اینکه یه چیزی بگی، صرفا به دلیل اینکه ازت خوششون نمیاد و اعتقادات متفاوتی داری، بکوبنت..!
خواهر من شما اینجا میون یه مشت کافر از الله بی خبر هستیدها... بودن شما اینجا چند حالت داره: 1. میخواید اینا رو به راه راست هدایت کنید. 2. میخواید در بحث ها نگر خودتون رو بگید و با این کافرا گفتگو کنید. 3...
در مورد اول که مجبورید این چیزا رو تحمل کنید چرا که دارید جهاد میکنید. در مورد دوم هم که قرار نیست همه با شما همنگر باشند. و قرار هم نیست حرف شما همیشه در هر موردی که اظهار نظر میکنید درست باشه، و همه به به و چه چه کنند. پس سعی نکنید به زور یا اصرار یا شاید(؟!) ترول بازی نگرتون رو به کرسی بنشونید. نگرتون رو بگید و نگر دیگران روهم بخونید.
مهربد گلایهها هم داشته باشد، رفتار «بیرحمانه» ندارد و نقد بیرحمانه هم نمیکند، همینطور داریوش.
برای نمونه رفتار دوستمان کوروش که میان sonixax و مهسا، مهسا را به جفنگسُرایی متهم میکند، میشود
نمونهی رفتار بیاحترامانه، که طبعتاً باید دلخور هم شد! ولی مهربد و امثالهم بی احترامی و کِهداشت نمیکنند.
بهرسان من کاری به شما و دوستانتان ندارم، روی سخن من با مهسا بود که از روی شناخت کم کاربران اینجا،
با کسانی دوست باشد که به سزامندی و درخور شأن و جایگاه ایشان رفتار کنند.
برای نمونه همین که شما نقد هجو آمیز و سرکوبگر را بهترین روش گفتمان میدانید به دوست ارجمندم که برای
بزن بزن به اینجا نیامده میگویم از هماندیشی با شما بپرهیزد، اگرنه باید خوارداشت و ترور اندیشه و شخصیت و ...
را هم به جان بخرد!
im flattered :))
خب بین رفتار بی رحمانه و سبک بیان ریشخندآمیز باید تفاوت قائل شد.
در مورد خودم که مطمئن هستم هم در گفتگو ها رفتار بیرحمانه دارم و هم زیاد دیگران رو هدف ریشخند قرار میدم:))
در هر حال معمولا این رفتار رو نه در برابر کسانی که باهاشون تفاوت دیدگاه عمیق دارم بلکه در برابر کسانی که پافشاری زیادی روی دیدگاهشون دارند به کار میبرم:))باید هم اعتراف کنم این روش های لذت بخش ترند:))
در مواقعی که کسی پافشاری زیادی روی دیدگاهش نداره من هم روش های جنگ طلبانه رو به کار نمیبرم:)
در مورد مهربد هم با شناختی که ازش دارم و همونطور که خودش تائید کرد این ویژگی ها رو داره.
فقط یک نکته:من از واژه هایی که بار دشنام آمیز(حتی سبک) دارند معمولا استفاده نمیکنم به همین خاطر ممکنه مهربانانه تر به نظ ربیاد در صورتی که فقط کمی مودبانه تره:))))
im flattered :))
خب بین رفتار بی رحمانه و سبک بیان ریشخندآمیز باید تفاوت قائل شد.
در مورد خودم که مطمئن هستم هم در گفتگو ها رفتار بیرحمانه دارم و هم زیاد دیگران رو هدف ریشخند قرار میدم:))
در هر حال معمولا این رفتار رو نه در برابر کسانی که باهاشون تفاوت دیدگاه عمیق دارم بلکه در برابر کسانی که پافشاری زیادی روی دیدگاهشون دارند به کار میبرم:))باید هم اعتراف کنم این روش های لذت بخش ترند:))
در مواقعی که کسی پافشاری زیادی روی دیدگاهش نداره من هم روش های جنگ طلبانه رو به کار نمیبرم:)
در مورد مهربد هم با شناختی که ازش دارم و همونطور که خودش تائید کرد این ویژگی ها رو داره.
فقط یک نکته:من از واژه هایی که بار دشنام آمیز(حتی سبک) دارند معمولا استفاده نمیکنم به همین خاطر ممکنه مهربانانه تر به نظ ربیاد در صورتی که فقط کمی مودبانه تره:))))
ببینید, بیشتر این هموندان دختر هستند و با پسزمینهیِ دیگری به این سخنگاهها میایند و چشمداشت رفتار دیگری هم از شما دارند.
در بیرون اگر یک دختر مزخرفترین سخن را هم بزند, مردها دور و برش بالا پایین پریده و هوش سرشار وی را میستایند, اینجا ولی شما
چیزی بجز نوشتههایتان نیستید و کسی برای اینکه چه ریختی هستید و چه لباسی پوشیدهاید و بجای شلوار جین دامن کوتاه پایتان هست تره هم خورد نمیکند.
همین آلیس هم یادمه یک باری آزرده از دست من نوشته بود "کسی نیست اینجا به مهربد یاد بده چجوری با یک بانو سخن بگوید؟"
خب این روزها از بانو آلیس همچین سخنانی نمیشنوید, چون پذیرفته که چنین درخواستی نامنطقی است, چه اینجا چه بیرون از اینجا.
این دوستمان یه نفر هم باید کم کم به اینکه کسی اینجا به او در جایگاه "یک نفر آدم زنده آن بیرون" ارزش چندانی
نمیدهد و آنچه مینویسد میشود "او", خودش را سازواری بدهد یا اینکه ندهد, ولی چشمداشت رفتار دوگانه نباید اینجا داشت.
من هم اینجا سخن بیخود بزنم گردانندههایِ دیگر پیکهایِ مرا بیرون میاندازند (یک چند تا پستی هم من در آشغالدانی دارم) و اگر نیاندازند کار نادرستی کردهاند.
ببینید, بیشتر این هموندان دختر هستند و با پسزمینهیِ دیگری به این سخنگاهها میایند و چشمداشت رفتار دیگری هم از شما دارند.
در بیرون اگر یک دختر مزخرفترین سخن را هم بزند, مردها دور و برش بالا پایین پریده و هوش سرشار وی را میستایند, اینجا ولی شما
چیزی بجز نوشتههایتان نیستید و کسی برای اینکه چه ریختی هستید و چه لباسی پوشیدهاید و بجای شلوار جین دامن کوتاه پایتان هست تره هم خورد نمیکند.
همین آلیس هم یادمه یک باری آزرده از دست من نوشته بود "کسی نیست اینجا به مهربد یاد بده چجوری با یک بانو سخن بگوید؟"
خب این روزها از بانو آلیس همچین سخنانی نمیشنوید, چون پذیرفته که چنین درخواستی نامنطقی است, چه اینجا چه بیرون از اینجا.
