ابله جان کسی که عقده جنسی داره خاطرات ناراحت کننده از خودش نمیسازه. بعدم من دوست خودمو بهتر از شما میشناسم.از این داستانا زیاد هست چون زیاد اتفاق میفته.
واقعاً براتون متاسفم كه اینقدر راحت به طرف مقابلتون می گید «ابله» و چند ابله -به جر میلاد- مثل خودتون بهتون سپاس می دن ، فقط می تونم بگم متاسفم، سطح درك و شعورتون در حد همین یك جمله ای بود كه گفتید بیان شیوای امیر رو بخونید و لذت ببرید و با پست خودتون مقایسه كنید و شرمگین بشید امیدوارم دیگه اصلاً با شما هم كلام نشم چون اگه بشم معلومه به مرتبه ابله هان تنزّل كرده ام بدرود.
البته تو اون جامعه فلک رده ای که من بودم کلا قربانیان تجاوز گناهکار بودن. چه پسر چه دختر. . یادمه یه دختر بدبخت از یه خانواده بدبخت توسط پسر همسایشون که اتفاقا نامزد هم داشت مورد تجاوز قرار گرفته بود و حامله هم شده بود. وقتی شکمش بالا اومد خانوادش و مردم فهمیدن. به جای اینکه پسره گناهکار شناخته بشه دختره رو سرزنش و طرد کردن. اون دختر فوق العاده ساده و ترسو و بدبخت بود و از پسر همسایشون هم که بهش تجاوز میکرد وحشت داشت. پسره بعد از چند وقت با نامزدش ازدواج کرد. دختره هم بچه ش که به دنیا اومد گذاشتنش سر راه. خودش هم که تا جایی که یادم میاد تو خونه حبس شده بود تا سالها. دیگه بعدش نمیدونم چه اتفاقی براش افتاد.
از نظر من کسی که راحت دیگران رو بدون اینکه بشناسه دروغگو و دچار عقده جنسی خطاب میکنه و در مورد شخصیتشون قضاوت ناصحیح میکنه لقب ابله حتی براش زیاد هست.
شما «خانم» نیستید یك «دختر» احمقید كه حتی حاضر به معذرت خواهی نیستید. ــــــــــــــــــــــــــــ فاصله خانم تا دختر زیاد است خانم ها سنجیده حرف می زنند اما دخترها هیچ ابایی از هر نوع حرف زدن ندارند.
البته تو اون جامعه فلک رده ای که من بودم کلا قربانیان تجاوز گناهکار بودن. چه پسر چه دختر. . یادمه یه دختر بدبخت از یه خانواده بدبخت توسط پسر همسایشون که اتفاقا نامزد هم داشت مورد تجاوز قرار گرفته بود و حامله هم شده بود. وقتی شکمش بالا اومد خانوادش و مردم فهمیدن. به جای اینکه پسره گناهکار شناخته بشه دختره رو سرزنش و طرد کردن. اون دختر فوق العاده ساده و ترسو و بدبخت بود و از پسر همسایشون هم که بهش تجاوز میکرد وحشت داشت. پسره بعد از چند وقت با نامزدش ازدواج کرد. دختره هم بچه ش که به دنیا اومد گذاشتنش سر راه. خودش هم که تا جایی که یادم میاد تو خونه حبس شده بود تا سالها. دیگه بعدش نمیدونم چه اتفاقی براش افتاد.
تاسف باره............... خوب مشخصه که این مسائل برای سالها پیشه.فکر نمیکنم توی این دوره دیگه چنین فجایعی بتونن به این راحتی رخ بدن.دختران هم مستقل تر شدن و همینطور باهوش تر....
این آگاهی دادن زنها خیلی خوبه که حد و حدود مردان را براشون مشخص کرده
دوستان احترام همدیگه رو لطفا حفظ کنید...سر همچین موضوعی درست نیست به هم دیگه بی احترامی کنیم !! هر چند برای من هم تا حدی داستانی که شیرین تعریف کرد غیر قابل باور بود چون اون دختر لااقل میتونست زیر چشمی نگاه کنه ببینه اون پسر داره چیکار میکنه !! یعنی ممکنه اصل داستان واقعی باشه، اما جزییات با احتمال بالایی تحریف شده هست...
دوستان احترام همدیگه رو لطفا حفظ کنید...سر همچین موضوعی درست نیست به هم دیگه بی احترامی کنیم !! هر چند برای من هم تا حدی داستانی که شیرین تعریف کرد غیر قابل باور بود چون اون دختر لااقل میتونست زیر چشمی نگاه کنه ببینه اون پسر داره چیکار میکنه !! یعنی ممکنه اصل داستان واقعی باشه، اما جزییات با احتمال بالایی تحریف شده هست...
درود آنارشی جان، خوبی شما دوست قدیمی؟ ☺️
این داستان که شیرین بازگفت به هرحال برای یک نفر حقیقت دارد(حتی اگر برای دوست او هم رخ نداده باشد)و صحبت کردن دربارهی صحت آن از همین نظر چندان موضوعیتی ندارد، بالاخره کسی، جایی مورد سوء استفادهی مشابهی قرار گرفته و دارد با آسیبهای ناشی از آن زندگی میکند. حرف دوست دیگرمان هم که میگوید در «ایران تا قبل از سال فلان از این خبرها نبود» به طرز اعصابخُردکنی اشتباه است و چیزی بجز نوستالژی روزگار باصفای قدیمی که هرگز به راستی وجود خارجی نداشته نیست. بچهبازی و اذیت و آزار جنسی کودکان(بطور خاص پسران)در ایران سابقهای بسیار قدیم دارد و تا حدی در این کشور گسترده و وسیع بوده که علیاکبر دهخدا آنرا دلیل اصلی عقبماندگی ایران میدانست!
در نظام سنتی هر دو جنس به یک اندازه برای انکار جایگاه جنسی خود تحت فشار قرار میگیرند و «مرد واقعی» و «زن نجیب» به یک اندازه با واقعیت آنچه مرد و زن هستند یا دستکم آنچه میخواهند که باشند در تضاد است، بخشی از این قاعده که برای نجات جوامع بشری پیش از پیشرفتهای کنونی تکنولوژی ضروری بوده، آنست که مرد باید در همه حال قادر به دفاع کردن از خود، و از آن بسیار مهمتر دیگرانی که مسئول امنیت آنهاست بوده باشد، و پیرو این اصل مردی(هر مردی، حتی یک پسربچه)که فاقد این توانایی بوده و خود مورد تجاوز قرار گرفته، دو چندان بیارزش خواهد بود زیرا هرگز قادر به برآوردن نقشی که جامعه برای او در نظر گرفته نیست.
چیزی که بسیار بیش از داستان مطروحه برای من باورکردنی نیست لحن مردستیز این پست است:
آنارشی جان داستان تحریف شده نیست. یه دختر پنج ساله به فکر کلک زدن نیست. از کسی که برام تعریف کرده مطمینم. در هر صورت دوست من براش موضوع بی اهمیتی شده بود. چون تا سالها بعدش نمیدونسته چیه و زمانی بزرگسالیش متوجه موضوع شده بوده. و اتفاقا وقتی تعریف میکرد میگفت اون پسره از روی شیطنت همچین کاری کرد که من بهش گفتم عجب حرفی میزنه. اینکه بیاد با گول زدن یه خردسال خودشو ارضا کنه شیطنت بچگی هست؟
حرف دوست دیگرمان هم که میگوید در «ایران تا قبل از سال فلان از این خبرها نبود» به طرز اعصابخُردکنی اشتباه است و چیزی بجز نوستالژی روزگار باصفای قدیمی که هرگز به راستی وجود خارجی نداشته نیست. بچهبازی و اذیت و آزار جنسی کودکان(بطور خاص پسران)در ایران سابقهای بسیار قدیم دارد و تا حدی در این کشور گسترده و وسیع بوده که علیاکبر دهخدا آنرا دلیل اصلی عقبماندگی ایران میدانست!
دوست گرامی چرا اعصاب خورد؟؟ الان كه شما گفتید باعث شد من بعد از این بیشتر توی خواندن تاریخ مراقب باشم؛ممنون.🌺
دوست گرامی چرا اعصاب خورد؟؟ الان كه شما گفتید باعث شد من بعد از این بیشتر توی خواندن تاریخ مراقب باشم؛ممنون.
سپاس از شما 🌹 اعصاب خردکن برای قربانیان احتمالی منظورم بود، چون ریشهیابی دشواریهای احتمالی که به کُل زندگیشان شکل داده را در سقوط اخلاقی جامعهای که لابد پیشتر خیلی بهتر بوده دیدن خبطیست که قطعا به قربانیان آینده لطمه خواهد زد، حتما متوجه منظورم میشوید؟ درست مثل فمینیستها که وقتی میگویند مورد تجاوز قرار گرفتن مردها و سپس تحقیر و بیاعتنایی مطلق نسبت به ایشان بخشی از «مردسالاری»ست زیرا هرگز نمیتوانند بپذیرند که در نظام سنتی در برخی عرصهها مردان دست پائینتر را دارند و ممکن است که به راستی جایی هم تبعیضی منحصربفرد برپاد ایشان وجود داشته باشد که تز «مردسالاری» قادر به توضیح آن نیست.. و با ارتکاب این اشتباهات در بازشناسسی دلایل اصلی شرایط موجود به خطا میروند و عملا راه برای تداوم آنرا میگشایند.
