ساختارشناسی زبان پارسیک

برگ ۷ از ۸

Sotude #۳۰۱
Nâxodâ_Mehrbod

شاید دشواری اینه که من نمیبینم بودن یک ساختار کوچک که اگر کسی خواست می‌بهردو نخواست نمیبهرد, چه آسیبی به پیکر زبان پارسی میزند که این اندازه انرژی میسوزانی؟ (:

دوست خوبم، سخنت بِسَره (کاملا) درست است و من هم همچو شما، گفتمان در این باره را بیهوده می دانم. (ولی هنوز روی سخن خود اینکه این زمان ها در دستور زبان پارسی نمی باشند، پا می فشارم!!😉)

پیک واپسینت بسیار خوب بود و به چنین پیکی در این جستار می نیازیدیم. 👏👍

Sotude #۳۰۲

شوربختانه پارسیک امروزین کاستی های فراوانی در همسنجی با پارسیک میانه دارد که می بایست این کاستی ها را در فرآیند نوزایی/نوزایش (renaissance) زبان پارسیک بزداییم. چند نمونه از این کاستی ها را برمی شمریم:1 - یکی شدن نشان ناشناس (ی --> سیب+ی=سیبی) و پسوند نامواژه ساز (ی -->دوست+ی=دوستی) و پسوند زاب ساز (ی --> ایران+ی=ایرانی)!!--> درباره ی این کاستی، سخن بسیار است و اندکی پیچیده! یک نمونه گزاره: دوستی را در باغ دوستی دیدم که دوستی داشت!! بیایید گزاره ی بالا را از نگر ریختواژه ایک بچینیم: case 1: دوستی = یک دوست a friend (نامواژه) ؛ دوستی = یک دوست a friend (نامواژه) ؛ دوستی = a friend (نامواژه) case 2: دوستی = یک دوست a friend (نامواژه) ؛ دوستی = Friendship (نامواژه) ؛ دوست = a friend (نامواژه) case 3: دوستی = Friendship (نامواژه) (از نگر چامه سرایانه) ؛ دوستی = Friendship (نامواژه) ؛ دوست = a friend (نامواژه) case 4: دوستی = Friendship (نامواژه) (از نگر چامه سرایانه) ؛ دوستی = یک دوست a friend (نامواژه) ؛ دوست = a friend (نامواژه)بسیار گیجگَر (گیج کننده) است! هتا خود پارسیکگویان هم در شناسایی این ریختواژه ها یا دست کم در شناسایی جایگاه درست این واژه ها به دشواری برخواهند خورد، چه برسد به کسی که می خواهد زبان پارسیک را از آغاز بیاموزد!!تنها راهی که می تواند این دشواری ها را بزداید، بازگشت به دستورزبان پهلویک است، چیزی که بسیاری از پارسیکمَندان (پارسیک گویان دانشمند!)به آن رسیده اند و مهربد هم همین رویه را می دنبالد.دستورزبان پهلویک برای ساخت زاب از یک نامواژه:نامواژه: ایران --> زاب: ایرانیک(ایرانی)نامواژه: دانش --> زاب: دانشیک (دانشی/علمی)زاب از کارواژه: خوردن/پوشیدن --> زاب: خوردنیک/پوشیدنیک (چیزی که بشود آن را خورد/پوشید)دستورزبان پهلویک برای ساخت نامواژه از زاب/نامواژه:نامواژه: دوست --> نامواژه: دوستیه Dustihزاب: آزادَگ/آزادَک Aazaadak/Aazaadag ( آزاده) --> نامواژه: آزادکیه/آزادگیه Aazaadakih/Aazaadagih ( آزادگی)زاب: آراستَگ/آراستَک Aaraastak/Aaraastag ( آراسته) --> نامواژه: آراستَگیه/آراستَکیه Aaraastakih/Aaraastagih ( آراستگی)بندگی، ....زاب: آزات Aazaat ( آزاد) --> نامواژه: آزاتیه Aazaatih ( آزادی)دستورزبان پهلویک برای ساخت نامواژه از بن کنون (کارواژه):کارواژه: آراستن Aaraastan ( آراستن/آراییدن) --> نامواژه: آراییشن Aaraayishn ( آرایش)کارواژه: انجامیتن Anjaamitan ( انجامیدن) --> نامواژه: انجامیشن Anjaamishn ( انجامش/[سر]انجام)دستورزبان پهلویک برای ساخت زاب از بن گذشته (کارواژه):کارواژه: آراستن Aaraastan ( آراستن/آراییدن) --> زاب: آراستاک/آراستَک/آراستگ Aaraastaak/Aaraastak/Aaraastag ( آراسته/آراییده)کارواژه: پختن Poxtan ( پختن) --> زاب: پختاک/پختَک/پختَگ Poxtaak/Poxtak/Poxtag ( پخته/پَزیده)کارواژه: نویشتن Nevishtan ( نوشتن) --> زاب: نویشتار Nevishtaar ( نوشته). نکته: از پسوند "ار aar" امروزه برای ساخت نامواژه بهریده می شود که به چم کننده/انجامگر کار بوده و برابر با er در دیگر زبان های هندواروپایی ست.همه ی اینها را گفتم تا یادآور شوم که بهتر است اگر می خواهیم سره نویسی کنیم (به ویژه با دبیره ای به جز پارسوتازیک) بهتر است تا این نکته ها را درنگریم:برای زاب ها به جای پسوند تازیک "ای"، از پسوند پارسیک "ایک" ببهریم. --> ایران : ایرانیکبرای زاب های ساخته شده از بن گذشته، به جای پسوند "ه e"، از پسوند " اَ a" یا "اَک" ببهریم --> (خوانش و نوشتار به لاتین)خورده: xworda / xwordakبرای نامواژه ها به جای پسوند "ای"، از پسوند "ایه ih" ببهریم. -->خاموش: خاموشیه Xaamushih2 - دگرش دبیره از پهلویک به دبیره ی پارسوتازیک (PersoArabic):دبیره ی پارسوتازیک، خود یکی از شوندهای (دلایل) بودش (وجود) بسیاری از این کاستی ها در زبان ما بوده است و خواهد بود!--> در این باره بسیار سخنیده ایم و به گمان من بسیاری از پارسیک دوستان خواستار دگرش دبیره از پارسوتازیک به لاتین/سیریلیک/یونانیک هستند.3 - ناپشتیبانی از همخوان[های] (صامت) آغازین در پارسیک امروزین با اینکه در پارسیک میانه چنین دشواری ای نبود.-->دگرش واژه ی Fra (در پارسیک میانه) به واژه ی Fara (در پارسیک امروزین) و

