به فرتورهایی شگفتانگیز در اینترنت برخوردم پیرامون روش تدفینی آئینی در تبت، که طی آن جسد درگذشته را مثله کرده، برای پرندگان باقی میگذارند. به گمانم این روش در ایران باستان و آیین زرتشتی نیز مورد استفاده بوده، و در وندیداد سزا و جزای خورده شدن توسط گونههای مختلف جانوری نیز مد نظر قرار گرفته.
عکسها را بطور کامل میتوانید در اینجا ببینید. 🔞 پیرامون این روش میتوانید در اینجا بخوانید.
عرفا و علمای ایرانی همواره علاقمند بودند مرگ را با همهی خشونت ممکن به یاد بیاورند و بندگان را از این طریق به پرستیدن خدا بترسانند. امروزه مرگ بیشتر جایگاه یک دشواری تکینکی برای خانواده را پیدا کرده، و اغلب بازماندگان را با مشکلات غیرعاطفی زیادی روبرو میکند.گفتگوهای اخیر پیرامون مرگ و خودکشی و مردن بیدرد و... باعث زنده شدن دلنگرانی کهنهای در من شد که چه راهی برای برخورد با جسد من پس از مرگ بهتر از بقیه است؟
بخشی از مزایای زندگی تحت نظام وقیح اسلامی، اینست که حتی سرنوشت بدن خود بعد از مردن را هم در اختیار ندارید و دولت برای نوع کفن و دفن بدنتان تصمیم میگیرد. اما اگر فرض را بر این بگیریم که تا زمان مرگ ج.ا ساقط شده، یا دستکم شما از ایران گریختهاید، یا اصلا تا زمانی که ما به سن مردن برسیم اساسا انسان میرا باشد... چه روشی را برای رفتن انتخاب میکنید؟ سوزانده شدن؟ مومیایی شدن؟ تدفین؟ مذهبی؟ آئینی؟ سکولار؟
آیا کارت اهدای عضو را امضا کردهاید؟ اگر بیخدای دانشمند/دانشدوست هستید، آیا حاضرید پس از مرگ بدن خود را برای استفادههای آزمایشگاهی اهدا بکنید؟
من زیاد فکر کردم بهش...اهدای عضو رو که میپسندم 100% و تو ایران به دلایل عجیبی آمار اهدا نسبت به میانگین جهانی پایین هست..برای بعدش هم من سوزانده شدن و ریختن خاکسترم به هوا یا دریا رو میپسندم ولی حالا که گفتی اهدا بدن برای کارهای تحقیقاتی هم بد نیست...البته در نهایت باز جسد رو باید از یه طریقی از بین ببرند چون بیش از مدت معینی قابل استفاده نیست.
چه رسم و رسوم خفنی دارند ! فکر کنم توی تایلند هم برخی از اقوام جنازه رو میبرند و تمام گوشتش رو ازش جدا میکنند و استخوان ها رو هم میپزند که بشه تمام گوشت رو ازش جدا کرد و بعد فقط استخوانها رو دفن میکنند و بقیه اش رو میریزند دور یا یحتمل میدند که باهاش بایو دیزل درست کنند 😄
آیا کارت اهدای عضو را امضا کردهاید؟ اگر بیخدای دانشمند/دانشدوست هستید، آیا حاضرید پس از مرگ بدن خود را برای استفادههای آزمایشگاهی اهدا بکنید؟
بنظر من همین اهدا برای استفاده علمی تنها کار بدردبخور ممکن هست بسیار هم زیبا و انساندوستانه است.در مقایسه با آن بقیه روشها دور ریختن است.حتی اگر چیزی بعنوان بقای شعور بعد از مرگ هم وجود داشته باشد مسلما جسمی که با آن مرده ایم و نابود شده بعدا بکار ما نمیاید ☔ ولی متاسفانه در ایران چنین چیزی نداریم،اینکه هنگام دفن کردن ورد در گوش مرده میخوانند و بعد هم سریع سنگ میگزارند روی سرش که الان زنده میشود به نکیر و منکر باید جواب بدهد و اینها را انسان میبیند هنگام دفن مرده به این فکر میکند در دوران ماقبل تاریخ گیر افتاده.
