درود بر شوالیهی نامرده، به این جستار خوش آمدید دوست گرامی 🌹 صندلی داغ پرچالش و جالبی خواهد بود.
پیش از آغاز پرسشهای استاندارد، من یک سوال شخصی از شما دارم که اگر مایل نیستید میتوانید پاسخ ندهید، وانگهی مایهی سردرگمی بسیاری در من شده، چراکه تا امشب گمان میکردم شما زن هستید، اما ناگهان یادم آمد که شناسهی کاربریتان «شوالیه» دارد... ماجرا از چه قرار است؟
بعد از این، فهرست نوسازی شدهی پرسشها با تغییراتی جزئی خدمت شما:
1. چه عنصری را در روابط اجتماعی از باقی مهمتر میدانید؟ توضیح بدهید.
2. در این محدودهی این فرتور خود را در کجا(ها) میبینید؟ اندکی روشنگری بکنید.
3. در زندگی روزمره آیا مقید به اصول اخلاقی مشخصی هستید یا نخست به نتیجهبخشی اعمال خود توجه میکنید؟
4. آیا در زندگی شما نقطهی دگرگونی برجستهای وجود داشته؟ لحظهای، رخدادی، شخصی ... که زندگی شما به پس و پیش از آن تقسیم بشود؟ اگر بله، بدون ذکر جزئیات، حالات خود و چگونگی آن تغییرات را توصیف بکنید.
5. با استیصال چه میکنید؟ یعنی اگر تمام آنچه ممکن است را برای حل یک مشکل انجام دادهاید اما همچنان عاجز ماندهاید، برای کنار آمدن با عجز منتج چه طریقی را برمیگزینید؟
6. به باور شما برابری مهمتر است یا آزادی؟
7. موثرترین شخص در زندگی شما که بوده؟ بدون درج اطلاعات شخصی، کمی پیرامون چگونگی اثرگیری خود توضیح بدهید.
8. آیا تا بحال آرزوی مرگ کسی را کردهاید؟ اگر بله، توضیح بدهید.
9. به نظر شما آیا کیفیت زندگی بشر از منظر زمانی درحال صعود بوده یا سقوط؟
10. کدامیک از این دو را دستاورد مهمتری برای بشر تلقی میکنید: هنر، یا دانش؟
11. آیندهی نزدیک جهان و ایران را از منظری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی چگونه میبینید؟
12. آیا حاضر هستید برای تحقق آرمانهای خود جانتان را به خطر بیاندازید؟
13. آیا حاضر هستید برای تحقق آرمانهای خود جان دیگران را به خطر بیاندازید؟
14. آیا مذهب و دانش را آشتیپذیر میدانید؟
15. آیا به وجود فضای سیاسی سالم باور دارید یا اساسا برای این عرصه از زندگی اجتماعی اعتباری قائل نیستید؟
16. آیا با نقوش سنتی زن و مرد در جامعه موافق هستید؟(lol)
17. کدام ورزش، غذا، سبک موسیقی و ژانر سینمایی را ترجیح میدهید؟
18. نظرتان پیرامون فمینیسم، کمونیسم و لیبرالیسم چیست؟
19. اگر وادار به برگزیدن یکی از ادیان ابراهیمی بشوید کدام را انتخاب میکنید؟
20. اگر بنا بود در جزیرهای دورافتاده تنها بمانید، و حق انتخاب یک آلبوم موسیقی، یک فیلم و یک کتاب را داشتید، کدامها را برمیگزیدید؟
21. بدترین و بهترین ویژگی خود را چه میدانید؟
22. بدترین و بهترین ویژگی نوع بشر را چه میدانید؟
23. اگر میتوانستید سه چیز را در جهان تغییر بدهید، آن سه چیز چه میبودند؟
24. همنشینی با آدمهای مشابه خودتان را ترجیح میدهید یا با اشخاص متفاوت؟
25. دیدگاه شما پیرامون مرگ چیست؟ 26. انتظار و امید وجود چه پرسشی(ها) را در این مجموعه داشتید که آنرا نمیبینید، خودتان آن(ها) را مطرح بکنید و پاسخ بدهید.
شما از امشب یک هفته فرصت دارید به این 26 سوال پاسخ بدهید. دوستان تا جایی که میتوانند از مطرح کردن پرسشهای خود از دوست گرامی مصاحبهشونده تا پایان سوالات استاندارد پرهیز بکنند تا مبادا حجم عظیم پرسشها مایهی دلسری ایشان بشود. پس از مهلت یک هفتهای فرصت چند روزهای به شما داده میشود برای طرح سوالات خودتان.
پیش از آغاز پرسشهای استاندارد، من یک سوال شخصی از شما دارم که اگر مایل نیستید میتوانید پاسخ ندهید، وانگهی مایهی سردرگمی بسیاری در من شده، چراکه تا امشب گمان میکردم شما زن هستید، اما ناگهان یادم آمد که شناسهی کاربریتان «شوالیه» دارد... ماجرا از چه قرار است؟
هر فمنیستی زن نیست،هر زنی فمنیست نیست:))
ولی جدی اگر
موجود ماده ای دیدی که این سبک آواتار و لحن گفتار رو داشته باشه بهم معرفیش کن حسابی میخوام مطالعش کنم:))
خیر من زن نیستم ولی زنان را بسیار دوست دارم،البته نه به سبک امام راحل:))
1. چه عنصری را در روابط اجتماعی از باقی مهمتر میدانید؟ توضیح بدهید.
این از اون دسته پرسش هایی هست که به دلیل مربوط بودن به اجتماع درکش برام سخت بود مجبور شدم از دوستان تقلب کنم تا بهتر منظورش رو متوجه بشم:))
اگر منظور نیروهای بیرونی باشه من فرگشت رو از هرچیزی مهم ترمیدونم،البته اثر فرگشت بیولوژیک رو میپذیریم ولی فرگشت فرهنگ، اقتصاد، سیاست و... به طور کلی میم ها رو مهم تر از هر چیز میدونم.هر مقدار چیزی بتونه در این فضا فرگشت وار رشد کنه و تبدیل به عنصر غالب میشه.
اگر از نیروهای بیرونی صرف نظر کنیم خوشی و ناخوشی روانی رو نه فقط در روابط اجتماعی بلکه در همه ابعاد رفتار انسان ها مهمترین عنصره.حتی بیمارگونه ترین و نادرترین روابط اجتماعی یک نوع خوشی روانی یا اجتناب از ناخوشی روانی دیده میشه.بنابراین هر جا درصد بالایی از خوشی روانی مثل ستوده شدن وجود داشته یاشه طبیعتا اهمیت بالاتری در روابط اجتماعی داره.