این دوستمان یه نفر هم باید کم کم به اینکه کسی اینجا به او در جایگاه "یک نفر آدم زنده آن بیرون" ارزش چندانی
نمیدهد و آنچه مینویسد میشود "او", خودش را سازواری بدهد یا اینکه ندهد, ولی چشمداشت رفتار دوگانه نباید اینجا داشت.
من هم اینجا سخن بیخود بزنم گردانندههایِ دیگر پیکهایِ مرا بیرون میاندازند (یک چند تا پستی هم من در آشغالدانی دارم) و اگر نیاندازند کار نادرستی کردهاند.
پارسیگر
آ آ باز هم کلیشه پردازی:))
البته این قضیه دخترا رو تائید میکنم ولی اصولا خیلی ها(آدمها یا ایرانی ها؟!) چندان علاقه ای به به چالش کشیده شدن اندیشه ها یا حرفهاشون ندارند، واکنش ها البته متفاوته، از فحاشی گرفته تا قهر یا مظلوم نمایی و... و البته جنسیت
در این واکنش تاثیر گذاره:)
والا من یک سندرمی دارم واونم اینه که علاقه دارم اونهایی که بیشتر در معرض توجه هستند رو بیشتر ضایع کنم:))
البته این قضیه دخترا رو تائید میکنم ولی اصولا خیلی ها(آدمها یا ایرانی ها؟!) چندان علاقه ای به به چالش کشیده شدن اندیشه ها یا حرفهاشون ندارند، واکنش ها البته متفاوته، از فحاشی گرفته تا قهر یا مظلوم نمایی و... و البته جنسی تدر این واکنش تاثیر گذاره:)
من هم میپذیرم رفتار برخی اینجا پرخاشگرانه است و خود من هم گاهی بویژه اگه خسته باشم و بیحوصله بد پاسخ میدهم.
ولی نکتهیِ خوبیه که در برابر چالش کشیده شدن چگونه مردم میرفتارند, به نگر من ترولّش یکی از همان پدافندهایِ ذهنی است که آنارشی اینجا میخواست بهش بپردازد: مکانیسمهای دفاعی ذهنی
آنارشی هم از بس در هممیهن و... با مسلمانان سر و کله زده به نگرم اینجور فرجامیده که یک شماری
سازوکار پدافندین ویریک آنجا هستند که کَس با روی آوردن به آنها میکوشد یکپچارگی باورهایش را نگه دارد, من اینجا هم خُرد بهش پرداخته بودم: هماندیشی پیرامون گسترش خردگرایی - برگ 2 (لنگراندازی)
ببینید, بیشتر این هموندان[1] دختر هستند و با پسزمینهیِ دیگری به این سخنگاهها میایند و چشمداشت رفتار دیگری هم از شما دارند. در بیرون اگر یک دختر مزخرفترین سخن را هم بزند, مردها دور و برش بالا پایین پریده و هوش سرشار وی را میستایند, اینجا ولی شما چیزی بجز نوشتههایتان نیستید و کسی برای اینکه چه ریختی هستید و چه لباسی پوشیدهاید و بجای شلوار جین دامن کوتاه پایتان هست تره هم خورد نمیکند. همین آلیس هم یادمه یک باری آزرده از دست من نوشته بود "کسی نیست اینجا به مهربد یاد بده چجوری با یک بانو سخن بگوید؟" خب این روزها از بانو آلیس همچین سخنانی نمیشنوید, چون پذیرفته که چنین درخواستی نامنطقی است, چه اینجا چه بیرون از اینجا. این دوستمان یه نفر هم باید کم کم به اینکه کسی اینجا به او در جایگاه "یک نفر آدم زنده آن بیرون" ارزش چندانی نمیدهد و آنچه مینویسد میشود "او", خودش را سازواری[2] بدهد یا اینکه ندهد, ولی چشمداشت رفتار دوگانه نباید اینجا داشت. من هم اینجا سخن بیخود بزنم گردانندههایِ دیگر پیکهایِ مرا بیرون میاندازند (یک چند تا پستی هم من در آشغالدانی دارم) و اگر نیاندازند کار نادرستی کردهاند.
برو بابا........ در ذات شما لودگی و مسخره کردن زنان موج میزنه.. فراموش نکنید اینکه شما اینجا به ما میپرید و در دنیای واقعی نمیپرید ، ربطی به ما نداره
صرفا سطح پایین اعتماد به نفس خودتونه!!!
وگرنه کسی از پشت تلفن فوت نمیکرد و فحش نمیداد... چون میدونه کسی دستش بهش نمیرسه..
اگر رابطه ما ( من و تو و بقیه هموندان ) دو طرفه بود و در دنیای واقعی هم همدیگر رو کم و بیش میشناختیم، محال بود اینگونه نقد ها و صحبت ها شکل بگیره! از جانب شما!
تا جایی هم که من میدونم هیچکدام از بانوان این فروم با لباس و دامن و .. قصد فریب شما را ندارند و تا حالا همچین کاری نکرده اند!
این اوج ذلت خودتان هست که با دامن خر می شوید..
((
بنا به دلایلی، شخصیت «یه نفر» از همین لحظه دگرگون شد و شما دیگه با من ِ مهربان و شیرین طرف نیستید.. تصمیم گرفته ام مانند خودتان فقط بکوبمتان و له کنم و بُلدزر وار حرکت کنم
نه, هر مردِ بخردی در برابر زنان و برای رسیدن به سکس و نابود نشدن ژن اش باید دروغ بگوید و رفتار
دورویی داشته باشد, اینجا ولی ما میتوانیم خودِ راستین امان باشیم و حقیقتها را بی پرده بگوییم.
اینکه اینها آزاردهنده هستند دیگر گناه من نیست, مگرنه اینکه گفتیم "مردها بالا پایین میپرند" و چاپلوسیِ زنان را میکنند مگر چیز خوبی بود!؟ نه, ولی حقیقت داشت.
وگرنه کسی از پشت تلفن فوت نمیکرد و فحش نمیداد...
چون میدونه کسی دستش بهش نمیرسه..
سنجش نابرابری است, اینجا کسی با کسی دشمنی ندارد, تنها منطقی داریم سخنانی را میزنیم و گفتگو میکنیم.
کسیکه پشت تلفن فوت میکند از بیخ دارد دگرآزاری میکند.
اگر رابطه ما ( من و تو و بقیه هموندان ) دو طرفه بود و در دنیای واقعی هم همدیگر رو کم و بیش میشناختیم، محال بود اینگونه نقد ها و صحبت ها شکل بگیره! از جانب شما!
تا جایی هم که من میدونم هیچکدام از بانوان این فروم با لباس و دامن و .. قصد فریب شما را ندارند و تا حالا همچین کاری نکرده اند!
نه اینجور نیست, رفتار بیرون خود من شاید یکسان نباشد, ولی ناهمسان هم نیست.
