دفترچه

نسخه‌ی کامل: زل زدن به ناموس!
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8
sonixax نوشته: اتفاقن دقیقن ربط داره ، یک آدم کم هوش هر چه قدر هم که به قول ایرانی ها خر بزنه نمیتونه مدارج بالای علمی رو کسب کنه و برای این کار نیاز مند حد اقل بهره هوشی 100 تا 120 هست ، در رده بندی روانشانسی افرادی که دارای بهره ی هوشی 120 تا 139 هستند رو سر آمد میدونند یعنی اندکی از تیز هوش بالاتر و اندکی از نابغه پایین ...
در نتیجه کسب مدارج بالای علمی ، هنری و ... رابطه مستقیم داره با بهره ی هوشی نه مطالعه ی زیاد - حالا در این میان بعضی ها هستند که بدون تحصیلات به جایی رسیدند که طبیعتن بهره هوشی بالاتری داشتند یا استعداد خاصی داشتند ، مثل جیمز کامرون . بهره هوشی ایشون بین 110 تا 130 تخمین زده میشه که بهره هوشی بالایی هست .




من که بیشتر این اندازه‌گیری‌های بهره هوشی را چرت می‌دانم. ما حتی
نمی‌توانیم دقیقا هوش را تعریف کنیم، چه برسد به اینکه آن را اندازه‌گیری هم بکنیم!

دست‌بالا شاید بتوان گفت که یک آدم در یک چیزی، بگیریم تندی پردازش ذهنی‌ (computational speed)
یا برای نمونه درک فضایی‌ (spatial) چه اندازه خوب، میانگین یا بد است، ولی اینکه روی این‌ها شماره‌گذاری هم بکنیم دیگر زیاده‌روی است.

نکته دیگر به سیستم خورد-باز‌خوردی مغز آدم برمی‌گردد که برپاد چیزی مانند کامپیوتر، hardware آدمی
که مغز و یاخته‌های مغزش‌اش باشند می‌توانند خود را دگرگون کنند و حتی می‌تواند نورون‌های نو درست کند*





*در گذشته فکر می‌کردند که مغز توانایی ساخت یاخته‌های نورونی نو را ندارد.
ای بابا، من اصلا چیز دیگری می‌گفتم!

مسئله اینست که شعور ِ اجتماعی، یعنی نحوه‌ی رفتار ِ شخص و درک او با/از محیط پیرامون ِ خود هیچ پیوندی با ضریب ِ هوشی او ندارد. بجز در موارد ِ حاد عقب‌افتادگی هر کس می‌تواند در صورت میل ِ و انگیزش ِ عینی به آموختن راه‌های ِ درست ارتباطات مبتنی بر اخلاقیات در زندگی ِ روزمره بپردازد. اما این هم، همانند هر چیز ِ دیگری نیاز به محرکی خارجی دارد، و این محرک(عموما)چیزی نیست بجز میل به پذیرفته شدن در جمع، دیده و شنیده شدن در آن، و در نهایت تبدیل به جزئی از آن شدن. یعنی چه؟ یعنی ما برای ِ آنکه در یک جامعه‌ی ِ انسانی به عنوان عضوی قابل ِ احترام و بهره‌مند از حقوق ِ متقابل ِ انسانی پذیرفته بشویم «یاد» می‌گیریم که مثلا، در جمعی متشکل از چند خانم جوان ِ نیمه آشنا جک‌های رکیک نگوییم، در گفتگو با اشخاص بزرگتر از خودمان از اسامی ادوات ِ جنسی استفاده نکنیم، در یک میتینگ ِ کاری با مایو نرویم و غیره. حالا شخصی را تصور بکنید، که فارغ از هرچه می‌کند مورد پذیرش ِ 99% جامعه‌ی ِ خود قرار می‌گیرد، همه جا از قبل و بطور پیشفرض از احترام و مقبولیت بهره‌مند است و برای جلب ِ نظر دیگران نیازی به پیروی از قواعد ِ موجود ندارد. برای کسب ِ احترام لازم نیست در پروسه‌ی ِ همه‌شمول ِ «احترام متقابل» پای‌بند باشد و حتی اگر با دیگران به مثابه‌ی ِ کسانی که ارث ِ پدرش را خورده‌اند رفتار بکند بدلیل مرعوب بودن ِ آن دیگران از جایگاه اجتماعی، موقعیت ِ اقتصادی، زیبایی ِ ظاهری و ... همچنان مورد احترام و پذیرش ِ اجتماعی قرار خواهد گرفت. چنین شخصی، الزام ِ ضروری برای «آدم» بودن را از دست می‌دهد و «ممکن» است(بسته به حالات روحی و روانی ِ خود)آدم باشد یا نباشد، اما دیگر تضمینی وجود ندارد و عواقبی وجود ندارد و همه چیز به خود ِ او بستگی دارد، و از آنجاکه جوامع ِ مبتنی بر چنین ضوابطی همواره بدوی و در مراحل ِ آغازین تمدن جاری در زندگی ِ روزمره به عنوان چیزی عینی هستند، 99% این اشخاص تبدیل به اراذلی یکسره خرصفت تبدیل می‌شوند.

