درود بر همگان پیش از هر چیزی نگویید چند وقت نیامده حالا هم که آمده این پرسش های کشکی را می پرسد😁
نخست توان را به داشتن نیرو نگیرید. می توان عاشق یک سوسک هم شد.
شاید بشود این پرسش را جنگی از یک سو میان تابوهای اجتماعی و پرستیژ اجتماعی و از سوی دیگر عواطف انسانی و یا به طور کلی انسانیت دانست. در برخی فیلم ها (به طور مشخص نگر من فیلم سین سیتی است) روسپی بودن نه تنها مایه از شرم نیست بلکه صنفی به شمار می رود که جامعه مسئول آن است و باید از آن ها پشتیبانی کند. هر چند به نگر می رسد که در این پرسش روی سخن با مردان است ولی Everyone welcome.
به نگر می رسد در جوامع پسرفته که چنین تابوهایی مانند مردسالاری اسلامی که در آن همه وجود زن باکره بودن آن است، پرسش چالشی بسیار دشوار را پیش می کشد.
ه نگر می رسد در جوامع پسرفته که چنین تابوهایی مانند مردسالاری اسلامی که در آن همه وجود زن باکره بودن آن است، پرسش چالشی بسیار دشوار را پیش می کشد.
سلام آقای بهمنیار . حالا دیر آمدید طوری نیست کاش منظور خودتان را از وجود"بیخدا و ارزش های اخلاقیدر بیخدایی میگفتید ! بهرحال چون اهل مطالعه هستید سئوالی که برایم مطرح شد را با شما در میان میگذارم .
معنی عبارت "همه وجود زن باکره بودن آن است" چیست و آیا این برداشت جوامع مردسالاری ناشی از اسلام است یا از چیزی غیر از اسلام مانند نحوه تامین معیشت مردم ؟ توضیح آنکه اگر بفرمایید مربوط به اسلام است لطف نموده آیات و روایاتی که چنین برداشتی را تایید میکنند نشان دهید
درود بر همگان پیش از هر چیزی نگویید چند وقت نیامده حالا هم که آمده این پرسش های کشکی را می پرسد
نخست توان را به داشتن نیرو نگیرید. می توان عاشق یک سوسک هم شد. شاید بشود این پرسش را جنگی از یک سو میان تابوهای اجتماعی و پرستیژ اجتماعی و از سوی دیگر عواطف انسانی و یا به طور کلی انسانیت دانست. در برخی فیلم ها (به طور مشخص نگر من فیلم سین سیتی است) روسپی بودن نه تنها مایه از شرم نیست بلکه صنفی به شمار می رود که جامعه مسئول آن است و باید از آن ها پشتیبانی کند. هر چند به نگر می رسد که در این پرسش روی سخن با مردان است ولی Everyone welcome. به نگر می رسد در جوامع پسرفته که چنین تابوهایی مانند مردسالاری اسلامی که در آن همه وجود زن باکره بودن آن است، پرسش چالشی بسیار دشوار را پیش می کشد.
چرا که نه ؟! عشق نه قانونی دارد و نه رسم و رسومی - اگر شخصی به راستی به شخص دیگری علاقه داشته باشد فرقی نمیکند روسپی باشد یا دختر و پسر پیغمبر
معنی عبارت "همه وجود زن باکره بودن آن است" چیست و آیا این برداشت جوامع مردسالاری ناشی از اسلام است یا از چیزی غیر از اسلام مانند نحوه تامین معیشت مردم ؟ توضیح آنکه اگر بفرمایید مربوط به اسلام است لطف نموده آیات و روایاتی که چنین برداشتی را تایید میکنند نشان دهید .
شاید جناب بهمنیار منظورشان را خوب بیان نکرده باشند ،
به طور مشخص در اسلام داشتن رابطه ی جنسی قبل از ازدواج ، عقد یا صیغه حرام است و حتی مجازاتهایی مانند سنگسار نیز برای آن در نظر گرفته شده
- این بدان معناست که دختری که برای بار نخست دارد به عقد کسی در می آید باید باکره باشد ، و گرنه قبلش رابطه نا مشروع داشته و مجازاتش در اسلام مشخص است .
اگر شما این داستان را قبول ندارید نشانمان دهید که در اسلام داشتن رابطه ی جنسی قبل از ازدواج ، عقد یا صیغه مجاز و بدون مشکل است .
یک مساله جالب در مورد نوع انسان این حسادت جنسیش هست.و اینکه سکس بخش مهمی از عشق هست گویا :d بنابراین میشه عاشق یک روسپی شد و اون روسپی بعد از اون دیگه روسپی نباشه و دوست دختر طرف بشه،اما اینکه همچنان روسپی باشه و دوست دختر اون هم باشه باید بگم تصورش واقعاً سخته.
دست نخورده بودن یا باکره بودن یک دشوار بسیار بزرگ است، قتل های بسیاری در این باره رخ می دهد. اگر خانم ها بر پایه باکره بودن ارزیابی نمی شدند یعنی نمی گفتند این پاک است و آن ناپاک آن وقت من هم نمی گفتم که همه ارزش وجودی یک زن باکره بودن آن است. البته در کشورهای اسلامی به ویژه ایران را یادم رفته بنویسم.
برای نمونه در احکام مسلمانی (همه رساله ها شیعه) کافر نجس است یعنی شماره 5 نجاست سک و خوک است و شماره 6 کافر . پس اگر دست خویش را شسته ( این جا تنها برای حسین آقا کاربردی است😁 ) و با من دست دادی باید دوباره بروی و دست خودتان را آب بکشید.
به نگرمی رسد که این را اسلام شدیدترش نموده است. نمونه آن خدیجه بوده که محمد خودش برای یک زن مجرد کار می کرده و پس از پیروزی اسلام زن ها را حتا در مسجد هم دیگر راه نمی دادند. اکنون هم چنین است.