3. در زندگی روزمره آیا مقید به اصول اخلاقی مشخصی هستید یا نخست به نتیجهبخشی اعمال خود توجه میکنید؟
پایبندی ناخوداگاهم بیشتره تا اینکه آگاهانه دست به انتخاب های اخلاقی بزنم.مثلا وقتی راست گویی یا آزادی جایی بهش خدشه وارد میشه تنفرم، ناتوانی از نقض کردن اینها و... بیشتر نتیجه یک واکنش ناخواداگاه فلج کنندست، میشه گفت بر اساس امیال ناخوداگاهم به دنبال چرایی اخلاقی بودن اینها رفتم:)با این حال در داوری اخلاقی آگاهانه ساده گیری بیشتر و سرسختی کمتری بروز میدم.
گهگاه میتونم معیارهای اخلاقیم رو اگر نتیجه چشمگیر باشه در سطح کمی نادیده بگیرم:)
4. آیا در زندگی شما نقطهی دگرگونی برجستهای وجود داشته؟ لحظهای، رخدادی، شخصی ... که زندگی شما به پس و پیش از آن تقسیم بشود؟ اگر بله، بدون ذکر جزئیات، حالات خود و چگونگی آن تغییرات را توصیف بکنید.
بی تردید در لحظه وجود داشته ولی به یاد ندارم روی چیزی بیش از خودم و اندیشه و رفتار خودم به عنوان عامل دگرگونی حساب بازکرده باشم و چیزهای بیرونی دیگه از نطر من بی اهمیت هستند.
5. با استیصال چه میکنید؟ یعنی اگر تمام آنچه ممکن است را برای حل یک مشکل انجام دادهاید اما همچنان عاجز ماندهاید، برای کنار آمدن با عجز منتج چه طریقی را برمیگزینید؟
کمی افسردگی در مدت کوتاه(حداکثر یکی دو روز)،تازه اگر مورد حاد و شدیدی باشه.در هر حال واکنش نهایی من تاخیر در مواجه تاخیر و حمله مجدد به توان بیشتر به مشکل یا دور زدن مشکل و بی خیال شدن هرگونه مواجه باهاش هست.کلا نمیزارم خودمو زیاد اذیت کنم:))
از نطر من چیزی مهمتر از آزادی وجود نداره چه از لحاظ اخلاقی و چه سیاسی.
من ارزش زندگی انسان و هرچیزی که در اون هست در درجه اول مرتبط به آزادی میبینم،هر مقدار از آزادانه بودن چیزی کم بشه ارزشش هم کمتر میشه.بنابراین برابری رو هم در درجه اول برابری آزادی انسان ها میبینم.
سیاسی به این دلیل که آزادی مهمترین کالای سیاسی هست!:)
7. موثرترین شخص در زندگی شما که بوده؟ بدون درج اطلاعات شخصی، کمی پیرامون چگونگی اثرگیری خود توضیح بدهید
البته من واقعا سخته برام کس دیگه ای رو در زندگیم موثر تصور کنم:))با این حال پدرم بی تردید در تقویت بخش هایی از شخصیتم که دوسشون دارم نقش داشته البته دقیقا به خاطر تلاشش برای زدودن این بخش هاست:))
من از لحاظ اجتماعی سر به راه ولی در روابط خانوادگی به شدت آزادی خواه شدم به خاطر شخصیت دیکتاتورمآبانه پدرم با این حال تخصص و منطق گراییم تا حدی بهش شبیهه:)
9. به نظر شما آیا کیفیت زندگی بشر از منظر زمانی درحال صعود بوده یا سقوط؟
البته کیفیت رشد زیادی داشته هرچند هرزچندگاهی دچار کاهش های ناگهانی شده ولی کلا روندش افزایشی بوده.فقط اینکه به این راحتیا رضایتی حاصل نمیشه، همش هم زیر سر این نوستالوژی استکباری هست که به نطر من بهتره به زباله دونی تاریخ انداخته بشه:))
10. کدامیک از این دو را دستاورد مهمتری برای بشر تلقی میکنید: هنر، یا دانش؟
هنر دستاورد بشر نیست حداقل نه در مقایسه با علم.هنر یک چیز ذاتی هست که در بعضی انسان ها زمینه بروز بهتری داره(و البته محیطم روش تاثیر داره)البته خلاقیت که من ریشه اون رو هنر میدونم از دانش مهمتره.
در مقابل دانش حقیقتا دستاورد بشر هست، یک دستاورد غیرطبیعی و به همین دلیل هست که بدون آموزش عده زیادی درگیر فعالیت های علمی نمیشند(بر خلاف علم) و با آموزش هم همچنان عده کمی واقعا دانشمند هستند ولی همین تعداد کم کل تاریخ ما رو دگرگون کرده:)
بنابراین به عنوان دستاورد بشریت دانش گزینه من هست.
11. آیندهی نزدیک جهان و ایران را از منظری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی چگونه میبینید؟
جهان به خاطر تجربه های گذشته و از اون مهمتر تکنولوژی های جدید مثل اینترنت در نظر من چند تغییر رو ممکنه در آینده نزدیک بوجود بیاره.
اولیش تضعیف شدن دولت ها و به تبع اون ضعیف شدن ناسیونالیسم هست هرچند من این روند رو همین الان هم شروع شده میبینم.حتی به یاد میارم در یک انجمن انگلیسی عده ای فرم حکومتی از طریق رایگیری آنلاین برای هر تصمیم سیاسی رو طلب میکردند و به دنبالش بودند.
دومی که به نطر من بد هست گسترده شدن بعضی چیزهای ناخوشایند مثل نزادپرستی یا باور به دانش نما هست که در اثر سادگی ارتباط و کم بودن میل به تحقیق ممکنه ادامه پیدا کنه البته ممکنه با گذشت زمان در این بخش ها کاهش بیشتری رو شاهد باشیم.
سومیش که هم خوب و هم بد به نطرم هست اینه که به خاطر عرضه شدن محتوای زیاد خیلی چیزها نسبی میشند و مدارا وتحمل دیگران یبشتر میشه و خب البته اندیشه های بی مایه هم از این فضا میتونند نهایت سواستفاده رو بکنند.
