«قُمار پاسکال» Pascal's Wager

برگ ۳ از ۳

kourosh_iran #۱۰۱
کوشا

اصلی ترین دلیل فرار از دین (حداقل در میان جوانان) همین موضوع نماز خواندن است چه بسیار افراد مذهبی که حاضرند در تابستان گرم حدود هفده ساعت تشنگی و گرسنگی را تحمل کرده و روزه بگیرند اما جانشان بالا می آید تا نمازی که سر و ته آن دو سه دقیقه هم نمی شود را بخوانند !
قرآن نیز به این مطلب اشاره کرده که :
انها لکبیرة الا علی الخاشعین، هر آینه خواندن نماز بسیار سخت و سنگین است مگر برای کسانی که قلب آنها در برابر خدا خاشع شده است.

به بحث ما ربطی نداره، اما ادعای جالبی کردی!
داری میگی فرد مذهبی، بعد میگی نماز نمیخونن! بنظرت میشه به فردی که نماز نمیخونه گفت مذهبی؟
بعد هم این کسخل هایی که تو میگی شاید تو دیده باشی و شاید هم واقعا باشن، ولی من یادم نمیاد، اونایی که من دیدم اگر ایام دیگر نماز نمیخوندن حداقل ماه رمضون و حداقل برای اینکه روزه شون بدون شبهه باشه نماز نصفه نیمه ای حداقل میخوندن، بعدم در نهایت این دلیل اثبات ادعای شما درمورد تفسیرت از اون آیات خاص نمیشه، چون دلایل و شواهد دیگری میشه براش آورد. یجورایی برای بعضیا این روزه هه یه حالت دیگه ای داره مثل ایام محرم میمونه که حتی خیلی از افرادی که در حالت عادی اراذل و اوباش میدونیم میان توی مراسم و خیلی هاشون هم توی این زمانها حداقل یک مقدار پرهیز دارن. حالا این خودش داستان و تحلیل داره و در خیلی موارد میرسیم به این نتیجه که منشاء اون کسخلی و خرافات و ضعف عقل و روانه و غیره که آدمها اینقدر متناقض هستن. بهرحال برای بعضیا هم این مقداری دلایل و منافع دیگه داره و حتی برای بعضیا مثل تفریح و سرگرمیه یا اینکه میخوان کم نیارن و خودنمایی کنن یا زور و اراده خودشون رو ثابت کنن (به خودشون و/یا دیگران) و غیره و غیره.
بهرحال هم روزه و ماه رمضان یک ماه از سال بیشتر نیست و گذراست و فکر نمیکنم با تقید دائمی به 5 وعده نماز (منجمله نماز صبح که بیدار شدن و خوندنش کار سختیه) و انجام روزمره اون برابر باشه، و ضمنا همین موقتی بودن شاید باعث ایجاد القای خاص و متفاوت بودن اون از بقیهء مناسک و زمانها میشه برای افراد، و از طرف دیگر تبلیغات زیادی که در دین راجع به خاص بودن و چند هزار برابر بودن ارزش اون و عبادات درش هست که باعث میشه افراد فکر کنن بهتره حداقل روزهء خاص این یک ماه در سال رو انجام بدن و تمام گناهان و تنبلی های دیگرشون در طول سال اینطوری پاک و بی حساب میشه. اصولا اکثر انسانها تمایل به تعویق انداختن کارها به دقیقه 90 و بجاش انجام عملیات سنگین فشرده در مدت کوتاه و مشخصی دارن! این رو روانشناس ها میدونن و اسمش هم فکر کنم Procrastination میگن.

kourosh_iran #۱۰۲

چیزی که در دنیا زیاد داریم آدم کسخل

😄
یه یارو بود نمیدونم دینش چی بود اما چون بر اساس دینش انتقال خون حرام بود تن به عمل جراحی نمیداد و یه غده توی صورتش در اومده بود که روز به روز بزرگ میشد اما طرف چون آدم مذهبی و باورمند و مقید به احکام دین خودش بود حاضر نمیشد جراحی کنه، آخرش غده هه اینقدر بزرگ شده بود و صورتش رو کلهم بهم زده بود که طرف مجبور شد از خر شیطون پایین بیاد و تن به عمل جراحی بده! کسخل اگر از همون اولاش این کار رو میکرد اون همه مصیبت نمیکشید و مضحکه عاقلان نمیشد. بله عزیز من، خیلی از مسائل دینی کم و بیش همینه حالا به شکلهای ظریف تر و پیچیده تر و پنهان تر، که آدم هرچی عاقل تر و باهوش تر و واقعیتگراتر و عملگرا تر باشه زودتر میفهمه و کنار میذاره این تعصب و لجاجت بر توهم های فکری در برابر واقعیت رو. البته شاید بعضیا تا آخرین حدش هم سر باور و ادعاشون بمونن، ولی من شخصا ندیدم تاحالا و بهم ثابت نشده که تا این حد کسی در جمیع مسائل باوری و دینی بتونه پایدار بمونه، و البته این رو لزوما هنر و کار درستی هم نمیدونم، و مسلما اثبات حقانیت باورهای مذهبی یا درستی اون فرد هم نیست.