دست نخورده بودن یا باکره بودن یک دشوار بسیار بزرگ است، قتل های بسیاری در این باره رخ می دهد. اگر خانم ها بر پایه باکره بودن ارزیابی نمی شدند یعنی نمی گفتند این پاک است و آن ناپاک آن وقت من هم نمی گفتم که همه ارزش وجودی یک زن باکره بودن آن است. البته در کشورهای اسلامی به ویژه ایران را یادم رفته بنویسم.
بهمنیار جان مگر جایی گفته شده که نداشتن باکره گی که حداکثر نشان دهنده زنا هست موجب نجسی میشود ؟! یا مگر جایی گفته شده که مثلا دیه زنی که باکرگی ندارد کمتر از زن دارای باکره گی است ؟ از طرف دیگر مگر تمام وجود یک زن با نگرش سکس آن بستگی دارد ؟ مگر زنان اجازه انجام اموری مانند تجارت ندارند و یا اگر باکره گی نداشته باشند این حق آنها سلب میشود .
به نگرمی رسد که این را اسلام شدیدترش نموده است. نمونه آن خدیجه بوده که محمد خودش برای یک زن مجرد کار می کرده و پس از پیروزی اسلام زن ها را حتا در مسجد هم دیگر راه نمی دادند. اکنون هم چنین است.
جدی من نمیدانستم که زنان حق ورود به مسجد (مگر در ایام حیض مانند مرد جنب ) نداشتند و حتی اکنون هم چنین باشد ؟!
به طور مشخص در اسلام داشتن رابطه ی جنسی قبل از ازدواج ، عقد یا صیغه حرام است و حتی مجازاتهایی مانند سنگسار نیز برای آن در نظر گرفته شده -
در اسلام برای رابطه قبل از ازدواج ضربه شلاق در نظر گرفته شده. یعنی برای رابطه نامشروع. هم شامل زن میشه هم مرد. سنگسار برای زنای محصنه هست. یعنی رابطه نامشروع زن شوهردار با یه مرد دیگه.
یک پولی هم هست که در قانون ازدواج اسلامی موقع ازدواج مرد به زن میده بخاطر از دست دادن باکرگیش،اسمش الان یادم نیست.مطمئن نیستم با شیر بها فرق داره یا همونه.شیر بها هم رسماً زن رو میخری یعنی،پولی که پدر خرج دختر کرده میدی و دختر رو میخری.خود قرون وسطاست این قانونها.
در اسلام برای رابطه قبل از ازدواج ضربه شلاق در نظر گرفته شده. یعنی برای رابطه نامشروع. هم شامل زن میشه هم مرد. سنگسار برای زنای محصنه هست. یعنی رابطه نامشروع زن شوهردار با یه مرد دیگه.
زنای غیر محصنه به زنایی گفته میشود که شخص زناکار (زن یا مرد) فاقد همسر و مجرد باشد و به اختیار خود زنا کرده باشد. به زبان ساده تر به زنای شخص مجرد، زنای غیر محصنه گفته میشود. مجازات زنای غیر محصنه در این نوع از زنا، کیفر شخص زناکار درمرتبه اول یکصد ضربه شلاق است، و اگر سه مرتبه زنا کند و در هر مرتبه حد خورده باشد، کیفر او در مرتبه چهارم اعدام است. مرد را در حالی شلاق میزنند که ایستاده باشد، و نباید ضربات شلاق بر سر و صورت و عورت او وارد شود. اگر مرد را هنگام زنا برهنه یافتهاند، جزعورت بقیه بدن او باید برهنه باشد و اگر با لباس یافتهاند بنابراحتیاط به هر نحو که او را یافتهاند شلاق خواهد خورد. زن را در حالی شلاق میزنند که نشسته باشد و بدن او با لباس پوشیده باشد، و از شلاق زدن به سر و صورت او خود داری نمایند.
میخواستم همین جمله رو بنویسم گفتم الان همه حمله میکنن من رو متهم میکنن به زن ستیزی و از این بحث ها.. من قبلا هم در گفتگو یکبار سر این موضوع به رگبار بسته شدم که دوستان متاسفانه منظور من رو غلط برداشت کرده بودند و در آخر تازه فهمیده بودند من چی میگم. همین نیم خط بالا رو هم که نوشتم دستم میلرزید!
حالا چرا متهم میشی به زن ستیزی؟ یعنی منظورت اینه که اگه زنها عاشق بشن پشیمون نمیشن مردا پشیمون میشن فقط؟ :d
خودمم نمیدونم چرا محکوم میشم. شاید چون من یک ذره صاف و روشن حرف میزنم و اون چیزی رو که واقعا بهش معتقدم میگم دوستان من رو متهم میکردند. من تو خط عاشقی و این بحث ها نیستم. یکبار شدم برام بس بود. خانم بازی خیلی بیشتر کیف میده. نه بخاطر اینکه آدم هوس بازیم. هوس که سر جاش هست ولی بیشتر بخاطر اینه که از عشق هیچی گیرم نیومده. نه فقط من شما دست رو هر کس دیگه هم که بگذاری همینه. عاشق شدن مرد و زن نداره. هر کس که عاشق بشه نسبت به بقیه سرد بشه. من زمان دانشجوییم زمانی که جنگولکی بیش نبودم یکبار شدم و جز دردسر و بدو بدوی الکی چیزی تهش برام نموند. اول فکر میکردم شاید بخاطر این بوده که سن و سالم کم بوده. ولی خوب رفیق های من اکثرا 4-5 سالی از خودم بزرگتر بودن (و الانم هستند) وقتی با اون ها صحبت میکردم میفهمیدم که اون ها هم مثل من چیزی گیرشون نیومده و فقط الکی دویدن. الان که نگاه میکنم میبینم کسی حرف از عشق و عاشقی بزنه اگر سرش به تنش بیارزه نصیحتش میکنم و راه جلو پاش میگذارم. اگر هم ببینم آدم بدرد نخور و پنج زاری هست بهش میخندم و ساکت میمونم تا بره و سرش به سنگ بخوره.
