سلامتی و اندکی «ملال» و دلمشغولی! یک نگاهی به جستار «بازی:گفتگو» بیاندازید، خبرهایی و احتمالا تصویری نو از داریوش به دست خواهید آورد؛ داریوشِ آرامِ والامنشِ کمسخنِ گوشهگیر ِ سادهزی ِ اصالتپرستِ همیشهخسته، تبدیل به چنان جانوری شده که خود گاهی از نگریستن به پرترهاش به لرزه میافتد! از آنجا که تصور میکنم حدس میزنید منظورم چیست، از ذکرِ جزئیاتِ بیشتر نزدِ نامحرمان دوری میجویم... وانگهی، اینجا اشکِ بعضی از دوستان را در شترنگ درآوردیم و در انتظار شما بودند برای اینکه انتقامشان را بستانید...
جستار که برای خواندن زیاد است، اما خوشآمدید به مکتب ما، میبینید زندگی چه آسان میشود یکبار که خود را وا میدهید؟
فعلا بیایید یکبار در شترنگ ببازید ببینیم دنیا دست کیست! در کدام سایت بازی میکنید؟ لیچس کار میکند یا هنوز شکنجه است؟
من دو بازی «رفت» و «برگشت»، با سفید و سیاه، مفتضحانه به داریوش باختم. در هر دو بازی چیزی برای ارائه نداشتم! او هم درک تاکتیکی فوقالعاده بالایی دارد، هم بسیار بسیار با ثبات بازی میکند و احتمالا یکی از بهترین بازیکنانیست که در سالهای اخیر دیدهام، و این مهم است چون بازیکن خوب زیاد دیدهام! او کلا در یک «لول» دیگری بازی میکند.
من دو بازی «رفت» و «برگشت»، با سفید و سیاه، مفتضحانه به داریوش باختم. در هر دو بازی چیزی برای ارائه نداشتم! او هم درک تاکتیکی فوقالعاده بالایی دارد، هم بسیار بسیار با ثبات بازی میکند و احتمالا یکی از بهترین بازیکنانیست که در سالهای اخیر دیدهام، و این مهم است چون بازیکن خوب زیاد دیدهام! او کلا در یک «لول» دیگری بازی میکند.
من باید اعتراف کنم امیر جزو سه بازیکن برتریست که من تاکنون با آنها بازی کردهام؛ ایشان به شدت غیرقابل پیشبینی هستند و به سادگی میتوانند تمامِ استراتژی شما را بر هم بزنند. دست ِ اولِ بازی حقیقتا مغز مرا سپوزاند؛ ایشان آنقدر خوب بازی میکنند که همینجا این اعلامِ باخت حتما تعجبِ خیلیها را برانگیخته!
امیر جان گفته بودم که میتوانم موضوع را بین خودمان نگه دارم؟!😜
داریوش نکند به من آوانس میدادی؟ نکند از ابتدا ما را سرکار گذاشته بودی 👽 اگر در این مدت از صفر به چنین سطحی از بازی رسیدهای که چنین توسط امیر مورد تمجید قرار بگیری حقیقا باورنکردنیست
داریوش نکند به من آوانس میدادی؟ نکند از ابتدا ما را سرکار گذاشته بودی 👽 اگر در این مدت از صفر به چنین سطحی از بازی رسیدهای که چنین توسط امیر مورد تمجید قرار بگیری حقیقا باورنکردنیست 👏
نه راسل جان، من واقعا در همان سطحی با امیر گرامی بازی کردم که با شما بازی میکردم و دیدید که رقابتمان همیشه تقریبا پایاپای بوده! موضوع این است که من هفت هشتماهیست که با دو سه نفر ِ خیلی قدر (خیلی قدر ، یعنی اینکه یکیشان را در سطحِ جهانی حساب بکنید) خیلی تمرین میکنم و تحتِ تعلیمشان بودهام و از این جهت در واقع یک دوپینگ حسابی کردهام. راستاش الان که فکر میکنم از همان اول هم من بازیام بد نبوده؛ من شاید دهها بار شترنگ را در سالهای گذشته به کسانی که شاید الان با زیر 10 حرکت ماتشان میکنم باختهام؛ اما الان که میبینم تنها و تنها به خاطر بیحوصلگی و عدمِ علاقهام به شترنگ بوده(شترنگ را یک وقتتلفکنی مسخره میدیدم همیشه) و هر بار که انگیزشی جدی برای تمرکز بالا داشتم طرف را ناکاوت میکردم فورا! استعدادِ من زمانی کشف شد که آن بازیکنِ قدر را در کمالِ ناباوریاش به زحمتِ گران انداختم و از من قول گرفت که یکی دو سال تحت نظرش باشم! این را هم اضافه بکنم که من یک کرمی دارم که وقتی به چیزی به طور جدی علاقهمند میشوم، همهی زندگیام تحتِ تاثیر قرار میگیرد؛ یعنی همه جا و در همه حال فکرم در موردش مشغول است؛ در همین شترنگ بارها شده که بازیای که باختهام را بارها در ذهنم موقع خواب و .... تحلیل کردهام و از این جهت شاید همین هفتهشت ماهی که تمرین میکنم معادل دو سال تمرین در حالتِ عادی باشد.
