قربانیان انقلاب

mamad1

یک نگاهی که به تاریخ انقلاب 30 ساله بندازیم می بینیم این انقلاب بهترین ایرانی ها رو از ایران گرفته
این همیشه برای من دردناک بوده
تو این تاپیک نام هایی رو زنده میکنیم که قربانی این انقلاب شدن و اسمشون شاید بعد از 30 سال زیر گردو خاک گم شده باشه

mamad1

یکی از افرادی که مطالعه زندگی و سرنوشتش من رو به شدت ناراحت کرد یکی از افسران و ژنرال های خوب قبل از انقلاب هست

تیمسار نادر جهانبانی معروف به ژنرال چشم ابی

تیمسار سپهبد خلبان نادر جهانبانی (۲۷ فروردین ۱۳۰۷ - ۲۲ اسفند ۱۳۵۷) خلبان نیروی هوایی شاهنشاهی ایران، یکی از خلبانان ویژهٔمحمدرضا شاه پهلوی و سرپرست تیم آکروجت تاج طلایی بود. آخرین درجهٔ وی در ارتش سپهبد بود.[۱]
وی پسر امان‌الله جهانبانی بود. مادر او از مهاجران روس بود و به خاطر رخسار اروپایی‌اش به عنوان ژنرال چشم‌آبی معروف بود. همسر وی فرخ زنگنه نام داشت و این دو دارای دو فرزند به نام‌های انوشیروان جهانباننادر جهانبانی پس از انقلاب در ۲۲ اسفند ۱۳۵۷ در زندان قصر به حکم صادق خلخالی حاکم شرع وقت بر روی پشت بام مدرسهٔ علوی تیربارانشد.[۲][۳]
روزنامهٔ اطلاعات به تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۵۷ در خبری اسامی ۱۱ نفر ار محکومین به اعدام را منتشر کرد. متن خبر به شرح زیر است:[۴]
در تاریخ ۲۱ اسفند۱۳۵۷ دادگاه انقلاب اسلامی ایران جهت رسیدگی به کیفرخواست صادره از طرف دادستان انقلاب علیه ۱۱ نفر از متهمینی که جملگی از خائنین به ملت و عوامل سرسپردهٔ رژیم دست‌نشاندهٔ بیگانه بودند و همچنین جنایتکاران مفسد فی الارض نیز می‌باشند تشکیل جلسه داد و پس از چندین ساعت رسیدگی و مشاوره سرانجام حکم اعدام را صادر کرد:

  1. سپهبد نادر جهانبانی فرزند امان‌الله معاون فرماندهی نیروی هوایی

....


در دادگاه خلخالی

وقتی سپهبد جهانبانی را برای محاکمه آوردند، کاغذی بر گردنش انداختند تا جرمش را بنویسند، اما به نظر می‌رسید او جرمی نداشت، کسی هم پیدا نشد شهادت دهد او جرمی انجام داده. پس روی کاغذ سفید نوشتند: سپهبد نادر جهانبانی عامل فساد.[۵] متن حکم کیفرخواست که در دادگاه برای وی خوانده شد بدین شرح است:
نادر جهانبانی با اشتغال در سمت‌های حساس نظامی و این اواخر ورزشی و نظایر آن با رژیمی که با ساقط کردن حکومت ملی شرعی به طریق غاصبانه و با ارادهٔ اجنبی در ایران سلطه پیدا کرده و مملکت را در جهت ارادهٔ اجنبی و در جهت خلاف شرع و مصلحت مملکت و ملت به قهقرا می‌برد و به نابودی می‌کشاند با اقدام علیه امنیت و قیام برای متزلزل کردن اساس استقلال و فساد در ارض و محاربه با خدا و نایب امام علیه السلام مطابع قوانین الهی و قوانین جاریه در زمان ارتکاب جرایم تقاضای رسیدگی و صدور حکم اعدام و مصادرهٔ اموال شخصی ایشان و آن مقدار از اموال که به خاطر فرار از ادای دین به صاحبان اصلی به فرزندان و اقربای نزدیک انتقال یافته‌است از طرف دادسرای کل انقلاب اسلامی از دادگاه دارم.
پس از ارائهٔ متن کیفرخواست هنگامی که نوبت به دفاعیات وی رسید گفت:
آنچه را که شما مطرح کردید آنقدر مسخره و احمقانه‌است که من لزومی به پاسخ گفتن به آن نمی‌بینم اما چند دروغ بزرگ گفتید که همراه با اتهام زدن‌های شما نشان می‌دهد که حکم شما علیه من مثلا صادر شده و همچنین حکایتگر این حقیقت است که شما نه تنها مسلمان نیستید بلکه مشتی بی وطن، بی دین و مزدور که به دستور اربابانتان فقط و فقط قصد ویرانی کشور من و ارتش سرزمین مرا دارید.پدر من جاسوس روس نبود، بلکه افسری ایرانی بود که در روسیه درس خوانده، من هم هرگز عامل کشوری نبودام بلکه در سالهایی که شما برای لقمه نان مزدوری، سر حسین را از این منبر به آن منبر می‌کشاندید. در آمریکا به عنوان بهترین و با استعدادترین خلبان ایرانی، بر اوج ابرها پرواز می‌کردم. حال شما چگونه به خود اجازه می‌دهید به من تهمت خیانت بزنید. شما از خود خجالت نمی‌کشید شما از مردم شرم نمی‌کنید؟ شما از هزاران جوان ایرانی که من با همه تلاش در راه فراهم کردن وسایل ورزشی و ایجاد امکانات جهت تربیت روح و جسم آنها، در ماه‌های گذشته کوشیده‌ام، ازرم نمی‌کنید؟
شما که هستید آیا به جز جمعی غارتگر و خونخوار و دوری از هر نوع صفت انسانی کسانی را می‌شناسید که چون شما بر هر آنچه ملی و ایرانی است تیغ بکشند؟ آقایان من پنجاه یک سال به خوبی و نیکی زندگی کرده‌ام و قرارگاهم آسمان‌ها بود. پاسخی به یاوه گویی‌های شما ندارم. به دستوری که اربابانتان داده‌اند عمل کنید، ولی مطمئن باشید که مردم ایران خیلی زود از خواب فعلی بیدار می‌شوند و این تب که با دروغ و تزویر شما به آن در جان و روح آنها رخنه کرده، بسیار سریعتر از آنچه فکر کنید فرو خواهد نشست. آنگاه شما هستید و خشم ملتی که به تار و پود شما آتش می‌کشد.
من دفاع خاصی ندارم ولی من هیچ وقت بر ضد انقلاب کاری نکرده‌ام به هر حال دیگر مهم نیست و من آمادهٔ اعدام هستم.[۶]
سایت خبری روزآنلاین در مقاله‌ای با عنوان «نوبت خمینی شد» به خاطرات سفیر اسرائیل در ایران اشاره می‌کند که نوشته سپهبد جهانبانی ‏به احمد خمینی گفت: «من از توی عرب ایرانی‌ترم».[۷]
در حین اعدام نادر جهانبانی خود فرمان آتش را صادر کرد.زمانی که جوخه اعدام به طرف او نشانه رفته بودند وآماده شلیک بودند او فریاد زد ::آتش::
صادق خلخالی در خصوص وی در کتاب خاطرات خود نوشته:[۸]
جهانبانی در رأس قدرتی قرار داشت که می‌توانست اعتراض کند؛ چون تقریباً از نزدیکان و خویشان شاه بود می‌توانست اعتراض کند، اما به خاطر حفظ زندگی انگلی خود و برای خوشگذرانی خود، ملتی را به انحطاط بکشاند و جشن هنری در شیراز ترتیب بدهد که در ماه مبارک رمضان جلوی چشم مردم مسلمان تئاتر آتش خوک و بچه را روی صحنه بیاورد! او مفسد فی الارض است.

