رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

حکم سیلی زدن به صورت همسر (زن)
#1

حكم ضرب الزوجة

الإمام ناصر محمد الیمانی
05 - 09 - 1436 هـ
22 - 06 - 2015 مـ

1364-04-01ه.ش.
08:13 صباحاً
ـــــــــــــــــ


حکم سیلی زدن به صورت همسر (زن)


بسم الله الرحمن الرحیم، وسلامٌ على المرسلین والحمد لله ربّ العالمین، أمّا بعد..

ما فتوا نداده‌ایم که محکم به صورت سیلی زده شود به صورتی‌ که دردناک باشد؛ حاشا لله؛ بلکه می‌گوییم ضربه خفیف درحدی که باعث سرخ شدن صورت نشود؛ شرط دیگر اینکه فقط یک‌ بار سیلی زده شود؛ این زنش است که دارد به حق سیلی می‌خورد. ولی حق ندارد؛ سیلی را آن‌قدر محکم بزند که جایش روی صورتش بماند؛ بلکه سیلی باید با ملایمت و برای تأدیب باشد تا زنش ادب را رعایت نماید؛ ولی شرط این است که سیلی ملایم و خفیف باشد نه اینکه صورتش درد بیاید و با سرانگشت آن هم به اندازه دو انگشت به گونه‌اش ضربه بزند و حق ندارد با کف دست سیلی بزند چون ممکن است ضربه شدید باشد: بلکه حتما باید در حدی خفیف و ملایم باشد که اثری روی صورتش نگذارد. اگر فتوا می‌دادیم ضربه به بدن زنان زده شود؛ مردان فرومایه؛به قسمت‌هایی از بدن زنان‌شان ضربه می‌زدند که زن نمی‌توانست آن را حتی به نزدیکانش نشان دهد؛ ولی صورت باز است و اگر به شدت ضربه زده شود؛ قابل دیدن است؛ چون خداوند مردان را از وارد کردن ضربه دردناک که باعث باقی ماندن جایش بر بدن شود منع نموده است فرقی ندارد ضربه به کجا باشد و این امر بر مؤمنان حرام و مخالف امر خداوند است. همانا که خداوند اجازه داده است ضربه ای ملایم که دردناک نباشد و اثری باقی نگذارد استفاده شود و ضربه زدن دردناک توسط مؤمنان حرام است؛ بلکه عتاب؛دردناک‌تر بوده و تأثیر بیشتری روی قلب داشته و باعث ندامت زن از کرده خود می‌شود...اگر بدانید...

وسلام ٌعلى المرسلین، والحمد لله ربّ العالمین..
أخوكم الإمام المهدیّ ناصر محمد الیمانی


حکم سیلی زدن به صورت همسر (زن)

الإمام ناصر محمد الیمانی
02 - 10 - 1432 هـ
01 - 09 - 2011 مـ
01:55 صباحاً
ــــــــــــــــــــ


معنای بدعت چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم، والصلاة والسلام على جدّی محمد وآله الأطهار وجمیع المؤمنین، أمّا بعد..

همانا که بدعت یعنی وارد کردن چیزی از نزد خودتان در دین خدا بدون این که خداوند در مورد حرام یا حلال بودن آن برهانی نازل کرده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

{وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا یُفْلِحُونَ} صدق الله العظیم [النحل:116].

{ و شما نباید از پیش خود به دروغ چیزی را حلال و چیزی را حرام گویید و به خدا نسبت دهید تا بر خدا دروغ بندید، که آنان که بر خدا دروغ بندند هرگز روی رستگاری نخواهند دید}

و مهم‌ترین موضوع نزد خداوند این است که به دوری و اجتناب از گناهان بزرگی که از آنها نهی شده‌اید پایبند و ملتزم باشید. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

{إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِیماً} صدق الله العظیم [النساء:31]،

{اگر از گناهان بزرگى كه شما را از آن نهى كرده‌اند اجتناب كنید، از دیگر گناهانتان درمى‌گذریم و شما را به مكانى نیكو درمى‌آوریم.}

آیا شادی در روز عید و پخش شیرینی بین کودکان از گناهان کبیره است! شما را چه می‌شود چگونه حکم می‌دهید؟ كسانی كه به ناحق در دین خدا سخت‌گیری کرده و افراطی هستند هلاک می شوند .

ما شادی و شادمانی در عروسی را حرام نمی‌کنیم ولی رقص زنان در مقابل مردان حرام است و هرگونه گناه؛ برهنگی و شرب خمر هم حرام است؛ از خدایی پروا کنید که از خیانت چشم‌ها و رازهای پنهان در سینه‌ها آگاه است وبه ناحق بر مردم سخت گیری نکنید.

