من که نمیدانم چه روزی ست و برای چه به هم تبریک میگویند در این روز، ولی من به شما تبریک میگویم تا نشود که در این روز احساساتتان خدشه برگیرد! البته اگر قابل میدانید.
ممنون و سپاسگزار🌺 البته ما هم زیاد نمیدانیم چرا به هم تبریک میگویند:)) آنهم وقتی که حقیقتا عاشق یکدیگر نیستند..!! اما از رسم هدیه دادن و گرفتنشان خوشمان می اید...
ممنون و سپاسگزار البته ما هم زیاد نمیدانیم چرا به هم تبریک میگویند:)) آنهم وقتی که حقیقتا عاشق یکدیگر نیستند..!! اما از رسم هدیه دادن و گرفتنشان خوشمان می اید...
خواهش میکنم.
خوشبختانه آنانکه به من نزدیکند، روحیات مرا خوب میشناسند و سراغ کادو و هدیه و چنین چیزهای پرخرج و نامشروعی را نمیگرند!!!
---------------
میگویم لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود.هرچه میخواهم در جستارها مشارکت کنم مگر این صندلی داغ میگذارد؟! بندی تبصره ای چیزی برای انصراف ندارد ؟!😓
فکر این را بکنید که به زودی قرار است روی همین صندلی خودتان بنشنید و آنگاه چه انتقامی من از شما خواهم گرفت.حال خود دانید.
ما که از روش sonixax استفاده میکنیم خیلی هم سخت نیست ولی ... سوالات امیر که تکراریند.کمی هم تقلب میکردید قبلش بد نبود:)) اما سولات من دسته اولند و کلی باید در خود جستجو کنید تا پاسخش را بیابید...👿
ما که از روش sonixax استفاده میکنیم خیلی هم سخت نیست ولی ... سوالات امیر که تکراریند.کمی هم تقلب میکردید قبلش بد نبود:)) اما سولات من دسته اولند و کلی باید در خود جستجو کنید تا پاسخش را بیابید...
آنارشی را چرا نمیگویید؟نبودن جناب امیر را بهانه کرده میگوید تا ایشان نباشد من روی صندلی نمینشینم. من که نمیگذارم پس از من کسی جز شما روی صندلی بنشیند و آنگاه من میدانم و شما.ناممکن نیست که مجبور شوید دوران درون شکم مادرتان را هم به خاطر آورید!
آنارشی را چرا نمیگویید؟نبودن جناب امیر را بهانه کرده میگوید تا ایشان نباشد من روی صندلی نمینشینم. من که نمیگذارم پس از من کسی جز شما روی صندلی بنشیند و آنگاه من میدانم و شما.ناممکن نیست که مجبور شوید دوران درون شکم مادرتان را هم به خاطر آورید!
ما که خوشبختانه در جایی قرار داریم که تا مدتی مدید از کامپیوتر سالم بی نسیب هستیم. شاهدش هم همین چند پست پیش که کل تاریخ ایران را با یک واژه به افتضاح کشیدیم و فکر جوانان مردم را به انحراف کشاندیم... ضمن اینکه ما رسم ادب را به جای می اوریم و تا بزرگان و ریش سپیدان انجمن جلوس نکردند به هیچ روی به خود اجازه ی چنین جسارتی نخواهیم داد... الان هم چند سوال نیچه ای برایتان کنار گذاشته ایم تا لحظات شیرینی را بر روی صندلی داغ سپری کنید💐
چرا این اندازه زود از روی صندلی داغ پا شدی؟ چرا نگذاشتی 10 پرسش مهند را از تو هم بپرسم تا رستگار شوی؟
بیا پاسخ بده:
۱. از چی میترسی؟
۲. یه هواپیما داریم با ۱۰۰ سرنشین که توش یه بمب هست که ۱۰ دقیقه دیگه میترکد
میشه و یک کارشناس ِ بیکنشکردنِ بمب هم در هواپیماست و نمیتواند با کمکِ همکارانش که روی زمین هستند، بمب را از کار بیاندازد یا هتا آن را از هواپیما بیرون بیاندازد!
اکنون پلیس بمبگذار را یافته و او هم گردن گرفته و سند و مدرک هم بهاندازه کافی یافتهاند.
ولی بمبگذار رمز بمب را نمیگوید!
بنگر تو در چنین جایگاهی باید چه کرد؟
هیچ نکنیم؟
او را شکنجه دهیم؟
در این ۱۰ دقیقه با او از ارزشهای انسانی و خوبی ها و اخلاقیات سخن بگوییم؟
یا...
۳. خورشت کرفس دوست داری؟
۴. دروغگوی خوبی هستی؟
۵. دیگران به جکهایی که میگویی میخندند؟
۶. یادمانی داری که با یادآوری آن شرمگین و سرخ شوی؟ ( اگر دادینه خودینه است تنها بلی/خیر )
۷. از زمانی که کودک بودی، پیشامدهای تلخ زیادی بیاد داری؟
۸. ورزشکار هستی؟
۹. پنج واژه میگم نخستین چیزی که به ذهنت میاد رو بنویس:
شلغم
کزاز
گراز
رپ
زیزیگولو
۱۰. چه پیشهای رو برای همبود از همه سودمندتر میدونی؟
خوب همش زیر سره این نمایارهایی هست که بر میگزینی... یک نمایار از فردی چادری (ترجیحن با سیبیل فابریک و پر پشت) برگزین تا ببینم دیگر شیطان میتواند از این غلطها بکند یا نه 😝
مرد تنهای بامدادان ، فَردیدم این نبود که بیدرنگ پس از کلاس سرراست بیام دفترچه ! :) کار و بارهایم را انجام بدهم و نیمهشب که تو در رویا و هفت پادشَه و اینهایی بیایم ... ؛ Well :) براینپایه امشب ناگزیرم حاضر غایبتان بکنم ! :) بانو «یاسی» که نقل است فیلترشکنشان خراب شده و قادر به پُست زدن نمیباشد ؛ تنها میایند و "سپاس" میدهند و میروند ؛ «آنارشی» که دیرزمانیست روزهی سکوت پیشه کرده و گویی آهنگ شکستن ندارد ؛ (در روایت آمده که عاشق شده ، اسپاگتی داند) «ممد» به تازگی گوشهگیر شده و دل و دماغ پُست زدن ندارد ؛ وانگهی «امیر» هم در غیبت صُغری بسر برده و بیست روز دیگر ظهور میکند تا به خدمت فمنیستها برسد ؛ «راسل» که صُبح تا شب ، شب تا صُبح همیشه آنلاین است ولی فطرتاً شیرازیست ؛ 😝 «آندد نایت» گویا اینروزها Busyست ؛ (اکنون بگمانم آنلاین شده) بانو «نیروانا» گهگاه سرکی میکشد ، یکی دوتا عکس ِ حیوان در جُستار مربوطه میگذارد و میرود ؛ «ایرانبانو» هم که از بیخ در لیست Users active in the past 48 hours موجود نیست ؛ دیگران هم مِن جمله : Sonixax ، Angela ، Bibak و غیره... پُرگاه در حاشیه بوده و در محافل شبنشینی و لهو و لعب حضور نمیابند ! --- یکی «داریوش» که از پس ِ کار و درگیریهای روزافزون ، زمان ِ فراغ یافته ؛ یکی «من» که موتور شبنشینیام به تازگی روشن شده ، و دیگری «سامکینگ» (همیشه شبزندهدار) حاضریم و دیگران غایب !
💐 با این پست لبخند به لبام اومد. قشنگ نوشتی. خب من چند روزی این تور اذیت میکرد مطالب رو میخوندم ولی لوگ این نمیکردم. اضافه کنم که میلاد گرامی هم دیگه مثل قبلا نمینویسه. شاید سرش شلوغه. 😊
امروز رفتم مصاحبه برای كار تو آزمایشگاه یه بیمارستان دولتی طرف میگه شما تصور كن استخدام شدی و فردا میای سر كار اولین مكانی پرس و جو میكنی كه كجاست چه مكانیه؟ - خوب جایی كه باید كار كنم - قسمتی كه باید مشغول شم -بعد از اون؟ - جایی كه باید لباسامو وسایلمو بذارم - بعد از اون؟ - اتاقی كه نمونه ها رو نگه میدارین - بعد از اون؟ من بعد از مدتی تفكر- احتمالا اتاق كارفرما یا رئیس این بخش ایشون با اخم - بعد از اون؟ من مشكوكانه - دستشویی - ممنون خانم بفرمایید باهاتون تماس میگیرم
امروز رفتم مصاحبه برای كار تو آزمایشگاه یه بیمارستان دولتی طرف میگه شما تصور كن استخدام شدی و فردا میای سر كار اولین مكانی پرس و جو میكنی كه كجاست چه مكانیه؟ - خوب جایی كه باید كار كنم - قسمتی كه باید مشغول شم -بعد از اون؟ - جایی كه باید لباسامو وسایلمو بذارم - بعد از اون؟ - اتاقی كه نمونه ها رو نگه میدارین - بعد از اون؟ من بعد از مدتی تفكر- احتمالا اتاق كارفرما یا رئیس این بخش ایشون با اخم - بعد از اون؟ من مشكوكانه - دستشویی - ممنون خانم بفرمایید باهاتون تماس میگیرم
الان فهمیدم نمازخونه منظورش بوده
یاسی جان من متاسفم برای استخدام نشدنت. اما خیلی بامزه بود داستان من کلی خندیدم،خنده هم بیشتر به اون حزب اللهیست.فکر کن
منتظره بگی نمازخونه بعد همچین چیزایی بشنوه 😆 خودت رو هم ناراخت نکن این ها ارزشش رو ندارند ✌️
امروز رفتم مصاحبه برای كار تو آزمایشگاه یه بیمارستان دولتی طرف میگه شما تصور كن استخدام شدی و فردا میای سر كار اولین مكانی پرس و جو میكنی كه كجاست چه مكانیه؟ - خوب جایی كه باید كار كنم - قسمتی كه باید مشغول شم -بعد از اون؟ - جایی كه باید لباسامو وسایلمو بذارم - بعد از اون؟ - اتاقی كه نمونه ها رو نگه میدارین - بعد از اون؟ من بعد از مدتی تفكر- احتمالا اتاق كارفرما یا رئیس این بخش ایشون با اخم - بعد از اون؟ من مشكوكانه - دستشویی - ممنون خانم بفرمایید باهاتون تماس میگیرم
الان فهمیدم نمازخونه منظورش بوده
😓
یکی از دوستان من (خانوم بودند) در یک همچین مصاحبه ای وقتی از در وارد اتاق مصاحبه شد، مرد مصاحبه کننده از او خواست که در را پشت سرش ببندد.این بانو هم که در را پشت سرش بست، به او گفتند که مگر نمیدانی که زمانیکه دو نامحرم در یک اتاق هستند نباید در را بست؟! حال این بانویی که من میگویم اگر در یک کشور غربی بود، شرکت های کامپیوتری/نرم افزاری روی هوا میگرفتندش.
یاسی جان من متاسفم برای استخدام نشدنت. اما خیلی بامزه بود داستان من کلی خندیدم،خنده هم بیشتر به اون حزب اللهیست.فکر کنم منتظره بگی نمازخونه بعد همچین چیزایی بشنوه 😆 خودت رو هم ناراخت نکن این ها ارزشش رو ندارند ✌️
جالب اینجاست كه فكر كه میكنم پیش خودم اگه تا دو ساعت دیگه هم مصاحبه ادامه پیدا میكرد آبدارخونه ی ساختمان كناری هم نام میبردم و اصلا فكرم به نمازخونه نمیرسید😓
😓 یکی از دوستان من (خانوم بودند) در یک همچین مصاحبه ای وقتی از در وارد اتاق مصاحبه شد، مرد مصاحبه کننده از او خواست که در را پشت سرش ببندد.این بانو هم که در را پشت سرش بست، به او گفتند که مگر نمیدانی که زمانیکه دو نامحرم در یک اتاق هستند نباید در را بست؟! حال این بانویی که من میگویم اگر در یک کشور غربی بود، شرکت های کامپیوتری/نرم افزاری روی هوا میگرفتندش.
اولین بار كه واسه مصاحبه رفتم آقایی كه چهرش داد میزد حذب اللهی و بسیجی و این چیزاست پا شد دست دراز كرد و منم دست دادم دیگه چیزی نپرسید😓
البته من امدوارم كماكان كه زور بخش تكنیكی و علمی به این بخش بچربد😔
البته من تجربه ی مصاحبه در جاهای دولتی را انچنان نداشتم. اما یک چیز را به تجربه دانستم اینکه انقدر طرفم را از بالا به پایین مینگرم که این اجازه را به خود ندهد که در مورد من بر اساس سلیقه های خود قضاوت کند....
البته من تجربه ی مصاحبه در جاهای دولتی را انچنان نداشتم. اما یک چیز را به تجربه دانستم اینکه انقدر طرفم را از بالا به پایین مینگرم که این اجازه را به خود ندهد که در مورد من بر اساس سلیقه های خود قضاوت کند....
من دلم اعتراض سازمان یافته میخواد. چرا هیچ سازمان مخفی مبارزاتی تو ایران وجود نداره؟
وجود داشت دیگه ،نمونه ش همین مجاهدین .ولی زدند کشتند ترور کردند زندانی کردند و خونه های تیمی شون رو کشف و تصرف کردند.برای مبارزه با این حکومت ددمنش و خودکامه خارج از کشور محیط امن تری هست
البته منظورم مصاحبه کنندگان مشاغل دولتی بود.در شرکت های خصوصی بیشتر بر همان تخصص تاکید میشود.
هر آنچه که مستقیما در دست دولت باشد چه مشاغل و چه مراکز آموزش عالی یا ... به هیچ روی بر اساس شایستگی گزینش نمیشود و حکومت سعی دارد تنها خودی ها را به حوزه ی خود راه دهد. غیرخودی ها هم که در کشمکش و بی قانونی های بخش خصوصی اسیرمیشوند و اگر حقیقتا گرگ بودن را نیاموزند تضمینی نیست که در انجا هم بتوانند جایی برای خود بیابند
خوش آمدید ملینای گرامی 🌺 در صفحه آخر اینجا دوستان مشکلی مشابه شما داشتند که توضیح داده شده علتش. البته به محدودیت حجم و سایز آواتور هم باید توجه کنید شاید مشکل اون باشه