پاتوق شب نشینی

برگ ۱۸ از ۲۲۶

Dariush #۸۵۱

درود و شب بخیر.

حالم بد است دوستان.سرم در آستانه انفجار قرار دارد!

Alice #۸۵۲

این هم برای دگراندن مود ِ انجمن به شادی و سرخوشی !

Alice #۸۵۳
Dariush

حالم بد است دوستان.سرم در آستانه انفجار قرار دارد!

استراحت کنید دوست ِ من !

اگر خوابتان نمیبرد ؛
روی تخت ِ خود دراز بکشید و چشمانتان را برای 5 تا 10 باریکه ببندید و به "هیچ چیز" نیندیشید ! خود را رها کنید ، جوریکه انگار وجود ندارید ؛
این فرآیند از سر دردتان می کاهد و آرامش و سرخوشی را از نو دریافت می کنید !

Dariush #۸۵۴

سپاس از شما

میروم آبی بر تنم بزنم، هوایی بخورم و دقایقی به آسمان شب نگاه کنم

تا شاید آرامشی بازیافتم و توانستم خود را بخوابانم.
به بی خوابی و سردرد، عادت دارم اما آنچه این شرایط را بحرانی کرده انبوه کارهای عقب مانده است.حالم نباید خراب باشد، چون نیاز است مدتی بی وقفه، ساعتها و روزها را پی در پی کار کنم.
20 دقیقه تا پست بعدی که پست شب بخیر و بدرود است.

Alice #۸۵۵
Dariush

میروم آبی بر تنم بزنم، هوایی بخورم و دقایقی به آسمان شب نگاه کنم

آسمان شب که بی تردید شاهکار است ! من که از تماشایش هرگز سیراب نمی گردمــــ... ؛

بکوشید به مُحیط پیرامونتان ، بویژه صداها و نواهایش بی توجه نباشید ؛ برای نمونه ، هنگامیکه بر چهره خود آبی میزنید ، بروی طنین چکه های آب متمرکز شود و بدانها بنگرید ! یا هتا می توانید چند دمی به نوای دَم و بازدَم خودتان گوش فرا دهید ؛

دستکم آرامشی هرچند ناپایدار را برایتان رقم می زند ؛ امتحان کنید !

Dariush #۸۵۶

بله حقیقتا همین طور است.اکنون اینجا هوا بارانی است و سرمای دلپذیر و روح نوازی دارد.آنقدر لذت بخش بود که آرزو کردم بتوانم تا آخر عمر همین جا زندگی کنم.
سپاس از شما.تمام تمرین های خوابیدن را از بر هستم!ولی اینهایی که گفتید خوب و مفید هستند.
شب همه بخیر.

sonixax #۸۵۷
Mehrbod

بر پایه‌ی استاندارد نباید بره، ولی با css میشه هک کرد: html - How to center a div in a div? - Stack Overflow

آره همین طوریه ، فكر كنم با تگ سنتر هم بشه : <center <\center.
من نبستمش كه سیستم تشخیصش بده .امتحانش نكردم ، امتحان كنید نتیجه رو بگید .

Alice #۸۵۸

آه دوستان امروز بی اندازه پریشان و غَمزده بودم ؛
نسیم در پیچ و تاب گیسوانم فرو می پیچید ! شهر مُرده گریه می کرد* ؛ آسمانش نالان رشته های باران را بر چهره ام می دوخت !
و من دوش به دوش باد پرواز می کردم ؛ این سو و آن سود ؛ در میان نغمه های باران می چَمیدم* . . .


* اکنون هم می گرید ! ( اکنون هم غمزده ایم )
* چمیدن در اینجا به چم رفتن و گردش با باد است ؛ مانند قاصدک که با باد پرواز میکند ؛
در میان نغمه های باران می چمیدم = زیر نوای باران در خیابان های شهر پرسه می زدم

!

mamad1 #۸۵۹
Alice

آه دوستان امروز بی اندازه پریشان و غَمزده بودم ؛
نسیم در پیچ و تاب گیسوانم فرو می پیچید ! شهر مُرده گریه می کرد* ؛ آسمانش نالان رشته های باران را بر چهره ام می دوخت !
و من دوش به دوش باد پرواز می کردم ؛ این سو و آن سود ؛ در میان نغمه های باران می چَمیدم* . . .


