من هوش کردم که شما چه گفتید. مشکل این است که شما یک وجب آنورتر از باورهایتان را اصلا هوش نمیکنید. حالا چون بچه ی فلان سرمایه دار در آمریکا راحت زندگی میکند شما مجوز دارید که همه ی سرمایه داران را سلاخی کنید؟
😃 😃
کژفرنود بیراهه: ملا نصرالدین شبی زیر فانوس کوچه در پی یافتن چیزی در روی زمین بود، گفتند چه میجویی، گفت پولی آنور کوچه گم کرده ام، آنرا میجویم! گفتند اگر آنور گم کرده ای، اینجا چرا میجویی ؟ گفت آخه اینجا فانوس داره ! این سخن ما هیچ در باره ی سزامندی کشتار آنها نبوده و تنها در باره ی نیاز فرزندان آنان و کارگران به یاد گیری, و رفتن به دبستان .. بوده. شما که از اینجا کم آوردید باز سر از بیابان کربلا درآوردید. تازه, ما جایی نگفتیم که باید اینها را کشتار نمود. در انقلاب هم اگر کشتار میشوند برای این است که خود نخست بروی ما آتش میگشایند و از هر سد باری که آنها مارا کشتار میکنند، یکبار هم واژگشت پیروز میشود و خودشان کشتار میشوند!
من به انتخاب شخصی خودم ترجیح می دهم که گوشت خوار نباشم ، ولی ایرادی اخلاقی به خوردن گوشت نمیبینم ، مشکل من بد رفتاری با حیوانات در دامداری صنعتی است ، اگر خودتان بروید یک بز کوهی مثلا شکار کنید هیچ ایرادی نیست
در این سامانه پارسیگر برای کارواژه های irregular مانند آغاختن(آغاز) سپوختن(سپوز) گریستن(گری؟) یا دیگر کارواژه ها که نون و گذشته کمی دگرسانش دارند فرم نون هم بگذار که اگر چیزی را برای نخستین بار دیدم خوب خوب یادبگیریم یا اگر جای دیگری شنیده ایم دریابیم! سپاس!
من به انتخاب شخصی خودم ترجیح می دهم که گوشت خوار نباشم ، ولی ایرادی اخلاقی به خوردن گوشت نمیبینم ، مشکل من بد رفتاری با حیوانات در دامداری صنعتی است ، اگر خودتان بروید یک بز کوهی مثلا شکار کنید هیچ ایرادی نیست
توی اروپا این گیاهخوارهای تندرو پرزور شدهاند و اگر شُل بگیریم
دور نیست روزیکه ببینیم گوشتخواری هم به فهرست بزهها افزوده شود!
کژفرنود[1] بیراهه: ملا نصرالدین شبی زیر فانوس کوچه در پی یافتن چیزی در روی زمین بود، گفتند چه میجویی، گفت پولی آنور کوچه گم کرده ام، آنرا میجویم! گفتند اگر آنور گم کرده ای، اینجا چرا میجویی ؟ گفت آخه اینجا فانوس داره ! این سخن ما هیچ در باره ی سزامندی[2] کشتار آنها نبوده و تنها در باره ی نیاز فرزندان آنان و کارگران به یاد گیری, و رفتن به دبستان .. بوده. شما که از اینجا کم آوردید باز سر از بیابان کربلا درآوردید. تازه, ما جایی نگفتیم که باید اینها را کشتار نمود. در انقلاب هم اگر کشتار میشوند برای این است که خود نخست بروی ما آتش میگشایند و از هر سد باری که آنها مارا کشتار میکنند، یکبار هم واژگشت[3] پیروز میشود و خودشان کشتار میشوند!
داشتن اجاق بسیار داغ است که با داغی بالا، نخست دو سوی گوشت را تند و خوب، تفت میدهید، چرا، چون این سوراخها و پرز های ریزش که شیره ی استیک را بیرون میدهند، با این کار بسته میشوند و اب استیک بیرون نمیآید. سپس میتوان آنرا در گرمای گم، در فر گذاشت ولی باید به گردش آلومینیوم بپیچید و گرمای درونی ان نباید از ۸۰% بالاتر برود که چهره ای رنگ middle یا "انگلیسی " بشود. تا یادم نرفته، جز نمک هم در آغاز، چیزی به آن نزنید. اینهایی که با خردل و سوس مالش میدهند ، بیشتر برای بریانی Roast/Braten درون فر هستند و نه استیک. •
همسرم گفت قبلترها گوشت را در میان شعله های آتش تفت می داد و برای مغز پخت شدنش داخل فر می گذاشت ولی به خاطر مزه دار شدنش و اینکه آتش درست کردن زمان بر هست این کار را نمی کند و همانی که من توضیحش را دادم انجام می دهد و بنام استیک خوراک ما می کند (:
ایشان خیلی هم کسخل هست. دختری که بیلیونر است و پدر و مادرش تجار برجسته ای بودند و نام پدربزرگش شهرت جهانی دارد که آن همه بین تجار آمریکایی اعتبار دارد, به یکباره همچون فاحشه ها لباس میپوشد و گروپ سکس میکند و فیلم های پورن خودش را پی در پی روی اینترنت آپلود میکند تا نوجوانان ببینند و پای کامپیوتر جَلق بزنند!
