خب اجباری هم نیست, برای هر دختریه که دوست داشته باشه گاهی وقتها هم بازی کنه... تازه گیر آوردن هر مرد بتای ساده و بی غل و غشی که مهم نیست ( اصلا خیلی بی مزه س), این خوبه که بتونی مردی پیدا کنی که خودش رو خیلی زرنگ بدونه و فکر کنه غیر ممکنه بازی بخوره ;-) منم از بازیکنها بدم نمیاد, برای خندیدن و خوشگذرونی دوستشون دارم!
خب اینطوری حق با شماست. اونی که خودش رو خیلی زرنگ می دونه احتمالا باید بازیکن باشه. اگه یکی از بازیکن های زرنگ رو به زانو در بیاریم و بچزونیم خیلی حال می ده و نیاز به آموزش هم داره! :) ولی من از تیغیدن مرد بتا هم کلی لذت می برم! :)
خب اجباری هم نیست, برای هر دختریه که دوست داشته باشه گاهی وقتها هم بازی کنه... تازه گیر آوردن هر مرد بتای ساده و بی غل و غشی که مهم نیست ( اصلا خیلی بی مزه س), این خوبه که بتونی مردی پیدا کنی که خودش رو خیلی زرنگ بدونه و فکر کنه غیر ممکنه بازی بخوره ;-) منم از بازیکنها بدم نمیاد, برای خندیدن و خوشگذرونی دوستشون دارم .
گویا شما مفهوم "بازیکن" را به اشتباه در یافته اید.به گمانم آلیس بهتر از شما می داند منظور از بازیکن کیست،اما یک روی شخصیت بازیکن بذله گویی و فانی بودن است،روی دیگر، آلفای سگی است که تنها کافی است دختر به پیشنهاد ساکیدن او جواب رد بدهد،بی درنگ باید خود را برای تیپا آماده کند.این است که دریافت شما از "بازیکن" تا حد بسیار زیادی ناقص است،از طرف دیگر بازی خوردن ِ مرد بازیکن مفهومی پوچ است،چرا که تیغیدن ایشان که کاری نا محتمل است و تنها بلایی که می توان سر مرد بازیکن در آورد،گرفتن تعهد و بستن پیمان ازدواج است که آن هم تنها از عهده ی زنانی فوق العاده زیبا و پس از سالهای متمادی تن دادن به خواسته های بازیکن بر می آید.پس از ازدواج هم زن همواره می داند که اگر لحظه ای از انجام وظایفش کوتاهی کند،بازیکن سراغ زن دیگر می رود،این است که توصیه می کنم حتی نزدیک ایشان هم نشوید که خطرناک است حسن!😂
شهریار جان شما هم بازی زنانه را خوب متوجه نشدی..چرا که چنانچه مرد نتوانست در همان اوایل ارتباط از پس لارج بازی های مردانه ی مورد نظر زن دلبربایش بر بیاید ,سکس که سهل است با یک شوتینگ حرفه ای به دختران سیبیلو پاس داده میشود:))
گویا شما مفهوم "بازیکن" را به اشتباه در یافته اید.به گمانم آلیس بهتر از شما می داند منظور از بازیکن کیست،اما یک روی شخصیت بازیکن بذله گویی و فانی بودن است،روی دیگر، آلفای سگی است که تنها کافی است دختر به پیشنهاد ساکیدن او جواب رد بدهد،بی درنگ باید خود را برای تیپا آماده کند.این است که دریافت شما از "بازیکن" تا حد بسیار زیادی ناقص است،از طرف دیگر بازی خوردن ِ مرد بازیکن مفهومی پوچ است،چرا که تیغیدن ایشان که کاری نا محتمل است و تنها بلایی که می توان سر مرد بازیکن در آورد،گرفتن تعهد و بستن پیمان ازدواج است که آن هم تنها از عهده ی زنانی فوق العاده زیبا و پس از سالهای متمادی تن دادن به خواسته های بازیکن بر می آید.پس از ازدواج هم زن همواره می داند که اگر لحظه ای از انجام وظایفش کوتاهی کند،بازیکن سراغ زن دیگر می رود،این است که توصیه می کنم حتی نزدیک ایشان هم نشوید که خطرناک است حسن!😂
چقدر شما مهربونید که تصمیم گرفتید ما رو از توصیه های خودتون بهره مند کنید, یعنی الان خواستید جلوی اشتباه و جیز شدن ما رو بگیرید؟ من واقعا تحت تاثیر این محبت شما قرار گرفتم ولی لازم نیست به فکر ما باشید. بعد اگه یکی اونجوری که شما دوست دارید نبود گواهینامه بازیش رو باطل می کنید؟ می بینید که من گفتم کسانی که خودشون رو خیلی زرنگ می دونن سوژه خوبی هستن و یه مقدار چالش ایجاد می کنند, چون می دونید که بیشتر مردها دچار خود زرنگ پنداری و خود بازیکن پنداری هستند, ولی از اونجایی که در نهایت یه مرد بتا زیر پوست بازیکنه خب...
شهریار جان شما هم بازی زنانه را خوب متوجه نشدی..چرا که چنانچه مرد نتوانست در همان اوایل ارتباط از پس لارج بازی های مردانه ی مورد نظر زن دلبربایش بر بیاید ,سکس که سهل است با یک شوتینگ حرفه ای به دختران سیبیلو پاس داده میشود:))
خب اینکه که نشد بازی،تیغیدن ِ مرد بتا قرن ها است که انجام می پذیرد و بیشینه ی زنان هم استاد این کار اند،بحثی در آن نیست،گمان کردم چیز جدیدی را می خواهید بیاموزانید.مرد بازیکن را شوت خواهید کرد،درست است،اما به آغوش دختری یک لول از خود بالاتر،نه دختر پشمالو ی حال به هم زن.😉
چقدر شما مهربونید که تصمیم گرفتید ما رو از توصیه های خودتون بهره مند کنید, یعنی الان خواستید جلوی اشتباه و جیز شدن ما رو بگیرید؟ من واقعا تحت تاثیر این محبت شما قرار گرفتم ولی لازم نیست به فکر ما باشید. بعد اگه یکی اونجوری که شما دوست دارید نبود گواهینامه بازیش رو باطل می کنید؟ می بینید که من گفتم کسانی که خودشون رو خیلی زرنگ می دونن سوژه خوبی هستن و یه مقدار چالش ایجاد می کنند, چون می دونید که بیشتر مردها دچار خود زرنگ پنداری و خود بازیکن پنداری هستند, ولی از اونجایی که در نهایت یه مرد بتا زیر پوست بازیکنه خب...
بروید در جستار آموزش قدری بخوانید،مخصوصا فصل معبد و مشقت های مربوطه را.بحث باطل کردن گواهینامه نیست،تعریف "بازیکن" همین است و اگر کسی چنین ویژگی هایی نداشته باشد به طور قطع بازیکن نیست.
شنیدن حقیقت این همه ناراحتی ندارد که،دور هستیم،خوش می گذرد جانم.🌺
بروید در جستار آموزش قدری بخوانید،مخصوصا فصل معبد و مشقت های مربوطه را.بحث باطل کردن گواهینامه نیست،تعریف "بازیکن" همین است و اگر کسی چنین ویژگی هایی نداشته باشد به طور قطع بازیکن نیست.
شنیدن حقیقت این همه ناراحتی ندارد که،دور هستیم،خوش می گذرد جانم.
قربون شما برم! من ناراحت نیستم شما جوش آورده بودید 🌹 به هر حال هر تعریفی که ما به ازای بیرونی نداره, مثل اسب بالدار. تعریف می کنیم که: اسبی است که دو تا بال دارد! ولی این تعریف دلیل بر وجودش نمیشه , تعریف بازیکن مشابه همینه, بازیکن بودن تعریفه و یه سری قواعد که مرد باید بهشون عمل کنه, ولی چیزی که واقعیت هست و وجود داره یه مرد بتا هست زیر این پوسته و اشتباه می کنید اگه فکر می کنید مرد می تونه همیشه طبق این قواعد عمل کنه و این پوسته قابل شکستن نیست.
قربون شما برم! من ناراحت نیستم شما جوش آورده بودید 🌹 به هر حال هر تعریفی که ما به ازای بیرونی نداره, مثل اسب بالدار. تعریف می کنیم که: اسبی است که دو تا بال دارد! ولی این تعریف دلیل بر وجودش نمیشه , تعریف بازیکن مشابه همینه, بازیکن بودن تعریفه و یه سری قواعد که مرد باید بهشون عمل کنه, ولی چیزی که واقعیت هست و وجود داره یه مرد بتا هست زیر این پوسته و اشتباه می کنید اگه فکر می کنید مرد می تونه همیشه طبق این قواعد عمل کنه و این پوسته قابل شکستن نیست. 😉
بله،سخن شما درست است.این دقیقا چیزی است که من می خواستم بگویم،اینکه لزوما هرکسی اگر ادعا کرد که دخترباز است و زبان چرب و نرمی داشت و شما را می خنداند احتمالا برخی از قوانین بازی را می داند اما "بازیکن" نیست.نمود های عینی این بازیکنان را هم در بیرون داریم و این طور نیست که مردان نمی توانند،من بالاتر هم گفتم می توان با داشتن یکسری ویژگی ها از همین بازیکنان هم تعهد گرفت و آنها را پایبند کرد البته با تلاش فراوان،اما تیغیدن ِ ایشان کاری بس نامحتمل است.👎
سوال انحرافی؟! مهم نیست که مرد معمولا چه جوری بیشتر دوست داره و اگه بازی رابطه رو به سمتی ببره که مردها معمولا کمتر دوست دارند که این دلیل غیراخلاقی بودن بازی نمیشه. توی همون بازی مردانه هم یه تکنیکهایی به کار برده می شد که زن به رابطه ای تمایل پیدا کنه که معمولا کمتر می پسنده, در اینجا هم همون اتفاق میفته... یعنی مرد تمایل پیدا می کنه که در رابطه برای زن خرج کنه, اونم به مقدار زیاد! در ضمن تا جایی که من می دونم مردها بیشتر ترجیح میدن پول بدن و تعهد ندن, پس چندان هم به ضررشون نیست
همانطور که شهریار گفتند زنها برای این کار نیازی به آموزش ندارند. تنها بازیکنها و آلفاها هستند که بدون ِ هیچ باجی سکس دریافت میکنند که آنها هم به روشنی بیش از 10 درصد از مردان را شامل نمیشوند. زنها روش باج گرفتن برای چیزی که خودشان میخواهند را به خوبی میدانند و اتفاقا بازیهای فمنیستیشان هم جنبههاییست از همان بازی، برای نمونه نگاه کنید به فمنها، تندروترین و رادیکالترین فمنیستها که در خفا همگی بردگانِ جنسیِ یک ابرآلفا بودند.
