اصولا کسانی که استارت جنگ رو زدند مانند خمینی و اطرافیانش واقعا پاشون به جبهه هم نرسید!! چرا دارید گناه براه انداختن جنگ رو پای کسانی مینویسید که جونشون رو زیر پاشون گذاشتند و رفتند و از این کشور دفاع کردند؟ شما دارید از اصول درست نتیجه گیری های غلط میکنید!کسی منکر بد بودن عمل اعزام کودکان به جنگ نیست. اما آیا این درسته که خودمون رو دوستدار کشور بدونیم و بی تفاوت به کشته شدن افراد زیادی برای حفظ خاک اون کشور باشیم؟اگر افرادی برای دفاع به جنگ نمیرفتن که الان هیچ از حال و روز مردم و کشور معلوم نبود؟!
خمینی به تنهایی استارت جنگ رو نزد . خمینی به تنهایی توان کشتن آن همه سردار و سر تیپ و ... را نداشت - فقط دستور میداد و همانهایی که انقلاب کرده بودند اجرایش میکردند . خمینی هارت و پورت میکرد و دستور میداد - و یک عده هم کارهایش را اجرا میکردند . طبق پستی از جناب کاوه :
حسين فهميده در سال 1346 در روستاي سراجه شهر قم به دنيا آمد. در بحبوحه انقلاب، حسين يازده ساله، از قم اعلاميه مي آورد و در روستا پخش مي كرد. حتي چندبار ضد انقلابها كتكش زده بودند تا دست از اين كارها بردارد اما او منصرف نشده بود. 12 بهمن 57، در بيمارستان بود. در اثر تصادف، طحالش پاره شده بود. تا از بيمارستان مرخص شد، آنقدر اصرار كرد كه پدر و مادرش، او را با برادر بزرگترش داوود، به تهران فرستادند تا حضرت امام را زيارت كند.
یکی از آن کسانی که گوش به فرمان خمینی بوده و برای دیدن خمینی بال بال میزده همین فهمیده بوده ! پس نفرمایید کسانی که باعث و بانی جنگ شدند در جبهه نبودند . بودند خوب هم بودند .
اتفاقن همان طوری که پیشتر هم گفته ام در اینجا کسانی غرور آفرین هستند که نقشی در انقلاب و افتضاح 57 نداشته اند و به جنگ رفته اند - نه آنهایی که خودشان باعث و بانی اش بوده اند .
و توجه داشته باشید که همه جا گفته ام غرور آفرین نیستند - نگفته ام قابل احترام نیستند . چون همانهایی هم برای پاک کردن گند کاری خودشان به جبهه رفتند قابل احترام هستند که حد اقل انقدر این شجاعت رو داشته اند که برای جبران اشتباهشون قدمی بردارند .
حضور کودکان در جبهه هم نه تنها مایه غرور و سر بلندی نیست - بلکه به نظر من مایه شرمساری هم هست . حتا اگر فرض کنیم که به کل جمهوری اسلامی در اعزام کودکان به جبهه نقشی نداشته باز هم اعزام کودکان به جبهه غرور آفرین نیست و مایه شرمساری است .
در مورد دخالت نداشتن جمهوری اسلامی هم باز میشود به زندگی نامه حسین فهمیده که از زبان خود جمهوری اسلامی نقل شده اشاره کرد :
شهيد فهميده که به دليل کمي سن بارها از سوي مسئولان اعزام کننده با ممانعت از حضور در خط مقدم مواجه شده بود سرانجام با تلاشهاي زيرکانه خويش اعتماد مسئولان نظامي منطقه را جلب کرد و در مناطق درگيري مستقيم با دشمن حاضر شد.
وي سرانجام در روز هشتم آبان 59 در زماني که خرمشهر مورد محاصره رژيم بعث عراق بود، براي جلوگيري از پيشروي تانکهاي عراقي به شهر و قتل عام نيروهاي مقاومت، با نارنجکي در دست از لابه لاي سفير گلوله هاي دشمن خود را به تانک دشمن مي رساند و با استفاده از نارنجک، تانک دشمن را منفجر مي کند که در اثر اين انفجار محل عبور ديگر تانک ها بسته مي شود و خود نيز به شهادت مي رسد.
وی در بیست و پنجم یا ششم شهریور ماه ۱۳۵۹ یک هفته پیش از اعلام رسمی آغاز جنگ همراه نیروی مقاومت بسیج به جبههٔ خرمشهر اعزام شد. از آنجا که در روزهای نخستین از شرکت او در خط مقدم جلوگیری میشد، با تلاشهایی از جمله یک نفوذ چریکی به خط نیروهای دشمن، برای حضور در خط مقدم اجازه گرفت. وی در غروب سی و یکم شهریور ماه -از نخستین روزهای اعلام تجاوز نظامی ارتش عراق- همراه با محمد رضا شمس در جبهه نبرد حضور رسمی یافت. این دو، یک بار در هفته اول مهرماه زخمی شده و به بیمارستان ماهشهر اعزام شدند. چند روزی پس از بهبودی با ترخیص از بیمارستان و بازگشت به جبهه و پایان دادن مجدد به مخالفت فرماندهان با حضورشان؛ به خط مقدم اعزام شدند. امّا فهمیده بار دیگر در بیست و هفتم مهرماه طی مقاومت در برابر حملههای دشمن دوباره زخمی شد. او سر انجام در ۸ آبان ماه ۱۳۵۹ در کوت شیخ، نزدیک ایستگاه راه آهن خرمشهر شهید شد. و بقایای بدنش در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
توجه داشته باشید که در نقل های بالا مدام از اعزام شد و اجازه گرفت و موافقت فرمانده استفاده شده ! نه از یواشکی و .... و این خود سندی است بر اعزام کودکان به میادین نبرد توسط جمهوری اسلامی .
