این به خاطر زدودن صفات قدسی از زنان نیست، در حقیقت شما آنقدر زنان را محترم و پاک و مقدس و ... میدانید که باور دارید هیچ خطایی نمیتوانند مرتکب بشوند، و حتی فحشا از قداست آنها چیزی کم نمیکند! و همینست، لاشیگری و هرزگی برای مرد مدرن جذاب و خواستنیست نه دافع و بیزاری برانگیز، به قول داستایوفسکی اصلا زن خراب از زن سالم برتر است!
خوب معلومه که زن خراب از زن سالم بهتره نه به خاطر قداست و این مهملات! بلکه به خاطر :
1 - تجربه سکس با زن خراب به قول شما به مراتب بهتر از همان تجربه به دختر آفتاب مهتاب ندیده است 2 - در قبال سکس با زن خراب نه به کسی بدهکار میشوید! نه وارد رابطه و دردسرهای بعدش میشوید! در صورتی که دختر آفتاب مهتاب ندیده زرتی میگه بیا منو بگیر :)))) 3 - سکس هم همانند بسیاری سرویسهای دیگر میتواند کالا باشد که البته هست، این کالا را میشود از زن خراب یا مرد خراب (gigolo) خرید! بهترینش را هم میشود خرید و مثل دختر آفتاب مهتاب ندیده هندوانه در بسته ولی کپک زده نیست! 4 - آنچه دوستان لاشی گری و خرابی و ... میدانند را من برعکس یک رابطه تجاری میدانم! و همیشه کار کردن با پروفشنال ها بهتر از کار کردن با آماتورهاست :) 5 - در راستای شماره 3 زن تن فروشی که حرفه ای کار میکند کلی بروشور و عکس و تست و امتحان و ... دارد و شما مطمئن هستید که همان چیزی را خواهید گرفت که میخواهید! و به لطف علم پزشکی مشکل گشادی و ... هم این روزها به خاطره تبدیل شده!
برای همینه که در نظر من زن خراب یا به قول دوستان جنده! (که البته بسیار فرق است بین *جنده و تن فروش**) هرگز جایگاهش از دختر پیغمبر نه تنها پایین تر نیست بلکه بالاتر هم هست! و صد البته یکی از دوستان نزدیک من آقا رئیسه :))) پس من همیشه کالای درجه یک را با قیمت مناسب تهیه میکنم.
* جنده : کسی که همین طوری و برای ارضای جنسی و حشر بیش از حدش چپ و راست با هر ننه من قمری سکس میکند آن هم رایگان و تازه شاید یک پولی هم بدهد (زن یا مرد فرقی نداره) * تن فروش : کسی که برای کسب درآمد سکس میکند (باز هم زن یا مرد فرقی نداره)
بلاگفا یک تکنولوژی بسیار قدیمی و به روز نشده هست. ساده ترین ابزار انسان که همانا تکه سنگی نوک تیز باشه هم میتونه از مظاهر تکنولوژی به حساب بیاد ولی امروزه انسانی رو نمیبینید که به تکه سنگ نوک تیز وابسته باشه مگر اینکه مریضی چیزی باشه! افراد تکنولوژی هراس معمولن یا آویزون تکنولوژیهای آسیب رسان گذشته هستند! مثلن ول کن ماشینهای قدیمی نیستند و جان خودشان و محیط زیست و جان دیگران و ... را همه را خطر میندازند به خاطر اینکه فکر میکنند ماشینهای جدید زیادتر خراب میشوند، محکم تر نیستند و یا به درد بخور نیستند و از این مدل باورهای تمامن اشتباه. البته اگر دوز تکنولوژی هراسی خیلی زیاد باشد به زندگی قبیله ای و همون تکه سنگ و ... هم گیر میدهند و آن را خطرناک میبینند. از همین روی وابسته بوده به تکنولوژیهای قدیمی در حقیقت وابستگی به تحجر است و نه وابستگی به تکنولوژی!
مثلا غرق شدن دخترها در تلفن هوشمند و آسیبی که این به روابط اجتماعی میان زن و مرد میزند به خاطر تکنولوژی قدیمیست؟! مشکل خیلی جدیست و به قولی، شما باید با موبایل دختر در جلب نظرش رقابت بکنید! این وضع را حتی در میهمانیها هم میبینید و من هنوز هیچ راه درست و درمانی برای دفیوز کردن آن نیافتهام. روابط اجتماعی و عمومی آنها هم به شدت از این بابت آسیب دیده و الان دختر زیر ۲۰ سال که میتوانند ده دقیقه گفتگوی معمولی داشته باشد به سختی پیدا میکنید. من هر وقت یک دختر زیبایی در خیابان میبینم که دارد با هدفون موزیک گوش میکند عصبانی میشوم.. البته مانع من که نمیشود، ولی خودمانی یاد آن روزهای خوب قدیم به خیر که تنها مانع مخزنی دوست ِ چاق بدریخت دختر بود که مزاحمت ایجاد میکرد.
مثلا غرق شدن دخترها در تلفن هوشمند و آسیبی که این به روابط اجتماعی میان زن و مرد میزند به خاطر تکنولوژی قدیمیست؟!
اتفاقن برعکس غرق شدن دخترها در تلفنهای هوشمند باعث بهبود روابط اجتماعیشان میشد! به خصوص در جوامعی مثل ایران که زن را موجودی خاک بر سر و تنها برای سکس میبیند!
مشکل خیلی جدیست و به قولی، شما باید با موبایل دختر در جلب نظرش رقابت بکنید! این وضع را حتی در میهمانیها هم میبینید و من هنوز هیچ راه درست و درمانی برای دفیوز کردن آن نیافتهام.
سنتی نباشید! همین کافیست. وقتی کسی دوست دارد با وایبر و واتس اپ و تلگرام ارتباط برقرار کند! همراهیش کنید جواب میدهد.
روابط اجتماعی و عمومی آنها هم به شدت از این بابت آسیب دیده و الان دختر زیر ۲۰ سال که میتوانند ده دقیقه گفتگوی معمولی داشته باشد به سختی پیدا میکنید.
یک زمانی حرف زدن دخترها کلن غیر معمول بود! شما اکنون به گفتگو میان مردم میگویید عادی! تنها راه این است که قبول کنید گفتگو از طریق همان گجتها هم عادیست و غیر عادی نیست.
البته مانع من که نمیشود، ولی خودمانی یاد آن روزهای خوب قدیم به خیر که تنها مانع مخزنی دوست ِ چاق بدریخت دختر بود که مزاحمت ایجاد میکرد.
شما فن های مخ زنی را خوب بلدید ولی ایراد کار اینجاست که آنها را مدرن نکرده اید! شخصن پای مالتی پلیر GTA V مخ زنی کرده ام :)) کافیست قدری با تکنولوژی آشتی کنید و در همان راهی که آن دخترها میپسندند فنهایتان را اجرا کنید. تمام خرجش هم یک اسمارت فونِ درست و درمان است.
من شخصا بدون موزیک سر درد میگیرم و اصن نمیتونم تحمل کنم... تقریبن همه جا پلیرم باهامه. فقط سر کلاس دانشگاه آهنگ گوش نمیدم... اونم چون قبلن یه استاد آخوندی داشتیم عوضی نکبت بود و از خانوما بدش میومد و همیشه از بدحجابی نالان بود. منم اصن بدحجاب نیستم مخصوصن تو دانشگاه که حراست گیر میده، یعنی این آخونده اصن خانم مانتویی رو میدید انگاری زخمش تازه میشد و فقط به چادر چاخچور اعتقاد داشت... یه بار زیر مانتو شالم هندسفریمو قایم کرده بودم و ته کلاس موزیک گوش میدادم که این آخونده اسممو خوند چن بار و من جواب ندادم و بعدش که متوجه شدم هندسفری رو از گوشم دراوردم دید موزیک گوش میکردم هرچی لایق خانواده و خاندانش بود بهم گفت... من سریع رفتم حذفش کردم... بهم میگفت شما فهم و شعور نداری به استادت احترام بذاری و من دارم با دیوار حرف میزنم و... آخه اشغال عوضی چرت و پرتای تو ارزش شنیدن داره میای سرکلاس درباره حجاب و آخر الزمان و رابطه نامشروع آقایون و خانما حرف میزنی...
کلن به خانمای مانتویی عقده داشت فقط به خانما گیر میداد عقده ای نکبت...
مثلا غرق شدن دخترها در تلفن هوشمند و آسیبی که این به روابط اجتماعی میان زن و مرد میزند به خاطر تکنولوژی قدیمیست؟!
مشکل خیلی جدیست و به قولی، شما باید با موبایل دختر در جلب نظرش رقابت بکنید! این وضع را حتی در میهمانیها هم میبینید و من هنوز هیچ راه درست و درمانی برای دفیوز کردن آن نیافتهام. روابط اجتماعی و عمومی آنها هم به شدت از این بابت آسیب دیده و الان دختر زیر ۲۰ سال که میتوانند ده دقیقه گفتگوی معمولی داشته باشد به سختی پیدا میکنید. من هر وقت یک دختر زیبایی در خیابان میبینم که دارد با هدفون موزیک گوش میکند عصبانی میشوم.. البته مانع من که نمیشود، ولی خودمانی یاد آن روزهای خوب قدیم به خیر که تنها مانع مخزنی دوست ِ چاق بدریخت دختر بود که مزاحمت ایجاد میکرد.
در این زمینه اوضاع تنها رو به بدتر شدن است. بگذارید نکتهای خندهدار برای شما بگویم, بخشی از پول
آسانی که من درمیاورم از همین برنامههایِ موبایل میباشد, ولی این پول بسختی تاوانی هم برای
بیزاریای که بمانند شما, از دیدن این زامبیهایِ سرگردان و گوشی-به-دست من دست میدهد, میباشد.
گیرایی کار همینجاست که این هنجارهای ضد اجتماعی را امروزه "رسانههایِ اجتماعی / social media" نیز مینامند و تنها در
ردّههایِ جامعهشناسی و فلسفه است که نگرش بدبینانهیِ بالا به چشم میخورد; در خودآگاهی بیشتر مردم هنوز این هنجارها, اینکه کس
خودش را در هالهای از موسیقی و نوشته و صدا و نور غرق نموده و در جهانی مجازی زندگی کند, افزایش و بهکرد رابطههای اجتماعی به شمار میایند.
پ.ن.
باری دیگر, این گرفتاری از جنسی نیست که بدست خود تکنولوژی نتواند برداشته بشود. من در زمینههایِ جامعهشناسی همواره میپژوهم و
گرایشها را دنبال میکنم, و دیدهام که از هماکنون جنبشهایی اینجا و آنجا دارند پدید میایند و ریشه میدوانند که در ستیز با این رفتارهای ضداجتماعی میباشند.
زمانیکه ناخوشنودی مردم از یک آستانهای بالاتر برود که به کاهش فرآورینی (productivity) و افزایش
افسردگی بیانجامد, سیستم ناچار از یافتن راهکار خواهد بود و در این زمینه, فرهنگسازی یکی از راهکارهای خوب و کارآمد به شمار میرود.