واضح است که هر کسی تمایل دارد در رابطه همانقدری هزینه کند که طرف مقابل میکند. بخشی مهم از بازی زنها در این مورد این است که نشان دهند بیش از آنچه که واقعا هزینه میکنند، در حالِ هزینه کردن هستند. یعنی فنِ باورندان به مرد که زن بیش از او در حالِ هزینه کردن در رابطه است را هر زنی به نحوی استادانه و انگار غریزی میداند و گرچه باورش سخت است اما حجاب و بکارت هم تعدادی از ابزارهای این بازی هستند؛ زنی که روسریاش را برای من برمیدارد به من علامت میدهد که کاری را تنها برای من کرده، در قبالِ آن من چه دارم جز زورِ بازو (ی نحیفم :)) ؟ و همینطور تا سکس و بکارت و تعهد و ... . در قبالِ تمامِ اینها مرد تنها یک چیز دارد.
جنبهی دیگر بازی زنان اما این است که تن دادن به چیزی که خود دوست میدارند را نوعی فداکاری نشان دهند. سکس چیزی نیست که زن نخواهد، اما اگر بهترین کیس هم برایش مهیا باشد، ناز و عشوهاش همچنان برقرار خواهد بود چرا که او خودآگاه یا ناخودآگاه نمیخواهد خود را مشتاقِ سکس نشان دهد. من با زنانی (همهی زنانی که) در رابطه بودهام که عمیقا دوست میداشتند کنترل شوند و همچون جندهای باشند برای یک آلفا! زنانی که در بیرون از این پیلهی زندگی شخصی زنانی بودند صاحبِ درجهی بالایی از ارج و پرستیژ اجتماعی؛ موضوع اما این بود که اینها هرگز از سرزنشِ رفتاری که خودشان میپسندیدند دست برنمیداشتند و این همان دامیست که امیر گرامی نشان میداد که بتاها همیشه در آن اسیر میشوند! باور میکنید یا نه ولی تنها یکی از این زنها در روزهای پایانی رابطهمان به من در این مورد اعتراف کرد!
بنابراین زنها در بازیشان میکوشند بودنِ خود را در رابطه منوط به جیبِ مرد کنند(آنطور که شما میگویید) و مردهای بازیکن میآموزند که بدونِ خرج کردن به آنجای زنها برسند، مشکل اما اینجاست که تنها 10 درصد از مردها شاید بازیکن باشند در حالیکه 90 درصد زنها آتوپایلوت، بازیکن هستند! حال پرسش این است که زنان اگر چیزی را که هم خودشان و هم مردان بدان نیاز دارند را به نوعی گروگانی بسازند برای باجگیری و تن دادنِ مرد به آن باجگیری را «متقاعد شدن» و «خودش خواست» نامگزاری کنند آیا درست است؟ یک داستانی در کتابِ دورانِ دبیرستان بود در موردِ مردی که در برابر جرعهای آب به مردی که بسیار تشنه بود چشماناش را خواست و او نیز برای آنکه از تشنگی نمیرد چشمانش را درآورد و به او داد، یادتان هست؟ این مردی که کور شد هم خودش متقاعد شد و به هیچ وجه کسی او را مجبور به این معامله نکرد!
در ضمن مردان ترجیح میدهند که در قبالِ سکس نه تعهد بدهند و نه خرج کنند!
میشه من مخالف بازی زنانه باشم؟ من کلا مخالف آموزش هایی هستم که منجر به ناهنجاری و بی اعتمادی بشه. من مخالف طرز تفکر احمقانه امیر و امثال امیر هستم که زن رو صرفا یک ابزار کامجویی در نظر میگیره! راه های سریع رسیدن (گول زدن) به دختر رو یاد میده.. من مخالف دخترهایی هستم که مرد رو صرفا یک ابله پولدار در نظر میگیرن.. و با ناز و عشوه و 2و3 تا لاشی بازی به پول و امکانات برسند.. حالا بیاییم برای این طرز تفکرها راه حل بیابیم که چجوری زودتر به هدف برسیم؟؟!
همانطور که شهریار گفتند زنها برای این کار نیازی به آموزش ندارند. تنها بازیکنها و آلفاها هستند که بدون ِ هیچ باجی سکس دریافت میکنند که آنها هم به روشنی بیش از 10 درصد از مردان را شامل نمیشوند. زنها روش باج گرفتن برای چیزی که خودشان میخواهند را به خوبی میدانند و اتفاقا بازیهای فمنیستیشان هم جنبههاییست از همان بازی، برای نمونه نگاه کنید به فمنها، تندروترین و رادیکالترین فمنیستها که در خفا همگی بردگانِ جنسیِ یک ابرآلفا بودند.
واضح است که هر کسی تمایل دارد در رابطه همانقدری هزینه کند که طرف مقابل میکند. بخشی مهم از بازی زنها در این مورد این است که نشان دهند بیش از آنچه که واقعا هزینه میکنند، در حالِ هزینه کردن هستند. یعنی فنِ باورندان به مرد که زن بیش از او در حالِ هزینه کردن در رابطه است را هر زنی به نحوی استادانه و انگار غریزی میداند و گرچه باورش سخت است اما حجاب و بکارت هم تعدادی از ابزارهای این بازی هستند؛ زنی که روسریاش را برای من برمیدارد به من علامت میدهد که کاری را تنها برای من کرده، در قبالِ آن من چه دارم جز زورِ بازو (ی نحیفم :)) ؟ و همینطور تا سکس و بکارت و تعهد و ... . در قبالِ تمامِ اینها مرد تنها یک چیز دارد.
جنبهی دیگر بازی زنان اما این است که تن دادن به چیزی که خود دوست میدارند را نوعی فداکاری نشان دهند. سکس چیزی نیست که زن نخواهد، اما اگر بهترین کیس هم برایش مهیا باشد، ناز و عشوهاش همچنان برقرار خواهد بود چرا که او خودآگاه یا ناخودآگاه نمیخواهد خود را مشتاقِ سکس نشان دهد. من با زنانی (همهی زنانی که) در رابطه بودهام که عمیقا دوست میداشتند کنترل شوند و همچون جندهای باشند برای یک آلفا! زنانی که در بیرون از این پیلهی زندگی شخصی زنانی بودند صاحبِ درجهی بالایی از ارج و پرستیژ اجتماعی؛ موضوع اما این بود که اینها هرگز از سرزنشِ رفتاری که خودشان میپسندیدند دست برنمیداشتند و این همان دامیست که امیر گرامی نشان میداد که بتاها همیشه در آن اسیر میشوند! باور میکنید یا نه ولی تنها یکی از این زنها در روزهای پایانی رابطهمان به من در این مورد اعتراف کرد!
بنابراین زنها در بازیشان میکوشند بودنِ خود را در رابطه منوط به جیبِ مرد کنند(آنطور که شما میگویید) و مردهای بازیکن میآموزند که بدونِ خرج کردن به آنجای زنها برسند، مشکل اما اینجاست که تنها 10 درصد از مردها شاید بازیکن باشند در حالیکه 90 درصد زنها آتوپایلوت، بازیکن هستند! حال پرسش این است که زنان اگر چیزی را که هم خودشان و هم مردان بدان نیاز دارند را به نوعی گروگانی بسازند برای باجگیری و تن دادنِ مرد به آن باجگیری را «متقاعد شدن» و «خودش خواست» نامگزاری کنند آیا درست است؟ یک داستانی در کتابِ دورانِ دبیرستان بود در موردِ مردی که در برابر جرعهای آب به مردی که بسیار تشنه بود چشماناش را خواست و او نیز برای آنکه از تشنگی نمیرد چشمانش را درآورد و به او داد، یادتان هست؟ این مردی که کور شد هم خودش متقاعد شد و به هیچ وجه کسی او را مجبور به این معامله نکرد!
در ضمن مردان ترجیح میدهند که در قبالِ سکس نه تعهد بدهند و نه خرج کنند!
