پاتوق شب نشینی

برگ ۱۲۰ از ۲۲۶

Mehrbod #۵۹۵۱
Dariush

ناامیدی من از نوع بشر هم از همینجاست! پس اگرچه من در قبال سرمایه‌داری به کمونیسم اعتقادی ندارم، اما فعلا این مهم نیست.

این نوامیدی بیجاست و من برای خودم, همیشه ته دلم تا یاد کسی همچون صادق هدایت میافتم, با اینکه نویسنده‌ای
توانا و فرهیخته‌ای دانا بوده و نوشته‌هایش را خود من هم بسیار دوست داشته‌ام و خواندنی یافته‌ام, یکزمان سهش بیزاری هم به من دست میدهد.

جهان همین است و به نگرم, اگر هوش همه‌یِ مردم را دو برابر هم میکردیم, باز با دشواری‌ها و سختی‌هایی در جایگاه یک نژاد روبرو میبودیم که
یک درسد اندکی از باهوشترها با توان دریافت بالاتر, بیشتر, بسیار بیشتر از پیرامونیان از آنها می‌دردیدند; این دسته را «فرهیختگان» بنامیم.

با برگشت به سخن, اینکه شما از گونه‌یِ بشر نومید باشید نابجا خواهد بود, گروهیکه شما باید نومید باشید "گونه‌یِ فرهیختگان" است. فرهیخته کسی است
که با هوش و توان بالاتر, ببایست خویشکاریِ بالاتر نیز دارد و سزامندی اینکه چون صادق هدایت بجای ماندن و ساختن و بهساختن, با خودکشی از زیر بار خویشکاری اش در برود را, ندارد.

پس اگر از کسی هم میخواهیم نومید باشیم فرهیختگان هستند. توده‌یِ مردم همچو خویشکاری‌هایی ندارند و چشمداشت
من و شما نباید از توده این باشد که بهترین راهها را بخودی خود بگزینند و به اندازه‌یِ بهترین‌هایِ میان خود اشان, بهگزین و توانا باشند.

فراتنی:

در برابر زیردستان بُردباری و مهربانی, در برابر زبردستان و فرهیختگان, سرسختی و یکدندگی.

چیزیکه من در اسپاش کنونی ایرانزمین بسیار میبینم همین است که فرهیخته شده کسی که
میاندیشد چون بیشتر از دیگران میداند, پس ناگُزیر از دیگران سزامندی بیشتری هم در این جهان دارد.

از این رو هم من کمونیست‌ها را دوست دارم, زیرا کمونیست‌ها در زندگی و راهکاریابی رویکردی دانشیک و فرامنشانه در پیش‌گرفته‌اند و همواره هم
خود اشان را نه از, ولی برایِ «توده» میدانند و نه هرگز توده را برای خود اشان; درست وارونه‌یِ آنچه [نو]لیبرال‌ها در پیشگرفته‌اند و آماج
هستیِ توده برای ایشان این است که اینها "آزاد" باشند و اگر نیک بنگرید, همینها هم توده‌یِ مردم را پُرگاه و بیش از دیگران, انگل و کودن و سزامند آنچه بر سرشان میاید, میدانند.

روشنه ما اینجا پیوندی دیالکتیک هم داریم. همه ما از ایران برخاسته‌ایم و در جاییکه میگویند نخوری خورده میشوی, از فرهیخته‌یِ ایرانی هم چشمداشت
اینکه بخواهد بجای سود یکراست و دم‌دست خود اش, به سود نایکراست و فرادست خود اش (= توده) بیاندیشد بفراخور میتواند کمی فرا-اندازه باشد,
ولی این تنها راهی‌ست که فرهیخته از چشم داورانه‌یِ من باید بگزیند و فرهیخته‌ای که جز این گزیند, تا اندازه‌‌یِ بالایی در ستیز با آماج فرهیختگی اش پیش‌رفته.

sonixax #۵۹۵۲
mosafer

چرا بجای سلام از "درود" استفاده می کنید؟

چرا شما به جای نعم از آری/بلی استفاده میکنید ؟!

mosafer #۵۹۵۳
sonixax

چرا شما به جای نعم از آری/بلی استفاده میکنید ؟!

ولی "سلام"مقولش جداست
کار به درست و غلطش ندارم ولی "مدتهاست "سلام " را استفاده می کنیم و مطمئن باشید اکثر کسانی که استفاده می کنند حتی نمیدانند ریشه ی این کلمه از کجاست
کلمات زیادی هست که از زبان بیگانگان وارد زبان ما شده و این بدان معنی نیست که از تمام واژگان آنها استفاده کنیم.
بی شک اگر"نعم " هم چنین فراگیر میشد از آن استفاده میکردیم
پس "سلام" و "نعم" را نمیتوانید در یک سوال بگنجانید

زیاد هستند افرادی که ادعای بی دینی میکنند ولی اسامی آنها نام ائمه ی مسلمین هست
به نگر من اینهایی که قدرت ندارند نامشان را تغییر دهند (هستند کسانی که بنا به دلایلی این کار را بکنند)چه کار خاصی میتوانند انجام دهند در دنیای واقعی؟آن هم نامهایی که خود مضحک میدانند (البته منظورم به هیچ عنوان با شخص جناب ممد 1نیست)
سلامی که به درود تبدیل شود و اسامی که تا آخر همان باقی میماند.
در نتیجه تمام سخنان شعاری بیش نیست چون پایش که بیفتد همان "محمد"ها و "علی" هایی هستند که بودند(انتخاب این اسامی بخاطر مقدس بودن و ثواب داشتن از نظر مسلمانهاست نه اینکه چون عربی و زیباست

)

+
البته اینها فقط برداشت شخصی هست ولاغیر...

Anarchy #۵۹۵۴
mosafer

یک سوال:
چرا بجای سلام از "درود" استفاده می کنید؟

آنچنان هم در افراطی نیستم در عدم کاربرد کلمات عربی ، هر چند پارسی نوشتن رو بیشتر میپسندم...