...من خود دبیره ی یونانیک/هلنیک را بسیار می پسندم ولی افسوس که این دبیره کاستی هایی دارد (نداشتن واج "ش"، داشتن چندین "س" مانند دبیره ی اِبری (س میانواژه و س پایانی و ...)). با این همه،

به نگر من دبیره ی یونانیک زیباییه ویژه ای دارد.از همه ی دوستان می خواهم نگرهایشان را درباره ی این پیک بازگویند، به ویژه مهربد گرامی.با سپاس از اینکه زمان گذاشتید و این پیک را خواندید.

Ouroboros #۳۰۳
Sotude

من خود دبیره ی یونانیک/هلنیک را بسیار می پسندم ولی افسوس که این دبیره کاستی هایی دارد (نداشتن واج "ش"، داشتن چندین "س" مانند دبیره ی اِبری (س میانواژه و س پایانی و ...)). با این همه به نگر من دبیره ی یونانیک زیباییه ویژه ای دارد.
از همه ی دوستان می خواهم نگرهایشان را درباره ی این پیک بازگویند، به ویژه مهربد گرامی.
با سپاس از اینکه زمان گذاشتید و این پیک را خواندید.

درود، مهربد از انجمن خداحافظی کردند و شوربختانه دیگر در جمع ما نخواهند بود. امیدوارم شما بمانید و محفل پارسی‌نویسان انجمن از این خلوت‌تر نشود.
نظر من آنست که اینهمه تلاش برای اصلاح یک زبان ارزشش را ندارد، این فارسی را به حال خود بگذاریم و در مدارس تحصیل را به زبان انگلیسی یا فرانسه پیش بگیریم سنگین‌تر خواهیم بود!