شاید یکی از انصار سخن مرا قطع کرده و بگوید:" آیا این به معنای حلال بودن موسیقی و غناء است؟" جواب ما این است که : بستگی به کلمات شعر دارد؛ اگر حاوی کلمات عاشقانه و تغزل باشد؛باعث اندوه و یا برانگیخته شدن احساساتی می‌شود که مورد نظر شهوترانان است و تلاش می‌کنند با آنها زنان شریف را به فتنه بیندازند. اما شعرعاشقانه برای همسرانتان را نمی‌توانیم حرام کنیم؛ چون شاعراز روی محبتی حلال برای زنش شعر می‌سراید.اما اشعار فتنه آمیز باعث می‌شود کسانی که به خاطر شعرعاشقانه دنبال آنها می‌افتند گمراه و گرفتار هوی و هوس شده و به دام عشق حرام بدون ازدواج بیفتند. این حرام است چون از نقشه‌ها و گامهای شیطان است چون باعث به فتنه افتادن زن و پاسخ دادن به درخواستی می‌شود که خداوند آن را حرام کرده است! برخی از شعرها؛ سحرآمیزند و ثناگوئی و تمجید باعث فتنه زنان آوازه خوان می شود. اینان شاعرانی هستند که کسانی را که پیرو شهوتند و از آنها پیروی کنند را از راه راست گمراه می‌کنند. به حق فتوا می‌دهیم که شعر عاشقانه درباره عشق‌های حرام؛ در آیات محکم کتاب حرام شمرده شده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

{وَالشُّعَرَ‌اءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿٢٢٤﴾ أَلَمْ تَرَ‌ أَنَّهُمْ فِی كُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ ﴿٢٢٥﴾ وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ ﴿٢٢٦﴾}صدق الله العظیم [الشعراء].

{شاعران کسانی هستند که گمراهان از آنان پیروی می‌کنند. (۲۲۴) آیا نمی‌بینی آنها در هر وادی سرگردانند؟ (۲۲۵) و سخنانی می‌گویند که (به آنها) عمل نمی‌کنند؟! (۲۲۶)}

به خدا قسم اگر تمام الحان زیبای خود را برای گفتن شعر درمورد محبت خدا ورسولش به کاربرند؛ قلبها خاشع می‌شوند و باعث سکینه و طمأنینه بیشتر قلبی می‌شود؛ مانند زمانی که به لحن و شعر "طلع البدر علینا من ثنیات الوداع" گوش می‌دهید که باعث سرور شادی در وجودتان به خاطر محبت به خدا ورسولش می‌شود. از این که قلب خود را مشغول محبت به همسران‌تان کنید بهتر است ؛ البته غزل وشعر خواندن برای همسران‌تان را بر شما حرام نمی‌کنیم ولی به شمانصیحت می‌کنیم قلب‌تان را مشغول محبت خدا ورسولش کنید. و برای اطلاع بگوییم که کسی که به زنش بیش از رسول الله محبت داشته باشد؛ از مؤمنان نیست چون راز محبت به رسول الله درشدت محبت به خداوندی است که رسول را فرستاده است . و خداوند غفور و ودود است و شما نمی‌توانید بین حب خدا و رسولش تساوی برقرار کنید و شایسته نیست چنین کنید؛ و باید یکی را از دیگری بیشتر دوست داشته باشید .

درمورد محبت به همسران‌تان هم نمی‌توانید عدالت را رعایت کنید ولو این که به شدت حریص باشید ولی نمی‌توانید و یکی از آنها را بیش از دیگران دوست دارید. درمورد فرزندان‌تان هم همین طور است و نمی‌توانید از نظر محبت بین آنها با عدالت رفتار کنید.

و حال به شراغ محبت خدا ورسولش می‌آییم؛ نمی‌توانی بین محبت خدا و رسولش تساوی برقرار کنید و شایسته هم نیست چنین کنید. هرکس محمدرسول الله را بیش از خداوند دوست داشته باشد؛ به خدا شرک آورده است و جز خدا ولی و نصیری نخواهد داشت. چون خداوند برهان ایمان مؤمنان را در قلبشان نهاده و برهان این ایمان در این است که ببینند در قلبشان او را بیش از هرچیز دوست دارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 

{وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّـهِ أَندَادًا یُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّـهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّـهِ ۗ وَلَوْ یَرَ‌ى الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَ‌وْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّـهِ جَمِیعًا وَأَنَّ اللَّـهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظیم [البقرة].

