سئوال : اگر انگلا مرکل یکی از وزرای مردش را خوشقیافه و زیبا توصیف میکرد ، فمنیستها بازهم جیغ میکشیدند و او را به همچین گوهخوریای میانداختند؟
داخلِ پرانتز و غیرجدی :من با خواندنِ این مطلب اولین چیزی که در دلم گفتم این بود : خاک بر سر اوباما که به عنوانِ قدرتمندترینِ رهبرِ سیاسیِ آمریکا از یک همچین چیزی باید معذرتخواهی رسمی بکند!
این دیگر شورش را در آوردن است ، گفتن اینکه یک زنی زیبا هست چه ایرادی دارد؟ حالا میگفت طرف پشمالو و زشت است خوب بود؟ البته ایراد این قضیه به نظر من مربوط به sexist بودن و اینها نمیشود ، کلا ریس جمهور آمریکا نباید در مورد قیافه یک official دیگر نظر بدهد ، از اصول اداری خارج است.👌
امیر گرامی آن کتاب The Woman Racket رو اگر داری میتونی آپلود کنی جایی؟ من هر چه گشتم پیداش نکرده ولی کنجکاوم بخونمش.
راسل جان اکنون کُل جنبش ضدفمینیستی بسیار ارتجاعی(واکنشی)ست و در آن همه جور آدم از سنتی تا مارکسیست پیدا میشود. اینست که فصل اول/دوم این کتاب که دربارهی سیاست است هیچ ارزشی ندارد، اما آنجاکه از دانش و روانشناسی و جامعهشناسی صحبت میکند اثر منحصربفرد و بسیار برجستهایست، آنرا اینجا آپلود کردم:
از فمینیستهای این سایت چیزی بجز سفسطهی ارجاع به دیکشنری و «هیچ اسکاتلندی حقیقی» ندیدهایم، یکی میگوید من مخالف فرهنگ تجاوز هستم، آن یکی ادعا میکند تعریف کردن از ظاهر یک زن چه ایرادی میتواند داشته باشد... من ماندهام اینها چگونه فمینیستهایی هستند؟ شوالیه حتی نام Scum Manifesto را اولین بار از ما شنید! آدمی را به یاد مسلمانانی میاندازند که فکر میکنند هرچه خوب است و هرچه انساندوستانه است میشود اسلام..
از فمینیستهای این سایت چیزی بجز سفسطهی ارجاع به دیکشنری و «هیچ اسکاتلندی حقیقی» ندیدهایم، یکی میگوید من مخالف فرهنگ تجاوز هستم، آن یکی ادعا میکند تعریف کردن از ظاهر یک زن چه ایرادی میتواند داشته باشد... من ماندهام اینها چگونه فمینیستهایی هستند؟ شوالیه حتی نام Scum Manifesto را اولین بار از ما شنید! آدمی را به یاد مسلمانانی میاندازند که فکر میکنند هرچه خوب است و هرچه انساندوستانه است میشود اسلام..
گویا شما را اغنا نمیکند بحث با اینها! من هم در چندجا بیرون از دفترچه رفتهام به دنبالِ صید اما کم و بیش همه از همین نوع هستند. فمنیست به من میگوید اگر مردان در جنگها کشته میشوند ، بعدش خیابانها و کوچهها را به نامِ آنها میزنند.هر از چند گاهی به وبلاگها و سایتهای فمنیستهای انگلیسیزبان میروم و یک کرمی میریزم.
Steubenville defense case: Near-unconscious Jane Doe gave “consent” - Salon.com در این مورد مخصوصا در شبکه های اجتماعی براحتی قربانی رو متهم میکنند و جالب این هست که این ها مردستیزی پنهان بیشتری داره:) شخص نباید مست بکنه چون مردان راحت تر بهش تجاوز میکنند! باید آمادگی بیشتری داشته باشه چون میتونه با این مردان مقابله کنه. نباید تنها به خونه بره چون خطر مردان متجاوز کم میشه.
چرند میگویید دوست عزیز، و مثل تمام فمینیستهای دیگر حقیقت را خدشه دار میکنید. اینکه پلیسی را دعوت میکنند به عنوان یک متخصص تا راهکارهایی به زنان ارائه بدهد برای جلوگیری از مورد تجاوز قرار گرفتن به این معنا نیست که محافظت از خود در برابر آن وظیفهی زنان است یا کسی زن را بخاطر مورد تجاوز قرار گرفتن سرزنش میکند، فقط به این معناست که راهکارهایی هست برای زنان، مثل خرمست نکردن و تنها قدم نزدن در خیابانهای گتو ساعت چهار صبح، تا از تحت خطر قرار دادن خودشان جلوگیری بکنند... اصلا صحبت کردن راجع به جرمی که یک دهم درصد مردان مرتکب میشوند و تا این حد تمرکز و مانور به روی آن چیزی بجز پروپاگاند برای شرم دادن مردان و متجاوز جلوه دادن ایشان نیست، «مردان میتوانند تجاوز را متوقف بکنند» و «به من نگو چطور لباس بپوشم، به مرد بگو تجاوز نکند» و ... یعنی: 1. فقط مردان تجاوز میکنند(دروغ). 2. فقط زنان مورد تجاوز قرار میگیرند(دروغ). 3. اینکه زنان میتوانند قدمهایی بردارند تا از مورد تجاوز قرار گرفتن جلوگیری بکنند به معنای سرزنش قربانیست(دروغ). 4. اینکه مردان غیرمتجاوز میتوانند تاثیری بر رفتار مردان متجاوز داشته باشند یا اسلوگانی که در آن نوشته «مردان تجاوز نکنید» بناست باعث تغییر تصمیم مردان متجاوز بشود و هر کارکردی بجز خجالت دادن مردان عادی و با وجدان دارد(حرف مفت).
اینها همه تکنیکهای فمینیستی برای شرم دادن مردان و کشاندن ایشان به بندگی و تسلیم بیشتر است، مرد جامعهی سنتی از آنجاکه دور انداختنیست به خودی خود شهروند درجه دوست، مرد جامعهی مدرن بدلیل پیشرفت در حقوق زنان و پسرفت در موقعیت مردان میشود شهروند درجهی سه، مرد جامعهی فمینیستی هم چیزی بجز یک بردهی تمام عیار نیست که باید خرج زن را بدهد، پیرامون عواطف او برقصد، اندازه و نوع نگاه خود را با حالات او تنظیم بکند و حتی اگر کتک خورد از خودش دفاع نکند(«مرد واقعی هرگز یک زن را کتک نمیزند» و ..)، اگرنه توسط جاکش مدرن زنان(دولت)مجازات میشود و به زندان میافتد.
گویا شما را اغنا نمیکند بحث با اینها! من هم در چندجا بیرون از دفترچه رفتهام به دنبالِ صید اما کم و بیش همه از همین نوع هستند. فمنیست به من میگوید اگر مردان در جنگها کشته میشوند ، بعدش خیابانها و کوچهها را به نامِ آنها میزنند.هر از چند گاهی به وبلاگها و سایتهای فمنیستهای انگلیسیزبان میروم و یک کرمی میریزم.
درود داریوش گرامی، خوش برگشتید.
من راستش کاری به نقد فمینیسم یا زنان بطور کلی ندارم، اینها عوارض ناخواستهی بحث دربارهی موقعیت جنسیتی مردان در جهان است.. بیشتر اشتیاقم به بیدار و همراه کردن مردان انجمن است. تمام زنان تمام آنچه اینجا نوشته شده را
از قبل میدانند، و به آنچه بر مردان میرود خوب آگاه هستند، مرد است که کلافی درهم پیچیده از اوهام را بدور خود تنیده تا از او در برابر حقیقت تلخ و آشکار(اینکه زن کوچکترین علاقهای به او نخواهد داشت و فراتر از ابزاری برای رسیدن به مقصودی نخواهد بود)مراقبت بکند.. من مشکلی با اینهم نمیداشتم اگر آش تا این اندازه شور نمیشد، و کار بیخ پیدا نمیکرد. کُلا هدفم از تمام آنچه اینجا نوشتهام پیشنهاد زاویهای جدید برای پرداختن به موضوع منحصرا برای مردان بوده.