Anarchy #۵۹۵۵
mosafer

زیاد هستند افرادی که ادعای بی دینی میکنند ولی اسامی آنها نام ائمه ی مسلمین هست
به نگر من اینهایی که قدرت ندارند نامشان را تغییر دهند (هستند کسانی که بنا به دلایلی این کار را بکنند)چه کار خاصی میتوانند انجام دهند در دنیای واقعی؟آن هم نامهایی که خود مضحک میدانند (البته منظورم به هیچ عنوان با شخص جناب ممد 1نیست)
سلامی که به درود تبدیل شود و اسامی که تا آخر همان باقی میماند.
در نتیجه تمام سخنان شعاری بیش نیست چون پایش که بیفتد همان "محمد"ها و "علی" هایی هستند که بودند(انتخاب این اسامی بخاطر مقدس بودن و ثواب داشتن از نظر مسلمانهاست نه اینکه چون عربی و زیباست )

موافق نیستم... گفتم که اسم ، بخشی از هویت افراد هست. البته که تغییر نام حق هر فردی هست ، اما نمیشه به کسی که اسمش رو هم تغییر نداد خرده گرفت. اتفاقا چه بسیاری که اسمشون رو که تغییر دادن بعدش مورد تمسخر قرار گرفتن یا متهم شدن به نژاد پرستی... نمونه فتح الله منوچهری که شد فرود فولادوند

!!!

مزدك بامداد #۵۹۵۶

نیاز به یادآوری دیدم که ما از واژه ی "بلی" به نادرست سود میبریم.
در عربی، دو جور آری هست، یکی در پاسخ پرسش های هایی و دیگری در پاسخ پرسش های نایی:
آیا شما دزد را دیده اید -> نعم ( = آری)
آیا شما دزد را ندیده اید؟ -> بلی ( = چرا) (چرا دیده ام )
در پاسخ بالا ( دزد را ندیده اید) اگر بگوییم "بعم" ، برابر آن است که ندیده ایم !
پس اینجا هم ما ایرانیان بدبخت تازی زده، از بیسوادی, چیزی را که درست آگاه نیستیم, بکار میبریم


پارسیگر

mosafer #۵۹۵۷
Anarchy

موافق نیستم... گفتم که اسم ، بخشی از هویت افراد هست. البته که تغییر نام حق هر فردی هست ، اما نمیشه به کسی که اسمش رو هم تغییر نداد خرده گرفت. اتفاقا چه بسیاری که اسمشون رو که تغییر دادن بعدش مورد تمسخر قرار گرفتن یا متهم شدن به نژاد پرستی... نمونه فتح الله منوچهری که شد فرود فولادوند !!!

گفتم که ،نظر شخصی ست
سالها پیش شاهد بخشی از نزاع دو مرد بودم و تنها جمله ای که هیچ گاه از ذهنم پاک نشد این بود
"حیف نام محمد برای توی از خدا بیخبر"
و مشابه این جمله را بارها شنیدیم ،
معمولا کسانی که بواسطه ای اسلام را میپذیرند یکی از اقداماتشان تغییر نامشان هست، پس چرا کسی که از آن فراری ست نامش را تغییر ندهد؟؟
فردی که از اسلام متنفر ست و شنیدن نام الله و محمد و علی برایش تداعی خاطرات تلخ ست طبیعتا کمی جای تعجب دارد نام خودش همان باشد.

مزدك بامداد #۵۹۵۸

در قم داشتند یکی را کتک میزدند، گفتند چرا میزنید؟
گفتند چون نامش عمران است!
گفتند خب که چه ؟
گفتند پدرسوخته هم "عمر" است و هم الف و نون "عثمان" را دارد!

mosafer #۵۹۵۹
مزدك بامداد

در قم داشتند یکی را کتک میزدند، گفتند چرا میزنید؟
گفتند چون نامش عمران است!
گفتند خب که چه ؟
گفتند پدرسوخته هم "عمر" است و هم الف و نون "عثمان" را دارد!

چه خوب است هر از چند گاهی نقل این قصص ،آدمی در حال خویش ،بیشتر تامل می کند :)))

Dariush #۵۹۶۰
mosafer

زیاد هستند افرادی که ادعای بی دینی میکنند ولی اسامی آنها نام ائمه ی مسلمین هست

در ایران اساسا به شما اجازه‌ نمی‌دهند که نامهای عربی را به نامهای ایرانی بگردانید! دوستی داشتم که قصد سفر به فرنگ را داشت و از آنجا که اسامی‌ای چون موسی و ناصر و این چیزها در آنجا بی‌ارتباط با تعداد تروریست‌ها نیست، می‌خواست نامش را تغییر دهد تا او را با تروریست‌ها یکی نگیرند، ولی اجازه‌ی اینکار را به او ندادند.
از نام عربی به ایرانی ----> غیرممکن است جز اینکه پارتی کلفتی داشته باشید وگرنه احتمال توبیخ هم دارد.
از نام ایرانی به عربی--------> با کمال میل، احتمال دارد پاداشی هم دریافت کنید!

mosafer #۵۹۶۱
Dariush

در ایران اساسا به شما اجازه‌ نمی‌دهند که نامهای عربی را به نامهای ایرانی بگردانید! دوستی داشتم که قصد سفر به فرنگ را داشت و از آنجا که اسامی‌ای چون موسی و ناصر و این چیزها در آنجا بی‌ارتباط با تعداد تروریست‌ها نیست، می‌خواست نامش را تغییر دهد تا او را با تروریست‌ها یکی نگیرند، ولی اجازه‌ی اینکار را به او ندادند.
از نام عربی به ایرانی ----> غیرممکن است جز اینکه پارتی کلفتی داشته باشید وگرنه احتمال توبیخ هم دارد.
از نام ایرانی به عربی--------> با کمال میل، احتمال دارد پاداشی هم دریافت کنید!

چون تا بحال با این موضوع سر و کار نداشتم نمیدانستم

Rationalist #۵۹۶۲
مزدك بامداد

persified:
چه خوش می درخشم در برابر تند بادهای طبیعت!
و چه پولادین شده خردگرایی ام زیر چکش های بی آمرزش اش
دیگر رنجی بر من نیست که آنها خود کوچک بینی خود را با آماج[١] ویرانی من خرسند کنند؛
پس اگر اکنون مرا رنجشی از سوی آنان نیست؛ از مهرشان ارجدانی کرده و در خویشتن، خود به ویرانگری می پردازم!
آری؛ آن چنان در مستی خردگرایی فرو رفته ام که دیگر نیازی نیست طبیعت مرا سیلی زند و توان بی بخشایش[٢] اش را به یادم آورد.
من در مستی آگاهانه، رنج ها را به آغوش می کشم و سرد تر از طبیعت، به خود ویرانگری می پردازم.و آنکس که به دادوستد ی مرگ با ناخودآگاهش
پرداخته، چه باک از سیج[٣]؟ ویرانی؟ یا نیستی! پس جهان هستی نخواهد داشت، جز در چشمان من! زندگی درونمایه نخواهد داشت جز در ویر[٤] من!
و اینگونه جهان را به جهان بینی خود رنگ می کنم و بی شرمانه به فرگشت[٥] می خندم!

