم میخواستم تشکر کنم نشد. بسیار جالب بود باقی عزیزان (سمکینگ، آلیس،یه نفر) اول من را تهدید به ایگنور کردند (گویی برای من مهم است اینها پست منرا میخوانند یا نه) بعد آمدند خودشان به خودشان گفتند که نه، گناه دارد و بیایید ببخشیمش، خلاصه با یاد آوری میزان نشاطی که از خواندن سخنان عزیزان نصیب من میشود، من خودم را میدانم که هیچ یک از اینها را ایگنور نخواهم کرد و از این میزان خنده خودم را بی نصیب نخواهم کرد :))
من از همون اول مخالف ایگنور و لیست سیاه بودم. گفتم وجود شخصیت شما برای انجمن ضروریه.. حتی جایی گفتم: سلام راسل جان. خوبی عزیزم؟ کجایی فذات بشم؟ عزیزم؟ :-)
من شما رو تهدید نکرردم..
یه جای دیگه هم خودم پیشنهاد دادم بیایید آشتی کنیم. از اول بحث های فلسفی و جدید دیگری راه بیاندازیم...
چندی پیش یه پست دیدم خیلی خنده دار بود. یه نفر ( نه من ) مثل داش مشتی ها به راسل حرف میزد. براش شعر گفته بود.. هرچی میگردم نمیتونم پیداش کنم.. تو نمیدونی کجاست؟ اگر پیداش کردی برای راسل بنویس شاید از انزوا بیرون بیاد...
راسل هم پسر بدی نیست.. فقط کمی متعصب هست.. باید روحیه اش رو عوض کنیم..
آلیس جان، سامکینگ و .. راستش من بیشتر از همه مورد سرزنش و لحن بد (راسل)ها قرار گرفته ام. ولی با این وجود دوس ندارم کسی رو دلخور کنم و از دستم ناراحت بشه و من اونو توی بلک لیستم قرار بدم... باید قبول کرد شخصیت ها متفاوته. قرار نیست همه مثل هم باشند. شخصیت کسی مثل راسل برای اینجا ضروریه . ولی شخصیت میلاد به چه درد این دفترچه میخوره؟ 99% نوشته هایش کپی و پیست از خبرگزاری ها در باب زن ستیزی هست. 1% دیگرش هم با من کل کل میکنه! :-)
بیایید آشتی کنیم و یه بار دیگه با کمک هم بحث های فلسفی و جدید راه بیاندازیم...
قضیه (میلاد خیلی خری) را چکونه ماست مالی میکنید؟؟؟ پست منو رو ویرایش کردید و توپید که این یه نفر خیلی ..... است. خر یک جاندار است! میلاد هم جاندار است! تشبیه 2 جاندار هم رفتار زشتی نیست و ناسزا نیست. از کجا معلوم میلاد فرگشت خر نباشد؟ :-))
این بار به این پست اخطار نمیدم ولی اکیدا تذکر میدم یک بار دیگه چنین الفاظی به کار ببرید ، شاید برای چند روزی دسترسیتون به انجمن قطع بشه 😡 !!
من از همون اول مخالف ایگنور و لیست سیاه بودم. گفتم وجود شخصیت شما برای انجمن ضروریه.. حتی جایی گفتم: سلام راسل جان. خوبی عزیزم؟ کجایی فذات بشم؟ عزیزم؟ :-) من شما رو تهدید نکرردم.. یه جای دیگه هم خودم پیشنهاد دادم بیایید آشتی کنیم. از اول بحث های فلسفی و جدید دیگری راه بیاندازیم...
خب من هم گفتم شما باعث نشاط ما هستید، مانند همان فدات بشم در راستای آشتی بود دیگر
دیوث=آدم حقه باز و ریا کار(البته در قدم معنای دیگری داشته)
شما الان دارید حقه میزنید و فریب میدید! پس چنان که گفتید نمیتونیم بهتون بگیم حقه باز یا دیوث ولی میشه گفت رفتارتون دیوث وار هست.
در اینجا میرسیم به همان مشکلی که از ابتدا مطرح شد:
بله! گردانندگان کیا بودن؟ خودتون+راسل+...
