عزیزان تبلت بخرید و اندروید را دریابید سیستم عامل لینوکس هم که فعلا اوبانتو از همه بهتره خدایی ادم قاطی میکنه از این همه توزیع لینوکس یاد مندریوا بخیر که دیگر ساپورت نمیشه
تبلت - اندروید - لینوکس به درد کارهای حرفه ای نمیخورند . البته لینوکس در زمینه شبکه و بعد حرفه ای و تجاری مساله اش جداست و قویترینه . ولی به طور کلی به درد کارهای حرفه دیگر نمیخورند ! مثلن خیلی ها میگن لینوکس بهشت برنامه نویسهاست ! دروغ ، ک.ش و مزخرفه محضه - یک IDE درست و حسابی درش نیست و برای طراحی UI باید یا خودت رو جر بدی یا با مزخرف ترین ابزار ممکن سپری کنی . کماکان هیچ پروژه ی متن باز و بسته ای از هر خانواده ای که باشد حتا Eclipse به گرد پای Visual Studio هم نمیرسند ! برای کارهای گرافیکی که رسمن بوقه ! برای ادیتورهای ویدئو مزخرفی بیش نیست . به عنوان سیستم عامل خانگی تنها نیازهای اداری را در حد قابل قبول برطرف میکند و در زمینه Entertainment در حد صفره ، همان کارهای اداری هم یک چیزهایی مثل OpenOffice یا LibreOffice خیلی پرت و پلا هستند و یک صفحه بندی درست درش در حد شکوندن معامله غوله نسبت به آفیس مایکروسافت . برخی از ساده ترین نیازهای کاربران در لینوکس دست نیافتنی هستند ! هیچ یک از مسنجرهای مطرح در لینوکس به صورت اختصاصی وجود ندارند و آن مالتی مسنجر ها هم نصف بیشتر پروتکول ها را بیل میروند ! قوی ترین ابزار ویرایش تصویرش گیمپ است که در قیاس با فتوشاپ به مانند مقایسه ژیان است با شاتل فضایی ! ابزار کار با گرافیک برداری و یا دراوینگ مانند Illustrator یا CorelDraw تقریبن ندارد ! بهترین ابزار تولید محتوای سه بعدی اش که بلندر باشد در مقابل انواع تجاری از مکس و مایا و کد بگیرید تا سینما 4 دی و پوزر و سافت ایمیج و ... پشمک هم نیست . ابزار حسابداری ، انبارداری و CRM و مانند اینها تقریبن در لینوکس معنی نمیدهد مگر تحت وبهایشان که تحت وب هم کارایی اپلیکیشن را ندارد و در انجام کارهای ساده ای مثل پرینت کردن چت میزند ! امکان استفاده از ابزارهای طراحی بانک اطلاعاتی مانند FileMaker درش نیست و در صورتی که شخصی بخواهد برنامه شخصی سازی خودش رو داشته باشه یا باید مبالغ هنگفت خرج برنامه نویس کند یا خودش برود یاد بگیرد !!!
هر سیستم عاملی را برای کاری ساخته اند همان طور که ویندوز به درد سرور در حد سنگین نمیخورد لینوکس هم به درد این مدل کارها نمیخوره
. اندروید هم که به درد همون گوشی و تبلت میخوره . تازه تبلت اندرویدی جلوی تبلت ویندوزی یا IOS پشمک هم نیست .
تو ایران برای پز دادن لینوکس نصب میکنن و اکثرا حتی بلد نیستن یک توزیع رو نصب کنند ولی مشگلاتش به مجانی بودنش نمیارزد ولی اندروید درسته بر بیس لینوکس مثل ای او اس اپل ولی اینده روشنی داره ویندوز مصرف منابع برقش بالاست و گرانتر هم هست پس در ایران مقبول نمیشه
به درد کاربر حرفه ای هم نمیخوره ! به نظر من فقط به درد سرور و کلاود پراسسینگ و استفاده از هسته اش برای تولید سیستم عامل های کنسولهای بازی و روتر و گوشی و اینها میخوره !
بدرد انحصارشکنی از یکی از مهمترین بازارهای اقتصادی جهان هم میخورد.
دوستان اینهمه طلبکاری چیزی بجز روحیه کلوزسورس در عمل نیست، برنامهی خوب میخواهید، یکی طراحی بکنید! مردم نوکر من و شما نیستند و که وقت و دانش و تجربه و دارایی خود را برای دسترسی ما به برنامههای رایگان و کاربردی هزینه بکنند. همین هم که هست باید مایهی شکرگزاری باشد نه اینطور نفرت و سیاهنمایی بیمورد.
دوستان اینهمه طلبکاری چیزی بجز روحیه کلوزسورس در عمل نیست، برنامهی خوب میخواهید، یکی طراحی بکنید! مردم نوکر من و شما نیستند و که وقت و دانش و تجربه و دارایی خود را برای دسترسی ما به برنامههای رایگان و کاربردی هزینه بکنند. همین هم که هست باید مایهی شکرگزاری باشد نه اینطور نفرت و سیاهنمایی بیمورد.
امیر جان این تمام چیزیست كه ما از اول میگوییم یا باید خودت تولید كنی یا باید بخری . دومی همواره از اولی كم هزینه تر ، ساده تر و عقلانی تره . كس هم توقع نداره دیگران مفتی برای كسی كار كنند ولی تمام این حملات به برنامه های تجاری و كاربردی تر از سمت همین متن بازهاست ! مثلن : badvista.org من چرا باید بیایم از نرم افزاری استفاده كنم كه حتا یك دهم نیازهایم را هم برطرف نمیكند و بعد برای برطرف سازی نیازم چندین برابر انرژی و زمان و منابع و ... هزینه كنم ؟ چون انحصار شكن است ؟!
كدام عقلانی تر است :؟ ١- خرید یك برنامه تجاری كه ١٠٠٪ نیازهایم را برآورده میكند ، درك و كاربریش ساده است و در دفترچه راهنمایش همه چیزش نوشته شده ! ٢ - استفاده از یك نرم افزار رایگان كه بخش بزرگی از نیازهایم را پاسخگو نیست و كاربریش سخت است و برای یادگیریش باید كلی هزینه ی كتاب و زمان و ... بكنم و دست آخر بروم در حد یك دولوپر آموزش ببینم برای یك سری نیاز اولیه ؟
به عبارت ساده تر ، برنامه خوب میخواهیم - یكی میخریم ! خراب بود پس میدهیمش
امیر جان این تمام چیزیست كه ما از اول میگوییم یا باید خودت تولید كنی یا باید بخری . دومی همواره از اولی كم هزینه تر ، ساده تر و عقلانی تره . كس هم توقع نداره دیگران مفتی برای كسی كار كنند ولی تمام این حملات به برنامه های تجاری و كاربردی تر از سمت همین متن بازهاست ! مثلن : badvista.org من چرا باید بیایم از نرم افزاری استفاده كنم كه حتا یك دهم نیازهایم را هم برطرف نمیكند و بعد برای برطرف سازی نیازم چندین برابر انرژی و زمان و منابع و ... هزینه كنم ؟ چون انحصار شكن است ؟!
كدام عقلانی تر است :؟ ١- خرید یك برنامه تجاری كه ١٠٠٪ نیازهایم را برآورده میكند ، درك و كاربریش ساده است و در دفترچه راهنمایش همه چیزش نوشته شده ! ٢ - استفاده از یك نرم افزار رایگان كه بخش بزرگی از نیازهایم را پاسخگو نیست و كاربریش سخت است و برای یادگیریش باید كلی هزینه ی كتاب و زمان و ... بكنم و دست آخر بروم در حد یك دولوپر آموزش ببینم برای یك سری نیاز اولیه ؟
به عبارت ساده تر ، برنامه خوب میخواهیم - یكی میخریم ! خراب بود پس میدهیمش .
میلاد گرامی وقتی شما که برنامهنویس هستید و توانایی لازم جهت همیاری و گسترش پروژهای که برجستهترین کمک متصور به آزادی نرمافزار در تاریخ را انجام داده تصمیم میگیرید بیرون گود بنشینید و غر بزنید، مسلم است که پیشرفت دشوار که هیچ، چه بسی بعید خواهد بود! وانگهی خوشبختانه همهی برنامهنویسان احساس شما را نداشتهاند و بخاطر زحمات و ازخودگذشتگی آنها یکی مثل من امروز مجبور نیست ساعتی سه بار آنتیویروس آپدیت بکند و برای نوشتن این متن صدها یورو پول مفت هزینه بکند. اینهم خیلی ساده حقیقت ندارد که لینوکس عقب است و همواره هم عقب خواهد ماند، چنانکه حتی تازهواردی مثل من که پنج/شش سالی بیشتر نیست با لینوکس کار میکند تفاوتها را به چشم خود دیده و پیشرفت و رشد سریع هم در کمیت و هم در کیفیت را شخصا تجربه کرده. تفاوت میان ویندوز ویستا و 8 کجا، تفاوت میان ubuntu-5.10 و 12.10 کجا.
فعلا که در اینجا کسی با اینهمه بدافزار پولی که «نیازهای کاذب» مشتریان از قبیل ویروسکشی را در برابر پولهای گزاف «برطرف نمیکنند» و هرگز چنانکه شایسته است «انجام نمیدهند» کاری نداشته و این شما هستید که برای چندمین بار پرچم حملهی بیدلیل و نفرت بیجایی را به سمت لینوکس و آنچه برای آن میایستد را علم کردهاید.
اگر لینوکس برای شما کافی نیست و برای کارهای خود به ویندوز احتیاج دارید، خب از آن استفاده بکنید و خوشحال باشید، دیگر سمپاشی دربارهی لینوکس بخاطر چیست که «اینش بدرد نمیخورد» و «آنش کار نمیکند»؟
اینجور نالیدن یعنی همان که گفتم، شما توقع دارید غذای آماده و مجانی را در ظرف نقره برایتان بیاورند، و حالا که ظرف مسی بوده طلبکار شدهاید.
اگر مشکلی با انحصاری شدن بازار یکی از مهمترین ارکان جامعهی مدرن بشری ندارید و تلاش برای جلوگیری از آنرا عبث میدانید مایهی تاسف است،
اما مسئله اینست که لینوکس چشمانداز قابل تغییری پیش رو تصویر میکند و به ما حق انتخاب میدهد.
اینکه ویندوز محصول «خوبی»ست هم از «آن» حرفها بود که از شما زیاد میشنویم برای جدل، تنها دلیلی که یک آدم جدی آنرا «تحمل» میکند اینست که آلترناتیوی برای آن نیست(=انحصار)
و همین اوبونتوی «بدردنخور» و «نابود» و «پر هزینه» توانسته میلیونها نفر را به خودش جلب بکند و آنها را از شر وجود منحوس آن برهاند.
باشد که شمار هرچه بیشتری رستگار بشوند.
😘
ادیت: این پست زیادی عصبانی شد، احتمالا خوابم میآید. من رفتم تا فردا...
میلاد گرامی وقتی شما که برنامهنویس هستید و توانایی لازم جهت همیاری و گسترش پروژهای که برجستهترین کمک متصور به آزادی نرمافزار در تاریخ را انجام داده تصمیم میگیرید بیرون گود بنشینید و غر بزنید، مسلم است که پیشرفت دشوار که هیچ، چه بسی بعید خواهد بود! وانگهی خوشبختانه همهی برنامهنویسان احساس شما را نداشتهاند و بخاطر زحمات و ازخودگذشتگی آنها یکی مثل من امروز مجبور نیست ساعتی سه بار آنتیویروس آپدیت بکند و برای نوشتن این متن صدها یورو پول مفت هزینه بکند. اینهم خیلی ساده حقیقت ندارد که لینوکس عقب است و همواره هم عقب خواهد ماند، چنانکه حتی تازهواردی مثل من که پنج/شش سالی بیشتر نیست با لینوکس کار میکند تفاوتها را به چشم خود دیده و پیشرفت و رشد سریع هم در کمیت و هم در کیفیت را شخصا تجربه کرده. تفاوت میان ویندوز ویستا و 8 کجا، تفاوت میان ubuntu-5.10 و 12.10 کجا.
امیر جان ، هیچ دلیلی نداره من بیام ساعتها ، روزها و شاید ماه ها انرژی بذارم و برای نرم افزاری که میتونم با پرداخت 100 دلار داشته باشمش هزینه کنم . مشخصن این انرژی گذاشتن من برایم خیلی خیلی بیشتر از 100 دلار هزینه دارد .
بیان تفاوتهای کاربری میان اوبونتو و محصولات تجاری مانند مک و ویندوز و حتا نسخه های تجاری خود لینوکس مانند رد هت هم خنده دار است - مشخصن اوبونتو تنها و تنها توانسته نیازهای روزانه و پیش پا افتاده ی بخشی از کاربران رو تامین کنه و بس .
اوبونتو به قدری ضعیف و مشکل دار است که ازش حتا برای انجام کاری که لینوکس درش بهترینه یعنی برپاسازی سرور هم استفاده چندانی نمیشه . به خود من باشد دبیان را هزاران بار قوی تر و بهتر از اوبونتو میدانم .
اینکه اوبونتو نیازی به آنتی ویروس ندارد معنیش این نیست که ویروسی نمیشود ! معنی اش این است که شمار استفاده کنندگانش اصلن در حدی نیست که کسی بخواهد برایش چنین چیزی بنویسید ! کما اینکه دیدیم در OSX که هسته اش لینوکس است همین اتفاق افتاد .
لینوکس آنجایی در برابر ویندوز در قبال ویرسها امن میشود که بیش از یک کاربر ازش استفاده بکنند و یکی از دلایلی که من بارها بالاتر گفته ام لینوکس در زمینه سرور بهترین است ، همین است .