آری تنهایی!، هومن[٦] ها از تو هراس دارند؛ زیرا دربندند... ولی من تو را در آغوش می فشارم و فراتنانه[٧] و با سربلندی گام برمی دارم؛ سرما را به گرمای وجود خویش آشتی
می دهم، برای چکه چکه های باران پاییزی که بر درود دادن به من از یکدیگر پیشی می گیرند تنم را می گسترانم[٨] و به بادی سرد که چون تازیانه ای
بر گونه ام می وزد به شور می آیم که پیام طبیعت را برایم آورده و مرا به روز های سخت تر و رنج های پیش رویم نوید[٩] می دهد! ناآگاه[١٠] از اینکه در دفتر پنداره[١١] های من،
سختی و رنج همانا می شوند چالش[١٢] هایی گیرا برای استواری جان و تنم .

زبان چیزی نیست جز ابزاری برای ارتباط.

جدا از پسند و سپاس های کیلویی دوستان، من نمی دانم در نگاشتن آن دست نوشته، چه قدر موفق بوده ام سهش و تصور مورد نظرم را به خواننده
منتقل کنم! اما این هنر یک نویسنده است که توانایی و ظرافت کافی را در برگزیدن بهترین واژگان به کار گیر؛ چنان که ترتیب و ترکیب واژگان آن متن، بتواند
ذهن خواننده را به آن احساس و یا تصور مورد نظرش بر بیانگیزد.
از این رو اساس مخالفت من با "پارسی نگاری"، بابت از میان رفتن تاثیر زیبا شناسانه ی آن در متن است. اگر با این معیار به موضوع بنگریم و متن اصلی را با آنچه شما به پارسی دگرگون نمودید
مقایسه نماییم؛

باور دارم که به روشنی درمی یابیم که در ذهن بیشینه خوانندگان، متن اصلی گیرایی،گرما و صمیمیت بیشتری دارد.

Spehr #۵۹۶۳

دوستان برای پستها دکمه نپسندیدم فراهم کنید تا بتوانیم زیر برخی از پستهای پاتوق نپسندیدم بگذاریم!

mosafer #۵۹۶۴
Spehr

دوستان برای پستها دکمه نپسندیدم فراهم کنید تا بتوانیم زیر برخی از پستهای پاتوق نپسندیدم بگذاریم!

به نگر من گزینه ای بس بیخود ست
کسی که مخالف حرفیست زحمت تایپ کردن به خود بدهد و در مورد مخالفتش حرف بزند ،بهتر از اینست که دکمه ای را بزند و برود

Mehrbod #۵۹۶۶
Rationalist

زبان چیزی نیست جز ابزاری برای ارتباط.

ساختارشناسی زبان پارسیک - برگ 5

١- زبان، زبان است دیگر چه این، چه آن ، آماج تنها پیوند میان مردم است:---
پاسخ:---
آماج یك حاجی، رفتن به مكه است. او هم میتواند از هواپیما و هم از شتر برای اینكار بهره بجوید، هر دوی این ابزار، او را به مكّه می رسانند. پس آیا آن دو ابزار یكسان و هم ارزش اند؟ پاسخ، نه می باشد. در باره ی زبان ها هم همین سخن رواست. كارآیی و توانایی رسانه ای و پرمایگی و آسانی و یا سختی ، زیبایی و .. هر زبانی برابر زبان دیگر نیست. پس این گزاره كه " زبان زبان است، چه این و چه آن" یك سفسته بیش نیست، چرا كه ویژگیهای مهند زبانها را به فراموشی میسپارد. مانند اینكه بگوییم كه موش و نهنگ (وال) یكسان هستند چون هر دو بچه میزایند.

Theodor Herzl #۵۹۶۷

درود دوستان.

من بازگشتم از مسافرت کوبا و بسیار عالی‌ بود. بسیار زیبا بود کوبا ، من توی عمرم انقدر مشروب نخورده بودم ، البته چون مجانی‌ و جزو خدمات تور بود هرچقدر که میخواستید. این هم عکسی‌ از محل دفن چه در سانتا کلارا ، یک دعای زیارت مسکو هم نثار روحش کردیم😜

Nevermore #۵۹۶۸

امشب براستی به ارزش والای این انجمن و جمع دوستان فرهیخته ی آن پی بردم.گویا در این جامعه ی مجازی ِ ایرانیان هیچ کجا چنین جمعی پیدا نمی شود.در جمع های دیگر دریغ از یک ارزن شعور و سواد،واقعا مایه ی افسوس است.
یک مشت لات یک لاقبا در جوامع پارسی ریخته اند که از هر دری که سخن می گویند،نخستین احساسی که به انسان دست می دهد همان تهوع است و بس.

Rationalist #۵۹۶۹
Mehrbod

١- زبان، زبان است دیگر چه این، چه آن ، آماج تنها پیوند میان مردم است:---
پاسخ:---
آماج یك حاجی، رفتن به مكه است. او هم میتواند از هواپیما و هم از شتر برای اینكار بهره بجوید، هر دوی این ابزار، او را به مكّه می رسانند. پس آیا آن دو ابزار یكسان و هم ارزش اند؟ پاسخ، نه می باشد. در باره ی زبان ها هم همین سخن رواست. كارآیی و توانایی رسانه ای و پرمایگی و آسانی و یا سختی ، زیبایی و .. هر زبانی برابر زبان دیگر نیست. پس این گزاره كه " زبان زبان است، چه این و چه آن" یك سفسته بیش نیست، چرا كه ویژگیهای مهند زبانها را به فراموشی میسپارد. مانند اینكه بگوییم كه موش و نهنگ (وال) یكسان هستند چون هر دو بچه میزایند.

همچون گذشته، این بار نیز شما سخن مرا به خطا برداشت کرده اید و صرفا توجهتان به جمله ای که مقدمه پاسخم بود، جلب شد.
"زبان" ابزار ارتباط است و هر زبانی که بتواند به طور کامل تر و به بهترین شکل ممکن، مقصود و هدف را انتقال دهد؛ کارایی بیشتری نیز دارد.