در مورد ایران من سقوط جمهوری اسلامی رو قطعی میدونم ولی اگر بتونه زمان یبشتری بخره احتمال انقلاب خشونت بار و به تبعش حکومت دیکتاتوری در آینده بیشتر میشه.البته این در حالتی هست که با آمریکا شاخ به شاخ نشه و حمله نظامی گسترده صورت نگیره:)
این هم از پارت اول1:)) فقط پرسش 2 موند چون من اینها رو چند ساعت پیش جواب داده بودم این یدونه رو با بقیه پارت 2 پاسخ میدم:))
هر فمنیستی زن نیست،هر زنی فمنیست نیست:)) ولی جدی اکر موجود ماده ای دیدی که این سبک آواتار و لحن گفتار رو داشته باشه بهم معرفیش کن حسابی میخوام مطالعش کنم:)) خیر من زن نیستم ولی زنان را بسیار دوست دارم،البته نه به سبک امام راحل:))
با پوزش برای پارازیت, برای منم جای پرسش بسیار داشت که امیر چگونه بانو دیده بود تو را, به نگرم امیر یک فمینیستِ راستین که بی هیچ پیشداوریای توانسته بود تو را زن ببیند, اگر نه که من تا هزار سالِ دیگر با این پیش داوریهایِ خودم همچین برداشتی نمیکردم 😆
با پوزش برای پارازیت, برای منم جای پرسش بسیار داشت که امیر چگونه بانو دیده بود تو را, به نگرم امیر یک فمینیستِ راستین که
بی هیچ پیشداوریای توانسته بود تو را زن ببیند, اگر نه که من تا هزار سالِ دیگر با این پیش داوریهایِ خودم همچین برداشتی نمیکردم 😆
الان ما تمامی عوامل خستگی، نوشیدنی های الکلی و هر چیزی که احتمالا روی ادراکش تاثیر بزاره رو در نظر نگرفتیم:))
آخرین موردی که یک نفر من رو شدیدا اشتباه تصور میکرد، یک مرد سی و چند ساله با زن و بچه تصور شده بودم ولی همچنان اون تصور برام پذیرفتنی تره:))
الان ما تمامی عوامل خستگی، نوشیدنی های الکلی و هر چیزی که احتمالا روی ادراکش تاثیر بزاره رو در نظر نگرفتیم:))
آخرین موردی که یک نفر من رو شدیدا اشتباه تصور میکرد، یک مرد سی و چند ساله با زن و بچه تصور شده بودم ولی همچنان اون تصور برام پذیرفتنی تره:))
من بخاطر فمینیست بودن شما را زن تصور نکرده بودم، همینطور از روز اول فکر میکردم دختر هستید، الان که فکر میکنم نمیدانم چرا. اطمینان هم دارم که چندباری، چند جای مختلف شما را بانو خطاب کردهام. 😚
اگر نهیب نزنید که حرفی غیر علمی است باید بگم از دیدگاه یونگ همه انسانها فارغ از جنسیت بیولوژیکشان در روانشان دارای هر دو بعد زنانگی و مردانگی هستند. که بسته به شرایط بیرونی و حالات درونیشان در هر لحظه یکی از این دو می تواند غلبه بیشتری داشته باشد. احتمالا undead_knight در برخی از پست ها در شرایطی بوده که بعد زنانه شخصیتش غلبه داشته و در همان شرایط امیر خان با او در تعامل بوده. (خدا را شکر که این تعامل در محیط مجازی رخ داده
2. در این محدودهی این فرتور خود را در کجا(ها) میبینید؟ اندکی روشنگری بکنید.
F ایده آل منه و T حالت گذار:)
خب من پیش از آشنایی با هر ایدولوژی تمایلات لیبرالیستی داشتم:)) در هر حال دید من هیچ وقت به چپ مثبت نبود مخصوصا به خاطر محدود کردن آزادی افراد حتی از نوع به اصطلاح نامشروع.ولی خب با گذشت زمان دیدگاهم به چپ متمایل تر شد چون به آزادی های نامحدود حتی در حوزه اقتصادی که به نظرم کم خطر ترینشونه بدبین شدم به این دلیل که فردگرایی و برابری رو نابود میکنند. الان هم خودم رو لیبرال آنارشیست میدونم:)
12. آیا حاضر هستید برای تحقق آرمانهای خود جانتان را به خطر بیاندازید؟
اینکه مستقیما و آگاهانه خودمو در ریسک قرار بدم،نه مگر اینکه واقعا یکی از چیزهایی باسه که سرنوشت بشر رو برای همیشه تغییر بده و خب چون چنین چیزی حتی در آینده نزدیک ممکن نیست بنابراین حاضر نیستم جونمو به خطر بندازم ولی ریسک های غیر مستقیمی که به خاطر باورهام برام وجود داره رو مثل چیزهای دیگه با بیخیالی میپذیرم:))
13. آیا حاضر هستید برای تحقق آرمانهای خود جان دیگران را به خطر بیاندازید؟
هرگز!هرچند ارزش جون من از جون اونها برام بیشتره ولی در خودم حقی رو نمیبینم که حتی کمی ریسک رو برای اونها بوجود بیارم حتی برای اون هایی که شاید خودم وسوسه ریسک کردن براشون رو داشته باشم:)
در اصول خیر ولی در عمل چرا:)من دین رو ایمان محور و دانش رو شک محور میبینم(حداقل نسبت شک در دانش خیلی بیشتره)ولی اگر دین همینطور سعی کنه که خودش رو با علم وفق بده و تا حد ممکن دست از هرگونه ادعایی در مورد جهان فیزیکی ما(چه وجودش، چه کارکردش و چه مدیریتش و حتی اخلاق)برداره اون وقت حداقل در عمل آشتی نسبی برقرار خواهد بود.فعلا هم باید همچنان از سمت دانش به دین فشار وارد بشه تا از هر حوزه مادی و چیزی که به این دنیا مربوط میشه بیرون بره:)
15. آیا به وجود فضای سیاسی سالم باور دارید یا اساسا برای این عرصه از زندگی اجتماعی اعتباری قائل نیستید؟
در ایده آل من سیاست چندان قوی نخواهد بود که اصلا لازم بشه براش اهمیتی قائل شد.از اونجایی که تقریبا همه سیستم های موجود یک نوع سیاست احمقانه و در بهترین حالت کارکردگرایانه رو توجیه میکنند در بهترین حالت ما میتونیم بین ناسالم ها و ناسالم تر ها گزینش کنیم!:))ولی شاید در آینده با تغییر سیستم و الزامی که من در کاهش امکان دست یابی به قدرت زیاد برای هر کس یا هر گروهی رو میبینم بشه واقع سیاست نسبتا سالمی داشت.
16. آیا با نقوش سنتی زن و مرد در جامعه موافق هستید؟(lol)
شدیدا در ستیز با اینها هستم ولی وجودشون در جامعه اگر تحمیلی نباشه پذیرفتنیه.ولی خدایی پاسخ بعضی اینها رو شیشصد بار دادم در این موارد زیاد از ذهنم کار نمیکشم:))
17. کدام ورزش، غذا، سبک موسیقی و ژانر سینمایی را ترجیح میدهید؟
فوتبال یا همون ساکر به عنوان طرفدار:)ولی شنا رو برای ورزش شخصی ترجیح میدم.