{ بعضی از مردم، معبودهایی غیر از خداوند برای خود انتخاب می‌کنند؛ و آنها را همچون خدا دوست می‌دارند. امّا آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، شدیدتر است. و آنها که ستم کردند،هنگامی که عذاب (الهی) را مشاهده کنند، خواهند دانست که تمامِ قدرت، از آنِ خداست؛ و خدا دارای مجازات شدید است}

آیا می‌دانید بیان حق فرموده خداوند تعالی: {وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً لِّلّهِ}؛ چیست؟ یعنی در قلب‌شان خداوند را بیش از هر چیزی دوست دارند؛ اینان مؤمنان حقیقی هستند. برهان ایمان آنها به غیب در قلب‌های‌شان است و می‌بینند در قلب‌شان بلاترین درجه محبت و دوستی نسبت به خداوند است. همانا که عاشق همیشه درپی رضای محبوب است و اگر بداند محبوب اوحزین است و راضی نیست؛ احساس سعادت نمی‌کند و اگر بداند محبوب او سعید و مسرور است؛ از سرور او شاد می‌گردد و اگر او را خشمگین و حزین یابد؛ از حزن او اندوهگین می‌شود چون رضوان محبوبش خواسته و گمشده‌ی اوست. شایسته نیست قلب چیزی را بیش از خدا دوست داشته باشد. اگر کسی را بیش از خدا دوست داشته باشد به خدا شرک آورده است وبرای خدا همانندی قایل شده است. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید: 

{وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّـهِ أَندَادًا یُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّـهِ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّـهِ ۗ وَلَوْ یَرَ‌ى الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَ‌وْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّـهِ جَمِیعًا وَأَنَّ اللَّـهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظیم [البقرة].

{ بعضی از مردم، معبودهایی غیر از خداوند برای خود انتخاب می‌کنند؛ و آنها را همچون خدا دوست می‌دارند. امّا آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، شدیدتر است. و آنها که ستم کردند،هنگامی که عذاب (الهی) را مشاهده کنند، خواهند دانست که تمامِ قدرت، از آنِ خداست؛ و خدا دارای مجازات شدیداست}
شاید یکی از انصار عزیزم بخواهد بگوید:"‌امام من؛ من همسرم را دوست دارم و به خدا تا او را سعادت‌مند و راضی نبینم؛ احساس سعادت نمی‌کنم؛ آیا این یعنی من به خدا شرک آورده‌ام؟" امام ناصر محمد یمانی در پاسخ او می‌گوید: خیر عزیز من؛ این محبت حقیقی است ولی اگر زنت چیزی از تو بخواهد که خدا راضی نیست و تو تلاش کنی خواسته همسرت را برآورده سازی تا رضایتش را به دست آوری؛ اینجاست که روشن می‌شود قلبت او را بیش از هرچیز دوست دارد و برای رضایت او کاری را می‌خواهی انجام دهی که خشم خدا را در پی دارد و اگر مؤمن هستید رضایت خداوند مهم‌تر و حق تر است.

وسلامٌ على المُرسلین، والحمدُ لله ربّ العالمین..
خلیفة الله؛ الإمام المهدی ناصر محمد الیمانی.
ــــــــــــــــــــ

معنای بدعت چیست؟ حکم مجالس سرور و....

حكم الغناء

الإمام ناصر محمد الیمانی
28 - 08 - 1428 هـ

11 - 09 - 2007 مـ
10:05 مساءً
ــــــــــــــــــــ


حكم قمار و شرب خمر و موسیقی و اشعار غنایی ..

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وآله وجمیع المرسلین ومن تبعهم بإحسان إلى یوم الدّین، وبعد..

برادر گرامی درمورد اشعار غنایی؛ موضوع به کلماتی باز می‌گردد که مغنی در غزل می‌خواند؛ و این عامل به فتنه افتادن بسیاری از دختران جوان شده که گرفتار هوس و سپس فحشا می‌شوند؛ پناه به خدا از فیلم‌ها و نوارهای غنایی و غزلیات و کلماتی که عاطفه انسان را به حرکت درمی‌آورند و برای برخی از دختران جوان مانند این است که جادویشان می‌کند و وقتی یکی از مردان جوان نواری را به او هدیه کرده و می‌گوید:" هرچه که در این نوار آمده احساسات قلبی من برای توست"؛ به ان گوش داده و به دنبال آن می‌روند و به دلیل کلماتی که در شعر آمده اغوا می‌شوند. و دختران و پسران جوان اغوا شده از شعرا دنباله‌روی می‌کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَالشُّعَرَاءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ (224) أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی كلّ وَادٍ یَهِیمُونَ (225) وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ (226)}صدق الله العظیم [الشعراء]