مزدك بامداد #۵۹۷۰
mosafer

چون تا بحال با این موضوع سر و کار نداشتم نمیدانستم

در فیلم ها و سریال های تلویزیونی جمهوری اسلامی هم آدمهای بد، نامهای ایرانی و آدمهای خوب، نام های عربی (شیعی) دارند.
به زبان دیگر، این اسلامیست های گندوگوز، از هر سوراخی برای مغز شویی و عربیزه کردن مردم سود میجویند و مردم هم از
سوی دیگر ( بویژه لایه های میانی ) سرماهواره ها را به سریال های ترکیه و هتّا تلویزیون های اروپا برگردانیده اند

!

مزدك بامداد #۵۹۷۱
Rationalist

باور دارم که به روشنی درمی یابیم که در ذهن بیشینه خوانندگان، متن اصلی گیرایی،گرما و صمیمیت بیشتری دارد.

"صمیمیت" از خوگرفتگی بر میخیزد. چیزی که با آن از بچگی بزرگ شده اید، هرچند ناکارآمد و واپسمانده
هم که بوده باشد، همواره نزدیک تر و گرمتر و صمیمی تر بنگر میرسد. ولی کارآیی و کارآمدی ، یک چیز
فراویری (عینی) و اندازه گرفتنی است و نه چیز ویری (ذهنی) و پسندی ( سلیقه ای)


پارسیگر

Theodor Herzl #۵۹۷۲

عجیب است این دوست ما جناب همایون اینهمه از نازی‌ها اینجا دفاع کرد ، حالا عکس فتح برلین که کمونیست‌ها آنجا نازی‌ها را درو کردند و پرچم سرخ را بر فراز برلین بر افشاندند را در آواتار گذاشته است.😒

homayoun #۵۹۷۳
Theodor Herzl

عجیب است این دوست ما جناب همایون اینهمه از نازی‌ها اینجا دفاع کرد ، حالا عکس فتح برلین که کمونیست‌ها آنجا نازی‌ها را درو کردند و پرچم سرخ را بر فراز برلین بر افشاندند را در آواتار گذاشته است

هر کسی کارش درست بوده را من دوست دارم 👏
هیتلر خیلی کارش درست بود

اقتصاد آلمان را دگرگون کرد و بیشتر جهان را گرفت.

همه آلمانیها برایش جانشان را میدادند.

روس ها هم همینگونه بودند. اگر شوروی نبود آمریکا و انگلیس و نچه هایش هیچ پخی نبودند!

ولی هم هیتلر هم استالین کارهای خشونت آمیز هم کرده اند.

ولی این سبب نمیشود
که از دم خنگ و بدردنخور بوده اند.

از دید نژادی هم هردو کشور موزیکدانان زیادی دارند
که موزیک هایشان هومنی را دیوانه میکند! از بتهون و باخ تا چیکفسکی!

پارسیگر

Dariush #۵۹۷۴

موسیقی‌دان شدن هم به ژن و نژاد مربوط شده؟!😍

Philo #۵۹۷۵

من از دید نژادی دارم می رم دست به آب.

Dariush #۵۹۷۶
Philo

من از دید نژادی دارم می رم دست به آب.

از طرف من هم ...ینید!

homayoun #۵۹۷۷
Dariush

موسیقی‌دان شدن هم به ژن و نژاد مربوط شده؟!

در هردو نژاد موزیکدان و فیزیکدان و مزدائیک دان ریخته است. پس هم فرهنگ و هم نژادشان
چیز درستی بوده. هتا اگر نژادشان هم نباشد فرهنگشان است پس بازم فرنودی برای دوسیدنشان
است. نیست؟

Dariush #۵۹۷۸
homayoun

در هردو نژاد موزیکدان و فیزیکدان و مزدائیک دان ریخته است. پس هم فرهنگ و هم نژادشان
چیز درستی بوده. هتا اگر نژادشان هم نباشد فرهنگشان است پس بازم فرنودی برای دوسیدنشان
است. نیست؟

البته گفتگو با نژادپرستان کفاره دارد، اما شما باید ارتباط میان ژن یا نژاد افراد با ریاضیدان شدن، موسیقی‌دان شدن و فیزیک‌دان شدن یا نشدن را نشان دهید. اینکه در کشوری چون آلمان یا شوروی ریاضیدانان پرشمار بوده‌اند هم نامربوط است، باید مستقیما به ویژگی‌های ژنتیک اینان اشاره بفرمائید.

homayoun #۵۹۷۹
Dariush

البته گفتگو با نژادپرستان کفاره دارد، اما شما باید ارتباط میان ژن یا نژاد افراد با ریاضیدان شدن، موسیقی‌دان شدن و فیزیک‌دان شدن یا نشدن را نشان دهید. اینکه در کشوری چون آلمان یا شوروی ریاضیدانان پرشمار بوده‌اند هم نامربوط است، باید مستقیما به ویژگی‌های ژنتیک اینان اشاره بفرمائید.

پیشتر هم یکی از دوستان گفته بود که فرگشت در اروپا به گونه ای بوده
که مردم را برای دانشمند شدن خوب ساخته! همین دوستمون sonixax گفته بود بگمانم.

هرچند اینها مهند نیست.
پرسیدند چرا پرچم سرخ شوروی را بالابردی!
منهم گفتم از این کشور چون دانشمند دارد خوشم میاید.
نون 2 فرنود دارد که نژاد و فرهنگ خوبی دارد.
نون اگر نژاد خوبی هم ندارد فرهنگ که دارد؟

از دید تنها نژادی هم از چهره ی این مردمان خوشم میاید!

مردم روسیه و آلمان در آن زمان و هتا امروزه بسیار نسک میخوانند.
در همسنجی با کشورهای دیگر این 2 را بیشتر میدوسم.

پارسیگر

Dariush #۵۹۸۰
homayoun

از دید تنها نژادی هم از چهره ی این مردمان خوشم میاید!

این گفته‌ی شماست:

homayoun

از دید نژادی هم هردو کشور موزیکدانان زیادی دارند
که موزیک هایشان هومنی[٢] را دیوانه میکند! از بتهون و باخ تا چیکفسکی!