ولی دربارهیِ دیگر مردان درست میگویید و سخن من نیز بدرستی همین بود, که شما چشمداشت دیدن همان رفتار چاپلوسانهیِ مردان در بیرون را دارید.
(( بنا به دلایلی، شخصیت «یه نفر» از همین لحظه دگرگون شد و شما دیگه با من ِ مهربان و شیرین طرف نیستید.. تصمیم گرفته ام مانند خودتان فقط بکوبمتان و له کنم و بُلدزر وار حرکت کنم ))
نه, هر مردِ بخردی در برابر زنان و برای رسیدن به سکس و نابود نشدن ژن اش باید دروغ بگوید و رفتار دورویی داشته باشد, اینجا ولی ما میتوانیم خودِ راستین امان باشیم و حقیقتها را بی پرده بگوییم.
آها. پس زنان نیاز به گسترده کردن ژن ندارند؟! زنان به فرزند نیاز ندارند؟؟
تمنای شما برای سکس به بهانه فرزند، 1 شب است نه هزار شب!!
یادم به مثال خنده دارت در فیسبوک افتاد که بحث تلوزیون CRT و LED کردی.. آخرش هم گفتی زنان دست توی جیبشان نمیکنند و مسلما تلوزیون گران قیمت LED می خواهند! زن که از وضع اقتصادی جامعه بی خبر است!!
با این مثالت من میتونم به این نتیجه برسم مردان نباید دنبال گسترده کردن ژن و بقای نسلشان باشند. هزینه پرورش کودک بسیار بالاست.. این زنان خانه دارند که دنبال بقای ژن هستند و دست توی جیب نمی کنند! پس به طور کلی این قضیه ژن و نسل و ... بهانه ای خوبی برای تمنای سکس نیست!!
برو بچه پر روووووووووو
آری. نقاب از رخ برداشته ام. من اینگونه خشن و بی مهر هستم!
مهربد هم که خودش گفتنیها را گفت و نیاز به سخنی از سوی من نیست 😏
رفتار مهربُد واکُـنشی به کُـنش "یه نفر" بود، ایشان از روی شوخسُهشیِ "یه نفر" و اینکه چرا در گفتگوهای جدی هنباز نمیشود (یا چرا باورهای اسلامی دارد) به او نمیگوید جفنگ نگو، ای اسپمر! کاری که از شما و دوستانتان سر میزند.
همین آلیس هم یادمه یک باری آزرده از دست من نوشته بود "کسی نیست اینجا به مهربد یاد بده چجوری با یک بانو سخن بگوید؟" خب این روزها از بانو آلیس همچین سخنانی نمیشنوید, چون پذیرفته که چنین درخواستی نامنطقی است, چه اینجا چه بیرون از اینجا.
رفتاری که باید به زنان اینجا یاد بدهید: در اینجا هیچ ارجی بواسطهی زن بودن خود دریافت نمیکنید و هیچ جایگاه والاتری از دیگران ندارید، پس چشمداشت مهر و نکویی بیجا نداشته باشید.
رفتار مهربُد واکُـنشی به کُـنش "یه نفر" بود، ایشان از روی شوخسُهشیِ "یه نفر" و اینکه چرا در گفتگوهای جدی هنباز نمیشود (یا چرا باورهای اسلامی دارد) به او نمیگوید جفنگ نگو، ای اسپمر! کاری که از شما و دوستانتان سر میزند.
مهربد خودش "یه نفر" را دعوت کرده اینجا اگر یک نفر کنشگر دراینباره وجود داشته باشد خود اوست.وقتی کسی پاسخ میدهد طبیعتا در موضع واکنش قرار دارد، البته بقول آرش اینجا دوستان گاها همان سخن را با کلمهای دیگر میزنند، من فقط از euphemism بیزار هستم.
رفتاری که باید به زنان اینجا یاد بدهید: در اینجا هیچ ارجی بواسطهی زن بودن خود دریافت نمیکنید و هیچ جایگاه والاتری از دیگران ندارید، پس چشمداشت مهر و نکویی بیجا نداشته باشید.
من با آنچه مهربد گفت دربارهیِ علت این بحثها موافقم
و از کاربر مردی حتی اگر ترولیست حرفهای هم باشد چنین رفتاری را نمیبینیم.ولی کل این بحث خاله زنکی که پشت سر من راه انداختهای را اتفاقا در راستای همین موضوع میبینم، داریوش و مهربد گرامی که اینجا بیشتر رعایت حال شما را کردهاند اگر همان سخن ما را هم بگویند نقدشان با ما فرق پیدا میکند و این چنین است که باید با ادعاهای خندهداری مانند اینکه من به ایشان گفتهام اسپمر ولی داریوش و مهربد هرگز چنین نگفتهاند یا مثلا من تنها از واژهیِ چرند استفاده میکنم مواجه شویم. اینها را که من میگویم علتش این نیست که اینکه چه فکر میکنی کوچکترین اهمیتی برای من دارد بلکه پاسخ میدهم تا بلکه این سخنان خاله زنکی را ببری جای دیگر و همانجا که شروعش کردهای ادامه دهی،
من با اینکه مهربد را دوست خودم میدانم و بگمانم این موضوع دو طرفه هم باشد اگر چنین سخنانی را اینجا دربارهاش بگویم و با واژگان او را هم عوض کنم بدرستی با پاسخ او روبرو میشوم و هر کس اندکی از اخلاق بحث بداند این را میفهمد
ولی تنها آلیس است که 1/100 آنچه به دیگران میگوید را حاضر نیست یشنود و توقع دارد در تاپیک عمومی به دیگران اتهام بزند و وظیفهیِ آنها میداند که پاسخ آنرا ندهند چرا که مخاطب نبودهاند !!
من با اینکه مهربد را دوست خودم میدانم و بگمانم این موضوع دو طرفه هم باشد اگر چنین سخنانی را اینجا دربارهاش بگویم و با واژگان او را هم عوض کنم بدرستی با پاسخ او روبرو میشوم و هر کس اندکی از اخلاق بحث بداند این را میفهمد ...
راسل گرامی من و شما در زندگی بیرون این اندازه با مردم سر و کله زدهایم که این گفتمانها هر اندازه جدی و داغ,
تنها یک گفتگو و در نابترین ریخت خود, یک سرگرمی برای اندکی خستگی بدر کردن از زندگی آشفتهیِ بیرون و سر
و سامان دادن به اندیشه خودمان هستند; پس نه, من شما را در برخی جاها دشمن گفتگوی خود ام میدانم, در بیشتـر جاها نیز دوست گرامی و فرهیختهام.
با این همه به نگر من بد نیست, همانجورکه مزدک گرامی هم گفتند, همگی کمی بردبارانهتر
برخورد کنیم و اینجا هم روی سخنم خود شما نیستید,
چون نه نوشتههایِ نامبرده را
خواندهام و نه با نگرش به همین پست چند برگ پیشت به "یه نفر" میاندیشم ناسزایی گفته باشی.
