شیرینجان، اینطور نگویید! مسلم است که حضورتان دلگرم کننده است. به دوست پسرتان هم سلام برسانید. متاسفانه دوستدخترِ من نیز به زنخواریِ من آگاه شده و اکنون همهجا به دنبالِ علائمِ زنستیزی در من است و من هماکنون واقعا نگرانِ صداقتِ خود هستم. ببینیم در آخرِ این قمار فمنیسم برنده میشود یا زنخوارگی!
داریوش جان نشنوم اینها را از دهان شما! به این زودی صورت زشت و سرد حقیقت شما را دلزده کرد؟ میخواهید به آغوش گرم ماتریکس باز بگردید؟ ما همه میدانیم که استیک چقدر واقعی و آبدار به نظر میرسد، و همهی آنچه برای دوباره مزه کردنش باید بکنید پذیرفتن چیزیست که برای آن به دنیا آمدهاید و تربیت شدهاید. من امیدوارم در برابر این وسوسه مقاومت بورزید و از این نبرد با خود پیرو و ظفرزمند بیرون بیایید. نخستین چیزی که من به خاطر سپردن آنرا همواره به دوستان تازه بیدار شده گوشزد میکنم اینست که شما به عنوان یک مرد همواره تنها هستید و هیچ رابطهای، هیچوقت دربارهی و بخاطر و برمبنی نیازها و علایق شما نخواهد بود، اینرا به هنگام پرداخت هرگونه بهایی برای ارتباط با زنان به خاطر داشته باشید.
این حرفها کدام است شیرین بانوی گرامی؟ شما از کاربران پرسابقهی اینجا هستید و دفترچه بدون شما یکسان نخواهد بود.
اما خودمانی اینهم یک گواه معتبر و زندهی دیگر است برای زبرگزینی که چطور شما بانوان پای باقی مردان بیچاره که میرسد میشوید فمینیست و مستقل و این و آن، اما نوبت به دوستپسر/شوهر که میرسد «اوشین درونتان» بیدار میشود! از یک سو با طرفداری از قوانین تبعیضآمیز فمینیستی پدر مردان را درمیآورید و با تحقیر سکشوالیتهی مردان آنها را اخته میکنید و مردبودگی را بطور سیستماتیک ممنوع میکنید و ... از سوی دیگر وقتی نوبت به همسرگزینی رسید میروید سراغ مردی که به خودش اجازه میدهد فعالیت آنلاین دوستدختر خود را کنترل بکند! این مردان فمینیست بدبخت باید هر وقت زنی را درحال سخنرانی آتشین پیرامون «احترام به زنان» دیدند به یاد داشته باشند که او در خفا روزی هزار بار آرزوی مردی را میکند که اینطور او را کنترل بکند و به او بیاحترامی بکند!
به جای دانشمند شدن میرفتی نویسنده یا روزنامه نگار میشدی قطعا شهرت بالایی پیدا میکردی;)این قسمت «اوشین درونتان» هم خدا بود:)))
البته مثل بیشتر وقت ها من با تحلیل هات موافق نیستم ولی توصیفاتت من رو یاد یک مسئله جالب دیگه ای انداخت،من مواردی رو دیدم(اینکه شیرین جز این موارد هست یا نه رو نمیدونم) که با وجود داشتن افکار فمنیستی دوست پسر/شوهر مردسالار یا آنتی فمنیست داشتند ولی قسمت جالبش این هست که زن های نسبتا سنتی(و البته به نسبت کمتر دختر) رو هم دیدم که شوهراشون/دوست پسراشون فرمانبر و گوش به فرمانشونند.البته من مشاهدات شخصیم رو حتی یک اقلیت قابل توجه نمیدونم چه برسه به اینکه بگم همه(که البته چون مثال نقض زیاد دیدم و اکثریت رو جور دیگه ای فرض میکنم) ولی برای توجیه چنین چیزهایی حتی اگر استثنا باشند به هر حال نیاز به یک استدلال هست.
حالا چیزی که جالبه اینه که اگر میلی برای کنترل شدن/کردن وجود داشته باشه،رفتار دوگانه از کجا میاد؟وجود همزمان این دو حتی اگر تفاوت رو به خاطر فشار احتماعی بدونیم به نظر من هضم شدنی نیست و در ضمن اگر میلی به این شدت همگانی باشه طبیعتا فرهنگ مخالفش هم نباید فرهنگ غالب باشه که تفاوت رفتار بوجود بیاد.
نظری داری؟
به جای دانشمند شدن میرفتی نویسنده یا روزنامه نگار میشدی قطعا شهرت بالایی پیدا میکردی;)این قسمت «اوشین درونتان» هم خدا بود:))) البته مثل بیشتر وقت ها من با تحلیل هات موافق نیستم ولی توصیفاتت من رو یاد یک مسئله جالب دیگه ای انداخت،من مواردی رو دیدم(اینکه شیرین جز این موارد هست یا نه رو نمیدونم) که با وجود داشتن افکار فمنیستی دوست پسر/شوهر مردسالار یا آنتی فمنیست داشتند ولی قسمت جالبش این هست که زن های نسبتا سنتی(و البته به نسبت کمتر دختر) رو هم دیدم که شوهراشون/دوست پسراشون فرمانبر و گوش به فرمانشونند.البته من مشاهدات شخصیم رو حتی یک اقلیت قابل توجه نمیدونم چه برسه به اینکه بگم همه(که البته چون مثال نقض زیاد دیدم و اکثریت رو جور دیگه ای فرض میکنم) ولی برای توجیه چنین چیزهایی حتی اگر استثنا باشند به هر حال نیاز به یک استدلال هست. حالا چیزی که جالبه اینه که اگر میلی برای کنترل شدن/کردن وجود داشته باشه،رفتار دوگانه از کجا میاد؟وجود همزمان این دو حتی اگر تفاوت رو به خاطر فشار احتماعی بدونیم به نظر من هضم شدنی نیست و در ضمن اگر میلی به این شدت همگانی باشه طبیعتا فرهنگ مخالفش هم نباید فرهنگ غالب باشه که تفاوت رفتار بوجود بیاد. نظری داری؟
البته که دارم: فرافکنی. ۹۰٪ تزهای فمینیستی چیزی بجز فرافکنی آنچه زنان به راستی دربارهی مردان میاندیشند، و باژگونی جهان به نحو بسیار دقیقی نیست، «همهی مردان متجاوز بالقوه هستند»، در حالی یک مطالعه نشان میدهند اکثریت(۷۰٪ بیشتر)مردان در سکس مایل به Submissive بودن هستند و دوست دارند توسط پارتنرشان کنترل بشوند، و یک مطالعهی دیگر نشان میدهد ۶۰ تا ۸۰٪ زنان دست کم یک بار در زندگی خودشان تجربهی تحریک جنسی شدن با فانتزیهای تجاوز را داشتهاند. «مردها از زنان بیزار هستند» در شرایطی که عدهی تمام مردانی که حقیقتا از زنان بیزار بودهاند در سرتاسر تاریخ شاید از تعداد انگشتان یک دست فراتر نرود، اما بعید است روزی را بگذرانید که و در آن زن حقیری را نبینید که با ابزار نظر سخیفی(مثل همانکه اینجا میگفت مردها کثیف هستند)قصد ارتقاء مقام واپسماندهی خود را نداشته باشد. «مردان بخاطر مرد بودن دارای مزایا هستند» در شرایطی که، اصلا نیازی به گفتن هست؟ اینهم چیزی فراتر از آن نیست، عربدهی «من از کنترل شدن بیزار هستم» چیزی بجز دعوت به «بیایید مرا کنترل بکنید» نیست. مدبرترین و مستقلترین و اختیاردارترین زنی که من در زندگی دیدهام و شناختهام زنی بوده سنتی که هرگز نیاز نبوده با سمینار و بخشنامه و اعلامیه به شوهرش بگویید «من با تو برابرم»، چه حاجت به بیان است. من یک دوستدختری داشتم که با نگاه شما را خاکستر میکرد، کافی بود یک حرکت ناشایستی بکنید. همانطورکه همیشه گفتهایم زن است که همه چیز را بطور پیشقرض(تقریبا همه چیز را)کنترل میکند و اگر دوستپسرتان دارد برای وبگردی شما تعیین تکلیف میکند، خودتان تلوحیا به او این اجازه را دادهاید.
دو نوع کنترل وجود دارد: مستقیم و غیرمستقیم. کنترل مستقیم برای شخص دارای مزایای آشکار پرشماریست، مثل تغذیهی منیت فردی او از تحت کنترل داشتن یک انسان دیگر که بیانگر برتری نسبی یا قطعی ِ عینی یا ذهنی بر اوست، یا ارتقاء جایگاه اجتماعی به هنگام برخورد دیگران با این کنترل. کنترل غیرمستقیم اما مزایای آشکار و پنهان بسیار بیشتری دارد، شخص با آنکه همه چیز را تحت تاثیر قرار میدهد هرگز بابت آن مسئولیتی نمیپذیرد، جهت به سرانجام رسیدن آن کار چندانی نمیکند اما در ثمرات آن شریک است و در صورت شکست خوردن رابطه/عمل هرگز سرزنش نخواهید شد(و چه بسی حتی «قربانی» هم وانمود بشوید)، و این از همه مهمتر است چراکه «عواقب» شکست تا همین چند دهه پیش آخرالزمانی بودند. زنان بطور سنتی نوع دوم از کنترل را برگزیدهاند، و به اعمال سلطه، خشونت و وحشیگری از طریق مردان پرداختهاند، روندی که هماکنون نیز ادامه دارد.
زنان در حال حاضر در این مورد خاص به دو گروه تقسیم میشوند، یکی آنها که ارزش مهبل خود و بهایی که مرد برای دسترسی به آن حاضر است تا بپردازد را شناختهاند(زیرا این مرد است که با نیروی تولید خود ارزش هر چیز را تعیین میکند، و هرچیز در این جهان همانقدر میارزد که یک مرد حاضر است بابت آن بها بپردازد)و از آن در همهی جوانب زندگی خود بهره میگیرند(«زن مستقل و مدرن و فمینیست و آزاد و ...»)، یکی زنان «سنتی» که به روش مشروط و غیرمستقیم کنترل قانع هستند زیرا آنقدر با مردها رابطه نداشتهاند یا آنقدر باهوش نبوده اند که بدانند برای استخراج آنچه اکنون دریافت میکنند هیچ نیازی به پختن غذای خوشمزه، تمیز کردن خانه، گوش دادن حرف شوهر و چایی ریختن برای او نیست، حتی احتیاجی به کُس دادن هم نیست، کافیست چشمانداز کُسکردن را به او نشان بدهید، اینجا اکثریت مردان با زنان «فقط دوست» هستند و بدون هیچ سرویس متقابلی به او خدماتی را میرسانند که «دوستان» ۲۰ سالهی ما برایمان نمیکنند، یا اینکه میبینیم مرد توسط قانون مجاب میشود که سالها پس از طاق (گاهی تا آخر عمر) خرج «زن مستقل» و «برابر» را بدهد.
ما وقتی میگوییم انتخاب جنسی در اختیار زنان است، برخی دوستان فمینیست در اینباره تجاهل میکنند(یا براستی جاهل هستند)و وانمود میکنند قدرتی که این «انتخاب» در اختیار زن میگذارد وزنهای به سنگینی تمام آنچه مرد هرگز میتوانسته داشته باشد نیست، و چه مایه برابری با وجود آن ناممکن است. به قول «هری عصبانی» اگر از فردا زنان اراده بکنند که مردان باید روی دستهایشان راه بروند، اکثریت مطلق مردان چنان خواهند کرد، و اگر مهریه برای مرد قطع یک پا از راست و یک دست از چپ بشود، باز هم اکثریت آنها ازدواج میکنند. زنان اندکاندک اینرا دریافتهاند و از آن به نحوی شایسته برای به بردگی کشیدن جنسی، عاطفی، اقتصادی و قانونی مردان بهره بردهاند. مردان بتایی که برای رسیدن به زن و رقابت با آلفاها حاضرند خودشان را از بلندا به پائین بیافکنند، بیاطلاع از آنکه هرگز چیزی فراتر از یک ابزار دم دستی و مفید برای آنها نخواهند شد.
