6 ساعت قبل
من تا دنیا دنیاست ترجیح میدهم آدم خوشبینی باشم تا اینکه بگویم نمیشود و تمام درهای شانس را به روی خودم ببندم و ناامید بنشینم و بگویم نمیشود.
اینکه میگویم میشود، نگاه من صرفا یک دهه یا دو دهه نیست که بگویم به سرعت تبدیل به کشورهای مترقی میشویم و میتوانیم دست به سینه بنشینیم و به افق شکوه خودمان افتخار کنیم.
اساسا دنیا اینطور کار نمیکند. جایی که سکون، بازنشستگی، بیتحرکی، بنبست و در نهایت ایستایی به وجود بیاید، چرخه مختل میشود. بله، من حتی در این خیزش آخر هم گرفتاریها و خطاهای بسیاری دیدم. هیجانهای پنهان، زخمها و عقدهها بیرون زد. مقایسههای پاسپورتی پیش آمد که مثلاً بعد از جمهوری اسلامی میتوانم بدون ویزا به تمام دنیا سفر کنم، یا اینکه تمام دنیا میآیند و به کشور ما مهاجرت میکنند. حتی تصاویر اغراقآمیز با هوش مصنوعی ساخته شد.
بله چرا که نه، ما میتوانیم ایران باشکوه داشته باشیم و میتوانیم جزئی از کشورهای مترقی باشیم، اما این مقایسههای اغراقآمیز خودش گرفتاری ایجاد میکند.
شما فرض کنید جمهوری اسلامی را سرنگون کردی که به اعتقاد من این اتفاق افتاده و مراسم خاکسپاری است و دارند دست و پا میزنند اما با تعداد زیادی از «خامنهایها» میخواهی چه کار کنی؟ کسانی که در این ۴۷ سال به اندازه کافی فرهنگ و اخلاقیات را به منجلاب کشیدهاند و مردم را منحط کردند.
حتی بعد از مرگ خامنهای هم عدهای از مردم بیش از حد تصور کردند که کار تمام شده و به پایکوبی پرداختند. هیجانها بسیار بالا و تا حدی غیرقابل کنترل بود. من سالهاست این موضوعات را تحلیل میکنم و به کسانی که تمام مشکلات و علتها را فقط شخص رهبر میدانستند و به او ناسزا میدادند، بارها گفتهام: بله، اما خامنهای تمام جمهوری اسلامی نیست، بلکه یکی از مهرههای مهم برای بقای این حکومت است. همانطور که خودشان هم علنا گفتهاند که با خامنهای و بدون خامنهای با قدرت ادامه میدهند و جمهوری اسلامی بر اساس یک فرد شکل نگرفته است.
ما در این ۴۷ سال به جز سرکوب و تحقیر چیز زیادی ندیدهایم، اما مسئولیتپذیری، دموکراسی و کنترل هیجانهای جمعی چیزهایی هستند که میشود آنها را تمرین کرد. تا زمانی که فرهنگ عمومی خود را ارتقا ندهیم و متمدنانه برخورد نکنیم، ناگزیر بهای آن را خواهیم پرداخت.
به اعتقادات من با عبور از ج.ا ریشه تمام پلیدیها و گام مهمی را برای اصلاح ساختارهای معیوب، بازسازی اخلاق و فرهنگ عمومی و حرکت به سوی یک جامعه آزادتر و مسئولیتپذیرتر برمیداریم.
اینکه میگویم میشود، نگاه من صرفا یک دهه یا دو دهه نیست که بگویم به سرعت تبدیل به کشورهای مترقی میشویم و میتوانیم دست به سینه بنشینیم و به افق شکوه خودمان افتخار کنیم.
اساسا دنیا اینطور کار نمیکند. جایی که سکون، بازنشستگی، بیتحرکی، بنبست و در نهایت ایستایی به وجود بیاید، چرخه مختل میشود. بله، من حتی در این خیزش آخر هم گرفتاریها و خطاهای بسیاری دیدم. هیجانهای پنهان، زخمها و عقدهها بیرون زد. مقایسههای پاسپورتی پیش آمد که مثلاً بعد از جمهوری اسلامی میتوانم بدون ویزا به تمام دنیا سفر کنم، یا اینکه تمام دنیا میآیند و به کشور ما مهاجرت میکنند. حتی تصاویر اغراقآمیز با هوش مصنوعی ساخته شد.
بله چرا که نه، ما میتوانیم ایران باشکوه داشته باشیم و میتوانیم جزئی از کشورهای مترقی باشیم، اما این مقایسههای اغراقآمیز خودش گرفتاری ایجاد میکند.
شما فرض کنید جمهوری اسلامی را سرنگون کردی که به اعتقاد من این اتفاق افتاده و مراسم خاکسپاری است و دارند دست و پا میزنند اما با تعداد زیادی از «خامنهایها» میخواهی چه کار کنی؟ کسانی که در این ۴۷ سال به اندازه کافی فرهنگ و اخلاقیات را به منجلاب کشیدهاند و مردم را منحط کردند.
حتی بعد از مرگ خامنهای هم عدهای از مردم بیش از حد تصور کردند که کار تمام شده و به پایکوبی پرداختند. هیجانها بسیار بالا و تا حدی غیرقابل کنترل بود. من سالهاست این موضوعات را تحلیل میکنم و به کسانی که تمام مشکلات و علتها را فقط شخص رهبر میدانستند و به او ناسزا میدادند، بارها گفتهام: بله، اما خامنهای تمام جمهوری اسلامی نیست، بلکه یکی از مهرههای مهم برای بقای این حکومت است. همانطور که خودشان هم علنا گفتهاند که با خامنهای و بدون خامنهای با قدرت ادامه میدهند و جمهوری اسلامی بر اساس یک فرد شکل نگرفته است.
ما در این ۴۷ سال به جز سرکوب و تحقیر چیز زیادی ندیدهایم، اما مسئولیتپذیری، دموکراسی و کنترل هیجانهای جمعی چیزهایی هستند که میشود آنها را تمرین کرد. تا زمانی که فرهنگ عمومی خود را ارتقا ندهیم و متمدنانه برخورد نکنیم، ناگزیر بهای آن را خواهیم پرداخت.
به اعتقادات من با عبور از ج.ا ریشه تمام پلیدیها و گام مهمی را برای اصلاح ساختارهای معیوب، بازسازی اخلاق و فرهنگ عمومی و حرکت به سوی یک جامعه آزادتر و مسئولیتپذیرتر برمیداریم.



![[-]](https://daftarche.com/images/bootbb/collapse.png)