در مورد تانک هم جالبه که نوشته با نارنجکی در دست ! یک تانک دشمن را منفجر کرد . چه طوری میشه با 56 گرم ماده منفجره یک تانک را منفجر کرد ؟! با 56 گرم ماده منفجره اگر میشد تانک منفجر کرد اسرائیل تا الان باید از صحنه روزگار محو شده بود 😆
فرض کنیم که فهمیده توانسته بوده یک زنجیر آن تانک را به کل از جا بکند ! باز هم آن تانک میتوانسته با اتکا به زنجیر دیگرش خودش را از سر راه باقی تانکها بکشد کنار . آسیب رساندن به موتور را هم کلن فراموش کنید چرا که موتور هم مانند سرنشینان حسابی محافظت میشود . اگر فهمیده توانسته بود سرنشینانش را بکشد موتورش را هم توانسته بود خراب کند !!!
این اتفاق روی یک پلی که از روی یک رودخانه گذر میکرده رخ داده. پهنای کم پل هم فقط اجازه ی عبور همزمان یک تانک رو میداده. یعنی اگر تانک اول از کار بیوفته خود بخود بقیه تانک ها هم بکار نمیان و تانک اولی راهشون رو سد میکنه.
این اتفاق روی یک پلی که از روی یک رودخانه گذر میکرده رخ داده. پهنای کم پل هم فقط اجازه ی عبور همزمان یک تانک رو میداده. یعنی اگر تانک اول از کار بیوفته خود بخود بقیه تانک ها هم بکار نمیان و تانک اولی راهشون رو سد میکنه.
با این حال باز هم نمیشه با نارنجک تانک رو از کار انداخت :
اینها دو مدل از مینهای ضد تانک هستند که در یکیشون از Composition B استفاده شده و دیگری TNT - یعنی چندین برابر قوی تر از هر ماده منفجره قابل حمل دیگری . اینها درست میرند زیر تانک ، منفجر میشند و هدفشون هم خراب کردن همون زنجیر و از کار انداختن تانکه .
اگر مشخصاتشون رو بخونید میبینید که در یکی 5.4 کیلو گرم ماده منفجره و در دیگری 6 کیلو گرم ماده منفجره استفاده شده .
یعنی برای اینکه شما یک تانک رو بتونید با زیرش رفتن از کار بندازید حد اقل 5 کیلو ماده منفجره اون هم از نوع Composition B لازم دارید .
البته وقتی تجهیزات برای از کار انداختن یه تانک نباشه برای منفجر کردن کل پل هم قطعن نیست دیگه میلاد جان
راسل جان نارنجکی که میتونه تانک رو منفجر کنه !!!! نمیتونه پایه پل رو خراب کنه ؟! باقی کارها رو خود وزن تانکها انجام میده 😁 تازه در اون صورت هم مسیرشون مسدود شده ، هم چند تایی تانک از بین رفته به جای یکی ، هم خودش کشته نشده 😆
ببینید. شما راجع به چند تا مساله دارید یکجا بحث میکنید که هر کدام یک بحث جداگانه ست. در مورد قدرت تخریب نارنجک بنده نظرم رو دادم.
در مورد بقیه.. از همین نقل قول هایی هم که شما اشاره کردید مشخصه که افراد زیادی همون زمان در جبهه بودند و با جنگیدن کودکان مخالفت داشتند.
مردم
در این جنگ گناهی نداشتند و فقط دفاع کردند. کارشون بزرگ بوده حتی اگر موتور محرکه شون برای دفاع از کشور خمینی و امام حسین و ابولفرض بوده باشه. وقتی از بالا و کلی به داستان نگاه کنید میبینید که وقتی گندی به اون وسعت زده میشه در بهترین حالت کاری که میشه کرد اینه که فقط اوضاع برگرده به حالت قبلی! و این نرمال شدن اوضاع معمولا هزینه های خیلی زیادی رو میطلبه.
در مورد حسین فهمیده هم یادمه زمان بچگی در تلوزیون برنامه ی کودک میگفت که رفت زیر تانک تا اون تانک به مسجد آسیب نزنه!!! من کاری به روایت هایی که با هدف خاصی سرائیده میشن ندارم. کلیت کار این بوده که ایشون برای دفاع از مرزهای یکی از شهرهای مورد حمله ی کشور کشته شده. از این قضیه میشه چند تا برداشت کرد. یکش بد بودن ارسال کودکان به جبهه ست. یکیش هم کشته شدن این کودک در راه دفع تجاوز دشمنه.
در مورد بزرگسالان هم باید بگم وقتی جنگ بشه جنگیدن ارزشمنده. این که کی به چی اعتقاد داره و با چه اعتقادی کشته شده بدرد جنگ و دفاع نمیخوره.
شرایط جنگی شجاعت و نبوغ نظامی میطلبه.
البته مانور دادن روی اعتقادات هم از دیرباز سیاستی بوده که حکام برای تهییج افکار عمومی در زمان حمله یا دفاع استفاده میکردند. باید تا جایی که میشد از وقوع جنگ جلوگیری میشد ولی وقتی جنگ شد دیگه روی اعتقادات مردم اسکی رفتن و یا هیجان دادن و پررنگ کردن اعتقادات مردم تا برای کشور سربازگیری کردن معقول ترین کاره و کاملا منطقیه و یک سیاست کشور داریه و همه جا این کار رو مجاز میدونن. اگر نکنن که ممالک از دست میره. پس تعجبی نداره که اکثر رزمنده ها در اون زمان مسلمانان ایدئولوژیکی بوده باشند.
یک جنگجو اگر بدون یک ایدئولوژی بجنگه فرمانده اش از پیش شکست خورده ست.
فکر کنم خشایار شا گفته.
در مورد علل براه افتادن جنگ هم عرض کردم خمینی و اطرافیانش جنگ رو به مردم تحمیل کردند.
این هم درسته که میتونست جنگی اتفاق نیوفته. شرایط رو دار و دسته ی انقلابی مهیای جنگ کردند. اما مردم با صرف توان خیلی زیادی اوضاع رو از حالت قرمز به حالت سفید بردند.
ببینید. شما راجع به چند تا مساله دارید یکجا بحث میکنید که هر کدام یک بحث جداگانه ست. در مورد قدرت تخریب نارنجک بنده نظرم رو دادم.
نظر شما محترم ولی شما که اهل تفکر هستید با توجه به آن چیزی که پیشتر برایتان با منبع ذکر کردم باید متوجه شده باشید که با 2 اونس ماده منفجره نمیشود تانک ترکاند !
