shirinتو سیگار میکشی؟ میدونی چقدر ضرر داره؟ از همه ضررهای داخلیش که بگذری همون پیری زودرسش کافیه. خوشت میاد چند وقت دیگه صورتت بشه پر از چین و چروک دندونات هم همش زرد بشه؟
نه بابا، مگه میشه سیگار کشید؟! ولی یه بسته سیگار دارم. 😜
shirinتو سیگار میکشی؟ میدونی چقدر ضرر داره؟ از همه ضررهای داخلیش که بگذری همون پیری زودرسش کافیه. خوشت میاد چند وقت دیگه صورتت بشه پر از چین و چروک دندونات هم همش زرد بشه؟
نه بابا، مگه میشه سیگار کشید؟! ولی یه بسته سیگار دارم. 😜
آنارشی جان کجایی که اینجا تبلیغ دخانیات میکنند 😁
mamad1تبلیغات منفی علیه سیگار خب خیلی زیاده
سیگار واقعا چیز بدرد بخوری نیستولی تا دلت بخواد قلیون بدرد بخوره
سیگار از قلیون که به دردبخورتره. یه جا خووندم قلیون از آثار و نشانه های به جا مونده از حرم سراها و نشانه خوشگذرانی به شیوه حاکمان شرقی و فساد اخلاقی هست ولی سیگار فقط غم، غم و غم...
viviyanسیگار از قلیون که به دردبخورتره. یه جا خووندم قلیون از آثار و نشانه های به جا مونده از حرم سراها و نشانه خوشگذرانی به شیوه حاکمان شرقی و فساد اخلاقی هست ولی سیگار فقط غم، غم و غم...
خب ادم مرض داره همش غمو غمو غم؟
ای کاش ما هم حرمسرا داشتیم
والا بقرعان😏
یک حوری توی کوچه ما زندگی میکنه
5 ساله هر وقت تیپ میزنم توی کوچه پیداش نمیشه
امروز با شلوار کردی و یه پتو که انداخته بودم رو دوشم و یه رکابی داغون رفتم دم در
اقا یک دفعه پیداش شد و تا بیام از جلو چشمش فرار کنم و خودم پشت یک درختی سنگی چیزی قایم کنم دیگه منو دیدو ابروم رفت
این چه قانون قشنگیه؟
ادم دو تا ما تحت داشته باشه یکیشو پاره کنه از حرصش
Reactorپس داستان مسلمان شدن ایرانیان چه بوده؟
Ouroborosمن توضیح تورج دریایی را از همه واقعیتر مییابم: از آنجاکه مذهب زرتشتی دین ِ حکومتی به حساب میآمده و بزرگان آن نیز اغلب از جایگاه بسیار والایی در حکومت برخوردار بودند، وقتی ساسانیان سقوط کردند و اعراب مسلمان به ایران حاکم شدند، تمام یا اکثریت قریب به اتفاق آن بزرگان برای حفظ منافع خود بلادرنگ و از روی ظاهر به اسلام گرویدند. این باعث شد سلسلهمراتب دینی از میان برود و حفظ ایمان در برابر آنهمه دشواری که اعراب فراهم کرده بودند(جزیه و تقسیم جامعه به مسلمان/کافر و ..)کار بیهودهای به نظر برسد، برای مثال گمان بکنید فردا صبح تمام آخوندهای سرشناس شیعه، دستهجمعی به مسیحیت بگروند. با این وجود بیشتر مردم همینطور به دین زرتشت باقی ماندند، خصوصا که جمعیت ایران برخلاف روم در شهرهای بزرگ متمرکز نبود و در شهرهای کوچکتر گاهی تا سیصد سال(اواخر دوران سامانی)تمام مردم زرتشتی مانده بودند! پس انگیزهی اصلی کم و بیش اکثریت قاطع کسانی که در زمان سلطهی اعراب ایمان آوردند، منفعتطلبی بود نه ترس. پس از سقوط عباسیان، ما شاهد دو شاخه شدن جامعه هستیم: یک بخش کاملا به اسلام میگروند و زیر سایهی طاهریان به بازسازی فرهنگ و هویت ایرانی تحت اسلام میپردازند، یکی دیگر(بابک در آذربایجان و مازیار در طبرستان)با تمام توان و تا واپسین لحظه در برابر آن مقاومت میکنند. این مقاومت و گرویدن به یک سرعت(اما با شکستهای اولی و پیروزیهای دومی)ادامه پیدا میکنند تا برآمدن سلطان محمود غزنوی، که نخستین مسلمانیست در تاریخ ایران که با نامسلمانان بسیار بدرفتار میکند، گاهی فرمان قتل عام ایشان را میدهد و هر سال جزیهها را افزایش میدهد و زنان آنان را برای لشگر خود حلال میداند و حتی دیگر انواع مسلمان را به رسمیت نمیشناسد و نامسلمان ماندن تحت سلطهی او بسیار بسیار سخت است.. خلاصه ترکان بودند که تعصب را وارد اسلام کردند، پیش از آن با آنکه اعراب چندان روادار نبودند، هرگز گزینهی «به دین خود بمانید اما جزیه بدهید» را از مردم عادی نمیگرفتند.