من دوست دارم به روش کاتولیکها دفن بشوم. در یک کلیسای گوتیک، در هوای ابری، کشیش وانمود بکند که مرا میشناخته و آدم بسیار خوبی بودهام و اکنون در کنار پدر آسمانی لم دادهام و درهای بهشت را سنت پیتر برویم میگشاید. بعد هم در یک محوطهی زیبای حزنآور ِ چمنکاری شده دفنم بکنند.
من دوست دارم به روش کاتولیکها دفن بشوم. در یک کلیسای گوتیک، در هوای ابری، کشیش وانمود بکند که مرا میشناخته و آدم بسیار خوبی بودهام و اکنون در کنار پدر آسمانی لم دادهام و درهای بهشت را سنت پیتر برویم میگشاید. بعد هم در یک محوطهی زیبای حزنآور ِ چمنکاری شده دفنم بکنند.
اینجا اگر وصیت کنیم جسد مرا بسوزاندید نمی شود :) باید حتماً دفن شویم ؛ اگر هم کسی طبق وصیت خودمان عمل کند و جسدمان را بسوزاند مجرم محسوب می شود و مجازات دارد !
من دوست دارم به روش کاتولیکها دفن بشوم. در یک کلیسای گوتیک، در هوای ابری، کشیش وانمود بکند که مرا میشناخته و آدم بسیار خوبی بودهام و اکنون در کنار پدر آسمانی لم دادهام و درهای بهشت را سنت پیتر برویم میگشاید. بعد هم در یک محوطهی زیبای حزنآور ِ چمنکاری شده دفنم بکنند.
«مبارز راه آزادی». چیزهایی هم که برای دفن شدن با خودم انتخاب میکنم: یک گردنبند با نقش فیل شطرنج که همیشه همراهم است، و یک بطری جک دنیلز ۲۴ ساله. 👽
ممکن است انگیزه خود را کمی روشن کنید؟ آیا صرفا به این خاطر است که تا مدتی که زنده هستید، تصور مرگ برایتان آسان تر باشد؟ برای من که هیچ فرقی ندارد وقتی نیستم، با تنم چه کار کنند. اگر سرمازیستی نشد، آن کاری را می کنم که دوست دارم سایرین (که برخی زودتر از من می میرند) انجام دهند، مانند اهدای عضو.
ممکن است انگیزه خود را کمی روشن کنید؟ آیا صرفا به این خاطر است که تا مدتی که زنده هستید، تصور مرگ برایتان آسان تر باشد؟ برای من که هیچ فرقی ندارد وقتی نیستم، با تنم چه کار کنند. اگر سرمازیستی نشد، آن کاری را می کنم که دوست دارم سایرین (که برخی زودتر از من می میرند) انجام دهند، مانند اهدای عضو.
دوستان یک خردهای sense of humor امیر را نمیگیریدها 😁
البته بحث کلا شوخی-جدیست، دوستان به نحوی باید انگیزهی اظهار نظر پیدا بکنند.