الان کمی عذاب وجدان دارم به خاطر پاسخت، چون اینها رو اینقدر به اشکال مختلف گفتی از حفظم:)و البته پاسخ سوالم واقعا بین اینها نبود مگرنه نیازی به پرسش هم نبود. چیزی که برای من کمی ابهام داره این بود که به هر دلیلی اگر زنان میل به یک نوع رفتار دارند(حتی اقلیت و نه لزوما اکثریت) رفتار دوگانه تعجب آور هست که در فضای عمومی امیالشون رو جور دیگه ای نشون بدند، با توجه به اینکه حداقل نسبت به کنترل پذیر بودن مقاومت اجتماعی آنچنانی نباید وجود داشته باشه.
الان کمی عذاب وجدان دارم به خاطر پاسخت، چون اینها رو اینقدر به اشکال مختلف گفتی از حفظم:)و البته پاسخ سوالم واقعا بین اینها نبود مگرنه نیازی به پرسش هم نبود. چیزی که برای من کمی ابهام داره این بود که به هر دلیلی اگر زنان میل به یک نوع رفتار دارند(حتی اقلیت و نه لزوما اکثریت) رفتار دوگانه تعجب آور هست که در فضای عمومی امیالشون رو جور دیگه ای نشون بدند، با توجه به اینکه حداقل نسبت به کنترل پذیر بودن مقاومت اجتماعی آنچنانی نباید وجود داشته باشه.
چرا «نباید وجود داشته باشد»؟ لابد چون« زنان همیشه تحت سلطه و کنترل بودهاند»؟ ای ترول بلا.😏 Peer pressure بسیار شدید و کمر شکنی بر زنان معمولی، زنان سنتی، زنانی که میخواهند اول مادر باشند، یا زنانی که به هر طریقی از هماهنگی خودشان با استانداردهای تازه تاسیس فمینیستی برای «زن خوب» باز میمانند. یک قانون جدید بهتان بیاموزم که تا بحال آنرا نگفتهام: «زنان همواره آنرا بر خودشان میکنند». Slut shaming, Fat shaming, محجبه کردن دختران، پابستن و ... را همگی زنان برای انجامشان پیشقدم میشدهاند و میشوند. اکنون هم چه در غرب، و اندکاندک در ایران «زن بساز»(که البته افسانهای بیش نیست، و در واقع واژهایست برای جعل زنی که میفهمد برای بقای پیوندی همچون ازدواج باید همچون همسرش-ولو یک هزارم او-فداکاری بکند و همه چیز در این جهان دربارهی او نیست و ...)دقیقا موقعیتی دارد مثل «زن لاشی» و «فاحشه» در یک جامعهی سنتی: در فرینج جامعه، و زیر نگاههای انباشته از بیزاری و نفرت دیگر زنان. کافران جدیدی برای کیش زنپرستی پیدا شده.
داریوش جان نشنوم اینها را از دهان شما! به این زودی صورت زشت و سرد حقیقت شما را دلزده کرد؟ میخواهید به آغوش گرم ماتریکس باز بگردید؟ ما همه میدانیم که استیک چقدر واقعی و آبدار به نظر میرسد، و همهی آنچه برای دوباره مزه کردنش باید بکنید پذیرفتن چیزیست که برای آن به دنیا آمدهاید و تربیت شدهاید. من امیدوارم در برابر این وسوسه مقاومت بورزید و از این نبرد با خود پیرو و ظفرزمند بیرون بیایید. نخستین چیزی که من به خاطر سپردن آنرا همواره به دوستان تازه بیدار شده گوشزد میکنم اینست که شما به عنوان یک مرد همواره تنها هستید و هیچ رابطهای، هیچوقت دربارهی و بخاطر و برمبنی نیازها و علایق شما نخواهد بود، اینرا به هنگام پرداخت هرگونه بهایی برای ارتباط با زنان به خاطر داشته باشید.
😞
در اینجا چند نیروی متضاد با هم در جنگاند که فائق آمدن بر آنها گاه بس دشوار مینماید. «نه، این یکی واقعا فرق میکند» ،تصوری که معمولا در هنگام برخورد با زنی که قدری بیش از زنانِ معمولِ جامعه مینماید و درگیرِ دگمها و خرفتیهای معمول در میان آنها نیست، اما این سادهانگاریای ندرتا عمدی و عمدتا ناخودآگاه است، برآمده از خدشهی وارد آمده از سوی هورمونها بر شکاکیتی که باید به صداقتِ فکری زنان داشت، چنانکه مواضعشان را کمتر میتوان بدون در نظرِ گرفتن شرایط تفسیر کرد. «این واقعا مرا دوست دارد و برایم همه کاری میکند» ، حماقتی که ناشی از فراموشیِ این اصل است که در زنان خبری از مرام و معرفت و لوتیگری نیست و آنها همیشه و همه جا به دنبالِ منافع شخصی/ژنتیکی/زنانهی خود هستند. «او حقیقتا تنها مرا میخواهد» خریتی ناشی از نفهمیدن و ندیدنِ خواصِِ غیروجودی (چنانکه وجودِ من نیست که مهم است، بودنِ من با اوست که مهم است)، حداقلی، موقتی و فایدهگرایانهای که زن هرگز نمیتواند آنها را برای یک لحظه هم درنظر نگیرد. «عشق ما دوطرفه است»، ای بیچارهی خاک بر سر! گذارههای نخست، از یک مردِ قرار گرفته در شرایط است، بعد از آن ، از مردیست که در حالِ تعمق است.
آنچه پیروزیِ جبههی مقابل را در این قمار سخت میکند، اندیشهی انسانِ رسالتدارِ سارتری/اگزیستانسیالیستیست ، چنانکه من معمولا خود را برای ناصادق بودن، به شدت تنبیه میکنم، بنابراین اگر بخواهم گردن خم کنم، برای همیشه از کمپِ مردانِ زنخوار خارج میشوم. اما امیر گرامی، موضوع بسیار بغرنج است؛ ما علیه سنتی که بسیار پایا، پویا و مقبول است، علیه قویترین رانههای وجودیِ خود و علیه «خودمان» گام برمیداریم! تصور انسانیست با حقیقتی در مشت که بیش و پیش از همه خودش را ویران میکند و هراسی در دل از تنهاییای که در اثرِ گشایشِ این مشت گل میکند. اینکه نهایتا این هراس پیروز میشود یا آن شرافت و صداقت، فقط یک رویداد نیست، یک نقطه عطف است.
یه اصل و حقیقت انکارناپذیر هم در مورد این فروم این هست که نتیجه همه تاپیکها و بحثها اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، پزشکی و... این هست که زنان خیلی خودخواه، منفعت طلب، بی معرفت، بی احساس هستن و زن ستیزی خیلی خوبه. :-D
خب آخه این داستانای مسخره چین اونجا؟😖 "مرضیه خانومو کردم آبم اومد"
واقعا مایه تاسفه این سکس فانتزی های بی کیفیت رو تو این تالار دیدن. چیزی که بیشتر از همه آزارم میده اینه که گویا مهربد افسانه ای طرفدار پروپاقرص اینا بوده. من نمیگم با داستانای اروتیک مخالفم و اینا. همون fifty shades of gray رو بیارین دورهم حالشو میبریم. اما حضور این آشغالا کنار جیف ها و عکس ها مثل پر کردن شکم بره بریان با چمنه👎
اما امیر گرامی، موضوع بسیار بغرنج است؛ ما علیه سنتی که بسیار پایا، پویا و مقبول است، علیه قویترین رانههای وجودیِ خود و علیه «خودمان» گام برمیداریم!
من فکر میکنم برنده ی نهایی گرایش جزمی و زورگوی انسان به تولید مثل است و چیزی که تابع منطق و فرنود نیست همین غریزهی جنسیست که طنین انداز می شود و سایه می گستراند! اینجا تحلیل منطقی هم هرگز کارگر نیست، هرچه هست هورمون ها و دستورالعل هاییست که رفتار ما را دیکته می کند؛ تحلیل منطقی هم در مراحل پستتر خدمتکار ژنها برای تداوم بقا،خودبانی،تولیدمثل و.. بوده است. خود من با اینکه میکوشم مسائل را با در منطق باز کنم هرگز "منطقی" نبودم و تصور اینکه چقدر در یک رابطهی احساسی کژفرنود هستم قابل توصیف نیست. نمیگویم مردان با آلتشان فکر میکنند یا زنان با قلبشان، اما کسی که حقیقتاً عقلانیست در نهایت همانا خواجه حافظ شیرازیست.
یه اصل و حقیقت انکارناپذیر هم در مورد این فروم این هست که نتیجه همه تاپیکها و بحثها اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، پزشکی و... این هست که زنان خیلی خودخواه، منفعت طلب، بی معرفت، بی احساس هستن و زن ستیزی خیلی خوبه. :-D
این دو چه ارتباطی به هم دارند؟ به جای زن ستیزی شاید بهتر باشد در یک رابطه عاطفیِ متقابل، مردان هم مثلِ زنان باشند و به دنبالِ کیفیاتِ دوستیهای مردانهی خود میانِ زنان نباشند!
جهت اطلاع باید اعلام کنم که اینجا تالار است و قدرت اسپاگتی این دنیای مجازی طوریست که تالارها جای یکدیگر را نمیگیرند و محدودیت عملی در حجم تالارها وجود ندارد.همچنین بگمانم این داستان نشان خوبی بود برای میزان نگاه عینی مجموعه کاربران به موضوعات و آزادی بیان (این مطالب سانسور شده بودند و تا آنجا که میدانم تنها منبع دسترسی به آنها الان همین آرشیو است).
اگر کسی هم فکر میکند با ایروتیک مشکل ندارد ولی با آبکی بودن مطالب فعلی مشکل دارد (!!) میتواند مطالب ناآبکی بگذارد اینجا.البته جالب است تا بحال هیچ تالار دیگری در بخش فان یا مطالب جدیتر بعلت آبکی بودن درخواست حذفش مطرح نشده و درخواست سانسور مطالب تنها به این خاطر که مورد پسند نیست چه استدلالهایِ آبکی که نمیتراشد برای مخفی کردن خود.
واقعا مایه تاسفه این سکس فانتزی های بی کیفیت رو تو این تالار دیدن.
من که برای pr0n نمیام اینجا. دیدم همه دارن نظر میدن گفتم که بگم این چیزا کلاس فروم رو آورده پایین.👎 این داستانا مثلا قراره تحریک آمیز باشن یا Diaries of a psychotherapist in an asylum for the sexually crazed ؟ خب حداقل اسمش تالارو عوض کنید: تالار داستان های erratic.😜
باز که الکی ذوق کردی فکر کردی کسی آدم حسابت کرده !! من به علت سپاس دوستان دیگر توضیح را برای آنها دادم، وگرنه تو هر نظریداری بگو راحت باش برای خودت !!
!Heil Brown باز که الکی ذوق کردی منو آدم حساب کردی!😂
واقعا مایه تاسفه این سکس فانتزی های بی کیفیت رو تو این تالار دیدن. چیزی که بیشتر از همه آزارم میده اینه که گویا مهربد افسانه ای طرفدار پروپاقرص اینا بوده. من نمیگم با داستانای اروتیک مخالفم و اینا. همون fifty shades of gray رو بیارین دورهم حالشو میبریم. اما حضور این آشغالا کنار جیف ها و عکس ها مثل پر کردن شکم بره بریان با چمنه
اگر کسی هم فکر میکند با ایروتیک مشکل ندارد ولی با آبکی بودن مطالب فعلی مشکل دارد (!!) میتواند مطالب ناآبکی بگذارد اینجا.البته جالب است تا بحال هیچ تالار دیگری در بخش فان یا مطالب جدیتر بعلت آبکی بودن درخواست حذفش مطرح نشده و درخواست سانسور مطالب تنها به این خاطر که مورد پسند نیست چه استدلالهایِ آبکی که نمیتراشد برای مخفی کردن خود.
قضاوت را بر عهده شخص ثالث میگذارم که ببینیم آیا منو آدم حساب کردی یا نه. به هر حال مشغول باشید، بزنید:
زنان دقیقا تو یه رابطه عاطفی متقابل چحوری هستن؟ خودخواه و منفعت طلب؟
1-زنان هیج پایبندی به اخلاقیات ندارند، نه به این خاطر که به آن اعتقاد ندارند، بلکه به این خاطر که به آن نیازی نداشته و کسی هم از آنها چنین انتظاری تاکنون نداشته. اخلاقیات، چه در معنای عام و فلسفی کلمه، از قبیلِ عدمِ استفاده ابزاری از انسانها، نگاهِ غیرفایدهگرایانه به آنها و ... چه در معنای عامیانهاش از قبیل شوالیهگری، لوتیگری و مرام و... تماما برساخته مردان است ، چه آنها بودهاند که در رقابت یا جنگ با هم، در تعاملاتِ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی به ضرورتِ وجودِ اینها پی بردهاند.
