آزادی یک تیغ دو دم هست،هیچ وقت نمیشه اثرات بدش رو از اثرات خوبش جدا کرد. مثلا در همین نمونه اگر امکان شناسایی این افراد وجود داشته باشه(که خیلی هاشون خلافکاران حرفه ای هستند)امکان شناسایی مخالفان حکومت های مستبد که معمولا افراد عادی هستند به مراتب راحت تره. در واقع دو راه حل بیشتر وجود نداره،یا آزادی رو از بین برد! یا اینکه سعی بشه این مشکلات از ریشه حل بشه(مثل سازمان های تروریستی،کودک آزارها و...)با نفی آزادی نمیشه مسئولیت جامعه رو در این مورد انکار کرد.
چرا این تیغ دو دم آزادی بیشتر داره گلوی خودمون رو میبره؟! دنیایی که توش جرم و جنایت , با از بین بردن تمایل به اونها و اصلاح شرایط, از بین رفته باشه و احتیاج به ممنوعیت ها و مجازاتها نباشه خیلی قشنگ و آرمانیه اما نمیدونم کی میشه چنین دنیایی ساخت!
چرا این تیغ دو دم آزادی بیشتر داره گلوی خودمون رو میبره؟!
دنیایی که توش جرم و جنایت , با از بین بردن تمایل به اونها و اصلاح شرایط, از بین رفته باشه و احتیاج به ممنوعیت ها و مجازاتها نباشه خیلی قشنگ و آرمانیه اما نمیدونم کی میشه چنین دنیایی ساخت!
دقیقا،همونطور که شما میگید این دنیا فقط یک دنیای آرمانیه،تنها کاری که از دست ما بر میاد کمتر کردن این چیزهاست(مگرنه به همین حرف کامو میرسیم که امضای شماست)
من یک نگاه به دایرکتوری لینک هایی که مهربد عزیز گذاشته بودند کردم دیدم برای خودش خانه ی فسادی هست در حد اعلاء! از پولشویی و مالخری و مالفروشی و جعل پاسپورت و اقامت غیرقانونی تا خرید و فروش انواع اسلحه و نارنجک و تانک!!! و انواع مواد مخدر و اجیر کردن دزد و قاتل حرفه ای!!! من اولین بارم هست همچین چیزی رو دارم میبینم! حسی که الان دارم اینه که از آسمان صاف افتادم وسط مافیا😳
مهربد جان اینجا کسانی هستند که ادعا میکنند در مقابل دریافت مقدار کمی بیت کوین میتونن تعداد زیادی اسکناس های 20 دلاری و 20 یورویی جعلی! آنهم با کیفیت بسیار بالا به آدرسی که میخواهیم پست کنند!
یا سایت هایی که دلال اسلحه و انواع مهمات هستند و مدعی هستند که قاچاقچی حرفه ای هشتند و میتونند هر سلاح درخواستی رو بصورت ناشناس در محل مورد نظر شما دلیور کنند؟!؟! یا اشخاصی که ادعا میکنند قاتل اجیری حرفه ای هستند و در برابر دریافت مبلغی فرد مورد نظر مشتری رو میکشند بدون اینکه حتی قاتل رو ببینید... اولین چیزی که من با خواندن این پیشنهادات به یادش افتادم فیلم Bangkok Dangerous با بازی نیکلاس کیج بود که ایشون یک قاتل حرفه ای بود که سفارش هاش رو اینترنتی میگرفت و مشتری هاش هرگز ندیده بودنش و ...
مهربد جان اینجا کسانی هستند که ادعا میکنند در مقابل دریافت مقدار کمی بیت کوین میتونن تعداد زیادی اسکناس های 20 دلاری و 20 یورویی جعلی! آنهم با کیفیت بسیار بالا به آدرسی که میخواهیم پست کنند!
نمیدانم چرا این پست را ندیده بودم.
من نمیدانستم ارزبرگ هم میشود خرید, ولی همین چند روز پیش چند تا ارزبرگ تقلبی
یکی گرفته بود و داشتیم میبررسیدیم اش. به نگر چاپ اش کار چندان سختی نمیامد, تنها
بخشی که پیچیده بود هولوگرام آن بود که نمیشود به این آسانیها چاپ کرد, ولی
همهیِ این بازدارندهها با ساخت چاپگرهای ٣ گسترائین دارند خود به خود برچیده
میشوند, دور نیست روزیکه هر چیزی را بتوانید در زیرزمین خانه اتان چاپ کنید!