به این ترتیب همونجور که کاربر سامان هم گفت، ایرانبانو مجبور شد که خفه بشه و حرفی نزنه. و توهینی که بهش شده بود رو قبول کنه درسته که شاید اون زمان خوشحال بودید که مثلن ایرانبانو رو گول زدید، ولی در نهایت این دفترچه بود که یک کاربر از دست داد.
ما هم وظیفه خودمون میدونیم که گوشزد کنیم.
شما گویا سواد کافی در ادبیات هم ندارید.دیوث یعنی حقه باز؟!
دیوث . [ دَی ْ یو ] (ع ص ) قواد. دیبوب . آنکه مردان را بر زن خود وارد کند
صد البته بار دشنام آن هم بیش از تعریف آن است.
با این مغالطه ی شما من از فردا بدون توجه به معنی فحش به کسی در خیابان می گویم مادر قحبه،اگر هم یقه ام را گرفت می گویم مادر قحبه یعنی حقه باز😂👎
اما اگر شما می خواهید تفاوت دیوث و انگل را بدانید،یک راه ساده دارد.تا به حال کسی را دیده اید که در یک دعوا(دعوا نه جدل) با دیگری به او بگوید انگل؟دیوث چه؟ مشخص است که هر واژه ای بار منفی متفاوتی با واژه ی دیگر دارد و اینکه کدام دشنام است و کدام نیست هم از آنجایی که مبهم است باید بالاخره بر عهده ی یک کسی باشد،وگرنه باید شیوه ه گردانندگی را مانند شبکه های اجتماعی کرد.
از سوی دیگر زیست انگلی و زندگی انگل وار هم مشخصا معنی دانشیک دارد و شما برای ما روشن کنید که فرضا بخواهیم بگوییم که کسی از حاصل دست رنج دیگران استفاده می کند و هیچ بازدهی از خود ندارد چه باید بگوییم؟
از سوی دیگر زیست انگلی و زندگی انگل وار هم مشخصا معنی دانشیک دارد و شما برای ما روشن کنید که فرضا بخواهیم بگوییم که کسی از حاصل دست رنج دیگران استفاده می کند و هیچ بازدهی از خود ندارد چه باید بگوییم؟
آورین!
زیست خری هم دانشیک است و در اصطلاح عامیانه فحش نیست . جاندار است! من تاحالا ندیده ام کسی به کسی بگوید خیلی خری، و آن شخص ناراحت شود! خر یک حیوان حمال و جاندار است. تن پرور است و جالب اینکه جاندار هم هست. خیلی هم نفهم است و از بد روزگار جاندار هم هست
در ادامه فرمودند ما مدیران مرز شوخی و ناسزا را میدانیم! چجور است تو و دیگر مدیران باهم تفاهم مرز بندی ندارید؟ نکند اتوبوسی مدیر شده اید؟ :-)
به هرحال شما باعث خنده ما هستید.. بسیار لذت میبریم از غیض و غضبتان :-)
به شما تذکری دادم ، تلاش شما هم برای وارد کردن من به بحث های بیهوده و فرسایشی راه به جایی نمیبره...حالا خود دانید ، امتحانش مجانی هست بانو "یه نفر" عزیز !!
زیست خری هم دانشیک است و در اصطلاح عامیانه فحش نیست . جاندار است! من تاحالا ندیده ام کسی به کسی بگوید خیلی خری، و آن شخص ناراحت شود! خر یک حیوان حمال و جاندار است. تن پرور است و جالب اینکه جاندار هم هست. خیلی هم نفهم است و از بد روزگار جاندار هم هست :-)
خیر شما سوادتان به اینجا ها نمی کشد.کسی در بیولوژی نمی گوید"زیست خری" خر هم روش زندگی منحصر به فردی ندارد، والبته شما جایز نیستید که به کسی بگویید "انگل" اما می توانید بگویید چنان رفتاری انگل وارانه است.اما اگر شما بگویید فلان رفتار خر وارانه است نهایتا یک پوزخندی از سر ترحم مهمان تان می کنند.