غذا همبرگر انتخاب اول و آخر من هست مخصوصا از نوع دوبل:))غذاهای دیگه رو هم کمابیش به جز چندتایی که ازشون متنفر هستم رو دوست دارم:)
کمدی و علمی-تخیلی رو بیشتر از همه دوست دارم در درجه بعدی تراژدی های عاشقانه رو هم میپسندم:)
. نظرتان پیرامون فمینیسم، کمونیسم و لیبرالیسم چیست؟
در جهان اول کمی لوث و از مفاهیم اولیش تا حدی دور شده و البته دغدغه های فمنیستی(حتی از سوی خود زنان) هم با بهتر شدن وضع زنان کمتر شده.در مقابل در کشورهای جهان سوم هم در بعد فرهنگیو هم در بعد سیاسی بهش نیاز هست.در کل میدونی که این جنبش رو تائید میکنم:))
از کمونیسم فقط سوسیالیسمش و از سوسیالیسم هم بیشتر انتقاد از کاپیتالیسم برای من پذیرفتنیه:)یعنی با تمام احترامی که برای مارکس قائلم باید بگم کمونیسم از دیدگاه آبزوردیستی من مذهبی،آرمان گرا، ضد انسان و خطرناک هست و چه بسا خطرش از مذاهبی مثل اسلام هم بیشتر بود چون از لحاظ کارایی و تمامیت خواهی پیشتر بود که میتونست زمین رو تبدیل به حکومت جهانی بردگان بکنه!:)سرنگونی یک حکومت محلی یا چند کشوری بسیار ساده تر از چنین هیولایی هست.
لیبرالیسم هم اصلا توی خون منه:))ولی خب اگر کل جریان لیبرالیسم رو بخوایم حساب کنیم با نیروی مقدس بازار کمی مشکل دارم.در واقع لیبرالیسم در حوزه حقوق افراد و سیاست و محدود کردن حکومت رو بیشتر از لیبرالیسم در اقتصاد و وادادن تمام و کمال به نیروی بازار میپذیرم:)
19. اگر وادار به برگزیدن یکی از ادیان ابراهیمی بشوید کدام را انتخاب میکنید؟
چندان فرقی نمیکنه مهم اینه در چه نوع شرایطی وادار به پذیرفتنش بشم،بین مسلمانان، مسیحیان یا یهودیان افراطی؟!یا در یک جامعه که مذهب در اون نیروی زیادی نداره.اگر اولی باشه همه به اندازه زیادی ناخوشایند هستند و اگر دومی باشه که باور مذهبی تاثیر چندان مهمی رو زندگیم نباید بزاره پس فرقی نداره:)
20. اگر بنا بود در جزیرهای دورافتاده تنها بمانید، و حق انتخاب یک آلبوم موسیقی، یک فیلم و یک کتاب را داشتید، کدامها را برمیگزیدید؟
من در یک شبانه روز حوصلم سر میره از چیزهای تکراری،برای مدت زیاد که اصلا اینها به درد نمیخورند:))سعی میکردم خودمو با چیزهایی که در جزیره هست سرگرم کنم:)
24. همنشینی با آدمهای مشابه خودتان را ترجیح میدهید یا با اشخاص متفاوت؟
آدم هایی که واقعا مشابه خودم باشند رو نمیتونم تحمل کنم:))ولی با کسایی که تا حدی شبیهم باشند راحت تر میتونم سر کنم، کسانی هم که باهام تفاوت دارند یک جورهایی برای تنوع خوب هستند:)
"مرگ پایان زندگی نیست،دریچه ای به جهان دیگر است،من با مرگ نابود نمیشم و..."همچین مزخرفاتی رو مسلما نمیگم:))من از مرگ دوری میکنم،یک چیز ناخوشایند و نخواستنی میدونمش با این حال بین مرگ و پس از مرگ تفاوت قائل میشم.
ترس و نگرانی از ناشناخته ها و چیزی که پس از مرگ هست بیخود و بی دلیله؛چون همونطور که میلیاردها سال پیش من نبودم،میلیاردها سال بعد هم من نخواهم بود. اگر قراره نگران این باشم که چه بلایی سر وجود خودآگاهم پس از مرگ میاد باید قبلش نگران این باشم که چه بلایی سرش قبل از تولدم اومده:))
خوب برای شروع بگو منظورت از انتخاب شوالیه نامرده برای نام کاربریت چیه؟و اساسا شوالیه نامرده مفهومی عام داره در خارج از ذهنت یا اختراع خودته؟
آندد ها در مل موجوداتی هستند که از مرگ برخواستند حس غلبه بر مرگ و البته نداشتن بعضی نیازهای انسانیشون همیشه برای من جذابیت داشته:) شوالیه ها هم دارای هویت افسانه جالبی در ذهن من هستد و ابهت، بی باک بودن و گرایششون به افتخار رو دوست داشتم:) ترکیب این دو یک شوالیه کمی شریر و البته نامیرا و متفاوت رو احتمالا القا میکنه.
با این حال نزدیک ترین کاراکتر موجود در افسانه ها به مفهوم من Witch-king of Angmar ارباب حلقه هاست:)
كمتر كسی حد اقل تو نت دیدم در برابر نظر مخالف هر چند بسیار بسیار غیر منطقی (از دیدگاه خودت) در برابر خشم، توهین،عصبانیت طرف مقابل اینچنین آرامشی داشته باشد.منشا این آرامش كجاست؟ چه چیز باعث میشود از كوره در بروی و واكنش تند نشان دهی؟
كمتر كسی حد اقل تو نت دیدم در برابر نظر مخالف هر چند بسیار بسیار غیر منطقی (از دیدگاه خودت) در برابر خشم، توهین،عصبانیت طرف مقابل اینچنین آرامشی داشته باشد.منشا این آرامش كجاست؟
چه چیز باعث میشود از كوره در بروی و واكنش تند نشان دهی؟
کسی موقع تفریح کردن خشمگین نمیشه:))گفتگوی چالشی چیزی هست که من عاشقشم و هرکدوم از این علائم برای من جذابیت گفتگو رو بیشتر میکنه:)
ولی خب علت فرعی میتونه این باشه که برای پیروزی نیاز به این آرامش هست و من پیروزی در بحث برام مهمتره:))
١. آیا بیرون از اینترنت هم هنگام گفتمان همین اندازه میخندی؟ و اگر آری مایهیِ جدی نگرفتنت نمیشود؟
٢. از چندسالگی دریافتی این اندازه به چیزهای تاریک و مرگ و میرانه میگرایی؟ (:
٣. میان ٤ سالگهِ سال, بهاران, تابستان, خزان و زمستان کدام را از همه بیشتر میپسندی و با روحیه ات سازگاره؟
خنده که آره ولی موقع بحث کردن کاملا جدی هستم:)یعنی اول نکات مورد نطرم رو میگم و در جاهایی با تیکه انداختن و ... میخندم:)) (البته در واقعیت کمتر کسی توان تاب آوردن بیش از مدت کوتاهی بحث کردن با من رو داره)
از همون کودکی به کاراکترهای شر و البته تخیلی علاقه بیشتری داشتم،تقریبا 9 یا 10 سالگی که چیزهای تخیلی بیشتر میخوندم:)در کل کاراکترهای منفی به دلیل آزادی بیشتر و طغیان گری و البتع عجیب بودنشون برام دوست داشتنی بودند:)این ویژگی در مورد تاریکی،نیروهای شر و آنددها(چون به مرگ غلبه کردند) هم درسته.
