دستور ِ طبخ نیمرو: از غذاهای اصیل نمیدانم کجاییست و همراه با مدلهای مختلفی از نان، در همهی ساعات شبانهروز تناول میشود. در ادامه به آموزش روش پخت این غذا میپردازم.
مواد لازم:
1. تخم مرغ : به شمار بایسته2. روغن زیتون : یک چهارم استکان
3. نمک : نریزید که برای سلامتی زیانآورست
4. نان
5. مخلفات(از گوجه و خیار گرفته تا هرچه جلوی دست بود)
روغن را درون ماهیتابه میریزید، چند دقیقه صبر میکنید تا جلز و ولز بکند، سپس تخممرغها را اضافه میکنید. برای پخته شدن ِ زردی هم میتوانید آنرا هم بزنید.
ما که نگفتیم ایرادی دارد، گفتیم لرها اینگونه لقمه میزنند. خودشان هم کُلی حال میکنند، ما هم حال میکنیم که آنها حال میکنند.. نکنید یک وضعی بشود که مردم در آن وضع نتوانند دربارهی خلقیات مثبت قومی هم سخن بگویند و برچسب نژادپرستی بخورند... اصلا لر مگر نژاد است؟
امیر جان لکن این شوخی بود.وضعی نشود که وضعی شود که شما فکر کنید وضعی شده 😜 !! هر چه میخواهید بگوید و لکن از برای ما این شوخی ها بسیار هم نیکوست👍
من آشپزیم خیلی خوبه. هر وقت درست میکنم غذام خیلی خوشمزه میشه. ولی معمولا حوصله آشپزی کردن ندارم. البته شانس آوردم اینترنت دم دستمه وقتی یه غذایی رو بخوام درست کنم راحت تو اینترنت سرچ میکنم و از رو دستورالعمل درست میکنم . ولی کلا به نظرم خیلی کار لوسیه که بخوایم یه بخش آشپزی تو تالار داشته باشیم. مگه اینکه کسی خودش آشپز حرفه ای باشه. :D
به نظر من آشپزی جز ملزومات زندگیه اما واسه من اجباری بیش نیست و علاقه ای هم به آشپزی ندارم ... ینی از سر اجباره اگه آشپزی هم صورت می گیره ..
مرسی ... من ردیفم ... ولی مثل اینکه تو زیاد ردیف نیستی ... تازه فک کنم شدی مثل چند روز قبل من . ولی ممد از تونایی هام استفاده کردم و تقریبا بر حال بدم غلبه کردم .گاهی شرایط روحی و اتفاقات پیش آمده دست خود آدمه ... باید برای رهایی از دست احوالات بد روحی از موضع قدرت برشون فایق بشی
مرسی ... من ردیفم ... ولی مثل اینکه تو زیاد ردیف نیستی ... تازه فک کنم شدی مثل چند روز قبل من . ولی ممد از تونایی هام استفاده کردم و تقریبا بر حال بدم غلبه کردم .گاهی شرایط روحی و اتفاقات پیش آمده دست خود آدمه ... باید برای رهایی از دست احوالات بد روحی از موضع قدرت برشون فایق بشی ...
نمیتونم به اشک یه دختر غلبه کنم از هیچ جهتی از هیچ روشی
معصومه طرق 1 ساله عاشق من یک لا قبا شده شرایط به هیچ عنوان جور نیست بهش میگم نه اونم یک هفتس کارش شده گریه رمق برام نمونده این جمله اخرم رو از ته دل گفتم
معصومه طرق 1 ساله عاشق من یک لا قبا شده شرایط به هیچ عنوان جور نیست بهش میگم نه اونم یک هفتس کارش شده گریه رمق برام نمونده این جمله اخرم رو از ته دل گفتم
خب شرایط چی ؟ ازدواج ؟ ازدواج که الان واقعا سخت شده ... خب اگه واقعا عاشقه باید صبر کنه ! صبر .... اگه واسش مسئله ای نیست . چون بعضی از خانم ها در ایران تابع شرایط جامعه و عرف هستند .. ئیگه اینا رو خودت می دونی ممد !
"انتظار سخت است، فراموش کردن هم سخت است؛ اما اینکه ندانی باید انتظار بکشی یا فراموش کنی از همه سخت تر است..."
پائلو کوئلیو
تشخیص اینکه اونی که دوست داره و دوستش داری ارزش صبر کردن داره به عهده ی خودته ممد چون این تویی که در جریان شرایط زندگی اون و خودت هستی . پس بهترین تصمیم رو خوردت می تونی بگیری ...
ولی امیدارم هر تصمیمی که می گیری بر اساس احساس نباشه . چون نظر آدمی در مورد احساسات به طور شگفت انگیزی تغییر کنه . اینو در نظر داشته باش . نصیحت نمی کنما ! دارم اون چیزی که واقعیته رو واست بیان می کنم ....