این‌ها به مقدسات ملی و دینی ما خیانت کردند و ملت هیچ وقت حاضر نیست چنین افرادی میان ملت باشند وگرنه به این اعتبار نه نصیری کسی را شخصاً شکنجه کرده بود، نه هویدا و نه جهانبانی و نه مهندس ریاضی.ی و گلنار جهانبانی بودند. نادر جهانبانی پس از انقلاب در ۲۲ اسفند ۱۳۵۷به حکم صادق خلخالی حاکم شرع وقت بر روی پشت بام مدرسهٔ علوی تیرباران شد.

iranbanoo

از این خلخالی ...تر فقط خودش بود.
یکی از آشنایان ما زمان انقلاب قاضی پرونده ی 4 نفر بود که مشکوک به همکاری با مجاهدین خلق بودن که مستقیم از طرف خود خمینی انتخاب شده بود واسه این کار.
تعریف میکرد که قبل از اینکه من اونارو ببینم خلخالی حکم اعدامشونو داد .
وقتی ام اعتراض کردن تهدید به مرگش کرده بود.....

mamad1

صادق خلخالی پیرامون اعدام پسر نوجوانی که نشریه ارگان مجاهدین خلق را می‌خوانده‌ است می گوید: “برای خیلی از همکارانم سوال بود که چگونه می‌شود این‌ها را سر جایشان نشاند؟ عصر از پیش امام بازگشته بودم. داشتیم می‌آمدیم داخل کوچه-منزل، که از شیشه ماشین دیدم دوتا بچه پانزده-شانزده ساله گویا مخفیانه چیزی با هم رد و بدل کردند. دستور دادم بگیرند و بگردندشان ببینم ماجرا چیه. خودم از کیف پسره این روزنامه مجاهدین را در آوردم. یادم هست فامیلیش شریعتی بود. همانجا پسره را با گلوله زدم و به همراهانم گفتم اینجوری باید با این جانوران برخورد کرد!” مصاحبه صادق خلخالی با هفته نامه پروین- شماره صفر، ۱۳۸۱

iranbanoo

وای خدا باورم نمیشه مرده باشه!
زنده نشه یه وقت.....

mamad1

سپهبد خلبان امیرحسین ربیعی ۱۱ اسفند ۱۳۰۹ در کرمانشاه متولد شد. وی آخرین فرمانده نیروی هوایی شاهنشاهی ایران بود که پس از پیروزی انقلاب ایران (۱۳۵۷) در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۵۸ در زندان قصر اعدام شد.

[h=2]تحصیلات و دوره‌های نظامی [ویرایش][/h]

[h=2]مدالها [ویرایش][/h]

  • نشان افتخار درجه ۲ و ۳
  • نشان لیاقت درجه ۲ و ۳
  • مدال خدمت درجه ۲ و ۳
  • نشان پاس درجه۲
  • نشان همایون درجه۳
  • مدال ۲۵۰۰ ساله سلطنتی
  • تشویق در دستور همگانی ارتش
  • تشویق بار دوم، تشویق بار سوم، تشویق نامه ۵ بار

[h=2]مسئولیت‌ها [ویرایش][/h]

  • رئیس باشگاه هوایی
  • عضو باشگاه شاهنشاهی کشور
  • ۱۳۳۵ – ۱۳۳۸: خلبان شکاری در گردان یکم شکاری مهرآباد تهران
  • ۱۳۳۶ – ۱۳۳۸: دوره استاد خلبان جت در نیروی هوایی ایالات متحده در محل پایگاه هوایی فورستنفلدبروک
  • ۱۳۴۱ – ۱۳۴۴: فرمانده اسکادران در گردان دوم شکاری
  • ۱۳۴۵ – ۱۳۴۶: مدیر عملیات گردان یکم شکاری تهران
  • ۱۳۳۷ – ۱۳۴۱: عضو تیم آکروجت تاج طلایی با هواپیمای اف-۸۴
  • ۱۳۴۱ – ۱۳۴۸: فرمانده تیم پروازی تیم آکروجت تاج طلایی
  • دو ماه خدمت در سمت فرماندهی اسکادران حافظ صلح سازمان ملل متحد در کنگو
  • خلبان، گروه دوم، اسکادران هوایی، گردان شکاری، پایگاه سوم شکاری
  • خلبان اول، گروه دوم، اسکادران هوایی، گردان شکاری، پایگاه سوم شکاری
  • فرمانده گروه دوم اسکادران هوایی، گردان شکاری، پایگاه سوم شکاری
  • فرمانده اسکادران سوم جت اف-۸۴، گردان شکاری
  • فرمانده اسکادران چهارم شکاری بمب‌افکن پایگاه دوم شکاری
  • فرمانده اسکادران سوم شکاری بمب‌افکن پایگاه دوم شکاری
  • فرمانده اسکادران ۱۱۰ شکاری تاکتیکی پایگاه یکم شکاری
  • رئیس عملیات پایگاه یکم شکاری
  • جانشین فرمانده پایگاه یکم شکاری
  • فرمانده، فرماندهی تاکتیکی هوایی
  • ۱۳۵۴ – ۱۳۵۷: فرمانده نیروی هوایی شاهنشاهی

[h=2]دستگیری و اعدام [ویرایش][/h]او جزو فرماندهانی بودند که با پیشنهاد عباس قره‌باغی پس از جلسه شورای عالی نیروهای مسلح در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ که در صبح همان روز برگزار شد نامه اعلام بیطرفی ارتش پهلوی در برابرحکومت اسلامی را امضا کردند.
پس از پیروزی انقلاب وی توسط نیروهای انقلابی دستگیر شد و به دادگاه انقلاب سپرده شد.
او در جواب خلخالی و آیت الله آذری که او را متهم به فساد فی الارض می‌کردند گفته بود، من "مفسد فی‌الارض" نیستم، من "مفسد فی‌السماء" هستم. چون روزی که جنگ اکتبر میان مصر و اسرائیل شروع شد، من از پایگاه وحدتی، هواپیما به مصر بردم و فرودگاه مصر را بمباران کردم و مجروحین اسرائیلی را به خرمشهر آوردم تا در بیمارستان این شهر بستری شوند. پس به این جهت من مفسد فی‌السماء هستم.
در پادگان نیروی هوایی، وقتی که برای من خبردار می‌کردند، زمین به لرزه در می‌آمد ؛ اما پس از انقلاب که دستگیر شدم، چشمم را بستند و آوردند، فکر کردم حتما چند کامیون پاسدار و سرباز، مرا دستگیر کرده‌اند وقتی که مرا به زندان قصر آوردند، وسط زندان قصر دیدم که بچه‌ای فریاد می‌زند تیمسار چشمانت را خودت باز کن.
چشمم را باز کردم. هیچ کس را ندیدم. فقط یک بچهٔ هفده ساله با تفنگ ایستاده و می‌گفت چشمان خودت را باز کن و سرت را پائین بینداز. اگر از دستورات آن بچه تخطی می‌کردم، حتما هدف تیر قرار می‌گرفتم، لذا کاملا اطاعت کردم، سرم را پائین انداختم، به من گفت: از طرف راست برو. من طبق دستور او به داخل زندان آمدم.
سر انجام پس از محکومیت در دادگاه انقلاب مفسد فی الارض شناخته و در ۲۱ فروردین ۱۳۵۸ در زندان قصر به حکم صادق خلخالی تیرباران شد.

