جداییده: خودکشی

Russell
Mehrbod

نگران نباش آلیس جان، من هم آن روزهای یکم که اینجا مینوشتم کسی تره هم برایم خورد نمیکرد، شما را که بس گرامی میدارند!

اگرنه، با همه دوستان دستکم یکی یکبار داستانها گذارنده‌ایم

من بعضا این تاپیکها قدیمی رو میبینم شرمنده میشوم،بجایش تنکس جدید میزنم جبران شود 😁
....

جالبه الان مهربد پستهاش از میلاد هم بیشتر شد رفت صدر جدول

👻

Mehrbod
Russell

جالبه الان مهربد پستهاش از میلاد هم بیشتر شد رفت صدر جدول 👻

به اسپاگتی دیگه داشتم کم کم به خودکشی فکر میکردم از بس واسه رسیدن به اون بالا کوشیدم 😁

Anarchy
Mehrbod

به اسپاگتی دیگه داشتم کم کم به خودکشی فکر میکردم از بس واسه رسیدن به اون بالا کوشیدم 😁

آقا اسپم نکنید وسط بحث جدی😬!! مهربد میخوای تاپیک ویژه برات باز کنیم؟

Mehrbod
Anarchy

آقا اسپم نکنید وسط بحث جدی😬!! مهربد میخوای تاپیک ویژه برات باز کنیم؟

این همه مدیر اینجا داریم، خوب یه خورده جابه‌جا کنند آنارشی جان!

بده کارزایی میکنم؟ 😁

mamad1

این همه علم زبان و زبان شناسی رو شما از کجا اوردید ؟
ادم سر درد میگیره

Mehrbod
mamad1

این همه علم زبان و زبان شناسی رو شما از کجا اوردید ؟
ادم سر درد میگیره

چی را نگرفتی ممد جان؟ بگو واست بگویم! 😏

mamad1
Mehrbod

چی را نگرفتی ممد جان؟ بگو برات بگویم! 😏

بابا مهربد
از دوره دبیرستان
من با هر 3 تا درس زبان مشکل داشتم

هم زبان عربی هم انگلیسی هم فارسی
گلیم خودم رو همیشه از اب کشیدم بیرون تو این 3 درس
اما با بی علاقگی و سردی

به خاطر همین واسم قابل هضم نیست

Mehrbod
mamad1

بابا مهربد
از دوره دبیرستان
من با هر 3 تا درس زبان مشکل داشتم

هم زبان عربی هم انگلیسی هم فارسی
گلیم خودم رو همیشه از اب کشیدم بیرون تو این 3 درس
اما با بی علاقگی و سردی

به خاطر همین واسم قابل هضم نیست

چی هضم پذیر نیست؟

Mehrbod #۱۰
mamad1

قواعد زبان

در این جستار خودکشی چه نمونه‌ای از قواعد زبان بود خب ممد جان؟

mamad1 #۱۱
Mehrbod

در این جستار خودکشی چه نمونه‌ای از قواعد زبان بود خب ممد جان؟

شما و الیس که مدام دارید معانی کلمات و قواعدش رو بهم هم یاد اوری میکنید بابا مهربد

🌵

Mehrbod #۱۲
mamad1

شما و الیس که مدام دارید معانی کلمات و قواعدش رو بهم هم یاد اوری میکنید بابا مهربد
🌵

نمونه نبود؟

mamad1 #۱۳

مثلا

Alice

خودبانی = خود + بان + ی ؛ «بان» تکواژ پسین به
چم "پاسداری" ؛ مانند زندان بان ، دیده بان ، مهربان
و ... ؛ «ی» = "اسم مصدر ساز"
خودبانی = Self protection
زادمان کسانی که خودبان نبوده اند برافتاده است !