واقعیت جهان ما تقابل های بیشمار دین با عقل و علم و تجربه و وجدان بشریست.
آدم اگر مذهبی باشه کونش پاره میشه، مضحکهء خاص و عام میشه، مگر اینکه دیگه یا خودت یجورایی سوپرمن باشی (بعضیا انصافا بدجوری بنیه قوی دارن/پوست کلفت هستن) و/یا اینکه ایمانت فوق العاده قوی باشه!
در نهایت هم البته این باز حقانیت چیزی رو ثابت نمیکنه!

kourosh_iran #۱۰۳

کوشا تو مثل اینکه با خودت هم درگیری داری.
این تاپیک دربارهء برهان رفع ضرر محتمل است.
اینکه تو هم به چنین برهانی پناه آورده ای و اینقدر سر آن وقت و انرژی گذاشتی معلوم میشود که برهانهای دیگر که بقدر کافی روشن و محکم باشند وجود ندارند یا بحث و اثبات آنها دشوارتر است.
ما بر سر صحت برهان رفع ضرر محتمل دعوایی نداشتیم، امابحث من و تو سر این بود که تو گفتی خدای منطقی مورد من منشاء اثر نیست و بنابراین تنها گزینه ای که باقی میماند همان خدای کلیشه ای کلاسیک و دستورات و رفتار او عین ادیان است، اما من گفتم که ادیان و خدایشان بخاطر تناقضها و مسائل غیرمنطقی که دارند (گذشته از اینکه تعداد زیادی ادیان و مکاتب و تفسیر داریم که با هم سر ناسازگاری هم دارند و هر یک دیگری را قبول ندارد و این مسئله که انتخاب کدام دین و خدا را از میان این همه دین و خدا میخواهی چطور ثابت کنی) برایم قابل باور نیستند، یا اینطور بگویم که یک خدای منطقی برایم بسیار قابل باورتر است؛ و گفتم که خدای منطقی من میتواند منشاء همان ادیان و خدایشان باشد، و برای اینکه پس چرا ادیان اینقدر غیرمنطقی و دچار تناقض و اختلاف هستند نیز فرضیه هایی را مطرح کردم (1- آمدن در زمان خاص برای عامه و توده ها و ساده شدن و نگاشت در سطح عموم و زمان خودش و دروغ مصلحتی خداوند بخاطر کاربردی بودن برای آن مردم و البته خیلی از مردم دیگر در آینده، ولی لزوما نه همهء انسانها در تمام زمانها 2- امکان تحریف و اشتباه در اصالت و اعتبار مطالب دینی یا نوع تفسیر آنها و نیز گم شدن بعضی مطالب مکمل مهم در طول تاریخ) که بنظر خودم منطقی هستند. حال دقیقا ایراد شما در کجاست و چه استدلال و اثباتی برای رد این احتمالات سراغ داری؟ اگر نداری که انتظار نداشته باش که من یک خدای غیرمنطقی را بر خدای منطقی تری ترجیح بدهم! تنها راه توجیه امکان وجود خدا و اینکه آن خدا درواقع همان منشاء ادیان بوده باشد همین فرضیه هاست. خدای غیرمنطقی را نمیتوان با برهان های منطقی خدا دانست! یعنی شاید بشود ولی احتمال وجودش خیلی کمتر از یک خدای غیرمنطقی است. بعدهم برفرض چنین خدای غیرمنطقی را ثابت کردیم،

مشکل بر سر این است که چطور میتوان به یک موجودی که از منطق شناخته شده ما پیروی نمیکند امید داشت و به او اعتماد کرد! آن یک خدای غیرقابل پیشبینی و دمدمی مزاج و در تاثیر عملی بسیار ضعیف خواهد بود.

کوشا #۱۰۴
kourosh_iran

من یه زمانی نماز میخوندم، ولی وقتی دیدم عملا هیچ اثر و کاربرد واقعی در زندگیم نداره و هیچ قدرتی که بتونه مشکلاتم رو حل کنه بهم نمیده، ازش احساس تنفر کردم و برای همیشه کنارش گذاشتم، و احساس کردم که چقدر احمق بودم و چطور بازیچه و مسخرهء یک مشت باورهای کور و نظامهای درپیت و مسخره و فریبکار مذهبی شدم.
بنظر شما این غیرطبیعیه؟ نامشروعه؟
آیا مشکل از من بوده؟
آیا از روی غرور بوده؟

واقعا چه استدلال محکم و محکمه پسندی !؟

هر آنچه مورد پسند من باشد حق است و هر چند آنچه نباشد باطل !

حداقل میلیونها نفر نظری بر خلاف شما دارند و معتقدند نماز بسیاری از مشکلات آنها را حل کرده است.

کوشا #۱۰۵
kourosh_iran

داری میگی فرد مذهبی، بعد میگی نماز نمیخونن! بنظرت میشه به فردی که نماز نمیخونه گفت مذهبی؟

نگفتم نماز نمی خونند گفتم نماز خوندن براشون خیلی سخته و به هر جون کندنی باشد دم تیغ یا غروب آفتاب می خونند

علاوه براینکه افرادی هم هستند که با اینکه اعتفاد به دین و قرآن و معاد دارند اما در انجام تکالیف خود سهل انگارند و با اندک بهانه ای نماز را ترک می کنند اما در گرفتن روزه مشکلی ندارند.