نه راسل جان! موضوع این است که من هفت هشتماهیست که با دو سه نفر ِ خیلی قدر (خیلی قدر ، یعنی اینکه یکیشان را در سطحِ جهانی حساب بکنید) خیلی تمرین میکنم و تحتِ تعلیمشان بودهام و از این جهت در واقع یک دوپینگ حسابی کردهام. راستاش الان که فکر میکنم از همان اول هم من بازیام بد نبوده؛ من شاید دهها بار شترنگ را در سالهای گذشته به کسانی که شاید الان با زیر 10 حرکت ماتشان میکنم باختهام؛ اما الان که میبینم تنها و تنها به خاطر بیحوصلگی و عدمِ علاقهام به شترنگ بوده(شترنگ را یک وقتتلفکنی مسخره میدیدم همیشه) و هر بار که انگیزشی جدی برای تمرکز بالا داشتم طرف را ناکاوت میکردم فورا! استعدادِ من زمانی کشف شد که آن بازیکنِ قدر را در کمالِ ناباوریاش به زحمتِ گران انداختم و از من قول گرفت که یکی دو سال تحت نظرش باشم!
خب اگر آن دوپینگ نبود که من میگفتم فرستادهیِ اسپاگتی هستی و پیامبر جدیدی آمده. در آن بازیهایِ قبلی هم مشخص بود مشکل از نبود تمرکز است.
چوبکاری میکنی راسل جان؟ شما خودت استادی، بازیات بیاغراق خیلی خوب است. من به هیچ وجه در مقامِ آموزاندن نیستم، اما اگر یک پیشنهاد داشته باشم این است که :بازی، بازی و بازی! از هر فرصتی برای بازی کردن استفاده کنید. من در سایتهای مختلف در این مدت شاید بیش از دویست بازی کردهام:)) و به وضوح پیشرفتِ خودم را حس میکردم. اوائل تنها سعی میکردم که بر اساسِ پیشبینیِ حرکاتِ حریف بازی کنم، اما کم کم آموختم که استراتژی خودم خیلی مهمتر است؛ شما همین دو بازی را ببینید ، من بجای آنکه در اثر تلاشهای امیر، در استراتژی او گیر بیافتم، با تمامِ توان سعی میکنم که بازی خودم را پیش ببرم و میبینید که او در نهایت تسلیمِ ثباتِ من در بازی میشود. در ثانی من یکسری نقطه ضعف همچنان دارم که هنوز دارم برای ترمیمشان تلاش میکنم.البته من صادقانه باید بگویم که با توجه به شناختی که نسبت به امیر داشتم، برای بازی با ایشان خیلی زیاد تمرکز و انرژی به خرج دادم و تمامِ توانام را به کار بردم و به همین خاطر شما هتا یک حرکتِ نیمه اشتباه یا غیرحسابشده هم در بازیام نمیبینید. همینجا یک نکتهای که خیلی به سودِ من در این بازیها تمام شد را باید بگویم: من بازیهای پیشین امیر با دوستان را به دقت تحلیل کرده بودم و شناختی کمابیش دقیق نسبت به سبکِ بازی، نقطهضعفها و قوتهایش پیدا کرده بودم(مثلا میدانستم که ایشان به شدت ضدِ استراتژی هستند و خیلی خوب میتواند همهی برنامههای شما را بر هم بزنند ، من تنها راهی که داشتم این بود که با یکسری دفاعِ غیرقابلِ نفوذ و حفظ ِ موقعیت و ثباتِ خودم، ایشان را مجبور کنم در نهایت واردِ استراتژی من بشوند)، در حالیکه امیر هیچ شناختی نسبت به بازی من نداشت. من مطمئن هستم که در بازیهای بعدی ایشان خیلی قویتر از اینها