وقتی شما روی یک سیستم تک یوزره هستید چندان فرقی نمیکند که لینوکس داشته باشید یا ویندوز چون ویروس یا بد افزار اگر بخواهد اطلاعات شما را بدزدد میدزدد . ولی در سیستمهای مالتی یوزر از آنجایی که بد افزار توانایی سرک کشیدن به فضای سایر کاربران را ندارد تنها و تنها همان یوزری که به آن آلوده شده را هدف میگیرد .
در ضمن امیر جان مگر شما دستی روزی سه بار آنتی ویروس را آپدیت میکنید ؟! نخست اینکه خودش این کار را به صورت خودکار میکند و دوم اینکه در ویندوز 8 هیچ نیازی نیست شما بروید آنتی ویروس یا فایروال بخرید !!
فعلا که در اینجا کسی با اینهمه بدافزار پولی که «نیازهای کاذب» مشتریان از قبیل ویروسکشی را در برابر پولهای گزاف «برطرف نمیکنند» و هرگز چنانکه شایسته است «انجام نمیدهند» کاری نداشته و این شما هستید که برای چندمین بار پرچم حملهی بیدلیل و نفرت بیجایی را به سمت لینوکس و آنچه برای آن میایستد را علم کردهاید.
خیر این من نیستم که به لینوکس حمله میکنم !!!!!! به عکس شمایید ! که می آیید و نرم افزارهایی که گذرشان به لینوکس نمیوفتد را بد افزار میخوانید !!!! دنیای آزاد هرگز نتوانسته چیزی بهتر از همان بد افزارهای پولی به قول شما را تولید کند . من برای شما مثالی هم آوردم که ببینید طرفداران لینوکس و ... چگونه حمله میکنند به محصولات دیگر - از اینها نه ده ها و نه صدها بلکه هزاران مورد را میشود خیلی راحت پیدا کرد .
اگر لینوکس برای شما کافی نیست و برای کارهای خود به ویندوز احتیاج دارید، خب از آن استفاده بکنید و خوشحال باشید، دیگر سمپاشی دربارهی لینوکس بخاطر چیست که «اینش بدرد نمیخورد» و «آنش کار نمیکند»؟
سم پاشی ؟ :))))))) حرفهای خنده دار میزنید امیر گرامی . اینکه من بیایم بگویم اینها نقاط ضعف لینوکس است میشود سم پاشی ولی اینکه شما چپ و راست بگویید بد افزارهای پولی و انحصار طلبی مشتی سرمایه دارِ جهان خوار و ... میشود حرف حساب ؟! من از آن دسته افرادی نیستم که بیایم الکی از چیزی تعریف و تمجید کنم چون با چیز دیگری مخالفم . همان طور هم که دیده اید پیشتر چندین بار گفته ام لینوکس در این زمینه ها کارایی ندارد و
به جایش در زمینه هایی مانند برپا سازی سرو ، کلاود پراسسینگ و مانند اینها بهترین است
. منتها شما یک ضرب دست گذاشته اید بر روی جایی که من نقاط ضعف لینوکس را شمارده ام و به آنها میگویید سم پاشی !!!! شما همان طور که پیشتر هم خودتان اعتراف کرده اید از ویندوز خوشتان نمی آید چون از تولید کنندگان آن محصول خوشتان نمی آید ! من به عکس شما نمیگویم از توسعه دهندگان اوبونتو بدم می آید ! میگویم از خود محصول به خاطر اینکه از نظر کاربری فاجعه است دوری میکنم .
اینجور نالیدن یعنی همان که گفتم، شما توقع دارید غذای آماده و مجانی را در ظرف نقره برایتان بیاورند، و حالا که ظرف مسی بوده طلبکار شدهاید.
من طلبکار شده ام ؟ :))))) من اصلن از اوبونتو استفاده نمیکنم که بخواهم طلبکار بشوم :)) من از ویندوز ، CentOs و ردهت استفاده میکنم . از هر سه شان هم در جایگاه خودشان راضی هستم . خیر من نمینالم ! من میروم دست در جیب مبارک میکنم آنچه نیاز دارم را میخرم ، در صورتی هم که آنچه که خریدم بر خلاف ادعایی که در توضیحات محصول شده بود آن را پس میدهم . تازه این روزها تمام نرم افزارهای تجاری یک نسخه آزمایشی دارند و شخص میفهمد به دردش میخورد یا نه . نه اینکه برود صدها برابر خرید آن نرم افزار به خصوص هزینه کند که خودش برنامه را تولید کند ! دست آخر هم ببیند از انواع تجاری موجود در بازار یک سر و گردن عقب تر است !
امیر گرامی ، در شرکتهایی مثل مایکروسافت و اپل فقط یک عده ننشسته اند و کد بنویسند و ویندوز و مک تولید کنند . بخشی دارند که میروند تحقیق میکنند که چگونه میشود برنامه را بهتر کرد ، نیازهای کاربر را فراهم کرد ، چگونه یوزر فرندلی تر بشویم ، چه نیازهایی اساسی تر هستند ، چه بخشهایی نیاز به باز بینی و بازسازی دارند و چگونه باید تمام این تغییرات را در سیستم پیاده کرد !
در مقابل در دنیای برنامه نویسی آزاد اصلن چنین چیزی حتا وجود ندارد و لقمه ای که توسط همین تیمهای تجاری آماده شده را میپیچانند و در سیستم های خود بدون اندکی تحقیق و مطالعه میچپانند
که نتیجه اش میشود UI یونیتی که در قیاس با انواع دیگر یک شکست کامل است ! منتها چون نرم افزار تجاری نیست این شکست خود را در ریخت ورشکستگی و تعطیلی پروژه نشان نمیدهد . اگر شما بدترین و بیکیفیت ترین غذای نذری دنیا را هم به مردم ارایه کنید باز هم همه اش میرود ! چون رایگان است . اگر شما یک کنسرت رایگان برپاکنید و مثل کلاغ آواز بخوانید باز هم شنوندگان خود را دارید ! چون رایگان است .
حتا ما میبینیم که همان OSX با اینکه هسته اولیه اش لینوکس است توانسته با بهینه سازی های درست و حسابی محصولی تولید کند که تمام نیاز کاربرانش را پاسخگوست
. اینکه در دنیای دروغینِ آزاد ما چنین چیزی را نمیبینیم فقط و فقط به این خاطر است که توسعه دهندگان این دنیای آزاد !!!!!!! اصلن نیاز کاربر به تخمشان هم نیست .
اگر مشکلی با انحصاری شدن بازار یکی از مهمترین ارکان جامعهی مدرن بشری ندارید و تلاش برای جلوگیری از آنرا عبث میدانید مایهی تاسف است
مادامی که این انحصاری بودن باعث میشود محصول نهایی هزاران برابر قویتر و بهتر از انواع غیر انحصاری باشد چرا که نه ؟ این عجیب است که ما بیاییم سعی کنیم به هر قیمتی جلوی تولید محصولات خوش کیفیت را بگیریم و یا بر علیهشان تبلیغ کنیم به خاطر اینکه با تولید کنندگان آن محصول مشکل داریم !!!!
اما مسئله اینست که لینوکس چشمانداز قابل تغییری پیش رو تصویر میکند و به ما حق انتخاب میدهد.
من مخالفتی با این گفته شما ندارم خیلی هم موافقم - لینوکس بسیار انعطاف پذیر ، امن و سبک است . و همان طور که میبینید از دلش محصولاتی مانند اندروید ، IOS ، OSX و Red Hat بیرون آمده اند . ولی نباید فراموش کرد که این محصولات از دل این دنیای مثلن آزاد بیرون نیامده اند ! اگر همین فردا اوبونتو بیاید و چیزی بهتر و کاربردی تر از ویندوز برای شخصی مثل من تحویل دهد حتا اگر قیمتش چند برابر ویندوز هم باشد چرا من نباید استفاده کنم ؟!
ولی وقتی یک دهم نیاز من را هم برآورده نمیکند چرا باید استفاده کنم ؟ چون مجانی است ؟ بخورد توی سرش مجانی بودنش
اینکه ویندوز محصول «خوبی»ست هم از «آن» حرفها بود که از شما زیاد میشنویم برای جدل، تنها دلیلی که یک آدم جدی آنرا «تحمل» میکند اینست که آلترناتیوی برای آن نیست(=انحصار)
چرا برای ویندوز تا دلتان بخواهد آلترناتیو هست ! برای نرمافزارهایی که در محیط ویندوز اجرا میشوند آلترناتیو نیست و این ربطی به انحصاری بودن ویندوز و مایکروسافت ندارد ! اینکه مایکروسافت توانسته محصولی ارایه کند که شمار بیشتری از مردم آن را میپسندد عیب نیست ! حسن است .
ولی به عکس اینکه توسعه دهندگان محصولات لینوکسی به تخمشان هم نیست که کاربران چه چیزی را میخواهند و هیچ تلاشی برای تولید یا بهبود یکی از آنها نمیکنند عیب است
. و بسیار مایه تاسف است وقتی کسی میگوید که من به خاطر اینکه اینها نیازم را برآورده نمیکنند ازشان استفاده نمیکنم به پخته خوری و طلبکار بودن متهم شود !!!
شما اصلن واقف نیستید به اینکه چه خطری در پشت چنین محصولاتی خوابیده ! یک سیستم عاملی که وظیفه ای جز ایجاد کردن یک محیط رابط ندارد رایگان است ! در قبالش هر نرم افزاری که نیازهای کاربران را در آن سیستم برآورده میکند یا اصلن نیست ، یا ناقص است ، یا شخص باید خودش برود آن را با صرف هزین های هنگفت تولید کند .
نتیجه دست آخر میشود افتضاحی که در مورد بلندر شاهد آن هستیم . به هیچ عنوان از یک استاندارد خاص پیروی نمیکند و تفاوت بین نسخه 1 و 2 اش زمین تا آسمان است طوری که اگر کسی پیشتر با نسخه 2.1 کار میکرد اکنون که میخواهد با نسخه 2.67 کار کند باید تمام دانسته هایش از نرم افزار فعلی را بریزد دور ! و از نو برود کتاب بخرد و آموزش ببیند !!!! که البته این همان منبع در آمد این نرمافزارهای باصطلاح آزاد است . به این میگویند Versions War ! چیزی که یک افتضاح به تمام معناست ! ولی در مقابل اگر کسی کاربر مکس 6 باشد و امروز برود و مکس 2014 را بخرد تنها نیازش این است که برود و آنچه نسخه جدید تر اضافه تر از نسخه قدیمی تر دارد را بیاموزد نه اینکه برود کل نرم افزار را دوباره از سر یاد بگیرد و تازه همین آموزش هم در Help نرم افزار به صورت رایگان و تمام و کمال قرار داده شده .
و همین اوبونتوی «بدردنخور» و «نابود» و «پر هزینه» توانسته میلیونها نفر را به خودش جلب بکند و آنها را از شر وجود منحوس آن برهاند.
1 - بیشتر بودن کاربران دلیل بر بهتر بودن نیست . 2 - اینکه توانسته میلیونها نفر که نیازی بیش از استفاده از وبسایتها ، نوشتن متون در حد خانگی و یا تماشای برخی مدیاها را ندارند به خود جلب کند نشان از برتریش نیست . پیشتر مثالی در مورد غذای نذری و کنسرت رایگان برایتان زده ام .
مهم این است که وقتی هر کدام از آن کاربرها وارد دنیای کمی تخصصی تر میشوند باید اوبونتو را ببوسند و بگذارند کنار ! چرا چون به طور مثال شرکت ادوبی شمار استفاده کنندگان اوبونتو را در حدی نمیبیند که یک نسخه از محصولاتش را برای آن توسعه دهد و محصولات مشابه مانند گیمپ به درد جرز لای دیوار هم نمیخورند .
در مورد محصولاتی مانند فلش که اصلن مشابه به درد بخوری وجود ندارد و هیچ نرم افزاری در حد و توان و قدرت پریمیر که در عین حال کاربر پسند و راحت هم باشد در دنیای لینوکس وجود ندارد .
برای ویرایش فایلهای صوتی بهترین نرم افزار لینوکسی Audacity هستش که در مقابل انواع تجاریش هیچ چیز نیست .
برای تبدیل کردن فایلهای مدیا بهترین و قوی ترین نرم افزارش FFMPEG است که از داشتن یک اینترفیس ساده ولو پیچیده و سخت هم محروم است !!!!!!!! و با اینکه میلیونها درخواست از توسعه دهندگانش برای ساخت یک اینترفیس شده ، کماکان توسعه دهندگانش مصرف کننده را به تخم چپشان هم حساب نمیکنند ! و باید یکی دیگه بیاید و یک اینترفیس برایش بسازد که با برنامه اصلی به خوبی سازگار نیست !!! و این در صورتیست که در انواع تجاری وقتی شمار تقاضا از چند ده هزار نفر بیشتر میشود آن تغییر یا قابلیت بر روی برنامه اعمال میشود .
امیر جان من رستگار شده ام ! چون تعصبی روی چیز خاصی ندارم .
آنجا که نیاز به سرور و کلاود پراسسینگ دارم میروم سراغ لینوکس که در این باره همان طور که پیشتر هم گفته ام بهترین است . و آنجا که نیاز به Entertainment یا CG و یا مدیا دارم میروم سراغ ویندوز و OSX و ... آنجا که میخواهم یک وبسایت را گسترش دهم فورن میروم سراغ لینوکس و وقتی میخواهم یک اپلیکیشن دسکتاپی را گسترش دهم میروم سراغ ویژوال استودیو و ویندوز
.
