دفترچه

نسخه‌ی کامل: فرتورهای برخورد با بدحجابی - برج میلاد
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
صفحات: 1 2 3
شما می‌گویید اکثریتی از مردم ایران فلان هستند، اقلیتی بهمان و خودتان را در میان اقلیت قرار می‌دهید. اینکه چگونه درصد گرفته‌اید و چرا مشاهدات شخصی خود را چنین با اطمینان و قطعیت تعمیم می‌دهید را ما مخاطبان شما نمی‌دانیم، فقط آنقدر آشکار است که معتقدید صفاتی که برای آن اکثریت خیالی قائل می‌شوید را می‌توان از طریق وادار کردنشان به دیدن برطرف کرد(=خرفتی و بی‌تفاوتی را با فقر و فلاکت تحریک کرده، با انقلابی‌گری و بلوغ سیاسی جایگزین کرد). برای هیچ‌کدام از این ادعاها سند که نه، حتی یک دلیل ارائه نمی‌کنید، و از آن بدتر اینکه چنان روشی عمل نکرده و نمی‌کند و اگر هم بکند دردی را درمان نخواهد بود برایتان گویا اهمیتی ندارد.

اساسا عصبانی شدن تنها پاسخ منطقی به رفتار آدمی‌ست که مریض را با این حرفها کشته، حالا از روش خود با گفتن اینکه «اگر تب او را شدیدتر بکنیم حالش خوب خواهد شد» دفاع می‌کند(منظورم شخص شما نیست، موضع شماست). من از شما می‌خواهم، در طول تمامی تاریخ جهان تنها یک نمونه مثال بزنید که در آن جامعه‌ای فقرزده، سرکوب‌شده و آماده‌ی شهادت انقلاب کرده و آن انقلاب به نتیجه رسیده، حرف شما دربست پذیرفته خواهد شد. وانگهی حق با شماست، من بیش از اندازه عصبانی شدم. 53

جامعه‌ی ایران از تمام جوامع اطراف خود دموکراتیک‌تر، سکولارتر و برای پذیرفتن مدرنیته آماده‌تر است. اگر آفت ِ خانمان‌برانداز نژادپرستی و ملی‌گرایی ِ سیاسی به جان مردم نیافتد، ایران تنها امید آینده‌ای قابل تحمل برای خاورمیانه خواهد بود. مدرک من؟ پیدا شدن آدم‌هایی مثل شما در آن! مهم نیست که فیلتر شده‌ایم، چراکه آن کار دولت است نه ملت. من هم از شما دعوت می‌کنم پای درددل نه حتی اسلام‌ستیزان(که چنین چیزی وجود خارجی ندارد)، بلکه روشنفکران سکولار افغان و پاکستانی بنشینید تا بدانید این جامعه‌ای که آن‌را فاقد توانایی یا اشتیاق می‌شمارید تا چه اندازه پیشرفته‌تر از همسایگان خود است. و چه بسیار جا برای امید هست.

این ادعا که اکثریتی از مردم ایران مخالفان فصلی و مقطعی و گذری ج.ا هستند نه دشمنان دائمی و قطعی و ابدی ِ آن درست نیست، مخالف فعال که حاضر به پرداختن بهای مبارزه با نظام قرآنی را داشته باشد شاید نباشند(دلیل آنهم به زعم من ضعفی‌ست در فرهنگ ایرانی که آن‌را با نام «رندی» ستوده‌اند، اینکه دم‌دستی‌ترین لذایذ و آشکارترین منافع را زودتر از بقیه کف بزنی)، اما مخالف زخم‌خورده و تشنه به خون که منتظر کمترین نشانه‌ی ضعفی از سوی حاکمیت است؟ بله.

صحبت از گرانی مرغ کردن با دزدیده شدن رای «هم‌سطح» هست، یکی نیست. قحطی‌زدگی و اعدام شدن دو نوع مختلف مردن هستند، وانگهی تفاوت در اینست که دومی همواره باعث اولی‌ست نه بالعکس. مردمی که اهمیت بیشتری به قیمت مرغ بدهند، بعد از چهار سال تورم، صید ِ تور کسانی می‌شوند که می‌گویند «دموکراسی مانع اتحاد ملی» یا «لیبرال دشمن خلق است» یا چنانکه شیخ فضل الله نوری گفت «مردم نان و چای می‌خواهند نه مشروطه» !


جنبش سبز بزرگترین دستاورد سیاسی تاریخ ایران است. چراکه طی ِ آن بخش بزرگی از جامعه‌ی ایرانی از دایره‌ی تکرار مکررات بیرون جهید. حلقه‌ی بازتولید دیکتاتوری را درهم شکست و گامی بسیار بزرگ به سمت جلو برداشت. من دست به دامان جنبش می‌شوم زیرا به من این فرصت را داده تا بتوانم به نحوی مستند و مستدل ادعا بکنم که بخشی میلیونی از جامعه‌ی ایران در درک و شعور سیاسی چیزی از شهروندان مرفه‌ترین کشورهای جهان(سر نباشد)کم ندارد. می‌تواند به ظلم نه بگوید و هم‌زمان آزادانه رفتار بکند. توانایی بیان و طرح خواسته‌های خود را از طریق روشی مبتنی بر تمدن و همزیستی و آدمیت آموخته و مثل جناح مخالف خود برای اثبات حقانیتش نیازی به چوب و سرنیزه ندارد. اینکه جمهوری اسلامی نشد هیچ چیز از ارزش ِآنچه در خیابان‌های تهران دیدیم کم نمی‌کند، جنبشی که دستکم یک قرن جلوتر از «بهار عربی» بود!