من ندیدم! آپلود کنید ما هم ببینیم خب!
امروز یه خبری خوندم مثل اینکه یه پورنو استار خطاب به تروریست ها گفته به جای اینکه خودتون رو منفجر کنید و جان چند تا بی گناه رو هم بگیرید بیاین من خودم رو در اختیارتون قرار میدم!
این اُزگَل یک عمله مُفنگی توده ای و مارکسیست است. جناب مزدک که مطمئنم از این بدبخت بیسواد دیپلم رَدی دل خوشی ندارند.
بیجاست. ایشان بنگاه چاپ داشت و حزب هم برخی از چاپنامه های خود را به او میداد که چاپ کند. پس از یورش به حزب توده ی ایران، ایشان پولهای حزب را بالا کشید و رفت چیزهایی در راستای پان تورکیسم و اسلامیسم و ایران ستیزی جنجال نوشت و چاپ کرد.
این هیچ پیوندی با مارکسیسم و اینها ندارد. شما هم باز از زور ناچاری رفتید جرجیس را یافته اید!
اینها گفتمان بر سر این بود که کودکان سرمایه داران نیاز به خرخوانی و رفتن به دبستان و ... ندارند.
وگرنه مارکسیست ها ۳۵۴ بار از شما باهوش تر و آگاه تر و از خود گذشته تر و مردمی تر و هومنی تر و با ادب تر و با فرهنگ تر و دانا تر و خردمند تر و نیما تر هستند!
بیجاست. ایشان بنگاه چاپ داشت و حزب هم برخی از چاپنامه[١] های خود را به او میداد که چاپ کند. پس از یورش به حزب توده ی ایران، ایشان پولهای حزب را بالا کشید و رفت چیزهایی در راستای پان تورکیسم و اسلامیسم و ایران ستیزی جنجال نوشت و چاپ کرد.
خوب این ها را که در برگه ی ویگی که آدرسش را در لینک گذاشته ام هم آمده.
اینها گفتمان بر سر این بود که کودکان سرمایه داران نیاز به خرخوانی و رفتن به دبستان و ... ندارند.
خوب پول دارند حالش را میبرند.
شما هم در کشورهای ثروتمند نشستید و حالش را میبرید. 24 ساعته آنلاینید و دائم در مسافرت و گُل و گشت و کوه نوردی و کشیدن نقاشی هستید. آیا یک کارگر حق دارد به شما بگوید که چرا اینقدر عشق و حال میکنید و این حق را ندارید که عشق و حال کنید و باید بیایید ایران وردست من زندگی کنید و بدبخت باشید؟ خوب زندگی خودش را دارد, پولش را دارد, حالش را میبیرد. مگر حق شما را خورده؟ حق هر کسی را که خورده برود شکایت کند و قانونی حقش را پس بگیرد.
وگرنه مارکسیست ها ۳۵۴ بار از شما باهوش تر و آگاه تر و از خود گذشته تر و مردمی تر و هومنی[٢] تر و با ادب تر و با فرهنگ تر و دانا تر و خردمند تر و نیما[٣] تر هستند!
شاخ غول مگر میشکانند که من نشکاندم که یکباره اینقدر خَفَن شدند؟ اینقدر نوشابه باز نکنید.
حالا عدد 354 از کجا آمد؟
این مفنگی معرف حضور شما که بیسواد بود.
باسوادهاشان هم که من ندیدم ولی با تعاریف و بزرگنمایی های شما باز هم پُخی نیستند. تازه چرا حمله ی شخصی میکنید؟ کفگیر استدلال به سلامتی بالاخره به ته دیگ خورد؟ اگر به مدرک دانشگاهی و رتبه ی کنکوری هست که بزرگانتان فقط جلوی خود من رَقَمی نیستند. در زمینه ی کاری و مالی هم اصلا حرفی ندارم و اظهار نظر نکنم خیلی بهتر است.
