پدیده ای به نام داریوش سجادی

Anarchy

دوستان میخواستم بدونم نظرتون درباره داریوش سجادی چیه؟اولین بار تو کانال هما دیدمش که میگفت قصدم ایجاد رابطه بین ایران و آمریکا هست.بعد از اینکه این کانال تعطیل شد کلا کارش شده سرشاخ با تقریبا همه اپوزیسیون و گیر دادن به هر کسی که مخالف رژیم هست...خیلی هم ادعای فاضل بودن داره.به نظر شما هدفش از این کارها چی میتونه باشه؟!

سُخن

داريوش سجادی

Dariush Sajjadi

sonixax

كي هست اصلن ؟ 😁

Anarchy
sonixax

كي هست اصلن ؟ 😁

میگن ژورنالیست تشریف دارن...از این لینکایی که دادم یه چند تا از مطالبش رو بخون یا مثلا بحث هایی که تو فیس بوکش راه میندازه!!! انگاره عقده گیر دادن به بقیه رو داره و همزمان اظهار فضل خیلی زیادی میکنه که من حواسم به همه جا و همه کس هست و با همه قبلا ارتباط داشتم.خط و مشی ایشون درست مشخص نیست و اینکه به کجا وصل هستن..

Russell

منم تا حالا اسمشم نشنیده بودم

Anarchy
Russell

منم تا حالا اسمشم نشنیده بودم

آدم زیاد شناخته شده ای نیست یا اینکه جایگاه خاصی در اپوزیسیون داشته باشه..منم اولین بار تو همون کانال هما ایشون رو دیدم و دیگه یادم رفته بود همچین آدمی وجود داره تا اینکه تو فیس بوک دیدم فعال هستن.ایشون الان مقیم آمریکا هستن و تقریبا به تمام شخصیت های خارج نشین یه گیری دادن..این شد که برام جالب شد بدونم این آقا به جایی وصل هست یا اینکه خود درگیری داره اصولا!!! مطالبش رو یه کم دنبال کنید متوجه میشید.

Anarchy

انگار غیر از خودم کسی نمیشناخت این آقا رو...

Russell

البته ج.ا فعالیت زیاد میکنه در خارج احتمال اینکه اینجور آدمها برای اونها کار کنند زیاد هست

Theodor Herzl

این آقا توی بالاترین هم گاهی لینک از وبلاگش میده ، خیلی‌ احساس روشن فکری بهش دست داده ، اوایل هم اصلاح طلب بود ، حالا که دیگه اونها نیستند ، طرفدار خامنه‌ای شده و رژیمی هست ، منتظر که یه استخون جلوش بندازند.

Anarchy
David Hume

این آقا توی بالاترین هم گاهی لینک از وبلاگش میده ، خیلی‌ احساس روشن فکری بهش دست داده ، اوایل هم اصلاح طلب بود ، حالا که دیگه اونها نیستند ، طرفدار خامنه‌ای شده و رژیمی هست ، منتظر که یه استخون جلوش بندازند.

دقیقا...همین اظهار فضل و خودبرتر بینی که داره نشون میده ایشون نوعی بیماری دارن !!! گیر میده به این و اون و هی رهنمود میده به اپوزیسیون و البته هیچ کس هم تحویلش نمیگیره...

کافر_مقدس #۱۰

من که نمی شناختمش به کنار، حتا اسمش رو هم تا حالا نشنیده بودم !!

Anarchy #۱۱

من که هر چی گفتم پدیده هستن ایشون کسی تحویل نگرفت...این یه نمونه از نظرات ایشون😁!!!!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
[h=6]خودتانید!!!
امروز سالگرد کشته شدن «ندا آقاسلطان» است.
من از نخستین کسانی بودم که با ضریب صد در صد طی مطالبم با قاطعیت کشته شدن آن مرحومه را محصول توطئه ای حرفه ای و مسبوق به سابقه در دوسیه کشورهائی نظیر انگلستان تلقی کردم.
در دو لینک زیر کلیات و قرائن خود نسبت به چنین ادعائی را پیش تر اظهار داشته ام.
http://www.sokhan.info/Farsi/Taghar.htm
http://www.sokhan.info/Farsi/goftego2.htm
یک سال بعد از کشته شدن «آقا سلطان» فیلم جدیدی از لحظه جان دادن وی در صفحه اینترنت منتشر شد که مانند فیلم قبلی بسیار با کیفیت بود و انتشار با تاخیر این فیلم جدید به وضوح اثبات می کرد هر دو فیلم با دوربین هائی حرفه ای و فیلمبردارانی حرفه ای تهیه شده اند. خصوصاً آنکه فیلمبرداران آن قدر حرفه ای بودند که در هر دو فیلم کاملاً الزامات امنیتی را لحاظ کرده و هیچکدام از فیلمبردار ها علی رغم محدود بودن فضای سانحه! تصویری از یکدیگر را ضبط نکرده اند.
توضیحات بیشتر را در لینک زیر آورده ام.
(ندای شوم ـ http://sokhand.blogspot.com/2010/06/blog-post_14.html)

بعد از انتشار فیلم دوم در نخستین سالگرد کشته شدن آقا سلطان بود که یقین صدر در صدی من به طراحی ترور «ندا آقا سلطان» مبدل به یقینی هزار در صدی! شد.
اکنون و با فاصله گرفتن از آن قتل فجیع واقعیت ها به تدریج بهتر و شافف تر خود را بروز می دهند.
واقعیاتی از این دست که:
ـ در یک کوچه فرعی که به دور از ناآرامی موجود در سطح شهر بود.
ـ دختر جوانی بصورتی مشکوک با شلیک گلوله کشته می شود.
ـ و دست بر قضا دو فیلمبردار کاملاً حرفه ای نیز «تصادفاً» در همان لحظه و دوربین به دست آماده ثبت لحظه جان دادن مقتول بوده اند!
ـ دست بر قضاتر! و کاملاً تصادفی آقای دکتری بنام «آرش حجازی» نیز بصورت کاملاً تصادفی و با ویزای آماده در جیب جهت عزیمت بموقع به انگلستان و شرکت در برنامه بی بی سی در لحظه ترور «آقا سلطان» در کنار ایشان تشریف داشته!!!
ـ و در کمتر از نیم ساعت فیلم مزبور بر روی اینترنت آپلود و انتشار جهانی می یابد.
ـ اننشار این فیلم بصورتی معنادار و برخلاف تمام قوانین ژورنالیزم بین الملل بدون اجتناب از قانون پرهیز از نشان دادن مستقیم صحنه های خشن بمدت یک هفته و متناوب در تلویزیون بی بی سی و چند تلویزیون کاملاً وابسته به ایپک و عربستان (بمنظوری خاص) پخش شد. (منظور خاص را در همان تاریخ و در لینک زیر بیان کردم)
http://www.sokhan.info/Farsi/Taghar.htm

هیچ وقت هم معلوم نشد آقای آرش حجازی اساساً چرا بعد از کشته شدن «آقا سلطان» با آن شتاب ایران را به قصد لندن ترک کرد!؟ در حالی که می توانست همانطور که استاد موسیقی «ندا» که ایشان نیز در لحظه سانحه در کنار «ندا» بود حجازی نیز می توانست در صورت «ککی به تنبان نداشتن»! در تهران می ماند و مانند استاد ندا به ماموران جهت یافتن حقیقت کمک می کرد.
علی ایحال امروز و در سالگرد مجدد کشته شدن آن مرحومه بنده مایلم از جانب خودم خطاب به حرامیان بفرمایم!!!
خودتانید!!!!!![/h]

Anarchy #۱۳

اینم یکی دیگه از نظرات مشعشع ایشون:

[h=6]

[/h][h=6]دکتر علی شریعتی یک وقتی می گفت:
آدم وقتی فقیر میشه خوبی هاش هم حقیر میشه .اما کسی که زور داره یا زر داره «عیب» هاشه "هنر" می بینند « چرند» هاشه «حرف حسابی» می شنوند «آروغ های بی جا و نفرت بار» شه فلسفه و دانش و دین می فهمند حتی «شوخی های خنک و بی ربط» او از خنده حضار را روده بر می کنه!
ملت ها هم همینجورند!
حالا حکایت ماست! خانم سمت چپی رو به زحمت اسمش و ملیت و سابقه اش را می دانند و از تلاش های انسان دوستانه اش مطلعند! ولی دست راستی را تا محل تولد و سن و دور کمر و طول قد و تعداد فرزند و تعداد شوهر و ... همه را می دانند و بابت رفتارهای تصنعی انسان دوستانه اش قربان و صدقه اش می روند! حالا بماند این علیا مخدره از ناحیه هنرش!!! چه کثافاتی را به ذهنیت جامعه بشری پمپ کرد. از هم خوابگی با هم جنس اش! مقابل دوربین سینما تا کامجوئی از برادر تنی اش روی فرش قرمز اسکار! و بعد از همه این سخافت ها! سازمان ملل سخاوت مندانه نمایندگی دفاع از حقوق بشر را هم به علیا مخدره می دهد!
هر چند در تحلیل نهائی این علیا مخدره خود قربانی این ضد فرهنگ سخیف و مسلط است.
این یعنی هورا کشیدن بابت شناعت! یعنی جایزه دادن بابت کثافت! یعنی الگو دادن به جوان که راه موفقیت از هالیوود و تنانگی و هرزه نمائی می گذرد.
بقول بی بی سی:
یعنی معامله کردن با شیطان برای باهوش و زیبا شدن و دلبری کردن!

http://sokhand.blogspot.com/2011/08/blog-post_27.html
[/h]

Anarchy #۱۴
sonixax

بره دکتر خوب میشه ؟!