2-زنان میانهای با صداقتِ فکری ندارند؛ آنها به دنبالِ حقیقت عینی نیستند بلکه منافعشان به عنوانِ یک زن در معنای خاص و جامعه زنان در معنای کلی، اولین و مهمترین اولویت را دارد و معمولا باید مواضعشان را تنها با توجه به شرایطی که در آن قرار دارند سنجید. در همین انجمن بانوانی بودهاند که به اعترافِ خودشان با بخشهایی از جنبشِ ضدفمنیستیِ مردانِ اینجا موافق بودهاند اما بنا به دلایلی به آن اذعان نکردهاند! در حالیکه مردانی اینجا که با اعتقادی راسخ باورمند به حقیقت داشتنِ ظلمِ تاریخی بر زنان از سوی مردان هستند، و ماههاست که در بحثهای ما پیرامونِ این موضوعاتِ فمنیستی مقاومت میکنند. علاوه بر اینکه مثلا امیر و مهربد نیز پیش از این فمنیست بودهاند!
3-منافعِ ژنتیکی/زنانه/شخصی برای زنان همیشه برتر و مهمتر از روابطِ عاطفی انسانیست. بهترین آزمایش در این مورد این است : من اگر با زنی بیست سال زندگی کنم و بهترین شوهر دنیا برای او باشم، در یک مخمصه مشترک برای من و فرزندی که او از ازدواجِ پیشیناش داشته، او بیشک کمک به فرزند را انتخاب خواهد کرد! کسی هم او را به این خاطر سرزنش نمیکند که چرا اینقدر نمکنشناس است، که هیچ، به احتمال زیاد تشویق هم میشود، بالاخره او مادر است دیگر! یعنی همیشه و همه جا مادر بودن بر همسر بودن اولویت دارد!
4-بودنِ آنها با شما منوط است به میزانِ فایدهایکه به آنها میرسانید(مادی، عاطفی، جنسی ، اجتماعی و...) و هر لحظه که گزینهای بهتر پیدا شد، وفاداری و اینها را جیش میکند رویش ! بازهم کسی چندان در این مورد او را سرزنش نمیکند. و هتا ممکن است تحسین شود! در همین انجمن، مهربد میگفت این کار اگرچه از لحاظِ اخلاقی شاید درست نباشد، اما فایدههایی دارد و اگر امروز ما اینچنین مغزمان بزرگ است یا فیزیکِ سالم و درستی داریم، احتمالا به خاطرِ خیانتیست که یکی از مادرانمان به پدرمان کرده! در جوامع سنتی هم همیشه مردانی که پس از مرگِ همسرشان ازدواج کردهاند مورد شماطت قرار گرفتهاند، در موردِ زنانی که پس از مرگِ همسرشان ازدواج کردهاند کسی چیزی نمیگوید. در همین کشورِ خودمان، هزارن همسرِ شهید هستند که هم از مزایای شهادتِ شوهرِ پیشینشان بهره میبرند و هم از شوهرِ جدیدشان!
پ.ن: آقا من خواهری دارم که خودم بزرگاش کردهام و دقیقا در جایگاه مادر بودهام برایش. هنوز هم هر کاری که از دستم بربیاید برایش میکنم، چرا که دوستش دارم، با اینحال اگر او یک کیک داشته باشد و من از او بخواهم که به من بدهدش، در 70 درصد مواقع نمیدهد!😢
قضاوت را بر عهده شخص ثالث میگذارم که ببینیم آیا منو آدم حساب کردی یا نه. به هر حال مشغول باشید، بزنید:
از وقتی برای ما از سخن از بیسوادی و پارتی بازی انیشتین در بردن جایزه نوبل و اوردن نام ِ ژیژک و ویتگشتاین کردهای مشغول ریسه رفتنم و نمیتونم دیگه به هیچ عمل جنسی یا غیر جنسی مشغول باشم،ولی بخاطر تو هم شده باشد یکی به افتخار پیشوا (!!) و باقی یهودستیزان میزنم !! حالا اینها را رها کنیم، کمی برای ما از گولد بگو 😆
خواستی میتونی حال و هوا رو عوض کنی و درامش کنی و ما را به گریه بندازی، از خاطرات اوایل کودکیت بگو و اینکه چطور اینجور عقدهای شدی !! پ.ن: چه شد؟ تصویر Brown را دیدی احساسات نژادپرستانهات جریحهدار شد جیگر 😆
از وقتی برای ما از سخن از بیسوادی و پارتی بازی انیشتین در بردن جایزه نوبل و اوردن نام ِ ژیژک و ویتگشتاین کردهای مشغول ریسه رفتنم و نمیتونم دیگه به هیچ عمل جنسی یا غیر جنسی مشغول باشم،ولی بخاطر تو هم شده باشد یکی به افتخار پیشوا (!!) و باقی یهودستیزان میزنم !! حالا اینها را رها کنیم، کمی برای ما از گولد بگو
خواستی میتونی حال و هوا رو عوض کنی و درامش کنی و ما را به گریه بندازی، از خاطرات اوایل کودکیت بگو و اینکه چطور اینجور عقدهای شدی !! پ.ن: چه شد؟ تصویر Brown را دیدی احساسات نژادپرستانهات جریحهدار شد جیگر
اتفاقا من با سیاها هیچ مشکلی ندارم جیگر😘. براون که جونشو در راه ریشه کنی برده داری داده برام خیلی هم قابل احترامه. مشکل من با یهودیا اینه که همیشه حالشو بردن, خوردن چپوندن سواستفاده شونو کردن و در عین حال از نق زدن و اشک ریختن دریغ نکردن. کافیه بهشون بگی بالای چشت ابرو تا آنتی سمیت و نازی را به شصت و نه زبان زنده و مرده دنیا فریاد بزنن. همممم... دارم شباهت هایی بین فمینیست ها و Yidophile ها میبینم.👌
چه کسی گفته زنان پایبندی به اخلاقیات ندارن و نگاهشان به مردان ابزاری هست؟ این مهملات رو چه کسی در ذهن شما فرو کرده؟ تو کدوم جامعه از زنان انتظار وفا و صداقت ندارن؟ تو کدوم جامعه زنی اگه با مردی ازدواج کرده رو مجاز میکنه که اگه اون مرد به اندازه کافی خدمات نمیرسوند راحت ولش کنه بره با مردی که بیشتر بهش خدمات میرسونه؟ واقعا اینقدر حرفات یه دور از واقعیات هست که حتی رغبت نمیکردم جواب بدم. من موندم این زنان تخیلی شما از کجا میان. تو جامعه ما حداقل این موارد برعکس بوده. زنی که بعد از مرگ شوهرش ازدواج میکرده همیشه مورد شماتت قرار میگرفته و حتی توسط بچه های خودش هم طرد میشه در حالیکه مرد کاملا برعکس. مامان دوستم چند سال قبل فوت کرده بچه هاش در به در دنبال زن میگردن براش. به نظرت اگه باباش فوت میکرد هم اینقدر به فکر مامانشون بودن؟ البته من هیچوقت خصوصیتی رو به تمام مردان تعمیم نمیدم. ولی جامعه دست مردان رو بسیار بازتر گذاشته برای بی وفایی. بی اخلاقی. نگاه ابزاری به زن. بی توجهی به فرزند و . .. و مردان در این موارد بسیار کمتر سرزنش میشن. به طور مثال از زنی که همسرش باردار نمیشه انتظار وفاداری ولی مردی که همسرش باردار نمیشه حق مسلمش هست که ازدواج مجدد داشته باشه.یا مثلا یه مرد حق مسلمش هست اگه زنش تمکین نمیکرد یا از سکس زنش راضی نبود بره با کسی دیگه ولی زنی اگه شوهرش فقیر بود و توانای مالی کمی داشت بسیار غیرطبیعی هست که ولش کنه و بره با یه مرد پولدارتر و جامعه دید مثبتی بهش نخواهد داشت. هر چند اکثر زنان فقر شوهرانشون رو تحمل میکنن ولی اکثر مردان سرد مزاجی زنانشون رو با شخصی دیگه جبران میکنن. ( سکس رو برای مردان و پول رو برای زنان مثال زدم چون جامعه این دو نیاز رو برای این دو جنس برابر آورده، وگرنه من همچین دیدگاهی ندارم ) واقعا دیدگاه غیرواقع بینانه و غیرمنصفانه شما بسیار تاسف آور هست.
در مورد خواهرتون هم مثالتون بسیار بی ربط هست. منم داداشم از خودم پول میگیره میره هله هوله میخره بعدش به خودم هم نمیده. این خصوصیت یه بچه که چون یه خوراکی رو دوس داره و حاضر نیست با کسی تقسیمش کنه رو پس من به حساب مرد بودنش بذارم و به همه مردان تعمیم بدم؟
چه کسی گفته زنان پایبندی به اخلاقیات ندارن و نگاهشان به مردان ابزاری هست؟ این مهملات رو چه کسی در ذهن شما فرو کرده؟ تو کدوم جامعه از زنان انتظار وفا و صداقت ندارن؟ تو کدوم جامعه زنی اگه با مردی ازدواج کرده رو مجاز میکنه که اگه اون مرد به اندازه کافی خدمات نمیرسوند راحت ولش کنه بره با مردی که بیشتر بهش خدمات میرسونه؟ واقعا اینقدر حرفات یه دور از واقعیات هست که حتی رغبت نمیکردم جواب بدم. من موندم این زنان تخیلی شما از کجا میان. تو جامعه ما حداقل این موارد برعکس بوده. زنی که بعد از مرگ شوهرش ازدواج میکرده همیشه مورد شماتت قرار میگرفته و حتی توسط بچه های خودش هم طرد میشه در حالیکه مرد کاملا برعکس. مامان دوستم چند سال قبل فوت کرده بچه هاش در به در دنبال زن میگردن براش. به نظرت اگه باباش فوت میکرد هم اینقدر به فکر مامانشون بودن؟ البته من هیچوقت خصوصیتی رو به تمام مردان تعمیم نمیدم. ولی جامعه دست مردان رو بسیار بازتر گذاشته برای بی وفایی. بی اخلاقی. نگاه ابزاری به زن. بی توجهی به فرزند و . .. و مردان در این موارد بسیار کمتر سرزنش میشن. به طور مثال از زنی که همسرش باردار نمیشه انتظار وفاداری ولی مردی که همسرش باردار نمیشه حق مسلمش هست که ازدواج مجدد داشته باشه.یا مثلا یه مرد حق مسلمش هست اگه زنش تمکین نمیکرد یا از سکس زنش راضی نبود بره با کسی دیگه ولی زنی اگه شوهرش فقیر بود و توانای مالی کمی داشت بسیار غیرطبیعی هست که ولش کنه و بره با یه مرد پولدارتر و جامعه دید مثبتی بهش نخواهد داشت. هر چند اکثر زنان فقر شوهرانشون رو تحمل میکنن ولی اکثر مردان سرد مزاجی زنانشون رو با شخصی دیگه جبران میکنن. ( سکس رو برای مردان و پول رو برای زنان مثال زدم چون جامعه این دو نیاز رو برای این دو جنس برابر آورده، وگرنه من همچین دیدگاهی ندارم ) واقعا دیدگاه غیرواقع بینانه و غیرمنصفانه شما بسیار تاسف آور هست.
عنایت نفرمودید، بنده نگفتم که زنان الزاما نگاهِ ابزاری به دیگران دارند بلکه گفتم آنها به عنوانِ نیروی غالبی که در همیشه در پشت زمینه حضورِ نامحسوس داشتند و مردان پیاده های آنها بوده اند، هرگز نیازی به اصول و قواعدی که در جامعه مردان برای تعامل و تقابل شکل گرفته نداشته اند. اصولی که در اثرِ هزاران سال کشمکش و چالش پدید آمده اند و این مردان بوده اند که لاجرم به ضرورتِ وجودِ این قواعد در بازی پی برده و آنها را وضع کرده و پیش برده اند. نگاهی به تاریخِ جنگها، تمدنها، فرهنگها و هتا هنرها، به روشنی درستی این ادعا را میرساند. به جای باز کردنِ این مقوله و برای کاستن از حجمِ این پیک، من چند واژه را برای شما از فرهنگهای مختلف که به خوبی نشانها دارد از آنچه در درونشان میگذشته، مثال میاورم :
شوالیه : Knight :
man-at-arms, boy, servant; akin to OHG kneht youth, military follower] (bef. 12c) 1a (1): a mounted man-at-arms serving a feudal superior ; esp: a man ceremonially inducted into special military rank usu. after completing service as page and squire (2): a man honored by a sovereign for merit and in Great Britain ranking below a baronet (3): a person of antiquity equal to a knight in rank b:a man devoted to the service of a lady as her attendant or championc: a member of an order or society 2: either of two pieces of each color in a set of chessmen having the power to make an L-shaped move of two squares in one row and one square in a perpendicular row over squares that may be occupied
به نقل از دانشنامه بریتانیکا. جالبترین بخش اش همانیست که زیرش خط کشیده شده.