مثال‌هایی که در ایران ِ خودمان به آنها برخورده‌ام و الان به ذهنم می‌رسد:
1. اشخاص ِ بسیار زیبا، که در رفتارهای روزمره خود آدمها را به دو دسته‌ی ِ «برای ِ من جالب» و «برای ِ من ناجالب» تقسیم می‌کنند و با گروه اول با نخوت، و با گروه دوم با بیزاری رفتار می‌کنند. در روابط عاطفی نقشی زالوصفت ایفا می‌کنند و از آغاز خود را به عنوان طرف ِ قوی رابطه تحمیل می‌کنند. در رابطه با مسائلی که برایشان جذابیت ندارد، حتی اگر بسیار مهم باشند رفتاری یکسره توأم با انکار اتخاذ می‌کنند و غیره.

2. اشخاص بسیار ثروتمند، که فارغ از دیپلم داشتن یا نداشتن همه جا آقای مهندس خطاب می‌شوند، مورد احترام و مقبولیت اجتماعی بسیار قرار می‌گیرند و در ارتباط با مشکلات دیگران احساس ِ همدردی دارند درحد یک قاتل ِ سایکوپث.

3. پزشکان، که بطور پیشفرض و فارغ از آنچه می‌کنند و آنکه هستند، فقط به صرف ِ فعالیت در حرفه‌ی ِ پزشکی، آدمهای قابل احترامی تلقی می‌شوند. اکثریت ِ مطلقی از آنها آدمهای ِ وجدان‌تعطیل ِ پول پرست و فاسدی هستند.

4. زنان، که بدلیل درک ِ حاکم ِ مردسالارانه از سکس به عنوان «امتیازی که زن به مرد می‌دهد»(و نه تذلذی متقابل)، همواره از میزان ِ مشخصی مقبولیت ِ پیشفرض بهره می‌برند و رفتار، شخصیت و کیستی ِ آنها به مرحله‌ی ِ دوم اهمیت سقوط می‌کند.

5. ملاها، که فارغ از خر بودن «علما» و «روحانیون» لقب می‌گیرند و مورد احترام هستند. این یکی خوشبختانه تا اندازه‌ی زیادی از میان رفته.

حالا دوستان یک بحثی بکنند درباره‌ی نورون‌ها و اطلاعات ِ آماری ببینیم به کجا می‌رسیم!
shinbet نوشته: جناب رآکتور ، بحث ما اینجا کار کردن شخصی‌ در بیرون و یا کار نکردن نیست و یا تفاوت عقل و هوش. بحث این هست که من میگویم زیبایی یک شخص هیچ رابطه‌ای با هوش یا عقل احتمالی‌ او ندارد.

من میگم مغز یک انسان باهوش مثل یک کامپیوتر mainfraim میمونه. این کامپیوتر هرچقدر هم که پیشرفته باشه ولی وقتی درش داده ای برای پردازش وجود نداشته باشه هیچ بهره ای نداره.
در اون صورت یک لپ تاپ معمولی(یا حتی یک حافظه ی Flash) که اطلاعات مورد نیاز درش قرار داره بهره ی خیلی بیشتر و در نتیجه ارزش خیلی بیشتری داره.