فک نکنم میلاد😁...چیزی که اعصاب آدمو خرد میکنه اینه که خیلی هم ادعاش میشه که من همه رو به چالش میکشم...میگه من از معدود افرادی هستم که در فضای مجازی فارسی زبان تولید فکر میکنم😮😮!!!

Mehrbod #۱۵
Havadar_e_Democracy

فک نکنم میلاد😁...چیزی که اعصاب آدمو خرد میکنه اینه که خیلی هم ادعاش میشه که من همه رو به چالش میکشم...میگه من از معدود افرادی هستم که در فضای مجازی فارسی زبان تولید فکر میکنم😮😮!!!

صادرات اسلام، تولید فکر … این واژه‌ها را از کجا می‌آورند؟ 😆

Russell #۱۶
Havadar_e_Democracy

فک نکنم میلاد😁...چیزی که اعصاب آدمو خرد میکنه اینه که خیلی هم ادعاش میشه که من همه رو به چالش میکشم...میگه من از معدود افرادی هستم که در فضای مجازی فارسی زبان تولید فکر میکنم😮😮!!!

جای نگرانی نداره دکتر جان،این جور جونورها بدرد همون صدا و سیمای اینا میخورند،فکر نکنم کسی که شبکه ماهواره ای میبینه در داخل یا ایرانیهای خارج تره هم برای این مهملات خرد بکنن،دکتر (؟) شریعتی بازی دیگه خریدار نداره.الان نون تو لابی گری برای صلحه !!

Anarchy #۱۷

بچه ها جدی یکی به داد این آقا برسه...وضعش خیلی خرابه😁!!!

------------------------------------------------------------------------------
[h=6]بیمار را کتک نمی زنند!

بعد از گذشت بیش از 30 سال از سقوط و انحطاط فرهنگ بیمار دوران پهلوی دیگر خجالت آور است که هنوز مشارالیها نتوانسته اند بر این بیماری تاریخی غلبه کنند و زننده است چنین توجیهاتی از ایشان در حسرت پوشیدن و بالیدن به یک تکه پارچه را استماع کردن!

اما علی رغم این نباید از این نکته نیز غافل ماند که برخورد چکشی و سلبی با چنین پدیده ای، عاری از حزم و تدبیر است. حافظان سلامت اخلاقی و رفتاری در ایران اگر می پذیرند

اصرار اقشاری از جامعه بر شماسازی های نامانوس با فرهنگ بومی در ایران ریشه

در خود باختگی فرهنگی و اختلال شخصیتی دارد متقابلاً ایشان نباید گریزی نیز از این واقعیت داشته باشند که مبتلایان «بیمارند» و در هیچ فرهنگ و جغرافیا و نقاهتگاه و حکومت و دولت و ملتی «بیمار» را برای درمان کتک نمی

زنند!راه حل چنان مبتلایانی قبل از داغ و درفش و گزمه و داروغه و مُفتش، توسلی منطقی و اجتناب ناپذیر به روان شناسی بالینی است. درمانی که هر چند 30 سال تاخیر داشته اما هنوز هم برای انجام آن فرصت و حجت باقی است.

ادامه در لینک زیر
http://sokhand.blogspot.com/2012/07/blog-post.html

ریزبینان متوسل یک عکس نشوند که این شامل خودت نیز می شود و فرض را بر این بگذارند که «بعله! شامل راقم هم می شود»! اما فرض بنده آن است که برخلاف فرمایش رسول الله رطب خورده می تواند منع رطب کند! همانطور که ما کردیم و شد!!![/h]

Mehrbod #۱۸
Anarchy

بچه ها جدی یکی به داد این آقا برسه...وضعش خیلی خرابه😁!!!

من نفهمیدم، چیز بدی نگفته بود؟

بخش "هر کسی برای نداشته هایش می جنگد!" نیز درست و منطقی بود.

Anarchy #۱۹
مهربد

من نفهمیدم، چیز بدی نگفته بود؟

بخش "هر کسی برای نداشته هایش می جنگد!" نیز درست و منطقی بود.

چیز بد اصلا خود موضوع هست...ظاهرا حرف حسابی هم بین حرف هاش هست اما کل حرفش هیچ حسابی نداره!!! گیر دادن به افراد و مقوله های مختلف اونم به شکل بیمارگونه از خصوصیات ایشون هست...مثلا الان کل این مقاله به نظر شما چه هدفی داشت؟

مثلا این یعنی چی؟

این مهم نیست که کراوات از حیث تاریخی به چه کشوری تعلق دارد. ولو آنکه امروز سند منگوله دار و غیر قابل تردید امریه فرضاً «خشایار شاه» خطاب به همسرش نیز پیدا شود که ذیل آن امر بر دوختن «کراوات» برای ایرانیان داده باشد، اما مهم آن است که شیفتگان امروزین بهره وری از «کراوات» این نوع خاص از دستمال گردن را به عنوان نماد تشخص ایرانی گری به گردن نمی بندند و عمده چنان شوق و اصرار و اهتمام و وجد و ابتهاج در استفاده از آن پوشش، بازگشت به یک قرینه سازی بین خود و حوزه تمدنی غرب داشته که باطناً آغشته به یک خود سفله انگاری تاریخی و عقده حقارت نسبت به «تمدن غربی» است که در تحلیل نهائی ریشه در یک ناخود آگاه «غرب برتربینی» داشته و دارد.

بواقع مرتکبین به کراوات! با توسل به این پوشش که برای ایشان مُبدل به نماد و شاخص انسان غربی در مقام انسان برتر و متمدن شده می کوشند از این طریق در خلسه «این همانی» دست به پمپ اعتماد بنفس به شاکله شخصیت حقیر فرض شده شان بزنند.

Mehrbod #۲۰
Anarchy

چیز بد اصلا خود موضوع هست...ظاهرا حرف حسابی هم بین حرف هاش هست اما کل حرفش هیچ حسابی نداره!!! گیر دادن به افراد و مقوله های مختلف اونم به شکل بیمارگونه از خصوصیات ایشون هست...مثلا الان کل این مقاله به نظر شما چه هدفی داشت؟

من هدف نویسنده‌اش را نمیدانم، ولی فردید (منظور)های گوناگونی را میتوانست برساند.

برای نمونه جعل و دروغگویی (فتوشاپ) برای بزرگنمایی دست‌آوردها. یا بیش از اندازه گرایش به باختری
(غربی) شدن که کروات را ایرانی بدانیم،ولی ریش را که براستی در تندیس‌های بجامانده میبینیم را انیرانی و عربی.

این مهم نیست که کراوات از حیث تاریخی به چه کشوری تعلق دارد. ولو آنکه امروز سند منگوله دار و غیر قابل تردید امریه فرضاً «خشایار شاه» خطاب به همسرش نیز پیدا شود که ذیل آن امر بر دوختن «کراوات» برای ایرانیان داده باشد، اما مهم آن است که شیفتگان امروزین بهره وری از «کراوات» این نوع خاص از دستمال گردن را به عنوان نماد تشخص ایرانی گری به گردن نمی بندند و عمده چنان شوق و اصرار و اهتمام و وجد و ابتهاج در استفاده از آن پوشش، بازگشت به یک قرینه سازی بین خود و حوزه تمدنی غرب داشته که باطناً آغشته به یک خود سفله انگاری تاریخی و عقده حقارت نسبت به «تمدن غربی» است که در تحلیل نهائی ریشه در یک ناخود آگاه «غرب برتربینی» داشته و دارد.

بواقع مرتکبین به کراوات! با توسل به این پوشش که برای ایشان مُبدل به نماد و شاخص انسان غربی در مقام انسان برتر و متمدن شده می کوشند از این طریق در خلسه «این همانی» دست به پمپ اعتماد بنفس به شاکله شخصیت حقیر فرض شده شان بزنند.

خوب برداشت خودت چیست؟ من باز هم چیز بدی نمیبینم، میگوید کسانی که امروز کروات میزنند برای این نیست که
بخواهند به فرهنگ باستانی ایرانی برگردند، ونکه میخواهند با باختری و امروزی‌نما بودن به خودباوری‌سازی بپردازند که درست است.

Anarchy #۲۱
مهربد

من هدف نویسنده‌اش را نمیدانم، ولی فردید (منظور)های گوناگونی را میتوانست برساند.

برای نمونه جعل و دروغگویی (فتوشاپ) برای بزرگنمایی دست‌آوردها. یا بیش از اندازه گرایش به باختری
(غربی) شدن که کروات را ایرانی بدانیم،ولی ریش را که براستی در تندیس‌های بجامانده میبینیم را انیرانی و عربی.

در اینکه ملی گرایان دروغگو کم نیستن و راه و روش نادرست در پیش گرفتن شکی نیست اما اینکه بگوید فرد کراوات زده میخواد غربی باشه همون قدر احمقانه هست که بگیم کسی که سوار بنز میشه...