۱. چند سال پیش فرصتی پیش آمد تا با دوستی که به تازگی از ایران مهاجرت کرده بود، ساعاتی دربارهی شرایط بعد از مهاجرتش گفتگو کنم. از وضعیت نژادپرستی و تبعیض بسیار نالان بود، و به گفتهی خودش، میزان نژادپرستی و تبعیض در این کشور را حتی بیشتر از ایران میدانست! نکتهی جالب ماجرا این بود که کشور مقصد این دوست عزیز، همیشه در آمارها جزو بهترین کشورها برای مهاجرین و اقلیتهای نژادی و زنان بود.
۲. دیروز مطلبی کوتاه و طنزآمیز دربارهی تبعیض جنسیتی در برخورد با زنان پست کردم. دوستی گرامی بعد از اینکه کامنتی نیشدار دربارهی اینکه «آیا فمنیست ایرانی هم حاضر به انجام کارهای طاقتفرسا هست یا خیر» زده بود، در کامنتی دیگر نوشته بود «نمیشه که مسئولیتی نپذیرفت و حقوق برابر خواست» .
۳. مطلبی که دوست مهاجر بنده فراموش کرده بود، یا ترجیح داده بود فراموش کند، و بر اساس آن میزان تبعیض کشور مقصدش را بیشتر از ایران میپنداشت، این بود که او یک «مردِ سفیدپوستِ فارسزبانِ مسلمانِ ساکن پایتخت» بود، که هر یک امتیازاتی (privilege) برای او داشت، که سایرین از آن بیبهرهبودند! به زبان سادهتر، او بخشی از اکثریتی بود، که احتمالا اگر هم تبعیضی وجود داشت، به سودش بود تا به ضررش! حال که در کشوری دیگر در گروه اقلیت قرار گرفته، احتمالا برای اولین بار طعم چندشآور تبعیض را چشیده بود.
۴. استدلالهای زیادی در له و علیه این پرسش وجود دارد که آیا مسئولیتپذیری یا مبارزه برای حقوق برابر برای یک اقلیت، وظیفه است یا خیر. اما بنظر من جدا از اینکه «مسئولیتپذیری» عبارت مبهمیست و مشخص نیست که این مسئولیت از طرف چه کسانی تعیین و تبیین میشود، نکتهی مهمتری ورای این استدلالها وجود دارد. اینکه حتی اگر مسئولیتی وجود دارد، بر دوش کیست؟بنده ادعا میکنم که اگر هم مسئولیتی برای رسیدن به حقوق برابر وجود داشتهباشد، این مسئولیت بر دوش تمام افراد جامعه است، بدون درنظرگرفتن اینکه آیا خودشان هم بخشی از اقلیتهای مورد تبعیضقرارگرفته هستند یا خیر. نیازی نیست که ما یک زن باشیم تا برای حقوق برابر زنان مبارزه کنیم، یا یک همجنسگرا باشیم تا برای حقوق همجنسگرایان تلاش کنیم. به زعم بنده دوست کامنتگذاری که ادعا کرده بود زنان برای حقوق برابر باید مسئولیت بپذیرند، دچار همان مشکلیست که باعث شده بود دوست مهاجر بنده، خارج از ایران خود را دچار تبعیض بیشتری ببیند.کسی برای «مردِ سفیدپوستِ فارسزبانِ مسلمانِ ساکن پایتخت» بودن و بهرمندی از مزایای آن، مسئولیتی نمیپذیرد، پس چرا یک زن، یک همجنسگرا، یک کرد یا بلوچ، یک مسیحی و ... باید برای اینکه حق برابری داشته باشد، باید مسئولیت ویژهای بپذیرد؟ مگر چند دهه قبل، سیاهپوستان امریکا برای اینکه حقوق برابر داشته باشند، مسئولتی پذیرفتند؟
حقوق برابر و عدم تبعیض، یک هدیه یا پیشکش نیست که برای رسیدن به آن میبایست مسئولیتی بپذیریم، بلکه همانطور که از لفظ آن برمیآید، یک «حق» است. نداشتن این حقوق، «ظلم» است، نه یک «مسئولیت» برای بدست آوردنش!بنظرم میرسد که این دیدگاه از آنجا ناشی میشود که بسیاری از ما خود را در تبعیضی که برعلیه اقلیتهای قومی و عقیدتی و زنان اعمال میشود، شریک نمیدانیم، یا به عبارتی بدلیل اینکه آن را تجربهنکردهایم، درک صحیحی از اینگونه تبعیضها نداریم، و تصویر میکنیم اقلیتها و زنان موظفند مسئولیتی بپذیرند تا بتوانند از حقوق یکسانی برخوردار باشند ، همان حقوقی که احتمالا من و شما، به عنوان یک «مردِ سفیدپوستِ فارسزبانِ متولد پایتخت» بطور مادرزادی از آن بهرهمند هستیم و آن را بطور ذاتی، حق طبیعی خود میدانیم!