در مورد ربط زیبایی با هوش با شما هم عقیده ام.
حتی اگر فرضا ثابت هم بشه که از نظر علمی بر روی کاغذ مثلا افراد زیبا لزوما از بقیه باهوش ترند (که تجربه ی من میگه اینطور نیست) باز هم این چیزی رو عوض نمیکنه. چون اولا هوش تعریف کاملی نداره! یعنی ما هوش رو در چی میبینیم؟ (مثلا من هوش رو در عقل میبینم که برای خودش تعریف خاص دارم که قبلا گفتم) دوما این هوش در نهایت مثل همون کامپیوتر main fraim میمونه! وقتی داده ای درش نباشه یعنی عقلی درش نباشه (که تاکید من تو پست های قبلیم بر این بود که این عقل تو برخورد های اجتماعی بوجود میاد) پس هیچ دردی رو دوا نمیکنه! = خنگ, بدرد نخور!
مثل اون کامپیوترهای mainfraim سازمان هوافضای ایران که هر چقدر هم قدرت پردازشش بالا باشه ولی چون داده ای درش برای پردازش وجود نداره با وجود قیمت میلیون دلاریش افتاده یک گوشه خاک میخوره!
(مثال ربط مغز انسان با کامپیوتر رو فقط برای درک و بیان بهتر گفتم)
shirin نوشته: ری اکتور کسی که از هوش بالاتری برخوردارتره عاقلتر هم هست. یعنی در واقع هوش بالا باعث میشه فرد زندگیش بر اساس خرد و عقل باشه. ولی حرفت در مورد زنان شاغل کاملا درسته.


آدم عاقل آدم باهوشی هست. ولی آدم باهوش لزوما آدم عاقلی نیست.
یعنی رابطه ی دوطرفه نیست!

آی کیو و هوش----->قدرت محاسباتی+ بعضی وقت ها (قدرت گیرایی محدود+ قدرت تحلیل محدود )

عقل------> شعور+فهم+درک+ منطق+ قدرت تحلیل + قدرت گیرایی + آینده نگری+ مصلحت اندیشی + قدرت تفکر و چند فاکتور دیگه
شنیدم بعضی ها حتی پشتکار و قدرت تمرکز هم جزو عقل میدونند!

هوش و قدرت محاسباتی مغز ممکنه ارثی باشه.
ولی با تمرین هم میشه بهش رسید.
فرض کنید شما یک حسابدار تازه کار هستید و مثلا شما مقادیری پول رو میخواهید با هم جمع و تفریق کنید.
اگر باهوش باشید با اینکه تازه کارید سریعا جمع و تفریق میکنید.
ولی اگر معمولی باشید اول گیرپاج میکنید ولی با کمی تمرین(محیطی و اکتسابی) میتونید به سطح اون آدم باهوش برسید.
این هوش فرد رو به جایی نمیرسونه. چون تمام چیزی رو که به شما میده رو یک آدم معمولی هم میتونه با کمی تمرین بدست بیاره.
==============
ولی عاقل کسیه که از اون فاکتورهایی که بالا برای یک آدم عاقل نوشتم از هر کدوم مقدار لازم رو داشته باشه.
اون فاکتورها ارثی نیست. یعنی مثلا شعور ارثی نیست. چیزی هست که افراد در خانواده و برخورد احتماعی یاد میگیرند. با تلاش بدست میاد! چیزی نیست که بقول معروف خدادادی باشه.

==============
بازهم همه ی این ها برمیگرده به تعریفی که ما از هوش داریم.
یعنی ممکنه شما شرایط یک آدم باهوش رو کم و زیاد همون شرایطی بدونید که بالا برای یک آدم عاقل نوشتم.
اما در کل با شرایط منطقی بالا -----> عاقلانه فکر و عمل کردن نیاز به هوش بالا داره ولی هوش بالا دلیل بر عاقل بودن نیست
این بحث زل زدن به ناموس خیلی افسارگسیخته شد و کلا هر کی داره یه سازی میزنه ولی من برمیگردم به همون بحث در مورد هوش زنان و اینکه معتقد بودید که زنان زیبا در ایران خنگ هستند و رفتارهای ناهنجاری دارن و نگفتید اکثرا عمومیت دادید کلا. که البته بعضی دوستان گفتند منظورمون اکثریت بود یکی مثل امیر هم گفت هیچ استثنایی در کار نیست. که البته از این من اینگونه با قاطعیت خصوصیتی رو به عموم نسبت دادن بدون هیچ استثنایی قائل شدن نوعی بی عقلی و نادانی محسوب میشه.
ولی حقیقتی که وجود داره این هست که ما مردمی داریم با فرهنگ پایین و جامعه ای مردسالار که این مردسالاری رو اکثر زنان پذیرفتن و حتی بسیاری از زنان هم که دنبال حقوق برابر هستن دقیقا نمیدنن چی میخوان و کاراشون و رفتارشون عکس خواسته شون هست. مثلا همین مسائل ناموسی که البته دلیلش نه بی عقلی بلکه تحت تاثیر شدید فرهنگ مردسالارانه بودنشون هست و اینکه بسیاری مسائل تابو وجود داره که تعداد افراد کمی میتونن تابوها و مقبولیتهای اجتماعی نادرست رو در فکر و ذهن خودشون ازبین ببرن. که البته من دقیقا نمیدونم چه عاملی باعث میشه که بعضیا میتونن ساختارشکن باشن.هوش هست یا عامل دیگه؟ ولی خودم معتقدم هوش بعلاوه کنجکاوی هست. کنجکاوی در بدست آوردن اطلاعات و پیدا کردن دلیل هر کاری یا رسمی یا اعتقادی.
متاسفانه ایرانیان اعم از زن و مرد اکثرا دنبال پیدا کردن دلیل برای مسائلشون نیستن . هر اعتقادشون و سنتشون و یا کاری رو که بهشون آموخته شده از بچگی چشم بسته میپذیرن. و همین دلیل باعث میشه که فرهنگ عموم مردم ما پیشرفت بسیار کندی داشته باشه و فکر سنتی همیشه بر زنان و مردانمون غالب باشه.
یک چیزی رو هم بگم ،
مزان هوش هر موجودی رابطه ی مستقیم داره با اندازه ی مغزش ، برای همینه که مغز ما تقریبن سه برابر مغز اجدادمون و پسر عموهایمان (میمونها) است .

همون طوری که خودتون میدونید در ایران به خصوص به دلیل فرهنگ پایین و خوراک نا مناسب دخترهای ایرانی اکثرن جثه کوچکی دارند و باز اکثرن جمجمه ی کوچکتری هم دارند و در نتیجه مغز کوچکتری دارند .

دلیل این ریز اندامی ژنتیک نمیتونه باشه چون زنهای ایرانی قبل از انقلاب اینطوری نبودند و ریزه میزه نبودند - همش بر میگرده به نوعی فرهنگ بد که شخص خودش رو به خاطر رژیم و هیکل و این حرفها دچار سوء تغذیه میکنه ، یک نمونه اش که خودم به چشم دیدم دختر داییم بود - به قدری این رژیمش رو به خاطر چاق نشدن سفت و سخت گرفته بود که مدام از حال میرفت و بهش حمله دست میداد طوری که دکترها فکر میکردند صرع داره !
با اینکه ایشون الان شده پزشک مغز و اعصاب !!!! ولی هنوز ما بهش میگیم خانم دکتر ابله (این اسم رو داییم روش گذاشته و هنوز روش مونده 4) - تنها شانسی که آورد دکترها خیلی زود متوجه شدند که بیماریش صرع نیست و به خاطر رژیم احمقانه ای هست که گرفته و خانوادش با توصل به زور هم که شده بود جلوش رو گرفتند که خودش رو به کشتن نده و امروز که خودش پزشک شده به اون روزگار خودش بد و بیراه میگه و به خودش فحش میده .