کافر_مقدس

میگم کسی از محل دفن این خلخالی گور به گور شده اطلاعی نداره ؟! گاهی برای رفع حاجت بد نیست یه سری به اونجا زده بشه !

Angela

واقعا این انقلاب بهترین فرزندان ایران رو گرفت و بهترین روزهای ایران رو تباه کرد
خلخالی بارها گفته بود که خمینی شخصا به من پست دادستان انقلاب رو داد و گفت فقط تو از پس این کار برمیای
خمینی توانایی های خلخالی رو تشخیص داده بود و گویا فکر می کرد که کسی مثل خلخالی پیدا نمی شه
من برعکس فکر می کنم که مثل خلخالی کم نداریم! یه حکومت داریم مثل خلخالی

کافر_مقدس #۱۰
Angela

من فکر می کنم که مثل خلخالی کم نداریم! یه حکومت داریم مثل خلخالی

شوربختانه همینطور است . کم نیستند جلادانی همچون خلخالی، لاجوردی ،گیلانی ، لاری جانی ها و ... ( لعنت اسپاگتی بر آن ها !)

sonixax #۱۱

ممد جان دست مریزاد 👏

mamad1 #۱۲

غلامرضا نیک‌پی (۱۳۵۸-۱۳۰۶) شهردار تهران بود. او از شهریور ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۶ در این سمت اشتغال داشت.

[h=2]زندگینامه[/h][h=2][ویرایش][/h]نیک‌پی اولین شهرداری بود که طرح جامع شهر تهران را تدوین کرد.
غلامرضا نیک‌پی تحصیلاتش را به ترتیب در دبستان پهلوی اصفهان، متوسطه را در دبیرستان‌های ادب، سعدی و صارمیه اصفهان گذراند وسپس راهی دانشکده حقوق و علوم سیاسی در دانشگاه تهران شد و لیسانس گرفت.
سپس به انگلستان رفت و ضمن اقامت در لندن، از دانشگاه آن شهر، دکترای اقتصاد در رشته روابط بین‌الملل گرفت و در شهریور ماه سال ۱۳۳۵به کشور بازگشت. وی در سال ۱۳۵۶ توسط انجمن شهر از کار برکنار شد.
غلامرضا نیک پی بعد از انقلاب، به جرم سخت‌گیری در اجرای قوانین و مجوزها، در دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.
[h=2]فعالیت‌ها [ویرایش][/h]

  • ساخت ۷ مجسمه و استقرار آنها در شهر
  • طرح احداث چهار واحد مسکونی در اراضی خارج از محدوده
  • تغییر نام رفتگر به کارگر خدمات شهری
  • ایجاد قسمت در آمدهای عمومی
  • ایجاد سازمان اداره کل بودجه
  • جانشین نمودن اتوبوسهای لوکس به جای مینی بوس
  • تخصیص مبالغی برای ایجاد ساختمان و نگهداری اطفال معلول
  • اصلاح سازمان شهرداری پایتخت
  • تخصیص مبالغی برای احداث سیل بند غرب تهران
  • تجدید ساختمان مغازه‌های موجود شهر که قبل از تصویب طرح جامع وجود داشته‌است
  • ایجاد ساختمان اداره کل مکانوگرافی و آمار ۱۳۵۱
  • ایجاد پارک نیاوران
  • ایجاد سازمان امور بازرسی
  • ایجاد سازمان موتوری
  • تغییر سازمان کشتارگاه و سردخانه تهران
  • تجدید نظر در سازمان معاونت شهر سازی و برنامه ریزی و شهر سازی مناطق
  • احداث پارکینگ‌های منطقه‌ای در جنوب خیابان تخت جمشید (طالقانی)
  • ایجاد خانه‌های سازمانی و آپارتمان سازی برای کارمندان شهرداری
  • مصرف ۵۰ میلیون ریال اعتبار دولت جهت امور عمرانی و تنظیف جنوب شهر
  • احداث پارک و ساختمان دریاچه مصنوعی در جنوب میدان شهیاد (آزادی)
  • طرح ایجاد خانه‌های سازمانی جهت کادر افراد پلیس اداره راهنمائی و رانندگی پایتخت و طرح خانه‌های سازمانی، آسایشگاه سیصد تختخوابی سالمندان و حمام در کهریزک
mamad1 #۱۳

غم مرگ این بزرگ مرد بیشتر از همه این حوادث من رو اذیت کرد
مرد بزرگی رو از دست دادیم و جاش هیچوقت پر نمیشه و این خسارت هیچ جور جبران نمیشه

[h=1]امیرعباس هویدا[/h]

امیر عباس هویدا (۲۸ بهمن ۱۲۹۷ - ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ در تهران) یکی از نخست‌وزیران ایران در زمان حکومت محمد رضا پهلوی بود. وی ۱۳ سال نخست وزیر بود و ریاست دولت در ایران را بر عهده داشت که این طولانی ترین ریاست بر دولت در طول تاریخ ایران بوده‌است.

[h=2]پست‌ها [ویرایش][/h]

[h=2]کتاب‌ها [ویرایش][/h]


امیرعباس هویدا در دادگاه

امیر عباس هویدا چندین کتاب به زبانهای فرانسوی و انگلیسی نوشت که بیش‌تر آن‌ها به فارسی برگردان شده‌اند. این برگردانها عبارتند از[۱۵]:

[h=2]چگونگی مرگ [ویرایش][/h]امیرعباس هویدا در راهرو دادگاه با شلیک آخوند هادی غفاری از پشت سر به ناحیه گردن جان باخت و بعد به حکم صادق خلخالی به اعدام محکوم شد و پیکر بی‌جانش مدتی بعد با هویتی غیر واقعی در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

کافر_مقدس #۱۴

هر چه قاتل و جانی این اواخر خودشون رو اصلاح طلب جا زده بودند ! اون از صادق خلخالی جلاد، اینم از هادی غفاری آدمکش!

Angela #۱۵

به نظر من هویدا یکی از فرهیخته ترین سیاستمداارهای ایران بود ، ولی در مورد کتابشناسی او اشتباه کردید، این کتابها نوشته فریدون هویدا ، برادر امیر عباس، هست که او هم یک پژوهشگر بزرگ بوده
در دادگاه هویدا، خلخالی گفت موارد کیفر خواست مسایلی کلی هستند که نیاز به مدرک برای اثباتشون نیست!
گویا در پایان معلوم شد برای اعدام هم نیاز به حکم دادگاه و حتی تشکیل دادگاه نبوده!

Hezbollah_YaHasan #۱۶

از قربانیان گروهک منفور منافقین چیزی ننوشتین؟ بزرگترین قربانیان ترور روحانیون و بچه حزب اللهی ها بودند.
از شهید جلیل القدر اسدالله لاجوردی ننوشتین که بنیانگزار مکتب انسان سازی در زندانهای کشور بود. از دانشمندان هسته ای ننوشتید که برای تهیه انرژی هسته ای توسط صهیونیستها و منافقین شهید شدند.

Hezbollah_YaHasan #۱۷

اینها که شما نوشتین همگی مجرم و مستحق اعدام بودند.

sonixax #۱۸
Hezbollah_yaAli

اینها که شما نوشتین همگی مجرم و مستحق اعدام بودند.