اندکی از هر دو، در آن جمله شما نخست پیش انگاشتهاید که اولا تنها مردان تجاوز میکنند(که دروغ است)، که ثانیا «حدی» لازم است که مردان بدون دانستن آن بطور طبیعی و خودانگیخته تجاوز خواهند کرد، که ثالثا مردان به نحوی در سرزنش شدن قربانیان تجاوز جنسی(که اگر بپذیریم برای زنان هم وجود داشته)نقش داشتهاند و که رابعا تغییرات کنونی جامعهی ایران که چیزی بجز «فاجعهی مطلق» نیستند به نحوی در بهبود این شرایط نقش مثبتی ایفا کردهاند. اینکه چطور میشود در یک جمله اینهمه نفرت و اشتباه منطقی جا داد را من نه باور میکنم و نه درک، پس بله، اندکی از هر دو!
ندکی از هر دو، در آن جمله شما نخست پیش انگاشتهاید که اولا تنها مردان تجاوز میکنند(که دروغ است)، که ثانیا «حدی» لازم است که مردان بدون دانستن آن بطور طبیعی و خودانگیخته تجاوز خواهند کرد، که ثالثا مردان به نحوی در سرزنش شدن قربانیان تجاوز جنسی(که اگر بپذیریم برای زنان هم وجود داشته)نقش داشتهاند و که رابعا تغییرات کنونی جامعهی ایران که چیزی بجز «فاجعهی مطلق» نیستند به نحوی در بهبود این شرایط نقش مثبتی ایفا کردهاند. اینکه چطور میشود در یک جمله اینهمه نفرت و اشتباه منطقی جا داد را من نه باور میکنم و نه درک، پس بله، اندکی از هر دو!
تفسیر قرانی میکنید!
سخن از اینکه فعل تجاوز به تنهایی در کدام گروه است که نبود.اما بله تغییرات کنونی در جامعه ی ایران از شدت این تجاوزات کاسته.نکند عاملش را باید رویکرد های ج.ا بدانیم؟ در داستانی که شیرین آورد به زن تجاوز شده(ترسیده آن را بیان کند تا زمان باردار شدنش)باردار شده(نتیجه ی تجاوز دیگری را به تنهایی به دوش کشیده),کودکش را سر راه گذاشته(حق داشتن آن را برای خود قائل نبوده),گوشه یر شده و از جامعه طرد شده(سرزنش اجتماعی متوجه قربانسیت) اما مرد داستان(متجاوز)با افتخار با نامزدش(حتی این زن با وجود اطلاع از عمل مرد حاضر به زندگی با اوست!!) ازدواج کرده و به روی مبارک هم نیاورده که بر سر زندگی یک زن,یک کودک و خانواده اش چه بلایی اورده! اگر ان زن نسبت به حق و حقوقش آگاهی کافی میداشت و اگر قانونی و حدودی وجود داشت چرا باید به این فاجعه ختم میشد؟ برای شما این غیر قابل درک است که ترس یک زن از تجاوز و اثراتش را به عنوان یک کنترل کننده برای او نمیدانید.
امیر تو خبلی حساسیت الکی داری به کلمه مردسالاری. بسیاری از مشکلات فرهنگی ما به خاطر مردسالاری هست و حتی برای مردان هم صرفا یه چیز خوب نیست. چون مجبورن همیشه مردی و قدرت مردانگیشون رو اثبات کنن تا پذیرفته بشن. مجبورن در بسیاری مواقع خود واقعیشون رو انکار کنن و یه تصویر الکی از خودشون بسازن. غیر از اینکه بیخودی مسولیت سنگین زندگی هم به عهدشون هست. نمیشه کسی رو مقصر قلمداد کرد که چرا اینطور شده. روند رشد جوامع در طول تاریخ اینطور پیشرفته و ادیان هم باعث شدت گرفتنش بوده. شما شاکی هستی که جوامع مردسالار رو مقصر میدونن. مگه غیر از این هست؟ فمنیستها علیه مردان مبارزه نمیکنن علیه جوامع مردسالار مبارزه میکنن. مردان بسیاری هم ممکنه قربانی جامعه مردسالار بشن. دین اسلام یه دین کاملا مردسالارانه و زن ستیزانه هست. شاهد بازی یا همون بچه بازی در دین اسلام کاملا یه موضوع عادی هست. که خدا هم تو بهشت به مردان مومن وعده داده. اتفاقا سعدی هم خیلی شاهد بازی میکرده. یعنی تجاوز به پسر بچه ها کاملا نتیجه فرهنگ . مردسالارنه هست.
این داستان که شیرین بازگفت به هرحال برای یک نفر حقیقت دارد(حتی اگر برای دوست او هم رخ نداده باشد)و صحبت کردن دربارهی صحت آن از همین نظر چندان موضوعیتی ندارد، بالاخره کسی، جایی مورد سوء استفادهی مشابهی قرار گرفته و دارد با آسیبهای ناشی از آن زندگی میکند. حرف دوست دیگرمان هم که میگوید در «ایران تا قبل از سال فلان از این خبرها نبود» به طرز اعصابخُردکنی اشتباه است و چیزی بجز نوستالژی روزگار باصفای قدیمی که هرگز به راستی وجود خارجی نداشته نیست. بچهبازی و اذیت و آزار جنسی کودکان(بطور خاص پسران)در ایران سابقهای بسیار قدیم دارد و تا حدی در این کشور گسترده و وسیع بوده که علیاکبر دهخدا آنرا دلیل اصلی عقبماندگی ایران میدانست!
در نظام سنتی هر دو جنس به یک اندازه برای انکار جایگاه جنسی خود تحت فشار قرار میگیرند و «مرد واقعی» و «زن نجیب» به یک اندازه با واقعیت آنچه مرد و زن هستند یا دستکم آنچه میخواهند که باشند در تضاد است، بخشی از این قاعده که برای نجات جوامع بشری پیش از پیشرفتهای کنونی تکنولوژی ضروری بوده، آنست که مرد باید در همه حال قادر به دفاع کردن از خود، و از آن بسیار مهمتر دیگرانی که مسئول امنیت آنهاست بوده باشد، و پیرو این اصل مردی(هر مردی، حتی یک پسربچه)که فاقد این توانایی بوده و خود مورد تجاوز قرار گرفته، دو چندان بیارزش خواهد بود زیرا هرگز قادر به برآوردن نقشی که جامعه برای او در نظر گرفته نیست.
چیزی که بسیار بیش از داستان مطروحه برای من باورکردنی نیست لحن مردستیز این پست است:
نام کاربری رو هم که عوض کردی، نمیدونم چی خطابت کنم !! من خوبم و بعد از مدتی گرفتاری برگشتم برای ادامه مبارزه...شما خوبی؟ متوجه هستم اما به طور کلی گفتم شاید اون دوست دیگرمون هم با توجه به جزییات عجیب ماجرا براش سو تفاهم پیش اومده و صد البته که این مورد به طور خاص اهمیتی نداره !
پست کاربر Aquarius به علت اطلاعات دقیق دادن از زندگی شخصی به همراه پستهایی که آنها را نقل قول کرده بودند حذف شدند ، لطفا در نوشتههای خود هیچ چیزی ننویسید که ۱% هم بشود با آن هویت شما را تشخیص داد ، مخصوصاً اگر در ایران هستید.
درود دوست گرامی. باید سعی کرد تحمل کرد تا راه فراری پیدا شود،تا جای ممکن هم دست خود را آلوده نکرد و اگر امکان کمک مخفی هم هست کمک کرد ولی با ابراز مخالفت علنی خود را بیهوده نابود نکرد. این نظر من است.
بله خب ، کلا نباید مخالفت علنی خود را جایی بیهوده نابود کرد😏
سخن از اینکه فعل تجاوز به تنهایی در کدام گروه است که نبود.اما بله تغییرات کنونی در جامعه ی ایران از شدت این تجاوزات کاسته.نکند عاملش را باید رویکرد های ج.ا بدانیم؟ در داستانی که شیرین آورد به زن تجاوز شده(ترسیده آن را بیان کند تا زمان باردار شدنش)باردار شده(نتیجه ی تجاوز دیگری را به تنهایی به دوش کشیده),کودکش را سر راه گذاشته(حق داشتن آن را برای خود قائل نبوده),گوشه یر شده و از جامعه طرد شده(سرزنش اجتماعی متوجه قربانسیت) اما مرد داستان(متجاوز)با افتخار با نامزدش(حتی این زن با وجود اطلاع از عمل مرد حاضر به زندگی با اوست!!) ازدواج کرده و به روی مبارک هم نیاورده که بر سر زندگی یک زن,یک کودک و خانواده اش چه بلایی اورده! اگر ان زن نسبت به حق و حقوقش آگاهی کافی میداشت و اگر قانونی و حدودی وجود داشت چرا باید به این فاجعه ختم میشد؟ برای شما این غیر قابل درک است که ترس یک زن از تجاوز و اثراتش را به عنوان یک کنترل کننده برای او نمیدانید.