با من بازی خواهند کرد و از هماکنون درونمایی که در آن ایشان با شناختِ ضعفهایم مرا در تلههای جانکاه قرار دهند، مرا به لرز انداخته! من فکر میکنم این دو بازی به هیچ وجه معیار خوبی برای قضاوت نیست. من در این بازیها در بهترین حالت ِ خودم بودم و امیر گرامی مشخص بود که مدتیست رقابتِ سخت نداشتند و این بازی بیشتر نقشِ دستگرمی برایشان داشت. من اما در این چند وقت شدیدا درگیر شترنگ بودم و خیلی زیاد بازی سطح بالا انجام دادهام! با شناختی که من از ایشان دارم، بعید میدانم که دفعاتِ بعدی بتوانم دو دست پشتِ سرهم ایشان را شکست دهم و خواهند دید آنچنان هم قوی نیستم.
چوبکاری میکنی راسل جان؟ شما خودت استادی، بازیات بیاغراق خیلی خوب است. من به هیچ وجه در مقامِ آموزاندن نیستم، اما اگر یک پیشنهاد داشته باشم این است که :بازی، بازی و بازی! از هر فرصتی برای بازی کردن استفاده کنید. من در سایتهای مختلف در این مدت شاید بیش از دویست بازی کردهام:)) و به وضوح پیشرفتِ خودم را حس میکردم. اوائل تنها سعی میکردم که بر اساسِ پیشبینیِ حرکاتِ حریف بازی کنم، اما کم کم آموختم که استراتژی خودم خیلی مهمتر است؛ شما همین دو بازی را ببینید ، من بجای آنکه در اثر تلاشهای امیر، در استراتژی او گیر بیافتم، با تمامِ توان سعی میکنم که بازی خودم را پیش ببرم و میبینید که او در نهایت تسلیمِ ثباتِ من در بازی میشود. در ثانی من یکسری نقطه ضعف همچنان دارم که هنوز دارم برای ترمیمشان تلاش میکنم.البته من صادقانه باید بگویم که با توجه به شناختی که نسبت به امیر داشتم، برای بازی با ایشان خیلی زیاد تمرکز و انرژی به خرج دادم و تمامِ توانام را به کار بردم و به همین خاطر شما هتا یک حرکتِ نیمه اشتباه یا غیرحسابشده هم در بازیام نمیبینید. همینجا یک نکتهای که خیلی به سودِ من در این بازیها تمام شد را باید بگویم: من بازیهای پیشین امیر با دوستان را به دقت تحلیل کرده بودم و شناختی کمابیش دقیق نسبت به سبکِ بازی، نقطهضعفها و قوتهایش پیدا کرده بودم، در حالیکه او هیچ شناختی نسبت به بازی من نداشت.
داریوش جان از بابت تعارف نمیگویم. من الان بسیار دوست دارم نظر و توصیهات را دربارهیِ بازیام بدانم. البته من متاسفانه همچنان ایرادهای ابتدایی مثل همان نداشتن تسلط به گشایشها را ندارم. خود همین داستان برای من انگیزهای شد که بروم مطالعهیِ آنرا بجایی برسانم تا بتوانم از طریق بازی بیاموزم و بهتر شوم.
داریوش جان از بابت تعارف نمیگویم. من الان بسیار دوست دارم نظر و توصیهات را دربارهیِ بازیام بدانم. البته من متاسفانه همچنان ایرادهای ابتدایی مثل همان نداشتن تسلط به گشایشها را ندارم. خود همین داستان برای من انگیزهای شد که بروم مطالعهیِ آنرا بجایی برسانم تا بتوانم از طریق بازی بیاموزم و بهتر شوم.