و این تمام چیزیست که من از ابتدا گفته ام ، هر چیز را برای کاری ساخته اند و هیچ کدام اینها نمیتواند نیاز کاربر را یکجا پاسخ دهد و اگر سیستمی سعی کرد با دانش و تکنولوژی فعلی چنین کاری را بکند نتیجه چیز دلچسب و خوبی نخواهد بود و میشود یک چیزی به نام اوبونتو که نه قابلیت های سرور لینوکس را توانسته به خوبی حفظ کند و نه توانسته تمامی نیازهای یک کاربر دسکتاپ را پاسخگو باشد و تنها در حد و اندازه استفاده های روزمره ی ساده محدود شده ، که البته همانها هم برای یک کاربر تازه کار به خاطر اینکه باز هم 90% کارها بر عهده خط فرمان است عذاب آور هستند و برای همین است که کاربران نو هرگز به سمتش نمیروند .
اگر من یک گرافیست باشم و بخواهم از محیط اوبونتو برای کارم استفاده کنم ، نصب کردن Wacom Pen ام چنین مراحلی را میطلبد :
همه ی اینها در OSX یا ویندوز به شکل خودکار انجام میشود و در بدترین حالت با چند کلیک بر روی یک اینترفیس ساده و کاربر پسند تمام کار انجام میشود .
امیر گرامی شما اوبونتو را میپسندید چون هرگز سر و کارتان با این چیزها نیوفتاده ! دیر زمانی من هم مثل شما تعصب داشتم و میگفتم نه خیر فقط لینوکس ! حتا با آرش بیخدا بر سر این موضوع در گفتگو بحث و جدل هم داشتم . ولی زمانی که دیدم برای کارهایی بسیار پیش پا افتاده و اولیه نیازم به انجام چنین کارهاییست اوبونتو و کلن لینوکس را برای کاربری دسکتاپ بوسیدم گذاشتم کنار
!
سیستم عاملی که نصب درایور سخت افزاری در آن که باید از پیش پا افتاده ترین و ساده ترین کارها برای کاربرانش باشد چنین بساطی را فراهم میکند به درد دسکتاپ نمیخورد و از آنجایی که من نفرت از سرمایه داری و شرکتهایی مثل مایکروسافت ندارم میتوانم به راحتی در هر جایی از هر آنچه نیاز دارم و در آن زمینه بهترین است استفاده کنم .
ممنون بخاطر وقتی که گذاشتید و نوشتهی طولانی. اما به نظر میرسد که تمام نوشتههای شما چیزی بجز برجستهتر کردن یک برتری ویندوز نسبت به لینوکس و نادیده گرفتن دیگر تمام عناصر نیست، این مانور بیهوده دربارهی «لینوکس این برنامه را ندارد، آن برنامه را ندارد» به هیچ کجا نمیرسد چون ما پیشتر پذیرفتهایم که لینوکس در بسیاری موارد(و نه برخلاف ادعای مضحک شما تمام موارد)فاقد گستردگی نرمافزاری ویندوز است، اما شما حاضر نیستید بپذیرید که لینوکس برتریهای دیگری بجز همانش در سرور دارد و میتواند جایگزین یکسان یا حتی برتری برای ویندوز در برخی موارد دیگر هم باشد. من به جای پاسخ به لیست ملالآور شما «از برنامههایی که لینوکس آنها را ندارد» برای تنویر افکار دوستان فهرستی از مزایا و معایت هریک از این دو سیستم را اینجا قرار میدهم، اینکه کدامیک از این برتریهای مهمتر هستند را نیازها و علایق و سلایق هر کاربری بطور مجزا مشخص میکند نه هیچ چیز دیگر.
برتریهای عمدهی لینوکس: 1.
امنیت بیشتر : یک هزارم ویندوز ویروس ندارد، برنامههای جاسوسی ندارد، برنامههای آن قادر نیستند هرچه تولبار و دپندنسی
و ... که خواستند را در کنار خودشان اینستال بکنند و ... 2.
شخصی سازی: شما قادر به کنترل همهی آنچه در رایانهی شما رخ میدهد هستید و میتوانید همه چیز را، هر طور که دوست دارید تا هر اندازه که میخواهید شخصیسازی بکنید و تغییر بدهید.
3.
سازگاری بیشتر با همه نوع سختافزار: برخلاف ویندوز در هر نسخهی جدید نیازی به آپدیت سختافزار ندارد و از پیشرفتهترین ابررایانههای جهان تا قدیمیترین انواع سیستم را میتوان با آن راه اندازی کرد:
سهم لینوکس در ۵۰۰ ابرکامپیوتر برتر جهان
4. حمایت از آزادی و فلسفهی انحصارشکنی و متن باز. 5. رایگان بودن.
برتریهای عمدهی ویندوز: 1. گستردگی به مراتب بیشتر نرمافزارها: از بازی گرفته تا نرمافزارهای اجرایی و ... 2. ثبات بیشتر: که به نظر من یک ضعف محسوب میشود و نشان از مقاومت در برابر تغییر دارد، اما خُب خیلیها ترجیح میدهند یک برنامه را بیاموزند تا ابد از آن استفاده بکنند. 3. پشتیبانی بهتر: که بدلیل تجاری بودن آن طبیعیست، و بطور مستقل(و نه در قیاس با لینوکس)خیلیها از آن راضی نیستند. 4. کاربرپسندی: همه چیز اسانسازی شده و نیازی به داشتن هیچگونه دانش خاصی دربارهی کامپیوتر جهت استفاده از آنها نیست. 5. ... چیز خاصی به ذهنم نمیرسد راستش.
😚
اینکه کدامیک از اینها برای شما مهمتر است و با نیازهای شما سازگاری دارد برخلاف ادعاهای شما از قبل مشخص نیست و روی سنگ نوشته نشده و برای هرکس متفاوت است.
امیر گرامی شما اوبونتو را میپسندید چون هرگز سر و کارتان با این چیزها نیوفتاده ! دیر زمانی من هم مثل شما تعصب داشتم و میگفتم نه خیر فقط لینوکس ! حتا با آرش بیخدا بر سر این موضوع در گفتگو بحث و جدل هم داشتم . ولی زمانی که دیدم برای کارهایی بسیار پیش پا افتاده و اولیه نیازم به انجام چنین کارهاییست اوبونتو و کلن لینوکس را برای کاربری دسکتاپ بوسیدم گذاشتم کنار !
این واقعیت ندارد من از برنامههای فوق تخصصی و پیچیدهای مثل Clustal و Arlequin استفاده میکنم و هیچ مشکلی هم ندارم، در دستکتاپ هم همهی کارهای روزمره بجز بازی کردن را بیهیچ دشواری انجام میدهم. همانطورکه گفتم بر مبنی اینکه اولویتها و توقعات و نیازهای شما کدام است این «کمبود» لینوکس برجستگی کمتر یا بیشتری پیدا میکند و برای من آنقدرها که شما گمان میکنید مهم نیست چون اولا به «یکسری» برنامهها نیازی ندارم، یکسری دیگر را هم با جایگزینها به همان اندازه راحتم. برای مثال در برنامههای آفیس (که مقایسهی آنها را اینجا میتوانید ببینید)کلا از هفت/هشت فانکشن بیشتر بهره نمیبرم که هم اپنآفیس، هم لیبرآفیس و هم اماسآفیس آنها را دارند، شما مشکل دارید چون نیازهایتان متفاوت است، و همهی اینها حداکثر چیزی که میتوانند بگویند اینست که «ویندوز با نیازهای من تطابق بیشتری دارد» نه اینکه «لینوکس بدرد کاربری خانگی نمیخورد» یا «لینوکس بدرد فلان کار نمیخورد»، چون به درد ما خورده و میخورد.
حتا ما میبینیم که همان OSX با اینکه هسته اولیه اش لینوکس است توانسته با بهینه سازی های درست و حسابی محصولی تولید کند که تمام نیاز کاربرانش را پاسخگوست.
مثلا چه کار کرده؟ ایدهی اپاستور را هم که از لینوکس دزدیده(yum و apt).
ولی به عکس اینکه توسعه دهندگان محصولات لینوکسی به تخمشان هم نیست که کاربران چه چیزی را میخواهند و هیچ تلاشی برای تولید یا بهبود یکی از آنها نمیکنند عیب است .
و آنوقت استیو جابز مثلا خیلی اهمیت میداد به نظر کاربران و مدل «شما هرچه بسازید آنها میخرند» او خیلی بهتر بود؟
این حرف تا اندازهای حقیقت دارد البته مثل باقی حرفهای شما زیادی مبالغهآمیز است. در یک مثال اخیر توسعهدهندگان نوم تصمیم گرفتند در نسخهی ۳.۷ این محصول terminal transparency را حذف بکنند و در جواب درخواست بازگشت آن فقط یک کلمه میگویند «نه»: Bug 698544 Background configuration is missing in terminal profile editor
درخواست کاربر:
Actual result: Background configuration tab is missing. It was present in 3.6 version, please return it back.
. امنیت بیشتر : یک هزارم ویندوز ویروس ندارد، برنامههای جاسوسی ندارد، برنامههای آن قادر نیستند هرچه تولبار و دپندسی و ... که خواستند را در کنار خودشان اینستال بکنند و ...
همان طور که پیشتر گفتم فقط و فقط در مورد سیستم های مالتی یوزر مفید است و در سیستم ها یک کاربره چیز مهمی نیست . همچنین نصب تولبار و مزخرفات کناری سرچشمه گرفته از همین دنیای آزاد و مجانیست !!!!
شخصی سازی: شما قادر به کنترل همهی آنچه در رایانهی شما رخ میدهد هستید و میتوانید همه چیز را، هر طور که دوست دارید تا هر اندازه که میخواهید شخصیسازی بکنید و تغییر بدهید.
در سایر سیستم های عامل هم شخصی سازی تقریبن همه چیز ممکن است .
سازگاری بیشتر با همه نوع سختافزار: برخلاف ویندوز در هر نسخهی جدید نیازی به آپدیت سختافزار ندارد و از پیشرفتهترین ابررایانههای جهان تا قدیمیترین انواع سیستم را میتوان با آن راه اندازی کرد:
خیر اینطور نیست ، بسیاری از سخت افزارها اصلن درایور آفیشال لینوکسی ندارند ! تا چندی پیش به طور مثال Geforce 9200 درایور برای لینوکس نداشت !!!! ساپورت هم که در حد زیر صفر : [ubuntu] NVIDIA GeForce 9200M GE Drivers please help
مثالی هم برای نصب یک درایور سخت افزاری بالاتر زده ام ، با لینک و آموزش و ...
چند کاربر خانگی نیاز به سوپر کامپیوتر پیدا میکند ؟! و آیا این سوپر کامپیوتر ها چیزی غیر از کلاود پراسسینگ هستند ؟ چیزی که من پیشتر گفته ام لینوکس درش بهترین است :
برتریهای عمدهی ویندوز: 1. گستردگی به مراتب بیشتر نرمافزارها: از بازی گرفته تا نرمافزارهای اجرایی و ... 2. ثبات بیشتر: که به نظر من یک ضعف محسوب میشود و نشان از مقاومت در برابر تغییر دارد، اما خُب خیلیها ترجیح میدهند یک برنامه را بیاموزند تا ابد از آن استفاده بکنند. 3. پشتیبانی بهتر: که بدلیل تجاری بودن آن طبیعیست، و بطور مستقل(و نه در قیاس با لینوکس)خیلیها از آن راضی نیستند. 4. کاربرپسندی: همه چیز اسانسازی شده و نیازی به داشتن هیچگونه دانش خاصی دربارهی کامپیوتر جهت استفاده از آنها نیست. 5. ... چیز خاصی به ذهنم نمیرسد راستش.
5 - پشتیبانی از 100% سخت افزار های موجود بر خلاف لینوکس . 6 - عدم سر و کله زدن با فرمان های Text-Base 7 - پایداری و ثبات در شیوه ذخیره اطلاعات بر روی دیسک سخت و بر خلاف لینوکس و فایل سیستم های خانواده Ext و... با یک خطای ساده همه چیز به باد فنا نمیرود ! نهایتن در صورت بروز خطا و از دست رفتن اطلاعات باز بر خلاف فایل سیستم های لینوکسی به سادگی میتوان دیتا را بازیابی کرد .
از مسخره ترین معایب فایل سیستم Ext4 :
If the write does not succeed (which may be due to error conditions in the writing program, or due to external conditions such as a full disk), then both the original version and the new version of the file will be lost, and the file may be corrupted because only a part of it has been written.
If other processes access the file while it is being written, they see a corrupted version.
If other processes have the file open and do not expect its contents to change, those processes may crash. One notable example is a shared library file which is mapped into running programs.
از جمله معایب فایل سیستم Ext3 :
ext3 does not support the recovery of deleted files. The ext3 driver actively deletes files by wiping file inodes, for crash safety reasons.
اینکه کدامیک از اینها برای شما مهمتر است و با نیازهای شما سازگاری دارد برخلاف ادعاهای شما از قبل مشخص نیست و روی سنگ نوشته نشده و برای هرکس متفاوت است.
آنجا که نیاز به سرور و کلاود پراسسینگ دارم میروم سراغ لینوکس که در این باره همان طور که پیشتر هم گفته ام بهترین است . و آنجا که نیاز به Entertainment یا CG و یا مدیا دارم میروم سراغ ویندوز و OSX و ... آنجا که میخواهم یک وبسایت را گسترش دهم فورن میروم سراغ لینوکس و وقتی میخواهم یک اپلیکیشن دسکتاپی را گسترش دهم میروم سراغ ویژوال استودیو و ویندوز .