بنا به منطق امیر و مهربد این دختر هم تقصیر خودش بوده که gang rape شده ، شاید دامن کوتاه پوشیده شب بیرون رفته ، تقصیر خودش هم هست bully شده و آخر هم خودش خود کشی کرده
من نمیدانم دوستان همچنان پستها را میخوانند؟ یا همینطور خون جلوی چشمهایشان را گرفته و دیگر چیزی نمیبینند؟ ما میگوییم که هرگز تقصیر زن نیست اگر مورد تجاوز قرار گرفته. همینطور میگوییم که گامهایی هست که زن میتواند بردارد(بجز Slut walk و تلاش برای شرمنده کردن مردان البته)تا مطمئن بشود خود را در معرض دسترس آن مردان متجاوز قرار نداده. پاتولوژی مردانی که تجاوز میکنند اینست که میل به قربانی کردن دیگران دارند، اینست که زنان در موقعیتهای آسیبپذیر را شناسایی میکنند، در محلهای بد شهر دیر وقت پرسه میزنند، زنهای تنها با لباسهای تحریککننده را نشان میکنند چون منطق «آنها»(نه منطق ما)اینست که لابد میخواسته که اینطور لباس پوشیده و ...
کسی که اینجا باید خجالت بکشد آنیست که حق و حقوق و بعضا حتی وجود بزرگترین قربانیان تجاوز جنسی در جهان را (مردان زندانی) انکار میکند، تمام مردان را قادر به تجاوز میشمرد و باور دارد زن نمیتواند به مرد تجاوز بکند. بله، فرهنگ تجاوز وجود دارد، فرهنگی که در آن قربانی تمسخر و تحقیر میشود و کسی او را باور نمیکند، فرهنگ تجاوز برپاد مردان مورد تجاوز قرار گرفته است!
من راستش کاری به نقد فمینیسم یا زنان بطور کلی ندارم، اینها عوارض ناخواستهی بحث دربارهی موقعیت جنسیتی مردان در جهان است.. بیشتر اشتیاقم به بیدار و همراه کردن مردان انجمن است. تمام زنان تمام آنچه اینجا نوشته شده از قبل میدانند، و به آنچه بر مردان میرود خوب آگاه هستند، مرد است که کلافی درهم پیچیده از اوهام را بدور خود تنیده تا از او در برابر حقیقت تلخ و آشکار(اینکه زن کوچکترین علاقهای به او نخواهد داشت و فراتر از ابزار برای رسیدن به مقصودی نخواهد بود)مراقبت بکند.. من مشکلی با اینهم نمیداشتم اگر آش تا این اندازه شور نمیشد، و کار بیخ پیدا نمیکرد. کُلا هدفم از تمام آنچه اینجا نوشتهام پیشنهاد زاویهای جدید برای پرداختن به موضوع منحصرا برای مردان بوده.
میتوانم خوب درک کنم که چه میگویید و این کارتان شایسته تقدیر است . من هم براستی امیدِ چندانی به تغییر در جامعه زنان ندارم . از فرگشت تا فرهنگ دست به دست هم دادهاند که زنانِ امروز به چنین وضعی مبتلا باشند.آنچه جدید و امروزی است و باید در برابرش ایستاد ، همانا گمراهی و به قولِ شما اوهامیست که اندک اندک جامعهی مردانِ ما را نیز در بر میگیرد و آنها را بطور خفتباری به سوی خودزنی بیشتر میراند . این روند اگر ادامه یابد وضعیت بسیار فجیعی در انتظار خواهد چرا که هرآنچه تاکنون باعث وضعیتِ امروز زنان و مردان شده، به صورت پکیج و ایدهئولژی درآمده و سازماندهیشده پیش میرود طوری که در نهایت همچون گلولهی برفیی که هر چه بیشتر پیش میرود بیشتر بزرگ میشود صرفا باید منتظر این باشیم که جایی آنقدر دچارِ فلاکت شویم که این روند در خود به پایان و بنبست برسد همچون مانعی که گلوله برفی را منفجر میکند. وگرنه چه کسی تا پیش از این فکر میکرد روزی رئیس جمهورِ آمریکا مجبور شود به خاطرِ اینکه از زیباییِ همکارِ خود تمجید کند ، به طور رسمی معذرت خواهی کند؟ چه کسی فکر میکرد قوانینی اینچنین ضدبشری و ضدمرد در غربِ به اصطلاح دموکرات وضع شود؟
آنچه مرا در موردِ ایران نگران میکند، این است که موجِ فمنیستیِ غربی سونامیوار به سوی ایران میآید و در غالبِ روشنفکری و «فعالِ حقوقِ زنان» باعثِ هرچه وخیمتر شدنِ وضعیتِ ایرانِ فردای آزادی شود.به خصوص که وجودِ قوانینی چون حجاب و چند همسری و همچنین تبلیغاتِ بیامان باعث شده که جامعه براستی خود را بدهکار به زنان و برپاد آنها بداند.چنانکه این فضای مسموم و هیپنوتیزم چنان جامعه را در بر گیرد که هرچه فمنیسم بگوید با جان و دل پذیرفته؛ که خود را یکسره برده و اسیر زنان کند؛ که زنان را هرچه بیشتر به سوی انگَلیسم سوق دهد؛ که کوچکترین مقاومتی در برابرِ ادعاهای فمنیستها خرد شود و خلاصه هر چه بیشتر این لجن چنگ زده شود تا بیشتر بوی گندش درآید. چنین وضعی یحتمل منجر به وضعیتی بس فاجعهبارتر از غرب میشود.
چیزی که بیش از هر چیز مرا میآزارد دگرگونه جلوه دادن واقعیات است . واقعیاتی که صرفا چون کنارِ گوشِ ما هستند و به چشمانِ ما بسیار نزدیک هستند و نیز هر روز آنها را میبینیم ، نادیده انگاشته میشوند و اگر دیده میشوند دگرگون میشوند.من هیچ نمیتوانم این را وقاحت را تحمل کنم. مثلا هیچکس نمیگوید که پسربچههای ایرانی چرا قربانیانِ اصلیِ تجاوزِ جنسی هستند و هرگز چیزی از این فاجعهای که همهی ما میدانم، میبینیم، گاها خودمان قربانی بودهایم ، جلوی چشممان است و... گفته نمیشود. پسرهایی که اندکی زیبا بوده و بدنشان کممو باشد از دورانِ مدرسهی ابتدایی تا سربازی همیشه و همیشه در معرضِ تجاوز جنسی هستند.در واقع اگر زشت باشید، اگر پرمو باشید و خلاصه کونِ چشمنواز و بدنِ سفید نداشته باشید باید خوشحال باشید. چرا که احتمالا از آزارِ جنسی در امان خواهید بود.حقارت و شخصیتِ خردشدهای که برای مردانِ قربانیِ تجاوز در سنین بزرگسالی میماند بسیار جانکاه خواهد بود و گاه منجر به خودکشی میشود.این موضوع در مخصوصا در شهرستانهای ایران بسیار زیاد به چشم میخورد و اصلا نمیتوان آنرا نادیده انگاشت. حال تصور کنید چه حالی مرا دست میدهد وقتی میشنوم با وقاحتی بینظیر گفته میشود :"خب مردا خودشون به خودشون تجاوز میکنند پس به ما ربطی نداره".
خلاصه من هم همچون شما امیدوارم در هرجا که بتوانم از مسمومیت اذهانِ مردان جلوگیری کنم.من به زنان امیدی ندارم.
از فمینیستهای این سایت چیزی بجز سفسطهی ارجاع به دیکشنری و «هیچ اسکاتلندی حقیقی» ندیدهایم، یکی میگوید من مخالف فرهنگ تجاوز هستم، آن یکی ادعا میکند تعریف کردن از ظاهر یک زن چه ایرادی میتواند داشته باشد... من ماندهام اینها چگونه فمینیستهایی هستند؟ شوالیه حتی نام Scum Manifesto را اولین بار از ما شنید! آدمی را به یاد مسلمانانی میاندازند که فکر میکنند هرچه خوب است و هرچه انساندوستانه است میشود اسلام..