sonixax #۳۰۴

ارتباط زبان فارسی با خط فارسی اتفاقی نیست - سیدحسین نصر

سیدحسین نصر*
دربارۀ موضوع تغییر خط، به راستی چگونه قابل‌ فهم و درک است که در یک کشوری مانند ژاپن که در زبانش 1800 صورت‌نگاره وجود دارد، با این حال در خیابان آمستردام شهر نیویورک، خودروهای ژاپنی بیشتر از خودروهای آمریکایی است.
حیف از آن اکسیژنی که در کرۀ زمین در حال کم شدن است و اشخاصی وقت خود را صرف مطرح کردن تغییر خط فارسی می‌کنند.
ارتباط زبان فارسی با خط فارسی اتفاقی نیست. این ‌که ما تنبل هستیم و نمی‌خواهیم زحمت آموختن خط فارسی را به فرزندان خود تحمل کنیم، دلیل بر بدی خط فارسی نیست. هیچ خطی بدتر از خط انگلیسی نیست.
حرف a در انگلیسی چهارده صدا دارد. در مقابل، آقایان و استادان زبان‌شناس، بنده نباید دربارۀ این مسائل صحبت کنم. شما می‌گویید enough اما نمی‌توانید به قرینۀ آن،though را تلفظ کنید "داف"، باید بگویید "دو". اصولا زبان انگلیسی، ارتباطی با الفبای انگلیسی ندارد.
مسایلی که ما دربارۀ خط فارسی عنوان می‌کنیم، اثری جز ضعف جهان‌بینی ما و نیز تضعیف هویت ملی ندارد، و در واقع نوعی بیماری مزمن فرهنگی است که مدت زیادی است دچار آن شده‌ایم.
ما نیرو و توانایی‌های لازم جهت حفظ زبان فارسی و هویت ملی خودمان را نداریم، آن وقت به عنوان دایۀ مهربان‌تر از مادر، این مسایل غمبار را عنوان می‌کنیم که واقعا مایۀ تاسف است. زمانی که بنده این مسایل را می‌شنوم، اشک در چشمانم جمع شده، دلم به حال ملت‌مان می‌سوزد.
خط فارسی، کوچکترین نقصی که بزرگتر از نقایص سایر خط‌های جهان باشد، ندارد. اتفاقا از تمام خط‌‌های موجود در جهان، کمتر نقص دارد. این خط نه تنها زمینۀ ارتباط ما با آثار بزرگ فکری، فرهنگی و علمی ماست، بلکه مایۀ ارتباط با فضای فرهنگی ما می‌باشد. با صدها هزار کتابی که در کتابخانه‌های ما آرمیده‌اند و متاسفانه با این همه دکترای افتخاری، ما هنوز نتوانسته‌ایم این‌ها را تجدید چاپ کنیم.
در اینجا بایستی عرض کنم که چون زمزمۀ تغییر خط وجود داشت من متعرض آن شدم. زیرا به نظر بنده، این عمل یک نوع خودکشی فرهنگی است.
*استاد مطالعات اسلامی دانشگاه جورج واشنگتن آمریکا
پی نوشت:
گلستان، فصلنامۀ شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی، دکتر سیدحسین نصر.

تحویل بگیرید مزخرفات این دکترررررررررررررررررررررررررررررررِ

تازینامه شناس را !

Russell #۳۰۵
sonixax

تحویل بگیرید مزخرفات این دکترررررررررررررررررررررر رررررررررِ تازینامه شناس را !

این ماله کشان همشان به برکت توحش اسلامگرایان صاحب مقام دانشگاهی و دفتر و دستک شده‌اند در یک جهان امن و سکولار احتمالا کسی حسابشان هم نمیکرد اصلا.
مروز مثلا کس در غرب توحش مسلمین را میبیند کنجکاو میشود ببیند داستان چیست،این آقا را پیدا میکند که بعنوان اسلام‌شناس به او می‌آموزد که همه‌اش سوء تفاهم است !!
Modern Scholar - Recorded Books, LLC

undead_knight #۳۰۶

داریوش عزیز در برگردانی که در این تاپیک داشتی،False Dilemma رو به "دوپارگی نادرست" ترجمه(به به قول مهربود ترزبانیده!)کرده بودی،از دید من "دشواری دروغین" بهتره چون مفهوم مغالطه رو هم بهتر میرسونه.

Dariush #۳۰۷
undead_knight

داریوش عزیز در برگردانی که در این تاپیک داشتی،False Dilemma رو به "دوپارگی نادرست" ترجمه(به به قول مهربود ترزبانیده!)کرده بودی،از دید من "دشواری دروغین" بهتره چون مفهوم مغالطه رو هم بهتر میرسونه.

دلیما را اینگونه ترجمه کرده‌اند:

in syllogistic, or traditional, logic, any one of several forms of inference in which there are two major premises of hypothetical form and a disjunctive (“either . . . or”) minor premise. For example:

If we increase the price, sales will slump.
If we decrease the quality, sales will slump.
Either we increase the price or
we decrease the quality.
Therefore, sales will slump.

یا

an argument presenting two or more equally conclusive alternatives against an opponent

که بر گرفته از واژه‌ی لاتین Lemma هست که به معنای:

1 : an auxiliary proposition used in the demonstration of another proposition
2 : the argument or theme of a composition prefixed as a title or introduction ; also: the heading or theme of a comment or note on a text
3 : a glossed word or phrase

می‌باشد و اینها به نگرم همان دوپارگی معنا میدهد. با اینحال، بله دشواری ملموس‌تر است برای خواننده ایرانی. نظرت در موردِ اسمی که برای این سفسطه گذاشته‌ام چیست؟ بین تمامی اسامی، من سیاه-سپید را بهتر و شناخته‌ شده‌تر برای کاربرِ پارسی یافتم.

undead_knight #۳۰۸
Dariush

دلیما را اینگونه ترجمه کرده‌اند:

in syllogistic, or traditional, logic, any one of several forms of inference in which there are two major premises of hypothetical form and a disjunctive (“either . . . or”) minor premise. For example:

If we increase the price, sales will slump.
If we decrease the quality, sales will slump.
Either we increase the price or
we decrease the quality.
Therefore, sales will slump.