یا سایت هایی که دلال اسلحه و انواع مهمات هستند و مدعی هستند که قاچاقچی حرفه ای هشتند و میتونند هر سلاح درخواستی رو بصورت ناشناس در محل مورد نظر شما دلیور کنند؟!؟!
یا اشخاصی که ادعا میکنند قاتل اجیری حرفه ای هستند و در برابر دریافت مبلغی فرد مورد نظر مشتری رو میکشند بدون اینکه حتی قاتل رو ببینید...
اولین چیزی که من با خواندن این پیشنهادات به یادش افتادم فیلم Bangkok Dangerous با بازی نیکلاس کیج بود که ایشون یک قاتل حرفه ای بود که سفارش هاش رو اینترنتی میگرفت و مشتری هاش هرگز ندیده بودنش و ...
به نظر شما ادعای این سایت ها چه اندازه واقعیه؟
ادعاهایشان که برخی زمانها واقعی است ولی بمانند قمار میماند,
باید پول را رد کنید و ببینید کاری میکنند یا نه. من هرگز نیازموده ام, چون bitcoin در دست ندارم: BitCoin یا پول open source چیست و چگونه کار میکند.
من از زمان ارسال پستم در این تاپیک دیگر سفر به پسوند پیاز نرفتم. مخصوصا که در لینک هایی که دوستان گذاشته بودند به موارد بچه بازی بر خوردم که بسیار ناراحت شدم.
یک سوال از شما داشتم. فایده ی مثبت پروژه ی تور بغیر از "تور بروزر" که میشه بوسیله اش ناشناس وارد اینترنت شد چیست؟
درباره ی تبادل نظر مخالف در غرب گفتید اما هم اکنون قانونی است.
چیزی که من آنجا دیدم خلاف های سنگین بود! که نمود داشت!
درحال حاضر فایده ی وجود این سیستم غیر از (تور بروزر )چیست؟
سود آنکه روشن است, میتوان به نیازهای پنهان و سرکوبیده و زیر فرش بردهیِ شدهیِ هومنی پیبُرد.
در کنار همهیِ اینها tor ابزاری است ناشناسگر و در جهان امروز داشتن چنین ابزاری خواستی است و برای نمونه در همین ویکیلیکس
هم دیدیم که همهیِ سرورهایِ قانونی ناچار از بستن آن میشدند, ولی tor بسادگی همگی را از همان روز یکم در خود فروبرد و نگه داشت.
قیاس دانستن حقایق اسلام و چیزهایی مانند آن قیاس معالفارق است . دانستن اینکه فرد X قصد کشتن فرد Y را دارد ، یا چیزهایی مثل این کسی را دانشمند نمیکند و ندانستش هم کسی را الاغ نمیکند . باید بسیار خوشحال باشید که امروزه از تمام جنایاتی که در شهری که زندگی میکنید (هر کجا فرقی نمیکند) اتفاق میوفتد خبر ندارید . اگر خبر داشتید زندگیتان به گند کشیده میشد . این از همان مواردیست که ندانستن بهتر از دانستن است .
من ترجیح میدم همه چیز رو بدونم و حتی بتونم!! چون ممکنه برای دفاع از خودم هم که شده نیاز باشه.
سونیکساس درست میگن گاها ندونستن بهتر از دونستن هست.من که اصلا نمیتونم چنین فجایعی رو شاهد باشم. البته خوشبختانه من نتونستم ببینم.اما از شنیدن چنین مسائلی هم آدم به شدت تحت تاثیر قرار میگیره. این یک روی مسئلست اما حقیقت اینه که چنین حیواناتی خیلی خیلی زیادن . من نمیتونم بفهمم که چه طور ممکنه ازاد باشن؟؟!! ایا واقعا دسترسی بهشون غیر ممکنه؟یا شاید هم مثل همین اخوند های بچه باز خودمون زیر پرچم خاصی فعالیت میکنن؟؟
بله البته افراد ضعیف و کسانی که مسیر و روش نادرستی رو در زندگی انتخاب کردن باید مثل کبک سرشون رو زیر برف بکنن و دعا کنن این مسائل نزدیک اونا نیاد. ولی کسی مثل من که از ابتدا با واقعیتگرایی و عملگرایی آشتی کرده، و مثلا ازدواج نکردم و بچه دار نشدم، و انتظار زندگی رویایی و ابلهانه به شکلی توده ها دارند رو ندارم، و دوست دارم یک جنگاور بشم، و در این راه حاضرم تمام تلاشم رو بکنم، و این فرصت رو برای خودم محفوظ داشتم، هراسی از روبرو شدن با این واقعیات ندارم.