آخرین نفری که دیدم این کارو کرد .... خیلی پشیمون شد!
میشه بگید چرا پشیمون شد ؟! البته به نظرم پرسش شیرین خانم بهتر هست اگر اونرا جواب دادید زحمت پاسخ مرا نکشید . یعنی دنبال چه چیزی در عشق بوده که پیدا نکرده
انتظار داشتی از عشق چی گیرت بیاد؟ شاید به این خاطر هست که برداشت درستی از عشق ندارین. عشق زندگی رو زیبا میکنه.
انتظار داشته بودم...همون چیزی که بقیه میخواستن. امنیت آرامش سکس. البته این آخری رو اون زمان ها که جینگیلی بودم اصلا بهش فکر نمیکردم. بعدا به اون نتیجه رسیدم. شاید اشتباهم هم همین بود. ولی در هر صورت به هیچ کدومش نرسیدم.عشق مال کتاب داستانه. تا الان کسی رو ندیدم که با عشقش زندگی کنه. شنیدم ولی ندیدم. با اینکه آدم تیزبینی هستم. خیلی ها ادعا میکنن که با عشقشون هستن ولی خوب از این ادعا ها من هم جلو دوست دخترهام و رفیقاشون میکنمادعا کونتور نداره
میشه بگید چرا پشیمون شد ؟! البته به نظرم پرسش شیرین خانم بهتر هست اگر اونرا جواب دادید زحمت پاسخ مرا نکشید . یعنی دنبال چه چیزی در عشق بوده که پیدا نکرده !
برادر بسیجی حسین... جواب بالا رو که برای شیرین نوشتم تجربه ی شخصی خودم بود .. نه با یک روسپی.. اون ماجرا یک چیز دیگه ست. اون دوتا رو با هم قاطی نکن. شاید بعدا در باره اش نوشتم . من 2نفر رو میشناسم که با روسپی ازدواج کردن. الان حسش نیست شاید بعدا نوشتم درباره ش. فقط اینو نوشتم چون فکر کردم جواب قبلی ناقصه گفتم اینو بهش اضاف کنم سوء تفاحش نشه برو بگیر بخواب دیگه شبه. شب خواب آقارو ببینی منم میخوابم شب خواب خانومو ببینم...
هیچی . طرف شوهر دار و حتی بچه دار از اب دراومد ! خیلی اظهار لطف میکرد و حتی چند بار هم با هم خلوت کردیم اما چون در شرع اسلام کسی که با زن شوهردار رابطه جنسی داشته باشه نمیتونه بعدا حتی با اون زن ازدواج کنه هیچ رابطه جنسی ایجاد نشد. به طلاقش هم فکر کردم اما دیدم این ظلمه که برای خودم باعث بشم یک بچه دچار مشکل بشه و از خیر طلاقش هم گذشتم
راکتور یعنی تو وقتی با کسی که عاشقش بودی، بودی احساس خوبی نداشتی؟ به نظرم حتما عاشقش نبودی. درسته که اگه یه رابطه عاشقانه تموم بشه تا مدتها احساس افسردگی داری ولی تمام لحظه های پر از خوشبختی و آرامشی که با عشقت داشتی بهش می ارزه. این لینک هم در همین مورده و جالبه بخونید. http://www.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/09/10/6839
هیچی . طرف شوهر دار و حتی بچه دار از اب دراومد ! خیلی اظهار لطف میکرد و حتی چند بار هم با هم خلوت کردیم اما چون در شرع اسلام کسی که با زن شوهردار رابطه جنسی داشته باشه نمیتونه بعدا حتی با اون زن ازدواج کنه هیچ رابطه جنسی ایجاد نشد. به طلاقش هم فکر کردم اما دیدم این ظلمه که برای خودم باعث بشم یک بچه دچار مشکل بشه و از خیر طلاقش هم گذشتم .
جالب بود. اگر راست گفته باشی تو وسط این مسلمونا قِصِر در رفتی. طلاق به کنار لااقل حرکت فنی رو میزدی پس فردا مَش غُلام ذُمبه نشی 😉
راکتور یعنی تو وقتی با کسی که عاشقش بودی، بودی احساس خوبی نداشتی؟ به نظرم حتما عاشقش نبودی. درسته که اگه یه رابطه عاشقانه تموم بشه تا مدتها احساس افسردگی داری ولی تمام لحظه های پر از خوشبختی و آرامشی که با عشقت داشتی بهش می ارزه. این لینک هم در همین مورده و جالبه بخونید. http://www.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/09/10/6839
اون دختری که من دوستش داشتم اونقدر خودش رو میگرفت و اخلاق سگی داشت که هیچ پسری جرات نمیکرد دور و برش بپلکه. من اول ها این رو بر مبنای خوب بودنش برداشت کردم. یعنی فکر میکردم که چون به کسی پا نمیده پسرها هم دور و برش نمیپلکن. دختر خیلی جذابی بود ولی خیلی سگ بود. تا جایی که یادم میاد من با کسی تو زندگیم اینقدر بحث و جر نکشیدم. در کل خاطراتی که ازش مونده همین پاچه گرفتن هاشه. دخترها زیرآب همدیگه رو خوب میزنن. وقتی نبود دوست هاش به من میگفتن این ** خله آخر سر دیوونت میکنه. اینم شانس ما بود دیگه. همه رو برق میگیره منو پیت نفت
من واقعا دوستش داشتم .میخواستم باهاش ازدواج کنم اما اگر حرکت فنی میکردم دیگه نمی تونستم باهاش ازدواج کنم .برای همین به همون اوایلش اکتفا کردم . حالا برات بگم که من احتمال میدم این کار خدا بوده (حالا نخندی بهم ) .قبلا ها که به رابطه با زن اونهم شوهردار فکر میکردم با خودم میگفتم اینها دیگه چه جانورانی هستند! چقدر فلان وفلان هستند تا اینکه یکی از دوستان یک گندی زد و من خیلی پشت سرش بد گفتم که آدم نیست و شرف نداره و از اون چیزها .احتمال میدهم با غرور (خودبینی ) اینکار را کردم و برای همین خدا خواست نشونم بده که تو هم اگه پاش بیفته هیچ گهی نیستی. خودت را نگیر
شیرین مقاله ات رو خوندم. مثال هایی که از فروید زده بود برام جالب بود. من فروید رو خیلی قبول دارم. ولی اون یارو " اریش فروم" که تازه اسمش به گوشم خورده بود فکر کنم خودش هم نمیدونسته میخواد چی بگه و مثل آخوندها دست و پا میزده با قصه بافی و شاعرانه حرف زدن یک مفهومی رو که خودش هم نمیدونسته چیه به خواننده غالب کنه.