در مورد بقیه.. از همین نقل قول هایی هم که شما اشاره کردید مشخصه که افراد زیادی همون زمان در جبهه بودند و با جنگیدن کودکان مخالفت داشتند.
قطعن افرادی بوده اند که مخالف حضور کودکان بوده اند - ما که نگفتیم همه جبهه رفتگان از آدمیت به دور بودند ! مساله اینجاست که فرماندهی جنگ و ارتش با این مساله مخالفت نداشته و در صورتی که کودکی قانعشون میکرده که تواناییش رو داره به جبهه اعزامش میکردند . این فرماندهان و حاجی فلانی و حاجی بهمانی همانهایی هستند که امروزه به کشور حکومت میکنند . آنهایی هم که آدم بودند یا ترور شدند یا در همان جنگ کشته شدند .
در عین حال جامعه ایرانی از نظر اخلاقی به قدری دچار افت شده بوده که خانواده های بسیاری حاضر بودند فرزاندانشون را به جبهه و جنگ بفرستند ! خیلی ها هم که فرزندان خدشان را با دست خودشان اعدام کردند (آخوند گیلانی) و خیلی های دیگر هم آنها را به حکومت فروختند که اعدامشان کند . نه تنها اعزام کردن کودکان به جبهه های جنگ کاری غیر اخلاقی و صد البته غیر حرفه ای هست - بلکه اعزام بزرگسالانی که آموزش نظامی ندیده اند هم به جبهه های جنگ کار بسیار خطرناک و غیر حرفه ای هستش - حالا آنهایی را که زورکی به جنگ میبردند بماند .
نتیجه چه شد ؟ عده ای به صدام پناهنده شدند و اطلاعات ارزشمندی از ایران را در اختیار دشمن قرار دادند . و بد ترش آنکه امروزه جامعه آنها را خائن و مقصر میداند ! در صورتی که خائنین واقعی همانهایی هستند که کسانی که اهل جبهه و جنگ نبودند را زورکی به جبهه فرستادند .
هنوز که هنوزه در ایران دوران سربازی برای همه ی پسرهای سالم اجباریست و اگر نگاهی بیندازید تقریبن هر کشور دیگری که دوران سربازی درش اجبارسیت از نظر اخلاقی بسیار کشور عقبمانده ای است .
در مورد حسین فهمیده هم یادمه زمان بچگی در تلوزیون برنامه ی کودک میگفت که رفت زیر تانک تا اون تانک به مسجد آسیب نزنه!!! من کاری به روایت هایی که با هدف خاصی سرائیده میشن ندارم. کلیت کار این بوده که ایشون برای دفاع از مرزهای یکی از شهرهای مورد حمله ی کشور کشته شده. از این قضیه میشه چند تا برداشت کرد. یکش بد بودن ارسال کودکان به جبهه ست. یکیش هم کشته شدن این کودک در راه دفع تجاوز دشمنه.
خوب ما هم همین را میگوییم ، میگوییم حسین فهمیده بوده - به جنگ هم رفته- کشته هم شده . ولی به خاطر اسم خاصی که داشته (محمد حسین فهمیده) رویش مانور تبلیغاتی بسیاری داده شده و چه چیز برای افسانه سرایی بهتر از شهادت به چنین وضع فجیعی ؟ منتها کسانی که داستان شهادت وی را اینچنین تعریف کرده اند فکر سوتی های عجیب و غریب این داستان ساختگی را دیگر نکرده بودند . البته هر چند این همه سال جامعه ایرانی به خودش زحمت تحقیق در این باره را نیز نداده !
در مورد علل براه افتادن جنگ هم عرض کردم خمینی و اطرافیانش جنگ رو به مردم تحمیل کردند.
بنده هم عرض کردم خمینی و اطرافیانش ماکس 200-300 نفر بودند - اون همه سرباز و انقلابی و ... که چپ و راست ساواکی و ارتشی و نظامی و حتا کارمند دولتی اعدام میکردند ، به سفارتخانه ها حمله میکردند - در خیابانها شعار مرگ بر این و آن سر میدادند و پشتیبان خمینی و دار و دسته اش بودند و به اصطلاح انقلابی بودند ! همان مردم بودند و نه اجنبی بودند و نه آدم فضایی !
جنگ بزرگ میهنی ؟! نکند کشتار مردم چچن و تجاوز به گرجستان و جنگ با مجاهدین افغان میشود ملی میهنی ؟! دقیقن همین میشود که آن جنگ ، جنگ مردم روسیه نیست و همه اش تبلیغات پوشالین حکومتش است .
در مورد جنگ ایران هم جنگ ما نبوده - کثافت کاری مشتی مردمان نفهمِ انقلابی بوده که بعش هر چه خواستند جمعش کنند نشد که نشد و آن جنگ تنها از بعد نظامی اش خارج شده ولی کماکان ادامه دارد .
واقعا دردناک است شنیدن این حرف شما در مورد جنگ. امیدوارم هیچکدام از آن عزیزان نوشته هایی همچین این را نبینند و نخوانند.
مگر من گفتم که حق حیات و زندگی و فعالیت ندارند ؟! گفتم آنها را خودی نمیدانم هنوز هم میگویم . در ضمن ارزش قایل شدن برای عقاید دیگران از آن مغالطات نخ نماییست که فکر نمیکنم نیازی به توضیح دادن در باره اش باشد .
اینکه شما کسانی که یاران را به این رو زانداخته اند و کماکان بر گه کاری خودشان اصرار میورزند را دشمن نمیبینید مشکل من و بقیه مردمانی که اینچنین فکر میکنند نیست . شما آمده اید حساب آن چهار نفر راس قدرت را از تمام بدنه ای که بازوی اجراییشان است جدا کرده اید ! در صورتی که غافلید همانها بدون اینها هیچ کاری از دستشان بر نمی آید . شکم زن و بچه ام گرسنه است پس مجبورم هم ک.ش است . هیچ جاسوس و خیانت کاری در طول تاریخ و حتا در متمدن ترین کشور های دنیا به خاطر گشنه بودن شکم زن و بچه اش بخشیده نشده که اینها دومیش باشند .