* اکنون هم می گرید ! ( اکنون هم غمزده ایم )
* چمیدن در اینجا به چم رفتن و گردش با باد است ؛ مانند قاصدک که با باد پرواز میکند ؛
در میان نغمه های باران می چمیدم = زیر نوای باران در خیابان های شهر پرسه می زدم !

بابا الیس عجب نوشته قشنگی
لذت بردم

تهران بارونیه؟

Alice #۸۶۰
mamad1

تهران بارونیه؟

آری ممد جان ؛
شیراز چی ؟
بابا ممد ، داستان ِ این بابا آلیس و بابا راسل و بابا شیرین و . . . چیه ؟

mamad1 #۸۶۱
Alice

آری ممد جان ؛
شیراز چی ؟
بابا ممد ، داستان ِ این بابا آلیس و بابا راسل و بابا شیرین و . . . چیه ؟

ای بابا شیراز که این موقع بارون نمیاد هیچوقت... تا دی باید صبر بدیم

ولی عجیب بارون میخوام

توی دلم یه اتیشی هست که فقط با بوی بارون خاموش میشه

خرابم کردی

داستان خاصی نداره بابا الیس

تیکه کلاممه

Alice #۸۶۲
mamad1

داستان خاصی نداره بابا الیس

خُب اکنون من بابای توئم ، تو بابای منی ! چی ؟ یا اون بابای تاکیدی در لفظ هامیانه ( عامیانه ) که "باباجان دقت کن ! "

در خانه مادرت هم "بابا مامان" صدا می زنی ؟
یا پدرت را "بابا بابا" ؟

(;

mamad1 #۸۶۳
Alice

خُب اکنون من بابای توئم ، تو بابای منی ! چی ؟ یا اون بابای تاکیدی در لفظ هامیانه ( عامیانه ) که "باباجان دقت کن ! "

در خانه مادرت هم "بابا مامان" صدا می زنی ؟
یا پدرت را "بابا بابا" ؟ (;

یک درصدیش من بابام.یک درصدیش هم همون لفظ عامیانه
البته نگران نباشید ها . من بابای مهربونیم
یه روز تو قبرستون داشتم راه می رفتم یه سنک قبر دقیقا با اسم خوردم پیدا کردم
بالاش نوشته بود مزار ابدی پدری مهربان و فداکار MAMAD1 عکس گرفتم ازش
از اون روز هر وقت نگاش میکنم اصلا حس نمیکنم سنگ قبر یکی دیگس . فقط میدونم که سنگ قبر خودمه

من پدر رو با اسم کوچیک صدا میکنم . به مادر هم میگم مادر یا مامان ... بستگی به کاری که ازش بخوام...

گشنم باشه میگم مامان ... بحث جدی تر باشه مادر

sonixax #۸۶۴
mamad1

گشنم باشه میگم مامان ... بحث جدی تر باشه مادر

خیلی جدی باشه ، مامان جون قربونت برم الهی :دی

mamad1 #۸۶۶
sonixax

خیلی جدی باشه ، مامان جون قربونت برم الهی :دی

تو خونه ما قربون صدقه رفتن=حالت تهوع و مسخره شدن و سر پوزی خوردن

مادر پسر ها رو لوس بار نیاورده اصلا

mamad1 #۸۶۷
undead_knight

این شب نشینی به وقت ایرانه دیگه؟:))

اروپا هم این موقع دیگه شب هست اما اخرای شب نیست

undead_knight #۸۶۸
mamad1

اروپا هم این موقع دیگه شب هست اما اخرای شب نیست

بستگی داره اروپای شرقی یا غربی:)
تازه اگر استرلیای عزیز یا امریکا جهانخوار هم باشه فرق داره:))

کافر_مقدس #۸۶۹
Mehrbod

انگار آدم شاد نداریم تو این انجمن! 😆

البته شاد به اون معنا که خیلی کم پیدا میشه ، در عوض الکی خوش بسیار داریم !!

mamad1

نمیدونم چه فحشی به حضرت ایت لله بدم که برازندش باشه

فرمودند رسیدگی شود

اغتشاشیدم به شرف نداشته ی آیت الله !

دستور رسیدگی به جنایت های خود هم نوبر است

!

کافر_مقدس #۸۷۰

به سلامتی جستار وزین شب زنده داران صدمین صفحه رو هم پشت سر گذاشت !

Mehrbod #۸۷۱
کافر

البته شاد به اون معنا که خیلی کم پیدا میشه ، در عوض الکی خوش بسیار داریم !!