خلافکارها همیشه بوده و هستن. همه جا. البته کمک به اونا هم کار درستی نیست. ولی کمک به حکومتها برای نظارت و کنترل مطلق هم چیز خوبی نیست. هر دو بد هستند. هر کدام بیش از حد زیاد بشه بده. فرق زیادی بینشون نیست. حکومت بد میتونه حتی از خلافکارها هم بلای بدتری به سر مردم بیاره. پس باید یه تعادلی بین این دوتا برقرار کرد. البته اگر ممکن نیست که هردو رو کاملا مهار کرد.
الان نمونش همین حکومت خودمون جمهوری اسلامی!! والا الان من مشکل روبرو شدن با خلافکارها رو ندارم، ولی اینا دارن دهنمون رو سرویس میکنن. اون روزی که به فلاکت بیفتیم واقعا دیگه برامون زیاد فرقی نمیکنه بین این دوتا. هردوش رنج و عذاب و خشم میاره. چه فرقی میکنه واقعا؟! من همینطوریش یه مدت اقتصاد خراب شد وضع مالی منم خوب نبود، دهنم سرویس شد خشم تمام وجودم رو فرا گرفته بود به پوچی مطلق داشتم میرسیدم. در چنین شرایطی اصلا ممکنه خودم هم دست آخر بزنم یکی رو بکشم خلاصه یه کاری بکنم نمیدونم مبارز مسلحانه بشم خلاصه آخر و عاقبتم معلوم نیست. وقتی به نهایت حد تحملم برسه حاضرم خلافکار بشم بخاطر دفاع از خودم. از اونایی نیستم که ترجیح بدم بایستم و پایمال شدن و نابود شدن خودم رو نظاره کنم! بنظر من دقیقا مثل این میمونه که یه عده با شمشیر و چاقو و قمه و قداره بهت حمله کنن. من یکی که نمیتونم اون موقع هیچ کاری نکنم. ترجیح میدم از خودم دفاع کنم، ولو لازم باشه دست به سلاح ببرم و همشون رو تکه تکه کنم، نمیذارم به خودم آسیبی برسه.
والا ما دیگه توی این مملکت از قانع ترین و سالم ترین افراد هستیم. مگه چی خواستیم آخه که اونو هم نمیذارن بمونه برامون؟ اینا خودشون از اون خلافکارها خطر جدی تر و بزرگتری دارن میشن.
راستی تور رو همین الان هم دانلود کردم ولی کار نمیکنه متاسفانه. همین فیلترشکن محرمانه خودم فعلا از همه بهتر بوده. ولی اون سایتهای مخفی رو خب نمیتونم باز کنم.
له البته افراد ضعیف و کسانی که مسیر و روش نادرستی رو در زندگی انتخاب کردن باید مثل کبک سرشون رو زیر برف بکنن و دعا کنن این مسائل نزدیک اونا نیاد. ولی کسی مثل من که از ابتدا با واقعیتگرایی و عملگرایی آشتی کرده، و مثلا ازدواج نکردم و بچه دار نشدم، و انتظار زندگی رویایی و ابلهانه به شکلی توده ها دارند رو ندارم، و دوست دارم یک جنگاور بشم، و در این راه حاضرم تمام تلاشم رو بکنم، و این فرصت رو برای خودم محفوظ داشتم، هراسی از روبرو شدن با این واقعیات ندارم.
چه پیک قدیمی ای رو ورداشتی کوت گرفتی!!! گرچه هنوزم نظرم عوض نشده و فکر میکنم کسی که طاقت دیدن رنج کسی رو اونم تجاوز به کودک رو داشته باشه و اصلا این موضوع ناراحتش نکنه لایه هایی از دگر آزاری در شخصیتش وجود داره و هیچ ربطی هم به قدرتمند بودن نداره. آره موقع دیدن تخمه هم بشکن!