این واقعیت ندارد من از برنامههای فوق تخصصی و پیچیدهای مثل Clustal و Arlequin استفاده میکنم و هیچ مشکلی هم ندارم، در دستکتاپ هم همهی کارهای روزمره بجز بازی کردن را بیهیچ دشواری انجام میدهم. همانطورکه گفتم بر مبنی اینکه اولویتها و توقعات و نیازهای شما کدام است این «کمبود» لینوکس برجستگی کمتر یا بیشتری پیدا میکند و برای من آنقدرها که شما گمان میکنید مهم نیست چون اولا به «یکسری» برنامهها نیازی ندارم، یکسری دیگر را هم با جایگزینها به همان اندازه راحتم. برای مثال در برنامههای آفیس (که مقایسهی آنها را اینجا میتوانید ببینید)کلا از هفت/هشت فانکشن بیشتر بهره نمیبرم که هم اپنآفیس، هم لیبرآفیس و هم اماسآفیس آنها را دارند، شما مشکل دارید چون نیازهایتان متفاوت است، و همهی اینها حداکثر چیزی که میتوانند بگویند اینست که «ویندوز با نیازهای من تطابق بیشتری دارد» نه اینکه «لینوکس بدرد کاربری خانگی نمیخورد» یا «لینوکس بدرد فلان کار نمیخورد»، چون به درد ما خورده و میخورد.
قربانت بشوم من که از همان اول دارم همین را میگویم ! هزار بار گفته ام هر چیزی را برای کاری ساخته اند ! مثلن اینجا :
هر سیستم عاملی را برای کاری ساخته اند همان طور که ویندوز به درد سرور در حد سنگین نمیخورد لینوکس هم به درد این مدل کارها نمیخوره .
خانواده لینوکس نمیتواند نیاز کاربران زیر را بر آورده کند :
1 - گیمر ها . 2 - طراحان و کاربران گرافیم کامپیوتری از هر خانواده ای . 3 - تدوین کنندگان فیلم . 4 - آهنگسازان و موزیسین ها . 5 - چاپخانه ها و نویسنده ها . 6 - دولوپر هایی که نرم افزارهای کاربردی مینویسند (البته در این زمینه به خاطر محدودیت در بازار مصرف کننده و سختی در طراحی اینترفیس اینچنین است فعلن) 7 - کسانی که به طور مداوم در حال انتقال حجم بزرگی از دیتا هستند (مگر اینکه به طور مداوم از دیتا بک آپ بگیرند)
خانواده ویندوز به درد کاربران زیر نمیخورد :
1 - توسعه دهندگان وب . 2 - دانشجویان و متخصصین روبوتیک . 3 - کاربرانی که نیاز به برپا سازی سرور و یا پردازش بالا دارند . 4 - تولید کنندگان سخت افزارهای هوشمند مانند : تلفنهای هوشمند ، وسایل خانگی هوشمند ، اتوموبیلهای هوشمند و ... 5 - کارخانه ها و خطوط تولید خودکار 6 - کاربردهای نظامی و اطلاعاتی 7 - ویندوز توانایی برقراری امنیت لازم برای اطلاعات مهم را ندارد
2. ثبات بیشتر: که به نظر من یک ضعف محسوب میشود و نشان از مقاومت در برابر تغییر دارد، اما خُب خیلیها ترجیح میدهند یک برنامه را بیاموزند تا ابد از آن استفاده بکنند.
نزنید این حرف را امیر جان ! یکی از بزرگترین ایرادهای وارد به سیستم های قدرتمندی چون دروپال همین است . نداشتن ثبات ضعف است - باید در کنار داشتن ثبات قابلیتهای جدید را به سیستم اضافه کرد و امکانی را تنها در صورتی که به راستی دیگر به آن نیازی نیست حذف کرد . تغییر مداوم در فرمانها و اینترفیس یک برنامه کاربران را گیج و استفاده از کامپیوتر را سخت و دشوار میکند . اگر قرار بود همین طوری رفتار کنیم امروزه به جای اینکه در هر خانه ای یک کامپیوتر باشد هنوز هم این محصول در دست افرادی خاص بود مثل 30 سال پیش ، چون کسی توانایی استفاده ازش رو نداشت . همین مایکروسافت و اپل بودند که کامپیوتر رو به خانه های مردم آوردند . قبل از آن به قدری سیستم ها پیچیده و گیج کننده بودند که کسی ازشان استفاده شخصی نمیکرد .
مثلا چه کار کرده؟ ایدهی اپاستور را هم که از لینوکس دزدیده(yum و apt).
ساده سازی اینترفیس ، بهینه سازی کرنل ، بهینه سازی برای کارهای گرافیکی (OSX بهشت گرافیک کاران است) ، استفاده بهینه تر از منابع و ...
و اما در مورد اپ استور : اولین بار این ایده توسط خود جابز در سال 1993 در NeXTWorld EXPO به نمایش گذاشته شد با نام Electronic AppWrapper . apt اولین بار در 16 آگوست 1998 رلیز شد و Yum از APT هم جوان تر است و برای خلاص شدن از چیزی موسوم به RPM Hell ایجاد شد . یعنی باز بر میگردیم به چیزی که بالاتر گفتم :
در مقابل در دنیای برنامه نویسی آزاد اصلن چنین چیزی حتا وجود ندارد و لقمه ای که توسط همین تیمهای تجاری آماده شده را میپیچانند و در سیستم های خود بدون اندکی تحقیق و مطالعه میچپانند
مثلن لینوکسی ها میگویند تب باروزینگ میراث لینوکس است !!! که این ادعا و حرف از بیخ و بن اشتباه است : Tab (GUI) - WiKi
این یک حقیقته که وقتی پشت یک تیم توسعه پشتیبانی مالی قوی وجود نداشته باشد نتیجه در مقابل آنهایی که پشتیبانی مالی دارند چندان دلچسب نیست .
در همین لینوکس مقایسه کنید Red Hat را با انواع غیر تجاری :
و آنوقت استیو جابز مثلا خیلی اهمیت میداد به نظر کاربران و مدل «شما هرچه بسازید آنها میخرند» او خیلی بهتر بود؟
اپل نه اهمیت نمیداد و نمیده ! و همین مورد هم باعث شده که یک بار تا مرز ورشکستگی کامل برود و این بار هم دارد بازار را به طور کلی به سامسونگ و سونی و ... میبازد . ولی مایکروسافت میدهد ، مثلن بعد از اعتراض کاربران با وجود اینکه استیو بالمر با پافشاری گفته بود منوی استار به ویندوز 8 بر نمیگردد ! بعد از درخواستهای کاربران مایکروسافت یکی زد توی سر مدیر خودش و منوی استارت را قرار است به وینودز 8.1 برگرداند . در این میان شرکتهایی مثل گوگل بیشترین توجه را به کاربران خود دارند ! تازه یک وقتهایی هم از کپی لفت حمایت میکنند و معترض به وضع قوانین سختگیرانه در مورد کپی رایت هستند 😄
این حرف تا اندازهای حقیقت دارد البته مثل باقی حرفهای شما زیادی مبالغهآمیز است. در یک مثال اخیر توسعهدهندگان نوم تصمیم گرفتند در نسخهی ۳.۷ این محصول terminal transparency را حذف بکنند و در جواب درخواست بازگشت آن فقط یک کلمه میگویند «نه»: Bug 698544 Background configuration is missing in terminal profile editor
درخواست کاربر:
Actual result: Background configuration tab is missing. It was present in 3.6 version, please return it back. جواب توسعهدهندهی نوم:
No.
این هم در نوع خود جالب است !!! یک کلمه بگویید نه 😄
دلیل برخورد اینطوری با کاربران این است که از آنها طلبکار هستند !!!
این خامنهای مثل اینکه تو این سخنرانی آخری کولاک کرده.علاوه بر اینکه مقام عضمای ولایت فرمودهاند نژادهای غربی وحشی هستند تازه گفتهاند ما را تهدید میکنند اگر حقوق زنان را رعایت نکنیم علیه ما قطعنامه صادر میکنند ،خوب به درک !! فکر کنید کدام سیاستمداری ،انهم کسی که مثلا خودش را رهبر معنوی و هزار عنوان کس و شعر دیگر میداند میگوید به درک در یک سخنرانی؟! البته از این به درکها زیاد گفتهاند بعد به گه خوردم افتادهاند ،هنوز خاطره کاغذ پاره خواندن تحریمها در یادمان هست،که بعدش آمدند گفتند این احریمها غیر اخلاقی ست ،گویا کاغذ پاره و هیچ غلطی نمیتوانند بکنند و به درک ،واقعا غلطی میتوانند بکنند که حالا اخلاقی یا نااخلاقی باشد
این خامنهای مثل اینکه تو این سخنرانی آخری کولاک کرده.علاوه بر اینکه مقام عضمای ولایت فرمودهاند نژادهای غربی وحشی هستند تازه گفتهاند ما را تهدید میکنند اگر حقوق زنان را رعایت نکنیم علیه ما قطعنامه صادر میکنند ،خوب به درک !! فکر کنید کدام سیاستمداری ،انهم کسی که مثلا خودش را رهبر معنوی و هزار عنوان کس و شعر دیگر میداند میگوید به درک در یک سخنرانی؟! البته از این به درکها زیاد گفتهاند بعد به گه خوردم افتادهاند ،هنوز خاطره کاغذ پاره خواندن تحریمها در یادمان هست،که بعدش آمدند گفتند این احریمها غیر اخلاقی ست ،گویا کاغذ پاره و هیچ غلطی نمیتوانند بکنند و به درک ،واقعا غلطی میتوانند بکنند که حالا اخلاقی یا نااخلاقی باشد !!
راستش با تحقیرهایی که احمدینژاد نثار خامنهای کرد مشخص شد که او تا چه اندازه هیچکاره است. مردک جانی به نظر خشمگین و مستاصل میآید، و خسته. به نظر میرسد که او هم درحال نبرد با دشمن سترگیست در نهان.
1 - توسعه دهندگان وب . 2 - دانشجویان و متخصصین روبوتیک . 3 - کاربرانی که نیاز به برپا سازی سرور و یا پردازش بالا دارند . 4 - تولید کنندگان سخت افزارهای هوشمند مانند : تلفنهای هوشمند ، وسایل خانگی هوشمند ، اتوموبیلهای هوشمند و ... 5 - کارخانه ها و خطوط تولید خودکار 6 - کاربردهای نظامی و اطلاعاتی 7 - ویندوز توانایی برقراری امنیت لازم برای اطلاعات مهم را ندارد .
به یاد زلزله شیرن جون شما که مکان زندگی خودتون رو لو دادید زلزله نعمت خداست صفحه عربستان به فلات ایران فرو میرود از این روزهاست که یک رشته کوه در خلیج همیشه عربی بالا بیاید و مشگل اختلاف نام این بار بر سر رشته کوه فارس اغاز شود باشد که چنین شود زلزله تقریبا ساعت سه بوده معلوم نیست چرا زلزله همیشه شب میاد خیلی نامرده
از همون شب زلزله که من جواب پست میلاد رو دادم ولی ارسال نشد به سلامتی امروز موفق به باز کردن تالار شدم که دیگه جواب دادن هم لطفی نداره. 🙁 این پست هم فکر نکنم ارسال بشه. 🙁 شیپورچی بیا منو هم با خودت ببر. 🙁((
درود داریوش جان،با برگشتت خوشحالمان کردی. خوبی خودت؟ من خوبیم و امیر گرامی هم فعال است و بگمانم خوب.اما مهربد گرامی فعالیت اینترنی را بخواست خودش فعلا کلا تعطیل کرده و چندیست از او خبر نداریم امیدوارم که خوب باشد.
پ.ن:من یک ساعت است خودم را میکشم تا توانستم بالاخره این پست را بدهم ،لعنت بر هر چه فیلترچی ترسوست.
درود داریوش جان،با برگشتت خوشحالمان کردی. خوبی خودت؟ من خوبیم و امیر گرامی هم فعال است و بگمانم خوب.اما مهربد گرامی فعالیت اینترنی را بخواست خودش فعلا کلا تعطیل کرده و چندیست از او خبر نداریم امیدوارم که خوب باشد.
پ.ن:من یک ساعت است خودم را میکشم تا توانستم بالاخره این پست را بدهم ،لعنت بر هر چه فیلترچی ترسوست.
