من دیگر با کاربر Mehrbod در «ساختارشناسی زبان پارسیک» گفتگو نمی کنم ؛ ایشان دارند از جایگاه گرداننده بودنشان دژسود می برند ( سوء استفاده می کنند ) دیشب که پس از پاسخ های من چندین و چند بار در پُست هایشان دست بردند تا کرانه نمایی های ستیزنده شان را بپوشاند ؛ تا جاییکه سرانجام مچشان را گرفتیم و نا آگاهی شان به «کارواژگان آموده» (آمایشی) را نمایاندیم ! که باز هم در پُست هایشان دست بردند و چم واژگان را دگراندند تا لاپوشانی کنند ؛ ماجرا پایان نیافت تا اینکه شب (پگاه) خوابیدیم و بامداد (لنگ ظهر) بیدار شدیم ، ناگهان همه پُست هایشان را دود شده یافتیم ؛ ( کمابیش تمام پُست هایشان را زُدودند ) جدا از اینکه تازه به ما انگ "خشک اندیشی" و "ذهن بسته بودن" هم میزدند ! به گفته بابا ممد اگر کمی دیگر ادامه دهم شایندگی ِ دست به گریبان شدن هست ! (ممکنه دست به یقه بشیم) تنها اینکه ایشان اگر فروتنانه از بنده خواهش کنند و بگویند که استاد ارجمند بانـو آلیس ؛ مهرمندانه میخواهم کـه «کارواژه آمایشی» و دگرسانی آن با کارواژه نا آموده (=مانند سخن گفتن ؛ زمین خوردن ؛ یا "بالا آمدن" در گزاره « آب دریا در گاه توفان "بالا می آید"» =بالاییدن ) و چهره های گوناگون کارواژه را برایم به روشنی ؛ و با زبانی ساده جوری که من هوش کنم (بفهمم) واکاوی و کرانه نمایی کنید ، بنده ایشان را از خشک اندیشی در می آورم ! بدرود
من دیگر با کاربر Mehrbod در «ساختارشناسی زبان پارسیک» گفتگو نمی کنم ؛ ایشان دارند از جایگاه گرداننده
بودنشان دژسود می برند ( سوء استفاده می کنند )
دیشب که پس از پاسخ های من چندین و چند بار در پُست هایشان دست بردند تا کرانه نمایی های ستیزنده شان
را بپوشاند ؛ تا جاییکه سرانجام مچشان را گرفتیم و نا آگاهی شان به «کارواژگان آموده» (آمایشی) را نمایاندیم ! که باز هم در پُست هایشان دست بردند و چم واژگان را دگراندند تا لاپوشانی کنند ؛ ماجرا پایان نیافت تا اینکه شب
(پگاه) خوابیدیم و بامداد (لنگ ظهر) بیدار شدیم ، ناگهان همه پُست هایشان را دود شده یافتیم ؛ ( کمابیش تمام
پُست هایشان را زُدودند ) جدا از اینکه تازه به ما انگ "خشک اندیشی" و "ذهن بسته بودن" هم میزدند ! به گفته بابا ممد اگر کمی دیگر ادامه دهم شایندگی ِ دست به گریبان شدن هست ! (ممکنه دست به یقه بشیم)
تنها اینکه ایشان اگر فروتنانه از بنده خواهش کنند و بگویند که استاد ارجمند بانـو آلیس ؛ مهرمندانه میخواهم کـه
«کارواژه آمایشی» و دگرسانی آن با کارواژه نا آموده (=مانند سخن گفتن ؛ زمین خوردن ؛ یا "بالا آمدن" در گزاره
« آب دریا در گاه توفان "بالا می آید"» =بالاییدن ) و چهره های گوناگون کارواژه را برایم به روشنی ؛ و با زبانی ساده
جوری که من هوش کنم (بفهمم) واکاوی و کرانه نمایی کنید ، بنده ایشان را از خشک اندیشی در می آورم ! بدرود (:
جو ندهید، من پیکهای خودم را پاک کردم، چون بجای راهنمایی گویا داشتم برای کمک کردن بازخواست میشدم و نمیدانستم.