اما به راستی و گذشته از شوخی، چیزی از این بهتر میشود تصور کرد؟ کشیش خوشتیپی که میتوانست آدم حسابی باشد، سر صبح سه تیغ کرده، در یک محفل پر از ریا ادای دوست داشتن شما را درمیآورد که چه آدم شریفی بودهاید و چه مایه خیرخواه، و اصلا بشریت بدون وجود شما چنان که هست نمیبود، بعد از مراسم هم میرود به یاد شما کمی آلتربویها را دستمالی میکند که «زندگی دو روز است و باید خوش بود». ☺️
آن روی سکهی ریای کاتولیکی که میکوشد مرگ را جشن بگیرد، گریه زاریهای مصنوعی ِ ایرانیان پای گورهای خاکآلوده و کثیف بهشت زهرا و فاطمه و معصومه است. صدای عرعر قاری، زوزههای از سر جنون بازماندگان که به خندهی کفتارهای آفریقایی میمانند و کولی بازی ِ نفرتانگیز. من در عجبم که چطور در مراسم ختم و کفن ایرانی بجز مرحوم چند نفر دیگر به اموات افزوده نمیشود؟
من شنیدم بعضی جاها جنازه رو به قیمت خیلی خوبی میخرن. منم جنازمو قبل از اینکه بمیرم پیش فروش میکنم با پولش کلی ولخرجی میکنم. بعدش هم آدرس جایی که میخوام بمیرم رو میدم تا بیان ببرن جنازمو. فعلا حس انجام کارهای بشردوستانه ندارم. 😕
فکر نمی کردم با چنین نگرشی چنین کاری بکنید
یک سوال:
به نگر شما این کار نوعی بردگی بعد از مرگ نیست؟(جدای از جاودانگی و نابودی)
بردگی چرا؟
من که دوست ندارم بمیرم, ولی خوب اگر زد و پیش آمد (یا دُژ آمد), دستکم یک سودی به
دیگران میرسد و از ریههایِ سیگار نکشیده ام, یا دِلِ (قلب) ورزیدهام, یک بهرهای میبرند! (:
داشتن این کارت یک رفتار آرتائیک است, اگر هر کس چنین کارتی همراه
خود داشته باشد, همهیِ ما بخت بیشتری در فرازیست خواهیم داشت.
بدید من بهتره نیازی به کارت هم نباشد,
ولی بدبختانه در جهانی میزیویم (از دیگر ویژگیهای جهانِ سرمایهداری) که این گرایندی همواره میرود پزشک
برای سودِ مالی بیشتر, شما را اگر تصادفی چیزی کرده بودید با کمکاری به سوی مرگ هُل داده تا بجایش از اندام شما پولِ خوبی قانونوار به جیب بزند.
پ.ن.
هر چند باید بگویم واپسین کیف پولم را گُم کردم و کارتم هم همراهش رفت.
شما می گویید مدرسه رفتن و کلاس گذاشتن کودکان باعث می شود تربیتشان کنیم برای بردگی ،تا سرمایه دارن از آنان بهره کشی کنند خب وقتی می میرد فرد،نیز به نوعی بردگیست ،تا بقیه ،بهره کشی کنند.و به منفعتی برسند حال نگویید بعد از مرگم بقیه سود ببرند .چرا تا زمانی که زنده باشیم این سود را بردگی می نامیم؟ البته من در شما ندیدم شخصیتی که نخواهد دانسته هایش را دریغ کند یا کمکی از او بر آید و سر باز زند منظورم همان بردگیست که قبلتر خود شما اشاره کردید
شما می گویید مدرسه رفتن و کلاس گذاشتن کودکان باعث می شود تربیتشان کنیم برای بردگی ،تا سرمایه دارن از آنان بهره کشی کنند
خب وقتی می میرد فرد،نیز به نوعی بردگیست ،تا بقیه ،بهره کشی کنند.و به منفعتی برسند حال نگویید بعد از مرگم بقیه سود ببرند .چرا تا زمانی که زنده باشیم این سود را بردگی می نامیم؟
البته من در شما ندیدم شخصیتی که نخواهد دانسته هایش را دریغ کند یا کمکی از او بر آید و سر باز زند
منظورم همان بردگیست که قبلتر خود شما اشاره کردید
نه اینجور نیست, بهرهکشی همان بهرهجُستن نیست, بهرهکشی میشود بهره بردن از دسترنجِ دیگران.
برای نمونه, زمانیکه شما از اسپ سواری میکشید, دارید از اسپ همزمان بهرهمیکشید, که این میشود بهرهکشی هومن از جاندار.
زمانیکه شما یک کارخانه دارید و کارگر آنجا بکارمیگمارید, اینبار دارید از کارِ کارگر بهرهمیکشید, این میشود بهرهکشیِ هومن از هومن.