من اسم پیج را در گوگل پلاس رو "نقد فمینیسم" گذاشتم که اگر نمیپسندید عوضش کنم. زیاد رویش وقت نگذاشتم ولی فکر کنم کمکم مخاطب خود را پیدا کند. مثلا لینک زیر که یک کاربر دوازده هزار فالوعری یک مطلب پیج را به اشتراک گذاشته:
از یه طرف میگه بعضی ها privilege دارن ، از یه طرف توقع داره privilege داران به اندازه ندارندگان انگیزه برابری طلبی داشته باشن
این «نمیشه که مسئولیتی نپذیرفت و حقوق برابر خواست» از یک دیگاه درسته اگر منظور از مسئولیت این باشه که در نگاه به مساله حق یک بام ودو هوایی نباشیم یعنی در نظر بگیریم اجزای یک نظام حقوقی یا اخلاقی قدیمی همه با هم کار می کنن ویک بسته کارکردی و ارزشی هستن و شما اگر فقط به آن قسمتی که به ضرر خودتان هست ایراد بگیرید و هر جا به نفعتان بود به بخش دیگرش که ظلم به دیگری است ایرادی ندارید ، این با ادعاهای لیبرالیسم و ترقی خواهی خودتان ناسازگار و دوگانه استانداردی ست. مثلا میشه گفت " شما که با برخی فرودستی ها برای زن مخالفید چطور با این که مرد مسئول تامین مالی زن هست مخالفتی ندارید؟ " در صفحه پدافند از حقوق مردان و فمینیسم این سایت از این مثال ها زیادهست اگر بخواید لیبرالیسم زنمحور رو با سلاح خود لیبرالیسم بزنید.البته این استدلال در مورد سنت گرایان و واپس گرایان صادق نیست چون اونها ادعای برابری خواهی نکرده ان
"اگر هم مسئولیتی برای رسیدن به حقوق برابر وجود داشتهباشد، این مسئولیت بر دوش تمام افراد جامعه است" همه یک جامعه در برابر معیارهایی که برای عدالت وضع کرده مسئوله ولی اگر معیار عدالت در جامعه ای برابری نباشه چه؟ بحث های اینجا درباره سنت و ترقی خواهی این پرسش را در ذهن من ساخت که چرا باید فکر کنیم برابری خواهی یک ایدئولوژی مثل ایدئولوژی های دیگر نیست و برای به کرسی نشاندن حرفش نیازی به اثبات یا پیروزی در عمل ندارد؟
«مردِ سفیدپوستِ فارسزبانِ مسلمانِ ساکن پایتخت»!
اشکال این کسانی که فارس زبان بودن رو امتیاز ناحق می دونن اینه که فکر می کنن زبان فارسی چون زبان مادری یک عده ست رسمی شده تاریخ چیز دیگری میگه. این احمقانس که ادم فکر کنه عادلانه یعنی زبان رسمی زبان مادری هیچ کس نباید باشه. فارسی زبانیست که بالای 90 درسد مردم ایران اونو می فهمن و این برای راه انداختن کارها و همجوشی مردم خوبه.چرندبافی چپی آخرش به اینجا هم میکشه که برابری فرد با فرد رو به زبان با زبان هم تعمیم میده . زبانی که میراث ایران پیش از اسلام رو به پس از اسلام انتقال داده و عامل تداوم ایران شده رو با هر زبان دیگری برابر می دونه در حالی که در قدیم هر زبانی جایگاه و احترام خودشو داشت و مدعیان نمایندگی زبانها پا در کفش هم نمی کردن . تفاوت رسمی بودن یک مذهب یا قومیت با رسمی بودن زبانی که بیش از هزار سال زبان دیوانسالاری چندین قلمرو پادشاهی در پهنه بزرگی از جهان بوده اینه که حتی در دیدگاه لیبرال و حقوق بشری هم زبان رسمی به عنوان وسیله اداره کشور و در پیوند با وظایف روزمره و مشترک بین همه حکومت هاست بر خلاف قومیت ومذهب . اگر هم درس یاد گرفتن یا نگرفتن بچه های مدرسه ای مورد نظر باشه خب میشه روش های فارسی آموزی رو بهتر کرد یا مثل خیلی از خانواده های با شعور شهر های غیر فارسی زبان بچه رو در خانه دو زبانه بار آورد تا در مدرسه به مشکل نخوره. در این حالت کسی که به لحاظ هویتی فارسی زبان نیست هم در عمل با بقیه فارسی زبانان فرقی نداره . بسیاری از دوستان من از این خانواده ها هستن.
قبلا امیر درباره این نوع نگاه ها خیلی نوشته که جالبه
مارکسیسم فرهنگی درواقع «بیماری گرامشی» بود، او که از نزدیک شکست مفتضحانهی مارکسیسم از فاشیسم را در ایتالیا دیده بود، به این باور رسید که یک انقلاب فرهنگی در تمام عرصههای جامعهی غربی نیاز است تا انقلاب سیاسی اثرگذار بشود. در دنبالهی این تز متفکران مکتب فرانکفورت از آن روش بیمار مارکس در تحریف تاریخ جهان به مثابهی بهرهوری از زحمتکشان دستگاهی عمومی اختراع کردند برای در بر گرفتن همهی انواع «سرکوب»، تاریخ همینطور تحریف شد به عنوان بستر بهرهوری غرب از شرق، سفیدپوست از تیرهپوست، مرد از زن... مارکسیسم در حقیقت فریم فلسفی آفرید که فمینیسم و فرانکفورتیسم در آن امکان برپا کردن یک رتوریک سازمانیافته را پیدا کردند و خیلی زود از مجموعهی این خیالپردازیها دربارهی «سرکوب»های مختلف تاریخی سیستم سیاسی فاسد، ناکارآمد و انگلپروری را بیافرینند که در آن همه از هم طلبکار هستند و گروههای «تحت ستم» مختلف برای باجگیری از گروههای «ستمکار» به رقابت میپردازند.