شبیه منتقدان فمنیستی که فمنیست ها رو آنتی پورنوگرافی میدونند و بقیشون رو حاشیه ای حساب میکنند:))تعارف نکن:))
چرند میگویید دوست عزیز، و مثل تمام فمینیستهای دیگر حقیقت را خدشه دار میکنید. اینکه پلیسی را دعوت میکنند به عنوان یک متخصص تا راهکارهایی به زنان ارائه بدهد برای جلوگیری از مورد تجاوز قرار گرفتن به این معنا نیست که محافظت از خود در برابر آن وظیفهی زنان است یا کسی زن را بخاطر مورد تجاوز قرار گرفتن سرزنش میکند، فقط به این معناست که راهکارهایی هست برای زنان، مثل خرمست نکردن و تنها قدم نزدن در خیابانهای گتو ساعت چهار صبح، تا از تحت خطر قرار دادن خودشان جلوگیری بکنند... اصلا صحبت کردن راجع به جرمی که یک دهم درصد مردان مرتکب میشوند و تا این حد تمرکز و مانور به روی آن چیزی بجز پروپاگاند برای شرم دادن مردان و متجاوز جلوه دادن ایشان نیست، «مردان میتوانند تجاوز را متوقف بکنند» و «به من نگو چطور لباس بپوشم، به مرد بگو تجاوز نکند» و ... یعنی: 1. فقط مردان تجاوز میکنند(دروغ). 2. فقط زنان مورد تجاوز قرار میگیرند(دروغ). 3. اینکه زنان میتوانند قدمهایی بردارند تا از مورد تجاوز قرار گرفتن جلوگیری بکنند به معنای سرزنش قربانیست(دروغ). 4. اینکه مردان غیرمتجاوز میتوانند تاثیری بر رفتار مردان متجاوز داشته باشند یا اسلوگانی که در آن نوشته «مردان تجاوز نکنید» بناست باعث تغییر تصمیم مردان متجاوز بشود و هر کارکردی بجز خجالت دادن مردان عادی و با وجدان دارد(حرف مفت).
اینها همه تکنیکهای فمینیستی برای شرم دادن مردان و کشاندن ایشان به بندگی و تسلیم بیشتر است، مرد جامعهی سنتی از آنجاکه دور انداختنیست به خودی خود شهروند درجه دوست، مرد جامعهی مدرن بدلیل پیشرفت در حقوق زنان و پسرفت در موقعیت مردان میشود شهروند درجهی سه، مرد جامعهی فمینیستی هم چیزی بجز یک بردهی تمام عیار نیست که باید خرج زن را بدهد، پیرامون عواطف او برقصد، اندازه و نوع نگاه خود را با حالات او تنظیم بکند و حتی اگر کتک خورد از خودش دفاع نکند(«مرد واقعی هرگز یک زن را کتک نمیزند» و ..)، اگرنه توسط جاکش مدرن زنان(دولت)مجازات میشود و به زندان میافتد.
اینکه مردان ذاتا متجاوز هستند چرت و پرته ولی اینکه در یک فرهنگ ممکنه "پوشیدن لباس های سکسی، تنها موندن با مردان یا مست کردن" باعث بشه تجاوز محتمل تر و پذیرفتنی تر بشه،واقعیه.
Just-world hypothesis !؟ :))
جدی جدی باور کردی حرفات علمیه!؟:))بهت نشون دادم در بهترین حالت اینها صرفا دیدگاه های ایدولوژیک و تئوری توطئه هست که حتی از اینکه "گوزیدنِ گنجشکی در جنگلهای کنگو رو هم به عنوان نشانهای از بازتولیدِ نظام مردسالار تعبیر بشه"هم جالب تره:))
من نمیدانم دوستان همچنان پستها را میخوانند؟ یا همینطور خون جلوی چشمهایشان را گرفته و دیگر چیزی نمیبینند؟ ما میگوییم که هرگز تقصیر زن نیست اگر مورد تجاوز قرار گرفته. همینطور میگوییم که گامهایی هست که زن میتواند بردارد(بجز Slut walk و تلاش برای شرمنده کردن مردان البته)تا مطمئن بشود خود را در معرض دسترس آن مردان متجاوز قرار نداده. پاتولوژی مردانی که تجاوز میکنند اینست که میل به قربانی کردن دیگران دارند، اینست که زنان در موقعیتهای آسیبپذیر را شناسایی میکنند، در محلهای بد شهر دیر وقت پرسه میزنند، زنهای تنها با لباسهای تحریککننده را نشان میکنند چون منطق «آنها»(نه منطق ما)اینست که لابد میخواسته که اینطور لباس پوشیده و ...
کسی که اینجا باید خجالت بکشد آنیست که حق و حقوق و بعضا حتی وجود بزرگترین قربانیان تجاوز جنسی در جهان را (مردان زندانی) انکار میکند، تمام مردان را قادر به تجاوز میشمرد و باور دارد زن نمیتواند به مرد تجاوز بکند. بله، فرهنگ تجاوز وجود دارد، فرهنگی که در آن قربانی تمسخر و تحقیر میشود و کسی او را باور نمیکند، فرهنگ تجاوز برپاد مردان مورد تجاوز قرار گرفته است!
اوکی،استفاده از شرم در برابر مردان اشتباه هست ولی برعکسش ظاهرا اشکالی نداره:))خب به هر حال من علاقه ای به پنهان کردن حقیقت ندارم و برای اهداف ایدولوژیک پژوهش ها رو ناقص ارائه نمیدم و تلاش میکنم به همه ابعاد ماجرا اشاره کنم.
قربانی ستیزی و یپش داوری های نادرست از سوی متجاوزین نیست بلکه از سوی جامعه هست!جالب هست که نتنها بعضی پژوهش ها اثر پوشش رو درتجاوز ناچیز مبینند بلکه بعضی دیگه حتی پوشش بیشتر رو تحریک آمیز تر حساب میکنند!
یکی از مهمترین چیزهایی که متجاوز به دنبالش هست این هست که علائمی از انفعال و فرمانبرداری رو در قربانی پیدا کنه .پوشش بیشتر میتونه اینطور پیام ها رو به متجاوز بفرسته:)
بگذریم بریم سراغ توهمات و اشتباهاتی که در مورد تجاوز هست،این پژوهش بد نیست:
-دختران "خوب" بهشون تجاوز نمیشه؟! قربانیان از همه گرو ههای جنسی، اجتماعی-اقتصادی و مذهبی هستند.
رنج سنی قربانیان از دوماه! تا 94 ساله هم میتونه باشه.
به مردان نمیشه تجاوز کرد؟! مردانگی قربانیان دزدی و زورگیری مورد پرسش قرار نمیگیره.
مردان دگرجنس گرا و همجنس گرا به همون زنان و کودکان مورد تجاوز قرار میگیرند و اینها هم اکثرا از سوی مردان هست.
مردان کمتر از زنان ممکنه یک تجاوز رو گزارش بدند،فقط 1 درصد مردان این کار رو میکنند.
مجریان قانون شکایت مردان رو کمتر از زنان ممکنه باور کنند.(که طبیعتا آسیب رسانه)
تجاوز جایی اتفاق میافته که زنان اونجا نباید باشند!؟ حدود 60 درصد از تجاوزات در خونه خود شخص هست! و 30 درصد در محل اقامت دیگه ای هست و بسیاری از موارد هم در اتومبیل هاست!(بنابراین کوچه و خیابون خلوت چرت و پرتی بیش نیستند!)
2/3 متجاوزین کسانی هستند که با شخص آشنا هستند و شخص بهشون اعتماد داره!
قربانیان با پوشیدن لباس های سکسی متجاوز رو تحریک میکنند؟! جدای از ویژگی های سنی قربانیان،اکثر قربانیان لباس هاشون تحریک آمیز تلقی نمیشه.
همه زنان پنهانی علاقه به این دارند که بهشون تجاوز بشه؟! یک به اصطلاح "فانتزی تجاوز" در اصل یک رویای کنترل شده هست.
در این فانتزی ها شخص کنترل کاملی روی اون چیزی که اتفاق میافته داره و حس وحشت یا مورد حمله قرار گرفتن نداره و بدنش کاملا در اختیار خودشه!
B]تجاوز از سوی مردان بیمار سر میزنه!؟
در پژوهشی که روی 1300 متجاوز انجام شد مشخص شد شمار کمی بیمار روانی هستند.دیگران سالم بودند فقط تمایلشون نسبت به ابراز خشم و رفتارهای خشونت آمیز بیشتر بوده.
بیشتر تجاوزات دلیل جنسی داره!؟ خیر بیشتر تجاوزها نوعی ابراز نفرت یا خشم هست و دلایل جنسی شمار کمتری رو شامل میشند.
http://www.usu.edu/saavi/pdf/myths_facts.pdf بیشتر متجاوین یادشون نمیاد قربانی دقیقا چه لباسی پوشیده بوده.