اغتشاشیدم به شرف نداشته ی آیت الله !

دستور رسیدگی به جنایت های خود هم نوبر است !

منو هم در این دسته الکی خوش‌ها بگذارید پس! 😏

سرور خیام هم پیشترها پاسخ کوبنده‌ای به دوستان پاد‌ الکی خوش داده‌اند:

چون عاقبت کار جهان نیستی است - انگار که نیستی، چو هستی خوش باش

sonixax #۸۷۲

الكی خوشی مگه مخالف هم داره ؟!؟!

mamad1 #۸۷۳

برای خیلی از افراد در بیشتر مواقع این الکی خوشی تنها گزینه س و چاره دیگه ای هم نیس

shirin #۸۷۴

دلم میخواد یه کاری انجام بدم.

sonixax #۸۷۵
shirin

دلم میخواد یه کاری انجام بدم.

برو زنگ خونه ملت رو بزن فرار کن 👍

shirin #۸۷۶

کارای بی اهمیت نه. کاری مهم. مثلا یه مستند مثل پرندگان مهاجر یا رژه پنگوئنها بسازم. یه مستند که در مورد طبیعت باشه با فضایی شاعرانه.

Alice #۸۷۷

چاشتگاه امروز ؛ در آن حال و هوای دلنشین ، و البته وهم آلود تهران ؛ باران پاییزی گویا گرد ِ کهنگی را از سُهش ِ گردون سای ِ هُنرمندی و فرتورگری ِ بنده و دوستان ؛ شُسته و رُفته ؛ و سوژه ای نایافت و فریبنده در یکی از خیابان های شهر ، ما ( من و دوستان ) را به سوی خود فراخواند ؛
چیره دستی و هومندی ِ دوست فرتور گرمان ؛ مرا نیک شادمان گردانید !
همانجا بر آن گشتم تا نگاره ی یاد کرده را امشب در انجمن بگذارم ؛ که بی درنگ سُخن گوهربار ِ امیر با آن صدای زَمُختش ، گوشمان را نوازش داد !
" یا میخواهید خودمان را به نزدیکترین واحد حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران جمهوری اسلامی معرفی بکنیم " :)

چکیده اینکه ؛ اکنون از پس ِ یکروز شاد و پُرماجرای پاییزی ، روی تختمان شاهانه لَم داده ایم ، و به نغمه ی شکوفه های ِ باران ، که وجودمان را گلگون میکند ، گوش فرا میدهیم !
از سویی دیگر در پیشگاه دوستان ِ بامداد نشین ِ شب زنده داردوست ِ دفترچه نیز هستیم*

!

* دوستانی هم خُرده میگرفتند که نوشتار آلیس را در نمی یابیم ( البته چندان سره نویسی که نمی کنیم )
آنان را به پانویس زیر "ارجاع میدهیم" !

چاشتگاه = یک بخش از چهار بخش روز ؛ زمان خوردن چاشت
هومـندی = در اینجا توانمندی
سُـهــش = احساس

فـرتـور = عکس ؛ فرتورگری = عکاسی
نـیــک = بسیار ( قید است ) ؛ نیک شادمان گشتیم = بسیار شاد و خوشحال شدیم
نـگـاره = تصویر

نغمه ی شکوفه های باران ( که وجودمان را گلگون میسازد ) = نوای چکه های باران ( که مارا شاداب می کند )

Mehrbod #۸۷۸
Alice

همانجا بر آن گشتم تا نگاره ی یاد کرده را امشب در انجمن بگذارم ؛ که بی درنگ سُخن گوهربار ِ امیر با آن صدای زَمُختش ، گوشمان را نوازش داد !
" یا میخواهید خودمان را به نزدیکترین واحد حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران جمهوری اسلامی معرفی بکنیم " :)

فرتورهای خودتان را اگر دوست داشتید بگذارید، ولی پیش از آپلود کردن داده‌های شخصی که دوربین خودکار می‌افزاید (جا، زمان، نام دارنده دوربین! و ..) که بنام EXIF خوانده میشوند را با نرم‌افزار پاک کنید.

در windows 7 میتوان اینجوری زدود:

1- روی نگاره راست کلیک کرده، روی گزینه properties (واپسین) کلیک کنید.