ستیز میان بانو آلیس و شما هم نمیدانم از کجا میاید, میان خودتان است.
مهربد خودش "یه نفر" را دعوت کرده اینجا اگر یک نفر کنشگر دراینباره وجود داشته باشد خود اوست.وقتی کسی پاسخ میدهد طبیعتا در موضع واکنش قرار دارد، البته بقول آرش اینجا دوستان گاها همان سخن را با کلمهای دیگر میزنند، من فقط از euphemism بیزار هستم.
من با آنچه مهربد گفت دربارهیِ علت این بحثها موافقم،کل این بحث خاله زنکی که پشت سر من راه انداختهای را اتفاقا در راستای همین موضوع میبینم...داریوش و مهربد گرامی که اینجا بیشتر رعایت حال شما را کردهاند...
آه! 😓😭 من یک دختر نازپرورده و بچهسال هستم که انتظار احترام بی حد و مرز و بیجا دارم! القصه داریوش گرانارج، مهربُد، امیر، آرش نامُرده، مزدک و خلاصه فرد فرد دوستان رعایت میکنند. اما نمیدانم چرا شما رعایت نمیکنید؟! ها؟! 😨 آخه چرا؟؟؟
آه! من یک دختر نازپرورده و بچهسال هستم که انتظار احترام بی حد و مرز و بیجا دارم! القصه داریوش گرانارج، مهربُد، امیر، آرش نامُرده، مزدک و خلاصه فرد فرد دوستان رعایت میکنند. اما نمیدانم چرا شما رعایت نمیکنید؟! ها؟! آخه چرا؟؟؟
من حدسم اینه که شاید ایشون "هویت مَرد بودن" رو تنها بخاطر شناسایی نشدن از سوی ج.ا انتخاب کردن. شاید... ما نمیدونیم، اینها همه تئوری های روی کاغذه... شاید اصلن دلیل این دشمنی ها و بد اخلاقی ها چشم و هم چشمی های زنانه باشد...
آه! 😓😭 من یک دختر نازپرورده و بچهسال هستم که انتظار احترام بی حد و مرز و بیجا دارم! القصه داریوش گرانارج، مهربُد، امیر، آرش نامُرده، مزدک و خلاصه فرد فرد دوستان رعایت میکنند. اما نمیدانم چرا شما رعایت نمیکنید؟! ها؟! 😨 آخه چرا؟؟؟ 😢 🐤
خیلی بامزه بود جان خودت کلی منرا خنداندی، آندد رعایتت را میکند؟ امیر رعایت زنانگی را میکرد :))))))))) گویا دُز خاله زنک بازی زده بالا قرار است درباره نظر تمام کاربران قدری چرند بگویید بلکه آنها را موضوع بحث کنید، ایرادی ندارد و برای "یک دخترک نوجوان" طبیعیست !! ولی باید یکی هم سن و سال خودت را پیدا کنی و البته در پیغام خصوصی و فیس بوک مشغول به آن شوی نه اینجا !! البته در نگاه دوم و از منظری دیگر بنظرم این تا حدی درست است، من متاسفانه عادت دارم افراد را بیش از آنکه ارزش دارند تحویل بگیرم و آدم حساب کنم، این رفتارهای کمونیستی نمیدانم دقیقا از کجا آمده ولی دارم رویش کار میکنم و در حال پیشرفت است، من بایت اینکه در میان بی محلی بقیه ملاحظهیِ سنت را نکردیم و زیادی جدیت گرفتیم پوزش میخواهم 😏
من حدسم اینه که شاید ایشون "هویت مَرد بودن" رو تنها بخاطر شناسایی نشدن از سوی ج.ا انتخاب کردن. شاید... ما نمیدونیم، اینها همه تئوری های روی کاغذه... شاید اصلن دلیل این دشمنی ها و بد اخلاقی ها چشم و هم چشمی های زنانه باشد...
2/10 !! بعد از این همه مدت دوری از میادین این واقعا نامید کننده است، کس دیگری مگر نمانده داری اینجور از من گدایی توجه میکین، وبلاگ بزرگمهر مگر نیست، رایانی کسی...؟ راستی بالاخره جشن شکوفهها رفتی یا گفتند هنوز برایت زود است؟
گلهیِ هموندان samking, آلیس و یه نفر اینجا از راسل چیست؟
من گله کردم؟!
من در مورد گفتگویی که پیش آمد یک فرضیه مطرح کردم. ولی راسل با تندخویی ما را به گدایی توجه متهم کردند! که این هم از طنز های روزگار است. از نگر من راسل فرد تند خویی هست و این چیز پسندیده ای نیست. (و البته تندخویی برابر نیست با سخت و کوبنده و بیرحم بودن در گفتگو) یا برای نمونه شما به راسل میگویید:
کدام پست؟ و چه ناسزایی؟ شوخی میکنی بگمانم، چند برگش را نمیدانم !! ولی اصلا من مدتیست که وارد کل کل نشدهام.
به گمان من ایشون آدم تنهایی هستن و انسان های تنها معمولن کم طاقت و تندخو میشن چنان که میبینیم وضعیتشون رو هم "کسل" قرار دادن و معمولن از نمایار های تیره و گرفته استفاده میکنن، و از اونجا که من نسبت به اطرافیان بی توجه نیستم گفتم بد نیست هر از گاهی یک شوخی، توجهی، محبتی بهشون بشه تا کم کم تندخوییشون از بین بره، چرا که تنها علاج تندخویی، توجه و محبت است.
ولی گویا باید بشکنه این دست که نمک نداره...
دوستمون راسل به بزرگمهر اشاره کرد، بله من از نگرش بزرگمهر و ایرانستیزیش متنفرم و از نظر فکری ایشونو دشمن خودم میدونم ولی تا کنون از گل نازک تر بهشون نگفتم و همیشه با ادب و احترام کامل باهاشون رفتار کردم، چه جلوی خودشون چه پشت سرشون.طوری که اینجا راسل از بزرگمهر به عنوان دوست من یاد میکنه!!!! حالا اون دشمن فکریم بود... این راسل که خودش شیطانپرسته مثه خودمون😝 و در پایان قصد دارم اشاره کنم:
اگر با راسل نبودش هیچ میلی/چرا پتک حقیقت تو سر او میزد خیلی؟
چندی پیش یه پست دیدم خیلی خنده دار بود. یه نفر ( نه من ) مثل داش مشتی ها به راسل حرف میزد. براش شعر گفته بود.. هرچی میگردم نمیتونم پیداش کنم.. تو نمیدونی کجاست؟ اگر پیداش کردی برای راسل بنویس شاید از انزوا بیرون بیاد...
راسل هم پسر بدی نیست.. فقط کمی متعصب هست.. باید روحیه اش رو عوض کنیم..