اول اینکه این باجگیری و ... چیزی نیستند جز تکنیکهای شرم دادن 😜 قضیه اینه که شما دارید از دید مردانه خودتون قضاوت می کنید و سعی می کنید که ما بپذیریم که دارید با سکس به زن لطف می کنید و یا خواست زنها و خوب و بد اونها رو بهتر از خودشون می دونید و این به شما حق تصمیم گیری در مورد زنها میده و یا اینکه دید زن و مرد به سکس یکی هست, در صورتی که می دونیم اینطور نیست و مرد و زن هر کدوم نوع متفاوتی از رابطه رو می پسندند و زن رابطه ای رو فقط به خاطر سکس دوست نداره, بازی هم برای اینه که هر کسی رابطه ای رو که خودش می پسنده غالب کنه و در عین حال به دو طرف هم در رابطه خوش میگذره و هر دو راضی هستند. پس مرد در این رابطه بهش خوش می گذره و فقط یه سری از کارها رو – که به قول شما معمولا ترجیح نمیده, حالا یا پول خرج کردن یا تعهد دادن- انجام میده تا اون رابطه خاص ادامه پیدا کنه, همون کاری که زن در بازی مردانه بهش تن میده! یه سری از کارها رو انجام میده که معمولا ترجیح نمی ده. حالا مردها می خوان اخلاقیاتی در جامعه سلطه پیدا کنه که به نفع خودشون هست و یکی رو اخلاقی و اون یکی رو نا اخلاقی جلوه میدن! سالها به زنان گفته شده که اگه دختر خوبی باشند, اگه کم توقع و بی ریا و پاک و ساده باشند مردها به دید دیگه ای به اونها نگاه می کنند و یا جور دیگه ای دوستش دارند!!! در صورتی که می بینیم اینطور نیست و مردها در نهایت در دختر فقط یک چیز رو می بینند! اما به نظر من اهمیتی نداره که زنها مرد رو کیف پول ببینند یا مردها زنها رو به قول شما مهبل, فقط یک بازیه که در نهایت یکی می بره و یکی می بازه. در مورد اینکه برای زنها بازی راحت تره با شما موافقم (فعلا), مگه اینکه سوژه پیچیده ای مد نظر باشه!
بله،سخن شما درست است.این دقیقا چیزی است که من می خواستم بگویم،اینکه لزوما هرکسی اگر ادعا کرد که دخترباز است و زبان چرب و نرمی داشت و شما را می خنداند احتمالا برخی از قوانین بازی را می داند اما "بازیکن" نیست.نمود های عینی این بازیکنان را هم در بیرون داریم و این طور نیست که مردان نمی توانند،من بالاتر هم گفتم می توان با داشتن یکسری ویژگی ها از همین بازیکنان هم تعهد گرفت و آنها را پایبند کرد البته با تلاش فراوان،اما تیغیدن ِ ایشان کاری بس نامحتمل است.
آها... قضیه "بازیکن واقعی" هست؟ من زیاد روی کلمه بازیکن و تعریفش حساس نیستم و مطابق دنیای اطراف و مشاهدات خودم گفتم. اگه توجه کنید من از اول هم کسانی رو گفتم که خودشون رو زرنگ می دونن, شاید هم شما درست بگید و اینها بازیکن نباشن.
اول اینکه این باجگیری و ... چیزی نیستند جز تکنیکهای شرم دادن قضیه اینه که شما دارید از دید مردانه خودتون قضاوت می کنید و سعی می کنید که ما بپذیریم که دارید با سکس به زن لطف می کنید و یا خواست زنها و خوب و بد اونها رو بهتر از خودشون می دونید و این به شما حق تصمیم گیری در مورد زنها میده و یا اینکه دید زن و مرد به سکس یکی هست, در صورتی که می دونیم اینطور نیست و مرد و زن هر کدوم نوع متفاوتی از رابطه رو می پسندند و زن رابطه ای رو فقط به خاطر سکس دوست نداره, بازی هم برای اینه که هر کسی رابطه ای رو که خودش می پسنده غالب کنه و در عین حال به دو طرف هم در رابطه خوش میگذره و هر دو راضی هستند. پس مرد در این رابطه بهش خوش می گذره و فقط یه سری از کارها رو – که به قول شما معمولا ترجیح نمیده, حالا یا پول خرج کردن یا تعهد دادن- انجام میده تا اون رابطه خاص ادامه پیدا کنه, همون کاری که زن در بازی مردانه بهش تن میده! یه سری از کارها رو انجام میده که معمولا ترجیح نمی ده. حالا مردها می خوان اخلاقیاتی در جامعه سلطه پیدا کنه که به نفع خودشون هست و یکی رو اخلاقی و اون یکی رو نا اخلاقی جلوه میدن! سالها به زنان گفته شده که اگه دختر خوبی باشند, اگه کم توقع و بی ریا و پاک و ساده باشند مردها به دید دیگه ای به اونها نگاه می کنند و یا جور دیگه ای دوستش دارند!!! در صورتی که می بینیم اینطور نیست و مردها در نهایت در دختر فقط یک چیز رو می بینند! اما به نظر من اهمیتی نداره که زنها مرد رو کیف پول ببینند یا مردها زنها رو به قول شما مهبل, فقط یک بازیه که در نهایت یکی می بره و یکی می بازه. در مورد اینکه برای زنها بازی راحت تره با شما موافقم (فعلا), مگه اینکه سوژه پیچیده ای مد نظر باشه!
آها... قضیه "بازیکن واقعی" هست؟ من زیاد روی کلمه بازیکن و تعریفش حساس نیستم و مطابق دنیای اطراف و مشاهدات خودم گفتم. اگه توجه کنید من از اول هم کسانی رو گفتم که خودشون رو زرنگ می دونن, شاید هم شما درست بگید و اینها بازیکن نباشن.
اینجا یک موضوع فراموش شده است،اینکه چنین رویکردی از سوی زنان(تیغیدن مردان) در نهایت به زیان جامعه است و باعث می شود نیمی از نیروی کار جامعه تبدیل به انگل هایی شوند که تنها از دست رنج مردان تغذیه می کنند،اما سکس خواستن ِ مردان به زیان جامعه نیست و ضرری به آن نمی رساند و اینکه باید بپذیرید چنین رفتاری از سوی زنان دقیقا همان روسپیگری اما در لباسی جذاب تر است،اینجا برای من سوال است که پس این همه قیل و قال زنان برای مخالفت با روسپیگری دیگر چیست؟
اما در باب بازی به گمانم شما به اشتباه بازی را نوعی انتقام گیری ِ مردان از زنان می دانید،در صورتی که اینگونه نیست.هدف این است که مردان آنگونه که زنان دوست می دارند باشند و رفتار کنند که این به سود زنان است،یک مقداری عوارض هم دارد که این اجتناب ناپذیر است،چرا که شما در جایگاه یک زن اگر مردی را برتر می دانید که گزینه های زیادی دارد و از سوی زنان دیگر نیز تایید می شود،نمی توانید توقع داشته باشید که سد در سد به شما وفادار باشد،این جزیی از ذات اوست که اتفاقا برای شما نیز دوست داشتنی است.همانطور که امیر هم پیشتر گفت زنان برای بازیکنان دشمن نیستند بسا که موجوداتی دوست داشتنی هستند که راه دلبری از آنان را یافته اند،اینکه زنان از مرد دانشمند ِ فیلسوفی که به 10 زبان زنده ی دنیا سخن می گوید خوششان نمی آید چیزی نیست که بتوان انکار کرد،مردانی که از بازی می دانند سعی می کنند دیگر آن لوزرهای پیشین نباشند و خوشبختانه معیار های اکثریت مطلق زنان هم با یکدیگر یکسان است.من نمی دانم کجای آن دشمنی دارد که شما زنان بر آشفته اید؟
یک نکته ی دیگر که شما به آن توجه نمی کنید این است که زنان با میل خود با مرد بازیکن می خوابند و تن دادن به سکس کاری نیست که آنرا در قبال لطف دیگر مرد انجام دهند،اما مردان دقیقا پول را تنها برای سکس به زن می پردازند. تفاوت در این است که در بازی ِ زنانه مردان به ناچار حاضر می شوند پول پرداخت کنند که اکثرا هم در قبال پول به سکس نمی رسند که این خود اساس عمل "تیغیدن" است.پس این یک معامله ی ناروا است.اما در بازی ِ مردانه زنان چیزی از دست نمی دهند که هیچ،از خوابیدن با مرد بازیکن و آلفا هم بسیار لذت می برند و در قبال آن هم هیچ چیزی نمی پردازند.
اینجا یک موضوع فراموش شده است،اینکه چنین رویکردی از سوی زنان(تیغیدن مردان) در نهایت به زیان جامعه است و باعث می شود نیمی از نیروی کار جامعه تبدیل به انگل هایی شوند که تنها از دست رنج مردان تغذیه می کنند،اما سکس خواستن ِ مردان به زیان جامعه نیست و ضرری به آن نمی رساند و اینکه باید بپذیرید چنین رفتاری از سوی زنان دقیقا همان روسپیگری اما در لباسی جذاب تر است،اینجا برای من سوال است که پس این همه قیل و قال زنان برای مخالفت با روسپیگری دیگر چیست؟
کدوم قیل و قال؟! من که مخالف روسپیگری نیستم و فقط نکته ای که باید بهش توجه بشه اینه که هیچ کس با میل خودش روسپی نمیشه و خشونت علیه زنان هست, ابن چیزی هست که فمینیست های رادیکال میگن و به نظر من جای بحث داره, از اونطرف خیلی از زنان هم با تیغیدن مردان مخالفند, این رو که نمی بینید!
