با درود. با درود خدمت دوستان. چند وقت پیش یک مقاله در وبسایت خود با عنوان " صهیونیسم و پاسخ به تهمت ها" نوشتم که مورد توجه قرار گرفت ، اینجا نیز آن مقاله را میگذارم تا نظر دوستان را بدونم و اگر بحثی بود در موردش تبادل اندیشه کنیم. به علت طولانی بودن مقاله ، در ۳ بخش آن را پست میکنم.
ریشه اصلی عنوان ” صهیونیسم” برگرفته از یک تپّه در قسمت غربی کوه زیتون است در اورشلیم قرار دارد ، تنخ(کتاب مقدس یهود) عنوان کوه صهیون را به تپّه معبد و شهر اورشلیم میدهد و برای یهودیان نیز کلمه صهیون بیشتر اشارهای به شهر اورشلیم و سرزمین اسرائیل دارد.کلمه صهیون بیش از ۱۵۳ بار در تنخ آماده است ، بسیاری از این آیاتی که کلمه صهیون در آنها هست برای قرنها در وجود یهودیان بود و همیشه آنها را میخواندند ، به طور مثال در کتاب تهیلیمתְהִלִּים (که در فارسی به آن زبور یا مزامیر داوود میگویند) چندین آیه وجود دارد که اکثر یهودیان آنها را همیشه به یاد دارند. مزامیر ۱:۱۳۷ על נהרות בבל שם ישבנו גם בכינו בזכרנו את ציון نزد نهرهای بابل آنجا نشستیم و گریه نیز كردیم، چون صهیون را به یاد آوردیم. مزامیر ۱۳۷: ۳-۸ וניללותו ריש-ירבד וניבוש ונולאש םש יכןויצ רישמ ונל וריש החמש:רכנ תמדא לע הוהי-ריש-תא רישנ ךיאינימי חכשת םלשורי ךחכשא-םאהלעא אל-םא יכרכזא אל-םא יכחל ינושל-קבדתיתחמש שאר לע םלשורי-תאםירמאה םלשורי םוי תא םודא ינבל הוהי רכזהב דוסיה דע ורע ורעךלומג-תא ךל-םלשיש ירשא הדודשה לבב-תבונל תלמגש زیرا آنانی كه ما را به اسیری برده بودند، در آنجا از ما سرود خواستند؛ و آنانی كه ما را تاراج كرده بودند، شادمانی (خواستند) كه یكی از سرودهای صهیون را برای ما بسرایید. چگونه سرودخداوند را، در زمین بیگانه بخوانیم؟اگر تو را ای اورشلیم فراموش كنم، آنگاه دست راست من فراموش كند. اگر تو را به یاد نیاورم، آنگاه زبانم به كامم بچسبد، اگر اورشلیم را بر همه شادمانی خود ترجیح ندهم. ای خداوند ، روز اورشلیم را برای بنیادوم به یاد آور، كه گفتند: منهدم سازید، تا بنیادش منهدم سازید! ای دختر بابل كه خراب خواهی شد، خوشابحال آنكه به تو جزا دهد چنانكه تو به ما جزا دادی!
پس تا اینجا متوجه شدیم که کلمه صهیون اشاره به چه مکانی دارد و ریشه آن در مذهب و فرهنگ یهود است ، حال از این به بعد به تشریح جنبش سیاسی که ” صهیونیسم” نام دارد خواهیم پرداخت و آن را از جنبه تاریخی بررسی خواهیم کرد.
· تئودور هرزل که بود؟
تئودور هرزل در دوم ماه می ۱۸۶۰ در یک خانواده یهودی مجارستانی به دنیا آمد. خانواده او اصلا مذهبی نبود و هیچ نزدیکی خاصی نیز به فرهنگ یهودی نداشت ، هرزل نیز تا قبل از اینکه به فرهنگ یهود علاقه پیدا کند شخصی بیخدا و ضد مذهب بود و شدیدا نیز از دین یهود دوری میجست و علاقه داشت که همه او را یک شخص ضد مذهب و کاملأ سکولار بنماند ، البته بعد از نزدیک شدن او به یهودیت هرزل هنوز یک بیخدا ماند ، در واقع او هنوز هیچ اعتقادی به دین یهودی نداشت بلکه عقاید ملی گرایی یهودی خود را پیدا کرده بود و به سوی آنها می رفت ، هرزل در سنین جوانی حقوق خواند و در پاریس در رشته روزنامه نگاری مشغول به کار شد ، بعد از اینکه در فرانسه یک افسر یهودی ارتش آن کشور را به دروغ به جاسوسی متهم کردند ، او شاهد و ناظر تظاهرات عظیم فرانسویها بود که فریاد مرگ بر یهودی را سر میدادند ، بعد از این جریان این نظریه در ذهن او خطور کرد که یهودیان اروپا باید از آنجا بروند و کشور مستقل خود را در سرزمین آبا و اجدادی خود تشکیل دهند. در سال ۱۸۹۶ هرزل کتابی را در اتریش منتشر کرد با عنوان ” کشور یهودی ها” ، این کتاب در واقع سند اولیه جنبش تجدید حیات ملی یهودیان جهان بود که تاثیر زیادی در یهودیان آن زمان گذاشت و آنها را به بازگشت به سرزمین پدری خود تشویق کرد. هرزل در این کتاب آرزوی خود را برای تشکیل یک کشور یهودی در قرن ۲۰ اعلان میکند و تنها راه مقابل با یهود ستیزی در اروپا را تشکیل یک کشور یهودی میداند. هرزل به عنوان یک یهودی کاملأ سکولار و همچنین بیخدا به علت اینکه تماس زیادی با جامعه یهودی نداشت تصور میکرد که تشکیل یک کشور یهودی در مکانی دیگر به غیر از سرزمین پدری امکان پذیر خواهد بود و با استقبال یهودیان مواجه خواهد شد ، به همین خاطر او در این کتاب خود از امکان تشکیل یک کشور یهودی در آرژانتین نیز سخن میگوید.
از ماه آوریل سال ۱۸۹۶ که ترجمه انگلیسی کتاب “کشور یهودی ها” در آمد ، تئودور دیگر رسما به عنوان رهبر و سخنگوی جنبش صهیونیسم شناخته میشد. چند سال بعد ، زمانی که هرزل سفرهای جهانی بسیاری در جهت تبلیغ صهیونیسم انجام داده بود و چهره شناخته شدهای به حساب میآمد ، از طرف امپراطوری بریتانیا پیشنهادی به او داده شد که ۱۳ هزار کیلومتر مربع زمین که بخشی از اوگاندا و کنیا امروزی را شامل میشود را به او بدهند تا کشور یهودی خود را در آنجا تشکیل دهد . هرزل این فکر را به کنگره ششم صهیونیستها در باسل آورد ، صحبتهای فراوانی در این زمینه صورت گرفت ، بسیاری میگفتند تشکیل یک کشور یهودی در اوگاندا ، بازگشت یهودیان به سرزمین پدری را مشکل تر خواهد کرد و اینکه چون هیچ ارتباطی بین فرهنگ یهودی و اوگاندا نیست و در واقع یهودیها مردم بومی آن منطقه نیستند ، آنجا هرگز مثل یک کشور برای آنها نخواهد بود که در نهایت این برنامه ردّ شد و صورت نپذیرفت ، ولی در آن زمان تعدادی یهودی به آن منطقه مهاجرت کردند که تا به امروز نیز نوادگان آنها در آنجا ساکن هستند. البته هرزل ۱ سال قبل از جریان ردّ شدن برنامه اسکان دادن یهودیان در اوگاندا فوت کرد و در وین به خاک سپرده شد ، در سال ۱۹۴۹ بعد از تشکیل اسرائیل بقایای او را به تپّه هرزل در اورشلیم منتقل و در آنجا به خاک سپردند.
شاخههای
مختلف صهیونیسم
· صهیونیسم سوسیالیستی
جنبش صهیونیسم از طرف فیلسوفها و افراد بسیاری مورد توجه قرار گرفت و هرکسی از دیدگاه خود به این نهضت تجدید حیات ملی یهود پیوست ، هدف مشترک صهیونیستها ایجاد دوباره یک کشور یهودی در سرزمین آبا و اجدادی خودشان بود که ۱۹۰۰ سال قبل به وسیلهٔ رومیها از آنجا رانده شده و برای بردگی به نقاط مختلف امپراطوری روم برده شده بودند ، در این قسمت به شاخههای مختلف مکتب صهیونیسم خواهیم پرداخت. صهیونیسم کارگری و سوسیالیستی : صهیونیسم سوسیالیستی را میتوان به بزرگترین بخش چپ گرای جنبش صهیونیسم دانست که برای سالها اکثریت صهیونیستها را تشکیل میدادند ، رهبران این شاخه از صهیونیسم بر خلاف شاخه سیاسی که بنیان گزارش هرزل بود به این عقیده داشتند که از طریق بازگشت یهودیان به سرزمین اسرائیل باید آنجا را ساخت و کشور یهودی را ایجاد کرد و گسترش این عقیده در میان تودههای طبقه متوسط یهودیان اروپا را کمک بسیار مهمی در این راه میدانستند (هرزل معتقد بود که باید با کسب حمایت جامعه جهانی و رهبران دنیا به ایجاد کشور یهودی کمک کرد)، از رهبران مشهور صهیونیسم سوسیالیستی میتوان به دیوید بن گورین ، گلدا معیر و اهود باراک نام برد ، همچنین آلبرت انیشتین نیز طرفداری خود را از صهیونیسم کارگری ابراز داشته بود. بنیان گذار این اندیشه ناحوم سیرکین بود که در کنگره سوم صهیونیسم در سال ۱۸۹۹ این عقیده را مطرح کرد ، او متولد شهر مینسک در بلاروس کنونی بود ، او نویسنده مقالهای با نام مساله یهود و کشور یهودی سوسیالیستی بود که در زمان خود توجه بسیاری را جلب کرد. در طول جنگ جهانی اول او تلاش کرد تا کنگره یهود آمریکا را تشکیل دهد و تلاش بسیاری در تشکیل دوباره کشور یهودی انجام داد ، سیرکین همچنین قبل از بازگشت خودش به سرزمین پدری دچار سکته قبلی شد و متاسفانه در سال ۱۹۲۴ فوت کرد و رؤیای کشور یهودی خود را ندید ، بعد از تشکیل اسرائیل جسد او را به کشور منتقل کردند ، یاد و خاطره او همیشه برای تلاشهایی که انجام داد در خاطر صهیونیستها زنده خواهد ماند.
· صهیونیسم ملی گرا
صهیونیسم ملی گرا بیشتر نمایان گر ایدئولوژی سیاسی احزاب دست راستی اسرائیل است که بنیان گذار آن زیو جابوتینسکی بود ، رهبران ملی گرا در ابتدا بر این عقیده بودند که کشور یهودی باید در سرزمین تاریخی ارتز ییسرأل برگزار شود که شامل یهودیه و سامره(کرانه غربی) نیز هست برپا شود. در صهیونیسم اولیه کسانی که خود را ملی گرا میدانستند ، عقیده داشتند که باید به جنگ با دولت بریتانیا در سرزمین اسرائیل پرداخت وبه یک کمپین جهانی نیز از نظر سیاسی و رسانهای نیز بر علیه آنها دست زد تا تشکیل کشور یهودی را بپذیرند.اعضای گروه ایرگون و بسیاری نیز از گروه لهی خود را وابسته به این قسمت از صهیونیسم میدانستند و تا قبل از سال ۱۹۴۸ تلاش بسیاری در دفاع از یهودیان ساکن در سرزمین انجام دادند. زیو جابوتینسکی کیست؟ زیو جابوتینسکی در ۱۸ اکتبر سال۱۸۸۰ در شهر اودسا ، اوکراین به دنیا آمد ، او در سنّ ۱۸ سالگی به ایتالیا و سوئیس رفت تا حقوق بخواند و همچنین خبرنگار و نویسنده برای بسیاری از روزنامههای معروف روسی زمان خود بود.زیو در کنگره ششم صهیونیسم به عنوان نماینده انتخاب شد ، آخرین کنگرهای که شخص تئودور هرزل در آن حضور داشت ، در طول این مدت او تلاش بسیاری برای اشاعه زبان عبری در میان یهودیان روسیه کرد و همچنین از بنیان گذاران دانشگاه عبری اورشلیم نیز بود.در طول جنگ جهانی اول او بنیان گذار هنگ یهود در ارتش بریتانیا بود و در کنار آنها بر علیه عثمانیها جنگید ، او همچنین از بنیان گذاران گروههای دفاع از یهودیان در اسرائیل بود ، همچنین نیز در طول سالهای ۱۹۳۹-۱۹۴۰ زیو تلاش بسیاری کرد تا در کنار آمریکا و انگلیس یک ارتش یهودی تشکیل دهد تا با نازیها بجنگند.در ۴ اگوست ۱۹۴۰، در طول سفری در نیویورک دچار یک حمله قلبی شدید شد ، او وصیت کرده بود که جسد او را فقط با دستور یک دولت یهودی در اسرائیل به آنجا ببرند که این وصیت در دولت سوم اسرائیل در سال ۱۹۶۴ اتفاق افتاد ، لوی اشکل سومین نخست وزیر اسرائیل باقیمانده زیو و همسرش را به اسرائیل آورد و در تپّه هرزل در اورشلیم دفن کرد.
· صهیونیسم فرهنگی
صهیونیسم فرهنگی ، بخشی از جنبش صهیونیسم است که بیشتر بر روی فرهنگ و تاریخ یهود متمرکز است و برای ترویج زبان عبری در میان یهودیان تلاش بسیاری میکند. همچنین صهیونیسم فرهنگی مثل دیگر شاخههای این جنبش تاکید زیادی روی مساله بازگشت یهودیان به اسرائیل داشت. صهیونیسم فرهنگی جنبشی سکولار بود که در نقطه مقابل یهودیت سنتی قرار داشت ، البته تا زمانی که جنبش صهیونیسم به راه افتاد ، نوع دیگری از آموزش و پرورش یهودی وجود نداشت و یهودیت همانی بود که رابیهای ارتدکس در کنیسهها و یشیواها درس میدادند. بنیان گذاران این شاخه آحاد هام و الیعازر بن یهودا بودند ، آحاد هام متولد سال ۱۸۵۶ در روسیه کنونی بود ، او تلاشهای بسیاری در تشکیل آبادی نشینهای یهودی در اسرائیل کرد و همچنین نقش اساسی در الیا اول داشت. آحاد بر این باور بود که تا یک روح تازهای به فرهنگ یهودی دمیده نشود و افراد بی خدا و سکولار یهودی زاده را علاقمند به ریشه خود کرد ، تشکیل دوباره کشور اسرائیل غیر ممکن است و باید فرهنگ یهودی را جدا از مساله دین یهود دانست ، به همین جهت یهودیان مذهبی شدیدا با او مخالفت میکردند. او بارها به اسرائیل سفر کرد و گزارش خود را از روند اقامت یهودیان در سرزمین مینوشت و تلاش می کرد تا در روند مشکلات روزمره آنها اعم از کمبود غذا ، بیکاری و حملههای عربها کمک کند ، او عقیده داشت که باید یک تجدید حیاتی در میان یهودیان جهان ایجاد شودها آنها به سرزمین خود بازگردند تا آنجا را به یک مرکز فرهنگی یهودی تبدیل کنند که باعث هرچه بیشتر نزدیک شدن یهودیان در تبعید شود ، آنگاه باید کشور یهودی را رسما تشکیل داد. همچنین آحاد تلاش بسیاری در آموزش زبان عبری چه در اسرائیل و چه در میان یهودیان در تبعید کرد ، بر خلاف هرزل و دوستانش که عقیده داشتند باید زبان آلمانی را به عنوان زبان کشور یهودی انتخاب کرد ، آحاد بر این عقیده بود که زبان عبری باید زبان ملی کشور یهودی باشد ، ذکر این نکته اینجا لازم است که رابیهای ارتدکس نیز مخالف انتخاب زبان عبری برای زبان رسمی اسرائیل بودند ، چون صهیونیسم فرهنگی در تلاش بود که مدرسههای یهودی برای کودکان را به روز کند و همچنین در زبان عبری باستان نیز تغیراتی به وجود آورد ، تا آن زمان تنها تعداد کمی از کودکان یهودی زبان یدیش را میدانستند که اکثرا آن را در مدارس مذهبی یاد گرفته بودند ، ولی تمرکز صهیونیسم فرهنگی این بود که عبری را به عنوان یک زبان که تنها برای متون مذهبی نیست نیز معرفی کند و یادگیری عبری را یک مساله لازم برای برای زندگی در اسرائیل بداند.آحاد هام همچنین نقشی اساسی در بیانیه بالفور داشت.در سال ۱۹۲۲ خود او به اسرائیل بازگشت و به عنوان عضو شورای شهر در آنجا مشغول به خدمت کرد ، ۵ سال بعد بر اثر مریضی در همان جا فوت کرد ، به راستی زنده شدن زبان عبری بعد از ۲۰۰۰ سال حاصل تلاشهای اوست ، یاد و خاطره اش گرامی بعد. الیعازر بن یهودا را پدر زبان عبری مدرن لقب میدهند ، او از اولین مدافعین اندیشه صهیونیسم بود و بر اساس تلاشهای او بود که عبری به عنوان زبانی که صحبت میشود زنده شد. الیعازر ۲ بار با ۲ خواهر ازدواج کرد ، همسر اول او “دوورا” از بیماری سل فوت کرد و او را با ۵ فرزند کوچک تنها گذاشت ، آخرین وصیت همسر او قبل از مرگ این بود که به الیعازر گفت بود تا با خواهر جوان تر او پاولا ازدواج کند ، هنوز چندی از مرگ دوورا نگذشته بود که ۳ نفر از فرزندان او ظرف مدت ۱۰ روز از بیماری دیفتیری مردند ، ۶ ماه بعد الیعازر با پاولا ازدواج کرد و بعدها پاولا اسم عبری همدا را برای خود برگزید.در سال ۱۸۸۱ الیعازر به اسرائیلی که هنوز به وسیلهٔ حکومت عثمانی اداره میشد مهاجرت کرد و به عنوان معلم مشغول به کار شد ، او همچنین تلاش بسیاری کرد تا زبان عبری مدرن را جانشین زبان یدیش برای مکالمه روزمره بین مهاجرین یهودی کند.در طول جنگ جهانی اول ترکها الیعازر را مجبور به ترک اسرائیل کردند ، او به آمریکا رفت و در سال ۱۹۱۹ به کشور بازگشت و در سال ۱۹۲۰ فرمانده انگلیسی اسرائیل را قانع کرد تا زبان عبری را به عنوان یکی از ۳ زبان رسمی اسرائیل بپذیرد.در دسامبر ۱۹۹۲ او دار فانی را وداع گفت و در کوه زیتون در اورشلیم به خاک سپرده شد ، ۳۰ هزار نفر در مراسم تشیع جنازه او شرکت داشتند.