یه مقاله هست که البته من کامل نخوندم اما این بخشش رو گفتم بذارم...
چنانکه مورّخین گفته اند تا 3، 4 قرن مردم برخی از مناطق ایران هنوز مسلمان نشده بودند. از جمله مردم فارس تا قرن چهارم زرتشتی بودند.(12) مردم گیلان و دیلمستان نیز بر آئین قبلی خویش بودند تا اینکه پس از دو قرن توسّط شخصی به نام ناصر اطروش زیدی مسلمان شدند.(13) البته مناطقی مثل قزوین بود، که اسلام را به سرعت پذیرفتند. (14) با این وجود، آنها به خاطر عدم آشنایی با زبان عربی، بدون اینکه از اسلام چیزی بدانند اظهار مسلمانی می کردند. اغلب موارد نیز مناطقی بودند که با اسلام آوردن کدخدایان و صاحبان اراضی و اشراف، رعایا و دیگر مردم نیز مسلمان می شدند. تمایل اشراف و صاحبان اراضی نیز بخاطر این بود که هر کس مسلمان می شد امتیازاتی داشت. از جمله تملّک او بر اراضی و اموالش باقی می ماند، و از پرداخت جزیه معاف می شد.(15)
این چنین بود که عدّه زیادی بخاطر حفظ اموال و اراضی خود، و عدّه زیادی بخاطر تبعیّت از عمل اشراف و بزرگانشان مسلمان شدند، در حالی که ایمان در دلهایشان رسوخ نکرده بود. عدّه ای نیز از ترس جان یا عدم توانایی پرداخت جزیه، مسلمان شدند. چرا که اگر کسی مسلمان نمی شد، یا باید جزیه پرداخت می کرد و یا باید کشته می شد. گفته شده در زمان حجّاج، از موالی به این عنوان که اسلام آنها واقعی نیست ـ و برای فرار از جزیه اسلام آوردهاند ـ جزیه گرفته میشد!(16) بنابراین، ایرانیانی که هم زمان با فتح ایران اظهار مسلمانی کردند پنج دسته بودند:
1- عدّه ای که به سرعت اسلام را پذیرفتند امّا نسبت به معارف اسلامی ـ بخاطر ندانستن زبان عربی ـ معرفتی نداشتند. این گروه اندک بودند.
2- عدّه ای که بخاطر تبعیّت از اشراف و بزرگان منطقه مسلمان شدند.
3- عدّه ای که از ترس جانشان مسلمان شدند.
4- عدّه ای که بخاطر عدم توانایی در پرداخت جزیه های سنگین مسلمان شدند.