کوشا #۱۰۶
kourosh_iran

چیزی که در دنیا زیاد داریم آدم کسخل

یکی از ثمرات دوری از دین نهادینه شدن روحیه تمسخر و توهین به دیگران در وجود انسان است موضوعی که براحتی می توانید در رفتار بیخدایان این سایت مشاهده کنید.

کوشا #۱۰۷
kourosh_iran

مشکل بر سر این است که چطور میتوان به یک موجودی که از منطق شناخته شده ما پیروی نمیکند امید داشت و به او اعتماد کرد! آن یک خدای غیرقابل پیشبینی و دمدمی مزاج و در تاثیر عملی بسیار ضعیف خواهد بود.

شرو ور و دری وری گفتن هم حد و حدودی دارد

اگر بتوانید یک مورد حتی یک مورد از این مطالبی که در خط بالا ذکر کردید را ثابت کنید من دست از دین و آیین خود بر می دارم.

در ضمن من چند کلاسی سواد خوندم نیازی نیست خود را خسته کنید و مطالبتان را شرح و تفصیل دهید یک جمله کوتاه هم که بگویید من منظورتان را خواهم گرفت.

کوشا #۱۰۸
Russell

بله البته ما میدانیم که از منطق و ریاضی و فیزیک گرفته تا پزشکی ائمه کشفیات فراوان داشته اند و اسناد همه هم در صندوقی مخفی در لندن موجود هستند 😜

ظاهرا بی دینی و تمسخر جدایی ناپذیرند !

Russell

ولی جدا از شوخی، عنوان تاپیک این و موضوع بحث اینجا مشخص است، شما اگر میخواهید استدلالی کنید، آن استدلال باید بزبان مشترک باشد، نه بحث درون دینی.
من حساب سود و فایده و تصمیمگیری برمبنای آنرا میفهمم چیست (دلیل نمیشود استفاده‌اش را به اینگونه لزوما قبول داشته باشم)، ولی «اصل دفع خطر احتمالی» که توسط فلان آخوند و امام نوشته شده (بر فرض صحت اعتبار تاریخی) که فرق عملگر ضرب را با تفریق نمیتوانسته تشخیص دهد را نمیفهمم.
پس بلی، ایراد دارم اخوی، بزبان مشترک باید سخن بگویید.

من از دین اسلام و مذهب تشیع دفاع می کنم و موضوع این برهان هم سود و ضرر است به طور طبیعی من باید بتوانم بر اساس مبانی دینی خودم آن را طرح و از آن دفاع کنم اینکه پاسگال مسیحی چه جزئیاتی را در این برهان طرح کرده برای من چندان اهمیتی ندارد.

سخن اصلی این برهان همان مفاد سوره عصر است خیلی ساده و روشن:

هر آینه انسان در زیان و ضرر است مگر کسی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهد.

ببینید می توانید بر اساس واقعیت های خارجی که انسان با آن روبروست این منطق ساده را رد کنید.

Russell

آقا جان شما اگر میتونی با برهان علیت وجود خدا را ثابت کنی و کرده‌ای که دیگر چه بحثی داری؟ مطرح کردن یک برهان دیگر که ربطی به بحث فعلی ما ندارد این وسط چه کاری قرار است انجام دهد؟

گفته شد که این برهان برای کسانی که از روی عناد و لجاجت منکر خدا می شوند لذا به آنها گفته می شود:

هر طور که مایلید عمل کنید اگر خدا باشد که شما بیچاره اید اگر نباشد چیزی از این دنیا نه به ما و نه به شما نخواهد ماستید.

Russell

ببینید من یک مثال میزنم برای روشن شدن مورد بحث بودن این برهان(جدا از نتیجه‌اش). فرض کنید خیس نشدن زیر باران برای ما مهم است و ما هم فردا میخواهیم به جایی برویم.
گوینده‌یِ استدلال در اینجا میگوید که، ما نه تنها فردا باید چتربرداریم، بلکه هم باید باور کنیم که فردا باران خواهد آمد. این جمله‌یِ آخر بسیار مناقشه برانگیز است، چرا که اگر جایی که ما میرویم بیابان است که 30 سال است باران نیامده و ابری هم در آسمان نیست و پیشبینی هواشناسی هم اینست که در هفته‌یِ آینده هوای آنجا مانند همیشه آفتابی‌ست (تشبیه به وجود الله) من هر کاری هم بکنم نمیتوانم «باور کنم» که فردا باران خواهد آمد. حالا شما میتوانی به من از کم هزینه بودن برداشتن چتر و لباس بارانی و... بگویی و در این مورد میشود بحث کرد (که البته تا اینجا دیدیم که بحث با این روش درباره‌یِ رویکرد ما نسبت به وجود خدا بجایی نمیکشد)، ولی اینکه من حقیقتا به گزاره‌یِ «فردا باران خواهد آمد باور کنم» مساله‌یِ دیگری‌ست.