سیستمی که در آن تنها آزادی بیان برای بخشی از مردم تضمین شده باشد نوعی از استبداد است.
بفرمایید این چه نوع مغالطه ای است؟
حساب آن نظامیان گرامی زمان شاه که به جای ایستادن پشت دولت قانونی دکتر بختیار اعلام بی طرفی احمقانه کردند چه طور آنها مطهرند؟
فکر نمی کنید در این ماجرا همه مقصریم. حساب آن شاه که کشورش را گذاشت و فرار کرد چه؟ حساب آن مجاهدین که خواستار منحل شدن کامل ارتش بودند و همین اسلامیون نگذاشتند چه؟ آنها که بعدا اسلحه به روی ملت ایران کشیدند. این وسط بفرمایید چه کسی جز شما مقصر نیست؟
این کوته فکریست که بدنه حکومت و حتی دستگاههای امنیتی را اینطور ببینیم. آنها در حال خدمت به کشورند. پلیس و مرزبانی و ارتش و ... اگر یک روز نباشند این ممللت توسط گرگهای اطراف تکه تکه شده و در آشوب خواهد سوخت! حتی همان بسیجیها و سپاهیها اگر نبودند سرنوشت جنگ طور دیگری رقم می خورد.
حساب جنایتکران و کسانی که دستشان به خون ملت آلوده شده البته جداست. به جایش نوبتشان خواهد رسید ولی مطابق قانون دنیای متمدن با بررسی مدارک و شواهد و اثبات جرم مجازات خواهند شد. امیدوارم مردم ایران آنقدر متمدن باشند که شاهد آنچه بر سر قذافی ها آمد در ایران نباشیم. حفظ حقوق انسانی و رعایت آن مقالطه نیست. اصلی است که باید به آن برسیم. رهایی از استبداد هدف ماست و نه رهایی از ج.ا. و طرفدارانش و اسلام و
به نظر من ادامه جنگ بعد از آزاد سازی خرم شهر که دیگه ۱ نقطه از خاک ایران در اشغال عراق نبود ، کاملا احمقانه و خیانت به میهن هم بود،
هر کشته و خسارت بعد از خرمشهر بر گردن رژیم هم هست. اینها به بهانه اینکه از راه کربلا میرویم قدس را هم میگیریم ، آرزوهای یک دیوانه مثل خمینی را به منافع ایران ترجیح دادند.
واقعا دردناک است شنیدن این حرف شما در مورد جنگ. امیدوارم هیچکدام از آن عزیزان نوشته هایی همچین این را نبینند و نخوانند.
واقعیت همیشه دردناک است و من امیدوارم سایرین اینها را بخوانند تا همان عزیزان !!!! هی این جنگ را مانند چماقی بر سرشان نکوبند !
تا حرف میزنی میگویند اگر اینها نبودند تو الان اینجا نبودی و عربی حرف میزدی و ... این یک اگر را مدام مثل طوطی تکرار میکنند ولی هزاران اگر که پشت گه کاری خودشان است را نمیگویند !
اگر انقلابی نمیشد 4 میلیون ایرانی آواره جهان نمیشدند
اگر انقلابی نمیشد هرگز جنگی رخ نمیداد که بخواهد آن همه خسارت به کشور وارد کند .
اگر انقلابی نمیشد هرگز ایران تا به این حد بدبخت و عقب مانده نمیشد .
اگر انقلابی نمیشد این همه تحریم بر سر ایرانیان خراب نمیشد !
و خیلی اگر های دیگر . که همان عزیزان به قول شما و طلبکار به قول من بهشان هیچ اشاره نمیکنند بسکه پر رو هستند ! (بنده دارم در مورد آن طلبکارانی که جنگ رفتنشان را بر سر ما خراب میکنند حرف میزنم نه همه)
فکر نمی کنید در این ماجرا همه مقصریم. حساب آن شاه که کشورش را گذاشت و فرار کرد چه؟ حساب آن مجاهدین که خواستار منحل شدن کامل ارتش بودند و همین اسلامیون نگذاشتند چه؟ آنها که بعدا اسلحه به روی ملت ایران کشیدند. این وسط بفرمایید چه کسی جز شما مقصر نیست؟
دقیقن همه مقصرند به غیر از بنده و همنسلان بنده و بعدی هایشان ، چون در آن دوران ما اصلن وجود نداشتیم که بخواهیم دخالتی در انقلاب و جنگ و ... داشته باشیم یا نداشته باشیم . شاه هم ترسو بود و در جای دیگر در این باره بحث شده حسابی - پسرش هم بی لیاقت است . و خیلی مضحک است که شما مجاهدین را بی قید و شرط دشمن میدانید ! و هیچ گونه حقی برایشان قایل نیستید و هر چه از طرف آنها باشد را یک ضرب دروغ میخوانید ولی ددر مورد بسیجی و ها لات و لوت های دربار خمینی و سید علی اینچنین تفکری ندارید ! و برایشان حق و حقوق هم قایل هستید .
این کوته فکریست که بدنه حکومت و حتی دستگاههای امنیتی را اینطور ببینیم. آنها در حال خدمت به کشورند. پلیس و مرزبانی و ارتش و ... اگر یک روز نباشند این ممللت توسط گرگهای اطراف تکه تکه شده و در آشوب خواهد سوخت! حتی همان بسیجیها و سپاهیها اگر نبودند سرنوشت جنگ طور دیگری رقم می خورد.
اوج بلاهت است اگر بنده حکومتی که باعث جنگ شده و جنگ دو ساله را 8 سال به درازا کشانده ، بیشترین آمار اعدام از شهروندان خود را پس از چین دارد و مسبب این همه تحریم و تهدید به جنگ با ابرقدرتها و هزاران بلای دیگر است را در حال خدمت به کشور ببینم !
همان سپاهی ها و بسیجی ها اگر نبودند اصلن جنگی رخ نمیداد که بخواهد سرنوشتش جور دیگری باشد جانم !
من نمیدانم شما چه اصراری به دفاع از اینها دارید ! اینکه حق فعالیت و زندگی و آزادی بیان و حقوق شهروندی مانند تمام اقوام ایران را در ایران آزاد آینده دارند یک بحث دیگریست ولی دلیل نمیشود که هی تقدیسشان کنیم .