درود راسل عزیز.سپاس. متاسفانه من مدتیست به سختی گرفتار هستم و اضافه بر آن بیمار نیز هستم! و این باعث شده نتوانم به آنچه دلخواهم است(از جمله حضور در اینجا) بپردازم و این موضوع باعث دلمردگیام شده. همچنین هنگام حضور در اینجا قدری احساس شرمندگی نیز دارم به این دلیل که آنجور که باید حضور ندارم. بله ، پس از ارسالِ آن پست دانستم که شوربختانه مهربدِ نازنین ما را ترک گفته و قصد دارد از فعالیت در اینجا و دیگر فضاهای مجازی پارسی دست بشوید! براستی مایه تاسف است. آنچه ایشان در موردش شکایت داشت و موجبِ دلسردی و یاسشان از حضور در فضاهای مجازی پارسی شده بود، تا حد زیادی حقیقت دارد و من آنرا در همان روزهای نخستِ حضورم در انجمنها و فضاهای مجازی ایرانی دریافتم. ظرفیتِ بحثِ جدی در ایرانیان حقیقتا پایین است و شما همهجا هرزهگوییها در مورد بیارزشترین و سخیفترین موضوعات را میبینید اما وقتی نوبت به بحث و گرفتگوی جدی میشود، گویی میخواهند گوشتِ بدنِ خودشان را بخورند! من به شخصه، بارها تبلیغ این سایت را چه در فضاهای مجازی پارسی و چه در بین دوستان نزدیکم کردهام، اما دریغ و افسوس که کسی از آنان تمایل به حضور در فضاهای اینچنینی ندارد، اما حالا بیایید صفحهای در فیسبوک بسازید با عنوانِ «شوشولِ فرنود» ، یک ماه نشده تعدادِ اعضاء به چندسد هزار نفر خواهد رسید! از یک فضای اینچنینی چه انتظاری دارید؟ منکه براستی از این فرهنگِ مجازیِ مزخرف و منزجرکننده دل بریدهام .اما آنچه باعثِ حضورِ دائمی (اگرچه منقطع) من، برخلاف سنت همیشگیام، در این سایت شده، علاوه بر فضای متفاوت و آزادش ، حضورِ دوستانی است که میتوان با آنها گفتگوی جدی در موردِ موضوعاتِ مختلف داشت و چیزها آموخت و احتمالا آموزاند! من چندان دلبستگی در مورد گسترشِ خردگرایی در میانِ ایرانیانِ مجازی ندارم و نمیدانم چرا مهربدِ گرامی چنین هدفی را برگزیده بودند.برای من حضور در میان همین ده دوازده نفری که فعال هستند بسنده است؛ اگر چه بیش از این هم اگر شد خوب است. در واقع آنچه ما میکنیم، راسل جان، نیکی کردن و به دجله انداختن است. هر کس که خواست و توانست در آینده از این خوان بهری برگرفت، خوش به حالش، اما اگر اینطور نشد و ما تنها با خودمان سخن گفته و میگوییم، چیزی از دستِ ما نمیرود ، چرا که تنها به علائق شخصی خود،یعنی گفتگو پیرامونِ موضوعاتِ مختلفِ دانش و خرد، میپردازیم و همین مایه خوشی و دلگرمیست! مگر چه عیبی دارد یک جمعِ دوستانهی کوچک برای خودمان داشته باشیم؟در فضاهای مجازی انگلیسی نیز من بارها دیدهام جمعی خصوصی و چهل و پنجاه نفره تشکیل شده.چرا باید ازدیادِ کاربران به هر قیمتی یک هدف باشد؟ علاوه بر این، انتظارِ دریافتِ نتیجهای در کوتاه مدت در پی راهاندازی چنین سایتی، در میانِ ایرانیانِ مجازی، از واقع گرایی به دور است.سنتِ روشنفکرستیزی در میانِ ایرانیان به چندسد سال میرسد. گویا خود را بالاتر از خرد میدانند و آنرا مرحلهای میدانند که ازش گذشتهاند. بخشِ عظیمی از اشعارِ عارفانه و صوفیانه نیز دهنکجی هستند به خرد و خردگرایی و خردگرایان! تغییر در این نگرش به این زودیها و راحتیها ممکن نیست. همچنین باید در نظر داشت که این روزها فیلترینگ به شدت سختگیرانه شده است. رد شدن از فیلتر بس دشوار و طاقت فرساست ، چنانکه عده بسیار قلیلی شاید بتوانند از آن عبور کنند.البته احتمالا به دلیل انتخابات(انتصابات) است. گلهی من از مهربدِ گرامی، این است که اگر میخواستند از گسترشِ خردگرایی دست بشویند، حداقل میتوانستند ما را از حضور خودشان محروم نکنند و همچنان به نحوی در کنارمان باشند.ایشان از اعضای پر ارزشِ سایت بودند و نبودشان خسرانی گران بر سایت خواهد بود.امیدوارم در آیندهای نزدیک در تصمیمِ خودشان تجدید نظر کنند!
درود راسل عزیز.سپاس. متاسفانه من مدتیست به سختی گرفتار هستم و اضافه بر آن بیمار نیز هستم! و این باعث شده نتوانم به آنچه دلخواهم است(از جمله حضور در اینجا) بپردازم و این موضوع باعث دلمردگیام شده. همچنین هنگام حضور در اینجا قدری احساس شرمندگی نیز دارم به این دلیل که آنجور که باید حضور ندارم. بله ، پس از ارسالِ آن پست دانستم که شوربختانه مهربدِ نازنین ما را ترک گفته و قصد دارد از فعالیت در اینجا و دیگر فضاهای مجازی پارسی دست بشوید! براستی مایه تاسف است. آنچه ایشان در موردش شکایت داشت و موجبِ دلسردی و یاسشان از حضور در فضاهای مجازی پارسی شده بود، تا حد زیادی حقیقت دارد و من آنرا در همان روزهای نخستِ حضورم در انجمنها و فضاهای مجازی ایرانی دریافتم. ظرفیتِ بحثِ جدی در ایرانیان حقیقتا پایین است و شما همهجا هرزهگوییها در مورد بیارزشترین و سخیفترین موضوعات را میبینید اما وقتی نوبت به بحث و گرفتگوی جدی میشود، گویی میخواهند گوشتِ بدنِ خودشان را بخورند! من به شخصه، بارها تبلیغ این سایت را چه در فضاهای مجازی پارسی و چه در بین دوستان نزدیکم کردهام، اما دریغ و افسوس که کسی از آنان تمایل به حضور در فضاهای اینچنینی ندارد، اما حالا بیایید صفحهای در فیسبوک بسازید با عنوانِ «شوشولِ فرنود» ، یک ماه نشده تعدادِ اعضاء به چندسد هزار نفر خواهد رسید! از یک فضای اینچنینی چه انتظاری دارید؟ منکه براستی از این فرهنگِ مجازیِ مزخرف و منزجرکننده دل بریدهام .اما آنچه باعثِ حضورِ دائمی (اگرچه منقطع) من، برخلاف سنت همیشگیام، در این سایت شده، علاوه بر فضای متفاوت و آزادش ، حضورِ دوستانی است که میتوان با آنها گفتگوی جدی در موردِ موضوعاتِ مختلف داشت و چیزها آموخت و احتمالا آموزاند! من چندان دلبستگی در مورد گسترشِ خردگرایی در میانِ ایرانیانِ مجازی ندارم و نمیدانم چرا مهربدِ گرامی چنین هدفی را برگزیده بودند.برای من حضور در میان همین ده دوازده نفری که فعال هستند بسنده است؛ اگر چه بیش از این هم اگر شد خوب است. در واقع آنچه ما میکنیم، راسل جان، نیکی کردن و به دجله انداختن است. هر کس که خواست و توانست در آینده از این خوان بهری برگرفت، خوش به حالش، اما اگر اینطور نشد و ما تنها با خودمان سخن گفته و میگوییم، چیزی از دستِ ما نمیرود ، چرا که تنها به علائق شخصی خود،یعنی گفتگو پیرامونِ موضوعاتِ مختلفِ دانش و خرد، میپردازیم و همین مایه خوشی و دلگرمیست! مگر چه عیبی دارد یک جمعِ دوستانهی کوچک برای خودمان داشته باشیم؟در فضاهای مجازی انگلیسی نیز من بارها دیدهام جمعی خصوصی و چهل و پنجاه نفره تشکیل شده.چرا باید ازدیادِ کاربران به هر قیمتی یک هدف باشد؟ علاوه بر این، انتظارِ دریافتِ نتیجهای در کوتاه مدت در پی راهاندازی چنین سایتی، در میانِ ایرانیانِ مجازی، از واقع گرایی به دور است.سنتِ روشنفکرستیزی در میانِ ایرانیان به چندسد سال میرسد. گویا خود را بالاتر از خرد میدانند و آنرا مرحلهای میدانند که ازش گذشتهاند. بخشِ عظیمی از اشعارِ عارفانه و صوفیانه نیز دهنکجی هستند به خرد و خردگرایی و خردگرایان! تغییر در این نگرش به این زودیها و راحتیها ممکن نیست. همچنین باید در نظر داشت که این روزها فیلترینگ به شدت سختگیرانه شده است. رد شدن از فیلتر بس دشوار و طاقت فرساست ، چنانکه عده بسیار قلیلی شاید بتوانند از آن عبور کنند.البته احتمالا به دلیل انتخابات(انتصابات) است. گلهی من از مهربدِ گرامی، این است که اگر میخواستند از گسترشِ خردگرایی دست بشویند، حداقل میتوانستند ما را از حضور خودشان محروم نکنند و همچنان به نحوی در کنارمان باشند.ایشان از اعضای پر ارزشِ سایت بودند و نبودشان خسرانی گران بر سایت خواهد بود.امیدوارم در آیندهای نزدیک در تصمیمِ خودشان تجدید نظر کنند!
داریوش عزیز گذشته از اینکه بیشتر از این حقیقتا نمیتوانم با خط به خط گفته هایت موافق باشم.امیدوارم اوضاع بیماری جدی نباشد،واقعا باعث ناراحتیست شنیدن آن،گمان میکردم علت غیبتت تنها مشغله زیاد باشد. الات چندیست از آنارشی هم هیچ خبری نیست نگران حال او هم شدم. با این حال داریوش جان هرگاه توانستی حتی اگر کم هم باشد سر بزن اینجا،هم از حالت باخبر باشیم ،هم اینکه هم سخنیات هر چند کم باشد، بسیار از نبود آن بهتر است.دقیقا همین را هم به مهربد عزیز گفتم،من هم امیدوارم باز تجدید نظر کند در نصمیمش و حداقل برای دیدار و بودن در جمع دوستان هم شده وقت ولو کمی را برای اینجا بگذارد و حساب اینجا را فقط به گسترش خردگرایی نگذارد.
این انتصابات هم حقیقتا دردسری شده،ما هم ماندهایم که حقیقتا چه میشود،هر بار بدتر از دفعه قبل میشود،امروز انتخاب بین رفسنجانی و مشایی از بد و بدتر گذشته رسیده به انتخاب بین استالین و هیتلر.
درود بر داریوش گرانارج، خوشحالم که شما را باز در اینجا میبینم. بیشینهی آنچه میگویید یکسره درست است، مردم ما علاقهای به بحثهای جدی و آنچنانی ندارند و ترجیح میدهند از اینترنت برای خندیدن و دمی آساییدن بهره بگیرند، یا دستبالا مقالهای، اخباری بخوانند، بحث مال ِ تاکسی و صف نانواییست! کازبران جدینویسی که اینجا هستند چه مایه بیشترشان بدلیل «تنهایی فکری» اینجا آمدهاند، فرومنویسی روشیست برای صحبت کردن دربارهی موضوعاتی که به آنها علاقه دارید، اما در زندگی روزمره کسی را برای صحبت کردن پیرامون آنها پیدا نمیکنید. مهربد جزو این گروه نبود، شاید بخاطر عادت کردن به متفاوت بودن و آزار ندیدن از بابت آن، یا شاید به راستی بخاطر خوششناسی بینظیر یافتن کسی همقد و قوارهی خودش در جهان واقعی. اما هرکدام از اینها، او اینجا فعالیت میکرد بخاطر ایجاد تغییر در دیگران، احتمالا به این خاطر که خودش در جوانی از چند فرومنویسی فارسیزبان مثل مزدک بسیار آموخته بود و این در تغییر روند زندگی فکری او نقشی برجسته ایفا کرده بود، و میخواست اثری مشابه از خودش به جا بگذارد. من شک ندارم که سه سال تلاش مداوم و شکستخورده برای شلوغتر کردن اینجا در رسیدن او به این باور که «اینها هیچ فایدهای ندارد» موثر بوده.
پس این به نوعی اجتنابناپذیر بود، تمام کاربرانی که بدلیل روشنگری و گسترش خردگرایی در میان ایرانیان به این انجمن آمدهاند اکنون دلسرد شدهاند و در دورهای از یائسگی موقت به سر میبرند، هرچه برای این منظور زحمت بیشتری کشیده باشید، احتمال دلسردی بیشتری را هم متحمل میشود. اما در میان ما آنهایی که برای بحث پیرامون موضوعات مورد علاقهی خود و گپ زدن با آدمهای همقد خودشان به اینجا آمدهاند (مثل من و شما) هیچ مشکلی با خلوت بودن اینجا ندارند و اثرگذاری بر دیگران را پاداش فرعی و ثانویهی فعالیت در دفترچه میدانند، نه هدف اصلی.
داریوش عزیز گذشته از اینکه بیشتر از این حقیقتا نمیتوانم با خط به خط گفته هایت موافق باشم.امیدوارم اوضاع بیماری جدی نباشد،واقعا باعث ناراحتیست شنیدن آن،گمان میکردم علت غیبتت تنها مشغله زیاد باشد. الات چندیست از آنارشی هم هیچ خبری نیست نگران حال او هم شدم. با این حال داریوش جان هرگاه توانستی حتی اگر کم هم باشد سر بزن اینجا،هم از حالت باخبر باشیم ،هم اینکه هم سخنیات هر چند کم باشد، بسیار از نبود آن بهتر است.دقیقا همین را هم به مهربد عزیز گفتم،من هم امیدوارم باز تجدید نظر کند در نصمیمش و حداقل برای دیدار و بودن در جمع دوستان هم شده وقت ولو کمی را برای اینجا بگذارد و حساب اینجا را فقط به گسترش خردگرایی نگذارد.
این انتصابات هم حقیقتا دردسری شده،ما هم ماندهایم که حقیقتا چه میشود،هر بار بدتر از دفعه قبل میشود،امروز انتخاب بین رفسنجانی و مشایی از بد و بدتر گذشته رسیده به انتخاب بین استالین و هیتلر.
نمیدانم، راسل جان.اما خود نیز گمان نمیکنم چندان جدی باشد. هرچه هم که باشد قادر به کشتنِ من نیست! و باید دید چقدر میخواهد مرا آزار دهد. به هر روی، سپاسِ بیکران به خاطرِ لطفی که به من داری.چشم، حتما. البته فکر میکنم به مدتِ درازی، زین پس بتوانم بدون غیبت اینجا حضور داشته باشم.همانطور که پیش از این نیز گفته بودم، هرگاه به اینترنت دسترسی داشته باشم، دفترچه از اولین سایتهایی خواهد بود که میگشایم. من نیز امیدوارم برای آنارشی اتفاقی نیافتاده باشد و در سلامت و امنیت باشد. مهربد انسان هوشمند و شجاعی است و مطمئنا هرگاه که خواست بدون هیچ دشواری و تعارفی بازمیگردد. به امیدِ بازگشتشان، من که هنوز چیزی نشده دلم برایشان تنگ شده!