در کل چیزی که برام جالب اومد اینه که شما دخترها جون به جونتون کنن چه مسلمون باشین چه مسیحی چه زرتشتی و یهودی و لامذهب و خردگرا همش دنبال همین قصه های آبدوخیاری خاله زنکی و عشق و عاشقی هستید!😆
اعدام . [ اِ ] (ع مص ) نیست گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کشتن . (فرهنگ فارسی معین ). نیست کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ) (آنندراج ): اعدمه اﷲ اعداماً؛ نیست گردانید او را خدای . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نابود کردن . معدوم کردن . || نایاب شدن و نیافتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نایابان گردانیدن چیزی را. (المصادر زوزنی ). نایابان چیزی گردانیدن . (آنندراج ). اعدمنی الشی ٔ؛ نایاب شد بر من و نیافتم آنرا. || درویش گردیدن و نیازمند شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درویش شدن . (آنندراج )(تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). درویش کردن . تهی دست کردن . (فرهنگ فارسی معین ). || بازداشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یقال : اعدم فلاناً؛ بازداشت آنرا. (منتهی الارب ). و قول متکلمان : وجد فانعدم ، غلط است . (منتهی الارب ). || (اِمص ) نیست کردگی . نیست شدگی . نابودی . هلاک . (ناظم الاطباء). - اعدام کردن ؛ نیست و نابود کردن وهلاک نمودن . (ناظم الاطباء). - مجازات اعدام ؛ دار زدن یا تیرباران کردن بکیفر جرم . نیست کردن برای کیفر. در حقوق ، مجازات اعدام خاص پاره ای از جرمهای جنایی است یعنی هر جرمی که مجازات آن بر طبق قانون اعدام باشد آنرا جنایت گویند. - میدان اعدام ؛ میدانی که در آنجا عادةً گناهکاران را کشند، یا بدار آویزند. (یادداشت بخط مؤلف ). - || نام میدان مخصوصی است در جنوب تهران .
مجازات اعدام خود انواع بسیاری دارد که سنگسار یکی از آنهاست ، متاسفانه به دلیل آشنایی نداشتن کافی با کلمات مزخرف عربی و سیستم قضایی کشور همه اعدام را به چم به دار آویختن میدانند .
نه میلاد من میدونم اعدام کردن یعنی معدوم کردن و از بین بردن. ولی برای سنگسار از لغت اعدام کردن استقاده نمیکنن. همون سنگسار رو بکار میبرن. چون خیلی وحشیانه تر از بقیه روشها هست.
من واقعا دوستش داشتم .میخواستم باهاش ازدواج کنم اما اگر حرکت فنی میکردم دیگه نمی تونستم باهاش ازدواج کنم .برای همین به همون اوایلش اکتفا کردم . حالا برات بگم که من احتمال میدم این کار خدا بوده (حالا نخندی بهم ) .قبلا ها که به رابطه با زن اونهم شوهردار فکر میکردم با خودم میگفتم اینها دیگه چه جانورانی هستند! چقدر فلان وفلان هستند تا اینکه یکی از دوستان یک گندی زد و من خیلی پشت سرش بد گفتم که آدم نیست و شرف نداره و از اون چیزها .احتمال میدهم با غرور (خودبینی ) اینکار را کردم و برای همین خدا خواست نشونم بده که تو هم اگه پاش بیفته هیچ گهی نیستی. خودت را نگیر .
اتفاقا میخندم...😆 چون خنده هم داره. دستگاه ترجمه ات خرابه! اون وقت هایی که مسلمون بودم و طبعا باخدا بودم و بعنوان یک مسلمان واقعی نماز و روزه هام همه به جا بود نه مسلمون تخمی که هردمبیلی دینداری میکنه. همیشه فکر میکردم که اگر قرار باشه خدا به کسی کمک کنه من جزو اولین هام. تا جایی که یادم میاد همیشه هم عین خر تو گل گیر میکردم و کاسه چه کنم چه کنم دستم میگرفتم. هیچوقت هم نمیفهمیدم از کجا میخورم؟ فکر میکردم همه کارام درسته پس چرا همش خراب میشه؟ تو یک جور سیکل پوچی گرفتار شده بودم جات خالی الان که خیلی وقته دین و خدا رو گذاشتم سر طاقچه همش به این فکر میکنم من چقدر کار درستم و اصولا میشه که من هم اشتباه کنم؟ برخلاف زمان جاهلیت و مسلمانی و این حرفا که همیشه احساس نقص و ترس و تنهایی و بدشانسی (زبونم لال به خدا که نمیتونستم اون موقع از گل پایین تر بگم. مینداختم گردن حکمت و شانس! واسه خودم ماسمالیش میکردم) و از این قبیل احساس ضعف ها برعکس الان خیلی احساس باحال بودن بهم دست میده من فکر میکنم همه اش زیر سر همین احساس به وجود خدا بوده. این احساس آدم رو ترسو و دست و پا چلفتی بار میاره و نمیذاره آدم دنیا رو همونطوری که هست ببینه و باهاش روبرو بشه. همش میخواد آدم رو از دنیای واقعی به یک باغ توهم پرت کنه. همین که آدم فکر کنه خدا میخواسته و حکمتی در کار بوده و خدا خودش درست میکنه .... باور به این جملات من رو در زندگی خیلی عقب انداخت😞
نه میلاد من میدونم اعدام کردن یعنی معدوم کردن و از بین بردن. ولی برای سنگسار از لغت اعدام کردن استقاده نمیکنن. همون سنگسار رو بکار میبرن. چون خیلی وحشیانه تر از بقیه روشها هست.