نظریهپردازان این خیمهشب بازی روشنفکران خردهبورژوا، آکادمیسینها و … بودند که با ورشکستگی سیاسی مارکسیسم در بنبست شوروی استالینی، به دپارتمانهای علوم انسانی و هنر کشورهای غربی تبعید شدند و آنجا به تربیت نسلی از جوانان پرداختند که ارزشهای به زعم ایشان منطبق با پرولتاریای انقلابی را با خود داشتند، یا همان نسل می ۶۸. بعد از این دیگر مشخص است، مشتی بتای خردهبورژوا حسد، عقده، حقارت و حشر خود را کردند فضیلت انقلابی و آنها که میخواستند از ثروت، دارایی و خانههای خود مراقبت بکنند شدند «مفتخور انگلصفت». هر کدام یک جزوهی پنج صفحهای الفاظ دهانپرکن و چهار خط شعار ابلهفریب حفظ کردند و در جریان نوشابه باز کردن برای یکدیگر، جهان را به ویرانی و فضاحتی که میبینید کشاندند.
"سفید پوست" دیگه واقعا شاهکار بود در کشوری که اکثریت مردم سفید پوست قفقازی سان نیستن و ترکیبی از مدیترانه ای وسایر خاورمیانه ای ها هستن. گرفتاری های افغان چشم بادامی هم به نژادش مربوط نمیشه به وضعیت اقتصادیش مربوط میشه مهاجرت به "پایتخت" هم که آزاده برای هر کس که کار یا توان خرید خانه در تهرانو داره
به آدمی که افکارش وارداتیه خوبه بعضی وقتا جواب وارداتی دادن :
the best way to troll someone who mentions "white privilege" or "white supremacy" is to accuse them of racism, first by even noticing the other person's race, and second by telling them something like "how do you even dare saying white supremacy? are you trying to say you are better?", compare them to stormfags, tell them that it's actually a hate speech and it hurts feelings of both colored people and non racist white people (like us) who grew up in multicultural neighborhood. Repeat times ten, and if they don't agree threaten them that you'll inform authorities
اول اینکه بحثی خیلی کلی کرده و اگر به طور مصداقی هر حقی که منظورش بود را نام برده بود میشد تکلیف متناسب با آن را هم نام برد.
دوم قیاس مع الفارق بین زنان و مثلا کرد و بلوچ است. یک مرد بلوچ همانند یک مرد فارس کار میکند، مالیات میپردازد، سربازی میرود و ... دلیلی ندارد بین حقوق آنها تفاوت قایل شویم. اما زنی که خواهان انتخاب هر رشته دانشگاهی است مانند مردان آیا حاضر است سربازی هم برود مانند مردان؟ نصف خرج زندگی را هم تقبل کند؟
زنی که خواهان انتخاب هر رشته دانشگاهی است مانند مردان آیا حاضر است سربازی هم برود مانند مردان؟ نصف خرج زندگی را هم تقبل کند؟
یا بحث حقوقی داری که در اون صورت قانون خانواده باید بررسی بشه و وابستگی حق ها و وظیفه های زن وشوهر به همدیگه .یا بحث کلان تر داری که در اون پیامد های داشتن آزادی و کار برای زنان روی کشاکش قدرت بین زن و مرد مهمه. مثلا این که در تقسیم اموال هنگام طلاق در شرایطی مثل آمریکا در اکثریت بالایی از موارد این زنه که بیشتر کاسب میشه در حالی ممکنه خودش کسب کار خوبی هم داشته باشه
دوم قیاس مع الفارق بین زنان و مثلا کرد و بلوچ است. یک مرد بلوچ همانند یک مرد فارس کار میکند، مالیات میپردازد، سربازی میرود و ... دلیلی ندارد بین حقوق آنها تفاوت قایل شویم. اما زنی که خواهان انتخاب هر رشته دانشگاهی است مانند مردان آیا حاضر است سربازی هم برود مانند مردان؟ نصف خرج زندگی را هم تقبل کند؟
آه!! چه ربطی داشت؟ من یه خانومم و به هیچ وجه حاضر نیستم دو سال برم سربازی و یا جنگ.ولی در همون حد متقاضی شرایط برابر هستم برای رسیدن به یک پست مدیریتی که تو رزومش فقط مرد ها اون رو داشتن.اونم شرایط برابر با مردی که نه تنها مجبور شده دو سال بره سربازی بلکه جنگ هم رفته. اینا چه منافاتی با هم داره؟
آه!! چه ربطی داشت؟ من یه خانومم و به هیچ وجه حاضر نیستم دو سال برم سربازی و یا جنگ.ولی در همون حد متقاضی شرایط برابر هستم برای رسیدن به یک پست مدیریتی که تو رزومش فقط مرد ها اون رو داشتن.اونم شرایط برابر با مردی که نه تنها مجبور شده دو سال بره سربازی بلکه جنگ هم رفته. اینا چه منافاتی با هم داره؟
فکر میکنم اگر مطلبم را اینطور بیان کنم بهتر باشد: یک مردِ فارس یکسری امتیازات به علاوه امتیاز Z را دارد. یک مردِ کرد با شرایط کاملا مشابه ، تمام امتیازات مردِ فارس بدون امتیاز Z را دارد.
یک زنِ ایرانی امتیازات X را دارد. یک مردِ ایرانی امتیازات Y را دارد. که این دو مجموعه امتیازات کاملا متفاوت هستند.
آه!! چه ربطی داشت؟ من یه خانومم و به هیچ وجه حاضر نیستم دو سال برم سربازی و یا جنگ.ولی در همون حد متقاضی شرایط برابر هستم برای رسیدن به یک پست مدیریتی که تو رزومش فقط مرد ها اون رو داشتن.اونم شرایط برابر با مردی که نه تنها مجبور شده دو سال بره سربازی بلکه جنگ هم رفته. اینا چه منافاتی با هم داره؟
ربط دارد تا خرخره!
شما چه طور حاضر نیستید دو سال از بهترین سالهای زندگیتان را در سربازی از دست بدهید و بعدش توقع حق و حقوق برابر با کسی را داشته باشید که این کار را میکند و باید بکند ؟!