برای ویرایش پیکها یا زدایش آنها هم نیازی به پروانه گردانندگی نیست، چنانکه شما این چند ماهه
هر پیکی که میفرستید را دو رو دیگر پاک میکنید و کسی هم تاکنون به شما چیزی در اینباره نگفته و نخواهد گفت.
در آن جستار هم نوشتههایتان را خودتان پاک کردید، چراکه نرمافزار انجمن مینویسد چه کسی پیکها را زدوده و گردانندگان نیز میبینند
در آن جستار هم نوشتههایتان را خودتان پاک کردید، چراکه نرمافزار انجمن مینویسد چه کسی پیکها را زدوده و گردانندگان نیز میبینند
من کی گفتم پُست هایم را شما پاک کردید ؟ گفتم پُستهای خودتان را زدوید ! پُستهای خودم را "خودم" زدودم ! چرا ؟ برای اینکه پیک های من پاسخ به یاوه های شما بود و چنانکه شما برای نیکنمایی پُست هایتان را زدودید ؛ خواننده گمان می بَرَد که پیک های من دری وری است و پیوندی با گفتار شما ندارد ! ( پس سخن بیجا در دهان من نگذارید که پُست های من را "دیگری" پاک کرد و به گمانتان بخواهید چهره ام را مانند خودتان خراب کنید
ماجرا پایان نیافت تا اینکه شب (پگاه) خوابیدیم و بامداد (لنگ ظهر) بیدار شدیم ، ناگهان همه پُست هایشان را دود شده یافتیم ؛ ( کمابیش تمام پُست هایشان را زُدودند )
---
نخست پیش از هرچیز از سروران این تارنما میخواهم به این کاربر شیوه رفتار با یک بانو را بیاموزند ؛
دو اینکه گمان کردی می توانی هر کشکی را با نام "پالایش زبان" به خورد هموندان اینجا بدهی ؟ نه من مچت را می گیرم ؛
سه اینکه هوده (حق) نداری پیک های خودت را بزدایی ؛ چنانکه بالاتر گفتم پیک های من در پاسخ به گفتار شما بود !
چهار اینکه باز هم نمیگذارم ماست مالی کنی ؛ با این روش برساخته ی کشکتان n کارواژه دیگر را می شود آموده دانست ! (تازه جدای اینکه هنوز در کران نمایی کارواژه آمایشی دست و پا میزنید و ما اینجا به شما آسانگیری میکنیم و از کران نمایی (تعریف) می گذریم) اکنون تو به من بگو ؛ هنگامیکه کارواژه «سخنیدن» را روا میدانی ؛ "زمین خوردن" آیا آمایشی است یا نه ؟ ( امید دارم هوش کنی که این دو عیناً مانند یکدیگرند ) و اینکه «آب دریا در گاه ِ توفان، بالا می آید» ، "بالا آمدن" آموده است یا نه ؟
--
اینکه من دو روز دیرتر پیک هایم را میزدایم ؛ به شما چه پیوندی دارد ؟ چه کاره اید که به من گوشزد میکنید ؟
باید همیشه سعی کنیم خونسرد باشیم و هوای همو داشته باشیم مگر تعدادمون چه قدر زیاده که از دست هم رنجیده خاطر هم باشیم اگر گاها حس میکنیم در یک موضوع با هم تفاهم نداریم مثل من و میلاد که در موسیقی تفاهم نداریم و به هیچ تفاهمی هم نمیرسیم سعی کنیم در مورد اون موضوع با هم بحث نکنیم. که مجبور نشیم دست به گریبان شیم چه بسی من و میلاد هم دیگه در مورد موسیقی بحثی نمیکنیم دیگه ولی به شخصه من که هیچ دلخوری ازش ندارم و باقی بحث ها ادامه داره. یادمون باشه اولا نزاریم کار به دعوا و کدورت بکشه و دوما اگر کار به دعوا کشید همه پل ها رو خراب نکنیم .(این حرف رو به خودم هم هستم) اگر حس میکنید من در جایگاهی نبودم که این حرفا رو بزنم معذرت میخوام درود بر همتون
من کی گفتم پُست هایم را شما پاک کردید ؟ گفتم پُستهای خودتان را زدوید ! پُستهای خودم را "خودم" زدودم ! چرا ؟ برای اینکه پیک های من پاسخ به یاوه های شما بود و چنانکه شما برای نیکنمایی پُست هایتان را زدودید ؛ خواننده گمان می بَرَد که پیک های من دری وری است و پیوندی با گفتار شما ندارد ! ( پس سخن بیجا در دهان من
نگذارید که پُست های من را "دیگری" پاک کرد و به گمانتان بخواهید چهره ام را مانند خودتان خراب کنید )
آری، پیکهای پاسخ من به شما ارزش چندانی به جستار نیافزوده و آنرا بیخود سنگین کرده بودند.