یا

an argument presenting two or more equally conclusive alternatives against an opponent

که بر گرفته از واژه‌ی لاتین Lemma هست که به معنای:

1 : an auxiliary proposition used in the demonstration of another proposition
2 : the argument or theme of a composition prefixed as a title or introduction ; also: the heading or theme of a comment or note on a text
3 : a glossed word or phrase

می‌باشد و اینها به نگرم همان دوپارگی معنا میدهد. با اینحال، بله دشواری ملموس‌تر است برای خواننده ایرانی. نظرت در موردِ اسمی که برای این سفسطه گذاشته‌ام چیست؟ بین تمامی اسامی، من سیاه-سپید را بهتر و شناخته‌ شده‌تر برای کاربرِ پارسی یافتم.

خب این سفسطه یکی از مواردی هست که به نسبت زیاد در موردش مطالعه کردم و خب دوپارگی یا حتی چندپارگی نادرست شاید از دید فنی درست تر باشه ولی دشواری دروغین از دید من معنای اصطلاحی بهتری داره و اینکه شخص سفسطه کننده با این سفسطه میخواد یک دشواری ساختگی و دروغین رو نشون بده.
اون سیاه و سپید رو تقریبا پسندیدم،به نظرم به طور کلی مفهوم رو میرسونه.

Dariush #۳۰۹
undead_knight

خب این سفسطه یکی از مواردی هست که به نسبت زیاد در موردش مطالعه کردم و خب دوپارگی یا حتی چندپارگی نادرست شاید از دید فنی درست تر باشه ولی دشواری دروغین از دید من معنای اصطلاحی بهتری داره و اینکه شخص سفسطه کننده با این سفسطه میخواد یک دشواری ساختگی و دروغین رو نشون بده.
اون سیاه و سپید رو تقریبا پسندیدم،به نظرم به طور کلی مفهوم رو میرسونه.

پس تغییرش میدهم. چیز دیگری هم در نظرت هست، بگو.

undead_knight #۳۱۰
Dariush

پس تغییرش میدهم. چیز دیگری هم در نظرت هست، بگو.

Cold Reading:تن خوانی

این پیشنهاد مهربود برای یک متن دیگه بود،چون معنای اصطلاحیش با چیزی که پیشنهاد کرده بود مشابهت زیادی داشت.

Medium:میانجی

Paranormal:فراطبیعی(این رو خودت یک جا استفاده کرده بود ولی چند خط بعدش به جای "فرا" "فوق" گذاشته بودی)،فراهنجار(این دومی همش پارسی هست ولی خب شاید معناش چندان درست نباشه)

Dariush #۳۱۱
undead_knight

Cold Reading:تن خوانی

درست است، این اصطلاح بهتری است. اصلاحش میکنم.

undead_knight

Medium:میانجی

فکر کنم الان دیگر همه بدانند مدیوم کیست و چه میکند، برای همین از همان اصطلاح مدیوم استفاده کردم. به نظرم در پانویس‌اش، یک توضیحی در مورد مدیوم‌ها بدهم بهتر است تا اینکه از میانجی استفاده کنم. چون میانجی خیلی معانی متفاوتی دارد.

undead_knight

Paranormal:فراطبیعی(این رو خودت یک جا استفاده کرده بود ولی چند خط بعدش به جای "فرا" "فوق" گذاشته بودی)،فراهنجار(این دومی همش پارسی هست ولی خب شاید معناش چندان درست نباشه)

اشتباه شده. برگردانِ موردِ نظرِ من همان فراطبیعی و فراهنجار بوده(فراهنجار برگردانِ پیشنهادی داریوش آشوری است). اصلاحش میکنم.

یه نفر #۳۱۲

بر اساس تحقیقات پروفسور Alan S. Kaye استاد زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و تیم تحقیقاتیشان که در قالب مقاله ای تحت عنوان واژه های پارسی در زبان انگلیسی ( Persian loanwords in English ) منتشر گردیده است ۸۱۱ وام‌ واژه‌ ی پارسی در زبان انگلیسی حضور دارد. خلاصه تحقیق مذکور رو عزیزان میتوانند در وبسایت دانشگاه کمبریج انگلستان از طریق آدرس زیر مشاهده بفرمایند : Cambridge Journals Online - English Today - Abstract - Persian loanwords in English

یه نفر #۳۱۳
Mehrbod

٭٭ Guess (حدس‌)- گاس gās.