درود داریوش عزیز.مایه ی خوشحالیست که باز شما را اینجا میبینم. راهی را که دوستان پیش میبرند به نظرم چندان هم به بیراهه نرفته!خود من به شخصه در این انجمن از امثال مهر بد ها بوده که آموخته ام و طرز فکرم تغییرها کرده.این تاثیر ها را حتما دوستان حس کرده اند .گرچه شرایطی که در ایران حکم فرماست باعث شده تا آنطور که انتظار میرود بازده نداشته باشد.گرچه ابعاد این خرد گرایی ها کوچک بوده اما به هیچ وجه خالی از فایده نیست.من حقیقتا نمیدانم چرا مهربد عزیز به یکباره به این نتیجه رسیدند.چرا که وقتی رد پای نوشتارهایشان را هم میبینم اثری از این نگرش دیده نمیشود و چه طور شده که این تصمیم را به یکباره گرفتند احتمالا علت دیگری داشته و شاید خسته شده باشند و نیاز به کمی استراحت را در خود احساس کرده اند.من امیدوارم که مهربد بازگردد و دوستان دیگر با این نگاه یاس گونه فعالیت نکنند.به امید اینکه روزی فرا رسد تا در ایرانی آزاد به راحتی و بدون هیچ دغدغه و نگرانی ای هرچه آزاد تر شاهد فعالیت دوستان خردگرا باشیم....
درود بر دوستان نازنین راسل, داریوش, ایرانبانو و امیر گرامی,
من نوشتههایِ اینجا را کمابیش و دورادور, دستکم هر چند روز یکبار میدنبالم[1] و "آماج" من هرگز دوریجویی از یاران گرانمایه و دیرینهیِ این انجمن نبوده است.
چیزیکه من در زندگی از آن براستی دلسرد شدهام رویکرد ایرانیان نیست یا ناکامی (بهتر بگوییم, کمکامی) ما در گسترش خردگرایی نیز نیست, چیزی است به نام "تکنولوژی" و روند گسترش همهگیرانهیِ آن.
هیچکس گویا نمیتواند دورنمایی که تکنولوژی برای همهیِ ما (نژاد آدمی) دارد را ببیند, و از آن بدتر, هتا اگر میتوانست و میدید هم ناتوان از انجام هیچ کاری است
کنشهایِ من در این انجمن همواره و در جایگاه نخست برای خوشیِ خود ام بودهاند, ولی هنگامیکه آینده را بآشاکاری بس تاریک و دژمگر میبینم (نه چیزیکه در orwell میخوانید, بساکه چیزی دیگر) و جاییکه پارسیک[3] یا
تازیک, خردگرایی یا کورباوری, نه تنها دگرسانیای نمیدهند که بر پاد آن, به این پیشرفت و همهگیریِ تکنولوژی تندا میبخشند, همهیِ این کنشهای ام را بیهوده و هتا زیانآور میابم.
در یک جایی دیگر هم خواندم امیر دربارهیِ سه کتابی که شناسانده بودم و "انقلاب" درونیِ من نوشته بود. نکتهای در خود این سه کتاب نیست, اگر به تاریخ آغاز این جستار من بنگرید « پیشرفت روزافزون فندآوری: به کجا میرویم؟ » به اندازهیِ همین انجمن دیرینگی دارد
و من چندین سال و بیشتر است که پیوسته به آن خودآگاه و ناخودآگاه اندیشیدهام. چندی پیش تنها بر این
شدم که یک بازنگریِ ژرف و هماگی[9] در همهیِ دانستهها و آموختههای ام در این زمینه کنم و سه کتاب نامبرده
را نیز همراه با کتاب دیگر Technological Slavery (در همان جستار) از نو خواندم, که فرجامیابی من هتا از بار پیش هم ناامیدکنندهتر بود.
این را هم بگویم که من یکی از کسانی هستم که با همهیِ تکنولوژیهایِ روز آشنایی دارم و در زمینهیِ کاری خود ام (رایانه و برنامهریزی) نیز نقش بسزایی
در گسترش آنها دارم و هتا از انجام کار ام خوشیِ بسیاری هم میبرم و زندگی ام را نیز بسیار دلخواه میبینم و براستی از تکنولوژی بیشترین بهرهها را بردهام.
هر آینه, من این چند ویژگی را ندارم:
١. باور به مردم (بیشینگان[10])
٢. باور به سودمندیِ خودبهخودِ یک چیز, در اینجا: تکنولوژی
٣. باور به خردمندی نژاد آدمی; بارها بار به اینکه ما نژاد جانوریِ بسیار بسیار "خوششانسی" بودهایم و چراییِ آن نوشتهایم: پادشکنندگی[11] - Antifragility - برگ 3
با بخوبی در نگر داشتن اینکه پیشبینی[12] آینده کاری است بسیار سخت و پرلغزش, من در گذر این چند سال و سرانجام در همین چندی پیش با دلاستواری
هر چه بیشتر به این فرجام[13] رسیدم که نژاد آدمی هیچ ارادهای از خود در مهار تکنولوژی ندارد و در کنار آن, گسترش روزافزون تکنولوژی نیز روزبهروز از توان ما در کنترل زندگی شخصی امان دارد میکاهد.
برای گرفتن نکتهیِ آن, تنها به این بیاندیشید که در جایگاه یک آدم تنها, چه اندازه در دورنمایی که تکنولوژی برایتان میپنگارد[14] توانا هستید. نمونه, چندی پیش همگی
شندیم که رهبر کرهیِ شمالی جهان را تهدید به حملهیِ اتمی میکند, به این بیاندیشید که من و شما چه نقشی اینجا میتوانیم داشته باشیم؟
پاسخ از "هیچ" فرا نمیرود: تنها میتوانیم به این اُمید که دیگران (کدام دیگران؟) از رخداد چنین فاجعهای پیشگیرند (چگونه؟) زندگی را بسپرانیم.
تازه چرا راه دور برویم, زمانیکه در همین انجمن از برخی از اینکه "همهیِ کشورها باید به بمب اتمی دسترسی باشند تا صلح جهانی داشته
باشیم" میخوانیم, آیا براستی میتوانیم دورنمایی بهتر و اندک روشنتری از آنچه اندیشمندانی مانند «کازینسکی» و «ژاک اِلول» برونیافتهاند[15] داشته باشیم؟ باز هم نه.
جنگافزار اتمی (دستآوردِ تکنولوژی) یکی از سادهترین دشواریهایِ است که نژاد آدمی میتوانسته بآسانی هر چه بمهار سازد
و نزدیک به یک سده! نیز برای آن زمان داشته, نون[16] چه کسی میخواهد در برابر جنگافزارهای زیستیگ (بیولوژیک) اش راهکاریابد و چه
اندازه نیز زمان میخواهد, هزار سال؟ چه کسی میخواهد به پژوهشهایِ ژنتیکی راستا بدهد؟ آنهم تازه در میان دیوانگانی که ژنهایِ آدم را patent میزنند؟
در یکی از شرکتهایی که من کار میکردم ما پروژههایِ سنگینی روی «هوش ساختگی» داشتیم (چیزی در مایههایِ چشمیار[17] آن
خود من از بسیار دیرباز در این زمینهها کار کرده ام و از نزدیک با فرگشت[20] آن آشنایی دارم و میتوانم رشد و پاگیری آنرا حس کنم, ولی چگونه میتوانم به آن راستا بدهم؟ نمیتوانم.
سخن کوتاه, گسترش تکنولوژی روندی است افسارگریخته که از دست هیچکدام از ما آدمها هیچ برنمیاید و همهیِ کنشهایِ ما و رسانههای[21] ما نیز خودآگاه و ناخودگاه, به این رویکردهایِ آبکی کوتاهیدهاند:
دلگرمیهایِ بیجا: سازمانهای تراهومنگرایی[22] یا به چیزی راستادهند.
دیونماییهای سادهانگارانه: هماکنون خود من چند سریال تلویزیونی را میدنبالم[1] (continuum, battlestar gallactica, etc) که دورنمایی تاریک از آینده نشان میدهند —> نگران نباشید این فیلمه و این تکنولوژیه "بد" ئه, در جهان ما تکنولوژی خوبه و هرگز اینجوری نمیشود.
داوهای[25] گران از سوی کشورها: همه چیز زیر کنترل ما است, ما میدانیم داریم چه کار میکنیم, ما میدانیم خوبیهایِ تکنولوژی همیشه به بدیهایِ آن میچربد, etc, etc.
...
اینها برای سرگرماندن کودکان و همان technophileها کارا هستند, برای من به وزوز مگس میمانند.
اکنون بیایید و بگوییم در این میان من چه سود یا خوشیای باید از گسترش پارسیک[3] به چه کار میاید زمانیکه نژاد بشریتی به بالاترین گرایند[26] در آیندهیِ نه چندان دوری در کار نخواهد بود؟
گسترش خردگرایی میان ایرانیان چه سود و خوشیای دارد؟ خردگرا یا ناخردگرا, به چه میرسیم؟ این پیشرفتهترین و خردگراترین و نوگراترین کشورها
مگر توانستند سادهترین خطرهای تکنولوژی را مهار کنند که اکنون ایرانیان اش پس از چند سده دیرکرد بخواهند تازه گاماس گاماس خردگرا شده و بکنند؟
تنها دمی به این بیاندیشید که ما نمیتوانیم هتا کمتر از ٣٠٠٠ واژهیِ ساده که زبان امان را ٩٩% پارسیک خواهد نمود را بگسترانیم[27], مغز آدمها هتا تا این اندازه هم کشش ندارد, آنگاه چگونه
با چنین مردمی میتوان به پیکار دشوارهای سترگی[28] که تکنولوژی برای ما آورده و همچنین در برنامه دارد رفت؟ چگونه از بُن میتوان به خرد هام و مردمسالاری پشتگرمید هنگامیکه چنین کودنیِ فراگیری داریم؟ نمیتوان.
از سوی دیگر, بگوییم همهیِ دوستان این انجمن به آنچه من گفتم آگاهیدند[30] و سخن ام
را دریافتند و هتا با من همسو شدند, سپس چه؟ باز هم دورنمایِ امیدآوری نخواهیم داشت.
امیر گرامی هم دربارهیِ زندگی بیرون از اینجای من گفته بود, خوشبختانه من منشی[31] (شخصیتی) دارم که هیچ نیازی به
زبان باز کردن در خود ام نمیبینم, اگر بنیازد[32] با رفتن به ترازِ اندیشیک هرکس میتوانم پاکدلانه گفتگویی گرم و دوستانه داشته
باشم, ولی نیازی به اینکه دیگران را به تراز خود ام آورده نمیبینم و اگر بخواهیم زندهیِ آنرا بگوییم, همترازان من به همین انجمن میکوتاهیدهاند.
سرانجام از روی ویژگی درونی ام همواره از هر چیزی, هتا بدترین چیزها یک سودی برای خود ام میکوشم بآهنجم[33] و در اینجا, تنها سودی که از این نگرش یافتهام
یک سُهش[34] ابردُمی[35] (Sense of Superiority) ساده است که به گاه دیدن دیگر مردمان در درون ام میتوانم سر تکانده و به این همه نادانی و نادانی از نادانی بلبخندم.
ویژگی خودآموختهیِ دیگر من نیز رویکردیابی است, و رویکرد گزیدهیِ من اینجا کنارهگیری برای دستکم زمانی دراز از همهیِ ژیراییهایِ[36] ناسودمندانهیِ
دیگر (دربرگیرندهیِ خردگرایی, پارسیک[3], فلسفه, دانش, etc) و رسیدگی به زندگی خود ام است و ژرفتر اندیشیدن اندر چیزهایی که ارزش اندیشش دارند.
سپاسگزارم از اینکه از من یاد کردید, سرزدن به اینجا و دمی گپ زدن با شما گرامیان همواره خوشیآور است و روی
اینکه من از سرِ کنجکاوی هم که شده نوشتههای اتان را میخوانم میتوانید حساب باز کنید, ولی هنبازش[37] در گفتمانها, براستی نه چندان.
پ.ن.
هنگام نوشتن این به جستارِ دیگر سرزدم و از امیر پیکی خواندم که گفته بود بشریت به تکنولوژی ١٠٠٠ سالی زود دستیافته[38] در فرایند نمیدادهاند.
پرگیر[39] زیستیگ ما جایی بوده که بزرگترین بدسگالیها هنودی بومیگ و مهارپذیر داشتهاند, گسترش فندآوری همان تیز شدن ابزارها هستند, هر چه ابزارها تیزتر و توانمندتر میشوند, دامنهیِ ویرانگری آنها نیز بتناسب میفراخد: the sharper the tools, the darker the times - Lao Tzu
از سوی دیگر, از آنجاییکه ما گونههای بسیار بسیار خوششانس و کامیابی در میان جانداران بودهایم, نمیتوانیم بآسانی این پندار که جهان برای ما ساخته نشده و بود و نبود ما کوچکترین دگرسانیای در آن و برای آن و به آن نمیدهد را نیز بپذیریم.
آنچه امروز پیرامون[42] "پیشرفت" و "تکنولوژی" میبینم نیز همانندی بسیاری به همان رویکرد نیاگان ما دارد که در برابر پدیدههایِ گنگ و ناشناختهیِ طبیعی در پیش گرفته
بودهاند, ترس از زمینلرزه و آتشفشان و میرایی, به پنداشت خدایانی هومنواره[45] انجافتهاند: باشندگان خودآگاهی از جنس خودِ ما که میتوانیم با آنها همخویشپنداریم و آدگرسانی راستین جهان را نباوریم.