شما در این مثال با پیش فرض خود که هیچ دلیلی بر وجود خدا نیست بحث کرده اید در حالیکه صرف نظر از برهان های اقامه شده بر وجود خدا از در و دیوار وجود نشانه های وجود خدا در حال بارش است کافی است کسی نخواهد عمدا خود را به کوری بزند.

Russell

درباره‌یِ تعریف خدا باز هم میگویم. اساسا بحث اینجا برمبنای سود است و نهایتا بتوان جهان بعد از مرگ را بخش لاینفک آن بشمار آورد. برای محاسبه‌یِ رویکرد ما هم تنها عامل مهم اینجا تعداد حالت‌هایِ ممکن و سود زیان آن‌هاست. نام خدا و شیطان و... هم اصلا بخودی خود مهم نیست، مهم نقش آن‌ها در محاسبه‌یِ نتیجه در روش ماست

سود و زیان تنها وقتی معنا پیدا می کند که خدایی با صفات و نشانه های ادیان آسمانی که دارای معاد و ... است وجود داشته باشد

مطرح کردن هر فرض دیگری بی معنا و بدون دلیل و صرف بازی کردن با جملات است.

mbk #۱۰۹
Russell

1ولی جدا از شوخی، عنوان تاپیک این و موضوع بحث اینجا مشخص است، شما اگر میخواهید استدلالی کنید، آن استدلال باید بزبان مشترک باشد، نه بحث درون دینی.
2من حساب سود و فایده و تصمیمگیری برمبنای آنرا میفهمم چیست
3پس بلی، ایراد دارم اخوی، بزبان مشترک باید سخن بگویید.
4ببینید من یک مثال میزنم برای روشن شدن مورد بحث بودن این برهان(جدا از نتیجه‌اش). فرض کنید خیس نشدن زیر باران برای ما 5مهم است و ما هم فردا میخواهیم به جایی برویم.
گوینده‌یِ استدلال در اینجا میگوید که، ما نه تنها فردا باید چتربرداریم، بلکه هم باید باور کنیم که فردا باران خواهد آمد. این جمله‌یِ آخر بسیار مناقشه برانگیز است، چرا که اگر جایی که ما میرویم بیابان است که 30 سال است باران نیامده و ابری هم در آسمان نیست و پیشبینی هواشناسی هم اینست که در هفته‌یِ آینده هوای آنجا مانند همیشه آفتابی‌ست (تشبیه به وجود الله) من هر کاری هم بکنم نمیتوانم «باور کنم» که فردا باران خواهد آمد. حالا شما میتوانی به من از کم هزینه بودن برداشتن چتر و لباس بارانی و... بگویی و در این مورد میشود بحث کرد (که البته تا اینجا دیدیم که بحث با این روش درباره‌یِ رویکرد ما نسبت به وجود خدا بجایی نمیکشد)، ولی اینکه من حقیقتا به گزاره‌یِ «فردا باران خواهد آمد باور کنم» مساله‌یِ دیگری‌ست.

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
"وَ مِمَّنْ حَوْلَکُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدینَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَیْنِ ثُمَّ یُرَدُّونَ إِلى‏ عَذابٍ عَظیمٍ101" "هم از پیرامونتان از بیابان باش ها دوچهره گشته گانند هم از درون شهر برجا رها شدند بر دوچهرگی نباشد میدانیدشان ما می دانیمشان زود ناگوار می کنیمشان دوبار پس رها می شوند سوی ناگواری خیلی بزرگ 101"
1گرچه قمار خنده دار است اگر خداوند باشد یا نباشد که می شود طراز گذاری به خداوند که به هر رو پذیرا نیستم اگر خداوند اینجوری باشد یا اونجوری که باز جور پرتاب سکه نگفت که چند بار رها کردیم دستاوردش چی شد همون در صدمین بار چه جوابی از این گرفتیم در هزار بار چی یا کسی هست که قمار بازی را نپذیرد
2 سود هم آسیب یا زیان بستگی دارد به زماننزدیک یا بازه زمانی زندگی دنیا یا واپسین هر دو سه بازه؟
3 زبان بینابینی که شما گفتید همیشه بایستی نزدیکتر به زبان شما باشد یا دیگری هم سودی ازش ببرد تا تکون خوردید پوسخند بد گویی هرز اسپم خودتان نبرید هم ندوزید
4 روشنه روش پیشامد گوییت چیه همان پس چند سال کسی زنده نشد پس روشنه کسی روز واپسین را نمی بینه که اگر روی کویر هم ببینی پس چند سال بارونی می آید که ماهم نگفتیم همین فردا بارون می آید کسی از ما از زمانش آگاه نیست
پناه بر خداوند یگانه که دل بهش بستم نه دیگری ها

Russell #۱۱۰
کوشا

ظاهرا بی دینی و تمسخر جدایی ناپذیرند !

از آنجا که سواد رهبران شیعه از ائمه‌یِ اطهار تا خامنه‌ای تغییر چندانی نکرده، باید بگویم که من هم با شما موافقم !!