بهرهکشی از جاندار و روبات و ... مِهندی ندارند, آنچه باید برچیده شود «بهرهکشیِ هومن از هومن» است, که بردهداری شیوهیِ
سخت همین بهرهکشی است (بردهدار از برده تا دلش میخواهد بهرهمیکشد), کارگماری هم همان بهرهکشیِ امروزین است که کارگر
اگر هر روز ٨ ساعت نرود شرکت و در برابر کارفرما دولا خَم نشود, کارفرما مزد اش را بُریده و با اخراج وی را به رنج و گرسنگی و پشیمانی میاندازد:
پس این ستیز با بهرهکشی, دنباله روُی همان بردهداری است و چیز تازهای نمیباشد.
زمانیکه کسی مُرد هم دیگر هومن نیست, یک تکه گوشت است که اگر آنرا رها کنیم میگندد و
خوراک باکتریها میشود, پس چه بهتر که از آن بهرهگرفته و یک سودی به هومنان زنده برسانیم,
که گفتیم امروزه نمیشود چندان به پزشکها دلاستوار بود و از همینرو, هر کس باید داوخواهانه کارت بگیرد.
نه اینجور نیست, بهرهکشی همان بهرهجُستن نیست, بهرهکشی میشود بهره بردن از دسترنجِ دیگران.
برای نمونه, زمانیکه شما از اسپ سواری میکشید, دارید از اسپ همزمان بهرهمیکشید, که این میشود بهرهکشی هومن از جاندار. زمانیکه شما یک کارخانه دارید و کارگر آنجا بکارمیگمارید, اینبار دارید از کارِ کارگر بهرهمیکشید, این میشود بهرهکشیِ هومن از هومن.
بهرهکشی از جاندار و روبات و ... مِهندی ندارند, آنچه باید برچیده شود «بهرهکشیِ هومن از هومن» است, که بردهداری شیوهیِ سخت همین بهرهکشی است (بردهدار از برده تا دلش میخواهد بهرهمیکشد), کارگماری هم همان بهرهکشیِ امروزین است که کارگر اگر هر روز ٨ ساعت نرود شرکت و در برابر کارفرما دولا خَم نشود, کارفرما مزد اش را بُریده و با اخراج وی را به رنج و گرسنگی و پشیمانی میاندازد:
پس این ستیز با بهرهکشی, دنباله روُی همان بردهداری است و چیز تازهای نمیباشد.
زمانیکه کسی مُرد هم دیگر هومن نیست, یک تکه گوشت است که اگر آنرا رها کنیم میگندد و خوراک باکتریها میشود, پس چه بهتر که از آن بهرهگرفته و یک سودی به هومنان زنده برسانیم, که گفتیم امروزه نمیشود چندان به پزشکها دلاستوار بود و از همینرو, هر کس باید داوخواهانه کارت بگیرد.
پارسیگر
قابل تحسین هست این نوع دیدگاه شما امیدوارم سالیان سال سلامت باشید تا از فرزندتان یا فرزندانتان سخن بگویید😉
+
هر چند به نظر من باز هم نوعی بهره کشی ست شما نمی توانید بعد از مرگتان برای بقیه تعیین تکلیف کنید که با جسمتان چه کنند و آیا به منفعت مردم هست یا نه
کارت داشتن یعنی اعلام رضایت صاحب اندام !
شخصن دوست ندارم پس از مرگم اندامم را به کسی بدهند ، زورکی که نمیشود .
زور هم بهتره نشود, ولی پیشانگاشت آن میتواند اینجوری باشد که از ١٨ سالگی به آنور, اگر پیشامدانه مغز اتان
در تصادف و ... به کل از کار افتاد, اندام شما را به دیگران ببخشند, مگر آنکه خودتان گفته باشید چنین چیزی نمیخواهید.
شما عقیده دارید فقط تا زمانی که زنده ایم باید جسممان را ارزش نهیم و بعد مرگ هر چه خواهند بکنند؟
اگر که نمیخواستید کاری نکنند, آری.