کابوی :Cowboy
سواره : cavalryman
جنگجو : Warrior:
a man engaged or experienced in warfare ; broadly: a person engaged in some struggle or conflict
نقل از دانشنامه بریتانیکا.
سامورایی : Samurai
دقت داشته باشید که واژگان هر فرهنگ، دربردارنده بار فرهنگی/اجتماعی اصیل و معروفِ هر تمدنی ست و اینجا شوالیه یا سامورایی که من مثال آورده ام، علاوه بر اینکه نشان میدهد تنها مردان بوده اند که در هم در تقابل و تعامل با هم بوده اند، باید به یاد داشت که سامورایی یا شوالیه، نقطه ی اوجِ تعالی اخلاقی یک مرد و برجسته ترین الگو برای مردانِ دگر و جامعه بوده.
ریشه تمامی دیگرِ واژه های شبیه به اینها را در زبانها و فرهنگهای مختلف نیز بگیرید، به نتایجی مشابه میرسید. و البته در فرهنگِ خودمان نیز واژگانی چون جوانمردی، رادمردی، فتوت، لوتی، با مرام و... تماما اشاره به مردان دارند و این نه به معنای تحقیرِ زنان، بلکه به معنای این است که تنها از مردان انتظار میرود که چنین باشند. در فلسفه نیز، تمامِ دستگاهِ اخلاقی از ارسطو گرفته تا اسپینوزا و کانت، تماما تعریف شده در مجموعه مردان است و آنکس که آثارِ اینها را خوانده، به خوبی این را درک میکند. که اینهم باز تنها به این دلیل است که کسی از زنان چنین انتظاراتی نداشته است. من حوصله ندارم و نمیخواهم که از اجتماع نمونه بیاورم، چرا که شما باز اینجا ما را با سیلِ نمونه های مشاهده شده از سوی خودتان مواجه خواهید کرد.
و این چنین است که مردان هزاران سال برای تعالی تمدنِ انسانی جنگیدند، تلاش کردند، کشته شدند، انقلاب کردند، زیر گیوتین رفتند، به سیاه چاله ها رفتند، در اردوگاه های کار اجباری فوج فوج پوسیدند و همچنان نوشتند، اختراع کردند، کشف کردند، فلسفیدند و... بدونِ آنکه زنان در این راه نقشی به اندازه ی یک میلیونیم داشته باشند. اکنون که به اینجا رسیدیم ، تازه از راه رسیده و مطالباتِ فمنیستی خود را علم میکنند. اینکه در همین سد سالی که از عمر فمنیسم میگذرد، آنها نه تنها به تمامِ خواسته های خود بدون کمترین مقاومت و با یاری دیگر مردان رسیده اند که هیچ، کیلومترها هم از آن جلوتر هستند، به نظر شما چه معنایی دارد؟ آیا جز تایید نقشِ پس زمینه ای و غالب آنهاست؟ و همچنین تاییدِ زیستِ انگلی آنها نیست؟
پس از هزاران سال، در یکی دو سده اخیر فرصتی فراهم شده بود که زنان از غالبِ انگلی و پس زمینه ای خود خارج شوند اما اینبار با ترفندی جدید آمدند: فمنیسم! تا زنان بارِ دیگر اختیارِ بدون مسئولیت داشته باشند، قدرتِ نامحسوس داشته باشند، پرستش شوند، پرسش نشوند ،بی دلیل محافظت شوند و...
من شما را درک میکنم. اینجا علاوه بر آنکه من برپادِ شایعه ای هزاران ساله سخن میگویم که در آن هر زن و از جمله خود شما یک «مادر مهربان» ، یک «همسری فداکار» ،یک «خواهر دلسوز» ، یک «جنس لطیف» و... تصویر میشود که برجسته ترین نمودِ زن پرستی ست، حقیقتی پنهان مانده در درازنای اعصار را بازگو میکنم که این نیز برخلاف همه آنچیزی ست که شما دوست دارید باور بکنید. پس من از شما انتظارِ چندانی ندارم و اگرچه دوستانه قصدِ اذیت شما را ندارم، اما اینها را باز خواهم گفت و مقاومتِ شما در پذیرشِ اینها برایم کاملا طبیعی ست.
در مورد خواهرتون هم مثالتون بسیار بی ربط هست. منم داداشم از خودم پول میگیره میره هله هوله میخره بعدش به خودم هم نمیده. این خصوصیت یه بچه که چون یه خوراکی رو دوس داره و حاضر نیست با کسی تقسیمش کنه رو پس من به حساب مرد بودنش بذارم و به همه مردان تعمیم بدم؟
اینکه پانویسی از پست مرا برجسته میکنید و به آن میتازید، نشان از بداخلاقی شما دارد بانو و من هم هیچ قصد تعمیم نداشتم. با اینهمه خواهرِ من بچه نیستا!
شما بی دین ها و بی خداها خودتان قبلا برای من کلی دم از اخلاق زدید و اینکه اخلاق نیازی به دین و باورهای ماورایی ندارد. ولی الان خودتان در تالار مسخرهء داستانهای اروتیک داستانهای غیراخلاقی شخصیت های اراذل و اوباش را گذاشته اید و آنها را آموزنده و دارای آماج و بدردبخور مینامید!
من کاری با دوست دختر داشتن و سکس خارج از قوانین دینی ندارم، ولی دیگر خیانت کردن و براحتی تسلیم هر وسوسه و فرصتی که سر راه قرار میگرد شدن که چیز خوب و مطابق با اخلاق نیست! هست؟ و آیا اساسا تفاوت میکند با آنچه بقیهء اراذل و اوباش و دزدها و جانی ها و ظالمان میکنند و آماج مشروعی دارد جز لذت طلبی صرف و مقید نبودن به اخلاق؟ شما بخاطر روابط جنسی و سکس و لذت طلبی، خرد و اخلاقیات را هم به ابتذال محض کشانده اید.
شما بی دین ها و بی خداها خودتان قبلا برای من کلی دم از اخلاق زدید و اینکه اخلاق نیازی به دین و باورهای ماورایی ندارد. ولی الان خودتان در تالار مسخرهء داستانهای اروتیک داستانهای غیراخلاقی شخصیت های اراذل و اوباش را گذاشته اید و آنها را آموزنده و دارای آماج و بدردبخور مینامید!
یعنی سکس چیزی بی اخلاقی است که اگر آنرا داستان کنیم بد میشود؟
یعنی سکس چیزی بی اخلاقی است که اگر آنرا داستان کنیم بد میشود؟ (:
خیر من چنین چیزی گفتم؟ شما چنان داستانهایی درج کرده اید که بله طرف دوست دخترش یک دقیقه رفته چشمش دور بوده طرف از فرصت استفاده کرده زرتی با یک دختر دیگری سکس کرده و این کار و بارشان بوده به مدت یک سال و این چرندیات خلاصه! حالا اسمش داستان و اثر هنری و هرچه، بعد میفرمایید که این داستانها به دردی میخورند و برای شناخت آماج انسانها و غرایزشان و نمیدانم این کس شعرها آموزنده هستند! عزیزم دیگه لذت طلبی و بی بند و باری و عدم تعهد و عدم فکر و خرد و اخلاق و صرفا بر اساس غریزهء جنسی عمل کردن که دیگر محتویاتی ندارد و از این آدمهای مبتذل هم زیاد داریم که اسم اصلیشان نیز بنظر بنده اراذل و اوباش میباشد (مگر اینکه نام جدیدی برای این دسته شان ابداع کنیم)؛ تنها شکلهای متفاوت دارند. آنکه آدم میکشد یا دزدی میکند هم بخاطر خودخواهی و فرصت و توانایی خودش در انجام این کار چنین کاری را انجام میدهد. هیچ آماج ناشناخته و پدیدهء روانشناسی بحث انگیز و چیزی که بخواهیم تازه بفهمیم و تحلیل کنیم و در شگفت شویم، در این مسائل وجود ندارد. از همان زمان باستان بشر قتل و دزدی و تجاوز و بی بند و باری و بی اخلاقی و ظلم و استثمار را شروع کرد تا الان هم ادامه دارد. شما در مسائل جنسی دیگر دارید بی بند و باری محض و ابتذال مطلق را مطرح میکنید و هیچ ایرادی هم از آن نمیگیرید بلکه میگویید آماج و مسائل آموزنده ای دارد! نوشتن و خواندن این مزخرفات به درد خودتان میخورد به گمانم! از یک ور ادعا میکنید که اخلاق را قبول دارید، از طرف دیگر چیزهایی مینویسید/درج میکنید و میخوانید که جز روایت کس شعر محض و کارهای سطح پایین و حیوانی بدون هیچ توجهی به اخلاق و درستی و نادرستی آنها چیزی نیستند. حال اینکه این کارها توسط افرادی در ظاهر دانشمند و خردمند و روشنفکر و پولدار و خوش تیپ و خوش زبان انجام شوند، شاید درنظر امثال شما آنها را متفاوت از سکس و بی بند و باری اکبر نمکی کنند و حاوی کلاس و هنر و پرستیژ، اما آیا درواقع چیز و پدیدهء متفاوتی است و واقعا محتوای ارزشمندی دارد؟ من در اینها تنها حیواناتی را میبینم که لباس پوشیده اند و به شکل و سر و وضع های متفاوتی درآمده اند و کمی تلاش کرده اند تا برچسب های توجیه کننده و محبوبی را روی خودشان نصب کنند (مثلا برچسب دانش، خردگرایی، روشنفکری) اما آماج و نحوهء تفکر و عمل آنها در اصل و در نهایت و در کل همان است که اراذل و اوباش معمولی و بی سر و پاها دارند.
یارو نوشته بله دوست دخترم رفت من چشمش رو دور دیدم بعد اون یکی دختره رو کردم!! بقول خودشون کار هر هفته شون هم بوده.
خب این داستان حالا چه محتوایی چه آموزندگی و چیزی برای تحقیق و آگاهی داره مثلا؟ جز اینه که بی و بند و باری و ابتذال افراد رو میرسونه؟ از این افراد زیاد داریم.
پس یکی از اراذل و اوباش هم لابد داستان بنویسه که بله من چند نفر رو سر بریدم بخاطر چند دلار پول توی جیبشون،
یخورده از گوشتشون رو هم گذاشتم توی یخچال تا سرفرصت کباب کنم بخورم، یا دزدی کردم، یا همینطوری هوس کردم یجای خلوت یه زنی رو گیر انداختم و بهش تجاوز کردم... .
عجب داستانهای هنری و پرمحتوی و آموزنده! عجب آماجی!!
توی این داستانها چیز دیگه هم نیامده حداقل که بتونیم ربط بدیم بگیم مثلا طرف عقدهء روانی داشته یا بدبخت بوده پول نداشته و غیره که بخوایم آسیب شناسی کنیم. چیزی که توی این داستانها هست فقط ذکر هوس بازی و بی بند و باری و ابتذال محض این افراد و زندگیشونه (مثل سریال های یکسری از شبکه های ماهواره ای). بعد شما اینا رو بعنوان داستان و خواندنی و هنر یا سوژه های بررسی آماج و جامعه شناسی مطرح میکنید؟
شما برید با همون شبکه های ماهواره ای قرارداد ببندید از این قسم سریال ها منتها پورنوگرافیک ترش رو تولید کنید. سناریو هم که تا دلتون بخواد هست. مثلا یه روز شوهره میره بیرون زنه با همسایه سکس میکنه. یه روز همسایه نیست زنه با سگشون سکس میکنه. شوهره توی محل کار با منشی سکس میکنه. توی ماشین هم سکس میکنه. بعد میاد خونه میبینه یکی داره زنش رو میکنه، میشینه روی کاناپه و تلویزیون نگاه میکنه و به کارشون میخنده. بعد اون یارو غریبه هه از این مرام خیلی خوشش میاد میگه ایول خوب روشنفکر هستی خوشم اومد بیا با هم دوست بشیم. بعد اون دوتا با هم شرکت راه میندازن بیزینس میکنن و خیلی موفق میشن. خلاصه خوشگل ترین و سکسی ترین منشی ها رو استخدام میکنن و هر روز اونا رو میکنن. و تا آخر عمر با خوشی و خوبی زندگی میکنن و حالی میبرن!!