و هنوز نشان نداده‌اید که چه ربطی میانِ ژن و نژاد افراد با دانشمند شدن وجود دارد.

homayoun #۵۹۸۱
Dariush

و هنوز نشان نداده‌اید که چه ربطی میانِ ژن و نژاد افراد با دانشمند شدن وجود دارد.

ساده است! ژن در بهره هوشی کارکرد دارد و بهره هوشی در دانشمند شدن.
هرچند فرهنگ و کوشش آن تن نیز بسیار مهند است.
اگر هم این چیزی که گفتم نادرست باشد بازهم فرنود نمیشود من روسیه و
آلمان را ندوسم!چون از فرهنگ هردو کشور خوشم میاید!از رنگ مویشان
از چشمهایشان از زبانشان و.....
آقاجان دوست دارم خوب نون یک فرنود آورده ام میخواهی مرا برای آن به چالش بکشی؟
خوب به 1000 فرنود دوست دارم 999 تای آن هم نادرست باشد همان یکی بس است!
از روس ها و آلمانی ها خوشم میاید!

پارسیگر

Mehrbod #۵۹۸۲
Dariush

و هنوز نشان نداده‌اید که چه ربطی میانِ ژن و نژاد افراد با دانشمند شدن وجود دارد.

این پیوند‌ها پیشتر نشان داده شده‌اند: Heritability of IQ - WiKi

اینکه کسی بگوید نژادها یکی هستند یا هوشبهر آنجا پیوندی ندارد سخن بیخودی
زده, ولی اینجور وامینمایند چون زیانِ پذیرفتن این حقیقت, از سود پذیرفتن آن بیشتر است.

در همین راستا, هیچکس هم تاکنون پیدا نشده بگوید نژادهایِ سیاپوست اندام ورزیده‌تری دربرابر سپیدپوستان ندارند, go figure!

homayoun #۵۹۸۳
Mehrbod

در همین راستا, هیچکس هم تاکنون پیدا نشده بگوید نژادهایِ سیاپوست اندام ورزیده‌تری دربرابر سپیدپوستان ندارند

آینچنان ژنرالی نمیتوان گفت! در سپیدپوستان کردها بسیار نیرومند هستند.
در وزنه برداری هم نژاد سیاه ناتوانتر است و در دو بهتر.

Mehrbod

این پیوند‌ها پیشتر نشان داده شده‌اند: Heritability of IQ - WiKi

به زبان پارسی ندارید؟

mosafer #۵۹۸۴
مزدك بامداد

در فیلم ها و سریال های تلویزیونی جمهوری اسلامی هم آدمهای بد، نامهای ایرانی و آدمهای خوب، نام های عربی (شیعی) دارند.
به زبان دیگر، این اسلامیست های گندوگوز، از هر سوراخی برای مغز شویی و عربیزه کردن مردم سود میجویند و مردم هم از
سوی دیگر ( بویژه لایه های میانی ) سرماهواره ها را به سریال های ترکیه و هتّا تلویزیون های اروپا برگردانیده اند !

آری معمولا چنین ست و تا بحال اصلا دقت نکرده بودم به این موضوع

Dariush #۵۹۸۵
homayoun

ساده است! ژن در بهره هوشی کارکرد دارد و بهره هوشی در دانشمند شدن.
هرچند فرهنگ و کوشش آن تن نیز بسیار مهند است.
اگر هم این چیزی که گفتم نادرست باشد بازهم فرنود نمیشود من روسیه و
آلمان را ندوسم!چون از فرهنگ هردو کشور خوشم میاید!از رنگ مویشان
از چشمهایشان از زبانشان و.....
آقاجان دوست دارم خوب نون یک فرنود آورده ام میخواهی مرا برای آن به چالش بکشی؟
خوب به 1000 فرنود دوست دارم 999 تای آن هم نادرست باشد همان یکی بس است!
از روس ها و آلمانی ها خوشم میاید!

پارسیگر

اینجا محلی‌ست برای گفتگو و اگر می‌خواهید گفته‌هایتان مورد نقد قرار نگیرند، می‌توانید نگویید‌شان یا جایی دیگر بیان کنید. من کاری به میل و گرایش شخصی شما ندارم اما گفتید که از نظر نژادی در میان این مردمان موسیقی‌دان و ریاضی‌دان بس پدید آمده است، یعنی نژادشان را به ریاضی‌دان شدن و موسیقی‌دان شدنشان مربوط کرده‌اید، برای چنین سخنی اگر گفتند گواه‌تان چیست، اگر بگویید «دوست دارم، دلم خواست و...» تنها خود را مضحکه کرده‌اید.

اینجا هم از بس برای کوچکترین برخورد مدیریتی جار و جنجالی عظیم برپا شده که گویا دیگر رغبتی برای برخورد با سخنان نژادپرستانه (که زمانی از خط قرمزهای این انجمن بود) ندارند. شما هم هرچه می‌خواهید از این وضعیت استفاده بکنید:

homayoun

همه اینها هم سگشون میارزد به تازی!

خردمند

همه انسان هستند و ارجمند.البته به جز تازی های بربر صفت.

Philo #۵۹۸۶

نژادپرستی بیشتر شبیه یک مرض روانی است، شما میان پستهای آن بنده خدا یک گشتی بزنید، به زور پستی خواهید یافت که از آن بوی نژادپرستی به مشام نرسد، انگار که مغزش قادر به تولید هیچ خروجی دیگری نیست.
مثل کسی که سیر خورده و هر چه بگوید شنوندگان بوی سیر را حس می کنند، این بابا هم هر چه می گوید بوی نژادپرستی اش آدم را خفه می کند.

Dariush #۵۹۸۷
Mehrbod

این پیوند‌ها پیشتر نشان داده شده‌اند: Heritability of IQ - WiKi

اینکه کسی بگوید نژادها یکی هستند یا هوشبهر آنجا پیوندی ندارد سخن بیخودی
زده, ولی اینجور وامینمایند چون زیانِ پذیرفتن این حقیقت, از سود پذیرفتن آن بیشتر است.

در همین راستا, هیچکس هم تاکنون پیدا نشده بگوید نژادهایِ سیاپوست اندام ورزیده‌تری دربرابر سپیدپوستان ندارند, go figure!

