راستی این داستان فمنها که بردهیِ یک ابرآلفا بودند راست بود شهریار جان؟
بله،یادم هست که من مطلبش را گذاشتم و آنارشی هم یک بار دیگر قرار داد.مهربد جان،اگر از اینجا رفتی که امیدوارم این اتفاق رخ ندهد دست کم در فیس بوک باش.من همیشه به پشتکار تو رشک می بردم و نمی دانم اکنون چه شده که مهربد پولادین این چنین خسته از آگاهی بخشی شده؟به هر روی امیدوارم همیشه اینجا باشی و می بینی که تعداد کاربران فعال هم به 61 نفر رسید.🌹
من خودم از بانیانِ این امر بودم، اما جدا مثلِ سگ از کردهی خویش پشیمانام، اسپاگتی این گناهِ اعظم را بر من ببخشاید.😓
بخشی از آن هم گناه منه, من امروز از روی اهرمنیک ام
بیدار شده ام و کمی شاد و شنگول هستم (:
ولی خب همگان هرگز در دامنهیِ چشمداشتهای ما رفتار نخواهند کرد داریوش گرامی, در همین جُستار کناری دوست امان @امید به دید من با آوردن دشنامهایِ
پایینتنه همهیِ مزّهیِ آنرا گرفت و یکجورهایی من که پسر هستم از خواندن جُستار کمی آزرده شدم, دخترها که نازنازیتر هستند بیگمان زده خواهند شد.
نگرش من نکوهش امید نیست, شاید با گذاشتن یک ١٨+ گرفتاری آنجا برداشته شود, ولی با این همه
به دید من باید همگی یک آستانهای برای شوخی و خنده و هتّا آزردن دیگران داشته باشیم و از آن هرگز رد نشویم.
بخشی از آن هم گناه منه, من امروز از روی اهرمنیک بیدار شده ام و کمی شاد و شنگول هستم (:
ولی خب همگان در دامنهیِ چشمداشت ما رفتار نخواهند کرد داریوش گرامی, در همین جُستار کناری دوست امان @امید به دید من با آوردن دشنامهایِ پایینتنه مزّهیِ آنرا گرفت و یکجورهایی من که پسر هستم از خواندن جُستار کمی آزرده شدم, دخترها که نازنازیتر هستند بیگمان زده خواهند شد.
نگرش من نکوهش امید نیست, شاید با گذاشتن یک ١٨+ گرفتاری آنجا برداشته شود, ولی با این ه مه به نگر من باید همگی یک آستانهای برای شوخی و خنده و هتّا آزردن دیگران داشته باشیم و از آن هرگز رد نشویم.
راستاش من دلم برای روزهایی که اینجا کمی فخر بیشتری دیده میشد تنگ شده. اجازه دهید به دلایلی بیش از این نگویم.
دوستان با تو شوخی میکنند و با یه نفر هم در حین مزاح بودند که از کوره در رفت. تو هم زیادی مطالب را جدی میگیری آلیس. از دختری مثل تو بعید است اینچنین رفتار کند؟
Mehrbod
ولی خب همگان در دامنهیِ چشمداشت ما رفتار نخواهند کرد داریوش گرامی, در همین جُستار کناری دوست امان @امید به دید من با آوردن دشنامهایِ پایینتنه مزّهیِ آنرا گرفت و یکجورهایی من که پسر هستم از خواندن جُستار کمی آزرده شدم, دخترها که نازنازیتر هستند بیگمان زده خواهند شد.
اما پستی که Nevermore راجع به من نوشته بود از تمامی آزاریدنهای لایت شما جالبتر بود، احتمالا لحن من را هم دوستان اشتباها جدی دریافت کردند که برایشان تلخ تمام شد. Undead_Knight جلقی هم ظاهرا میخواهد فحاشی ناموسی کند که به نظر من تاپیک جالبتر میشود، میتوانیم جستار را بالای هجده سال کنیم که آلیس و کودکان وارد نشوند!