و اصولا غرب ستیزی که ایشون در پیش گرفته میخواد ما رو به کجا برسونه؟ایشون چه چیز رو میخواد به جای اون عرضه کنه؟

مرض غرب ستیزی ایشون هم که چیزی معادل ملی گرایی آمیخته با دروغ هست!!!
یا خودش افراد رو متهم به دورغگویی میکنه و بعد این رو بدون مدرک ارائه میکنه:

دروغ بودن آن نیز بازگشت به این واقعیت تاریخی دارد که اساساً زنان در دوران مزبور اعم از ایران و بین النهرین عموماً پوشیده بودند گذشته از آنکه چادر مشکی با مختصات امروزی در ایران از یادگارهای حجاب زنان در دوران هخامنشی است

Mehrbod #۲۲
Anarchy

در اینکه ملی گرایان دروغگو کم نیستن و راه و روش نادرست در پیش گرفتن شکی نیست اما اینکه بگوید فرد کراوات زده میخواد غربی باشه همون قدر احمقانه هست که بگیم کسی که سوار بنز میشه...

همان اندازه احمقانه نیست. بنز چند کارکرد دیگر هم دارد، کروات ولی تنها آرایشیک است.

Anarchy

و اصولا غرب ستیزی که ایشون در پیش گرفته میخواد ما رو به کجا برسونه؟ایشون چه چیز رو میخواد به جای اون عرضه کنه؟

خوب از خویشکاری‌های نویسنده نیست در برابر چیزی که مینکوهد چیزی هم عرضه کند.

Anarchy

مرض غرب ستیزی ایشون هم که چیزی معادل ملی گرایی آمیخته با دروغ هست!!!
یا خودش افراد رو متهم به دورغگویی میکنه و بعد این رو بدون مدرک ارائه میکنه:

درباره "چادر با مختصات امروزی" که دروغ گفته است. ولی پوشش زنان تا آنجاییکه من میدانم (که اندک است) کمابیش همواره پوشیده بوده:

Anarchy #۲۳
مهربد

خوب برداشت خودت چیست؟ من باز هم چیز بدی نمیبینم، میگوید کسانی که امروز کروات میزنند برای این نیست که
بخواهند به فرهنگ باستانی ایرانی برگردند، ونکه میخواهند با باختری و امروزی‌نما بودن به خودباوری‌سازی بپردازند که درست است.

چیز بد و خوب اینجا مطرح نیست.من کلا با نگاه ایشون مشکل دارم.اول اینکه در همین بحث چند موضوع رو مطرح میکنه و از چند جهت کنایه میزنه...موضوع

کراوات رو با این مزخرفات که کشاورز و نیک آهنگ کوثر به فرض دروغی گفته باشن از اساس ربط میده به غرب زدگی!!!

اصلا خود غرب زدگی چی هست اصولا!!! این واژه ها از کدوم مکتب فکری وارد فرهنگ ما شده؟

من شخصا وقتی کراوات میزنم نه به فکر پمپاژ اعتماد به نفس هستم نه احساس حقارت میکردم بدون کراوات...ایشون

میخواد گیر بده به افراد یا فرهنگ غرب,چرا مشکل با کراوات داره!!! همین شلوار و پیراهن ما خودش مگه از کجا اومده؟

در دنیای امروز که دیگه این بحث ها مطرح نیست...فرهنگ ها با هم در داد و ستد هستن!! بعد هم به میزان قدرت مالی و جذابیت هایی که دارن میتونن در بقیه فرهنگ هم تاثیر بگذارن...

Russell #۲۴
مهربد

خوب برداشت خودت چیست؟ من باز هم چیز بدی نمیبینم، میگوید کسانی که امروز کروات میزنند برای این نیست که
بخواهند به فرهنگ باستانی ایرانی برگردند، ونکه میخواهند با باختری و امروزی‌نما بودن به خودباوری‌سازی بپردازند که درست است.

البته کت و شلوار رو هم کسی بخاطر وجود یا عدم وجودش در ایران باستان نمیپوشد،اینها یکجور مد و نرم هست که خوب یا بد ربطی به وطن دوستی و غرب زدگی ندارد امروزه.بیشتر به نشان دادن شخصیت و جایگاه اجتماعی میتواند مربوط باشه تا وطندوستی.

Anarchy #۲۵
مهربد

همان اندازه احمقانه نیست. بنز چند کارکرد دیگر هم دارد، کروات ولی تنها آرایشیک است.

خب تنها آرایشیک هم باشه باز احمقانه هست...

مهربد

خوب از خویشکاری نویسنده نیست در برابر چیزی که مینکوهد چیزی هم عرضه کند.

خب من چون دیدم چه چیز رو میخواد عرضه کنه این حرف رو زدم.باید نوشته های ایشون رو به طور کلی بخونید.همه حرف های ایشون بد نیست اما به اصطلاح گودرز رو میخواد به شقایق ربط بده

و نتیجه گیری میکنه!!!

مثلا الان معلوم نیست فرهنگ غرب رو میخواست بکوبه یا دو نفر ملی گرای دروغگو رو یا کراوات زدن تنها رو ...تشویق به برگشتن به ریشه های ملی بود یا

....

مهربد

درباره "چادر با مختصات امروزی" که دروغ گفته است. ولی پوشش زنان تا آنجاییکه من میدانم (که اندک است) کمابیش همواره پوشیده بوده:

بله تا جایی که من هم شنیدم به طور کلی پوشیده بودن اما نه حجاب اسلامی....ایشون طرز مقاله نویسی که داره ایجاد نقاط تردید در مفاهیم به صورت گذرا هست که در نگاه اول خیلی هم منطقی به نظر میرسن اما در نهایت میبینیم ایشون جز تخریب هیچ برنامه دیگه ای ندارن...

Mehrbod #۲۶
Anarchy

چیز بد و خوب اینجا مطرح نیست.من کلا با نگاه ایشون مشکل دارم.اول اینکه در همین بحث چند موضوع رو مطرح میکنه و از چند جهت کنایه میزنه...

خوب این شیوه نکوهش و انتقاد است، به خودی خود بد نیست.

Anarchy

اصلا خود غرب زدگی چی هست اصولا!!! این واژه ها از کدوم مکتب فکری وارد فرهنگ ما شده؟

غرب‌زدگی به هر روی واقعیت دارد. ما فرهنگ غربی و شرقی داریم،

Anarchy

من شخصا وقتی کراوات میزنم نه به فکر پمپاژ اعتماد به نفس هستم نه احساس حقارت میکردم بدون کراوات...

کروات زدن = خود را در فرهنگ باختر جای دادن.

در این که گمانی نمیرود! به یک واقعیت ضمنی نیز مینمارد (اشاره میکند) آنهم اینکه فرهنگ باختر در اینجا باکلاستر شمرده شده است.

Anarchy

در دنیای امروز که دیگه این بحث ها مطرح نیست...فرهنگ ها با هم در داد و ستد هستن!! بعد هم به میزان قدرت مالی و جذابیت هایی که دارن میتونن در بقیه فرهنگ هم تاثیر بگذارن...

خوب در اینجا رویکرد ما میتواند پذیرش "بد بودن فرهنگ خود" و پذیرش "خوب بودن فرهنگ باختر" باشد.

ولی رویکرد نکوهیده شده در نوشتار ایشان این است که ما بجای پذیرفتن واقعیت، میکوشیم چیزهایی که
در فرهنگمان نیست را به چیزهای "خوبی" که در فرهنگ باخترزمین میابیم گره بزنیم، که این میشود همان "عقده حقارت" و خودکوچک‌بینی.

Mehrbod #۲۷
Anarchy

خب تنها آرایشیک هم باشه باز احمقانه هست...

کروات تنها کارکردی که دارد برای آرایش است. پس زدن آن میگوید که شما به فرهنگی که کروات زدن را خوب میشمارد دلبستگی و گرایش دارید.

Anarchy

خب من چون دیدم چه چیز رو میخواد عرضه کنه این حرف رو زدم.باید نوشته های ایشون رو به طور کلی بخونید.همه حرف های ایشون بد نیست اما به اصطلاح گودرز رو میخواد به شقایق ربط میده و نتیجه گیری میکنه!!!

خوب فرجامیابی باز هم از خویشکاری‌های نویسنده نیست. در اینجا ایشان در نقش یک منتقد، از دید من رویکرد ایرانیانی که
میکوشند فرهنگ خودشان را چیزی که نیست جا بزنند و فرهنگ باختر را همیشه و همه‌جا بهتر بدانند را زیرپرسش برده.

Anarchy

مثلا الان معلوم نیست فرهنگ غرب رو میخواست بکوبه یا دو نفر ملی گرای دروغگو رو یا کراوات زدن تنها رو ...تشویق به برگشتن به ریشه های ملی بود یا ....

فرجامیابی با من و شما است!

Anarchy

بله تا جایی که من هم شنیدم به طور کلی پوشیده بودن اما نه حجاب اسلامی....ایشون طرز مقاله نویسی که داره ایجاد نقاط تردید در مفاهیم به صورت گذرا هست که در نگاه اول خیلی هم منطقی به نظر میرسن اما در نهایت میبینیم ایشون جز تخریب هیچ برنامه دیگه ای ندارن...

من در این دو نوشته چیز بدی ندیدم. اگر جایی آمد و گفت فرهنگ عرب خوب است، آنگاه میتوان پذیرفت.

ما فرهنگ خوب داریم، فرهنگ بد داریم.
فرهنگ کنونی ما بد است. فرهنگ کنونی باخترزمین نیز از ما بی‌اندازه بهتر است.

اگر اینرا بپذیریم و بجای دروغ گفتن به خودمان بکوشیم فرهنگمان را به آنها نزدیک کنیم، هیچ کس نمیتواند به ما خرده بگیرد. ولی اگر بکوشیم
با دروغگویی و فتوشاپ فرهنگ آنها را به خود نزدیک کرده و خودمان را victim نشان دهیم، خوب روشن است که در انتقاد باز میشود.