راسل جان؛ من حقیقتا تجربیترین بازیکنی هستم که خودم میشناسم. همان اوائل استادم یکسری کتاب به من معرفی که بخوانم، یکی را با ملالت فراوان خواندم و بعدی را نصفه رها کردم؛ در نهایت ایشان به من توصیه کردند که خیلی زیاد بازی کنم و از این طریق بازی را بیاموزم؛ من هم خیلی بازی کردم، هم با خودشان، هم با دیگران! همانطور که پیشتر با شما در میان گذاشتم، در نزدیکانِ من چند نفر بازیکنِ بسیار قدر هستند و من هر وقت که به یکی دسترسی نداشتم، بقیه بودند که با آنها بازی کنم. از این جهت من با تئوریهای بازی بسیار ناآشنا هستم و نمیتوانم در موردِ بازیها نظر کارشناسی جدی داشته باشم جز اینکه مثلا بگویم: این حرکت نادرست بود یا آن یکی حرکت استراتژیِ بازیکن را برهم زده و ...! از این جهت واقعا از من انتظار نداشته باشید که در موردِ تئوریهای بازی، از قبیلِ گشایش و استراتژی، نظر کارشناسی قابل توجهی ارائه دهم. من چند استراتژی و گشایشِ خاص برای خودم دارم و بیش از هر چیز دیگری، تماما On-Demand بازی میکنم! ولی چشم، در بازیهای بعد هر راهنماییایی که به نظرم رسید حتما با شما در میان خواهم گذاشت.
پ.ن: آقا اگر قرار باشد تمامِ رموزِ بازیِ خودم را اینجا منتشر کنم که دیگر تبدیل به دائمالبازنده خواهیم شد! ولی از شوخی گذشته، شاید بد نباشد راسل جان همین جا این را بگویم که من در بازی خیلی استاتیک هستم و آنچنان پویایی در بازی ندارم! بازیهای من و خودت را به خاطر بیاور، من هربار که یک اشتباه میکردم، کل انرژیام در ادامه برای جبرانِ آن مصروف میگشت! چون شدیدا پایبند به روش و راهکارهای خودم هستم و کمترین خطا و کجروی در آنها سبب یک درهمریختگی در کلیت بازیام میشود. پس شما اگر بتوانید مرا هتا در یک حرکت از شکست دهید، شانس پیروزیتان چند برابر خواهد شد! راهکارِ من اما این است که استراتژیام را تا آنجا که میتوانم مخفی نگاه دارم. این هم یک نقطه ضعف خیلی جدی در بازی من؛ پس دفعهی بعد بکوشید که هتا شده با یک حرکت، مرا به اشتباه وادارید و پس از آن شاهد باشید که چطور پشتِ سر هم اشتباه میکنم. کاری که امیر تلاش کرد در مورد من در آن دو بازی (به ویژه بازی دومی) انجام دهد اما موفق نشدند!
در موردِ خودت راسل جان، شما به نظرم اتفاقا گشایشهای خوبی دارید و تا اواسطِ بازی واقعا به همهی حرکاتِ خود احاطه دارید اما نمیتوانید استراتژیتان را مخفی نگاه دارید و همین باعث میشود که پس از یکجایی پیدرپی دچار اشتباه شوید.
مزدک هم خودش گفته بود برای انگیزه دادن به ما یه مدت فعالیت میکنه ، خودش هم ناگهانی دیگه لاگین نکرد !! ناگهانی ممکنه بازم بیاد ... باید بریم تو فیس بوک دنبالش !!