پیشنهاد میکنم یک دور لایحه قاتون مجازات اسلامی رو مطاعه بفرمایید ، به طور مشخص درش نوشته شده اعدام به روش سنگسار .
خوب نمیشناختم دیگه! الان که درباره ش خوندم اطلاعاتی راجع بهش فهمیدم. ولی در اون مقاله قبلی چیز بدردبخوری راجع به عشق نخوندم و همون یکی دو جمله که از فروید نقل شده بود ارزشش از کل مقاله بیشتر بود
راکتور یعنی تو وقتی با کسی که عاشقش بودی، بودی احساس خوبی نداشتی؟ به نظرم حتما عاشقش نبودی.
درسته که اگه یه رابطه عاشقانه تموم بشه تا مدتها احساس افسردگی داری ولی تمام لحظه های پر از خوشبختی و آرامشی که با عشقت داشتی بهش می ارزه.
http://www.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/09/10/6839
متاسفانه اصلا اینگونه نیست. درد در آدم بیشتر از لذت اثر میکند (در فرگشت اینگونه پیش رفته) و برای همین،
درست است که همه رابطههای عاشقانه در آغاز بسیار لذت بخش و نعشه کننده هستند، ولی در پایان مقدار
دردی که درست میشود به سادگی از همه لذتی که روی هم رفته در سرتاسر رابطه برده شده، بیشتر خواهد بود.
برای درک بهتر سیستم درد و لذت، بدست آوردن بگوییم 10 میلیون دلار از هیچ، بیاندازه لذتبخشتر از زمانی است
که نخست 100 میلیون دلار در آورده و سپس 80 میلیون آن از دست برود، هر چند که در پایان 20 میلیون بازمانده آن. باشد!
از همینرو سکس و دوست داشتن تنها، درست است که در ظاهر لذت کمتری خواهد داشت (10 میلیون در
برابر 20 میلیون) ولی در حقیقت لذت بیشتری میدهد، چراکه پروسه از دست دادن 80 میلیونی در کار نیست.
مهربد نمیدونم تا چه حد از نظر علمی درسته حرفات. ولی من موافق نیستم باهاش. فرضا دو نفر که عاشق هم هستند ممکنه سالها با هم باشن و لذت ببرن و بعد از اون مدت ممکنه به دلایلی از هم جدا بشن. میزان ناراحتی و افسردگی بسته به 1-دلیل قطع رابطه. 2- میزان منطقی بودن اون شخص 3- میزان تطابق شخص با شرایط و... متغیر هست. یکی ممکنه چندین ماه طول بکشه تا برگرده به شرایط عادی یکی هم چندین سال یکی هم چند هفته. ولی چیزی که مسلمه این هست که اکثر اون افراد اگه واقعا لحظات خوشی رو با عشقشون داشتن هیچوقت پشیمون نمیشن از رابطشون. و همه اون لحظه ها رو دوست دارن.
رآکتور به نظرم حتی یه ذره هم تجربه عاشقانه نداشتی با اون شخص. چون همش دنبال مخ دختره رو زدن بودی و تنها همین برات مهم بوده.
البته یه نکته مهم دیگه در رابطه عاشقانه دو طرفه بودنش هست. مسلمه که عشق یک طرفه جز غم و ناراحتی و پشیمانی هیچ حاصلی نداره.
در ضمن رآکتور منظورم از قضاوت نکردن در مورد شخصی که نمیشناسی خودم بودم (به خاطر اینکه گفتی همه دخترا دنبال عشق و عاشقی و ... هستن)نه اریش فروم. 😆
میلاد چه گیری دادی. شما گفتی دختری که رابطه نامشروع داشته باشه حتی ممکنه سنگسار بشه منم گفتم سنگسار نمیشه. سنگسار برای زنای محصنه هست.
خوب من هم به شما نشون دادم که دختری که رابطه نا مشروع قبل از ازدواج داره براش مجازات اعدام در نظر گرفته شده که خود اعدام انواع داره که یکیش سنگسار هستش و شما دارید اشتباه میکنید عزیزم . تازه در عربستان آلت تناسلی مرد زناکار رو هم قطع میکنند - احتمالن هم فیلمش رو دیده باشید .
مهربد نمیدونم تا چه حد از نظر علمی درسته حرفات. ولی من موافق نیستم باهاش. فرضا دو نفر که عاشق هم هستند ممکنه سالها با هم باشن و لذت ببرن و بعد از اون مدت ممکنه به دلایلی از هم جدا بشن. میزان ناراحتی و افسردگی بسته به 1-دلیل قطع رابطه. 2- میزان منطقی بودن اون شخص 3- میزان تطابق شخص با شرایط و... متغیر هست. یکی ممکنه چندین ماه طول بکشه تا برگرده به شرایط عادی یکی هم چندین سال یکی هم چند هفته. ولی چیزی که مسلمه این هست که اکثر اون افراد اگه واقعا لحظات خوشی رو با عشقشون داشتن هیچوقت پشیمون نمیشن از رابطشون. و همه اون لحظه ها رو دوست دارن.