در همین اروپایش آنهایی که به سربازی میروند امتیازهای ویژه دریافت میکنند! پس وقتی شرط داشتن کارت پایان خدمت برای گرفتن بسیاری از پستها لازم است! شما اصولن حق ندارید نق بزنید که چرا اون میتونه من نمیتونم!!! حق و حقوق برابر مسئولیت و فعالیت برابر در جامعه رو هم به همراه داره! شما اصلن حق ندارید طلب حق و حقوق برابر بکنید در شرایطی که حاضر نیستید به میزان برابر در جامعه نقش ایفا کنید و مسئولیت داشته باشید!!! اگر شما حق و حقوق زن اروپایی و آمریکایی را میخواهید! باید مثل زن اروپایی و آمریکایی هم رفتار کنید! ایرانی تر برایتان میگویم! حق ندارید هم طلب مهریه کنید هم حق طلاق :))) یکی را باید فدای دیگری کنید مگر اینکه طرفتان کُسخُل باشد.
فکر میکنم اگر مطلبم را اینطور بیان کنم بهتر باشد: یک مردِ فارس یکسری امتیازات به علاوه امتیاز Z را دارد. یک مردِ کرد با شرایط کاملا مشابه ، تمام امتیازات مردِ فارس بدون امتیاز Z را دارد.
یک زنِ ایرانی امتیازات X را دارد. یک مردِ ایرانی امتیازات Y را دارد. که این دو مجموعه امتیازات کاملا متفاوت هستند.
بنابراین من اون مقایسه رو قیاس مع الفارق میدونم.
باز هم چیزی فرق نکرد.چون با کدوم قطعیتی میشه گفت که امتیاز Z لزوما متعلق مرد کرد نیست؟ و سا اینکه چرا امتیازات زنها و مردا باید از هم منفک باشن.دقت کنید که اینجا بحث انتخاب اجتماعی نیست بلکه یکسری سیاست ها ست که لباس قانونی هم پوشیده و خودش رو نماینده خواست عموم میدونه
شما چه طور حاضر نیستید دو سال از بهترین سالهای زندگیتان را در سربازی از دست بدهید و بعدش توقع حق و حقوق برابر با کسی را داشته باشید که این کار را میکند و باید بکند ؟!
این مغلطه انقدر پیش پا افتادست که برای جواب بهش خمیازم میاد! مثل اینکه من چون در زندگیم فراز و نشیب زیادی دیدم و بهترین سالهای عمرم رو در بیمارستان سپری کردم یکاره بیام و حق و حقوق دحتر همسایمون رو که زندگی نرمالی داشته بگیرم .چون من روال عادی نداشتم پس محق ترم...!
این مغلطه انقدر پیش پا افتادست که برای جواب بهش خمیازم میاد! مثل اینکه من چون در زندگیم فراز و نشیب زیادی دیدم و بهترین سالهای عمرم رو در بیمارستان سپری کردم یکاره بیام و حق و حقوق دحتر همسایمون رو که زندگی نرمالی داشته بگیرم .چون من روال عادی نداشتم پس محق ترم...!
نه خیر! از آنجایی که شما اساسن در باغ نیستید براتون باز میکنم مساله رو!
1 - شما دارید در ایران زندگی میکنید!!!!!! 2 - در ایران سربازی اجباریست! (امیدوارم از نظر ذهنی توانایی درک کلمه اجباری رو داشته باشید) 3 - وقتی به دنبال حق و حقوق برابر هستید باید مسئولیت و وظایف برابر هم قبول کنید. 4 - اگر زندگی در بیمارستان برای تمام دختران اجباری میبود و برای پسران نه! اون وقت به نسبت آنهایی که در بیمارستان زورکی زندگی نکرده اند محق تر میشده اید! همان طوری که وقتی شما پریود تشریف دارید به خاطر اینکه مساله اجباریه و دست شما نیست براتون یک سری امتیازات قایل میشند! 5 - پس حالا یا برای به دست آوردن این حق و حقوق برابر باید به یک اندازه جر بخورید! یا بیخیال حق و حقوق برابر شوید!!!!! 6 - به جای خمیازه کشیدن قدری به مغز مبارک فشار بیاورید جای دوری نمیرود
نه خیر! از آنجایی که شما اساسن در باغ نیستید براتون باز میکنم مساله رو!
1 - شما دارید در ایران زندگی میکنید!!!!!! 2 - در ایران سربازی اجباریست! (امیدوارم از نظر ذهنی توانایی درک کلمه اجباری رو داشته باشید) 3 - وقتی به دنبال حق و حقوق برابر هستید باید مسئولیت و وظایف برابر هم قبول کنید. 4 - اگر زندگی در بیمارستان برای تمام دختران اجباری میبود و برای پسران نه! اون وقت به نسبت آنهایی که در بیمارستان زورکی زندگی نکرده اند محق تر میشده اید! همان طوری که وقتی شما پریود تشریف دارید به خاطر اینکه مساله اجباریه و دست شما نیست براتون یک سری امتیازات قایل میشند! 5 - پس حالا یا برای به دست آوردن این حق و حقوق برابر باید به یک اندازه جر بخورید! یا بیخیال حق و حقوق برابر شوید!!!!! 6 - به جای خمیازه کشیدن قدری به مغز مبارک فشار بیاورید جای دوری نمیرود :))
وااااو...شماره یکت خیلی قانعم کرد:)))
گنه کرد در بلخ آهنگری/ به شوشتر زدن گردن مسگری.... الان من باید بهتون توضیح بدم که یک مسئله اشتباه نباید باعث بشه یک جریان اشتباه دیگه برای تلافی پیش بیاد.... 😲
قرار نیست شما قانع بشید! اصولن قانع شدن یا نشدن کسی که هنوز فهم نمیکند وقتی در ایران دارد زندگی میکند پس خواه نا خواه تحت قوانین جمهوری اسلامی مجبور است که زندگی کند چیز چندان مهمی نیست :)) روی سخن من با کسانیست که ضریب هوشیشان به قدریست که میتوانند مساله به این سادگی را فهم کنند.