مزدک گرامی از بحث های دختر پسر و آبجوسازی و اینها خوشش نمیاد و میگه برای بادهای قطبی هم مطلب نمینویسم 😬
البته من صادقانه باید بگویم که با توجه به شناختی که نسبت به امیر داشتم، برای بازی با ایشان خیلی زیاد تمرکز و انرژی به خرج دادم و تمامِ توانام را به کار بردم و به همین خاطر شما هتا یک حرکتِ نیمه اشتباه یا غیرحسابشده هم در بازیام نمیبینید. همینجا یک نکتهای که خیلی به سودِ من در این بازیها تمام شد را باید بگویم: من بازیهای پیشین امیر با دوستان را به دقت تحلیل کرده بودم و شناختی کمابیش دقیق نسبت به سبکِ بازی، نقطهضعفها و قوتهایش پیدا کرده بودم(مثلا میدانستم که ایشان به شدت ضدِ استراتژی هستند و خیلی خوب میتواند همهی برنامههای شما را بر هم بزنند ، من تنها راهی که داشتم این بود که با یکسری دفاعِ غیرقابلِ نفوذ و حفظ ِ موقعیت و ثباتِ خودم، ایشان را مجبور کنم در نهایت واردِ استراتژی من بشوند)، در حالیکه امیر هیچ شناختی نسبت به بازی من نداشت. من مطمئن هستم که در بازیهای بعدی ایشان خیلی قویتر از اینها با من بازی خواهند کرد و از هماکنون درونمایی که در آن ایشان با شناختِ ضعفهایم مرا در تلههای جانکاه قرار دهند، مرا به لرز انداخته! من فکر میکنم این دو بازی به هیچ وجه معیار خوبی برای قضاوت نیست. من در این بازیها در بهترین حالت ِ خودم بودم و امیر گرامی مشخص بود که مدتیست رقابتِ سخت نداشتند و این بازی بیشتر نقشِ دستگرمی برایشان داشت. من اما در این چند وقت شدیدا درگیر شترنگ بودم و خیلی زیاد بازی سطح بالا انجام دادهام! با شناختی که من از ایشان دارم، بعید میدانم که دفعاتِ بعدی بتوانم دو دست پشتِ سرهم ایشان را شکست دهم و خواهند دید آنچنان هم قوی نیستم.
اینطور نیست، من در هر دو بازی خیلی خوب بازی کردم و مجموعا فقط سه اشتباه داشتم، در بازی اول شاید قربانی بیدقتی شده باشم اما در بازی دوم چیزی بیش از این برای ارائه نداشتم!
حرکت ۱۲ شما در بازی دوم یک جورهایی «شاعرانه» بود! 😨
به نظر میرسد که اینجا با آنکه چندین کاربر جدید پیدا کرده نویسنده از دست داده و تنها گروهی از خوانندگان انجمن تصمیم گرفتهاند ثبتنام بکنند!
نمیدانم، البته ما نهضت تبلیغ درفترچه در فیسبوک را هم آغاز کردهایم و هنوز برای قضاوت دربارهیِ اثرگذاری آن کمی زود است. رفتن آلیس را که من با قطعیت میگویم ربط چندانی به ما دفترچه ندارد و بیشتر به خود او بر میگردد، البته جایش خالیست؛ جناب مزدک هم همانطور که کوروش گفت برای خلوتی اینجا رفته،
البته من از او خواهش کردم برای ما هم شده برگردد و بنویسد و او OK داد (نمیدانم چرا ولی هنوز نیآمده).
مهربد هم که خب از سکون اینجا شاکی بود و یکمقدار هم بگمانم نسبت به کل وقت گذاشتن برای چنین چیزهایی بدبین شده بود. یک جستار هم در آخر داشت بنام «کارنامهیِ دفترچه» که عملکرد دفترچه را در آن تحلیل کرده و بگمانم مطالب خودش گویاتر باشند. ولی در مجموع خب ایراد مهربد درست بود و مشخص است که نیازمند جذب کاربر هستیم و شناساندن دفترچه. جو دفترچه هم بطور کلی بسیار مهمانپذیرتر شده و این یکی را من خودم بخوبی حس میکنم و امیدوارم این در کنار شناساندن دفترچه و جذب کاربر جدید باعث وزیدن نسیم تازهای در خانهیِ مجازی ما شود.
اینطور نیست، من در هر دو بازی خیلی خوب بازی کردم و مجموعا فقط سه اشتباه داشتم، در بازی اول شاید قربانی بیدقتی شده باشم اما در بازی دوم چیزی بیش از این برای ارائه نداشتم!
این را میتوانید در جستارِ «پراکندهنویسی» درج بکنید: بهترین راه برای توجیه یک باخت، تاکید بر تواناییهای شگرفِ حریف است😝.
راستی امیر جان، در نبودِ شما ما یک جستاری در اینجا ساختیم برای آزارِ روانی کاربران؛ یک نگاهی بکنید، ببینیم سوژههای روانآزاری شما برای یک کاربر خاص چطور میتواند باشد. کاربرآزاری!