دوستان با تو شوخی میکنند و با یه نفر هم در حین مزاح بودند که از کوره در رفت.
تو هم زیادی مطالب را جدی میگیری آلیس. از دختری مثل تو بعید است اینچنین رفتار کند؟
نه نیست, به یاد امیر, توپیک گیرل!
پ.ن.
این اندازه من این typic girl را میگویم تا ورد زبانها بشود ((:
من احساس میکنم به خاطر پست مزاحآمیزی که ارسال کردم میانمان خصومتی پیش آمده که در اینصورت از شما پوزش میطلبم.
آه؛ خیر، به هیچ وجه بزرگوار. چند صفحه همین پاتوق و جستارهای دیگر را عقب جلو کنید، ببینید ما اینجا به چه وضعی دچار شدهایم و شاید اندکی به علتِ دلسردیِ من پی بردید.
آه؛ خیر، به هیچ وجه بزرگوار. چند صفحه همین پاتوق و جستارهای دیگر را عقب جلو کنید، ببینید ما اینجا به چه وضعی دچار شدهایم و شاید اندکی به علتِ دلسردیِ من پی بردید.
احتمالا باید منظورتان افت کیفی مطالب به دلیل ترولبازیهای کاربران کم سن و سال باشد. به عقیدهی من چنین روندی برای جذب کاربر ضروری به نظر میرسد و همانطور که خودتان فرمودید اگر صد زن به انجمن وارد شوند سیصد مرد دنبال او خواهند آمد، خوب این یعنی مردم ما به دنبال کیفیت مطالب مطروحه یا کسب علم و معرفت نیستند و علنا دنبال اهداف فرعی و کناری میباشند. برای جذب کاربر شما میباید که محیطی متشکل از کاربران کم سنوسال و یا حداقل حجم بالایی از مطالب چسکی فراهم آورید که زمینه برای اهداف فرعی و کناری کاملا محیا شود.
خوب شما که به دنبال جذب کاربران بیشتر هستید چه طور افت کیفی تالارها را نمیتوانید تحمل کنید؟
بله،یادم هست که من مطلبش را گذاشتم و آنارشی هم یک بار دیگر قرار داد.مهربد جان،اگر از اینجا رفتی که امیدوارم این اتفاق رخ ندهد دست کم در فیس بوک باش.من همیشه به پشتکار تو رشک می بردم و نمی دانم اکنون چه شده که مهربد پولادین این چنین خسته از آگاهی بخشی شده؟به هر روی امیدوارم همیشه اینجا باشی و می بینی که تعداد کاربران فعال هم به 61 نفر رسید.🌹
مِهندترین فرنود اینکه گرفتاریهایِ زندگی شخصی ام سر به آسمان کشیدهاند.
although, the situation has its own merits, you kinda learn how to deal with the "undealable"
دیگر اینکه اینان نمیخورد ماندگار باشند شهریار جان, دفترچه بدبختانه بخواهیم نخواهیم نیاز
به پوستْ کلفتی دارد و کمتر کسانی چون @امید هستند که میتوانند بآسانی در آن جای بگیرند.
بیشتر نامنوشتهها هم که دیدیم دختر هستند. همهیِ اینها به کنار, دخترانی که تاکنون ماندهاند هم
نیمبند و بگیر و نگیر داشته و هر کدام یکی دو سه باری قهر کردهاند و رویهمرفته آن دخترانی که
هنوز مینویسند از روی باهوشی و ابرکنجکاوی اشان هست که سختیهایِ اینجا را میتوانند برتابند. بهترین اشان @iranbanoo که
من از همه بیشتر سرسختی هایش را دوست دارم و اینکه از رو نمیرود, ولی هتّا او هم با همهیِ این سرسختی یکباری میاندیشم پیشتر قهر کرده بوده است.