سخن‌تان هیچ ربطی به حرفهای من نداشت. مسلم است که ژنِ افراد در بهره‌ی هوشیِ آنها می‌تواند موثر باشد(که البته همین هم جای بحث فراوان دارد). اما پیش‌داوری در مورد انسانها بر اساس تعلق نژادی‌شان (اساسا امروز دیگر دسته‌بندی کردنِ افراد بر اساس نژآدشان مضحک است چرا که تقریبا هیچ نژاد خالصی یافت نمی‌شود، جز اینکه بروید در کوههای هیمالیا دنبال کسی باشید که در طول 2000 سال پیش اجدادش هرگز با نژادی دیگر آمیزش نداشته باشند) بیش از آنکه یک نگرش علمی باشد، یک موضوع اخلاقی‌ست!

نخست اینکه برتر بودنِ انسانی که بهره‌ی هوشی بالاتری دارد را باید نشان دهید، سپس ربط آن را به نژادش نشان دهید و درستیِ تعمیمِ آن به یک ملیت را نشان دهید. مثلا نشان دهید که دانشمندان نازیست(که بهره‌ی هوشی بالاتری از بسیار داشتند)، ارزش انسانیِ بالاتری نسبت به شهروند عربستانی‌ای که سرش به کار خویش است و کاری به کار کسی ندارد، دارد، سپس نشان دهید که باهوش شدنِ آن دانشمند نازیست مربوط به نژادش بوده (نژادِ ژرمن) که مثلا اگر پدر و مادرش قبل از تولدش به افغانستان نقل مکان کرده بودند بازهم او همچنان باهوش می‌بود و در نهایت نشان دهید که چگونه باهوش بودنِ او را می‌توان به نژادش تعمیم داد.

Philo #۵۹۸۸
Mehrbod

این پیوند‌ها پیشتر نشان داده شده‌اند: Heritability of IQ - WiKi

اینکه کسی بگوید نژادها یکی هستند یا هوشبهر آنجا پیوندی ندارد سخن بیخودی
زده, ولی اینجور وامینمایند چون زیانِ پذیرفتن این حقیقت, از سود پذیرفتن آن بیشتر است.

در همین راستا, هیچکس هم تاکنون پیدا نشده بگوید نژادهایِ سیاپوست اندام ورزیده‌تری دربرابر سپیدپوستان ندارند, go figure!

این سخن اگر درست هم باشد، هیچ نتیجه خاصی نمی دهد.

فرض کنیم یک نژادی پتانسیل دانشمند شدنش خوب باشد، خوب باشد، شاید برای کسی پتانسیل رقصیدن ارزشمند تر باشد، یا برای کسی طبع شعر داشتن، یا مهریان بودن یا...، هیچ نژادی حق ندارد چون استعداد خاصی دارد دیگر نژادها را تحقیر کند چون کمتر از آن استعداد برخوردارند، چون همه مجبور نیستند برای آن استعداد خاص ارزش قائل شوند.

Spehr #۵۹۸۹
homayoun

از روس ها و آلمانی ها خوشم میاید!

آیا آنها هم ایرانیان را انقدر دوست دارند؟!

homayoun #۵۹۹۰
Spehr

آیا آنها هم ایرانیان را انقدر دوست دارند؟!

برخی هایشان آری
ایران شوربختانه زیاد شناخته شده نیست در اروپا

Dariush

مثلا نشان دهید که دانشمندان نازیست(که بهره‌ی هوشی بالاتری از بسیار داشتند)، ارزش انسانیِ بالاتری نسبت به شهروند عربستانی‌ای که سرش به کار خویش است و کاری به کار کسی ندارد، دارد، سپس نشان دهید که باهوش شدنِ آن دانشمند نازیست مربوط به نژادش بوده

Philo

نژادپرستی بیشتر شبیه یک مرض روانی است، شما میان پستهای آن بنده خدا یک گشتی بزنید، به زور پستی خواهید یافت که از آن بوی نژادپرستی به مشام نرسد، انگار که مغزش قادر به تولید هیچ خروجی دیگری نیست.
مثل کسی که سیر خورده و هر چه بگوید شنوندگان بوی سیر را حس می کنند، این بابا هم هر چه می گوید بوی نژادپرستی اش آدم را خفه می کند.

Philo

فرض کنیم یک نژادی پتانسیل دانشمند شدنش خوب باشد، خوب باشد، شاید برای کسی پتانسیل رقصیدن ارزشمند تر باشد، یا برای کسی طبع شعر داشتن، یا مهریان بودن یا...، هیچ نژادی حق ندارد چون استعداد خاصی دارد دیگر نژادها را تحقیر کند چون کمتر از آن استعداد برخوردارند، چون همه مجبور نیستند برای آن استعداد خاص ارزش قائل شوند

اگر دارید اینها را برای من مینویسید ول کنید .
من نژادپرست نیستم هرچه میخواهید

بگویید,اگر هم از تازی ها بدم میاید

تازی های عربستان و قطر و اینها را میگویم . با مصریها دشمنی ندارم.
دشمن ستیز هستم. نژادپرستی چیز چرندی هست که هم من و هم مهربد
میپذیریم. شما هم به جای گیردادن به چند تن بروید به کار زندگی خود برسید
یا دانش پژوهید .این کارها برای من و شما نان و آپ نمیشود!

بزرگترین پرسش برای من اینجاست که نژادپرستی چیست.
چون من از دید نژادی از چهره سیاه پوست ها و تازی ها خوشم نمیاد
اگر 100 زن تازی یا سیاه به من درخواست دوستی دهند ندیده میگویم نه!
نون این نژادپرستی هست یا نیست نمیدانم. از آنجا که خیلی از سیاهپوستای آمریکا هم
گنگ و رپر و ریپر هستند هم نمیدوسمشان .
ولی باوری به پست تر بودن ژنشان ندارم.
نون اگر این نژادپرستی هست پس شاید من نژادپرستم.
ولی هرچه فرنود و فرابود باشد با اندیشه میپذیرم,نادانی را نمیدوستم
دشمن من نادانی و آماج من دانایی است!

پارسیگر

Spehr #۵۹۹۱
homayoun

اگر هم از تازی ها بدم میاید

یعنی از خنیای عربی هم بدتان می آید؟؟؟
من با اینکه بسیار پارسیدوست هستم ، خنیای عربی به من رامش خواستنی ای می دهد.
تازه بیشتریهاشون چهره هاشون بمانند خودمان است چرا از دیسه آنها بدت می آد؟

پارسیگر

Dariush #۵۹۹۲
homayoun

.....

------------------->

Philo

مثل کسی که سیر خورده و هر چه بگوید شنوندگان بوی سیر را حس می کنند، این بابا هم هر چه می گوید بوی نژادپرستی اش آدم را خفه می کند.