در این میان خود خردگرایی نیز کاری بجز زدایش این باورهای کهنهیِ 'نابهینهیِ' پیشین (دین و خدا) و جایگزینی آنها با "تکنولوژی" را نداشته, امروز خردگرا
به اینکه خدایی آن بالا هست که ما را میپاید و دوست امان دارد نمیباورد, بجایش به اینکه "خرد همگانی" و "تکنولوژی" دست در دست هم ما را رستگاری میبخشند میباورد.
امروز ما بدرستی یکجور «دین» پیرامون خوبیهایِ "پیشرفت" و "تکنولوژی" داریم:
ترس از چنگار[48]؟ تکنولوژی درمان اش را خواه یافت!
نگرانی از گرمایش زمین؟ تکنولوژی قول میدهد درست اش کند!
نگرانی از نابودی بنمایههایِ[49] زیستیگ؟ تکنولوژی قول میدهد تا پیش از پایان یافتن اشان جایگزین بیابد!
ترس از آلودگی پرگیر؟ تکنولوژی درست اش میکند, بباورید!
ترس از پیری[50] و میرایی؟ تکنولوژی نامیرایی خواهد آورد!
...
آیا تکنولوژی نمیتواند همهیِ اینها (گرچه کمابیش همهیِ آنها را هم خود از بیخ آفریده باشد) را بزداید؟ روشنه که میتواند!
ولی آیا چون یک توندی[52] آنجا هست, خودبهخود گشوده خواهد شد؟ زیرا بگوییم چیزی به نام "خواست آدمی" اینجور "میخواهد"؟
پرسش این است که کدام «خواست»؟ آنچه ما با نگرش در تکنولوژی و کنشهایِ آدمی میدریابیم این است که «خواست آدمی» دیرزمانی
است - اگر هرگز - که سرنوشتسازیِ خود را از دست داده و ما تنها در "توهمِ کنترل" به سر میبریم, که دانش به آن مایهیِ دلسردی من است.
----
1. ^ donb+âl+idan::Donbâlidan || دنبالیدن: پیرفتن; دنبال کردن Ϣiki-En to follow
2. Âmâj || آماج: نشانهیِ تیر: تودهیِ خاکی که نشانهیِ تیربر آن نهند. Dehxodâ target
3. ^ pârs+ik+idan::Pârsikidan || پارسیکیدن: پارسیک کردن; ترزبان به پارسیک Ϣiki-En to persianize
4. tâz+ik::Tâzik || تازیک: عربی Ϣiki-En, Dehxodâ, en.wiktionary.org arabic
5. ^ digar+sân+i::Digarsâni <— Degarsâni || دیگرسانی: تفاوت ⚕Heydari difference
6. tond+â::Tondâ || تندا: سرعت Ϣiki-En speed
7. Bihudan || بیهودن: باطل گفتن; یاوه خواندن Ϣiki-En, Dehxodâ to refute
8. ^ fand+âvar+i::Fandâvari || فنداوری: تکنولوژی Ϣiki-En technology
9. ham+âg::Hamâg || هماگ: کلی; دربرگیرنده general
10. biš+in+eg+ân::Bišinegân || بیشینگان: أكثریت majority
11. Pâdšekanandegi || پادشکنندگی: دربرابر شکننده; چیزیکه از زنش سود میبرد Ϣiki-En antifragility
12. piš+bin+i::Pišbini || پیشبینی: prediction
13. Farjâm || فرجام: پایان; خاتمه Ϣiki-En, www.loghatnaameh.org conclusion; ending
14. pen+gâštan::Pengâštan || پنگاشتن: نقش کردن; رسم کردن Dehxodâ to depict
15. borun+yâftan::Borunyâftan || برونیافتن: برآوردنِ بلنجِ یک برآیه بیرون از گسترهیِ بلنجهایِ شناخته شده ⚕Heydari, Ϣiki-En to extrapolate
16. Nun || نون: اکنون; حالا MacKenzie, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ now nun 17. cešm+yâr::Cešmyâr || چشمیار: عینک Ϣiki-En glass
18. far+âvar+dan::Farâvardan || فراوردن: حاصل کردن Ϣiki-En to produce
19. Jodâyidan || جداییدن: جدا کردن to separate
20. far+gaštan::Fargaštan || فرگشتن: بسیار گشتن; دگرستن; فراگشتن; تکامل یافتن www.thefreedictionary.com to evolve
21. Rasâne || رسانه: اندوه و دریغ خوردن Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ bemoan; lament
22. tarâ+human+gerây+i::Tarâhumangerâyi || تراهومنگرایی: Ϣiki-En transhumanism
23. tak+in+eg+i::Takinegi || تکینگی: نقطهیِ تکین Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ singularity
24. Degarânidan <— Degarândan || دگرانیدن: تغییر دادن to change
25. Dâvidan || داویدن: داو کردن; ادعا کردن Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, Dehxodâ to claim
26. ger+ây+and::Gerâyand || گرایند: احتمال, اگرآیند probable
27. Gostar Ânidan <— Gostarândan
28. Setorg || سترگ: بزرگ و کلان Ϣiki-En, Ϣiki-En magnificent; great
29. Hâm || هام: عام general
30. âgâh+idan::Âgâhidan || آگاهیدن: آگاه شدن Dehxodâ to be informed
31. Maneš || منش: شخصیت; خوی و سرشت Dehxodâ, Ϣiki-En, Ϣiki-En character; nature
32. niyâz+idan::Niyâzidan || نیازیدن: نیاز داشتن Ϣiki-En to need
33. Âhanjidan || آهنجیدن: انتزاع کردن; بیرون کشیدن Ϣiki-En to abstract
34. Sohidan || سهیدن: حس کردن MacKenzie to sense
35. Abardomi || ابردمی: برتری مطلق MacKenzie, Ϣiki-En superiority
36. Žirâyi || ژیرایی: فعالیت ⚕Heydari activity
37. han+bâxtan::Hanbâxtan || هنباختن: هنبازی شدن; اشتراک گذاشتن Dehxodâ, Ϣiki-En to share
38. Dastyâft || دستیافت: فرصت Ϣiki-En opportunity
39. par+gir::Pargir || پرگیر: پیرامون, محیط environment
40. Hanud || هنود: اثر, تاثیر effect
41. farâx+idan::Farâxidan || فراخیدن: گسترش یافتن Dehxodâ, Ϣiki-En to stretch out; to expand
42. pirâ+mun::Pirâmun || پیرامون: محیط Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ around
43. Hamânandidan || همانندیدن: همانندی کردن; تشبیه کردن to make similar
44. Niyâg || نیاگ: جد Dehxodâ, Ϣiki-En ancestor
45. human+vâre::Humanvâre || هومنواره: انساننُما Ϣiki-En humanoid
46. baš+ande::Bâšande || باشنده: موجود being
47. â+degar+sân+i::Âdegarsâni || آدگرسانی: بی تفاوتی indifference
48. cang+âr::Cangâr || چنگار: سرطان Ϣiki-En, ϢDict-Pâ, Ϣiki-Pâ, Dehxodâ cancer
49. bon+mâye::Bonmâye || بنمایه: منبع Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ resource || بنمایه: منبع زیستی biological resource
50. Piridan || پیریدن: پیر شدن; سالخوردن Ϣiki-En to age
51. nâ+mir+ây+i::Nâmirâyi || نامیرایی: زیستن نامرزمند, ولی به این چم که تنها "مرگِ طبیعی" در کار نیست, امُرداد ندارید و باشنده میتواند با آسیب از پیرامون همچنان بمیرد. Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ immortality
52. tav+and+i::Tavandi || توندی: پتنسیال داشتن ⚕Heydari, Ϣiki-En potentiality
مهربد گرامی برای من جالب است که طی این چند سال چگونه من و شما به دو سوی متضاد این گفتمان پرتاب شدهایم. من مدتی در آن جستار با خود کلنجار رفتم تا چیزی ننویسم(خصوصا دربارهی کازینسکی، که شاید ده سالی پیرامون آنکه چه نظری باید پیرامون او داشته باشم سردرگم و پرسان بودم)، و موفق هم شدم. نیاندیشیدن به مغاک تنها راه باقیمانده برای ماست، و امید برای آنکه پیشرفت هرچه بیشتر تکنولوژی بتواند عوارض بیشمار آنرا به نحوی حتی موقتی خنثی بکند. رویکرد درست به وقت روبرو شدن با این وضع آنست که خوششانسی بینظیر ما در نجات یافتن تا این لحظه را مدام به خاطر بیاورید و با آن استمنای روانی بکنید. یک راه دیگر آنست که بکوشید با گسترش آگاهی امید به رخ دادن دگرگونی را افزایش بدهید.
بیکنشی و رخوت اما دوام ندارد و ما برنامهریزی شدهایم تا برای حل مشکل، حتی اگرهم بینتیجه و عبث، با تمام توان تلاش بکنیم. امیدوارم این وضعیت در شما برطرف بشود و بتوانید با این حقیقت به نحوی کنار بیایید که ما از حضور شما بهرهمند بشویم،
چون به گمانم در این خودکاوی به خطا رفتهاید و علت و معلول را اشتباه گرفتهاید، همینکه میتوانید خود را به سطح پائینتری تنزل بدهید و از همنشینی با هرکس جان سالم بدر ببرید بخاطر آنست که در مجازخانه فرصت برونفکنی آنچه به راستی برایتان مهم است را در اختیار داشتهاید، اگرنه من از شما میپرسم که آیا زمانی بوده که بتوانید این راندمان بالا را بدون هیچ مشکلی حفظ بکنید، بیآنکه جایی، با کسی، آنکه حقیقتا هستید و آنچه حقیقتا دوست دارید را مطرح و برسی نکنید؟ من بعید میدانم.
راستی خوب است که این دلسردی اخیر تنها گریبانگیر فعالیت اینترنتی شما شده، من از وقتی این موضوعات جنسیتی برایم برجسته شدهاند بسیاری کارها که پیشتر خودآگاه/ناخودآگاه برای جلب نظر مساعد زنان میکردهام را کنار گذاشتهام و خود را در تلاش برای تعالی در آنها شدیدا ناتوان میبینم. پیشرفت در حرفه و محیط کار، تلاش برای موفقیت، ورزش کردن، پرهیز از خودویرانگری، رسیدگی به سر و وضع و ... شاید دورانی بود که من کار و پیشرفت و ترقی ِ ده سال را در سه سال تمام میکردم، اکنون انگیزهی به پایان بردن روز خود را هم ندارم و اگر مطلقا وادار نشوم حاضر نیستم خانه را ترک بکنم..
شما چجوری میایید اینجا که من نمیتونم؟!! الان به سختی تونستم این صفحه رو باز کنم. اگه به منه اصلا انتخابات نمیخوام زودتر این نهاد ریاست جمهوری قلابی رو با نخست وزیری عوض کنید. مرگ یک بار شیون هم یک بار. حداقل بدون انتخابات دیگه اینترنتمون به این وضع اسف بار نمیافته. والا! 🙁(((((
به سختی! من همیشه چندین ابزارِ متفاوتِ فلیترشکنی (اختصاصی برای خودم و عمومی) داشتم و هرگز فکر نمیکردم روزی چنین درمانده شوم! اما اکنون تنها یکی دو ابزار برایم باقی ماندهاند که سرعتِ اینترنتم را به یک پنجم کاهش میدهند اما ناچارم از آنها استفاده کنم.البته همینها نیز گاهی به کلی از کار میافتند و بعضی اوقات ناچار میشوم یک پیک را چندبار بفرستم تا بالاخره به نتیجه برسد. کلا باید منتظر ماند تا بعد از انتخابات.شاید اوضاع قدری بهتر شود.
مهربد گرامی برای من جالب است که طی این چند سال چگونه من و شما به دو سوی متضاد این گفتمان پرتاب شدهایم. من مدتی در آن جستار با خود کلنجار رفتم تا چیزی ننویسم(خصوصا دربارهی کازینسکی، که شاید ده سالی پیرامون آنکه چه نظری باید پیرامون او داشته باشم سردرگم و پرسان بودم)، و موفق هم شدم. نیاندیشیدن به مغاک تنها راه باقیمانده برای ماست، و امید برای آنکه پیشرفت هرچه بیشتر تکنولوژی بتواند عوارض بیشمار آنرا به نحوی حتی موقتی خنثی بکند. رویکرد درست به وقت روبرو شدن با این وضع آنست که خوششانسی بینظیر ما در نجات یافتن تا این لحظه را مدام به خاطر بیاورید و با آن استمنای روانی بکنید. یک راه دیگر آنست که بکوشید با گسترش آگاهی امید به رخ دادن دگرگونی را افزایش بدهید.
امیر ارجمند اینها بیشتر به راههایِ خودفریبی میمانند, من 'میکوشم' بی کوچکترین خودفریبیای
بنگرم و در اینجا اگر براستی ما میتوانیم کاری بکنیم, باید بکنیم, اگر نمیتوانیم هم باید ناتوانیامان را بپذیریم.
راستی خوب است که این دلسردی اخیر تنها گریبانگیر فعالیت اینترنتی شما شده، من از وقتی این موضوعات جنسیتی برایم برجسته شدهاند بسیاری کارها که پیشتر خودآگاه/ناخودآگاه برای جلب نظر مساعد زنان میکردهام را کنار گذاشتهام و خود را در تلاش برای تعالی در آنها شدیدا ناتوان میبینم. پیشرفت در حرفه و محیط کار، تلاش برای موفقیت، ورزش کردن، پرهیز از خودویرانگری، رسیدگی به سر و وضع و ... شاید دورانی بود که من کار و پیشرفت و ترقی ِ ده سال را در سه سال تمام میکردم، اکنون انگیزهی به پایان بردن روز خود را هم ندارم و اگر مطلقا وادار نشوم حاضر نیستم خانه را ترک بکنم..
من پیش از کنارهگیری از انجمنها در چیزی همانند خوب اندیشیدم, بویژه اینکه در واپسین کتاب کازیسنکی - و پیشتر مانیفست وی- نیز به این یکی از ابزارهای سیستم نماریده[1] بود:
2 . HOW THE SYSTEM EXPLOITS THE IMPULSE TO REBEL
All of us in modern society are hemmed in by a dense network of rules
and regulations. We are at the mercy of large organizations such as
corporations, governments, labor unions, universities, churches, and political
parties, and consequently we are powerless. As a result of the servitude, the
powerlessness, and the other indignities that the System inflicts on us, there
is widespread frustration, which leads to an impulse to rebel. And this is
where the System plays its neatest trick: Through a brilliant sleight of hand,
it turns rebellion to its own advantage.
Many people do not understand the roots of their own frustration, hence
their rebellion is directionless. They know that they want to rebel, but they
don't know what they want to rebel against. Luckily, the System is able to
fill their need by providing them with a list of standard and stereotyped
grievances in the name of which to rebel: racism, homophobia, women's
issues, poverty, sweatshops . . . the whole laundry-bag of "activist" issues.
Huge numbers of would-be rebels take the bait. In fighting racism,
sexism, etc., etc., they are only doing the System's work for it. In spite of this,
they imagine that they are rebelling against the System. How is this possible?
First, SO years ago the System was not yet committed to equality for
black people, women and homosexuals, so that action in favor of these
causes really was a form of rebellion. Consequently these causes came to be
conventionally regarded as rebel causes. They have retained that status today
simply as a matter of tradition; that is, because each rebel generation imitates
the preceding generations.
این دربرگیرندهیِ جنبش پدافند[2] از حقوق مردان نیز میشود.
نمیگمانم براستی بنیازد[3] که اینجا گوییم که روشن است که در خوبیِ برابری حقوق زنامرد سخنی نیست یا در
اینکه نژادپرستی بسختی نکوهیدنیست سخنی نمیرود, ولی نکته در اینجاست که با پرداختن به اینها ما:
١. از پرداختن به خود سیستم و دشواری بسیار مهادینتر[4] (= افسارگریختگی تکنولوژی) میدوریم[5].
٢. به پایداری و پایستگی سیستم میافزاییم.
بیکنشی و رخوت اما دوام ندارد و ما برنامهریزی شدهایم تا برای حل مشکل، حتی اگرهم بینتیجه و عبث، با تمام توان تلاش بکنیم. امیدوارم این وضعیت در شما برطرف بشود و بتوانید با این حقیقت به نحوی کنار بیایید که ما از حضور شما بهرهمند بشویم،
...
امیر جان, دوریجویی من از این کنشها بر این پایه نیست که از همه چیز ناامید یا دلسرد شدهام, فرنودهایِ[6] گوناگونی آنجا
هست. یک نمونه خوب از چرایی آن, چندین سال پیش که من با همین نگرش کازینسکی آشنا شدم توانستم با آمدن به دفترچه و
پرداختن به دشواریهایِ دیگر (اسلام, خردگرایی, ینه) نگرانیهایِ بجای ام را به دست فراموشی سپارم, اینبار ولی نمیخواهم دوباره همین راه را روم.
در کنار آن, تکانههایِ[7] انقلابخواهی (rebel) که در بالا نوشتم نیز همواره در من بوده و یکی از راههایِ بسیار
خوب برای تُهیگیدن[8] آنها را من در همین پرداختن به دشواریهایی همچون حقوق مردان, اسلام, خردگرایی و ...
داشتهام, با 'روزه' گیری از همهیِ آنها میخواهم تکانههایِ خود ام را بازشناخته و آنها را در جایِ درست بتهیگم.
رویهمرفته, همهیِ اینها در جاییکه با ما خطر سهمگینی به نام تکنولوژی روبرو هستیم بدرستی به خودفریبی و رویگردانی از دشواری مهادین میمانند.
چه سودی دارد حقوق زن و مرد یکی باشد, زمانیکه گرایند[9] نابودی نژاد آدمی به ١٠٠% مینزدیکد[10]؟ چه سودی دارد مردان را به
ستمهایی که در حق اشان رفته بیاگاهانیم, زمانیکه تکنولوژی همهیِ ما را در خود فروبرده و اگر نابود نسازد, در بند و بی اراده خواهد کرد؟
پرداختن به چنین چیزهایی زمانی شایستگی و بایستگی دارد که ما امیدی هم به آینده داشته باشیم, نه اینکه از
میان آیندههایِ شایند[11] تنها کورسو امیدی به چندتایی خوب داشته باشیم که آنهم بیشتر به خودفریبی بماند تا هر چیز دیگر.
چون به گمانم در این خودکاوی به خطا رفتهاید و علت و معلول را اشتباه گرفتهاید، همینکه میتوانید خود را به سطح پائینتری تنزل بدهید و از همنشینی با هرکس جان سالم بدر ببرید بخاطر آنست که در مجازخانه فرصت برونفکنی آنچه به راستی برایتان مهم است را در اختیار داشتهاید، اگرنه من از شما میپرسم که آیا زمانی بوده که بتوانید این راندمان بالا را بدون هیچ مشکلی حفظ بکنید، بیآنکه جایی، با کسی، آنکه حقیقتا هستید و آنچه حقیقتا دوست دارید را مطرح و برسی نکنید؟ من بعید میدانم.
گرایش به پذیرشخواهی دیگران بدید من همواره از کاستی در خویش میاید. در برخی جاها, مانند سکس چنین کاستیای درست و پذیرفتنی است,
ولی در پرسمانهایِ[12] اندیشیک نه, زیرا تنها راهْ برای دریافت درستی و نادرستی را خرد و فرنودسار[13] میدهند و این دو به گفتگوی رودررو نمینمیازند.
سرانجام اینکه با خواندن نوشتههایِ خود ام اندکی دلسردی نابجا از خودِ زندگی سُهیدم[14], که باید بگویم به هیچ
روی چنین نیست, در این چند هفته من چندی از بهترین روزهایِ زندگی ام را سپراندهام, گرچه هیچ برنامهیِ
آنچنانی برای خودِ آینده ندارم, هیچ چیزی دگرسانیِ[15] ویژهای نیافته, ولی خود ام را آزادتر از همیشه میبینم,
میتوانم با آسودگی و بیرون از هیاهو و نوفه[16] بیاندیشم یا بر پاد آن, در بیکنشی اَوست بخرسندی بزیوم[17].
اگر در بیکنشی احساس دورریختنِ زمان یا تنش و نگرانی به آدم دست داد باید دانست که بیگمان یک دشواریای آنجاست.
چیزیکه خود من بآروین[18] دریافتهام:
The entertainment industry serves as an important psychological tool of the system, possibly even when
it is dishing out large amounts of sex and violence. Entertainment provides
modern man with an essential means of escape. While absorbed in television,
videos, etc., he can forget stress, anxiety, frustration, dissatisfaction. Many
primitive peoples, when they don't have any work to do, are quite content to
sit for hours at a time doing nothing at all, because they are at peace with
themselves and their world. But most modern people must be constantly
occupied or entertained, otherwise they get "bored," i.e., they get fidgety,
uneasy, irritable.
----
1. Nemâridan || نماریدن: اشاره کردن; نماره کردن to point
2. pad+âfand+idan::Padâfandidan || پدافندیدن: دفاع کردن Ϣiki-En to defend
3. niyâz+idan::Niyâzidan || نیازیدن: نیاز داشتن Ϣiki-En to need
4. meh+âd+in::Mehâdin || مهادین: اصلی Ϣiki-En, Ϣiki-En principal; main
5. dur+idan::Duridan || دوریدن: دور شدن to recede
6. far+nud::Farnud || فرنود: استدلال; منطق; دلیل Ϣiki-En reason
7. tekân+e::Tekâne || تکانه: برانگیختگی ناگهانی Ϣiki-En, Ϣiki-Pâ impulse
8. toh+ig+idan::Tohigidan || تهیگیدن: تخلیه کردن Ϣiki-En to empty
9. ger+ây+and::Gerâyand || گرایند: احتمال, اگرآیند probable
10. Nazdikidan || نزدیکیدن: نزدیک کردن to bring close; to come close
11. šây+and::Šâyand || شایند: امکان Ϣiki-En possible
12. pors+mân::Porsmân || پرسمان: مساله Dehxodâ, Ϣiki-En problem
13. farnud+sâr::Farnudsâr || فرنودسار: دانش منطق Ϣiki-En logics
14. Sohidan || سهیدن: حس کردن MacKenzie to sense
15. digar+sân+i::Digarsâni <— Degarsâni || دیگرسانی: تفاوت ⚕Heydari difference
16. Nufe || نوفه: اختلال ⚕Heydari, Ϣiki-En noise
17. Zistan <— Zividan
18. Beârvin || باروین: از روی آروین; از روی تجربه TFD experientially
به به، درود آنارشی جان؛ خوش برگشتی. در نبودِ من و شما، مهربدِ عزیز به خواستِ خود مدتی (احتمالا طولانی) از جمعِ ما خداحافظی کردهاند . شما خوب و خوش هستید؟
من بعد از یک وقفه 3 هفته ای برگشتم😚، دلم حسابی برای دفترچه و شما دوستان تنگ شده بود اما واقعا گرفتار بودم و نمیتونستم سر بزنم😔
اتفاقا امروز می اندیشیدم که: وقتی تمام هویتتان را پشت یک نام کاربری پنهان می کنید دلیل نمیشود که همفکرانتان را دوست نداشته باشید و به آنها عادت نکنید و همانیز آنان و ناگهان غیبت شما باعث میشود دوستانتان نگران حال شما شوند و بعد از مدتی راحت فراموش میشوید چه تلخ است تکرار نبودنهایی که به هیچ ختم میشود (مخاطبم شخص شما نبود)
به نام خدا ( به خود ای) دوستان بعد از خوش وبش و ابراز دلتنگی ناشی از غیب کبرا(مهربد)وصغرا(انارشی) که اشگمان در امد بدون استنشاق بوی پیاز! باید عرض کنم سایت خالی از محتوا شده در واقع محتوا تولید نمیشه من از دوستان میخوام که تولید محتوا کنند البته در جهت روشنگری حتی با کپی پیست که افراد بیشتری به خو د ایند و البته من شخصا نمیتوانم فیلترنت داخل انتقدر مجرایش تنگ است که اجازه خروج هر گونه عقیده ایی را محدود و غیر ممکن میسازد این وظیفه بر عهده دوستان خارجه نشین است ------- باشد که چنین گردد
من هیچ نمیدانم دلیلِ این همه نق زدن چیست، اگر اینجا کسی را خوش نمیآید یا در آن محتوا تولید نمیشود یا هرچیز ناخوشآیندِ دیگر، راهتان را گرفته و به سایتی دیگر بروید و اینقدر مغزِ ما را نخورید که این سایت فلان و بهمان است، این سایت همین است که میبینید، خوشتان نمیآید بروید جایی دیگر بیابید که خوشتان بیاید و در آن محتوا تولید شود. اینجا کسی موظف نیست برای شما محتوا (از نوعی که خوشآیندِ شما باشد) تولید کند.
به نام بی خرد جناب داریوش چقدر لگد میزنید مخاطب من شما نبودید مسلما چون دانشی در شما نیست اکثر دوستان دایما کاربران را طفیلی می بینند و اگر نیک بنگرید دایما میگویند بروید این است نتیجه روشنفگر نمای طلب کار؟ خوب است اسپاگتی را سپاس شما مدیری مدبری نیستید وگرنه ملت را بر دریا غرق مینمودید تا افکار پوسیده شما روشنفکر نماهای بی فکر هست جامعه پیشرفت نخواهد کرد لیست اختراعات و اکتشافات امثال شما کتاب کینس و انستیتو نوبل را فراگرفته است وجود شما متوهمین برای جامعه سم است زیرا نه دانشی فراخور زمانه دارید که عرضه کنید نه مسلما وقت تولید محتوا حتی شده کپی پیست!
ایشان به نظر میرسد تجربهی کمی در فرومنویسی به زبان فارسی دارند و نمیدانند هر انجمنی یک کاربر مثل شما دارد. ناراحت نشوید گرامی، بترولید.
به به، شهریار گرامی می آیند مخفیانه پای پستهای ما سپاس می گذارند و بی هیچ کلامی می روند. کجایید دوست عزیز؟ 💐
سپاسگزارم امیر جان،من از آغاز هم سخن چندانی برای گفتن نداشتم و بیشتر از نوشته های ارزشمند شما عزیزان بهره می بردم. درگیر شدن در یک رابطه و همینطور رفتن مهربد ارجمند(که کوشش روزافزون اش برای روشنگری مایه ی حسد و ستایش من است و از ارزشمندترین انسانهایی است که تا کنون دیده ام) هم بر بی انگیزگی همیشگی من دامن زده.این فیلترینگ لعنتی هم این چند روزه حسابی ما را اذیت کرده به گونه ای که "تور" دیگر ما را در گذاشتن یک سپاس و پسند خشک و خالی هم یاری نمی کند.
امیدوارم شما دوستان همواره پرچم دفاع از حقوق مردان و روشنگری را بالا نگه دارید، من هم جسته و گریخته در خدمتتان هستم.🌹🌺
درود یاسی جان💐 به نظر میرسد فیلترینگ از یک سو و امتحاناتِ پایانترم از سویی دیگر باعث شده مشغلههای و دشواریهای دوستان برای حضور در اینجا دو چندان شده باشد و سایت در سکوت به سر میبرد. خودت خوب و خوش هستی؟