بسیاری ب.ن. پس از مرگ پول میدهند که تن یا تنها مغز اشان فِسُرده شود تا در آیندهیِ دور وافسرده شده و به زندگی بازگردند,
یا برخی دوست ندارند از بیخ کالبد مرده اشان به دیگران زندگی ببخشد, ولی پیشانگاشت بهتره این باشد که اگر اعتراضی ندارید, بدهند.
اگر نه پس از مرگ, برای خودِ شما چه میدگرساند با تن اتان چه کنند؟
زور هم بهتره نشود, ولی پیشانگاشت آن میتواند اینجوری باشد که از ١٨ سالگی به آنور, اگر پیشامدانه مغز اتان در تصادف و ... به کل از کار افتاد, اندام شما را به دیگران ببخشند, مگر آنکه خودتان گفته باشید چنین چیزی نمیخواهید.
این میشود opt-out, بجای opt-in.
به نظر من بهتر است هر کسی که به سن 18 سال رسید خودمان برویم سراغش و بگوییم که میخواهد یا نه ، همان طور که یقه اش میکنیم که شناسنامه و ... دریافت کند ! و این انتخاب هم قاعدتن باید برگشت پذیر باشد . در مورد زیر 18 ساله ها هم که والدینشان/سرپستانشان تصمیم میگیرند . چون سیستمی که خود به خود هر فردی که اعلام نکرده باشد نمیخواهد اعضای بدنش اهدا شود خواه نا خواه سرانجام به فساد و جنایت کشیده میشود . پس باید یک راهی برای پرهیز از آن وجود داشته باشد و آن اعلام همین مساله هستش و در صورتی که قراره کارت نباشه و ... باید اعلام این مساله به محض ورود به 18 سالگی اجباری باشد .
در حال حاضر هم همین سیستم کارت گرفتن و اعلام کردن بد نیست و جواب میدهد . در آینده که پزشکی بیشتر پیشرفت کرد و بیشتر میشد از اعضای بدن استفاده کرد یا آنها را در شرایط آزمایشگاهی زنده نگاه داشت احتمالن قوانین مربوطه هم عوض خواهد شد .
البته من فکر کنم در آینده ای نه چندان دور بشود با استفاده از سلولهای بنیادین و علم ژنتیک و ... از DNA خود افراد عضو بیمارشان را در شرایط آزمایشگاهی بازتولید یا کشت کرد که 100% با بدن میزبان مچ خواهد بود . فکر نمیکنم آن زمان خیلی دور باشد چرا که هم اکنون در باره بافتهایی که پیچیده نیستند وجود دارد .
کلا با این غروری که در دوران زندگی خود دارید متعجب شدم که چه راحت بعد از مرگ را چنین بی ارزش می دانید و حتی برایتان چندان مهم نیست جنازه یتان را چه می کنند
کلا با این غروری که در دوران زندگی خود دارید متعجب شدم که چه راحت بعد از مرگ را چنین بی ارزش می دانید و حتی برایتان چندان مهم نیست جنازه یتان را چه می کنند
من ابرتن هستم, ولی چون کاربرد دارد هستم. دوست دارم آزاد باشم و هر آنچه میخواهم
بگویم بی آنکه ترسی از "سردی" یا "گمنامی" یا "پسزدگی" از سوی دیگران داشته باشم:
چشمداشت دیگران = در بند رفتن رفتار شما
اگر دیگران شما را نمونهوار آدم نیکخو و رامی بشناسند, آنگاه شما برای نگهداشتِ چشمداشت آنها وادار میشوید
در زندگی پُرگاه به نیکخویی و رامی بیجا وانمایید, بجایش اگر ابرتن و سرخود و نفریده باشید, آزادید هر آنجور
که دوست دارید رفتارید و از بازگویی راستی هیچ نترسید, چون از سیاهیِ بیزاری و نفریدگی که رنگی بالاتر نیست.