Russell #۲۸
مهربد

کروات زدن = خود را در فرهنگ باختر جای دادن.

در این که گمانی نمیرود! به یک واقعیت ضمنی نیز مینمارد (اشاره میکند) آنهم اینکه فرهنگ باختر در اینجا باکلاستر شمرده شده است.

البت شاید در اول مساله و مثلن زمان رضاشاه اینطور بوده،اما امروز لزومن اینطور نیست،در اینجا علاوه بر تز غربزدگی آنتیتز غربستیگزی هم هست.با این تبلیغات و مزخرفات اسلامیون و یکسری از چپها در ایران میتوان نوع امروزی آن را براعت از غربستیزی دید تا غربزدگی

مهربد

همان اندازه احمقانه نیست. بنز چند کارکرد دیگر هم دارد، کروات ولی تنها آرایشیک است.

در بنز و ساعت رولکس و اینها بیش از اینکه کارکرد مهم باشد نشان دادن همان کلاس و جایگاه اجتماعی مهم است،در غرب و شرق هم این طبقه اجتماعی هست،هر چند اگر از نگاه غیر پراگماتیک به آن نگاه کنیم نابخردانه است.

Anarchy #۲۹
مهربد

خوب این شیوه نکوهش و انتقاد است، به خودی خود بد نیست.

به خودی خود نه اما این به نوعی ترفندی برای گیج کردن مخاطب و سلب توان تحلیل درست مقاله هست...مقاله ای که سر و ته و نتیجه درستی نشه ازش گرفت ارزش چندانی هم نداره...

مهربد

غرب‌زدگی به هر روی واقعیت دارد. ما فرهنگ غربی و شرقی داریم،

خب غرب زدگی دقیقا یعنی چی؟ آیا به طور بالقوه چیز خوب یا بدی هست؟

مهربد

کروات زدن = خود را در فرهنگ باختر جای دادن.

در این که گمانی نمیرود! به یک واقعیت ضمنی نیز مینمارد (اشاره میکند) آنهم اینکه فرهنگ باختر در اینجا باکلاستر شمرده شده است.

من موافق نیستم.کراوات زدن یا نزدن انتخاب شخصی هست.من یه گزینه جدید دارم و برام مهم نیست نماد چه فرهنگی هست البته اصولا اگه بشه ثابت کرد یه تکه پارچه نماد یه فرهنگ هست!!! یا این تئوری توطئه وار بخوایم فکر کنیم هدف از تولید یا صدور کراوات غربی سازی ما بوده باشه!!!

مهربد

خوب در اینجا رویکرد ما میتواند پذیرش "بد بودن فرهنگ خود" و پذیرش "خوب بودن فرهنگ باختر" باشد.

ولی رویکرد نکوهیده شده در نوشتار ایشان این است که ما بجای پذیرفتن واقعیت، میکوشیم چیزهایی که
در فرهنگمان نیست را به چیزهای "خوبی" که در فرهنگ باخترزمین میابیم گره بزنیم، که این میشود همان "عقده حقارت" و خودکوچک‌بینی.

نه اینکه تمام فرهنگ ما خوب/بد و تمام فرهنگ غربی خوب/بد هست...هر فرهنگی میتونه یه گزینه جدید در هر سطحی برای فرهنگ دیگه داشته باشه...آیا اونها از فرهنگ ما استفاده ای نکردن؟ باید به اونها هم بگیم شرقی زده شدن؟

خب مشکل من هم دقیقا اینه که شاهد این مدعا و اینکه نمیدونم عقده حقارت داریم رو به صحبت های دو نفر ربط داده که گیریم اصلا دروغ هم گفتن(که مدرکی هم برای دورغ بودن اونها ارائه نداده),بعد از این دو نفر نتیجه کلی گرفته که همه عقده دارن و بعد هم مریضن....

بعدم برای اینکه یکی به نعل کوبیده باشه یکی به میخ در پایان ژست دموکرات مآبی گرفته که به جای داغ و درفش اینها رو ببرید از طریق روانشناسی بالینی درمانشون کنین😮

Mehrbod #۳۰
Russell

البته کت و شلوار رو هم کسی بخاطر وجود یا عدم وجودش در ایران باستان نمیپوشد،اینها یکجور مد و نرم هست که خوب یا بد ربطی به وطن دوستی و غرب زدگی ندارد امروزه.بیشتر به نشان دادن شخصیت و جایگاه اجتماعی میتواند مربوط باشه تا وطندوستی.

خود "کت و شلوار" پوشیدن هم میگوید شما به چه دسته‌ای گرایش دارید. به این دسته در انگیسی میگوید suits:


The supervisorial types who don't do anything real. Bosses.
"The suits think we take too many smoke breaks."
"They can blow it out their bung hole."

It is also used to describe corporate exsecutives who, in their time, have earned themselves a reputation for buerocracy and calousness. It is not un-natural that they are treated with disdain and are some of the most corrupt and lothable people in history. Anarchists pray for their downfall, but then again so does everyone who is'nt them.

http://www.urbandictionary.com/define.php?term=suits

این نگرش در میان بسیاری از فرهیختگان و برای خود من نیز پذیرفته شده است.

پیوند کروات به میهندوستی نیز از آنجا آمد که نویسنده به کوشش برخی از ایرانیان که میخواهند کروات را چیزی از ایران باستان بدانند خرده گرفته بود.

اگر نه همه اینها میایند و میروند و تنها به همان جایگاه طبقاتی که گفتید کوتاه میشود.

Mehrbod #۳۱
Anarchy

خب غرب زدگی دقیقا یعنی چی؟ آیا به طور بالقوه چیز خوب یا بدی هست؟

غربزدگی یا بگوییم باخترزدگی، میشود رویکردی که ما هر چیز را اگر از ریشه باخترزمین دیدیم خوب بشماریم.
چنین رویکردی در واقعیت (فربود) هست و کسانی هستند که هر چیزی را اگر در باختر دیدند نا/خودآگاه خوب میپندارند.

این رویکرد بد است، پس باخترزدگی بد است.

Anarchy

من موافق نیستم.کراوات زدن یا نزدن انتخاب شخصی هست.من یه گزینه جدید دارم و برام مهم نیست نماد چه فرهنگی هست البته اصولا اگه بشه ثابت کرد یه تکه پارچه نماد یه فرهنگ هست!!! یا این تئوری توطئه وار بخوایم فکر کنیم هدف از تولید یا صدور کراوات غربی سازی ما بوده باشه!!!

  • تاریخچه کروات با گِرایند (احتمال) بالا به فرهنگ باختر برمیگردد.
  • کارکرد امروزین کروات تنها در رده‌بندی همبودین و اجتماعی کس کوتاه میشود.

چیز بیشتری درباره آن نمیتوان گفت.

Anarchy

نه اینکه تمام فرهنگ ما خوب/بد و تمام فرهنگ غربی خوب/بد هست...هر فرهنگی میتونه یه گزینه جدید در هر سطحی برای فرهنگ دیگه داشته باشه...آیا اونها از فرهنگ ما استفاده ای نکردن؟ باید به اونها هم بگیم شرقی زده شدن؟

کسانی در باخترزمین هم هستند که هر چیز خاوری را خوب میشمارند. در آنجا هم این دسته را میتوان خاورزده نامید.

برای نمونه در غرب هم کسانی هستند که همواره توی سر خودشان میزنند که
ما "الهیات" نداریم و دائما به "پیشرفتگی" فندهای ذهنی و .. در خاور میپردازند، مانند یوگا، meditation، zen‌ و

...

Anarchy

خب مشکل من هم دقیقا اینه که شاهد این مدعا و اینکه نمیدونم عقده حقارت داریم رو به صحبت های دو نفر ربط داده که گیریم اصلا دروغ هم گفتن(که مدرکی هم برای دورغ بودن اونها ارائه نداده),بعد از این دو نفر نتیجه کلی گرفته که همه عقده دارن و بعد هم مریضن....

من این نتیجه‌گیری را نکردم.

هر آینه از آنجاییکه نمیتوان کسی را از نوشتن بازداشت، بهتر است خود خواننده منطقی بخواند.

Anarchy

به خودی خود نه اما این به نوعی ترفندی برای گیج کردن مخاطب و سلب توان تحلیل درست مقاله هست...مقاله ای که سر و ته و نتیجه درستی نشه ازش گرفت ارزش چندانی هم نداره...

Anarchy #۳۲
مهربد

کروات تنها کارکردی که دارد برای آرایش است. پس زدن آن میگوید که شما به فرهنگی که کروات زدن را خوب میشمارد دلبستگی و گرایش دارید.

من باز هم این فکر رو نمیکنم...به قول راسل شاید در ابتدا این چنین بوده اما هر پدیده ای در گذر زمان در فرهنگ جدید حل میشه و دیگه جزیی از فرهنگ جدید هم میشه...پس دلبستگی به جای خاصی مد نظر نیست بعد از این همه سال!!! آیا بشار اسد هم وقتی کراوات میزنه یعنی به غرب گرایش و دلبستگی داره؟

مهربد

خوب فرجامیابی باز هم از خویشکاری‌های نویسنده نیست. در اینجا ایشان در نقش یک منتقد، از دید من رویکرد ایرانیانی که
میکوشند فرهنگ خودشان را چیزی که نیست جا بزنند و فرهنگ باختر را همیشه و همه‌جا بهتر بدانند را زیرپرسش برده.