خب این داستان حالا چه محتوایی چه آموزندگی و چیزی برای تحقیق و آگاهی داره مثلا؟ جز اینه که بی و بند و باری و ابتذال افراد رو میرسونه؟ از این افراد زیاد داریم. پس یکی از اراذل و اوباش هم لابد داستان بنویسه که بله من چند نفر رو سر بریدم بخاطر چند دلار پول توی جیبشون،
??
شما گویا فانتزی انجام یک کار را با انجام خود ان کار یکی گرفتید. هر کسی فانتزی هایی دارد و نمیتوان آنهارا فروبست. آنهایی که فانتازی ندارند یا به وارونه، میخواهند فانتزی هایشان را در جهان فربودین هم انجام داده و ه آنها جامه ی فربود بپوشانند، بیم انگیزند ( اگر فانتزی هایی فرومنشانه باشد). خود دین اسلام برروی فانتزی بهشت استوار است و اینکه گاه میخواهند انرا در این جهان هم "پیاده" کنند، میشود تبهکاری. اگر برخی فانتزی ها به شما فشار میاورد، میتوانید آنرا بجای انجام دادن، بنویسید و اینگونه از ریسگ "گناه" بپرهیزید. • پارسیگر
?? شما گویا فانتزی انجام یک کار را با انجام خود ان کار یکی گرفتید. هر کسی فانتزی هایی دارد و نمیتوان آنهارا فروبست. آنهایی که فانتازی ندارند یا به وارونه، میخواهند فانتزی هایشان را در جهان فربودین هم انجام داده و ه آنها جامه ی فربود بپوشانند، بیم انگیزند ( اگر فانتزی هایی فرومنشانه باشد). خود دین اسلام برروی فانتزی بهشت استوار است و اینکه گاه میخواهند انرا در این جهان هم "پیاده" کنند، میشود تبهکاری. اگر برخی فانتزی ها به شما فشار میاورد، میتوانید آنرا بجای انجام دادن، بنویسید و اینگونه از ریسگ "گناه" بپرهیزید. • پارسیگر
منکه نفهمیدم چی گفتی و چه ربطی داشت. یه چیز رو بگو. اینکه ما مثلا سریال درست کنیم و توش هوس بازی و بی بند و باری و بی اخلاقی و ابتذال در شخصیت و فکر و رفتار و روش زندگی باشه و اصلا انگار همهء زندگی همینه و کلا شخصیت و تفکر و رفتار اینطوری طبیعیه و پذیرفته و نرمال، بعد اینو توی رسانه ها پخش میکنیم، این چیز بدردبخور و مفیدیه؟ بگیم مضر نباشه، کس شعر نیست؟ طرف میاد این اراجیف رو مینویسه، با چه انگیزه ای، و دیگران با چه انگیزه ای میخونن؟ بنظر من که آدم باید خیلی علاف باشه که وقت و انرژیش رو حتی چند دقیقه صرف این کس شعرها بکنه. وقت و انرژی دیگران رو هم درست نیست اینطوری هدر داد. و بنظر بنده درست نیست جامعه و نوجوان ها و مردم رو با این جفنگیات منحرف کرد و این منش و رفتارها رو طبیعی و پذیرفتنی جلوه داد و جا انداخت. حالا شما میگی چی؟ میگی جلوش رو نگیریم؟ منم که نگفتم لزوما باید جلوش رو گرفت، فقط گفتم کس شعره و آدمهایی علاف و از همون قماش اهل نوشتن و خوندن این موارد هستن. مسائل شخصی هم با عمومی تفاوت میکنن. من مثلا خودم فیلم سکسی دارم و موقع جلق و برای شبیه سازی و ارضای مناسب ازشون استفاده میکنم! ولی هیچوقت این فیلم ها رو به کسی ندادم و تعریف نکردم و یاد ندادم. نیازی هم به این کار نمیبینم! چون بنظر من این کار درست نیست و حداقلش ریسک داره که دلیلی نداره به جان بخرم. هرکس مسائل شخصی خودش رو خودش میدونه و یک شرایط و ظرفیت و عکس العملی و سرنوشتی ممکنه داشته باشه، به دیگران مربوط نمیشه و لزوما روی دیگران یا در سطح وسیع روی جامعه نمیشه اون رو تعمیم داد. مسئولیت آدم وقتی کاری رو تنهایی و واسه خودش میکنه خیلی کمتره تا اینکه اون رو عمومی کنه و دیگران رو هم بدون اینکه از نتایج اون و درستیش مطمئن باشه آلوده بکنه.
ضمنا من مدافع اسلام نیستم که ربطی به من داشته باشه. تازه بحث اسلام و دین و این حرفا هم کلا یه چیز دیگس و باز شما دارید مغلطه میکنید. اون بحث حور و عیاشی بهشت داستانش با واقعیت زندگی که اینجا هست خیلی فرق میکنه. اینجا همه انسان هستیم در یک شرایط سخت و خطرات بسیار و احساسات داریم و رنج و آزار بهمون میرسه از بابت این مسائل و بی بند و باری عدم تعهد اخلاقی دیگران و ظلم استثمار و بی وفایی و دروغ و خیانت و غیره. اینجا مسائل واقعی و جدیه. اما بهشت و حور و غلمان و هرچی هست افسانه یا واقعیت، بهرحال شرایط اونجا رو با شرایط و واقعیت های این جهان و زندگی ما نمیشه مقایسه کرد. مثلا اونجا خطر شکنجه و ظلم و استثمار و گرسنگی و تنهایی و خیلی خطرات دیگر وجود نداره، رنجی نیست. حور هم لابد حالش رو میبره، هرچی هست حداقل رنج نمیکشه. بهرحال فرض بر اینه که اونجا همه چیز ردیفه و محدودیت ها و مشکلات جدی و بزرگ این جهان خاکی درش وجود ندارن. اما داستانهای فانتزی سکسی که این افراد تعریف میکنن دربارهء همین زندگی الان ما در همین جهان است با همین شرایط. تازه جایی هم ندیدم که اشاره کرده باشه که اینا همش تخیلی بوده. مثل بعضی برنامه های مستند و اینا توصیه هم نزده که خودتون تنهایی توی خونه از این کارها نکنید چون خطرناکه 😃 کسی نمیتونه بحث بهشت رو به این جهان تعمیم بده. این روشنه. نمیتونه بگه چون توی بهشت مثلا تن پروری میکنیم و راه به راه به حوری و غلمان میرسیم و سکس میکنیم پس در این زندگی در همین دنیا هم میتونیم همین کار رو بکنیم. کسی چنین برداشتی نداره. داره؟ احمقانس همچین فکری. تازه داستان بهشت هم برای امثال من دیگه اهمیتی نداره و اینقدر علاف نیستم که بهش فکر کنم و بتونم ازش لذت زیادی ببرم. کارهای مهمتر و واقعی تری در همین زندگی جاری در همین جهان واقعی دارم که باید انجام بدم. شاید اصلا خدا و ماوراء و بهشتی هم در کار نبود. بهرحال بود و نبودش الان برای من دیگه زیاد فرقی نمیکنه. حالا شما بیاید کلی داستان بنویسید راجع به زندگی ایدئال توی بهشت، به هیچ درد عملی برای من نمیخوره. من اینو فهمیدم که باید دنبال چیزهای واقعی و کاربردی بود. دنبال واقعیت و عمل. البته یوقتایی مثلا موسیقی گوش میکنم یا تخیل میکنم انرژی و انگیزه پیدا میکنم، ولی داستان بی بند و باری و ابتذال فکر و رفتار انسانها حالا چه واقعی چه فانتزی، واقعا چیز مفیدی درش نمیبینم! یک مسئلهء شخصی و کس شعرهای تراوش کرده از مغزهای پوک یک کسانی هست صرفا. یعنی من اینقدر علافم و اینقدر سطح پایین که این کس شعرها و زباله ها بخوان مایهء وقتگذرانی من باشن و منو سرکار بذارن؟!
ضمنا من اگر بخوام آدم متعهد به اخلاق باشم، پس چطور تفریح و رویای من زیر پا گذاشتن اخلاقه؟ حداقل اگر میخوام از این محدودیت ها آزاد باشم، و تخیل میکنم، توی تخیلم زندگی واقعی و این جهان رو تصور نمیکنم، بلکه مثل همون بهشت و اینا طوری تصور میکنم که پیشفرض ها و شرایط دیگری داشته باشه که در اونجا این کارها منجر به زیر پا گذاشتن اخلاق نشن و چنین محدودیت ها و مشکلاتی وجود نداشته باشن. اینطوری مشخص میشه که من واقعا برای اخلاق ارزش قائل هستم، وگرنه اگر اینطور نباشه نشون میده که اخلاق برای من فقط یه چیز تحمیل شده است که در ظاهر میگم درسته و فقط بخاطر اینکه مجبور هستم به هر دلیلی بهش عمل کنم هست که فعلا اون رو زیرپا نمیذارم، و اگر فرصت کنم براحتی اون رو زیرپا میذارم.
بنظر من حتی فکر کردن و گفتن چیزهایی که مربوط به این جهان واقعی میشن، یعنی میتونن در واقعیت تاثیر عملی بذارن و تحقق پیدا کنن، خطرناک و مسئولیت آور هستن. چیزی مثل بهشت مربوط به این جهان نمیشه و تازه شرطش رعایت یکسری اصول و اخلاقیات در این جهان است (حداقل چیزی که من به شخصه اعتقاد دارم!).
اینکه گاه میخواهند انرا در این جهان هم "پیاده" کنند، میشود تبهکاری
اگر شما تونستی واقعا با شرایط اخلاقی پیادش کنی، پیاده کن؛ بنظر من مشکل نداره. اما در این جهان واقعیت و محدودیت ها و مشکلات بیش از آنی هستند که بشه چنان چیز ایدئالی را بطور کامل و بدون نقص و زیرپا گذاشتن اخلاق محقق کرد. با صرف دوست دختر داشتن و سکس کردن خارج از دین هم که بنده مخالفت نکردم. خودم شاید نکنم، ولی دیگه بهش گیر هم نمیدم و دیگران رو بخاطرش سرزنش یا محکوم نمیکنم. ولی بنظر من باید احساس مسئولیت و وفاداری در بین باشه. چه عاطفی و چه فیزیکی. چیزی که بنده باهاش مخالف هستم مواردی هستن که در واقعیت بصورت اخلاقی ممکن نیستن. حداقل تاحالا! وگرنه شما روبات درست کن از آدم بهتر بعد با همشون سکس کن اصلا اند بی بند و باری باش.
ما با آدمهای واقعی ضعیف و دارای خیلی پیچیدگی ها و وابستگی ها و ضعفها و خطرات سروکار داریم.
اینطوری نمیشه اخلاقی باشه که شما با یکی دوست باشید ولی هیچ تعهد و وفاداری و احساس مسئولیتی نسبت بهش نداشته باشید و پشت سرش هرکاری خواستید بکنید.
یک انسان وقتی طرف انسان دیگر میره و اعتماد میکنه و سرمایه گذاری میکنه محبت میذاره وسط صداقت میذاره (که باید بذاره وگرنه اخلاقی نیست)، این مسئولیت داره همینطوری کشکی نیست که زیرپاش بذاری. دو طرف بصورت ضمنی یک قولهایی به هم میدن یک حرفهایی میزنن، حتی اگر صریحا به زبان نیارن. و این کار رو باید هم بکنن، و اصلا شده صریح و رسمی هم بکنن. اگر نکنن درست نیست، و اگر عمدا طور دیگری وانمود کنن درست نیست. نمیشه همینطوری انسانها رو مثل دستمال مچاله کرد و دور انداخت و به حال خودشون رها کرد. سرنوشت انسانها و وقت و انرژی و آرزوهاشون شوخی نیست! عواطف انسانی مهم هستند. سلامتی انسان مهمه. وقتش مهمه. آیندش مهمه. نمیتونید اینها رو به هیچ بگیرید و ادعا کنید که اخلاقی عمل میکنید. حتی اگر طرف مقابل حالیش نباشه یا حتی بگید خودش میدونه و راضیه! من باشم خودم راضی نمیشم به این کار، چون فکر میکنم اون نمیفهمه اون خره اون نفهمه اون دیوانس و بهرحال داره اشتباه میکنه ولی منکه میفهمم و میدونم!