· صهیونیسم انقلابی
صهیونیسم انقلابی بخشی از جنبش صهیونیسم بود که راه مبارزه انقلابی و گاهی مسلحانه را برای رهایی یهودیان از تبعید آغاز کرده بود.هیچ جنبش انقلابی دیگری در طول تاریخ معاصر و یا حتی چریکی دیگری را سراغ ندارید که تا این اندازه برای بازگشت یک ملت پراکنده از تبعید به سرزمین خود تلاش کرده باشد ، یک زبان مردهٔ را برای استفاده روزمره زنده کند ، به جنگ مسلحانه با اشغالگران سرزمین خود بپردازد(انگلیسی ها) و در راه رفاه ملت خود از خود گذشتگی کنند.صهیونیستهای انقلابی برای مبارزه با بریتانیا گروه لهی را تشکیل دادند. اکثر افراد صهیونیسم انقلابی را با صهیونیسم ملی گرا یکی میدانند ، ولی این یک اشتباه است. ملی گراها اکثرا سکولار بودند و خواهان تشکیل یک کشور یهودی در سرزمین اسرائیل بودند ، ولی انقلابیها خواهان تشکیل اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات ، ساختن معبد سوم و تشکیل پادشاهی باستانی یهود بودند. اوراهام استرن بنیان گذار گروه لهی , متولد ۲۳ دسامبر ۱۹۰۷ در لهستان است ، در طول جنگ جهانی اول او به روسیه فرار کرد و در پایان جنگ به لهستان برگشت ، اوراهام در سال ۱۹۱۸ به تنهایی به سرزمین اسرائیل بازگشت ، او وارد دانشگاه عبری اورشلیم شد تا زبانهای کلاسیک(یونانی و لاتین) بخواند و از آنجا با بورس تحصیلی به فلورانس ایتالیا رفت ، بعد از بازگشت او به کشور در سال ۱۹۲۹ به گروه هگاناه پیوست ، مدتی نگذشته بود که او ادامه تحصیل خود را رها کرد و تمامی زندگی خود را وقف مبارزه برای استقلال یهود کرد. در سال ۱۹۳۱ گروهی از اعضای هگاناه به دلیل اینکه خط مشیهای این گروه را معتدل و بسیار خویشتن دار توصیف میکردند استقلال خود را ایجاد کردند و گروه ایرگون را تشکیل دادند ، اوراهام که بعد از شورش سال ۱۹۲۹ عربها افکار شدیدا انقلابی به خود گرفته بود هم به گروه تازه تاسیس پیوست.در سال ۱۹۳۷ بعد از شورش جدید عربها ایرگون تجزیه شد و گروهی به هگاناه بازگشتند ، ولی اوراهام به مخالفت خود با رهبری هگاناه ادامه دادند و تحت رهبری جابوتینسکی در ایرگون باقی ماندند و به فعالیتهای چریکی خود ادامه دادند. در طول جنگ جهانی دوم وقتی رهبران ایرگون تصمیم گرفتند که به حملات خود بر ضد بریتانیا خاتمه دهند ، اوراهام شدیدا مخالفت خود را ابراز کرد و گروه لهی را تشکیل داد ، با اینکه یهودیان تهدید نازیها را در پیش رو داشتند ، اوراهام هنوز انگلیس را دشمن اصلی استقلال یهود میدانست و حتی او با گروهی از نازیها در آلمان و فاشیستها در ایتالیا ارتباط برقرار کرد ، برای اینکه فکر میکرد ممکن است ملی گرایی افراطی نوع خودش را از این طریق بهتر در اسرائیل گسترش میدهد. افراط گرایی لهی ، مخالفت شدید یهودیان را به دنبال داشت و اکثر مردم مخالف این گروه بودند ، لهی همچنین به چندین فقره سرقت مسلحانه نیز دست زد که این کار هرچه بیشتر اعتبار آنها را در میان یهودیان نابود کرد ، از سال ۱۹۴۲ دولت بریتانیا برای دستگیری اوراهام استرن جایزه تعیین کرده بود و در ۱۲ فوریه همان سال پناهگاه او را در تلاویو پیدا کردند و او را به قتل رساندند ، امروز آن ساختمان در تلاویو موزهای برای جنبش لهی است. از دیگر رهبران صهیونیسم انقلابی که همیشه دارای محبوبیت خاصی در بین یهودیان بود مناخم بگین بود، او متولد سال ۱۹۱۳ در لهستان بود و در کودکی به علت درگیریهای بین روسیه و آلمان در طول جنگ جهانی اول مجبور شد فرار کند.مناخم به علت عشق و علاقهای که به جنبش صهیونیسم داشت ، از سنین جوانی به زیو جابوتینسکی پیوست و خیلی زود به درجههای مدیریت و رهبری رسید.بعد از اینکه گروهی از هگاناه جدا شدند و ایرگون را تشکیل دادند و مناخم بگین رهبری آن را پذیرفت و در طول سالها نقش اساسی در مقاومت یهود بر ضد ارتش بریتانیا و همچنین دفاع از شهرهای یهودی در مقابل اعراب در اسرائیل داشت.مناخم بگین بعد از سال ۱۹۴۸ حزب هروت را به عنوان نماینده دست راستیهای اسرائیل تشکیل داد و تقریبا ۳۰ سال در مقام رهبر اپوزیسیون دولت سوسیالیستی اسرائیل بود ، البته در مدتی نیز در دولت وحدت ملی که در زمان جنگ ۶ روز تشکیل شد حضور داشت ، برنده شدن حزب او در ۱۹۷۷ و انتخاب او به عنوان نخست وزیر به ۳۰ سال حاکمیت حزب کارگر در کشور پایان داد.در طول نخست وزیری مناخم بگین ۳ اتفاق مهم در تاریخ خاورمیانه افتاد ، صلح بین اسرائیل و مصر ، عملیات اپرا(نابودی رآکتور اتمی عراق) و اشغال جنوب لبنان به جهت نابودی تروریستهای فلسطینی و همچنین حمایت از مسیحیهای ساکن آن منطقه که هر ۳ با موفقیت به انجام رسید.مناخم بگین در سال ۱۹۹۲ در شهر تلاویو فوت کرد و در کوه زیتون به خاک سپرده شد.
· صهیونیسم مذهبی
صهیونیسم مذهبی گروهی در میان صهیونیستها بودند که اعتقاد داشتند باید تورات و قوانین شریعت یهود منبع تشکیل کشور اسرائیل شود. در سال ۱۹۰۲ حزب میزراهی در کنگره جهانی صهیونیستهای مذهبی تشکیل شد تا اهداف آنها به طور منظم تری دنبال کند ، همچنین گروه بنی اکیوا در سال ۱۹۲۹ درون اسرائیل تشکیل شد که سازمانی برای جوانان بود که با میزراهی همکاری میکرد ، این ۲ سازمان تا به امروز پا بر جا هستند و هزاران عضو در سراسر جهان در میان یهودیان دارند ، صهیونیستهای مذهبی بعد از تشکیل اسرائیل وزارت خانه امور مذهبی را تشکیل دادند و رعایت قوانین روز شابات و دستور غذای یهودی را در ادارات اجرا کردند. بنیان گذار اصلی این شاخه رابی اسحاق یاکو رینس است ، او از اولین رابیهایی بود که دست یاری به هرزل داد و از اعضای کنگره اول صهیونیسم در سوییس بود. امروز تقریبا اکثریت %۹۹ یهودیان ارتدکس و رابیها هوادار صهیونیسم هستند و تنها گروهی که کلّ آنها تقریبا ۵۰۰۰ نفر است معتقد هستند که کشور اسرائیل باید بعد از آمدن ماشیخ یهود تشکیل شود و از این رو با کشور اسرائیل کنونی مخالف هستند
پاسخ به تهمت ها هیچ کس نباید برای وجود داشتنش از کسی معذرت خواهی کند و یا برای اینکه چرا هست به کسی توضیح دهد ، جنبش صهیونیسم جنبش حیات ملت یهود و دلیل هنوز وجود داشتن این مردم در جهان امروز است ، تصور کنید اگر امروز اسرائیلی نبود ، باید چند هلوکاست دیگر را نیز تجربه میکردیم؟ البته که تشکیل اسرائیل یهود ستیزی را متوقف نکرد ، ولی این قدرت را به یهودیها داد تا از خود دفاع کنند ، ادامه این مقاله را به پاسخ دادن به بعضی از تهمتهای اشخاصی که یهود ستیزی خود را در پشت انتقاد از اسرائیل پنهان میکنند اختصاص میدهیم.
· آیا اخراج و رفتن فلسطینیها نشانی از نژادپرستی صهیونیستها نیست؟
مشکل پناهندگان فلسطینی بخاطر این ایجاد شد که عربها قبول نکردند در یک کشور یهودی زندگی کنند و همچنین عربها نیز قطعنامه ۱۸۱ سازمان ملل را که مرزهای کشور فلسطین را نیز مشخص کرده بود قبول نکردند ، برعکس به تحریک حاج امین الحسینی مفتی بزرگ مسلمانان اورشلیم که همکار نزدیک هیتلر نیز بود به کشور یهودی اعلان جنگ کردند، حاج امین الحسینی به انگلیسیها گفت بود که جواب او به مسالهٔ یهود ، همان جوابی هست که در اروپا اتخاذ شد ، مرگ!. یهودیان سرزمین تنها از خود دفاع کردند ، کاری که کار شخص دیگری نیز انجام میداد،بعد از جنگ افراد بسیاری که از کشور رفته بودند تا ارتشهای عرب راحت تر یهودیان را به دریا بریزند ، یک نیروی کاملا متخاصم برای امنیت ملی کشور بودند چون خود را دشمن یهود میدانستند ، عربهایی که در کشور باقی ماندند امروز به عنوان عرب اسرائیلی شناخته میشوند که از حقوقی برابر با یهودیان اسرائیلی برخوردار هستند و کشور یهودی اسرائیل نیز تلاش میکند تا با فلسطینیها به صلح برسد تا بر اساس قرارداد اسلو آنها کشور خود را در کرانه غربی رود اردن و نوار غزه تشکیل دهند ، همچنین اسرائیل حاضر شده است میلیاردها دلار به حکومت خودگردن فلسطینی برای اسکان کسانی که در خارج از سرزمینهای فلسطینی هستند و خود را فلسطینی میدانند کمک مالی بلا عوض کند.
· اگر صهیونیستها نژادپرست نیستند ، چرا با حق قانونی بازگشت پناهندگان فلسطینی مخالفت میکنند؟
هواداران فلسطینیها ادعا میکنند که پناهندگان ۱۹۴۸ حق تضمین شده بین المللی برای بازگشت به سرزمین اسرائیل دارند ، چنین قانونی هرگز وجود نداشته است ، کنوانسیون چهارم ژنو همیشه در این جریان مطرح میشود که البته در آن چیزی از حق بازگشت پناهندگان جنگ چیزی ذکر نشده است ، همچنین قطعنامه ۱۹۴ سازمان ملل نیز به عنوان پایهای برای این حق است که البته چنین قطعنامهای در قوانین بین المللی الزام آور نیست. هیچ کشوری چنین تعهدی ندارد که یک نیروی متخاصم را به کشور خود راه دهد ، علاوه بر این ، قطعنامه ۱۹۴ چیزی از حق بازگشت نمیگوید ، بلکه میگوید که پناهندگانی که مایل به بازگشت هستند تا با صلح در کنار همسایگان خود زندگی کنند ، اجازه دارند که این کار را انجام دهند ، نه کسانی که میخواهند کشور را نابود کنند و بمب گذار انتحاری درون اتوبوسها و کودکستانها بفرستند.
· آیا قانون بازگشت یهودیان به اسرائیل ، نژاد پرستانه است؟
قانون بازگشت میگوید که هر یهودی حق دارد از هر نقطه دنیا به کشور اسرائیل بیاید و بدون طی مراحل قبول تابعیت اسرائیل ، شهروندی اسرائیل را بگیرد ، بقیه افراد باید مثل هر کشور دیگری مراحل مهاجرتی را طی کنند. قانون بازگشت دلیل اصلی تشکیل کشور اسرائیل است که یک پناهگاه را باید برای یهودیان جهان ایجاد کند و از حقوق آنها در جهان دفاع کند ، قانون بازگشت همچنین به عنوان مبنای اصلی تفکر بنیان گذاران صهیونیسم بود که یهودی را که از کشتار نازیها در اروپا فرار میکردند را به خود راه نمیدادند ، لغو قانون بازگشت همانطور که ضد اسرائیلیها خواهان آن هستند به معنی پایان کشور اسرائیل به عنوان یک خانه برای یهودیان خواهد بود.
· آیا صهیونیستها عربهای فلسطینی را بی خانمان کردند؟
در ابتدای سال ۱۹۲۰ ، یک تبلیغات ضد صهیونیستی به راه افتاد که نیروهای نظامی صهیونیست در حال اخراج و پاک سازی نژادی عربها از سرزمین هستند ، در سال۱۹۲۲ که حکومت بریتانیا در اسرائیل شروع شد تقریبا ۶۶۰۰۰۰عرب در آنجا زندگی میکردند در حالی که در پایان تسلط بریتانیا ۱.۳ میلیون عرب وجود داشت ، تعداد ۷۳۵ هزار نفر از آنها نیز در مناطقی زندگی میکردند که بعد از جنگ استقلال ۱۹۴۸ اسرائیل آنجا تشکیل شد ، پس هرگز چنین تهمتی درست نبوده است.
· آیا اسرائیل بخاطر هلوکاست تشکیل شد؟
ضد اسرائیلیها این سخن را مطرح میکنند که بعد از جنگ جهانی دوم ، اروپاییها بخاطر شرمی که از جنایت هلوکاست داشتند اجازه دادند یهودیها به سرزمین خود برگردند ، این سخن اشتباه هست چون در سال ۱۹۲۲ جامعه جهانی قیمومیت اسرائیل را به دولت بریتانیا داد تا در آنجا یک کشور یهودی ایجاد کند ،
شاید میتوان گفت که اگر کشتار مهندسی شده یهودیان در اروپا اتفاق نمی افتاد ، استقلال دوباره کشور اسرائیل زودتر از ۱۹۴۸ اتفاق میافتاد و همچنین این کشور از قدرت بیشتری برخوردار بود.
· آیا اسرائیل یک کشور مذهبی است؟
یهودیت فقط یک مذهب نیست ، هرچند که ضد اسرائیلیها اینگونه ادعا میکنند ، تعداد بسیاری از اسرائیلیها بیخدا و اگناستیک هستند ، همچنین بسیاری از بنیانگذاران صهیونیسم نیز به این گونه بودند ، منبع قانونی کشور اسرائیل نیز تورات یا تلمود نیست ، بلکه حقوق مدنی سکولار است.
· آیا اسرائیلیها همان بلایی که آلمانیها بر سر یهودیان آوردند را بر سر فلسطینیها نمیآورند و هلوکاست دیگری را به وجود نمیآورند؟
یکی از ادعاهای شیطانی ضد اسرائیلیها این هست که اسرائیلیها مثل نازیها هستند و هلوکاست دیگری را بر سر فلسطینیها میآورند! ، اسرائیلیها فلسطینیها را درون اتاقهای گاز نمیفرستند یا آنها را مجبور نمیکنند که آنقدر گرسنگی بکشند تا بمیرند ، یهودیان اروپا شهروندان بیگناهی بودند که تنها به علت یهودی بودن به اردوگاههای مرگ فرستاده میشدند ، اسرائیل اقدامات امنیتی خاصی را برای فلسطینیها دایر کرده است که گاهی نیز ممکن است سخت باشد ، اقداماتی که گاهی سربازان مسلمان ، یهودی ، مسیحی و دروزی ارتش اسرائیل انجام میدهند بخاطر نژاد و دین فلسطینیها نیست ، بلکه بخاطر این هست که اسرائیل در حالت جنگ برای دفاع از وجود خود قرار دارد و مجبور است قوانینی را رعایت کند ، به امید روزی که گروههای ترور سلاح خود را زمین بگذارند تا این قوانین جنگی نیز لغو شود.