پستهای من نیز در راستای کمک کردن و درآوردن راهکار برای شما بود، نه اینکه
بخواهم در برابر آماجم به شما پاسخگو بوده یا بازخواست بشم، ایندو خود دو چیز گوناگون هستند:
1- کمک به کسی برای هماندیشی و راهکاریابی
2- پاسخگویی در برابر کردار و آماج (هدف)های خود
چرا این برداشت را داشتم؟ چون در پیام نهانی گفته بودید که مرا «استاد» خود میبینید و از اینرو،
من بر این پنداشت نادرست رفته بودم که دارم در راستای یکمی، به شما برای آماج مشترکان "کمک" میکنم.
چهار اینکه باز هم
نمیگذارم ماست مالی کنی ؛ با این روش برساخته ی کشکتان n کارواژه دیگر را می شود آموده دانست ! (تازه جدای اینکه
هنوز در کران نمایی کارواژه آمایشی دست و پا میزنید و ما اینجا به شما آسانگیری میکنیم و از کران نمایی (تعریف) می گذریم)
اکنون تو به من بگو ؛ هنگامیکه کارواژه «سخنیدن» را روا میدانی ؛ "زمین خوردن" آیا آمایشی است یا نه ؟ ( امید دارم هوش
کنی که این دو عیناً مانند یکدیگرند ) و اینکه «آب دریا در گاه ِ توفان، بالا می آید» ، "بالا آمدن" آموده است یا نه ؟
آفرین، مگر من گفتم بگذارید من چیزی را ماستمالی کنم؟ اگر پاسخ درخوری در راستای زدایش کارواژگان آموده و دستگاه کارواژه سازی ما دارید، بجای ننه من غریبم و به مهربد شیوه رفتار با بانو بدهید و ... بفرمایید اینجا بدهید: خوارزم زدایش کارواژگان آموده + ساخت کارواژه
اینکه من دو روز دیرتر پیک هایم را میزدایم ؛ به شما چه پیوندی دارد ؟ چه کاره اید که به من گوشزد میکنید ؟
من چنانکه میبینید در این تارنما گرداننده (مدیر) هستم و قانونهای این تارنما نیز با هماندیشی میان گردانندگان که من یکی از آنها باشم بدست آمدهاند.
برای نمونه، همینکه برخی مانند شما پیکهایشان را پس از چند روز میتوانند پاک کنند مایهی آزردگی برخی گردانندگان بوده و چند باری سخن از برداشتن این توانایی شده، ولی من در راستای هر چه آزادتر بودن فضای اینجا از این حقوق کاربران تا واپسین سنگر دفاع کرده و نگذاشتهام این رفتار نابهنجار برخی کاربران مایهی قانونسازیهای بیجا و در بند کننده باشد.
کاربران اینجا آزاداند پیکهای خودشان را تا یک ماه پاک نموده یا ویرایش نمایند، چراکه در راستای فلسفهی ما که آزادترین سخنگاه پارسی و ایران باشیم میرود.
فراموش نشود که شما میتوانید همه نوشتههای این انجمن را نیز هرگاه که دوست داشتید دانلود کنید:
من هم در راستای پیشنهادی که در تالار گردانندگان داده بودم، در جاهایی که گرداننده خود در گفتگو شرکت دارد بهتر است دست به ابزار گردانندگی نزند، از همینرو من هم نمیزنم.
پیکهای ایشان در راستای نقد من و انگِ دژسود بردن (سوء استفاده) از ابزار مدیریت است، پس به بخش گردانندگی وابسته میشود.