😉
برای ما نفس خرج کردن مرد مهم نیست, مهم اینه که رابطه رو به سمتی ببریم که خودمون می پسندیم یعنی در رابطه دست برنده رو داشته باشیم , این خرج کردن هم البته نشونه علاقه مرد و اهمیتیه که به زن می ده ( می تونه تعهد دادن باشه یا خرج کردن). حالا سوال من اینه که به نظر شما روسپیان انگلند؟! بالاخره موافقید با روسپیگری یا مخالف؟!
اما در باب بازی به گمانم شما به اشتباه بازی را نوعی انتقام گیری ِ مردان از زنان می دانید،در صورتی که اینگونه نیست.هدف این است که مردان آنگونه که زنان دوست می دارند باشند و رفتار کنند که این به سود زنان است،یک مقداری عوارض هم دارد که این اجتناب ناپذیر است،چرا که شما در جایگاه یک زن اگر مردی را برتر می دانید که گزینه های زیادی دارد و از سوی زنان دیگر نیز تایید می شود،نمی توانید توقع داشته باشید که سد در سد به شما وفادار باشد،این جزیی از ذات اوست که اتفاقا برای شما نیز دوست داشتنی است.همانطور که امیر هم پیشتر گفت زنان برای بازیکنان دشمن نیستند بسا که موجوداتی دوست داشتنی هستند که راه دلبری از آنان را یافته اند،اینکه زنان از مرد دانشمند ِ فیلسوفی که به 10 زبان زنده ی دنیا سخن می گوید خوششان نمی آید چیزی نیست که بتوان انکار کرد،مردانی که از بازی می دانند سعی می کنند دیگر آن لوزرهای پیشین نباشند و خوشبختانه معیار های اکثریت مطلق زنان هم با یکدیگر یکسان است.من نمی دانم کجای آن دشمنی دارد که شما زنان بر آشفته اید؟
نه واقعا من برآشفته نیستم, حتی یه پست در مخالفت با بازی ننوشتم! این مردها هستند که اینجا برآشفتند!
یک نکته ی دیگر که شما به آن توجه نمی کنید این است که زنان با میل خود با مرد بازیکن می خوابند و تن دادن به سکس کاری نیست که آنرا در قبال لطف دیگر مرد انجام دهند،اما مردان دقیقا پول را تنها برای سکس به زن می پردازند. تفاوت در این است که در بازی ِ زنانه مردان به ناچار حاضر می شوند پول پرداخت کنند که اکثرا هم در قبال پول به سکس نمی رسند که این خود اساس عمل "تیغیدن" است.پس این یک معامله ی ناروا است.اما در بازی ِ مردانه زنان چیزی از دست نمی دهند که هیچ،از خوابیدن با مرد بازیکن و آلفا هم بسیار لذت می برند و در قبال آن هم هیچ چیزی نمی پردازند.
شما که می گفتید زنها اگه با بازیکن نخوابن با تیپا بیرونشون می کنه! پس زن مجبور میشه به کاری خلاف میل خودش تن بده! در ضمن باز هم سکس با بازیکن (بازیکن آلفا نیست) رو لطف به زنها در نظر گرفتید که نشونه بی توجهی به معیارهای زنانه و نادیده گرفتن اونهاست.
در پاسخ به کسانی که در مورد تشخصی بازیکنان دچار اشتباه شدهاند. (من نمیتوانم کوت کنم) بازیکن کسی است که پایبند به قواعد و اصول بازی است و تمام مبنای زندگی خود را بر اساس کُس پایه ریزی می کند. اما ویژگی ها و تعاریفی که در جستار آموزش از بازیکن و بتاچه ها و آلفاها وجود دارد تعاریف رادیکال و مطلق هستند، یعنی کمتر مردی با چنین ویژگی های تئوریکی یافت می شود و معمولا مردان طیفی از ویژگی های بتا، آلفا و بازیکن را دارند. اما شخصا به تجربه دیده ام که کفه ترازوی بتابودگی در اکثر مطلق مردان سنگینی می کند و به نوعی کارکتر بتابودگی در بیشتر مردان مشهود است. اما اینها «تعریف» هستند، در عمل فردی می تواند بازیکن خبره ای باشد اما چندین ویژگی تخماتیک بتابودگی را هم داشته باشد. بالعکس چیزی که شما زن ها می اندیشید، بازی ابزاری است برای ارتباط با دختران، چه رابطه کوتاه مدت و چه بلند مدت و در یک کلام بازی روشی برای جلب تمایل زن به شماست. از قضا بازی برای مردان متاهل از تکالیف واجب ایشان است، چون بیشتر مردان پس از ازدواج توسط دختر فتح می شوند و پس از چندی همه تمایل دختر به مرد نابود می شود. اما چرا ما بازی را اتخاذ می کنیم؟ چنانکه گفته شد استراتژی مردان بتا روزگاری تکنیک مهمی برای انتخاب جنسی به شمار می رفت و بتاچه های کس لیس حتی قدرت انتخاب میان زنان را هم داشتند، اما امروز انقلابی همه جانبه رخ داده است. زنان بدلیل استقلالی که در جامعه مدرن بدست آورده اند مردان بتا را به تخمدان خود هم حساب نمی کنند و دنبال مرد پروتکتور و جذاب اجتماعی برای دختران می گردند. هایپرگمی جهتی برای «انتخاب جنسی» نوع انسان بوده است، هایپرگمی یعنی زنان همیشه دست بالا را می خواهند و حتی به «هم سطح» خود هم رضایت نمی دهند. در عصر مدرنیته هایپرگمی زنان آزاد شده است و نوک پیکان زنان دوباره آلفامحوری را هدف گرفته است. بازی روشی برای تقلید از شخصیت مرد آلفاست، روشی برای دوستی با دختران و زندگی مرفه با ایشان. بازی علاوه بر اینکه به سود مردان است باعث ایجاد تمایل و گرایش دختران به تعهد مداوم با مردان می شود.
حالا سوال من اینه که به نظر شما روسپیان انگلند؟! بالاخره موافقید با روسپیگری یا مخالف؟!
انگل که هستند, ولی انگلهایِ بهتری هستند. اگر بخواهیم روی گرانی ردهبندی کنیم, ارزانترین روسپیها هستند, سپس دوستدختر و نامزد و .. میاید سرانجام هم زن.
انگل که هستند, ولی انگلهایِ بهتری هستند. اگر بخواهیم روی گرانی ردهبندی کنیم, ارزانترین روسپیها هستند, سپس دوستدختر و نامزد و .. میاید سرانجام هم زن.
ارزش را دارد که میکند, ولی از انگلواریِ آن هم نمیزند.
چنانکه من در جُستار دیگر هم روشن کردم در آدمی زنان جنس برتر هستند و از
این برتریِ خود (که برآمدهیِ در دست داشتن ابزار زادآوری باشد) [بیشینه اشان] برای زیست انگلوار بهرهبردهاند.
Parasitism is a non-mutual symbiotic relationship between species, where one species, the parasite, benefits at the expense of the other, the host
انگل گونه ای هست که سود نابرابر از رابطش با یه گونه میزبان میگیره. 1-انگل با گونه مورد نظر "توافق" نمیکنه. 2-انگل یک تعریف برای روابط ارگانیسم ها با هم دیگست نه ادم ها.
البته در شرایطی که هدف وسیله رو توجیه بکنه میشه این دو رو نادیده گرفت: یعنی وقتی به انگل دچار میشید انگل از شما درخواست ورود نمیکنه،نمیتونید باهاش چونه بزنید،مجبورید باهاش کنار بیاید. در نتیجه شما با هر کس یا جایی که در رابطه نابرابر باشید رو میشه به یک رابطه انگلی تشبیه کرد،چون گویی شما هیچ اختیاری از خودتون نداری و یک ارگانیسم بی دست و پا و فاقد هرگونه انتخابی در برابر طرف مقابلید :))
ارزش را دارد که میکند, ولی از انگلواریِ آن هم نمیزند.
چنانکه من در جُستار دیگر هم روشن کردم در آدمی زنان جنس برتر هستند و از این برتریِ خود (که برآمدهیِ در دست داشتن ابزار زادآوری باشد) [بیشینه اشان] برای زیست انگلوار بهرهبردهاند.
به نظر من این رابطه انگلی اگه هم بین زن و مرد وجود داشته باشه به نفع زن نیست و زن رو جنس برتر نمی کنه, چون زن رو وابسته به مرد می کنه. ولی ما که نمی خوایم با تیغیدن مردها خودمون رو بهشون وابسته کنیم, پس زیست انگلی به وجود نمیاد.
اول اینکه رحم در شکم زنان است.پس این مردان هستند که برای تکثیر ژنهایشان انگل زنان هستند.😏
بعد هم اینجا آدم یک تحلیل هایی میخواند که هر که نداند فکر میکند از کره ای دیگر به روابط زن و مرد نگاه میشود. پروسه ی تیغیدن بابت این است که دسترسی مردان به سکس سخت تر شود و زن را مانند یک آشغال دور نیندازد که نه تنها نا اخلاقی نیست که خیلی هم مفید است و مرد بکن در رو را حسابی تادیب میکند😉
اول اینکه رحم در شکم زنان است.پس این مردان هستند که برای تکثیر ژنهایشان انگل زنان هستند.😏
بعد هم اینجا آدم یک تحلیل هایی میخواند که هر که نداند فکر میکند از کره ای دیگر به روابط زن و مرد نگاه میشود. پروسه ی تیغیدن بابت این است که دسترسی مردان به سکس سخت تر شود و زن را مانند یک آشغال دور نیندازد که نه تنها نا اخلاقی نیست که خیلی هم مفید است و مرد بکن در رو را حسابی تادیب میکند😉
ایران بانو جان مگر قضیه مردان مریخی زنان ونوسی رو نمیدونی؟!:))) حالا من سر اخلاقی بودن یا مفید بودنش بحثی نمیکنم ولی طوری میگن انگل، انگار مثلا در اینجا فاحشه مربوطه زنجیر انداخته گردن طرف!