حساب جنایتکران و کسانی که دستشان به خون ملت آلوده شده البته جداست. به جایش نوبتشان خواهد رسید ولی مطابق قانون دنیای متمدن با بررسی مدارک و شواهد و اثبات جرم مجازات خواهند شد. امیدوارم مردم ایران آنقدر متمدن باشند که شاهد آنچه بر سر قذافی ها آمد در ایران نباشیم. حفظ حقوق انسانی و رعایت آن مقالطه نیست. اصلی است که باید به آن برسیم. رهایی از استبداد هدف ماست و نه رهایی از ج.ا. و طرفدارانش و اسلام و ...!
همان سربازی که زیر چهارپایه هم لگد زده برای اعدام یک فردی دستش به خون مردم آلوده است و نمیشود این همه آدم را با هم محاکمه و مجازات کرد . سران جمهوری اسلامی هم بدون استثنا همگی خاین به مملکت و مردم هستند چیزی جز حبس ابد در انتظارشان نخواهد بود .
ولی بدنه ای که در آن دوران به عنوان انقلابی شورش کرد ، حکومت را عوض کرد و بعدش با حمایت از خمینی کار را به جنگ کشاند و سپس برای دفاع به جنگ رفت هیچ حقی بر گردن من و شما و بقیه کسانی که در ایجاد آن جنگ و انقلاب نقشی نداشتند ندارند و نخواهند داشت .
محترم هستند به عنوان شهروند ایرانی ولی مایه غرور و افتخار نیستند و نخواهند بود . ارزشمند و مایه غرور برای من پروفسور سمیعی است ، دکتر حسابی است (بدون توجه به عقایدش) ، انوشه انصاریست و بقیه عزیزانی که در پیشرفت و درخشان کردن نام ایران و ایرانی نقشی داشته اند . نه آنهایی که خرابش کردند و بعد سعی کردند درستش کنند !
من به عنوان یک ایرانی که وسط جنگ به دنیا آمده و درست در میان کثافتی که انقلابیون برایشان رقم زده بودند هرگز آن انقلابیون را نخواهم بخشید برایم هم فرقی نمیکند که پدرم باشد یا همسایه یا هر شخص دیگری . مسبب وضعیت امروز نسل من و بعد از من آنها هستند و ما باید جان بکنیم و کلی سختی بکشیم تا کثافت کاری آنها را درست کنیم - تازه اگر بتوانیم .
هر کشته و خسارت بعد از خرمشهر بر گردن رژیم هم هست. اینها به بهانه اینکه از راه کربلا میرویم قدس را هم میگیریم ، آرزوهای یک دیوانه مثل خمینی را به منافع ایران ترجیح دادند.
پیش از آنهم بر گردن رژیم است. کدام کشوری میآید همه نیروهای دفاع و پدآفندی خود را یکجا میکشد که سپس با فداکاری و روی مین فرستادن کودک 13 ساله درستش کند؟
این کوته فکریست که بدنه حکومت و حتی دستگاههای امنیتی را اینطور ببینیم. آنها در حال خدمت به کشورند. پلیس و مرزبانی و ارتش و ... اگر یک روز نباشند این ممللت توسط گرگهای اطراف تکه تکه شده و در آشوب خواهد سوخت! حتی همان بسیجیها و سپاهیها اگر نبودند سرنوشت جنگ طور دیگری رقم می خورد.
البته زمان جنگ نیروهای بسیج و حتی سپاه جزوی از مردم بودند. یعنی غالب افرادی که قصد اعزام به جبهه رو داشتند از یکی از این دو کانال مخصوصا بسیج اعزام میشدند. در حال حاضر هر دوی این ها کارایی خودشان را از دست داده اند و بصورت معکوس عمل میکنند. بسیج و سپاه دربست در خدمت امنیت حکومت در آمده اند و جز اخلال در نظم و امنیت عمومی و کمک به سرکوب مردم کارایی دیگری ندارند.
البته زمان جنگ نیروهای بسیج و حتی سپاه جزوی از مردم بودند. یعنی غالب افرادی که قصد اعزام به جبهه رو داشتند از یکی از این دو کانال مخصوصا بسیج اعزام میشدند. در حال حاضر هر دوی این ها کارایی خودشان را از دست داده اند و بصورت معکوس عمل میکنند. بسیج و سپاه دربست در خدمت امنیت حکومت در آمده اند و جز اخلال در نظم و امنیت عمومی و کمک به سرکوب مردم کارایی دیگری ندارند.
در آن زمان مردم از طریق کانال بسیج و سپاه وارد میشدند برای رفتن به جنگ . ولی فلسفه وجودی بسیج سرکوب مردم و به قول خودشان ضد انقلابی بوده و سپاه هم برای کنترل ارتش و گرفتن راه تنفسش ایجاد شد که مبادا بر علیه حکومت کودتا نکند . به هر حال ارتش نیرویی مردمی است .
پس از جنگ مردم به خانه هایشان رفتند و سپاه و بسیج هم به کاری که برایشان طراحی شده بودند پرداختند .
هیچ کشوری نیست که سه ارتش مستقل از هم داشته باشد
! همگی یک ارتش دارند که بخش های مختلفی دارد ولی ایران سه گروه نظامی مختلف دارد که هر کدام بسته به طرفشان تجهیز شده اند و مستقل عمل میکنند .
سپاه که تمام بخش های یک ارتش حرفه ای را دارد و از ارتش ملی کشور هم قوی تر است
و در خدمت ولی فقیه . بسیج هم در حد و اندازه کشتار غیر نظامیان تجهیزات که دارد هیچ - بیشتر هم دارد .
نام بسیجی و سپاهی از هما اولش هم زیبا و مقدس نبوده و از همان روز نخست با اهدافی پلید و زشت پایه ریزی شده بودند . اینکه مردم شعار هایی مانند : "بسیجی واقعی همت بود و باکری" را قبول میکنند به خاطر عدم آگاهیشان در مورد واقعیت وجودی بسیج و سپاه است .