چه تفسیر نابجایی رخ داده؟ جالب است که یک خط پس از متهم کردن من به «تفسیر قرآنی» از گفتههایتان، همانها را با زبانی تازه و کلماتی جدید تکرار کردهاید!
مردان مشابه مرد داستان یک دهم درصد مردان بالغ را تشکیل میدهند، و سرنوشت غمانگیزی که آن زن مجبور به تحمل آن شده بود حتی درصد کمتری از قربانیان تجاوز را شامل میشود. در حقیقت امر هر مرد و زنی از شنیدن این داستان و روبرو شدن با این وضعیت، فارغ از تعلقات مذهبی یا باورهای سنتی/مدرن و ... به جوش و خروش آمده، از اینهمه شرارت و پستی ابراز بیزاری و نفرت میکند و تا جایی که بتواند برای برطرف کردن آن میکوشد. شما اما آمدهاید رفتاری که آشکارا استثناییست را گرفتهاید و به «مردان» تعمیم دادهاید و سرنوشتی که خارقالعاده است را برای زنان «هر روزه» و «عادی» جلوه میدهید و از همه جالبتر مقصر رخ دادن آنرا «مردان» معرفی میکنید. پس از اینهمه، میخواهید ما باور بکنیم شرایط کنونی ایران چنین نیست زیرا «بیداری زنان» آنرا تغییر داده، و پیش از این به زنها تجاوز میکردهاند و بچهی آنها را میگرفتهاند و از جامعه طردش میکردهاند!
اینکه شما گمان میکنید دیونمایی و استحالهی یک شبهی خانواده از «نهادی مقدس که به هر قیمتی مرد باید آنرا حفظ بکند» به «محیطی سرکوبگر، ضدزن و قفسگونه که برای کنترل و اعمال سلطه بر زنان بوجود آمده» و درپی آن پیدایش، رشد و گسترش پدیدههایی همچون «دختران فراری»، «بچههای طلاق»، «پدر/مادران غایب» و «زندانیان مهریه» به هر نحوی «پیشرفت» است و نه دست و پا زدن در همان منجلاب سابق مایهی سرگرمی ماست. اینکه تصور میکنید مهر متجاوز و سلطهورز و «سالار» و خشن و خائن به «مردان» زدن «آگاهی» محسوب میشود و تغیر مثبتی در جامعه بوجود آورده هم اگر جدی نبود میتوانست خوراک خوبی برای خنده باشد. اما در واقع همهی اینها چیزی فراتز از مردستیزی، باژگونی حقایق و بهرهبرداری ایدئولژیک از فجایعی که «هیچکس» منکر وجود، گستردگی و اهمیت آنها نشده نیست.
شاید حق با شما باشد و من بخشی از ترسها و مشکلاتی که زنان ممکن است با آنها روبرو باشند را ندانم و نشناسم(یا حتی به قول شما برایم «غیرقابل درک» باشند)، مشابه همینها هم برای شما دربارهی ترسها و عواطف و دشواریهای مردان صادق است، اما این چیزی را اثبات نخواهد کرد، نادانی احتمالی من اثبات درستی/وجود/گستردگی چیزی نیست.
من پست رو حذف کردم ، چون از خودتان اطلاعات دادید ، اینجا برای حفظ امنیت کاربران ، پستهایی که اطلاعات شخصی کاربران را افشا کند حذف میشوند
دوست گرامی از حسن همكاری شما سپاس گزارم من از مسائل امنیتی زیاد خبر ندارم لطفاً هركجا لازم دیدید عمل كنید باز هم ممنون. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به جناب راسل : ممنون بله همین طور است برای همین من سه سال هست روی خانوده ام كار می كنم برای همین پدرم را توانستم قانع كنم كه وقتی نام خمینی را می آورد پیشوند امام را از روی آن بر دارد تا بعد هم اسپاگتی توانا و دانا حتماً كمكم خواهد كرد كه نام محمد را از سر زبانشان بندازم اگر بشود من از این منجلاب تا حدود زیادی راحت می شوم كه خیلی سخت است و زمان نیاز دارد.
امیر تو خبلی حساسیت الکی داری به کلمه مردسالاری. بسیاری از مشکلات فرهنگی ما به خاطر مردسالاری هست و حتی برای مردان هم صرفا یه چیز خوب نیست. چون مجبورن همیشه مردی و قدرت مردانگیشون رو اثبات کنن تا پذیرفته بشن. مجبورن در بسیاری مواقع خود واقعیشون رو انکار کنن و یه تصویر الکی از خودشون بسازن. غیر از اینکه بیخودی مسولیت سنگین زندگی هم به عهدشون هست. نمیشه کسی رو مقصر قلمداد کرد که چرا اینطور شده. روند رشد جوامع در طول تاریخ اینطور پیشرفته و ادیان هم باعث شدت گرفتنش بوده. شما شاکی هستی که جوامع مردسالار رو مقصر میدونن. مگه غیر از این هست؟ فمنیستها علیه مردان مبارزه نمیکنن علیه جوامع مردسالار مبارزه میکنن. مردان بسیاری هم ممکنه قربانی جامعه مردسالار بشن. دین اسلام یه دین کاملا مردسالارانه و زن ستیزانه هست. شاهد بازی یا همون بچه بازی در دین اسلام کاملا یه موضوع عادی هست. که خدا هم تو بهشت به مردان مومن وعده داده. اتفاقا سعدی هم خیلی شاهد بازی میکرده. یعنی تجاوز به پسر بچه ها کاملا نتیجه فرهنگ . مردسالارنه هست.
این نگاه بسنده و قانعکننده نیست. خود منهم به عنوان یک مرد وقتی هنوز فمینیست بودم با این مشکل روبرو میشدم که چگونه میتوان تز «مردسالاری» و ایدهی «مزیت مردی» را با خود مرد بودن در جامعهی کنونی ایران(یا دیگر جوامعی که در آنها زیستهام)آشتی داد بیآنکه همهی شالودهی آن از هم بپاشد. توضیح دم دستی و «فمینیستی» برای آنچه مردها متحمل میشوند آنست که «مردسالاری مردان را هم آزار میدهد» و «برپاد مردان نیز عمل میکند» و ...
جدا از آنکه این نگرش خود به نوعی غیرعلمی بودن و «ابطالناپذیری» کل این نظرها را میرساند، هرچه بیشتر به آنها بیاندیشید بیشتر به این نتیجه میرسید که دینامیک قدرت در جامعه به نحوی مطلقا متفاوت از آنچه نظریهپردازان فمینیست تصور میکردهاند شکل گرفته و جریان دارد، و تضادها، نابرابریها و بیعدالتیها بسیار بیش از آنکه جنسیتی/فرهنگی بوده باشند، طبقاتی/اقتصادی بودهاند. ما هنگامی که شرایط عمومی یک زن و مرد در یک طبقهی همسطح جامعه را در نظر میگیریم و با هم مقایسه میکنیم، با هر معیاری که معنا میدهد موقعیت زن بهتر از همان ِ مرد است. به هنگام همسرگزینی، به وقت کار کردن، در تقسیم مسئولیتهای فردی و اجتماعی، وقتی دفاع از خود و دیگران به میان میرسد، وقتی طرح، راهکاریابی و برسی مشکلات عمومی مطرح میشود، اولویتهایی که جامعه برای امنیت، آسایش و رفاه هرکدام در نظر میگیرد و ... تمام دیگر عرصهها، زنان به نحوی، از مردان همسطح خودشان وضعی به مراتب، یا دستکم به طور نسبی بهتر دارند. به کنیزی رفتن و فروخته شدن در بازارهای کوفه بهتر است از بریده شدن گردنتان در نهاوند، مثل یک کالای جنسی کمارزش مبادله شدن و روی طاقچه یا در ویترین قرار گرفتن بهتر است از مثل یک کالای بیارزش دور انداخته شدن و در «موج انسانی» و «میادین مین» هزار هزار کشته شدن، مفعول و ناتوان از به انجام رساندن هر عمل مهمی تلقی شدن و درپی آن معافیت از تمام مسئولیتهای شخصی و اجتماعی با معیاری عینی و عقلی بهتر است از «فاعل» جا زدن و واداشتن شما به عهدهگیری تمام مسئولیتهای اشخاص حاضر در زندگیتان و ...
توجه بکنید که من نمیگویم شرایط زنان «خوب» بوده، من، به عنوان یک مرد که در جامعهای سنتی بزرگ شده و برمبنی همسنجی آنچه وادار به تحملش شدم و تقریبا همیشه در تمام گفتمانهای جنسیتی ناگفته باقی میمانند، میگویم، و برای این گفته استدلال میکنم که «وضعیت زنان بطور نسبی بهتر از مردان بوده». مشکل زنان آنست که بدلیل هایپرگمی تنها مردان بالاتر یا دستکم همسطح خودشان را میبینند، و تودهی عظیم مردان لگد شده، تیپا خورده و بدبختی که هرگز، هیچ چیز نداشتهاند، ندارند و نخواهند داشت را نمیبینند و اینها کاملا برایشان نامرئی هستند.