اینها رویهمرفته ما را به جایی نمیرسانند, من هم چندان بدم نمیاید میتوانستم همینجور آسوده و بی سُهش
هیچگونه فشاری تا ابد اینجا بیایم و هر از گاهی چند ساعتی با دوستان دفترچه گپ بزنم, ولی خب
زمان اندک و راه دشوار و کار فراوان است, باید از خوشیِ یکجا زده تا جای دیگر دری گشوده شود.
وام ام را به ایرانزمین هم میاندیشم تا آیندهیِ پیش رو پس داده باشم.
چرا دروغ؟ شاید نام مستعار است یا... به پست او در تالار نقد بازی بنگر.
آن پست پیش زمینه ای بود برای آغاز یک بحث از طرف من چون با تجربیاتی که از برخورد با پسران دارم تجربه ای متفاوت رو میخوام براتون در همون تاپیک بگم تجربه ای که نه یک بار که چند بار رخ داده 😬
آری حدس میزدم پسر باشید، البته بیشتر از لحن پستهایتان.
دوست خوبم در واقع بیان کردن این برداشتتون از نام کاربری من و فعالیتم در حضور دیگر کاربران کار جالبی نبوده و نیست . هر کدوم از ما در فعالیتمون میتونیم برداشتی هایی شخصی از کاربران دیگر داشته باشیم ولی قرار نیست همه ی این تصورات رو بیان کنیم .
در هر صورت این برام جالب بود که گفتید لحن صحبتم باعث شده اینجوری برداشت کنید که من پسرم
دوست خوبم در واقع بیان کردن این برداشتتون از نام کاربری من و فعالیتم در حضور دیگر کاربران کار جالبی نبوده و نیست . هر کدوم از ما در فعالیتمون میتونیم برداشتی هایی شخصی از کاربران دیگر داشته باشیم ولی قرار نیست همه ی این تصورات رو بیان کنیم .
در هر صورت این برام جالب بود که گفتید لحن صحبتم باعث شده اینجوری برداشت کنید که من پسرم
گفتم پسر هستید، نگفتم که دزدی قاتلی چیزی هستید که !! تازه دوستمان مهربد نظر داده بود من تنها با او مخالفت کردم. در هر صورت به شما خوشآمد میگویم.
دوست خوبم در واقع بیان کردن این برداشتتون از نام کاربری من و فعالیتم در حضور دیگر کاربران کار جالبی نبوده و نیست .
هر کدوم از ما در فعالیتمون میتونیم برداشتی هایی شخصی از کاربران دیگر داشته باشیم ولی قرار نیست همه ی این تصورات رو بیان کنیم .
در هر صورت این برام جالب بود که گفتید لحن صحبتم باعث شده اینجوری برداشت کنید که من پسرم 😝
من هم خوشآمد میگویم 💐
یک خرده پشت سر شما بانوان سخنچیدم امروز که خوب شد خود اتان پیدا شدید!
@sonixax جان بیا بمهر یکی از اینها را بکن گرداننده پستهایتان را از فردا جابهجا کنند و خانم مدیر باشند, هم کمتر مینالند (بویژه ناسپاس[٣] اشان که آلیس باشد), هم شاید اسپاگتی را چه دیدی, یک سودی هم رساندند!
بنده را سننه ؟ ادمین باید گردانندشون کنه و اگر بخواد بکنه من یکی میذارم میرم از اینجا پشتیبانی مالی سرور و اینها هم تعطیل
من یه مدت خیلی تحت تاثیر آخری بودم. ولی نمیشه اونطوری زندگی کرد. راه درست، راه اعتدال و میانه رویه. الان سعی میکنم کم گوشت بخورم ولی از کباب و اینها نمیشه گذشت.
می شود! خیلی ها دارند اینطور زندگی می کنند. پس اگر کسی نمی تواند برمی گردد به بی ارادگی او ، نه چیز دیگری.
دوستم به من می گفت به کسانی که می گویند بهترین راه، راه میانه روی و اعتدال است بگو پس بروند آدم هم بکشند، البته در آدمکشی اعتدال را رعایت کنند!