گلهیِ هموندان samking, آلیس و یه نفر اینجا از راسل چیست؟
اگر شیوهیِ همسخنی ایشان (سخت, کوبنده و بیرحمانه) برایتان خوشایند نیست, خوب بایستگیای در همسخنی و گفتمان با ایشان ندارید!
در فلسفهیِ دفترچه نگارش سخت و کوبنده از دیرباز یک ارزش بوده, چرا باید ایشان برای اینکه دیگران آزرده نشوند جور دیگری بنویسد؟
به نظرم در برخورد و ادبیات افراد باید یک نکته رو در نظر داشته باشیم تو این فروم. جناب راسل (که قبلا یکبار هم من رو مورد لطف خودشون قرار دادن)، بجز اینکه میتوانند بعنوان کاربر هر نوع لحن و برخوردی رو که دوست دارن به کار ببرن، مدیر تالار هم هستن. متاسفانه در بیشتر فرومها اگه یه مدیر بخواد از ادبیات نامناسب برای گفتگو با کاربران عادی استفاده کنه، تقابل باهاش در واقع غیر ممکن خواهد بود و به نظر من میبایست تعامل با چنین فردی که متوجه جایگاه خودش نیست از سوی کاربرانی که مورد غضب قرار گرفتن، متوقف بشه. همچنین معتقدم مدیر کل یا ارشد سایت باید به مدیران زیردستش در این مورد تذکر بده و بیشتر از همه خود مدیران باید نسبت به برخورد خودشون مواظب باشن. در سایت گفتگو آرش هر عیبی که داشت یه حسن بزرگ هم داشت و اون این بود که در قضاوتهاش منصف بود و طرف حق رو میگرفت.
0/10 یک منفی دیگر برای تکرار آنچیزی که من به تو گفتم (آن قدیمها یادم است کودکان خلاصهاش میکردند میگفتند آینه،امان از دست نسل جدید !!) یک منفی دیگر هم بخاطر توضیح و قصه گویی
دربارهیِ چرایی احساساتت به بزرگمهر، البته اینها را که گفتی یاد زمانی افتادم که ار همین ترولها آنجا مینوشتی بعد بزرگمهر پاک میکرد، بعد دوباره میرفتی در امضایت میگذاشتی، دوباره او میرفت پاک میکرد، ما هم میخندیدیم
!! خود آن من گله دارم هم دو امتیاز منفی دارد که بعلت منفی شدن از آن میگذریم
گلهیِ هموندان samking, آلیس و یه نفر اینجا از راسل چیست؟
گلهی من اینست که نمیخواهم این ... نوشته های ما را کوت بگیرد یا سپاس بدهد و خلاصه در مقام پاسخگو به ما دراید. یک جوری هم اگر بشود در لیست سیاهم جایشان بدهید که دیگر ریختشان را نبینیم بسیار بجاست. سپاس از شما دوست گرانمایه
به نظرم در برخورد و ادبیات افراد باید یک نکته رو در نظر داشته باشیم تو این فروم. جناب راسل (که قبلا یکبار هم من رو مورد لطف خودشون قرار دادن)، بجز اینکه میتوانند بعنوان کاربر هر نوع لحن و برخوردی رو که دوست دارن به کار ببرن، مدیر تالار هم هستن. متاسفانه در بیشتر فرومها اگه یه مدیر بخواد از ادبیات نامناسب برای گفتگو با کاربران عادی استفاده کنه، تقابل باهاش در واقع غیر ممکن خواهد بود و به نظر من میبایست تعامل با چنین فردی که متوجه جایگاه خودش نیست از سوی کاربرانی که مورد غضب قرار گرفتن، متوقف بشه. همچنین معتقدم مدیر کل یا ارشد سایت باید به مدیران زیردستش در این مورد تذکر بده و بیشتر از همه خود مدیران باید نسبت به برخورد خودشون مواظب باشن.
در سایت گفتگو آرش هر عیبی که داشت یه حسن بزرگ هم داشت و اون این بود که در قضاوتهاش منصف بود و طرف حق رو میگرفت.
گردانندگان اینجا:
١. در تالار پاسخگویی به کاربران (اینجا: خردهگیریها، پیشنهادها، دشواریها) همگی پیشتر پذیرفتهاند که از نگارشی ارجمندانه در برابر کاربران بهره بگیرند + این تالار که بخش
رسیدگی به رفتار خود گردانندگان باشد را هم تنها من و @sonixax گردانندگی میکنیم.
٢. گردانندگان در گفتگوهایی که خودشان یک روی سخن هستند هرگز پروانهیِ گردانندگی نداشته و گردانندهیِ دیگری پادرمیانی و رسیدگی میکند.
پس سامان گرامی, نیازی نیست شما رفتار راسل را از چشم گروه گردانندگی اینجا ببینید یا از اینکه ابزار گردانندگی دست ایشان است کوچکترین بیمی داشته باشید.
به نظرم در برخورد و ادبیات افراد باید یک نکته رو در نظر داشته باشیم تو این فروم. جناب راسل (که قبلا یکبار هم من رو مورد لطف خودشون قرار دادن)، بجز اینکه میتوانند بعنوان کاربر هر نوع لحن و برخوردی رو که دوست دارن به کار ببرن، مدیر تالار هم هستن. متاسفانه در بیشتر فرومها اگه یه مدیر بخواد از ادبیات نامناسب برای گفتگو با کاربران عادی استفاده کنه، تقابل باهاش در واقع غیر ممکن خواهد بود و به نظر من میبایست تعامل با چنین فردی که متوجه جایگاه خودش نیست از سوی کاربرانی که مورد غضب قرار گرفتن، متوقف بشه. همچنین معتقدم مدیر کل یا ارشد سایت باید به مدیران زیردستش در این مورد تذکر بده و بیشتر از همه خود مدیران باید نسبت به برخورد خودشون مواظب باشن. در سایت گفتگو آرش هر عیبی که داشت یه حسن بزرگ هم داشت و اون این بود که در قضاوتهاش منصف بود و طرف حق رو میگرفت.
بعله !! تاپیک چکمه لیسی اجباری از اعلا حضرت همایونی رضاشاه را میفرمایید دیگر و بحث شما با من و داریوش گرامی. من کشتهیِ این انصاف شما و حضرت رضا شاه هستم و عدالت و بیطرفیتان !! من ترسی از مورد نفرت قرا گرفتن ندارم و هر جا شارلاتانیسم ببینم بیپرده پاسخ میدهم بدون ماست مالی دروغ.میدانم در جامعهیِ سانسور زده و پر از چاپلوسی و دروغ ایران اینکار خون بسیاری را بجوش میآورد، این تنها لذت آنرا برای من بیشتر میکند.البته در مورد شما این داستان برای من به همان تاپیک خاتمه یافت، شما ولی همانجا هم ما را سین جیم میکردید و هر چه من میگفتم من اصلا شما را نمیشناسم که بخواهم مشکل شخصی داشته باشم دنبال توطئه
میگشتید.متاسفانه من هنوز هم دلیلی برای دشمنی شخصی با شما ندارم.
