خاطره +18 یک جذابیت دیگه ای داره اما هر خاطره ای دوس داری بگو
ممدجان چون سخن از باسن به میان آمد یاد این یادمان افتادم !(: روی هم رفته این بخش باید بیشترین کشندگی و رُبایش را میان مردان داشته باشد ؛ درسته ؟ پیش تر هم از این مهاد بیولوژیک مردان در جایی سخن گفته بودم ؛ -- خُب خاطره نخست تو بگو تا یخ من آب بشه
خسته شدی از بس راه صحیح رو نشون دادی واسه منی که نمیخوام تغییر کنم
بابا مهربد خیلی زود خسته شدی
یک تنه به جنگ چندین قرن رفتی
نه پیشامدانه همین dvorak که بیچاره زمان خودش خسته شده بود و بشریت را نفرین میکرد، امروز
هواداران سر و دست شکنی! مانند من دارد که او را میپرستند و در nix* برایش جایگاه ویژه باز کردهاند.
ممدجان چون سخن از باسن به میان آمد یاد این یادمان افتادم !(: روی هم رفته این بخش باید بیشترین کشندگی و رُبایش را میان مردان داشته باشد ؛ درسته ؟ پیش تر هم از این مهاد بیولوژیک مردان در جایی سخن گفته بودم ؛ -- خُب خاطره نخست تو بگو تا یخ من آب بشه !
خیر سینه حرف نخست رو میزنه . باسن رتبه 2 داره . بقیه جاها هم سلیقه ای هست حالا هی از من خاطره بکش بابا الیس
یاد یکی ار کارهای +18 توی ماشین توی یک شب زمستونی و بارونی افتادم خیابون تاریک. شیشه ها پر از قطره های اب(خودش باعث استتار میشد)و بخار گرفته ترس از لو رفتن ادرنالین +100000
نه پیشامدانه همین dvorak که بیچاره زمان خودش خسته شده بود و بشریت را نفرین میکرد، امروز هواداران سر و دست شکنی! مانند من دارد که او را میپرستند و در nix* برایش جایگاه ویژه باز کردهاند.
جای دوری نمیره 😁
بابا مهربد عزیز اول دبیره پارسی رو همه گیر کنیم بعد هم جهانیش میکنیم
حضورممدخان عزیز عرض کنم که با پالتوی کلفت و شلوارجین والا دیگه به حس و عصب نمیرسه من وقتی داشت دستشومیکشیدبیرون تازه فهمیدم:)))کافرجان به نکته خوبی اشاره کردی والا ما مشغول صحبت با دوست گرام بودیم وازدرک محیط عاجز:))بانو آلیس خدمتتان عرض شودکه ماهرجابریم اسلام ازاون درش میره بیرون:))))
خُرده ی به جایی بود ولی نه اینجا ؛ در میان شب نشینی و گفت و گوهای ساده و دوستانه به نگرم گیر بیجایی بود ! -- نگذار موتور خُرده گیری های من هم به پارسی سازی ِ زبان پیش انگاشت این تارنما روشن شودهــآ
خُرده ی به جایی بود ولی نه اینجا ؛ در میان شب نشینی و گفت و گوهای ساده و دوستانه به نگرم گیر بیجایی بود ! -- نگذار موتور خُرده گیری های من هم به پارسی سازی ِ زبان پیش انگاشت این تارنما روشن شودهــآ !
روشن شود یا نشود، به جز خودت و خودم کسی روی "پارسیک" نیست 😆
البته چرا بس که شیراز درازه ماشالا!! اون دوردستهاش برای نمونه سمت شهرک گلستان(که چسبیده به کوه!) هر سال برف میاد ولی تو خود شهر پدیده نادری هست که برف بیاد و 2-3 سانت رو زمین بشینه
به گمانم یک کمالگرا یا فرزامگرای بجایش perfectionist دیگر هم داشتیم که آنارشی بود.
البته من به شدت انارشی وسواس نیستم كلا شخصیت و احساساتم نظم خاصی نداره ولی اگر تجربه جدیدی برام پیش بیاد كه به ایده ال های من نزدیك تر باشه به هیچ وجه به كمتر از اون قانع نمیشم
البته من به شدت انارشی وسواس نیستم كلا شخصیت و احساساتم نظم خاصی نداره ولی اگر تجربه جدیدی برام پیش بیاد كه به ایده ال های من نزدیك تر باشه به هیچ وجه به كمتر از اون قانع نمیشم :))
آری، من هم یه خرده اندیشیدم ببینم چی چی گِرا میشود این.
آرمانگرا = کسی که بدنبال بهترین و ایدهآلترین است. فرزامگرا = perfectionist؛ کسی که به کمتر از فرزام کوتاه نمیاید.