آقای شین بت خودت بیشتر به کدوم کشور تعلق خاطر بیشتری داری ایران یا اسراییل چون تا جایی که از نوشته هات خوندم هم به اسراییل علاقه داری وهم ایران ولی حس بیشتر گرایش به صهیونیسم داری یا ناسیونالیسم ایرانی! آیا این دو تا با هم سازگارند؟
آقای شین بت خودت بیشتر به کدوم کشور تعلق خاطر بیشتری داری ایران یا اسراییل چون تا جایی که از نوشته هات خوندم هم به اسراییل علاقه داری وهم ایران ولی حس بیشتر گرایش به صهیونیسم داری یا ناسیونالیسم ایرانی! آیا این دو تا با هم سازگارند؟
اصولا ناسیونالیسم ایرانی با ناسیونالیسم یهودی در تضاد نیستند ، چون که اسراییل که بخشی از خاک ایران نیست که بخواهد مستقل شود یا اینکه فلسطینی ها دوست تاریخی ملت ایران نیستند ، اگر از نظر تاریخی در نظر بگیریم ، ملت ایران نزدیکترین گروه به یهودیان هستند ، اگر این انقلاب ننگین اسلامی اتفاق نیفتاده بود ، شاید اکنون ایران ارتباط نزدیک تری از امریکا با کشور یهود داشت.
اصولا ناسیونالیسم ایرانی با ناسیونالیسم یهودی در تضاد نیستند ، چون که اسراییل که بخشی از خاک ایران نیست که بخواهد مستقل شود یا اینکه فلسطینی ها دوست تاریخی ملت ایران نیستند ، اگر از نظر تاریخی در نظر بگیریم ، ملت ایران نزدیکترین گروه به یهودیان هستند ، اگر این انقلاب ننگین اسلامی اتفاق نیفتاده بود ، شاید اکنون ایران ارتباط نزدیک تری از امریکا با کشور یهود داشت.
من شنیده ام بسیاری از اسرائیلی ها ، ایرانی تبار هستند و حتا در برخی مدارس اسرائیل پارسی نیز تدریس میشود . تا چه قدر صحت دارد ؟
من شنیده ام بسیاری از اسرائیلی ها ، ایرانی تبار هستند و حتا در برخی مدارس اسرائیل پارسی نیز تدریس میشود . تا چه قدر صحت دارد ؟
۲۵۰ هزار نفر ایرانی تبار در اسرائیل ساکن هستند که تقریبا ۴۰ هزار نفر از اینها متولد ایران و بقیه نوه ، نتیجه مهاجرین سابق و کنونی هستند که در اسرائیل زده شدند ، ۱۷۰ هزار نفر نیز کرد یهودی در اسرائیل هست که شامل هر ۴ کشور کرد نشین میشود ، البته گروهی از این ۱۷۰ هزار نفر نیز در آن ۲۵۰ هزار نفر ایرانی حساب شده اند که از کردستان ایران هستند , عبری و عربی در مدارس اسرائیل تدریس میشود ، ولی در مدارس خصوصی که ایرانیها هستند ، زبان فارسی نیز شاید تدریس شود.
رضا شاه رو قبول دارید کلا ها؟ اگه اینطوره دینش چی بوده؟
به نظرتون اگه ایران سکولار بشه مثه امریکا میشه که محدودیتی برای سایر دین ها نداشته باشه یا مثه فرانسه میشه که این قانون زیر پا بزاره و دانش اموزان رو باحجاب اسلامی وارد دانشگاه نکنه؟
کشوری فقط برای یهودیان به چه معناست؟ یعنی کشوری برای مردمی با مذهب/نژاد خاص، غیر از اینست؟ آیا این نژادپرستی ِ علنی نیست؟ آیا تمام انتقاداتی که به نژادپرستی می شود، به چنین تزی وارد نیست؟
اگر سری به نقل قولهای سران اسرائیل پیرامون اعراب و فلسطینی ها در نیم قرن گذشته بزنیم، از این بربریت ِ دهشت بار و باورنکردنی متعجب خواهیم شد،
من از این دوستی که به صهیونیست بودن ِ خود مفتخر است می پرسم که علم کردن ِ
یک دولت ِ نژادپرست ِ یهودی وسط ِ جهان مسلمان/عرب چه نتیجه ای بجز آنچه درپی داشته، می توانست به بار بیاورد؟
«کشوری فقط برای سفیدپوستان» «کشوری فقط برای آلمانی ها»
چند آمار جالب،
تعداد ِ کودکان فلسطینی کشته شده از سال 2000 تا کنون : 1452 تعداد ِ کودکان اسرائیلی کشته شده از سال 2000 تا کنون : 124
تعداد فلسطینی های کشته شده از سال 2000 تا کنون : 6340 تعداد اسرائیلی های کشته شده از سال 2000 تا کنون : 1084
تعداد فلسطینی های زخمی شده از سال 2000 تا کنون : 39019 تعداد اسرائیلی های زخمی شده از سال 2000 تا کنون : 8864
تعداد اسرای اسرائیلی : 1 تعداد اسرای فلسطینی: 7383
خانه های ویران شده ی ِ اسرائیلی از 1967 تا کنون : 0 خانه های ویران شده ی ِ فلسطینی از 1967 تا کنون: 24145
کشوری فقط برای یهودیان به چه معناست؟ یعنی کشوری برای مردمی با مذهب/نژاد خاص، غیر از اینست؟ آیا این نژادپرستی ِ علنی نیست؟ آیا تمام انتقاداتی که به نژادپرستی می شود، به چنین تزی وارد نیست؟
چه کسی گفته است کشوری فقط برای یهودی ها؟ دوست عزیز ۱/۵ میلیون عرب در ایسرائل زندگی میکنند که از حقوق کامل شهروندی برخوردار هستند،۱۳ نماینده در مجلس اسرائیل دارند،به عنوان سفیر و دیپلمات به کشورهای دیگر میروند،در کابینه وزیر میشوند و حتی در ارتش اسرائیل نیز خدمت میکنند ، در حالی که برای خدمت در نیروهای دفاع اسرائیل برای عربها اجباری نیست. این سخن نیز که اسرائیل فقط مهاجر یهودی میپذیرد اشتباه است ، هر کسی میتواند به اسرائیل مهاجرت کند ، همنگونه که میتواند به کانادا یا هر کشور دیگری مهاجرت کند ، فقط یهودیها به عنوان یک ملت و نه یک دین چون اسرائیل تنها کشور آنهاست بدون طی کردن مراحل مهاجرت میتوانند شهروندی این کشور را دریافت کنند ، همانطور که یک شخص فرانسوی یا کانادایی یا آمریکایی نباید به کشور خود مهاجرت کنند و به صورت اتوماتیک شهروند آن کشور است.
یک دولت ِ نژادپرست ِ یهودی وسط ِ جهان مسلمان/عرب چه نتیجه ای بجز آنچه درپی داشته، می توانست به بار بیاورد؟
علم کردن یعنی چه؟ یهودیان ۳۰۰۰ سال سابقه در آن سرزمین دارند، ۸۰۰ سال دولت مستقل در آنجا داشتند ، در آنجا متولد شدند ، ۲۰۰۰ سال تلاش کردند تا دوباره به آن سرزمین بازگردند، حتی اگر بنا به مقایسه باشد ، این کشور فلسطینی هست که هیچ گاه در طول تاریخ بشری وجود نداشته است ، پایتخت کشور فلسطین کجا بوده است که اسرائیلیها آنجا را اشغال کردند؟ واحد پول کشور فلسطین چه بوده است؟.. هیچی! چون هرگز چنین کشوری در طول تاریخ نبوده است ، جمعیتی یهودی و عرب در آنجا ساکن بودند که سازمان ملل رای میدهد ۲ کشور برای ۲ ملت ساکن آنجا تشکیل شود ، یهودیها قبول میکنند و عربها نمیکنند! و میگویند غلط میکنند این یهودیهای نجس کافر بخواهند کشور مستقل داشته باشند ، ما همه آنها را به دریا میریزیم و تمامی سرزمین را که وقف اسلامی هست صاحب میشویم! خوب نتیجه آن نیز همین هست که میبینید که هنوز کشوری به نام فلسطین وجود ندارد.
در مورد آمار هم من به یک سازمان چپ گرای آمریکایی هیچ اعتمادی ندارم ، هر وقت یک منبع آکادمیک در جهت تایید سخنان خود آوردید ، آنوقت در مورد ارقام بحث میکنیم. ولی چند نکته را ذکر میکنم.
در مورد زندانی ها: کسانی که در زندان اسرائیل هستند ، همگی از دادگاهی عادلانه برخوردار بودند و حق داشتن وکیل را نیز داشتهاند. آنها افرادی هستند که مستقیماً در حمایت از سازمانهای ترور مانند حماس و جهاد اسلامی نقش داشتهاند. در زندان مثل یک زندانی اسرئیلی با آنها برخورد میشود و بسیاری نیز از آنها نیز در زندان مشغول تحصیل دانشگاهی راه دور هستند( مثل سمیر قنطار ، زندانی لبنانی که جمجمه یک دختر ۴ ساله اسرائیلی را شکسته و او را کشته بود ، ولی در زندان تحصیل میکرد). در همین آتش سوزی چند روز پیش نیز که یک اتوبوس شامل ۴۰ زندان بان اسرائیلی جزغاله شدند ، آنها برای نجات جان زندانیان فلسطینی وارد آتش شده بودند که اینگونه شد.
در مورد تعداد کشتههای فلسطینی: اکثریت آنها از اعضای رسمی گروههای ترور بودند که در جنگ چریکی یا مستقیم کشته شدند
،
البته حماس و دیگر گروهها با استفاده از سپر انسانی شهروندان خود باعث این میشوند که آمار تلفات شهروندی زیاد شود ، ولی ذکر یک نتک اینجا ضروری است. اسرائیل تمامی تلاش خود را میکند که از شهروندان کسی کشته نشوند ، مثلا در جنگ غزه قبل از اینکه به یک محلهٔ نظامی حمله کند به آنجا زنگ میزد و یا از آسمان اعلامیه میفرستد که مردم معمولی آنجا را ترک کنند ولی حماس از خروج مردم جلوگیری میکرد ، پس اگر هم در این زمینه گونهی باشد به گردن گروههای ترور است، ولی در مورد کشتههای اسرائیلی ، اینکه اکثریت آنها از شهروندان معمولی هستند که یا در پرتاب راکت و یا در بمبگذاری انتحاری کشته شدند ، در بین سالهای ۱۹۹۳ تا اواخر انتفاضه دوم اسرائیل شاهد بسیاری از این انتحاریها مانند آن چیزی که در چابهار اتفاق افتاد در کودکستانها و اتوبوسهای شهری بود.
در مورد خانههای ویران شده نیز بگویم که در هر کجای دنیا اگر شما بدون مجوز در یک زمین خانه بسازید شهرداری خانه شما را تخریب میکند ، ۶۰۰ هزار عرب در شرق اورشلیم آزادانه زندگی میکنند و کسی کاری به کار آنها ندارد ، اما گاهی بعضیها به تحریک دیگران در زمینهایی که صاحب آنها نیستند بدون مجوز خانه سازی میکنند و در این صورت خانههای آنها تخریب میشود ، هر کس هم که بخواهد چه عرب و چه غیر عرب برود از شهرداری مجوز بگیرد ، میتواند خانه سازی کند.
چه کسی گفته است کشوری فقط برای یهودی ها؟ دوست عزیز ۱/۵ میلیون عرب در ایسرائل زندگی میکنند که از حقوق کامل شهروندی برخوردار هستند،۱۳ نماینده در مجلس اسرائیل دارند،به عنوان سفیر و دیپلمات به کشورهای دیگر میروند،در کابینه وزیر میشوند و حتی در ارتش اسرائیل نیز خدمت میکنند ، در حالی که برای خدمت در نیروهای دفاع اسرائیل برای عربها اجباری نیست. این سخن نیز که اسرائیل فقط مهاجر یهودی میپذیرد اشتباه است ، هر کسی میتواند به اسرائیل مهاجرت کند ، همنگونه که میتواند به کانادا یا هر کشور دیگری مهاجرت کند ، فقط یهودیها به عنوان یک ملت و نه یک دین چون اسرائیل تنها کشور آنهاست بدون طی کردن مراحل مهاجرت میتوانند شهروندی این کشور را دریافت کنند ، همانطور که یک شخص فرانسوی یا کانادایی یا آمریکایی نباید به کشور خود مهاجرت کنند و به صورت اتوماتیک شهروند آن کشور است.
1.
چه کسی گفته؟ شما و هم فکران ِ شما.
مگر آن بخش از صحبتهای جنابعالی و پاسخهای من کوچکترین ارتباطی به «اسرائیل موجود» داشت؟ مگر پیرامون ِ «صهیونیسم» صحبت نمی کردیم؟
مگر شما این تاپیک را برای دفاع از صهیونیسم، که ایده ی بنیادی ِ آن تشکیل و گسترش ِ کشوری مختصا یهودی ست ایجاد نکرده اید؟
مگر قصد رفع ِ اتهام از صهیونسم را نداشتید؟ خوب، اولین و مهمترین اتهام ِ این باور، نژادپرستی ِ عریان و افسارگسیخته ی ِ آنست
2.
البته بیراه نمی گویید، اینهم واقعیت است که اسرائیل را صهیونیستها در اختیار دارند، و رفتار دولت اسرائیل در چهارچوب ِ این ایدئولوژی ِ مضحک قرار می گیرد. تا آنجاکه من می دانم، صهیونیست بودن برای تکیه زدن بر اریکه ی ِ قدرت در اسرائیل، نوعی الزام نانوشته(یا شاید نوشته؟)بوده، کسی که قائل به عقب نشینی اسرائیل به مرزهای بین مللی و تشکیل دولت حقیقتا مستقل فلسطینی بوده باشد را تا بحال به عنوان وزیر و وکیل در اسرائیل ندیده ایم.
"We must expel Arabs and take their places." -- David Ben Gurion, 1937, Ben Gurion and the Palestine Arabs, Oxford University Press, 1985.
"There is no such thing as a Palestinian people... It is not as if we came and threw them out and took their country. They didn't exist." -- Golda Meir, statement to The Sunday Times, 15 June, 1969.
"The Palestinians are like crocodiles, the more you give them meat, they want more"....
-- Ehud Barak, Prime Minister of Israel at the time - August 28, 2000. Reported in the Jerusalem Post August 30, 2000
"Israel may have the right to put others on trial, but certainly no one has the right to put the Jewish people and the State of Israel on trial." -- Israeli Prime Minister Ariel Sharon, 25 March, 2001 quoted in BBC News Online
و یا، از همه جالبتر، نقل قول ِ کذایی ِ بنیامین نتانیاهو در امضای ِ خودتان. «هرآنچه لازم باشد» را قبلا از هیتلر شنیده ایم، و همه می دانند منظور اسرائیل از «دفاع» چیست.
علم کردن یعنی چه؟ یهودیان ۳۰۰۰ سال سابقه در آن سرزمین دارند، ۸۰۰ سال دولت مستقل در آنجا داشتند ، در آنجا متولد شدند ، ۲۰۰۰ سال تلاش کردند تا دوباره به آن سرزمین بازگردند، حتی اگر بنا به مقایسه باشد ، این کشور فلسطینی هست که هیچ گاه در طول تاریخ بشری وجود نداشته است ، پایتخت کشور فلسطین کجا بوده است که اسرائیلیها آنجا را اشغال کردند؟ واحد پول کشور فلسطین چه بوده است؟.. هیچی! چون هرگز چنین کشوری در طول تاریخ نبوده است ، جمعیتی یهودی و عرب در آنجا ساکن بودند که سازمان ملل رای میدهد ۲ کشور برای ۲ ملت ساکن آنجا تشکیل شود ، یهودیها قبول میکنند و عربها نمیکنند! و میگویند غلط میکنند این یهودیهای نجس کافر بخواهند کشور مستقل داشته باشند ، ما همه آنها را به دریا میریزیم و تمامی سرزمین را که وقف اسلامی هست صاحب میشویم! خوب نتیجه آن نیز همین هست که میبینید که هنوز کشوری به نام فلسطین وجود ندارد.
علم کردن یعنی تغییر تناسب ِ جمعیتی ِ یک منطقه ی ِ جغرافیایی با تشویق تمام مردم یهود از سراسر دنیا به مهاجرت، و بعد حرف از بازگشتن به نقطه ی ِ صفر تاریخ و حق طبیعی ِ قوم یهود و قرادادهای قانونی با شیوخ عرب و این مزخرفات زدن.
دوست ِ گران ارج، کشور ِ فلسطینی وجود نداشته، ملت ِ فلسطینی که بوده؟ از این گذشته، مثلا کشور یهودی وجود داشته؟ لابد موسی هم نخست وزیرش بوده؟ بعد بزرگوار، این اصلا چه ربطی به موضوع دارد؟ هیچ کشور عربی در حاشیه ی خلیج فارس و دریای عمان، تا صد سال قبل وجود خارجی نداشته، اما هیچکس شکی نمی کند که این سرزمینها متعلق به «ساکنان» آن است.