تا قبل از اینکه در نظام اسلامی سابقه نداشت :)))))))))

Philo #۱۹

جناب ممد من ضمن موافقت با اینکه انقلاب باعث از بین رفتن یا فراری داده شدن آدم های ارزشمندی شده، متوجه نشدم چرا این افرادی که نام بردید جزء "بهترین ایرانیان" بودند؟

mamad1 #۲۰
Philo

جناب ممد من ضمن موافقت با اینکه انقلاب باعث از بین رفتن یا فراری داده شدن آدم های ارزشمندی شده، متوجه نشدم چرا این افرادی که نام بردید جزء "بهترین ایرانیان" بودند؟

درود بر شما
حرفی که من در مورد بهترین ایرانیان زدم یک چیز کلی بود که هم قبل از انقلاب رو شامل میشه هم در حین انقلاب و هم بعد از انقلاب و حتی جنگ تا امروز
اگر من از این افراد اسم بردم شاید به خاطر این بود که بعد از مطالعه زندگیشون خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

مثلا وقتی جهانبانی توی دادگاه مرگ خودش این جمله رو میگه: من هم هرگز عامل کشوری نبودام بلکه در سالهایی که شما برای لقمه نان مزدوری، سر حسین را از این منبر به آن منبر می‌کشاندید. در آمریکا به عنوان بهترین و با استعدادترین خلبان ایرانی، بر اوج ابرها پرواز می‌کردم

به نظر من این ادم یکی از بهترین ادمهاست
این در حالی هست که تمامی این افرادی که من نام بردم از نظر علمی و در رشته خودشون هم نخبه و متخصص بودن

شاید افرادی بودن که قربانی این انقلاب شدن و از اینها بهتر بودن که من نمیشناسمشون
اگر چیزی توی ذهن شما هست
چرا که نه معرفیشون کنید

Ouroboros #۲۱

به نظر من بهترین جوانان دهه‌ی سی و چهل قربانی ِ جمهوری اسلامی شدند، شجاع‌ترین جوانان کشور در آن جنگ کذایی به خاک و خون افتادند، روشنفکران و دلسوزان در زندان‌های سیاسی اعدام شدند، سرمایه‌های علمی و هنری و فرهنگی هم جملگی از ایران رفتند در دل غربت و بی‌چیز و گمنام شدند.. اینها بهترینهای ایران بودند، نه یک مشت لاشخور خرده‌بورژوا از قماش هویدا.

Philo #۲۲
mamad1

درود بر شما
حرفی که من در مورد بهترین ایرانیان زدم یک چیز کلی بود که هم قبل از انقلاب رو شامل میشه هم در حین انقلاب و هم بعد از انقلاب و حتی جنگ تا امروز
اگر من از این افراد اسم بردم شاید به خاطر این بود که بعد از مطالعه زندگیشون خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

مثلا وقتی جهانبانی توی دادگاه مرگ خودش این جمله رو میگه: من هم هرگز عامل کشوری نبودام بلکه در سالهایی که شما برای لقمه نان مزدوری، سر حسین را از این منبر به آن منبر می‌کشاندید. در آمریکا به عنوان بهترین و با استعدادترین خلبان ایرانی، بر اوج ابرها پرواز می‌کردم

به نظر من این ادم یکی از بهترین ادمهاست
این در حالی هست که تمامی این افرادی که من نام بردم از نظر علمی و در رشته خودشون هم نخبه و متخصص بودن

شاید افرادی بودن که قربانی این انقلاب شدن و از اینها بهتر بودن که من نمیشناسمشون
اگر چیزی توی ذهن شما هست
چرا که نه معرفیشون کنید

من می خواهم مثل امیر در اینکه اینها بهترین ایرانیان بودند کمی مناقشه کنم، لطفا بفرمایید که چطور عوامل و دستمال کشان رژیمی که بهترین ایرانیان را در آن زمان زندانی و اعدام و شکنجه و مجبور به خفه شدن می کرد، می توانند جزء بهترین ایرانیان باشند؟

Anarchy #۲۳
Philo

من می خواهم مثل امیر در اینکه اینها بهترین ایرانیان بودند کمی مناقشه کنم، لطفا بفرمایید که چطور عوامل و دستمال کشان رژیمی که بهترین ایرانیان را در آن زمان زندانی و اعدام و شکنجه و مجبور به خفه شدن می کرد، می توانند جزء بهترین ایرانیان باشند؟

منظورتون دقیقا کی هست؟مثلا جهان بانی کی رو شکنجه و اعدام کرده بود؟

mamad1 #۲۴
Philo

من می خواهم مثل امیر در اینکه اینها بهترین ایرانیان بودند کمی مناقشه کنم، لطفا بفرمایید که چطور عوامل و دستمال کشان رژیمی که بهترین ایرانیان را در آن زمان زندانی و اعدام و شکنجه و مجبور به خفه شدن می کرد، می توانند جزء بهترین ایرانیان باشند؟

فکر میکنم منظورتون هویدای عزیز هست

و اما سوال پیش میاد بهترین ایرانیانی که در بند و تحت شکنجه بودن کیا بودن مثلا؟

اون جاکش هایی که وجودشون باعث به وجود اومدن جمهوری اسلامی شد؟

یکی از انتقاد های جدی که من به شاه دارم اینه که چرا با این افراد برخورد خشنی نداشت و این ها رو مثل برگ خزون به روی زمین نریخت و چرا مقاومت نکرد تا امروز ایران ویران نشه

Angela #۲۵
Ouroboros

به نظر من بهترین جوانان دهه‌ی سی و چهل قربانی ِ جمهوری اسلامی شدند، شجاع‌ترین جوانان کشور در آن جنگ کذایی به خاک و خون افتادند، روشنفکران و دلسوزان در زندان‌های سیاسی اعدام شدند، سرمایه‌های علمی و هنری و فرهنگی هم جملگی از ایران رفتند در دل غربت و بی‌چیز و گمنام شدند.. اینها بهترینهای ایران بودند، نه یک مشت لاشخور خرده‌بورژوا از قماش هویدا.

من قبول دارم که مردان و زنان پاک این خاک که قربانی استبداد حاکمان شدند - در هر دو رژیم- یا توحش انقلابی گریبانشون رو گرفت بهترین های ایران بودند . آنهایی که حتی ما نمی شناسیم
و به هویدا هم این ایراد وارده که سکوت کرد در برابر اعدامها و شکنجه های زندانیان سیاسی و جنایات ساواک
هویدا می گفت اختیاری نداشته توی این موارد... و در نهایت خودش رو هر دو تا رژیم قربانی کردند
اما وقتی کسی اون رو لاشخور میدونه حتما دلیل خوبی داره .شما دلیلتون چیه برای لاشخور بودن هویدا؟

Ouroboros #۲۶
Angela

من قبول دارم که مردان و زنان پاک این خاک که قربانی استبداد حاکمان شدند - در هر دو رژیم- یا توحش انقلابی گریبانشون رو گرفت بهترین های ایران بودند . آنهایی که حتی ما نمی شناسیم
و به هویدا هم این ایراد وارده که سکوت کرد در برابر اعدامها و شکنجه های زندانیان سیاسی و جنایات ساواک
هویدا می گفت اختیاری نداشته توی این موارد... و در نهایت خودش رو هر دو تا رژیم قربانی کردند
اما وقتی کسی اون رو لاشخور میدونه حتما دلیل خوبی داره .شما دلیلتون چیه برای لاشخور بودن هویدا؟

لاشخور که یک دشنام است و «دلیلی» بجز بیزاری من از او لازم ندارد.
وانگهی وقتی گور خود را با نوکری برای شاهی نامشروع و فاسد و دیکتاتور می‌کنید، وقتی در آن دفنتان کردند جایی برای شگفتی نمی‌ماند. هر گروهی بجز باند خمینی هم حاکم می‌شد سرنوشت کسی که نیمی از عمر خود را برای خدمت به منفورترین شخصیت تاریخ ایران معاصر سپری کرده بود چیزی بجز اعدام نمی‌بود.