از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در این جستار صحبت شده است ، اگر بخواهیم تمام پیکهایی که مربوط به یک موضوع خاص میشود را جدا کنیم که نمیشود ، پس پیکی از اینجا جدا نمیشود.👌🌹
از شیر مرغ تا جان آدمیزاد در این جستار صحبت شده است ، اگر بخواهیم تمام پیکهایی که مربوط به یک موضوع خاص میشود را جدا کنیم که نمیشود ، پس پیکی از اینجا جدا نمیشود.👌🌹
بیخود است. انگِ سوء استفاده من از ابزار مدیریت چه پیوندی به پاتوق دارد؟
شما هم دو روزه تازه پس از عملیات انتحاری رفتن و سوء استفاده خودتان از ابزار گردانندگی، دوباره به سمت گردانندگی برگشتهاید.
بیخود است. انگِ سوء استفاده من از ابزار مدیریت چه پیوندی به پاتوق دارد؟
شما هم دو روزه تازه پس از عملیات انتحاری رفتن و سوء استفاده خودتان از ابزار گردانندگی، دوباره به سمت گردانندگی برگشتهاید.
پس بگذارید یک کار درستتر از شما رسیدگی کند
من مدیر این تالار هستم و تصمیم من این هست که هیچ پستی از اینجا جدا نمیشود ، مگر اینکه صاحب تارنما تصمیم بگیرد آن را جدا کند ، مهربد گرامی لطفا از قلدر بازی نیز بپرهیزید.👌
در ضمن مثلا اگر انگ زدن به شما مربوط به این جستار نمیشود ، ۳۰-۴۰ موضوع مختلف که هیچ ربطی به هم هم ندارند چرا نباید جدا بشوند؟
من مدیر این تالار هستم و تصمیم من این هست که هیچ پستی از اینجا جدا نمیشود ، مگر اینکه صاحب تارنما تصمیم بگیرد آن را جدا کند ، مهربد گرامی لطفا از قلدر بازی نیز بپرهیزید.👌
شما تنها یک گرداننده هستید، گرداننده نه چندانی خوبی هم هستید، چون یکبار با سوء استفاده جستارها را از بیخ و بن پاک کردید و این چند
روزه هم از روی کینهتوزی با من، هر جا که دستتان میرسد با سر به میان میپرید، که مایهی سرگرمی و خوش خوشان شدنِ من است 😏
گردانندگان بهتری از شما چون راسل و آنارشی و میلاد و ... هستند که اگر سخن مرا درست و بحق دیدند جابهجا میکنند، ندیدند هم نمیکنند.
در ضمن مثلا اگر انگ زدن به شما مربوط به این جستار نمیشود ، ۳۰-۴۰ موضوع مختلف که هیچ ربطی به هم هم ندارند چرا نباید جدا بشوند؟
برای آنکه انگِ سوء استفاده از مدیریت پیوندی به پاتوق ندارد. ایشان میگویند من از ابزار گردانندگی سوء استفاده کردهام، آیا تیم گردانندگان
نباید ادعای ایشان را بررسی کرده و اگر درست بود، مرا پادافره داده و اگر نبود، به ایشان و دیگر کاربران بگویند که خیر، چنین چیزی نبوده؟
اگر من سوء استفاده کرده بودم، شما میخواهید همینجور بگذارید اعتراض میان یک خروار پیک ناوابسته در پاتوق مانده و آب از آب تکان نخورد!؟
برای همینها است میگویم گرداننده ناشایستی هستید دیگر ...
اگر من سوء استفاده کرده بودم، شما میخواهید همینجور بگذارید اعتراض میان یک خروار پیک ناوابسته در پاتوق مانده و آب از آب تکان نخورد!؟
خوب این توضیح شما مورد قبول است ، وگرنه جدا کردن یک پست در جستاری که موضوع خاصی ندارد اشکال دارد ، من یک موضوع دیگر باز میکنم با نام" بررسی اتهام کاربر Alice به مدیر mehrbod در مورد سو استفاده از مدیریت".👍
خوب این توضیح شما مورد قبول است ، وگرنه جدا کردن یک پست در جستاری که موضوع خاصی ندارد اشکال دارد ، من یک موضوع دیگر باز میکنم با نام" بررسی اتهام کاربر Alice به مدیر mehrbod در مورد سو استفاده از مدیریت".👍
آفرین.