قرار نیست شما قانع بشید! اصولن قانع شدن یا نشدن کسی که هنوز فهم نمیکند وقتی در ایران دارد زندگی میکند پس خواه نا خواه تحت قوانین جمهوری اسلامی مجبور است که زندگی کند چیز چندان مهمی نیست :)) روی سخن من با کسانیست که ضریب هوشیشان به قدریست که میتوانند مساله به این سادگی را فهم کنند.
ها.من با این منطق شما خیلی وقته تو ایران آشنام.یه استاد داغون اخلاق داشتیم میگفت :به نظر من مناسب اجتماعی رو باید تماما به مردا بدن چون که مردا هستن که سربازی میرن و باید خرج بدن!! همون موقع هم فهم کردیم! و بهش گفتیم چستاد جان به جای این تزای تلافی جویانه که نصف جمعیتو تحت فشار قرار میده مردارو از فشار نجات بدیم!
ها.من با این منطق شما خیلی وقته تو ایران آشنام.یه استاد داغون اخلاق داشتیم میگفت :به نظر من مناسب اجتماعی رو باید تماما به مردا بدن چون که مردا هستن که سربازی میرن و باید خرج بدن!! همون موقع هم فهم کردیم! و بهش گفتیم چستاد جان به جای این تزای تلافی جویانه که نصف جمعیتو تحت فشار قرار میده مردارو از فشار نجات بدیم!
نه نه نه! من این رو نمیگم!!!!
من میگم اگر حق و حقوق برابر میخواید باید مسئولیت برابر هم قبول کنید!
اگر نمیخواید مسئولیت برابر قبول کنید از حق و حقوق برابر هم خبری نیست!!!! توی همین اروپاش هم همین طوریه. یعنی زنان به اندازه مردان بار اجتماع و اقتصاد و ... رو به دوش میکشند. سربازی رو گفتم به خاطر اینکه شما توی ایرانید. پس یا باید در تلاش برای حذف سربازی اجباری شریک باشید! یا خودتون هم تشریف ببرید سربازی!!!!
وقتی در بحث با فمینیستها مبحث کنترل غیرمستقیم زنان بر همهی عرصههای زندگی فردی و اجتماعی در جوامع سنتی را مطرح کرده، و از تداوم این کنترل تا جوامع امروزی صحبت میکنید، یکسره منکر وجود آن میشوند.
مهربد ، راسل ، امیر ،داریوش ،میلاد دوستان دانشمندان باهوشان برنامه نویسان فیلسوفان بیاید براتون کار نون و آب دار پیدا کردم . یه کف دستی میزنید فلان میلیون تومن می گیرید 😃
مهربد ، راسل ، امیر ،داریوش ،میلاد دوستان دانشمندان باهوشان برنامه نویسان فیلسوفان بیاید براتون کار نون و آب دار پیدا کردم . یه کف دستی میزنید فلان میلیون تومن می گیرید 😃
مرد خوشتیپ و قد بلند جق نمیزند، و مرد باهوش از این طریق پول در نمیاورد
مرکز اسپرم انبارنده ادعا می کنه مرد خوشتیپ قد بلند که عکسش رو بیلبوردهاس (احتمالا گلزار) میاد اونجا اسپرم میده . مرد باهوش چرا از این طریق پول در نمیاره یا نباید دربیاره ؟
جای خوشحالی داره که جامعه مردان در حال بیدار شدنه.
بعد از 50 سال دروغ گویی های فمنیستی ،گویی جامعه مردان هم آرام آرام در حال بیدار شدن هست.مسلما این بیدار شدن با خشونت و عصبانیت هم همراه خواهد بود.
البته راه رسیدن به حقوق مردان ،با پشت کردن به انتظارات جامعه (که چیزی جز منافع اصحاب قدرت ،دولت و زنان و سرمایه داران و مذهبی ها نیست) حاصل می شود.
انتظاراتی که فقط باری است بر دوش مردان و تبدیل کردن مردان به موجوداتی بیمار و ضعیف و آسیب پذیر و همیشه شرمنده و بدهکار.
فمنیسم فقط یک ابزار سیاسی ست .روشنفکران از آن برای کوبیدن مذهب و سنت استفاده می کنند و سرمایه داران برای بهره کشی از نیروی کار زن .
تا زمانی که برده به برده بودن خودش پی نبرده تلاشی هم برای آزادی خودش نمی کنه.گویی مردان آرام آرام به برده بودن خودشان در این سیستم جنسی/جنسیتی دارن
پی می برن.مردان در حال آگاه شدن به مرد ستیزی /پسر ستیزی عمیق موجود در جامعه ،در رسانه ها، در دادگاه ها و در نظام آموزش و پرورش می باشند.و این ،نوید تغییرات
1. همواره تنها هدف وجودی دادگاههای خانواده را به خاطر داشته باشید: انتقال ثروت از مرد به زن، و دیونمایی مردان بطور کلی. تمام مردان منحرفان جنسی، متجاوزان جنسی، بچهباز و خشن هستند. هرگز اینرا فراموش نکنید، حتی برای یک لحظه، چراکه تنها یک لحظه کافیست تا در عین بیگناهی قربانی سیستمی فاسد بشوید.