دیوث یعنی كسی كه غیرت ناموسی نداشته باشد. بیگمان هستند كسانی كه چنین غیرتی را ندارند و اصولا غیرت ناموسی داشتن را صفتی منفی بدانند. در این حالت اگر به چنین فردی بگوییم دیوث توهینی به وی نكرده ایم. بنابراین تشخیص اینكه چه كلامی فحش است یا نیست كاملا وابسته به دیدگاههای هر فرد میشود. بخاطر این هم در هیچ قانونی نمی آیند لیست فحشها را تهیه كرده و در قانون ثبت كنند بلكه این قاضی است كه با توجه به تشخیص خود حكم میكند كه چه كلمه ای فحش است و مشمول مجازات.
ولی اینكه بگوییم انگل فحش است و انگل وار فحش نیست هم بازی با كلمات است. وقتی ما به كسی میگوییم انگل، منظور ما این نیست كه او خود انگل است بلكه منظورمان این است كه او شبیه انگل است یا همان انگل وار و این دو فرقی با هم ندارند. دیوث و دیوث وار هم دقیقا یك مفهوم را میرسانند. اینكه فردی بی غیرت باشد یا شبیه بی غیرت ها رفتار بكند چندان فرقی با هم ندارند و اگر یكی فحش است دیگری هم فحش میباشد. به گمانم برای اینكه تشخیص بدهیم چه كلمه ای فحش است باید در كل یك متن آن را مورد توجه قرار داد و دید كه آیا به قصد توهین به كار رفته یا خیر. در این حالت ممكن است دروغگو هم فحش به حساب بیاید یا پدر سگ خوش وبش!
به هر حال یا باید قوانین را جوری نوشت كه توهین كردن آزاد باشد یا نسبت به كاربرد كلمات حساسیت به خرج داد. بین این دو میشود هرج و مرج و قضاوت هم تنها سلیقه ای خواهد بود.
دیوث یعنی كسی كه غیرت ناموسی نداشته باشد. بیگمان هستند كسانی كه چنین غیرتی را ندارند و اصولا غیرت ناموسی داشتن را صفتی منفی بدانند. در این حالت اگر به چنین فردی بگوییم دیوث توهینی به وی نكرده ایم. بنابراین تشخیص اینكه چه كلامی فحش است یا نیست كاملا وابسته به دیدگاههای هر فرد میشود. بخاطر این هم در هیچ قانونی نمی آیند لیست فحشها را تهیه كرده و در قانون ثبت كنند بلكه این قاضی است كه با توجه به تشخیص خود حكم میكند كه چه كلمه ای فحش است و مشمول مجازات.
ولی اینكه بگوییم انگل فحش است و انگل وار فحش نیست هم بازی با كلمات است. وقتی ما به كسی میگوییم انگل، منظور ما این نیست كه او خود انگل است بلكه منظورمان این است كه او شبیه انگل است یا همان انگل وار و این دو فرقی با هم ندارند. دیوث و دیوث وار هم دقیقا یك مفهوم را میرسانند. اینكه فردی بی غیرت باشد یا شبیه بی غیرت ها رفتار بكند چندان فرقی با هم ندارند و اگر یكی فحش است دیگری هم فحش میباشد. به گمانم برای اینكه تشخیص بدهیم چه كلمه ای فحش است باید در كل یك متن آن را مورد توجه قرار داد و دید كه آیا به قصد توهین به كار رفته یا خیر. در این حالت ممكن است دروغگو هم فحش به حساب بیاید یا پدر سگ خوش وبش!
به هر حال یا باید قوانین را جوری نوشت كه توهین كردن آزاد باشد یا نسبت به كاربرد كلمات حساسیت به خرج داد. بین این دو میشود هرج و مرج و قضاوت هم تنها سلیقه ای خواهد بود.