پس میبینید که حساسیت به واژهی مردسالاری بیدلیل نیست، این لفظیست بسیار نادقیق، و حتی در مواردی مطلقا اشتباه و دروغین برای توصیف نظمی که در جامعه حاکم بوده/هست.
چه تفسیر نابجایی رخ داده؟ جالب است که یک خط پس از متهم کردن من به «تفسیر قرآنی» از گفتههایتان، همانها را با زبانی تازه و کلماتی جدید تکرار کردهاید!
مردان مشابه مرد داستان یک دهم درصد مردان بالغ را تشکیل میدهند، و سرنوشت غمانگیزی که آن زن مجبور به تحمل آن شده بود حتی درصد کمتری از قربانیان تجاوز را شامل میشود. در حقیقت امر هر مرد و زنی از شنیدن این داستان و روبرو شدن با این وضعیت، فارغ از تعلقات مذهبی یا باورهای سنتی/مدرن و ... به جوش و خروش آمده، از اینهمه شرارت و پستی ابراز بیزاری و نفرت میکند و تا جایی که بتواند برای برطرف کردن آن میکوشد. شما اما آمدهاید رفتاری که آشکارا استثناییست را گرفتهاید و به «مردان» تعمیم دادهاید و سرنوشتی که خارقالعاده است را برای زنان «هر روزه» و «عادی» جلوه میدهید و از همه جالبتر مقصر رخ دادن آنرا «مردان» معرفی میکنید. پس از اینهمه، میخواهید ما باور بکنیم شرایط کنونی ایران چنین نیست زیرا «بیداری زنان» آنرا تغییر داده، و پیش از این به زنها تجاوز میکردهاند و بچهی آنها را میگرفتهاند و از جامعه طردش میکردهاند!
اینکه شما گمان میکنید دیونمایی و استحالهی یک شبهی خانواده از «نهادی مقدس که به هر قیمتی مرد باید آنرا حفظ بکند» به «محیطی سرکوبگر، ضدزن و قفسگونه که برای کنترل و اعمال سلطه بر زنان بوجود آمده» و درپی آن پیدایش، رشد و گسترش پدیدههایی همچون «دختران فراری»، «بچههای طلاق»، «پدر/مادران غایب» و «زندانیان مهریه» به هر نحوی «پیشرفت» است و نه دست و پا زدن در همان منجلاب سابق مایهی سرگرمی ماست. اینکه تصور میکنید مهر متجاوز و سلطهورز و «سالار» و خشن و خائن به «مردان» زدن «آگاهی» محسوب میشود و تغیر مثبتی در جامعه بوجود آورده هم اگر جدی نبود میتوانست خوراک خوبی برای خنده باشد. اما در واقع همهی اینها چیزی فراتز از مردستیزی، باژگونی حقایق و بهرهبرداری ایدئولژیک از فجایعی که «هیچکس» منکر وجود، گستردگی و اهمیت آنها نشده نیست.
شاید حق با شما باشد و من بخشی از ترسها و مشکلاتی که زنان ممکن است با آنها روبرو باشند را ندانم و نشناسم(یا حتی به قول شما برایم «غیرقابل درک» باشند)، مشابه همینها هم برای شما دربارهی ترسها و عواطف و دشواریهای مردان صادق است، اما این چیزی را اثبات نخواهد کرد، نادانی احتمالی من اثبات درستی/وجود/گستردگی چیزی نیست.
تفسیر قرانی آن است که از یک جمله ,یک کتاب داستان در بیاوریم و منظور نگارنده را بر حسب پیش فرضهای خودمان به گونه ای دیگر بیان کنیم!!
این چه توجیهیست که این دست افراد چند درصد هستند؟! چگونه میتوان این دست افراد را از خیل دیگر مردان تمییز داد؟ گویا این شما هستید که سعی میکنید مردان متجاوز را از مردان بی خطر و عادی جدا کنید. اصولا جدا کردنی در کار نیست و حتی تعمیمی هم وجود ندارد.تنها تغییر در شرایط و نگرشهاست که میتواند از افراد عادی یک متجاوز بسازد و یا اینکه قربانی را افرادی از بیخ و بن طرد شده!
حالا اگر به یک زن بگوییم که در صورت چنین واقعه ای از خود مایوس نشود ,نترسد,مقابله کند و...سعی کرده ایم مردان را محکوم کنیم؟ یا تنها به آنان این آگاهی را داده ایم که در برابر خطرات احتمالی از خود چه واکنشی نشان دهند؟! اینجا ما به دنبال یک دشمن فرضی نیستیم بلکه سعی میکنیم در برابر یک پدیده(!) که حتی ممکن است اجتناب ناپذیر باشد چگونه برخورد کنیم یا چگونه نگاهی به آن داشته باشیم یا چه عکس العملی از خود نشان دهیم. بله. تجربه ی تجاوز برای هز زن ممکن است.خصوصا در جامعه ای مانند جامعه ی ما و هیچ راهی برای شناختن یک فرد که ممکن است در لباس یک متجاوز در آید وجود ندارد.
گاهی افرادی در شرایطی چنین نقشی را به عهده میگیرند که حتی به مخیله ی زن هم خطور نخواهد کرد.چه طور و چگونه خود را از این مهلکه برهاند؟چگونه با آن حتی کنار بیاید؟و در صورت انجام چه طور عملا دست به خود کشی خود نزند چیزهای غریبی نیستند و به نظرمک دانستن آن برای هر زنی سودمند واقع خواهد شد......!!
این چه توجیهیست که این دست افراد چند درصد هستند؟! چگونه میتوان این دست افراد را از خیل دیگر مردان تمییز داد؟ گویا این شما هستید که سعی میکنید مردان متجاوز را از مردان بی خطر و عادی جدا کنید. اصولا جدا کردنی در کار نیست و حتی تعمیمی هم وجود ندارد.تنها تغییر در شرایط و نگرشهاست که میتواند از افراد عادی یک متجاوز بسازد و یا اینکه قربانی را افرادی از بیخ و بن طرد شده!
حالا اگر به یک زن بگوییم که در صورت چنین واقعه ای از خود مایوس نشود ,نترسد,مقابله کند و...سعی کرده ایم مردان را محکوم کنیم؟ یا تنها به آنان این آگاهی را داده ایم که در برابر خطرات احتمالی از خود چه واکنشی نشان دهند؟! اینجا ما به دنبال یک دشمن فرضی نیستیم بلکه سعی میکنیم در برابر یک پدیده(!) که حتی ممکن است اجتناب ناپذیر باشد چگونه برخورد کنیم یا چگونه نگاهی به آن داشته باشیم یا چه عکس العملی از خود نشان دهیم. بله. تجربه ی تجاوز برای هز زن ممکن است.خصوصا در جامعه ای مانند جامعه ی ما و هیچ راهی برای شناختن یک فرد که ممکن است در لباس یک متجاوز در آید وجود ندارد.
بله وقتی تنها یک گروه را قربانی یک عمل(مثل تجاوز)جلوه میدهید بطور مستقیم و عامدانه دارید باقی قربانیان آنرا از کمکهایی که شایستگی و نیاز به آنرا دارند محروم میکنید، و هنگامی که مردان را تنها عاملان تجاوز و زنان را تنها قربانیان آن تلقی میکنید دارید همهی مردان را بخاطر اعمال چند مرد محکوم کرده، ایشان را فقط بخاطر مرد بودنشان مجازات میکنید.
تجربهی تجاوز جنسی برای هر مرد نیز ممکن است اما این به معنی متجاوز بودن هر زن یا آنکه باید کل نظام اجتماعی را برای پیشگیری از این احتمال دگرگون کرد نیست.
یک مثال میزنم شاید متوجه مضحک بودن «استدلال» خود بشوید: در ایران تجربهی اینکه دختر پس از سکس شما را متهم بکند به حامله کردن، برداشتن پردهی بکارت، تجاوز جنسی ... و از اینها برای واداشتن شما به ازدواج بهره بگیرد تجربهای روزمره است، یعنی هر روز در دادگاههای ایران اتفاق میافتد. اما اگر من بر این مبنی بگویم همهی زنان کلاهبردار و شارلاتان هستند و یا «من چطور میتوانم آنها که نیستند را از آنها که هستند تشخصی بدهم»، با من همچون یک ابله مستحق ترحم رفتار خواهند کرد، و حق هم خواهند داشت.
بله وقتی تنها یک گروه را قربانی یک عمل(مثل تجاوز)جلوه میدهید بطور مستقیم و عامدانه دارید باقی قربانیان آنرا از کمکهایی که شایستگی و نیاز به آنرا دارند محروم میکنید، و هنگامی که مردان را تنها عاملان تجاوز و زنان را تنها قربانیان آن تلقی میکنید دارید همهی مردان را بخاطر اعمال چند مرد محکوم کرده، ایشان را فقط بخاطر مرد بودنشان مجازات میکنید.