ضمنا آنچه من مینویسم مطابق قوانین بوده و هست، آزادی بیان اینجا در جایی مانند سخن گفتن از رضا شاه برایتان ناخوشایند است و احساسات شما را جریحهدار میکند مشکل من نیست.
دربارهیِ چرایی احساساتت به بزرگمهر، البته اینها را که گفتی یاد زمانی افتادم که ار همین ترولها آنجا مینوشتی بعد بزرگمهر پاک میکرد، بعد دوباره میرفتی در امضایت میگذاشتی، دوباره او میرفت پاک میکرد، ما هم میخندیدیم !!
خوب برای اینکه کسی گمان نبرد چیز ویژه ای بوده:
بزرگمهر گفت که خودش از اهالی مرودشت است پس بدون انگیزه نژادی با کورش و داریوش دشمن است. من هم به او گفتم اتفاقن اهالی مرودشت اکثرن عشایر عرب باصری هستند خیلی ناراحت شدند و پاک کردند.
بعد هم در امضایم نوشتم🙁نقل به مضمون) اگر کورش و داریوش را پدران خود نمیدانید، اجباری نیست که در ایران بمانید، برگردید به سرزمین پدریتان. که باز هم چون به پارس نبودنشان اشاره شد ناراحت شدند و پاک کردند. 👌 در قیامت کبری هم همینگونه اعمال و افعال گذشته به روشنی پیش چشم ما می آید.
گلهی من اینست که نمیخواهم این ... نوشته های ما را کوت بگیرد یا سپاس بدهد و خلاصه در مقام پاسخگو به ما دراید. یک جوری هم اگر بشود در لیست سیاهم جایشان بدهید که دیگر ریختشان را نبینیم بسیار بجاست. سپاس از شما دوست گرانمایه
اینکار ممکن نیست.اینطور البته شاید یاد بگیرید که قوانین یک انجمن را پیرامون یکنفر نمینویسند و از کسی خوشتان نمیاید چون احساساتتان را جریحهدار کرده مشکل شماست نه کس دیگر.
گلهی من اینست که نمیخواهم این ... نوشته های ما را کوت بگیرد یا سپاس بدهد و خلاصه در مقام
پاسخگو به ما دراید. یک جوری هم اگر بشود در لیست سیاهم جایشان بدهید که دیگر ریختشان را نبینیم بسیار بجاست.
سپاس از شما دوست گرانمایه
شما میتوانید اکنون Russell یا هر گردانندهیِ دیگری را به فهرست نادیدههای (ignore list) خود بیفزائید.
آری، بنا بر منش و تجربهیِ شما باشد که قطعا همینطور است، چانچه شما موفق شدهای دنکیشت وار دشمنیهایِ خیالی ما را بیابی !!
آن متاسفانه را هم من در پست شما اضافه کردم؟ مفهوم جمله ی شما این است از اینکه دلیلی برای دشمنی شخصی با من ندارید متاسف و ناراحتید! بعد هم من را متهم به دون کیشوت بودن میفرمایید. باور کنید من هم نه دشمنی شخصی با شما دارم نه دشمنی با عقاید و نظرات شما دارم. دوستانه میخواهم در نگرشتان به دیگران تجدید نظر کنید.
اندرز دادن گویا دیگر کهنه شده ولی چون خواستید: در هر کاری یک دریچه برای گریز، یک دریچه برای دوستی و یک دریچه برای امید باز نگه دارید. برای نمونه اگر به دشمن دست یافتید، گوشتش را بخورید ولی استخوانش را نشکنید .
بزرگمهر گفت که خودش از اهالی مرودشت است پس بدون انگیزه نژادی با کورش و داریوش دشمن است. من هم به او گفتم اتفاقن اهالی مرودشت اکثرن عشایر عرب باصری هستند خیلی ناراحت شدند و پاک کردند.
چون بحث یکی از شهرهای استان ما شد لازم دونستم بگم: استان فارس به راستی مهد فرهنگ و تمدن ایران زمین هست. هر نژاد و قومیتی را می توانید در استان پهناور فارس پیدا کنید. در غرب استان لرها هستند. در جنوب استان عرب ها و قطری ها و بحرینی ها و لاری ها هستند. در جنوب غرب استان ترک های قشقایی و عشایر ها هستند. در مرکزش فارس ها.. در شرقش بلوچ ها.. همین نسبت در بین عشایر هم وجود داره و انواع عشایر ترک و لر وعرب در استان هستن که همه این عشایر ها و شهری ها و قومیت ها با هم در صلح وصفا زندگی میکنن شاید همین موضوع باعث شده شیراز مرکز استان بیشترین آمار پذیرش مهاجرت رو در خودش داشته باشه..
مرودشت هم یه شهر تازه تاسیس هست که به قول مادربزرگم کارخونه قند! هست. زیرا ابتدا کارخونه ای بوده و کم کم شهرک سازی اطرافش شروع شده.. بیشترین مردم ساکن مرودشت که پرجمعیت شهر استان بعد از شیراز هست از قوم لر هستند. زیرا اطراف مرودشت ، روستاهای عشایرهای یکجا نشین شده وجود دارد.. من تا حالا ندیدم یک مرودشتی یا شیرازی یا استان فارسی از کورش بدشان بیاید. حتی یک مورد ندیده ام! عرب های باصری هم جمعیتی در مرودشت هستند. البته نسبت به لرها و فارس ها کمتراند.. با این وجود اونها هم کوروش دوست اند..
علاوه بر این پراکندگی دینی هم در شیراز زیاد هست.. میگن شیراز بهشت یهودی هاست.. از کسری بپرسید.. میداند.. یهودی های شیراز بسیارند و اکثرا تاجر و بازاری .. اصلا شنبه ها قسمت قدیم شیراز تعطیله..! اکثرا یهودی اند و تعطیل میکنن سنی ها هم دور تا دور این استان هستند و میشه گفت اکثریت اند شرق استان هم پذیرای هموطنان زرتشتی هست.. مسیحی ها هم در شیراز حضور دارند.. ولی کم اند
چندروز پیش هم از دفتر استانداری فارس مطلع شدم قرار استان فارس به خلیج فارس برگرده دوباره ه بسیار خبر خوبی هست..
آن متاسفانه را هم من در پست شما اضافه کردم؟ مفهوم جمله ی شما این است از اینکه دلیلی برای دشمنی شخصی با من ندارید متاسف و ناراحتید! بعد هم من را متهم به دون کیشوت بودن میفرمایید. باور کنید من هم نه دشمنی شخصی با شما دارم نه دشمنی با عقاید و نظرات شما دارم. دوستانه میخواهم در نگرشتان به دیگران تجدید نظر کنید.