در مورد آمار هم من به یک سازمان چپ گرای آمریکایی هیچ اعتمادی ندارم ، هر وقت یک منبع آکادمیک در جهت تایید سخنان خود آوردید ، آنوقت در مورد ارقام بحث میکنیم. ولی چند نکته را ذکر میکنم.
منابع ِ آکادمیک اسرائیلی مورد نظرتان است دیگر؟ من به چنین منابعی دسترسی ندارم. اسناد ِ این سایت بسیار معتبر هستند، مثلا آمار ِ مربوط به کودکان کشته شده از دو طرف از کتابی به نام «این کودکان را به خاطر بسپار» است که در آن اسامی تمام کودکان، محل کشته شدنشان و نحوه ی کشته شدن ِ آنها به طور کامل شرح داده شده(لینک). و چیزی که دلایل و اسناد این سایت را انکار بکند نیافتم. خود سران ِ اسرائیلی هم کشتار فلسطینی ها را هرگز انکار نکرده اند، آن را(همانند شما)تلفات ِ «غم انگیز» و طبیعی در مسیر مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی اسلامی عنوان کرده اند. مدارک رسمی ِ اسرائیل در اینباره چه می گویند؟
در مورد زندانی ها: کسانی که در زندان اسرائیل هستند ، همگی از دادگاهی عادلانه برخوردار بودند و حق داشتن وکیل را نیز داشتهاند. آنها افرادی هستند که مستقیماً در حمایت از سازمانهای ترور مانند حماس و جهاد اسلامی نقش داشتهاند. در زندان مثل یک زندانی اسرئیلی با آنها برخورد میشود و بسیاری نیز از آنها نیز در زندان مشغول تحصیل دانشگاهی راه دور هستند( مثل سمیر قنطار ، زندانی لبنانی که جمجمه یک دختر ۴ ساله اسرائیلی را شکسته و او را کشته بود ، ولی در زندان تحصیل میکرد). در همین آتش سوزی چند روز پیش نیز که یک اتوبوس شامل ۴۰ زندان بان اسرائیلی جزغاله شدند ، آنها برای نجات جان زندانیان فلسطینی وارد آتش شده بودند که اینگونه شد.
داستان است. چنانکه آمار نشان می دهد بیش از 20% این اسرا زن و کودک هستند. 25 عضو کابینه ی ِ دولت فلسطین در میان آنها وجود دارد. و برخلاف ِ ادعای شما، بیش از 70% آنها، یعنی اشخاص دستگیر شده در مناطق اشغالی، به وکیل دسترسی ندارند، در شرایط ِ بسیار بدی نگهداری می شوند و حداقل هفته ای یکبار گزارشی مبنی بر شکنجه از زندانهای اسرائیلی ارائه می شود(منبع 1 ، منبع 2). پیرامون ِ حقوق بشر و پایبندی ِ اسرائیل به معاهدات بین المللی هم که این کشور رکورد دار ِ دریافت قطعنامه از مجمع عمومی جلوتر از آفریقای جنوبی ِ آپارتاید است.
البته حماس و دیگر گروهها با استفاده از سپر انسانی شهروندان خود باعث این میشوند که آمار تلفات شهروندی زیاد شود ، ولی ذکر یک نتک اینجا ضروری است. اسرائیل تمامی تلاش خود را میکند که از شهروندان کسی کشته نشوند ، مثلا در جنگ غزه قبل از اینکه به یک محلهٔ نظامی حمله کند به آنجا زنگ میزد و یا از آسمان اعلامیه میفرستد که مردم معمولی آنجا را ترک کنند ولی حماس از خروج مردم جلوگیری میکرد ، پس اگر هم در این زمینه گونهی باشد به گردن گروههای ترور است، ولی در مورد کشتههای اسرائیلی ، اینکه اکثریت آنها از شهروندان معمولی هستند که یا در پرتاب راکت و یا در بمبگذاری انتحاری کشته شدند ، در بین سالهای ۱۹۹۳ تا اواخر انتفاضه دوم اسرائیل شاهد بسیاری از این انتحاریها مانند آن چیزی که در چابهار اتفاق افتاد در کودکستانها و اتوبوسهای شهری بود.
گروه مجاهدین خلق هم از عذر ِ مشابهی برای ترور مردم عادی استفاده می کرد : ملاها میان مردم پنهان می شوند. هر مسلمان ِ مسلحی تروریست نیست، و این جعلی ست که من آن را نخواهم پذیرفت. وقتی مردمی مورد تجاوز علنی و همه جانبه قرار می گیرند، وقتی جنگ برای بقاست و شما «متجاوز»، طبیعی ست که اوضاع خیط خواهد شد. من با تمام قربانیان غیرنظامی ِ اسرائیل احساس همدردی می کنم، اما نمی دانم چرا، سمپاتی ِ من برای فلسطینی ها بیشتر است.
شاید چون تا قبل از برآمدن ِ دولت ِ هار ِ نژادپرست سرشان به کار خودشان بود؟
در مورد خانههای ویران شده نیز بگویم که در هر کجای دنیا اگر شما بدون مجوز در یک زمین خانه بسازید شهرداری خانه شما را تخریب میکند ، ۶۰۰ هزار عرب در شرق اورشلیم آزادانه زندگی میکنند و کسی کاری به کار آنها ندارد ، اما گاهی بعضیها به تحریک دیگران در زمینهایی که صاحب آنها نیستند بدون مجوز خانه سازی میکنند و در این صورت خانههای آنها تخریب میشود ، هر کس هم که بخواهد چه عرب و چه غیر عرب برود از شهرداری مجوز بگیرد ، میتواند خانه سازی کند.
ببینم، الان کدام کشور مرزهای بین المللی ِ متعلق به ملت دیگری را آنجا اشغال کرده و با آنها به عنوان غنیمت جنگی رفتار می کند؟ کدام کشور حاضر نیست دولت منتخب فلسطین را به رسمیت بشناسد؟
دوست عزیز ۱/۵ میلیون عرب در ایسرائل زندگی میکنند که از حقوق کامل شهروندی برخوردار هستند،۱۳ نماینده در مجلس اسرائیل دارند،به عنوان سفیر و دیپلمات به کشورهای دیگر میروند،در کابینه وزیر میشوند و حتی در ارتش اسرائیل نیز خدمت میکنند ، در حالی که برای خدمت در نیروهای دفاع اسرائیل برای عربها اجباری نیست.
کسرا جان ، تا جایی که من میدونم یهودیت نژاد نیست ، بلکه دین هستش - خوب ما عرب یهودی هم داریم ! ایرانی یهودی هم داریم ، زرد پوست یهودی هم داریم .
منتها من هنوز متوجه منظور جناب امیر نشدم - کشوری برای یهودیان به یک نژاد خاص اشاره نمیکند که بخواهیم آن را نژاد پرستی بنامیم چرا که یک فرد یهودی میتواند از هر نژادی باشد . البته شاید بتوان آن را مغایر با ارزش های منشور حقوق بشر و چیزهایی از این دست دانست ولی قطعن نژاد پرستی نیست .
دوست عزیز «یهود» نام یک قوم است، و «یهودی» می تواند شخصی داخل ِ آن قوم، یا شخصی به مذهب ِ آن قوم خطاب بشود. اما این نکته سنجی ها برای چیست؟ نژادپرستی نه، قوم پرستی. قوم پرستی نه، دگماتیسم ِ جنون آمیز ِ مذهبی. (چون این بحث پیرامون صهیونیسم است، به نظرم در این تز هرجا صحبت از اسرائیل می شود، آن را خانه ی ِ موعود ِ «قوم» یهود می شمارد و خود ِ اسرائیل هم به عنوان ِ کشوری برای «قوم یهود» تشکیل شده و الان فعالیت می کند.). چه تفاوتی می کند؟ مذهب، نژاد، جنسیت، ایدئولوژی و غیره، هیچ دولتی بجز اسرائیل جرئت نمی کند علنا بگوید این کشور فقط مال ِ ما، با این مشخصات نژادی/مذهبی خاص، باقی توی صف!
مگر شما این تاپیک را برای دفاع از صهیونیسم، که ایده ی بنیادی ِ آن تشکیل و گسترش ِ کشوری مختصا یهودی ست ایجاد نکرده اید؟
این سخن شما اشتباه است ، هدف صهیونیسم تشکیل کشوری فقط برای یهودیها نبود ، بلکه کشوری برای یهودیها بود ، این به این معنی نیست که افراد غیر یهودی در این کشور حق زندگی ندارند ، به همین دلیل هم هست که در بیانیه استقلال اسرائیل حقوق تمامی شهروندان فارغ از نژاد ، مذهب و ملیت تضمین شده است. ۱/۵ میلیون عرب غیر یهودی نیز در اسرائیل آزادانه زندگی میکنند و از تمامی حقوق شهروندی برخوردار هستند.
البته بیراه نمی گویید، اینهم واقعیت است که اسرائیل را صهیونیستها در اختیار دارند، و رفتار دولت اسرائیل در چهارچوب ِ این ایدئولوژی ِ مضحک قرار می گیرد. تا آنجاکه من می دانم، صهیونیست بودن برای تکیه زدن بر اریکه ی ِ قدرت در اسرائیل، نوعی الزام نانوشته(یا شاید نوشته؟)بوده، کسی که قائل به عقب نشینی اسرائیل به مرزهای بین مللی و تشکیل دولت حقیقتا مستقل فلسطینی بوده باشد را تا بحال به عنوان وزیر و وکیل در اسرائیل ندیده ایم
دوست عزیز امروزه صهیونیسم در سال ۲۰۱۰ چون دیگر کشور اسرائیل ۶۲ سال است که تشکیل شده است ، تعریف دیگری دارد و امروزه هر کسی که از حق موجودیت کشور اسرائیل دفاع کند صهیونیست خطاب میشود. بله در اسرائیل هم یک حزب عربی به اسم بلد هست که ۳ نمایندهٔ در پارلمان کشور دارد که خواهان نابودی اسرائیل هستند ، ولی هنوز چون اقدام به مبارزه مسلحانه نزدند میتوانند سخن خود را بگویند و حتی در کنست نیز نمایندهٔ شوند. در کدام کشور حتی دمکراتیک غربی چنین حقی را به یک گروه میدهند؟ در آمریکا یک نفر بگوید میخواهیم دولت را سرنگون کنیم و کشور را نابود کنیم ، میتواند در کنگره یا سنا عضو شود؟ یا اصلا حق سخن گفتن به آن گونه را دارد؟ در اروپا چطور؟ خیر اینگونه نیست! تنها کشوری که حتی هواداران نابودی خود را اجازه میدهد در مجلس عضو شوند و از جیب مالیات دهندگان حقوق دریافت کنند اسرائیل است.
"There is no such thing as a Palestinian people... It is not as if we came and threw them out and took their country. They didn't exist."
-- Golda Meir, statement to The Sunday Times, 15 June, 1969.
خوب دوست عزیز مگر نخست وزیر فقید اسرائیل دروغ گفته است؟ در قبل از جنگ ۱۹۶۷ هیچ سخنی از مردم یا قوم فلسطینی نبود. ۱ سند هم نیست که در قبل از ۱۹۶۷ چنین لفظی خطاب به آنها گفته شده باشد ، حتی در میان عربها ، آنها عربهای ساکن فلسطین نمیده میشدند و نه قومی به نام فلسطینی. بعد هم هرگز کشوری به اسم فلسطین نبوده است که اسرائیل آنجا را اشغال کرده باشد. شما بگویید در کدام نقطه از تاریخ کشوری به اسم فلسطین بوده است؟
"The Palestinians are like crocodiles, the more you give them meat, they want more
امروزه فلسطینیها آرزو میکنند که اهود باراک رهبر حزب کارگر اسرائیل دوباره نخست وزیر شود ، در توافق کمپ دوید باراک حاضر شد %۱۰۰ غزه+%۹۷ کرانه غربی+شرق اورشلیم را کاملا در اختیار دولت خود گردان بگذارد ، ولی عرفات گفت نه و انتفاضه دوم را شروع کرد که همراه بود با موج عملیاتهای انتحاری! هر چیزی به فلسطینیها بدهید یک چیز بیشتر طلب میکنند ، امروزه دولت اسرائیل اگر با همه خواستههای آنها نیز موافقت کند ، بد یک بهانه دیگر میاورند که صلح نکنند. آن موقع توافق با باراک را قبول نکردند و راه ترور را پیش گرفتند ، حالا امروز باید برای کمتر از آن خواستهها دست به دامن اوباما شوند.
We must expel Arabs and take their places."
-- David Ben Gurion, 1937, Ben Gurion and the Palestine Arabs, Oxford University Press, 1985.
این سخن بن گورین به زمانی بر میگردد که این زمینها را که اکثرا بیابان خشک بودند را از صاحبهای آنها با چند برابر قیمت خریداری کرده بودند ، ولی آنها حاضر به تخلیه نبودند ، گاهی نیز لازم شد از زور استفاده شود که آنها ملکی را که فروخته بودند ترک کنند تا صاحب جدید ساکن شود ، عربهایی هم که نفروختند امروزه همان عربهای اسرائیلی هستند.
منابع ِ آکادمیک اسرائیلی مورد نظرتان است دیگر؟ من به چنین منابعی دسترسی ندارم. اسناد ِ این سایت بسیار معتبر هستند، مثلا آمار ِ مربوط به کودکان کشته شده از دو طرف از کتابی به نام «این کودکان را به خاطر بسپار» است که در آن اسامی تمام کودکان، محل کشته شدنشان و نحوه ی کشته شدن ِ آنها به طور کامل شرح داده شده(لینک). و چیزی که دلایل و اسناد این سایت را انکار بکند نیافتم. خود سران ِ اسرائیلی هم کشتار فلسطینی ها را هرگز انکار نکرده اند، آن را(همانند شما)تلفات ِ «غم انگیز» و طبیعی در مسیر مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی اسلامی عنوان کرده اند. مدارک رسمی ِ اسرائیل در اینباره چه می گویند؟
دوست عزیز من کشته شدن شهروندان غیر نظامی فلسطینی را انکار نکردم ، انسان کور که نیست، وقتی میبیند یک بچه غرق خون است گریه میکند ، منظور من در مورد صحت و سقم تعداد آمار بود ، حالا اصلا ۱ نفر ، جان ۱ انسان بیگناه نیز نباید گرفته شود ، ولی به علت اینکه گروههای ترور فلسطینی از شهروندان خود به عنوان سپر انسانی استفاده میکنند که در پستهای دیگر توضیح دادم ، این اتفاقات نیز میافتد که باعث تاسف است ، اما فرق قضیه این هست که ارتش اسرائیل مستقیماً به عنوان کشتن و نابودی یک هدف غیر نظامی وارد صحنه نمیشود ، بلکه این حماس و جهاد اسلامی هستند که مستقیماً به سوی شهرها و اهداف غیر نظامی شلیک میکنند ، در همان گزارش گلدستن نیز این ذکر شده است.
داستان است. چنانکه آمار نشان می دهد بیش از 20% این اسرا زن و کودک هستند. 25 عضو کابینه ی ِ دولت فلسطین در میان آنها وجود دارد. و برخلاف ِ ادعای شما، بیش از 70% آنها، یعنی اشخاص دستگیر شده در مناطق اشغالی، به وکیل دسترسی ندارند، در شرایط ِ بسیار بدی نگهداری می شوند و حداقل هفته ای یکبار گزارشی مبنی بر شکنجه از زندانهای اسرائیلی ارائه می شود(منبع 1 ، منبع 2). پیرامون ِ حقوق بشر و پایبندی ِ اسرائیل به معاهدات بین المللی هم که این کشور رکورد دار ِ دریافت قطعنامه از مجمع عمومی جلوتر از آفریقای جنوبی ِ آپارتاید است.
الان که اسرائیل در غزه نیست ، ولی بر طبق قوانین جنگ ، چون هنوز اسرائیل در کرانه غربی حضور نظامی داره یا به قول شما آنجا را اشغال کرده است ، آنجا منطقه جنگی محسوب میشه و برگزاری دادگاههای نظامی جرم نیست ، اگر بود تا به امروز فلسطینیها و کشورهای عربی پاشنه در دادگاه لاهه را از جا کنده بودند ، این در این مورد ، ولی در مورد اعضای به اصطلاح کابینه! یک گروه تروریستی مثل حماس چند نفر را اسم وزیر روی آنها میگذرد را اعضای کدام کابینه میدانید؟ کسانی که از آنها دستگیر شدند به علت عضویت در حماس دستگیر شدند. اگر هم اسرائیل با زندانیان فلسطینی بد رفتاری میکند و آنها را شکنجه میکند ، چرا ۴۰ نفر از افراد خود را بفرستد تا آنها را از میان آتش نجات دهند و همگی این ۴۰ نفر اسرئلی نیز بمیرند؟ صلیب سرخ در همه جای اسرائیل نمایندهٔ دارد ، یک گزارش از صلیب سرخ ارائه کنید که دولت اسرائیل متهم به شکنجه یا بدرفتاری با زندانیها شده است؟
خیر، اکثریت آنها مردم ِ غیرنظامی کوچه و خیابان بوده اند که بر اثر حملات هوایی ِ جنون آمیز ارتش اسرائیل از سال 2003 تاکنون، به قتل رسیده اند(منبع)
پایین این صفحه منبع شما ، خودش ارجاع داده به صفحه اول وبسایت ماریو ، خوب کجای این روزنامه چنین چیزی نوشته است؟ اگر بود چرا به خود آن مطلب لینک ندادید و لینک صفحه اول روزنامه عبری ماریو را نوشتید
گروه مجاهدین خلق هم از عذر ِ مشابهی برای ترور مردم عادی استفاده می کرد : ملاها میان مردم پنهان می شوند. هر مسلمان ِ مسلحی تروریست نیست، و این جعلی ست که من آن را نخواهم پذیرفت. وقتی مردمی مورد تجاوز علنی و همه جانبه قرار می گیرند، وقتی جنگ برای بقاست و شما «متجاوز»، طبیعی ست که اوضاع خیط خواهد شد. من با تمام قربانیان غیرنظامی ِ اسرائیل احساس همدردی می کنم، اما نمی دانم چرا، سمپاتی ِ من برای فلسطینی ها بیشتر است.