به قول بختیار : ما یک مملکت داریم ، باید یک دولت داشته باشد ، یک ارتش داشته باشد و یک حکومت
به قول بختیار : ما یک مملکت داریم ، باید یک دولت داشته باشد ، یک ارتش داشته باشد و یک حکومت .
اکنون که ما یک ایران داریم، دو رهبر و رییس جمهور داریم، سه ارتش سپاه و بسیج و ملی داریم و چهار قوه مقننه، مجريه، قضائيه و ولایت وقیحی که هر کدام یک سازی میزنند.
این همان جنگ دوم جهانیست و هیچ ربطی به استالین و سیاستهایش ندارد !
تاریخ تکرار می شود.. اتفاقا همین داستان ماست که ظاهرا مطلع نیستید از آن ویدیویی که گذاشتم هم مراسم سالانه رژه ارتش روسیه به مناسبت پیروزی ارتش شوروی در جنگ جهانی دوم بود که هر ساله با همین شکوه برگزار می شود.
بیایید شباهتها را ببینیم: 1- رهبر شوروی در زمان جنگ با آلمان استالین خونخوار بود. رهبر ما خمینی خونخوار بود. 2- در باره علل حمله هیتلر به شرق هم می توان اشتباهات سیاسی استالین را موثر دانست. او مخفیانه با آلمان پیمان اتحاد بست و چشمش را به روی تمامی تجاوزات هیتلر به شرق اروپا بست و در عوض خودش قسمتهایی را تصرف کرد. اما در نهایت هیتلر از همین حس امنیت او استفاده کرد. در واقع اگر از همان ابتدا جلوی هیتلر ایستاده بود و مانعش می شد هیتلر نمی توانست حمله کند. 3-درست مانند جنگ ما استالین تا دهه ها قبل شروع جنگ هر چه ژنرال و آدم به درد بخود در شوروری بود یا تبعید کرد یا به جوخه های اعدام سپرد. 4-بعد شروع جنگ مناطق وسیعی از شوروی به تصرف آلمان درآمد. با کمک تجهیزات آمریکایی و انگلیسی و پل پیروزی و برگرداندن نظامیان از سیبری سیر جنگ تغییر پیدا کرد. 5-در طی جنگ هم بدتر از ایران از کودکان استفاده شد. 6-آنها هم با ایدئولوژی سربازان را جلو می فرستادند. منتها خشنتر از ایران! افسران عقیدتی پاسخ هر سرباز فراری را با یک گلوله در مغزشان می دادند. حداقل در ایران اینطور نبود. 7- آن جنگ هم از لحاظ گند بودن و کثافتکاری کم از جنگ ما نبود که بیشتر و وسیعتر بود و در بسیاری مناطق سربازان روس بی هیچ رحم و مروتی کشتار می کردند. 8- حال حکومت عوض شده بساط ایدوئولوژیک شوروی جمع شده و دیگر نه پروپاگاندایی هست و نه قهرمانسازی ولی هر سال با این عظمت جشن گرفته می شود. فیلم ساخته می شود. (حتی فیلهای هالیوودی همچون Enemy at the Gates و ...) کسی مسایل را قاطی نمی کند. دیدگاه جهان بی طرفانه است و دیدگاه خودشان میهن دوستانه. به پیروزی شان در جنگ افتخار می کنند و قهرمانانشان در قلب ملتشان جای دارند. در کشور ما اکثرا نمی دانند روز پیروزی و پایانش کی بود روز شروع کی بود!
البته زمان جنگ نیروهای بسیج و حتی سپاه جزوی از مردم بودند. یعنی غالب افرادی که قصد اعزام به جبهه رو داشتند از یکی از این دو کانال مخصوصا بسیج اعزام میشدند. در حال حاضر هر دوی این ها کارایی خودشان را از دست داده اند و بصورت معکوس عمل میکنند. بسیج و سپاه دربست در خدمت امنیت حکومت در آمده اند و جز اخلال در نظم و امنیت عمومی و کمک به سرکوب مردم کارایی دیگری ندارند.
بله فلسفه تشکیل بسیج همین بوده منتها مرد جنگی بعد پایان جنگ باید اسلحه را کنار می گذاشت و به شهر بر می گشت که برخی از آنها اسلحه را کنار گذاشتند و با چماق آمدند شهر که جنگ را ادامه دهند!
و این عملکرد بسیج و سپاه است که باعث تیره کردن تمامی آن هشت سال دفاع مقدس برای ما شده.
هیچ کشوری نیست که سه ارتش مستقل از هم داشته باشد !
هست. در آمریکا نیروی دریایی, ارتش، نیروی هوایی و سپاه تفنگداران دریایی و گارد ساحلی از هم مستقلند ولی زیر نظر وزارت دفاع کار می کنند.
در ایران هم همگی نیروهای مسلح زیر نظر رهبری هستند. مشکل از راس است وگرنه کشور به این بزرگی نیروی نظامی لازم دارد و تجربه موجود در سپاه می تواند به کار آید. به خصوص که نیروهای سپاه در زمینه جنگهای غیر منظم تبحر دارند. همه اینها در صورت آزادی ایران می توانند در غالب نیروهای نظامی ایران به حیات خود ادامه دهند به جز بسیج که دیگر فلسفه وجودیش را کاملا از دست داده!
سپاه که تمام بخش های یک ارتش حرفه ای را دارد و از ارتش ملی کشور هم قوی تر است
سپاه قویتر نیست. فاقد تجهیرات نظامی سنگین و قدرت جنگی ارتش است. در جنگهای کلاسیک سپاه کارکردی ندارد. چند تا هواپیمای ضعیف و از لحاظ دریایی هم چیز به درد بخوری ندارد. تنها برتری اش گویا کنترل موشکهای دوربرد ایران و صنایع بومی موشکی است که در عمل کاربردی ندارد و بیشتر عملکرد بازدارنده می تواند داشته باشد.
تاریخ تکرار می شود.. اتفاقا همین داستان ماست که ظاهرا مطلع نیستید از آن ویدیویی که گذاشتم هم مراسم سالانه رژه ارتش روسیه به مناسبت پیروزی ارتش شوروی در جنگ جهانی دوم بود که هر ساله با همین شکوه برگزار می شود.