عامل تجاوز و پیامد هایش که تنها متوجه مردان نیست! یک زن نمیتواند از طرف همجنس خودش مورد آزار جنسی قرار گیرد؟یک زن قربانی تنها مشکلی که دارد آیا مرد مخاطبش است؟و جامعه تنها مردان هستند که به تجاوز نگاهی متفاوت دارند و به قربانی نگاهی خاص دارند؟ چرا قبول نمیکنید که زنان نسبت به مردان با خطر و آسیب های بیشتری مواجه اند؟
چرا باید سکوت کرد و طوری وانمود کرد که چنین خطری وجود ندارد؟وقتی هست و زنان زیادی بوده اند که تجربه ای را از این رفتارهای مردان را داشته اند چرا باید مصلحت پیشه کرد؟ واقعیت این است که خطر تجاوز به همان میزان که خطر رانندگی هست وجود دارد.و چرا نباید در برابر آن زنان خود را اماده کنند و به دنبال راهی برای رهایی از ان نباشند؟ مردان به نظرم راه فرار از تجاوز را در موقعیتی برابر با زنان را میدانند و شاید بدانند در برابر یک همجنس خود چگونه باید برخوردی کنند(مگر اینکه واقعا خفت شوند).اما بیشتر زنان از ترس و ضعف نسبیشان در برابر مرد بوده که نتوانسته اند از مهلکه فرار کنند.
یک مثال میزنم شاید متوجه مضحک بودن «استدلال» خود بشوید: در ایران تجربهی اینکه دختر پس از سکس شما را متهم بکند به حامله کردن، برداشتن پردهی بکارت، تجاوز جنسی ... و از اینها برای واداشتن شما به ازدواج بهره بگیرد تجربهای روزمره است، یعنی هر روز در دادگاههای ایران اتفاق میافتد. اما اگر من بر این مبنی بگویم همهی زنان کلاهبردار و شارلاتان هستند و یا «من چطور میتوانم آنها که نیستند را از آنها که هستند تشخصی بدهم»، با من همچون یک ابله مستحق ترحم رفتار خواهند کرد، و حق هم خواهند داشت.
ببخشید مگر شما همانی نبودید که میگفتید از ترس فتنه های زنانه صدایشان را حین سکس با آنان ضبط میکنید و یا حتی کاندوم را باید خود مرد شخصا بیرون بیندازد چون به هیچ کدامشان اعتمادی نیست؟!!!😉
عامل تجاوز و پیامد هایش که تنها متوجه مردان نیست! یک زن نمیتواند از طرف همجنس خودش مورد آزار جنسی قرار گیرد؟یک زن قربانی تنها مشکلی که دارد آیا مرد مخاطبش است؟و جامعه تنها مردان هستند که به تجاوز نگاهی متفاوت دارند و به قربانی نگاهی خاص دارند؟ چرا قبول نمیکنید که زنان نسبت به مردان با خطر و آسیب های بیشتری مواجه اند؟
بخاطر آنکه حقیقت ندارد! مردان درصد بالاتری از قربانیان خشونت را تشکیل میدهند، در تکتک کشورهای جهان، زودتر از زنها میمیرند، از ده عامل مرگ و میر بشر در هفت تا جلوتر از زنان هستند، اکثریت مطلق کسانی را تشکیل میدهند که به هر نحوی با «خطرات» و «آسیبها» دست و پنجه نرم میکنند و کمک به مراتب درجات(در حد چند ده برابر)کمتری برای کنار آمدن با آنها از جامعه/دیگران دریافت میکنند.
دربارهی تجاوز هم، حاضر نیستم بپذیرم که قربانیان تجاوز «فقط» زنان هستند و فاعلان آن فقط مردان، چون باز ذرهای از حقیقت در آن نیست.
چرا باید سکوت کرد و طوری وانمود کرد که چنین خطری وجود ندارد؟وقتی هست و زنان زیادی بوده اند که تجربه ای را از این رفتارهای مردان را داشته اند چرا باید مصلحت پیشه کرد؟ واقعیت این است که خطر تجاوز به همان میزان که خطر رانندگی هست وجود دارد.و چرا نباید در برابر آن زنان خود را اماده کنند و به دنبال راهی برای رهایی از ان نباشند؟ مردان به نظرم راه فرار از تجاوز را در موقعیتی برابر با زنان را میدانند و شاید بدانند در برابر یک همجنس خود چگونه باید برخوردی کنند(مگر اینکه واقعا خفت شوند).اما بیشتر زنان از ترس و ضعف نسبیشان در برابر مرد بوده که نتوانسته اند از مهلکه فرار کنند.
«مهلکه»ای وجود خارجی ندارد و شما هنوز برای اثبات آن کوچکترین تلاشی نکردهاید. در همان ایران «واپسماندهی سنتی ِ ضدزن» متجاوزان جنسی اغلب اعدام میشوند.
باقی «سوالات» شما نیز همچون بخش بولد شده تنها به جهت عصبانی کردن من و بیرون راندن مخاطب از میدان گفتگو طرح شدهاند، که پیشتر پاسخ آنها را دادهایم.
ببخشید مگر شما همانی نبودید که میگفتید از ترس فتنه های زنانه صدایشان را حین سکس با آنان ضبط میکنید و یا حتی کاندوم را باید خود مرد شخصا بیرون بیندازد چون به هیچ کدامشان اعتمادی نیست؟!!!
هر وقت عملی به از چند مورد پراکنده که شدیدا مورد بازخواست قرار میگیرد تبدیل شد به نرم روزمره و در قانون کشور از عاملان آن حمایت شد و دستگاهی عریض و طویل برای براه انداختن/تداوم/تشدید آن پدید آمد، هرکس حق دارد با برسی شرایط برای مراقبت از خود تصمیم بگیرد. هر زمان به کسانی که به شما تجاوز جنسی کردند ده هزار دلار جایزه دادند، شما را بخاطر مورد تجاوز قرار گرفتن ده سال زندان انداختند و هرکس هم تلاش کرد این بیعدالتی را بازگو بکند مهر «مردستیز» و ... زدند، آنوقت حق دارید بگویید از ارتباط با مردها احساس امنیت نمیکنید. وقتی هفتاد و پنج درصد درخواست طلاق را زنان ارائه میکنند و ما میگوییم چیزی مهرشان نکنید، این برسی عینیت و ارائهی راهکار مبتنی با آن عینیت است،
وقتی یک دهم درصد مردان تجاوز جنسی میکنند و شما میگویید «از کجا بدانم کدامشان قصد تجاوز ندارد»، همه چیز هست به جز ارائهی راهکار، یا انطباق با عینیت.
امیر واژه مردسالاری بکار میره چون مردان جنس برتر و همه کاره و تصمیم گیرنده محسوب میشن.
یه ضرب المثل قدیمی میگه هر که بامش بیش برفش بیشتر. مسئولیت بیشتر برابر هست با مشکلات بیشتر.
تو ایران یه زن و مرد در سطح برابر شرایط برای مرد بهتر هست. یه دختر زشت از یه خانواده فقیر رو در نظر بگیر. و یه پسر زشت از یک خانواده فقیر. هر دوتاشون هم مثلا در رشته مکانیک تحصیل کردن. در ازدواج زن زشت شانسش برای انتخاب شدن بسیار کمتر از مرد زشت هست. خانواده پولدار هم که نداره کسی به خاطر پولش بیاد بگیرتش. برای کار پیدا کردن. اکثر شرکتهای خصوصی مهندس زن برای کار اجرایی لازم ندارن. و هیچکدوم از استحدامهای دولتی در رشته مکانیک زنی رو استخدام نمیکنن. در نتیجه شانس شغل مناسب رشته تحصیلی مرده به زنه ده به یک هست. همین دوتا موضوع کفایت میکنه برای فهمیدن وضعیت بهتر کدوم یکیشون.
..یه ضرب المثل قدیمی میگه هر که بامش بیش برفش بیشتر. مسئولیت بیشتر برابر هست با مشکلات بیشتر..
آفرین همینست، مرد اختیار بیشتر، مسئولیت بیشتر، و مشکلات بیشتری داشته. فمینیسم و تز مردسالاری تنها بخش اول را میبینند و به شدت آنرا بزرگنمایی میکنند ، بخش دوم را با ادعاهای مضحکی همچون «زن هم مسئولیت داشته» یا «مردان خودشان انتخاب کرده بودند» تحریف میکنند و بخش سوم را به کلی منکر میشوند. ما میگوییم این چیزی بجز باژگونه کردن حقیقت و برپا داشتن چیزی که هرگز وجود نداشته نیست، در سنت مردان را با شدتی حداقل مشابه، و در بسیاری موارد به مراتب بیشتر در قالبهای از پیش آماده برای بقای جامعهای شدیدا وابسته به باقی ماندن آنها در این قالبها «جا میدادهاند».
تو ایران یه زن و مرد در سطح برابر شرایط برای مرد بهتر هست. یه دختر زشت از یه خانواده فقیر رو در نظر بگیر. و یه پسر زشت از یک خانواده فقیر. هر دوتاشون هم مثلا در رشته مکانیک تحصیل کردن. در ازدواج زن زشت شانسش برای انتخاب شدن بسیار کمتر از مرد زشت هست. خانواده پولدار هم که نداره کسی به خاطر پولش بیاد بگیرتش. برای کار پیدا کردن. اکثر شرکتهای خصوصی مهندس زن برای کار اجرایی لازم ندارن. و هیچکدوم از استحدامهای دولتی در رشته مکانیک زنی رو استخدام نمیکنن. در نتیجه شانس شغل مناسب رشته تحصیلی مرده به زنه ده به یک هست. همین دوتا موضوع کفایت میکنه برای فهمیدن وضعیت بهتر کدوم یکیشون.