فقط 4.4 درصد قربانیان تجاوز رفتار تحریک آمیز داشتند در صورتی که برای قتل این آمار 22 درصد بوده! آشکار نیست!؟
(متاسفانه این یکی لینک خراب شده سعی میکنم به زودی سالمش رو پیدا کنم)
نکتهی جالب در بحث تجاوز اینست که «فمینیستها» اساسا اعتقادی به اینکه یک مرد هم میتواند مورد تجاوز یک زن قرار بگیرد ندارند، در حالی که 46% قربانیان خشونت جنسی مردان هستند:
(فایل پیدیاف تحقیق سیدیسی در اینباره)
خب حالا از منبعی که خودت معرفی کردی هم حقایق جالبی رو نشون میدم(گفتم که من عاشق منابعت هستم:))
جالب هست که با منابعی که من گذاشتم هم همخوانی زیادی داره:
مجرمین بیش از 90 درصد زنان قربانی خشونت جنسی تجاوز مرد بودند.
مجرمین تجاوز به مردان هم در بیش از 90 درصد موارد مرد بودند.مجرمین سایر خشونت های جنسی نسبت به مردان تنوع بیشتر داشتند و گاهی بین 30 تا 80 درصد موارد زن بودند.
فکر میکنم اینها به اندازه کافی گویا هست،من فکر نمیکنم مردها متجاوز به دنیا میاند ولی ترکیب قربانی ستیزی و پیش داوری های فرهنگی باعث میشه که قربانیان از هر جنس نادیده گرفته بشند و اینکه اکثر متجاوزین مرد هستند رو اینطور تفسیر کنیم که گفته میشه همه مردان متجاوزند!
جدی جدی باور کردی حرفات علمیه!؟:))بهت نشون دادم در بهترین حالت اینها صرفا دیدگاه های ایدولوژیک و تئوری توطئه هست که حتی از اینکه "گوزیدنِ گنجشکی در جنگلهای کنگو رو هم به عنوان نشانهای از بازتولیدِ نظام مردسالار تعبیر بشه"هم جالب تره:))
تنها روش شناخت معتبر برای انسان روش علمی نیست، منطق، استدلال، استقرا، مراجعه به عقل سلیم و ... همه در نبود دادههای علمی بسنده معتبر و قابل رجوع هستند، و بله حرفهای من منطقی، مستدل و تا آنجاکه وقت و انرژی و توانم اجازه میدهد مستند هستند. حرفهای شما چطور؟ یا حرفی بجز «علمی نیست، علمی نیست» هم دارید که بزنید؟ ضمنا دوستان عنایت داشته باشند که ایدئولوژی شهودی «فمینیسم» با تزهایی همچون «جنسیت برساختهای فرهنگیست» و «مردان فارغ از موقعیت اجتماعی خود بر زنان فارغ از موقعیت اجتماعیشان برتری دارند» برداشتی علمی و بیطرف از جهان واقعیست و انتقادات ما به آن«تئوری توطئه» و «دیدگاههای ایدئولوژیک».
بیش از 70 درصد تجاوزها(فارق از جنسیت)از سوی آشنایان صورت میگیره! آشنایان،نه متجاوزین حرفه ای،اوکی!؟:)
0. خُب این چه ربطی به بحث دارد؟! توضیح بدهید که فرضا اگر اکثریت تجاوزات جنسی هم توسط آشنایان اتفاق میافتد، چه ایرادی دارد اگر یک شخص متخصص، زنان را برای راههای جلوگیری از مورد تجاوز قرار گرفتن توسط غریبهها در جلسهای که بخاطر آن دعوت شده راهنمایی بکند؟! کجای این ضدزن است یا «فرهنگ سرزنش کردن قربانی»ست که یک پلیس سابق بگوید اگر دختر جوانی به فلان قسمت شهر در فلان ساعت شب با فلان لباس رفت احتمال مورد تجاوز قرار گرفتن او بالاتر میرود؟
1. توجه بکنید که من ادعای شما را رد نمیکنم، قصدم نشان دادن بیارزشی سندتان، و در پی آن تمام «سند»های مشابهیست که فمینستها برای اثبات ادعاهای خود «درست» میکنند.
از نظر من هیچ آمار و مطالعهای که در آن تجاوز به مردان مورد برسی کاملی قرار نگرفته باشند اعتباری ندارد و چیزی بجز بخشی از پروپاگاند فمینیستی نیست، در نوشتهی بالا آمده «مردان هم میتوانند مورد تجاوز قرار بگیرند»، که گام نخست بسیار خوبیست، اما آنها در این آمار لحاظ نشدهاند، فقط یک خط به آنها تعلق گرفته، و راجع به تجاوز زن به زن، تجاوز زن به مرد، تجاوز مرد به مرد و ... چیزی چنانکه باید نیامده و از همه جالبتر منابع آنهم خواندنیست: Center for Women Policy Studies که در وبسایت آنها آمده :
An independent, national, multiethnic, and multicultural feminist policy, research, and advocacy institution founded in 1972
😌😏
من تا بحال حتی یک گزارش هم ندیدهام که در آن تجاوز جنسی زن به مرد را چنانکه
برازنده است لحاظ کرده باشند، چون طبق کارشکنیهای فمینیستی «زن به مرد نمیتواند تجاوز بکند»(که میدانیم خودتان هم با آن مخالفید، مثل خیلی چیزهای دیگر از ایدئولوژی که مثلا پیرو آن هستید). معتبرترین چیزی که بدست آوردم این مطالعهی CDC بود که در آن تجاوز جنسی در زندان لحاض نشده(!)، اما برطبق آن احتمال مورد تجاوز جنسی قرار گرفتن مرد و زن بیرون از زندان یک اندازه است:
P.18 (Table 2.10) Previous 12 months 1.1% of females, or 1 270 000, were victims of rape. P.24 Lifetime Statistics For female rape victims, 98.1% reported only male perpetrators. P.19 (Table 2.2) Previous 12 months 1.1% of males, or 1 267 000, were forced to penetrate. P.24 Lifetime Statistics 79.2% of males forced to penetrate reported female perpetrators.
البته که من میدانم اینها دادههای یک سال است و با وضعیتی که در تمام زندگی شخص رخ خواهد داد متفاوت است(و لازم نیست آنرا یادآوری بکنید)، هدف اینست که نشان بدهیم دادههایی که هرچند هنوز تا بیطرفی و «برابری جنسیتی» هزار فرسنگ فاصله دارند، اما دستکم برای اجرایی بودن کارها تنظیم شدهاند و از ادعاهای ایدئولوژیک عجیبی همچون «از هر پنج زن یکی مورد تجاوز قرار میگیرد» بدور هستند چقدر جهان برساختهی فمینیسم را به چالش میکشند.
2. توضیح بدهید که کارکرد پوستری همچون این چه میتواند باشد:
آیا مردی که میخواهد تجاوز جنسی بکند آنرا میبیند و با خود میگوید «عجب، بله، من میتوانم دیگر تجاوز نکنم، چه کار بدی میکردهام تا کنون»؟ آیا کسی را از تجاوز کردن منصرف میکنند؟ یا مثلا چه؟ آگاهی دربارهی قربانیان تجاوز را افزایش میدهند؟ چطور یک مرد زندانی میتواند از مورد تجاوز قرار گرفتن جلوگیری بکند؟ چطور بناست مردی که توسط گنگ دخترها به زمین دوخته شده و نمیتواند از قدرت بدنی خود برای کنار زدن آنها استفاده بکند چون «هرگز نباید یک زن را کتک زد» میتواند تجاوز را متوقف بکند؟ بهتر نیست دوستان از خود بپرسند آیا چنین رویکردی معنایی بجز این میتواند داشته باشد که من پیشتر تشریح کردم؛
1. فقط مردان تجاوز میکنند(دروغ). 2. فقط زنان مورد تجاوز قرار میگیرند(دروغ). 3. اینکه زنان میتوانند قدمهایی بردارند تا از مورد تجاوز قرار گرفتن جلوگیری بکنند به معنای سرزنش قربانیست(دروغ). 4. اینکه مردان غیرمتجاوز میتوانند تاثیری بر رفتار مردان متجاوز داشته باشند یا اسلوگانی که در آن نوشته «مردان تجاوز نکنید» بناست باعث تغییر تصمیم مردان متجاوز بشود و هر کارکردی بجز خجالت دادن مردان عادی و با وجدان دارد(حرف مفت).