چشمام دیگه از خواب وا نمیشه ... شب به خیر می گم به همه ... امیدوارم خوابای رنگی ببینید ... برای کسی که محتاج یک رویاست خوابهای سیاه و سفید هم حرف برای گفتن داره ...
بحث خواب و اینها شد یادم افتاد به مطلبی که به فرض در جنگ های مدرن اگه بشه بمبی تولید کرد که فقط وضعیت خواب افراد رو به هم بزنه،دیگه نیازی به گلوله و بمب این چیزا نیست برای پیروزی!!
من همواره روی ناخودآگاه سرمایهگذاری میکنم.
کسانی که به آن تراز خودآگاهی رسیده باشند که خود پارسی گویند که هیچ، ولی برای دیگران بهترین راه همان سود بردن از نهان (ضمیر) ناخودآگاه است.
در اینکه چگونه میتوان از راه ناخودآگاه واژگان پارسی را جایگزین نمود سخن زیاد است، ولی من چند شیوه دم دست و کاربردی خودم را مینویسم.
استرس و خوانش واژگان:
همانجور که همگی گرایندانه دیدهایم، امروزه اگر هنگام سخن گفتن واژگان انگلیسی و ... را پشت سر هم سوار کنیم به "پرستیژ" و فرهیختگی کس بگونهای میافزاید.
همینکار را میتوان با واژگان کمتر به گوش آشنای پارسی کرد. بجای singularity میتوان گفت تکینگی؛ نکته در اینجا تنها و تنها در خوانش و شیوه واگویش واژه نهفته است. اندکی "استرس" اینجا و آنجا این چم را میرساند که سخنگو (ما) میدانیم که از چه سخن میگوییم و واژه را نیز بدقت از همینرو "تکینگی" یا "تیل تکینگی (singularity point)" گزیدهایم.
بریخت شوخی و بازی در آوردن:
بجای "سلام" میتوان با آوایی شوخ گفت: «دروــــــــــووود بر تو». اگر چند ده بار و خوردهای به این شیوه بگویید «درود» و هر بار اندکی از بار شوخی آن کم کنید، سر انجام اگر «درود» تنها هم بگویید به گوش کس ناآشنا نمیزند و جا افتاده است.
اکنون اگر بتوان همزمان درود را به جایگزینی "زیباتر" و "بهتر" از سلام درآورد کم کم همان کس و دیگران هم میآغازند به گاهی درود بجای سلام گفتن.
فرنود سادگی و کارآمدی واژه بجای برابر فارسی/تازی آن: اگر کسی به ناآشنایی و شگفت (عجیب) بودن واژه نمارید، آنگاه میتوان بسادگی به اینکه برابر "فارسی/تازی" آن چم را نمیرساند نمارید.
برای نمونه اگر کسی پرسید فرنود گفتن «آگاهیرسانی» بجای «اطلاعرسانی» چیست، میتوان گفت که "برای من آسانتر است" و نیازی به درگیری و یا گفتمان بیشتر ندید.
پافشاری نکردن:
اگر کسی سخن را با گزارهای مانند "کلمهای که اینجوری .." آغازید کمابیش همیشه بهتر است که در پاسخ یکم ما هم بجای «واژه» بگوییم «کلمه»، سپس در گزاره پستر با گزارهای مانند "اکنون این کلمه یا واژه را ..." برابر را جاانداخته و سپس در گزارههای پس از آن تنها "واژه" بگوییم.
این شیوه در فرهود (حقیقت) مانند این است که شما نخست به گزینش واژه کس از «کلمه» احترام گذاشته و سپس در جایگاه پیشنهاد «واژه» را آوردهاید.
از این تیل به پس تنها بسامد (frequency) مهندینگی دارد. هر اندازه شما و دیگران بیشتر «واژه» بگویید، در گنجواژ مندارین (ذهنی) کس توانمندتر شده و هنگام سخن گفتن آسانتر بیاد میاید.
نه، جدا از خوبیهای پارسی، این شیوه نوشتن هویت بیرونی منو هم پنهان میکنه آنارشی جان 😏
حرف بی اندازه درستی است.شخصا برای خود من تفاوت بسیار زیادی است میان شخصیتی که مینویسد و شخصیتی که سخن میگوید.به نظرم اون مفاهیمی که انسان میتونه بنویسه با سخن گفتن تفاوت فاحشی داره و من شخصا شخصیت هایی که مینویسند (شخصیت های مجازی) را بیش از سخن گویان(شخصیت های حقیقی) دوست دارم.همین بس که در پس نوشتن اندیشه هست اما در سخن اینگونه نیست. شوربختانه من در هر 2 مورد افتضاحم.