این همه چه کسانی هستند؟ تا اینجا که میبینیم هیچکس از عاشقی خود (چه یک سویه، چه دو-سویه) خوشحال نبوده، پس ریشه این حرفها از کجا میآید؟
برای درک بهتر سیستم درد و لذت، بدست آوردن بگوییم 10 میلیون دلار از هیچ، بیاندازه لذتبخشتر از زمانی است
که نخست 100 میلیون دلار در آورده و سپس 80 میلیون آن از دست برود، هر چند که در پایان 20 میلیون بازمانده آن. باشد!
ببین میلاد درسته که سنگسار هم یکی از انواع اعدام هست ولی در دین مبین اسلام فقط برای زنای محصنه در نظر گرفته شده. دختر باکره اگه زنا کنه به سنگسار محکوم نمیشه. مهربد من ترجیح میدم صد میلیون داشته باشم و 80 میلیونشو از دست بدم و آخرش برام 20 میلیون بمونه.
رآکتور به نظرم حتی یه ذره هم تجربه عاشقانه نداشتی با اون شخص. چون همش دنبال مخ دختره رو زدن بودی و تنها همین برات مهم بوده.
اگر اون موقع دنبال مخ زدن بودم که غمی نبود. اون موقع که دید الان رو نداشتم. خوب سن و سالم هم کم بود و میگفتم واسه ی خودش میخوامش و از این دری وری ها. بابا اون موقع ها اسکل عظمایی بودیم واسه ی خودمون!😊 چی فکر کردی؟ اشتباهم همینجا بود که دنبال مخ زدن و خونه بردن نبودم. اگر این کار رو میکردم احتمال اینکه به نتیجه مطلوب برسم خیلی بیشتر بود.
فرق پسرها و دخترها تو موارد احساسی اینه که پسرها یکبار بیشتر از ته دل عاشق نمیشن. حتی اگر بعد از اون یک نفر 1001 نفر دیگه هم بیان و برن. ولی دخترها با هر کس که باشن سریع عاشق میشن. اگر با هزار نفر هم باشن انگار 1000بار عاشق شدن😮
خب راکتور جان من چنین تجربه ای از خداباوری ندارم . اتفاقا متاسفانه نمازهام همچین به جا هم نیست البته نماز میخوانم و این احساسهایی مه شما هنگام خداباوری داشتید را تجربه نکردم . فقط با باور به خدا بارها شده که خودبین نباشم و به کسی که میتونم کمک کنم و تا جاییکه عقلم میرسه بدی هم نکنم .و خدا هم خداییش خیلی دستم را گرفته و خلاصه مدیونشم
.راستش چند بار تصمیم گرفتم بطور سیتماتیک بیخدا بشم چون اینطوری ظاهرا بیشتر میشه کیف کرد
اما
چون نخواستم خودم را گول بزنم سعی کردم با دلیل و منطق وارد بشم وهربار هم بیشتر خداباور شدم
.
مثلا چند صفحه از کتاب پاینده را خواندم اما به نظرم اشکالات زیادی داشت یا دو ساعت از 6 ساعت سخنرانی نیکویی در رد قرآن را شنیدم اما به نظرم منطقی نبود
.
با بیخدایان گفتگو منطقی کردم اما معمولا چیزی جز کنایه و احیانا تمسخر چیزی گیرم نیامد.
راستش را بخواهی من بسیاری از افراد خانواده من بیخدا هستند که همگی بزرگتر از من هستند
اما
به نظرم فقط یکطور میشه بیخدا شد . فقط بیخیالی ! و هرچی شد شد . امروز رفقا جمعند آبجو میخورند خب بزن بریم فردا پارتی هست خب بزن بریم
.
پس فردا دم کارپرداز چند تا شرکت دولتی را ببین تا جنس بنجل ازت بخرن و خب طوری نیست همه همینطوریند . مشتری اطلاع چندانی نداره خب طوری نیست
و در بیخدایی یک احساس شادی زیادی وجود داره درست مثل نشاط مصرف کنندگان مواد مخدر . خصوصا اوایلش که نئشه میشند
خب راکتور جان من چنین تجربه ای از خداباوری ندارم . اتفاقا متاسفانه نمازهام همچین به جا هم نیست البته نماز میخوانم و این احساسهایی مه شما هنگام خداباوری داشتید را تجربه نکردم . فقط با باور به خدا بارها شده که خودبین نباشم و به کسی که میتونم کمک کنم و تا جاییکه عقلم میرسه بدی هم نکنم .و خدا هم خداییش خیلی دستم را گرفته و خلاصه مدیونشم .
پس با این حساب من از شما خیلی پیغمبرتر بودم. شاید یکی از دلیل هایی که به نتیجه ای که من رسیدم نرسیدی به همین خاطره. خودخواه نبودن و به دیگران کمک کردن و پایبندی به اخلاقیات ربطی به باخدا یا بیخدا بودن نداره. ارزش یک آدامس برای من از ارزش خدا هم بیشتره(تازه در صورت وجود. بر فرض محال) پایبندی به اخلاقیات به تربیت خانوادگی و محیط و دوران کودکی برمیگرده. من هم به حقوق دیگران احترام میگذارم و در احترام به حقوقو مردم از 90% آدم های این کشور سر هستم ولی به خدا اعتقادی ندارم. فکر میکنی. توهمه! چرا همچین فکری میکنی؟ خیلی هارو میشناسم که موفقیت مالی براشون پیش اومد و سفره پهن کردن و نذر ادا کردن و از این مدل کارها. ولی همین موفقیت ها برای من بیخدا هم پیش اومده و هیچ نذری هم ندادم و خودمم پاره نکردم. چرا فکر میکنی دستت رو گرفته؟ چرا من و بچه های دیگه فکر نمیکنیم که خدا دستمون رو گرفته؟ چندتا از نشونه هایی که باعث شده اینقدر به خدا ایمان داشته باشی بگو ما هم بدونیم. لااقل به گفته ی خودت مطمئنم که من یکی در ایمان به خدا و این جفنگ بازی ها از تو خیلی جلوتر بودم.