Alice #۱۴
mamad1

شما و الیس که مدام دارید معانی کلمات و قواعدش رو بهم هم یاد اوری میکنید بابا مهربد

تازه ؛ در پیام نهانی هم کلی تو سر و کله ی هم می زنیم که
این را اشتباه نوشتی ؛ چم بهمان واژه بهمان چیز میشود ؛ در
بهمان واژه یک وات /ن/ جا انداختی و غیره ! 😆

Mehrbod #۱۵
mamad1

مثلا

آری، این واژه را دوستمان روی هوا ساختند.

زبان ممد جان، بویژه زبان پارسی یک زبان پویاست و شما نیاز نداری که واژگان را مانند عربی، پیشتر
در یک جایی ثبت کنی و به دیگران بشناسانی تا بتوانی به کار ببری. برای نمونه در عربی به octopus میگویند اخطوبوس! هنگامیکه ما بسادگی
همانچیزی که هست «هشت‌پا» میگوییم. اکنون اگر کسی آمد و به شما گفت یک جانور دریایی دوازده‌پا داریم، شما منظورش را نمیگیری؟

در پارسی ما روزانه واژه‌های بسیاری میسازیم، از آنها برای رساندن نگرمان سود میبریم و سپس دور می‌اندازیمشان، بی اینکه دیگر سراغ آنها برویم.

شوربختانه زبان کنونی "فارسی" این ویژگی زبان ما را اندکی بسته و به جای واژه سازی پویا ما در بند آهنگ و کالبد (templates) فرو رفته‌ایم،
برای همین زمانیکه یکی یک واژه روی هوا (on-the-fly) میسازد، گاه جوری به او مینگرند که انگار کار نادرستی انجام داده،
هنگامیکه بزرگترین و مهندترین ویژگی زبان همین است! واژگان را برسازیم، به کار ببریم و فراموش کنیم.

خودبان را هم من تاکنون نشنیده بودم، ولی خوب شما که پاسبان، پارکبان، مهربان، .. شنیده‌اید ممد جان، یک خود+بان براستی نگرفتنی است؟

Alice #۱۶
Mehrbod

آری، این واژه را دوستمان روی هوا ساختند.

با منی از روی هوا ساختمـــ... ؟
چی رو ؟ «خودبانی» رو ؟ شما بفرمایید کجای واژه
چم "صیانت از نفس" را نمی دهد سپس بگویید از
روی هوا و آسمان و ... واژه در می آورد آلیس !
تازه خود واژه را هم برای خوانندگان وا کردم و چم تک
تک تکواژهایش را نمایاندم ؛ کجا از روی هوا بود ؟

Mehrbod #۱۷
Alice

با منی از روی هوا ساختمـــ... ؟
چی رو ؟ «خودبانی» رو ؟ شما بفرمایید کجای واژه
چم "صیانت از نفس" را نمی دهد سپس بگویید از
روی هوا و آسمان و ... واژه در می آورد آلیس !
تازه خود واژه را هم برای خوانندگان وا کردم و چم تک
تک تکواژهایش را نمایاندم ؛ کجا از روی هوا بود ؟

رویِ هوا یا رویِ پرواز یک expression در انگلیسی است:

‫هفت خوان اسپندیاد. | Facebook‬

از سوی دیگر، همانگونه كه گفتیم، فرنودسار ( منطق) و ساختار درونی زبان هم یك كارگزار ( فاكتور، عامل) دیگر است كه با پیشرفت و نوآوری و اندیشه پروری سروكار دارد. برای نمونه، ما در پارسی كارواژه ی "پرسیدن" را داریم، همچنین كارواژه ی "بازپرسیدن" و درمغز خود میدانیم كه" بازپرسیدن"، یك جوری از "پرسیدن" است و اگر هم تا كنون واژه ی "بازپرسی" و یا "همه پرسی" را ندانسته باشیم، بازهم مغز ما به آسانی "همه" را با "پرسیدن" می آماید ( تركیب می كند) و كمابیش در می یابیم كه این یك جور پرسیدن است از همه، یا اینكه همه چیزی را میپرسند و سرانجام به آن چم میرسیم، ولی زبان تازی برای هركدام از اینها، یك ریشه نیاز دارد كه هیچگونه پیوند واژگانی هم باهم ندارند ، یكی هست سؤال، یا استسفار ! یكی هست اِسْتَقْصَى و دیگری میشود ااِسْتَطْلَعَ رَأْیَ الجُمْهُورِ!!(= همه پرسی).( القوامیس)