این چهارتا و نصفی باسوادی که در میان چندهزار زندانی دهه شصت اعدام شدند هم پُخی نبودند. اکثر تاجران و سرمایه داران ایرانی مدارک مهندسی و ارشد و دکترا و مدارک تجارت دارند و بسیار کم آدم کم سواد درشان پیدا میشود. من که ندیدم. هر چه دیدم تحصیلکرده و نُخبه بودند.
وگرنه مارکسیست ها ۳۵۴ بار از شما باهوش تر و آگاه تر و از خود گذشته تر و مردمی تر و هومنی[٢] تر و با ادب تر و با فرهنگ تر و دانا تر و خردمند تر و نیما[٣] تر هستند!
این سوال ها هیچگاه بدون ارائه شرح حال کامل پزشکی قابل پاسخگویی نیستن !! سن ، جنس ، علائم یا بیماری های همراه و ... رو لازم هست بگید.
پسرم مشکل در پلک زدن داشت چشم پزشکی که او را بریدیم گفت بخاطر کم کاری غدد اشکی اوست و چشمش زود خشک میشود دو قطره به او داد و گفت تا زمانی که همین حالات را دارد باید مصرف کند" فلوکورت " و "اسنو *تی یرز" البته یک هفته ای میشود مشکلی ندارد ولی خب باید بعد از اتمام قطره هایش دید دوباره برمیگردد یا نه
پسرم مشکل در پلک زدن داشت چشم پزشکی که او را بریدیم گفت بخاطر کم کاری غدد اشکی اوست و چشمش زود خشک میشود دو قطره به او داد و گفت تا زمانی که همین حالات را دارد باید مصرف کند" فلوکورت " و "اسنو *تی یرز" البته یک هفته ای میشود مشکلی ندارد ولی خب باید بعد از اتمام قطره هایش دید دوباره برمیگردد یا نه
[h=2]Prognosis[/h]Keratoconjunctivitis sicca usually is a chronic problem.[6] Its prognosis shows considerable variance, depending upon the severity of the condition.[1] Most patients have mild-to-moderate cases, and can be treated symptomatically with lubricants.[1] This provides an adequate relief of symptoms.[1] When dry eyes symptoms are severe, they can interfere with quality of life.[5] People sometimes feel their vision blurs with use,[3] or severe irritation[3] to the point that they have trouble keeping their eyes open[5] or they may not be able to work or drive.[5]
باشه ولی چرا؟ در این پاتوق که از اشک چشم گرفته تا کباب گربه هست؟
•
مزدک گرامی من فقط برای منسجم بودن بحث ها ، این درخواست رو داشتم... دفعه قبل من 80 صفحه همین تاپیک رو خوندم و پست های رو منتقل کردم به تاپیک کمونیسم و سوسیالیسم !!
باشه ولی چرا؟ در این پاتوق که از اشک چشم گرفته تا کباب گربه هست؟
•
عموما در این جستار مسائلی مطرح می شود که چندان مهم نیست و در حاشیه قرار دارند اگر حس می کنید مطالبتان چنین ست اینجا مطرح و عنوان کنید تا زحمت انتقال چنین مطالب کم اهمیتی را جناب آنارشی نکشند😉
عموما در این جستار مسائلی مطرح می شود که چندان مهم نیست و در حاشیه قرار دارند اگر حس می کنید مطالبتان چنین ست اینجا مطرح و عنوان کنید تا زحمت انتقال چنین مطالب کم اهمیتی را جناب آنارشی نکشند😉
در یک پاتوق، هرگونه سخن میتواند پیش بیاید و پاتوق بودن برابر پیش پا افتاده بودن نیست. مگر اینکه شما کراننمایی نوینی از پاتوق و شب نشینی بدست دهید، مانند اینکه ما در روز ها, نمیتوانیم درآن چیزی بنویسیم و سرکار آنارشی باید پیک های روز را جابجا نماید! • پارسیگر
در یک پاتوق، هرگونه سخن میتواند پیش بیاید و پاتوق بودن برابر پیش پا افتاده بودن نیست. مگر اینکه شما کراننمایی نوینی از پاتوق و شب نشینی بدست دهید، مانند اینکه ما در روز ها, نمیتوانیم درآن چیزی بنویسیم و سرکار آنارشی باید پیک های روز را جابجا نماید! • پارسیگر
آلیس: خوش اومدی عزیزم مهربد: خدا رحم کنه راسل: باز این فلان فلان شده....... داریوش: مسخره! میلاد: اومدی باز ساعت بسازی؟؟! 😜 آنارشی: خوش اومدی ولی قوانین رو رعایت کن! مزدک: آمدنت بهر چه بود؟ رفتنت هم نفهمیدیم...! کسری: من نمیدونم این خداحافظی ها و دوباره اومدن ها برای چیست! سمکینگ: خوش اومدی..