من شدیدا به نور نیاز دارم و با ابری بودن هوا دچار افسردگی فصلی میشم:))ولی فصل زمستون رو بیشتر دوست دارم اگر میشد شدت نور تابستون در زمستون باشه عالی بود:)
١. نخستین بار که دربارهیِ نگرهیِ کوانتوم شنیدی براشتت چه بود؟ (: ٢. کدام نگرهیِ کوانتوم را از همه پُرگِرایندتر میبینی؟
هیچیش رو نفهمیدم چون خیلی بچه بودم(10 12 سال)،اون موقع از فیزیک نوین فقط E=mc^2 رو شنیده بودم:))ولی خب در کل از زمان آشنایی بیشتر با فیزیک شیفتگی بیشتر هم نسبت به فیزیک کوانتم و نقض کردن پیش فرض های کلاسیکش داشتم.در اصل فیزیک کوانتم رو یک نوع شورشی بین علوم میبینم:))
3-فکرمیکنی کدوم یک برای بحث بیشتر بهت کمک میکنه؟
علوم اجتماعی(جامعه شناسی)-فلسفه-فیزیک-تاریخ
فلسفه رو من پایه بحث میبینم ولی استفاده ای که ازش میکنم بیشتر نامحسوسه:)علوم طبیعی(فیزیک و بیولوژی) راهکار من در مواجه با اکثر پدیده هاست.از سایر علوم انسانی هم یا برای پیروزی در بحث(مثلا استفاده از تکنیک های موجود در بخش هایی از روان شناسی) یا برانگیختن مخاطب نسبتا عام استفاده میکنم:)
اصلاح تا وقتی که ممکن هست و انقلاب اگر خشونت نداشته باشه (فعلا یافت نشده!)با این حال خرده ای بر انقلاب های اجباری نمیشه گرفت،کسانی که راه اصلاح رو میبندند انقلاب رو اجتناب ناپذیر میکنند.
15-به نظرت کدوم یک بیشتر به هم نزدیک اند:شک ورزی و اوهام یا حقیقت پنداری و اوهام؟
شک گرایی فروتنه،این رو بارها گفتم و در مقابل حقیقت گرایی مغروره.
اینجا از معدود جاهایی هست که فروتنی خواستنی و مطلوبه از نطر من چون شک تقریبا شکست ناپذیره برعکس حقیقت گرایی مکررا شکست میخوره و باز هم یک راه اشتباه دیگه رو دنبال میکنه.
16-از نظرت نوع اصیل زندگی رومیشه از اونچه که از تاریخ بهمون رسیده دریافت کرد یا اونچه که مدرنیته در حال ساختن اونه؟
اصالت انسانی در آزادیه،آزاد باید گذاشتش تا هرچیزی رو که میخواد انتخاب و زندگی کنه،باقی چیزها به اصالت انسان مربوط نیست فقط جزئی از انتخاب های انسان هستند:)
- خود شیفتگی تا الان چه زیانهایی براتون داشته؟ -بهترین و بدترین ضرب المثل ایرانی به نظر شما چیه؟ - تا حالا با کسی درگیری فیزیکی داشتید؟! و
اگه همین امروز بهتون بگن می تونید هر پستی که دوست دارید در دستگاه حکومتی جمهوری اسلامی داشته باشید - به جز رهبری! - چه مقامی رو انتخاب می کنید و چه کاری انجام می دید؟
- خود شیفتگی تا الان چه زیانهایی براتون داشته؟
-بهترین و بدترین ضرب المثل ایرانی به نظر شما چیه؟
- تا حالا با کسی درگیری فیزیکی داشتید؟!
و
اگه همین امروز بهتون بگن می تونید هر پستی که دوست دارید در دستگاه حکومتی جمهوری اسلامی داشته باشید - به جز رهبری! - چه مقامی رو انتخاب می کنید و چه کاری انجام می دید؟
درود:))))
-باعث میشه و شده که تلاش زیادی در راه رسیدن به چیزی نکنم و به موفق شدن به جای بهترین شدن بسنده کنم:)به ندرت هم باعث شکستم در مواجه با چیزهایی میشه که دستکم گرفتمشون.
-"خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو"(و البته یکی از کاربردی ترین ها!)هرچند من یک ورژن بهتر هم دارم:خواهی نشوی رسوا،همرنگ جماعت شو...سپس رسوایشان کن!:)) با الهام از این"If you can't beat them, join them, and then beat them"
"بشنو و باور مكن"(به این شدیدا نیاز داریم)
-بلی،البته اخیرا نه و آخریش مال چندین سال پیشه،هیچ وقت درگیری شدید که منجر به کتک زدن یا خوردن های شدید باشه رو هم نداشتم:)
اگر "پسر رهبری" پست بود به نظرم بهترینش بود:))در غیر این صورت مشاور رهبر:)
در هر دو صورت سرنگونی نظام از طریق تحمیق و حذف نیروها و مغزهای متفکر نظام با تقویت جایگاه رهبری و بی اراده کردن سایر مسئولین:)
- اون آواتار قبلیت برام جالب بود. چرا اون عکس رو برای آواتارت انتخاب کرده بودی؟
- چرا در دفترچه از پسند استفاده نمیکنی؟!
- فکر نمیکنی یکم زیادی داری به دیندارها سخت میگیری؟ من فکر میکنم نقش منفی دین رو زیادی داری بزرگ میکنی.
- اینو هم از طرف مسلمینی که باهاشون(تو محیط مجازی) بحث میکنی میگم: چرا دست از سر دینمون بر نمیداری آخه؟
هر کدام که حوصله ات نشد نمیخوام جواب بدی.
-آندد نایت :))ولی خب خیلی برام مخفف پارسی یا انگلیسیش یا کاملش فرقی نمیکنه.
-مفاهیم زیادی میتونست داشته باشه از روشن شدن حقیقت تا ترکیب تاریکی و روشنایی(جهل و دانش) و تعادل این دو!من به دلیل تفسیرهای متفاوتی که ازش میشد کرد انتخابش کرده بودم.