پس در اینجا یك مغز كه با زبان هندواروپای پرورش یافته، میان واژگان كه چم های نزدیك دارند، از بخش های خود همان واژه، پیوند میان واژگان را برپا میسازد و همواره یك شبكه ی واژگانی كه به هم پیوسته اند( لینك شده اند) در ویر او آماده است. او می تواند در گاه نیاز به تندی یك سازه ی دیگر را پدید بیاورد و یا دگرگون كند. برای نمونه، كارواژه ی "هرزپـُـرسی" را بسازد. شما هم تا كنون این واژه را نشنیده اید چون من همین اكنون ساختم!! ، ولی بیدرنگ میدانید كه این به چم پرسش بیهوده و پوچ است

Alice #۱۸

اکنون که جُستار به بیراهه رفته یک نکته را
بیافزایم ؛ زبان پیش انگاشت من در این تار
نما پارسی است ، ولی بسیار واژه ی تازی
دارد ! و اینکه لغزش هایی دارد ؛ برای نمونه
«کوکی ها زُدودید» ؛ اگر هم کارواژه آمایشی
را نمیخواهید بکار ببرید دستکم شمار کارواژه
را نگاه دارید ؛ "کوکی ها" چندینه است و باید
بگویید «کوکی ها زُدودیدند»
--
من درنمیابم جُستار خودکشی چرا جدا شد ؟

Mehrbod #۱۹
Alice

اکنون که جُستار به بیراهه رفته یک نکته را
بیافزایم ؛ زبان پیش انگاشت من در این تار
نما پارسی است ، ولی بسیار واژه ی تازی
دارد ! و اینکه لغزش هایی دارد ؛ برای نمونه
«کوکی ها زُدودید» ؛ اگر هم کارواژه آمایشی
را نمیخواهید بکار ببرید دستکم شمار کارواژه
را نگاه دارید ؛ "کوکی ها" چندینه است و باید
بگویید «کوکی ها زُدودیدند»
--
من درنمیابم جُستار خودکشی چرا جدا شد ؟

نگارش زبان پارسی انجمن را من نوشته‌ام، ولی چون کسی به جز خودت و من به کار نمیبرد بیهوده دیدم درست نکردم این لغزش‌های کوچک را

😏

پیکها هم جدا شدند چون در راستای خودکشی نیستند، به زبان پارسی میپردازند و روی هم رفته گفتمان‌های کناری از فرهشت جستار به شمار میرفتند.

درباره کوکی‌ها هم درست گفتی، ولی مهندی چندانی ندارد، مگر آنکه سرت برای ترزباندن درد کند ..

Alice #۲۰
Mehrbod

نگارش زبان پارسی انجمن را من نوشته‌ام، ولی چون کسی به جز خودت و من به کار نمیبرد بیهوده دیدم درست نکردم این لغزش‌های کوچک را

میدانم تو نوشتی ؛ ولی یعنی چه که کسی جز خودم و خودت بکار
نمی برد همینجوری رهایش کنی ؟

من که بکار می برم ؛ داری به
"شعور من توهین می کنی" ؟

(:
--

اوکی هرجور آسوده ای ؛

Mehrbod #۲۱
Alice

میدانم تو نوشتی ؛ ولی یعنی چه که کسی جز خودم و خودت بکار
نمی برد همینجوری رهایش کنی ؟

آری

Alice

من که بکار می برم ؛ داری به
"شعور من توهین می کنی" ؟ (:
--

نه

Alice

اوکی هرجور آسوده ای ؛

چشم 😏

Alice #۲۲

ما را باش میاییم ایرنگش را نشان میدهیم تا ویرایش کند ، عین خیالش هم نیست !