راستی امیر جان، در نبودِ شما ما یک جستاری در اینجا ساختیم برای آزارِ روانی کاربران؛ یک نگاهی بکنید، ببینیم سوژههای روانآزاری شما برای یک کاربر خاص چطور میتواند باشد. کاربرآزاری!
گرامی باید اعتراف کنم که در آن جستار کذایی من و شوالیه تا پای پیام خصوصی و «قرار دعوا» در میدان جمهوری و ... پیش رفته بودیم. 😂
شما بیخودی برخوردهای دوستان را جدی گرفتهاید! من قبول دارم که میشد با توجه روحیاتتان کمی بیشتر مراعاتِ شما را بکنند، اما آنطور هم که شما میگویید، کسی نه از شما متنفر است و نه کسی از نبودتان دلخوش! اینقدر به این چیزها فکر نکنید، من به شما اطمینان میدهم کسی از شما در اینجا کمترین کینهای ندارد! در بدترین حالت برخوردهای دوستان با شما چیزیست در اندازهی زد و خوردهایی که ما اینجا همیشه با هم داشتهایم. در همین جستار آزادیهای یواشکی، من و کوروش هر چه از دهانمان درآمد به هم گفتیم!☔
یک سوال: برای کودکی که در دیکته ی زبان لنگ میزند چه راهکاری موثر ست؟
درود بر بانوی گرانارج 🌺
به نظر من نوشتن در این مقطع و سن و سال به هیچ عنوان روش موثر یا کارآمدی نیست، تجربهی من در آموختن زبان چه در کودکی و چه در بزرگسالی به من آموخته که بهترین روش متصور ابتدا تسلط کامل به مکالمهی روزمره و محاورات پیچیدهتر، و سپس آغاز خواندن و نوشتن است. اعتماد بنفس و تسلطی که از صحبت کردن روان یک زبان بدست میآورید بسیار سترگ است و این راه بالاخره، همان راهیست که ما از طریق آن زبان مادری را آموختهایم. اینست که من پیشنهاد میکنم فعلا، تا شاید حتی اوایل دبیرستان بیش از آن مقدار که برای عبور کردن از امتحانات کلاسی لازم است به روی نوشتن تمرکز نکنید.
اما اگر جور دیگری صلاح دانستید، تا جایی که من میدانم هیچ راهی برای پیشرفت در نوشتن نیست بجز تمرین، تمرین و تمرین بیشتر. تعداد مشقهایی که معلم کلاس اول و دوم به شما میداد را به خاطر دارید؟ فرمول موفقیت همانست.
دخترها معمولا اینطور هستند. من دختری که بتواند بیش از دو نخ در نیم ساعت بکشد ندیدهام. ولی در عوض تا دلتان بخواهد عاشق مشروب(به ویژه ویسکی) و قلیان هستند.
عــه ؟ ^_^ خب من فکر می کردم فقط من اینطوری هستم، سپاس! :*
راستی من این ترم مشروطم... مطمئنمـــــ... 😔
سپاس برای چیزی شبیه به همدردی و دلداریست، من اینکار را نکردم، چون آن را صادقانه گفتم. این یکی را دیگر نمیتوانم با یک قانون از میانِ دختران توجیح بکنم: دختران اکثرا در دانشگاه واقعا خرخوان هستند و ممکن است برای افتادن در یک درس افسردگی بگیرند! مشروطی میتواند آنها را به کلی ویران کند. +
ای بابا! سخت نگیر امیر جان، باور کنید سطح بازی من بالاتر از شما نیست! دو دست اصلا معیاری برای قضاوت نخواهد بود.
من اهل شکستهنفسی نیستم همان سطحی که دیدم خیلی بالاتر از من بود، آنقدر بالاتر که حتی بگویم از بازی کردن مداوم با او چیزی خواهم آموخت! حالا یکی بسازید میآیم که نگویید ترسید .. 😔
دخترها معمولا اینطور هستند. من دختری که بتواند بیش از دو نخ در نیم ساعت بکشد ندیدهام. ولی در عوض تا دلتان بخواهد عاشق مشروب(به ویژه ویسکی) و قلیان هستند.