{سرگشتگان و گمراهان از شعراء پیروی می‌کنند.(۲۲۴)مگر نمی‌بینی که آنان به هر راهی بی‌هدف پا می‌گذارند (۲۲۵)و سخنانی می‌گویند که (به آنها) عمل نمی‌کنند؟! (۲۲۶)}
آنها در ستایش زنان مبالغه می‌کنند و زنان با این ستودن به فتنه می‌افتند و شاعر راست گفته که:
خدعـوها بـقولهم حــسـنــاءُ === والـغـوانی یـغرهـن الـثــنـاء
نــظرة فـابـتسامة فـــســـلام === فـــكــلام فــمـوعـد فــلـــقـاء
فاتقوا الله فی قلوب العـذارى === فـالـعـذارى قـلوبــهـن هـواء


با تعریف از زیبایی‌اش او را گول می‌زنند

تمجید زن زیبا را اغوا می‌کند
نظری و لبخندی و سلامی 
سخنی و قراری و دیداری
در برابر قلب دختران باکره تقوای الهی پیشه کنید 

قلب دختران باکره بر اساس هوا و میل است


به خاطر اثراتی که نوارها و فیلم‌های غنایی روی دختران جوان داشته و باعث فتنه آنان می‌شوند؛ حرامند و ضرر آنها بیشتر از نفع آنها برای مردم است . نزدیک نود درصد نوارها عاشقانه و غنایی هستند و تبدیل به وسیله فتنه‌گری شده‌اند. چه بسا دختری با اهدای نوار غزل دچار فتنه شود و چه بسا شخصی با نواری از یک عالم دینی؛ هدایت گردد.

شعر خیر؛ خیر است و شعر شرّ؛ شرّ و اما درمورد موسیقی بدون کلام؛ من نه آن را حرام می‌کنم و نه حلال؛ همانا که فتنه در اشعار و صدای خواننده مرد یا زن است که عواطف افراد تابع هوس را با غزل تحریک می‌کند و قلب او را به سوی کسی که دوست دارد سوق می‌دهد و به دنبال این امر اگر راهی داشته باشد به ملاقات او می‌رود؛ به خصوص اگر نوار و فیلم خاطراتی را به یادش بیاورد و بعد از آرامش و خمودگی توفان به راه می‌افتد و همان طور که شاعر می‌گوید: 
( فهَیَّجَ أشجان كان القلبُ ناسیها )
( اندوهی را که از یاد رفته بود بیدارکرد )


و نظر به ضعف انسان دربرابر توفان عاطفی اسباب فتنه حرام است. نگاه کردن؛ اشعار و غزل عاشقانه؛ خلوت کردن مرد و زن و شبکه‌های ماهواره‌‌ای بی بند و بار وغیره همگی از گام‌های شیطان بوده و به خاطر فتنه انگیز بودن حرامند؛ این سخت‌گیری نیست بلکه آسان کردن -زندگی- است.

تصدیق فرموده خداوند تعالی: 
{وَاللَّـهُ یرید أَن یَتُوبَ علیكم وَیُرِیدُ الَّذِینَ یتّبعون الشَّهَوَاتِ أَن تَمِیلُوا مَیْلًا عَظِیمًا (27) یرید اللَّـهُ أَن یُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِیفًا (28)} صدق الله العظیم [النساء]
{خدا می‌خواهد شما را ببخشد ، امّا آنها که پیرو شهواتند، می‌خواهند شما بکلی منحرف شوید. (۲۷)خدا میخواهد کار را بر شما سبک کند؛ و انسان، ضعیف آفریده شده (۲۸)}


ولی موسیقی ویا اشعاری که از این دست نباشند نه حرامند و نه حلال؛ یعنی من نیز مانند گذشتگان درمورد آنها سکوت می‌کنم ومعنی سکوت کردن درباره چیزها این است که خداوند درمورد آنها سکوت کرده و درباره آن در کتاب خدا یا سنت رسول فتوایی داده نشده است ولی اگر به دنبال چیزی بهتر می‌گردیم؛ گوش کردن به قرآن یا نوار سخنان عالم دینی بهتر از گوش کردن به موسیقی است:

{وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِیتَ} صدق الله العظیم [الكهف:24]
{و هرگاه فراموش کردی، و پروردگارت را به خاطر بیاور}

مگر غنایی که ذکر خداوند و تسبیح او در آن آمده باشد و این نوار خیر و این غنا گران‌قدر است و علت کرامت داشتن آن ذکر و تسبیحی است که از خداوند شده است.مثل ابیاتی که ناصر محمد یمانی چهارده سال پیش و قبل از آنکه خداوند علم قرآن را به او بیاموزد سروده بود . من درآن زمان اشعاری را سرودم و با پروردگارم صحبت می‌کردم:


لا عــند ربـــاً أحــد واحــد هو الصـمـدا === ولــم یـــكُــن والـــداً أو كــــان مــولدا

ولـــم یـكن فـی الـوجـود كـفؤاً له أحـدا === قــبل الـوجــودا فــربّی كــان مــوجـــدا
وأسـتغفره فی القصائد لـیس لی قـصدا === إذا تــعدى الــحـدودا غــیر مــقــصـودا
تـعــلم بــمــا تـــحــتویه نــیة الــعـبــدا === لی نیة طـــــامحه والـــرزق مــحـدودا 
طـــامـع لـــقُربا لــمن وجـهی له سجدا === یـاحــی قـــیوم دایـــم وانـت مـعـــبودا 
ذكـــرك نــــعــیمی نعیم أكبر من الخلدا === رضــوان نــفســك نعـیما غیر محـدودا
یــدی بـــیدك وأنـت الــقصد والــسندا === عــبدك دعــاء لیك یا من أنت مـحمودا
للـعبد مغـلول یـــدا فـــقـطـع الــــمــددا === ولا تــجـودا عــــلى مـن لیس له جـودا
بـــالــقـلب إیــــمان بــك یــالله لی زادا === لا زدتـــنی بــالــــــبلایا زاد تـــشـدیـدا 
والـــحمدُ لك حـــمد دایـم عـاصر الأبدا === من قلب مـخلص فی الحالین مـحمـودا 
وحـــب لـــناس بــالــخیرات والــمـدى === مــن كــف خـلاق جـوده غـیر محـدودا 
وامـشی مـع النّاس بالإصلاح والسدا === وأطــفئ نـیار الــفـتن لا كنت مـسنـودا
وأنـــصـــر الله والـــطـاغــوت بــــاهدا === بــــالـید والــــقـول لا بالـــقلب مـكنودا
هـذه صفاتی صــــفات الأب والـــجــدا === ومــن یــكـــذب حـــقیقـه كان مـنقـودا
لا بُـــد مــــرقاء لأمـــالی ولـلـمـــجــدا === بـــإذن ربّی أحــقــق كلّ مـا ریـــدا
مـــا راد ربّی فــــلا ردا لـــــمــا رادا === ومـا نـــریــدُ بـــــــما لا راد مـــردودا 
مــــیئـس مــن الله لاما نا ادخـل اللحدا === والـــضن بـــــالله كالإیـــمـان مـعـقودا
واخـــتـم صـــلاتی ولا یُحصى لها عدا === على محمدٍ رسـول الله مـشـهودا
این اشعار حاوی تسبیح و تقدیس پروردگارم هستند که اجر دارد در حالی که غزل-عاشقانه- بارگناه دارد.


و اما درمورد قمار و شرب خمر؛ این امور حرام هستند چون پلید بوده و ­­منجر به اعمال شیطانی خواهند شد که مصائب بزرگ‌تری را در پی دارند. و اما قمار باعث دعوا و حتی کشتن یک‌دیگر برای خوردن مال دیگران به باطل خواهد شد و اما شرب خمر منجر به فحشا می‌شود؛ عقل زایل شده و فرد اعمالی انجام می‌دهد که عمری پشیمانی درپی خواهد داشت.


و اما فرموده خداوند تعالی: { فَاجْتَنِبُوهُ }[المائدة:90]، یعنی از بارها که محل مشروب‌خواری و مأمن قماربازان و قمار است دوری کنید تا مرتکب اعمالی که خداوند بر آنان حرام کرده نشوند. علت تحریم هم این است که درجمع؛ ضرر آنها بیش از منافع آنها بوده و پلیدی از اعمال شیطان است. پلیدی قلب را آلوده می‌کند و اصل انسان: باطن اوست و اگر باطن انسان درست شد؛ ظاهر او نیز درست می‌شود و اگر باطن آلوده و ناپاک شد؛ ظاهر نیز آلوده و ناپاک می‌شود.


و اما درمورد میلاد رسول الله؛ خداوند برای هیچ یک از اعیاد میلاد، برهانی نازل نکرده ولو عید نزول قرآن باشد تا آیات فرقان نازل شده را بیاد آورند.علت هم این است که با بزرگداشت انبیا دچار مبالغه نشده و با این مبالغه گرفتار شرک نشوند.


أخوكم الإمام ناصر الیمانی.

حكم قمار و شرب خمر و موسیقی و اشعار غنایی ..