کوشا

شما در این مثال با پیش فرض خود که هیچ دلیلی بر وجود خدا نیست بحث کرده اید در حالیکه صرف نظر از برهان های اقامه شده بر وجود خدا از در و دیوار وجود نشانه های وجود خدا در حال بارش است کافی است کسی نخواهد عمدا خود را به کوری بزند.

این همانطور که گفته شد یک مثال است برای روشن کردن مطلب ، از همه مهمتر روشن کردن تفاوت بین «باور» و «عمل». و البته با توجه به متن خود قرآن که از ایمان و تقوا سخن می‌گوید بنظرم این سخنان با دین مبین چندان هم جور در نیاید و ائمه هم نیاز به مروز قرآن داشته‌اند.

کوشا

من از دین اسلام و مذهب تشیع دفاع می کنم و موضوع این برهان هم سود و ضرر است به طور طبیعی من باید بتوانم بر اساس مبانی دینی خودم آن را طرح و از آن دفاع کنم

کوشا

گفته شد که این برهان برای کسانی که از روی عناد و لجاجت منکر خدا می شوند لذا به آنها گفته می شود:

خب من هم دارم همین را می‌گویم که توجه داشته باشید که «منکر خدا» نه مسیحیت را قبول دارد و نه تشیع را.

کوشا

سخن اصلی این برهان همان مفاد سوره عصر است خیلی ساده و روشن:

هر آینه انسان در زیان و ضرر است مگر کسی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهد.

ببینید می توانید بر اساس واقعیت های خارجی که انسان با آن روبروست این منطق ساده را رد کنید.

هر آینه هر کس که یک عملی را انجام دهد لزوما باور نکرده(چه رسد که ایمان آورده باشد).

کوشا

سود و زیان تنها وقتی معنا پیدا می کند که خدایی با صفات و نشانه های ادیان آسمانی که دارای معاد و ... است وجود داشته باشد

مطرح کردن هر فرض دیگری بی معنا و بدون دلیل و صرف بازی کردن با جملات است.

کوشا

هر آینه انسان در زیان و ضرر است مگر کسی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهد.

😂
اخوی نگاه کن ببین شعار دادن باعث می‌شود در دو خط فاصله چه سوتی‌هایی بدهی.

من یکباردیگر می‌گویم:
اگر میدانیم که آخرتی هست و الله هست که دیگر برهان معنا ندارد(حکم شما ثابت شده). اگر فرض را بر وجود معاد و خدا هم نگذاشته‌ایم که بفرمایید سود و زیان حالت‌هایِ احتمالی را محاسبه کنید و نشان دهید که باید روی آن قمار کرد و دستورات انرا انجام داد.

یک نکته‌یِ دیگر اینکه تعریف سود و ضرر باید درست باشد. من هم اگر سود را در فروش حداقلی باقالی تعریف کنم میتوانم ثابت کنم باقالی فروشی بهترین راه رسیدن به سود است.
این است که بجای تعریف زورکی واژگان و ادعا بهتر است اگر مطلبی دارید ابتدا مقدمات آنرا تشریح و تبیین کنید و بعد از آن استفاده کنید.

یک نکته‌یِ دیگر، مشخص است که اگز الله باشد و در آخرت چوب در آستین الله‌ناباور بکند (در حالی که اگر خداباور نماز می‌خوانده اینکار را نمی‌کرد) خداناباور با نماز خواندن ضرر کرده.
مسلمان هم اگر سودش تنها قرار است در بهشت باشد مشخص است که در صورت نبود الله تمام نماز و روزه‌اش کشک بوده و ضرر کرده.
این‌ها بدیهیات است و باز هم میگویم، ما این‌ها را نمیدانیم چرا که اگر میدانستیم اصلا تمام این حرف‌ها بی‌معنی می‌شد. اساسا انکار حقیقت در بسیاری موارد باعث ضرر خواهد شد. این دیگر نام برهان گذاشتن نمی‌خواهد که شما همان فقط از داغی آتش جهنم موعضه کنی احتمالا بیشتر بکار شما و ما بیاید.

خلاصه اینکه هیچکس از خوشحال بودن من بیش از خودم خوشحال نمی‌شود !! شما تمرکزت را بگذار بر روی توضیح اینکه چرا و چگونه راه رسیدن به سعادت و خوشی از عمل به شریعت شما می‌گذرد، و توجه هم داشته باش که زمان در نظر من ارزشمند است و من علاقه به سود بیشتر دارم.

Hezbollah_YaHasan #۱۱۱

من مقاله شما را نخوانده و ندیده جواب می دم و جوابم این است که چون قمار در اسلام شرعا حرام است گفته پاسکال باطل و سخیف بوده و هست.

kourosh_iran #۱۱۲
کوشا

هر آنچه مورد پسند من باشد حق است و هر چند آنچه نباشد باطل !