خوب پس شما که رسما از جنگ مسلحانه دفاع میکنید ، دیگر به چه چیز اسرائیل اعتراض میکنید؟ اسرائیل بشیند و کاری نکند ، چون ممکن است امثال شما خوششان نیاید؟ همین شماها هستید که ملت فلسطین را بدبخت کردید ، عرفات اینهمه مبارزه مسلحانه کرد ، آخر به این نتیجه رسید که این راه جواب نمیدهد و پای میز مذاکره نشست. دوست عزیز فکر نمیکنید قدرت نظامی اسرائیل در جنگ بسیار بسیار بیشتر از حماس و جهاد اسلامی است؟ خود ۱۰۰۰ سال دیگر نیز که آنها راهی به پیش نخواهند برد و وضع به همین گونه ادامه پیدا میکند و کشور فلسطینی نیز نخواهد بود.
این سخن شما اشتباه است ، هدف صهیونیسم تشکیل کشوری فقط برای یهودیها نبود ، بلکه کشوری برای یهودیها بود ، این به این معنی نیست که افراد غیر یهودی در این کشور حق زندگی ندارند ، به همین دلیل هم هست که در بیانیه استقلال اسرائیل حقوق تمامی شهروندان فارغ از نژاد ، مذهب و ملیت تضمین شده است. ۱/۵ میلیون عرب غیر یهودی نیز در اسرائیل آزادانه زندگی میکنند و از تمامی حقوق شهروندی برخوردار هستند.
بله، بیش از 2 میلیون ایرانی ِ غیرمسلمان هم در ایران آزادانه زندگی می کنند و در پارلمان نماینده دارند و خلاصه عشق می کنند(به گفته ی ِ خودشان). وانگهی من و شما و باقی ِ دنیا می دانند که ماجرا جور ِ دیگریست. درحالی که انتظار می رود ما سخن ِ شما را پیرامون ِ «حقوق ِ شهروندی ِ برابر ِ اعراب و یهودیان در اسرائیل، بهتر از سوئیس» در حکم کلام الله بگیریم و چشم بسته بپذیریم، خبرهایی هم گاهی می رسد از وجود ِ نفرت ِ نژادی در اسرائیل، و اینبار نه مثل همیشه برپاد ِ اعراب و مسلمین، که نسبت به یهودیان ِ «غیر اروپایی»(لینک). دفاع ِ شما قطعا اینست «اساس ِ نظام مخالف ِ اینست»، وانگهی علاوه بر گفته های ِ شما، شواهد ِ بی شماری حکایت از همراهی ِ نظام ِ موجود در اسرائیل با نژادپرستی به سود مردم ِ یهودی مذهب/تبار، در برابر ِ «دیگران» دارد: رفتار ِ دولت اسرائیل(بهترین، معتبرترین و قابل ارجاع ترین شاهد ِ موجود)، نقل قول و طرز فکر ِ سران و رهبران ِ آن(که شما با منطقی اسرائیلی آنها را توجیه می کنید)، فلسفه ی ِ بنیادی ِ صهیونیسم و طبیعت ِ «جنگ»ِ در جریان در آن منطقه(که دیدیم، اسرائیلی ها در آن دست ِ بالا یک دهم خسارات می بینند)همه و همه به این حقیقت اشاره می کند، که چه در نهله ی ِ صهیونیسم و چه در نظام ِ مستقر در دولتی که خود را اسرائیل نامیده، جستجو و مطلوب «کشوری فقط برای یهودیان است».
دوست عزیز امروزه صهیونیسم در سال ۲۰۱۰ چون دیگر کشور اسرائیل ۶۲ سال است که تشکیل شده است ، تعریف دیگری دارد و امروزه هر کسی که از حق موجودیت کشور اسرائیل دفاع کند صهیونیست خطاب میشود. بله در اسرائیل هم یک حزب عربی به اسم بلد هست که ۳ نمایندهٔ در پارلمان کشور دارد که خواهان نابودی اسرائیل هستند ، ولی هنوز چون اقدام به مبارزه مسلحانه نزدند میتوانند سخن خود را بگویند و حتی در کنست نیز نمایندهٔ شوند. در کدام کشور حتی دمکراتیک غربی چنین حقی را به یک گروه میدهند؟ در آمریکا یک نفر بگوید میخواهیم دولت را سرنگون کنیم و کشور را نابود کنیم ، میتواند در کنگره یا سنا عضو شود؟ یا اصلا حق سخن گفتن به آن گونه را دارد؟ در اروپا چطور؟ خیر اینگونه نیست! تنها کشوری که حتی هواداران نابودی خود را اجازه میدهد در مجلس عضو شوند و از جیب مالیات دهندگان حقوق دریافت کنند اسرائیل است.
پس می پذیرید که «زمانی» صهیونیسم دارای ِ تعریفی «نژادپرستانه» بوده،
اما اضافه می کنید که «حالا» چنان بار ِ معنایی درخود ندارد. بسیار خوب، اولا توضیح بدهید این استحاله چگونه، در چه زمان و به چه شکلی اتفاق افتاده. ثانیا، اگاه هستید که این یعنی کشور ِ اسرائیل برمبنای ِ ایده ای نژادپرستانه تشکیل شده و این برای ِ من(که یک طرف این بحث هستم و هرچند از نظر شما بی اهمیت، به افکار ِ خواننده ی ِ این گفتگو اثر می گذارم)کافی ست که «موجودیت» آن را زیر ِ سوال ببرم، خواستار ِ تحقیقاتی گشوده و همه جانبه از طرف ِ هرکس که اراده می کند باشم و مسئله را بسیار جدی بگیرم. هنگام ِ خواندن ِ بخش دوم ِ سخن شما، یاد یک گفته ای افتادم از بابی ساندز فقید که "دموکراسی در ایرلند فقط به دزدها خدمت می کند". شما
نمی توانید چند دهه مهاجرت ِ قلابی و اجباری و تشویقی در یک منطقه ی ِ جغرافیایی براه بیاندازید، ساکنان ِ بومی را تا آنجاکه ممکن است بیرون بریزید، اکثریتی «مصنوعی» برای خود تولید بکنید و بعد یکشبه «طرفدار دوآتشه ی ِ دموکراسی» بشوید و توقع داشته باشید باقی ِ دنیا مثل احمقها از جایشان برخواسته، برایتان کف بزنند! این دموکراسی طلبی دروغ است، ظلم ِ آشکار است، و باور بفرمایید، کسی فریب ِ آنرا نمی خورد. غرب اگر سکوت کرده و گوشه ای خزیده، برای آنست که در موضوع ذی نفع است، و بالاخره پس از قرنها از «شر» یهودیان خلاص شده، و آنها را تبدیل به مشکل فلسطینی ها کرده. دلیل ِ دیگری وجود دارد برای سکوت ِ مرگ آسای ِ اروپایی های ِ دل نازکی که زخم برداشتن ِ پای ِ بچه گربه ها خواب ِ شب را از چشم شان می رباید؟ (البته این احتمال هم هست که اسرائیل محق باشد، و پاپانوئل هم واقعی باشد، و امام زمانی هم وجود داشته باشد!)..
خوب دوست عزیز مگر نخست وزیر فقید اسرائیل دروغ گفته است؟ در قبل از جنگ ۱۹۶۷ هیچ سخنی از مردم یا قوم فلسطینی نبود. ۱ سند هم نیست که در قبل از ۱۹۶۷ چنین لفظی خطاب به آنها گفته شده باشد ، حتی در میان عربها ، آنها عربهای ساکن فلسطین نمیده میشدند و نه قومی به نام فلسطینی. بعد هم هرگز کشوری به اسم فلسطین نبوده است که اسرائیل آنجا را اشغال کرده باشد. شما بگویید در کدام نقطه از تاریخ کشوری به اسم فلسطین بوده است؟
امروزه فلسطینیها آرزو میکنند که اهود باراک رهبر حزب کارگر اسرائیل دوباره نخست وزیر شود ، در توافق کمپ دوید باراک حاضر شد %۱۰۰ غزه+%۹۷ کرانه غربی+شرق اورشلیم را کاملا در اختیار دولت خود گردان بگذارد ، ولی عرفات گفت نه و انتفاضه دوم را شروع کرد که همراه بود با موج عملیاتهای انتحاری! هر چیزی به فلسطینیها بدهید یک چیز بیشتر طلب میکنند ، امروزه دولت اسرائیل اگر با همه خواستههای آنها نیز موافقت کند ، بد یک بهانه دیگر میاورند که صلح نکنند. آن موقع توافق با باراک را قبول نکردند و راه ترور را پیش گرفتند ، حالا امروز باید برای کمتر از آن خواستهها دست به دامن اوباما شوند.
این سخن بن گورین به زمانی بر میگردد که این زمینها را که اکثرا بیابان خشک بودند را از صاحبهای آنها با چند برابر قیمت خریداری کرده بودند ، ولی آنها حاضر به تخلیه نبودند ، گاهی نیز لازم شد از زور استفاده شود که آنها ملکی را که فروخته بودند ترک کنند تا صاحب جدید ساکن شود ، عربهایی هم که نفروختند امروزه همان عربهای اسرائیلی هستند.
🌹 خوب ارجمند، درباره ی ِ وجود ِ کشور فلسطین و وزارت ِ موسی و ایوب که قبلا صحبت کردیم؟ پیرامون ِ دو بخش ِ دیگر، باید گفت که در واقع این است صهیونیست ِ خوب و پایبند، چنانکه آنها را می شناسیم و دوست می داریم. کسی که شجاعانه از زیاده طلبی ِ کروکودیل وار ِ عربها ابراز نفرت می کند، ماجرای خرید زمینها را یادآور می شود، عدم ِ وجود ِ کشور را با عدم ِ وجود ِ سکنه و ملت یکی می کند، و خلاصه کار امیر2591 را تا جای ممکن راحت می کند. آنچه شما در این توجیهات پذیرفتید، بسیار بیش از آن بود که من به اثباتش امیدوار بودم. و جالبی ِ ماجرا اینجاست که حتی متوجه نیستید. اصلا حواصتان نیست چه طرز ِ فکر و نگرش ِ وحشتناک و غیراخلاقی را موعظه می کنید و آنقدر آن را تکرار کرده اید که برایتان عادی شده. با آسودگی ِ خاطر استعاره ی ِ چندش آوری چون «دست به دامن اوباما بشن» را بکار می برید(چنانکه اصلا یادآوری ِ آن با نوعی تذلذ برایتان همراه است). تئوری ِ نیم بند و فضاحت آمیز ِ بانکهای ِ دزد ِ آمریکا برای اشغال خانه ی ِ اشخاصی که وامشان پرداخت نشده(مبنی بر پولش را دادم، مال ِ منست)را چنان قانع کننده می یابید که ملای ِ محل آیه ی ِ قرآن را و از اینکه بلایی برسر فلسطینی ها آمده که در خواسته های خود تجدید نظری واپسگرایانه بکنند ناراحت به نظر نمی رسید.. ضرب المثل ِ چینی را که شنیده اید؟ «مراقب باش چه آرزویی می کنی، ممکن است آن را بدست بیاوری».. آرزوی ِ من در این گفتگو مبنی بر «پرده برداشتن» از افکار ِ شما به حقیقت پیوسته، و تنها احساس سرخوردگی و بهت زدگی برایم باقی مانده.
دوست عزیز من کشته شدن شهروندان غیر نظامی فلسطینی را انکار نکردم ، انسان کور که نیست، وقتی میبیند یک بچه غرق خون است گریه میکند ، منظور من در مورد صحت و سقم تعداد آمار بود ، حالا اصلا ۱ نفر ، جان ۱ انسان بیگناه نیز نباید گرفته شود ، ولی به علت اینکه گروههای ترور فلسطینی از شهروندان خود به عنوان سپر انسانی استفاده میکنند که در پستهای دیگر توضیح دادم ، این اتفاقات نیز میافتد که باعث تاسف است ، اما فرق قضیه این هست که ارتش اسرائیل مستقیماً به عنوان کشتن و نابودی یک هدف غیر نظامی وارد صحنه نمیشود ، بلکه این حماس و جهاد اسلامی هستند که مستقیماً به سوی شهرها و اهداف غیر نظامی شلیک میکنند ، در همان گزارش گلدستن نیز این ذکر شده است.
در جنگ حلوا خیر نمی کنند، اما آنچه شما مرتبا فراموش می کنید اینست که اسرائیل این جنگ را شروع کرده، باعث شده و ادامه می دهد. اسرائیل شهرک سازی را ادامه می دهد، اسرائیل دموکراسی در فلسطین را به رسمیت نمی شناسد، اسرائیل روزی هفت میلیون دلار بودجه ی ِ نظامی دارد، اسرائیل بازیگر ِ اصلی و تعیین کننده در میدان است.. حماس گربه ای ست گیر افتاده در اتاق دربسته، رها شده توسط سران ِ کشورهای ِ برادر عرب، خوراک ِ تبلیغاتی ِ سران فاسد جمهوری اسلامی و سوریه، تحت ِ تهاجم پروپاگاند ِ بی پایان ِ مس مدیای جهانی و فشار ِ مردمی قحطی زده، و البته زیر نوازش ِ سوئیس وار و 24/7 چهارمین ارتش ِ قوی جهان. حماس راهی بجز حمله به جلو ندارد، طرفی که تمام ابتکار ِ عمل را به زور سرنیزه در اختیار گرفته چه گزینه ای را انتخاب می کند؟ «بمبارانشان بکنید حرامزاده ها را».
الان که اسرائیل در غزه نیست ، ولی بر طبق قوانین جنگ ، چون هنوز اسرائیل در کرانه غربی حضور نظامی داره یا به قول شما آنجا را اشغال کرده است ، آنجا منطقه جنگی محسوب میشه و برگزاری دادگاههای نظامی جرم نیست ، اگر بود تا به امروز فلسطینیها و کشورهای عربی پاشنه در دادگاه لاهه را از جا کنده بودند ، این در این مورد ، ولی در مورد اعضای به اصطلاح کابینه! یک گروه تروریستی مثل حماس چند نفر را اسم وزیر روی آنها میگذرد را اعضای کدام کابینه میدانید؟ کسانی که از آنها دستگیر شدند به علت عضویت در حماس دستگیر شدند. اگر هم اسرائیل با زندانیان فلسطینی بد رفتاری میکند و آنها را شکنجه میکند ، چرا ۴۰ نفر از افراد خود را بفرستد تا آنها را از میان آتش نجات دهند و همگی این ۴۰ نفر اسرئلی نیز بمیرند؟ صلیب سرخ در همه جای اسرائیل نمایندهٔ دارد ، یک گزارش از صلیب سرخ ارائه کنید که دولت اسرائیل متهم به شکنجه یا بدرفتاری با زندانیها شده است؟
اشغال نکرده، آنجا را برای میهمانی ِ شبانه اجاره کرده است، مردم ِ شریف اسرائیل هم همگی اهل ِ پارتی، سه چهار دهه ای طول می کشد هنگ اورشان تمام بشود و آماده ی رفتن به خانه بشوند!
دولت ِ اسرائیل هرگز اجازه ی بازدید از «مرکز 1391» را به مسئولان صلیب سرخ نداده، و ما ایرانی ها به تجربه می دانیم که محدود کردن ِ «گزارش معتبر» به «گزارش رسمی» هرگز نشانه ی ِ خوبی نیست. ده ها مرکز ِ غیررسمی و یا نیمه رسمی از شکنجه ی ِ اسرای ِ فلسطینی توسط دولت اسرائیل خبر داده اند، شماری سرباز ِ اسرائیلی به این مسئله اعتراف کرده اند، عده ای زندانی ِ آزاد شده در اینباره صحبت کرده اند، وانگهی وقتی شما همه را به جز سخنگوی ِ رسمی دولت اسرائیل نامعتبر می دانید فایده چیست؟ برای باقی دوستان، این ان جی او اطلاعات وسیعی در اینباره، به سه زبان عربی/عبری/انگلیسی در اختیار مخاطبان قرار می دهد.
پایین این صفحه منبع شما ، خودش ارجاع داده به صفحه اول وبسایت ماریو ، خوب کجای این روزنامه چنین چیزی نوشته است؟ اگر بود چرا به خود آن مطلب لینک ندادید و لینک صفحه اول روزنامه عبری ماریو را نوشتید
اولا حداقل اینست که من تمام گفته های ِ خود را مستند می کنم؛ درحالی که شما وحی گونه بر ما نازل می شوید! ثانیا، چنانکه پیشتر از شما پرسیدم، و حقیقتا برایم جالب است، منابع ِ اسرائیلی، یا از نظر ِ شما معتبر دراینباره چه می گویند؟ قربانیان جنگ در فلسطین بیشتر «اعضای گروه های تروریستی» بوده اند یا «شهروندان عادی»؟ چون وقتی 15% قربانیان را کودکان تشکیل می دهند، آدم تعجب می کند اگر ناگهان آمار جهت دیگری به خود بگیرد.