ببینید نخست اینکه دیوث به معنای بی غیرت نیست،معنای اصلی همان بود که نوشتم،یعنی مردی که برای زن خود مشتری می آورد.این می شود دیوث و با بی غیرت و اینها تفاوت دارد.سخن شما هم درباره ی اینکه چه واژه ای فحش است درست است و اتفاقا حرف ما هم همین است. اما با این وجود اینجا یک نکته ی ریز و بسیار مهم وجود دارد: شما با استناد به فلان رفتار کسی(کسی که می رود برای زن خود مشتری می آورد) می توانید بگویید که کار آن کس دیوثی است.اینجا شما با منطق و استدلال وارد شده اید و حرف تان غیر منطقی نیست.البته همانطور که پیش تر من گفتم انگل وار به هیچ روی قابل قیاس با دیوث نیست و برای مقایسه با انگل شاید بتوان "بیسواد" را مثال زد.انگل وار هم همانطور که گفتیم عبارتی است برای توضیح نوعی رفتار خاص،شما بگویید چه عبارتی را می توان برای چنین رفتاری به کار برد؟حتی انگل وار با "احمقانه" هم قابل قیاس نیست.چرا که ما برای توصیف حرکت احمقانه واژه های بسیار مودبانه تر هم داریم.اما برای ریست انگلی و زندگی انگل وار چه؟
بنابراین تشخیص اینكه چه كلامی فحش است یا نیست كاملا وابسته به دیدگاههای هر فرد میشود.
نادرست است. دشنام ان است که در فرهنگ و هنجار همگانی دشنام شناخته بشود. برای نمونه اگر به یکی هم خواهر نداشته باشد، بگوییم خواهرفلان، دشنام است، یا به یکی که مسلمان نیست بگوییم ای "نامسلمان" چرا این کار را کردی، بازهم دشنام است چون "نامسلمان" بجای فرایافت دیگری که برابر: "آدم بدکار و ستمگر و بی آزرم" بکار میرود و با اینکه یارو مسلمان هست یا نه پیوندی ندارد! • پارسیگر
ببینید نخست اینکه دیوث به معنای بی غیرت نیست،معنای اصلی همان بود که نوشتم،یعنی مردی که برای زن خود مشتری می آورد.این می شود دیوث و با بی غیرت و اینها تفاوت دارد.سخن شما هم درباره ی اینکه چه واژه ای فحش است درست است و اتفاقا حرف ما هم همین است. اما با این وجود اینجا یک نکته ی ریز و بسیار مهم وجود دارد: شما با استناد به فلان رفتار کسی(کسی که می رود برای زن خود مشتری می آورد) می توانید بگویید که کار آن کس دیوثی است.اینجا شما با منطق و استدلال وارد شده اید و حرف تان غیر منطقی نیست.البته همانطور که پیش تر من گفتم انگل وار به هیچ روی قابل قیاس با دیوث نیست و برای مقایسه با انگل شاید بتوان "بیسواد" را مثال زد.انگل وار هم همانطور که گفتیم عبارتی است برای توضیح نوعی رفتار خاص،شما بگویید چه عبارتی را می توان برای چنین رفتاری به کار برد؟حتی انگل وار با "احمقانه" هم قابل قیاس نیست.چرا که ما برای توصیف حرکت احمقانه واژه های بسیار مودبانه تر هم داریم.اما برای ریست انگلی و زندگی انگل وار چه؟
این معنای لغت نامه ی دهخدا است: دیوث . [ دَی ْ یو ] (ع ص ) قواد. دیبوب . آنکه مردان را بر زن خود وارد کند. آنکه درباره ٔ زن خود حسادت و غیرت نداشته باشد. اگر در گوگل هم جستجو كنید بیشتر معنای بی غیرت را به شما میدهد. ضمن اینكه آنكه مردان را بر زن خود وارد كند هم در زیر مجموعه ی بی غیرت محسوب میشود.
فحش هم فحشه دیگه. حالا یكی ركیك تر یكی سبك تر. نمیشه تو قانون بگیم فحش ركیك مجازات داره فحش سبك مجازات نداره. اینطوری باز هم سلیقه ای میشه. مثلا یكی ممكنه خر رو فحش سبك به حساب بیاره خوك رو ركیك، یكی هم برعكسش رو.
راه حل ساده اش به نظر من اینه كه همه سعی كنن مودب باشن و به هم توهین نكنن. مودب بودن هم بر خلاف اونچه دوستان سوسول بازی به حساب میارن، نشانه ی فهمیدگی و تمدن آدمه.