چه پیک قدیمی ای رو ورداشتی کوت گرفتی!!!
گرچه هنوزم نظرم عوض نشده و فکر میکنم کسی که طاقت دیدن رنج کسی رو اونم تجاوز به کودک رو داشته باشه و اصلا این موضوع ناراحتش نکنه لایه هایی از دگر آزاری در شخصیتش وجود داره و هیچ ربطی هم به قدرتمند بودن نداره.
آره موقع دیدن تخمه هم بشکن!
من یادمه ١٠ ١٢ سالگی در راستای اسلامستیزی فیلمی از دست و پا بریدن کافر دیدم و همان واپسین باری بود که براستی
احساس آزردگی و درد کردم, پس از یکی دو بار دیدن مغز آموخته میشود و از دیدن این چیزها دچار احساس چندانی نمیشود.
این دسته را هم نمیشود نادیده گرفت, بهتره تا جای شدنی از خودفریبی و نادیده
گرفتن اشان پرهیخته و همواره فربودهایِ تلخ و زننده را بکوشیم با سری سرد واکاویم.
من یادمه ١٠ ١٢ سالگی در راستای اسلامستیزی فیلمی از دست و پا بریدن کافر دیدم و همان واپسین باری بود که براستی احساس آزردگی و درد کردم, پس از یکی دو بار دیدن مغز آموخته میشود و از دیدن این چیزها دچار احساس چندانی نمیشود.
و فرق انسان باهوش با کودن همینجاست ! انسان باهوش در همان 10-12 سالگی میفهمد که دست و پا بردین کار وحوش و غیر اخلاقی و غیر انسانیست و انسان کودن برای آن فیلم و عقاید میرود در ماه محرم خودش را جر میدهد
چه پیک قدیمی ای رو ورداشتی کوت گرفتی!!! گرچه هنوزم نظرم عوض نشده و فکر میکنم کسی که طاقت دیدن رنج کسی رو اونم تجاوز به کودک رو داشته باشه و اصلا این موضوع ناراحتش نکنه لایه هایی از دگر آزاری در شخصیتش وجود داره و هیچ ربطی هم به قدرتمند بودن نداره. آره موقع دیدن تخمه هم بشکن!
حالا منظورم تجاوز به کودک نبود. بیشتر منظورم چیزهایی بود که در تنازع بقا بدرد میخورن. مثلا انواع سم و روشهای کشتن و شکنجه کردن و درگیری و این حرفا.
بعدم ببین آدم وقتی خشونت و بیرحمی و تحقیر ببینه، وقتی به حیاتی بودن قدرت پی ببره، انگیزهء کافی برای تحمل خیلی چیزا پیدا میکنه.
البته بستگی به آدمش داره. بعضی آدمها در افسردگی و ترس فرو میرن، بعضیا مثل من یهو از درون منفجر میشن و به سمت مبارزه و خشم و خشونت میرن.
و فرق انسان باهوش با کودن همینجاست ! انسان باهوش در همان 10-12 سالگی میفهمد که دست و پا بردین کار وحوش و غیر اخلاقی و غیر انسانیست و انسان کودن برای آن فیلم و عقاید میرود در ماه محرم خودش را جر میدهد !
نترسیدن و آماده بودن برای روبرو شدن با این چیزها هم خودش یک نوع قدرته. قدرت هم قدرته. همهء قدرتها خوب هستن. همهء قدرتها بدرد میخورن.
البته بسته به آدمش هم داره که ظرفیت و خرد و معنویت کافی هم داشته باشه و درست استفاده کنه؛ وگرنه ممکنه مایهء سرنگونی و بدبختی هم بشه.
نترسیدن از چیزی، خودش زندگی آدم رو بهتر میکنه. چون ترس و وحشت خودش موجب رنج و نگرانی است. بعد در مواقع خطر و خشونت و درگیری هم بدرد میخوره.
نترسیدن و آماده بودن برای روبرو شدن با این چیزها هم خودش یک نوع قدرته.
قدرت هم قدرته.
همهء قدرتها خوب هستن.
همهء قدرتها بدرد میخورن.