به نگرم هیچکدام نیست، یک چیزی در مایههای خود-فرزامگرا بهتر میزند 😏
احتمالا اختلال جدیدیه كه هنوز كشف نشده 😃 برای مثال به برخی رفتارهای بدنی یا چشمی ؛حركات دست هنگام صحبت كردن ؛مخصوصا لهجه اطرافیان زیاد دقت میكنم طوری كه گاهی اگر طرف فیلسوف هم باشد اگر از ازلهجه یا حركاتش و رفتارش خوشم نیاد زیاد به حرفهاش هم دقت نمیكنم 😜
حضورممدخان عزیز عرض کنم که با پالتوی کلفت و شلوارجین والا دیگه به حس و عصب نمیرسه من وقتی داشت دستشومیکشیدبیرون تازه فهمیدم:)))کافرجان به نکته خوبی اشاره کردی والا ما مشغول صحبت با دوست گرام بودیم وازدرک محیط عاجز:))بانو آلیس خدمتتان عرض شودکه ماهرجابریم اسلام ازاون درش میره بیرون:))))
بانو مگر ما شلوار جین ندیده و پالتو نپوشیده ایم؟
به نظر من با یک ورزشی دارویی چیزی باید این عصب ها رو تقویت کنید
خدا رو شکر مال ما خدادادی قوی هست پوست تخمک رو هم حس میکنیم
بانو مگر ما شلوار جین ندیده و پالتو نپوشیده ایم؟ به نظر من با یک ورزشی دارویی چیزی باید این عصب ها رو تقویت کنیدخدا رو شکر مال ما خدادادی قوی هست پوست تخمک رو هم حس میکنیم
چه تخم تو تخمیه😄 از مال خودمون نمیشه مایه بزاریم چون انسان ساز هست دیه ش هم بالاست😬
تخمک گامت مادهاست که درون تخمدان جاندار ماده قرار گرفته و پس از بارورسازی به یاختهٔ تخم تبدیل میشود. بارورسازی عبارت است از ترکیب گامت ماده با گامت نر یا اسپرم.😏
یسر به فروم هم میهن زدم. برام جالب بود که بعضی از دوستان دفترچه اونجا حضور داشتند. اون تایپک "نقد پلانتینگا بر کتاب ملحدانه ریچارد داوکینز" رو خوندم، قسمتیش رو البته. واقعا الان قدر آزادی دفترچه رو بیشتر میدونم. البته فکرشو نمیکردم شما بتونید اون مطالبو اونجا بنویسید، ولی باز هم میگم خیلی قوانین مسخره ای از خودشون درآورده اند. آدم خنده اش میگیره از اون وضعیت. خوشحالم که دوستان "دگراندیش" :)))) خوب از پس مذهبیون برآمده بودند. نظرتون درباره این فروم مثبته یا منفی؟
یسر به فروم هم میهن زدم. برام جالب بود که بعضی از دوستان دفترچه اونجا حضور داشتند. اون تایپک "نقد پلانتینگا بر کتاب ملحدانه ریچارد داوکینز" رو خوندم، قسمتیش رو البته. واقعا الان قدر آزادی دفترچه رو بیشتر میدونم. البته فکرشو نمیکردم شما بتونید اون مطالبو اونجا بنویسید، ولی باز هم میگم خیلی قوانین مسخره ای از خودشون درآورده اند. آدم خنده اش میگیره از اون وضعیت. خوشحالم که دوستان "دگراندیش" :)))) خوب از پس مذهبیون برآمده بودند. نظرتون درباره این فروم مثبته یا منفی؟
نگر -
از پسشان برآمدن که چیزی نبود، هممیهن یک مهادی دارند به نام اصل عدم قطعیت هممیهنی، باینریخت که هر پست شما
تا زمانیکه از زیر نگاه چند تا بالایی رد نشده باشد، هنوز روشن نیست که براستی فرستاده شده، یا اینکه نهـ.... تنها وهم و پندار است 😆 برای همین از 2000 پست و خوردهای من 1300 تا ناپدید شدهاند و میشوند .. !
از پسشان برآمدن که چیزی نبود، هممیهن یک مهادی دارند به نام اصل عدم قطعیت هممیهنی، باینریخت که هر پست شما تا زمانیکه از زیر نگاه چند تا بالایی رد نشده باشد، هنوز روشن نیست که براستی فرستاده شده، یا اینکه نهـ.... تنها پنداریک است 😆 برای همین از 2000 پست و خوردهای من 1300 تا ناپدید شدهاند و میشوند .. !
آی گفتی... قبل اینکه بیاین هممیهن یه جستاری بود در باره دادگری یا بیدادگری خدا......تو یکی از پیک ها شماره پست رو نوشته بودم که "تو چندمین پیک هست بورو بخونش.."قشنگ یادمه جستار یه 15 برگی شده بود دو هفته که گذشت، یهو آب رفت شد 10 برگ!!! رفتم اون پیکم رو نگاه کردم که توش آدرس داده بودم، باورم نمیشد شماره ای رو که نوشته بودم رو ویرایش کرده بودن تا جور در بیاد.........ینی سانسور تا این حد حرفه ای.........گشتاپو!!!👽
من 6 ماه هموند هممیهن بودم 300 تا پیک داشتم رو هم رفته با "محروم" کردن شماها و .... و رفتن بزرگمهر و مزدک و.... دیگه در "تالار های موضوعی" براستی تخته شد! منم بیکـــــــــار جونم براتون بگه که تو 4-5 روز 100 تا پیک تو تالار های سرگرمی نوشتم!! تا این حد پر آمد و شد و سرگرم کننده هست! ینی بیکار نمیمونی ولی خب ارزش نداره... و اینکه سخنگاه دفترچه هیچوقت اونجوری نمیشه چون احمقا رو جذب نمیکنه!*😜 مگر اینکه پیروان اسپاگتی رو جذب کنیم!** --------------- پ.ن: *چون برای احمقا کشش نداره! **پیروان اسپاگتی رو پذیرش کنیم!