خوب پس شما که رسما از جنگ مسلحانه دفاع میکنید ، دیگر به چه چیز اسرائیل اعتراض میکنید؟ اسرائیل بشیند و کاری نکند ، چون ممکن است امثال شما خوششان نیاید؟ همین شماها هستید که ملت فلسطین را بدبخت کردید ، عرفات اینهمه مبارزه مسلحانه کرد ، آخر به این نتیجه رسید که این راه جواب نمیدهد و پای میز مذاکره نشست. دوست عزیز فکر نمیکنید قدرت نظامی اسرائیل در جنگ بسیار بسیار بیشتر از حماس و جهاد اسلامی است؟ خود ۱۰۰۰ سال دیگر نیز که آنها راهی به پیش نخواهند برد و وضع به همین گونه ادامه پیدا میکند و کشور فلسطینی نیز نخواهد بود.
خیر. من گفتم که آنچه رخ می دهد، پاسخ ِ طبیعی و در واقع تنها گزینه ی ِ باقی مانده پیش روی ِ «تروریستها»(چنانکه شما آنها را می نامید)است، و نتیجه ی ِ طبیعی ِ رفتار اسرائیل. که گویا احساسات ناسیونالیستی ِ شما جریحه دار شد !
لطفا حرف دهان خود را نیز بفهمید و از توهین خودداری کنید.
آیا این یک درخواست به عنوان ِ طرفی از بحث است که احساس می کند مورد توهین قرار گرفته؛ یا اعمال ِ مدیریت و درگیر کردن ِ پنل ِ سخت افزاری از سمت ِ مدیری که خود یک پای ِ گفتگوست؟ در صورت ِ درستی ِ احتمال ِ اول: صادقانه متاسفم که چنین احساسی پیدا کرده اید. من مشکلی با شما ندارم و حتی صمیمانه مایلم میانمان رابطه ای دوستانه برقرار باشد. وانگهی بکار بردن الفاظ ِ تند برای توصیف ِ دولتها/عقاید/مذاهب جزئی از آزادی ِ بیان است و در اینجا بی سابقه یا غیرقانونی نیست، سری به تالار ِ سیاست بزنید. من به هیچ کاربری توهین نکردم، لغات رکیک بکار نبردم و در موضوع ِ مرتبط نظر خود را بیان کردم.
در صورت ِ صحت ِ احتمال ِ دوم، چاره ای برای من باقی نخواهد ماند بجز پذیرفتن از دست دادن ِ دوستی ِ شما و خطر بن شدن؛ چراکه توهینهای شدیدی منتظر ِ شخص ِ شما خواهد بود.
بله، بیش از 2 میلیون ایرانی ِ غیرمسلمان هم در ایران آزادانه زندگی می کنند و در پارلمان نماینده دارند و خلاصه عشق می کنند(به گفته ی ِ خودشان). وانگهی من و شما و باقی ِ دنیا می دانند که ماجرا جور ِ دیگریست. درحالی که انتظار می رود ما سخن ِ شما را پیرامون ِ «حقوق ِ شهروندی ِ برابر ِ اعراب و یهودیان در اسرائیل، بهتر از سوئیس» در حکم کلام الله بگیریم و چشم بسته بپذیریم، خبرهایی هم گاهی می رسد از وجود ِ نفرت ِ نژادی در اسرائیل، و اینبار نه مثل همیشه برپاد ِ اعراب و مسلمین، که نسبت به یهودیان ِ «غیر اروپایی»(لینک). دفاع ِ شما قطعا اینست «اساس ِ نظام مخالف ِ اینست»، وانگهی علاوه بر گفته های ِ شما، شواهد ِ بی شماری حکایت از همراهی ِ نظام ِ موجود در اسرائیل با نژادپرستی به سود مردم ِ یهودی مذهب/تبار، در برابر ِ «دیگران» دارد: رفتار ِ دولت اسرائیل(بهترین، معتبرترین و قابل ارجاع ترین شاهد ِ موجود)، نقل قول و طرز فکر ِ سران و رهبران ِ آن(که شما با منطقی اسرائیلی آنها را توجیه می کنید)، فلسفه ی ِ بنیادی ِ صهیونیسم و طبیعت ِ «جنگ»ِ در جریان در آن منطقه(که دیدیم، اسرائیلی ها در آن دست ِ بالا یک دهم خسارات می بینند)همه و همه به این حقیقت اشاره می کند، که چه در نهله ی ِ صهیونیسم و چه در نظام ِ مستقر در دولتی که خود را اسرائیل نامیده، جستجو و مطلوب «کشوری فقط برای یهودیان است».
شما یک لینک را گرفتید و به تمامی جامعه وصل کردید . شما عملیات یوشع ، عملیات سلیمان و عملیات موسی را تا به حال شنیدید که دولت اسرائیل هزاران یهودی اهل اتیوپی را وارد اسرائیل کرد؟ در عملیات سلیمان در عرض ۳۶ ساعت بیش از ۱۴ هزار نفر یهودی ساکن اتیوپی به اسرائیل رسیدند.اگر سیاست دولت اسرائیل تبعیض نژادی بر علیه آنها بود ، چرا در ابتدا آنها را نجات داد و وارد کشور کرد؟ سیاست دولت اسرائیل نیز کشوری فقط برای یهودیان نیست ، چگونه با ۱/۵ عرب ساکن داخل اسرائیل کشور فقط برای یهودیان میشود؟ شما هی میخواهید توجیه برای سخنان خود بیاورید ، در حالی که واقعیت روی زمین چیز دیگری است ، مثلهایی هم که از جامعه عرب اسرائیلی زدم را انگار هم صرف نداشت مشاهده کنید.
پس می پذیرید که «زمانی» صهیونیسم دارای ِ تعریفی «نژادپرستانه» بوده،
خیر من این را نگفتم. گفتم از صهیونیسم اولیه که تشکیل کشوری برای یهودیها بود به حمایت از کشوری برای یهودیها تغییر کرده است ، چون کشور تشکیل شده است. یعنی اکنون هر کسی که از موجودیت کشور اسرائیل حمایت میکند یک صهیونیست است.
اینکه چگونه شما کشور خود را رها کردید و از عربهای سلفی که قبل از اینکه از اسرائیل متنفر باشند دشمن ایرانیها هستند حمایت میکنید جای سوال دارد ، البته این سخنان شما هم جالب است که اروپاییها از شّر یهودیها خلاص شدند ، حالا هم تروریستهای سلفی حماس که دل شما برای آنها میرود این مسئولیت را به عهده گرفتند. اسرائیل هرگز یهود ستیزی را متوقف نکرد ، ولی این قدرت را داد که از خودمان دفاع کنیم ، آن دوست مبارز دیگرتان حسن نصرالله هم گفته بود که تجمع همه یهودیها در اسرائیل ، مشکل رفتن به تمام دنیا به دنبال آنها را برای ما حل میکند ، خیر ، زهی خیال باطل..ظاهراً شما که مبارزه مسلحانه را با اسرائیل اجتناب ناپذیر میدانید ، دیگر چرا گفتگو میکنید؟ بروید در کنار برادران فلسطینی خود سلاح به دست بگیرید با این یهودیان صهیونیست کثیف را به دریا بریزید .
آیا این یک درخواست به عنوان ِ طرفی از بحث است که احساس می کند مورد توهین قرار گرفته؛ یا اعمال ِ مدیریت و درگیر کردن ِ پنل ِ سخت افزاری از سمت ِ مدیری که خود یک پای ِ گفتگوست؟ در صورت ِ درستی ِ احتمال ِ اول: صادقانه متاسفم که چنین احساسی پیدا کرده اید. من مشکلی با شما ندارم و حتی صمیمانه مایلم میانمان رابطه ای دوستانه برقرار باشد. وانگهی بکار بردن الفاظ ِ تند برای توصیف ِ دولتها/عقاید/مذاهب جزئی از آزادی ِ بیان است و در اینجا بی سابقه یا غیرقانونی نیست، سری به تالار ِ سیاست بزنید. من به هیچ کاربری توهین نکردم، لغات رکیک بکار نبردم و در موضوع ِ مرتبط نظر خود را بیان کردم.
در صورت ِ صحت ِ احتمال ِ دوم، چاره ای برای من باقی نخواهد ماند بجز پذیرفتن از دست دادن ِ دوستی ِ شما و خطر بن شدن؛ چراکه توهینهای شدیدی منتظر ِ شخص ِ شما خواهد بود.
خیر دوست عزیز من پست کسی را ویرایش یا پاک نمیکنم ، مطمئن نیز باشید شما از اینجا بن نمیشوید ، وقتی صاحب این فروم دلش برای نازیها میرود ، دیگر چرا شما را بن کنند؟
وقتی صاحب این فروم دلش برای نازیها میرود ، دیگر چرا شما را بن کنند؟
خیلی خیلی خیلی کم لطفی فرمودید ! کجا صاحب اینجا دلش برای نازی ها میرود ؟
۰۸ - نژاد پرستی ، استفاده از کلمات تحقیر آمیز، نوشتن جوک، علیه هر قوم (ترک ، فارس ، لر ، کرد ، عرب)، هر ملیت (ایرانی، انگلیسی، اسپانیایی)، پیروان هر مذهب (مسلمانان، مسیحیان، یهودیان) و هر گروه از مردم (مردان، زنان، کودکان، نابینایان، ناشنوایان، عقب مانده های ذهنی) ، تبلیغ و ترویج نازیسم، عرب ستیزی (بطور کل نژاد پرستی) ، یهود ستیزی و در کل انسان ستیزی.
شما یک لینک را گرفتید و به تمامی جامعه وصل کردید . شما عملیات یوشع ، عملیات سلیمان و عملیات موسی را تا به حال شنیدید که دولت اسرائیل هزاران یهودی اهل اتیوپی را وارد اسرائیل کرد؟ در عملیات سلیمان در عرض ۳۶ ساعت بیش از ۱۴ هزار نفر یهودی ساکن اتیوپی به اسرائیل رسیدند.اگر سیاست دولت اسرائیل تبعیض نژادی بر علیه آنها بود ، چرا در ابتدا آنها را نجات داد و وارد کشور کرد؟ سیاست دولت اسرائیل نیز کشوری فقط برای یهودیان نیست ، چگونه با ۱/۵ عرب ساکن داخل اسرائیل کشور فقط برای یهودیان میشود؟ شما هی میخواهید توجیه برای سخنان خود بیاورید ، در حالی که واقعیت روی زمین چیز دیگری است ، مثلهایی هم که از جامعه عرب اسرائیلی زدم را انگار هم صرف نداشت مشاهده کنید.
خیر من این را نگفتم. گفتم از صهیونیسم اولیه که تشکیل کشوری برای یهودیها بود به حمایت از کشوری برای یهودیها تغییر کرده است ، چون کشور تشکیل شده است. یعنی اکنون هر کسی که از موجودیت کشور اسرائیل حمایت میکند یک صهیونیست است.
اینکه چگونه شما کشور خود را رها کردید و از عربهای سلفی که قبل از اینکه از اسرائیل متنفر باشند دشمن ایرانیها هستند حمایت میکنید جای سوال دارد ، البته این سخنان شما هم جالب است که اروپاییها از شّر یهودیها خلاص شدند ، حالا هم تروریستهای سلفی حماس که دل شما برای آنها میرود این مسئولیت را به عهده گرفتند. اسرائیل هرگز یهود ستیزی را متوقف نکرد ، ولی این قدرت را داد که از خودمان دفاع کنیم ، آن دوست مبارز دیگرتان حسن نصرالله هم گفته بود که تجمع همه یهودیها در اسرائیل ، مشکل رفتن به تمام دنیا به دنبال آنها را برای ما حل میکند ، خیر ، زهی خیال باطل..ظاهراً شما که مبارزه مسلحانه را با اسرائیل اجتناب ناپذیر میدانید ، دیگر چرا گفتگو میکنید؟ بروید در کنار برادران فلسطینی خود سلاح به دست بگیرید با این یهودیان صهیونیست کثیف را به دریا بریزید .
خیر دوست عزیز من پست کسی را ویرایش یا پاک نمیکنم ، مطمئن نیز باشید شما از اینجا بن نمیشوید ، وقتی صاحب این فروم دلش برای نازیها میرود ، دیگر چرا شما را بن کنند؟
شما بخش ِ زیادی از گفته های ِ مرا بی پاسخ گذاشتید، این یعنی یا آنها را پذیرفته اید، یا وقت و حوصله برای پاسخ دادن ندارید، یا دادن ِ پاسخ را کاری بیهوده یافته اید. در صورت ِ درستی ِ هرکدام از این احتمالات، گفتگوی ِ ما به جای ِ ناخوشایندی رسیده که شما انگیزه های شخصی مرا به پرسش می کشید و من اصلا این را دوست ندارم. اینکه چرا من دلم برای مبارزین فلسطینی می رود، پرسشی برآمده از ذهنیتی قوم پرست است که آدمها را به خودی/ناخودی برمبنای ِ تعلقات قومی شان تقسیم می کند. من ظلم ِ آشکار یک دولت ِ تا بُن ِ دندان مسلح را که نخست وزیرش می گوید «هیچکس حق محاکمه ی ما را ندارد» می بینم و از آن ابراز بیزاری می کنم. متوجه هستید که چقدر موضع ِ راسیستی ِ خنده آوری دارید؟ «عربها اینجور فکر می کنند» «عربها آنجور رفتار می کنند».. بله، عربها لغتی نیست برای توصیف ِ هزاران طرز تفکر ِ متفاوت و شخصیتهای گوناگون، عرب که باشید یکسری خواص اخلاقی ِ مشخص دارید ..!
یه سوال برای من پیش اومده البته امیدوارم باعث ناراحتی دوست عزیز من جناب کسرا نشه!!!!
بحثی بود که با فردی داشتم در مورد شکل گیری اسرائیل. حرف ایشون این بود که اساس شکل گیری اسرائیل بر خلاف قوانین بین المللی هست.
یعنی اینکه با مهاجرت یهودی ها از سراسر دنیا به فلسطین,جمعیت یهودی ها که در سال 1900 حدود 10% کل جمعیت اون منطقه بود در سال 1950 به 50% میرسه
و این در حالی بوده که تعداد زیادی از این افراد مهاجرت غیرقانونی داشتن...و این کار یعنی به هم زدن ترکیب جمعیتی یک منطقه از طریق مهاجرت و بعد ادعای اینکه ما حق خودمون رو میخوایم با اصول و قواعد بین المللی در تضاد هست... نکته ی دیگه ای هم اشاره کردن این بود که بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی دولت بریتانیا قیومیت قلسطین رو داشتن و معنیش این بوده که باید تا زمانی که آمادگی کامل برای تشکیل دولت رو پیدا کنن اونها رو حمایت کنه و حق این رو نداشته که بذاره یهودی ها با مهاجرت و به هم زدن ترکیب جمعیتی, بعد از مدتی محق داشتن کشوری بشن..
اگه این موارد رو برام توضیح بدین ممنون میشم.
یعنی اینکه با مهاجرت یهودی ها از سراسر دنیا به فلسطین,جمعیت یهودی ها که در سال 1900 حدود 10% کل جمعیت اون منطقه بود در سال 1950 به 50% میرسه
سرزمین اسرائیل آن روز که تحت حکومت بریتانیا بود شامل اردن امروزی نیز میشد ، وقتی طرح تقسیم صورت گرفت بیش از %۷۰ زمینها کشور اردن را تشکیل داد که هیچ یهودی حق سکونت در آنجا را نداشت ، (اکثریت قریب به اتفاق جمعیت اردن نیز فلسطینی هستند) از کًل سرزمین نیز ۱۳ درصد به کشور یهودی رسید که نصف آن صحرای نگب بود ، یعنی در واقع از %۱۰۰ کًل سرزمین اسرائیل ، کشور یهود در %۶ قابل استفاده آن قرار بود تشکیل شود.
سرزمین اسرائیل آن روز که تحت حکومت بریتانیا بود شامل اردن امروزی نیز میشد ، وقتی طرح تقسیم صورت گرفت بیش از %۷۰ زمینها کشور اردن را تشکیل داد که هیچ یهودی حق سکونت در آنجا را نداشت ، (اکثریت قریب به اتفاق جمعیت اردن نیز فلسطینی هستند) از کًل سرزمین نیز ۱۳ درصد به کشور یهودی رسید که نصف آن صحرای نگب بود ، یعنی در واقع از %۱۰۰ کًل سرزمین اسرائیل ، کشور یهود در %۶ قابل استفاده آن قرار بود تشکیل شود.
میشه شما برام این مطلب رو مستند کنید؟!
ضمنا به اون بخش از حرفام در مورد اینکه آیا میشه با کوچ دادن افراد از مناطق مختلف به یک سرزمین برای اونها حق داشتن کشور ایجاد کرد و این کار قانونی هست یا نه پاسخ ندادید!!!
من صرفا این مطالب رو برای آگاهی تاریخی خودم میخوام بدونم و هیچ هدف دیگه ای ندارم...
بعد از فروپاشی عثمانی این قسمتی بود که به اسم فلسطین آن زمان تحت قیمومیت بریتانیا بود و اکثریت ساکنین آن عرب بودند.