نه, بروشنی در طبیعت و فرگشت میبینیم قدرت و بزرگی بیش از اندازه خوب نیستند, زیرا نیاز به سرمایهگذاری پیوسته از سوی جاندار برای نگهداشت شان دارند.
برای نمونه میبینیم نیرومندترین جانوران روی زمین بزرگتر از فیل نشدهاند, زیرا آنهاییکه شده بودند مانند دایناسورها و ماموتها زمانیکه یک سنگ
آسمانی به زمین خورد از روی بزرگی و زورمندی بیش از اندازه (پس نیاز بالا به خوراک و سرمایهگذاری), نتوانستند خودشان را زنده نگه دارند و نابود شوند.
نیرومندی راستین در یک همسنگیِ باریک میان فروزهها ست: کسیکه هم باهوش (نه تنها باهوش و
باهوشترین) باشد, هم نیرومند (نه تنها نیرومند و نیرومندترین) باشد, هم اندیشمند باشد, هم زیبا باشد و ...
به دیگر سخن, بهتر است در زندگی روباه بود تا خارپشت, زیرا خارپشت تنها در یک چیز ویژهکار شده و آنهم
پدافند با خارهایش هست, ولی روباه به چندین و چند فند و هنر داناست و در هر جایی, بسته به نیاز از یکی از آنها میبهرد.
نه, بروشنی در طبیعت و فرگشت میبینیم قدرت و بزرگی بیش از اندازه خوب نیستند, زیرا نیاز به سرمایهگذاری پیوسته از سوی جاندار برای نگهداشت شان دارند.
برای نمونه میبینیم نیرومندترین جانوران روی زمین بزرگتر از فیل نشدهاند, زیرا آنهاییکه شده بودند مانند دایناسورها و ماموتها زمانیکه یک سنگ آسمانی به زمین خورد از روی بزرگی و زورمندی بیش از اندازه (پس نیاز بالا به خوراک و سرمایهگذاری), نتوانستند خودشان را زنده نگه دارند و نابود شوند.
نیرومندی راستین در یک همسنگیِ باریک میان فروزهها ست: کسیکه هم باهوش (نه تنها باهوش و باهوشترین) باشد, هم نیرومند (نه تنها نیرومند و نیرومندترین) باشد, هم اندیشمند باشد, هم زیبا باشد و ...
به دیگر سخن, بهتر است در زندگی روباه بود تا خارپشت, زیرا خارپشت تنها در یک چیز ویژهکار شده و آنهم پدافند با خارهایش هست, ولی روباه به چندین و چند فند و هنر داناست و در هر جایی, بسته به نیاز از یکی از آنها میبهرد.
پارسیگر
فکر نمیکنم مقایسه با فیل و دایناسور زیاد مناسب باشه! یعنی مثلا یک کنگفوکار قوی شدن، قابل مقایسه با تبدیل شدن به فیل و دایناسور است؟ یعنی چنین فردی آسیب پذیرتر میشه؟ به منابع خیلی بیشتری برای بقا نیاز داره؟ اتفاقا کنگفو رو باید هنر زندگی برتر هم دونست. فقط برای جنگ و مبارزه مستقیم با دیگران نیست بنظر بنده. بلکه باعث میشه بتونی خطرات و مشکلات و نیازهای زندگی خودت رو هم خیلی بهتر در کنترل دربیاری. بعدم بله منظور منم افزایش قدرت بصورت هماهنگ است (تاحد امکان). نگفتم مثلا آدم زورش خیلی زیاد باشه ولی علم و عقل و هوشش به تناسب خیلی کم باشه.
بعدشم در نهایت، من یکی که یک زندگی دراز معمولی و کسالت آور و محروم از چیزهایی که بهشون گرایش دارم رو ارزشمندتر از یک زندگی کوتاهتر اما همراه با دستاوردهای قابل توجه و رسیدن به آرمان ها و چیزهای هیجان انگیز نمیدونم. من ترجیح میدم مدت کمتری زندگی کنم اما زندگی با کیفیت تری داشته باشم. زندگی ای همراه با احساس شکوه و فراتر رفتن از این زندگی سطحی و یکنواخت و ناامیدکننده. دوست دارم قدرت های فراعادی رو تجربه کنم. دوست دارم پتانسیل های وجودی خودم رو به حد اعلا تحقق ببخشم. دوست دارم قدرت روح و روان و ارادهء خودم رو ببینم که روز به روز بر محدودیت ها غلبه میکنه. دوست دارم مثل عقاب بالا پرواز کنم، ولو عمرم کوتاه بشه.