سایت امام مهدى ناصر محمد یمانى
پاسخ
#2

عدد زوجات النبی

الإمام ناصر محمد الیمانی
18 - 07 - 1434 هـ
27 - 05 - 2013 مـ
07:18 صباحاً
ـــــــــــــــــــ


فتوا در مورد تعداد همسران محمدٍ رسول الله صلى الله علیه وسلم
خداوند ازدواج با بیش از چهار زن آزاد را بر وی حلال نکرده بود.....


نوشته اصلی توسط مكة

نامه‌ای از یک هموطن غیرمسلمان. سلام علیکم

سؤالاتی دارم که باعث شده از اسلام دور شوم و هیچ یک از علمای قوم و تصمیم گیرندگان،جواب آن را به من ندادند. چگونه یک نبی شرعی را مطرح می‌کند که برای خودش اجرا نمی‌شود. شرع به او اجازه ازدواج با بیش از چهار زن را نمی دهد ولی ایشان با بیش از چهار زن ازدواج کردند؛ در این مورد چه می‌گویید؟

و تفسیر این فرموده خداوند تعالی چیست:

فإن كنت فی شك مما أنزلنا إلیك فاسأل الذین یقرءون الكتاب من قبلك؟

من شنیده‌ام که ناصر محمد؛ مهدی منتظر است و از برخی از بیانات او باخبر شده‌ام و آنها را از نظر عقلی قابل قبول و به منطق نزدیک می‌بینم. آیا ممکن است سؤال مرا جواب دهید. 

با احترام و تشکر.


بسم الله الرحمن الرحمن، والصلاة والسلام على كافة أنبیاء الله وآلهم من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله، یا أیّها الذین آمنوا صلّوا علیه وسلّموا تسلیماً، أمّا بعد..


ای کسی که درمورد زیاد بودن تعداد همسران پیامبر سؤال کرده‌ای؛ من-در کتاب- نمی‌یابم خدا به او اجازه داده باشد با بیش از چهار زن آزاد ازدواج کند؛ هم چنین بر ایشان حرام شده بود که خودشان همسران‌شان را طلاق بدهند چون برای زنان مسلمان مطلقه امکان ازدواج مجدد هست؛ اما همسران محمدٍ رسول الله -صلّى الله علیه وآله وسلّم- همسر پیدا نمی‌کردند چون در صورت طلاق از پیامبر؛ ازدواج با آنها بر دیگر مسلمانان حرام بود چون آنها به عنوان مادر مؤمنان به حساب می‌آمدند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: 


{النَّبِیُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ}صدق الله العظیم [الأحزاب:6].


{ پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاتر است و زنانش مادران مؤمنان هستند}



ازدواج با بیش از چهار زن آزاد برمحمد رسول الله -صلّى الله علیه وآله وسلّم- حلال نبود مگر با کنیز .وقتی که ایشان با چهار زن آزاد ازدواج کردند؛ زنان دیگر بر وی حرام هستند. از طرفی طلاق این بانوان توسط خود رسول الله حرام بود مگر یکی از همسرانش خودش درخواست طلاق می‌کرد. چون اگر آنها از پیامبر طلاق می‌گرفتند؛ کسی را برای ازدواج مجدد پیدا نمی‌کردند چرا که بعد از نبی علیه الصلاة و السلام؛ ازدواج با هسرانش بر مسلمانان حرام بود. برای همین هم ایشان اجازه نداشت همسرانش را عوض کند؛ حال هرچقدر از زیبائی بانویی خوششان می‌آمد. لذا ازدواج با بیش از چهار زن آزاد برای ایشان حرام بود مگر زنانی که به عنوان کنیز در ملک او درمی‌آمدند(ما ملکت یمینه)

تصدیق فرموده خداوند تعالى: {لَّا یَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ یَمِینُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَیْءٍ رَّقِیبًا (52) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلَّا أَن یُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَىٰ طَعَامٍ غَیْرَ نَاظِرِینَ إِنَاهُ وَلَٰكِنْ إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِینَ لِحَدِیثٍ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ فَیَسْتَحْیِی مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا یَسْتَحْیِی مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذَٰلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمًا (53) إِن تُبْدُوا شَیْئًا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا (54)} صدق الله العظیم [الأحزاب].
{ بعد از این دیگر زنی بر تو حلال نیست، و نمی‌توانی همسرانت را به همسران دیگری مبدّل کنی [= بعضی را طلاق دهی و همسر دیگری به جای او برگزینی‌] هر چند جمال آنها مورد توجّه تو واقع شود، مگر آنچه که بصورت کنیز در ملک تو درآید! و خداوند ناظر و مراقب هر چیز است. (۵۲) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در خانه‌های پیامبر داخل نشوید مگر به شما برای صرف غذا اجازه داده شود، در حالی که در انتظار وقت غذا ننشینید؛ امّا هنگامی که دعوت شدید داخل شوید؛ و وقتی غذا خوردید پراکنده شوید، و به بحث و صحبت ننشینید؛ این عمل، پیامبر را ناراحت می‌نماید، ولی از شما شرم می‌کند امّا خداوند از (بیان) حق شرم ندارد! و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را (بعنوان عاریت) از آنان می‌خواهید از پشت پرده بخواهید؛ این کار برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است! و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسری خود درآورید که این کار نزد خدا بزرگ است! (۵۳) اگر چیزی را آشکار کنید یا آن را پنهان دارید، خداوند از همه چیز آگاه است! (۵۴)}
از کسانی که به رسول الله -صلّى الله علیه وآله وسلّم- افترا می‌زنند و خداوند برهانی برای آن نفرستاده پیروی نکنید وحسبنا الله ونعم الوكیل. 