در این قسمت ۷۰ درصد آن سرزمین که به رنگ صورتی مشخص است تبدیل به کشور اردن شد ، که هیچ یهودی حق سکونت در آنجا را نداشت(اکثریت جمعیت اردن نیز فلسطینی هستند).و قسمت کرم رنگ برای تشکیل کشور به نام فلسطین و کشور به نام اسرائیل تعیین شد.
در عکس زیر نیز تقسیم این قسمت دوم به ۲ بخش یهودی و عربی مشخص است. آن قسمت جنوبی مربوط به اسرائیل تقریبا همش صحرای خشک هست که قابل سکونت نبود یعنی باز سهم اسرائیل نصف میشود ، حال شما ببینید از عکس اولی چقدر برای یک کشور یهودی اختصاص یافته است.
ضمنا به اون بخش از حرفام در مورد اینکه آیا میشه با کوچ دادن افراد از مناطق مختلف به یک سرزمین برای اونها حق داشتن کشور ایجاد کرد و این کار قانونی هست یا نه پاسخ ندادید!!!
حق داشتن اسرائیل با کوچ دادن افراد ایجاد نشده است ، همیشه جمعیتی یهودی که به قول خود شما %۱۰ در آن ساکن بوده اند ، همونطور هم که میبینید ، چیزی بیشتر از آن به اسرائیل نرسیده بود. در ضمن دلیل اصلی که افراد بسیاری از یهودیان قبل از ۱۹۴۸ به اسرائیل آمدند این بود که هیچ کشور آنها را به عنوان پناهنده قبول نمیکرد و آنها از روی اجبار به یک سرزمین بی آب و علف آن روز مهاجرت میکردند ، چه بسا اگر کشورها پناهندگان یهودی را پذیرا میشدند بسیاری از افراد در هولوکاست کشته نمیشدند. بعد از جنگ جهانی نیز از روی همین جریان بود که قوانین حمایت از پناهندگان تصویب شد.
کتاب ِ «لابی ِ اسرائیل و سیاست ِ خارجی ایالات متحده» اثر مشترک ِ جان مرشایمر استاد علوم ِ سیاسی دانشگاه ِ شیکاگو و استفان والت، استاد روابط ِ بینالملل دانشگاه ِ هاروارد و چاپ ِ سال 2007 میلادیست که به نقد و برسی ِ نقش آمریکا به عنوان حامی ِ بیبدیل اسرائیل در جامعهی ِ جهانی، و تأثیر ِ لابیهای اسرائیلی در آمریکا بر این پدیده میپردازد. کتاب جزو لیست پرفروشترینهای ِ نیویورک تایمز بوده و سر و صدای ِ زیادی را به پا کرده. یک نسخهی سانسور شده از آن(که کتابی تقریبا 500 صفحهای را تبدیل به جزوهای 150 صفحهای کرده_168 صفحه به همراه مقدمهای ضدیهود و طولانی از مترجم_)به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده که ارزشی ندارد. مطالعهی آن تا اندازهی زیادی دلایل رفتار عجیب آمریکا در وتوهای پیدرپی که به نفع اسرائیل صادر میکند را توضیح میدهد، به خواننده نشان میدهد که چطور دولت آمریکا برعلیه منافع ملی ِ آن کشور، و با علم ِ به این امر برای چند دهه دست به حمایتی بیچون و چرا از اسرائیل، در رابطهای کاملا یک طرفه زده و چرا. مطالعهی ِ آن به دوستان پیشنهاد میشود.
کتاب «مرگبارترین دروغها، لابیهای اسرائیل و افسانهی ِ کنترل یهود» اثر آبراهام فاکسمن رئیس انجمن ِ ضد تهمت، در پاسخ به کتاب بالا و نقد ِ آن نوشته شده. نویسنده توضیح میدهد که چگونه نکات ِ مطروحه دربارهی «لابیگری اسرائیل در آمریکا» یا به یهودستیزی ختم میشوند و یا از آن برآمدهاند، یا به هر حال بر آن دامن خواهند زد. اشارتی به منابع نادرست و یا اشتباهات تاریخی کتاب دارد و در بخش پایانی به طور مفصل، از منافع مشترک آمریکا و اسرائیل در منطقه صحبت میکند و اینکه حمایت از اسرائیل نه لطف ِ بیعوض ِ آمریکا به یهودیان، که رابطهای دو طرفه و مبتنی بر منافع کوتاه و بلند مدت آمریکا بوده و به نوعی حمایت از مبارزه با تروریسم، گسترش دموکراسی و «مواضع غرب در خاورمیانه» است. از آنجاکه شنیدن نظر دوطرف برای خوانندهی محقق واجب است، اگر کتاب اول را خواندید، این را هم از دست ندهید. نکتهی ِ منفی بزرگ آن بند کردن به قصد پنهان و پافشاری بیش از حد به یکی کردن ِ «نقد اسرائیل» و «ضدیهودیگری»ست که گاهی حقیقتا از اندازه خارج شده و خواننده را آزار میدهد، و نکتهی مثبت بزرگ آن لحن شوخ و هوشمندانهی نویسنده در سراسر کتاب است.
نمونهای از لحن ِ شوخ نویسنده:
The old expression "If it walks like a duck, quacks like a duck and looks like a duck, it's a duck" applies here. In the end, their conclusion remains the same – Jews are responsible for all the "bad" decisions of American Middle East policy.
مصطفی هاشمیطبا، رئیس اسبق سازمان تربیت بدنی با اشاره به اقدام نژادپرستانه و سوال برانگیز مسئولان کمیته ملی المپیک انگلستان در طراحی نشان بازیهای المپیک 2012 این اقدام را غیر حرفهای میداند و معتقد است مسئولان ورزش ایران هرچه سریعتر باید مقابل این اتفاق موضع بگیرند:« این نشان مدتها پیش در انگلستان رونمایی شد و با واکنشهای بسیار زیادی همراه بود. تعداد زیادی از کارشناسان شناخته شده از این رفتار سوال برانگیز به شدت انتقاد کردند اما متاسفانه به رغم اعتراض گسترده چهرههای سرشناس ورزش دنیا در ایران هیچ مقام مسئولی به این مسئله اعتراض نکرده است و به نظر میرسد باید مسئولان و دست اندرکاران ورزش ایران خیلی زود و آنی در این باره موضعگیری کنند و خواستار تجدیدنظر جدی در این باره شوند. نشان بازیهای المپیک همیشه از سمبل کشور میزبان الهام میگیرد اما انگلیسیها با سیاست خاصی به دنبال ترویج صهیونیسم هستند و با به کارگیری کلمه«ZION» تلاش میکنند همه مردم جهان را زیر این نشان جمع کنند تا در آینده از این مسئله بهرهبرداریهای سیاسی کنند.
یکی از خطرات اصلی صهیونیسم نوشابه ی کوکاکولا هستش !!! میگی نه بفرما .
این لوگوی شرکت کوکاکولا هستش :
حالا اگر این لوگو رو در آینه بگیرید این شکلی میشه :
همان طور که میبینید به زبان عربی نوشته "لا محمد - لا مکه" !
این صهیونیست های صهیونیست (در اینجا صهیونیست به شکل فحش با ادبیات جمهوری اسلامی به کار رفته) یک شرکت 100% صهیونیستی زدند و یک محصول صهیونیستی تولید کردند و از طریق لوگوش سعی کردند که به اسلام ضربه بزنند و مسلمین رو مجبور کنند معجون صهیونیستی نوش جان کنند و بعدش ازش استفاده تبلیغاتی کنند و البته به پیامبر و مکه گفته نـــــــــــــه (ای وااااای الان صاحبش سنگ شد) و از این مدل کرسی شعر ها .
اتفاقن شاید یک چیزی در همین مورد نوشتم - بگذریم - حالا رییس اسبخخخخخخخ تربیت بدنی اومده داره میگه لوگوی المپیک 2012 صهیونیستیه ؟!!!!
ایشون اگر خیلی نگران لوگوی صهیونیست ها هستند و بیضه اسلام براشون مهمه برند شرکت کوکا کولای ایران رو جمع کنند ، اون هم سندش در دسترس هم هست زورشون هم بهش میرسه .
این صهیونیسم معلوم نیست چه معجونی هست که از بالا رفتن قیمت برنج در گیلان تا سقوط سهام در بازار بورس توکیو کار آنهاست. عجب خاری به چشم مسلمین و کمونیستها شده است.حالا هم المپیک لندن.😕
این صهیونیسم معلوم نیست چه معجونی هست که از بالا رفتن قیمت برنج در گیلان تا سقوط سهام در بازار بورس توکیو کار آنهاست. عجب خاری به چشم مسلمین و کمونیستها شده است.حالا هم المپیک لندن.
یک چیزی هست بهش میگن حسادت ، اینها الان دارند از حسودی میترکند .
والا من هرچقدر اینرا زیر و رو کردم و با برنامههای آشغالی ِ ویندوز Rotate کردم «زایون» ندیدم! نوشته 2012، البته لوگوی بسیار کریهیست، و در زشتی به عنکبوت ج.ا تنه میزند، ولی زایون ندارد. چجوری اینرا زایون خواندهاند؟ وانگهی اصلا زایون باشد، اینها تصور کردهاند انگلیس هم محمد رسولالله است که اگر بروید زیر بیرق ِ «زایون»اش ورزش کنید(و دو تا چهارمی بگیرید)نوعی بیعت محسوب بشود که بعدا بخواهند از آن استفاده بکنند؟
یکی از دیگر تهمتها این هست که اسرائیل خونههای فلسطینیها رو خراب میکنه ، خوب در هر کجای دنیا خونه بدون مجوز بسازید ، شهرداری و پلیس اونجا رو خراب میکنند ، در این لینک هم ببینید پلیس با درگیری بسیار چند ساختمان مربوط به شهرک نشینهای یهودی در سامره را خراب میکنه ، تازه این در دولت لیکود هست.
من در مورد کشتار صبرا و شتیلا خیلی تحقیق کردم و به نظر میرسه اسرائیل حداقل بخشیش به طور عامدانه در این کشتار سهیم بوده!!!کسری یا بقیه دوستان اگه در این مورد اطلاعاتی دارن ممنون میشم بگن.
من در مورد کشتار صبرا و شتیلا خیلی تحقیق کردم و به نظر میرسه اسرائیل حداقل بخشیش به طور عامدانه در این کشتار سهیم بوده!!!کسری یا بقیه دوستان اگه در این مورد اطلاعاتی دارن ممنون میشم بگن.
در اون زمان اسرائیل کنترل جنوب لبنان رو به عهده داشته و مسیحیهای مارونی لبنان به انتقام کشتاری که ازشون توسط فلسطینیها شده بود به اونجاها حمله میکنند و تعدادی رو میکشند. اسرائیل هیچ نقش مستقیمی در این قضیه نداشته ، تنها اتهامی که میشه به اسرائیل وارد کرد این هست که به عنوان نیروی فرمانده در آن منطقه جلوی چریکهای مسیحی مارونی لبنان رو نگرفت ، همین!
در اون زمان اسرائیل کنترل جنوب لبنان رو به عهده داشته و مسیحیهای مارونی لبنان به انتقام کشتاری که ازشون توسط فلسطینیها شده بود به اونجاها حمله میکنند و تعدادی رو میکشند. اسرائیل هیچ نقش مستقیمی در این قضیه نداشته ، تنها اتهامی که میشه به اسرائیل وارد کرد این هست که به عنوان نیروی فرمانده در آن منطقه جلوی چریکهای مسیحی مارونی لبنان رو نگرفت ، همین!
همین تنها اتهامی که میگی میشه وارد کرد چیز کمی نیست و مساله اینه که به دلایلی داستان رو سر بسته نگه داشتن و مانع رسیدگی بهش شدن مثلا در مورد اتهاماتی که متوجه شارون بود...خلاصه در کل انگار کسی برای اینکار مجازات نشد!!! کشته شدن ایلی حبیقه 48 ساعت قبل از شهادت دادن بر علیه شارون در دادگاه هم کمی مشکوکه...
Israel "indirect responsibility"
In the report, published in February 1983, the Kahan Commission stated that there was no evidence that Israeli units took direct part in the massacre and that it was the "direct responsibility of Phalangists." However, the Commission recorded that Israeli military personnel were aware that a massacre was in progress without taking serious steps to stop it, and that reports of a massacre in progress were made to senior Israeli officers and even to an Israeli cabinet minister; it therefore regarded Israel as bearing part of the "indirect responsibility."
Sharon "personal responsibility"
The Kahan commission found that Ariel Sharon "bears personal responsibility",[8] recommended his dismissal from the post of Defense Minister and concluded that Sharon should not hold public office again, stating that:It is our view that responsibility is to be imputed to the minister of defense for having disregarded the prospect of acts of vengeance and bloodshed by the Phalangists against the population of the refugee camps and for having failed to take this danger into account when he decided to have the Phalangists enter the camps. In addition, responsibility is to be imputed to the minister of defense for not ordering appropriate .At first, Sharon refused to resign, and Begin refused to fire him. It was only after the death of Emil Grunzweig after a grenade was tossed into the dispersing crowd of a Peace Now protest march, which also injured ten others, that a compromise was reached: Sharon would resign as Defense minister, but remain in the Cabinet as a minister without portfolio. Notwithstanding the dissuading conclusions of the Kahan report, Sharon would later become Prime Minister of Israel.[38][39]
Opinions on Hobeika's responsibility
Robert Maroun Hatem, Elie Hobeika's bodyguard, stated in his book From Israel to Damascus that Hobeika ordered the massacre of civilians in defiance of Israeli instructions to behave like a "dignified" army.[22] Pierre Rehov,[43] a documentary filmmaker who worked on the case with former Lebanese soldiers, while making his film Holy Land: Christians in Peril, came to the conclusion that Hobeika was definitely responsible for the massacre, despite the orders he had received from Ariel Sharon to behave humanely. Hobeika was assassinated by a car bomb in Beirut on January 24, 2002. Lebanese and Arab commentators blamed Israel for the murder of Hobeika, with alleged Israeli motive that Hobeika would be ‘apparently poised to testify before the Belgian court about Sharon’s role in the massacre[44] (see section above). Prior to his assassination, Elie Hobeika had made it clear that he would testify against Sharon.[3].
به هر حال اسرائیل که فرشته نیست ، کاری میتوانسته انجام بدهد و نکرده است ، زمانی که فلسطینیها رئیس جمهور لبنان را ترور کردند و مسیحیها هم خواستند انتقام بگیرند ، اسرائیل جلوی آنها را نگرفت و مسئولیت اخلاقی زیادی بر گردنش است ، ولی چرا کسی به کشتار روندا ، دارفور ، سومالی و غیره نگاه نمیکند ، فقط اسرائیل ، اسرائیل؟ بحث این نیست که کار آنها اسرائیل را توجیه میکند ، بحث این هست که چرا کشتار ۱۰۰۰ برابر بدتر از آن چیزی که اسرائیل تازه نقش مستقیم در آن نداشته اتفاق میافتاد ولی آب از آب تکان نمیخورد
به هر حال اسرائیل که فرشته نیست ، کاری میتوانسته انجام بدهد و نکرده است ، زمانی که فلسطینیها رئیس جمهور لبنان را ترور کردند و مسیحیها هم خواستند انتقام بگیرند ، اسرائیل جلوی آنها را نگرفت و مسئولیت اخلاقی زیادی بر گردنش است ، ولی چرا کسی به کشتار روندا ، دارفور ، سومالی و غیره نگاه نمیکند ، فقط اسرائیل ، اسرائیل؟ بحث این نیست که کار آنها اسرائیل را توجیه میکند ، بحث این هست که چرا کشتار ۱۰۰۰ برابر بدتر از آن چیزی که اسرائیل تازه نقش مستقیم در آن نداشته اتفاق میافتاد ولی آب از آب تکان نمیخورد
قبول دارم که گیرهایی که به اسرائیل میدن بیش از حد و غرض ورزانه هست..صحنه سیاسی اون زمان لبنان خیلی به هم ریخته بوده.دو تا کشتار دیگه هم سال های قبلش اتفاق افتاده بوده بین لبنانی ها و فلسطینی ها که ایلی حبیقه نامزد و خانوادش رو هم تو یکی از همین کشتار ها از دست داده بوده و انگیزه شخصی داشته.من مطلبی رو در مورد نقش سوریه در این حادثه پیدا کردم که جالب بود. Syrian Responsibility for the Sabra and Chatila Massacres
اول اینکه بین اسلام و یهودیان نوعی دشمنی است که به علت ظلم و ستم محمد رسول الله و جانشینانش علیه یهودیان بوجود آمده. و البته یهودیان همواره در پی گذشت بودند ولی مسلمین همیشه کبریت آتش را زده اند و میزنند. دشمنی مسلمین فقط با یهودیان نیست و با تمام ادیان جهان سر جنگ دارند و فرصت کنند به پیروان دیگر ادیان هم آسیب میزنند. نمونه اش بهائیان هستند که آزارشان به مورچه نمی رسد ولی همواره مورد هجوم لفظی و یدی مسلمین قرار گرفته اند و حتی دختران نوجوان و کمسال بهائی به جرم اعتقادشان به این دین با شکنجه به قتل رسیده اند.
دوم اینکه مسلمانان که فلسطین را پیرهن عثمان کرده اند به خاطر عداوتشان با نژاد یهود است و لاغیر. چرا ؟ چون ترک های مسلمان ترکیه چند میلیون مسیحی ارمنی و یونانی را قتل عام کردند از کوچک و بزرگ و اموال و املاکشان را دزدیدند . اگر مسلمانان پیرو عدالت بودند باید ترکهای ترکیه را به خاک سیاه مینشاندند و با آنان میجنگیدند و اموال مسیحخیان یونان و ارمنستان را از مسلمین میگرفتند و به صاحبان اصلی باز می گرداندند.