میانه روی باید در کارهای خوب باشد، نه در کارهای بد!
آقا من کاملن شوخی های یه نفر رو درک میکنم. باور کنید من متوجه میشم که خیلی جاها شوخی میکنه. ازین کاراکترها از نزدیک دیدم که به بهای مسخره شدنشون حاضرند جمع رو شاد کنند. ولی مهربد اگه ناراحت نمیشی باید بگم که تو یه دیسیپلین خاصی داری. خیلی جاها شوخی رو تاب نمیاری. من خودم یکی دوبار باهات شوخی کردم و تو جدی گرفتی. فکر میکنم یه مقدار سخت میگیری. هرچی بینتون بوده به خودتون مربوطه، با یه مقدار تحمل قضیه رو دوستانه تموم کنید.🌹
جالبی داستان اینجاست که این کُس ذلیل های دفترچه تمام هم و غمشان و فعل و انفعالشان تلاش برای دستیابی به دل دخترها هست و به خیال خام آلفا میپندارند خودشان را هاهاها، باشه؛ شما آلفا، در نهایت دخترها لذت میبرند از این جان کندن های شما در راه دستیابی به ماتحتشان.
پ.ن: شیرین مارا ببخشایید به خاطر استفاده از آن واژه محترم در این پست
جالبی داستان اینجاست که این کُس ذلیل های دفترچه تمام هم و غمشان و فعل و انفعالشان تلاش برای دستیابی به دل دخترها هست و به خیال خام آلفا میپندارند خودشان را هاهاها، باشه؛ شما آلفا، در نهایت دخترها لذت میبرند از این جان کندن های شما در راه دستیابی به ماتحتشان.
پ.ن: شیرین مارا ببخشایید به خاطر استفاده از آن واژه محترم در این پست :))
جان کندن همهیِ آدمها در راستای خوشی بردن از زندگیست. سکس و کُس هم
خوشی میدهند و ارزش آنها برای ما آدمها از خوشیای است که میدهند, نه چیز دیگر.
امیدوارم تو هرگز بچهدار نشوی که فرزند و خدای نکرده پسر بیچاره ات همچو مادر بیماری نداشته باشد
نه, چیزی به نام شوخی تنها برای شوخی نداریم. پشت هر سخن و شوخیای انگیزهای است (که من هم این
دسته را بسیار خوب میخوانم) و از همینرو تا یک آستانهای با شوخیهایِ آزارنده و بیشتر لودهوار کنار نمیایم.
@یه نفر هم هر بار هوا پس میشود خود اش را به موش مردگی میزند و جای دیگر خشتک دیگران را
هم بی نگرانی میدّرد; با همهیِ اینها, من از او همان دیروز در پیام نهانی اگر آزرده شده بود
پوزش خواستم, چون میاندیشم بجز من همه ناگهان یکباره روی سر او ریختند که کمی فرا-اندازه بود.
در نهایت سکس به زنان و مردان به اصطلاح بتا و امگا هم لذت میدهند منتها آنها این جان کندن های مردان آلفا را دیگر ندارند :))
خب هر ماه درد پریود هم به زنان میدهد که مردان نمیدهد, یا در جای دیگر, از ارزش
دختر با افزایش سن همینجور نارژگینوار زده میشود, ولی به ارزش مرد افزوده میشود:
پس با افسُراندن و اندوهاندن مردان به جایی نمیرسی, ولی شاید بتوانی خود ات را کمی اندوهگینتر کنی (;
خب هر ماه درد پریود هم به زنان میدهد که مردان نمیدهد, یا در جای دیگر, از ارزش دختر با افزایش سن همینجور نارژگینوار زده میشود, ولی به ارزش مرد افزوده میشود:
پس با افسُراندن و اندوهاندن مردان به جایی نمیرسی, ولی شاید بتوانی خود ات را کمی اندوهگینتر کنی (;
سالی که نکوست ...