سبحان ربّك ربّ العزة عمّا یصفون! وسلامٌ على المرسلین، والحمد لله ربّ العالمین..
أخوكم؛ الإمام المهدیّ ناصر محمد الیمانی.

فتوا در مورد تعداد همسران محمدٍ رسول الله صلى الله علیه وسلم خداوند ازدواج با بیش از چهار زن آزاد را بر وی حلال نکرده بود.....

فاتته صلاه الفجر

الفتوى الحقّ لمن فاتته صلاة الفجر لعذرٍ..

بسم الله الرحمن الرحیم والصلاة والسلام على رسل الله أجمعین والتابعین لهم بإحسان إلى یوم الدین، أمّا بعد..
و می گوییم اگر پزشکان در حال عمل جراحی بیماری هستند تا جانش را نجات دهند و عمل از زمان فجر تا عصر طول می کشد، پزشکان اجازه دارند سه نماز فجر، ظهر و عصر را با یکدیگر بصورت جمع بخوانند؛ یا اگر فردی قبل از نماز فجر بخوابد و(سهواً) تا زمان نماز عصر بیدارنشود می تواند نماز فجر و ظهر و عصر را به صورت جمع تأخیر- یعنی در زمان نماز عصر- بجا آورد چون خواب بوده و تا عصر بیدار نشده است، اواجازه دارد خداوند خودرا تسبیح گفته و نماز فجر را بعد از بیدار شدن برپادارد چون درخواب بوده و زمانی که فرد درخواب باشد فرشتگان کاتب اعمال چیزی برای او نمی نویسند .گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِینَ تَقُومُ (48)}
)صدق الله العظیم [الطور]
{و هنگامی که برمی‌خیزی پروردگارت را تسبیح و حمد گوی!}
أخوكم الإمام المهدی ناصر محمد الیمانی.

توضیح مهم:

الإمام ناصر محمد الیمانی
16 - 04 - 1435 هـ
1 - 02 - 2014 مـ
04:12صباحاً

توضیح مهم: این امر مربوط به کسی است که بدون قصد و نیت قبلی در این مدت بخواب رود و خواب او در نتیجه خستگی شدید بیدار ماندن در طول شب و ازپا افتادن باشد و تا زمان نماز عصر بیدار نشود و نماز صبح را بجا نیاورده باشد ، چراکه قبل از اینکه بخواب رود قصد داشته تا نماز صبح را در زمان معین شده آن بجا آورد ؛ اما متوجه گذشتن وقت نماز صبح و ظهر نشده ودر موعد بجا آوردن نماز عصر بیدار شده است، این فرد اجازه دارد سه نماز واجب را با هم بجا آورد. اما کسی که عمداً با نیت قبلی بخوابد باید توبه و استغفار کند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ ۚ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ (235)}

صدق الله العظیم [البقرة]

{و بدانید که خداوند از نیّات درونی شما آگاه است، پس از او بترسید و بدانید که خدا بسیار آمرزنده و بردبار است}

بدرستی که نمازواجب و در زمان معین باید بجا آورده شود.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

{{ إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا }}

صدق الله العظیم [النساء:103]

{ زیرا نماز، وظیفه ثابت و معیّنی برای مؤمنان است}

به درستی که زمان معینی برای ادای نمازمشخص شده است.برای مثال موعد نماز صبح از زمان سپیده دم تا طلوع خورشید است، نماز ظهر و عصررا می توان با هم و جلوتر در موعد نماز ظهر وسط روز بجا آورد یا می توان نماز عصر وظهررا در موعد نماز عصرباهم بصورت تأخیر بجا آورد (نکته: در این حالت اول نماز عصر خوانده می شود بعد نماز ظهر). وقت نماز عصر با غروب خورشید تمام می شود.ای خردمندان از خداوند پروا کنید.