نادرست است. دشنام ان است که در فرهنگ و هنجار همگانی دشنام شناخته بشود. برای نمونه اگر به یکی هم خواهر نداشته باشد، بگوییم خواهرفلان، دشنام است، یا به یکی که مسلمان نیست بگوییم ای "نامسلمان" چرا این کار را کردی، بازهم دشنام است چون "نامسلمان" بجای فرایافت دیگری که برابر: "آدم بدکار و ستمگر و بی آزرم" بکار میرود و با اینکه یارو مسلمان هست یا نه پیوندی ندارد! • پارسیگر
هنجارها و فرهنگ ها متفاوت هستند. در اینترنت كه آدمها از جاهای مختلف میان هم این تفاوت هنجارها بیشتر به چشم میخوره و ما یك فرهنگ و هنجار بین المللی نداریم. فردی كه به كار بردن فحش و ناسزا رو در خانواده اش بصورت نهادینه آموخته ممكنه اصلا به نوع سخن گفتنش اهمیت نده و چون محیط یك فروم كه ثبت نام توش حتی ایمیل هم نمیخواد، مثل یك جامعه ی واقعی ضابطه مند نمیتونه باشه ضمن اینكه مجازاتهاش هم برای خیلی ها اهمیتی نداره، خیلی نمیشه از تعریفهای مشخص یا اعمال قانون بصورت واقعی سخن گفت. این رو هم باید در نظر داشته باشیم تعیین قوانین و تشخیص تخلفات در این سایت بر اساس هنجارهای جامعه نیست و برعكس تند و مهاجمانه نوشتن در این سایت به گفته ی مسئولین سایت جزو افتخارات سایته و دعوت میكنن مردم رو كه به جای ناراحتی از كلمه های توهین آمیز، آستانه ی تحملشون رو بالا ببرن! مثلا همین لغت نامسلمان اگه برای بیخدایان اینجا به كار برده شود اصلا توهین آمیز تلقی نخواهد شد و برعكس احتمالا اگه به این افراد مسلمان گفته بشه، بهشون بر خواهد خورد. در حالیكه باز هم احتمالا در جامعه ی واقعی ایران، سخن شما صحیح خواهد بود. میبینیم كه تفاوت فرهنگ مجازی و واقعی در همین مثال كوچك به خوبی خودش رو نشون میده. تازه همین فرهنگ و هنجار بین دو سایت مشابه، با توجه به سیاست ها و سلیقه های مدیر سایت، میتونه كاملا مثفاوت باشه و نمونه هاش رو هم همه به وفور میشناسیم.
نكته ی مهم دیگه كه فكر میكنم جزو اصول حقوقی همه ی سیستمهای قضایی دنیا باشه اینه كه برای حصول جرم (فحاشی)، باید عنصر مادی و معنوی هردو موجود باشه. عنصر مادی خود كلمه هست كه ممكنه بشه سر فحش بودنش با توجه به هنجارهای یك جامعه به توافق رسید، ولی عنصر معنوی میشه به كار بردن اون كلمه به قصد توهین و تحقیر. تازه همین یافتن عنصر معنوی هم خودش كلی قابل ماست مالی هست و باز هم تشخیصش سلیقه ای میشه.
هوچی . [ هََ / هُو] (ص مرکب ) آنکه عوام را اغوا کند در ظاهر برای منافع آنان و در باطن برای سود خود. (یادداشت مؤلف ).
- هوچی بازی ؛ سر و صدای بیهوده به راه انداختن برای سود خود.
- هوچی گری ؛ هوچی بازی .
رجوع به هو شود.
درد بیشتر زنان (@Angela, @shirin, ...) در این انجمن از روز چندم این بوده که ما اینجا ارج افزودهای (امتیاز ویژه) به ایشان چون بجای مرد زن هستند نمیدهیم و گرچه خودشان این را هتا
آشکارا میپذیرند و میگویند بد نیست (نمونه کاربر @مَریَمـ), ولی اگر دستشان برسد این آزادی را بی هیچ گمانی از ما خواهند گرفت, شک نکنید (;
هنجارها و فرهنگ ها متفاوت هستند. در اینترنت كه آدمها از جاهای مختلف میان هم این تفاوت هنجارها بیشتر به چشم میخوره و ما یك فرهنگ و هنجار بین المللی نداریم. فردی كه به كار بردن فحش و ناسزا رو در خانواده اش بصورت نهادینه آموخته ممكنه اصلا به نوع سخن گفتنش اهمیت نده و چون محیط یك فروم كه ثبت نام توش حتی ایمیل هم نمیخواد، مثل یك جامعه ی واقعی ضابطه مند نمیتونه باشه ضمن اینكه مجازاتهاش هم برای خیلی ها اهمیتی نداره، خیلی نمیشه از تعریفهای مشخص یا اعمال قانون بصورت واقعی سخن گفت. این رو هم باید در نظر داشته باشیم تعیین قوانین و تشخیص تخلفات در این سایت بر اساس هنجارهای جامعه نیست و برعكس تند و مهاجمانه نوشتن در این سایت به گفته ی مسئولین سایت جزو افتخارات سایته و دعوت میكنن مردم رو كه به جای ناراحتی از كلمه های توهین آمیز، آستانه ی تحملشون رو بالا ببرن!
مثلا همین لغت نامسلمان اگه برای بیخدایان اینجا به كار برده شود اصلا توهین آمیز تلقی نخواهد شد و برعكس احتمالا اگه به این افراد مسلمان گفته بشه، بهشون بر خواهد خورد. در حالیكه باز هم احتمالا در جامعه ی واقعی ایران، سخن شما صحیح خواهد بود.
میبینیم كه تفاوت فرهنگ مجازی و واقعی در همین مثال كوچك به خوبی خودش رو نشون میده. تازه همین فرهنگ و هنجار بین دو سایت مشابه، با توجه به سیاست ها و سلیقه های مدیر سایت، میتونه كاملا مثفاوت باشه و نمونه هاش رو هم همه به وفور میشناسیم.
نكته ی مهم دیگه كه فكر میكنم جزو اصول حقوقی همه ی سیستمهای قضایی دنیا باشه اینه كه برای حصول جرم (فحاشی)، باید عنصر مادی و معنوی هردو موجود باشه. عنصر مادی خود كلمه هست كه ممكنه بشه سر فحش بودنش با توجه به هنجارهای یك جامعه به توافق رسید، ولی عنصر معنوی میشه به كار بردن اون كلمه به قصد توهین و تحقیر. تازه همین یافتن عنصر معنوی هم خودش كلی قابل ماست مالی هست و باز هم تشخیصش سلیقه ای میشه.
سخنانی درست هستند, همهیِ اینها ولی برمیگردد به اینکه بنیادگذاران این
انجمن, کسانیکه از روز یکم اینجا بودهاند و نوشتهاند و همراهی کردهاند دنبال چه بودهاند و هستند.
من در جایگاه خودم از روز یکم اینجا تنها برای انگشتشمار کسانی نوشتهام و مینویسم و بس, اینکه همهیِ مردم
از جای جای اینترنت بیایند اینجا را چیز خوب و خواستنیای میدانم, ولی نیایند هم برای من دگرسانیای نمیدهد.
از دیدگاه فربودگرایانه, بزرگترین واژگشتها از فشردهترین گروهها میآغازند. برای گسترش خردگرایی شما نباید ٩٥% مردم را بیاگاهانید, بساکه
اگر تنها یکی دو تن آدم پرتکاپو و "کننده" در رستهیِ یاران خود داشته باشید بسنده خواهد نمود. به این در همبودشناسی (و بسیاری
رشتههای دیگر) میگویند قانون ٩٠ به ١٠, یعنی ٩٠% کارها را تنها ١٠% مردم میکنند و ١٠% کارها را ٩٠% مردم.