من شدیدن بر این باورم یک انسان نرمال و سالم از نظر جسمی هر چه میشود نتیجه آن چیزیست که از اطراف خود می آموزد (خانواده - جامعه - دوستان و نزدیکان) ، برای همین معمولن فرزندان یک هنرپیشه هم هنرپیشه میشوند و فرزندان یک تاجر ، تاجر . اگر راننده کامیونی در آمد بسیار بالایی داشته باشد به احتمال زیاد فرزندان پسر او هم راننده کامیون میشوند ! (البته این حکم کلی نیست ولی در بسیاری از موارد مصداق داره) .
منم قبول دارم دخترا هر چی خوشگل تر باشن مخشون تعطیل تره،دلیلشم این میدونم که زن های چیزی دارن به نام "قدرت سکس" این قدرت باعث میشه بین پسرها همه جا پذیرفته بشن و مورد احترام واقع بشن و همین موضوع باعث میشه اونها زحمت اینکه اخلاق درستی داشته باشند یا درست فکر کنند تا مورد قبول و احترام بقیه قرار بگیرند رو به خودشون ندهند،ولی در واقع این احترامی که دریافت میکنند یک احترام واقعی نیست بلکه به خاطر همون قدرت سکس هست و اینکه اون شخص میخاد با اون دختر بخوابه و دیگه اصلا کاری نداره اون چی میگه،و به خاطر همینه که اگر منی که پسرم وارد یه کلاب بشم دخترها یا پسرهای دیگه تف تو صورتم هم نمیندازند ولی یک دختر رو بدون اینکه بشناسند اون طرف رو اون احترام رو دریافت میکنه ولی من باید آدم به درد بخوری باشم درست فکر کنم آدم جالبی باشه تا مورد قبول بقیه قرار بگیرم،از نظر من هوش یک شخص هیچ ربطی به جنیسیت اون شخص نداره،بلکه به طرز برخورد اجتماع با اون جنیست برمیگرده،به خاطر همینم هست که دخترهایی که صورت زیاد جالبی ندارند خوش برخوردتر،عاقل تر،قابل تحملتر بودند ولی دخترهای خوشگل همیشه اعصاب منو له کردند چون توی اجتماع مورد توجه پسرهای زیادی قرار میگیرند توجه زیادی هم لازم دارند که دادن این مقدار توجه به یه دختر برای شخصی مثل من ممکن نیست،و اصلا اعصابشو ندارم،من الان سه سالی میشه با هیچ دختری رابطه نداشتم دلیلشم بیشتر این بوده که همیشه قبل از اینکه برم سراغ دختره،دختره خودش یه خطهایی داده که کوکوهد هست،یا زیادی مذهبی و یا اینکه به محض اینکه گفتم مسلمون نیستم چون جریان شوهر آینده و اینها زرت میشه به هم زده،خلاصه قید دخترو دو سه سالیه زدم شهری که توش هستمم انقدر کوچیکه که به جمع غیرعمومی دخترا برنمیخورم و سکس هم انقدر برام ارزش نداره که بخام هزار دروغ سوار کنم که بتونم دختره رو ببرم تو اتاق خوابم،خلاصه بد گیری افتادیم تو این جامعه ی مریض
از اینکه در جمع شما هستم و می‌تونم نظرات شما رُ بخونم خوشحالم. سلام به همگی!

بحث زل زدن به ناموس به بحث رابطه هوش و زیبایی در زنان تغییر مسیر داده( مثل هر بحث دیگه طیف مخالف و موافق و شاید و اگرهای خودشو داره) حالا که صحبت به اینجا رسیده می‌خوام یه دیدگاه دیگه رو مطرح کنم.
پیش از اون, در مورد دیدگاه دوستانی که قبلتر نظرشون رو گفتن اینها رو می‌خوام بگم

Ouroboros نوشته: دوستان عنایت داشته باشند که مقصود ِ من از هوش آنچه با آی‌کیو می‌سنجند نیست، منظورِ من بیشتر «هوشمندی»‌ست(کلا باید از واژه‌ی ِ دیگری استفاده می‌کردم)، یا به عبارتی «خرفت نبودن». آدم ِ خرفت کسی‌ست که نمی‌تواند خارج از محدوده‌ی ِ باورها/افکار ِ خود را درک بکند. زنها بطور کلی، و زنهای ِ زیبا در شمار ِ بسیار بیشتری، اغلب از برقرار کردن ارتباطی عمیق و عینی با چیزها عاجزند و جهان را از دریچه‌ی ِ «آنچه من می‌پسندم/نمی‌پسندم» درک می‌کنند.

من با این دیدگاه موافقم.

Theodor Herzl نوشته: این رابطه زیبایی و هوش همون همبستگی‌ دروغین هست.

و با این دیدگاه به صورت علمی موافقم ولی در عمل نه.
رابطه بین زیبایی و هوش در عمل رابطه‌اییه که از یه خطای شناختی عمومی و شایع بوجود میاد. مثال‌های اونم به صورت فراوان موجوده. ما از هرچی که به یک علتی خوشمون بیاد صفات مثبت دیگه‌ایی رو هم بهش نسبت می‌دیم. در کنار این خطای شناختی, غرور هم نقش بسیار مهمی داره.
آدم های زیبا و خوش اندام در درجه اول به نظر ما باهوش هم میان. حتی بعضی ها بعد از اینکه با طرف صحبت کردن باز هم سر باورشون می‌ایستن که آره خیلی باهوشه یا باهوشه یا می‌فهمه, در حالی که شخص مورد نظر تنها نظرات اونو تایید کرده و هیچ حرف خاصی نزده. (که این هم زیاد پیش میاد)
غرور در اینجا با ارعاب صدای عقلُ خاموش می‌کنه که آیا اگر اون شخص باهوشی نیست من تنها به خاطر جسمش دارم به رابطه باهاش کشیده می‌شم؟ و در اینجا به خاطر فرار از برچسب حیوان بودن و پستی شخص قانع می‌شه که طرفش باهوش هم هست.