راستش چند بار تصمیم گرفتم بطور سیتماتیک بیخدا بشم چون اینطوری ظاهرا بیشتر میشه کیف کرد .
بیخدایی به خودی خود هیچ کیفی نمیده. شهر بازی که نیست الکی کیف بده. یکی مثل من دهنش سرویس میشه تا خدا و مقدسات رو بذاره کنار. چیزی که از بچگی تو مخت کنن فکر میکنی به همین سادگی بره بیرون؟ فکر کردی بازیه؟ دلیلش چیه آدم این همه راه رو میره؟چرا؟ چون همین مقدسات عامل عقب موندگی من و خیلی های دیگه هست. وقتی این خیالات رو کنار بگذاری الفبای زندگی رو میفهمی. خیلی ساده بخوام برات بگم بیدینی و بیخدایی مثل تصویر شفاف ماهواره اییه. دین و خدا حکم پارازیت روی این تصویر رو داره. پارازیت جز ضرر و اینکه نذاره تو اون تصویر اصلی رو ببینی هیچ کارکرد دیگری نداره. برای کسی که اون تصویر شفاف رو دیده دیگه حماقته که بخواد تلوزیون برفکی رو تماشا کنه و فکر کنه که برنامه ی تلوزیون همینه!
چون نخواستم خودم را گول بزنم سعی کردم با دلیل و منطق وارد بشم وهربار هم بیشتر خداباور شدم
مطمئنم منطقی فکر نکردی. به کسی که این راه رو رفته دروغ نگو. منطق دشمن توهم و خرافات و دین و پیغمبر و امامه. به محض اینکه منطقی فکر کنی همه این ها برات یک علامت سوال گنده میشه!
مثلا چند صفحه از کتاب پاینده را خواندم اما به نظرم اشکالات زیادی داشت یا دو ساعت از 6 ساعت سخنرانی نیکویی در رد قرآن را شنیدم اما به نظرم منطقی نبود .
این هایی که میگی رو من نمیشناسم. من خودم فکر کردم و خرافات رو کنار گذاشتم. یک گره هایی از اینترنت و دوستان گرفتم ولی در نهایت دودوتا چهارتای خودم بود. تا وقتی که خودت نخوای پشت پرده رو هم نشونت بدن و بگن که نگاه کن خدایی اینجا نیست تفکرت همینه که هست. همه ی این ها وسیله ست
با بیخدایان گفتگو منطقی کردم اما معمولا چیزی جز کنایه و احیانا تمسخر چیزی گیرم نیامد.
من با آدم های خردگرا تو جامعه برخورد داشتم . تاحالا ندیدم کسی رو که دنبال راه بگرده مسخره کنن. حتی خود من همیشه راهنمایی میکنم. مسخره کردن چه دلیلی داره؟ این همه چیز برای خندیدن هست چرا باید شمایی رو که دنبال جوابی مسخره کرد؟
راستش را بخواهی من بسیاری از افراد خانواده من بیخدا هستند که همگی بزرگتر از من هستند
خانواده شما جزو نوادر خانواده هایی هست که اینقدر بیخدا زیاد داره. خانواده ی من بیچاره که همه باخدا از نوع مسلمون 6 سیلندر هستند. برو با همون ها صحبت کن ببین چطوری شد که اینطوری شدن. شاید تو هم سعادتمند شدی.
و در بیخدایی یک احساس شادی زیادی وجود داره درست مثل نشاط مصرف کنندگان مواد مخدر . خصوصا اوایلش که نئشه میشند .
نمیدونم من تا حالا مواد نکشیدم. من ورزشکارم. ولی میدونم مسلمون نبودن و توهمی به اسم خدا رو باور نداشتن برای من آرامش خاصی داره. فکرم رو متمرکز کرده. به زندگیم هم برنامه داده. عجیبه که صبرم هم بالا برده.
پارازیت هایی مثل دین و خدا و ایضا عشق! که بالا راجع بهش صحبت شد رو از زندگیم گذاشتم کنار و خیلی خوبه. دنیارو همون جوری که هست میبینم و زندگی میکنم و راضیم. البته نه رضایتی که منو به روی یک پله ایستادن و پیشرفت نکردن راضی کنه.
پس با این حساب من از شما خیلی پیغمبرتر بودم. شاید یکی از دلیل هایی که به نتیجه ای که من رسیدم نرسیدی به همین خاطره. خودخواه نبودن و به دیگران کمک کردن و پایبندی به اخلاقیات ربطی به باخدا یا بیخدا بودن نداره. ارزش یک آدامس برای من از ارزش خدا هم بیشتره(تازه در صورت وجود. بر فرض محال) پایبندی به اخلاقیات به تربیت خانوادگی و محیط و دوران کودکی برمیگرده. من هم به حقوق دیگران احترام میگذارم و در احترام به حقوقو مردم از 90% آدم های این کشور سر هستم ولی به خدا اعتقادی ندارم. فکر میکنی. توهمه! چرا همچین فکری میکنی؟ خیلی هارو میشناسم که موفقیت مالی براشون پیش اومد و سفره پهن کردن و نذر ادا کردن و از این مدل کارها. ولی همین موفقیت ها برای من بیخدا هم پیش اومده و هیچ نذری هم ندادم و خودمم پاره نکردم. چرا فکر میکنی دستت رو گرفته؟ چرا من و بچه های دیگه فکر نمیکنیم که خدا دستمون رو گرفته؟ چندتا از نشونه هایی که باعث شده اینقدر به خدا ایمان داشته باشی بگو ما هم بدونیم. لااقل به گفته ی خودت مطمئنم که من یکی در ایمان به خدا و این جفنگ بازی ها از تو خیلی جلوتر بودم.