پ.ن:
اینطور سلاخی نوشته‌ باعث ملال خاطر و آزار چشم است، من می‌دانم چه نوشته‌ام و شما می‌دانید چه خوانده‌اید، بدون کوت‌های پی‌درپی هم می‌توانم بدانم کجای پاسخ‌تان به کجای نوشته‌ی من بوده.
بله درسته می فرمایید سند و مدرک من مشاهدات خود من هست که مثلا افراد خرفت و بی تفاوتی رو دیدم که با احساس فشار کمی بیدار تر شدند
و بنده با توجه به این موضوع که چرا الان حکومت مستحکم سر جاش واستاده اگر 99 درصد مردم درک و شعور اجتماعی بالا دارند و با جنایت های حکومت مخالفن(بدون اینکه این اگاهی از روی فشار باشه) حرف های خودم رو اثبات میکنم
شما اگر راهی برای اثبات حرفاتون و نقض حرفای من دارید بفرمایید که من بفهمم بله 99 درصد ملت براشون مهم نیست مرغ 500 باشه یا 100 هزار .. و در حقیقت فشار در مورد اگاهی های سیاسی و اجتماعیشون هیچ تاثیری نداره
واین موضوع رو هم توجیه کنید که چرا با وجود این همه ادم فرهیخه هنوز اندر خم یک کوچه گیر کردیم
-------------
مثال من انقلاب 57 هست
توضیع نا متعادل ثروت کشور
فساد های اقتصادی در حکومت
زندانیان سیاسی و ...
فشار و سرکوب طی یکی سلسله زمانی
کار رو به جایی رسوند که تعدادی اخوند پیدا شدن و با تحریک مردم ژاندارم منطقه رو از بین بردند و انقلابشونو به نتیجه رسوندند
مثال دیگر انقلاب در تونس هست
فشار اقتصادی و بیکاری به مردم به حدی بالا بود که شخصی خودشو اتش زد و جرقه انقلاب رو زد
مثال دیگر مصر
مثال دیگر سوریه
مثال دیگر لیبی
حالا در یکی فشار اقتصادی بیشتر بوده
در یکی فشار سیاسی
این همه مثال رور نمی بینید واقعا؟
--------------------------------------------
پیدا شدن امثال من محصول همین فشار های حکومت هست
برید تاپیکی که جناب مهربد (در مورد چرا به دیدگاه های فعلی رسیدید) رو بخونید
اکثر دوستان یکی از عوامل تغییر دیدگاهاشون یا فشار مذهبی حکومت یا خانواده س
-------------------
در مورد بحث
مخالفان فصلی و مقطعی و گذری ج.ا یا همون جمعیت خاموش یا خاکستری نظر من مطابق با چیزی هست که از وضع جامعه می بینم و واقعا به این حرف ایمان و یقین دارم
------
حرف من هم همین بود
گرانی مرغ و دزدیده شدن رای هم سطح هستند ولی یکی نیستند
اثر یکی اونقدر هست که مردم رو به خیابون بکشه
و اثر یکی اعتراض و باز شدن گوش و چشم
به نظر من هم دزدیده شدن رای در این حکومت مفید هست و هم گران شدن مرغ
چرا که هر دو حقیقت حکومت رو نشان میدهند و این خوب هست برای اتحاد و اتش زیر خاکستر شدن
دلایلمو هم گفتم به هر حال نکته قانع کننده ای از تمام حرف های شما ندیدم که نظرمو عوض کنم
-----------------------
Ouroboros نوشته: اساسا عصبانی شدن تنها پاسخ منطقی به رفتار آدمی‌ست که مریض را با این حرفها کشته، حالا از روش خود با گفتن اینکه «اگر تب او را شدیدتر بکنیم حالش خوب خواهد شد» دفاع می‌کند(منظورم شخص شما نیست، موضع شماست). من از شما می‌خواهم، در طول تمامی تاریخ جهان تنها یک نمونه مثال بزنید که در آن جامعه‌ای فقرزده، سرکوب‌شده و آماده‌ی شهادت انقلاب کرده و آن انقلاب به نتیجه رسیده، حرف شما دربست پذیرفته خواهد شد. وانگهی حق با شماست، من بیش از اندازه عصبانی شدم. 53

پیشامدانه میخواستم به همین سیستم پدافندی "تب کردن" در آدم اشاره کنم، که بدن با بالا بردن تب گذرا همه بیماری را از تن بیرون میکند.

ولی خوب با همین آنالوجی اگر بیمار (ایران) هماکنون تب کرده باشد نمیتوان دانست که با بیشتر شدن تب زمینگیر شده میمیرد، یا اینکه شاید هم درمان شود!
صفحات: 1 2 3