این روش خوبی برای بحث کردن نیست، در یک جامعهی سنتی همهی زنان شانس ازدواج دارند، چون هایپرگمی آنها به حال خود رها نشده و همهی مردان دیده میشوند:
در جامعهی مدرن اما که نیمی از مردان بطور خودانگیخته نامرئی شدهاند، بله، زنان زشت، چاق یا بطور خاصی کریهالمنظر مطلقا نادیده گرفته خواهند شد، زیرا هرگز حاضر نیستند با کسی «همسطح» خودشان بروند. پس این از عوارض رها کردن نقوش سنتی زن و مرد و جایگزینی آن با مدل کنونیست نه نظم طبیعی جوامع بشری. چنانکه در نمودار بالا هم آمده، بخش بسیار بزرگتری از مردان نادیده گرفته میشوند، هایپرگمی زن اما معطوف به زشت و زیبایی مرد نیست و مربوط است به آنچه مرد میتواند به عنوان منابع/وجوه/امکانات در اختیار زن بگذارد، باقی امور ثانویه هستند. پس شانس یک زن زشت را، باید مقایسه بکنید با یک مرد فقیر، و زن زشت ِ فقیر همواره شانس بیشتری خواهد داشت از مرد زشت ِ فقیر. پس از اینهم، شما باز به نحو عجیبی تصور کردهاید که کار کردن بیرون از خانه نوعی «مزیت» است نه «مسئولیت»، و معاف بودن خودکار زن از آن یک «کهتری»، و ضمنا فراموش کردهاید که برخی عوارضی که جامعهی کنونی ایران از آنها رنج میبرد بدلیل حضور آن در مرحلهی گذار است، چنانکه جامعه مدرن شده، اما دولت و برخی ساختارهای کمشمار دیگر سنتی ماندهاند و این تضاد طبیعتا به پدید آمدن مشکلاتی خواهد انجامید که باز طبیعتا بیشتر قربانیان آن زنان خواهند بود، زیرا این زنان هستند که قرارداد سنتی خود را یکطرفه پاره کردهاند و میخواهند نرمها را دگرگون بکنند(دستشان هم درد نکند، ما هم باید با آنها همراه بشویم).
فمنیستها نمیخوان مرد مسولیت و مشکلات بیشتری داشته باشه. میخوان این مشکلات تقسیم بشن. از نظر من کار کردن خارج از خانه مسولیت و مزیت محسوب میشه. من ترجیح میدم مشکلات زندگیم روی دوش خودم باشه ولی جامعه نمیخواد. میخواد من انگل و طفیلی بمونم. شرایط شغلی مناسبی برای من نوعی به عنوان زن فراهم نمیکنه. اینکه من چشمم به جیب یکی دیگه باشه برای من نوعی هیچ مزیتی محسوب نمیشه.
دربارهی تجاوز هم، حاضر نیستم بپذیرم که قربانیان تجاوز «فقط» زنان هستند و فاعلان آن فقط مردان، چون باز ذرهای از حقیقت در آن نیست.
خوب منهم همین را گفتم.گفتم متجاوزان تنها مردان نیستند و اینکه زنان نسبت به تجاوز خود را آماده و شاید تجهیز(!) میکنند توهینی به جامعه ی مردان نیست.اینکه مردان هم مورد تجاوز قرار میگیرند را هم کسی منکر نیست.خوب مردان هم باید نسبت به این مسئله هوشیار باشند..... من نمیفهمم شما در پی انکار چه چیزی هستید. شاید سعی میکنید با این مقابله مانع امتیاز دهی به زنان شوید.اما خودتان در ان داستان روایت شده دیدید که فقدان یک حمایت اجتماعی و شاید دولتی چه بر سر زندگی یک زن آورد.اینکه این دست زنان و مردان و اتفاقات در اقلیت هستند باعث نمیشود که نسبت به وجود چنین فجایعی بی اعتنا بود و تدبیری برای از بین بردنش نیاندیشید. اگر هم به دنبال این هستید که بگویید تجاوز وجودی خارجی ندارد و مردان هرگز مرتکب چنین عمل سخیفی نمی شوند که باید به امارها رجوع کرد.
آیا شما اماری دارید که در برابر امارهای تجاوز مردان به زنان باشد و نشان دهد که مردان در برابر زنان و به دست بیشتر مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند؟ از پسر های کوچک و نوجوان نگویید که مسلما حق با شماست و خطر تجاوز به این قشر از سنین چه دختر و پسر برابر و چه بسا برای پسران بیشتر میبینم.اما مردان بالغ چه؟آیا خطری که متوجه آنان است با زنان برابر است؟با چه استدلالی؟
«مهلکه»ای وجود خارجی ندارد و شما هنوز برای اثبات آن کوچکترین تلاشی نکردهاید. در همان ایران «واپسماندهی سنتی ِ ضدزن» متجاوزان جنسی اغلب اعدام میشوند
چه چیز را اثبات کنم؟ مردانی میتوانند به راحتی زن مورد نظر را مورد آزار جنسی قرار دهند آیا مهلکه نیست؟ یعنی شما یک مرد و زن را در شرایط مشابه که یک نفر بخواهد به آنان تجاوز کند برابر میدانید؟ یعنی هر دو به یک میزان شانس و توانایی گریختن از آن شرایط را دارند!!؟ احکام جزایی ایران هم تنها به درد آقازاده های خودشان میخورد و حکمی دو سر سوخت است و هیچ کمکی به جامعه نمیکند
وقتی یک دهم درصد مردان تجاوز جنسی میکنند و شما میگویید «از کجا بدانم کدامشان قصد تجاوز ندارد»، همه چیز هست به جز ارائهی راهکار، یا انطباق با عینیت.
خوب سوال بیجایی نیست؟از کجا بدانم این مرد یکی از آن دهم درصد نیست؟چنانکه شما هم نمیتوانید به زنانی که هر کدامشان ممکن است آن زنی باشند که از کوچکترین فرصت علیه شما سو استفاده کند؟ همان یک دهم در صد میتوانند دهها زن را بیچاره کنند ولی یک زن فرصت طلب با تمامی امتیازات خود خیلی زیرک باشد تنها میتواند یک مرد را مورد سوءاستفاده ی خود قرار دهد. چنانکه دیدیم در همان داستان روایت شده یک مرد به راحتی توانست یک زن و تمام کس و کارش را بدبخت کند هیچ یک زن دیگر را هم گرفت و حالا معلوم نیست که چه گند وکثافاتی باز از خود به جای بگذارد.....
و خود ِ شخص تعیین میکند کدام جبهه محل نبرد هست یا بقیه؟
مشخص است که خود فرد (رساله و تقلید و قلاده و اینها نداریم ما متاسفانه). بعد هم ایشان از من نظر خواستند من هم راهکار خردمندانه را گفتم،وگرنه هر کس جان و زندگی خودش است، آزاد است هرگونه دوست داشت برخورد کند.
خوب منهم همین را گفتم.گفتم متجاوزان تنها مردان نیستند و اینکه زنان نسبت به تجاوز خود را آماده و شاید تجهیز(!) میکنند توهینی به جامعه ی مردان نیست.اینکه مردان هم مورد تجاوز قرار میگیرند را هم کسی منکر نیست.خوب مردان هم باید نسبت به این مسئله هوشیار باشند..... من نمیفهمم شما در پی انکار چه چیزی هستید. شاید سعی میکنید با این مقابله مانع امتیاز دهی به زنان شوید.اما خودتان در ان داستان روایت شده دیدید که فقدان یک حمایت اجتماعی و شاید دولتی چه بر سر زندگی یک زن آورد.اینکه این دست زنان و مردان و اتفاقات در اقلیت هستند باعث نمیشود که نسبت به وجود چنین فجایعی بی اعتنا بود و تدبیری برای از بین بردنش نیاندیشید. اگر هم به دنبال این هستید که بگویید تجاوز وجودی خارجی ندارد و مردان هرگز مرتکب چنین عمل سخیفی نمی شوند که باید به امارها رجوع کرد.
من نمیدانم آیا خودتان متوجه تناقضگوییها هستید یا نه؟ مردان باید بیشتر هوشیار باشند، زنان اما باید از برنامههای دولتی و حمایت اجتماعی بهره بگیرند! هدف من آنست که دریابم و نشان بدهم که قواعد این بازی چیست: گزینش ایدئولوژیک و دستچین کردن حقایق و سپس بزرگنمایی و مبالغه در ابعاد، شدت و چگونگی رخ دادن آنها با هدف اخذ امتیاز قانونی، تحقیر سکشوالیتهی مردان و در نهایت شرم دادن ایشان و نقد کردن این شرم با حمایت نابجا از چیزی که منافع عینی و عمومی آنها را به مخاطره میاندازد و ...