سوم اینکه به همان شیوه ظلم و تبعیض که ترک های مسلمان ترکیه زمینها و دارایی های مسیحیان را غصب کردند مسلمانان فلسطین صدها سال قبل دارایی های یهودیان اسرائیل را غصب کرده بودند و امروز یهودیان با اردنگی مسلمانان را بیرون انداختند و کشور خود را بازپس گرفتند. اگر مسلمانان با ستم دارایی های یهودیان را غصب نکرده بودند امروز با اردنگی اخراج نمیشدند.
حتی به نظر من کل فلسطین متعلق به اسرائیل است و یهودیان لطف کرده اند که نصف آن را به فلسطینیان داده اند.
چهارم و مهمترنی نکته این است که شمار مسلمانانی که بدست مسلمانان به خاطر اختلافات مذهبی و نژادی در دوران معاصر به قتل رسیده اند بسیار بسیار بیشتر از مسلمانانی است که توسط اسرائیل کشته شده اند. مسلمانان اگر از قتل و کشتار مسلمان خشمگین میشوند بهتر است خودشان از خیر قتل عام همدیگر بگذرند.
حتی به نظر من کل فلسطین متعلق به اسرائیل است و یهودیان لطف کرده اند که نصف آن را به فلسطینیان داده اند.
البته دوست عزیز تقریبا %۸۵ درصد! چون سرزمین اسرائیل شامل اردن امروزی هم میشود و اسرائیل تمامی اردن را به فلسطینیها داد( ۹۰% جمعیت اردن فلسطینی هستند ، خالد مشعل هم تابیعت اردنی داشت) ، تازه اسرائیل نیز حاضر است %۱۰۰ غزه و تقریبا ۹۵% کرانه غربی را نیز به فلسطینیها بدهد ، یعنی از کّل اسرائیل چیزی حدود ۱۵ تا ۱۷ % دست اسرائیل میماند!
کمی واقعی تر صحبت کنیم آن 15-17٪ را کی به شما گفته؟ حتی به مرزهای 1947 سازمان ملل هم نزدیک نیست!
در سال 1945 سهم یهودیها از زمینهای فلسطین 5.8% بوده. بعد از جنگ 1948 که عاملش اعراب بودند و با بی عرضگی شکست خوردند 80٪ مردم فلسطین از زمینیها و تجارت و خانه خود بیرون شدند. (مساله بازگشت آوارگان که در همه گفتگوها مطرح می شود از اینجا ناشی شده)
در 1947 سازمان ملل این تقسیم بندی را انجام داد: 55٪ اسراییل و ۴۵٪ فلسطین
بعد از پیروزی در جنگ 1947-48 اسراییل ادعای 77٪ را کرد:
بعد جنگ 1967 اسراییل بقیه 22٪ به علاوه بخشهایی از مصر و سوریه و اردن را تصرف کرد و در سالهای بعد اورشلیم را پایتخت اعلام کرد و شهرک سازی در مناطق اشغالی (که همین اخیرا بعضی ها را در نوار قضه خراب کرد) و صلح مصر و ....
چه داستانی است. برای ما که در ایران نشسته ایم ساده است که قضاوت کنیم اما برای فلسطینیها که با بازی داده شدن توسط اعراب و اسراییل و ... عمرشان تلف شده و می شود.
الان هم اگر ایران و احزاب افراطی اسراییل و جمهوری خواههای آمریکا بگذارند و فلسطینیها خیلی هنر کنند همان 22٪ زمان 1967 را به دست آورند. که خیلی بعید است و خیلی کمتر از این بهشان می دهند. بدون اجازه بازگشت آوارگان و خیلی محدودیتهای دیگر.
کمی واقعی تر صحبت کنیم آن 15-17٪ را کی به شما گفته؟ حتی به مرزهای 1947 سازمان ملل هم نزدیک نیست!
در سال 1945 سهم یهودیها از زمینهای فلسطین 5.8% بوده. بعد از جنگ 1948 که عاملش اعراب بودند و با بی عرضگی شکست خوردند 80٪ مردم فلسطین از زمینیها و تجارت و خانه خود بیرون شدند. (مساله بازگشت آوارگان که در همه گفتگوها مطرح می شود از اینجا ناشی شده)
در 1947 سازمان ملل این تقسیم بندی را انجام داد: 55٪ اسراییل و ۴۵٪ فلسطین
بعد از پیروزی در جنگ 1947-48 اسراییل ادعای 77٪ را کرد:
بعد جنگ 1967 اسراییل بقیه 22٪ به علاوه بخشهایی از مصر و سوریه و اردن را تصرف کرد و در سالهای بعد اورشلیم را پایتخت اعلام کرد و شهرک سازی در مناطق اشغالی (که همین اخیرا بعضی ها را در نوار قضه خراب کرد) و صلح مصر و ....
چه داستانی است. برای ما که در ایران نشسته ایم ساده است که قضاوت کنیم اما برای فلسطینیها که با بازی داده شدن توسط اعراب و اسراییل و ... عمرشان تلف شده و می شود.
الان هم اگر ایران و احزاب افراطی اسراییل و جمهوری خواههای آمریکا بگذارند و فلسطینیها خیلی هنر کنند همان 22٪ زمان 1967 را به دست آورند. که خیلی بعید است و خیلی کمتر از این بهشان می دهند. بدون اجازه بازگشت آوارگان و خیلی محدودیتهای دیگر.
کاوه عزیز ضمن خوشامدگویی اگر همین تاپیک رو از ابتدا مطالعه کرده بودید متوجه میشدید حرف از کدام 15-17% زده شده... فعلا این دو پست رو مطالعه بفرمایید. آشنایی با صهیونیسم و کشور اسرائیل آشنایی با صهیونیسم و کشور اسرائیل همه این حرف های شما بستگی به این داره که تاریخ این مناقشه رو چقدر به عقب ببریم...
کاوه عزیز ضمن خوشامدگویی اگر همین تاپیک رو از ابتدا مطالعه کرده بودید متوجه میشدید حرف از کدام 15-17% زده شده... فعلا این دو پست رو مطالعه بفرمایید. آشنایی با صهیونیسم و کشور اسرائیل آشنایی با صهیونیسم و کشور اسرائیل همه این حرف های شما بستگی به این داره که تاریخ این مناقشه رو چقدر به عقب ببریم...
یعنی از کّل اسرائیل چیزی حدود ۱۵ تا ۱۷ % دست اسرائیل میماند!
ضمنا در لینکهای شما تا آنچه که دیدم بحث بر سر کل اسراییل مال یهودیها بوده است و جدا شدن اردن و ... را دیدم
که خوب برای اعتبار بخشی به ایده فسلطین یهودی بوده است.
واقعیت این است که فلسطینیها (شامل هر دینی) قبلا آنجا ساکن بودند
و
این حق چگونه ایجاد شده که یهودیان عالم به واسطه تصمیم قدرتهای پیروز آن دوران در جنگ جهانی اول مالک کشوری شوند.
علامیه معروف انجمن ملل در واقع قسمت کردن مستعمرات عثمانی بوده که صهیونیستها با بهره از حضور انگلیس بسیار فراتر از حدود تعیین شده و با وجود بروز نارضایتی و شورش در ساکنین قبلی مهاجرت کردند.
اگر قضیه مهاجرت حد و حدودی منطقی می داشت و جنگ اعراب و بیرون کردن فلسطینیها پیش نمی آمد.
درستش این بود که مستعمره انگلیسی فلسطین آزاد می شد و طبق آنچه هرتزل تصور کرده بود یهودیان عالم جمع می شدند داخل این کشور و با هم کشور مستقل فلسطین را می ساختند. در عمل اما آن شد که امروز می بینیم.
ضمنا در لینکهای شما تا آنچه که دیدم بحث بر سر کل اسراییل مال یهودیها بوده است و جدا شدن اردن و ...را دیدم
تا آنجا که شما دیدید؟!این بحث تاریخیه و ظاهرا شما از بخش زیادی از اون بی اطلاع هستین...میشه مشخص کنید کجای لینکی که من دادم نوشته کل اسرائیل مال یهودی ها بوده؟!
این حق چگونه ایجاد شده که یهودیان عالم به واسطه تصمیم قدرتهای پیروز آن دوران در جنگ جهانی اول مالک کشوری شوند.
باز هم تئوری سازی ناشی از ناآگاهی تاریخی...شما روند حوادث تاریخی رو نادیده میگیرید.در ابتدا بحثی از تشکیل یه کشور یهودی نبود و اون سرزمین رو که شامل اسرائیل,فلسطین واردن امروزی هست رو اتفاقا طبق توافق با شیخ و بزرگ عرب ها که در عربستان بود به عنوان یک national home برای یهودی ها در نظر گرفتند...
علامیه معروف انجمن ملل در واقع قسمت کردن مستعمرات عثمانی بوده که صهیونیستها با بهره از حضور انگلیس بسیار فراتر از حدود تعیین شده و با وجود بروز نارضایتی و شورش در ساکنین قبلی مهاجرت کردند.
اگه منظور شما بیانیه بالفور هست که باز دارید اشتباه میکنید و من در بالا به اون اشاره کردم.ضمن اینکه خود عرب ها هم تا بعد از جنگ جهانی اول که عثمانی از بین رفت مالکیتی بر هیچ کدوم از این سرزمین ها نداشتن..یعنی اصلا کشور عربی اونجا تشکیل نشده بود...
اگر قضیه مهاجرت حد و حدودی منطقی می داشت و جنگ اعراب و بیرون کردن فلسطینیها پیش نمی آمد.
اتفاقا حد و حدود هم داشت و توسط دولت انگلستان که با شیخ های نفتی عربی روابط خوبی داشت کاملا کنترل میشد...ولی به نظر میرسه شما از علت مهاجرت یهودی ها به این سرزمین اطلاعی ندارید!!!
درستش این بود که مستعمره انگلیسی فلسطین آزاد می شد و طبق آنچه هرتزل تصور کرده بود یهودیان عالم جمع می شدند داخل این کشور و با هم کشور مستقل فلسطین را می ساختند. در عمل اما آن شد که امروز می بینیم.
تازه این همه به عرب ها بذل و بخشش شده باز به قرار داد ها پایبند نیستن چه برسه به اون زمان که میخواستن با هم یک کشور تشکیل بدن!!!معلوم نبود چه بلایی سر یهودی ها میاوردن...اتفاقا به دلیل اختلافاتی که بود تصمیم به این تقسیم که عاقلانه ترین کار بود گرفته شد...شما این رو فراموش نکنید که ریشه نفرت عرب های مسلمان از یهودی ها از کجا سرچشمه میگیره...امروز خودشون هم مدام میگن جنگ ما با یهودی ها دعوا سر زمین نیست...
من دلم برای این فلسطینی ها میسوزه ولی وقتی باهاشون روبرو میشم - میگم اسرائیل هر بلایی سر اینها میاره حقشونه . یک سری موجود نمک نشناس و فرصت طلب که فقط هدفشون سوء استفاده کردن از آدم به نفع خودشونه . به نظر من که هر بلایی سرشون میاد حقشونه
در زمان جنگ ۱۹۴۷ در قبال جنگی که عربها اون رو شروع کردند و به عربهای ساکن اسرائیل امروزی ( قبل از جنگ ۱۹۶۷ چیزی به اسم فلسطینی وجود نداشت ، شما یک لینک یا یک منبع به من نشان بدهید برای قبل ۱۹۶۷ که عربهای ساکن اسرائیل فلسطینی خطاب شده باشند!) گفته بودند که شما بیرون بروید تا ما یهودیان را راحت تر به دریا بریزیم ، آنها هم خانه خود را ترک و به کشورهای همسایه رفتند! الان ۵۰۰ هزار نفر آن موقع بیش از ۴ میلیون نفر شده است ، بر اساس هیچ قانونی موقعیت پناهندگی به فرزند منتقل نمیشود ، یعنی شما که مثلا یک شخصی که در سوئد پناهنده هست ، موقعیت و امتیازات پناهندگی خود را به ۳ نسل بعد منتقل نمیکند. در ضمن وضعیت فلسطینیها را در کشورهای عربی ببینید عین حیوان با آنها برخورد میکنند ، در لبنان اجازه کار ندارند ، هیچ کاری نمیتوانند انجام بدهند ، اردوگاههای آنها آب و برق نمیدهند ، یک نفر به اینها اعتراض نمیکند.
واقعیت این است که فلسطینیها (شامل هر دینی) قبلا آنجا ساکن بودند
دوست عزیز چیزی به اسم فلسطینی قبل ۱۹۶۷ وجود خارجی نداشت! اگر کّل آن سرزمیی که تحت حاکمیت بریتانیا بود را هم در نظر بگیرید ، حدود ۱۰-۱۵% جمعیت یهودی همیشه در آن سرزمین ساکن بوده است . جمعیت آن سرزمین بین عرب و یهودی همیشه تقسیم میشده است ، پس چیزی به اسم فلسطینی یهودی وجود ندارد. در آخر هم که میبینید ، یک مقدار بیشتر از ۱۵% به یهودیان رسید برای کشور خود.
در زمان جنگ ۱۹۴۷ در قبال جنگی که عربها اون رو شروع کردند و به عربهای ساکن اسرائیل امروزی ( قبل از جنگ ۱۹۶۷ چیزی به اسم فلسطینی وجود نداشت ، شما یک لینک یا یک منبع به من نشان بدهید برای قبل ۱۹۶۷ که عربهای ساکن اسرائیل فلسطینی خطاب شده باشند!) گفته بودند که شما بیرون بروید تا ما یهودیان را راحت تر به دریا بریزیم ، آنها هم خانه خود را ترک و به کشورهای همسایه رفتند! الان ۵۰۰ هزار نفر آن موقع بیش از ۴ میلیون نفر شده است ، بر اساس هیچ قانونی موقعیت پناهندگی به فرزند منتقل نمیشود ، یعنی شما که مثلا یک شخصی که در سوئد پناهنده هست ، موقعیت و امتیازات پناهندگی خود را به ۳ نسل بعد منتقل نمیکند. در ضمن وضعیت فلسطینیها را در کشورهای عربی ببینید عین حیوان با آنها برخورد میکنند ، در لبنان اجازه کار ندارند ، هیچ کاری نمیتوانند انجام بدهند ، اردوگاههای آنها آب و برق نمیدهند ، یک نفر به اینها اعتراض نمیکند.
دوست عزیز چیزی به اسم فلسطینی قبل ۱۹۶۷ وجود خارجی نداشت! اگر کّل آن سرزمیی که تحت حاکمیت بریتانیا بود را هم در نظر بگیرید ، حدود ۱۰-۱۵% جمعیت یهودی همیشه در آن سرزمین ساکن بوده است . جمعیت آن سرزمین بین عرب و یهودی همیشه تقسیم میشده است ، پس چیزی به اسم فلسطینی یهودی وجود ندارد. در آخر هم که میبینید ، یک مقدار بیشتر از ۱۵% به یهودیان رسید برای کشور خود.
به همین ترتیب هم قبل شکست عثمانی کشورهای عراق و مصر و سوریه و اردن و ترکیه وجود نداشتند. استدلال قابل قبولی نیست.
در مورد جمعیت به این گزارش اتحادیه ملل توجه کنید:
In 1920, the League of Nations' Interim Report on the Civil Administration of Palestine stated that there were hardly 700,000 people living in Palestine:
There are now in the whole of Palestine hardly 700,000 people, a population much less than that of the province of Gallilee alone in the time of Christ. Of these 235,000 live in the larger towns, 465,000 in the smaller towns and villages. Four-fifths of the whole population are Moslems. A small proportion of these are Bedouin Arabs; the remainder, although they speak Arabic and are termed Arabs, are largely of mixed race. Some 77,000 of the population are Christians, in large majority belonging to the Orthodox Church, and speaking Arabic. The minority are members of the Latin or of the Uniate Greek Catholic Church, or--a small number--are Protestants. The Jewish element of the population numbers 76,000. Almost all have entered Palestine during the last 40 years. Prior to 1850 there were in the country only a handful of Jews. In the following 30 years a few hundreds came to Palestine. Most of them were animated by religious motives; they came to pray and to die in the Holy Land, and to be buried in its soil. After the persecutions in Russia forty years ago, the movement of the Jews to Palestine assumed larger proportions. Jewish agricultural colonies were founded. They developed the culture of oranges and gave importance to the Jaffa orange trade. They cultivated the vine, and manufactured and exported wine. They drained swamps. They planted eucalyptus trees. They practised, with modern methods, all the processes of agriculture. There are at the present time 64 of these settlements, large and small, with a population of some 15,000.[28]
By 1948, the population had risen to 1,900,000, of whom 68% were Arabs, and 32% were Jews (UNSCOP report, including bedouin).
در مورد مالکیت زمین بازهم مدیون آمار گیری دقیق انگلیسی ها هستیم که در عکس اول پست اولم آوردم برای مطالعه به منبع آن مراجعه کنید. از طرفی ترکیب جمعیتی که ناشی از مهاجرت شده دلیل برای تقسیم کردن مالکیتها نیست. مالکیت در همه کشورهای متمدن دنیا امری مهم و حفاظت شده توسط قانون است.