یه چیزهایی رو ما بطور ذاتی متوجه میشیم. شاید بقول مذهبیون همون فطرت! من معمولا بهش میگم وجدان. منم وجدان کردم دیدم نباید بذارم در زندگی بهم ظلم بشه و فشار بیش از حد بیاد، و تجربهء من این بود که نماز خواندن و خیلی اعتقادات و مناسک مذهبی دیگر که در طول سالها فکر میکردم در این زمینه کارگشا هستن عملا تاثیر کافی نداشتن در این راستا، و این فشار و ظلمی که بهم وارد میشد فراتر از حد تحملم بود، اینو که دیگه آدم خودش میفهمه و حق داره قضاوت کنه یا نه؟ بخاطر این مسائل من به چنین نتیجه ای رسیدم و این مسائل رو گذاشتم کنار و سعی کردم با عقل و اراده و تلاش خودم برای پیاده سازی سیاست و شناخت دنیا و روش کارکرد اون و ارتباط با دیگران و روز به روز قوی تر کردن خودم، خودم رو از این وضع نجات بدم.
حالا این اشکالش کجاست چرا اشتباهه من نمیدونم! شما بگید!

کوشا

حداقل میلیونها نفر نظری بر خلاف شما دارند و معتقدند نماز بسیاری از مشکلات آنها را حل کرده است.

خب که چی؟ به من چه؟ بحال من چه فرقی میکنه؟ تقریبا واسه هرچیزی فکرش رو بکنی ممکنه میلیون ها نفر پیدا کنی که نظر مثبت داشته باشن و میلیون ها نفر هم پیدا کنی که نظر و تجربهء منفی داشته باشن.
حتی اگر اینها اکثریت بودن، بازم در منطق و فلسفه میشد مغلطهء توسل به اکثریت.
بنظر من هم تعداد کسخل ها و نادان ها و دروغگوها و کلاهبردارها در دنیا خیلی بیشتر از آدمهای درست و حسابیه.

kourosh_iran #۱۱۳
کوشا

یکی از ثمرات دوری از دین نهادینه شدن روحیه تمسخر و توهین به دیگران در وجود انسان است موضوعی که براحتی می توانید در رفتار بیخدایان این سایت مشاهده کنید.

یکی از ثمرات مذهبی بودن غیرمنطقی شدن و یاوه گوییه که در نتیجه حس تمسخر و توهین دیگران رو بر می انگیزد!
البته من از تمسخر و توهین دفاع نمیکنم، ولی بنظر من اونقدر که غیرمنطقی بودن و یاوه گویی مشکل داره تمسخر و توهین نداره.
ضمنا توهین و تمسخر که فقط مستقیم و تحت الفظی نیست. شما مذهبیون هم مدام به شکلهای مختلف مخالفان رو مورد تمسخر و توهین قرار میدید و در این راه از منابع دینی و آیات قرآن هم کمک میگیرید. اصولا مذهب و اعتقادات شما خودش توهین به شعور بشریت است!
در همون قرآن هم کم نداریم از این چیزها و خدا خودش ظاهرا عصبانی که میشه تمسخر و توهین میکنه، مثلا اگر درست یادم باشه جایی حرفهای بعضیا رو به عرعر خر تشبیه میکنه!

kourosh_iran #۱۱۴
کوشا

شرو ور و دری وری گفتن هم حد و حدودی دارد

الان این لابد تمسخر و توهین نیست دیگه؟
خوبه حالا چند خط بالاتر خودت در مورد تمسخر و توهین صحبت کردی!

کوشا

اگر بتوانید یک مورد حتی یک مورد از این مطالبی که در خط بالا ذکر کردید را ثابت کنید من دست از دین و آیین خود بر می دارم.

کدوم موارد دقیقا؟
اینکه در ادیان و خداشون تناقض و مسائل غیرمنطقی هست؟
این جملات از شماست در صفحات قبل: «آنچه مهم است موضوع دوم یعنی نوع عملکرد ماست؛ ما حتی اگر در ظاهر در وجود خدای ادیان اشکالاتی ببینیم دستمان به جایی نمی رسد و نمی توانیم کاری انجام دهیم ».
بنظر من اومد که بصورت ضمنی هم که شده قبول کردی که در خدای ادیان ممکنه اشکالاتی ببینیم. نه؟

کوشا

در ضمن من چند کلاسی سواد خوندم نیازی نیست خود را خسته کنید و مطالبتان را شرح و تفصیل دهید یک جمله کوتاه هم که بگویید من منظورتان را خواهم گرفت.

من بخاطر همون جملاتی که در بالاتر آوردم فکر کردم که شما یا دچار کم آوردن از نظر قدرت مغزی/روانی شدید و یا عمدا خودتون رو میزنید به اون راه، بخاطر همین سعی کردم قضیه رو روشن کنم و توضیح بیشتری بدم.
بنظر من اومد که شما تلویحا پذیرفتید که در ادیان و خداشون تناقضات و نقصها و موارد غیر منطقی ای هم در ظاهر هم که شده وجود داره. فکر کنم فقط اون جملات هم نبود و بازهم جایی طور دیگری به این قضیه اشاره کرده بودید!

kourosh_bikhoda #۱۱۵
کوشا

هر عددی هر چند بزرگ و بسیار بزرگ وقتی ضرب در صفر شود حاصلضرب چیزی جز صفر نیست و اگر خدا وجود نداشته باشد مرگ همان صفر است که زندگی کوتاه ما ضرب در آن شده است