منکه نفهمیدم چی گفتی و چه ربطی داشت. یه چیز رو بگو. اینکه ما مثلا سریال درست کنیم و توش هوس بازی و بی بند و باری و بی اخلاقی و ابتذال در شخصیت و فکر و رفتار و روش زندگی باشه و اصلا انگار همهء زندگی همینه و کلا شخصیت و تفکر و رفتار اینطوری طبیعیه و پذیرفته و نرمال، بعد اینو توی رسانه ها پخش میکنیم، این چیز بدردبخور و مفیدیه؟ بگیم مضر نباشه، کس شعر نیست؟ طرف میاد این اراجیف رو مینویسه، با چه انگیزه ای، و دیگران با چه انگیزه ای میخونن؟ بنظر من که آدم باید خیلی علاف باشه که وقت و انرژیش رو حتی چند دقیقه صرف این کس شعرها بکنه. وقت و انرژی دیگران رو هم درست نیست اینطوری هدر داد. و بنظر بنده درست نیست جامعه و نوجوان ها و مردم رو با این جفنگیات منحرف کرد و این منش و رفتارها رو طبیعی و پذیرفتنی جلوه داد و جا انداخت. حالا شما میگی چی؟ میگی جلوش رو نگیریم؟ منم که نگفتم لزوما باید جلوش رو گرفت، فقط گفتم کس شعره و آدمهایی علاف و از همون قماش اهل نوشتن و خوندن این موارد هستن. مسائل شخصی هم با عمومی تفاوت میکنن. من مثلا خودم فیلم سکسی دارم و موقع جلق و برای شبیه سازی و ارضای مناسب ازشون استفاده میکنم! ولی هیچوقت این فیلم ها رو به کسی ندادم و تعریف نکردم و یاد ندادم. نیازی هم به این کار نمیبینم! چون بنظر من این کار درست نیست و حداقلش ریسک داره که دلیلی نداره به جان بخرم. هرکس مسائل شخصی خودش رو خودش میدونه و یک شرایط و ظرفیت و عکس العملی و سرنوشتی ممکنه داشته باشه، به دیگران مربوط نمیشه و لزوما روی دیگران یا در سطح وسیع روی جامعه نمیشه اون رو تعمیم داد. مسئولیت آدم وقتی کاری رو تنهایی و واسه خودش میکنه خیلی کمتره تا اینکه اون رو عمومی کنه و دیگران رو هم بدون اینکه از نتایج اون و درستیش مطمئن باشه آلوده بکنه.
شما هوش نمیکنید که چه چیزهایی از هم جدا هستند. سرتان را انداختید پایین و مانند تراکتور، همه چیز را یکی میکنید! ١-
گفتم چیزهای خودینه با گفتن این دستان های فانتزی یکی نیست.
اینکه یکی فانتزی خود را بگوید که دوست دخترم نبود، بهمان کردم، جدا از این است که داستان راستین خود را با دوست دخترش گفته باشد، که این میشود "موضوع شخصی"!
اینطوری نمیشه اخلاقی باشه که شما با یکی دوست باشید ولی هیچ تعهد و وفاداری و احساس مسئولیتی نسبت بهش نداشته باشید و پشت سرش هرکاری خواستید بکنید.
این سخن نشان میدهد که شما انجام کار را با فانتزی انجام کار یکی گرفته اید. الله هم هتّا به خود کردار پاداش و پادافره میدهد نه به فانتزی کردار ! شما که دیگه بدترید! ( فمن یعمل مثقال شر)
٢-
گاهی گروهی نیاز دارند که برای خوردن شام در خانه، به ویترین رستوران های شیک نگاه کنند تا اشتهاشان باز شود. در بسیاری از کشور ها هم بویژه پس از نمیه شب، فیلم های آتش انگیز میگذارند چون یک گروهی نیاز دارند که با ان سرزنده بشوند. درست مانند وایاگرا. بویژه در کشور های سرد شمالی که شمار مردمشان هی کاهش می یابد، مانند فنلاند. مردم پیشرفته ی جهان هم که بچه نیستند که مانند جمهوری اسلامی از بالا برایشان بگویند که چه چیزی را در تلویزیون نشان بدهید و چه چیزی را ببینید و کجا ابزار ماهوراه ای را بگیرید و بشکنید. هر کس در اروپا و .. نیاز دارد به این فیلم های نیمه شبانه نگاه میکند و کسی هم که دوست ندارد نگاه نمیکند. اینگونه فانتزی و نیازش برآورده میشود و نمیرود مانند ام القرای اسلامی، سراغ بچه بازی و تجاوز به کودک و کشتار و
گفتم چیزهای خودینه با گفتن این دستان های فانتزی یکی نیست.
منم توضیح دادم که چه فانتزی و چه واقعی، بهرحال به دلایل متعددی این کار اخلاقی نیست، و نهایت تخفیف رو بخوایم بدیم اینکه کس شعره محض است و در اصل آدمهایی از همون قماش بهش علاقه دارن و مینویسن یا میخونن اینطور چیزها رو و لذت میبرن از این کار!
من بیام تخیل هم بکنم که بله من سر مزدک رو بریدم چون هوس کردم چون بر خلاف منافع من حرف زد، حتی این تخیل و این فانتزی، غیراخلاقیه و انتشار اینطور چیزها بصورت عمومی و در جامعه درست نیست و خطر و مسئولیت واقعی داره.
تازه اون داستانها هم جاییش نگفته فانتزیه. حداقل منکه ندیدم. اگر واضح و درشت و کافی این رو روشن میکرد باز خیلی بهتر میبود، ولی همچنان هم توجیه کافی نمیشد از نظر بنده.
این سخن نشان میدهد که شما انجام کار را با فانتزی انجام کار یکی گرفته اید. الله هم هتّا به خود کردار پاداش و پادافره میدهد نه به فانتزی کردار ! شما که دیگه بدترید! ( فمن یعمل مثقال شر)
از قدیم و ندیم گفتن فکر یک عملی خودش نصف عمله! درسته مجازاتی درکار نیست چون کاری صورت نگرفته،
ولی بهرحال غیراخلاقی و خطرناک و مضره برای خود آدم.
همین افکار هستن که ممکنه زمانی منجر به عمل و اشتباه بشن.
گاهی گروهی نیاز دارند که برای خوردن شام در خانه، به ویترین رستوران های شیک نگاه کنند تا اشتهاشان باز شود. در بسیاری از کشور ها هم بویژه پس از نمیه شب، فیلم های آتش انگیز میگذارند چون یک گروهی نیاز دارند که با ان سرزنده بشوند. درست مانند وایاگرا. بویژه در کشور های سرد شمالی که شمار مردمشان هی کاهش می یابد، مانند فنلاند. مردم پیشرفته ی جهان هم که بچه نیستند که مانند جمهوری اسلامی از بالا برایشان بگویند که چه چیزی را در تلویزیون نشان بدهید و چه چیزی را ببینید و کجا ابزار ماهوراه ای را بگیرید و بشکنید. هر کس در اروپا و .. نیاز دارد به این فیلم های نیمه شبانه نگاه میکند و کسی هم که دوست ندارد نگاه نمیکند. اینگونه فانتزی و نیازش برآورده میشود و نمیرود مانند ام القرای اسلامی، سراغ بچه بازی و تجاوز به کودک و کشتار و .... •
اینا هم که گفتید باز ربطی نداشت. خب بذارن. منکه بطور کلی با هر داستان و فیلمی مخالفت نکردم. من با اونایی مخالف هستم که توشون مسائل غیراخلاقی نشون داده میشه و فقط شرح و نشر میشه و یجورایی عادی و واقعی و بدون مشکل و پذیرفته شده جلوه میکنه. نگفتم هم که حتما جلوشون گرفته بشه، گفتم بدون محتوا و ارزش هستن و آدمهای علاف و همجنس همون تخیلات دنبال این چیزا میرن. بعید میدونم اون فیلم هایی هم که شما میگید در اون کشورها برای مردم میذارن، بی بند و باری و ابتذال و عدم تعهد اخلاقی محض رو به نمایش بذارن. ترجیح اونا هم مسلما با حفظ نسل مفیدتر و سالم تری هست. در نهایت هم اگر این کار رو بکنن، اثبات درستی این قضیه نمیشه و اصلا ثابت هم نشده که هدف همینه و از جانب حکومت تمام جزییاتش برای این برنامه ریزی شده؛ شاید نقش مجریان سطح پایین تر و مسئلهء جذب مخاطب بیشتر فقط بخاطر پول و سرگرم کردن مردم و موارد دیگر هم باشه. از کجا میشه مطمئن بود؟ تازه بحث ما بحث اخلاقی و منطقی هست و با این حرفا توجیه نمیشه! این بحثهای فیلم و چرت و پرت ها رو بذار کنار که خیلی سطح پایینه!! جواب ایرادها و استدلالها و سوالات منو بده با دلیل و سند روشن و محکم، نه اینکه توی فلان کشورها شب فیلم سوپر پخش میکنن!! خب پخش کنن! به هزار و یک دلیل شاید پخش میکنن. بعدش هم اثبات روشن و محکمی برای بحث منطق و اخلاق ما میشه؟ یعنی الان اون کس شعرها توجیه میشن و برای جامعه مفید هستن؟ هنر هستن؟ کار و فکر آدمهای بی بند و بار و علاف نیستن؟
یادم باشه نصف شب بیام اون کس شعرهای تالار اروتیک رو بخونم شاید انگیزم زیاد شد ازدواج کردم و بچه دار هم شدم تازه 😄
ولی فکر کنم فیلم سوپر بهتر باشه!
بهرحال من از نگاه کردن فیلم های کثافت کاری خوشم نمیاد. تمیزترش خوبه. مثلا چندتا مرد ریخته باشن سر یه زن، خیلی مزخرفه.
بنظر من مال همون آدمهاییه که واقعا هم اینقدر بی بند و بار و کثیف هستن. یا مثلا چه نیازی دارم که توی فیلمش روایت خیانت و بی اخلاقی و عدم تعهد باشه تا تحریک بشم و بهتر سکس کنم؟ من خودم باید همچین آدمی باشم که از این چیزها خوشم بیاد! اگر فقط دنبال سکس و ارضا باشم درحد نیاز طبیعی خودم، و جزو اراذل و اوباش نباشم، اون طور محتوا رو نمیخوام و نیازی بهش ندارم بلکه شاید بدم بیاد.
گفتیم که گزیر و گزینش دست خود هر کس است. نماینده و سرور نیاز ندارد. شما این داستنهارا نخوانید! این فیلم هارا ننگرید! ...
همانگونه که گفتیم، گزینش با خود شماست ولی شما نمیتوانید برای دیگری داوری و فرمان بدهید
خب دیگه اشتباه از شما و دوستانتون بود چون من اصلا فرمان به کسی ندادم نگفتم چکار بکنن یا نکنن. فقط تحلیل منطقی کردم و ارزیابی ارزش و محتوا. اینکه آیا چیزهایی که در اون مطالب بیان شدن اخلاقی هستن و چه ارزش و کاربردی دارن و چه کسانی دنبال این چیزا هستن. چه جدی چه شوخی چه واقعی چه فانتزی.
بحث اصلا میدونی از کجا شروع شد؟ از اونجا که دوستان خودتون اومدن توی تاپیک من گفتن همش کس شعر میگی و چیزهای بیخود و بی ارزش کلی مینویسی، منم گفتم داستانهای مسخرهء تالار اروتیک شما که کس شعرتره آدم علاف تر میخواد که بره اون اراجیف رو بنویسه یا بخونه. جناب مهربد در پاسخ فرمودن که نمیدونم برای شناخت طبیعت و آماج انسان و این چیزا خوبه و من خودم میخونم و لذت میبرم و اینها، و دوتا کس شعر و روایت اراذل و اوباش شیک پوش رو درحد سوژه های تحقیقات علمی و جامعه شناسی و روانشناسی یا آثار هنری و خلاق و مفید برای جامعه بالا بردن!
این شما بودید ظاهرا جناب مزدک که بدون اطلاع از ریشهء این بحث و منظور بنده پریدید وسط و اشتباه متوجه شدید.
بهرحال هرکس هر تخیلی میکنه هر چیزی مینویسه یا میخونه و ازش لذت میبره، خودش هم با اون جنس بیگانه نیست. اگر داستان ابتذال و بی اخلاقی و بی بند و باری و لذت طلبی صرف حیوانی بدون اصول و حد و مرز رو میخونید و لذت میبرید، پس خودتون هم از همون جنس هستید.