Dariush #۲۷

امیر عباس هویدا اگرچه شاید از لحاظ دانشش قابل توجه بود، اما در نهایت یک انسان فرومایه بود که ارزش سیاسی اش از احمدی نژاد هم کمتر بود.

Ouroboros #۲۸
Dariush

امیر عباس هویدا اگرچه شاید از لحاظ دانشش قابل توجه بود، اما در نهایت یک انسان فرومایه بود که ارزش سیاسی اش از احمدی نژاد هم کمتر بود.

از منظر دانش هم پُخی نبوده و یک تار موی گندیده‌ی آدمهایی در اندازه‌ی خسرو روزبه و احسان طبری و محمد پورهرمزان می‌ارزد به سرتاپای خاندان پهلوی و دربارشان از اول تا آخر. چهار تا زبان یاد گرفتن که کاری ندارد، خود منهم بلدم!

Anarchy #۲۹
Ouroboros

سرنوشت کسی که نیمی از عمر خود را برای خدمت به منفورترین شخصیت تاریخ ایران معاصر سپری کرده بود چیزی بجز اعدام نمی‌بود.

امیر گرامی چند نکته نیاز به روشن گری بیشتر داره...چطور شاه رو منفور ترین شخصیت تاریخ معاصر میدونید؟چطور با این نوشته اعدام بازماندگان به حکومت قبلی رو درست و موجه میدونید؟

Dariush #۳۰
Ouroboros

از منظر دانش هم پُخی نبوده و یک تار موی گندیده‌ی آدمهایی در اندازه‌ی خسرو روزبه و احسان طبری و محمد پورهرمزان می‌ارزد به سرتاپای خاندان پهلوی و دربارشان از اول تا آخر. چهار تا زبان یاد گرفتن که کاری ندارد، خود منهم بلدم!

در ابتدا خواستم با لحنی متفاوت، چیزی شبیه به آنچه شما گفتید بگویم، اما گفتم خب هستند کسانی که او را یک روشنفکر میدانند.از جمله، کسانی که با مستند از تهران تا قاهره مراسم سینه زنی برگزار میکنند.به همین دلیل کلمه شاید را آنجا افزودم.وگرنه کسانی چون شاهرخ مسکوب و داریوش آشوری و خیلی های دیگر هستند که ارزش دانشی هویدا قابل مقایسه با آنها نیست.
اما هیچکدام از اینها باعث نمیشوند که او را مستحق همچین سرنوشتی بدانم و او را از حقوق شهروندی اش محروم بدانم به دلیل اینکه فکر میکنم "نوکر بوده" و یا چیزهای دیگر.
او را مفلوک و بدبختی میدانم که یک زمان فرومایگی اش او را ذلت کشاند(دوران شاه) و زمانی دیگر سفاحتش.اساسا این بدبخت باور نمیکرد کسی کاری به کارش داشته باشد چرا که حتی خواجه شیراز هم میدانست که هویدا در دربار همان نقشی را دارد که آپاندیس در روده ی بزرگ ما دارد!

mahtab71 #۳۱

مشکلی که ما ایرانی ها همیشه مواجه با اون هستیم اینه که شخصیت ها رو کاملا سیاه یا کاملا سفید میبینیم.
مثلا محمدرضا پهلوی یا منفور میشه یا در حد یک قدیس منزه و عاری از هر خطایی جلوه داده میشه.
در واقع اینگونه نیست.در زمان محمدرضا ایران جزء5قدرت اقتصادی برتر دنیا بوده،فضای باز سیاسی به نسبت وجود داشته.کسی صرفا به دلیل داشتن مثلا یک روزنامه از زندگی ساقط نمیشده و...
خسرو روزبه مرد شریف و بزرگی بوده اما نقطه ی سیاهی که در زندگی اون وجود داره شرکت در قتل محمدمسعود سردبیر هست
مصدق انسان والایی بود اما نقطاط سیاه در کارنامه اون وجود داشت یکی اینکه هر مشکلی رو به جای حل و فصل در مجلس به خیابونها میکشوند و در حقیقت مرد قانون خود تبدیل به یک ضد قانون میشد
و...
پس بهتره اونها رو خاکستری ببینیم

iranbanoo #۳۲

مهتاب گرامی
با بخشی از حرفهای شما موافقم.معمولا ما در قضاوت در باره ی شخصیت ها دچار اشتباه میشویم.این هم به دلیل ان است که خود را در مقام کارشناس در مورد هر موضوعی کارشناسی میکنیم و غالبا در مورد اصل مطلب به خطا میرویم.
پس اینکه افراد همگی دارای نقاط مثبت و منفی هستند را درست میفرمایید .
اما در مورد قضاوت کلی افراد باید به عملکرد انان نگاه کرد و نتیجه و حاصل ان را مورد بررسی قرار داد.
شخصیتی مانند محمد رضا پهلوی گرچه پر است از اشتباهات و کوتاهی ها اما دورانی را پدید آورد که دست کم نسبت به دوران قبل و بعد از خود دارای امتیازات بسیار است.
و شخصیتی مانند دکتر مصدق که وقتی به عملکرد ایشان نگاهی میدازیم میبینیم چه قدر به ایشان مدیونیم گرچه شاید بتوان ایراد هایی بر ایشان داشت اما این از بزرگی شخصیتشان و اهدافشان ذ ره ای نمیکاهد

mamad1 #۳۳

به نظر شما طلایی ترین دوره سیاسی در ایران از 300 سال پیش تا امروز کدوم دوره هست؟

mahtab71 #۳۴
mamad1

به نظر شما طلایی ترین دوره سیاسی در ایران از 300 سال پیش تا امروز کدوم دوره هست؟

زمان مشروطه
انقلاب مشروطه و اون سالها نقطه عطفی در طول تاریخ ایران بود

mamad1 #۳۵
mahtab71

زمان مشروطه
انقلاب مشروطه و اون سالها نقطه عطفی در طول تاریخ ایران بود

ببنید نمیخوایم احساسی به موضوع نگاه کنیم
مشروطه خواهان خیلی زود طومارشون جمع شد
سود بزرگی که داشتن ایجاد قانون و مجلس تو این کشور بود

به نظر من ما نمیتونیم مشروطه رو یه دوره طلایی بدونیم
هر چند یک استارت بسیار مهم برای کشور بود

mahtab71 #۳۶
mamad1

ببنید نمیخوایم احساسی به موضوع نگاه کنیم
مشروطه خواهان خیلی زود طومارشون جمع شد
سود بزرگی که داشتن ایجاد قانون و مجلس تو این کشور بود

به نظر من ما نمیتونیم مشروطه رو یه دوره طلایی بدونیم
هر چند یک استارت بسیار مهم برای کشور بود

اتفاقا من هم بدلیل همین سود بزرگ این برش زمانی رو یک عصر طلایی میدونم.
اگه این دستاورد نبود هرگز نمیشد به پله های بالاتر گام برداشت.
قانونگرایی یک پارامتر مهمه که حتا مشکل ایران امروزی هم فقدان این مهم هست.

mamad1 #۳۷
mahtab71

اتفاقا من هم بدلیل همین سود بزرگ این برش زمانی رو یک عصر طلایی میدونم.
اگه این دستاورد نبود هرگز نمیشد به پله های بالاتر گام برداشت.
قانونگرایی یک پارامتر مهمه که حتا مشکل ایران امروزی هم فقدان این مهم هست.