به نظر من این رابطه انگلی اگه هم بین زن و مرد وجود داشته باشه به نفع زن نیست و زن رو جنس برتر نمی کنه, چون زن رو وابسته به مرد می کنه.
ولی ما که نمی خوایم با تیغیدن مردها خودمون رو بهشون وابسته کنیم, پس زیست انگلی به وجود نمیاد. 😉
وابسته!؟ هم زن میتواند کار کند هم مرد. هم زن میتواند انگل باشد هم ...؟
اول اینکه رحم در شکم زنان است.پس این مردان هستند که برای تکثیر ژنهایشان انگل زنان هستند.😏
بعد هم اینجا آدم یک تحلیل هایی میخواند که هر که نداند فکر میکند از کره ای دیگر به روابط زن و مرد نگاه میشود.
پروسه ی تیغیدن بابت این است که دسترسی مردان به سکس سخت تر شود و زن را مانند یک آشغال دور نیندازد که نه تنها نا اخلاقی نیست که خیلی هم مفید است و مرد بکن در رو را حسابی تادیب میکند😉
با این نگاه پس زنان دوبار انگل میشود. یکبار در شکم مادر اشان, یکبار در زندگی, باز به مردها که یکبار بیشتر انگل نیستند!
ایران بانو جان مگر قضیه مردان مریخی زنان ونوسی رو نمیدونی؟!:)))
حالا من سر اخلاقی بودن یا مفید بودنش بحثی نمیکنم ولی طوری میگن انگل، انگار مثلا در اینجا فاحشه مربوطه زنجیر انداخته گردن طرف! :))
٩٥% مردم در خودداری از پرخوری و چاقی هم ناتواناند, چه چیزی مایهیِ این
میشود بیاندیشی که در کنترل و مهار رانهیِ جنسی اشان بهتر هستند؟
٩٥% مردم در خودداری از پرخوری و چاقی هم ناتواناند, چه چیزی مایهیِ این میشود بیاندیشی که در کنترل و مهار رانهیِ جنسی اشان بهتر هستند؟ پس از روی کنترل بیش از اندازه روی ژنهاست که چاقی این همه فراگیره؟ کسی اینجا پس از خواندن کمی هم میاندیشد یا با دیدن واژهیِ "انگل" تنها دنبال تیکهیِ دندانشکن انداختن میگردد؟ پارسیگر
میتونی به من بگی چه چیزی باعث میشه مردمانی که حتی در کنترل خوراک و سکسشون مشکل دارند موقع جرم دارای توانایی گزینش میشند؟!یا در این موارد هم توانایی خاصی ندارند و بی جهت محاکمشون میکنیم؟!
ما انسان های امیال متفاوت داریم و گاهی این امیال ما با هم در تضاده،کسی که نمیتونه رفتار جنسی، غذاییش رو کنترل کنه در بسیاری از مواقع اولا از اضافه وزنش چندان ناراضی نیست،اگر ناراضی باشه هم همچنان ممکنه فقط از نتیجه ناراضی باشه واز پرخوری لذت ببره،و کسی که از پرخوری لذت نبره و از نتیجه هم ناراضی باشه در بسیاری از موارد در کنترل وزنش مشکلی نداره. Negative liberty is freedom from interference by other people. Negative liberty is primarily concerned with freedom from external restraint اگر بخوایم انگل رو اینجور تحلیل کنیم،انگل آزادی منفی(آزادی بیرونی) رو از میزبانش میگیره،یعنی امیال درونی میزبان هیچ ارتباطی به موجودیت انگل نداره. Positive liberty is the possession of the power and resources to fulfill one's own potential آزادی مثبت آزاد شدن از امیال درونی هست.
میتونی به من بگی چه چیزی باعث میشه مردمانی که حتی در کنترل خوراک و سکسشون مشکل دارند موقع جرم دارای توانایی گزینش میشند؟!یا در این موارد هم توانایی خاصی ندارند و بی جهت محاکمشون میکنیم؟!
بیراهه به فلسفه؟
اگر خواستِ آزاد داشته باشیم:
تبهکاران را باید پادافره بدهیم.
اگر خواست آزاد نداشته باشیم:
تبهکاران را باید پادافره بدهیم.
پس اینکه کسی از ناتوانیِ کنترل خویش ناچار به تبه روی آورده او را بیگناه نمیکند (گناه ِ ژنهایش است); اگرچه در دادگاههایِ امروزین باز هم
کوشیدهاند این گروه را کاهش بدهند و نمونهوار, کشتن از روی احساس (crime of passion) پادافرهیِ کمتری از کشتن پیشسِگالیده (premeditated murder) میگیرد.
ما انسان های امیال متفاوت داریم و گاهی این امیال ما با هم در تضاده،کسی که نمیتونه رفتار جنسی، غذاییش رو کنترل کنه در بسیاری از مواقع اولا از اضافه وزنش چندان ناراضی نیست،اگر ناراضی باشه هم همچنان ممکنه فقط از نتیجه ناراضی باشه واز پرخوری لذت ببره،و کسی که از پرخوری لذت نبره و از نتیجه هم ناراضی باشه در بسیاری از موارد در کنترل وزنش مشکلی نداره.
Negative liberty is freedom from interference by other people. Negative liberty is primarily concerned with freedom from external restraint
اگر بخوایم انگل رو اینجور تحلیل کنیم،انگل آزادی منفی(آزادی بیرونی) رو از میزبانش میگیره،یعنی امیال درونی میزبان هیچ ارتباطی به موجودیت انگل نداره.
Positive liberty is the possession of the power and resources to fulfill one's own potential
آزادی مثبت آزاد شدن از امیال درونی هست.
اود اینها چه پیوندی به سخن من داشت؟ من یک نمونهیِ روشن زدم, بیشتر مردم روی چیزی ساده همچون اندازهیِ
خوراکی که روزانه میخورند هم کنترل بسنده ندارند, چرا و چگونه هنگامیکه پایهیِ رانهیِ جنسی (این توانمندترینِ رانهها) آنان
به میان کشیده میشود ناگهان دیگر هیچکس بردهیِ ژنهایش نیست و ما از شوالیهیِ نامرده انگ تئوری توطئه میخوریم؟
کراننمایی انگل هم روشن نمودیم, در سکس زن و مرد هر دو خوشیمیبرند ولی زن برای همان سکسی که
خود خوشی میبرد از مرد یک پول و بهرهیِ افزوده میگیرد, که این را هرکس بروشنی رفتار انگلوار میابد:
خوشی زن - خوشی مرد = 0 (رفتاری که پاداشی یک اندازه برای هر دو سو دارد).
بهرهیِ افزودهیِ زن (= بهرهیِ کاستهیِ مرد) = انگلواری
در دوستی هم دوستی که بهرهیِ بسیار بیشتری ببرد را انگل مینامند, در پیوندهایِ
زناشویی و همسری نیز زنان همین بهرهیِ بسیار بیشتر (امروز ناروا) را میبرند که بهمچنین, آنها را انگل میسازد.
درود بانو البته نمیدانم شما بحث ها را دنبال کرده اید یا خیر.هدف از بازی برای آقایان رسیدن به سکس با کمترین هزینه و انرژیست.من هم فکر میکنم این حق را باید به دختران داد که یک بازی در مقابل انجام دهند(شاید هم دفاع باشد) به هر روی من فکر نمیکنم در رابطه ی زناشویی به چینین بازی هایی نیازی باشد و اگر باشد بخردانه باشد!
نه،دنبال نکرده بودم ولی در کل مایل بودم بدانم در چه رابطه ای پول میشود دلیل زن برای ناز بیشتر بی شک در روابط همسران پول جایگاهی ندارد
متاسفانه برداشت همه ما از بازی متفاوته و این باعث شده نظرهای مختلفی بوجود بیاد که هیچ ربطی به بازی نداره! وقتی نورمور میگه تن فروشی زنان خوبه و تیغیدن مردان به ضرر جامعه ست صرفا یک نگاه سطحی به بازی داره. ایشون نمیدونه تن فروشی آغاز همه بزهکاری ها و ناهنجاری هاست. اینجا قرار نیست بدی رواج پیدا کنه.
اینکه مردان (بتا آلفا) برای رسیدن به کامجویی به هر کاری دست میزنند شکی نیست. اینکه مرد بتا با فروتنی و سرافکندگی و خودپستی و خرج کردن مقدار بالایی پول به کامجویی دست پیدا میکند و مرد آلفا با زبان گستاخانه و صد البته هزینه مالی به این مهم! دست پیدا میکند. چیزی که در بین این دو مرد مشترک است 1- هزینه مالی (وسیله) و 2- کامجویی (هدف) هست. هر دو نفر یک هدف و یک وسیله مشترک دارند. اینکه یک دختر بتونه با بازی هدف مرد رو با وسیله خودش اجرا کنه چه اشکالی داره؟!
شاید واژه تیغیدن مناسب نباشه. واژه شریک مالی بهتر نمایانگر رفتار بازی زنانه خواهد بود..