تنها روش شناخت معتبر برای انسان روش علمی نیست، منطق، استدلال، استقرا، مراجعه به عقل سلیم و ... همه در نبود دادههای علمی بسنده معتبر و قابل رجوع هستند، و بله حرفهای من منطقی، مستدل و تا آنجاکه وقت و انرژی و توانم اجازه میدهد مستند هستند. حرفهای شما چطور؟ یا حرفی بجز «علمی نیست، علمی نیست» هم دارید که بزنید؟ ضمنا دوستان عنایت داشته باشند که ایدئولوژی شهودی «فمینیسم» با تزهایی همچون «جنسیت برساختهای فرهنگیست» و «مردان فارغ از موقعیت اجتماعی خود بر زنان فارغ از موقعیت اجتماعیشان برتری دارند» برداشتی علمی و بیطرف از جهان واقعیست و انتقادات ما به آن«تئوری توطئه» و «دیدگاههای ایدئولوژیک». 😊
"تو هم بدی"؟!البته "فمنیسم هم بده" درسته تره:))
بعله باز هم حمله به ادعاهایی که من نکردم و البته میدونیم که مشکل اصلی با موج سوم فمنیسم یا فمنیست ها رادیکال یا حتی آغاز فمنیسم نیست،مشکل با خود زنانه:))
نکته:در حال ترجمه یک مقاله هستم در مورد Bonobo ها و جامعشون که به معنای واقعی کلمه زن سالار و تحت کنترل زنان هست،ویزگی های خیلی جالبی دارند که مشخص میشه دقیقا تفاوتش با یک جامعه مردسالار چیه:)
به خودی خود یک ادعای غیر علمی اشکالی نداره ولی استفاده از مرجعیت علم برای اثبات یک چیز غیر علمی یا شبه علمی چیزی هست که من باهاش مشکل دارم.
مثال ها از زنستیزی عفونی [+18]ین هست.بله من جایی که از مرجعیت علم سواستفاده نشه مشکلی با ابزارهای دیگه شناختی ندارم:)
0. خُب این چه ربطی به بحث دارد؟! توضیح بدهید که فرضا اگر اکثریت تجاوزات جنسی هم توسط آشنایان اتفاق میافتد، چه ایرادی دارد اگر یک شخص متخصص، زنان را برای راههای جلوگیری از مورد تجاوز قرار گرفتن توسط غریبهها در جلسهای که بخاطر آن دعوت شده راهنمایی بکند؟! کجای این ضدزن است یا «فرهنگ سرزنش کردن قربانی»ست که یک پلیس سابق بگوید اگر دختر جوانی به فلان قسمت شهر در فلان ساعت شب با فلان لباس رفت احتمال مورد تجاوز قرار گرفتن او بالاتر میرود؟
مسئله فقط مدعای پلیس نیست،مسئله پیش داوری های اجتماعی هست،نکنه نکاتی که شما در مورد "منطق متجاوزان"مطرح کردید هم مثل مورد پلیسه!؟:))
1. توجه بکنید که من ادعای شما را رد نمیکنم، قصدم نشان دادن بیارزشی سندتان، و در پی آن تمام «سند»های مشابهیست که فمینستها برای اثبات ادعاهای خود «درست» میکنند. هیچ آمار و مطالعهای که در آن به تجاوز به مردان مورد تجاوز قرار گرفته مورد برسی کاملی قرار نگرفته باشند اعتباری ندارد و چیزی بجز بخشی از پروپاگاند فمینیستی نیست، در نوشتهی بالا آمده «مردان هم میتوانند مورد تجاوز قرار بگیرند»، اما آنها در این آمار لحاظ نشدهاند، فقط یک خط به آنها تعلق گرفته، راجع به تجاوز زن به زن، تجاوز زن به مرد، تجاوز مرد به مرد و ... چیزی نیامده و منابع آنهم خواندنیست: Center for Women Policy Studies که در وبسایت آنها آمده :
خب مشخصا روشت اشتباهه،فمنیست ها دروغ گو هستند پس هر پژوهش و تحقیق هم بکنند اشتباهه:))
جالب اینجاست که یکی از منابعی که من گذاشتم گزارش تجاوز مردان رو یک درصد واقعیت میدونه و بعد این میشه منابع مرد ستیز یا نامعتبر:)
من تا بحال حتی یک گزارش هم ندیدهام که در آن تجاوز جنسی زن به مرد را لحاض کرده باشند، چون طبق کارشکنیهای فمینیستی «زن به مرد نمیتواند تجاوز بکند»(که میدانیم خودتان هم با آن مخالفید، مثل خیلی چیزهای دیگر از ایدئولوژی که مثلا پیرو آن هستید). معتبرترین چیزی که بدست آوردم این مطالعهی CDC بود که در آن تجاوز جنسی در زندان لحاض نشده(!)، اما برطبق آن احتمال مورد تجاوز جنسی قرار گرفتن مرد و زن بیرون از زندان یک اندازه است:
باز ه مربطی نداره،قبل از اینکه فمنیسمی در کار باشه هم در خیلی از جوامع این باور وجود داشته و یاز هم الکی میخوای گردن فمنیسم بندازی.چه جوامعی بودند که میپذیرفتند «زن به مرد میتواند تجاوز بکند» و بعد فمنیست ها این وضع رو تغییر دادند!؟
بازهم از نکته اصلی غفلت شده، در همون پژوهش ها هاهم عنوان شده اکثر متجاوزین مرد هستند،اینکه چرا مرد هستند مهم نیست!؟در مورد زندانیان که قطعا متجاوزین مردند،اون مردانی هم که بیرون از زندان هستند هم باز اکثر متجاوزین رو مرد عنوان کرده بودند
زنان حدود دو برابر بیش از مردان قربانی خشونت جنسی میشند،اینکه شامل تعریف اشتباه تجاوز نیست؟خشونت جنسی عنوان گسترده ای هست.(حداقل بیرون از زندان)
البته که من میدانم اینها دادههای یک سال است و با وضعیتی که در تمام زندگی شخص رخ خواهد داد متفاوت است(و لازم نیست آنرا یادآوری بکنید)، هدف اینست که نشان بدهیم دادههایی که هرچند هنوز تا بیطرفی و «برابری جنسیتی» هزار فرسنگ فاصله دارند، اما دستکم برای اجرایی بودن کارها تنظیم شدهاند و از ادعاهای ایدئولوژیک عجیبی همچون «از هر پنج زن یکی مورد تجاوز قرار میگیرد» بدور هستند چقدر جهان برساختهی فمینیسم را به چالش میکشند.
البته در اون یکی پژوهش هم آمار قربانیان مرد و زن هم در یک سال یکسان بود ولی در مورد کل زندگی متفاوت بود.وقتی ما آمار رو داریم چر آمار رو سانسور میکنی!؟:)
خب من آمارها رو جمع زدم و اتفاقا هیچ مشکلی نیست که نتایج مفید ازش بگیریم:
18.3 درصد= تجاوز به زنان در طول زندگیشون(نزدیک یک پنجم:)) )
1.4(تجاوز با تعریف رسمی)+4.8(Made to penetrate)=تجاوز به مردان در طول زندگیشون (در این حالت تجاوز زنانه هم حساب شده)
همچنان تفاوت آمار چشم گیره با این حال تفاوت این آمار در برابر تفاوت آمار جنسیت متجاوزین قابل چشم پوشیه!:)
2. توضیح بدهید که کارکرد پوستری همچون این چه میتواند باشد:
آیا مردی که میخواهد تجاوز جنسی بکند آنرا میبیند و با خود میگوید «عجب، بله، من میتوانم دیگر تجاوز نکنم، چه کار بدی میکردهام تا کنون»؟ آیا کسی را از تجاوز کردن منصرف میکنند؟ یا مثلا چه؟ آگاهی دربارهی قربانیان تجاوز را افزایش میدهند؟ چطور یک مرد زندانی میتواند از مورد تجاوز قرار گرفتن جلوگیری بکند؟ چطور بناست مردی که توسط گنگ دخترها به زمین دوخته شده و نمیتواند از قدرت بدنی خود برای کنار زدن آنها استفاده بکند چون «هرگز نباید یک زن را کتک زد» میتواند تجاوز را متوقف بکند؟ بهتر نیست دوستان از خود بپرسند آیا چنین رویکردی معنایی بجز این میتواند داشته باشد که من پیشتر تشریح کردم؛
من نظرم رو گفتم قبلا و اینجور تبلیغات حتی اگر اثر مثبت هم داشته باشه از دید من مردوده.