تمام این حرفها و بحث من در اصل از یک دفاع از خود شروع شد، و در ادامه هم بیشتر ماهیت هم اندیشی و بحث و تحلیل منطقی داره؛ نهایت یک انتقاد. فرمانی به کسی ندادم.
حالا شما که ادعای خرد و عقل و دانش و اخلاق میکنید، تاحالا جز نامربوط چیزی نگفتید و نتونستید درمورد اصل موضوع چیز خاصی ارائه بدید و نظر من رو بصورت مستدل و مستند رد کنید. من فقط بهتون آگاهی و هشدار دادم. میخواید قبول کنید میخواید نکنید.
از اونجا که دوستان خودتون اومدن توی تاپیک من گفتن همش کس شعر میگی و چیزهای بیخود و بی ارزش کلی مینویسی، منم گفتم داستانهای مسخرهء تالار اروتیک شما که کس شعرتره آدم علاف تر میخواد که بره اون اراجیف رو بنویسه یا بخونه. جناب مهربد در پاسخ فرمودن که نمیدونم برای شناخت طبیعت و آماج انسان و این چیزا خوبه و من خودم میخونم و لذت میبرم و اینها، و دوتا کس شعر و روایت اراذل و اوباش شیک پوش رو درحد سوژه های تحقیقات علمی و جامعه شناسی و روانشناسی یا آثار هنری و خلاق و مفید برای جامعه بالا بردن!
١- همهیِ این داستانها را بنگرید, من گذاشتهام.
٢- من جایی به شما نگفتهام چرا چرت و پرت مینویسید (پس بیخود به دیگران میپرید).
٣-
روشن نشد چرا داستانهایِ اروتیک نااخلاقی هستند که از بیخ نباید نوشته میشدند.
٤- در اینکه داستانهایِ اروتیک و سکس نگاهی شسته رفته از انگیزهها و فرانگارهایِ هومنی میدهند هم سخنی نمیرود;
جدایِ آن من جایی نگفتم تنها برای پژوهش اینها را گذاشتهام, گفتم خود ام هم خوشی میبرم و چندتایی داستان نوشتهام.
روشن نشد چرا داستانهایِ اروتیک نااخلاقی هستند که از بیخ نباید نوشته میشدند.
تا حالا شونصد بار گفتم و توضیح دادم که مسئله مخالفت کلی با داستانهای اروتیک نبود. هیچوقت هم نگفتم جلوی اونا رو باید گرفت. فقط گفتم بعضی هاش حتی اگر تخیل و فانتزی و برای سرگرمی باشه، محتوی داستانهای بی اخلاقی و بی بند و باری و هرزگی محض هستن. بنظر من نوشتن و خوندن این داستانها مال آدمهای درست و حسابی نیست. مال آدمهاییه که خودشون هم از همون جنس هستن. مال آدمهای هرزه. آدمهای بی اخلاق. هر بی اخلاقی، چه کوچک چه بزرگ، چه سر بریدن و دزدی کردن چه خیانت دائمی بخاطر هوس و لذت طلبی محض، نوشتنش و منتشر و عمومی کردنش هم بنظر من غیراخلاقی و مضره. و همچنین خوندنش. البته منم ممکنه بعضی وقتا یه چیزهای غیراخلاقی و پلیدی رو بخونم، ولی فقط بخاطر کاربردهای واقعیش و اینکه مثلا یاد بگیرم اطرافم چه آدمهایی هستن چطور فکر میکنن چه ترفندهایی دارن و خودم رو آگاه و آماده و قوی و شجاع کنم دربرابر اینطور چیزها. اما بهرحال یکسری کس شعر دوتا جوجه اراذل و اوباش شیک پوش حالا با برچسب روشنفکر و هنرمند و هرچی که میخواد باشه، فکر نمیکنم چیز خاصی داشته باشه که بخوام بخونم! یه دفه نگاه کردم دیدم دوتا آدم کس شعر دوتا کس شعرهای تکراری خودشون رو نقل کردن بس بود برام. از این آدمها آدم توی خیابون هم که راه میره میبینه و میدونه جریان چیه و چه چیزی در چنته دارن و به چه درد خودشون و دیگران میخورن. این آدمها فقط کس شعر محض هستن و یکسری نوجوان و جوان نادان و هرزه. چیز دیگری در خودشون و داستانهاشون نیست که من ندونم و نداشته باشم و بتونم از اونا بدست بیارم. حالا هرکس میخواد بنویسه هرکس هم میخواد بخونه، من شخصا نمی نویسم چون نوشتن ابتذال و بی اخلاقی رو هرچند تخیلی، غیراخلاقی میدونم، و هیچوقت هم اینقدر علاف و از اون جنس نیستم که وقت و انرژی خودم رو صرف خوندن چنین کس شعرهای محضی بکنم و ازش لذت هم ببرم!! بحث فقط اروتیک بودن نیست. من اصلا به اروتیک بودنش کاری نداشتم. بحث خیانت و هرزگی محض و عادی بودن اینها برای بعضی افراد بود که حداقل توی بعضی از این داستانها روایت شده. حالا میخواد واقعی باشه میخواد تخیلی باشه، بهرحال اونا رو ارزشمند و توجیه نمیکنه برای نوشتن و خوندن. البته فکر میکنم این تم بصورت محدودتر و پنهان تری در خیلی دیگر از داستانهای اروتیک هم وجود داشته باشه.
شما هم تکلیف خودتون رو بالاخره مشخص کنید. از یک طرف میگید اخلاق رو قبول دارید، ولی از طرف دیگر انگار در روابط جنسی و سکس اصلا اخلاق مطرح نیست و هیچ قاعده و محدودیتی نداره. بالاخره چیزی مثل هوس بازی و هرزگی و بی بند و باری و خیانت راحت و مدام در این روابط رو غیراخلاقی/غیرخردمندانه میدونید یا نه و چرا؟
حث اصلا میدونی از کجا شروع شد؟ از اونجا که دوستان خودتون اومدن توی تاپیک من گفتن همش کس شعر میگی و چیزهای بیخود و بی ارزش کلی مینویسی، منم گفتم داستانهای مسخرهء تالار اروتیک شما که کس شعرتره آدم علاف تر میخواد که بره اون اراجیف رو بنویسه یا بخونه. جناب مهربد در پاسخ فرمودن که نمیدونم برای شناخت طبیعت و آماج انسان و این چیزا خوبه و من خودم میخونم و لذت میبرم و اینها، و دوتا کس شعر و روایت اراذل و اوباش شیک پوش رو درحد سوژه های تحقیقات علمی و جامعه شناسی و روانشناسی یا آثار هنری و خلاق و مفید برای جامعه بالا بردن!
این شما بودید ظاهرا جناب مزدک که بدون اطلاع از ریشهء این بحث و منظور بنده پریدید وسط و اشتباه متوجه شدید.
خب در اینجا هم ۴ ایرنگ فرنودین داشتید: ١- نخست اینکه باید کسی را که شمارا نکوهش کرده ، به زیر آفند ببرید. شما به مهربد تاختید که تا جاییکه یادم است، کاری به شما نداشت
٢- به شما گفتند که همه ی جستار هایی که زدید یاوه است. شما باید نشان میدادید که دستکم یک جستارتان یاوه نیست.
۳- اگر نشان بدهید که دیگران هم جستار یاوه زده اند، بازهم بسنده نیست چون سخن بر سر "همه" جستار هایی بود که یکی ساخته است. ۴- اگر تازه کسی را می یافتید که همه ی جستارهایش پوچ است، تازه میشد "تو هم بدی"
خب در اینجا هم ۴ ایرنگ فرنودین داشتید: ١- نخست اینکه باید کسی را که شمارا نکوهش کرده ، به زیر آفند ببرید. شما به مهربد تاختید که تا جاییکه یادم است، کاری به شما نداشت
مهربد اومد وسط بحث و شاید درست متوجه نشده بود که منظور من چی بوده و از اون جستارهایی که من منظورم اونا و محتواشون بود دفاع کرد. حالا مشکل از منه؟ به من چه که طرف دقت نمیکنه یا خودش رو میزنه به اون راه؟ ایشون هم همهء اون جستارها رو زده باشه بهرحال فرقی نمیکنه، دیگرانی که به من میان میگن تاپیک هات محتوی نداره و همش کس شعره یعنی اون جستارهای کس شعر تالار اروتیک رو نخوندن و پاشون thanks نزدن؟ منهم به مهربد نتاختم! من دربارهء اون جستارهای خاص با اون محتوای خاص صحبت کردم و نظرم رو دربارهء نویسندگان و خوانندگان اونا گفتم. بحث کلی بوده. حالا میخواد مهربد جزوش باشه میخواد نباشه. بحث میکنه منم باهاش بحث میکنم. از شخص خودش یادم نمی آد شکایتی کرده باشم یا گفته باشم چرا میذارید چنین تاپیک هایی رو.
٢- به شما گفتند که همه ی جستار هایی که زدید یاوه است. شما باید نشان میدادید که دستکم یک جستارتان یاوه نیست.
من به خودم زحمت نمیدم که چنین چیزی رو ثابت کنم. هرجور میخواید فکر کنید. مگه هر علافی اومد به آدم یه ایرادی گرفت آدم مثل خودش علافه یا اثبات منطقی و مطلق اون مسئله به چنان افرادی براش ارزش داره که بصورت بدون قید و شرطی بره و مایه بذاره کون خودش رو بخواد پاره کنه که ثابت کنه بهشون؟ من همین که خود طرف رو زیر سوال بردم و به موارد مشابه اشاره کردم از نظر خودم کفایت میکنه و دنبال اثبات کامل و روشن و قطعی چیزی نیستم. هیچوقت هم ادعا نکردم که نظراتم درمورد مطالب خاصی در مورد اون تاپیک های خاص دیگران حتی اگر ثابت بشه درست هستن، دلیلی برای یاوه نبودن تاپیک های خودم هست. وقتی چنین ادعایی نکردم، پس مغلطه ای هم درکار نیست. وقتی وظیفهء اثبات چیزی رو به صرف درخواست دیگران ندارم، مشکلی هم درکار نیست. مثل شما که تاپیک اروتیک زدید الان من بگم اثبات کنید که یاوه نیستن بعد شما میای اینقدر به خودت زحمت میدی کون خودت رو پاره میکنی که به من ثابت کنی یاوه نیستن؟ نه هرکس مختاره. اگر شما برات مهمه که به دیگران ثابت کنی و قانع بشن و قبول بکنن، تلاش برای اثبات میکنی، اگر نه مجبور نیستی و شرط تاپیک زدن و مطلب گذاشتن در فروم هم هم اثبات و قانع کردن دیگران نیست.
۳- اگر نشان بدهید که دیگران هم جستار یاوه زده اند، بازهم بسنده نیست چون سخن بر سر "همه" جستار هایی بود که یکی ساخته است. ۴- اگر تازه کسی را می یافتید که همه ی جستارهایش پوچ است، تازه میشد "تو هم بدی"
گفتم که من به مهربد بطور خاص کاری ندارم. بحث من درمورد محتوا و ارزش و هدف یکسری مطالب خاص بود و تحلیل منطقی از دید اخلاقی کردم و اینکه چه ارزش و کاربردی میتونن داشته باشن و بنظر من به چه دلیلی افرادی که چنین مطالبی مینویسن یا میخونن چه شخصیت و تمایلات واقعی دارن. حالا مهربد اومد وسط با من بحث کرد سر این خب مشکل کجاست؟ من متوجه نشدم! واسه من مهم نیست تاپیک رو کی زده. فقط خواستم حال بعضیا رو بگیرم و تناقضات میان ادعاها و نشانه ها و رفتار عملی اونا رو نشون بدم. همهء اینا هم آتیشی بود که اون ترول کار جناب آقای Theodor Herzl روشن فرمودن که دیگه برای جمع کردنش خبری ازشون نشد! جالب اینکه خودش این کارها رو میکنه و چیزها رو میگه بعد شکلک ترول هم پاش میذاره!! این چه مدیری چه کشکی چه دوغیه آخه!! یه مدیر خودش ترول میکنه و شکلک ترول میذاره. راستی اینجا مثل اینکه همه کشکی مدیر میشن. یا قضیه فامیلی ای روابط سکسی ای چیزیه شاید؟ 😜 بیاید منم مدیر کنید خب 😃
خیلی ها فکر میکنن من بهشون اعتماد دارم و فکر بدی درموردشون نمیکنم، ولی من به اونا اعتماد ندارم و بارها توی ذهنم درگیری و خون ریزی رو با همون افراد تصور میکنم.