طلایی اره ولی من طلایی ترین نمیدونمش

من دوره پهلوی ها رو طلایی ترین میدونم
پهلوی ها در قله کوه قرار دارن
اوج پیشرفت ها در این دوره س

mahtab71 #۳۸
mamad1

طلایی اره ولی من طلایی ترین نمیدونمش

من دوره پهلوی ها رو طلایی ترین میدونم
پهلوی ها در قله کوه قرار دارن
اوج پیشرفت ها در این دوره س

در
مورد طلایی ترین زیاد مطمئن نیستم
اما فکر کنم زمان رضاپهلوی شاید بتونیم اینو بگیم اما محمدرضا رو نه!

Dariush #۳۹

بی شک نه محمدرضا شاه و نه پدرش منفورترین های دوران معاصر نبودند و حداقل در بین عوام محبوبیتی دارند.اما هر دوی این شاهان کارهای کردند که نمیتوان از آنها چشم پوشی کرد.مهمترینش اینکه آنها مردم را تحقیر کردند.مردم را عده ای عقب مانده و فقیر و بی سواد میدانستند که اصلا دلیلی ندارد در شرایط سیاسی کشور نقشی داشته باشند چرا که ما داریم برایشان بهترین کارها را

میکنیم.اما هر دوی اینها فراموش کرده بودند که همین مردم حماسه انقلاب مشروطه را آفریدند، همین مردم فعالیت های سیاسی و حذبی داشتند، همین کور و کچل ها روزنامه داشتند و دموکراسی خواه بودند.شما

با فروریختن پایه های دموکراسی ای که مردم برایش جنگیده اند و کشته شده اند، بی شک صاحب عنوان منفور خواهید شد.مگر میشود مردمی که هوشیار شده بودند و اندیشه های آزادی خواهی داشتند، دوباره به عقب برگرداند؟این کاری است که این دو شاه میخواستند بکنند تا با خیال راحت و بی دغدغه به سلطنت خود برسند.اما نمی دانستند که جاده ی آگاهی یک جاده ی یک طرفه است و شاید مسیر رفت داشته باشد، اما برگشت ندارد.
کارنامه ی محمدرضا شاه در این مورد خیلی سیاه تر از پدرش است.او تحقیری بزرگ بر مردم وارد ساخت که عملا نفرت را در دل آنها نهادینه کرد.دوره بین سالهای 1320 تا 1332 را نگاه کنید.در این سالها نه اوضاع اقتصادی مملکت خوب بود، نه رفاه اجتماعی آنچنانی وجود داشت.اما به سبب وجود فضای باز و دموکراتیک، مردم همیشه امیدوار و پرنشاط بودند.اما جناب شاه با تبانی با بیگانگان علیه ملت خودش توطئه کرد.آیا میشود چنین گناه بزرگی را بر یک سیاستمدار بخشید؟چنین کاری در هر جای دنیا رخ دهد، آن سیاستمدار برای همیشه منفور میشود و کمترین حکمش حبس ابد

است.و فاجعه بارتر اینکه حتی همان بیگانگان از مردم ایران معذرت خواهی کردند اما هموطنان شاهیِ ما هرگز خود را در این مورد مسئول نمیدانند و اساسا به جای لفظ کودتا چیزهای دیگری میگویند که همه میدانیم!خب

شما وقتی روزنامه ها و احزاب را میبندید، مجلس را تسخیر میکنید، برعلیه مردم خودت با بیگانگان ساخت و پاخت میکنید و تمام نهادهای دموکراتیک را تبدیل مداحان و ثناگویان خود میکنید، باید بدانید مردم هم روزی ÷به حساب شما خواهند رسید.جناب شاه فکر کردند با گرفتن و سر به نیست کردن دو تا ازادی خواه و چهارتا رهبر سیاسی و بستن احزاب و روزنامه ها، مردم هم یادشان میرود آزادی چیست و دموکراسی به چه معناست.خب پس از کودتای 28 مرداد، همان مردم که در برابر سخت ترین مشکلات اقتصادی دم نمیزدند، حالا در قبال کمترین مشکل سهوی هم، فریادشان بلند میشود.چرا؟چون میدانند مسئول همه چیز یک نفر است.اوست که اختیار همه چیز را در دست دارد.از چاله درون آسفالت تا کشته شدن افراد در زندانهای ساواک،مردم همه را از چشم یک نفر میبینند.آن یک نفر کیست؟جناب شاه!
حالا هی بفرمائید ایشان دانشگاه ساخت، جاده ساخت،راه آهن درست کرد ، اقتصاد را فلان کرد و... . با این حرفها تنها میشود عوام را فریفتمخصوصا در این شرایط اسف بار .
اما درخشان ترین دوران در تاریخ معاصر همان سالهای 1320 تا 1332 است.

iranbanoo #۴۰

جناب داریوش
بدون هیچ موضع گیری خاصی میخواهم نظرتان را در مورد این مسئله بدانم:

آیا به نظر شما ادبیات مجیز گویانه و ستایشگرانه ی سیاست مداران که اخیرا هم بسیار شاهد انیم مسبب بسیار ی از عقب ماندگی ها ما نیست.
استفاده ی بهره جویانه از واژه (مردم)که به تکرار از طرف کنش گران سیاسی میشنویم باعث نشده که مردم احساس کنند که این ستایش ها بر حق است و پیش خود فکر کنند که علی آباد هم شهریست؟
البته تحقیر رمردم به وسیله ی سیاستمداران را قبیح میدانم اما چشم از عقب ماندگی های مردم بستن نیز خطای بزرگیست و شاید پهلوی ها نیز به این مسئله واقف بوده اند؟؟؟!!

Angela #۴۱

هویدا می گفت مردم و روشنفکران ما با حرف اصلاح می کنند
وقتی می نشینند حرف می زنند همه چیز رو اصلاح می کنند اما در عمل هیچ یک کاری نمی کنند, می خواست جوانان تحصیل کرده و روشنفکران رو با رژیم شاه آشتی بده تا از دانش اونها برای سازندگی میهن استفاده کنه, هویدا به اصلاح اعتقاد داشت نه به انقلاب (سالها بعد بعضی از انقلابی های اون زمان گفتند که ما اشتباه کردیم و با شاه بهتر میشد اصلاحات کنیم!)
بنی صدر - که در جبهه مخالف هویدا بود هر چند شاید ازش بیزار باشید - میگه مخالفان به راحتی حرفهاشون رو جلوی اون می زدند و به همه انتقادات گوش می داد , میگه گاهی برای نجات کسی که گرفتار ساواک شده بود ازش کمک می خواستم و همیشه تا جایی که می تونست کمک می کرد.
البته من نه می خوام پرونده پهلوی رو پاک کنم و نه اینکه هویدا را بدون خطا نشون بدم
اما در حقیقت وقتی انقلاب ایران رو بررسی می کنیم همه احزاب اشتباه داشتند و کمتر فردی پیدا میشه که نقطه تاریکی نداشته باشه

Ouroboros

لاشخور که یک دشنام است و «دلیلی» بجز بیزاری من از او لازم ندارد.
وانگهی وقتی گور خود را با نوکری برای شاهی نامشروع و فاسد و دیکتاتور می‌کنید، وقتی در آن دفنتان کردند جایی برای شگفتی نمی‌ماند. هر گروهی بجز باند خمینی هم حاکم می‌شد سرنوشت کسی که نیمی از عمر خود را برای خدمت به منفورترین شخصیت تاریخ ایران معاصر سپری کرده بود چیزی بجز اعدام نمی‌بود.