جایی میخوندم که پسر ها معمولا برای 2 چیز با همدیگر دعوا میکنند. 1- دختر (سکس) 2- پــول. جالبه که در این بازی دقیقا قصد داریم بر روی همین دو فاکتور حرکت کنیم.. البته مبارزه زنانه به معنای جنگ زنانه نیست و نخواهد بود. قرار نیست این وسط کسی دشمن شناخته بشه. قراره در این بازی هر دو طرف سهمی برابر داشته باشند. سهم برابر هدف تمام مبارزه های زنان در سراسر جهان هست. این بازی میتونه ذهن دخترها رو به واقعیت کثیف حال حاضر جامعه بیشتر باز کنه. میتونه کمکی برای دختر ها باشه که وقتی قدرت جامعه (مردان) حاضر نیستند حق برابر زنان رو بدهند، حداقل از حقوق اونها کم کنند..! در یک بازی وقتی نمیتونیم دفاع کنیم، حمله بهترین دفاع خواهد بود!
تا اینجا این عملکرد مبارزه زنان هیچ ربطی به زندگی انگل وار نداره و اگر بیشتر دقت کنی یک زندگی پر تلاطم خواهد بود. اگر هنوز فکر میکنی این رفتار زنان یک نوع زندگی انگلی هست، باید خدمت بگم که هم هدف و هم وسیله مرد و زن یکی هست! :-) پس مرد هم یک زندگی انگلی خواهد داشت!
کدوم قیل و قال؟! من که مخالف روسپیگری نیستم و فقط نکته ای که باید بهش توجه بشه اینه که هیچ کس با میل خودش روسپی نمیشه و خشونت علیه زنان هست, ابن چیزی هست که فمینیست های رادیکال میگن و به نظر من جای بحث داره, از اونطرف خیلی از زنان هم با تیغیدن مردان مخالفند, این رو که نمی بینید! 😉
خیر،این قسمت خشونت علیه زنان یاوه ای بیش نیست بانو،تن فروشی با رضایت زنان صورت می گیرد و اتفاقا در آمد خوبی هم برای ایشان دارد،در کشورهای اروپایی که ملت اگر بیکار هم باشند از دولت پول می گیرند و زندگی اشان می گذرد روسپیگری وجود دارد هیچ کدام هم به اجبار چنین کاری نمی کنند.
برای ما نفس خرج کردن مرد مهم نیست, مهم اینه که رابطه رو به سمتی ببریم که خودمون می پسندیم یعنی در رابطه دست برنده رو داشته باشیم , این خرج کردن هم البته نشونه علاقه مرد و اهمیتیه که به زن می ده ( می تونه تعهد دادن باشه یا خرج کردن). حالا سوال من اینه که به نظر شما روسپیان انگلند؟! بالاخره موافقید با روسپیگری یا مخالف؟!
گمان نمی کنم فردی در این انجمن باشد که نداند زنان دست بالا را در رابطه دارند و نیازی به گرفتن پوئن مالی از مرد برای هدایت رابطه ندارند،حتی بازیکن ترین مرد هم از دید من یک بازنده است اگر چه در مقابل مردان دیگر پادشاه است.من ارج بسیار برای روسپیان قائلم اما اگر نیمی از جامعه روسپی شوند(که با کمال احترام به شما و دیگر زنان این انجمن گمان می کنم همین گونه است) آن وقت جامعه به زوال کشیده می شود،مانند آنکه اگر نیمی از جامعه رفته گر شوند هم وضع همینگونه خواهد بود،با این همه بدون شک موافق روسپیگری هستم و گمان می کنم ایشان دست کم بدنشان را به نرخ منصفانه تری می فروشند و از این جهت جایگاه بالاتری از دیگر زنان دارند.
شما که می گفتید زنها اگه با بازیکن نخوابن با تیپا بیرونشون می کنه! پس زن مجبور میشه به کاری خلاف میل خودش تن بده! در ضمن باز هم سکس با بازیکن (بازیکن آلفا نیست) رو لطف به زنها در نظر گرفتید که نشونه بی توجهی به معیارهای زنانه و نادیده گرفتن اونهاست.
بخش مهمی از بازی به این است که مردان بفهمند که زنان تمایل به submissive بودن دارند و این مردان هستند که باید ایشان را کنترل کنند،واضح به شما بگویم که من به شخصه دیگر به آن چیزی که شریک جنسی ام "می گوید" هیچ توجهی نمی کنم و به دنبال آنم که چه می کند، گه تست دقیقا همین را نشان می دهد و گمان می کنم همه ی مردان ِ این انجمن ناز و نه گفتن و حتی گریه ی زنان،بله حتی گریه ی زنان را به گاه سکس دیده اند و به روشنی می دانند که اینها همه اش فیلم است.این است که اغلب بازیکنان می دانند که اگر با نه ِ واقعی به سکس مواجه شدند زدن تیپا چه بسا مرد را در نزد زن دوست داشتنی تر می کند و آن هم گونه ای از گه تست است.چنانکه من در صحبت با کسانی که به واقع قوانین بازی را بلد بودند نمونه های بسیاری از این بازگشت ها را شنیده ام.
وابسته!؟ هم زن میتواند کار کند هم مرد. هم زن میتواند انگل باشد هم ...؟
ها؟! شهریار گفت : "
چنین رویکردی از سوی زنان(تیغیدن مردان) در نهایت به زیان جامعه است و باعث می شود نیمی از نیروی کار جامعه تبدیل به انگل هایی شوند که تنها از دست رنج مردان تغذیه می کنند" من هم جواب دادم این "زندگی انگلی" که می گید به معنی وابستگی و محتاج بودن و متکی بودن به مرد هست و حداقل من تا الان موافق این نیستم و تیغ زدن مردها در دوستی هم به این وابستگی منجر نمیشه, بنابراین "زیانی متوجه جامعه نیست و قرار نیست نیمی از نیروی کار جامعه از دسترنج مردان تغذیه کنند" چون استقلالشون رو از دست میدن. حالا چی میگین شما؟!
بخش مهمی از بازی به این است که مردان بفهمند که زنان تمایل به submissive بودن دارند و این مردان هستند که باید ایشان را کنترل کنند،واضح به شما بگویم که من به شخصه دیگر به آن چیزی که شریک جنسی ام "می گوید" هیچ توجهی نمی کنم و به دنبال آنم که چه می کند، گه تست دقیقا همین را نشان می دهد و گمان می کنم همه ی مردان ِ این انجمن ناز و نه گفتن و حتی گریه ی زنان،بله حتی گریه ی زنان را به گاه سکس دیده اند و به روشنی می دانند که اینها همه اش فیلم است.این است که اغلب بازیکنان می دانند که اگر با نه ِ واقعی به سکس مواجه شدند زدن تیپا چه بسا مرد را در نزد زن دوست داشتنی تر می کند و آن هم گونه ای از گه تست است.چنانکه من در صحبت با کسانی که به واقع قوانین بازی را بلد بودند نمونه های بسیاری از این بازگشت ها را شنیده ام.
الان اگه ما بگیم اینجوری نیست قبول می کنید؟ به نظر منم که مردها از خرج کردن خوششون میاد و بهشون حس حامی بودن میده ( یا رئیس بودن یا کنترل کردن یا ...)و زنی که بیشتر توقع داشته باشه به نظرشون جذابتر از کسی هست که هیچی نخواد و بهش احترام بیشتری میذارن!
ها؟! شهریار گفت : "چنین رویکردی از سوی زنان(تیغیدن مردان) در نهایت به زیان جامعه است و باعث می شود نیمی از نیروی کار جامعه تبدیل به انگل هایی شوند که تنها از دست رنج مردان تغذیه می کنند" من هم جواب دادم این "زندگی انگلی" که می گید به معنی وابستگی و محتاج بودن و متکی بودن به مرد هست و حداقل من تا الان موافق این نیستم و تیغ زدن مردها در دوستی هم به این وابستگی منجر نمیشه, بنابراین "زیانی متوجه جامعه نیست و قرار نیست نیمی از نیروی کار جامعه از دسترنج مردان تغذیه کنند" چون استقلالشون رو از دست میدن. حالا چی میگین شما؟!
هم اکنون در همین ایران خودمان هم اکثر زنها زندگی انگلی را در پیش گرفته اند چگونه می گویید این اتفاق رخ نمی دهد؟
الان اگه ما بگیم اینجوری نیست قبول می کنید؟ به نظر منم که مردها از خرج کردن خوششون میاد و بهشون حس حامی بودن میده ( یا رئیس بودن یا کنترل کردن یا ...)و زنی که بیشتر توقع داشته باشه به نظرشون جذابتر از کسی هست که هیچی نخواد و بهش احترام بیشتری میذارن!
ببینید آنجلا عزیز،این بحثی که در اینجا هست بحثی با معیارهای منطقی مشخصی نیست که من بخواهم به شما ثابت کنم یا شما به من،خیر،من سخن شما را نمی پذیرم چرا که هرچه تجربه در این موارد داشته(اگرچه زیاد نبوده اند) نشان از آن دارد که اینگونه که شما می گویید نیست،تمام مردانی که من می شناسم و دختربازان حرفه ای بوده اند هم خلاف سخنان شما را می گویند،این است که هر زمان دختری را دیدم که فمینیست ِ آزادیخواه بود و برای سکس ناز نکرد و به سان مردان رفتار کرد آنگاه می آیم و با صراحت از شما پوزش می طلبم.
نه،دنبال نکرده بودم ولی در کل مایل بودم بدانم در چه رابطه ای پول میشود دلیل زن برای ناز بیشتر بی شک در روابط همسران پول جایگاهی ندارد
راستش در روابط همسری کمی هم از این دست بازی ها وجود دارد.ولی نه در مقایسه با بازی روابطی بدون تعهد و تاهل! ولی استراتژی تیغیدن برای زن از بسیاری از جهات پرفایده است و مهمترینش پس زدن مردان بکن در رو!