پس شما هم سامان جان اگر آماج اتان گسترش خردگرایی است, نباید از رنجش ان کسانیکه این اندازه پوست
نازک هستند که از شنیدن "دروغگو" برآشفته میشوند هیچ بیمی داشته باشید, به این میگویند ابزار «خود-پالایش»: بودن یک
شُماری «هنجه = norm» مایهیِ این میشود که کسانیکه سزاواری و شایستگی یک چیز را ندارند خود به خود خویش را پالوده و بیرون بروند.
به دیگر سخن, از دیدگاهِ من کسیکه این اندازه نازکدل است که تاب دروغگو نامیده شدن و رفتار اندکی پرخاشجویانه را
ندارد, هرگز از این جهان و گفتگوهایش بیرون نرفته و کوششی در راستای گسترش چیزهاییکه گفته شده نخواهد کرد: اینها بیش از
اندازه برای خودشان میزیوند و برای همین هم این اندازه "خودشان" را جدی میگیرند, کوشش اینها در راستای گسترش و پاسداری از خرد و نیکی و راستی نیست.
اگرنه, کسیکه برای خویشتن ارزش میپذیرد, به آماجهایِ زندگیش بها میدهد و خردگَـری را کار درست میداند, از اسپاش آزاد اینجا بیشترینهیِ بهره را
گرفته و ترسی از یک دروغگو و نمیدانم انگلوار و ... ندارد. اینجاست تا به گوهر راستی دست یابد و بیرون از اینجاست, تا آنرا به چشم و گوش دیگران برساند: او یک "کننده" است.
این معنای لغت نامه ی دهخدا است: دیوث . [ دَی ْ یو ] (ع ص ) قواد. دیبوب . آنکه مردان را بر زن خود وارد کند. آنکه درباره ٔ زن خود حسادت و غیرت نداشته باشد. اگر در گوگل هم جستجو كنید بیشتر معنای بی غیرت را به شما میدهد. ضمن اینكه آنكه مردان را بر زن خود وارد كند هم در زیر مجموعه ی بی غیرت محسوب میشود.
شما گویا سواد کافی در ادبیات هم ندارید.دیوث یعنی حقه باز؟!
خیر دقت نکردید گرامی! من هم همین ها را میدانستم بله در رساله آخوند ها هم نوشته کسی که از زنا کردن زنش آگاه باشد دویثی است، که گویا از دیوث میآید. ولی من به روشنی اشاره کردم که معنای قدیم مد نگر نیست و معنای عامیانه امروزی رو مد نگر دارم
دیوث=آدم حقه باز و ریا کار(البته در قدم معنای دیگری داشته)
بعدش هم اصلن مهربد زن دارد که من چنین چیزی بگویم؟ غیرت و این حرف ها هم که به نگر من پوچ است... والا بلا ما و رفیقمان رفته بودیم کفش بخریم، بعد که خریدیم رفیقمان گفت "فروشنده دیوث بهمان انداخت!" و من به الله مدینه سوگند میخورم که از جمله او تنها و تنها حقه باز بودن فروشنده مفهومم شد نه زنا کار بودن زنش!! یا دیدم که برخی دوستان به شوخی به هم میگویند دیوث! هتا چند پیج فیسبوک هم میتوانم به شما نشان بدهم که با فرنام دیوث، دیوث ها،... فعالیت میکنند و با خواندن مطالب آنها تنها معنای حقه بازی و .. بدست میآید. بله! "زُخرف" هم قدیم ها به معنی "تکه طلا" بوده ولی امروزه "مزخرف" به معنی دیگری به کار برده میشود.
بهتر بود یک دشنام درست و حسابی به کار میبردم تا دیگر از روی بی دقتی گرفتار مناقشه بر سر درستی و نادرستی مَثل نمیشدیم.
سخنانی درست هستند, همهیِ اینها ولی برمیگردد به اینکه بنیادگذاران این انجمن, کسانیکه از روز یکم اینجا بودهاند و نوشتهاند و همراهی کردهاند دنبال چه بودهاند و هستند.
من در جایگاه خودم از روز یکم اینجا تنها برای انگشتشمار کسانی نوشتهام و مینویسم و بس, اینکه همهیِ مردم از جای جای اینترنت بیایند اینجا را چیز خوب و خواستنیای میدانم, ولی نیایند هم برای من دگرسانیای نمیدهد.