آها خب فهمیدم!
چرا که نه بیزاری هم خودش یه "دلیل" هست.
البته بستگی داره منظورتون از گروههای دیگه چی هست؟ اگه توده ای ها رو می گید که بله, حتما و صد در صد موافقم, توده ای ها از این نظر شباهت زیادی با اسلام گراهای افراطی دارند و به خشونت انقلابی هم باور دارند.اعدامهای انقلابی رو هم می پسندیدند تا زمانی که نوبت خودشون شد!
هر چند الان دیگه خیلی از آخوندهای تندروی اون زمان شور و شوق انقلابی شون رو از دست دادند و پشیمون شدند, نمی دونم در مورد توده ای ها هم این درسته یا نه...

mamad1 #۴۲
mahtab71

در
مورد طلایی ترین زیاد مطمئن نیستم
اما فکر کنم زمان رضاپهلوی شاید بتونیم اینو بگیم اما محمدرضا رو نه!

هر دو در یک امتداد هستند بانو
پدر پایه گذاری کرد پسر ادامه داد

Anarchy #۴۳
Dariush

اما هر دوی اینها فراموش کرده بودند که همین مردم حماسه انقلاب مشروطه را آفریدند، همین مردم فعالیت های سیاسی و حذبی داشتند، همین کور و کچل ها روزنامه داشتند و دموکراسی خواه بودند.

دوست عزیز از این حرف ها بوی عوام زدگی میاد...کدام مردم؟چند درصد مردم در زمان مشروطه سواد داشتند؟چند درصد آگاهی سیاسی داشتند؟ چرا بی جهت برای خودمون نوشابه باز میکنیم...مردم بی سواد چه درکی از دموکراسی داشتند که مثلا در انقلاب مشروطه بیان کاری کنن؟ همونجا هم دنباله رو بودن...

Dariush

و فاجعه بارتر اینکه حتی همان بیگانگان از مردم ایران معذرت خواهی کردند اما هموطنان شاهیِ ما هرگز خود را در این مورد مسئول نمیدانند و اساسا به جای لفظ کودتا چیزهای دیگری میگویند که همه میدانیم!

این یک دروغ یا غلط مصطلح شده در بین ایرانی ها...آمریکا هیچ وقت معذرت خواهی نکرده، اما نمیدونم چرا همه این رو تکرار میکنن...مسوولان آمریکایی چیز دیگه ای گفتن!!

Full text: Barack Obama's Cairo speech | World news | guardian.co.uk

This issue has been a source of tension between the United States and the Islamic Republic of Iran. For many years, Iran has defined itself in part by its opposition to my country, and there is indeed a tumultuous history between us. In the middle of the cold war, the United States played a role in the overthrow of a democratically elected Iranian government. Since the Islamic revolution, Iran has played a role in acts of hostage-taking and violence against US troops and civilians. This history is well known. Rather than remain trapped in the past, I have made it clear to Iran's leaders and people that my country is prepared to move forward. The question, now, is not what Iran is against, but rather what future it wants to build.

Interview With Bahman Kalbasi of BBC Persia

We know that everything we have done in the course of our 235-plus year history is going to appeal to or be supported by everyone, and we take our history seriously. So, for example, we’ve expressed regret about what was done in 1953. We’ve had high-ranking Americans say that that was a disruption of what could have and should’ve been a natural development of democracy with Iran. At the time, it was the Cold War. It was the Soviet Union which seemed to pose an existential threat to everyone, including Iran, Turkey, Greece, you name it. So we sometimes, in retrospect, look back and say, “Could we have done that a different way?” And so we have regretted what happened in 1953.

Secretary Albright's Speech regarding Iran, 3/17/00

In 1953 the United
States played a significant role in orchestrating the overthrow of Iran's popular Prime
Minister, Mohammed Massadegh. The Eisenhower Administration believed its actions were
justified for strategic reasons; but the coup was clearly a setback for Iran's political
development. And it is easy to see now why many Iranians continue to resent this
intervention by America in their internal affairs.

ذر این زمینه که این حادثه رو میتونیم کودتا بدونیم یا نه ، من کتاب " آسیب شناسی یک شکست" علی میر فطروس و مصاحبه ایشون رو در خور توجه میدونم...من که کودتایی به اون مفهومی که عاشقان مصدق ازش اسم میبرن ندیدم....

انجمن پژوهشی ایرانشهر گفت‌وگوی مسعود لقمان با علی میرفطروس درباره تاریخ، تاریخ‌نویسی و سیاست در ایران معاصر

ضمنا برای شورش 57 که از روی ناآگاهی و بی سوادی اکثریت مردم بود، کردیت خیالی نسازید...شاه هر اشتباهی هم کرد، اگر مردم ذره ای از این دست آگاهی هایی که شما براشون متصور هستید، داشتند کار به امروز و حکومت فعلی نمیرسید....

undead_knight #۴۴

انقلاب اصولا چیز مزخرفیه!
دیگه از انقلاب فرانسه دموکرات تر!؟همین انقلاب دموکرات باعث کشته شدن کلی ادم با گیوتین شد که در زمان شاه مخلوع و زورگو زنده مونده بودند!اونم کسایی که گاهی جز انقلابیون بودند.
فکر کنم نمونه ای از انقلاب نمیشه پیدا کرد که توش کشتار نباشه!

iranbanoo #۴۵
undead_knight

انقلاب اصولا چیز مزخرفیه!
دیگه از انقلاب فرانسه دموکرات تر!؟همین انقلاب دموکرات باعث کشته شدن کلی ادم با گیوتین شد که در زمان شاه مخلوع و زورگو زنده مونده بودند!اونم کسایی که گاهی جز انقلابیون بودند.

نایت عزیز
ببخشید روم به دیوار حرفاتون چه قدر شبیه عظمی ست😄
ایشون هم همین ایراد های شما رو از انقلاب فرانسه میگرفتن با این تفاوت که معتقد بودن انقلاب ما انفجار نور بود!!!

undead_knight #۴۶
iranbanoo

نایت عزیز
ببخشید روم به دیوار حرفاتون چه قدر شبیه عظمی ست😄
ایشون هم همین ایراد های شما رو از انقلاب فرانسه میگرفتن با این تفاوت که معتقد بودن انقلاب ما انفجار نور بود!!!

نه خب اصولا ماله کشان اسلامی در کپی پیست و سرقت ادبی!توانایی ویژه دارند:))
به هر حال نور اینها رو میشه فقط در جایی مثل کهریزک و اوین پیدا کرد:))

iranbanoo #۴۷

یعنی میخواید بگید عظیم الشان,پرچم دار ولایت و عدالت,آفتاب عصمت و طهارت,گل سر سبد امامت,...اهل کپی پیستن!!!؟
(اگر بعد از این پست دیگه منو ندیدین بدونیددر نور ولایی انقلاب محو شدم.عزیزان کمپوت یادتون نره فقط)

Dariush #۴۸
Anarchy

دوست عزیز از این حرف ها بوی عوام زدگی میاد...کدام مردم؟چند درصد مردم در زمان مشروطه سواد داشتند؟چند درصد آگاهی سیاسی داشتند؟ چرا بی جهت برای خودمون نوشابه باز میکنیم...مردم بی سواد چه درکی از دموکراسی داشتند که مثلا در انقلاب مشروطه بیان کاری کنن؟ همونجا هم دنباله رو بودن...

پاسخ این حرفتان را در پاسخی که به خانم ایران بانو داده ام، میتوانید بیابید.

Anarchy

این یک دروغ یا غلط مصطلح شده در بین ایرانی ها...آمریکا هیچ وقت معذرت خواهی نکرده، اما نمیدونم چرا همه این رو تکرار میکنن...مسوولان آمریکایی چیز دیگه ای گفتن!!