بیایید شباهتها را ببینیم: 1- رهبر شوروی در زمان جنگ با آلمان استالین خونخوار بود. رهبر ما خمینی خونخوار بود. 2- در باره علل حمله هیتلر به شرق هم می توان اشتباهات سیاسی استالین را موثر دانست. او مخفیانه با آلمان پیمان اتحاد بست و چشمش را به روی تمامی تجاوزات هیتلر به شرق اروپا بست و در عوض خودش قسمتهایی را تصرف کرد. اما در نهایت هیتلر از همین حس امنیت او استفاده کرد. در واقع اگر از همان ابتدا جلوی هیتلر ایستاده بود و مانعش می شد هیتلر نمی توانست حمله کند. 3-درست مانند جنگ ما استالین تا دهه ها قبل شروع جنگ هر چه ژنرال و آدم به درد بخود در شوروری بود یا تبعید کرد یا به جوخه های اعدام سپرد. 4-بعد شروع جنگ مناطق وسیعی از شوروی به تصرف آلمان درآمد. با کمک تجهیزات آمریکایی و انگلیسی و پل پیروزی و برگرداندن نظامیان از سیبری سیر جنگ تغییر پیدا کرد. 5-در طی جنگ هم بدتر از ایران از کودکان استفاده شد. 6-آنها هم با ایدئولوژی سربازان را جلو می فرستادند. منتها خشنتر از ایران! افسران عقیدتی پاسخ هر سرباز فراری را با یک گلوله در مغزشان می دادند. حداقل در ایران اینطور نبود. 7- آن جنگ هم از لحاظ گند بودن و کثافتکاری کم از جنگ ما نبود که بیشتر و وسیعتر بود و در بسیاری مناطق سربازان روس بی هیچ رحم و مروتی کشتار می کردند. 8- حال حکومت عوض شده بساط ایدوئولوژیک شوروی جمع شده و دیگر نه پروپاگاندایی هست و نه قهرمانسازی ولی هر سال با این عظمت جشن گرفته می شود. فیلم ساخته می شود. (حتی فیلهای هالیوودی همچون Enemy at the Gates و ...) کسی مسایل را قاطی نمی کند. دیدگاه جهان بی طرفانه است و دیدگاه خودشان میهن دوستانه. به پیروزی شان در جنگ افتخار می کنند و قهرمانانشان در قلب ملتشان جای دارند. در کشور ما اکثرا نمی دانند روز پیروزی و پایانش کی بود روز شروع کی بود!
در جریان جنگ دوم جهانی :
۱ - استالین ابرقدرتها را به مبارزه نطلبید . ۲ - شعار محو مثلن ایتالیا یا یکی از متحدین اصلی آلمان را سر نمیداد . ۳ - استالین کل نیرو های نظامی کشور را قلع و قمع نکرده بود - شوروی در همان زمانش یکی از ابر قدرتها محسوب میشد . ۴ - استفاده از کودکان تحت هر شرایطی توحش نظام حاکم را نشان میدهد و به هیچ عنوان مایه سر بلندی و افتخار نیست و هر کسی هم به آن افتخار میکن وحشی تر از کسانی است که کودکان را به میادین جنگ روانه میکرده . ۵ - در هر صورت لشکر کشی هیتلر به شوروی صورت میپذیرفت و جنگ اجتناب نا پذیر نبود ولی در مورد ایران بود . ۶ - استالین باعث و بانی جنگ دوم جهانی نبود ، ولی خمینی و ج.ا بود . ۷ - روسها حتا حمله به چچن و کشتار غیر نظامیان و حمله نظامی به گرجستان را هم غرور آفرین میدانند و به کل در این موارد خیلی تعطیل هستند .
بله فلسفه تشکیل بسیج همین بوده منتها مرد جنگی بعد پایان جنگ باید اسلحه را کنار می گذاشت و به شهر بر می گشت که برخی از آنها اسلحه را کنار گذاشتند و با چماق آمدند شهر که جنگ را ادامه دهند!
و این عملکرد بسیج و سپاه است که باعث تیره کردن تمامی آن هشت سال دفاع مقدس برای ما شده.
خوب مساله همین است ، آنها بازگشتند که به هدفی که برایش بسیج شده بودند عمل کنند . ببینید در جنگ ایران و عراق بدون شک انسانهای شریفی هم حضور داشتند که پس از پایان جنگ به سر کار و زندگی معمولشان برگشتند خیلی هایشان هم آمدند اروپا و پناهنده شدند . و اتفاقن معمولن این افراد همانهایی هستند که نقشی در جنایات خمینی و انقلاب ۵۷ و کثافت کاری های بعدش نداشتند .
ولی آنهایی که مثلن انقلابی بودند یا همان اوایل از ایران فراری شدند و هنوز هم همان خری هستند که بودند - مابقیشان هم شدند همین بسیجی هایی که توله و سگ توله هایشان در خیابان پاچه شهروندان را میگیرند .
همان طور که پیشتر هم گفتم کسانی که در ایجاد جنگ و انقلاب ۵۷ نقشی نداشتند و به جبهه رفتند نه تنها قابل احترام هستند بلکه مایه ی غرور ما هم هستند . ولی آنهایی که انقلابی بودند و به سفارت حمله کردند و به دستور خمینی اعدام میکردند موجودات ارزشمندی نیستند . حالا هر کاری که کرده اند و در هر راهی که کشته شده اند . مهم این است که دستشان به خون هموطنان خودشان آلوده بود و هیچ کاری آن خون را از وجود منحوسشان پاک نمیکند .
آنچه هم که اتفاق افتاده ، افتاده و دیگر نمیشود به عقب باز گشت و درستش کرد - ولی میشود از تکرارش جلو گیری کرد و جلوگیری از تکرارش هم با تقدیس کردن جببه و جنگ به شیوه جمهوری اسلامی امکان پذیر نیست . مهم ترین بررسی و بازگو کردن دلایل شروع جنگ است که متاسفانه هیچ بنی بشری به آنها اشاره نمیکند و مدام از خودکشی های سربازان ایرانی افسانه سرایی میکنند و به خورد ملت میدهند .