بنابراین اکثر تازه مسلمانان ایرانی، اسلام ظاهری داشتند، و در طی چند قرن پس از فتح ایران، با معارف اسلام آشنا شدند و ایمان قلبی آوردند. آنان هم که اسلام را نپذیرفتند، یا مقاومت کردند و کشته شدند و یا مانند اکثر مناطق از جمله مردم آذربایجان، بانقیا، باروسما، حیره، بهقباد اسفل، و اوسط، انبار، ساباط، رومیه، مهرود، اهواز، ایذه، شوش، جندى شاپور، رامهرمز، اصفهان و ... با پرداخت جزیه به آئین پیشین خود باقی ماندند.(17)
دوستان خلاف سنگین من در کل دوران زندگیم، خوردن نوشابه خانواده بوده و گاهی هم لایی کشیدن با ماشین😜
چه قدر استاندارد بودی انارشی
mamad1یک حوری توی کوچه ما زندگی میکنه
5 ساله هر وقت تیپ میزنم توی کوچه پیداش نمیشهامروز با شلوار کردی و یه پتو که انداخته بودم رو دوشم و یه رکابی داغون رفتم دم در
اقا یک دفعه پیداش شد و تا بیام از جلو چشمش فرار کنم و خودم پشت یک درختی سنگی چیزی قایم کنم دیگه منو دیدو ابروم رفت
این چه قانون قشنگیه؟
ادم دو تا ما تحت داشته باشه یکیشو پاره کنه از حرصش
ممد جان غصه نخور...این مورد شما مورد معروفی هست👌
Murphy's law is an adage or epigram that is typically stated as: "Anything that can go wrong will go wrong".
او اوه،من همیشه فکر میکنم اگر میشد جلوی گسترش سیگار رو با کشتن کریستف کلمب گرفت،چه راه ممکنی برای جلوگیری از شروع رواج قلیون بوده:))
Aliceاستاندارد ترین Mehrbod است ! (:
از من چیزی بیرون نمیاید، به آوند پاسداری از دادههای شخصی
😏
Aliceبرای همین "غمگین" و "خسته از زندگی" شدی دیگر !
پس شادمانی های تو چیست ؟
استاندارد ترین Mehrbod است ! (:
حالا دقیقا همینی که نوشتم نبوده...یه تاپیک داریم در مورد تفریحات که خودم باز کردم،بیشتر همین نت بوده شاید... اما خب درست هم میگی !! شادمانی خاصی یادم نمیاد داشته باشم...یعنی بهتره بگم چیزی نیست که شادم کنه😚
Mehrbodاز من چیزی بیرون نمیاید، به آوند پاسداری از دادههای شخصی 😏
مهربدجان عاشق هم که شدی...حالا کسی داده شخصی ازت نخواست که
!!!
Aliceنه ؛ برای اینکه هیچ یادمانی از مدرسه و دانشگاه نداری نگفتم ؛
روی هم رفته بسیار استاندارد به نگرم میـآیی ! (:
روی هم رفته نادرست است، ولی روی پاسداری از دادههای شخصی چیزی نمیشود گفت 😏
Anarchyمهربدجان عاشق هم که شدی...حالا کسی داده شخصی ازت نخواست که !!!
بازگویی خاطرات مدرسه و دانشگاه = داده شخصی
بازگویی کارهایی به یاد سپردنیای که با دوستانمان انجام دادهایم = داده شخصی
بازگویی اینکه بهمان روز با بهمان دوستمان حشیش زدیم = داده شخصی
اینهایی که پراکنده اینجا و آنجا میگویید در گذر زمان روی هم انباشته میشوند و با یک واکافت داده یا data analysis میشود تک تکتان را شناسایی کرد.
اندک اندک جمع مستان میرسند
اندک اندک می پرستان میرسند
این شعر از کیه؟
فکر کنم از مولاناس
به خاطر سبک شعرش میگم
یک ترانه از استاد ناظری گوش میدم همینو میخونه
یک حالت شور و انرژی خاصی به آدم میده
بدرد کد نویسی میخوره
Mehrbodبازگویی خاطرات مدرسه و دانشگاه = داده شخصی
بازگویی کارهایی به یاد سپردنیای که با دوستانمان انجام دادهایم = داده شخصی
بازگویی اینکه بهمان روز با بهمان دوستمان حشیش زدیم = داده شخصیاینهایی که پراکنده اینجا و آنجا میگویید در گذر زمان روی هم انباشته میشوند و با یک واکافت داده یا data analysis میشود تک تکتان را شناسایی کرد.