آیا شما اماری دارید که در برابر امارهای تجاوز مردان به زنان باشد و نشان دهد که مردان در برابر زنان و به دست بیشتر مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند؟ از پسر های کوچک و نوجوان نگویید که مسلما حق با شماست و خطر تجاوز به این قشر از سنین چه دختر و پسر برابر و چه بسا برای پسران بیشتر میبینم.اما مردان بالغ چه؟آیا خطری که متوجه آنان است با زنان برابر است؟با چه استدلالی؟
جالب است که دو پست پیشتر از بیمورد بودن درصدها سخن میگفتید، اما اکنون که میدانید عددها به سودتان هستند طرفدارشان شدهاید. مسئله ابتدا «تعریف» تجاوز است، در بسیاری کشورها عدم دخول را تجاوز محسوب نمیکنند، در برخی دیگر تجاوز زن به مرد از طریق واژن را در آمارها و .. لحاظ نمیکنند و در شماری دیگر بخاطر شرمسار بودن قربانی هرگز بدست آوردن آمارهای حقیقی ممکن نیست. مسئلهی مهم پس از اینکه تجاوز جنسی زن به مرد را تعریف کردیم و به رسمیت شناختیم و از تحقیر و انکار وجود و ... قربانیان آن دست برداشتیم(کاری که فمینیستها استاد آن هستند، و مشکلی که هرگز زنان مورد تجاوز قرار گرفته با آن روبرو نمیشوند بجز در موارد استثنایی، اما برای مردان مورد تجاوز قرار گرفته روال است)، آنست که هرگونه مانور ایدئولوژیک بروی اینها را بازشناسی و بیآبرو بکنیم:
1. تجاوز یک مرد به یک زن، تجاوز همهی مردها به همهی زنها نیست، چون برخلاف ادعاهای فمینیستی چیزی بنام فرهنگ تجاوز وجود ندارد. 2. درصد بالاتری از قربانیان را تشکیل دادن، به معنای همهی قربانیان بودن نیست ، چون مردان نیز قربانی تجاوز میشوند. 3. درصد بالاتری از مجریان را تشکیل دادن، به معنای مجری بودن تمام مردان نیست، زیرا در تناسب با کل جمعیت مردان، درصد میکروسکوپی از آنها مرتکب تجاوز میشوند. 4. درصد بالاتری از قربانیان را تشکیل دادن، به معنای نیاز بیشتر به توجه قانون، دولت، جامعه و ... نیست. زیرا «اقلیت» قربانیان تجاوز که مردان باشند، شرایط به مراتب درجات بدتری را متحمل میشوند و نیاز ضروریتری به این کمکهای احتمالی دارند.
چه چیز را اثبات کنم؟ مردانی میتوانند به راحتی زن مورد نظر را مورد آزار جنسی قرار دهند آیا مهلکه نیست؟ یعنی شما یک مرد و زن را در شرایط مشابه که یک نفر بخواهد به آنان تجاوز کند برابر میدانید؟ یعنی هر دو به یک میزان شانس و توانایی گریختن از آن شرایط را دارند!!؟ احکام جزایی ایران هم تنها به درد آقازاده های خودشان میخورد و حکمی دو سر سوخت است و هیچ کمکی به جامعه نمیکند
اینرا اثبات بکنید که مردانی میتوانند به راحتی زن را مورد آزار جنسی قرار بدهند، تجاوز جنسی در همین احکام بدرد نخور ایران در میان بدترین جرایم و همسطح قتل نفس است، اینکه آیا جواب میدهد یا نه اینجا مطرح نیست، شما ادعا کردهاید که تجاوز کردن برای مردان آسان است چون «زور جسمانی بیشتری دارند»، توقع هم دارید ما به شما نخندیم.
خوب سوال بیجایی نیست؟از کجا بدانم این مرد یکی از آن دهم درصد نیست؟چنانکه شما هم نمیتوانید به زنانی که هر کدامشان ممکن است آن زنی باشند که از کوچکترین فرصت علیه شما سو استفاده کند؟ همان یک دهم در صد میتوانند دهها زن را بیچاره کنند ولی یک زن فرصت طلب با تمامی امتیازات خود خیلی زیرک باشد تنها میتواند یک مرد را مورد سوءاستفاده ی خود قرار دهد. چنانکه دیدیم در همان داستان روایت شده یک مرد به راحتی توانست یک زن و تمام کس و کارش را بدبخت کند هیچ یک زن دیگر را هم گرفت و حالا معلوم نیست که چه گند وکثافاتی باز از خود به جای بگذارد.....
از آنجاکه پیشفرض بر بیگناهیست تا زمان اثبات غیر از آن؟ از آنجاکه تا دلیلی برای شک وجود نداشته باشد، رنج بردن از آن نشانهی بیماری روانیست؟ از آنجاکه مجازات، شریک جرم دانستن، تحقیر، محدود کردن و یا مورد سوءظن قرار دادن ۹۹۹ نفر بیگناه بهخاطر جرمی که یک نفر مرتکب شده حد نهایت تبعیض، مردستیزی و سکسیسم است؟
بله.همه میدانند که راحت ترین راه برای پاسخ دادن و خسته کردن طرف استفاده از شکلک است
من باور نمیکنم که اینجا دارم با شما دربارهی این بحث میکنم که آیا همهی مردان را باید همچون متجاوزان جنسی تلقی کرد یا نه، و شما آنقدر بداخلاق هستید که مرا بخاطر تن زدن از ادامهی چنان بحثی و ابراز شگفتی از بابت بیان چنین حرفی سرزنش میکنید. اجازه بدهید داوری بر مبحث «از کجا میتوان فهمید همهی مردان متجاوز نیستند» را به دوستان خواننده وابگذاریم.
امیر گرامی جریان این تظاهرات میلیونی ضّد همجس گراها در فرانسه چیست ، فرانسه که به عنوان کشور خیلی لیبرالی مشهور است ، در مذهبیترین جاهای آمریکا ۱۰۰ نفر بیشتر به ضّد ازدواج همجنس گرایان جمع نمیشوند جایی
امیر گرامی جریان این تظاهرات میلیونی ضّد همجس گراها در فرانسه چیست ، فرانسه که به عنوان کشور خیلی لیبرالی مشهور است ، در مذهبیترین جاهای آمریکا ۱۰۰ نفر بیشتر به ضّد ازدواج همجنس گرایان جمع نمیشوند جایی
بازخورد همهی مشکلات فرهنگیست که فرانسه با آنها روبروست: آمار دیوانهوار طلاق، مهاجرت گسترده و استقرار فرهنگی مسلمانان که در هیچ کشور دیگری همچون فرانسه موثر نبوده(و مثلا عادت شرابخواری آنها را هم تحت تاثیر قرار داده)، سنت محافظهکار و نفوذ کلیسای کاتولیک که شدیدا دربرابر هر تغییری مقاوم است و از همه مهمتر رفتار ابلهانهی دولت اولاند که در آن گروهی از مردم حقیقتا با تصمیم دولتشان مخالف هستند و آنرا برپاد منافع کشور میدانند، اما بجای دعوت شدن به پای میز گفتگو و حداقل پدید آوردن توهم «شنیده شدن» ریشخند و تمسخر میشوند، همه دست به دست هم دادهاند و شرایط کنونی را پدید آوردهاند. وانگهی تم مذهبی این تظاهرات برای خود من هم شوکآور است و توضیحی برای آن ندارم.. اینکه دویست هزار نفر در خیابانهای پاریس فریاد بزنند «جنگ برپاد خدا را تمام بکنید» عجیبترین واکنشی بود که هرگز تصور آنرا نمیکردم..
بازخورد همهی مشکلات فرهنگیست که فرانسه با آنها روبروست: آمار دیوانهوار طلاق، مهاجرت گسترده و استقرار فرهنگی مسلمانان که در هیچ کشور دیگری همچون فرانسه موثر نبوده(و مثلا عادت شرابخواری آنها را هم تحت تاثیر قرار داده)، سنت محافظهکار و نفوذ کلیسای کاتولیک که شدیدا دربرابر هر تغییری مقاوم است و از همه مهمتر رفتار ابلهانهی دولت اولاند که در آن گروهی از مردم حقیقتا با تصمیم دولتشان مخالف هستند و آنرا برپاد منافع کشور میدانند، اما بجای دعوت شدن به پای میز گفتگو و حداقل پدید آوردن توهم «شنیده شدن» ریشخند و تمسخر میشوند، همه دست به دست هم دادهاند و شرایط کنونی را پدید آوردهاند. وانگهی تم مذهبی این تظاهرات برای خود من هم شوکآور است و توضیحی برای آن ندارم.. اینکه دویست هزار نفر در خیابانهای پاریس فریاد بزنند «جنگ برپاد خدا را تمام بکنید» عجیبترین واکنشی بود که هرگز تصور آنرا نمیکردم..
در آمریکا تظاهرات به ضّد همجنسگرایی میبینید همه افراد بالای ۴۰-۵۰ سال و اکثرا پیرمرد پیر زن هستند ، در فرانسه میبینید دختر و پسرهای جوان و خوشگل به ضّد همجنسگرایان تظاهرات میکنند ، دیدن این صحنهها در تلوزیونهای آمریکایی شمالی واقعا برای همه عجیب بود! یک مفسر خبری میگفت در فرانسه هر هفته در مورد یک چیزی تظاهرات و اعتصاب است و زیاد هم نباید تعجب کرد که هر گروهی میتواند ۱۰۰ هزار نفر به بالا به خیابان بیاورد.