و چیزی که ما به اسم هوش می‌شناسیمش در خیلی از موارد تسلط بر یک مهارته. یه کاری که برای شخص تکراریه بارها تکرارش کرده تا بر اون مسلط شده. برای همین یه شش‌لول بند تیز و چابک باهوش هم به نظر می‌رسه. یعنی یک هوش متوسط یا کم با فراگیری و تکرار اعمال یک روال (مثل کار کردن با دستگاه عابربانک یا رانندگی) بیشتر از چیزی که هست به نظر می‌رسه.

خیلی دوست دارم که دیدگاهمو با یه مثال خیلی ملموس ذکر کنم. این مثال هم رابطه بین هوش و زیبایی و نقش زنان در جامعه می‌پردازه. و خوبیه این مثال اینه که ابتدا و میانه و پایان داره و اکثر جوانبش روشنه.
مثال من, نقش و رفتار زنان در سریال بسیار زیبای "بریکینگ بد" ه.
و دیدگاه من, قرار دادن اصالت به جای هوشه. این چیزیه که اکثر مردها در مورد زن‌ها و زن‌ها در مورد خودشون احساسش می‌کنن. درسته که اصالت چیزیه اکثریت افراد جامعه ندارن ولی شما اگر می‌خواید بگید زن‌ها چی ندارن, خیلی راحت‌تره که بگید اصالت ندارن.

اصالت به خیلی بیشتر از هوش( انواع مختلف هوش رُ که در نظر بگیریم) نیاز داره. نیاز به تفکّر انتقادی داره. اتفاقاً زنان گاهی در این زمینه تصور دروغینی از خودشون ارائه می‌دن و متفکر جلوه می‌کنن و اون وقتیه که انتقاد می‌کنن. مثل فمینیست‌ها که گاهی باهوش جلوه می‌کنن در حالی دارن یه سری حرف تکراری و آموخته رُ تکرار می‌کنن و
حتی مانفیست فمینیسم رُ هم مردها براشون نوشتن. زن‌ها می‌تونن انتقاد کنن ولی نقد کردن خیلی بیشتر از انتقاد تنهاست.






sonixax نوشته: یک چیزی رو هم بگم ،
مزان هوش هر موجودی رابطه ی مستقیم داره با اندازه ی مغزش ، برای همینه که مغز ما تقریبن سه برابر مغز اجدادمون و پسر عموهایمان (میمونها) است .

همون طوری که خودتون میدونید در ایران به خصوص به دلیل فرهنگ پایین و خوراک نا مناسب دخترهای ایرانی اکثرن جثه کوچکی دارند و باز اکثرن جمجمه ی کوچکتری هم دارند و در نتیجه مغز کوچکتری دارند .

دلیل این ریز اندامی ژنتیک نمیتونه باشه چون زنهای ایرانی قبل از انقلاب اینطوری نبودند و ریزه میزه نبودند - همش بر میگرده به نوعی فرهنگ بد که شخص خودش رو به خاطر رژیم و هیکل و این حرفها دچار سوء تغذیه میکنه ، یک نمونه اش که خودم به چشم دیدم دختر داییم بود - به قدری این رژیمش رو به خاطر چاق نشدن سفت و سخت گرفته بود که مدام از حال میرفت و بهش حمله دست میداد طوری که دکترها فکر میکردند صرع داره !
با اینکه ایشون الان شده پزشک مغز و اعصاب !!!! ولی هنوز ما بهش میگیم خانم دکتر ابله (این اسم رو داییم روش گذاشته و هنوز روش مونده 4) - تنها شانسی که آورد دکترها خیلی زود متوجه شدند که بیماریش صرع نیست و به خاطر رژیم احمقانه ای هست که گرفته و خانوادش با توصل به زور هم که شده بود جلوش رو گرفتند که خودش رو به کشتن نده و امروز که خودش پزشک شده به اون روزگار خودش بد و بیراه میگه و به خودش فحش میده .