در زبان انگلیسی guess همان حدس-گمان-ظن است که با گاس آریایی با همین مانی هم ریشه است.

هم اکنون گاهَس gāhas در گویش مردم استان سپاهان (نایین-خوروبیابانک-روستای ایراج) برابر با «احتمالن» و گاسه gāse در گویش مردم استان پارس (سیوند-جهرم-نیریز-پسا) برابر با «شاید» است. گاس در زبان کردی سورانی و داراب و گاسه در گویش شیرازی نیز به همین مانی است.
ازینرو "حدس ‌زدن/احتمال دادن" همان «گاسیدن» است.

قدیمیای شیرازی هنوزم میگن گاسم :-) یعنی شاید
به مادربزرگم میگم اینقدر نگو گاسم گاسم. میگه خب قدیما همه میگفتن گاسم! :-)

slice_of_god #۳۱۴

سرشمارك = عدد طبیعی
سرشمارك ها = اعداد طبیعی

شمارك درست = عدد صحیح
شمارك های درست = اعداد صحیح

شمارك گویا

شمارك راستین = عدد حقیقی
شمارك های راستین = اعداد حقیقی

یه نفر #۳۱۵

درود. اینجوری صحبت کردن خوبه؟
بفکریم >>>> فکر کنیم
بزنگ >>>> زنگ بزن

مثل: برویم، بیاندیشیم، بسازیم و

...

Dariush #۳۱۶
یه نفر

درود. اینجوری صحبت کردن خوبه؟
بفکریم >>>> فکر کنیم
بزنگ >>>> زنگ بزن

مثل: برویم، بیاندیشیم، بسازیم و ...

« بـ » تنها به فعل‌های پارسی می‌چسبد تا آنها را به وجه امری‌شان بگرداند. فکر عربی‌ست، زنگ هم فعل نیست. بیاندیشیم و زنگ بزن درست‌اند.

Alice #۳۱۷
یه نفر

درود. اینجوری صحبت کردن خوبه؟
بفکریم >>>> فکر کنیم
بزنگ >>>> زنگ بزن

مثل: برویم، بیاندیشیم، بسازیم و ...

این همان شیوه‌ایست که مهربد از آن سود می‌جُست، اندیشه‌ی من و ایشان در این باره بنیکی ستیزنده بود.
من می‌گویم روش پُـرکاست و ناکارآمدی‌ست، به این آوند ساده که آشکارا سامانه‌ی کارواژه‌های زبان را کژخیم و
آشفته می‌کند.

یه نفر #۳۱۸
Alice

این همان شیوه‌ایست که مهربد از آن سود می‌جُست، اندیشه‌ی من و ایشان در این باره بنیکی ستیزنده بود.
من می‌گویم روش پُـرکاست و ناکارآمدی‌ست، به این آوند ساده که آشکارا سامانه‌ی کارواژه‌های زبان را کژخیم و
آشفته می‌کند.

اتفاقا همین سوال رو در صفحه برابری پارسی واژه های.... در فیسبوک پرسیدم. جواب مهربد واقعا تعجب منو برانگیخت!
چندین مثال و توضیح آورده که گفتار خودشو تایید میکنه.

من نیز مخالفم. ولی خواستم نظر سایرین رو هم بدونم.

undead_knight #۳۱۹
یه نفر

اتفاقا همین سوال رو در صفحه برابری پارسی واژه های.... در فیسبوک پرسیدم. جواب مهربد واقعا تعجب منو برانگیخت!
چندین مثال و توضیح آورده که گفتار خودشو تایید میکنه.

من نیز مخالفم. ولی خواستم نظر سایرین رو هم بدونم.

خب خود مهربود میگفت در زبان ما برای فراگیر شدن یک ساختار یا یک واژه نیاز به توافق هست و بس.

با توجه به اینکه این مورد چندان محبوب نیست فکر کنم باید به حرف خودش رجوع کنیم:))

Alice #۳۲۰
یه نفر

چندین مثال و توضیح آورده که گفتار خودشو تایید میکنه.

هر کسی که برای داوگری خود چندین مثال و توضیح بیاورد فرنودی بر درستی داومندی‌اش نیست، من یک
نگاهی به آن برگه انداختم؛ پاسخ ایشان همان سفسته‌ها و بازگویی‌های پیشین و نادرستشان بود. ایشان
از یک نامواژه (اسم) به دلخواه یک کارواژه برمی‌سازد که چم و مینوی باریکی نمی‌رساند. در نمونه‌های
محاوره‌تر و دم دستی‌تر (مانند زنگیدن) این دات و آسا (قاعده‌مندی) چندان دشواری ندارد، ولی ایشان با این
روش یک دسته از کارواژه‌های تاریخی می‌سازد که هتا من هم چم آن را درست درنمیافتم!!

undead_knight

خب خود مهربود میگفت در زبان ما برای فراگیر شدن یک ساختار یا یک واژه نیاز به توافق هست و بس.