برادر ضرب نمیشود. جمع میشود. قضیه اینه که برای بدست آوردن احتمال (امید ریاضی) لذت بردن دو فرد بیخدا و باخدا در حالتی که هیچ آگاهی از وجود یا عدم او نداریم میخواهیم دست به دامن احتمالات بشیم. اینجا دو حالت هست. یا خدا هست یا نیست. بنابر این لذایذ این دنیا با آن دنیا جمع میشوند:

احتمال کل لذایذ = احتمال کل لذایذ دنیوی + احتمال کل لذاید اخروی
(با این فرض که لذت دنیوی برای بیخدا 1 و برای باخدا صفر است)

احتمال کل لذائذ ذنیوی = میزان لذت دنیوی * 1
(میزان لذت دنیوی باخدا = 0 ؛ میزان لذت دنیوی بیخدا = 1)

احتمال کل لذائذ اخروی = میزان لذت اخروی * 0.5
(میزان لذت اخروی باخدا = 1 ؛ میزان لذت اخروی بیخدا = 0)

پس در فازی که آخرتی وجود نداره:

احتمال کل لذایذ = احتمال کل لذایذ دنیوی + احتمال کل لذاید اخروی
احتمال کل لذایذ بیخدا = 1 + 0.5*0 = 1
احتمال کل لذایذ باخدا = 0 + 0.5*0 = 0

در فازی که آخرتی وجود داره:
احتمال کل لذایذ = احتمال کل لذایذ دنیوی + احتمال کل لذاید اخروی
احتمال کل لذایذ بیخدا = 1 + 0.5*0 = 1
احتمال کل لذایذ باخدا = 0 + 0.5*1 = 0.5

میبینید که داریم از احتمال صحبت میکنیم و 1 یعنی 100 درسد و 0 یعنی 0 درسد. در واقع بیخدا در هر دو حالت لذت دنیوی رو داره ولی شما خیر ندارید.

mbk #۱۱۶
kourosh_bikhoda

برادر ضرب نمیشود. جمع میشود. قضیه اینه که برای بدست آوردن احتمال (امید ریاضی) لذت بردن دو فرد بیخدا و باخدا در حالتی که هیچ آگاهی از وجود یا عدم او نداریم میخواهیم دست به دامن احتمالات بشیم. اینجا دو حالت هست. یا خدا هست یا نیست. بنابر این لذایذ این دنیا با آن دنیا جمع میشوند:
احتمال کل لذایذ = احتمال کل لذایذ دنیوی + احتمال کل لذاید اخروی (با این فرض که لذت دنیوی برای بیخدا 1 و برای باخدا صفر است) احتمال کل لذائذ ذنیوی = میزان لذت دنیوی * 1 (میزان لذت دنیوی باخدا = 0 ؛ میزان لذت دنیوی بیخدا = 1)
احتمال کل لذائذ اخروی = میزان لذت اخروی * 0.5 (میزان لذت اخروی باخدا = 1 ؛ میزان لذت اخروی بیخدا = 0)
پس در فازی که آخرتی وجود نداره: احتمال کل لذایذ = احتمال کل لذایذ دنیوی + احتمال کل لذاید اخروی
احتمال کل لذایذ بیخدا = 1 + 0.5*0 = 1 احتمال کل لذایذ باخدا = 0 + 0.5*0 = 0
در فازی که آخرتی وجود داره: احتمال کل لذایذ = احتمال کل لذایذ دنیوی + احتمال کل لذاید اخروی
احتمال کل لذایذ بیخدا = 1 + 0.5*0 = 1 احتمال کل لذایذ باخدا = 0 + 0.5*1 = 0.5 میبینید که داریم از احتمال صحبت میکنیم و 1 یعنی 100 درسد و 0 یعنی 0 درسد. در واقع بیخدا در هر دو حالت لذت دنیوی رو داره ولی شما خیر ندارید.

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان

نه همش جور گفته ات نیست من خداباور در صد خداوند را بالاتر از یک می گیرم تو هم که صفر گرفتی بینابین هستند 50 50 یا بین اینند
من هم گمان نمی کنم ناخدا باور بهرهاش از دنیا یک باشد خیلی زمانها 50 50 است که هر جا یافتیمشان این را صفر می کنیم اگر بخواهند بر این باور پابرجا باشند خداوندا امید ناباوران را کور کن پناه بر تو از بی شرمی هم خود خواهی ناباوران

kourosh_bikhoda #۱۱۷
mbk

نه همش جور گفته ات نیست من خداباور در صد خداوند را بالاتر از یک می گیرم تو هم که صفر گرفتی بینابین هستند 50 50 یا بین اینند
من هم گمان نمی کنم ناخدا باور بهرهاش از دنیا یک باشد خیلی زمانها 50 50 است که هر جا یافتیمشان این را صفر می کنیم اگر بخواهند بر این باور پابرجا باشند خداوندا امید ناباوران را کور کن پناه بر تو از بی شرمی هم خود خواهی ناباوران

به نام حضرت اسپاگتی مهربان

برادر این حرفایی که شما میزنی به این خاطره که نمیدونی برهان داره در چه موردی صحبت میکنه. قمار پاسکال در شرایطی به میدان میاد که همه انواع استدلالات باورمندان و ناباوران ره به جایی نمیبره و این تیر آخر رو میخواد با استناد به علم احتمالات بزنه. احتمال در جایی استفاده میشه که اطلاعات کافی یا آگاهی مورد لزوم در مورد پدیده ای وجود نداره. مثلن میخواهید تاس بندازید و سر اینکه چه عددی بیاد شرط بندی کنید. طبیعیه که نمیتونید پیش بینی کنید چه میشود ولی میتونید تخمینی از آینده داشته باشید.