حالا فرگشت هر کوفتی بگه! چه اهمیتی داره؟ شاید فرگشت موجوداتی مثل من رو ترجیح نده و دوست نداشته باشه، اما من خودم این خودم رو ترجیح میدم و دوست دارم. فرگشت برای من هیچ معیاری نیست. حتی بقای نسل انسان هم از نظر من اهمیتی نداره. مهم خوشبختی است. مهم اینه که تاجایی که میشه از این فرصت محدود استفاده کنم قبل از اینکه به پایان برسه. این ذات منه، و یک گرایش بسیار قوی در درونم برای این دارم.
از دید من یک انسان کامل و کامیاب، بهتر از هزاران انسان نه حتی بدبخت، بلکه میانه است. بنظر من این معنا و ارزش بیشتری دارد. مگر آنکه سرانجام آن انسانهای دیگر هم همین باشد که به اوج شکوه و بهره مندی برسند. من دنبال شاهکار و هدف بالاتری از فرگشت هستم. ولو این هدف به نابودی تمام انسانها برای همیشه منجر شود، ولی آزمودن این شانس و تلاش برای رسیدن بدان، ارزشش را دارد. چرا که تمام زندگی و فرگشت و این حرفها، از دید عقل و منطق من در نهایت بی ارزش است. این را وجودم میگوید. و این ذات منست! ذاتی که از آن خوشنودم. چراکه احساس آزادی و عدم وابستگی میکنم. و احساس اینکه شاید شانس و فرصتی برای فراتر رفتن، واقعا وجود داشته باشد. موجودی که اینها را تجربه کند، چرا باید یک زندگی گذرا و معمولی را که فرگشت با نهایت سخاوتش به او عرضه میکند، ترجیح بدهد؟ منکه نمیفهمم! این ذات من است. آیا ذات شما نیست؟ بخار شدن در خورشید از این زندگی زیباتر است. من این زیبایی و شکوه را در درونم حس میکنم و میخواهم. در یک محصول و بردهء معمولی طبیعت بودن، از آغاز تا پایانی بی معنا، چرا چه ارزش و ترجیحی دارد؟
بطور مثال آیا کسی که دنیای زیبا و برتر علم و خرد را تجربه کرده است و به این بینش و قدرت دست یافته است، حاضر است دوباره به یک انسان معمولی مبدل شود و یک زندگی معمولی را تا آخر عمرش سپری کند، یا اینکه ترجیح میدهد عمری کوتاهتر داشته باشد اما هرگز دوباره به عقب برنگردد؟
اگر بله، پس چیزهایی فراتر از چند سال بیشتر زندگی هم هست! نه؟ برای ما چیزهایی فراتر از فرگشت هم هست. نه؟
بازگشت به عقب سخت است. بسیار سخت. آنقدر که خیلی وقتها ترجیح میدهیم بمیریم تا اینکه چند سالی بیشتر زندگی کنیم. کسی که طعم قدرت و تعالی های فراعادی را چشیده است، دیگر نمیتواند از آن چشم بپوشد. کسی که پیشرفت با حداکثر سرعت را تجربه کرده است. و تک تک سلولهای بدنش از این تعالی به وجد آمده اند. این موجود نمیخواهد به عقب باز گردد! بلکه میخواهد بازهم به پیش برود. تاجاییکه ممکن است و فرصت دارد.