من شدیدن بر این باورم یک انسان نرمال و سالم از نظر جسمی هر چه میشود نتیجه آن چیزیست که از اطراف خود می آموزد (خانواده - جامعه - دوستان و نزدیکان) ، برای همین معمولن فرزندان یک هنرپیشه هم هنرپیشه میشوند و فرزندان یک تاجر ، تاجر . اگر راننده کامیونی در آمد بسیار بالایی داشته باشد به احتمال زیاد فرزندان پسر او هم راننده کامیون میشوند ! (البته این حکم کلی نیست ولی در بسیاری از موارد مصداق داره) .

یه چیزایی میگیداE415
شاید بشه گفت تغذیه ی نامناسب مادر های این نسل تاثیری رو رشد جمجمه داره ولی خب این موضوع باید رو حنس نر هم اتفاق بیفته
دیگه رژیم که استخون و کوچیک نمیکنه که بخواد مغز کوچیک بشهE415

تا اونجا که من باهاش رو به رو شدم و رابطه داشتم دختران زیبا در ایران البته نه تمام آن ها به خاطر این که زیبا هستند و مورد قبول دید کلی جامعه هستند فکر میکنن تنها چیزی که برای ارائه دارند زیباییشان است و تمام هم و کوشش خود را میگذارند برای حفظ این زیبایی و دیگر وقتی برای کتاب خوندن و پرورش مغز خود ندارند احتیاجی هم به آن ندارند!
البته این موضوع فقط مختص دختران زیبای ایرانی نیست و پسران و هم شامل میشه ولی خب درصدشون کمتره!

چند روز پیش که مجبور شدم سری به دانشگاه بزنم از نسل جدید به کل نا امید شدم!! اینا دیگه چه موجوداتی هستند؟؟
yasy نوشته: یه چیزایی میگیدا
شاید بشه گفت تغذیه ی نامناسب مادر های این نسل تاثیری رو رشد جمجمه داره ولی خب این موضوع باید رو حنس نر هم اتفاق بیفته
دیگه رژیم که استخون و کوچیک نمیکنه که بخواد مغز کوچیک بشه

تا اونجا که من باهاش رو به رو شدم و رابطه داشتم دختران زیبا در ایران البته نه تمام آن ها به خاطر این که زیبا هستند و مورد قبول دید کلی جامعه هستند فکر میکنن تنها چیزی که برای ارائه دارند زیباییشان است و تمام هم و کوشش خود را میگذارند برای حفظ این زیبایی و دیگر وقتی برای کتاب خوندن و پرورش مغز خود ندارند احتیاجی هم به آن ندارند!
البته این موضوع فقط مختص دختران زیبای ایرانی نیست و پسران و هم شامل میشه ولی خب درصدشون کمتره!

چند روز پیش که مجبور شدم سری به دانشگاه بزنم از نسل جدید به کل نا امید شدم!! اینا دیگه چه موجوداتی هستند؟؟

داستان پسر فرق میکنه!
پسرهای ایرانیها وقتی به دنیا میاند اغلب ضعیف و به نسبت نرم کوچک جثه هستند! منتها چون عشق بدنسازی و دختربازی و ... خفه شون کرده این مدل کمبودها رو جبران میکنند ولی دخترها نه! البته عوامل ژنتیکی و انتخاب جفت و ... هم هست. مثلن مردای ایرانی از زنان ریز اندام بیشتر خوششون میاد (اینکلودینگ خودم) این رو اضافه کنید به دلایلی که پیشتر گفتم! خوب طبیعی هستش که نسل ما به سمتی بره که زنانمون همه روزه ریزه میزه تر بشند.
پرورش مغز در زنان ایرانی خیلی به زیبایی و آرایش ربطی نداره - مشکل خیلی فراتر از این حرفهاست حتا اون فاطمه سیبیلوئه هم توی ایران مغز گنجشکی داره!!!
البته پسرانمون هم به خصوص نسل جدید هم خیلی پروفسور و دانشمند نیستند ها! از هر 100 تا دختر راحت 80 تاش گاگول و احمقند! از هر 100 تا پسر با تخفیف شاید 79 تاش!!!! یعنی مشکلی که توی ایران هست ختم به این نمیشه که دختره میک آپ میکنه پس احمق شده!!!
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8