در آمریکا تظاهرات به ضّد همجنسگرایی میبینید همه افراد بالای ۴۰-۵۰ سال و اکثرا پیرمرد پیر زن هستند ، در فرانسه میبینید دختر و پسرهای جوان و خوشگل به ضّد همجنسگرایان تظاهرات میکنند ، دیدن این صحنهها در تلوزیونهای آمریکایی شمالی واقعا برای همه عجیب بود! یک مفسر خبری میگفت در فرانسه هر هفته در مورد یک چیزی تظاهرات و اعتصاب است و زیاد هم نباید تعجب کرد که هر گروهی میتواند ۱۰۰ هزار نفر به بالا به خیابان بیاورد.
بله حضور خیابانی در فرانسه عادیست اما این یکی خیلی وسیعتر از آن بود که بتوان آنرا به عنوان «یک راهپیمایی تیپیک دیگیر در شهر راهپیماییها» مرخص کرد و نادیده گرفت. من فکر میکنم امروز برای فرانسه روز بسیار مهمی باشد. همین حالا در توییتر حرف هست از تظاهرات متقابلی با حضور چند برابر آدم در روزهای آینده در پاسخ به این، باید دید شرایط چگونه پیش خواهد رفت.
در آمریکا تظاهرات به ضّد همجنسگرایی میبینید همه افراد بالای ۴۰-۵۰ سال و اکثرا پیرمرد پیر زن هستند ، در فرانسه میبینید دختر و پسرهای جوان و خوشگل به ضّد همجنسگرایان تظاهرات میکنند ، دیدن این صحنهها در تلوزیونهای آمریکایی شمالی واقعا برای همه عجیب بود! یک مفسر خبری میگفت در فرانسه هر هفته در مورد یک چیزی تظاهرات و اعتصاب است و زیاد هم نباید تعجب کرد که هر گروهی میتواند ۱۰۰ هزار نفر به بالا به خیابان بیاورد.
بله حضور خیابانی در فرانسه عادیست اما این یکی خیلی وسیعتر از آن بود که بتوان آنرا به عنوان «یک راهپیمایی تیپیک دیگیر در شهر راهپیماییها» مرخص کرد و نادیده گرفت. من فکر میکنم امروز برای فرانسه روز بسیار مهمی باشد. همین حالا در توییتر حرف هست از تظاهرات متقابلی با حضور چند برابر آدم در روزهای آینده در پاسخ به این، باید دید شرایط چگونه پیش خواهد رفت.
این تظاهرات ها یک جورهایی سرگرمی هم هست البته
. زمان جنبش سبز من یادمه آلمانیه اومده بود یه ورق پاره سبز گرفته بود دستش روش نوشته بود : Where is my Vote :))))))
پارازیت: اینترنت من چند روز بود که قطع و وصل میشد, امروز کامل قطع شده بود و بعد یه فرم اومد با آرم شرکت روی صفحه که کلمشخصات ما رو خواست و اون رو پر کردیم تا اینترنت وصل شد!
مشخص است که خود فرد (رساله و تقلید و قلاده و اینها نداریم ما متاسفانه). بعد هم ایشان از من نظر خواستند من هم راهکار خردمندانه را گفتم،وگرنه هر کس جان و زندگی خودش است، آزاد است هرگونه دوست داشت برخورد کند.
بهتر نیست بگوییم هر کس جان و زندگی و اندیشه و بیان خودش است آزاد است هرگونه دوست داشت برخورد کند.؟؟
من زمان دانشگاه برای دختر بازی میرفتم تظاهراتهای الکی ، حتی یکبار رفتم تظاهرات فلسطینیها هرچی دختر خوشگل هیپی بود آخه طرفدار فلسطین بود ، من هم هیکل خیلی ورزشکاری داریم خلاصه 😌، خیلی اونجاها خوب بود
درسته امیر. تو کشورهای اسلامی متاسفانه پسر بچه ها خیلی در معرض تجاوز هستن. مخصوصا تو شهرستانای کوچیک. اتفاقا من در زمان بچگی که دهه شصت هم بود با یه صحنه تجاوز به یه پسر بچه مواجه شدم. پسر همسایمون با دوستش که اون موقع فکر کنم 17 یا هیجده ساله بودن به پسرعموی من که همسن من بود تجاوز میکردن. پسر عموی بدبخت منو گرفته بودن وسط. منم بلافاصله به عموم خبر دادم. موقعی که عموم رسید بهشون هر سه تاشون فرار کردن. یعنی پسر عموم خودشو در جایگاه گناهکار میدید که فرار کرده بود نه قربانی. من اون صحنه هیچوقت یادم نمیره. در کل پسربچه ها خیلی در معرض تهدید و آسیب پذیر هستن تو جوامع اسلامی. و خانواده ها باید چهار چشمی مراقبشون باشن.
از آنجا که او چند سال از من بزرگتر است، همیشه با خود میاندیشیدم که چرا او هرگز با مرا با پسرهای دیگر تنها نمیگذارد و همیشه و همهجا مراقبم است.تا اینکه دانستم او در نوجوانی از سوی قلدرهای محل ، برای زهر چشم گرفتن، چندین بار مورد تجاوز قرار گرفته است. آنچه دردناک است این است که او هرگز نتوانست این موضوع را والدین خود برای اقدام یا دفاع از او که هیچ، هتا با دوستانِ خود، حداقل برای اندکی کاستن از بار سنگینِ این رنج ،به عنوان درددل یا چیزی شبیه به این در میان بگذارد. همیشه دلم میخواست با او در این مورد حرف بزنم، اما براستی ناممکن است؛ به دلیل اینکه او «قربانی» نیست که بتوان با او در این مورد سخن گفت و دردش را التیام داد، او یک «نیمه مرد» و موجود تحقیر شده است که ارزشی در میانِ مردان ندارد! کدام مردی(هتا زنی) دلش برای چنین مردی میسوزد؟ این تصوریست که او دارد و تصورش در نهایت تاسف درست است. همهی مردانِ این انجمن خوب میدانند که چرا نمیشود یک مرد در مورد اینکه موردِ تجاوز واقع شده، با کسی سخن بگوید. این درحالیست که دخترانِ قربانیِ تجاوز بس راحتتر میتوانند در این مورد سخن بگویند و معمولا سنگ صبورهای زیادی برای گوش دادن به درددلهای آنها پیدا میشود.
با اینکه او اکنون در دههی چهارم زندگیاش است، اما من میتوانم به وضوح آثارِ آن تجاوزها را در او ببینم. جالب آنکه اگر او نبود من نیز بیشک قربانی تجاوز بودم!
بهتر نیست بگوییم هر کس جان و زندگی و اندیشه و بیان خودش است آزاد است هرگونه دوست داشت برخورد کند.؟؟
در گفتمان، ما وقتی سخن میگوییم پیش فرض این است که از چاقوکشی مذهبی خبری نیست.وقتی کسی از من میپرسد راهکار مناسب به نظر شما چیست انتظار دارید من ِ رسما آزادیخواه بیایم اول به او بگویم که تو آزاد هستی؟
نکته دیگر اینکه وقتی ما سخن از آزادی میکنیم معنیش این نیست که رفتار کسی که برای آزادی همنوعانش خطر میکند با رفتار کسی که دربرابر رفتار مسلمین سکوت میکند و چه بسا برای امنیت دگمهای خود یا صرفه مالی و... از آنها حمایت میکند وضع اخلاقی یکسانی دارد و میشود در کنار آشویتز نشست و به سوزانده شدن یهودیان خندید و ابراز نفرت کرد و آخرش هم با سری افراشته گفت من آزادم.
درود راسل جان.سلامتی، و اندکی ناسلامتی و بیحالی! سیگار را در نهایت ترک کردیم راسل جان. هم خرسندم و هم از اینکه چرا خودم به قوهی ارادهی خود بر آن فائق نیامدم و بیماری مجبورم کرد که چنین کم، قدری از خود بدم آمده است. میبینم چندیست با ترولهای گوناگون مواجه بودید. اگرچه میدانم برای شما چیزی بیش از سرگرمی و پر کردنِ اوقاتِ فراغت ارزش ندارند، اما باز خسته نباشید. همچنین امیدوارم شما نیز خوب و خوش باشید بزرگوار.
دوستان امروز فکر میکردم چرا هرچه فروم دیگر پارسی هست از درون ایران اداره میشود؟ و چرا فقط ما تنها فروم ضّد اسلام و جمهوری اسلامی در اینترنت هستیم؟ اینهمه ایرانی خارج از کشور یکی تخم نداشته فروم اینچنینی درست کند؟
درود راسل جان.سلامتی، و اندکی ناسلامتی و بیحالی! سیگار را در نهایت ترک کردیم راسل جان. هم خرسندم و هم از اینکه چرا خودم به قوهی ارادهی خود بر آن فائق نیامدم و بیماری مجبورم کرد که چنین کم، قدری از خود بدم آمده است.
من بعد از ۲ سال دوباره سیگاری شدم گرامی ، خانومم سیگاری شده است از استرس کار من گفتم اگر سیگار بکشی من هم شروع میکنم گفت به جهنم ، خلاصه در یک جریان رو کم کنی دوباره سیگاری شدیم!😔