پس از مرگ هم اگر فندآوری پیشرفته بود هم خب همین گزینهیِ فِسُرش پیکر خواستنیتر است, ولی تا آن زمان که این فندآوریها فراگیر میشوند هم شاید رفتم زیر اتوبوس, چه دانیم؟
من ابرتن[1] هستم, ولی چون کاربرد دارد هستم. دوست دارم آزاد باشم و هر آنچه میخواهم بگویم بی آنکه ترسی از "سردی" یا "گمنامی" یا "پسزدگی" از سوی دیگران داشته باشم:
البته من این ابرتنی را، در خشنودی از جنسیت شما به وفور دیده ام و طبیعتا هیچ چشمداشتی از شما نمیتوان داشت در مقابل رفتارهای اطرافیان. این غرور شما،به مزاق خیلی ها خوش نخواهد آمد ولی برای من تفاوتی نمی کند 😉
من دوست ندارم دفن بشم!احساس خفگی میکنم وقتی به این مسئله فکر میکنم.اصلا مراسم کفن و دفن اسلامی به نظرم وحشتناکه 🙁 من دوست دارم جنازه رو بالای کوه رها کنن.آخه چه قدر ما این حیوونا رو میخوریم؟یکمیم اونا مارو بخورن مگه به کجای دنیا بر میخوره؟ بعدم استخونا رو بسوزونن باهاش گچ درست کنن واسه کارای تزئینی:))))
من دوست ندارم دفن بشم!احساس خفگی میکنم وقتی به این مسئله فکر میکنم.اصلا مراسم کفن و دفن اسلامی به نظرم وحشتناکه 🙁 من دوست دارم جنازه رو بالای کوه رها کنن.آخه چه قدر ما این حیوونا رو میخوریم؟یکمیم اونا مارو بخورن مگه به کجای دنیا بر میخوره؟ بعدم استخونا رو بسوزونن باهاش گچ درست کنن واسه کارای تزئینی:))))
چطور وقتی به توی قبر بودن فکر می کنید احساس بدِ خفگی به شما دست می دهد، ولی وقتی به پرت شدن از بالای کوه فکر می کنید به شما احساس بدِ پرت شدن از بلندی و خورد شدن استخوان هایتان موقع برخورد به زمین دست نمی دهد؟ یا وقتی به خورده شدن شدن توسط حیوانات می اندیشید به شما احساس تکه پاره شدن دست نمی دهد؟
من میخواهم پس از مرگ تنم را بسوزانند، این بهتر است تا اینکه خوراک کرمها و مگسها شوم یا بوی مرده بگیرم و پیکرم ذره ذره نابود بشود، جلوهی ترسناکی دارد.
من میخواهم پس از مرگ تنم را بسوزانند، این بهتر است تا اینکه خوراک کرمها و مگسها شوم یا بوی مرده بگیرم و پیکرم ذره ذره نابود بشود، جلوهی ترسناکی دارد.
چه فرقی می کند بعد از مرگ چه بلایی سر جسم ما می آورند؟ بعد از مرگ سیستم های ورودی و پردازش ما اصلا کار نمی کنند و چیزی احساس نمی کنیم، نه ترس نه خفگی نه سوختگی، هیچ کدامشان به حال جسد ما تفاوتی نمی کند. برای رها شدن از این افکار از فیلسوف یونانی هم می توانیم کمک بگیریم: حالا که زنده ایم و هستیم که مرگ با ما نیست و جسدی هم در مار نیست که نگران آینده اش باشیم، بعد از مرگ هم که اصلا نیستیم که بخواهیم نگران چیزی باشیم. پس دم را دریاب!
چه فرقی می کند بعد از مرگ چه بلایی سر جسم ما می آورند؟
درست است، پس از مرگ جهان نیز نابود میشود. چراکه جهان تنها بازتابی در یاختههای مغزی شماست و زمانی که یاختهها و نورونهایتان بمیرند شما و جهان هم میمیرید و همه چیز برایتان نیست و نابود میشود. من هم اکنون که زندهام دوست دارم پس از مرگ جسدم را بسوزانند؛ ولی اگر هم مُـردم ، خواه من را مومیایی کنند خواه با جسد و چشمهایم تیلهبازی کنند؛ دیگر برای من دگرسانی نخواهد داشت.