با نگاه به این که نام تو پیشتر مهربَد و پیشتر از آن مهرپَد بوده... چرا نمیدوستی که تو را مهرپَد بخوانم؟ 😬
پرسش دیگریم این است که مگر نه این است که ذ در پارسیک د بوده و پس از تازش تازی ها آن را به زور ذ کرده اند. پس چرا میگویی گذشته از گدشته یا گذاشتن از گداشتن بهتر است؟
شما آزمایشی داشتید؟ بنمایه دارید؟ چون برای من مهند است!
پارسیگر
به نگر من در چنگار و روشهایِ درمانیک کنونی, نزدیک ٨٠% بستگی به روحیه و
آمادگی بیمار دارد, هر چه انگیزهیِ بالاتری برای زندگی برود, بخت بهبودی میافزاید.
آلیس: خوش اومدی عزیزم مهربد: خدا رحم کنه راسل: باز این فلان فلان شده....... داریوش: مسخره! میلاد: اومدی باز ساعت بسازی؟؟! 😜 آنارشی: خوش اومدی ولی قوانین رو رعایت کن! مزدک: آمدنت بهر چه بود؟ رفتنت هم نفهمیدیم...! کسری: من نمیدونم این خداحافظی ها و دوباره اومدن ها برای چیست! سمکینگ: خوش اومدی..
. . . .
میدونم دلتون تنگ شده بوداااا
با این همه جیغ و دادی که راه انداخته اید یاد این تکه از کارتون علاءالدین افتادم :
گیرا نیست؟ در گذشته اینجور میسَهد که کارها را به یک روال ویژهای میانجامیدهاند, اگر چامهمیسُرودید, میبایستی آهنگ و شیوهیِ از پیش پذیرفته شدهای را میدنبالید, ولی با پسانوینگرایی همهیِ چیزها بیشتر و بیشتر درآمیخته میشوند, نمونه همینکه چامه میتواند بی آهنگ و پساوند باشد و همچنان چامه خوانده شود.
در همین راستا هم نوشتاری میخواندم از دگرش شیوهیِ داستانگو (راوی, narrator) در ادبسار نوین انگلیسی, که انگار در گذر چند دههیِ پیش این هم دچار دگرگونهایِ فراوانی شده. ب.ن. در ادبسار کهن داستانگو یک شیوهیِ داستانگویی (لحن) یکنواخت و سومکسی را داستان میداشته ولی امروز نوآوریهایِ بسیار بیشتری دیده میشود, جوریکه هتّا گاه چند شیوهیِ گوناگون همزمان با هم به کار میروند, یک چیزی در مایههایِ همان چامهیِ نو!
قبلتر خاطرم هست می گفتید زیباتر ست اینگونه افعال را جدا بنویسیم
قبلتر خاطرم هست می گفتید زیباتر ست اینگونه افعال را جدا بنویسیم
نه بیگمان من نبودهام, من از این دبیرهیِ بیخود بیزارم, این نیماسپاش (نیمفاصله) و ... را هم هنگام تایپ خود اش خودکار میزند, اگر نه به من بود نمیزدم: نرمافزار AutoHotkey (+ نیماسپاش / نیمفاصله)
امیدواریم در آنجا سختی بحث در اینجا را که منجر به انواع سفسطه و نا اخلاقی در بحث و دفاع از استالین و تحریف سخن و خلاصه سر و کله به در و دیوار کوبیدنتان شد را تجربه نکنید یک نفسی بکشید اعصابتان سر جایش بیاید با روحیه باز گردید برویم برای بحث های مهم تر از کمونیسمِ خدابیامرز 👍
امروز یه آخوند تو خیابون دیدم با عمامه سفید و عبای قهوهای روشن ، بعد اینهمه سال اولین آخوندی بود که تو خیابون میدیدم نمیدونم چرا نا خود آگاه خوشحال شدم😬
امروز یه آخوند تو خیابون دیدم با عمامه سفید و عبای قهوهای روشن ، بعد اینهمه سال اولین آخوندی بود که تو خیابون میدیدم نمیدونم چرا نا خود آگاه خوشحال شدم
من از این آشغالها زیاد میبینم اینجا ! خوشا به حالتون که دهه ای یکی میبینید
به سلامتی ایران و 5+1 هم که به توافق رسیدند و حق غنی سازی 3.5% هم برای ایران به رسمیت شناخته شد و امت همیشه صحنه دار این وسط باز هم بازیچه سیاستمداران شدند 👏 👿 مچرکیریم 👎