-چون کارکردش رو با تشکر یکی میدونم:)
-اتفاقا اصلا کاریشون ندارم،اون روی من رو ندیدند:))نه دین تنها عامل یا حتی مهمترین عامل بدبختی انسان ها نیست ولی یکی از عوامل مهم و گسترده هست.
-چون به ازای دهنی که از بقیه سرویس کردند باید دهن خودشون هم با اون بقیه همذات پنداری کنه:))
یک روز دیگر هم صندلی داغ شوالیه نامرده را تمدید میکنیم، دوستان گویا این جستار را فراموش کردهاند. ☺️
- چرا به سبک فانتزی علاقه دارید؟
ببخشید امیر عزیز که پستت رو یادم رفت:)
-من به فانتزی بسیار علاقه دارم به این دلیل که واقعیت گاهی وقت ها واقعا مزخرف میشه:))یا به قول انگلیسیا reality sucks:)
نگاه ریشه ای تر این هست که فانتزی آزادی اندیشه و تخیلی رو میده که معمولا واقعیت های سرسخت و راستین اجازه چنین چیزی رو نمیدند،این حس آزادی براستی گرانبهاست:)
و از این جهت فانتزی خیلی مهمه،چون به اندیشه آزادی ای رو میده که مرز مشخصی نداره و خب چه نوع آزادی میتونه از آزادی اندیشیدن فراتر باشه:)
هرچند باید بگم که در نهایت واقعیت از فانتزی برای من پذیرفتنی تره چون هر مقدار هم تلخ و مزخرف و بی روح باشه همچنان وجود داره و گاهی هم حسابی میتونه با توجه به این جمله مارک تواین ما رو شگفت زده کنه:
"truth is stranger than fiction" :)
ممنون از حضور دوست عزیزمان شوالیهی نامرده، 🌹 این جستار بسته میشود. اگر پیرامون مسائل مطروحه چیزی به نظرتان میرسد، میتوانید آنها را در پاتوق، کافه یا جستاری جدید پیش بکشید.
خب با دورِ دومِ صندلی داغِ آندد در خدمتِ دوستان هستیم. اولین پرسشِ من: آرش تصور کن به یک نفر برخوردهای که همه چیز را میداند و تو فرصت داری تنها یک پرسش از او داشته باشی، پرسشات چه خواهد بود؟
خب با دورِ دومِ صندلی داغِ آندد در خدمتِ دوستان هستیم. اولین پرسشِ من: آرش تصور کن به یک نفر برخوردهای که همه چیز را میداند و تو فرصت داری تنها یک پرسش از او داشته باشی، پرسشات چه خواهد بود؟
اینکه چطور میتونم به دانشش دست پیدا کنم. البته اگر شرط بولد شده رو نداشتی همچین درخواستی نمیکردم چون دانشش رو محدود در نظر نگرفتی. اگر این "ممکن" نباشه، چگونگی جاودان شدن پرسش بعدیم هست.
هایوعلیکم:) این بحث های زنانه مردانه داره به تکرار میرسه.برآیندش برای تو چی بوده؟ خودت دختران رو بر چه مبنایی انتخاب میکنی؟(جذابیت یک دختر از نظرت چیه؟)
بچه که بودین دوست داشتین چی کاره بشین؟ - الان دوست دارین چی کاره بشین؟ - بهترین فارومی که عضوش بودی؟ - در مدتی که عضو دفترچه بودی چه تغییراتی در افکار و عقایدت به وجود اومده؟
هایوعلیکم:) این بحث های زنانه مردانه داره به تکرار میرسه.برآیندش برای تو چی بوده؟ خودت دختران رو بر چه مبنایی انتخاب میکنی؟(جذابیت یک دختر از نظرت چیه؟)
هلو هم رزم عزیز:)) راستش واقعا نظر من برخلاف دوستان تغییر نکرده،هرچند مخالفین فمنیسم رو بهتر شناختم.اصولا چون من روی چیزی تعصب ندارم و و معمولا دیدگاهم با جریان اصلی فرق داره اینجور انتقادات هم دیدگاهم رو تغییر نمیده. برآیندش این هست که مثل همیشه باید نتیجه رو به زمان واگذار کنیم.
گفتما:))البته یک حداقلی از قیافه برای من مهمه(موی فر و قهوه ای،هیکل درشت،چشمای درشت و قهوه ای،بینی متوسط و دهن نچندان بزرگ ایده آل ترین قیافه برای منه) ولی شخصیت برای من در
اولویته،اصولا دخترهای جذاب همیشه در مقابل من شوکه میشند که چطور با بولدوزر از روشون رد میشم:))
از دخترهای آسون گیر و باهوش خوشم میاد، سایر ویژگی های مورد علاقم زیاده، چون تنوع طلبم:))برای نمونه هم از دختر وحشی! خوشم میاد هم از دختر با شرم و حیا:)) از دخترهای دو رو هم بیزارم.
- بچه که بودین دوست داشتین چی کاره بشین؟ - الان دوست دارین چی کاره بشین؟ - بهترین فارومی که عضوش بودی؟ - در مدتی که عضو دفترچه بودی چه تغییراتی در افکار و عقایدت به وجود اومده؟
فضانورد! البته خیلی ها از این آرزوها دارند ولی من از اعماق وجودم عاشق فضام،عاشق بی نهایت،بزرگی و زیبایی خیره کننده فضا. الان بین شغل آرمانیم(فیزیکدان کوانتمی) و شخصیتم یه فاصله احساس میکنم و همین من رو از دنبال کردنش کمی دور کرده، موانع بیرونی هم بی تاثیر نبوده،البته بزودی سر دنبال کردن یا نکردنش به نتیجه میرسم.
در زمینه محتوایی و قوانین قطعا دفترچه. من آدم سرسخت و لجوجی هستم توی زندگیم تا حالا باورهام زیاد تغییر نکرده،البته وقتی قانع بشم خیلی سریع و راحت کنارشون میزارم ولی کو تا قانع بشم!
اصولا دخترهای جذاب همیشه در مقابل من شوکه میشند که چطور با بولدوزر از روشون رد میشم.