خب در نگاه اول بله این به ذهن میرسه اما نویسنده به نظر من در پس پرده غرب ستیزی میکنه تا نقد غرب!!! چون دو مورد دروغ رو ملاک جمع کثیری از ایرانیان میکنه...ضمنا مقاله خوب مقاله ای هست که واضح و شفاف و بدور از کژتابی باشه..

مهربد

فرجامیابی با من و شما است!

بله اگر نبود که من اینجا موضوع رو مطرح نمیکردم...منظور کیفیت مطلب ایشون بود!!!

مهربد

من در این دو نوشته چیز بدی ندیدم. اگر جایی آمد و گفت فرهنگ عرب خوب است، آنگاه میتوان پذیرفت.

ما فرهنگ خوب داریم، فرهنگ بد داریم.
فرهنگ کنونی ما بد است. فرهنگ کنونی باخترزمین نیز از ما بی‌اندازه بهتر است.

اگر اینرا بپذیریم و بجای دروغ گفتن به خودمان بکوشیم فرهنگمان را به آنها نزدیک کنیم، هیچ کس نمیتواند به ما خرده بگیرد. ولی اگر بکوشیم
با دروغگویی و فتوشاپ فرهنگ آنها را به خود نزدیک کرده و خودمان را victim نشان دهیم، خوب روشن است که در انتقاد باز میشود.

خب ایشون دقیقا هدفش این هست که بگوید فرهنگ کنونی ما خوب است و فرهنگ غرب بد!!! خیلی راحت میشه از جمله هاش این رو برداشت کرد....اون مساله دروغگویی

فرضی دو نفر که البته مدرکی هم برای اون ارائه نکرد صرفا برای طرح مقدمه موضوع غرب ستیزی بود!!!

Anarchy #۳۳
مهربد

غربزدگی یا بگوییم باخترزدگی، میشود رویکردی که ما هر چیز را اگر از ریشه باخترزمین دیدیم خوب بشماریم.
چنین رویکردی در واقعیت (فربود) هست و کسانی هستند که هر چیزی را اگر در باختر دیدند نا/خودآگاه خوب میپندارند.

این رویکرد بد است، پس باخترزدگی بد است.

خب آیا میشه فردی که کراوات رو به هر دلیلی دوست داره بگیم باخترزده شده؟

مهربد

تاریخچه کروات با گِرایند (احتمال) بالا به فرهنگ باختر برمیگردد.
کارکرد امروزین کروات تنها در رده‌بندی همبودین و اجتماعی کس کوتاه میشود.

چیز بیشتری درباره آن نمیتوان گفت.

به احتمال زیاد بله اما زمانی میشه نتیجه های این چنینی که فردی مثل سجادی گرفت که خودش در ابتدا تاریخچه قطعی کراوات رو بده نه این جور بر اساس فرض ذهنی یا حداقل بدون ارائه مدرک متنی رو پیش ببره و در انتها بر با تکیه بر سفسته مصادره به مطلوب نتیجه گیری کنه...من بیشتر سبک نوشتاری ایشون رو مشکل دار میدونم!!!

مهربد

کسانی در باخترزمین هم هستند که هر چیز خاوری را خوب میشمارند. در آنجا هم این دسته را میتوان خاورزده نامید.

برای نمونه در غرب هم کسانی هستند که همواره توی سر خودشان میزنند که
ما "الهیات" نداریم و دائما به "پیشرفتگی" فندهای ذهنی و .. در خاور میپردازند، مانند یوگا، meditation، zen‌ و ...

بحث من این نبود...من گفتم داد و ستد فرهنگی چیز رایجی هست...این به معنی باختر یا خاور زدگی نیست!!! حتی به فرض هم دروغ گویی کنند که کراوات ریشه ایرانی داشته باز هم اون باخترزدگی که ایشون میگه نیست...

مهربد

من این نتیجه‌گیری را نکردم.

هر آینه از آنجاییکه نمیتوان کسی را از نوشتن بازداشت، بهتر است خود خواننده منطقی بخواند.

شاید هم من اشتباه میکنم اما با توجه به سابقه ایشون در حمله های شخصی بیشمار به هر کس و ناکسی و روند متن ایشون,من کاملا نتیجه گرفتم ابتدا ذهن خواننده رو با روایت دروغگویی ادعای ایرانی بودن کراوات بدون هیچ مدرکی به سمتی بردن که ملیون رو بکوبن و بعد هم فرهنگ ایرانی رو برتر از غرب بدونن و در پایان هم کمی ژست روشنفکری برای درمان از طریق روانشناسی بالینی بیماران دچار باختر زدگی...

Mehrbod #۳۴
Anarchy

من باز هم این فکر رو نمیکنم...به قول راسل شاید در ابتدا این چنین بوده اما هر پدیده ای در گذر زمان در فرهنگ جدید حل میشه و دیگه جزیی از فرهنگ جدید هم میشه...پس دلبستگی به جای خاصی مد نظر نیست بعد از این همه سال!!! آیا بشار اسد هم وقتی کراوات میزنه یعنی به غرب گرایش و دلبستگی داره؟

بسته به جایی که کروات میزنید (بافتار یا context) آن دگرش دارد.

شما در شرکتهای ایرانی فکر نمیکنم نیاز باشد که با کت و شلوار+کروات

سر کار بروید. زمانیکه این امر کمابیش هنجار شد، آنگاه
میتوان کروات زدن را یک چیز طبقاتی شمرد، ولی تا آن زمان بدرستی تنها از "دلبستگی و گرایش" (و نه باخترزدگی) شما به فرهنگ باختر میگوید.

اگر نه در ایران مهادوار (اصولا) هر چیزی که اسلامی نباشد انگ باخترزدگی میخورد.

Anarchy

خب در نگاه اول بله این به ذهن میرسه اما نویسنده به نظر من در پس پرده غرب ستیزی میکنه تا نقد غرب!!! چون دو مورد دروغ رو ملاک جمع کثیری از ایرانیان میکنه...ضمنا مقاله خوب مقاله ای هست که واضح و شفاف و بدور از کژتابی باشه..

من روی آروین و تجربه شخصی خودم باخترزدگی زیاد میبینم.

تا زمانیکه ما آشکارا دگرش‌های فرهنگی را روشن نکرده باشیم و چیزها خوب و بد فرهنگ ایرانی و انیرانی را در نیاورده باشیم،
این احساس‌های کوچک‌بینی و حقارت و .. ناخودآگاه درست خواهند شد. برای نمونه به یک کودکی بنگرید که در ایران امروز بزرگ میشود:

  • تنها زبانی که میتوان دانش‌اندوزی کند انگلیسی است.
  • تنها جایی که میتواند به اندازه کارش دستمزد بگیرد باختر است.
  • تنها جایی که دانش پیش میرود باختر است.
  • ‌…

خوب چنین کودکی اگر بزرگ شد و باخترزده نشد جای شگفتی دارد!

Anarchy

خب ایشون دقیقا هدفش این هست که بگوید فرهنگ کنونی ما خوب است و فرهنگ غرب بد!!! خیلی راحت میشه از جمله هاش این رو برداشت کرد....اون مساله دورغگویی فرضی دو نفر که البته مدرکی هم برای اون ارائه نکرد صرفا برای طرح مقدمه موضوع غرب ستیزی بود!!!

من در جایی ندیدم فرهنگ کنونی ما را خوب بشمارد.
به هر روی خواندن نوشته‌های اینچنینی خوب است، مایه واکسیناسیون مغز میشود.

Anarchy #۳۵
مهربد

بسته به جایی که کروات میزنید (بافتار یا context) آن دگرش دارد.

شما در شرکتهای ایرانی فکر نمیکنم نیاز باشد که با کت و شلوار سر کار بروید. زمانیکه این امر کمابیش هنجار شد، آنگاه
میتوان کروات زدن را یک چیز طبقاتی شمرد، ولی تا آن زمان بدرستی تنها از "دلبستگی و گرایش" (و نه باخترزدگی) شما به فرهنگ باختر میگوید.

اگر نه در ایران مهادوار (اصولا) هر چیزی که اسلامی نباشد انگ باخترزدگی میخورد.

من باز هم موافق نیستم...خیلی ها که اصولا فکر نمیکنن در مورد فلسفه انجام کارهاشون!!! به اصطلاح اون رو چیز با کلاس میدونن که همه جای دنیا فراگیر شده و حتی شاید ندونن که ریشه کراوات از کجا اومده!(که البته احتمالا من و شما هم نمیدونیم مهربد جان و تنها حدس میزنیم)یه عده دیگه هم به طور واکنشی هر چیزی که حاکمیت بد بدونه رو خوب میدونن حالا از نماد فروهر ایرانی گرفته تا کراوات فرضا غربی...
پس من اصلا معتقد نیستم کسی آگاهانه و با علاقه به غرب کراوات رو به طور خاص میزنه...زمان رضاشاه چرا اما الان دیگه نه!!!

مهربد

من روی آروین و تجربه شخصی خودم باخترزدگی زیاد میبینم.

تا زمانیکه ما آشکارا دگرش‌های فرهنگی را روشن نکرده باشیم و چیزها خوب و بد فرهنگ ایرانی و انیرانی را در نیاورده باشیم،
این احساس‌های کوچک‌بینی و حقارت و .. ناخودآگاه درست خواهند شد. برای نمونه به یک کودکی بنگرید که در ایران امروز بزرگ میشود:

تنها زبانی که میتوان دانش‌اندوزی کند انگلیسی است.
تنها جایی که میتواند به اندازه کارش دستمزد بگیرد باختر است.
تنها جایی که دانش پیش میرود باختر است.
‌…

خوب چنین کودکی اگر بزرگ شد و باخترزده نشد جای شگفتی دارد!