Full text: Barack Obama's Cairo speech | World news | guardian.co.uk

Interview With Bahman Kalbasi of BBC Persia

Secretary Albright's Speech regarding Iran, 3/17/00

Foreign policy of the Bill Clinton administration - WiKi
به بخش ایرانش دقت کنید:
That year, Secretary of StateMadeleine Albright and President Clinton mandated what could be considered an apology to the Iranian people for the 1953 CIA-assisted coup that overthrew the democratically elected Prime Minister,Mohammed Mossadegh, and replaced him with the Shah, thus leading to the 1979 Islamic Revolution two decades later.

Anarchy

ذر این زمینه که این حادثه رو میتونیم کودتا بدونیم یا نه ، من کتاب " آسیب شناسی یک شکست" علی میر فطروس و مصاحبه ایشون رو در خور توجه میدونم...من که کودتایی به اون مفهومی که عاشقان مصدق ازش اسم میبرن ندیدم....

انجمن پژوهشی ایرانشهر گفت‌وگوی مسعود لقمان با علی میرفطروس درباره تاریخ، تاریخ‌نویسی و سیاست در ایران معاصر

خب این کتاب معلوم است برای چه کسانی نوشته شده است.این مرد و کتابش به اندازه کافی رسوا شده اند و دیگر نیازی نیست که در مورد دروغها و جعل هایش بگویم.مراجعه کنید به کتاب جناب محمد امینی.

Anarchy

ضمنا برای شورش 57 که از روی ناآگاهی و بی سوادی اکثریت مردم بود، کردیت خیالی نسازید...شاه هر اشتباهی هم کرد، اگر مردم ذره ای از این دست آگاهی هایی که شما براشون متصور هستید، داشتند کار به امروز و حکومت فعلی نمیرسید....

خیلی عجیب است که اقای بیل کلینتون هم فهمید که انقلاب 57 از کجا سرچشمه گرفته، اما هموطنان شاهیِ ما هنوز خود را به آن راه میزنند.دوست عزیز، همین نا آگاهی هایی که شما میفرمائید در اثر فضایی بود که شاه فراهم کرده بود.وقتی فضای تعامل سیاسی و قعالیت احزاب و روزنامه ها و دیگر نهادهای دموکراتیک بسته شوند، باعث میشود مردم نتوانند تمرین فعالیت ها و انتخابهای سیاسی داشته باشند و به سوی انقلاب پیش میروند نه اصلاح، چرا که هر روز ذهن مردم رادیکال تر میشود و از آنطرف سوءظن مستبد به مردم نیز بیشتر میشود و این روند آنقدر ادامه میابد که انفجاری رخ دهد.همان چیزی که در سال 57 رخ داد.در ثانی، شاید مثلا ما از حذب توده و مجاهدین و ملیون و ... بیزار باشیم.اما همه اینها حداقل نشان دهنده ی این مطلب هستند که مردم ایران منفعل نبودند و در صدد راهی برای پیشرفت و آزادی بودند، اگر شاید به گمان ما راه را اشتباه میرفتند.

Anarchy #۴۹
Dariush

پاسخ این حرفتان را در پاسخی که به خانم ایران بانو داده ام، میتوانید بیابید.

لطف کنید دقیق اشاره کنید..چیزی یافت نشد در پاسخ به مطالب من

!!!

Dariush

Foreign policy of the Bill Clinton administration - WiKi
به بخش ایرانش دقت کنید:
That year, Secretary of StateMadeleine Albright and President Clinton mandated what could be considered an apology to the Iranian people for the 1953 CIA-assisted coup that overthrew the democratically elected Prime Minister,Mohammed Mossadegh, and replaced him with the Shah, thus leading to the 1979 Islamic Revolution two decades later.

داریوش گرامی، نقل قول سوم در پست قبلی من از مادلین آلبرایت هست...اینکه نویسنده ویکی پدیا از قول خودش چه چیزی تفسیر کنه، وقتی متن اصلی هست و من آوردمش دیگه خیلی مضحک هست...چیزی که هست آمریکا هیچ وقت معذرت خواهی نکرده...بالاترینش حرف هیلاری کلینتون بود که اونم با هزار بند و تبصره بدون یه اظهار تاسف کوچکی کرده...

Dariush

خب این کتاب معلوم است برای چه کسانی نوشته شده است.این مرد و کتابش به اندازه کافی رسوا شده اند و دیگر نیازی نیست که در مورد دروغها و جعل هایش بگویم.مراجعه کنید به کتاب جناب محمد امینی.

داریوش گرامی الان که انتظار ندارید من این حمله شخصی شما به نویسنده یک کتاب رو ، به عنوان فکت تاریخی در نظر بگیرم...به طور دقیق اشاره کنید و بگید فلان جا دروغ و جعل بوده!! حواله به کتاب هم ندید لطفا....

Dariush

خیلی عجیب است که اقای بیل کلینتون هم فهمید که انقلاب 57 از کجا سرچشمه گرفته، اما هموطنان شاهیِ ما هنوز خود را به آن راه میزنند.دوست عزیز، همین نا آگاهی هایی که شما میفرمائید در اثر فضایی بود که شاه فراهم کرده بود.وقتی فضای تعامل سیاسی و قعالیت احزاب و روزنامه ها و دیگر نهادهای دموکراتیک بسته شوند، باعث میشود مردم نتوانند تمرین فعالیت ها و انتخابهای سیاسی داشته باشند و به سوی انقلاب پیش میروند نه اصلاح، چرا که هر روز ذهن مردم رادیکال تر میشود و از آنطرف سوءظن مستبد به مردم نیز بیشتر میشود و این روند آنقدر ادامه میابد که انفجاری رخ دهد.همان چیزی که در سال 57 رخ داد.در ثانی، شاید مثلا ما از حذب توده و مجاهدین و ملیون و ... بیزار باشیم.اما همه اینها حداقل نشان دهنده ی این مطلب هستند که مردم ایران منفعل نبودند و در صدد راهی برای پیشرفت و آزادی بودند، اگر شاید به گمان ما راه را اشتباه میرفتند.

اول اینکه شما نوشابه اضافی برای مردم از دوران مشروطه به بعد باز کردید نه من !! من اتفاقا در جایگاهی که الان شما دارید نا آگاهی مردم رو نشون میدین، بودم!! من در صدد دفاع از شاه نیستم که جز گروه هموطنان شاهی باشم...اما این نفرت بی دلیل شما از شاه رو هم ندارم...ما هم آلمان یا فرانسه نبودیم که انتظار بالایی از شاه داشته باشین...ایران هنوز تمرین کافی نداشت برای رسیدن به دموکراسی و یک کشور مذهب زده بود که تازه داشت به سمت پیشرفت حرکت میکرد!! تقصیر اتفاق امروز هم همه بر گردن شاه ایران نیست...همون احزابی که یکپارچه زیر عبای جناب خمینی رفتن،بیشتر تقصیر دارن...

کافر_مقدس #۵۰
Ouroboros

هر گروهی بجز باند خمینی هم حاکم می‌شد سرنوشت کسی که نیمی از عمر خود را برای خدمت به منفورترین شخصیت تاریخ ایران معاصر سپری کرده بود چیزی بجز اعدام نمی‌بود.

شما چطور با این قاطعیت رای صادر می کنید که هویدا در هر صورت باید کشته میشد ؟! از کجا می دونید شاید حکومت بعدی سکولار بود و اصلن اجرای حکم اعدام رو ممنوع می کرد .

هویدا و سایر قربانیان می تونستند به زندان محکوم بشن یا از سمت های دولتی برکنار بشن ، ولی اینکه مجازاتشون رو مرگ بدونیم نهایت بی انصافی هست