(O my fucking god, با چشمهایم تیله بازی کنند!! 😱 😣)
حالا که زنده ایم و هستیم که مرگ با ما نیست و جسدی هم در مار نیست که نگران آینده اش باشیم، بعد از مرگ هم که اصلا نیستیم که بخواهیم نگران چیزی باشیم. پس دم را دریاب!
این قافلهی عمر عجب میگذرد دریاب دمی که با طرب میگذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری؟! پیش آر پیاله را که شب میگذرد.
چه فرقی می کند بعد از مرگ چه بلایی سر جسم ما می آورند؟ بعد از مرگ سیستم های ورودی و پردازش ما اصلا کار نمی کنند و چیزی احساس نمی کنیم، نه ترس نه خفگی نه سوختگی، هیچ کدامشان به حال جسد ما تفاوتی نمی کند. برای رها شدن از این افکار از فیلسوف یونانی هم می توانیم کمک بگیریم: حالا که زنده ایم و هستیم که مرگ با ما نیست و جسدی هم در مار نیست که نگران آینده اش باشیم، بعد از مرگ هم که اصلا نیستیم که بخواهیم نگران چیزی باشیم. پس دم را دریاب!
در بسیاری موارد دیده شده که تشخیص مرگ اشتباه بوده و فرد به راستی نمرده بوده (اخیرن در ایران در مورد یک اعدامی هم شده) . فرض کنید این آدم برود داخل قبر ! به راستی مرگی سخت تر و وحشتناک تر از سوزانده شدن ، یا خورده شدن توسط حیوانات یا ... در انتظارش است .
به همین جهت من هم ترجیح میدهم جسدم را بسوزانند ، چرخ کنند بریزند داخل چاه توالت ، بیندازند جلوی گله لاشخورها ! ولی زیر خاک دفن نکنند
ولی اندام ات را به کسی ندهند, که اسپاگتی ناکرده زنده بماند؟ (:
آن به خودم مربوط است و من نمیخواهم اندامم را به کسی بدهم ! شما میخواهید بدهید خوب بروید بدهید !!!! متلک انداختن ندارد که . نمیدانم چرا شماها همه جا حتا در شخصی ترین مسایل باید خواسته خود را دیکته کنید
آن به خودم مربوط است و من نمیخواهم اندامم را به کسی بدهم ! شما میخواهید بدهید خوب بروید بدهید !!!! متلک انداختن ندارد که .
نمیدانم چرا شماها همه جا حتا در شخصی ترین مسایل باید خواسته خود را دیکته کنید !!!
تیکه انداختن که همان دیکته کردن نیست!!
Ich hab mich nur gewundert...
اگرنه من هم گفتم ریسک دارد, مانند همین لغزشهایِ پزشکی که شما را زودی مُرده
میخوانند, یا اینکه اندام اتان را به نزدیکترین "سرمایهدار" که وعدهیِ پول هنگفت داده, میفروشند!
اگرنه من هم گفتم ریسک دارد, مانند همین لغزشهایِ پزشکی که شما را زودی مُرده میخوانند, یا اینکه اندام اتان را به نزدیکترین "سرمایهدار" که وعدهیِ پول هنگفت داده, میفروشند! (:
زمانی که خودت نخواهی کسی هم اندامت را نمیتواند بفروشد ! اگر حرف زور و ... است که بحث و داستانش جداست و از یک مرده هم کاری بر نمی آید. ولی زمانی که خود به خود وارد فهرست شوی که اندامت به دیگران داده شود داستان فرق میکند . پس بهتر است که خود به خود وارد لیست نشوی - تازه تا چند دهه آینده احتمالن نیازی به همین فهرست و ... هم نیست .