خوردن نوشابه خانواده چطور😜؟ اگه داده های دروغ رو با راست قاتی کنیم و اینجا بگیم چطور😊؟ اگر در مورد هویت و علایقمون دروغ بگیم چطور 😍؟
Anarchyخوردن نوشابه خانواده چطور😜؟ اگه داده های دروغ رو با راست قاتی کنیم و اینجا بگیم چطور😊؟ اگر در مورد هویت و علایقمون دروغ بگیم چطور 😍؟
دروغ که باید بگید خوب و خواستنیه 😁
ولی این فرهنگ هر چه میدانی بگو یا واسمون خاطره تعریف کن یا اگه نکنی standard هستی و .. خوب نیست جابیافتد.
اولین نفری که شیشه نوشابه بهش استعمال میشه احتمالا منم😝
ای شیشه نوشابه ها مرا دریابید اما من باز مبارزه میکنم
احتمالا
بازجوم موقع شکنجه برای مسخره کردنم میگه همچین شیشه ها دریابنت که جیگرت حال بیاد
الان ترس وجودمو براشت
اقا من دیگه داده شخصی نمیدم😄

قدرت کتاب ها رو دست کم نگیرید! :)
Aliceپاتوق شب نشینی حزب الله را چرا بستید ؟
تازه امشب می خواستیم آنجا پاتوق کنیمــــ... !
خب به اندازه کافی شاید هم زیاد تر از این مدل تاپیک ها داریم
ایشون هم از سر لجبازی و رو کم کنی زرتو زرت از این تاپیک ها ایجاد میکنه
یک شوری میفته و یه مدت گرم میشه بعد ول میشه
امشب خیلی احساس بیچارگی کردم.
اونقد تو نت میمونم که وقتی خواستم بخوابم، وقت فکر کردن پیدا نکنم و مستقیم خوابم ببره.
viviyanامشب خیلی احساس بیچارگی کردم.
اونقد تو نت میمونم که وقتی خواستم بخوابم، وقت فکر کردن پیدا نکنم و مستقیم خوابم ببره.
جدا خیلی دوس داشتم همپات بیدار بمونم
ولی خواب این اجازه رو بهم نداد
امیدوارم تا وقتی خوابت ببره اروم شده باشی
شب همه دوستان بخیر باشه
Aliceاکنون میخواستی بگویی "مثلاً من هم حشیش زده ام" ؟
تازه بازگویی ِ یادمان ِ چندین سال ِ پیش که داده ی خودینه نمی شود جانم !
مهربد قبلا فکر کنم گفته بود که بعضی مواد رو تجربه کرده...چیز جدیدی نیست! خاطرات چندین سال قبل
هم به هر حال کمی اطلاعات از ما میدن و شاید به تنهایی اهمیتی نداشته باشن، اما در کنار سایر اطلاعات...
!!!
هنوز این احتیاطها و ملاحظات رو من درک نکردم.
دوستان یک چند چیز جالب از دوران بچگیتون بگید
. من بار اول که ویندوز ۹۸ دیدم و برنامه real player ، فکر میکردم روی اون کلیک کنم بازی های رئال مادرید رو پخش میکنه 😄 یکی از کارهای مورد علاقه من هم این بود که زمستونها میرفتم پای پنچره چایی میخوردم ، خوشم میاومد هوا سرد بود و چایی داغ. یادم میاد ۷-۸ ساله بودم نمیدونستم سکس اصلا چی هست ، از بزرگ ترها سوال میکردم که چرا ۲ نفر که ازدواج میکنند و در یک خونه زندگی میکنند بچه دار میشوند😜 ، ولی مثلا بقیه زن و مردها که ازدواج نکردند در یک خانه هم باشند بچه دار نمیشوند؟ بیچاره بزرگترها هم مونده بودند مفهوم سکس رو چجوری به من بگن ، یک بار دیگه یادم هست دلم میخواست سیگار بکشم ، رفتم شاخ و برگ توی باغچه رو داخل روزنامه پیچیدم فکر کردم سیگار هست ، یه پک زدم داشتم خفه میشدم ، روز جهانی کودک دیگه بهشت ما بود صبح تا شب کارتون میداد.😢
منم یادمه، کاغذ رو میپیچیدیم و آتیش میزدم و به عنوان سیگار پک میزدیم بهش.
