12-08-2013, 07:55 PM
folaani نوشته: من مطالب عرفانی زیاد خوندم تاحالا.این نظر شما حاکی از نهایت شکاکی و بدبینی است.
PDF شما رو هم گرفتم سرفرصت احتمالا میخونم.
بهرحال با این چیزها قبلا بقدر کافی آشنا بودم.
بازم این عرفان یه جاهایی که شریعت و آخوندها زورشون نمیرسه یه کارهایی میکنه! و خود آخوندها و مذهبیون هم گاهی بهش متوسل میشن (منجمله بعضی وقتا که کم میارن).
اما بهرحال نگاه کنید عاقبت اسلام و حکومت دینی چی بوده.
اینکه ما نمیتونیم اینطور راحت نظر خودمون رو بگیم و دربارهء واقعیت ها بحث کنیم.
و مجبوریم بخاطر اینطور کارها با فیلترشکن بیاییم یه جاهایی مثل این فروم.
انگار که بی دین ها و بی خداها انسانهای منطقی تر و بهتری هستن حداقل از این لحاظ!
نه؟
اگر حکومت دینی تشکیل شده در ایران آنطور که باید و شاید انتظارات را برآورده نکرده عوامل زیادی دارد
یکی از عوامل انسانهایی هستند که خود را ذوب شده و محض در اسلام می بینند در حالیکه تقریبا هیچ چیز از اسلام نمی دانند و با عمل به دانسته های ناقص خود ضربات زیادی وارد کرده اند؛ منظور انسانهایی مثل محسن مخملباف، اکبر گنجی، طبرزدی و ...
هستند.
من فکر می کنم کسانی که مسئول فیلتر کردن سایتها هستند افرادی از این دست اند یعنی کسانی که خود قدرت پاسخگویی به شبهات و سوالات را ندارند لذا راحت ترین راه را حذف صورت مسئله می دانند.
بنا و رویه اسلام بر پاسخگویی است و بررسی اجمال تاریخ زندگی ائمه معصومین علیهم السلام گواه این مدعاست به طور مثال به حدیث زیر توجه کنید:
نقل قول:مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی یَسَرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِیسَى بْنِ یُونُسَ قَالَ: كَانَ ابْنُ أَبِی الْعَوْجَاءِ مِنْ تَلَامِذَةِ الْحَسَنِ الْبَصْرِیِّ فَانْحَرَفَ عَنِ التَّوْحِیدِ فَقِیلَ لَهُ تَرَكْتَ مَذْهَبَ صَاحِبِكَ وَ دَخَلْتَ فِیمَا لَا أَصْلَ لَهُ وَ لَا حَقِیقَةَ فَقَالَ إِنَّ صَاحِبِی كَانَ مِخْلَطاً كَانَ یَقُولُ طَوْراً بِالْقَدَرِ وَ طَوْراً بِالْجَبْرِ وَ وَ مَا أَعْلَمُهُ اعْتَقَدَ مَذْهَباً دَامَ عَلَیْهِ وَ قَدِمَ مَكَّةَ مُتَمَرِّداً وَ إِنْكَاراً عَلَى مَنْ یَحُجُّ وَ كَانَ یَكْرَهُ الْعُلَمَاءُ مُجَالَسَتَهُ وَ مُسَاءَلَتَهُ لِخُبْثِ لِسَانِهِ وَ فَسَادِ ضَمِیرِهِ فَأَتَى أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَجَلَسَ إِلَیْهِ فِی جَمَاعَةٍ مِنْ نُظَرَائِهِ فَقَالَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنَّ الْمَجَالِسَ أَمَانَاتٌ وَ لَا بُدَّ لِكُلِّ مَنْ بِهِ سُعَالٌ أَنْ یَسْعُلَ أَ فَتَأْذَنُ فِی الْكَلَامِ فَقَالَ تَكَلَّمْ فَقَالَ إِلَى كَمْ تَدُوسُونَ هَذَا الْبَیْدَرَ وَ تَلُوذُونَ بِهَذَا الْحَجَرِ وَ تَعْبُدُونَ هَذَا الْبَیْتَ الْمَعْمُورَ بِالطُّوبِ وَ الْمَدَرِ وَ تُهَرْوِلُونَ حَوْلَهُ هَرْوَلَةَ الْبَعِیرِ إِذَا نَفَرَ إِنَّ مَنْ فَكَّرَفِی هَذَا وَ قَدَّرَ عَلِمَ أَنَّ هَذَا فِعْلٌ أَسَّسَهُ غَیْرُ حَكِیمٍ وَ لَا ذِی نَظَرٍ فَقُلْ فَإِنَّكَ رَأْسُ هَذَا الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ أَبُوكَ أُسُّهُ وَ تَمَامُهُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ مَنْ أَضَلَّهُ اللَّهُ وَ أَعْمَى قَلْبَهُ اسْتَوْخَمَ الْحَقَ وَ لَمْ یَسْتَعْذِبْهُ وَ صَارَ الشَّیْطَانُ وَلِیَّهُ وَ رَبَّهُ وَ قَرِینَهُ یُورِدُهُ مَنَاهِلَ الْهَلَكَةِ ثُمَّ لَا یُصْدِرُهُ وَ هَذَا بَیْتٌ اسْتَعْبَدَ اللَّهُ بِهِ خَلْقَهُ لِیَخْتَبِرَ طَاعَتَهُمْ فِی إِتْیَانِهِ فَحَثَّهُمْ عَلَى تَعْظِیمِهِ وَ زِیَارَتِهِ وَ جَعَلَهُ مَحَلَّ أَنْبِیَائِهِ وَ قِبْلَةً لِلْمُصَلِّینَ إِلَیْهِ فَهُوَ شُعْبَةٌ مِنْ رِضْوَانِهِ وَ طَرِیقٌ یُؤَدِّی إِلَى غُفْرَانِهِ مَنْصُوبٌ عَلَى اسْتِوَاءِ الْكَمَالِ وَ مَجْمَعِ الْعَظَمَةِ وَ الْجَلَالِ خَلَقَهُ اللَّهُ قَبْلَ دَحْوِ الْأَرْضِ بِأَلْفَیْ عَامٍ فَأَحَقُّ مَنْ أُطِیعَ فِیمَا أَمَرَ وَ انْتُهِیَ عَمَّا نَهَى عَنْهُ وَ زَجَرَ اللَّهُ الْمُنْشِئُ لِلْأَرْوَاحِ وَ الصُّوَرِ.می بینید که شخص مرتدی در کنار خانه خدا با چه ادبیات سخیفی با امام صادق صحبت می کند و امام هم جواب او را می دهد.
الكافی (ط - الإسلامیة)، ج4، ص: 198
خلاصه اینکه ابن ابی العوجاء از شاگردان حسن بصری کافر شد، به او گفته شد مذهب رفیقت حسن را ترک کرد و چیزی را پذیرفتی که هیچ پایه و اساسی ندارد.
جواب داد رفیق من عقیده ثابتی نداشت گاهی قائل به قدر و گاهی قائل به جبر می شد و مذهب ثابتی نداشت.
ابن ابی العوجاء به مکه آمد در حالیکه متمرد شده و منکر حج بود، علما همنشینی با او را به دلیل زبان تند و باطن فاسدی که داشت خوش نداشتند.
نزد امام صادق علیه السلام آمد و اجازه صحبت کردن خواست امام به او اجازه داد ابن ابی العوجاء گفت:
تا چه زمانی دور این خرمن می گردید و به این سنگ پناه می برید و خانه ساخته شده از آجر و گل را می پرستید و همچون شتر رمیده حول آن هروله می کنید؟
کسی که به این موضوع فکر کرده و آن را بسنجد می فهمد که این کار را کسی بنیان نهاده که از حکمت چیزی نمی داند، تو که بزرگ این کاری و پدرت (رسول خدا) اساس و بنیان آن است چه توجیهی برای آن داری؟
یکی از مسائلی که مخصوصا از طرف جوانان مورد غفلت واقع می شود این حقیقت است که
در موضوع دین کمال طلب اند و در مرحله عمل هیچ نقصی را در آن تحمل نمی کنند؛ در حالیکه میلیاردها سال به فرگشت مهلت می دهند تا کار خود را انجام دهد و چشم را به روی حفره های بسیار بزرگ آن می بندند، حاضر نیستند چند دهه به دین فرصت دهند
غافل از اینکه دین هم در مرحله اجرا مانند سایر امور دنیایی یک موضوع تدریجی است و پیش نیازهای زیادی نیاز دارد که فقدان هر کدام از آنها موجب بروز خلل در مرحله عمل می شود.