بنابر این وقتی احتمال رویدادهایی که فاقد اطلاعات کافی در مورد اونها هستیم رو همگن فرض کنیم در نتیجه گزینه وجود یا عدم خدا نیز برابر فرض میشه، احتمال به کمک قمار پاسکال میاد و این برهان به این شکلی که ذکر شد اقامه میشه.

بر این پایه احتمال وجود یا عدم خدا با هم برابر و 0.5 فرض میشه. ولی در مورد لذت این جهانی باید گفت که این فرض اولیه این برهان هست که فرض میکند "باورمندان هیچ لذتی از این دنیا نمیبرند ولی اگر دنیای دیگری وجود داشته باشد تا ابد جاودانه و خوشبخت میشوند". بنابر این طبق فرض خود این برهان است که میگیم در این دنیا همه لذت ها از آنِ ناباوران و هیچ لذتی از آنِ باورمندان است.

اگر شما تمایل داشته باشید فرض اولیه رو مبنی بر لذتبخش بودن این دنیا برای خود قائل باشید اونوقت این برهان از اعتبار قبلی خودش هم پایین تر میاد و به قانع کنندگی قبل نخواهد بود. مضاف بر اینکه آنگاه ما هم میتونیم بگیم احتمال جاودانگی و لذت بردن هر دو گروه در آن دنیا برابر و مساوی 0.5 خواهد بود چرا که اطلاعی از آن نداریم که این خدا آیا خردگرایان رو مجازات میکنه یا پاداش میده.

mbk #۱۱۸
kourosh_bikhoda

برادر این حرفایی که شما میزنی به این خاطره که نمیدونی برهان داره در چه موردی صحبت میکنه. قمار پاسکال در شرایطی به میدان میاد که همه انواع استدلالات باورمندان و ناباوران ره به جایی نمیبره و این تیر آخر رو میخواد با استناد به علم احتمالات بزنه. احتمال در جایی استفاده میشه که اطلاعات کافی یا آگاهی مورد لزوم در مورد پدیده ای وجود نداره. مثلن میخواهید تاس بندازید و سر اینکه چه عددی بیاد شرط بندی کنید. طبیعیه که نمیتونید پیش بینی کنید چه میشود ولی میتونید تخمینی از آینده داشته باشید.
بنابر این وقتی احتمال رویدادهایی که فاقد اطلاعات کافی در مورد اونها هستیم رو همگن فرض کنیم در نتیجه گزینه وجود یا عدم خدا نیز برابر فرض میشه، احتمال به کمک قمار پاسکال میاد و این برهان به این شکلی که ذکر شد اقامه میشه.
بر این پایه احتمال وجود یا عدم خدا با هم برابر و 0.5 فرض میشه. ولی در مورد لذت این جهانی باید گفت که این فرض اولیه این برهان هست که فرض میکند "باورمندان هیچ لذتی از این دنیا نمیبرند ولی اگر دنیای دیگری وجود داشته باشد تا ابد جاودانه و خوشبخت میشوند". بنابر این طبق فرض خود این برهان است که میگیم در این دنیا همه لذت ها از آنِ ناباوران و هیچ لذتی از آنِ باورمندان است.
اگر شما تمایل داشته باشید فرض اولیه رو مبنی بر لذتبخش بودن این دنیا برای خود قائل باشید اونوقت این برهان از اعتبار قبلی خودش هم پایین تر میاد و به قانع کنندگی قبل نخواهد بود. مضاف بر اینکه آنگاه ما هم میتونیم بگیم احتمال جاودانگی و لذت بردن هر دو گروه در آن دنیا برابر و مساوی 0.5 خواهد بود چرا که اطلاعی از آن نداریم که این خدا آیا خردگرایان رو مجازات میکنه یا پاداش میده.

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
ببینید هم بشنوید
من از کینه توزانی که خداوند را پوسخند به ماکارانی که شکننده است می زنند خوشم نمی آید
من پیشامد پرتاب سکه رو اینجوری می گیرم هر جور پرتابش کنی بازم سکه است همینجور تاس
واسه خداوند از این دست بلد نیستم پیشامد بگیرم پرتاب کنم هست یا نیست
اما از این که چه روی سکه بیاد بازم ده بار بیست بار صد بار هزار بار پرتاب میکنم تا دستم بیاید کدوم ور بیشتر می آید شاید کلکی تو سکه هه باشه
خداوندا مرا از دست بردن به کارهای بیهوده برکنار کن بهره ام را از نزدیک دنیا به کشش من بده هم فراموشکار از واپسین مکن