خیلی عجیبه که همه در کودکی درباره سکس و نحوه بچه دار شدن براشون سوال پیش اومده جز من. اصلا یه بار هم درباره اینکه چطور بچه به دنیا میاد کنجکاو نشدم که سوالی بپرسم، درباره قاعدگی هم هیچ اطلاعی نداشتم تا بعد از چندبار که برای خودم اتفاق افتاد، اونم نمیدونستم چیه و چون خیلی میترسیدم و خیلی هم خجالتی بودم از کسی نپرسیدم تا بالاخره مادرم به دادم رسید. وقتی هم بهم نوار بهداشتی داد فکر کردم باید کلا با بسته بذارم تو لباسم. ☺️
viviyanهنوز این احتیاطها و ملاحظات رو من درک نکردم.
Anarchyهم به هر حال کمی اطلاعات از ما میدن و شاید به تنهایی اهمیتی نداشته باشن، اما در کنار سایر اطلاعات... !!!
چرایی آن در واکافت داده آمایشیک یا Combinatorial data analysis - WiKi نهفته.
یک داده یا یادمان (خاطره) به تنهایی چیزی درباره شما نمیگوید. ولی از آمودن (combining) دادهها کنار یکدیگر شانس یافتن دادههای آبدار یا بدردخور لگاریتموار میافزاید.
از آنجاییکه دوستان این فروم بویژه از ایران دوست ندارند به مهمانسراهای اوین یا کهریزک برده شوند، پس میباید در آگاهانه
بازگویی این دادهها دوچندان دقت کرده و در میان آنها نیز دادههای پرت و پلا رد کنند، که کاری سختی است اگر کارکشته نباشید.
viviyanهنوز این احتیاطها و ملاحظات رو من درک نکردم.
یعنی اینکه ممکنه شما مورد لطف برادران کهریزیکی واقع بشید:) به دو دلیل:
یا اینقدر مهم میشید که حکومت به گرفتنتون علاقه پیدا میکنه یا جز اون دسته میشید که به صورت رندوم دستگیر میشند تا درس عبرت باشند:))
آلیس منم دوران دبستان عاشق یه فوتبالیست شده بودم. جوری که تخیل میکردم باش ازدواج کردم. 😄
این بانو alice ورژن female مهربد هست فکر کنم ، خیلی تلاش میکند پارسی اصیل بنویسد😌
دوستم بهم میگه پاشو بیا مجلس روضه دانشگاه، بشین دل سیر گریه کن. بچه هایی که میان مراسم گریه هاشون به خاطر خودشونه.
شبتون خوش دوستان.
mamad1ای شیشه نوشابه ها مرا دریابید اما من باز مبارزه میکنم
اولین نفری که شیشه نوشابه بهش استعمال میشه احتمالا منم😝
احتمالن دومین نفر خواهی بود . پیشتر به من استعمال شده
!!![]()
viviyanهنوز این احتیاطها و ملاحظات رو من درک نکردم.
امیدوارم هیچوقت درک نکنی ! ![]()
viviyanامشب خیلی احساس بیچارگی کردم.
اونقد تو نت میمونم که وقتی خواستم بخوابم، وقت فکر کردن پیدا نکنم و مستقیم خوابم ببره.
تو فقط دیشب چنین احساسی داشتی ، ما هر شب ! ![]()
David Humeروز جهانی کودک بهشت ما بود صبح تا شب کارتون میداد.😢
![]()
David Humeاین بانو alice ورژن female مهربد هست فکر کنم ، خیلی تلاش میکند پارسی اصیل بنویسد😌
پارسی اصیل دیگر چیست، پارسی والاگوهر! 😁
بانو آلیس هم چندان نمیکوشد، چیرگی دارد، بیشتر از من هم واژه پارسی به کار میبرد، با کمانک () هم میانهای ندارد خواننده خودش باید نوشته را دریابد، به شیوه مزدکی پینوشت میکنند.
مهربد هم نگارش female ندارد، dont bother.
کافراحتمالن دومین نفر خواهی بود . پیشتر به من استعمال شده !!
اقا اگر تجربه مفیدی داری در اختیار ما هم بزار😖
viviyanدوستم بهم میگه پاشو بیا مجلس روضه دانشگاه، بشین دل سیر گریه کن. بچه هایی که میان مراسم گریه هاشون به خاطر خودشونه.
شبتون خوش دوستان.