بله احتمالا شما پیغمبر تر باشید . اما اینکه چیزی نیست میگویند شیطان بعد از چند هزار سال عبادت کافر شد ! برای همین دعا برای عاقبت به خیری اهمیت خاصی دارد
مطمئنم منطقی فکر نکردی. به کسی که این راه رو رفته دروغ نگو. منطق دشمن توهم و خرافات و دین و پیغمبر و امامه. به محض اینکه منطقی فکر کنی همه این ها برات یک علامت سوال گنده میشه!
نه من حداقل قسمتهایی از اون کتابها را خواندم اما بطرز ابتدایی مشکل داشتند واینکه آدم خودش دو دو تا بکنه خوب هست اما میتواند پر اشتباه باشد
خانواده شما جزو نوادر خانواده هایی هست که اینقدر بیخدا زیاد داره. خانواده ی من بیچاره که همه باخدا از نوع مسلمون 6 سیلندر هستند. برو با همون ها صحبت کن ببین چطوری شد که اینطوری شدن. شاید تو هم سعادتمند شدی.
حالا یک چیز جالب تر بگم .یکی از برادرهای بزرگم یک وقتی آنقدر مذهبی بود که یکبار وسط خواب بلند شده و نماز خوانده و بقیه همکلاسیهایش تعجب کردند و بهش گفتند ! حالا اون کاملا بی خدا هست . من چندین بار باهاش صحبت کردم . یک کمی سر به سرم میذاره و بعد هم سکوت میکنه ! یک بار یکی دیگه از برادرهام گفت تو از کجا مطمئنی که روز قیامت برپا میشه و ماها دوباره زنده میشیم . گفتم به سادگی ما تقریبا همیشه اینرا می بینیم اما چون تکرار میشه برامون عادی میشه . بعد گفتم فرض کن یک آدم در اول تیرماه بدنیا بیاد و تا آخر مرداد زنده بمونه ! آیا فکر میکنی باور میکنه که چند وقت دیگه این درختها همه ظاهری خشک پیدا میکنند و هیچ برگی ندارند .و حالا یکی در دیماه بدنیا بیاد و بهمن ماه هم بمیره باور میکنه همین درختها روزی برگ پیدا میکنند و سبز میشند ؟! ادامه دادم هستند حشراتی که عمر چند هفته ای دارند .خب اونها چطور به این موضوع فکر میکنند ؟! بعد گفتم خواب و بیداری ما خیلی شبیه مردن وزنده شدن هست فقط چون تکرار میشه برای ما عادی شده ! در یک تاپیک دیگر گفتم که علیرغم سعی در بیخدا شدن مسلمان تر میشم . همین موضوعات هست . ما برای خشک وسبز شدن بلافاصله بدنبال مکانیسمهای این اتفاق میریم و فکر میکنیم همه چیز را فهمیدیم در حالیکه وجود قیامت هم میتواند توسط مکانیسمهایی که بعضا بعدا شناخته میشند صورت بگیره . یک وقتی آخوندها میگفتند دو تا فرشته روی شانه ها هستند که تمام اعمال و افکار آدم را ثبت میکنند و حتما بیخداهای 50 سال پیش به اون میخندیدند اما حالا ثبت تمام افکار و رفتار یک آدم از تولد تا مرگ چیز عجیب و دور از ذهنی نیست
!
در یکی از نوشته های آرش بیخدا توی وبلاگش یک تیکه کوچک آمده بود در باره همین موضوع . اون گفت حتی میتونه روز قیامت برپا باشه اما خدا وجود نداشته باشه ! من اون موقع وقت پرسش بیشتر را نداشتم اما برام جالب بود چون در واقع اون تلویحا اشاره کرده بود که برپایی قیامت هم با توجه به قوانین فیزیک دور از ذهن نیست
نمیدونم من تا حالا مواد نکشیدم. من ورزشکارم. ولی میدونم مسلمون نبودن و توهمی به اسم خدا رو باور نداشتن برای من آرامش خاصی داره. فکرم رو متمرکز کرده. به زندگیم هم برنامه داده. عجیبه که صبرم هم بالا برده.
اشکالی نداره .دوره دبیرستان را تصور کن . همیشه چند نفر لات والوات بودند که آخر کلاس بشینند و درس نخونند و در عین حال همیشه هم خوشحال باشند و به درس خوانها هم بگند بچه سوسول و بیخیال امتحان آخر سال . اتفاقا اونها هم اصلا وجود معلم و امتحان را نادیده میگیرند و یک چند صباحی آرامش فکری دارند
اشکالی نداره .دوره دبیرستان را تصور کن . همیشه چند نفر لات والوات بودند که آخر کلاس بشینند و درس نخونند و در عین حال همیشه هم خوشحال باشند و به درس خوانها هم بگند بچه سوسول و بیخیال امتحان آخر سال . اتفاقا اونها هم اصلا وجود معلم و امتحان را نادیده میگیرند و یک چند صباحی آرامش فکری دارند .
واقعیت این است که همان لات و الوات گفته شده امروز شدهاند رییس جمهور و شهردار و مدیر، بچه درسخوانهای براستی سوسول هم وبلاگنویس سبز کهریزکی!
واقعیت با آنچه ما دوست داریم و یا آنچه حقیقت میانگاریم همیشه همخوانی ندارد ...