مزدك بامداد #۵۹۹۳
Spehr

یعنی از خنیای عربی هم بدتان می آید؟؟؟
من با اینکه بسیار پارسیدوست هستم ، خنیای عربی به من رامش[١] خواستنی ای می دهد.

نیاز به یادآوری است که خنیای کنونی "عربی" بهمراه
بردگان بویژه کنیزان ایرانی به عربستان راه یافت و
گرنه خودشان چیزی از خنیا نداشتند و گونه ای پایکوبی
همگانی با نوای کوبیدن چوب داشتند که از حبشیان برداشته بودند.
گفتنی است که این خنیا هم باز سراسراز خود ایران نبوده و هندیان
و داد و ستد فرهنگی با هندوستان، در پرورش خنیا در ایران،
دست اندرکاری بسزایی داشته اند.

Mehrbod #۵۹۹۴
Dariush

سخن‌تان هیچ ربطی به حرفهای من نداشت. مسلم است که ژنِ افراد در بهره‌ی هوشیِ آنها می‌تواند موثر باشد(که البته همین هم جای بحث فراوان دارد). اما پیش‌داوری در مورد انسانها بر اساس تعلق نژادی‌شان (اساسا امروز دیگر دسته‌بندی کردنِ افراد بر اساس نژآدشان مضحک است چرا که تقریبا هیچ نژاد خالصی یافت نمی‌شود، جز اینکه بروید در کوههای هیمالیا دنبال کسی باشید که در طول 2000 سال پیش اجدادش هرگز با نژادی دیگر آمیزش نداشته باشند) بیش از آنکه یک نگرش علمی باشد، یک موضوع اخلاقی‌ست!

اگر برایِ شما هم روشن است که نژادی میتواند باهوشتر یا کم‌هوشتر باشد که دیگر سخنی نمیماند.

Dariush

نخست اینکه برتر بودنِ انسانی که بهره‌ی هوشی بالاتری دارد را باید نشان دهید، سپس ربط آن را به نژادش نشان دهید و درستیِ تعمیمِ آن به یک ملیت را نشان دهید. مثلا نشان دهید که دانشمندان نازیست(که بهره‌ی هوشی بالاتری از بسیار داشتند)، ارزش انسانیِ بالاتری نسبت به شهروند عربستانی‌ای که سرش به کار خویش است و کاری به کار کسی ندارد، دارد، سپس نشان دهید که باهوش شدنِ آن دانشمند نازیست مربوط به نژادش بوده (نژادِ ژرمن) که مثلا اگر پدر و مادرش قبل از تولدش به افغانستان نقل مکان کرده بودند بازهم او همچنان باهوش می‌بود و در نهایت نشان دهید که چگونه باهوش بودنِ او را می‌توان به نژادش تعمیم داد.

?Bist du ein Freigeist, oder was

این اندازه برآشفتگی نداشت; سخن ساده است, نژادها یکسان نیستند. خویشکاریِ کژبرداشت‌هایِ
شما و دیگران و همچنین پدافند از دیدگاهِ نژادپرستان (باهوشتر بودن = ارزشمندتر بودن, ..) با من نیست.


Freigeist ein relativer Begriff

Man nennt Den einen Freigeist, welcher
anders denkt, als man von ihm auf Grund seiner Herkunft, Umgebung,
seines Standes und Amtes oder auf Grund der herrschenden Zeitansichten
erwartet. Er ist die Ausnahme, die gebundenen Geister sind die Regel; diese
werfen ihm vor, dass seine freien Grundsätze ihren Ursprung entweder in
der Sucht, aufzufallen, haben oder gar auf freie Handlungen, das heisst auf
solche, welche mit der gebundenen Moral unvereinbar sind, schliessen
lassen. Bisweilen sagt man auch, diese oder jene freien Grundsätze seien
aus Verschrobenheit und Ueberspanntheit des Kopfes herzuleiten; doch
spricht so nur die Bosheit, welche selber an Das nicht glaubt, was sie sagt,
aber damit schaden will: denn das Zeugniss für die grössere Güte und
Schärfe seines Intellectes ist dem Freigeist gewöhnlich in's Gesicht
geschrieben, so lesbar, dass es die gebundenen Geister gut genug
verstehen. Aber die beiden andern Ableitungen der Freigeisterei sind redlich
gemeint; in der That entstehen auch viele Freigeister auf die eine oder die
andere Art. Desshalb könnten aber die Sätze, zu denen sie auf jenen
Wegen gelangten, doch wahrer und zuverlässiger sein, als die der
gebundenen Geister. Bei der Erkenntniss der Wahrheit kommt es darauf an,
dass man sie hat, nicht darauf, aus welchem Antrieb man sie gesucht, auf
welchem Wege man sie gefunden hat. Haben die Freigeister Recht, so
haben die gebundenen Geister Unrecht, gleichgültig, ob die ersteren aus
Unmoralität zur Wahrheit gekommen sind, die anderen aus Moralität bisher
an der Unwahrheit festgehalten haben. - Uebrigens gehört es nicht zum
Wesen des Freigeistes, dass er richtigere Ansichten hat, sondern vielmehr,
dass er sich von dem Herkömmlichen gelöst hat, sei es mit Glück oder mit
einem Misserfolg. Für gewöhnlich wird er aber doch die Wahrheit oder
mindestens den Geist der Wahrheitsforschung auf seiner Seite haben: er
fordert Gründe, die Anderen Glauben.

homayoun #۵۹۹۵
Spehr

یعنی از خنیای عربی هم بدتان می آید؟؟؟
من با اینکه بسیار پارسیدوست هستم ، خنیای عربی به من رامش[١] خواستنی ای می دهد.
تازه بیشتریهاشون چهره هاشون بمانند خودمان است چرا از دیسه[٢] آنها بدت می آد؟

فرهنگ تازی را که بیشینه ی مردم نمیپسندند.
زبانش را هم نمیدوستم گرامرش را نمیدوسم ح را نیز زیاد میگویند.
چهره هایشانم که خیلی زشت است که نگویید!
ولی از برای تاختن و خوابیدن با نژادهای دیگر چهره های گوناگونی دارند
ولی هرچه تازی تر هستند برای من زشت تر هستند. نزدیک به میمون اند.
ولی شاید خود تازی ها یا سیاه ها اینگونه بیشتر بپسندند من نه.