جسارتا به نظر من افراد ،مدام موضوعی را تکرار میکنند که بواقع آن نیستند و البته شاید شما چنین نباشید
ولی سخنان و رفتارتان کمی تضاد دارد طبق گفته ی خودتان هر دختری را ببینید در پی تخریب او هستید به هر واسطه, ولی شخصیت مجازیتان چیزی جدای از آن ست و چگونه میشود فردی که مدام کارش با بولدوزر رد شدن از روی دختران جذاب ست اینجا اکثر اوقات از دخترانی حمایت کند که حتی نمیداند براستی دختر هستند یا نه؟
ولی سخنان و رفتارتان کمی تضاد دارد طبق گفته ی خودتان هر دختری را ببینید در پی تخریب او هستید به هر واسطه, ولی شخصیت مجازیتان چیزی جدای از آن ست و چگونه میشود فردی که مدام کارش با بولدوزر رد شدن از روی دختران جذاب ست اینجا اکثر اوقات از دخترانی حمایت کند که حتی نمیداند براستی دختر هستند یا نه؟
تضاد نداره،قبلا هم گفتم من از "جنسیت" زن دفاع میکنم نه از "فرد"،من در رفتارم با زن ها هیچ تبعیضی نمیزارم ولی چون با زن ها و دختر ها بیشتر معاشرت میکنم نمود بیشتری هم داره. ادم های جذاب و خوشگل، پولدار و... عادت دارند که باهاشون "خاص" برخورد بشه ولی چون من از روی همه با بولدوزر رد میشم و در مورد اونها استثنا قائل نمیشم از این تعجب میکنند، من خیلی ادم ایرادگیری هستم و از هرکسی ناخوداگاه اینقد ایراد توی ذهنم دارم(واقعا هم زیاد دست خودم نیست) که برای با خاک یکسان کردنش کافی باشه،گاهی این ایرادها رو بیان میکنم.
تئوری جایگزین:من یک شوالیه سپید! اینترنتی هستم،از دخترها دفاع میکنم با این امید واهی که بهم توجه کنند:)))
بله کاملا امکان داره که من اونطوری که میگم نباشم،ممکنه همه اینها رو دروغ بگم.
تضاد نداره،قبلا هم گفتم من از "جنسیت" زن دفاع میکنم نه از "فرد"،من در رفتارم با زن ها هیچ تبعیضی نمیزارم ولی چون با زن ها و دختر ها بیشتر معاشرت میکنم نمود بیشتری هم داره. ادم های جذاب و خوشگل، پولدار و... عادت دارند که باهاشون "خاص" برخورد بشه ولی چون من از روی همه با بولدوزر رد میشم و در مورد اونها استثنا قائل نمیشم از این تعجب میکنند، من خیلی ادم ایرادگیری هستم و از هرکسی ناخوداگاه اینقد ایراد توی ذهنم دارم(واقعا هم زیاد دست خودم نیست) که برای با خاک یکسان کردنش کافی باشه،گاهی این ایرادها رو بیان میکنم.
تئوری جایگزین:من یک شوالیه سپید! اینترنتی هستم،از دخترها دفاع میکنم با این امید واهی که بهم توجه کنند:)))
در دنیای مجازی از جنسیت دفاع میکنید و در دنیای واقعی آنان را ترور شخصیت میکنید؟ اگر برای شما فرد با جنسیت تفاوت دارد باید در کنار هر دختر از پسری نیز ایراد بگیرید زنها از نظر خود خاص هستند کمتر زنی را میبینید که این حس را نداشته باشد خاص بودن حتما ثروت داشتن ویا زیبایی انان نیست هر زن مایل ست مردی که با او رابطه دارد،با اون خاص رفتار کند این ایراد گرفتن که از ان سخن میگویید کار خاصی نیست شما بیشتر خود را از چشم بقیه می اندازید تا اینکه حسرت از دست دادن شما را بخورند و بگویند "کاش بی عیب بودیم در نظرش" وقتی از زنی ایرادی بگیرید که خود را خاص میداند ،از نظر او فرد بی لیاقتی هستید که ارزش با او بودن را ندارید اگر واقعا چنین هستید که میگویید کمی طبیعی رفتار کردن در هر دو دنیایی که در آن سیر میکنید بد نیست
1 - Ps4 یا قرمه سبزی مامان جون ؟ 2 - به جز آمریکای جهان خوار کجای دنیا را برای زندگی میپسندید ؟ 3 - اگر یک روزی همه کاره باشید و قدرت محض داشته باشید اولین کاری که میکنید چیست ؟ 4 - اگر سال 1357 سن قانونی داشتید فکر میکنید در دسته آنهایی قرار میگرفتید که به جمهوری اسلامی آری گفتند یا خیر ؟ 5 - جنگ بشه میری بجنگی ؟ 6 - تا حالا کتک کاری کردی ؟ خوردی یا زدی ؟ 7 - اگر توی لاتاری 50 میلیون برنده شی باهاش چی کار میکنی ؟ 8 - نظرت رو در مورد این کاربران بگو : شیرین که از غیبت صغرا برگشته ، میلاد ، کسرا ، مهربد ، آنارشی ، راسل ، امیر ، مزدک بامداد ، آلیس ، ایران بانو ، داریوش ، شوالیه!!! ، مستر مقدس. 9 - فرض کن تا خرخره خوردی مست و پاتیل! قبل از بیهوشی فکر میکنی چه رفتاری از خودت بروز بدی ؟ 10 - دیگه چه خبر!؟ خانواده خوبند ؟
در دنیای مجازی از جنسیت دفاع میکنید و در دنیای واقعی آنان را ترور شخصیت میکنید؟ اگر برای شما فرد با جنسیت تفاوت دارد باید در کنار هر دختر از پسری نیز ایراد بگیرید زنها از نظر خود خاص هستند کمتر زنی را میبینید که این حس را نداشته باشد خاص بودن حتما ثروت داشتن ویا زیبایی انان نیست هر زن مایل ست مردی که با او رابطه دارد،با اون خاص رفتار کند این ایراد گرفتن که از ان سخن میگویید کار خاصی نیست شما بیشتر خود را از چشم بقیه می اندازید تا اینکه حسرت از دست دادن شما را بخورند و بگویند "کاش بی عیب بودیم در نظرش" وقتی از زنی ایرادی بگیرید که خود را خاص میداند ،از نظر او فرد بی لیاقتی هستید که ارزش با او بودن را ندارید اگر واقعا چنین هستید که میگویید کمی طبیعی رفتار کردن در هر دو دنیایی که در آن سیر میکنید بد نیست +موفق باشید🌹
من همه رو ترور شخصیت میکنم،گفتم تبعیض قائل نمیشم:)) و گفتم که ایراد میگیرم ولی با جنس مخالف معاشرتم بیشتره بنابراین بیشتر به چشم میاد.
نگفتم لزوما از کسایی که باهاشون رابطه دارم،از "هر" کسی.اصولا هم من به دیدگاه دیگران اهمیتی نمیدم و بنابراین کسایی که نزدیکم میشند کسایی هستند که از رفتارم نمیرنجند.
من همه رو ترور شخصیت میکنم،گفتم تبعیض قائل نمیشم:)) و گفتم که ایراد میگیرم ولی با جنس مخالف معاشرتم بیشتره بنابراین بیشتر به چشم میاد.