در هر حال نکته اینجاست که فرهنگ عامل خیلی تاثیر گذاری هست و جالب هست که سرزنش قربانی از سوی زنان و به سمت همجنسانشون کم نیست،تو میگی فرهنگ تجاوز هست ولی بر علیه مردان!در صورتی که اولا همه قربانی ها مورد سرزنش قرار میگیرند و ثانیا اینکه اینکه متجاوزین در بشیتر موارد مرد هستند یک مشکل هست و باید علت یابی بشه نه اینکه حقیقت فدای دیدگاه های ایدولوژیک بشه.
This Act shall promote gender equality and aims in particular at improving the position of women
این تفاوت میان برابریخواهی و فمینیسم است. هنگامی که کهتر بودن تاریخی زنان را اختراع و تبلیغ میکنید، «برابری» میشود حرکت کردن به سوی امتیاز گرفتن از مردان و امتیاز دادن به زنان.
پیشتر دربارهی او نوشته بودم، قاتل بیرحمیست که دوست پسر خود را به قتل رساند، سپس ادعا کرد (پس از چند بار عوض کردن اعتراف خود البته) که مقتول او را کتک میزده و خشن بوده و او در دفاع از خود او را ۲۷ بار چاقو زده. درپی این چندین فمینیست وبلاگها و وبسایتهای مختلفی راهاندازی کردند در حمایت از او(مثل این) و تلاش کردند رای دادگاه را بصورت سیاسی تحت تاثیر قرار بدهند، یک مورد کلاسیک از بیرون کشیدن کارت قربانی، مزیت زنی در برخورداری از چهرهای مثبت و «فرشتهوار» در جامعه(که آنها را معصوم و مظلوم و قربانی و بیگناه جلوه میدهد که «حتما باید کاری کرده بوده که او را به قتل واداشته») و ...
هیچکدام از روشهای شرمدادن و ترور فمینیستها، از ثبت وبسایت تحت عنوان (Hate Speech) گرفته تا فیلتر کردن آن در آنتیویروس نورتون جواب نداده، و جنبش هر روز بزرگتر میشود.
زن حامله برای قتل همسرش چهار ماه زندانی شد! قاضی او را به خاطر شلیک و کشتن شوهر ۲۵ سالهی خود بخاطر مشاجرهای که دربارهی کارت اعتباری داشتند به سپری کردن ۱۲۰ روز در زندان محکوم کرده.
زن حامله برای قتل همسرش چهار ماه زندانی شد! قاضی او را به خاطر شلیک و کشتن شوهر ۲۵ سالهی خود بخاطر مشاجرهای که دربارهی کارت اعتباری داشتند به سپری کردن ۱۲۰ روز در زندان محکوم کرده.
Pregnant wife gets four months for killing husband | fox4kc.com
من هر چه خبر را خواندم نفهمیدم چطور حساب کرده که 4 ماه حکم داده در حالی که شاکی فکر میکرده دیگر 7 سال را حداقل محکوم میشود؟ بقول یکی از کامنتها دزدی از مغازه هم بیشتر از 4 ماه زندان دارد.
من هر چه خبر را خواندم نفهمیدم چطور حساب کرده که 4 ماه حکم داده در حالی که شاکی فکر میکرده دیگر 7 سال را حداقل محکوم میشود؟ بقول یکی از کامنتها دزدی از مغازه هم بیشتر از 4 ماه زندان دارد.
حسابی نکرده، زن را دیده و بخاطر زن بودن او را رها کرده! در دستگاه قضایی غرب و شرق هر دو پدیدهای روزمره است، چون طبق پیشانگاشت تقویت شده توسط فمینیسم زنان ذاتا مهربان و خوب و از خودگذشته هستند، مردان رذل و پلید و خودخواه، در نتیجه اگر زنی مرتکب جرمی، جنایتی میشود «حتما دلیلی داشته». اینست که چهار مدل بیماری مختلف هست که زن «مبتلی» به آنها کودک خود را به قتل میرساند یا شکنجه میدهد، یا زنها بخاطر ارتکاب جرم مشابه مجازات بسیار سبکتری دریافت میکنند، یا حتی وقتی مردی قربانی قتل یک زن است همه میگویند «لابد او را کتک میزده» و «لابد کاری کرده بوده» و ... مثلا بنگرید به این نمونه:
بخشی از تبعیضها، استانداردهای دوگانه، مزایای زنی و کهتری مردان:
آماری بسیار جالب و در عین حال غم انگیز بود مخصوصا در مورد خودکشی،درخواست طلاق و حضانت فرزند.شگفت آور است که چگونه سالها زنان بوارون خود را "دور انداختنی" جا می زدند در حالیکه حقیقت نمایانگر چیز دیگری است.
وقتی در بحث با فمینیستها مبحث کنترل غیرمستقیم زنان بر همهی عرصههای زندگی فردی و اجتماعی در جوامع سنتی را مطرح کرده، و از تداوم این کنترل تا جوامع امروزی صحبت میکنید، یکسره منکر وجود آن میشوند.
چارهای هم ندارند، برای معتبر باقی نگاه داشتن تز «مردسالاری» که در آن سرکوب و استثمار سیستماتیک زنان بطور دائم با هدف بهرهوری از ایشان به سود مردان در جریان است، و نظم بنیادین جامعه بر مبنی سلب اختیار از زن و اهدای مجانی و نامشروع و ناخواستهی آن به مرد شکل گرفته، باید همهی انواع کنترل، اختیار و نقش احتمالی که زن در جامعه، خانواده و نیز زندگی شخصی خود ایفا میکرده و میکند را تماما و یکسره انکار کرد تا بتوان مدعی شد که زنان، تا همین ماه قبل که سمینار ما برگذار شد، موجوداتی بودهاند نگونبخت و تحت کنترل و اختیار و سیطرهی نامشروع و ظالمانهی مردان و از هرگونه حق، امتیاز و احترامی محروم. همهی آنچه این ایدهها را نفی میکنند، یا اتفاق نیافتادهاند، یا وجود نداشتهاند، یا برای اثبات وجود آنها مدرک کافی نیست، یا اگرهم بودهاند برای فریب زنان طراحی شده بودند. میبینید که بازی را پیش ورود به آن باختهاید، همه چیز گواه مردسالاریست، حتی مزایایی که زنان بطور انحصاری از طریق بهرهکشی از رنج مستقیم و عینی مردان از آنها برخوردار بودهاند.
تصویر زیر یکی دیگر از نمونههای انکارناشدنی این کنترل همه جانبهی زنان است بر زندگی اجتماعی. از موج دوم به بعد، در فمینیسم نظریهای مطرح شد بنام «سقف شیشهای»، که برطبق آن، «مردسالاری» چشمانداز ترقی را پیش چشم زنان نگاه میدارد برای کنترل بیشتر، موثرتر و گستردهتر، اما با همهی ابزار ممکن از صعود حقیقی آنها جلوگیری میکند و مانع از جلوتر رفتن آنها از یک نقطهی خاص میشود. این نظریه زمانی علم شد که زنان با وجود حضور گسترده در دانشگاهها، علاقهای به کار در رشتههایی که در آنها تحصیل کرده بودند نشان نمیدادند و بجای آن ترجیح میدادند شوهر پولدار گیر بیاورند(به گوشتان آشناست؟)، در نتیجه برای رفع تقصیر از آنها(چراکه زنان هرگز مسئول موقعیت خود در جامعه نیستند)و نیز تداوم نبرد کاذب با تبعیض خیالی و «برابری» هرچه بیشتر، این نظر را اختراع کردند که لابد سقفی هست نامرئی برای همه، که به انحای آشکار و پنهان گوناگون جلوگیر پیشرفت زنان در اقتصاد، سیاست و دیگر ارکان جامعه میشود. فعلا این را داشته باشید.
اغلب ما در خانوادههای سنتی بزرگ شدهایم(و اگر زن نباشیم)میتوانیم گواهی بدهیم که هرچه «پدر» خانواده در میآورد یکسره در اختیار «مادر» خانه بود. دخل خانه را یک نفر پر میکرد، دیگری خالی. تمام مخارج جزئی خانه را او کنترل میکرد و هیچکدام از مخارج کلی خانواده بیرضایت و صلاحدید او صورت نمیگرفت. این یکی از امتیازهای مکتوب در قانون و شرع و فرهنگ و اخلاق برای زن است که دسترسی مستقیم و دائم به دسترنج مرد داشته باشد، حق مشابهی برای مرد قائل نشدهاند، و گویا همین کافی نبوده، حتی حق و اختیار دارایی خودش را هم از او گرفتهاند! تصویر زیر به ما نشان میدهد که چگونه این وضعیت نه فقط به سود مردان دگرگون نشده و این «کنترل غیرمستقیم» با گسترش حضور و سیطرهی کنترل مستقیم زنان تخفیف نیافته، بلکه چه بسی دو چندان شده، و همه عرصههای اجتماعی را نیز تحت تاثیر خود قرار داده.