هم اکنون در همین ایران خودمان هم اکثر زنها زندگی انگلی را در پیش گرفته اند چگونه می گویید این اتفاق رخ نمی دهد؟
میگم اون چیزی که ما از تیغ زدن در نظر داریم این نیست, اصلا وقتی وابستگی و احتیاج وجود داشته باشه روی آزادی انتخاب انسانها اثر می ذاره, در ایران خودمون هم عوامل زیادی باعث شده که زنها اینجوری زندگی کنند و مسلما خیلی هاشون انتخاب خودشون نبوده و نیست ولی وارد این بحث نمی خوام بشم, بارها بحث شده و بی نتیجه ست.
نه یادم نرفته, این روزها بزنم به تخته وضع حافظه م یه کم بهتره ☺️ خب بدون اینکه مرد رو متعهد کنیم و بدون اینکه مرد پول خرج کنه چه جوری رابطه رو هدایت کردیم و به چه سمتی؟!
ببینید آنجلا عزیز،این بحثی که در اینجا هست بحثی با معیارهای منطقی مشخصی نیست که من بخواهم به شما ثابت کنم یا شما به من،خیر،من سخن شما را نمی پذیرم چرا که هرچه تجربه در این موارد داشته(اگرچه زیاد نبوده اند) نشان از آن دارد که اینگونه که شما می گویید نیست،تمام مردانی که من می شناسم و دختربازان حرفه ای بوده اند هم خلاف سخنان شما را می گویند،این است که هر زمان دختری را دیدم که فمینیست ِ آزادیخواه بود و برای سکس ناز نکرد و به سان مردان رفتار کرد آنگاه می آیم و با صراحت از شما پوزش می طلبم.
ولی تجربه من هم میگه مردها از زنی که ناز و ادا نداشته باشه و توقعی از مرد نداشته باشه کمتر خوششون میاد و براش ارزش کمتری قائلند. احتمالا فکر می کنند خودشون خیلی خاص بودن و دختر رو به سادگی فتح کردند, باور کنید!
قضیه اینه که شما دارید از دید مردانه خودتون قضاوت می کنید و سعی می کنید که ما بپذیریم که دارید با سکس به زن لطف می کنید و یا خواست زنها و خوب و بد اونها رو بهتر از خودشون می دونید و این به شما حق تصمیم گیری در مورد زنها میده و یا اینکه دید زن و مرد به سکس یکی هست, در صورتی که می دونیم اینطور نیست و مرد و زن هر کدوم نوع متفاوتی از رابطه رو می پسندند و زن رابطه ای رو فقط به خاطر سکس دوست نداره, بازی هم برای اینه که هر کسی رابطه ای رو که خودش می پسنده غالب کنه و در عین حال به دو طرف هم در رابطه خوش میگذره و هر دو راضی هستند. پس مرد در این رابطه بهش خوش می گذره و فقط یه سری از کارها رو – که به قول شما معمولا ترجیح نمیده, حالا یا پول خرج کردن یا تعهد دادن- انجام میده تا اون رابطه خاص ادامه پیدا کنه, همون کاری که زن در بازی مردانه بهش تن میده! یه سری از کارها رو انجام میده که معمولا ترجیح نمی ده.
این تصور شماست که البته نادرست است، من هیچ پیشزمینهای در موردِ سکس زنان و خودمان مطرح نکردم. همچنین شما دچار اشتباه دیگری شدهاید: بازیِ مردان تماما زنمحور است. یعنی هتا اگر همهی 90 درصد بتایی که گفتم هم بازیکن شوند، احتمالا زنان خود را در بهشت خواهند یافت. این به روشنی یک تفاوتِ بزرگ میانِ آنچه زنان میخواهند و آنچه مردان، به چشم هویدا خواهد ساخت: مردِ بازیکن به دنبالِ رسیدن به کُس به هر قیمتی نیست، بلکه به دنبال کسیست که روی طبقِ طلا به او تقدیم شود: این یعنی زنی که مهبلاش را در اختیارِ بازیکن قرار داده خود را جایی میبیند که دوست میداشته و تمامِ پیششرطهای ذهنیاش پاس شدهاند. زنِ بازیکن به دنبالِ جیبِ مرد به هر قیمتیست؛ همین است که دست به دامانِ مهبلاش هم میشود؛ همانکه قاعدتا برایش گرانترین داراییست؛ او اساسا وجودِ مرد را فاقدِ هرگونه ارزشِ احساسی میداند و به قولی او را صرفا یک آبجکتِ اقتصادی میبیند! معمایی که چگونه حل شدناش اهمیتی ندارد، جایزهاش بسیار مهمتر است:پول! اینها مقدماتِ یک نتیجهگیری هستند که آن گامِ نهایی را به عهدهی خودتان وا خواهمگذاشت.
سالها به زنان گفته شده که اگه دختر خوبی باشند, اگه کم توقع و بی ریا و پاک و ساده باشند مردها به دید دیگه ای به اونها نگاه می کنند و یا جور دیگه ای دوستش دارند!!! در صورتی که می بینیم اینطور نیست و مردها در نهایت در دختر فقط یک چیز رو می بینند! اما به نظر من اهمیتی نداره که زنها مرد رو کیف پول ببینند یا مردها زنها رو به قول شما مهبل, فقط یک بازیه که در نهایت یکی می بره و یکی می بازه.
😍😃
چقدر من این داستانهای همیشهتکرارشونده را دوست میداشتم: زنان را چنین بار آوردهاند، زنان را چنان بار آوردهاند و... که؟ مردان! کجا؟ جامعهی مردسالار! همهی «بتاچههای نرمپستانِ نازکصدای مفلوکِ جلقی»
تنها به این خاطر اینچنین فلاکتبار انزوای جنسی را تجربه میکنند و مورد ریشخندِ بازیکنانی چون امیر قرار میگیرند که توهمهاشان باورشان شده: مردِ کارآ، مردِ خوب، مردِ آرام، مردِ ثروتمند، مردِ متمدن و باوقار، مردِ تحصیلکرده، مرد باشخصیت و مودب و... مردیست که زنان همگی شیفتهاش خواهند بود و «اگر روزی زنی به جهانِ درونشان دست یابد، تا ابد به او وفادار خواهد ماند»؛ آه! باور کنید من هر بار که این واقعیتِ زهردار را با خودم مرور میکنم (هتا همین الان که این را مینویسم)، دلم تا ژرفنا برای دوستانِ دیروز و امروزم میسوزد: کسانی که شاید هر کدام یک ابرهوشمند بودند و ابهتی علمی-دانشی یا اقتصادی برای خودشان دست و پا کرده بودند و لبِ رود منتظرِ ایزدبانوی اهورایی خویش بودند تا « همهی عشق و احساسشان را فدایش کنند»؛ اینها همان مردانِ نامرئیای هستند که شما هر روز از کنارشان مکررا رد میشوید؛ مردانی که موهایشان را پای درس و کتاب سفید، شانههایشان را نازک و چشمانشان را کمسو کردهاند؛ اینها همانهایی هستند که وقتی میبینند که دلبرکانِ شهر یک به یک میروند زیر آلفاها، اراذل و اوباشِ و ولگردهای خیابانی و بازیکنهای جهنمی، کرارآ با خود مرور میکنند: اما من و ایزدبانومان کسانِ دیگری هستیم، ایزدبانوی من هرگز گوشهچشمی به اینان نخواهد انداخت و مرا همچون خدای خود خواهد پرستید! تصویرِ ذهنیِ* آنها همیشه زنده و در مقابلِ چشمشان است. اینها تنها اگر خیلی خوششانس باشند و با بازی آشنا شوند شاید کمی از بار فلاکتشان کاسته شود وگرنه اگر با همین تصویرِ ذهنی ازدواج کنند، با خیانتهای مکررِ همسر، سگمحلیها و پاچهگیریهایش، غرزدنهای روانکاهش یا سیمای ور رفته و مایوسِ زنی که خود را محکوم به تحملِ مردی به شدت خستهکننده میبیند مواجه خواهند شد. اینها نه تنها زندگی مجردی سختی دارند پر از تنشهای جنسی و عصبی و تلاشِ جانکاه برای رسیدن به قلهی معیارها و خواستههای ایزدبانوی ذهنیشان، که پس از ازدواج نیز خود را در برابر پرسشی بزرگ مییابند که هر بار که زنشان با همسایه، همکار یا پسرخاله می لاسد، هر بار که صدای غرغرهای زن بلند میشود، هر بار که بیعرضگیهایشان به رخشاش کشیده میشود و هربار که زناشان از بودن در کنارشان احساسِ کرختی میکند، به شکلی غمانگیز در سرشان زنگ میزند: عمر و زندگی من روی چه سرمایهگزاری شد؟ اینچنین میشود که مردِ امروزی در تنهایی، سیگار، موادِ مخدر، الکل و ... غرق میشود و در نهایت خود را در آمارِ خوفناکِ طلاق، خودکشی، افسردگی و... جا میدهد؛ همانهایی که در جستارهای بغلی در موردشان جک میگویند.