باختر زدگی اگر بر اساس و در محدوده این مواردی که شما گفتین باشه خیلی هم خوب و من به اون معتقدم اما نه اینکه با داستان فرضی جناب سجادی در مورد کراوات که حتی زحمت اثبات اون رو هم به خودشون نمیدن بگیم ما باختر زده شدیم و عقده حقارت داریم و بعد هم برای ما دلسوزی کنه که با روانشناسی بالینی ما رو درمان کنن..

مهربد

من در جایی ندیدم فرهنگ کنونی ما را خوب بشمارد.
به هر روی خواندن نوشته‌های اینچنینی خوب است، مایه واکسیناسیون مغز میشود.

خب این دو دلیل است,زرنگی ایشان در نگارش و هم عدم مطالعه مطالب دیگه ایشون...
مثلا ایشون شخصیت امام راحل رو جز چند شخصیت برتر تاریخ ایران میدونن!!! یا مثلا در سالگرد رحلت ایشون بود فکر کنم که سیاوش اردلان مجری برنامه نوبت شما بی بی سی در صفحه فیس بوکشون مطلبی طنز در مورد امام نوشتن(در رابطه امکان برقراری رابطه جنسی با نوزاد که در کتاب امام راحل هست)...جناب سجادی به ایشون اولتیماتوم دادن که اگه بر نداری این مطلب رو از طریق قانونی پیگیری میکنم چون به شخصیتی که الگوی خیلی هاست توهین کردی...

Mehrbod #۳۶
Anarchy

خب آیا میشه فردی که کراوات رو به هر دلیلی دوست داره بگیم باخترزده شده؟

خیر.
ببینید نگرش نویسنده این بود: کسی هست که فرهنگ باختر را دوست دارد، ولی نمیتواند خود را کوچک کند و بگوید بهتر است، پس میگردد دنبال سند (مانند یافتن
سودمندی برای الکل) و کروات را به فرهنگ ایران باستان پیوند میزند. سپس کروات را میزند بی آنکه کوچکترین حسی از پاس داشتن فرهنگ باستان داشته باشد.

اگر چنین کسی باشد، آری میتوان وی را دچار بیماری روانی (بسیار خفیف) دانست.

Anarchy

به احتمال زیاد بله اما زمانی میشه نتیجه های این چنینی که فردی مثل سجادی گرفت که خودش در ابتدا تاریخچه قطعی کراوات رو بده نه این جور بر اساس فرض ذهنی یا حداقل بدون ارائه مدرک متنی رو پیش ببره و در انتها بر با تکیه بر سفسته مصادره به مطلوب نتیجه گیری کنه...من بیشتر سبک نوشتاری ایشون رو مشکل دار میدونم!!!

نگرش ایشان فکر میکنم همان روانشناسی داستان بود که نکته ارزنده‌ای هم داشت.

هر چند من را به هیچ روی متقاعد نکرد که کسان نامبرده مانند نیک‌آهنگ کوثر باخترزده باشند (و کسی دیگری را هم نباید بکند).

Anarchy

بحث من این نبود...من گفتم داد و ستد فرهنگی چیز رایجی هست...این به معنی باختر یا خاور زدگی نیست!!! حتی به فرض هم دروغ گویی کنند که کراوات ریشه ایرانی داشته باز هم اون باخترزدگی که ایشون میگه نیست...

رویکرد بالا باخترزدگی در خود دارد.

Anarchy

شاید هم من اشتباه میکنم اما با توجه به سابقه ایشون در حمله های شخصی بیشمار به هر کس و ناکسی و روند متن ایشون,من کاملا نتیجه گرفتم ابتدا ذهن خواننده رو با روایت دروغگویی ادعای ایرانی بودن کراوات بدون هیچ مدرکی به سمتی بردن که ملیون رو بکوبن و بعد هم فرهنگ ایرانی رو برتر از غرب بدونن و در پایان هم کمی ژست روشنفکری برای درمان از طریق روانشناسی بالینی بیماران دچار باختر زدگی...

جایی از نوشته را میتوانی کوت کنی آنارشی جان که فرهنگ کنونی را برتر دانسته باشد؟

و اینکه جدا از بحث، فرهنگ کنونی ما بد است و خودمان هم این را میدانیم، ولی از فرهنگ عرب بسیار بهتر است، این را نیز میدانیم.

Russell #۳۷

البته با استناد به همان تئوری توطئه دانستن قتل ندا میتوان حدس زد که چگونه جونوریه این فرد،هر چند حرف درست هم اون وسطها بزنه،بالاخره دوستداران اسلام هستند دیگر،متفکرانشان هم بهتر از شریعتی و کدیور این آقا نمیشود،خالا ارازل و اوباش چاقوکش مثل ازغندی و عباسی و اینها که رسمن پروپاگاندای فاشیسم اسلامی هستند بمانند.یک سری حرف قلمبه سلمبه که خودشان هم نمیفهمند رو تکرار میکنند که به عوام نشون دهند چیزی میدانند و بعد ماله کشی جنایات و دروغهای فاشیسم را میکنند.

Anarchy #۳۸
مهربد

خیر.
ببینید نگرش نویسنده این بود: کسی هست که فرهنگ باختر را دوست دارد، ولی نمیتواند خود را کوچک کند و بگوید بهتر است، پس میگردد دنبال سند (مانند یافتن
سودمندی برای الکل) و کروات را به فرهنگ ایران باستان پیوند میزند. سپس کروات را میزند بی آنکه کوچکترین حسی از پاس داشتن فرهنگ باستان داشته باشد.

اگر چنین کسی باشد، آری میتوان وی را دچار بیماری روانی (بسیار خفیف) دانست.

البته مهربدجان من این چونه ها رو نباید با تو بزنم...باید با همون جناب سجادی بزنم😁!!! ایشون نگفت کسی...ایشون دو نفر یعنی کشاورز و کوثر رو مثال آورد و بعد نتیجه گیری کلی کرد بدون اینکه حتی قبلش ادعای اونها رو مستند رد کنه!!! در ادامه هم امثال ما ها که کراوات میزنیم همه شدیم عقده ای که باید با روانشناسی بالینی درمان بشیم...

مهربد

نگرش ایشان فکر میکنم همان روانشناسی داستان بود که نکته ارزنده‌ای هم هست. هر چند من را به هیچ روی متقاعد نکرد که کسان نامبرده مانند نیک‌آهنگ کوثر باخترزده باشند.

من این رو از زرنگی ایشون میبینم...وقتی دروغ و تهمت با کمی واقعیت آمیخته شه پیچیدگی ایجاد میکنه که همه اون درست هست...

مهربد

رویکرد بالا باخترزدگی در خود دارد.

با اون تعریف شما از باختر زدگی یک دروغ نمیتونه معنی باختر زدگی بده...

مهربد

جایی از نوشته را میتوانی کوت کنی آنارشی جان که فرهنگ کنونی را برتر دانسته باشد؟

و اینکه جدا از بحث، فرهنگ کنونی ما بد است و خودمان هم این را میدانیم، ولی از فرهنگ عرب بسیار بهتر است، این را نیز میدانیم.

البته به طور واضح جایی نگفته من با شناخت قبلی این رو میگم...ضمنا منظور از فرهنگ کنونی ما فرهنگ عربی یا ایرانی صرف نیست..منظور همین ملغمه ای هست که الان میبینیم..اینجا رو شما دقت کنید:

Anarchy

اصرار اقشاری از جامعه بر شماسازی های نامانوس با فرهنگ بومی در ایران (اعم از زدن کراوات یا ابراز تنانگی بانوان در عرصه خیابان) ریشه در خود باختگی فرهنگی و اختلال شخصیتی دارد

Anarchy

بعد از گذشت بیش از 30 سال از سقوط و انحطاط فرهنگ بیمار دوران پهلوی دیگر خجالت آور است که هنوز مشارالیها نتوانسته اند بر این بیماری تاریخی غلبه کنند و زننده است چنین توجیهاتی از ایشان در حسرت پوشیدن و بالیدن به یک تکه پارچه را استماع کردن!

Anarchy

راه حل چنان مبتلایانی قبل از داغ و درفش و گزمه و داروغه و مُفتش، توسلی منطقی و اجتناب ناپذیر به روان شناسی بالینی است. درمانی که هر چند 30 سال تاخیر داشته اما هنوز هم برای انجام آن فرصت و حجت باقی است.

Mehrbod #۳۹
Anarchy

من باز هم موافق نیستم...خیلی ها که اصولا فکر نمیکنن در مورد فلسفه انجام کارهاشون!!! به اصطلاح اون رو چیز با کلاس میدونن که همه جای دنیا فراگیر شده و حتی شاید ندونن که ریشه کراوات از کجا اومده!(که البته احتمالا من و شما هم نمیدونیم مهربد جان و تنها حدس میزنیم)یه عده دیگه هم به طور واکنشی هر چیزی که حاکمیت بد بدونه رو خوب میدونن حالا از نماد فروهر ایرانی گرفته تا کراوات فرضا غربی...
پس من اصلا معتقد نیستم کسی آگاهانه و با علاقه به غرب کراوات رو به طور خاص میزنه...زمان رضاشاه چرا اما الان دیگه نه!!!

خوب اگر یک چیزی مایه باکلاسی بود و از باختر میامد، پس باختر میتواند فرنود باکلاس بودن آن باشد.