2- روی Remove Properties and Personal Information کلیک کنید:

3- همه داده‌ها را تیک زده و بزدایید:

Alice #۸۷۹
Mehrbod

فرتورهای خودتان را اگر دوست داشتید بگذارید، ولی پیش از آپلود کردن داده‌های شخصی که دوربین خودکار می‌افزاید (جا، زمان، نام دارنده دوربین! و ..) که بنام EXIF خوانده میشوند را با نرم‌افزار پاک کنید.

سپاس از شما ؛

ولی خودم و چند تن ِ دیگر در فرتور بودیم ؛ از این رو بسیار شادمان شدم ! ( اگر من نبودم که فرتور هُنری نمی شد جان ِ من )

😱

sonixax #۸۸۰
shirin

کارای بی اهمیت نه. کاری مهم. مثلا یه مستند مثل پرندگان مهاجر یا رژه پنگوئنها بسازم. یه مستند که در مورد طبیعت باشه با فضایی شاعرانه.

خامنه ای رو ترور کن

👌

shirin #۸۸۱

ترور خامنه ای چه ربطی به طبیعت یا کارای شاعرانه داره؟ البته به ترور خامنه ای هم فکر کردم، ولی حوصله ندارم برم تهران.

shirin #۸۸۲

کتاب در جستجوی زمان از دست رفته رو هم شروع کردم به خوندنش. چون حوصله نداشتم بشینم پای کامپیوتر بخونمش هر تعداد صفحه ای که میخوام بخونم رو رو کاغذ A5 پرینت میگیرم. تموم که شد صحافیشون میکنم. میشه دوره کامل کتاب. :D

Alice #۸۸۳

من چرا نمی توانم در ده موسیقی ِ برتر یا کلاسیک و . . . ؛ ویدئو آپلود کنمـــ... ؟

افزون بر این ؛ هیچ ویدئویی برایم Play نمی شود

! 😠

Anarchy #۸۸۴
Alice

من چرا نمی توانم در ده موسیقی ِ برتر یا کلاسیک و . . . ؛ ویدئو آپلود کنمـــ... ؟

افزون بر این ؛ هیچ ویدئویی برایم Play نمی شود ! 😠

آلیس جان لازم نیست آپلود کنید...لینک ویدئو رو از یوتیوب بذارید اینجا...پخش نکردن هم احتمالا به خاطر این هست که با تور میای اینجا !! شما تو یه براوزر دیگه لینک ها رو باز کن...

Reactor #۸۸۵
Mehrbod

انگار آدم شاد نداریم تو این انجمن!

چرا آقا من هستم. همیشه ام نیشم تا پس کله ام بازه😁

Reactor #۸۸۶
sonixax

خامنه ای رو ترور کن

گیریم که خامنه ای را ترور کردید با 78 میلیون "اسب" دیگر چه میکنید؟
فرازی از سخنرانی امام نقی

mamad1 #۸۸۷
Alice

چاشتگاه امروز ؛ در آن حال و هوای دلنشین ، و البته وهم آلود تهران ؛ باران پاییزی گویا گرد ِ کهنگی را از سُهش ِ گردون سای ِ هُنرمندی و فرتورگری ِ بنده و دوستان ؛ شُسته و رُفته ؛ و سوژه ای نایافت و فریبنده در یکی از خیابان های شهر ، ما ( من و دوستان ) را به سوی خود فراخواند ؛
چیره دستی و هومندی ِ دوست فرتور گرمان ؛ مرا نیک شادمان گردانید !
همانجا بر آن گشتم تا نگاره ی یاد کرده را امشب در انجمن بگذارم ؛ که بی درنگ سُخن گوهربار ِ امیر با آن صدای زَمُختش ، گوشمان را نوازش داد !
" یا میخواهید خودمان را به نزدیکترین واحد حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران جمهوری اسلامی معرفی بکنیم " :)

چکیده اینکه ؛ اکنون از پس ِ یکروز شاد و پُرماجرای پاییزی ، روی تختمان شاهانه لَم داده ایم ، و به نغمه ی شکوفه های ِ باران ، که وجودمان را گلگون میکند ، گوش فرا میدهیم !
از سویی دیگر در پیشگاه دوستان ِ بامداد نشین ِ شب زنده داردوست ِ دفترچه نیز هستیم* !

* دوستانی هم خُرده میگرفتند که نوشتار آلیس را در نمی یابیم ( البته چندان سره نویسی که نمی کنیم )
آنان را به پانویس زیر "ارجاع میدهیم" !