موزیکشان هم (خنیا) خوب نمیپسندم. موزیک کشورها فرهنگش را نشان میدهد.
هرچند امروزه خیلی از موزیک ها و سازهای دیگر را به نام خودشان زده اند.
چیز دیگر اینکه من موزیکی که گوش میدهم از این چیزها دور است.
بیشتر موزیک های موتسارت و باخ و ویوالدی را میگوشم کارم جای دیگری است.
هتا موزیک خود ایران را هم زیاد نمیگوشم.

پارسیگر

homayoun #۵۹۹۶
مزدك بامداد

نیاز به یادآوری است که خنیای کنونی "عربی" بهمراه
بردگان بویژه کنیزان ایرانی به عربستان راه یافت و
گرنه خودشان چیزی از خنیا نداشتند و گونه ای پایکوبی
همگانی با نوای کوبیدن چوب داشتند که از حبشیان برداشته بودند.
گفتنی است که این خنیا هم باز سراسراز خود ایران نبوده و هندیان
و داد و ستد فرهنگی با هندوستان، در پرورش خنیا در ایران،
دست اندرکاری بسزایی داشته اند.

تازگی یکی از سازهای بندر عباس هم کشور های زیر خاشاب پارس
به نام خودشان زده اند!

Mehrbod #۵۹۹۷
Philo

این سخن اگر درست هم باشد، هیچ نتیجه خاصی نمی دهد.

اگر ندارد, درست است.

Philo

فرض کنیم یک نژادی پتانسیل دانشمند شدنش خوب باشد، خوب باشد، شاید برای کسی پتانسیل رقصیدن ارزشمند تر باشد، یا برای کسی طبع شعر داشتن، یا مهریان بودن یا...، هیچ نژادی حق ندارد چون استعداد خاصی دارد دیگر نژادها را تحقیر کند چون کمتر از آن استعداد برخوردارند، چون همه مجبور نیستند برای آن استعداد خاص ارزش قائل شوند.

👍
من ستیزی با این ندارم و "هوش" را هم خودآماج نمیدانم, همه‌یِ اینها ابزاری هستند برای افزایش و والایش بهزیستیِ ما هومنان.

دشمنی من اینجا با خودفریبی و پیام‌هایِ آمیخته ‌ای است که به مردم زیرِ نامِِ Political Correctness میدهند: نژادپرستی برای این بد نیست که نژادها یکسان هستند و
هیچکدام در هوش/زور/... بهتر یا بدتر از همدیگر نیستند (یکسانیِ نژادها = دروغ), برای این بد است که مایه‌یِ آشوب و پیدایش پیشداوری‌هایِ نابجا و ناخواستنی میشود.

پارسیگر

Spehr #۵۹۹۸
Mehrbod

Man nennt Den einen Freigeist, welcher
anders denkt, als man von ihm auf Grund seiner Herkunft, Umgebung,
seines Standes und Amtes oder auf Grund der herrschenden Zeitansichten
erwartet. Er ist die Ausnahme, die gebundenen Geister sind die Regel; diese
werfen ihm vor, dass seine freien Grundsätze ihren Ursprung entweder in
der Sucht, aufzufallen, haben oder gar auf freie Handlungen, das heisst auf
solche, welche mit der gebundenen Moral unvereinbar sind, schliessen
lassen. Bisweilen sagt man auch, diese oder jene freien Grundsätze seien
aus Verschrobenheit und Ueberspanntheit des Kopfes herzuleiten;

بابا آلمانی!!!!
پارسی گو گرچه ژرمن خوشتر است.

مهربد به زبانی بنویس که همه دریابند! ما که از آلمانی همان Gesellschaft را فقط بلدیم که آنهم از زیرنویسهای پارسیگر یاد گرفتیم. P:

Dariush #۵۹۹۹
Mehrbod

اگر برایِ شما هم روشن است که نژادی میتواند باهوشتر یا کم‌هوشتر باشد که دیگر سخنی نمیماند.

خیر، برای من روشن نیست که امروز یک نژاد چگونه می‌تواند از نژادهای دیگر باهوشتر باشد؟

Mehrbod

?Bist du ein Freigeist, oder was

شلم‌شوربایی شده است! در تالاری پارسی، به انگلیسی سخن گفتن لابلای پست‌های پارسی، جایی که نیاز باشد، می‌تواند قابل پذیرش باشد، به آلمانی سخن گفتن، آنهم زمانیکه می‌دانیم مخاطب‌مان(در اینجا من ) جز پارسی و انگلیسی به زبانِ دیگری تسلط ندارد (و آلمانی را در حد بسیار ابتدایی آموخته است)، چه معنایی جز خودنمایی و به رخ کشیدن دارد؟!

Mehrbod

این اندازه برآشفتگی نداشت; سخن ساده است, نژادها یکسان نیستند. خویشکاریِ کژبرداشت‌هایِ
شما و دیگران و همچنین پدافند از دیدگاهِ نژادپرستان (باهوشتر بودن = ارزشمندتر بودن, ..) با من نیست.

خیر، من برآشفته نشده‌ام.

زیستن در میان مردمی نژادپرست که تحقیر و جک ساختن در مورد نژادها و قبایلِ هموطن‌شان کارِ هرروزشان است،

اگرچه هرگز باعث نشده نسبت بدان بی‌تفاوت باشم، اما به جای برآشفته شدن، سگ‌محلی کردن را به خوبی به من آموخته است.

کسی منکر تفاوتِ نژادها نشده است، آنچه جای مناقشه بود ارزشگذاری و پیش‌داوری بر اساسِ نژادِ افراد بود.

homayoun #۶۰۰۰
Mehrbod

دشمنی من اینجا با خودفریبی و پیام‌هایِ آمیخته[٤] ‌ای است که به مردم زیرِ نامِِ Political Correctness میدهند: نژادپرستی برای این بد نیست که نژادها یکسان هستند و
هیچکدام در هوش/زور/... بهتر یا بدتر از همدیگر نیستند (یکسانیِ نژادها = دروغ), برای این بد است که مایه‌یِ آشوب و پیدایش پیشداوری‌هایِ نابجا و ناخواستنی میشود.

👍👍

Dariush

زیستن در میان مردمی نژادپرست که تحقیر و جک ساختن در مورد نژادها و قبایلِ هموطن‌شان کارِ هرروزشان است

خیلی بده👍