من هم همینطورم. گاهی پیش میاد یک نخ میکشم. البته خیلی به ندرت شاید سالی دو سه بار. ولی در پایان همون نخ اول چنان به گه خوردن میفتم که باور نمیکنید. تلخی و بد مزگی یه طرف، حالت تهوع یا دل پیچه ای که گهگاه بهم دست میده یه طرف 😖
به نظر من نوشتن در این مقطع و سن و سال به هیچ عنوان روش موثر یا کارآمدی نیست، تجربهی من در آموختن زبان چه در کودکی و چه در بزرگسالی به من آموخته که بهترین روش متصور ابتدا تسلط کامل به مکالمهی روزمره و محاورات پیچیدهتر، و سپس آغاز خواندن و نوشتن است. اعتماد بنفس و تسلطی که از صحبت کردن روان یک زبان بدست میآورید بسیار سترگ است و این راه بالاخره، همان راهیست که ما از طریق آن زبان مادری را آموختهایم. اینست که من پیشنهاد میکنم فعلا، تا شاید حتی اوایل دبیرستان بیش از آن مقدار که برای عبور کردن از امتحانات کلاسی لازم است به روی نوشتن تمرکز نکنید.
اما اگر جور دیگری صلاح دانستید، تا جایی که من میدانم هیچ راهی برای پیشرفت در نوشتن نیست بجز تمرین، تمرین و تمرین بیشتر. تعداد مشقهایی که معلم کلاس اول و دوم به شما میداد را به خاطر دارید؟ فرمول موفقیت همانست.
درود 🌹 و سپاس بخاطر توضیحات
البته پسر من دو سالی میشود در کلاس زبان مشغول اموختن ست و هنوز چند سالی به دبیرستانش مانده مربیان آموزشگاه تاکید دارند آنها را دورادور کنترل کنیم و حتی دیکته ی زبان را بواسطه ی سی دی بنویسند پسرم در دیکته ضعیف ست ضعیف بدان معنی که اگر قبل رفتن به کلاس تمرین نکند نمره ی پایین می اورد(معمولا 50یا 60 از 100) نمیدانم موسسات زبان تا چه اندازه ارزشمند هستند ولی تعریف این کانون را کما بیش شنیده بودم کانون زبان ایران
میبینم که چشم من را دور دیدهای و بساط شترنگ را بدون من برپا کردهای !!
😓 گفتیم شکستِ Champion ِ قدیمی را چنان تکمیل کنیم که توان هیچ گونه خودنماییِ دیگری نداشته باشد، گندی زدیم که حالا حالاها قابلِ ترمیم نیست! اگر خواستی بیا ببینیم میتوانی با یک شکستِ جانانه در مقابلم حالم را بهتر کنی که امشب را راحت بخوابم یا نه؟!
البته پسر من دو سالی میشود در کلاس زبان مشغول اموختن ست و هنوز چند سالی به دبیرستانش مانده مربیان آموزشگاه تاکید دارند آنها را دورادور کنترل کنیم و حتی دیکته ی زبان را بواسطه ی سی دی بنویسند پسرم در دیکته ضعیف ست ضعیف بدان معنی که اگر قبل رفتن به کلاس تمرین نکند نمره ی پایین می اورد(معمولا 50یا 60 از 100) نمیدانم موسسات زبان تا چه اندازه ارزشمند هستند ولی تعریف این کانون را کما بیش شنیده بودم کانون زبان ایران
منهم راستش از موسسات زبان ایرانی چیزی نمیدانم اما بهتر است او را بفرستید به کلاسهای مکالمه و بعد که قویتر شد بحث آزاد. فعلا نوشتن به چه درد بچهی شما میخورد؟! بزرگتر که شد از طریق کار به کامپیوتر و دنبال کردن علایقش و نرسیدن به منابع ارزشمند در زبان فارسی خواندن و نوشتن را خیلی سریع استاد میشود، مسئله تکلم روان و درست به یک زبان است که من میبینم برخی مترجمان حرفهای در ایران از آن بیبهره هستند!
شما دو تا نخودی هستید و باید با هم بازی بکنید، برندهتان بیاید به محضر من درس استادی بگیرد😳😭 هر جور خودتان صلاح میدانید، فقط کلاک را بگذارید ۲۰ دقیقه + ۵ ثانیه نه نامحدود.