این تصویریست هولناک که وجود سقف شیشهای را یکسره تائید میکند، اما برای مردان! در حالی که فمینیستها چهار دهه است عامدانه و آگاهانه دربارهی «دستمزد نابرابر» دروغ میگویند، دادهها را جعل میکنند، تمام تحقیقات مستقل در اینباره را یا عملا فلج میکنند یا اگر نتوانند لقب «ضدزن» و «پراکنش نفرت» میدهند، اطلاعات زیر نشان میدهند چگونه زنان در ثروتمندترین و قدرتمندترین کشور تاریخ بشر، کمابیش ۹۰٪ ثروت را کنترل میکنند و تقریبا تمام قدرت خرید در اختیار آنهاست. حتی اگر هم دروغهای فمینیستی دربارهی دستمزد کمتر زنان برای کار برابر حقیقت داشتند، و جهانی وجود داشت که در آن به راستی چیزی، کسی، نه حتی بطور سیستماتیک، بلکه چه بسی به طور غیرمستقیم باعث پیشرفت زنان میشد بجز خودشان، باز هم اهمیتی نمیداشت. اگر یاوههای فمینیستی دربارهی «مزیت مردی» درست بود و همهی مشاغل پردرآمد و مرغوب نیز در اختیار مردان بود باز هم(از منظری اقتصادی)مهم نبود، چون در پایان روز، تمام آن «درآمد نابرابرانه بیشتر» و «آن ثروت برآمده از مزیت» و آن دستگاه نامرئی مانع پیشرفت، همهی آنچه دارند را یکجا تقدیم «خانم» میکنند، و این اوست که دربارهی نحوهی خرج شدن «درآمد» تصمیم میگیرد.
این تصویر را به دقت برسی بکنید، این سقف شیشهای شماست، خوب آنرا تماشا بکنید. به شما نشان میدهد که چگونه در هرکجای دنیا که باشید، هرجور زنی را که پیدا بکنید، پس از سالها تلاش برای طی کردن نردبان لغزان پیشرفت، آنهمه جانی که کندید و تلاشی که کردید، اینهمه توانی که اکنون بکار میبرید، همهی آنچه دارید، هرچقدر هم که زیاد باشد، و هرچقدر هم که نسبت به آن محق باشید، شب که به خانه میروید، اختیار آن با کسی بجز خودتان خواهد بود، تنها امیدی که میتوانید داشته باشید آنست که از تمام خانهها و ماشینها و حساب بانکیهایی که دستکم نصفنصف با پول شما، اما یکسره به اختیار و توسط خانم تهیه شدهاند به هنگام طلاق تکه استخوانی هم به شما برسد :
یک فکر چند روزیه ذهنمو مشغول کرده. واقعا فکر احمقانه ایه. از دوستان کسی آشنای ترنسکشوال داشته؟ این اختلال ممکنه آروم آروم پررنگ بشه یا در برهه ای از زندگی ظهور کنه، یا نه همیشه از زمان کودکی و نوجوانی بصورت کاملا پررنگ و آشکار وجود داره؟🌺
یک فکر چند روزیه ذهنمو مشغول کرده. واقعا فکر احمقانه ایه. از دوستان کسی آشنای ترنسکشوال داشته؟ این اختلال ممکنه آروم آروم پررنگ بشه یا در برهه ای از زندگی ظهور کنه، یا نه همیشه از زمان کودکی و نوجوانی بصورت کاملا پررنگ و آشکار وجود داره؟
من چندبار خواستم دربارهی این موضوع بنویسم، اما منصرف شدم بدلیل Shitstorm که درپی خواهد داشت، اما حالا که پرسیدید میگویم: نظر من اینست که ترنسکشوالها مشتی منحرف و بیمار جنسی هستند که همچون انگل و بدلیل تسخیر فضای گفتمان جنسیتی توسط فمینیستها خود را وارد جنبش حقوق همجنسگرایان کردهاند و بزرگترین مانع پس از هموفوبیا در راه پیشرفت آن بودهاند. دلیلم برای این نظر؟ اجماع کمابیش هماهنگ جوامع روانشناسی، روانپزشکی، روانکاوی و رواندرمانی در اینباره! این صفحه را بخوانید.
من چندبار خواستم دربارهی این موضوع بنویسم، اما منصرف شدم بدلیل Shitstorm که درپی خواهد داشت، اما حالا که پرسیدید میگویم: نظر من اینست که ترنسکشوالها مشتی منحرف و بیمار جنسی هستند که همچون انگل و بدلیل تسخیر فضای گفتمان جنسیتی توسط فمینیستها خود را وارد جنبش حقوق همجنسگرایان کردهاند و بزرگترین مانع پس از هموفوبیا در راه پیشرفت آن بودهاند. دلیلم برای این نظر؟ اجماع کمابیش هماهنگ جوامع روانشناسی، روانپزشکی، روانکاوی و رواندرمانی در اینباره! این صفحه را بخوانید.
ممنون. میخونمش... منظورم اینه نگران شدم که خودم جزو این دسته باشم یا در حال رفتن به این سمت باشم.😬
ممنون. میخونمش... منظورم اینه نگران شدم که خودم جزو این دسته باشم یا در حال رفتن به این سمت باشم.
بعید میدانم، حماقت جامعهی ایرانیست که همجنسگرایان را وادار به تغییر جنسیت میکند تا شاید از اینهمه فشار در مقام یک «مرد مفعول» رها بشوند. آیا شما خودتان را یک زن میبینید؟
بعید میدانم، حماقت جامعهی ایرانیست که همجنسگرایان را وادار به تغییر جنسیت میکند تا شاید از اینهمه فشار در مقام یک «مرد مفعول» رها بشوند. آیا شما خودتان را یک زن میبینید؟
الان نه. اگر یک ترنس واقعی صد درجه خود را زن ببیند و یک فرد عادی صفر. من 10-20 درجه. برای این 10-20 درصد شاید اسم احساس زن بودن درست نباشه براش، خصوصیات و احساساتم یه ذره شبیه به زنهاست. میترسم بعد از چند سال بیشتر بشه. چون حس میکنم تو این مدت اخیر بیشتر شده. من هیچ شناختی از این قضیه ندارم برای همین میخواستم کسی توضیح بده بفهمم و از شک و تردید بیرون بیام. همیشه قدری با مردان دیگه فرق داشته ام.
شاید این تناقضهایی که در خودم میبینم ریشه در کودکی و اتفاقات اون دوره هم داشته باشه. من مورد تجاوز قرار نگرفتم ولی خب آزار جنسی در دوران مدرسه بوده و کم هم نبوده.
الان نه. اگر یک ترنس واقعی صد درجه خود را زن ببیند و یک فرد عادی صفر. من 10-20 درجه. برای این 10-20 درصد شاید اسم احساس زن بودن درست نباشه براش، خصوصیات و احساساتم یه ذره شبیه به زنهاست. میترسم بعد از چند سال بیشتر بشه. چون حس میکنم تو این مدت اخیر بیشتر شده. من هیچ شناختی از این قضیه ندارم برای همین میخواستم کسی توضیح بده بفهمم و از شک و تردید بیرون بیام. همیشه قدری با مردان دیگه فرق داشته ام.
شاید این تناقضهایی که در خودم میبینم ریشه در کودکی و اتفاقات اون دوره هم داشته باشه. من مورد تجاوز قرار نگرفتم ولی خب آزار جنسی در دوران مدرسه بوده و کم هم نبوده.
دوستان Shemale ها هم در دسته ترنسکشوالها قرار میگیرند ؟!
Shemale (also she-male) is a term used (but not exclusively) in sex work to describe trans women with malegenitalia and augmented femalebreasts from breast augmentation and/or use ofhormones.[1] Using the term she-male for a transsexual woman is considered highly offensive, for it implies that she is working 'in the (sex) trade.'"[2] The term she-male has been used since the mid-19th century, when it was a humorous colloquialism for female, especially an aggressive woman.