آن متاسفانه بخاطر لازم بنظر رسیدن چنین دشمنیست، از انجا که ظاهرا شما دلیل لازم را یافتهاید و دوستی یکطرفه هم نا ممکن است به ناچار من هم باید تاسف بخورم. این دشمنی دیدن شما هم که من اشاره کردم به پیش از حتی بحث رضا شاه برمیگردد.من در بحث پیرامون فرگشت با شما بحث سادهای کردم، شما بعدتر (در همان تاپیک بحث پیرامون دموکراسی و رضاشاه) گفتید که آن بحث من مغرضانه بوده!!! خوب وقتی من غرضی نداشتهام(خود من میدانم) و بحث قکچوال پیرامون فرگشت هم طبیعتا موضعی نیست که کسی در آن غرض و دشمنی ببیند نتیجه گرفتم که شما با من مشکل شخصی دارید. نحوهیِ سخن گفتن من هم تا آنجا که میدانم مطابق قوانین بوده و این حق را برای طرف مقابل قائل بودهام که مانند آنچه گفتهام را به من بگوید و طرف مقابلم را برای گفتم همانکه خودم مجاز میدانستهام سانسور
نکردهام.من هم دوستانه از شما میپرسم که نحوهیِ سخن گفتن من در دنیای مجازی چرا باید برای شما مهم باشد؟
آلیس جان، سامکینگ و .. راستش من بیشتر از همه مورد سرزنش و لحن بد (راسل)ها قرار گرفته ام. ولی با این وجود دوس ندارم کسی رو دلخور کنم و از دستم ناراحت بشه و من اونو توی ادد
لیستم قرار بدم... باید قبول کرد شخصیت ها متفاوته. قرار نیست همه مثل هم باشند. شخصیت کسی مثل راسل برای اینجا ضروریه . ولی شخصیت میلاد به چه درد این دفترچه میخوره؟ 99% نوشته هایش کپی و پیست از خبرگزاری ها در باب زن ستیزی هست. 1% دیگرش هم با من کل کل میکنه! :-)
بیایید آشتی کنیم و یه بار دیگه با کمک هم بحث های فلسفی و جدید راه بیاندازیم...
من وظیفه ی خود ام می دانم در اینجا که هجمه ای بیهوده وبی اساس علیه راسل ایجاد شده از او حمایت کنم.به نگرم نیازی نیست اینجا تا این اندازه با یکدیگر ناز نازی سخن بگوییم.در مورد خود من یک بار من تند با امیر گرامی سخن گفتم و ایشان هم متقابلا و یکی دو بار هم با کسرا یه چندباری هم گفتگویم با شوالیه و آلیس به جدل کشیده
شد.اتفاقا من عاشق لحن کوبنده در بحث هستم و به نگرم بهترین شیوه برای شکستن سد دفاعی طرف مقابل و تاثیر گذاری سخن است.از
لحن تند به خاطر اینکه کاربر مدیر این انجمن است نمی توان ایراد گرفت.اینجا برخی مانند آنارشی و مزدک و آندد سخن می گویند،برخی هم مانند راسل و امیر،مهربد و میلاد هم میانه این دو
هستند.هیچ دلیلی ندارد تا زمانی که دشنام به هم نگوییم از یکدیگر ناراحت شویم.بحث است دیگر،نقل و نبات که پخش نمی کنند.
هیچ دلیلی ندارد تا زمانی که دشنام به هم نگوییم از یکدیگر ناراحت شویم.بحث است دیگر،نقل و نبات که پخش نمی کنند.
👍
هر کس میتواند هر اندازه که دوست دارد آزرده شود یا اینجا گلایه کند, ولی از آنجاییکه شیوهیِ گفتمان
ایشان هیچ پیوندی به گردانندگی اشان ندارد, پس مانند هر کاربر دیگر, آزادند هر آنگونه که دوست دارند, نرمخو, تندخو,
بدخو, کژخو یا خوشخو بنویسند. تا زمانیکه هیچ قانون انجمنی شکسته نشده, محدودیتی هم نخواهد بود.
به شخصه هم با شیوهیِ گفتمان راسل گرامی همرای ام و پشتیبان ایشان.
پ.ن.
پیش از این نمیشد یک گرداننده را به سیاههیِ نادیدهها (ignore list) افزود, که امروز این هم شدنی شد.
مرودشت هم یه شهر تازه تاسیس هست که به قول مادربزرگم کارخونه قند! هست. زیرا ابتدا کارخونه ای بوده و کم کم شهرک سازی اطرافش شروع شده.. بیشترین مردم ساکن مرودشت که پرجمعیت شهر استان بعد از شیراز هست از قوم لر هستند. زیرا اطراف مرودشت ، روستاهای عشایرهای یکجا نشین شده وجود دارد.. من تا حالا ندیدم یک مرودشتی یا شیرازی یا استان فارسی از کورش بدشان بیاید. حتی یک مورد ندیده ام! عرب های باصری هم جمعیتی در مرودشت هستند. البته نسبت به لرها و فارس ها کمتراند.. با این وجود اونها هم کوروش دوست اند..
شما خودتون مرودشتی هستین؟ ولی تا جایی که من شنیدم قبل برگزاری جشن های 2500 ساله شاه برای ایجاد یک فضای شهری و آبادی هر چند مختصر تصمیم میگیره که عشایر طایفه باصری رو که اون اطراف پخش و پلا بودن جمع کنه و برای اشتغالشون هم یک کارخانه قند تاسیس میشه، مرودشت در ابتدا شهر باصری ها بوده بعد کم کم با رونق گرفتنش مهاجرت ها زیاد تر شده ولی هنوز گویا از هر دو نفر یکیشون فامیلیش باصری هست.(البته در این مورد اطمینان ندارم فقط شنیدم)
دوستان حالا که بحث رو انقدر شخصی کردید ، خب من اینجا رو مثل خونه خودم میدنم و خیلی کم پیش اومده اینجا با کسی تند حرف بزنم در حالی تو هم میهن یا پارس اسکای ، اسلامیستی به پستم بخوره از تمام ابزارها برای از میدون به در کردنش استفاده میکنم...
اما من از همه دوستان خواهش میکنم به دلیل مسائلی که در گذشته بوده ، کار رو خصومت شخصی نکشونن...البته واقعا نمیدونم چطور میشه از مغلطه پرداختن به سخنگو دوری کرد چون کار بسیار سختی هست.
اما در مورد دوستانی که لحن دوست عزیزم راسل رو به دلیل مدیر بودنش دارای ایراد بیشتری میدونن ، فکر کنم چند باری توضیح دادیم که در خلال یک بحث مدیر هم یک کاربر معمولی هست و اجازه نداره از ابزار مدیریتی استفاده کنه...
تا حالا شما دیدید چنین اتفاقی بیوفته ؟ شما دارید فضای این انجمن رو با اسلامیست خونه هایی مثل هم میهن مقایسه میکنید که مدیرانش نقش سرکوبگر رو دارن...