بایستی این پیکها را هم جابهجا کنید، چون اگر حق با ایشان نبود، کاربر تنها یک انگِ بیخود به من زدهاند و نبایستی این به ناموری (شهرت) من در گردانندگی آسیب برساند.
چرا این برداشت را داشتم؟ چون در پیام نهانی گفته بودید که مرا «استاد» خود میبینید و از اینرو، من بر این پنداشت نادرست رفته بودم که دارم در راستای یکمی، به شما برای آماج مشترکان "کمک" میکنم.
اینکه من در پیام خودینه به شما چه گفتم ؛ باید در همانجا نهان بماند ! اگر میخواستم در انجمن چیزی بگویم که دیگر پیام خودینه نمیدادم ؛ میدادم ؟ اگرنه من هم میتوانم از گفتارهای پیشینت در پیام نهانی، در گاه ِ چنین ستیز و درگیریهایی بر پادت سود برم ؛ ولی اینکار را نمیکنم ! پس کارت درست نبود ؛ در اینکه گفتم استاد من هستی جای هیچ دودلی نیست و بی بزرگنمایی آن را گفتم ؛ بی گمان زبردست ترین و دانشیک ترین نویسنده اینجا تویی ! من که نوزده بیست سال بیشتر ندارم تا بخواهم با تو درگیر شوم ؛ اگر هم چیزی گفتم که رنجاندمت ؛ از روی واکنش های سهشیک ( عکس العمل های احساسی ام) بود ؛ اگرنه در اینکه خزانه واژگان و کارکشتگی ات در پارسی گویی و زبانشناسی بیش از من است ؛ هیچ جای ِ گمانی نمی رود ! آن کشمکش ِ کارواژگان را هم بفراموش ؛ -- من به ایشان "اتهام" نزدم ؛ فردیدم (منظورم) به هیچ روی این نبود ! تنها گلایه کوچکی از ایشان داشتم که چرا در پُست هایشان دست بردند و مرا سر در گم ساختند ! همین ؛ کنون هم به گفته ایشان زبان در کام میگیریم و خاموش میمانیم ! نیازی نبود به این ستیز دامن بزنید و جُستار وا کنید ؛ به هر روی اسپاگتی اش نگه دارش باشد !
هرآینه این را هم بیفزایم ؛ من رویهم رفته میکوشم سهشمندانه (احساسی) رفتار نکنم ؛ آوند تندخویی ام این بود که به مرا خشک اندیش و ذهن بسته سدا زدند ؛ من نیز برآشفته شدم !
اگر باریک بین باشید ؛ اگر باریک (دقیق) باشید ؛ اگر ریزبین باشید ؛ اگر ریزبینانه (باریکبینانه) بنگرید ؛ و ... رفتار گزاره به تنهایی چندین همسنگ پیش رویمان مینهد !
اینکه من در پیام خودینه به شما چه گفتم ؛ باید در همانجا نهان بماند ! اگر میخواستم در انجمن چیزی بگویم که دیگر پیام خودینه نمیدادم ؛ میدادم ؟ اگرنه من هم میتوانم از گفتارهای پیشینت در پیام نهانی، در گاه ِ چنین ستیز و
درگیریهایی بر پادت سود برم ؛ ولی اینکار را نمیکنم ! پس کارت درست نبود ؛ در اینکه گفتم استاد من هستی جای هیچ دودلی نیست و بی بزرگنمایی آن را گفتم ؛ بی گمان زبردست ترین و دانشیک ترین نویسنده اینجا تویی ! من که نوزده
بیست سال بیشتر ندارم تا بخواهم با تو درگیر شوم ؛ اگر هم چیزی گفتم که
رنجاندمت ؛ از روی واکنش های سهشیک ( عکس العمل های احساسی ام)
بود ؛ اگرنه در اینکه خزانه واژگان و کارکشتگی ات در پارسی گویی و زبانشناسی
بیش از من است ؛ هیچ جای ِ گمانی نمی رود ! آن کشمکش ِ کارواژگان را هم بفراموش ؛ --
من به ایشان "اتهام" نزدم ؛ فردیدم (منظورم) به هیچ روی این نبود ! تنها گلایه
کوچکی از ایشان داشتم که چرا در پُست هایشان دست بردند و مرا سر در گم
ساختند ! همین ؛ کنون هم به گفته ایشان زبان در کام میگیریم و خاموش میمانیم !