[h=3] مرد شناسی عرق خوری[/h] بعضی مردها شبیه آبجو هستن. مستی شون معقول و متوسطه. بدیش اینه که باید حداقل نیم لیتر بری بالا تا اثر کنن. اینجور مردها قابل اعتماد، کم خطر، کم خاصیت هستن، فقط در دراز مدت باعث چاقی موضعی در نواحی باسن و شکم میشن. بیشتر زنهای چاقال و خونه دار از این نوع مردها دارن. بعضی مردها شبیه شرابن. مستی شون عمیق و طولانی و سنگین و غمگینه. رومانسشون از نوع شمع و خیره شدن طولانی در چشم و خوندن عزلهای عاشقانه س. عاشق هجران و بدحالی و اشک هستن. اینجورمردها فقط به درد رمان های عشقی میخورن اما اگه گذرتون به یکی شون افتاد شکلات یادتون نره وگرنه بدجوری سردی تون می کنه بعضی مردها شبیه تکیلا هستن. یه شات می زنی کله پا میشی. باید با نمک و لیمو بزنی تا مزه شون ادم رو نگزه. خاصیت خوبشون اینه که دو تا شات بری بالا دیگه یادت نمیاد باهاشون چی کار کردی، چی کار نکردی. خماری هم ندارن. فردا صبحش که مستی ت پرید حتی اسمشون رو هم یادت نمیاد اونها هم همینطور. اینها بهترین نوع مرد برای سکس هستن فقط باید یادت بمونه که هر شب نمی تونی تکیلا بخوری. one-night-stand only. بعضی مردها شبیه ویسکی هستن. یه مزه ی گندی دارن که روی یخ و با کلی ترفند هم نمیشه قورتش داد. اینها از اون جور مردها هستن که بعضی زنها براشون می میرن، بعضی از زنها ازشون متنفرن، حد وسط ندارن. این جور مردها با کلاس و خاص هستن. قلق دارن، رمز و راز خاص خودشون رو دارن، اصالت دارن و اگه جنسشون اصل باشه و به دهن بزی شیرین بیان هرچی بیشتر نگهشون داری بهترخواهند شد. بعضی مردها شبیه ودکا هستن. با یخ، بدون یخ؛ با نوشابه، با اب پرتقال، با سودا، خلاصه همه جوره جواب میدن. همه چیزشون میزونه، مستی شون میزونه؛ بعد از مستی شون میزونه؛ بدیشون اینه که تقاضا براشون زیاده، اینه که چشمت رو که برگردونی می بینی بطری ت تو دست یکی دیگه س. با اینجور مردها باید یاد بگیری که اجازه بدی بقیه هم گاهی یه لبی تر کنن. بعضی مردها شبیه شامپاین هستن، جون میدن برای جشن های بزرگ. جون میدن برای پز دادن و کلاس گذاشتن. اما سر و صدای ترکوندن در چوب پنبه شون از الکلشون بیشتره. این جور مردها کلا مثل گاز توی شراب فقط حباب تولید می کنن. اما وقتی جو گیر بشی به نظرت خیلی توپ میان چون به نظر همه خوب میان. بعد از تموم شدن مراسم رونمایی بقیه ش رو باید خالی کنی تو سینک. بعضی مردها شبیه ابسینت می مونن، گیرا و تلخن، مرموز و ناشناخته .مثل یه کشف می مونن. باید قند رو بزاری رو قاشق و آتش بزنی و قطره قطره مزه مزه شون کنی . آدم رو مالیخولیایی و مجنون می کنن. سکس شون خوبه، حسشون خوبه، همه چیزشون خوبه. اینجور مردها یه بار تو زندگی ادم اتقاق می افتن، برای خیلی ها هم هیچ وقت اتفاق نمی افتن. بعضی مردها شبیه بیلیز هستن. مزه ی خامه و شکلات میدن. لطیفن، شیرینن ولی به درد مست کردن نمی خورن. گاهی می چسبه یک ذره مزه مزه شون کنی و یادت بیفته که همچین واریاسیونی از مشروب هم موجوده. این مردها با اشک هاشون راحتن، ترس هاشون رو انکار نمی کنن. قلدر نیستن . تنها بدی این مردها اینه که با دیدن سوسک توی اطاق از شما زودتر جیغ می کشن. بعضی مردها شبیه عرق سگی هستن. بی کلاسن. توی جمع مایه ابروریزی ن. فقط تو خلوت با پیژامه راهراه و ویولون بیژن مرتضوی و چیپس و ماست حال میدن. غیرتی ان؛ زمختن؛ با مرامن. وقتی باهاشون عشق بازی می کنی محکم فشارت میدن و وسطش بهت میگن » میخوامت، سگ مصب» و آدم رو یه جوری حالی به حالی می کنن. دوست داشتن این مردها توی ذخیره ژنتیکی زن کد شده. این مردها اصولا راننده کامیون هستن؛ حتی اگه فوق دکترا داشته باشن بعضی مردها مثل ماء الشعیر هستن. نمی گیرن لامصب ها. عین عن دماغ شل و وا رفته ن. به جای خون انگار اب توی رگشون جریان داره؛ ضعیف و وسواسی و بی خاصیتن. بودن باهاشون هیچ فرقی با تنهایی نداره . اینجور مردها بیشتر تولیدات داخلی هستن و در شکل خواستگار، پسر خوب، مرد خانواده در شکل ها و طرح های متنوع در بازار موجود هستن. این مردها تنها در صورت مصرف همزمان با عرق سگی؛ ودکا و برخی مشروبات الکلی گیرایی دارن. بعضی مردها شبیه مشروب تقلبی هستن. نا مردها همه چی شون مزخرفه. قوطی شون، مزه شون، مستی شون. هم موقعی که داری میخوری حالت رو به هم می زنن هم بعدش مسمومت می کنن. خوبی این مردها اینه که به وفور و با قیمت بسیار ارزون در دسترس هستن. بدیشون اینه که بعد از مصرف یا کور میشی یا ممکنه برای همیشه مشروب خوردن رو ترک کنی
یه وقتهایی فکر میکنم ادمین این سایت مرد روز امیر خودمونه :دی
یه وقتهایی فکر میکنم ادمین این سایت مرد روز امیر خودمونه :دی
😞 اینها میخواهند ادای سایت AskMen را دربیاورند: صحبت دربارهی مردها، از منظری زنمحور، و حتی آشکارا فمینیستی! مقالههای صفحهی اول را نگاه بکنید تا ببینید چقدر از این سایت مرد روز دربارهی زنان تحریر شده، علاوه بر ادبیاتی که اتخاذ کردهاند(«مرد خوب»، «مرد واقعی» و ...)، آشکارا در چندین مقاله به تبلیغ و نشر عقاید و مهملات فمینیستی مشغول شدهاند(مثلا این، یا این). اینکه هر از گاهی چیز خوبی مثل این در آن نوشته میشود دلیل نیست که آنها را تحمل بکنیم.
باورتان بشود یا نه آنچه که می بینید حقیقت دارد، بله وسیلهای برای سرقت اسپرم مردان تا بتوان به دور از آگاهیِ آنان حامله شد؛ and guess what:اگر فرزندی ناخواسته یا بدونِ آگاهیِ شما از اسپرم شما بدنیا آید، شما همچنان موظف هستید که هزینههای نگهداری از او را بپردازید؛ آه، اما نه، این یکی را حقیقتا نمیشود باور کرد: اما آری، اگر فرزندی در اثرِ تجاوز به شما از سوی یک زن به دنیا آید باز هم شما موظف هستید هزینههای نگهداریِ او را بپردازید:
In California, an appellate court upheld an order (San Luis Obispo Count y v. Nathan J., 1996) forcing a 15 year old boy to pay child support to his rapist after she became pregnant and gave birth.The court ruled that although the boy was considered too young to provide consent to the sex act, he was an admitted willing participant and therefore liable to pay support stating that he was not an “innocent victim” because he had discussed it with his rapist prior to having sex. That this act was illegal and may have constituted coercion was apparently lost on the court. If the boy is considered legally incapable of providing consent, how can he be considered legally liable for giving that consent? Any consent or cooperation on his part should have been considered coercion and therefore not consent at all.
در کالیفرنیا، پسری 15 ساله که توسط دادگاه مجبور شد بچهای که از تجاوز به او به دنیا آمده بود را تامین مالی کند. این صفحه و این صفحه را بخوانید تا بیشتر به عمقِ ماجرا پی ببرید.