توافق باید در راستای کوتاه و فرنودین کردن زبان باشد؛ وگرنه زبان کنونی هم امروزه توافقی‌ست و بیشترینه‌ی
سخنوران به زبان "فارسی" با همین زبان آلوده خو گرفته‌اند.

undead_knight #۳۲۱
Alice

توافق باید در راستای کوتاه و فرنودین کردن زبان باشد؛ وگرنه زبان کنونی هم امروزه توافقی‌ست و بیشترینه‌ی
سخنوران به زبان "فارسی" با همین زبان آلوده خو گرفته‌اند.

البته طبیعتا منظورش این نبود که سر هر چیز بی در و پیکری توافق بشه:))
از دید من داشتن هارمونی با سایر واژگان و سادگی پارامترهای خوبی برای تشخیص این موارده.

یه نفر #۳۲۲

شما ها دیگه خیلی هخامنشی صحبت میکنید

:-))

Alice #۳۲۳
یه نفر

شما ها دیگه خیلی هخامنشی صحبت میکنید :-))

اگر در دریافتِ چم هر واژه‌ای دشواری داشتید بگویید که مانک و یا ریشه‌ی آن را زیرنویس کنم.

یه نفر #۳۲۴

در خواندنش هم دچار مشکلم :-) معنا که جای خود را دارد. ولی خب در کل میفهمم و دوس دارم و عادت میکنم یه سوال اینکه به جای ایمیل، از پست الکترونیکی استفاده شده، آیا درسته؟ هر دو کلمه پست و الکترونیکی انگلیسی هستند که!!

sonixax #۳۲۵
یه نفر

در خواندنش هم دچار مشکلم :-) معنا که جای خود را دارد. ولی خب در کل میفهمم و دوس دارم و عادت میکنم یه سوال اینکه به جای ایمیل، از پست الکترونیکی استفاده شده، آیا درسته؟ هر دو کلمه پست و الکترونیکی انگلیسی هستند که!!

بفرمایید رایانامه

یه نفر #۳۲۶

ممنون. ولی آیا ایمیل جز همون کلماتی نیست که بهتره جایگزین نداشته باشه؟
مثل «تاکسی تلفنی»

sonixax #۳۲۷
یه نفر

ممنون. ولی آیا ایمیل جز همون کلماتی نیست که بهتره جایگزین نداشته باشه؟
مثل «تاکسی تلفنی»

من کلن با پارسی گویی بیش از حد مخالفم

.

Alice #۳۲۹
یه نفر

یه سوال اینکه به جای ایمیل، از پست الکترونیکی استفاده شده، آیا درسته؟ هر دو کلمه پست و الکترونیکی انگلیسی هستند که!!

می‌گویند "پُست" واژه‌ای کهن و پارسی‌ست که از "پوست" می‌آید، چنانکه نوشته و نامه را روی آن می‌نوشتند.
"پُست الکترونیکی" از دو واژه ساخته شده است که برایند درامیختن زبان ما با زبان سامی عربی‌ست، زبان پارسی
با پیشوند و پسوندها سروکار دارد و بسادگی به جای یک عبارت می‌توان یک واژه را بکار برد.

برای نمونه عرب به
"ضد ماده" می‌گوید "قرین الماده"

که از دو واژه ساخته شده چون زبان آنان ساختار پیوندی ندارد، ولی همسنگ
پارسی آن می‌شود "پادماده" (یک واژه)! از سوی دیگر امروزه بدان می‌گوییم «ضد ماده»

چراکه زبان کالبدینه‌ی تازیان
با زبان آمایشی (ترکیبی) پارسی برادر شد و دیگر وندها کاربرد دیرین خود را از دست دادند و فرجام آن چیزی جز
برافتادن و سست‌مایه شدن سازه‌های پارسی نبود!

( یا مثلا ما به جای عبارت «صیانت از نفس» به سادگی میتوانیم
بگوییم "خودبانی"، به «تمجید کردن» بگوییم "ستودن"، اینها همگی ارمغان آلودگی عربی با پارسی‌ست که زبان را دراز و
زمخت می‌سازد، جدا از آنکه تجمید و تخریب و ارسال و ... خود در عربی "فعل" هستند و گویش آنان بریخت "تخریب کردن و
ارسال کردن ..." از پایه نادرست است)
دیگر اینکه «ایمیل» همان Electronical Mail است که فرهنگستان زبان و ادب فارسی آن را در جایگاه هجمه‌ی فرهنگی غربی
بازشناسی کرده و «رایانامه» را جایگزین این واژه‌ی مضمحل نمود که کاربرد آن سهواً مشکلی ندارد! :) (رایانامه = نامه‌ی رایانه‌ای)