Mehrbod #۲۳
Alice

ما را باش میاییم ایرنگش را نشان میدهیم تا ویرایش کند ، عین خیالش هم نیست !

آلیس جان بیشتر از آنکه به نگر میاید کار میبرد، پرونده ترزبانش را برایت آپلود کردم ببینی.

من هم مانند تو و آنارشی به هیچ روی فرزام‌گرایی ای (perfectionism) در خونم نیست، خودم را با سربلندی یک نزدین‌گرا (approximatist) میدانم 😄 😆

ZIP۲۷۵ کیلوبایت

mamad1 #۲۴

چرا چینی حرف میزنید؟😬

Alice #۲۷
mamad1

بابا مهربد
از دوره دبیرستان
من با هر 3 تا درس زبان مشکل داشتم
هم زبان عربی هم انگلیسی هم فارسی
گلیم خودم رو همیشه از اب کشیدم بیرون تو این 3 درس
اما با بی علاقگی و سردی
چرا چینی حرف میزنید؟😬

ممدجان اگر به چیزی علاقه نداشته باشی روشنه که
چیزی سر در نمیاوری ! من از دبیرستان به این درس
هایی که برشمردی علاقه داشتم ؛ نه به خود درسها،
چون آن ها را به خوبی می آموختم برایم شیرین و
خواستنی بودند ! جوریکه اکنون اگر بخواهی 14 صیغه
ماضی و مضارع را در عربی ، امر بالام و امر مخاطب و
باب های ثلاثی مزید و... را برایت صرف کنم مانند بلبل
برایت میخوانم ! "علاقه" در آموختن بسیار مهند است ؛
پس اگر به درس های بیخودی مانند عربی علاقه نداری
جوری خودت را علاقه مند کن تا برایت شیرین شود اگرنه
کلاهت پس معرکه است

!

mamad1 #۲۸
Alice

ممدجان اگر به چیزی علاقه نداشته باشی روشنه که
چیزی سر در نمیاوری ! من از دبیرستان به این درس
هایی که برشمردی علاقه داشتم ؛ نه به خود درسها،
چون آن ها را به خوبی می آموختم برایم شیرین و
خواستنی بودند ! جوریکه اکنون اگر بخواهی 14 صیغه
ماضی و مضارع را در عربی ، امر بالام و امر مخاطب و
باب های ثلاثی مزید و... را برایت صرف کنم مانند بلبل
برایت میخوانم ! "علاقه" در آموختن بسیار مهند است ؛
پس اگر به درس های بیخودی مانند عربی علاقه نداری
جوری خودت را علاقه مند کن تا برایت شیرین شود اگرنه
کلاهت پس معرکه است !

بله دقیقا همینه بابا الیس
یادمه تا وقتی که میرفتم کانون زبان نمره های درس زبان انگلیسیم همیشه 19 20 بود
بعد از کانون خراب شدن البته تا اخرش هیچوقت نمره زبان کمتر از 14 نگرفتم اونم یک بار ولی با زحمت و سختی

سر کلاس عربی هم که همیشه خواب بودم
نه خوابی که سرمو بزارم رو میز . خواب وضو باطل کن

در نهایت سعی دارم زبان انگلیسیو توی یه فرصت به شکل ویژه دنبال کنم
اما به خاطر بلد نبودن عربی میخوام انقد کلام پس معرکه باشه که معرکه دونش پاره بشه

کلا ادمیم که به اصول و قواعد زبانی علاقه ندارم در هیچ زبانی

Mehrbod #۲۹
mamad1

کلا ادمیم که به اصول و قواعد زبانی علاقه ندارم در هیچ زبانی

اینجا بجز جستار ساختارشناسی که درباره دستور زبان سخنی نگفتیم، درباره زبان گفتیم ممد جان.

علاقه نداشتن به زبان هم دردسری است برای خودش .. زمانیکه باید با دیگران با زبان گفتگو کرد 😆