یاد آوری جنگ ایران و دلایل شروعش خوب است و باید انجام شود ولی به هیچ عنوان غرور آفرین و مایه ی افتخار نیست و به جای تقدیسش باید تقبیح شود .
همان کار روسها هم در بزرگداشت آنچنانی پیروزی در جنگ احمقانه و منزجر کننده است . بزرگداشت سالروز نبردی که در آن انسانهای زیادی به دست خودی کشته شده اند - یا خودی هایی که به دست بیگانه کشته شده اند یکی از منزجر کننده ترین کارهای دنیاست .
وحشی بازی که تعریف و تمجید ندارد ! فقط باید تاریخش ، دلایلش و بلایایی که بر سر مردمان تمام طرفین درگیری آمده بازگو شود تا آیندگان مثل خروس جنگی به جان هم نیوفتند .
هست. در آمریکا نیروی دریایی, ارتش، نیروی هوایی و سپاه تفنگداران دریایی و گارد ساحلی از هم مستقلند ولی زیر نظر وزارت دفاع کار می کنند.
متوجه نشدید ، ما در ایران یک ارتش داریم ، یک سپاه و یک بسیج که همه شان هر کدام از بخش های بالا را دارند ! در آمریکا یک ارگان نظامی به نام ارتش وجود دارد که بخش های مختلفی مانند : نیروی هوایی تفنگ داران دریایی نیروی زمینی گارد ساحلی و .... دارد و هیچ کدام مستقل از هم نیستند و همگی به به وزارت دفاع پاسخگو هستند و با دستور وزیر دفاع کار میکنند . ولی در ایران خر تو خر تر از این حرفهاست !
در ایران هم همگی نیروهای مسلح زیر نظر رهبری هستند. مشکل از راس است وگرنه کشور به این بزرگی نیروی نظامی لازم دارد و تجربه موجود در سپاه می تواند به کار آید. به خصوص که نیروهای سپاه در زمینه جنگهای غیر منظم تبحر دارند. همه اینها در صورت آزادی ایران می توانند در غالب نیروهای نظامی ایران به حیات خود ادامه دهند به جز بسیج که دیگر فلسفه وجودیش را کاملا از دست داده!
بنده بنا به تجربه و مطالعات خودم ارتش حرفه ای را بسیار کار آمد تر میدانم . ولی به هر حال استفاده از تجارب نیروهای نظامی قدیمی تر همواره مفید و سودمند است .
سپاه قویتر نیست. فاقد تجهیرات نظامی سنگین و قدرت جنگی ارتش است. در جنگهای کلاسیک سپاه کارکردی ندارد. چند تا هواپیمای ضعیف و از لحاظ دریایی هم چیز به درد بخوری ندارد. تنها برتری اش گویا کنترل موشکهای دوربرد ایران و صنایع بومی موشکی است که در عمل کاربردی ندارد و بیشتر عملکرد بازدارنده می تواند داشته باشد.
اینها در ظاهر است - در عمل ارتش ایران گوشه گیر است و همه چیز دست سپاه و فرماندهان سپاه است . ارتش ملی ایران بعد از جنگ تقریبن درش تخته شده .
همچنین سپاه یک ارگان اقتصادی بسیار قدرتمند هم دارد که از طریق آن مخارج خودش را تامین میکند در صورتی که ارتش وابسته به حکومت است و هرگاه که لازم باشد افسارش کشیده میشود .
[COPY]محمدتقی مصباح یزدی در تازهترین سخنرانی خود با بیان این که «وطندوستی شعار دوران جاهلیت است» گفته است: «تلاش در راه حفظ وطن چیز کوچکی است که در بین حیوانات نیز مشاهده میشود.»
محمدتقی مصباح یزدی، رئیس «مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی» در این مؤسسه در شهر قم با بیان این که «آب، خاک و وطن، مسایلی قراردادی هستند»، گفت: «زمانی بسیاری از کشورهای خاورمیانه و آسیای شرقی جزو ایران بودند و روزی بیست کشور مستقل منطقه جزو وسعت ایران به شمار میرفتند که آیا حالا باید گفت ما به وجود چنین کشورهایی افتخار میکنیم؟»
وی گفت: «ملیگرایی، بدون خدامحوری از درونش، شعار نه غزه، نه لبنان بیرون میآید.»
وی ادامه داد: «در وصیت نامه هیچ شهیدی نیامده است که برای دفاع از وطن خود به میدان جنگ رفتند و شهید شدند، بلکه نوشتهاند که در راه حفظ اسلام و خون سیدالشهداء پا به عرصه جنگ گذاشتند.»
مصباح با بیان این که «تلاش در راه حفظ وطن چیز کوچکی است که در بین حیوانات نیز مشاهده میشود» گفت: «طرح مباحث وطن دوستی شعار دوران جاهلیت است.» [/COPY] و اما نظر یکی از کاربران که من به شدت باهاش موافقم :
این حرفای مصباح یزدی (که در واقع جدید هم نیستند، بلکه همان حرفهای خود خمینی هستند و موضع گیری اساسی حزب اللهی ها محسوب میشوند) را باید به کسانی نشان داد که اصرار دارند بسیجی های «صدر انقلاب» را که به جنگ رفته بودند به عنوان وطن پرست و مردم دوست و اینجور مزخرفات تصویر کنند، در حالی که بسیجی هایی که در جنگ بودند هیچ غم و غصه شان وطن و خاک ایران نبود بلکه فقط برای حفظ بیضه اسلامی، یا حتی شاید فقط برای حفظ بیضه خمینی بود به جنگ رفته بودند و جانشان را تلف میکردند. این واقعیت مهمی است که متاسفانه شدیدا ناشناخته مانده در میان جوانترها و دیدگاه رمانتیکی که اصلاح طلب ها از بسیجی های دوران طلایی امام و صدر انقلاب توی ذهن بچه هایمان جا انداخته اند، و این فورمول که «بسیجی های اون موقع خوب بودن، این بسیجی ها بد هستن چون بسیجی واقعی نیستن» یا به عبارت دیگه، «بسیجی واقعی همت بودو باکری».