Alice #۳۳۳
Aquarius

پادماده - WiKi
مادة مضادة - WiKi

هیچ فرقی ندارد و چم هردو یکی می‌باشد، مثل همان پیوستی که به ویکی‌پدیای فارسی داده‌اید و به
جای پادماده می‌گوید پادذره که دگرسانی ندارند. یک پنداره (~مفهوم) می‌توانید چندین واژه برای آن در
هر زبانی باشنده باشد، نه یک واژه‌ی ازلی و ابدی!
جدای این‌ «مادة مضادة» هم از دو واژه ساخته شده که نشانگر نا آمودگی (عدم ترکیب) گویش عربی‌ست و
در مِهاد گفتارمان (اصل سخنمان) باز هیچ ناهمگون نیست.

یه نفر #۳۳۴
Alice

چراکه زبان کالبدینه‌ی تازیان با زبان آمایشی (ترکیبی) پارسی برادر شد و دیگر وندها کاربرد دیرین خود را از دست دادند و فرجام آن چیزی جز برافتادن و سست‌مایه شدن سازه‌های پارسی نبود!

ولی همچنان وند ها بر سر و ته کلمات می نشینند و واژه های قوی میسازند..
به نگر من ( :-) ) اینکه وندی بودن یک زبان سبب زیبای و بهتر بودنش معرفی شود، غیر منطقی است!

بستگی داره شما زیبایی رو در چه چیزی ببینی.. ا

از نظر من زیبایی زبان و کلام و گفتار در مفهوم عمیق و واج های کوتاه ست.
این نظر شخصی منه.
ولی خب خیلی ها زیبایی زبان رو به وندی بودن زبان میدانند

sonixax #۳۳۵
Aquarius

در "قرآن" از این "چیز" ها هم بوده ما خبر نداشتیم.

زکی ! این تازه یه ذره شه :دی

Alice #۳۳۶

پیشوند و میانوند و پسوندها به کوتاهی و آمایشیک (ترکیبی) بودن کمک شایانی می‌کنند، (همان مفهوم عمیق و
واج‌های کوتاه و ایجازی که گفتید) اگرنه «زیبایی» که یک چیز ویری (ذهنی) فرهنگی و ژنتیکی می‌باشد که پیوندی به
جُستار ما ندارد. زبان ما امروزه وندی نیست، یک چیزی میان زبان‌های هندواروپایی و سامی گیر کرده و هر روز در این
باتلاق فروتر می‌رود.
این به معنای نایش زیبایی در زبان کنونی نیست، من خودم به چامه‌های حافظ و چندی از چکامه‌سُرایان نامور، مهرمندی و
دلبستگی ژرفی دارم و در نقد فنی و زبانشناسیک آن، هرگز به ادبسار و کاربرد بزرگنمایانه‌ی لغات تازیک در اشعار حافظ خُرده
نمی‌گیرم.

meaning #۳۳۷
sonixax

زکی ! این تازه یه ذره شه :دی

جالب اینجاست این ها تنها سراغ ِ جانداران زوج میروند ؛ یک بار نمیگن چرا خداوند متعال از گل های دوجنسه نامی به میان نبرد ؟ یا مارهایی که با بکر زایی بدون جفت گیری تخم می گذارند ... واقعاً خدایا من شرمنده ام که دانشم بیش از شماست .:various_100:

یه نفر #۳۳۸
Alice

پیشوند و میانوند و پسوندها به کوتاهی و آمایشیک (ترکیبی) بودن کمک شایانی می‌کنند، (همان مفهوم عمیق و
واج‌های کوتاه و ایجازی که گفتید) اگرنه «زیبایی» که یک چیز ویری (ذهنی) فرهنگی و ژنتیکی می‌باشد که پیوندی به
جُستار ما ندارد. زبان ما امروزه وندی نیست، یک چیزی میان زبان‌های هندواروپایی و سامی گیر کرده و هر روز در این
باتلاق فروتر می‌رود.
این به معنای نایش زیبایی در زبان کنونی نیست، من خودم به چامه‌های حافظ و چندی از چکامه‌سُرایان نامور، مهرمندی و
دلبستگی ژرفی دارم و در نقد فنی و زبانشناسیک آن، هرگز به ادبسار و کاربرد بزرگنمایانه‌ی لغات تازیک در اشعار حافظ خُرده
نمی‌گیرم.

زبان ما هرچی میخواد باشه. فقط ساده و آسون باشه.
هر کلمه ای دارای حرف های کم و بیشترین معنی باشه
من همیشه از دیکته و فارسی میترسیدم.
دستور زبان فارسی هم با آن مصدر و وند و قید و نشانه مفعولش حالمو میگرفت..
اینم سند :-). از اول دبستان نمره های فارسی و دیکته ام بد بود..