بطور مثال آیا کسی که دنیای زیبا و برتر علم و خرد را تجربه کرده است و به این بینش و قدرت دست یافته است، حاضر است دوباره به یک انسان معمولی مبدل شود و یک زندگی معمولی را تا آخر عمرش سپری کند، یا اینکه ترجیح میدهد عمری کوتاهتر داشته باشد اما هرگز دوباره به عقب برنگردد؟
فکر نکنم زیاد ربطی داشته باشه ها! ماجرای این یارو رو میدونم. این طرف مخالف فناوری مدرن و اینها بوده ظاهرا. خب این چطوری چه ربطی به حرف من پیدا میکنه. این طرف که میخواسته با دوتا عملیات تروریستی جلوی این روند رو بگیره، بنظرم احمقی روانی ای چیزی بوده! مریض شده بیچاره. نهایت از اون نابغه های دیوانه بوده. در ضمن من درمورد قدرت بطور کلی صحبت میکنم. این قدرت هم بیشتر از نوع قدرتهای اصیل و درونی هست، نه انواع و نمودها و ساختارهای خارجی. یعنی مثلا اینکه ما ذهن دانشمند و قوی و تیزهوشی داشته باشیم، نه لزوما اینکه دنیای ما به این شکل باشه، نه شاید یک ذهن واقعا باهوش روش طبیعی تر زندگی رو درست تر تشخیص بده. بعدم بهرحال ما الان داریم در این دنیا زندگی میکنیم و نمیتونیم تغییرش بدیم. بهمون تحمیل شده، خوب یا بد، درست یا نادرست. پس قدرت تطبیق با این دنیا و استفاده کردن از فرصت هاش هم یک هنره که میتونیم به نفع خودمون استفاده کنیم. من کاری هم با کلیت و توده و این حرفا ندارم. از بعد شخصی صحبت میکنم. فقط به فکر خودم هستم. به دیگران اعتمادی ندارم. شاید من آدم خودخواهی هستم! بهرحال همینطوری حال میکنم!!
در کل در این لینک و مطلبی که انداختی وسط شخصا ارتباط و استدلال و سند خاصی که با نظریات و تجربیات من مرتبط باشه نمیبینم. اگر فکر میکنی اینطور نیست، روشنتر و دقیقتر توضیح بده چطور و کجاش! کلی گویی و مبهم گویی نکن. پناه بردن به کلی گویی و مبهم گویی و انداختن وظیفهء حل مسئله مجددا بر دوش طرف مقابل، کار اصولی و درستی نیست. ابتدا صورت سوال و ادعا باید بقدر کافی واضح و دقیق بشه. این طرف هم فکر نمیکنم از قدرت بدش میامده. نه؟ خودش اگر قدرتش رو داشت میتونست جامعه رو تغییر بده. ولی این قدرت رو نداشت. غیر از اینه؟ من میگم آدم اینقدر قدرت داشته باشه که حداقل بتونه از خودش محافظت کنه و خودش رو تعالی بده. درمورد دیگران آدم نمیتونه همینطور نظر و میل خودش رو، بدون رضایت اونا، تعمیم بده. جامعه خودش دوست داره به هر سمتی بره. وظیفهء ما صرفا آگاهی رسانی و ایفای نقش و وظیفهء شخصی خودمونه. جامعه مال کسی به تنهایی نیست که بخواد توش اعمال نظر شخصی بکنه به تنهایی.
1) 2)معاملهها همه از طریق بیتکوین ام میشوند. یک واحد پول پیرتوپیر که آنهم مطلقا غیرقابل ردیابیست. سپس محصول خریداری شده توسط پست عادی ارسال میشود، و در کنار دهها هزار بستهی پستی دیگر قرار میگیرد. پس نه، اعمال قانون ممکن نیست. و اساسا فلسفهی وجودی اینها همین بوده.
من قصد دارم یک خرید حدود 1000 دلاری انجام دهم. چطور میشود اطمینان کرد؟
غیر از جناب امیر کس دیگری هست که خرید کرده باشد؟ یا در فرومهای این شبکه عضو باشد تا برای من پرس و جو کند؟
اینهم سایت جاده ابریشم، و لیستی از موادهایی که میتوانید از طریق بیتکوین در آن خریداری بکنید. این یکی ایراد زیادی ندارد و من خودم هم از آن خرید میکنم، وانگهی شمار زیادی از فروشندگان قاچاقچی ِ حرفهای هستند، و قاچاقچیان حرفهای پیشهی خود را بر خانههای سوخته و قبرستانها بنا میکنند: PDF۱.۴ مگابایت
اینهم سایت جاده ابریشم، و لیستی از موادهایی که میتوانید از طریق بیتکوین در آن خریداری بکنید. این یکی ایراد زیادی ندارد و من خودم هم از آن خرید میکنم، وانگهی شمار زیادی از فروشندگان قاچاقچی ِ حرفهای هستند، و قاچاقچیان حرفهای پیشهی خود را بر خانههای سوخته و قبرستانها بنا میکنند:
وای خدای من! من امروز به طرز اتفاقی توسط نوشته شما با بیت کوین آشنا شدم و بعد از تحقیقات گشترده متوجه شدم موقعی که شما این پست را گذاشتید قیمت این موجود عجیب الخلقه 13 دلار بوده است، سپس تا 1000 دلار بالا رفته است . بسیار شگفت انگیز است . هیچ بیزنس و تجارتی را نمیشناسم که آنچنان سود آور باشد و در یک سال سرمایه شما تقریبآ 80 تا 100 برابر شود، حتی از قاچاق مواد مخدر نیز سود آور تر است. آن موقع چند صدتایی میخریدید و الان به جای حضور و گذر عمر تدریجی در این انجمن در نقاط محشر دنیا در حال عشق بازی بودید .