نگفتم لزوما از کسایی که باهاشون رابطه دارم،از "هر" کسی.اصولا هم من به دیدگاه دیگران اهمیتی نمیدم و بنابراین کسایی که نزدیکم میشند کسایی هستند که از رفتارم نمیرنجند.
1 - Ps4 یا قرمه سبزی مامان جون ؟ 2 - به جز آمریکای جهان خوار کجای دنیا را برای زندگی میپسندید ؟ 3 - اگر یک روزی همه کاره باشید و قدرت محض داشته باشید اولین کاری که میکنید چیست ؟ 4 - اگر سال 1357 سن قانونی داشتید فکر میکنید در دسته آنهایی قرار میگرفتید که به جمهوری اسلامی آری گفتند یا خیر ؟ 5 - جنگ بشه میری بجنگی ؟ 6 - تا حالا کتک کاری کردی ؟ خوردی یا زدی ؟ 7 - اگر توی لاتاری 50 میلیون برنده شی باهاش چی کار میکنی ؟ 8 - نظرت رو در مورد این کاربران بگو : شیرین که از غیبت صغرا برگشته ، میلاد ، کسرا ، مهربد ، آنارشی ، راسل ، امیر ، مزدک بامداد ، آلیس ، ایران بانو ، داریوش ، شوالیه!!! ، مستر مقدس. 9 - فرض کن تا خرخره خوردی مست و پاتیل! قبل از بیهوشی فکر میکنی چه رفتاری از خودت بروز بدی ؟ 10 - دیگه چه خبر!؟ خانواده خوبند ؟
1-من شکمو هستم ولی خب بازی رو به غذا ترجیح میدم مگر گرسنگی شدید باشه:)) 2-برای زندگی سوئد،برای زندگی و کار و...!استرلیا،انگلیس. 3-در کجا،ایران یا جهان؟در هر حال دولت مینی مالیستی موردنظرم رو بوجود میارم تا جامعه رو برای آنارشیسم کامل آماده بکنه. 4-طبیعتا خیر. 5-اهل جنگ نیستم،حتی برای اهدافی که درست میدونمشون.ولی شاید جوگیر! شدم،من به شدت مودی هستم. 6-زیاد اهل کتک نیستم،چند بار زدم،چند بار خوردم. 7-به جز فراهم کردن یک زندگی نسبتا مرفه بقیشو صرف ایجاد یک موسسه پژوهشی میکنم،البته با مدیریت خودم:)) 9-شیرین: گویا به سرش بادخورده یکم ریلکس تر شده و البته کندذهن تر:)) خودت: لج باز لج باز لج باز:)))) کسرا: تا وقتی پای یهودی ها و نازی رو به میون نمیکشه مشکلی باهاش ندارم:)) آنارشی: زیرآبی میره زیاد:))راسل: دشمن خوبیه مهربد: گویا از من هم مودی تره امیر: پرگماتیست،شبیه سیاست مداراست تقریبا از هر لحاظ مزدک: بیش از اونی پیر شده که باورهاش رو عوض کنه:)) آلیس: بزرگ بشه بهتر میشه،هنوز اخلاق کودکانه داره ایران بانو: ازش خوشم میاد:)))) داریوش: فکر کنم دو سوم روحم! توی بدنشه خودم: بی خیال بی خاصیت:)) کافر: زیادی احساساتیه. 9-از اونجایی که حالا به چنین مرحله ای نرسیدم هیچ حدسی هم ندارم،نه به دلیل نداشتن قوه تخیل بلکه به خاطر قدرت بیش از حد تخیلم و احتمالات زیاد! 10-خانواده خوبند ولی از دید من خیلی خوب نیستند:))
گویا صفت nasty برازندهات است آرش :))) حالا فرض کن یکی از دوستانِ نزدیکات که دچار بحران فلسفی شده به این نتیجه رسیده است که بهتر است خودکشی کند و این راز را تنها با تو در میان میگذارد. چه میکنی؟ سعی میکنی نظرش را تغییر دهی؟کمکش میکنی راه خوبی برای خودکشی پیدا کند؟ یا اینکه اصلا دخالت نمیکنی؟
گویا صفت nasty برازندهات است آرش :))) حالا فرض کن یکی از دوستانِ نزدیکات که دچار بحران فلسفی شده به این نتیجه رسیده است که بهتر است خودکشی کند و این راز را تنها با تو در میان میگذارد. چه میکنی؟ سعی میکنی نظرش را تغییر دهی؟کمکش میکنی راه خوبی برای خودکشی پیدا کند؟ یا اینکه اصلا دخالت نمیکنی؟ از چه میوه و آبمیوهای خوشت میآید؟
موافقم ولی چرا برازندمه؟!:))
خب نمیتونم وانمود بکنم که با خودکشیش مخالفم،میشینم باهاش صحبت میکنم،اگر دیدم دلایلش منطقیه بهش اوکی میدم! البته تنبل تر از اونی هستم که بخوام کمکش کنم:)) هرچند اصولا دلایلی خیلی ها برای خودکشی رو میشه در چند تا گفتگوی ساده پوج کرد.
میوه از بچگی موز! رو دوست داشتم ولی خب سایر میوه های یا مورد علاقم زردآلو، آناناس و انبه و آلبالو هستند...راستش من کلا میوه دوستم بقیشونم زیاد دوست دارم:))
چرا با زنان و دختران بیشتر معاشرت دارید؟! انتخاب خودته یا توفیق اجباری؟ هدفتون از معاشرت با زنان و دختران چیه و در یه رابطه دنبال چی هستید؟!!
اصولا بیشتر مردان رو نمیتونم تحمل کنم چون علایقشون در مورد سرگرمی ها ازم دوره و در موارد جدی هم احمق تر از اونی میبینمشون که باهاشون معاشرت کنم،در مورد زن ها البته به جز داشتن ذائقه مشابه تر در مورد سرگرمی، شمار بیشتری هستند که وقتی ناآگاهیشون رو میبینند دنبال یاد گرفتن هستند:)
کاملا انتخاب خودمه. رابطه چی،دوستی عمیق! یا دوستی عادی؟توی عادی که صرفا خوش گذرونی. در دوستی عمیق همچنان خوشگدرونی اولویته ولی کمی رومنس و البته سکس برام مهمه،کلا من خواسته هام زیاد نیست:))
جای دیگری خواهم گقت چرا! شغلِ سیاسی دوست داری؟ فکر میکنی روزی نویسنده شوی؟ سه تن از کاربرانِ اینجا را برای سیزده به در رفتن انتخاب کن. اهلِ موادِ مخدر هستی؟ بیشتر به فلسفه علاقه داری یا علم؟ از هنرها کدام را بیشتر دوست داری؟ و این پرسش هم پس از اندکی شبیهسازی از ذهنِ بیمارِ خودت در مغزم ساخته شد: سوژهی آخرین جلقات چه بود؟☺️