اوه، پستم شما را اندوهگین کرد؟ همچین قصدی را نداشتم 😏 چیزی که هست دغدغه من ارزشمند شدن برای مردان نیست :))
اینکه مادر خوبی میشوم را استادم که کارم را دیده فرمودند (;
مِهندترین فرنود اینکه گرفتاریهایِ زندگی شخصی ام سر به آسمان کشیدهاند. although, the situation has its own merits, you kinda learn how to deal with the "undealable"
دیگر اینکه اینان نمیخورد ماندگار باشند شهریار جان, دفترچه بدبختانه بخواهیم نخواهیم نیاز به پوستْ کلفتی دارد و کمتر کسانی چون @@Crusader هستند که میتوانند بآسانی در آن جای بگیرند.
بیشتر نامنوشتهها هم که دیدیم دختر هستند. همهیِ اینها به کنار, دخترانی که تاکنون ماندهاند هم نیمبند و بگیر و نگیر داشته و هر کدام یکی دو سه باری قهر کردهاند و رویهمرفته آن دخترانی که هنوز مینویسند از روی باهوشی و ابرکنجکاوی اشان هست که سختیهایِ اینجا را میتوانند برتابند. بهترین اشان @@iranbanoo که من از همه بیشتر سرسختی هایش را دوست دارم و اینکه از رو نمیرود, ولی هتّا او هم با همهیِ این سرسختی یکباری میاندیشم پیشتر قهر کرده بوده است.
اینها رویهمرفته ما را به جایی نمیرسانند, من هم چندان بدم نمیاید میتوانستم همینجور آسوده و بی سُهش هیچگونه فشاری تا ابد اینجا بیایم و هر از گاهی چند ساعتی با دوستان دفترچه گپ بزنم, ولی خب زمان اندک و راه دشوار و کار فراوان است, باید از خوشیِ یکجا زده تا جای دیگر دری گشوده شود.
وام ام را به ایرانزمین هم میاندیشم تا آیندهیِ پیش رو پس داده باشم.
پارسیگر
من شما را درک میکنم مهربد جان.دفترچه و یا شاید هرجایی که نیاز به انرژی و زمان مستمر داشته باشد تمرکز کافی را برای انجام کارهای دیگر از فرد میگیرد. به طوری که من چند وقتیست حتی کتابهایی را که نیمه خوانده ام و یا تصمیم داشتم مطالعه کنم دور از چشم نگاه داشته ام تا فکرم را متمرکز کنم.ولی چیزی که درک نمیکنم این خود تنبیهی ایست که برای خود سقف پست تعیین میکنید و خود را در عمل انجام شده قرار میدهید که مبادا وسوسه شوید و لاگین کنید! اینکه کاربران اینجا چه کسانی هستند و از چه جنسیتی و با چه منظوری اینجا جمع میشوند, چه ارتباط به قول خودتان مهندی دارد با اینکه هم صحبتی با دوستانی اندک همفکر خودتان و یا استفاده از محیطی متفاوت و به نسبت تر آزاد تر از دنیای مجازی پارسی زبانان ! نمیدانم شاید برای شما این چیزها اصلا اهمیتی نداشته باشد ولی برای من اینطور بوده وقتی بیشتر زمانها با دوستان دختر و پسرم تنها در نقش دختر شنگول و خوشحال بازی در می آیم تا مرا بفهمند تا اینکه چیزی که حقیقتا در ذهنم میگذرد!
و شاید هم آن چیزی که از نظر شما نابخردانه است از نظر من اینطور نباشد.چرا که من در به اصطلاح قهرم بخردانه دیدم که با راسل اگر چند جا به تیپ و تاپ هم میزنیم چند جا هم از فکرش استفاده میکنم!!!
به هر سو تمام منظور من این بود که از شما خواهش کنم اینقدر با این وسواس فکریتان خودتان را اذیت نکنید و هر زمانی که عشقتان کشید بروید و بیایید