والا من هیچوقت این چیزها رو پنهان نکردم. همیشه گفتم نسبت به زندگی و دیگران دید جنگ و رزم دارم.
حداقل ظاهر و باطنم یه چیز بوده.
من بهشون اعتماد ندارم خب دلیل هم دارم و سعی میکنم آماده باشم. دقیقا هم بله فکری که میکنی با نگرش و رفتار احتمالیت در آینده تطابق داره. حالا این چطور چه تناقضی با این بحث داره و چطور شما مدعیان خرد و اخلاق و تمدن رو تبرئه میکنه بنظرتون، نمیدونم!
همونطور که گفتم من دنبال اثبات خودم نبودم و نیستم، فقط میخواستم تناقض و مشکل داشتن بعضی ها رو به رخ بکشم.
خب همین که داری میگی فرض اشتباه و اثبات نشده است. کجا کی بحث من راجع به همهء جستارهای اونم یک شخص خاص بوده؟ من اصلا با مهربد کاری نداشتم جواب به Theodor Herzl دادم خواستم بگم فقط من کس شعر نمیگم و بنظر من هم یکسری تاپیک ها و مطالبی که در تالار اروتیک گذاشته و خونده میشه کس شعره. نه تنها کس شعر، بلکه حتی غیراخلاقی و مضر. بارها هم تاکید کردم که منظور من اون جستارهای خاص با محتوای خاص هست. نه تمام جستارهای تالار اروتیک یا یک شخص خاص. اصلا بگو تاپیک ها و مطالب من کس شعر. برام مهم نیست. من خواستم حال بعضی آدمهای لوده از خود راضی و ترول کار و کسانی که فکر میکنن خیلی روشنفکر و باشخصیت و خردمند هستن ولی درواقع شاید جزو اراذل و اوباش باشن رو بگیرم و ماهیتشون رو با دلیل افشا کنم. بله عزیزم کسی که مطلب غیراخلاقی مینویسه و میخونه و لذت میبره، خودش هم یه مشکلی داره و حتی اگر تخیل و فانتزی بوده باشه بازم توجیه نمیشه. من اگر بنویسم سر مزدک رو بریدم چون هوس کردم و خواستم تفریح کنم #$% #$%@@ @%^#&^ #$&$%^* %$*# $& #$&#^، این فانتزیه، ولی اخلاقی نیست و نشون میده که فکر و شخصیت من مبتذل و حیوانیه و به این چیزها گرایش دارم (حداقل اینکه براش زشتی و نادرستی قائل نیستم و بخاطر منافع خودم ممکنه چنین کارهایی هم بکنم اگر فرصتش باشه و هزینه ای برام نداشته باشه). برای خوانندگان و جامعه هم چنین مطالبی مفید نیست که شاید خطرناک و مضر هم باشه و ترویج بکنه؛ هرچیزی میتونه از حرف و فکر و ساده انگاری شروع بشه تا نهایتا بصورت عملی بروز کنه. اول قبح از بین میره. شماها که ادعای اخلاق و تمدن دارید نباید اینطور مطالب محتوی مسائل مبتذل و غیراخلاقی مثل خیانت روزمره رو تهیه و نشر کنید. اینا کار بچه هاست و نوجوان های نادان و مبتذل. کسی هم که این مطالب براش جالب باشن و تفریح باشن و لذت ببره، حتما خودش یه مشکلی داره! مگه میشه آدم حسابی از خوندن چرت و پرت و زشتی و خشونت و خودخواهی و حیوانیت و هرج و مرج محض لذت ببره و اون رو مفید و آموزنده بدونه؟
عزیز من این جه وضعه مثال زدنه ؟ بحث صریح و رک و بدون نوشابه باز کردن رو گویا با توهین مستقیم اشتباهی گرفتید!!!!
همونطور که گفتم من دنبال اثبات خودم نبودم و نیستم، فقط میخواستم تناقض و مشکل داشتن بعضی ها رو به رخ بکشم.
آری، میدانیم که میخواهی "به رخ بکشی"، ولی در تلاشی مذبوهانه برای نشان دادن تناقض در سخنان ما بعلت وجود نداشتن قوای ذهنی لازم، گل بخودی میزنی lol
من و دیگر دوستان مدعی اخلاق اینجا تنها شرط اخلاقی بودن سکس را نبود اجبار به سکس ( نبود تجاوز) میدانیم. بنابراین بی بند و باری و... از نظر ما در خودش مشکل اخلاقی ندارد. بنابراین همانطور که گفتید در راستای هدف شما که خود بروشنی اعلام کردید یعنی "حمله به ما به هر قیمیت و نه حقیقتجویی"، بفرمایید ایراد اخلاقی اینها را بما نشان دهید (با توجه به چرند دانستن بچهدار شدن و خانواده در نظر شما این ادعا برای من جالبتر از ادعاهای دینداران و افراد سنتیست !!) ... دوستان این بحث اخلاقی بودن یا نبودن فانتزی بنظر من در کل بحث جالبیست و به نظر من بد نیست اگر به آن پرداخته شود بنظر من فانتزی یک کار لزوما غیر اخلاقی نیست چنانچه بنابرآمار اکثر زنان فانتزی مورد تجاوز قرار گرفتن را دارند ولی گمان نکنم از آن بشود استدلال کرد که زنان مدعی هستند (خودشان خودآگاه باور دارند) تجاوز به آنها عملی اخلاقیست.
This study evaluated the rape fantasies of female undergraduates (N = 355) using a fantasy checklist that reflected the legal definition of rape and a sexual fantasy log that included systematic prompts and self-ratings. Results indicated that 62% of women have had a rape fantasy, which is somewhat higher than previous estimates. For women who have had rape fantasies, the median frequency of these fantasies was about 4 times per year, with 14% of participants reporting that they had rape fantasies at least once a week. In contrast to previous research, which suggested that rape fantasies were either entirely aversive or entirely erotic, rape fantasies were found to exist on an erotic-aversive continuum, with 9% completely aversive, 45% completely erotic, and 46% both erotic and aversive.
البته در مورد فانتزی درگیری و خونریزی با دوستان و اطرافیان اینطور نیست و اتفاقا اگر فانتزی کشتن اطرافیانتان را آن هم بخاطر نبود اعتماد دارید احتمالا یک ایراد اساسی روانی دارید !! در پایان خاطر نشان میکنم یکی از داستانهایِ اروتیک اینجا در نظر من بسیار ارزشمندتر از کل نوشتههایِ شماست سرجمع !!
بازم که شما کم آوردید و مثل کسانی که ازشون انتقاد میکنید (مانند اسلامیست ها و جمهوری اسلامی) رو به سانسور و بستن دهن دیگران آوردید!!
من چیزی که گفتم بقول خود مزدک فانتزی بوده، بعدشم تازه مثال بوده، و بقول خود مزدک با چیز واقعی فرق میکنه و مشکلی نداره!! خودش هم که چیزی نگفت در این مورد با اینکه قبلش هم مثال زده بودم.
...
از جاییکه دسترسی شما بسته شده من نمیتوانم پیغام اتان را پاسخ دهم.
هر آینه من که اینجا گرداننده نیستم دیگر فُلانی جان, هیچ دسترسیِ بیشتری هم از شما ندارم.
دلیل اخراج هم بددهنی و کاربرد نمونههایِ زننده بوده که در اینباره باید به گردانندگان حق
داد, ولی ٢ ماه برای همچو چیزی درست نبود, که گویا کردند "اخراج همیشگی".
با سیاستهایِ گردانندگیِ @Theodor Herzl هم من کوچکترین همراهیای ندارم و اگر دست من بود یک گوشزد* میدادم و بس
(;
* که اگر به یاد داشته باشید پیشتر که گرداننده بودم هم به شما برای دشنامگویی یکراست به @sonixax تنها گوشزد داده بودم.
با سیاستهایِ گردانندگیِ @Theodor Herzl هم من کوچکترین همراهیای ندارم و اگر دست من بود یک گوشزد* میدادم و بس (;
ایشان زمان بازداشت نام کاربری جدید ساختند که این کار به خودی خود اخراج دائمی را همراه دارد ، در پیام خصوصی هم هرچه از دهانشان در آمد به ما گفتند
پاسخ از جانب کاربری که سانسورش کردید!lol بازم که شما کم آوردید و مثل کسانی که ازشون انتقاد میکنید (مانند اسلامیست ها و جمهوری اسلامی) رو به سانسور و بستن دهن دیگران آوردید!! من چیزی که گفتم بقول خود مزدک فانتزی بوده، بعدشم تازه مثال بوده، و بقول خود مزدک با چیز واقعی فرق میکنه و مشکلی نداره!! خودش هم که چیزی نگفت در این مورد با اینکه قبلش هم مثال زده بودم. حالا شما نادان ها بازم تناقض خودتون رو نشون دادید و اینکه فقط یه سر ور ور میکند و کس شعر میبافید و در عمل خودتون هم با حیوانات دیگری که اسمشون انسانه هیچ فرقی ندارید.
حضرت Theodor Herzl، این اسرائیلی کثیف هم که آتیش رو خودش روشن کرده بود با ترول کردن آشکار و چند بار در تاپیک های بنده که البته طبق معمول باهاش هیچ برخوردی نشد و فقط کاربر عادی رو اخراج کردید، خودش خوب ماهیت امثال شما سگ های کثیف رو افشا کرد، اونم اینکه عملا شما هیچ قید و بندی در مسائل جنسی (و بطور کلی هرجایی که منافع شخصی و لذت خودتون مطرح باشه) قائل نیستید! این ابله مثل اینکه فراموش کرد که مسئلهء جنسی یه مسئلهء ایزوله از روابط دوستی و اعتماد و عواطف و مسائل انسانی نیست خیلی وقتها. اسرائیلی کس مغز ابله! نادان تو پس به اون قوم کونی خودت هم پس نباید وفاداری داشته باشی. نه؟ وقتی با یکی دوست هستی پس از پشت بهش خنجر میزنی نه؟ اصلا دوستی دیگه چه معنی داره و واسه چیه وقتی پشتش هیچ احساس مسئولیت و صداقت و تعهدی وجود نداره؟
ریدم به اون شخصیت گند و گه همتون. ابله های آشغال!
کس کش های مادر قحبه (شما که مشکل نمیدونید و دوست دارید اینطور بی بند و باری ها رو؛ نه؟ مادرتون مگه حق نداشت سکس و بی و بند و باری کنه؟) زیر عنوان همشون یه لقب مسخرهء مدیر زده، بعد خودشون ترول میکنن میریزن سر یه نفر مسخرش میکنن همه جور توهین میکنن درحالیکه طرف صداقت داشته و اعتماد کرده اومده یه مسائلی از خودش رو گفته.اصلا همینکه این همه مدیر ریختن سر یک کاربر عادی و اینطور ناجوانمردانه چند نفر به یک نفر و مسخره و توهین هم میکنن، و کاربر رو اخراج کردن و جلوی دهنش رو گرفتن و بعد خودشون هرچی میخوان میگن اما کسی با خودشون که البته خودشون هستن کاری نداره، نشون میده که شما چه کثافت هایی هستید و خودتون هم با بقیه انسانها و اراذل و اوباش عملا تفاوت چندانی ندارید. فقط یه توهم دارید فکر میکنید که فرق دارید. اونم واسه اینه که کارهای خودتون رو توجیه کنید و تا میتونید سکس کنید و عیاشی کنید که لذت دنیا رو ببرید.
خلاصه یه کاری میکنم که گریتون دربیاد. منکه پوستم کلفت تر از این حرفهاست. ولی اینا رو گفتم که یخورده ضایع بشید بدونید که شما هم به وقتش و در آزمایشهای سخت زندگی پخ خاصی نیستید. وقتی آدم همه جور عیاشی و سکس و بند و بساطش براه باشه که ادعای آدمیت کردن و خردگرایی و اخلاق کاری نداره. راست میگی اون موقع که سخته و منافع و اعتبار خودت در خطره بزرگ از خودت یه چیز متفاوت نشون بده. شماها هم همه کلیشه های تکراری بشریت هستید و خودتون هم جزیی از جریان های توده ای. البته زیاد ناراحت نشید. خواستم یخورده فقط کونتون بذارم. بالاخره بی و بند و باری و سکس که مشکلی نداره. منم اینطوری مجازی حال میکنم طور دیگش رو ندارم. lol