این دوستای عتیقه چیه دور خودت جمع کردی بابا جان؟
بشوت زیرشونا...
مث من
درود بر دوستان خوبم.
میگم چرا گزینه آگنوستیک نداره اینجا؟ خیلی مسخرس آخه. 😡
یه جا دیدم که کاربر Agnostic به همین مساله اعتراض کرده بود. حدس میزنم چون این گزینه وجود نداشته، مجبور شده نام کاربریش رو همین بزاره.
من شاید همون خدا ناباور رو بزارم، چیکارش کنم دیگه...
Aliceمعشوقه من یکی از آشنایانمان بود که شاید سالی یکبار او را میدیدیم !
اکنون این فوتبالیست چه کسی بود وی وی ؟
یکی از بازیکنان پرسپولیس بود.
😜
کافرتو فقط دیشب چنین احساسی داشتی ، ما هر شب !
![]()
من به خاطر ضربه عاطفی همچین حسی داشتم که امروز برطرف شد، تو چرا رضا؟
mamad1این دوستای عتیقه چیه دور خودت جمع کردی بابا جان؟
بشوت زیرشونا...مث من
تازه این دوست خوبمه. دارم روش کار میکنم از دین برگرده.
viviyanیکی از بازیکنان پرسپولیس بود.
احیانا رضا شاهرودی نبود😍؟
Anarchyاحیانا رضا شاهرودی نبود😍؟
از کجا فهمیدی؟
😍
viviyanاز کجا فهمیدی؟ 😍
خب ما هم تو همون دوره بزرگ شدیم دیگه...میدونیم کیا به قول معروف دختر کش بودن اون دوره😘
Anarchyخب ما هم تو همون دوره بزرگ شدیم دیگه...میدونیم کیا به قول معروف دختر کش بودن اون دوره😘
ولی من سن و سالی نداشتم اونموقع. دبستان میرفتم.
☺️
viviyanولی من سن و سالی نداشتم اونموقع. دبستان میرفتم. ☺️
ویوی جان باور کن منم اون زمان سن و سالی نداشتم😜!!
بعضی وقتا هست که مخاطب خاص باید فقط و فقط تو بغلت باشه.چشماشو بوس کنی و تخت بخوابی
الان دقیقا همون وقته
تف تو فاصله و زمان و مکان(البته تا وقتی که این حسو دارم)
mamad1بعضی وقتا هست که مخاطب خاص باید فقط و فقط تو بغلت باشه.چشماشو بوس کنی و تخت بخوابی
الان دقیقا همون وقته
تف تو فاصله و زمان و مکان(البته تا وقتی که این حسو دارم)
مشکل اینجاست که با همون بوسه سیر نمیشی ممکنه به ملحقاتش هم برسی:))
undead_knightمشکل اینجاست که با همون بوسه سیر نمیشی ممکنه به ملحقاتش هم برسی:))
جانا سخن از زبان ما میگویی؟
این چشمم از اون چشمم راضی تر ولیکن با توجه به این همه دیوار و مانعی که این وسط هست ما به یه بوس هم قانعیم
mamad1اقا اگر تجربه مفیدی داری در اختیار ما هم بزار😖
تجربه ی خوبی نیست ، چندان مفید هم نیست ! ![]()
viviyanمن به خاطر ضربه عاطفی همچین حسی داشتم که امروز برطرف شد، تو چرا رضا؟
اون ضربه ی عاطفی رو که من چند سال قبل خوردم ! ولی الان دیگه درد اون نیست .دردهای بسیار بزرگ تری جاش رو گرفتند
به قول صادق هدایت بعضی دردها هست که مثل خوره آدم رو می خورند و نمیشه با کسی درمیان گذاشت.
حال و روزم یه چیزی تو مایه های همون شعر هست که میگه"خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است ، کارم از گریه گذشته به آن می خندم !" 

شبنشینهای اینجا من و راسل بودیم که از راسل گذرانه خبری نیست!
گمشده ی این نسل اعتماد است...
نه اعتقاد...
افسوس که نه بر اعتماد اعتقادیست
و نه بر اعتقاد اعتمادی.......!!
سلام دوستان
شب همگیتون بخیر
همچنان نوای شجریان و کد نویسی احوال منه
ردیفید؟