از دیدگاه فربودگرایانه, بزرگترین واژگشتها از فشردهترین گروهها میآغازند. برای گسترش خردگرایی شما نباید ٩٥% مردم را بیاگاهانید, بساکه اگر تنها یکی دو تن آدم پرتکاپو و "کننده" در رستهیِ یاران خود داشته باشید بسنده خواهد نمود. به این در همبودشناسی (و بسیاری رشتههای دیگر) میگویند قانون ٩٠ به ١٠, یعنی ٩٠% کارها را تنها ١٠% مردم میکنند و ١٠% کارها را ٩٠% مردم.
پس شما هم سامان جان اگر آماج اتان گسترش خردگرایی است, نباید از رنجش ان کسانیکه این اندازه پوست نازک هستند که از شنیدن "دروغگو" برآشفته میشوند هیچ بیمی داشته باشید, به این میگویند ابزار «خود-پالایش»: بودن یک شُماری «هنجه = norm» مایهیِ این میشود که کسانیکه سزاواری و شایستگی یک چیز را ندارند خود به خود خویش را پالوده و بیرون بروند.
به دیگر سخن, از دیدگاهِ من کسیکه این اندازه نازکدل است که تاب دروغگو نامیده شدن و رفتار اندکی پرخاشجویانه را ندارد, هرگز از این جهان و گفتگوهایش بیرون نرفته و کوششی در راستای گسترش چیزهاییکه گفته شده نخواهد کرد: اینها بیش از اندازه برای خودشان میزیوند و برای همین هم این اندازه "خودشان" را جدی میگیرند, کوشش اینها در راستای گسترش و پاسداری از خرد و نیکی و راستی نیست.
اگرنه, کسیکه برای خویشتن ارزش میپذیرد, به آماجهایِ زندگیش بها میدهد و خردگَـری را کار درست میداند, از اسپاش آزاد اینجا بیشترینهیِ بهره را گرفته و ترسی از یک دروغگو و نمیدانم انگلوار و ... ندارد. اینجاست تا به گوهر راستی دست یابد و بیرون از اینجاست, تا آنرا به چشم و گوش دیگران برساند: او یک "کننده" است.
پارسیگر
اشكالی نداره كه. به هر حال این دیدگاه شماست و به خوبی سلیقه ای بودن قضاوتها را نشان میدهد. به قول معروف كسی هم اگه دوست نداشت چنین سلیقه ای رو، مجبورش نكردن اینجا بمونه.
ته خط و سر خط نداره آقا میلاد. به هر حال زبان پویاست و لغتنامه ی دهخدا هم قدیمیه. برای همین من به جز اطلاعات شخصی خودم و رجوع به دهخدا، معانی رایج رو هم تو گوگل جستجو میكنم. با توجه به همه ی این موارد هم بود كه همون اول كار گفتم دیوث یعنی كسی كه غیرت ناموسی نداره تا هم معنی لغتنامه لحاظ بشه و هم كاربرد امروزه.
درد بیشتر زنان (@Angela, @shirin, ...) در این انجمن از روز چندم این بوده که ما اینجا ارج افزودهای (امتیاز ویژه) به ایشان چون بجای مرد زن هستند نمیدهیم
ته خط و سر خط نداره آقا میلاد. به هر حال زبان پویاست و لغتنامه ی دهخدا هم قدیمیه. برای همین من به جز اطلاعات شخصی خودم و رجوع به دهخدا، معانی رایج رو هم تو گوگل جستجو میكنم. با توجه به همه ی این موارد هم بود كه همون اول كار گفتم دیوث یعنی كسی كه غیرت ناموسی نداره تا هم معنی لغتنامه لحاظ بشه و هم كاربرد امروزه.
اینکه برداشت ما از کلمه دیوث چیه با اینکه معنی واقعیش چیه فرق میکنه گرامی . ما از زمانی که یادمونه دیوث به کسی میگفتند که برای زن خودش مشتری میاره . دهخدا هم همینو میگه . توی خیابان به کسی هم این حرف رو بزنید احتمالن مشتی ، کله ای چیزی نصیبتان میشود