وسلام على المرسلین، والحمد لله رب العلمین..
أخوكم الإمام المهدی ناصر محمد الیمانی


ترجمه

التشهد

الإمام ناصر محمد الیمانی
10 - 05 - 1433 هـ
02 - 04 - 2012 مـ
06:09 صباحاً 
ـــــــــــــــــــ

امام مهدی از تشهد آخر نماز برایمان می‌گوید..

بسم الله الرحمن الرحیم، والصلاة والسلام على جدّی محمد رسول الله وآله الأطهار، وجمیع أنصار الله إلى الیوم الآخر، وبعد..
انصار عزیزم فقط درمورد تشهد آخر نماز به شما خبر می‌دهم که به این ترتیب است که: 

{شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ} [آل عمران:18].

{خدا كه همواره به عدل، قیام دارد، گواهى مى‌دهد كه جز او هیچ معبودى نیست؛ و ملایکه و دانشوران (نیز گواهى مى‌دهند ) جز او، كه توانا و حكیم است، هیچ معبودى نیست.}
و از آنجا که شما در ابتدا حین قرائت سوره فاتحه از خداوند درخواست هدایت کرده بودید؛ در آخر از او ثبات در این راه را طلب کنید و بعد از گفتن آیات تشهد بلافاصله بگویید:

{رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ} [آل عمران:8].

{«پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده‌ای!}
و سپس بعد از آن چنین بگویید:

{سُبْحَانَ رَ‌بِّكَ رَ‌بِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یَصِفُونَ ﴿١٨٠﴾ وسلامٌ على المرسلین ﴿١٨١﴾ وَالْحَمْدُ لِلَّـهِ ربّ العالمین ﴿١٨٢﴾}[الصافات].

{منزّه است پروردگار تو، پروردگار عزّت (و قدرت) از آنچه آنان توصیف می‌کنند. (۱۸۰) و سلام بر رسولان! (۱۸۱) حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است! (۱۸۲)}
سپس به برادران دینی خود در سمت راست و چپ؛ ملایکه خداوند رحمن که موکل و مکلف شده‌اند اعمال شما را ثبت کنند سلام کنید و بعد از تمام شدن تشهد و تسبیح؛ نمازگزار به سمت راست رو کرده و به ملک رقیب سلام داده و بگوید: : السلام علیكم ورحمة الله. سپس به سمت چپ رو کند و به ملک عتید سلام کرده و بگوید: : السلام علیكم ورحمة الله. و سپس این دو ملک یعنی رقیب و عتید بهتر از سلامی که شما دادید پاسخ‌تان می‌دهند ولی شما نمی‌شنوید. هریک از آنها می‌گویند: وعلیكم السلام ورحمة الله وبركاته،پایان جواب تا ذکری باشد برای خردمندان.

تشهد آن گونه که شما از نزد خود گمان کرده‌اید نیست؛ تشهد هم از کتاب خدا استنباط می‌شود نه از پیش شما؛ چون شما از آل محمد و آل ابراهیم یاد می‌کنید ولی از رسولان قبلی یادی نمی‌کنید و به این ترتیب میان رسولان خداوند جدایی می‌اندازید؛ چرا یادی ازآنها نکرده و تحیات نماز را شامل آنان نمی‌کنید؟ یا مگر نمی‌دانید تحیات چیست؟ همانا که "تحیات" سلام خدا برشماست. مگر خداوند تعالی نمی‌فرماید: 

{فَإِذَا دَخَلْتُم بُیُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِیَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَیِّبَةً كَذَلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآیَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون} صدق الله العظیم [النور:61].

{و چون به خانه‌اى داخل شوید بر یكدیگر سلام كنید. این تحیتى است مبارك و پاكیزه از جانب خدا. خدا آیات را براى شما اینچنین بیان مى‌كند، باشد كه تعقل كنید.}
یعنی به یک دیگر سلام کنید و بگویید: "السلام علیكم ورحمة الله"؛ و سپس برادران‌تان جوابی بهتر از آن بدهند و بگویند: "وعلیكم السلام ورحمة الله وبركاته"تصدیق فرموده خداوند تعالى: 

{وَإِذَا حُیِّیْتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا} صدق الله العظیم [النساء:86].
{هرگاه به شما تحیّت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید؛ یا به همان گونه پاسخ گویید! خداوند حساب همه چیز را دارد.}
أخوكم الإمام المهدی ناصر محمد الیمانی.


بیانات امام در باره احکام وضوء ؛ نماز و موعد آن
پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع / نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
آخرین ارسال توسط Anarchy
09-30-2012, 06:20 PM

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان