من از نتایج آگاهم...😏 . . . . . . . . . . مشروط میشوم💪👌😁
تازه رشتهی من هم خیلی الکی و بیخوده، مفت نمی ارزه!😍
تا چهار پنج پگاه که همیشه همگاه (آنلاین) بودی روشنه که باید مشروط هم بشی ! (;; من خودم هم بودم ولی درس میخوندمها ، تازه رشتهی من از این الکی ها نیستها ؛ فراهنجار دشواره ! 😘
تا چهار پنج پگاه که همیشه همگاه (آنلاین) بودی روشنه که باید مشروط هم بشی ! (;; من خودم هم بودم ولی درس میخوندمها ، تازه رشتهی من از این الکی ها نیستها ؛ فراهنجار دشواره ! 😘
تعریف از خود(دادینه خودینه) نشه...
ولی رشته من تاپترین و سختترین رشته نظام آموزشی ایرانه!!
امیر دوهزار و پانصد و نود و یک، یک پرسشی دارم پاسخ میدی؟
این "دوهزار و پونصد و نود و یک" اَت چه صیغه ایست؟ چندین روزه که این پرسش تو ذهنمه...
باید بپرسید «امیر» دیگر چه صیغهایست چراکه اسم من امیر هم نیست. جوانتر که بودم عضو گروهکی شدم که اعضای آن باور داشتند همهی چیزهای تحمیلی، از جمله اسم را باید دگرگون کرد. هرکس نامی را انتخاب میکرد و بقیه باید به آن احترام میگذاشتند و کامل و درست آنرا تلفظ میکردند، دایی سلیمون، زرافهی سفید و... اسمی که من روی خودم گذاشتم «امیر۲۵۹۱» بود، چراکه به خاطر سپردن آن برای بقیه سخت بود و هر دفعه میپرسیدند «دو هزار و چه؟» دلم خنک میشد... اکنون که به گذشته مینگرم میبینیم برای آدمهایی که جهت اقتدارگریزی و مبارزه با جبر گرد هم آمده بودند کلی محدودیت ِ دست و پاگیر برای خودمان اختراع کرده بودیم... این نام از آن دوران مانده، و یادآور خاطرات خوش نوجوانیست.
باید بپرسید «امیر» دیگر چه صیغهایست چراکه اسم من امیر هم نیست. جوانتر که بودم عضو گروهکی شدم که اعضای آن باور داشتند همهی چیزهای تحمیلی، از جمله اسم را باید دگرگون کرد. هرکس نامی را انتخاب میکرد و بقیه باید به آن احترام میگذاشتند و کامل و درست آنرا تلفظ میکردند، دایی سلیمون، زرافهی سفید و... اسمی که من روی خودم گذاشتم «امیر۲۵۹۱» بود، چراکه به خاطر سپردن آن برای بقیه سخت بود و هر دفعه میپرسیدند «دو هزار و چه؟» دلم خنک میشد... اکنون که به گذشته مینگرم میبینیم برای آدمهایی که جهت اقتدارگریزی و مبارزه با جبر گرد هم آمده بودند کلی محدودیت ِ دست و پاگیر برای خودمان اختراع کرده بودیم... این نام از آن دوران مانده، و یادآور خاطرات خوش نوجوانیست.
نمیدونم والا 😄 ما که هنوز نیومده شدیم یک انسان تن اسای آنتی سوشال😬 خوش امد نخواستیم روانه بیمارستان روانی مان نکنند خودش خیلیه:)))
تنآسای آنتیسوشال نیروانگرا!!!
اگر نیک بنگریم، سه تا زاب هستند، یکی از آنها نیروانگرا + ئه، یکی دیگر هم بسته به دیدگاه (undead_knight و خودم) که تنآسایی باشه + ئه، آنتی سوشال هم که خب اینهارا ببین:
دوستش داشتم فکر کن یه عده خلافکار که باید سربه نیست بشن کت بسته یهو از اینده بیان جلوت ظاهر بشن بعد بزنی با یه شلیک خلاصشون کنی:دی بعد یکی از همونا خودت باشی که از اینده میای چه شود:)
مهربد جان من آگاهانه به خیلیها سلام نمیكنم یا حرف نمیزنم پس گوشزد هم بی تاثیره:) من خودم هیچوقت چنین مواردی رو به كسی گوشزد نمیكنم چون هركس آزاده محدوده روابط اجتماعیش رو خودش تعیین كنه دیگران هم وقتی میبینند من نادیده میگیرمشون من رو نادیده بگیرند برام مهم نیست
مردمانی هستند که دامنت را میگیرند تا گم نشوند بر میگردی تا دستشان را بگیری زمین میخورند زیر پاها له میشوند و تو میروی و دیگر با خودت شرط میبندی که هرگز دست کسی را نگیری دوباره و دوباره و هزار باره جلوی چشمانت سبز میشوند میزایند و میزیند چرک میبارد از دماغشان اویزانشان میکنی به میخ دیوار باز میروی از پشت حمله میکنند وارزو میکنند که زمین بخوری برمیگردی التماست میکنند نگاهشان نمیکنی دردشان می اید و تو باز میروی زندگیت را تا میکنی و روی طاقچه میگذاری شب ها را میخواهی که زندگی نکنی شب ها را میخواهی که خدا باشی نمیگذارند می خوابی میمیرند....
راسل جان خیلی ساکتی... خوب نیست آدم اینقد کمرو باشه..
میخواهی به یاد قدیمها یک جستار بیآغازم برویم آنجا با هم دعوا کنیم؟بزنیم به سر و کله هم؟
من و کمرویی؟!!(حداقل در فضای مجازی) در کل خیلی در مود بحث نیستم و البته بحثی که من را جذب خود کند هم نیست.
جالب است که حتی اینکه گفتی تظاهرات 9 دی میلیونی بوده و مستند است و آنوقت 25 خرداد را که ما بچشم خودمان دیدیم میشود ده هزار نفری (یکدهم جمعیت استادیوم آزادی !!) هم من را به اندازه کافی برای پاسخ تحریک نکرد
وقتی من میدونم رقصیدن و بی حجاب بودنم و آرایش کردن و....اینها همه باعث ناراحتی امام زمانم میشه حداقل وقتی حاجتمو ازش گرفتم مراعات کنم و سریع به جای شکر خدا مراسم را نندازم چرا زمانی که بیمار شدیم مثلا دستون شکسته و کلی درد می کشیم از خدا می خوایم که زودتر خوب شه و بشه مثل اولش بعدش که خوب شد لاک میزنیم و به نا محرم نشون میدیم ؟
من موندم چرا توی این فیس بوک در قسمت People You May Know خیلی وقت ها کسایی رو معرفی میکنه به من پسوند اسمشون"جنده"هست،حالا نه دوست مشترک باهاشون دارم نه پیج هایی که لایک میکنم به این تیریپا میخوره
تازه چند هفته پیشم زده بود: هر کس که به من امدن ربیع الاول را بشارت دهد من بشارت بهشت را به او میدهم یه همچی چیزی:))) اینو پیغمبر خاتم گفته بود یادمه:))
من موندم چرا توی این فیس بوک در قسمت People You May Know خیلی وقت ها کسایی رو معرفی میکنه به من پسوند اسمشون"جنده"هست،حالا نه دوست مشترک باهاشون دارم نه پیج هایی که لایک میکنم به این تیریپا میخوره :)))
اکنون چه شده پس از مدت ها برگشته اید و گیر شبنشینی داده اید ؟ (((: شب زندهداری با قهوه و کتاب* را هستم ولی سیگار را نه ؛ کنون در دوران ترک بسر میبرم ! (((: (هرآینه پیشتر بسی سیگار میکشیدم ولی کژخویی (اعتیاد) هرگز نداشتهام)
* من روی هم رفته یک دم ورق زدن ِ کتاب و کتابخوانی را به هزاران ایبوک و ویکی پدیا و اینجور مزخزفات نخواهم داد
اکنون چه شده پس از مدت ها برگشته اید و گیر شبنشینی داده اید ؟ (((: شب زندهداری با قهوه و کتاب* را هستم ولی سیگار را نه ؛ کنون در دوران ترک بسر میبرم ! (((: (هرآینه پیشتر بسی سیگار میکشیدم ولی کژخویی (اعتیاد) هرگز نداشتهام)
* من روی هم رفته یک دم ورق زدن ِ کتاب و کتابخوانی را به هزاران ایبوک و ویکی پدیا و اینجور مزخزفات نخواهم داد !
قدری گرفتاری دارم.دو سه هفته دیگر گرفتاری هایم پایان خواهند یافت و بیشتر اینجا خواهم بود. من هم چنین هستم .هرگز معتاد به سیگار نبوده ام.اما وقتی شب سرد باشد و چند دم سرد به ریه هایتان برود، قدری هم سرتان درد گرفته باشد، آنگاه بی شک، بیش از هر چیزی سیگار اولین چیزی ست به یادش می یوفتید.
و در مورد ورق زدن کتاب هم با شما هم داستانم، اما کتاب چنان گران شده است که من که قبلا همیشه به وقت بیرون رفتن، بخشی از وقتم را در کتاب فروشی ها میگذراندم، اکنون از ورود به کتاب فروشی پرهیز میکنم چرا که میدانم حتما وسوسه شده و کتابی میخرم و پولم را بر باد میدهم!
ویکی پدیا هیچی،ایبوک هایی که به زبان های مختلف و با دسترسی خیلی بیشتر از کتاب هستند رو دیگه نمیشه نادیده گرفت:)
اگر از ویکی فاکتور بگیریم ، با بند بالا همسو ام ؛
ولی باز خوشی و لذتی که در نسکخوانی و معاشقه با کتاب هست ، هرگز در کالبد ِ یک ایبوک نخواهد بود ! پیشترها استادی داشتم که از آداب و رُسومات نسکخوانی ِ خودش به من گفته بود ، جوری وسوسهبرانگیز سخن میگفت که من از آنپس کتاب را بیشتر از روی ِ سرخوشی بردن و معاشقه میخوانم !
رویهم رفته تراز و شایمندی کتاب هرگز با یک ایبوک سنجشپذیر نیست
قدری گرفتاری دارم.دو سه هفته دیگر گرفتاری هایم پایان خواهند یافت و بیشتر اینجا خواهم بود. من هم چنین هستم .هرگز معتاد به سیگار نبوده ام.اما وقتی شب سرد باشد و چند دم سرد به ریه هایتان برود، قدری هم سرتان درد گرفته باشد، آنگاه بی شک، بیش از هر چیزی سیگار اولین چیزی ست به یادش می یوفتید.
نه ! این روزها بیاندازه از آسمان آلودهی تهران دود میخورم ؛ چندگاهیست که شاید به همین انگیزهها سیگار را بوسیدهام گذاشتهام کنار
اگر از ویکی فاکتور بگیریم ، با بند بالا همسو ام ! ولی باز خوشی و لذتی که در نسکخوانی و معاشقه با کتاب هست ، هرگز در کالبد ِ یک ایبوک نیست ! پیشترها یک استاد پیر ادبور داشتم که بسیار مرا دوست میداشت ، از آداب و رُسومات کتابخوانی خودش به من گفته بود ، جوری وسوسهبرانگیز میگفت که هر بنی بشری را به کتابخوانی شیفته میکرد ! من از آنپس کتاب را بیشتر به انگیزهی سرخوشی بردن میخوانم !
آه سنت گرایی از نوع خاطره گرا:))
خب من این نوع لذت از کتاب خوندن رو مثل فتیش در سکس میدونم!:))یعنی به جای اینکه محتوای کتاب(سکس) خوشی اور باشه آداب و رسوم یا چیزهای مربوط(فتیش) خوشی اور میشه:)
خب من این نوع لذت از کتاب خوندن رو مثل فتیش در سکس میدونم!:))یعنی به جای اینکه محتوای کتاب(سکس) خوشی اور باشه آداب و رسوم یا چیزهای مربوط(فتیش) خوشی اور میشه:)
خب من این نوع لذت از کتاب خوندن رو مثل فتیش در سکس میدونم!:))یعنی به جای اینکه محتوای کتاب(سکس) خوشی اور باشه آداب و رسوم یا چیزهای مربوط(فتیش) خوشی اور میشه:)
PHD in beauty annihilation :))
بیهوده نیست که نرمافزار فیسبوک ، افراد بی بند و بار جنسی را به شما پیشنهاد میکند !
اینکه فیسبوک به من"جنده" پیشنهاد میکنه چه ربطی به پی اچ دی من داره :))) من فقط لذت از خود کتاب رو به فتیش تشبیه کردم،اگر این فتیش رو دوست داشتم شاید این پیشنهاد فیسبوک معقول بود:)) به قول شلدون مثل اینکه من زیادی برای بعضی چیزها فرگشت یافته هستم:)))
هر بی بند و بار جنسی که " جنده" نیست،"جنده" کسی هست که در ازای سکس پول میگیره:)) اگر واقعا افراد بی بند و بار پیشنهاد میکرد که ناراضی نبودم:)))
نه دیگه ! به اون میگن تن فروش . جنده اغلب به كسی میگن كه با هر كسی سكس میكنه بدون دریافت چیزی و فقط برای خواباندن غریزه جنسی اش ، زن و مرد هم ندارد . بسیاری از پسرهای ایرانی به خاطر سركوب جنسی كه شده اند در حقیقت یك فاحشه هستند . روابط جنسی خارج از روابط احساسی چیز قشنگی نیست ولی لازمه.
نه دیگه ! به اون میگن تن فروش .
جنده اغلب به كسی میگن كه با هر كسی سكس میكنه بدون دریافت چیزی و فقط برای خواباندن غریزه جنسی اش ، زن و مرد هم ندارد .
بسیاری از پسرهای ایرانی به خاطر سركوب جنسی كه شده اند در حقیقت یك فاحشه هستند .
روابط جنسی خارج از روابط احساسی چیز قشنگی نیست ولی لازمه.
تن فروش همون جنده هست:)
جنده : جنده . [ ج ِ دَ / دِ ] (ص ) زن بدعمل . بدکاره . زن تباه کار که شغلش تبهکاریست . فاحشه . روسبی . قحبه .
این از این عادات فرهنگی مسخره هست،البته همینکه کلمه "جنده"بار معنایی خیلی خاصی داشته باشه هم خنده داره.
یک واژه بسیار مناسب داریم که همین بی بند و بار هست،قشنگی هم که نسبی هست.(در ضمن اینها هیچ ربطی نداره که کسی تائید بکنه یا ردشون بکنه اینها از نظر من جز ترجیحات مربوط به سکس هستند)
با همه اینها هنوز هم من دوست ندارم فیسبوک بهم جنده پیشنهاد بکنه:)))
من هم که گفتم یکی نیست ولی جنده همون تن فروش هست مگر اینکه کسی به ازای شغل هیچ پولی دریافت نکنه:))
جنده در قبال سكس پول نمیگیره ، تو ایران بهش میگن جنده دوزاری !!!! ولی تن فروشی رسمن یك شغل است . اون دهخدا هم خیلی قابل اطمینان نیست ، همه میتونن ویرایشش كنند