چاشتگاه = یک بخش از چهار بخش روز ؛ زمان خوردن چاشت
هومـندی = در اینجا توانمندی
سُـهــش = احساس

فـرتـور = عکس ؛ فرتورگری = عکاسی
نـیــک = بسیار ( قید است ) ؛ نیک شادمان گشتیم = بسیار شاد و خوشحال شدیم
نـگـاره = تصویر

نغمه ی شکوفه های باران ( که وجودمان را گلگون میسازد ) = نوای چکه های باران ( که مارا شاداب می کند )

بابا الیس؟؟؟!!!

عالی عالی
بسیار لذت بردم
درود بر شما

mamad1 #۸۸۸

حالم خوبه
روحیه دارم
مریض نیستم
کد هامو نوشتم
هیچ مرگیم نیست

بعله این مدلیشم داریم😏

شب همه دوستان بخیر

shirin #۸۸۹

هوا اینجا عالیه. آدمو حسابی سرخوش میکنه.

Anarchy #۸۹۰

بابا شماها چه روحیه ای دارید!! هوا هم شما رو سرخوش میکنه☺️

undead_knight #۸۹۱

به آدرس فیلتر نشده میومدم فکر کردم سایت داون شده:|
یه کم به مردم آگاهی بدید:))

Anarchy #۸۹۲

امروز اصلا حال و حوصله ندارم...این آب و هوا حال و هوای منو دگرگون میکنه!!!

undead_knight #۸۹۳

هرآینه هوا بسی سرد و بارانی ست همان بهتر که نرویمــــ... ؛ ( دلداری ِ بیخود )

"ایرانی ها کسانی هستند که در برابر مشکلات به جای حل اونها به بهترین شکل ممکن خودشون رو با اون مشکل وفق میدند!"
یه جایی توی فیسبوک خوندمش:))

Anarchy #۸۹۴

دوستان چرا روزه سکوت گرفتن امشب؟

sara #۸۹۵

سلام به همه ی دوستان ....
شب پاییزیتون خوش ....🌺

sara #۸۹۶

این شعر رو تقدیم می کنم به دوستان و شب به خیر می گم ...🌹

[h=1]از اینگونه مردن [/h]می خواهم خواب اقاقیا ها را بمیرم.

خیالگونه،
در نسیمی كوتاه
كه به تردید می گذرد
خواب اقاقیاها را
بمیرم.
***
می خواهم نفس سنگین اطلسی ها را پرواز گیرم.

در باغچه های تابستان،
خیس و گرم
به نخستین ساعت عصر
نفس اطلسی ها را
پرواز گیرم.
***
حتی اگر
زنبق ِ كبود ِ كارد
بر سینه ام
گل دهد-
می خواهم خواب اقاقیا را بمیرم
در آخرین فرصت گل،
و عبور سنگین اطلسی ها باشم
بر تالار ارسی
در ساعت هفت عصر

« احمد شاملو »🌹

Reactor #۸۹۷
Anarchy

بابا شماها چه روحیه ای دارید!! هوا هم شما رو سرخوش میکنه

هوا دو نفره ست☔ وقتی بارون میزنه فقط باید برق هارو خاموش کرد و پنجره ها رو باز کرد و دراز کشید روی تخت و چند لحظه چشم هارو بست...

mamad1 #۸۹۸

فاک

چه حال بدی دارم

وقتی میخوام برم مسافرت

ابرو مه خورشید و فلک دست به دست هم میدن تا ادرار کنن تو حال من

وقتی میگم ابرو مه و خورشید و فلک
مبالغه نکردم

یک روزنه کوچک روشن هم نیست که ادم دلش خوش باشه

Mehrbod #۸۹۹

ممد جان خوب شد دختر نشدیا، مرد که این اندازه نمی‌ناله 😉!

پ.ن.
اکنونه که رگبار sexism روی سر من فرود بیاد!

mamad1 #۹۰۰
Mehrbod

ممد جان خوب شد دختر نشدیا، مرد که این اندازه نمی‌ناله 😉!

پ.ن.
اکنونه که رگبار sexism روی سر من فرود بیاد!

مهربد جان sexim چیه؟

به جون خودم درد و غم و مشکل خیلی زیاد تر از حد طبیعی سر من میاد
نمیدونم چرا

یه اتفاقاتی تو همین دو روزه افتاده که ادم احتمالشو نمیداد تا 80 سال دیگه اتفاق بیفتن