نمره 20 هم داشتما. ولی بیشترش اینجوری بود :-)))

Alice #۳۳۹

رفرنس بانمکی بود! :) اینک چه شد که به گویش هخامنشی دلبسته شدید؟

یه نفر #۳۴۰

والا اگه رفرنس نمیذاشتم یکی میگفت کو؟؟ لینک و سند بده :-)))
جنبه شوخی و صد البته واقعیت داشت..
بگذریم
راستش من علاقه مند به فهمیدن و خوندن کتیبه های قدیمی هستم. یکی دوتا مقاله هم از زبان پهلوی پیدا کردم. یکی هم از اوستا
حتی با خط اوستایی می نویسم تا عادت کنم:-) ولی بیشتر دوس دارم پهلوی یاد بگیرم. همون هخامنشی هست دیگه؟ :-))
امید اینکه بتونم کتیبه های قدیمی رو بخونم یا حداقل بفهمم...

Mehrbod #۳۴۱

٭٭٭٭ کجا بودیم, کجا هستیم:

homayoun #۳۴۶
Mehrbod

زبان ≠ نژاد

به این هم اینجا پیشتر پاسخیده‌ایم: آیا تلاش برای پارسی نویسی نمودی از فاشیسم است؟

مهربد جان,آیا شما میاندیشید که زبان روی هوش میهناید؟ پس اگر من همسری روس یا آلمانی بگیرم و سپس بهش پارسیک ناب را آموزانم ,سپس هردو به فرزندمان پارسیک ناب را بیاموزانیم , فرزندی باهوش خواهیم داشت؟

یا اینکه چون من در کودکی شاهنامه خوانده ام هوشم فرارفته؟

سپاس

پارسیگر

Mehrbod #۳۴۷
homayoun

مهربد جان,آیا شما میاندیشید که زبان روی هوش میهناید؟ پس اگر من همسری روس یا آلمانی بگیرم و سپس بهش پارسیک ناب را آموزانم ,سپس هردو به فرزندمان پارسیک ناب را بیاموزانیم , فرزندی باهوش خواهیم داشت؟

زبان به هوش یک بزرگسال نمیافزاید, تنها مایه‌یِ بَهریزش (utilization) بهینه‌تر و کارآمدتر مغز میشود.

اینجور بنگرید که اگر شما تنها ١% از مغز بهتر بکشید, بازدهِ آن تنها ١% کارآمدی
بیشتر نخواهد بود, بساکه ده‌ها بار رفتار اندیشمندانه‌تری خواهید دید, زیرا روند اش نارژگین است.

homayoun

یا اینکه چون من در کودکی شاهنامه خوانده ام هوشم فرارفته؟
سپاس
پارسیگر

در خُردسالی مغز پی‌یاخته‌هایِ (بستر رایانش مغز) بسیار فراوانی دارد که اگر از آنها کار کشیده نشود, مانند دیگر یاختگان دچار آتروفی شده و میمیرند. برای همین گفته میشود
هر چه کودک (تا آستانه‌یِ ≈٢٥ سالگی!) بیشتر و در زمینه‌هایِ گوناگون از مغزش اش کار بکشد, پی‌یاخته‌هایِ بیشتری را نگه‌داشته و هوش بیشتری خواهد یافت.

با این همه من هم کودکی شاهنامه را از سر بیکاری خوانده بودم, ولی هیچ از آن نگرفته بودم و راست اش برایم بسیار دلزننده هم بود. ولی باید سالها میگذشت و من
زبان پارسیک میآموختم و در چیزها اندیشه‌ها میکردم... که تا همین چندی پیش با بازگشت مزدک کنجکاو شده و آنرا از نو بخوانم, که اینبار بجایش شاهنامه را بَس خواندنی و زیبا یافتم:

بیاموز و بشنو ز هر دانشی — که یابی زِ هر دانشی رامِشی

پارسیگر

Mehrbod #۳۴۸

برای دسترسی تندتر به واژگان, از این دامنه‌یِ فیلتر نشده میتوان بهرید: pn2.paarsig.com

همچنین با کاربرد رشته‌یِ "پارسیگر", همه‌یِ واژگان زینپس خودکاروار پیوند میخورند:

که با کاربرد هر چه بیشتر آن, واژه‌ها نیز آسانتر و بهتر در «گوگل» فهرست خواهند شد:

پ.ن.
با سپاس ویژه از @sonixax برای همکاری و همیاری 💐

پارسیگر

homayoun #۳۵۰

مهربد داری وسوسه ام میکنی به زبان پهلوی اشکانی بنویسم 😵

پارسیگر