کسی که امروز در ایران کروات (نا/خودآگاهانه) میزند جایگاه طبقاتی‌اش میشود باختردوست. اگر در آمریکا بزند میشود suit.

Anarchy

باختر زدگی اگر بر اساس و در محدوده این مواردی که شما گفتین باشه خیلی هم خوب و من به اون معتقدم اما نه اینکه با داستان فرضی جناب سجادی در مورد کراوات که حتی زحمت اثبات اون رو هم به خودشون نمیدن بگیم ما باختر زده شدیم و عقده حقارت داریم و بعد هم برای ما دلسوزی کنه که با روانشناسی بالینی ما رو درمان کنن..

من که چیزی بیشتر از فرض و انگاشت ندیدم، تازه در گفت‌آورد و کوت از نیک آهنگ کوثر نیز این را داشتیم:

البته سند یابی «خاستگاه ایرانی کراوات» مسبوق به سابقه است و چهار سال پیش تر از آقای کشاورز، یکی دیگر از مشتاقان جوان تر از آقای کشاورز در خارج از کشور (نیک آهنگ کوثر ـ کارتونیستی ضد انقلاب اسلامی ایران مقیم کانادا) چنین ادعائی را مطرح کرد و از جمله اظهار داشت:

طی سفری که به کراوواسی داشته ضمن حضور در فروشگاهی تحت عنوان کراوات مطلع شدم کراوات عنوان دستمال گردنی بوده که سربازان کرووات به گردن می‌بسته‌اند، البته با گره‌ای خاص. مسوول آنجا توضیح داد که قوم «خراوات» که قرن‌ها پیش از ایران به اروپای مرکزی مهاجرت کرده بودند، همیشه این نشان را داشته‌اند، منتهی بعد از قرن ۱۶، دستمال گردن و گره زدن مخصوص آن، فراگیر و تدریجا به "کراوات" امروزی تبدیل شد. یک نماینده مجلس کروواسی هم دقیقا همین داستان را برایم شرح داد. اگر چنین چیزی اندکی هم واقعیت داشته باشد، که قوم خراوات که بقیه آنها را تحت نام کرووات می‌شناسند، این رسم دستمال گردن بستن را از ایران با خودشان آورده‌اند، پس لازم است به جماعت یک تلنگری بزنیم و این میراث فرهنگی چند هزار ساله که البته اندکی هم مدرن شده را پاس بدارند! (منبع در زیرنویس)

خوب اینکه چیز بدی نگفت، تازه احترام من به نیک آهنگ را بیشتر هم میکند چرا که در آنجا از گِرایندی اندک درستی آن آغازیده و فرجام میگیرد.

Anarchy

خب این دو دلیل است,زرنگی ایشان در نگارش و هم عدم مطالعه مطالب دیگه ایشون...
مثلا ایشون شخصیت امام راحل رو جز چند شخصیت برتر تاریخ ایران میدونن!!! یا مثلا در سالگرد رحلت ایشون بود فکر کنم که سیاوش اردلان مجری برنامه نوبت شما بی بی سی در صفحه فیس بوکشون مطلبی طنز در مورد امام نوشتن(در رابطه امکان برقراری رابطه جنسی با نوزاد که در کتاب امام راحل هست)...جناب سجادی به ایشون اولتیماتوم دادن که اگه بر نداری این مطلب رو از طریق قانونی پیگیری میکنم چون به شخصیتی که الگوی خیلی هاست توهین کردی...

خوب در اینجا میتوان سخن وی را نادرست دانست.

من هدف این جستار را در کوبیدن شخصیت این نویسنده دیدم. کوبیدن شخصیت ابزار بدی نیست و به اندیشه تندا میدهد (اگر بدانیم
بهمان کس بدرد نمیخورد، پس چیزی از او نمیخوانیم) ولی چون این نویسنده برای هیچکس شناخته شده نیست سودمندی آن را من نمیبینم.

از آنجاییکه چهره‌های زیادی آن بیرون هستند و ما نمیتوانیم یک به یک واکاویم و بکوبیم! بهتر است هر کس
خودش منطقی و واکاوانه بخواند. در انگلیسی من حتا آموزش برای Bullshit Detection‌ (شناسایی کس‌و‌شعر) هم دیده‌ام:

https://encrypted.google.com/search?q=bullshit+detection

فکر کنم چند آموزش خودمان هم به پارسی داشته باشیم بد نباشد.

برای نمونه همین چیزی که در این جستار به آن پرداخته شده، شیوه نگارش نویسنده را اگر بتوان در کالبد قانون‌های
ساده در آورد که هر کس با نگاه به نوشتار آنها را پیدا کند، میتوان بسادگی از گستردگی چنین نویسندگانی پیشگیری کرد.

Russell #۴۰
مهربد

فکر کنم چند آموزش خودمان هم به پارسی داشته باشیم بد نباشد.

این لینک برای من نمیدونم چرا کار نمیکند.این ابزار bullshit detection با همان formal logic خودمان و آشنایی با مغالطات فرق میکند؟

Anarchy #۴۱
مهربد

خوب اگر یک چیزی مایه باکلاسی بود و از باختر میامد، پس باختر میتواند فرنود باکلاس بودن آن باشد.

کسی که امروز در ایران کروات (نا/خودآگاهانه) میزند جایگاه طبقاتی‌اش میشود باختردوست. اگر در آمریکا بزند میشود suit.

اگر اون چیز به راستی از باختر بوده باشد و خود شخص هم بداند و آگاهانه این کار را بکند خود هم معترف به باختر دوستیست...اما اگر شخص آگاه نباشد از دیدگاه من و شما این گمان میرود که شخص باختر دوست است اما در حقیقت باختر دوست نیست!!

مهربد

خوب اینکه چیز بدی نگفت، تازه احترام من به نیک آهنگ را بیشتر هم میکند چرا که در آنجا از گِرایندی اندک درستی آن آغازیده و فرجام میگیرد.

خب برای من و شمایی که به جمله جمله متن توجه میکنیم این نشان دهنده دقت نیک آهنگ هست اما خیلی ها گذرا از مطلب عبور میکنند و در انتها نیک آهنگ رو فردی دروغگو قلمداد میکنند...

مهربد

خوب در اینجا میتوان سخن وی را نادرست دانست.

من هدف این جستار را در کوبیدن شخصیت این نویسنده دیدم. کوبیدن شخصیت ابزار بدی نیست و به اندیشه تندا میدهد (اگر بدانیم
بهمان کس بدرد نمیخورد، پس چیزی از او نمیخوانیم) ولی چون این نویسنده برای هیچکس شناخته شده نیست سودمندی آن را من نمیبینم.

از آنجاییکه چهره‌های زیادی آن بیرون هستند و ما نمیتوانیم یک به یک واکاویم و بکوبیم! بهتر است هر کس
خودش منطقی و واکاوانه بخواند. در انگلیسی من حتا آموزش برای Bullshit Detection‌ (شناسایی کس‌و‌شعر) هم دیده‌ام:

https://encrypted.google.com/search?...shit+detection

فکر کنم چند آموزش خودمان هم به پارسی داشته باشیم بد نباشد.
برای نمونه همین چیزی که در این جستار به آن پرداخته شده، شیوه نگارش نویسنده را اگر بتوان در کالبد قانون‌های
ساده در آورد که هر کس با نگاه به نوشتار آنها را پیدا کند، میتوان بسادگی از گستردگی چنین نویسندگانی پیشگیری کرد.

هدف معرفی ایشون بود😁 و البته آگاه سازی بقیه از وجود این چنین موجودات دروغگو و بسیار زرنگی!!!
البته پیشنهاد بسیار خوبی کردید...همون داستان ماهی و ماهی گیری هست.میشه مقالات مفیدش رو ترجمه کرد.

Mehrbod #۴۲
Anarchy

هدف معرفی ایشون بود و البته آگاه سازی بقیه از وجود این چنین موجودات دروغگو و بسیار زرنگی!!!
البته پیشنهاد بسیار خوبی کردید...همون داستان ماهی و ماهی گیری هست.میشه مقالات مفیدش رو ترجمه کرد.

🌹

به هر حال کارکرد این جستار همان بود!

Russell

این لینک برای من نمیدونم چرا کار نمیکند.این ابزار bullshit detection با همان formal logic خودمان و آشنایی با مغالطات فرق میکند؟

لایه‌های آن از پایین به بالا میشود:

  • منطق
  • سفسته‌یابی
  • کس‌وشعریابی

منطق بیشتر با گزاره‌ها(جمله)ی شسته و رفته سر و کار دارد و تراز پایین‌ (low-level) است.

سفسته با گزاره‌های پراکنده از نوشتار و شیوه پیوند و فرجامیابی آنها با یکدیگر سر و کار دارد. ما جستار فهرست سفسته‌ها را داریم که بخوبی بخش زیادی از آنها آمده، هر چند برای تک تک نمونه و مثال نداریم.

کس‌و‌شعریابی هم با بلوکه‌هایی از نوشتار و شیوه نگارش، فرجامیابی و منطق تراز بالاتر سر و کار دارد و بیشتر هوتادین (qualitative) است تا چَنتادین (quantitative). از همینرو فرانمودن و توضیح آن سخت‌تر است.