نیازی نبود به این ستیز دامن بزنید و جُستار وا کنید ؛ به هر روی
اسپاگتی اش نگه دارش باشد !
با سپاس از مهرت آلیس جان، من به اندازه کافی روی پارسیگویی دردسر دارم، انگارکه برای کاربرد زبان مادریام باید هرروز به دیگران پاسخگو باشم.
اگر هم رنج آموزش و گستراندن پارسی را به خودم میدهم تنها برای این است که دولتمان به آن بهایی نداده و "ناچار" بار بر دوش من و پارسی دوستان افتاده.
اینجا نه من خواستهام پارسی را به کسی زورچپان کنم و نه هیچ چیز همانندی، تنها کار خودم را دنبال کرده و کوشیدهام با بالا
بردن ارزش نوشتههام, به گرایش دیگران به پارسی بیافزایم، تا از میوه آن که پارسیگویی فراگیر باشد بهره بلند-زمانش را نیز بگیرم.
پس از روی همه اینها میکوشم گفتمانهای پارسی را ساده و گیرا برای دیگران نگه دارم (رنگآمیزی، آراسته، ...) و تنها
آوندی که نوشتههایم را زدودم نیز همین بود. گفتگوها بیش از اندازه فرسایشیک و دراز شده بودند و انگیزه را از خواننده بیطرف میگرفت.
نوشتههای تو هم روی اعصاب من راه میرفتند، چرا که من دنبال تعریف یا آموزش دستور زبان نیستم، تنها خواستم بگویم
میتوان به این شیوه فکری من که برای خودم بکار میبرم، کارواژگان آموده را شناسایی کرده و بیرون انداخت.
روشنه که شیوه فکری من فرزام (perfect) نیست و من بدنبال فرزامیدن آنهم نبوده و نیستم، زبان چیز "کثیفی" است و یک مشت
برگزیده از ما بهتران آنرا در اندیشگاههای زیرزمینی (اتاقهای فکر) "نساختهاند"، بساکه زبان یک باشنده (موجود) زنده بوده و سیستمی
خودسامانده (self-organizing) به شمار میرود. نیازی به دستورزبان سخت یا اینکه دیگران چه میگویند یا چه میفرمایند نداشته و ندارد.
هر کس با هر تراز سوادی میتواند برای زبان مادریاش پیشنهاد داده و اگر دیگران پذیرفتند آنرا دنبال میکنند، نپذیرفتند هم نمیکنند. نیازی به بازخواست و مچگیری از کسی نیست.
تو هم روی هم رفته لغزش اندیشیک مرا در دستورزبان نشان دادی، من هم نوشتههایم را زدودم چون دیدم حق با توئه و بیشتر گیج کننده هستند.
لغزشهای اندیشیک من در رویکردیابی (راه رسیدن به هدف) ≠ لغزشهای اندیشیک من در آماجیابی (خود هدف)
اگر باریک بین باشید ؛ اگر باریک (دقیق) باشید ؛ اگر ریزبین باشید ؛ اگر ریزبینانه (باریکبینانه) بنگرید ؛ و ...
رفتار گزاره به تنهایی چندین همسنگ پیش رویمان مینهد !
👍
باریک شدن هم خوبه: اگر در رفتار وی باریک شوید، میبینید که ...
البت مهربد جان از وقتی که بیشتر پارسی مینویسی من کمتر نوشته هایت را کامل میخوانم . چون اصلن نمیفهمم چه نوشته ای 🙁
تو روی هم رفته کی چیزی میخوندی میلاد؟ 😉 این همه رنگیرنگی مینویسم فکر کردی واسه کیه؟ 😁
جدای اینها، من اینجا تِه دلم از آمد دوستانی چون "یک ایرانی" و دیگر پارسی دوستان، بویژه آلیس نازنین
بسی خوشحالم و برای همین دوز پارسیگوییم بالا رفته، ولی حوصله درست حسابی که
ندارم (از راسل یک چند بُرزرایه order-of-magnitude ای بیشتره هرچند) پس دوستان به دل نگیرند 🌺