نظر شما در مورد خرید این ارز با قیمت 377 دلار در حال حاضر چیست ؟
1)منهم بدرستی نمیدانم، شاید مهربد یا میلاد بهتر بتوانند توضیح بدهند، اما تا آنجا که دریافتهام تور از مسیرهای رمزگذاری شده و اتفاقی شما را به مقصد میرساند. در تئوری میتوان به تور نفوذ کرد، چنانکه اگر کاربران پرشمار دیگر از بدافزارهای قابل نفوذ استفاده بکنند، شما هم قابل ردیابی میشوید. اما در عمل بسیار دشوار است. 2)معاملهها همه از طریق بیتکوین انجام میشوند. یک واحد پول پیرتوپیر که آنهم مطلقا غیرقابل ردیابیست. سپس محصول خریداری شده توسط پست عادی ارسال میشود، و در کنار دهها هزار بستهی پستی دیگر قرار میگیرد. پس نه، اعمال قانون ممکن نیست. و اساسا فلسفهی وجودی اینها همین بوده.
بیت کوین قابل ردیابی است لذا کوین های جدیدی مانند دَش کوین روانه بازار شدند که مطلقآ غیر قابل ردیابی هستند، اما در حیرتم چرا به اندازه بیت کوین مارکت ندارند ؟
نظر شما در مورد خرید این ارز با قیمت 377 دلار در حال حاضر چیست ؟
غیر از خریدن خود بیت کوین راه دیگه ای هم هست. بعضیا کامپیوتر های ویزه ای میخرن با اون خدمات پردازش اطلاعات حسابداری بیت کوین انجام میدن در عوض بیت کوین جایزه میگیرن به این کار میگن ماینینگ
از دوستان کسی درباره ماینینگ کردن برای به دست آوردن بیت کوین چیزی می دونه؟
طبق تحقیقات گسترده ای که انجام دادم استخراج بیت کوین تا سال 2012-2011 سود آور بوده است. الگوریتم نوشته شده برای بیت کوین بدین صورت است که به مرور زمان با افزایش استخراج کنندگان سختی شبکه بالا میرود که باعث افزایش زمان استخراج برای حل یک بلاک میشود, لذا شما برای حل یک بلاک بایستی یک ابر کامپیوتر با چندین هزار کارت گرافیکی داشته باشید.
ایده دیگر برای استخراج مدار های مجتمع ASIC است که شرکت های مختلفی در دنیا این مدار ها را تولید میکنند. خرید این مدار ها برای استخراج تا سال 2014 بصرفه بوده است اما به دلیل افزایش شرکت های استخراج کننده و وارد شدن آنها به بازی بیت کوین و افزایش لجام گسیخته سختی شبکه, این امکان برای کاربران عادی فراهم نیست که با خرید یکی از این مدار ها به سود برسند و بازگشت سرمایه آنها سالها زمان میبرد. در نتیجه هیچ راهی برای استخراج بیت کوین نیست و تنها گزینه خرید این ارز است شاید دلیل افزایش سریع این ارز در 2-3 هفته اخیر از 200 دلار به 450 دلار همین باشد.
واقعآ در حیرتم یک شهروند عادی در سال 2009 تا 2011 با یک کامپیوتر سطح پایین و یک گرافیک متوسط میتوانست هر شب چند هزار دلار کاسب شود و در سال میلیون ها دلار به جیب بزند, به عقیده من این یک فرصت بی نظیر در طول تاریخ بشریت برای افزایش ثروت بدون هیچ زحمتی بوده است.