اگر بتوانیم مانند همان پهرست سفسته‌ها یک پهرست (تا شدنی مختصر و کوتاه) هم از شیوه‌های نگارشی که هدفشان باوراندن
اندیشه‌های نامنطقی و سوگیرانه (bias) باشد بسازیم، فکر میکنم یک مهر (لطف) بزرگ به خودمان و همه ایرانیان کرده باشیم!

sonixax #۴۳

آقا جان كراوات خيلي هم خوبه . ربطي هم به غرب زدگي نداره و اين آدم ك.ش ميگه به نظر من .اگر بنا باشه بگيم كراوات چون غربيه پس استفاده كننده اش ميشه غرب زده ! كلن شورت و تي شرت و كت و شلوار و .... درش رو تخته كنيد با شليته مليته بريد بيرون 😁
كراوات سواي زيبايي كه داره ، باعث ميشه لباس منظم تر باشه و يقه ي آدم مثل اين شلخته پلخته ها باز نباشه .
بعد چه ايرادي داره آدم چيز هاي خوب و زيبا رو از بقيه بگيره ؟ ما كه كل زندگيمون توي توليدات غربي خلاصه ميشه ! اينم روش

.

Anarchy #۴۴
sonixax

آقا جان كراوات خيلي هم خوبه . ربطي هم به غرب زدگي نداره و اين آدم ك.ش ميگه به نظر من .اگر بنا باشه بگيم كراوات چون غربيه پس استفاده كننده اش ميشه غرب زده ! كلن شورت و تي شرت و كت و شلوار و .... درش رو تخته كنيد با شليته مليته بريد بيرون 😁
كراوات سواي زيبايي كه داره ، باعث ميشه لباس منظم تر باشه و يقه ي آدم مثل اين شلخته پلخته ها باز نباشه .
بعد چه ايرادي داره آدم چيز هاي خوب و زيبا رو از بقيه بگيره ؟ ما كه كل زندگيمون توي توليدات غربي خلاصه ميشه ! اينم روش .

میلاد جان شما جدی نگیر...من تو این تقریبا این 10 سالی که این بابا رو دیدم از ماهواره بگیر تا مقاله همیشه سعی داره فقط خودش رو مطرح کنه و بقیه رو بکوبه!!! کراوات و اینها هم بهانه ای بیش نیست....
یه دور به وبلاگ و سایت و فیس بوکش یه نگاهی بکن ببین اصلا کسی هست که این آقا بهش گیر نداده باشه یا موضوعی هست که این آقا اظهار فضل نکرده باشه در موردش...

Theodor Herzl #۴۵

من موندم این مرتیکه آمریکا چکار میکنه؟ بره قم در محضر آیت‌الله صافی گلپیگانی چیز یاد بگیره😕

Anarchy #۴۶
David Hume

من موندم این مرتیکه آمریکا چکار میکنه؟ بره قم در محضر آیت‌الله صافی گلپیگانی چیز یاد بگیره😕

دوره ها قبلا گذرونده الان ماموریتی گفتن یه سر برو آمریکا😆!!!

جالبه تو فیس بوکش میگفت پروفسور مولانا هم خائن به ایران هست هم خائن به آمریکا چون اون تو آمریکا برای شهروندیش سوگند خورده اما من که اونجام شهروند آمریکا نیستم که اگه ضدش حرف میزنم خیانت کردم باشم...

Russell #۴۷
Anarchy

دوره ها قبلا گذرونده الان ماموریتی گفتن یه سر برو آمریکا!!! جالبه تو فیس بوکش میگفت پروفسور مولانا هم خائن به ایران هست هم خائن به آمریکا چون اون تو آمریکا برای شهروندیش سوگند خورده اما من که اونجام شهروند آمریکا نیستم که اگه ضدش حرف میزنم خیانت کردم باشم...

بره اینو به اداره مهاجرت توضیح بده خوبه که اونهام بدونند خیانت یعنی چی 🤭

Anarchy #۴۸

مهربد جان تحویل بگیر!!! ظاهر تراوشات مغزی ایشون که منجر به این جفنگیات میشه پایانی نداره!!!
------------------------------------------------------------------------------------------------------

سه‌شنبه ۱۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۲

پایان یک اسطوره!

شخصاً بر این باورم چنانچه متبحرترین کارشناسان عکاسی سیاسی جهان بخواهند «اثرگذارترین» عکس از میانه جمیع عکس های خبری گرفته شده در تاریخ سیاسی معاصر جهان را برگزینند بلاتردید عکس بالا (اسارت دیپلمات های سفارت آمریکا در ایران) می تواند از حیث اهمیت و اثرگذاری حائز کسب بالاترین آرا شود.
اهمیت و تاثیری که قبل از ظرافت های فنی بازگشت به مقطع سیاسی گرفته شدن آن دارد.
مقطع تاریخی گرفته شدن عکس مزبور بازگشت به دورانی دارد که از حیث سیاسی نظام بین الملل در یک فضای پولارایز در حد فاصل دو نظام کاپیتالیستی و مارکسیستی تعریف و معنا شده بود و دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با اشغال سفارت آمریکا خواسته یا ناخواسته موفق به شکستن غرور ملی آمریکائی هائی شدند که طی تمامی دوران جنگ سرد به ایشان القاء شده بود «آقای جهان»! و محبوب ترین و قدرتمندترین شهروندان جهان اند.
فضائی که در آن این گونه القا می شد ملت های جهان یا شیفته ایشانند و یا مرعوب ایشان!
در کانون چنان باوری که چندان هم دور از واقعیت نبود ناگهان آمریکائیان و به تبع عاشقان و خائفانش مواجه با ملتی شدند که بدون اعتنا به اعتبار دو قطبی «خوف و شوق» حق مشروع زیست مستقلانه خود از نظام سلطه را مطالبه کردند.
اهمیت و اثرگذاری دوم در اقدام آن موقع «دانشجویان اشغال کننده سفارت آمریکا» آن بود که این اقدام ذیل اعتبار انقلابی محقق شد که با هویتی دینی و تحت زعامت یک رهبر مذهبی به منصه ظهور رسیده بود.
مذهب و مذهبیونی که سالها توسط کمونیست ها به عنوان «افیون توده ها» معرفی می شدند که در تحلیل نهائی در خدمت امپریالیست ها قرار خواهد گرفت! در عین حالی که مطابق آموزه های «مسکو» این کمونیست ها بودند که علمدار صدیق مبارزه با امپریالیسم بوده و سنگربان خط مقدم مبارزه با کاخ سفید معنا و معرفی می شدند و اکنون مشتی جوان مذهبی با زعامت یک «مرجع تقلید» بسیار جلوتر از کمونیست ها سفارت کشوری را اشغال کرده بودند که تا پیش از این کمونیست ها علی رغم همه ادعاهای مبارزات خلقی شان هرگز جسارت نزدیک شدن به سفارت آمریکا را نیز از خود نشان نداده بودند.
اهمیت عکس فوق ناشی از شکستن تابوی «افسانه شکست ناپذیری قطب جهان کاپیتالیسم» بود. تابوئی که با شکسته شدن اش تزریق کننده اعتماد بنفس به توده هائی شد که تا قبل از آن بالاجبار تن به دو قطبی تحمیلی «یا با ما ـ یا برما» داده بودند.
بر این اساس عکس مزبور را به صراحت می توان به عنوان سند پایان یک اسطوره در تاریخ معاصر جهان به رسمیت شناخت.

Russell #۴۹

حمله به سفارت دیگر کشورها عملی نشان از قدرت نیست،اینها بواسطه اعتماد به رعایت قوانین دیپلماتیک هست که اونجا بودند.
این اقدام انقلابیون علاوه بر نشان دادن نداشتن ترس از غرب به قول ایشون(خریت محض و نتوانستن در مقایسه قدرت دو طرف و در نتیجه اش مستقیمش یک جنگ هشت ساله که هنوز هم مشکلات مربوط به آن ترمیم نشده)،نشان از توحش و اعتنا نداشتن به قوانین بین المللی هم دارد.

Anarchy #۵۰
Russell

حمله به سفارت دیگر کشورها عملی نشان از قدرت نیست،اینها بواسطه اعتماد به رعایت قوانین دیپلماتیک هست که اونجا بودند.
این اقدام انقلابیون علاوه بر نشان دادن نداشتن ترس از غرب به قول ایشون(خریت محض و نتوانستن در مقایسه قدرت دو طرف و در نتیجه اش مستقیمش یک جنگ هشت ساله که هنوز هم مشکلات مربوط به آن ترمیم نشده)،نشان از توحش و اعتنا نداشتن به قوانین بین المللی هم دارد.

بله و جالبه بگیم اون زمان یه عده دانشجوی خام شدن به تحریک کسان دیگری عامل اینکار شدن ولی بعد از 33 سال یه ابله که ادعاش... خر رو هم پاره کرده باز بیاد به همون سبک از این کار دفاع کنه!!! گاهی فکر میکنم در مغز این موجودات چی میگذره!!! در حد یه بچه هم نمیشه روشون حساب کرد.
شده اون جریان که بعد از برد تو بازی فوتبال ایران-آمریکا آقا پیام داد که بر دشمن قوی پنجه و مستکبر خود پیروز شدید....یکی نیست بگه از دیوار بالارفتن و یه عده آدم غیرنظامی رو گرفتن آخه هنره!!! خیلی زورتون زیاد بود میرفتید با نظامی هاشون درگیر مشیدین!!! رابطه دیپلماتیک هم نمیخواستید مثل انسان میگفتید خاک ایران رو ترک کنن...
حرف های این مردک سجادی حداقل خیلی رو مخ من یکی هس, مخصوصا اینکه خودش تو آمریکا نشسته داره راه به راه ...شعر تلاوت میکنه😁!!