2. هرگز، تحت هیچ شرایطی از بچهی دیگران مراقبت نکنید و با هیچ بچهای بجز همان خودتان تنها نشوید. حتی بچهی خواهر و برادر و دوست و دخترخاله و … خصوصا بچهی «مادر مجردی» که به عنوان دوستپسر وارد زندگی او شدهاید و از شما میخواهد تا از بچه/های او برای ساعتی نگهداری بکنید. ممکن است رابطه در بلندمدت شکست بخورد و هیچ مانع یا محافظ قانونی برای مراقبت از شما در برابر اتهام دروغ بچهبازی وجود ندارد، همانطورکه گفته شد پیشفرض اینست که تمام مردان ذاتا بچهباز و منحرف هستند، از خودتان در برابر پیشداوریها مراقبت بکنید.
3. همواره از توافقی بودن سکس مدرک تهیه بکنید، میخواهد یک پیامک باشد، یک ایمل باشد، صدای ظبط شده باشد، فیلم ویدیو باشد یا هرچه. پیش از این اطمینان کسب بکنید که در کشور/ایالتی که هستید کدامیک از این کارها بدون اطلاع طرف مقابل قانونیست و حتما برای دفاع از خود آماده باشید. بعد از سکس حتما اساماسی به او بدهید مثل «خیلی خوش گذشت دیشب» و «خیلی سکس خوبی بود» یا همچو چیزی، و جواب او را ذخیره بکنید. این کار را حتما پیش از آنکه «پشیمانی روز بعد» بر او چیره بشود و تصمیم بگیرد بجای اعتراف به شوهر/دوستپسر مفلوکش، شما را متهم به تجاوز جنسی بکند انجام بدهید.
4. اگر با همسر/دوستدختر/پارتنر خود مشاجرهای میکند و کار بیخ پیدا میکند و اختلاف دارد بالا میگیرد، از محل مشاجره فاصله بگیرید، به کسی که به او اعتماد دارید زنگ بزنید و موضوع را با او درمیان بگذارید، اگر جایی هستید که نمیتوانید از محل مشاجره دور بشوید(مثل ماشین)سعی بکنید به اماکن عمومی بروید و در محلهای شلوغ باقی بمانید بکوشید گفتگوها و مشاجرات بعدی را ظبط کرده، نگه بدارید. حواستان باشد که یک ادعای «خشونت خانگی» زندگی شما را نابود خواهد کرد، و زحمت آن برای زن تنها یک تماس تلفنیست.
5. «سن قانونی» محل زندگی خود را بدانید، و بدون دیدن یک مدرک عکسدار با دختر جوانی که نمیشناسید سکس نکنید و هرگز حرف او را دربارهی سنش باور نکنید. اگر دختری به شما دربارهی سن خود دروغ بگوید و بعدا مشخص بشود که کوچکتر از سن قانونی بوده، شما نمیتوانید اینرا به عنوان دفاعیه در دادگاه مورد استفاده قرار بدهید، و به جرم تجاوز جنسی به کودکان محاکمه خواهید شد. وظیفهی قانونی و شاید حتی اخلاقی شماست که از سن شریک جنسی خود اطمینان کسب بکنید. 6. هیچ زنی را حامله نکنید. موقع سکس از کاندوم استفاده بکنید، بعد هم آنرا با خودتان ببرید و دور بیاندازید. به هیچ زنی برای خوردن قرص ضدحاملگی یا هر روش دیگری برای جلوگیری از بارداری اعتماد نکنید. هرگز. اگر میتوانید یک عمل وازکتومی بکنید، که هرچند عمل جراحی ِ ضدمردیست و خیلیها پس از آن دچار به مشکلات روانشناختی میشود و لذت کمتری از سکس میبرند، به مراتب بهتر از اعتماد کردن به دیگران است. اگر کسی ادعا کرد از طریق شما حامله شده، حتما درخواست تست دیانای بدهید، حتی اگر زنتان باشد.
7. اگر خانمباز هستید، اسم دروغین انتخاب بکنید، موبایلهای یکبار مصرف بینام خریداری بکنید، دخترها را هرگز خانه نبرید، دربارهی مستند کردن توافقی بودن رابطهی جنسی دو برابر وسواس به خرج بدهید و بارهایی که به آنها میروید را دائما تغییر بدهید. شما هرگز نمیخواهید که این دخترها محل زندگی، رفتآمد، کار، نام حقیقی و … شما را بدانند. برای پرداخت پول رستوران، متل، بار و … هم ترجیحا از کارت اعتباری هم استفاده نکنید و همه چیز را نقدا بپردازید.
پیوست در دسترس نمیباشدپیوست در دسترس نمیباشد
مثل اینکه چشم انداز پایان انحصار روی واژن پیش روی همه مردان است واتهام تجاوز به اکثر اعمال و امیال مردان و عواقب قانونی و اجتماعی که متوجه مردان می کنند نیز رو به پایان،دیگر برای یک سکس معمولی پریدن از حلقه های آتش لازم نیست!
حقیقتا نکبت و خفت است شرایطی اینچنین اما تماس و تعامل با زنان امروزی جز بیزاری چیزی نصیب مردان نمی کند متاسفانه و همان زنانی که خانه داری، "زنانگی"، بچه اوردن و هر انچه مردان طلب می کنند را تحریف و تکذیب و زن ستیزی می خوانند باید فکر امروز را هم می کردند. البته طرح دولت و زنان که" یا به مسلخ ازدواج تن می دهید یا مالیات تجرد پرداخت می کنید" در دستور کار قرار دارد و قوانین ریز و درشتی که به ناف مردان می بندند نیز در حال بررسی