دوستی ها رو جوری خراب نکنید که راه بازگشتی نمونه از پند پیرمرد ها هم همینجاها باید بهره برد، مزدک گرامی گفتند:
جهت اطلاع دانشآموختههای مزدک و کسانی که کارت زرد و قرمز میدهند: ادبساری که من بکار بردم و برای آن کارت قرمز گرفتم و ناک اوت شدم یکسانِ قلم و زبانِ تند «مزدک» گرامی بود! :)) هرکس هم ادبسار و شیوهی گفت و نوشت خودش را دارد؛ بمهر سانسور نکنید دوستان
من هم دوستانه از شما میپرسم که نحوهیِ سخن گفتن من در دنیای مجازی چرا باید برای شما مهم باشد؟
خطاب به مهربد هم گفتم که سخن گفتن شما از این نظر مهم است که شما در این سایت جزو مدیران هستید و چنانچه به تعبیر ایشان ناارجمندانه با کسی سخن بگویید، خود بخود برای مخاطبتان احساس نابرابری در بحث بوجود میاید. ضمن اینکه نحوه ی سخن گفتن افراد برای من تا زمانی که من مخاطبشان نباشم چندان اهمیتی برایم ندارد. ولی چون برای شخصیت (حتی مجازی) خودم ارزش قائلم نحوه ی مخاطب قرار گرفتنم هم برایم مهم میشود. در بحث رضاشاه هم جناب داریوش و جناب شوالیه ی نمرده هم به وفور به من لطف داشتند و مرا مورد تمسخر قرار دادند ولی من اصلا ناراحت نشدم چون آنها را هم مثل خودم کاربری عادی میدیدم. ولی اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی
چندسال پیش بوشهر از فارس جدا شد و دسترسی استان فارس به خلیج از بین رفت. الان تصویب کردن بخشی از بوشهر (احتمالا عسلو) به فارس برگرده.. اینجوری استان فارس به خلیج فارس راه پیدا میکنه
خطاب به مهربد هم گفتم که سخن گفتن شما از این نظر مهم است که شما در این سایت جزو مدیران هستید و چنانچه به تعبیر ایشان ناارجمندانه با کسی سخن بگویید، خود بخود برای مخاطبتان احساس نابرابری در بحث بوجود میاید. ضمن اینکه نحوه ی سخن گفتن افراد برای من تا زمانی که من مخاطبشان نباشم چندان اهمیتی برایم ندارد. ولی چون برای شخصیت (حتی مجازی) خودم ارزش قائلم نحوه ی مخاطب قرار گرفتنم هم برایم مهم میشود.
در بحث رضاشاه هم جناب داریوش و جناب شوالیه ی نمرده هم به وفور به من لطف داشتند و مرا مورد تمسخر قرار دادند ولی من اصلا ناراحت نشدم چون آنها را هم مثل خودم کاربری عادی میدیدم. ولی اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی ...
سامان ارجمند, من به شما دوباره اطمینان میدهم, ایشان نمیتوانند از جایگاه گردانندگی خود در گفتگوها کوچکترین سوء استفادهای کنند.
نه تنها ایشان که هیچکس دیگری نمیتواند; من هم اگر سخن نادرستی بگویم یا بیخود
کسی را سانسور کنم, دیگر گردانندگان مانند راسل, آنارشی یا میلاد یِا ... مرا توبیخ خواهند کرد.
یا نمونه, من هم در گفتگویی که در آن روی سخن و طرف گفتگو هستم نمیتوانم پستی را گردانندگی کنم, یک گرداننددهیِ دیگر رسیدگی خواهد کرد.
خطاب به مهربد هم گفتم که سخن گفتن شما از این نظر مهم است که شما در این سایت جزو مدیران هستید و چنانچه به تعبیر ایشان ناارجمندانه با کسی سخن بگویید، خود بخود برای مخاطبتان احساس نابرابری در بحث بوجود میاید. ضمن اینکه نحوه ی سخن گفتن افراد برای من تا زمانی که من مخاطبشان نباشم چندان اهمیتی برایم ندارد. ولی چون برای شخصیت (حتی مجازی) خودم ارزش قائلم نحوه ی مخاطب قرار گرفتنم هم برایم مهم میشود. در بحث رضاشاه هم جناب داریوش و جناب شوالیه ی نمرده هم به وفور به من لطف داشتند و مرا مورد تمسخر قرار دادند ولی من اصلا ناراحت نشدم چون آنها را هم مثل خودم کاربری عادی میدیدم. ولی اگر زباغ رعیت ملک خورد سیبی ...
دوست عزیز گویا شما پست های ما رو نمیخونید...اینکه شما ذهنیت و احساس نابرابری میکنید بعد از این همه توضیح ما در این مورد و اینکه تا به حال نشده مدیری در بحثی که دخیل بوده از ابزار مدیریتی بهره ببره ، دیگه مشکل ما نیست !!
جهت اطلاع دانشآموختههای مزدک و کسانی که کارت زرد و قرمز میدهند:
ادبساری که من بکار بردم و برای آن کارت قرمز گرفتم و ناک اوت شدم یکسانِ قلم و زبانِ تند «مزدک» گرامی بود! :))
هرکس هم ادبسار و شیوهی گفت و نوشت خودش را دارد؛ بمهر سانسور نکنید دوستان :))
ادبسار مزدک اینجا هیچ سنجه نیست, ما قانونهایِ این انجمن را داریم که بدست همهیِ گردانندگان و با تائید تک تک کاربران نوشته شدهاند.
پ.ن.
دربارهیِ مزدک گرامی هم باید بدانید که ایشان دیگران را نه به پیروی از کس و آموزهای, که به کاربرد خرد و دانشِ خویش همواره فرامیخوانند.
شما خودتون مرودشتی هستین؟ ولی تا جایی که من شنیدم قبل برگزاری جشن های 2500 ساله شاه برای ایجاد یک فضای شهری و آبادی هر چند مختصر تصمیم میگیره که عشایر طایفه باصری رو که اون اطراف پخش و پلا بودن جمع کنه و برای اشتغالشون هم یک کارخانه قند تاسیس میشه، مرودشت در ابتدا شهر باصری ها بوده بعد کم کم با رونق گرفتنش مهاجرت ها زیاد تر شده ولی هنوز گویا از هر دو نفر یکیشون فامیلیش باصری هست.(البته در این مورد اطمینان ندارم فقط شنیدم)
مرودشتی نیستم. تاسیس کارخونه مرودشت هم فکر نکنم با جشن 2500ساله یکی باشه! من یه تحقیق مفصل درباره شیراز و فارس کرده ام.. قرار بود در روزنامه خبرجنوب هم چاپ شود که نشد.. ولی حق تحریرش را گرفتم چندسال پیش :-)
باصری ها هم در کازرون و بیضا زیاد اند! عشایرند و پخش و پراکنده.. دلیل نمیشه همگی مرودشتی باشند..