وجه افتراقِ آن سرابی که شما در موردِ زنان گفتید با آنچه که من در موردِ مردان گفتم در این است که اولی سراب نیست و صاحب وجوهی عینی از واقعیت است ولی دومی یک رویه بیش نیست. زنِ باکره، محجبه، باحیا در جامعهی سنتی ایران واقعا ستایش شده و میشود:آن قشر نویی که زنِ روشنفکرِ بیحجابِ دماغعملکرده را برای زندگی مشترک میپسندد کمتر از ده درصد از جامعه را شامل میشود و هنوز نامِ اینها در ایران داف است. در آنسو اما مدلی از مردِ خوب در رسانهها و جامعه تصویر میشود که عمیقا با آنچه که زنان میپسندند متفاوت است و این تصویر شدیدا تحتِ تاثیر مدیای فمنیستیست: مرد خانواده، آرام، تحصیلکرده، محترم، سر به زیر، مثبت و... . این حبابی که برای مردانِ بتا ساخته شده، چیزی ست که زن به زبان تاییدش میکند و در عمل کاملا متضادش رفتار میکند.
*امیر میگفت که معیارهای زن تماما ذهنیاند، کاملا درست است، آنچه فراموش کرد این بود که مردِ بتا تصویری از خودِ ایدهآل میسازد که هزار بار از ذهنیتِ زنان انتزاعیتر است. تصویرِ ذهنی زنان در موردِ آنسوی ماجراست و معمولا مردی چنین و چنان را شامل میشود که حاضر است برای او هر فلان فداکاری را بکند، در حالی که تصویرِ ذهنیِ مرد در موردِ خودش است.
الان اگه ما بگیم اینجوری نیست قبول می کنید؟ به نظر منم که مردها از خرج کردن خوششون میاد و بهشون حس حامی بودن میده ( یا رئیس بودن یا کنترل کردن یا ...)و زنی که بیشتر توقع داشته باشه به نظرشون جذابتر از کسی هست که هیچی نخواد و بهش احترام بیشتری میذارن!
😄😄😄
شهریار خودت را به آن راه میزنی پسر یا از شگفتی شوکه شدهای؟ خب من یک یادآوری کوچک می کنم: «زنان اگر دچارِ زندگی انگلی هستند، اگر در خانه هستند، اگر فلان هستند به این خاطر است که مردان آنها را چنین خواستهاند و اینطور بارشان آوردهاند» = بد ؛ «مردان دوست دارند برای زنان خرج کنند چرا که به آنان حسِ کنترل کردن و رئیس بودن منتقل میکند {حالا این حس از چه سمتی به آنها منتقل میشود؟}»= خوب
این تصور شماست که البته نادرست است، من هیچ پیشزمینهای در موردِ سکس زنان و خودمان مطرح نکردم. همچنین شما دچار اشتباه دیگری شدهاید: بازیِ مردان تماما زنمحور است. یعنی هتا اگر همهی 90 درصد بتایی که گفتم هم بازیکن شوند، احتمالا زنان خود را در بهشت خواهند یافت. این به روشنی یک تفاوتِ بزرگ میانِ آنچه زنان میخواهند و آنچه مردان، به چشم هویدا خواهد ساخت: مردِ بازیکن به دنبالِ رسیدن به کُس به هر قیمتی نیست، بلکه به دنبال کسیست که روی طبقِ طلا به او تقدیم شود: این یعنی زنی که مهبلاش را در اختیارِ بازیکن قرار داده خود را جایی میبیند که دوست میداشته و تمامِ پیششرطهای ذهنیاش پاس شدهاند. زنِ بازیکن به دنبالِ جیبِ مرد به هر قیمتیست؛ همین است که دست به دامانِ مهبلاش هم میشود؛ همانکه قاعدتا برایش گرانترین داراییست؛ او اساسا وجودِ مرد را فاقدِ هرگونه ارزشِ احساسی میداند و به قولی او را صرفا یک آبجکتِ اقتصادی میبیند! معمایی که چگونه حل شدناش اهمیتی ندارد، جایزهاش بسیار مهمتر است:پول! اینها مقدماتِ یک نتیجهگیری هستند که آن گامِ نهایی را به عهدهی خودتان وا خواهمگذاشت.
البته باید توجه کرد که در فرهنگ لغات شما زن محور یعنی مهبل محور, شما موجودیت زن رو با مهبل یکی می گیرید, احساسات زن یا روش روبرو شدن با احساسات زن باید جوری باشه که شما رو در رسیدن به سکس کمک کنه, خب برای زن بازیکن هم همینه, مواجهه با احساسات مرد جوری هست که اون رو در رسیدن به کیف پول کمک کنه. بارها گفتید که مرد از زن چیزی نمی خواد به جز سکس, چون زن چیز دیگه ای نداره که به مرد بده, حالا اگه خواب و خیالهای رنگی در مورد مردان رو دور بریزیم و بدونیم واقعیت ندارن سوالی که پیش میاد اینه که مرد چه چیزی داره به زن بده به جز پول؟!
چقدر من این داستانهای همیشهتکرارشونده را دوست میداشتم: زنان را چنین بار آوردهاند، زنان را چنان بار آوردهاند و... که؟ مردان! کجا؟ جامعهی مردسالار! همهی «بتاچههای نرمپستانِ نازکصدای مفلوکِ جلقی...
احتراما من این متن رو کامل نخوندم, چون واضحه که شما چیزی که جامعه از زنان انتظار داره رو نمی بینید و فقط به مسائل مربوط به مردان اهمیت می دین و این مشکل من نیست. اون چیزی رو که من گفتم هر دختری می دونه... در جامعه سنتی مرد کارمند به قول شما بتاچه مفلوک ستایش می شده و فرصت ازدواج با هر زنی رو داشته که بیشتر اونها زنان وفادار و کم توقع و بسوز و بساز بودن. حالا شما می گین زن محجبه و باکره در ایران ستایش میشده؟ سوالی که امیدوارم با صداقت پاسخ بدین اینه که اگه دوست پسر یا شوهر این زن شانس سکس با یه زن جذابتر – و چه بسا کمتر جذاب – رو داشته باشه اون رو از دست میده؟!
شهریار خودت را به آن راه میزنی پسر یا از شگفتی شوکه شدهای؟ خب من یک یادآوری کوچک می کنم: «زنان اگر دچارِ زندگی انگلی هستند، اگر در خانه هستند، اگر فلان هستند به این خاطر است که مردان آنها را چنین خواستهاند و اینطور بارشان آوردهاند» = بد ؛ «مردان دوست دارند برای زنان خرج کنند چرا که به آنان حسِ کنترل کردن و رئیس بودن منتقل میکند {حالا این حس از چه سمتی به آنها منتقل میشود؟}»= خوب :))
بد و خوبش مهم نیست, چیزیه که هست. اما راستش نه چندان هم خوب نیست که نتونی با دوست پسرت اونجوری که واقعا دوست داری رفتار کنی و اونجوری که میخوای محبت کنی چون می دونی اون اینو نمی پسنده. (خوبه, کم کم دارم یاد می گیرم چه جوری مثل شما همیشه برای خودم غصه بخورم!)
میگم اون چیزی که ما از تیغ زدن در نظر داریم این نیست, اصلا وقتی وابستگی و احتیاج وجود داشته باشه روی آزادی انتخاب انسانها اثر می ذاره, در ایران خودمون هم عوامل زیادی باعث شده که زنها اینجوری زندگی کنند و مسلما خیلی هاشون انتخاب خودشون نبوده و نیست ولی وارد این بحث نمی خوام بشم, بارها بحث شده و بی نتیجه ست.
خیر،از آنجایی که بارها توضیح داده شد که زنان دست بالا را دارند،بهره بردنشان از مال مردان لزوما به وابستگی ِ ایشان به مرد ها نمی انجامد، این است که زنان می تیغند و زندگی ای چون انگل دارند و وابستگی ِ چندانی هم به مرد ندارند،چرا که این مرد نشد یکی دیگر.
نه یادم نرفته, این روزها بزنم به تخته وضع حافظه م یه کم بهتره ☺️ خب بدون اینکه مرد رو متعهد کنیم و بدون اینکه مرد پول خرج کنه چه جوری رابطه رو هدایت کردیم و به چه سمتی؟!
توضیح دادم،همانطور که اکثر مردان می دانند و من هم پیشتر یک پژوهشی در این باره قرار دادم که هرچه از مدت زمان رابطه می گذرد زنان قوی تر می شوند و مردان ضعیف تر و وابسته تر،چنانکه گاهی بازیکن های حرفه ای هم پس از سالها ماندن با یک دختر به دام ازدواج می می افتند.
ولی تجربه من هم میگه مردها از زنی که ناز و ادا نداشته باشه و توقعی از مرد نداشته باشه کمتر خوششون میاد و براش ارزش کمتری قائلند. احتمالا فکر می کنند خودشون خیلی خاص بودن و دختر رو به سادگی فتح کردند, باور کنید!
ببینید من البته باور دارم که برخی از مردان اینگونه اند،اما سخن من درباره ی چرایی ِ وجود چنین وضعیتی نبود،بحث سر این است که زنان اینگونه اند، حال اینکه چرا و به چه دلیل آن گفتگویی دیگر می طلبد.
وقتی در وطنم،زنان با موفقیت های گوناگون در عرصه های مختلف سعی کردند واژه "ضعیفه" را به عنوان سند رسوایی و بی آبرویی جماعت مردسالار در تاریخ ثبت کنند عده ای از قماش متحجرین و از دنیا بی خبر دن کیشوت وار سعی می کنند هنوز در مقابل این موج خروشان برابری طلبی ایستادگی کنند ولی غافل از اینکه عرض خود می برند و زحمتی بسیار اندک برای زنان ایجاد می کنند..
مریم طوسی(قهرمان دو و میدانی):"وزن مقنعه من به اندازه وزن لباس های رقیبانم است"